WEBVTT

00:00.115 --> 01:36.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: ✧ Stella ✧ Vita ✧ ANNA ✧ Sayona ✧ نعنا ✧

01:36.775 --> 01:41.374
[تعقیب یشم]

01:41.475 --> 01:44.045
.*.:قسمت بیست و هفتم:.*.

02:04.855 --> 02:05.515
!مراقب باش

02:11.215 --> 02:11.775
چانگ یو

02:12.605 --> 02:13.695
بذار برات توضیح بدم

02:13.925 --> 02:14.925
تو به من دروغ گفتی

02:15.265 --> 02:16.595
توی لین-آن بهم دروغ گفتی

02:17.005 --> 02:18.475
توی اردوگاه هم بهم دروغ گفتی

02:18.475 --> 02:20.275
!تو تمام این مدت داشتی بهم دروغ می‌گفتی

02:20.275 --> 02:21.675
این زخمت هم الکیه؟

02:24.025 --> 02:25.185
صدمه دیدی؟

02:25.935 --> 02:27.595
این موضوع به تو هیچ ربطی نداره

02:29.025 --> 02:30.305
در مورد حرف‌هایی که الان زدی

02:30.305 --> 02:31.765
می‌تونم همه‌ چیز رو توضیح بدم

02:33.115 --> 02:35.245
اول با من برگرد تا درمان بشی

02:36.115 --> 02:37.845
من فقط یه دختر قصابم

02:38.205 --> 02:41.865
چطور می‌تونم بذارم مرزبان محترم وو آن
به خاطر من به زحمت بیفته؟

02:43.765 --> 02:46.325
دلت می‌خواد توی کارهات دخالت نکنم، مگه نه؟

02:46.325 --> 02:48.694
پس چرا بهم دارو دادی و خودت رفتی میدون جنگ؟

02:48.694 --> 02:50.455
اصلا می‌دونی میدون جنگ چه جور جاییه؟

02:50.455 --> 02:53.185
!اونجا جاییه که جون آدم‌ها هیچ ارزشی نداره

02:53.535 --> 02:54.865
همه‌ی حرف‌هایی که  موقع دزدیدن گوسفند و نمک

02:54.865 --> 02:56.455
بهت زدم رو فراموش کردی؟

02:56.455 --> 02:58.455
وقتی گوسفند و نمک‌ها رو دزدیدیم

02:58.855 --> 03:00.985
اون موقع هم داشتی بهم دروغ می‌گفتی، نه؟

03:01.655 --> 03:02.695
مرزبان وو آن

03:02.965 --> 03:04.465
گول زدن من خیلی بهت حال داد؟

03:05.055 --> 03:06.455
من رفتم میدون جنگ

03:06.785 --> 03:08.465
!چون تو بهم دروغ گفتی

03:09.025 --> 03:10.055
من بهت دارو دادم

03:10.245 --> 03:13.045
!چون می‌ترسیدم توی میدون جنگ کشته بشی

03:21.875 --> 03:22.875
من می‌تونم بمیرم

03:23.335 --> 03:25.265
!ولی تو باید زنده بمونی و خوب زندگی کنی

03:34.105 --> 03:35.325
اگه من مردم

03:37.025 --> 03:38.755
می‌تونی فان چانگ نینگ رو با خودت ببری و

03:39.065 --> 03:40.995
یه جا پیدا کنی تا همونجا ساکن بشین

03:42.444 --> 03:44.265
می‌تونی یه مغازه‌ی گوشت آب‌پز باز کنی

03:44.265 --> 03:45.965
یا یه طویله بسازی و خوک پرورش بدی

03:46.095 --> 03:47.425
تا وقتی که زنده‌ای

03:47.845 --> 03:49.444
می‌تونی هر کاری که دوست داری بکنی

03:55.155 --> 03:57.495
توی آینده یه مرد بافرهنگ و مهربون که دوستش داری رو پیدا کن

