WEBVTT

00:00.115 --> 00:10.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Vanilla ✧ Padideh ✧ Violet ✧ Nargess ✧ Stella ✧

00:11.705 --> 00:12.355
!نگهبان‌ها

00:13.195 --> 00:13.755
بله، قربان

00:13.785 --> 00:15.435
!فقط یان جنگ رو مجازات کنین

00:15.705 --> 00:16.235
!اطاعت، قربان

00:16.985 --> 00:18.395
!اعدامش کنین -
!سرورم -

00:18.395 --> 00:19.715
!شوهرم واقعا از هیچی خبر نداشت

00:19.715 --> 00:20.575
!سرورم

00:21.145 --> 00:22.395
!شوهرم واقعا از هیچی خبر نداشت

00:22.395 --> 00:23.185
!سرورم -
!انجامش بدین -

00:23.185 --> 00:23.875
!برو کنار

00:24.115 --> 00:25.025
!صبر کنین

00:46.075 --> 00:47.755
اگه می‌خواین اونو مجازات کنین، باید من رو هم مجازات کنین

00:47.755 --> 00:50.685
!من هم مسئول اتفاقی که امروز افتاد هستم

00:51.675 --> 00:53.055
مسئول چی بودی؟

00:53.055 --> 00:53.985
بانوی مدیون

00:54.015 --> 00:55.745
!این ربطی به شما نداره

00:55.955 --> 00:57.865
من هم کاملا آگاه بودم که بانو فان

00:57.865 --> 00:59.195
زندانی رو فراری داد

00:59.545 --> 01:00.955
ولی نتونستم گزارشش بدم

01:00.955 --> 01:02.015
پس من هم گناهکارم

01:02.185 --> 01:03.845
...من صرفا یه طبیب ناچیزم

01:05.565 --> 01:07.895
چه اهمیتی داره اگه تا سرحد مرگ بزنینم؟

01:08.435 --> 01:10.295
اینا مقررات نظامیه

01:11.645 --> 01:12.975
مقررات نظامی؟

01:13.315 --> 01:14.775
پس اول باید زانو بزنم

01:21.425 --> 01:22.154
!صبر کنین

01:28.795 --> 01:29.654
سرورم

01:32.445 --> 01:34.525
یه اتفاقی توی غار افتاد

01:34.904 --> 01:37.165
شی یوئه چندتا جنگجوی نخبه رو به کار گرفته بود

01:37.265 --> 01:38.154
تا توی دیوار تونل بزنن و

01:38.154 --> 01:39.885
سوی یوان چینگ رو نجات بدن

01:40.154 --> 01:42.755
اگه بانو فان اتفاقی اون رو فراری نمی‌داد

01:42.785 --> 01:45.315
احتمالا اون آدم رذل الان نجات پیدا کرده بود

01:46.315 --> 01:48.315
به علاوه، بانو فان

01:48.515 --> 01:51.115
با سرخود رفتار کردن، فرمان‌های نظامی رو نقض کرد

01:51.344 --> 01:52.955
و گروگان رو نجات داد

01:53.915 --> 01:54.945
به نظر من

01:55.154 --> 01:57.145
شایستگی‌هاش، کاستی‌هاش رو جبران می‌کنه

01:57.344 --> 01:58.265
...درسته، سرور

01:58.265 --> 01:59.525
درسته، سرورم؟

02:01.545 --> 02:02.345
خب

02:03.065 --> 02:06.425
از اونجایی که مشاور و طبیب هر دو تقاضای ملایمت کردن

02:06.425 --> 02:07.395
...پس

02:08.115 --> 02:09.585
باید این بار ازتون بگذرم؟

02:10.025 --> 02:10.825
!یان جنگ

02:12.195 --> 02:14.565
نظرت چیه؟

02:29.475 --> 02:30.935
ممنونم، سرورم

02:31.795 --> 02:34.855
!ممنونم، سرورم -
!ممنونم، سرورم -

03:59.545 --> 04:04.905
[تعقیب یشم]

04:05.025 --> 04:07.505
.*.:قسمت بیست و ششم:.*.

