WEBVTT

00:00.115 --> 00:10.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Vita ✧ Luna✧ narges ✧ FATEMEH✧

01:36.045 --> 01:41.404
[تعقیب یشم]

01:41.495 --> 01:44.045
.*.:قسمت هشتم:.*.

02:10.915 --> 02:13.555
جناب سون، لطفا بشینین

02:13.745 --> 02:14.395
ممنون

02:22.485 --> 02:23.575
پس

02:23.955 --> 02:25.985
یان جنگ اولین کسی بوده که

02:26.005 --> 02:27.965
شما درمانش کردین؟

02:30.305 --> 02:31.075
...خب

02:32.065 --> 02:34.585
من نمی‌تونستم بی‌تفاوت بمونم و ببینم که اون می‌میره، درسته؟

02:34.585 --> 02:35.925
در واقع، من هیچ کاری نکردم

02:35.925 --> 02:37.665
اون فقط خیلی خوش‌شانس بود

02:40.215 --> 02:42.665
اون خوش‌شانس بود که شما رو ملاقات کرد

02:42.705 --> 02:43.835
اونم درست وقتی که جونش در خطر بود

02:44.335 --> 02:47.135
می‌خوام از طرف یان جنگ از شما تشکر کنم، جناب جائو

02:47.135 --> 02:48.095
من شایسته‌ی همچین رفتاری نیستم

02:48.095 --> 02:49.205
من شایسته‌ی این نیستم

02:51.335 --> 02:52.625
در واقع، اون

02:52.655 --> 02:56.145
برادرزاده‌ام بود که اونو، اون بیرون پیدا کرد و آورد

02:56.175 --> 02:56.985
وگرنه

02:57.005 --> 02:59.735
اون خیلی وقت پیش توی برف‌ها یخ‌زده بود

03:00.315 --> 03:02.425
بنابراین، یه داستان طولانی پشتش هست

03:02.445 --> 03:03.165
واقعا همینطوره

03:03.195 --> 03:05.965
وگرنه، این زوج ازدواج نمی‌کردن

03:05.965 --> 03:07.095
...خوشحالم که این رو می‌شنوم

03:07.265 --> 03:07.955
ازدواج؟

03:08.875 --> 03:10.005
...منظورتون جیو هنگه

03:10.955 --> 03:12.115
خب، یعنی

03:12.315 --> 03:13.345
منظورتون یان جنگه؟

03:13.375 --> 03:14.855
ازدواج کرده؟

03:14.915 --> 03:17.345
خب، نه از نظر فنی، اون یه داماد سرخونه‌ست

03:17.345 --> 03:19.735
یان جنگ به خانواده‌‌ی ما ملحق شده

03:20.265 --> 03:21.725
به خانواده‌‌ی شما ملحق شده؟

03:23.935 --> 03:26.795
شیه جیو هنگ واقعا داماد سرخونه شده؟

03:27.335 --> 03:29.275
کی توی این دنیا جرأت کرده، این کار رو با اون بکنه؟

03:29.275 --> 03:31.835
حتی امپراتور هم جرأت نمی‌کنه اون رو داماد سرخونه کنه

03:31.835 --> 03:33.575
اون، اون زمان به شدت زخمی بود

03:33.595 --> 03:34.935
حتی نمی‌تونست از تخت بیرون بیاد

03:34.935 --> 03:37.795
این چانگ یو بود که خوک ذبح می‌کرد تا پول دربیاره

03:37.815 --> 03:39.685
و برای درمانش دارو بخره

03:39.685 --> 03:42.545
اون جونشو نجات داد

03:44.075 --> 03:47.625
بانو فان یه قصابه؟

03:48.025 --> 03:50.045
خواهر من فوق‌العاده‌ست

03:50.175 --> 03:53.005
اون می‌تونه با یه ضربه خوک رو از پا دربیاره

03:54.845 --> 03:55.985
!ولم کن

03:58.715 --> 04:00.235
یه بار دیگه ازت می‌پرسم

04:00.885 --> 04:02.515
به خانواده‌‌ی من ملحق می‌شی یا نه؟

04:02.515 --> 04:03.335
!ولم کن

04:06.775 --> 04:07.925
اگه قبول نکنی

04:08.805 --> 04:10.255