03:57.495 --> 03:58.694
...و بچه‌دار شو

03:59.625 --> 04:01.225
اون موقع دیگه من نیستم که بتونم دخالت کنم

04:49.485 --> 04:51.195
ولی تا زمانی که من زنده‌ام

04:52.445 --> 04:53.445
تو همیشه

04:54.445 --> 04:55.655
مال من می‌مونی

05:21.375 --> 05:21.935
بانوی من

05:22.125 --> 05:24.385
دوستتون من دی به شدت مجروح شده

05:24.895 --> 05:25.575
کجاست؟

05:25.575 --> 05:27.095
جین یوان بائو بردش به اردوگاه

05:27.095 --> 05:28.495
بانوی من، روسریتون

05:33.695 --> 05:34.335
سرورم

05:34.545 --> 05:36.005
!مشاور زخمی شدن

05:36.715 --> 05:38.615
لطفا بیدار شو

05:39.185 --> 05:41.895
تو از نوجوونی با ما بودی

05:41.915 --> 05:44.085
اگه این‌ طوری بی‌خبر بری

05:44.115 --> 05:47.115
من چطوری باید این رو به خواهر کوچیکت توضیح بدم؟

05:51.305 --> 05:52.635
چه بلایی سر من دی اومده؟

05:53.505 --> 05:55.455
قفسه‌ی سینه‌‌‌اش رو سوراخ کردن

05:55.455 --> 05:56.985
خون همینطوری داره فواره می‌زنه

05:57.455 --> 05:59.255
طبیب همین الان اینجا بود

05:59.665 --> 06:00.255
فقط سرش رو تکون داد و

06:00.255 --> 06:01.985
بدون اینکه حرفی بزنه رفت

06:03.375 --> 06:04.715
آخه چطور همچین چیزی ممکنه؟

06:05.305 --> 06:08.335
وقتی داشتیم میدون جنگ رو پاک‌سازی می‌کردیم

06:08.865 --> 06:10.065
<i>یه دفعه</i>

06:10.745 --> 06:12.765
<i>از بین یه مشت جنازه</i>

06:13.025 --> 06:15.155
<i>یه سرباز کوچولو زد بیرون و حمله کرد</i>

06:25.645 --> 06:26.805
!من دی -
!من دی -

06:34.895 --> 06:35.785
<i>داری در مورد</i>

06:35.895 --> 06:38.095
<i>همون پسری حرف می‌زنی که نگهبان منجنیق بود؟</i>

06:38.385 --> 06:39.615
<i>!آره خودش بود</i>

06:44.705 --> 06:46.905
<i>نباید انقدر دل‌رحم می‌شدم</i>

06:48.265 --> 06:50.185
اگه همون موقع اون بچه رو کشته بودم

06:51.485 --> 06:53.685
الان من دی این‌ طوری اینجا نیفتاده بود

06:58.135 --> 06:59.745
مگه نگفتم دورش رو شلوغ نکنین؟

07:00.545 --> 07:01.345
چی شده؟

07:01.575 --> 07:02.435
بانوی مدیون

07:02.475 --> 07:03.515
تو رو خدا نجاتش بده

07:04.185 --> 07:06.185
نگران نباشین، چیز مهمی نیست

07:06.575 --> 07:07.815
چیز مهمی نیست؟

07:07.845 --> 07:08.745
من همین الان شنیدم که گفتی

07:08.745 --> 07:10.605
!قفسه‌ی سینه‌‌اش سوراخ شده

07:11.455 --> 07:14.185
زره سینه‌‌اش بود
که سوراخ شده

07:15.305 --> 07:16.665
خدا رو شکر، زره جلوی ضربه رو گرفت و

07:16.665 --> 07:18.665
نذاشت به اندام‌های داخلیش آسیبی برسه

07:19.745 --> 07:20.945
این زره همون چیزی بود که

07:21.865 --> 07:24.265
خواهر من دی از من خواسته بود بهش بدم

07:25.895 --> 07:27.305
وقتی داشتم زخمش رو تمیز می‌کردم

07:27.305 --> 07:28.865
شما مردهای گنده

07:28.895 --> 07:29.985
همه‌‌اتون صورت‌هاتون رو پوشوندین و

07:29.985 --> 07:31.045
از ترس جرات نمی‌کردین نگاه کنین

07:31.635 --> 07:33.635
حالا هم دارین الکی خودتون رو می‌ترسونین

07:34.165 --> 07:35.065
پس صورتش چی؟

07:35.065 --> 07:35.925
و... و لب‌هاش؟

07:35.935 --> 07:37.745
از یه جنازه‌ای که سه روز مونده هم رنگ‌پریده‌تره

07:37.745 --> 07:39.405
اون به خاطر شوک شدیده

07:39.705 --> 07:40.935
خودش هم که از قبل ضعیف بود

07:42.115 --> 07:43.774
برای همین بهتون گفتم دورش رو شلوغ نکنین

07:43.774 --> 07:44.895
بذارین خوب استراحت کنه

07:45.325 --> 07:46.355
!حالش خوبه

07:46.385 --> 07:47.585
من برمی‌گردم سر کارم

07:47.805 --> 07:48.515
ممنونم

07:50.575 --> 07:51.635
اینکه خیلی خبر خوبیه

07:52.575 --> 07:53.625
حالش خوبه، برادر

07:53.625 --> 07:54.505
خوشحالم که می‌شنوم

07:54.735 --> 07:55.595
حالش خوب شده

08:10.015 --> 08:10.665
بکش

08:19.815 --> 08:20.305
گزارش

08:20.575 --> 08:22.225
ژنرال شی هو به دست یه سرباز زن کشته شدن

08:22.225 --> 08:24.625
!اون هم با یه چاقوی قصابی از طرف نیروهای دشمن

08:26.625 --> 08:27.555
چی گفتی؟

08:27.745 --> 08:29.385
ژنرال به دست یه سرباز زن کشته شدن

08:29.385 --> 08:30.385
برادر هو؟

08:33.685 --> 08:34.595
غیرممکنه

08:35.424 --> 08:37.765
برادر هو قدرت بی‌نظیری داره، حتی در برابر ده هزار نفر

08:37.765 --> 08:41.185
!ژنرال شی هو قدرت بی‌نظیری داره، حتی در برابر ده هزار نفر

08:41.185 --> 08:42.465
با چشم‌های خودم دیدم

08:42.465 --> 08:44.125
گرز خربزه‌ای طلایی ژنرال شی هو رو ازشون قاپیدن

08:44.125 --> 08:44.875
سه ضربه

08:45.025 --> 08:45.575
نه

08:45.695 --> 08:47.425
!با دو ضربه کتک خوردن و مردن

08:49.825 --> 08:51.405
گفتم که غیرممکنه

08:52.335 --> 08:53.145
!دوباره بگردین

08:53.165 --> 08:53.835
!بله قربان

08:55.085 --> 08:55.795
نه

08:58.615 --> 09:01.095
اون شخص حتما فان چانگ یو بوده

09:04.635 --> 09:06.255
فان چانگ یو؟

09:06.995 --> 09:07.515
گزارش

09:07.535 --> 09:08.685
ارتش یان جوو و ارتش جی جوو

09:08.685 --> 09:10.115
توی جنوب غربی جمع شدن و به اینجا لشکرکشی کردن

09:10.115 --> 09:11.505
دارن نیروهاشون رو یکی می‌کنن تا ما رو محاصره کنن

09:11.505 --> 09:13.965
نیروهامون الان از سه طرف زیر حمله‌‌ان

09:14.925 --> 09:16.135
بیاین راه بیفتیم

09:17.855 --> 09:20.115
پدر توی لو چنگ منتظرمونه

09:20.135 --> 09:21.345
والاحضرت

09:21.565 --> 09:23.405
گفتم، عقب‌نشینی کنین

09:31.015 --> 09:32.795
حق با شماست، والاحضرت

09:33.205 --> 09:34.605
هدف بزرگ شاهزاده

09:36.115 --> 09:37.115
نمی‌تونه منتظر بمونه

09:38.735 --> 09:39.855
عقب‌نشینی

09:42.855 --> 09:45.455
من آدم‌ها رو رهبری کردم تا
توی میدون جنگ با جون و دل جلوشون رو بگیرن