04:08.825 --> 04:10.915
بانو فان یه آدم عادی نیست

04:11.025 --> 04:12.385
...باید می‌دیدیش

04:12.745 --> 04:14.475
چهارتا از اون گونی‌های نمک

04:14.475 --> 04:15.585
که 50 یا 60 کتی وزن داشتن رو هم‌زمان

04:15.585 --> 04:16.625
!کول کرد

04:16.985 --> 04:18.185
با یه دست گونی‌های نمک رو گرفته بود

04:18.185 --> 04:19.715
...و با یه دست دیگه بره‌ی کبابی، و می‌دویید

04:19.715 --> 04:20.985
!از همه هم سریع‌تر بود

04:20.985 --> 04:22.305
...اون رفتار شجاعانه و قهرمانانه‌اش

04:22.305 --> 04:24.625
!شبیه یه الهه‌ی آسمونی بود

04:24.625 --> 04:26.235
به علاوه شنیدم که

04:26.745 --> 04:29.675
وقتی بانو فان توی اردوگاه رودخونه‌ی وو آجرها رو می‌کشیده

04:29.745 --> 04:31.475
تنهایی 300 کتی رو حمل می‌کرده

04:31.475 --> 04:32.675
!با یه حرکت -
چقدر؟ -

04:32.715 --> 04:33.985
سیصد کتی؟

04:33.985 --> 04:35.145
کی این رو بهت گفت؟

04:35.865 --> 04:37.715
...هر سبد 300 کتی وزن داشت

04:37.715 --> 04:39.305
!تنهایی می‌تونست دوتاش رو حمل کنه

04:39.305 --> 04:40.545
!می‌شه 600 کتی

04:40.835 --> 04:42.385
ششصد کتی؟ -
ششصد کتی؟ -

04:42.385 --> 04:44.115
ممکنه کسی انقدر قوی باشه؟

04:44.115 --> 04:45.215
شناختمت

04:45.385 --> 04:48.155
...تو اونی هستی که کنار بانو فان شایستگی کسب کردی

04:48.155 --> 04:49.185
جوخه‌ی خوک

04:50.155 --> 04:51.715
جوخه‌ی قصابی خوک

04:52.115 --> 04:53.945
درسته، جوخه‌ی قصابی خوک

04:54.345 --> 04:55.274
بشین، مرد

04:55.274 --> 04:56.835
بشین، بشین -
بیا، مرد -

04:56.835 --> 04:57.715
بشین، مرد

04:57.715 --> 04:59.095
بشین، بشین

05:00.545 --> 05:01.875
درباره‌ی اون شب بگم

05:02.445 --> 05:03.645
باد میومد و ماه توی آسمون نبود

05:03.645 --> 05:05.105
بانو فان یهویی متوجه شد

05:05.115 --> 05:06.805
یه چیز عجیب بیرون اردوگاهه

05:06.805 --> 05:09.215
یهویی، با یه ضربه‌ لگد زد

05:09.245 --> 05:10.425
و در چوبی با قفل آهنی رو

05:10.425 --> 05:12.835
باز کرد

05:12.835 --> 05:14.275
بانو فان

05:14.625 --> 05:17.285
با یه لگد دروازه‌ی اردوگاه رو باز کرد

05:17.385 --> 05:19.385
تنهایی مسافت 10 لی رو با اسب طی کرد

05:19.385 --> 05:20.355
!و اون پیش‌آهنگ رو کشت

05:20.355 --> 05:22.475
اون دروازه‌ی آهنی بزرگ اردوگاه نظامی رو باز کرد

05:22.475 --> 05:24.185
و بدون توقف مسافت 80 لی رو دوید

05:24.185 --> 05:25.385
با ضربات قاطعانه و سریع

05:25.385 --> 05:27.185
!با سرهای سه‌تا از پیش‌آهنگ‌های دشمن برگشت

05:27.185 --> 05:28.945
بانو فان قبلا

05:28.985 --> 05:30.355
قصاب بوده

05:30.545 --> 05:31.545
همه توی روستای لین-ان

05:31.545 --> 05:32.715
می‌شناسنش

05:33.475 --> 05:34.865
با یه سیلی

05:34.865 --> 05:37.545
!می‌تونست یه خوک چاق و گنده رو از پا دربیاره

05:38.235 --> 05:39.945
اون روزها

05:40.065 --> 05:41.695
شجاع و قهرمان بود

05:41.835 --> 05:43.274
وقتی با راهزن‌ها می‌جنگید

05:43.355 --> 05:44.835
می‌تونست از پس صد نفر

05:44.835 --> 05:46.355
بدون عقب‌نشینی بربیاد

05:46.355 --> 05:48.235
یه بار دروازه‌ی شهر رو با لگد باز کرد

05:48.235 --> 05:50.295
حتی هزاران راهزن پشت دروازه

05:50.295 --> 05:51.835
حریفش نبودن

05:51.835 --> 05:54.185
اون تنهایی به اردوگاه شی هو فرستاده شد

05:54.274 --> 05:55.385
اونجا 4تا گونی نمک

05:55.385 --> 05:57.225
پنج‌تا گونی برنج، 6تا سبد سبزیجات

05:57.225 --> 05:59.055
...و 4تا بره‌ی کبابی کامل رو حمل می‌کرد

05:59.155 --> 06:00.305
!و توقف‌ناپذیر به نظر میومد

06:00.305 --> 06:01.385
به علاوه شنیدم که

06:01.385 --> 06:03.645
!یه بار یه خرس رو با یه ضربه کشته

06:04.795 --> 06:07.475
یه زن توانمند به اندازه‌ی ده‌تا مرد ارزش داره

06:07.505 --> 06:08.765
واقعا توانمنده

06:08.875 --> 06:10.825
شوهرش واقعا خوش‌شانسه

06:10.865 --> 06:11.945
ولی شنیدم که

06:12.005 --> 06:14.385
این بار شوهرش خیلی زخمی شده

06:14.385 --> 06:16.155
سرفه که می‌کرد خون بالا میاورد

06:16.305 --> 06:18.295
ممکنه زنده نمونه

06:18.385 --> 06:19.275
داره می‌میره

06:19.455 --> 06:21.225
از قبل بردنش توی چادر خصوصی

06:21.225 --> 06:24.065
حتی اگه نمیره، سر و وضعش دیگه خوب نمی‌شه

06:24.275 --> 06:26.875
تعجبی نداره که این بار بانو فان فقط گوشت برد

06:27.115 --> 06:29.775
معلوم شد داره آخرین غذا رو برای شوهرش می‌پزه
(زبونتو گاز بگیر)