به همچین سرنوشتی دچار می‌شی

04:13.135 --> 04:15.015
ترجیح می‌دم بمیرم تا به خانواده‌ی شما ملحق بشم

04:15.015 --> 04:16.075
!ولم کن

04:16.095 --> 04:19.574
حتی اگه بمیری باز هم به خانواده‌‌ی ما تعلق داری

04:25.045 --> 04:28.705
...پس ازدواج یان جنگ با خانواده‌‌ی اون یه چالش بوده

04:28.725 --> 04:30.895
نه، منظورم اینه که اون داشته دینش رو ادا می‌کرده

04:31.395 --> 04:33.524
کاملا هم برای ادای دین نبود

04:34.145 --> 04:36.755
این زوج عاشق هم هستن

04:36.975 --> 04:40.065
وقتی چانگ یو مورد آزار و اذیت‌ اون نمک‌نشناس سونگ یان قرار کرفت

04:40.225 --> 04:42.655
یان جنگ از اون حمایت کرد

04:43.145 --> 04:43.875
همین‌طور

04:44.135 --> 04:47.125
وقتی عموش سعی کرد ارثیه و خونه‌اشون رو از اونا بگیره

04:47.125 --> 04:49.395
این یان جنگ بود که کمکش کرد

04:49.905 --> 04:51.735
دست‌های خواهرم به خاطر کار کردن ترک خورده بود

04:51.735 --> 04:53.095
شوهر خواهرم ناراحت شد

04:53.115 --> 04:55.435
و براش روغن صدف خرید

04:56.635 --> 04:59.195
منظورتون همین شخصه؟

04:59.715 --> 05:02.865
برادرزاده‌‌تون به مغز یان جنگ آسیب زده؟

05:02.945 --> 05:03.455
...بله

05:04.365 --> 05:05.765
نه، نه

05:05.895 --> 05:07.295
مغزش آسیب ندیده

05:09.295 --> 05:10.805
وقتی یان جنگ خوب بشه

05:10.835 --> 05:12.595
اون دیگه نیاز نیست به عنوان محافظ کار کنه

05:12.595 --> 05:14.395
این زوج می‌تونن مغازه‌‌ی قصابی رو اداره کنن

05:14.415 --> 05:16.845
و تا ابد گوشت خوک داشته باشن

05:18.785 --> 05:26.935
[قصابی فان]

05:24.265 --> 05:25.345
!عرق منو پاک کن

05:37.075 --> 05:40.215
جناب سون، شما شوهر برادرزاده‌‌ی منو نجات دادین

05:40.575 --> 05:42.085
چانگ یو به‌زودی برمی‌گرده

05:42.115 --> 05:43.695
اون قطعا با سخاوت از شما قدردانی می‌کنه

05:43.695 --> 05:45.335
چانگ یو آدم صادقیه

05:45.565 --> 05:47.235
اگه یه کم به اون لطف کنی

05:47.235 --> 05:48.985
اون ده برابر جبرانش می‌کنه

05:49.405 --> 05:51.274
جناب نیکوکار، چانگ یو قطعا

05:51.274 --> 05:53.735
وقتی برگرده، لطف بزرگ شما رو جبران می‌کنه

05:53.745 --> 05:54.505
!جناب نیکوکار

05:58.595 --> 05:59.865
!جناب نیکوکار

06:05.745 --> 06:07.875
پس شما کسی هستین که شوهرم رو نجات دادین

06:12.895 --> 06:14.525
!این خوک برای شماست

06:18.465 --> 06:19.275
!بفرمایین

06:22.135 --> 06:23.055
جناب

06:23.805 --> 06:25.025
جناب سون؟ -
جناب سون؟ -

06:26.015 --> 06:27.615
!جناب نیکوکار -
!جناب نیکوکار -

06:29.805 --> 06:31.825
اتفاقی افتاده؟

06:32.585 --> 06:34.795
نه، چیزی نیست

06:35.505 --> 06:36.595
!یان جنگ

06:38.065 --> 06:39.385
!چانگ یو برگشته

06:46.625 --> 06:47.955
چانگ یو، خوش اومدی

06:48.495 --> 06:49.465
چانگ یو -
عمو -

06:49.465 --> 06:51.325
ایشون همون نیکوکاری هستن که توی راه درباره‌اش بهت گفتم، جناب سون