09:45.455 --> 09:47.185
اما باز هم نتونستم متوقفشون کنم

09:47.425 --> 09:49.155
شی یوئه، سوی یوان چینگ رو برد و

09:49.155 --> 09:50.555
منم خودم رو زخمی کردم

09:52.765 --> 09:55.495
اهل علم واقعا توی میدون جنگ
به هیچ دردی نمی‌خورن

09:55.595 --> 09:57.355
بهت گفتم که زره بپوشی، ولی گوش نکردی

09:57.355 --> 09:58.915
اصرار داشتی از جو گه لیانگ تقلید کنی

09:58.915 --> 10:00.315
اصلا شبیهش شدی؟

10:02.715 --> 10:03.475
شیه جیو

10:03.755 --> 10:06.355
به اردوگاه ارتش یان جوو برو و
به طبیب لو بگو بیاد

10:06.355 --> 10:06.885
اطاعت

10:07.745 --> 10:08.345
برگرد

10:12.225 --> 10:13.865
آسیبم جزئیه

10:14.095 --> 10:16.005
نیازی نیست مزاحم طبیب بشی

10:16.035 --> 10:18.235
نمی‌خواد به خاطر یه آسیب جزئی انقدر زحمت بکشی

10:19.485 --> 10:20.545
آسیب جزئی، ها؟

10:21.545 --> 10:22.025
باشه

10:22.395 --> 10:23.475
دامپزشک رو بیار

10:23.715 --> 10:24.315
اطاعت

10:25.145 --> 10:25.745
!برگرد

10:26.925 --> 10:30.215
طبیب دیگه‌ای اینجا نداریم؟

10:33.615 --> 10:34.265
چطوره که

10:34.945 --> 10:36.385
شاهدخت سلطنتی رو دعوت کنم اینجا

10:36.385 --> 10:37.385
تا معاینه‌ات کنه؟

10:40.385 --> 10:41.645
به شاهدخت سلطنتی بگو که

10:42.065 --> 10:43.655
خیلی بد آسیب دیدم و

10:43.685 --> 10:45.305
زندگیم در خطره

10:45.735 --> 10:48.335
ولی اینجوری که به نظر نمیاین

10:48.575 --> 10:50.905
البته که این از ظاهرم معلوم نیست

10:51.155 --> 10:53.155
از درون خیلی به هم‌ریخته‌ام

10:54.515 --> 10:55.115
اطاعت

10:57.695 --> 10:58.815
من کارهای مهمی دارم

10:58.815 --> 10:59.875
دیگه می‌رم

11:21.455 --> 11:22.385
گونگ سون کوچولو

11:22.385 --> 11:23.865
در مورد آسیب‌های بدت شنیدم

11:23.865 --> 11:26.785
مخصوصا اومدم تا برای سفر آخرت سوترا بخونم

11:26.785 --> 11:28.425
ام مانی پد می هوم

11:28.495 --> 11:29.765
ام مانی پد می هوم

11:32.155 --> 11:33.755
ام مانی پد می هوم

11:33.775 --> 11:35.125
ام مانی پد می هوم

11:35.375 --> 11:36.375
تمومش کنین

11:37.505 --> 11:40.365
اگه به خوندن ادامه بدین
اینجوری واقعا می‌میرم

11:48.975 --> 11:50.185
گونگ سون کوچولو

11:50.575 --> 11:53.285
توی طول راه خیلی اذیت شدی
برای همه چیز ازت ممنونم

11:53.285 --> 11:54.425
چیزی نبود

11:55.165 --> 11:56.855
سرورم به کل جهان اهمیت می‌دن

11:56.855 --> 11:58.365
واقعا تحسینشون می‌کنم

11:58.735 --> 12:00.665
حاضرم توی همه‌ی سختی‌ها همراهشون باشم

12:00.665 --> 12:01.935
واقعا چیزی نیست

12:03.175 --> 12:05.925
موقع مقابله با ارتش چونگ جوو

12:05.925 --> 12:08.515
خوشبختانه، سرورم یه راه فرار پیدا کردن

12:08.515 --> 12:10.895
استاد اعظم، واقعا نیازی نیست خیلی نگران ایشون باشین

12:10.895 --> 12:13.895
اصلا نگران اون شاگرد چلمنگم نیستم

12:14.405 --> 12:15.505
نصف ماه پیش

12:15.535 --> 12:18.785
موقع تحویل آذوقه‌ی ارتش جی جوو توی کوهستان

12:18.815 --> 12:21.145
یکی بود که تقریبا نصف نیمه شاگردم بود

12:21.145 --> 12:22.695
اون با عجله برای تحویل آذوقه
از کوهستان بالا رفت و

12:22.695 --> 12:24.095
هیچوقت نیومد پایین

12:24.095 --> 12:26.695
نمی‌دونم الان دقیقا داره چیکار می‌کنه

12:26.725 --> 12:28.645
یه سرباز تحویل آذوقه؟

12:28.985 --> 12:29.685
بله

12:29.845 --> 12:31.245
و اون شاگردتونه؟

12:31.275 --> 12:31.995
بله

12:32.235 --> 12:33.435
ولی تا جایی که من می‌دونم

12:33.505 --> 12:36.905
توقعتون برای قبول شاگرد خیلی بالاست

12:37.045 --> 12:38.645
توی کل یین بزرگ

12:38.665 --> 12:41.015
فقط جیو هنگ چشمتون رو گرفت

12:41.045 --> 12:43.015
چجوری یه سرباز همینجوری توی جاده

12:43.015 --> 12:44.455
توجه‌اتون رو جلب کرده؟

12:44.485 --> 12:46.305
و چرا نصف نیمه شاگردتونه؟

12:46.305 --> 12:48.375
اون دختر خیلی قویه

12:48.395 --> 12:52.085
یه عجوبه توی هنرهای رزمیه

12:52.715 --> 12:55.315
فقط یه کمی شیش می‌زنه

12:55.335 --> 12:56.545
از خوندن خوشش نمیاد

12:56.545 --> 12:57.505
برای همین

12:57.505 --> 12:59.425
یه جورایی نصفه نیمه

12:59.615 --> 13:00.785
شاگردمه

13:02.225 --> 13:03.375
دختر؟

13:04.045 --> 13:05.905
!علیاحضرت، لطفا آروم‌تر

13:06.265 --> 13:07.395
!مراقب باشین، لطفا

13:09.215 --> 13:11.015
علیاحضرت، خوبین؟

13:16.815 --> 13:18.675
علیاحضرت، این مناسب نیست

13:18.695 --> 13:20.185
شیه جیو گفت اون داره می‌میره

13:20.215 --> 13:21.065
کی به تشریفات اهمیت می‌ده؟

13:21.065 --> 13:21.905
منتظرم بمونین

13:22.735 --> 13:23.615
استاد اعظم

13:24.565 --> 13:27.805
اون شاگردی که بهش اشاره کردین اسمش فانه؟

13:29.095 --> 13:30.365
فامیلیش دقیقا فانه

13:30.365 --> 13:31.345
و اسمش هم چانگ یوئه

13:31.345 --> 13:32.815
نوزده سالشه

13:33.025 --> 13:35.595
چی؟ گونگ سون کوچولو، می‌شناسیش؟

13:36.395 --> 13:39.195
پس اون شاگرد چلمنگم هم می‌شناستش؟ -
!گونگ سون -

13:46.275 --> 13:49.005
منظور شیه جیو از اینکه داری می‌میری این بود؟

13:50.265 --> 13:51.235
دارم می‌میرم

13:51.595 --> 13:53.055
از درون داغونم

13:54.265 --> 13:57.195
!علیاحضرت، عرض ادب

13:57.275 --> 13:58.135
!علیاحضرت

13:59.155 --> 14:00.055
ببخشید

14:00.805 --> 14:01.665
!علیاحضرت

14:02.055 --> 14:03.785
علیاحضرت، بذارین توضیح بدم

14:03.815 --> 14:04.605
!علیاحضرت

14:04.605 --> 14:06.035
!علیاحضرت، مراقب باشین، علیاحضرت