06:30.305 --> 06:32.765
واقعا وفادار و از خود گذشته‌ست

06:59.795 --> 07:00.505
خواهر

07:02.275 --> 07:04.195
رد بو رو دنبال کردی، مگه نه؟

07:04.195 --> 07:05.295
یه کم دیگه سوپ بره حاضره

07:05.295 --> 07:06.355
یه کاسه برات میارم

07:09.675 --> 07:11.945
برادر بزرگت و نوچه‌های احمقش کجان؟

07:11.945 --> 07:15.125
تا وقتی...نیستن

07:16.035 --> 07:17.695
باید یه چیزی بهت بگم

07:17.715 --> 07:18.475
...خب

07:19.715 --> 07:20.305
ادامه بده

07:21.675 --> 07:22.985
...شنیدم که

07:22.985 --> 07:23.745
!چانگ یو

07:24.155 --> 07:25.155
داری غذا می‌پزی؟

07:25.455 --> 07:26.885
بانوی مدیون، درست به موقع اومدین

07:26.885 --> 07:27.745
یه کم دیگه سوپ بره حاضره

07:27.745 --> 07:28.595
یه کاسه براتون میارم

07:28.595 --> 07:29.155
باشه

07:30.095 --> 07:30.885
ادامه بده

07:31.285 --> 07:32.285
بوش خیلی خوبه

07:37.355 --> 07:38.595
...این پسر

07:39.155 --> 07:40.035
چانگ یو

07:40.715 --> 07:43.915
شنیدم یه بار با یه لگد دروازه‌ی شهر رو باز کردی، آره؟

07:44.305 --> 07:46.865
کی می‌تونه دروازه‌ی شهر رو فقط با یه لگد باز کنه؟

07:46.865 --> 07:48.115
...منم شنیدم

07:48.235 --> 07:49.745
شنیدم که گوشت گوسفند رو قاپیدی

07:49.745 --> 07:52.145
فقط برای اینکه
آخرین وعده‌ی غذایی شوهرت رو درست کنی

07:53.355 --> 07:54.545
اونا فقط دارن از خودشون حرف درمیارن

07:54.545 --> 07:55.385
بهشون گوش نده

07:55.385 --> 07:56.715
همه‌ی اینا رو از خودشون درآوردن؟

07:56.865 --> 07:59.545
اگه این شایعات به گوش مرزبان وو آن برسه

07:59.675 --> 08:02.675
می‌ترسم دستور بده سر اون آدم‌ها رو قطع کنن

08:04.155 --> 08:05.885
تا این حد پیش نمی‌ره، مگه نه؟

08:05.985 --> 08:07.235
مرزبان وو آن

08:07.715 --> 08:09.515
با اینکه یه کم لکنت زبون داره

08:09.915 --> 08:12.655
به نظر می‌رسه اخلاق خوبی داشته باشه

08:12.915 --> 08:15.385
هر چی باشه، به من و شوهرم سخت نگرفت

08:15.385 --> 08:16.035
من

08:16.065 --> 08:18.385
چیز خاصی ندارم که باهاش جبران کنم

08:18.505 --> 08:19.715
برای همین یه کم

08:19.715 --> 08:21.305
سوپ بره و خورش و

08:21.425 --> 08:22.235
گوشت تفت داده شده درست کردم

08:22.235 --> 08:23.965
بعدش کمکم کن اینا رو ببرم براش

08:25.355 --> 08:28.885
پس دیگه از مرزبان وو آن کینه‌ای به دل نداری؟

08:28.985 --> 08:30.505
چطور می‌تونم کینه به دل داشته باشم؟

08:30.835 --> 08:32.725
هر صنفی قوانین خودش رو داره

08:32.745 --> 08:33.985
حتی ما قصاب‌ها

08:34.115 --> 08:36.375
قانون داریم که اشانتیون ندیم

08:36.475 --> 08:38.115
چه برسه به ارتش

08:38.784 --> 08:40.985
این دفعه خودسرانه عمل کردم

08:41.265 --> 08:43.065
شانس آوردم که نیروی کمکی رسید

08:43.115 --> 08:44.245
اگه نیومده بودن

08:44.315 --> 08:46.785
منم با اون عوضی مرده بودم

08:46.955 --> 08:48.665
واقعا ارزشش رو نداشت

08:48.665 --> 08:49.555
دفعه‌ی بعد

08:49.795 --> 08:51.115
حتما از دستورات پیروی می‌کنم و

08:51.115 --> 08:53.115
!هر جا که بهم دستور دادن همونجا رو می‌زنم

08:55.205 --> 08:57.405
حتما چندتا عمر طول کشیده تا

08:58.205 --> 09:00.345
همچین شانسی بیاره و لیاقت زنی مثل تو رو داشته باشه

09:01.145 --> 09:02.315
بیا اینجا، بذار کمکت کنم

09:02.315 --> 09:02.865
بیا

09:03.145 --> 09:04.465
بذار یه کاسه برات بکشم تا بچشی

09:04.465 --> 09:05.105
باشه

09:05.745 --> 09:06.235
بفرما

09:06.235 --> 09:06.715
بگیر

09:08.315 --> 09:09.075
ببین چاشنیش اندازه‌ست

09:09.075 --> 09:09.595
باشه

09:09.596 --> 09:11.665
[خاندان شیه]

09:13.865 --> 09:14.505
یان جنگ؟

09:19.515 --> 09:20.185
تا تهش رو بخور

09:20.715 --> 09:22.045
کمکت می‌کنه تا زودتر خوب بشی

09:22.665 --> 09:23.725
تو نمی‌خوری؟

09:24.215 --> 09:26.875
وقتی داشتم غذا می‌پختم
نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

09:26.905 --> 09:28.105
حسابی خودم رو سیر کردم

09:52.865 --> 09:55.015
هنوز زخمی هستی و کامل خوب نشدی

09:55.435 --> 09:56.565
باید بیشتر غذا بخوری

09:57.725 --> 09:58.855
تا زودتر خوب بشی

09:59.075 --> 10:01.735
♪درست مثل یه طرح منعکس شده توی آینه‌ست♪

10:02.225 --> 10:04.815
♪فکر می‌کنم کسی که ساده‌لوحه، منم♪

10:05.475 --> 10:07.025
♪قلبم رو باز می‌کنم♪

10:07.635 --> 10:11.875
♪تو رو توی روحم مخفی می‌کنم♪

10:15.185 --> 10:17.855
♪ماه به ساکتی منه♪

10:18.475 --> 10:19.944
♪نور می‌درخشه♪

10:19.945 --> 10:21.045
امروز

10:21.675 --> 10:23.555
مرزبان وو آن می‌خواست ما رو مجازات کنه

10:23.555 --> 10:24.625
عصبانی نیستی؟

10:26.145 --> 10:27.505
مرزبان وو آن حق داشت ما رو سرزنش کنه

10:28.705 --> 10:30.195
من و جوخه‌ی قصابی خوک

10:30.715 --> 10:32.545
این دفعه تونستیم سالم برگردیم

10:32.545 --> 10:34.005
فقط به خاطر اینکه شانس آوردیم

10:35.315 --> 10:38.235
بعدا می‌رم از ارباب گونگ سون
در مورد قوانین نظامی می‌پرسم

10:38.365 --> 10:40.385
قول می‌دم دیگه این اشتباه رو تکرار نکنم

10:40.385 --> 10:41.115
تازه

10:41.135 --> 10:42.975
اگه مرزبان وو آن بازم خواست مجازاتت کنه

10:43.075 --> 10:44.275
بهش بگو بیاد سراغ من

10:44.315 --> 10:45.475
تو زخمی هستی

10:45.505 --> 10:47.025
دیگه تحمل مجازات بیشتری رو نداری

10:47.025 --> 10:48.155
من می‌تونم کتک بخورم

10:52.625 --> 10:53.555
عوض شدی

10:54.985 --> 10:56.255
اون موقع‌ها توی روستای لین-آن

10:56.285 --> 10:58.815
عمرا اشتباهت رو قبول نمی‌کردی

10:58.855 --> 10:59.865
♪ترجیح می‌دم از این زندگی استفاده کنم و♪

10:59.895 --> 11:01.024
♪تا ابد از عشقمون محافظت کنم♪

11:01.025 --> 11:02.625
بعد از این همه سختی که کشیدم

11:02.905 --> 11:04.715
چطور می‌تونم هنوز همون دختر قصاب ساده باشم که

11:04.715 --> 11:07.315
فقط بلد بود خوک بکشه و گوشت بفروشه؟

11:08.435 --> 11:10.785
تا وقتی که بتونم اون عوضی
سوی یوان چینگ رو همون‌ قدر که دلم می‌خواد