06:51.325 --> 06:51.925
بله، بله

06:52.035 --> 06:53.425
ایشون نیکوکارن

06:55.095 --> 06:56.465
باعث ا-افتخارمه

07:00.635 --> 07:01.845
ضمنا جناب جائو

07:02.325 --> 07:03.475
یه نسخه اینجا دارم

07:03.475 --> 07:04.985
این می‌تونه برای بهبودی کامل به یان جنگ کمک کنه

07:04.985 --> 07:06.575
عالیه

07:06.635 --> 07:08.305
الان می‌رم به شهر، تا دارو رو تهیه کنم

07:08.305 --> 07:08.915
زود باش بریم

07:08.915 --> 07:11.115
چانگ یو، ما برای تهیه‌ی دارو می‌ریم

07:12.975 --> 07:14.425
ممنونم، جناب سون

07:14.695 --> 07:16.615
من باید کسی باشم که از شما تشکر می‌کنه، بانو فان

07:16.615 --> 07:19.145
از شما برای این که تمام این مدت از اون مراقبت کردین ممنونم

07:29.315 --> 07:30.955
چرا هنوز بیدار نشده؟

07:31.155 --> 07:32.745
بی‌هوشه؟

07:32.945 --> 07:33.615
اشکالی نداره

07:33.985 --> 07:35.035
اون قرص نه مرحله‌ای خورده

07:35.035 --> 07:36.235
طبیعیه که برای یه مدت بخوابه

07:36.235 --> 07:37.295
به‌زودی بیدار می‌شه

07:41.835 --> 07:42.895
لطفا بشینین

07:45.524 --> 07:46.595
لطفا یه کم چای بنوشین

07:46.595 --> 07:47.225
ممنون

07:56.705 --> 07:58.045
شما ارباب اون هستین؟

07:59.195 --> 08:01.125
یان جنگ ارباب نداره

08:02.025 --> 08:04.985
هیچ کس توی این دنیا جرأت نمی‌کنه ارباب اون باشه

08:08.495 --> 08:10.155
پس شما دوست نزدیکش هستین؟

08:12.445 --> 08:14.425
قبل از اومدن به اینجا فکر می‌کردم که هستم

08:14.505 --> 08:15.715
اما حالا که اینجام

08:16.315 --> 08:17.475
فهمیدم که این مرد حتی موضوع مهمی مثل

08:17.475 --> 08:19.935
ازدواجش رو به من نگفته بود

08:19.935 --> 08:21.865
بنابراین دیگه مطمئن نیستم

08:22.185 --> 08:23.445
خیلی ناگهانی اتفاق افتاد

08:23.855 --> 08:25.565
تقصیر اون نیست

08:28.005 --> 08:29.735
من ازش خواهش کردم

08:32.035 --> 08:33.674
شما ازش خواستین که داماد سرخونه بشه

08:33.674 --> 08:34.695
و اون قبول کرد؟

08:36.745 --> 08:37.695
تقریبا

08:39.955 --> 08:41.555
معلوم شد تمام اون بانوهای اشراف‌زاده‌ی پایتخت

08:41.555 --> 08:43.485
چون حرفی نزدن، باختن

08:44.154 --> 08:47.325
[کوچه‌ی شیگو]