14:06.035 --> 14:07.145
لطفا بهم گوش کنین

14:07.145 --> 14:08.285
علیاحضرت، لطفا بذارین توضیح بدم

14:08.285 --> 14:10.075
چرا گولم زدی، رئیس انجمن؟

14:10.075 --> 14:11.935
...نمی‌خواستم گولتون بزنم، من فقط

14:11.935 --> 14:12.765
متاسفم

14:14.735 --> 14:15.375
...من

14:16.785 --> 14:18.145
فقط انتظار نداشتم

14:18.975 --> 14:21.635
انقدر مضطرب به دیدنم بیاین، علیاحضرت

14:21.665 --> 14:22.215
...پس

14:29.735 --> 14:31.265
نمی‌خواد زحمت درآوردنش رو بکشی

14:31.915 --> 14:32.715
دیگه دیر شده

14:36.575 --> 14:37.955
بی‌ادبیم رو ببخشین

14:38.305 --> 14:39.505
فقط یادم اومد

14:39.935 --> 14:42.265
...وقتی داشتیم به جنگ می‌رفتیم تشویقم کردین

14:42.265 --> 14:42.995
رئیس انجمن

14:44.065 --> 14:45.385
چیزی که امروز صبح گفتم

14:45.385 --> 14:47.515
فقط برای زیاد کردن روحیه‌ی سربازها بود

14:47.585 --> 14:48.715
زیاد بهش فکر نکن

14:51.965 --> 14:53.955
به نظر میاد، حالت خوبه، رئیس انجمن

14:54.345 --> 14:56.745
من هنوز بیمارهای زخمی زیادی دارم که باید درمانشون کنم

14:57.245 --> 14:58.765
دیگه می‌رم

15:02.055 --> 15:03.045
علیاحضرت، درد داره؟

15:03.045 --> 15:04.695
درد داره، ولی می‌تونم تحملش کنم

15:18.415 --> 15:19.175
بانو فان

15:20.035 --> 15:21.835
کارکن آشپزخونه سوپ زنجبیل
درست کرده تا سرما رو دفع کنه

15:21.835 --> 15:22.965
براتون یه کاسه آوردم

15:23.745 --> 15:25.675
نیازی نیست، ژنرال جیو

15:25.695 --> 15:27.425
لطفا بدینش به یکی دیگه

15:41.505 --> 15:42.835
چیز دیگه‌ای هست؟

16:02.025 --> 16:03.285
نمی‌خواستم اون موقع ازت

16:03.885 --> 16:04.975
قایمش کنم

16:05.365 --> 16:06.765
برام کمین کرده بودن

16:07.465 --> 16:08.465
بهم حمله کردن و

16:09.465 --> 16:10.795
توی لین-آن گیر افتادم

16:12.305 --> 16:14.405
اتفاقی منو توی برف‌ها نجات دادی

16:14.655 --> 16:16.585
اگه اون موقع بهت می‌گفتم کی هستم

16:17.295 --> 16:19.155
می‌ترسیدم باعت دردسر بشه

16:19.435 --> 16:20.985
پس تصمیم گرفتم یه راز نگهش دارم

16:22.665 --> 16:24.925
از اینکه اون موقع قایمش کردی ناراحت نیستم

16:27.025 --> 16:28.255
پس برای اینکه

16:28.255 --> 16:29.585
این دفعه ازت قایمش کردم ناراحتی؟

16:40.695 --> 16:41.955
اینکه اومدی تا پیدام کنی

16:41.975 --> 16:43.175
واقعا خوشحالم کرد

16:43.975 --> 16:45.065
می‌دونستم که

16:45.505 --> 16:47.105
اگه حقیقت رو می‌فهمیدی

16:47.105 --> 16:48.835
حتی بیشتر عصبانی می‌شدی

16:49.355 --> 16:51.875
برای همین چیزهای زیادی بودن
که می‌خواستم بهت توضیح بدم

16:51.875 --> 16:53.555
ولی نمی‌تونستم شروع کنم

17:01.435 --> 17:02.835
نینگ کوچولو رو به خاطر

17:03.905 --> 17:05.335
هویت من دزدیدن

17:06.015 --> 17:07.085
معذرت می‌خوام

17:08.885 --> 17:10.615
به خاطر دزدیده شدن نینگ کوچولو

17:11.454 --> 17:12.454
تو رو مقصر نمی‌دونم

17:13.315 --> 17:15.105
موقع نجات دادنش زخمی شدی

17:15.675 --> 17:17.335
توی کوهستان بهم دروغ گفتی ولی

17:20.055 --> 17:22.115
من به خاطر اون هم تو رو مقصر نمی‌دونم

17:33.765 --> 17:35.565
تو به خاطر هیچی من رو مقصر نمی‌دونی

17:35.735 --> 17:37.045
یعنی می‌خوای بگی که

17:37.225 --> 17:39.025
می‌خوای ازم جدا بشی؟

17:41.505 --> 17:43.175
ما اصلا تا حالا با هم نبودیم

17:46.205 --> 17:47.845
چجوری می‌تونیم جدا بشیم؟

17:49.885 --> 17:50.885
چی گفتی؟

17:52.885 --> 17:55.075
منظورت چیه که ما تا حالا با هم نبودیم؟

17:55.075 --> 17:56.005
منظورت چی بود؟

18:12.505 --> 18:14.005
ما یه توافقی داشتیم

18:16.365 --> 18:18.485
تو تظاهر کردی داماد سرخونه‌ی منی

18:18.485 --> 18:21.375
ولی یان جنگ توی این دنیا وجود نداره

18:22.575 --> 18:24.375
از اونجایی که یان جنگ یه آدم الکیه

18:26.485 --> 18:27.815
اون قرارداد ازدواج هم

18:27.835 --> 18:29.135
باید الکی باشه

18:31.525 --> 18:33.255
پس چرا اومدی که پیدام کنی؟

18:33.985 --> 18:35.855
چرا گفتی که با قصابی خوک خرجم رو می‌دی؟

18:35.855 --> 18:37.075
چرا تصمیم گرفتی به جام

18:37.075 --> 18:37.885
بری میدون جنگ؟

18:37.905 --> 18:39.475
من به خاطر یان جنگ اومدم

18:43.575 --> 18:44.415
نه برای شیه جنگ

18:44.415 --> 18:45.815
مگه فرقی بینشون هست؟

18:46.415 --> 18:47.225
هردوشون منم

18:47.225 --> 18:48.155
معلومه که فرق می‌کنه

18:52.295 --> 18:53.735
من نمی‌تونم با تو

18:56.025 --> 18:58.065
مرزبان وو آن، مثل یان جنگ رفتار کنم

18:59.605 --> 19:01.865
مرزبان وو آن قهرمان بی‌همتا

19:02.055 --> 19:03.275
از یه خاندان سلطنتیه

19:03.525 --> 19:05.725
اگه با یه زن قصاب باشه

19:06.735 --> 19:08.865
همه‌ی دنیا بهش می‌خندن

19:18.525 --> 19:20.855
دیگه انقدر رو که می‌فهمم

19:22.895 --> 19:24.625
من خودم تصمیم می‌گیرم با کی ازدواج کنم

19:25.095 --> 19:26.935
چه ربطی به بقیه داره؟

19:26.935 --> 19:28.595
تو فقط یه زن قصاب نیستی بلکه

19:28.595 --> 19:30.555
یه قهرمانی که کارهای خیلی بزرگی کر‌ده

19:30.555 --> 19:32.755
اگه واقعا از مسخره کردن بقیه می‌ترسی

19:32.955 --> 19:33.675
باشه

19:34.845 --> 19:37.245
پس من از اعلی‌حضرت می‌خوام که بهمون اجازه‌ی ازدواج بده

19:37.335 --> 19:38.895
اون موقع دیگه علنی با همیم

19:38.895 --> 19:40.335
دیگه کی جرات داره مسخره کنه؟

20:01.815 --> 20:02.575
چانگ یو

20:04.335 --> 20:05.465
اسم من شیه جنگه

20:06.455 --> 20:08.055
اسم رسمیم جیو هنگه