11:10.785 --> 11:12.245
حسابی کتک بزنم

11:12.625 --> 11:14.755
می‌تونم هر قانون نظامی رو رعایت کنم

11:16.725 --> 11:18.375
باشه، بهت قول می‌دم

11:20.505 --> 11:21.625
تو به من قول می‌دی؟

11:21.645 --> 11:22.985
انگار تو اینجا کاره‌ای هستی

11:23.395 --> 11:24.635
هر چی که بخوای

11:25.665 --> 11:27.325
قول می‌دم برات فراهمش کنم

11:33.865 --> 11:36.795
باید داروی گیاهیت رو تا گرمه بخوری

11:38.755 --> 11:39.425
<i>راستی</i>

11:39.985 --> 11:42.785
<i>وقتی داشتم روی سد کار می‌کردم یه پیرمرد رو دیدم</i>

11:43.385 --> 11:45.955
<i>زبونش تند بود ولی قلب مهربونی داشت</i>

11:46.115 --> 11:47.145
<i>برای نجات من</i>

11:47.595 --> 11:50.355
حتی قرعه‌ی مرگ و زندگیش رو با من عوض کرد

11:50.355 --> 11:51.385
حالا که کمکت کرده

11:51.385 --> 11:53.785
وقتش که رسید ترفیعش می‌دیم

11:55.035 --> 11:56.495
تو چطوری می‌تونی ترفیعش بدی؟

12:07.875 --> 12:09.265
...منظورم

12:10.905 --> 12:11.705
توی آینده بود

12:13.025 --> 12:14.665
انقدر مطمئنی که

12:15.145 --> 12:17.005
یه روز ژنرال می‌شی؟

12:29.835 --> 12:30.985
...اگه

12:32.145 --> 12:33.355
...منظورم اینه که اگه

12:35.985 --> 12:37.315
اگه توی آینده

12:37.315 --> 12:39.975
یه مقام رسمی بالاتر از ژنرال بشم چی؟

12:40.285 --> 12:41.305
مثلا چی؟

12:43.635 --> 12:44.785
...مثلا

12:46.245 --> 12:47.905
اینکه مرزبان یا ارباب بشم؟

12:50.715 --> 12:53.085
مرزبان یا ارباب؟

12:55.505 --> 12:57.235
اون وقت، من قصاب

12:57.385 --> 12:58.985
نمی‌شم همسر مرزبان؟

13:00.315 --> 13:01.445
دلت می‌خواد؟

13:02.315 --> 13:03.315
معلومه که دلم می‌خواد

13:03.335 --> 13:05.665
فقط یه احمق همچین چیز خوبی رو رد می‌کنه

13:32.575 --> 13:33.785
باید اینا رو با احتیاط مصرف کنم

13:34.155 --> 13:35.415
زیاد برام نمونده

13:53.955 --> 13:54.625
بیا داخل

13:56.875 --> 13:59.145
اون مشاور ارتش و مدیر غرفه‌ی خودمونه

13:59.145 --> 14:00.025
این طوری که باهاش حرف می‌زنی

14:00.025 --> 14:02.155
نمی‌ترسی کینه به دل بگیره؟

14:03.265 --> 14:05.075
توی ارتش کلی کار برای انجام دادن هست

14:05.075 --> 14:07.675
نمی‌تونیم درگیر این همه تشریفات بشیم

14:08.715 --> 14:09.435
مگه نه؟

14:10.355 --> 14:10.985
آره

14:11.035 --> 14:12.695
کارهای نظامی توی اولویتن

14:13.715 --> 14:14.985
پس تنهاتون می‌ذارم حرف بزنین

14:14.985 --> 14:16.315
من می‌رم یه کم آب جوش بیارم

14:24.755 --> 14:25.755
نقشه‌‌امون گرفت؟

14:26.515 --> 14:29.515
شنیدم یه پیام فوری از لو چنگ گرفتی

14:30.785 --> 14:33.905
...ارباب چانگ‌ شین احتمالا داره نیروهای اصلیش رو جمع می‌کنه