08:58.425 --> 09:00.135
دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

09:00.135 --> 09:02.655
چطوری سر و کارت به اون قصاب زن افتاده؟

09:04.145 --> 09:05.525
من داشتم مخفیانه درباره‌ی پرونده‌ی 16 سال پیش

09:05.525 --> 09:07.455
جی جوو تحقیق می‌کردم

09:07.845 --> 09:09.905
اما توی میدون نبرد چونگ جوو

09:10.555 --> 09:12.085
با یه تیر مخفی مورد هدف قرار گرفتم

09:24.925 --> 09:26.285
شیه یی و شیه سان

09:27.405 --> 09:30.065
با ناامیدی راه خودشون رو باز کردن و از کمین بیرون اومدن

09:30.715 --> 09:33.315
اما در نهایت توسط دشمن کشته شدن

10:41.865 --> 10:44.235
از رودخونه به سمت جی جوو رفتم

10:56.675 --> 10:58.605
در نهایت، توی برف‌ها از حال رفتم

10:59.725 --> 11:00.875
اون جون منو نجات داد

11:02.835 --> 11:04.585
کی واقعا می‌خواسته که تو بمیری؟

11:05.885 --> 11:07.415
هنوز هیچ مدرک محکمی وجود نداره

11:08.365 --> 11:10.035
اما یه حدس‌هایی می‌زنم

11:10.905 --> 11:13.035
باید برای کمک به عموت پیام بفرستم؟

11:22.785 --> 11:24.235
به هیچ‌وجه

11:24.505 --> 11:25.775
...یعنی

11:25.915 --> 11:28.575
نخست وزیر وی بوده که می‌خواسته تو رو بکشه؟

11:28.635 --> 11:30.355
اون تو رو از بچگی بزرگ کرده

11:30.385 --> 11:31.875
و بهترین استادها رو برای آموزش به تو پیدا کرده

11:31.875 --> 11:32.555
...چرا

11:38.255 --> 11:40.855
چه دلیلی می‌تونه داشته باشه که بخواد تو رو بکشه؟

11:41.605 --> 11:43.055
من هم می‌خوام همین رو بدونم

11:44.985 --> 11:46.145
درست زمانی که من در حال تحقیق

11:46.145 --> 11:48.075
درباره‌ی پرونده‌ی 16 سال پیش جی جوو بودم

11:49.145 --> 11:51.145
اون نتونست صبر کنه و کاری نکنه

11:52.095 --> 11:54.415
اینو همون روزی پیدا کردم که به خانواده‌‌ی فان حمله شد

11:54.415 --> 11:56.025
جنگجوهای انتحاری آهنین خانواده‌‌ی وی

11:56.025 --> 11:57.555
در مجموع هفده نفرن

11:58.825 --> 12:00.315
شنیدم که خانواده‌‌ی وی

12:00.315 --> 12:02.705
چهار رتبه جنگجوی انتحاری داره، آسمان، زمین، تاریک و زرد

12:02.705 --> 12:04.115
اگه اون می‌خواست تو رو بکشه

12:04.385 --> 12:05.715
فرستادن فقط چندتا جنگجو‌ی انتحاری رتبه تاریک

12:05.715 --> 12:06.845
کافی نبوده

12:07.195 --> 12:08.785
پس اونا به خاطر بانو فان اومده بودن؟

12:09.945 --> 12:11.475
این حتی بیشتر منطقی نیست

12:11.725 --> 12:14.025
خانواده‌‌ی بانو فان، فقط مردم عادی هستن

12:14.025 --> 12:16.505
چطور می‌تونستن کینه‌ای نسبت به نخست‌وزیر داشته باشن؟

12:16.505 --> 12:17.785
واقعا مشکوکه

12:18.585 --> 12:20.385
اون‌ها خونه‌ی خانواده‌‌ی فان رو غارت کردن

12:20.625 --> 12:23.625
به نظر می‌رسه دنبال یه چیزی می‌گشتن

12:25.425 --> 12:26.885
دنبال یه چیزی می‌گشتن؟

12:27.485 --> 12:28.555
...خونه‌ی خانواده‌‌ی فان

12:29.755 --> 12:31.145
تمام این پرونده‌های حل نشده

12:31.145 --> 12:33.005
مثل یه کلاف سردرگم توی هم تنیده شدن

12:34.365 --> 12:35.475
اما تو بلافاصله

12:35.475 --> 12:37.205
نخ رو پیدا کردی

12:37.235 --> 12:39.495
و مستقیماً رسیدی به خانواده‌‌ی فان

12:39.725 --> 12:41.435
همون‌طور که از تو انتظار می‌رفت، شیه جیو هنگ

12:41.435 --> 12:43.345
من نخ رو پیدا نکردم

12:45.025 --> 12:46.625