20:09.345 --> 20:10.815
توی ارتش خدمت می‌کنم و

20:11.465 --> 20:12.675
اهل پایتختم

20:12.675 --> 20:13.945
لقبم مرزبان وو آنه

20:16.915 --> 20:18.235
از صمیم قلبم می‌خوام که

20:19.465 --> 20:21.195
ازت می‌خوام باهام ازدواج کنی

20:23.185 --> 20:24.555
امیدوارم که بتونیم با هم آرامش ابدی داشته باشیم و

20:25.435 --> 20:27.365
روزهامون رو با آرامش سپری کنیم

20:29.325 --> 20:34.265
♪اما بین جمعیت، بارها و بارها بیهوده دنبالش می‌گردم♪

20:34.725 --> 20:37.075
♪ناگهان که سرم رو برمی‌گردونم♪

20:37.495 --> 20:40.335
♪اونجا پیداش می‌کنم♪

20:41.095 --> 20:45.415
♪همون جایی که نور فانوس به‌طور مبهم می‌تابه♪

20:46.135 --> 20:50.435
♪اما بین جمعیت، بارها و بارها بیهوده دنبالش می‌گردم♪

20:50.455 --> 20:55.745
♪اما بین جمعیت، بارها و بارها بیهوده دنبالش می‌گردم♪

20:56.365 --> 20:58.575
♪ناگهان که سرم رو برمی‌گردونم♪

20:58.885 --> 21:03.475
♪اونجا پیداش می‌کنم♪

21:05.185 --> 21:14.805
♪همون جایی که نور فانوس به‌طور مبهم می‌تابه♪

21:16.645 --> 21:17.685
می‌فهمم

21:42.265 --> 21:42.985
استاد؟

21:47.565 --> 21:48.765
چی شد اومدین اینجا؟

21:48.895 --> 21:51.575
زخمت جای عجیبیه

21:52.095 --> 21:53.505
شبیه زخم نبرد نیست

21:53.505 --> 21:54.335
بیشتر شبیه

21:54.925 --> 21:56.585
دعواست

21:56.705 --> 21:58.835
...ممکنه به خاطر این باشه که دوباره

22:02.175 --> 22:03.545
توی این نبرد، ارباب چانگ شین

22:03.545 --> 22:05.415
شی هو، یه ژنرال مهم رو از دست داد ولی

22:05.985 --> 22:07.135
شی یوئه یه حمله‌ی غافلگیرانه کرد و

22:07.135 --> 22:08.595
سوی یوان چینگ رو نجات داد

22:09.545 --> 22:11.545
به خاطر یه اشتباه توی نقشه‌ام بود

22:11.945 --> 22:15.265
دوتا از قدرتمندترین ژنرال‌های تخت نظر ارباب چانگ شین

22:15.265 --> 22:16.705
برادرهای شی هستن

22:16.855 --> 22:18.135
حالا که شی هو مرده

22:18.225 --> 22:20.155
اون یکی از آدم‌های دست راستش رو از دست داده

22:22.375 --> 22:26.095
شنیدم که وقتی به کمک ارتش یان جوو رفتی

22:26.095 --> 22:27.745
شی هو قبلا مرده بوده

22:27.745 --> 22:31.005
دیگه چه کسی توی ارتش هست که
تونسته به این دشمن درنده غلبه کنه؟

22:34.335 --> 22:36.385
همسرش شی هو رو کشت

22:36.655 --> 22:38.405
همسر؟ همسر کی؟

22:39.225 --> 22:40.095
همسر خودش؟

22:40.225 --> 22:41.295
ازدواج کردی؟

22:41.415 --> 22:43.945
مگه نگفتی هیچوقت ازدواج نمی‌کنی؟

22:44.785 --> 22:47.435
چرا بهم نگفتی ازدواج کردی؟

22:47.985 --> 22:49.275
داستانش طولانیه

22:50.095 --> 22:52.615
ازدواجی بود که توی یه دوره از بدشانسیم اتفاق افتاد

22:52.615 --> 22:54.015
دوره‌ی بدشانسی؟

22:55.175 --> 22:56.505
دیگه چیزی نمی‌پرسم

22:56.815 --> 22:58.985
اون بانو چطور شی هو رو کشت؟

22:59.335 --> 23:01.175
اون موقع، تعداد ما خیلی کم بود

23:01.175 --> 23:02.855
همسر مرزبان گرز اون رو گرفت و

23:02.855 --> 23:03.895
...با سه ضربه اون رو کشت

23:03.895 --> 23:04.415
...چی

23:05.765 --> 23:07.825
شی هو رو فقط با سه ضربه کشت؟

23:08.265 --> 23:10.705
!اون حتما فرزند یه ژنرال معروف بوده

23:12.025 --> 23:12.745
نه

23:12.865 --> 23:13.815
نه؟

23:14.545 --> 23:17.025
پس حتما یه بانوی خارق‌العاده از یه خاندان معمولیه

23:17.025 --> 23:18.025
جیو هنگ

23:18.335 --> 23:20.575
باید باهاش خوب رفتار کنی

23:22.095 --> 23:23.175
حالا که شی هو مرده

23:23.175 --> 23:26.135
شی یوئه به این راحتی بیخیال این قضیه نمی‌شه و

23:26.265 --> 23:27.995
ارباب چانگ شین مصممه که

23:28.505 --> 23:30.545
لو چنگ رو بگیره

23:30.575 --> 23:33.175
چطور می‌خوای با این مقابله کنی؟

23:35.265 --> 23:36.995
اگه من به ارتش شیه بگم که

23:37.025 --> 23:38.375
برن و با هه جینگ یوان هماهنگ بشن و

23:38.375 --> 23:39.775
ارباب چانگ شین رو شکست بدن

23:39.775 --> 23:42.705
یه نفر حتما می‌پره وسط که خودش اعتبارش رو بگیره

23:42.985 --> 23:44.415
حالا، توی سمت وی یان

23:44.535 --> 23:46.095
برای پوشوندن اشتباه بزرگی که

23:46.095 --> 23:48.155
وی شوان توی شمال غربی کرد

23:48.225 --> 23:49.755
الان بهترین گزینه‌اشون اینه که

23:50.465 --> 23:53.595
اعتبار شکست دادن
شورشی‌های چونگ جوو رو مال خودشون کنن

23:56.255 --> 23:57.785
به نظر من

23:57.785 --> 24:00.305
خیلی هم بد نیست اگه بخوان اعتبارش رو بگیرن

24:03.365 --> 24:05.205
استاد اعظم، منظورتون چیه؟

24:05.235 --> 24:07.105
دیگه کی توی یین بزرگ

24:07.125 --> 24:09.655
توی بیست سالگی مرزبان شده؟

24:10.005 --> 24:11.145
ماه بالا میاد که بره پایین

24:11.145 --> 24:12.495
آب تا لبه پر می‌شه تا سرریز کنه

24:12.495 --> 24:14.465
حتی اگه شورشی‌ها رو سرکوب کنی و

24:14.495 --> 24:15.675
شایستگی‌های ارتشی کسب کنی

24:15.675 --> 24:17.335
وقتی به پایتخت برگردی

24:17.335 --> 24:20.095
دیگه عالیجناب چه پاداشی می‌تونه بهت بده؟

24:20.735 --> 24:23.705
با این وضعیت خیانتکاری که توی دربار هست

24:23.805 --> 24:26.185
بهتره که عقب بکشی و

24:26.205 --> 24:30.975
بقیه رو تماشا کنی که همدیگه رو تیکه پاره می‌کنن

24:31.205 --> 24:32.585
منظورتون اینه که

24:32.605 --> 24:35.175
بذاریم خاندان لی و وی یان اول با هم بجنگن

24:35.205 --> 24:36.975
بعد ما سودش رو ببریم؟

24:39.955 --> 24:41.875
وی یان قدرت نظامی داره و

24:41.895 --> 24:45.205
هه جینگ یوان رو گذاشته که
از جی جوو در مقابل دشمن محافظت کنه