14:35.295 --> 14:38.225
می‌خواد یه‌سره کار رو تموم کنه

14:39.115 --> 14:40.595
شی‌ یوئه و شورشی‌ها

14:40.595 --> 14:42.795
بی‌محابا سمت سوی یوان‌ چینگ تیر انداختن

14:42.795 --> 14:44.795
دیگه اون گروگان هم فایده‌ای نداره

14:45.625 --> 14:47.135
قبلا می‌ترسیدن به گروگان آسیب بزنن

14:47.135 --> 14:49.645
به خاطر همین با هزار نفر جلو سی‌هزار نفر وایستادیم

14:49.645 --> 14:51.105
ولی طبق چیزی که امروز دیدیم

14:52.315 --> 14:53.315
اون گروگان

14:54.025 --> 14:55.485
دیگه ارزش خاصی نداره

14:56.745 --> 14:57.785
...انگار

14:59.395 --> 15:00.865
یه نبرد بزرگ توی راهه

15:06.845 --> 15:07.575
برادر

15:07.855 --> 15:09.665
...ولی وارث مسلم خودش گفت

15:09.665 --> 15:11.235
نگران جونش نباشیم و

15:11.235 --> 15:13.235
!فقط طبق نقشه حمله کنیم

15:14.235 --> 15:16.145
ولی اون وارث مسلمه

15:17.195 --> 15:19.435
چطوری نادیده بگیریمش؟

15:19.745 --> 15:20.905
توی نبرد امروز

15:21.115 --> 15:23.505
اون ضربه‌ی شمشیر بین این همه آدم خورد بهش

15:23.505 --> 15:24.985
...جفتمون می‌دونیم اخلاقش چطوریه

15:24.985 --> 15:25.985
از کوچیک‌ترین چیز کینه می‌گیره و

15:25.985 --> 15:27.315
زود از کوره درمی‌ره

15:27.475 --> 15:28.715
می‌ترسم

15:29.625 --> 15:31.825
راحت از قضیه‌ی امروز نگذر‌ه

15:32.265 --> 15:33.505
...منظورت اینه که

15:34.025 --> 15:35.285
اگه از همه‌ی اینا هم سالم دربیایم

15:35.715 --> 15:37.175
بازم ازمون نمی‌گذره؟

15:39.415 --> 15:40.245
برادر

15:40.835 --> 15:42.625
!دستورات ارباب مطلقن

15:42.625 --> 15:43.985
اگه خرابش کنیم

15:44.505 --> 15:46.635
!در هر صورت کارمون تمومه، برادر

15:48.235 --> 15:50.565
اگه اتفاقی برای وارث مسلم بیفته

15:51.595 --> 15:53.995
حتی اگه نقشه‌ی بزرگ ارباب موفق بشه

15:54.435 --> 15:56.895
وقتی وارث مسلم تاج‌وتختو بگیره

15:57.505 --> 15:59.835
ما دو تا روز خوش نمی‌بینیم

16:00.435 --> 16:02.385
الان دیگه مقصر ماییم

16:03.595 --> 16:05.385
یوئه، دیگه دودلی بسه

16:05.475 --> 16:06.555
!یه تصمیم بگیر

16:09.785 --> 16:10.665
باشه

16:12.025 --> 16:13.955
فردا حمله‌ی کامل رو شروع می‌کنیم

16:16.665 --> 16:18.865
اگه بتونیم وارث مسلم رو نجات بدیم که عالیه

16:18.865 --> 16:20.305
اگه نه

16:21.075 --> 16:23.435
سر شیه جنگ رو می‌بریم

16:23.955 --> 16:26.025
تقدیم ارباب می‌کنیم

16:28.955 --> 16:30.355
داری چیکار می‌کنی؟

16:31.475 --> 16:33.675
چیه که نمی‌تونی جلوی بقیه بگی؟

16:35.115 --> 16:36.475
چرا مخفی‌کاری می‌کنی؟

16:38.025 --> 16:38.785
خواهر

16:39.505 --> 16:42.165
شنیدم چند روز دیگه قراره نبرد بشه

16:42.405 --> 16:45.755
این همه‌ی پولیه که از وقتی اومدم ارتش جمع کردم

16:46.105 --> 16:47.085
یه مقدارش رو هم

16:47.085 --> 16:49.765
برادر بزرگ توی قمارخونه بهم داده بود

16:49.995 --> 16:51.905
برام نگهش دار، خواهر

16:54.955 --> 16:56.435
چرا به جای من به برادرت نمی‌دی

16:56.435 --> 16:57.355
نگهش داره؟

16:57.495 --> 16:59.255
اون هم می‌ره جنگ

17:00.145 --> 17:01.925
تو که نمی‌جنگی

17:02.365 --> 17:04.355
پیش تو امن‌تره

17:05.835 --> 17:07.665
شمشیر که شوخی نداره

17:08.184 --> 17:10.385
اگه توی میدون جنگ مردم

17:11.315 --> 17:13.315
خواهش می‌کنم این پول رو

17:13.625 --> 17:15.505
بده به خواهر کوچیکم

17:19.795 --> 17:21.425
باشه، باشه -
چقد شومی تو -

17:21.425 --> 17:22.995
کی گفته همچین حرف‌های بدبینانه‌ای بزنی؟

17:22.995 --> 17:24.145
...هی دم از مردن نزن

17:24.145 --> 17:25.275
دیگه نگو

17:26.595 --> 17:27.704
من کی‌ام؟

17:28.795 --> 17:31.115
از اونجایی که تونستم همه‌اتون رو سالم با خودم بیارم اینجا

17:31.115 --> 17:33.115
می‌تونم سالم برگردونمتون خونه

17:33.605 --> 17:35.145
هیچ‌کس جا نمی‌مونه

17:35.145 --> 17:36.145
!خودت نگهش دار

17:36.835 --> 17:38.095
اگه بدیش به من

17:38.465 --> 17:39.595
وقتی برگشتم لین‌-آن

17:39.595 --> 17:41.315
همه‌اش رو خرج خوک می‌کنم و

17:41.315 --> 17:42.775
یه پاپاسی هم گیرت نمیاد

17:45.995 --> 17:48.655
باشه... برات خوک می‌خرم، خواهر

17:51.605 --> 17:52.695
برو بخواب

17:53.275 --> 17:55.275
دیگه به این چرت‌وپرت‌ها فکر نکن

17:57.515 --> 17:58.625
چشم، خواهر

18:24.225 --> 18:24.835
زود باش

18:25.035 --> 18:28.115
[شیه]

18:25.555 --> 18:26.755
!همه‌ی واحدها، جمع شن

18:29.465 --> 18:30.335
!عقب نمونین

18:35.145 --> 18:36.275
!حرکت کنین! حرکت کنین

18:43.665 --> 18:44.945
همه باهم برین جلو

19:01.425 --> 19:02.635
رئیس انجمن گونگ‌ سون

19:02.865 --> 19:04.995
...آماده‌سازی برای نبرد

19:05.445 --> 19:06.865
تموم شده؟

19:08.555 --> 19:09.355
نگران نباش

19:09.575 --> 19:11.315
همه چی روبه‌راهه

19:11.315 --> 19:12.715
دلیل نداره نگران باشی

19:17.185 --> 19:18.185
...علیاحضرت

19:19.955 --> 19:21.595
من باید برم دیگه

19:43.325 --> 19:44.505
این کتاب بازی گو رو بگیر و

19:44.865 --> 19:45.795
مراقبش باش

19:48.605 --> 19:53.865
[راز چی]

19:49.595 --> 19:52.595
بچه که بودم یه تیکه‌اش رو خوندم

19:52.835 --> 19:54.555
اسمش "راز چی" بود

19:54.795 --> 19:55.865
یه نسخه‌ی کامل

19:56.115 --> 19:57.665
از این کتاب

19:57.665 --> 19:59.195
توی مجموعه‌ی خانواده‌ی ما هست

19:59.705 --> 20:02.435
حیف که گنجینه‌ی پدربزرگمه و

20:02.625 --> 20:03.665
امانت داده نمی‌شه

20:02.685 --> 20:05.305
[راز چی]

20:08.465 --> 20:11.195
توی میدون نبرد شمشیر فرق نمی‌ذاره

20:12.835 --> 20:14.895
رئیس انجمن، مراقب خودت باش

20:16.945 --> 20:18.705
با این همه سرباز خانواده شیه

20:18.705 --> 20:19.625
که محافظمن

20:19.625 --> 20:20.905
حتما بهم خوش می‌گذره

20:21.355 --> 20:22.625
تازه، اگه نتونستم شکستشون بدم

20:22.625 --> 20:23.835
...فقط فرار می‌کنم

20:32.705 --> 20:33.905
...منتظرت می‌مونم

20:35.035 --> 20:36.145
سالم برگردی

21:04.725 --> 21:08.325
[شیه]