اون فقط به طور اتفاقی من رو نجات داد

13:13.085 --> 13:14.215
نه، به عقب نگاه نکن

13:21.155 --> 13:22.055
تموم شد

13:22.505 --> 13:24.145
سلام، جناب سون

13:24.275 --> 13:25.085
سلام

13:26.895 --> 13:28.145
نینگ کوچولو، تو فقط

13:28.145 --> 13:29.875
به نظر یه بچه‌ی مهربون و عاقل میای

13:30.435 --> 13:31.435
که خرگوش‌ها و مرغ‌ها

13:31.435 --> 13:32.495
...رو غذا می‌ده

13:35.415 --> 13:36.545
شاهین؟

13:38.285 --> 13:41.015
جناب سون، شما جون خواهر و شوهر خواهرم رو نجات دادین

13:41.535 --> 13:42.865
تو پشتیبان مایی

13:43.275 --> 13:45.065
شاهینه که نجاتم داد

13:45.195 --> 13:47.335
!پس یعنی این پرنده‌ ناجیمونه

13:47.365 --> 13:49.775
پس باید این خرگوش‌ها زودتر بزرگ بشن

13:49.865 --> 13:52.865
که بعدا شاهینه بتونه بخورتشون

14:04.315 --> 14:05.925
تازه شوهر خواهرت هم جونت رو نجات داد

14:05.925 --> 14:07.085
چطوری می‌خوای جبران کنی؟

14:07.085 --> 14:09.795
وقتی شوهر خواهر و چانگ یو بچه‌دار شدن

14:09.865 --> 14:12.065
به بچه‌اشون یاد می‌دم چجوری خوک رو قصابی کنن

14:12.595 --> 14:14.665
نینگ کوچولو، دیگه با خرگوش‌ها بازی نکن

14:14.665 --> 14:16.525
یادت نره سبزی‌ها رو بشوری

14:17.785 --> 14:18.785
جناب سون؟

14:19.225 --> 14:19.885
بذار من انجامش بدم

14:20.735 --> 14:22.645
!مهمون که نباید کارهای خونه رو انجام بده

14:22.665 --> 14:23.545
!اشکالی نداره

14:23.575 --> 14:25.235
من که نمی‌تونم غذاتون رو همینجوری مجانی بخورم

14:26.065 --> 14:27.065
پس، ممنونم

14:27.165 --> 14:27.825
خواهش می‌کنم

14:30.265 --> 14:33.085
باید کاری کنم که یان جنگ این یکی رو بهم بدهکار بشه

14:33.155 --> 14:34.645
وقتی برگشتیم لو یوان

14:34.675 --> 14:36.675
این پول رو از حلقش می‌کشم بیرون

14:41.585 --> 14:43.715
یان جنگ هم داره برمی‌گرده لو یوان؟

14:47.095 --> 14:47.815
...اون

14:49.055 --> 14:51.185
هنوز خیلی آرزو داره که برآورده نشده

14:51.305 --> 14:53.435
قطعا بعدش می‌ره

14:53.845 --> 14:54.585
اون

14:55.035 --> 14:56.345
بهت نگفت؟

14:56.695 --> 14:57.875
<i>بعد از اینکه حالم خوب بشه</i>

14:58.445 --> 14:59.725
<i>می‌رم</i>

15:00.725 --> 15:02.325
<i>متنزیاد نمی‌مونم</i>

15:05.385 --> 15:06.195
آره گفت

15:07.155 --> 15:08.215
راست می‌گی، بهم گفت

15:10.165 --> 15:10.915
خوبه

15:37.865 --> 15:38.525
واقعا

15:38.845 --> 15:40.905
از اون زن قصاب خوشت اومده؟

15:43.795 --> 15:44.555
باشه، باشه

15:44.555 --> 15:45.745
دیگه نمی‌پرسم

15:48.025 --> 15:50.685
دیروز توی دادگاه داشتی گردن کلفتی می‌کردی

15:50.705 --> 15:52.235
اگه من به موقع نمی‌رسیدم

15:52.365 --> 15:55.225
فکر کنم کاملا داغون شده بودی

15:55.295 --> 15:56.895
همه‌اش به خاطر اون بود، نه؟

16:05.765 --> 16:07.275
با این شرایطم

16:08.125 --> 16:10.385
با اون کینه‌های شخصی و خانوادگی که هنوز حل نشده

16:10.385 --> 16:12.225
و با اون زخم‌های بزرگی که هنوز خوب نشدن

16:12.225 --> 16:15.225
عاشق کسی شدن فقط بدبختی براش به بار میاره

16:15.885 --> 16:16.835
اگه تو جای من بودی

16:18.805 --> 16:21.005
می‌تونستی الان عاشق بشی؟

16:25.555 --> 16:26.475
آدم که

16:27.845 --> 16:30.445
خدا نیست که احساساتش رو خفه کنه