24:45.205 --> 24:46.965
برای همینه که این همه سال

24:46.985 --> 24:51.955
استاد اعظم لی جرات نداشت که جلوی وی یان وایسته

24:52.035 --> 24:53.335
وگرنه، لی وارثش

24:53.335 --> 24:56.465
نوه‌ی عزیزش، لی هوای آن رو

24:56.495 --> 24:57.565
نمی‌فرستاد شمال غربی که

24:57.585 --> 24:59.065
به ارتش بپیونده

25:00.025 --> 25:01.265
یعنی می‌گین

25:01.525 --> 25:03.015
ارباب چانگ شین شورش کرده که

25:03.035 --> 25:05.805
قدرت نظامی بیفته دست خاندان لی؟

25:05.805 --> 25:08.135
نقشه‌ی خاندان لی علیه ارباب چانگ شین

25:08.135 --> 25:10.135
خیلی جواب نمی‌ده

25:10.185 --> 25:14.535
با این حال، می‌گن پسر بزرگ ارباب چانگ شین

25:14.705 --> 25:18.585
سوی یوان هوای، اخیرا رفت و آمد مخفیانه‌ای
با خاندان لی داشته

25:18.905 --> 25:20.205
دود از کنده بلند می‌شه

25:20.205 --> 25:21.595
خیلی مشکوکه

25:21.785 --> 25:23.415
سوی یوان هوای؟

25:24.405 --> 25:26.725
یاد چندتا داستان قدیمی افتادم

25:27.855 --> 25:30.455
بعد از مرگ ولیعهد چنگ ده و ژنرال بزرگ شیه

25:30.475 --> 25:31.935
توی جنگ جین جو

25:32.085 --> 25:33.935
امپراتور فقید یهو گفت که از سلطنت کناره‌گیری می‌کنه

25:33.365 --> 25:35.015
[کوشا و بافضیلت]

25:34.205 --> 25:36.615
و تاج و تخت رو به امپراتور فعلی واگذار کرد

25:36.615 --> 25:37.305
چی شنگ

25:38.355 --> 25:40.085
یه روز یهو قصر شرقی آتیش گرفت و

25:38.975 --> 25:41.095
[بافضیلت و شایسته‌ی پاداش]