21:05.995 --> 21:07.555
مردان شجاع یین بزرگ

21:08.785 --> 21:09.675
...شما هم

21:10.505 --> 21:12.465
باید سالم برگردین

21:16.345 --> 21:17.035
سرورم

21:17.035 --> 21:19.465
پیش‌قراول‌ها با مشاور رفتن برای آرایش نیروها

21:19.465 --> 21:20.665
دیشب، شورشی‌ها

21:20.665 --> 21:22.865
مخفیانه تله کار گذاشتن

21:23.385 --> 21:24.585
فورا حرکت کنین

21:24.625 --> 21:25.665
وقتی دشمن افتاد توی تله

21:25.665 --> 21:27.035
حمله می‌کنیم و دنبالشون می‌کنیم

21:27.035 --> 21:27.765
چشم

21:29.515 --> 21:30.375
سرورم

21:31.945 --> 21:33.075
بانو فان داره میاد

21:34.465 --> 21:35.275
شما برین جلو

21:35.275 --> 21:36.075
منم زود میام

21:36.075 --> 21:36.625
بله

21:36.975 --> 21:37.535
بله

21:39.185 --> 21:40.275
ژنرال وو

21:40.515 --> 21:41.425
ژنرال جیو

21:41.665 --> 21:42.275
بانو

21:51.385 --> 21:53.185
زخمت هنوز خون‌ریزی داره

21:53.425 --> 21:54.755
چند تا زخم کوچیکه

21:54.755 --> 21:55.665
چیزی نیست

22:02.835 --> 22:03.695
بذار کمکت کنم

22:12.625 --> 22:22.575
♪با لباس زرین، با تزئین بید و پروانه♪

22:21.355 --> 22:22.145
یان جنگ

22:23.975 --> 22:25.105
چطوره

22:25.625 --> 22:27.685
من به جات برم میدون جنگ؟

22:27.705 --> 22:29.515
دیوونه‌ای مگه

22:33.415 --> 22:34.945
زخم‌هات هنوز خوب نشده

22:35.275 --> 22:37.755
حتی نمی‌تونی شمشیر دستت بگیری

22:39.315 --> 22:40.575
اون موقع چیکار می‌کنی؟

22:44.705 --> 22:46.585
من توی گردان پیاده‌نظام فقط یه سرباز پیاده‌ام

22:46.585 --> 22:47.995
وظیفه‌ام فقط پاکسازی میدون نبرد

22:47.995 --> 22:49.255
و جمع کردن سربازهای جا مونده از دشمنه

22:50.145 --> 22:51.115
کار خطرناکی نیست

22:54.625 --> 22:55.865
پس مراقب باش

23:03.315 --> 23:04.645
منتظرم باش تا برگردم

23:13.385 --> 23:14.585
دارو‌ی گیاهیت داره سرد می‌شه

23:15.075 --> 23:17.005
باید اون رو وقتی هنوز داغه بخوری

23:29.705 --> 23:30.385
باشه

23:41.595 --> 23:42.355
راستی

23:43.315 --> 23:45.595
توی کدوم گردان پیاده‌نظام هستی؟

23:46.035 --> 23:47.895
زیر نظر کدوم ژنرال خدمت می‌کنی؟

23:50.915 --> 23:53.115
گردان سوم از ارتش جناح چپ

23:55.945 --> 23:57.565
چرا می‌پرسی؟

23:58.075 --> 23:58.835
هیچی

23:59.705 --> 24:00.905
فقط همین‌طوری پرسیدم

24:11.555 --> 24:13.155
...اگه اتفاقی برام افتاد

24:15.425 --> 24:17.085
به خاطر من از چانگ نینگ مراقبت کن

24:20.115 --> 24:20.945
...تو

24:35.835 --> 24:36.595
...یان جنگ

24:41.145 --> 24:43.075
نمی‌تونم بذارم اتفاقی برات بیفته

24:56.355 --> 24:57.465
!فراخوان فوری

24:57.465 --> 24:58.465
!حرکت کنین

24:58.625 --> 24:59.515
!جمع بشین

24:59.665 --> 25:00.425
!زود باشین

25:22.045 --> 25:23.375
منتظرم باش تا برگردم

25:30.225 --> 25:30.905
بیا

25:31.755 --> 25:32.425
نینگ کوچولو

25:32.915 --> 25:34.425
یادت باشه چی بهت گفتم

26:14.665 --> 26:15.395
برادر بزرگ

26:15.785 --> 26:16.675
اون خواهره

26:22.945 --> 26:23.865
اینجا چیکار می‌کنی؟

26:23.865 --> 26:25.035
درسته خواهر، چرا اومدی اینجا؟

26:25.035 --> 26:26.185
چه نقشه‌ای داری می‌کشی؟

26:26.185 --> 26:28.505
خواهر، لطفا برگرد

26:28.665 --> 26:29.795
...میدون جنگ بی‌رحمه

26:29.795 --> 26:31.035
هر لحظه ممکنه بمیری

26:31.035 --> 26:32.795
سیل توی سد رو یادته؟

26:32.795 --> 26:33.595
یادمه

26:33.835 --> 26:35.965
به خاطر همین نمی‌تونم بذارم یان جنگ بجنگه

26:36.275 --> 26:37.355
به اون دارو دادم

26:37.425 --> 26:38.485
اگه جای اون نرم

26:38.485 --> 26:39.795
اون به عنوان یه فراری شناخته می‌شه

26:39.795 --> 26:40.275
...تو

26:41.185 --> 26:42.795
چرا انقدر از اون محافظت می‌کنی؟

26:42.795 --> 26:44.555
چرا یه کم بیشتر به فکر خودت نیستی؟

26:44.555 --> 26:45.655
!ما داریم می‌ریم به جنگ

26:45.795 --> 26:46.835
دقیقا

26:47.035 --> 26:48.145
می‌دونم که جنگه

26:49.315 --> 26:51.115
من فقط برای پر کردن صف می‌رم

26:51.425 --> 26:53.185
وقتی توی میدون نبرد باشیم

26:53.185 --> 26:54.075
یه فرصتی پیدا می‌کنیم

26:54.075 --> 26:55.775
تا گوش‌های یه جسد رو ببریم

26:56.075 --> 26:57.835
اینجوری، حتی اگه مافوق‌هامون متوجه بشن

26:57.835 --> 27:00.145
می‌تونیم ثابت کنیم که جنگیدیم و دشمنانمون رو کشتیم

27:00.145 --> 27:01.315
اینقدرها هم ساده نیست

27:01.355 --> 27:02.755
!کاش واقعا آنقدر ساده بود

27:02.945 --> 27:03.795
بذار ازت بپرسم

27:03.795 --> 27:04.555
کدوم یکی از شما واقعا توی میدون نبرد بودین؟

27:04.555 --> 27:05.275
هیچ کدوم

27:05.275 --> 27:07.735
!خیلی خطرناکه -
این سرو صداها چیه؟ -

27:08.425 --> 27:09.255
شماها

27:09.425 --> 27:10.755
عضو کدوم گردانین؟

27:10.755 --> 27:12.315
توی واحد من چیکار می‌کنین؟

27:13.905 --> 27:15.465
ما از گردان سوم

27:15.465 --> 27:18.835
ارتش جناح چپ هستیم، ما مسئول پاکسازی افراد باقی‌مونده هستیم