25:40.395 --> 25:43.395
ولیعهد و پسرش توی آتیش نابود شدن

25:45.655 --> 25:47.505
اون موقع، همسر ارباب چانگ شین

25:47.505 --> 25:49.925
همراه پسر بزرگش به دیدن قصر شرقی رفته بود

25:49.925 --> 25:51.945
پسر بزرگشون به خاطر سوختگی به حدی آسیب دید

25:51.945 --> 25:53.415
که دیگه نمی‌تونست جایی حضور پیدا کنه

25:53.415 --> 25:55.855
امپراتور فقید هیچ غرامتی نداد

25:56.465 --> 25:58.495
ارباب چانگ شین سال‌هاست که بی‌سروصدا زندگی کرده

25:58.495 --> 25:59.805
از دربار سلطنتی متنفره

25:59.805 --> 26:01.975
این قابل انکار نیست

26:03.195 --> 26:04.895
بعد از پایین رفتن از کوه

26:04.895 --> 26:06.645
فورا به پیام به پایتخت بفرست

26:06.645 --> 26:09.845
تا مخفیانه روی پرونده‌ی آتش‌سوزی
قصر شرقی تحقیق کنن

26:10.135 --> 26:12.205
پسر بزرگ ارباب چانگ شین، سوی یوان هوای

26:12.205 --> 26:14.005
یه دستیار معتمد به اسم جائو شون داره

26:14.005 --> 26:16.735
اون مهر قصر شرقی رو داره

26:18.215 --> 26:19.655
شونزده سال پیش

26:19.695 --> 26:21.625
توی آتیش قصر شرقی

26:22.105 --> 26:23.905
من یکی از بازمانده‌های خوش‌شانس بودم

26:24.605 --> 26:25.645
ولی الان

26:25.685 --> 26:28.465
سوی یوان هوای دستور دستگیریش رو داده

26:28.805 --> 26:30.345
باید قبل از اون

26:30.345 --> 26:31.535
جای حدودی جائو شون رو پیدا کنیم

26:44.635 --> 26:47.345
الان توی چادر گونگ سون

26:47.565 --> 26:50.295
نمی‌تونستم زیاد درمورد مسائل شخصی بپرسم

26:50.785 --> 26:52.265
بذار الان بپرسم

26:52.265 --> 26:53.635
توی این ازدواج

26:53.655 --> 26:55.895
زن گرفتی با صیغه؟

26:57.015 --> 26:58.655
معلومه، زن گرفتم

26:58.895 --> 27:00.715
از اونجایی که این یه ازدواج مناسبه

27:00.745 --> 27:03.025
پس چرا انقدر افسرده‌ای؟

27:09.575 --> 27:11.555
من هویتم رو مخفی کردم و فریبش دادم

27:12.065 --> 27:13.105
حالا که می‌دونه

27:14.035 --> 27:15.875
داره با مرزبان وو-آن ازدواج می‌کنه

27:15.875 --> 27:17.275
قبولش نمی‌کنه

27:18.135 --> 27:19.175
اون گفت که هرگز

27:19.415 --> 27:21.945
برای برابری با من به افتخارات نظامی نیاز نداشته

27:23.425 --> 27:25.985
خیلی زن روشن‌فکریه

27:27.815 --> 27:30.705
خیلی به شاگرد زنی که تازه

27:30.725 --> 27:32.475
توی با شیا قبول کردم شبیهه

27:34.365 --> 27:36.705
حتی اگه مرزبان وو-آن رو به جای شوهرش
بهش پیشنهاد کنی

27:36.705 --> 27:37.985
موافقت نمی‌کنه

27:39.245 --> 27:40.725
همسر منم اینجوریه

27:40.935 --> 27:42.475
مقام‌های عالی و حقوق بالا

27:42.475 --> 27:43.625
براش هیچی نیست

27:43.985 --> 27:46.385
اصلا به ارزش یه کاسه برنج نیستن

27:47.645 --> 27:50.315
اگه بهش چندتا مرغ کبابی بدی

27:50.465 --> 27:52.445
از هر کسی توی دنیا خوشحال‌تر می‌شه

27:52.445 --> 27:54.775
هیچوقت از کار سنگین خسته نمی‌شه

27:54.805 --> 27:57.745
و همیشه انرژی بی‌پایانی داره

27:57.855 --> 28:01.945
اون همیشه شاد و خوشحاله

28:03.745 --> 28:05.155
چرا حس می‌کنم

28:05.175 --> 28:07.375
دارن راجع به یه نفر صحبت می‌کنن؟

28:10.855 --> 28:11.655
استاد

28:12.065 --> 28:14.375
می‌خوام ازتون یه خواهشی بکنم

28:14.635 --> 28:15.435
بگو

28:15.855 --> 28:17.375
استاد، ازتون خواهش می‌کنم

28:17.705 --> 28:19.705
همسر منو به عنوان دختر‌خونده‌اتون قبول کنین

28:20.815 --> 28:22.095
می‌خوای بهش یه

28:22.095 --> 28:24.135
پیشینه‌ی خانوادگی آبرومند بدی

28:24.645 --> 28:26.445
تا سرو‌صداها بخوابه؟

28:27.345 --> 28:28.025
بله

28:29.175 --> 28:30.905
من به اصلیتش اهمیت نمی‌دم

28:31.355 --> 28:32.685
ولی نمی‌خوام مردم هم

28:32.785 --> 28:34.375
به عنوان بهونه ازش استفاده کنن

28:34.375 --> 28:35.835
تا قضاوتش کنن

28:37.635 --> 28:39.225
اگه نخواد قبول کنه

28:39.225 --> 28:41.855
و بخواد یه آدم عادی بمونه چی؟

28:44.065 --> 28:45.525
به انتخابش احترام می‌ذارم

28:46.785 --> 28:49.235
ولی اگه دوست داشته باشه همراه من باشه

28:49.965 --> 28:51.825
دیگه هیچوقت نمی‌ذارم اذیت بشه

28:52.305 --> 28:53.475
انتظار نداشتم تو

28:54.435 --> 28:56.435
انقدر وفادار باشی

28:56.455 --> 28:58.125
دقیقا مثل مادرت

29:01.335 --> 29:01.985
درسته

29:03.035 --> 29:05.605
بهت قول می‌دم

29:09.255 --> 29:10.855
اسم زنی که به تازگی

29:10.855 --> 29:12.305
باهاش ازدواج کردی چیه؟

29:12.665 --> 29:14.295
و چند سالشه؟

29:14.385 --> 29:16.185
اسمش فان چنگ یوئه

29:16.265 --> 29:17.225
نوزده سالشه

29:19.325 --> 29:19.895
...تو

29:20.275 --> 29:21.445
زنت؟

29:22.285 --> 29:23.275
شاگرد زنتون؟

29:23.275 --> 29:24.985
تو اون داماد سرخونه‌ای؟

29:24.985 --> 29:26.855
شما رو برای تعمیر سد دستگیر کردن؟

29:29.375 --> 29:30.025
...تو

30:09.995 --> 30:10.595
...سرورم

30:14.025 --> 30:15.085
چی شده؟

30:15.095 --> 30:16.745
دیگه نصف شبه

30:16.775 --> 30:18.105
فکر کنم باید استراحت کنین

30:19.705 --> 30:21.065
جراحت شیه وو چطوره؟

30:21.065 --> 30:22.505
طبیب گفت اندام‌های داخلیش سالمن

30:22.505 --> 30:24.165
فقط باید استراحت کنه تا خوب بشه

30:24.745 --> 30:25.745
خوشحالم اینو می‌شنوم

30:27.375 --> 30:28.465
اسب منو بیار

30:29.065 --> 30:29.735
...خب، سرورم

30:29.735 --> 30:30.255
برو

30:31.855 --> 30:32.585
بله، سرورم

31:11.455 --> 31:13.805
[شیه]

31:20.465 --> 31:22.665
مرزبان بهتون دستور داده اینجا نگهبانی بدین؟

31:22.855 --> 31:23.465
بله

31:25.465 --> 31:26.725
از اردوگاه نمی‌رم

31:27.335 --> 31:29.865
ژنرال، لطفا برای من مواظب چانگ نینگ باشین

31:30.855 --> 31:31.465
باشه

32:28.855 --> 32:29.585
کی اونجاست؟

32:30.075 --> 32:30.685
!بیا بیرون

32:35.315 --> 32:35.895
منم

32:40.415 --> 32:41.615
برای چی اومدی اینجا؟

32:43.025 --> 32:44.355
خوابم نبرد

32:44.675 --> 32:46.275
برای همین اومدم بیرون تا ذهنم آزاد بشه

32:47.685 --> 32:49.015
تو هم خوابت نبرد؟

32:50.965 --> 32:53.495
جسدهای زیادی توی میدون نبرد دیدم

32:54.725 --> 32:56.385
این روی قلبم سنگینی می‌کنه

33:04.935 --> 33:06.665
اولین بار که به جنگ رفتم

33:09.065 --> 33:10.725
منم خوابم نبرد

33:11.575 --> 33:13.235
و کل شب کابوس می‌دیدم

33:14.725 --> 33:16.005
ولی دفعه‌ی دوم

33:16.345 --> 33:18.605
حتی از دفعه‌ی اول هم آدم‌های بیشتری رو کشتم

33:20.545 --> 33:21.625
کل شب اصلا

33:22.575 --> 33:23.835
نتونستم بخوابم

33:25.985 --> 33:28.385
برای همین رفتم بیرون و دنبال جایی گشتم تا

33:29.465 --> 33:30.785
کل شب ماهیگیری کنم

33:31.195 --> 33:32.645
تا خسته بشم

33:34.155 --> 33:36.555
بعد برگشتم و درجا خوابم برد

33:37.815 --> 33:38.855
از اون موقع

33:39.725 --> 33:41.585
دیگه کابوس ندیدم

33:47.465 --> 33:48.595
همه‌اش گذشته

34:03.095 --> 34:04.955
اگه هنوز احساس خفگی می‌کنی

34:05.225 --> 34:06.155
بیا یه کم با هم بازی کنیم

34:09.955 --> 34:10.504
چی؟

34:10.965 --> 34:11.515
ترسیدی؟

34:15.965 --> 34:16.695
بیا انجامش بدیم

34:40.415 --> 34:41.465
اون چی بود؟

34:41.564 --> 34:42.745
دستی که بهت غذا داده رو گاز می‌گیری؟

34:42.745 --> 34:44.155
همه چیز توی جنگ ممکنه

34:45.125 --> 34:46.715
با عقل جور در میاد

34:47.625 --> 34:49.465
تو اصلا جدی مبارزه نکردی

34:49.465 --> 34:51.735
توی میدون جنگ، من حریفت نمی‌‌شم

34:51.765 --> 34:53.825
توی نبردهای تن‌به‌تن، سرعت حرف اول رو می‌زنه

34:54.294 --> 34:55.465
تو توی استفاده از تیغه‌های کوتاه ماهری

34:55.465 --> 34:57.465
ولی حرکاتت خیلی پرقدرت و سنگینن

34:57.465 --> 34:58.575
کمتر از زور استفاده کن

34:58.575 --> 34:59.505
با جریان حرکت پیش برو و
*بذار حرکاتت رون‌تر باشن و

34:59.505 --> 35:00.565
و بیشتر از فنون استفاده کن

35:00.565 --> 35:01.765
تا سرعتت بالاتر بره

35:03.925 --> 35:04.545
یه دور دیگه

35:04.545 --> 35:05.035
بیا

35:27.165 --> 35:28.875
همین الان داشتی با احتیاط می‌جنگیدی؟

35:28.875 --> 35:29.885
فکر نکن من احمقم

35:30.385 --> 35:32.585
باید اول روش مبارزه‌ی تو بشناسم، بعد بجنگم

35:33.735 --> 35:34.595
یه دور دیگه

35:40.185 --> 35:42.515
بفرما، آماده‌ست، مراقب باش داغه

35:53.915 --> 35:54.755
خیلی خوشمزه‌ست

35:55.215 --> 35:56.545
ترش و شیرینه

35:56.545 --> 35:57.945
ادویه آوردی؟

35:58.775 --> 35:59.295
نه

36:00.045 --> 36:01.245
چند تا میوه چیدم

36:01.625 --> 36:03.495
بعضی‌هاش ترشن، بعضی‌هاش تند

36:04.945 --> 36:06.405
همه‌اشون رو یکی‌یکی امتحان کردی؟

36:18.385 --> 36:19.985
چی شد؟‌ خوشمزه نیست؟

36:28.735 --> 36:30.155
انقدر با من خوب نباش

36:31.565 --> 36:33.165
تو مرزبان وو آنی

36:34.475 --> 36:36.735
و من فقط یه قصاب زن معمولیم

36:37.235 --> 36:39.035
تو بهترین زنی هستی که دیدم
* تو برای من بهترین زنی

36:39.775 --> 36:41.065
من واقعا دوستت دارم

36:43.175 --> 36:44.505
من رو دوست نداشته باش

36:46.875 --> 36:49.875
تو باید یه زن در حد خودت بگیری

36:50.505 --> 36:51.905
یه زندگی باآبرو و پرشکوه داشته باشی

36:52.565 --> 36:54.345
و تا آخر عمر بین مردم با احترام زندگی کنی

36:59.415 --> 37:00.625
احترام مردم؟

37:02.735 --> 37:04.465
من، شیه جنگ، به لطف

37:04.465 --> 37:05.925
دستاوردهای نظامیم به اینجا رسیدم

37:06.025 --> 37:07.425
نه با تحسین دیگران

37:09.535 --> 37:10.935
من مرزبان وو آنم

37:11.045 --> 37:12.285
اگه موقع انتخاب همسر

37:12.635 --> 37:14.755
بخوام از نگاه و قضاوت مردم بترسم

37:14.755 --> 37:16.485
زیادی بزدل نمی‌شم؟

37:19.865 --> 37:20.905
قبلا

37:21.965 --> 37:23.965
هیچ‌وقت به ازدواج فکر نکرده بودم

37:25.425 --> 37:27.025
نه مثل دایی بی‌رحم بودن

37:27.465 --> 37:29.465
و نه مثل مادرم عاشق‌پیشه بودن

37:29.465 --> 37:30.725
هیچ‌کدومشون راه من نبودن

37:31.985 --> 37:33.135
توی میدون جنگ به دنیا اومدم

37:33.135 --> 37:34.705
و قرار بود توی میدون جنگ بمیرم

37:34.705 --> 37:36.095
تموم عمرم فکر می‌کردم

37:37.165 --> 37:38.475
محکوم به مرگ توی میدون جنگم

37:40.425 --> 37:41.215
برای همین

37:42.595 --> 37:45.055
نمی‌خواستم زنی بعد از من بیوه بشه

37:47.575 --> 37:49.025
ولی از وقتی تو رو دیدم

37:49.775 --> 37:50.975
احساس کردم

37:52.955 --> 37:54.355
انگار یه کم از مرگ می‌ترسم

38:08.385 --> 38:08.945
خیلی‌خب

38:09.695 --> 38:10.895
از خودت بگو

38:11.355 --> 38:13.145
بعد از اینکه همه چیز تموم شد

38:13.345 --> 38:14.545
می‌خوای چی کار کنی؟

38:15.315 --> 38:17.695
هنوزم می‌خوای صد تا خوک پرورش بدی

38:17.695 --> 38:18.895
و صدتاشون رو ذبح کنی؟

38:22.065 --> 38:23.525
آینده خیلی دوره

38:24.655 --> 38:26.585
الان فقط به چیزایی که جلوی رومه فکر می‌کنم
*الان فقط می‌تونم به چیزایی که جلوی رومه فکر کنم

38:27.695 --> 38:28.945
به نینگ کوچولو قول دادم که

38:29.165 --> 38:30.645
خواهر چیان و بائو-ار رو پیدا کنم

38:31.825 --> 38:33.215
همینطور عمو جائو

38:33.215 --> 38:34.615
و جین یوان بائو و رفقاش

38:35.655 --> 38:39.385
و همه‌ی همسایه‌ها و هم‌روستایی‌هام که این‌ور و اون‌ورن

38:39.385 --> 38:40.785
می‌خوام همه‌اشون رو برگردونم خونه

38:42.215 --> 38:43.945
با اینکه لین-آن ویرونه شده

38:45.055 --> 38:46.865
ولی می‌تونیم با دستای خودمون

38:47.995 --> 38:50.555
خشت به خشت، بازسازیش کنیم

38:52.825 --> 38:53.465
خیلی‌خب

38:54.395 --> 38:56.265
پس وقتی همه چیز تموم شد

38:57.015 --> 38:59.275
از امپراطور درخواست می‌کنم که منطقه‌ی شمال غربی رو به من بسپره

38:59.355 --> 39:00.265
اینطوری

39:00.465 --> 39:03.505
دیگه هیچ ربطی به پایتخت و اهالیش ندارم

39:03.505 --> 39:05.995
اون‌موقع لین-آن رو با تو از نو می‌سازم

39:06.165 --> 39:07.295
چطوره؟

39:10.845 --> 39:11.855
واقعا می‌خوای

39:13.935 --> 39:14.975
توی لین-آن بمونی؟

39:18.415 --> 39:20.545
روزهایی که با تو توی لین-آن بودم

39:21.155 --> 39:22.325
شادترین روزهایی بودن که

39:22.815 --> 39:24.065
توی تموم زندگیم داشتم

39:26.225 --> 39:28.825
شوهرخواهر، زن‌عمو گفت بیای اونجا ناهار بخوری

39:28.825 --> 39:32.025
هر روز با صدای قصابی کردن تو بیدار می‌شدم

39:34.335 --> 39:36.715
و با نینگ کوچولو و عمو جائو

39:36.915 --> 39:38.155
شطرنج بازی می‌کردیم و

39:38.185 --> 39:39.445
آدم‌برفی درست می‌کردیم

39:41.185 --> 39:42.225
ظهر که می‌شد

39:42.265 --> 39:45.195
می‌تونستم نودل با روده‌ی خوک تو رو بخورم

39:45.525 --> 39:49.315
و می‌تونستم به غیبت‌‌های زن‌عمو جائو درباره‌ی مردم روستا گوش بدم

39:49.385 --> 39:50.675
سی تیل؟

39:52.575 --> 39:54.595
!ببین کی اومده

39:54.695 --> 39:56.975
شب‌ها، من و تو

39:58.115 --> 40:01.715
به صدای جیرجیرک‌ها گوش می‌دادیم و با هم درس می‌خوندیم

40:02.435 --> 40:03.585
برای همه‌‌ی اون چیزها

40:06.465 --> 40:07.695
خیـلی دلم تنگ شده

40:27.575 --> 40:28.975
انقدر محکم فشار می‌دی

40:29.545 --> 40:32.075
نمی‌ترسی زخم دستت دوباره باز بشه؟

40:33.495 --> 40:35.155
بیشتر از این می‌ترسم که من رو بزنی

40:35.385 --> 40:37.605
به خاطر اینکه بی‌هوا بوسیدیم

40:38.455 --> 40:39.515
اگه نزنیم

40:39.725 --> 40:41.525
دیگه اونطوری نمی‌بوسمت

40:45.135 --> 40:45.865
بخور

40:45.889 --> 44:05.889
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: ✧ Stella ✧ Vita ✧ ANNA ✧ Sayona ✧ نعنا ✧