27:18.835 --> 27:19.835
گردان سوم؟

27:20.035 --> 27:21.225
ارتش جناح چپ؟

27:21.355 --> 27:23.145
از کی تا حالا گردان سوم داریم؟

27:23.145 --> 27:25.205
!ما فقط گردان پیشرو داریم

27:25.425 --> 27:26.465
شما کوچولوهای یاغی که

27:26.465 --> 27:27.795
سعی نمی‌کنین خودتون رو به عنوان سرباز جا بزنین، مگه نه؟

27:27.795 --> 27:29.145
!مراقب حرف‌هات باش

27:29.145 --> 27:30.385
!ارتش به زودی حرکت می‌کنه

27:30.385 --> 27:31.645
این همه سر و صدا برای چیه؟

27:32.355 --> 27:33.035
ژنرال وو

27:33.625 --> 27:34.595
...اونا

27:38.825 --> 27:39.385
...تو

27:47.515 --> 27:48.145
!همگی توجه کنین

27:48.145 --> 27:48.835
شماها چرا اینجایین؟

27:48.835 --> 27:49.625
!به صف بشین

27:50.595 --> 27:51.595
ژنرال وو

27:51.835 --> 27:53.695
شوهرم به شدت مجروح شده

27:53.865 --> 27:55.625
به خاطر دوستی‌مون

27:55.735 --> 27:57.735
لطفا طوری رفتار کنین که انگار چیزی نمی‌دونین

27:57.785 --> 27:58.985
وقتی من از میدون جنگ برگردم

27:58.985 --> 28:00.305
در حالی که افتخاراتی هم به دست آوردم

28:00.705 --> 28:02.755
حتی اگه بخواین یان جنگ رو هم پاسخگو کنین، اهمیتی نداره

28:02.755 --> 28:03.415
...ارباب

28:05.425 --> 28:07.025
شوهرت با این موضوع موافقت کرده؟

28:08.075 --> 28:09.075
من بهش دارو دادم

28:09.075 --> 28:09.625
...تو

28:10.945 --> 28:12.115
چطور می‌تونی انقدر بی‌پروا باشی؟

28:12.115 --> 28:13.035
اصلا می‌دونی

28:13.185 --> 28:15.045
حضور اون چقدر برای نبرد امروز حیایته؟

28:15.145 --> 28:16.425
اون حتی یه سرجوخه هم نیست

28:16.425 --> 28:17.755
چقدر می‌تونه مهم باشه؟

28:17.845 --> 28:19.755
در بهترین حالت، اون فقط چندتا سرباز بیشتر می‌کشه

28:19.755 --> 28:20.705
در وضعیتی که اون داره

28:20.705 --> 28:22.355
اون از منم قوی‌تر نیست

28:22.355 --> 28:22.945
اون کجاست؟

28:22.945 --> 28:23.595
من می‌رم تا پیداش کنم

28:23.595 --> 28:24.425
خیلی دیر شده

28:24.945 --> 28:27.115
اون داروی بی‌هوشی خیلی قویه

28:27.315 --> 28:28.705
اون برای یه مدت طولانی بی‌هوش می‌مونه

28:30.625 --> 28:31.945
شی یوئه افرادش رو فرستاده

28:31.945 --> 28:33.035
و یه شکاف توی خط مقدم ایجاد کرده

28:33.035 --> 28:34.115
به دستور مشاور

28:34.115 --> 28:35.795
!ارتش جناح چپ باید فورا اونا رو تقویت کنن

28:41.355 --> 28:42.695
!گردان پیشتاز جناح چپ، توجه کنین

28:42.695 --> 28:43.355
!قربان -
!قربان -

28:43.465 --> 28:44.625
!با تمام سرعت پیشروی کنین

28:44.625 --> 28:45.825
!بله، قربان -
!بله، قربان -

28:49.315 --> 28:50.995
تو، برو به واحد ذخیره‌ی جناح راست

28:50.995 --> 28:51.865
شما

28:52.705 --> 28:53.595
به خوبی از اون مراقبت کنین

28:53.595 --> 28:54.355
بله قربان

28:57.075 --> 28:58.185
برو فورا به سرورمون اطلاع بده

28:58.185 --> 29:01.245
بگو که بانو به میدون نبرد رفته‌ان

29:15.865 --> 29:17.075
گونگ سون یین

29:17.865 --> 29:19.315
جرأت داری بیای پایین

29:19.425 --> 29:21.075
توی یه نبرد تن به تن با من روبه‌رو شی؟

29:21.595 --> 29:23.075
!من فقط یه محققم

29:23.225 --> 29:24.835
طبیعتاً، من نمی‌تونم توی مبارزه تو رو شکست بدم

29:24.835 --> 29:28.145
!مرزبان وو آن هنوز منتظره تا شما رو برای صرف چای دعوت کنه

29:38.555 --> 29:39.555
باید بگم

29:39.755 --> 29:42.685
!روش بانو فان برای تحریک کردن مردم واقعا خوب جواب می‌ده

29:42.685 --> 29:44.305
چطور جرأت می‌کنی

29:44.795 --> 29:45.665
گونگ سون یین

29:46.385 --> 29:47.705
!ای ترسو

29:47.705 --> 29:50.565
چرا پایین نمیای و جوانمردانه با من مبارزه نمی‌کنی؟

29:54.075 --> 29:55.315
هر طور تو بخوای

30:04.795 --> 30:06.525
گردان ذخیره، جمع بشین

30:06.705 --> 30:08.225
!گردان ذخیره، جمع بشین

30:08.225 --> 30:09.955
!گردان ذخیره، جمع بشین

30:11.075 --> 30:12.665
!عجله کنین -
حتی ما هم باید به میدون نبرد بریم -

30:12.665 --> 30:13.835
وضعیت توی خط مقدم چقدر می‌تونه بد باشه؟

30:13.835 --> 30:15.515
!گردان ذخیره، جمع بشین

30:15.515 --> 30:17.115
!زود باشین، زود باشین ، زود باشین

30:19.835 --> 30:20.835
!جمع بشین
1
00:30:24,640 --> 00:30:27,040
قراره چطوری توی این نبرد بجنگیم؟

30:27.465 --> 30:29.395
بیاین فعلا فقط حواسمون باشه زنده بمونیم

30:30.275 --> 30:30.905
مان دی

30:31.385 --> 30:32.425
وقتی رفتی توی میدون جنگ

30:32.425 --> 30:33.355
نزدیک من بمون

30:33.425 --> 30:34.405
ازم جدا نشو

30:34.405 --> 30:36.465
اگه خیلی اوضاع خراب شد، پشت من قایم شو

30:36.465 --> 30:37.425
باشه، خواهر

30:39.075 --> 30:40.295
بعد از اینکه نبرد تموم شد

30:40.295 --> 30:42.695
می‌تونیم بریم خونه و
یه غذای درست و حسابی بخوریم، مگه نه؟

30:43.245 --> 30:44.305
احتمالا

30:44.905 --> 30:45.905
بیا اول زنده بمونیم

30:45.905 --> 30:46.835
!تمومش کنین

30:46.995 --> 30:48.855
!منتظر دستور از خط مقدم باشین

30:50.665 --> 30:52.705
!حرکت کنین -
!برین جلو -

31:03.515 --> 31:04.945
!ببین، مه اومده

31:29.855 --> 31:31.585
توی مه خون قاطی شده

31:32.265 --> 31:33.425
!همه آماده باشین

31:33.425 --> 31:34.425
!شمشیرها رو بکشین

33:04.225 --> 33:05.595
!همونجایی که هستین نمونین

33:05.595 --> 33:06.855
!حمله کنین

33:07.425 --> 33:08.295
!برو

33:11.075 --> 33:14.115
چهل‌وهفت، چهل‌وهشت

33:15.035 --> 33:18.235
چهل‌ونه، پنجاه

33:23.865 --> 33:26.835
...یک، دو

33:29.945 --> 33:33.075
شوهر خواهر، چرا بیدار شدی؟

33:34.115 --> 33:36.035
خواهرم گفت تا هزار بشمارم

33:36.035 --> 33:37.895
بعد با یه سوزن بیدارت کنم

33:37.995 --> 33:40.865
ولی بلد نیستم تا هزار بشمارم

33:41.275 --> 33:43.535
خواهر گفت هر وقت تا پنجاه شمردم

33:43.555 --> 33:45.545
یه سنگ بذارم زمین

33:45.905 --> 33:48.535
باید بیست‌تا سنگ جمع کنم

33:48.625 --> 33:50.755
چطور انقدر زود بیدار شدی؟

33:55.905 --> 33:57.275
شوهر خواهر

33:59.515 --> 34:00.425
شیه جیو

34:02.905 --> 34:03.905
!شیه جیو

34:04.625 --> 34:05.385
!شیه جیو

34:07.185 --> 34:08.875
سرورم، اینجایین

34:08.875 --> 34:09.665
چی شده؟

34:09.665 --> 34:10.625
اوضاع توی خط مقدم بحرانیه

34:10.625 --> 34:12.475
شی‌ یوئه واقعا سوی یوان‌ چینگ رو رها کرده و

34:12.475 --> 34:13.995
گذاشته شی‌ هو راهی از خط مقدممون باز بکنه

34:13.995 --> 34:14.995
دیگه نمی‌تونیم دووم بیاریم

34:14.995 --> 34:16.785
خواهرم کجاست؟

34:17.475 --> 34:18.345
...بانو فان

34:19.435 --> 34:20.584
توی خط مقدمه

34:28.395 --> 34:30.254
سرورم، حالتون خوبه؟

34:36.135 --> 34:37.995
نینگ کوچولو، برگرد

34:37.995 --> 34:39.035
باشه

34:40.555 --> 34:42.955
پنج، شش

34:43.665 --> 34:46.595
هفت، هشت

34:47.115 --> 34:49.705
نه، ده

34:49.825 --> 34:51.075
زره‌ام رو بیار

34:51.345 --> 34:51.875
اطاعت

35:41.745 --> 35:43.675
توی این زندگی خوک خوبی بودی

35:43.955 --> 35:45.755
!توی زندگی بعدی آدم خوبی باش

35:47.265 --> 35:48.555
!یه نفر، اون‌ طرف کمک کنه

35:48.555 --> 35:50.225
!اون منجنیق رو نابود کنین

35:53.555 --> 35:54.625
همینجوری اینجا واینستین

35:54.625 --> 35:55.485
!بریم بجنگیم

35:56.185 --> 35:56.715
!بریم

36:13.875 --> 36:14.675
بانوی من؟

37:38.645 --> 37:40.515
شما سربازهای ارتش یان جوو چقدر بی‌عرضه‌این

37:40.515 --> 37:42.315
!حتی یه نفرتون هم بلد نیست بجنگه

37:42.705 --> 37:43.755
!ژنرال وو

37:44.445 --> 37:47.505
!به مررزبان وو آن بگو بیاد بیرون و با مرگش روبه‌رو بشه

37:48.705 --> 37:50.035
اگه نیاریش

37:50.045 --> 37:52.645
!وارث مسلمتون دیگه نمی‌تونه وارث داشته باشه

37:53.825 --> 37:56.565
تو همون زنی هستی که اون روز به وارث مسلم ما توهین کردی

37:56.565 --> 37:58.625
با یه چاقوی کوچیک اومدی وسط نبرد؟

37:58.955 --> 38:00.485
کی رو مسخره کردی؟

38:00.785 --> 38:03.245
!امروز لهت می‌کنم

38:10.995 --> 38:12.235
لائو فان، حالت خوبه؟

38:35.745 --> 38:36.785
!برو به جهنم

39:21.825 --> 39:22.135
[سوی]

40:23.845 --> 40:25.675
!لائو فان

40:38.185 --> 40:40.815
!شی‌ هو مرده! بردیم

40:42.115 --> 40:44.455
!شی‌ هو مرده! بردیم

40:44.555 --> 40:46.185
لائو فان، حالت خوبه؟

40:46.785 --> 40:49.035
!بردیم

40:50.915 --> 40:52.715
!ببین، مرزبان وو‌ آن اومده

40:55.265 --> 40:56.875
!مرزبان وو آن داره میاد -
!مرزبان وو آن داره میاد -

40:56.875 --> 40:58.025
مرزبان وو آن؟

40:58.665 --> 41:00.115
!مرزبان وو آن -
!مرزبان وو آن -

41:00.115 --> 41:03.005
!مرزبان وو آن -
!مرزبان وو آن -

41:03.345 --> 41:06.265
!مرزبان وو آن -
!مرزبان وو آن -

41:06.325 --> 41:07.715
...شبیه اون نیست

41:09.655 --> 41:10.645
یه کم آره

41:12.345 --> 41:13.475
...خب

41:13.785 --> 41:16.115
هر چی بیشتر نگاهش می‌کنم، بیشتر شبیهش می‌شه

41:37.695 --> 41:40.365
♪ بارون روی زمین می‌‌باره، کی توی معبد نفس می‌کشه؟ ♪

41:40.995 --> 41:43.595
♪  منتظر وزش باده، امپراتور برای عدالت پافشاری می‌کنه  ♪

41:43.985 --> 41:46.835
♪ دنیا هیچوقت اونطور که می‌خوای پیش نمی‌ره ♪

41:47.405 --> 41:50.035
♪  حرف‌ها تموم می‌شن، ولی من و تو هنوز با همیم  ♪

41:50.395 --> 41:52.835
♪  وقتی باد پراکنده می‌شه، چطور می‌شه عشق رو ثابت کرد؟ ♪

41:53.485 --> 41:56.175
♪ مثل بارونی که به نیلوفر وحشی می‌خوره، باز هم باور می‌کنیم ♪

41:57.235 --> 41:59.435
♪  از مرزها می‌گذریم، صدامون محکم‌تر می‌شه ♪

41:59.975 --> 42:04.185
♪  با هم به عهدی که بستیم پایبند می‌مونیم ♪

42:05.345 --> 42:08.175
♪ با احتیاط به سرنوشت نگاه می‌کنم ♪

42:08.805 --> 42:10.575
♪ ولی دست از تلاش برنمی‌دارم ♪

42:11.825 --> 42:14.325
♪ چون همیشه توی میدون جنگیم ♪

42:14.725 --> 42:17.015
♪ و توی دل شعله‌های جنگ به هم می‌رسیم ♪

42:17.925 --> 42:21.065
♪ می‌دونیم توفان‌های سخت جلوی راهمونه ♪

42:21.965 --> 42:24.865
♪ ولی مستقیم باهاش روبه‌رو می‌شیم ♪

42:26.075 --> 42:30.515
♪ تلاش می‌کنیم زمین‌های از دست‌رفته رو پس بگیریم ♪

42:32.095 --> 42:37.685
♪ از حمله‌ی دشمن نمی‌ترسیم ♪

42:37.145 --> 42:38.395
وای نه

42:39.045 --> 42:42.045
♪ نمی‌ترسیم ♪

43:20.859 --> 43:40.859
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Vanilla ✧ Padideh ✧ Violet ✧ Nargess ✧ Stella ✧