16:31.625 --> 16:32.785
کنترل کردن

16:34.835 --> 16:36.055
احساسات خودش کار سختیه

16:42.365 --> 16:43.765
زودتر برو

16:44.045 --> 16:46.325
یواشکی حرکات وی یان رو زیر نظر بگیر

16:46.325 --> 16:49.215
اوضاع جبهه داره مداوم عوض می‌شه

16:49.215 --> 16:52.275
با اون ترسو، وی شوان، که فرمانده‌ی سه ارتش شده

16:52.715 --> 16:55.305
وضعیت شمال غربی حتما یه تغییر اساسی می‌کنه

16:55.305 --> 16:57.105
زمانی که می‌تونم هویتم رو پنهون کنم

16:57.645 --> 16:58.375
داره تموم می‌شه

16:59.235 --> 17:01.475
شاهزاده چانگ شین حتما به سمت جنوب حمله می‌کنه

17:01.475 --> 17:02.475
و ژنرال لائو هه

17:03.265 --> 17:05.315
قطعا دست تنها نمی‌تونه دووم بیاره

17:05.315 --> 17:08.245
چرا فردا باهام نمی‌رین، قربان؟

17:32.385 --> 17:33.245
<i>دخترم</i>

17:33.315 --> 17:35.835
<i>دولت رسما پرونده‌ی خانواده‌ات رو بسته</i>

17:34.455 --> 17:39.605
[دفتر دولتی شهرستان چینگ پینگ]

17:38.035 --> 17:38.665
<i>عمو وانگ</i>

17:38.835 --> 17:40.355
<i>هنوز آدم اصلی رو پیدا نکردیم</i>

17:40.355 --> 17:42.615
<i>چطور ممکنه انقدر سریع پرونده رو ببندن؟</i>

17:42.975 --> 17:44.275
<i>اونایی که توی جنگل کاج کشته شدن</i>

17:44.275 --> 17:45.145
<i>خودشون مقصر بودن</i>

17:45.925 --> 17:48.625
<i>راهزن‌های قلعه‌ی چینگ فنگ بودن</i>

17:48.625 --> 17:50.095
<i>چطور ممکنه راهزن باشن؟</i>

17:51.435 --> 17:53.395
<i>!راهزن‌ها که خونه‌ی من رو غارت نمی‌کنن</i>

17:53.905 --> 17:55.095
<i>داشتم فکر می‌کردم</i>

17:55.115 --> 17:58.035
<i>شاید اون موقع که پدرت به عنوان محافظ کار می‌کرد</i>

17:58.035 --> 17:59.485
<i>کسی رو ناراحت کرده</i>

18:00.805 --> 18:02.465
<i>دخترم، به حرفم گوش کن</i>

18:02.645 --> 18:05.155
<i>قصابی، خونه و زمینت رو بفروش</i>

18:05.635 --> 18:07.765
<i>و یه مدت برو یه جای دور، قایم شو</i>

18:10.015 --> 18:11.175
پدر، مادر

18:12.985 --> 18:14.115
بهم بگین

18:14.355 --> 18:16.015
نینگ کوچولو رو با خودم ببرم؟

18:18.185 --> 18:19.305
فکر می‌کنی

18:19.355 --> 18:20.945
یان جنگ باهام میاد؟

18:24.965 --> 18:27.495
می‌ترسم اون رو توی این دردسر انداخته باشم

18:33.515 --> 18:34.275
چانگ یو

18:34.965 --> 18:36.695
چرا اینجا تنها نشستی؟

18:37.315 --> 18:38.335
چی شده، بانو وانگ؟

18:38.335 --> 18:40.395
یه فامیل پولدار اومده بود خونه‌اتون؟

18:40.475 --> 18:41.105
چرا؟

18:41.145 --> 18:42.115
همین الان دیدم کالسکه

18:42.115 --> 18:43.665
که از خونه‌اتون راه افتاد

18:43.665 --> 18:46.925
حتی از موقعی که خاندان سونگ
اسباب‌کشی کردن هم با شکوه‌تر بود

18:50.915 --> 18:52.605
!اون سبد! سبد خودته

19:41.075 --> 19:42.745
[شکمتون رو سیر کنین]

19:46.035 --> 19:46.705
<i>امروز ازتون خداحافظی می‌کنم، بانو فان</i>

19:46.465 --> 19:47.145
...امروز

19:46.735 --> 19:47.495
<i>براتون سال‌هایی پر از آرامش آرزو می‌کنم، ارادتمند شما</i>

19:47.905 --> 19:48.795
...خداحافظی

19:49.435 --> 19:51.065
ازتون خداحافظی می‌کنم، بانو فان

19:51.825 --> 19:53.225
براتون یه زندگی آروم آرزو می‌کنم

20:10.315 --> 20:11.465
خواهر

20:12.865 --> 20:13.985
شوهر خواهر رفت؟

20:18.955 --> 20:20.355
خوبه که رفت

20:21.245 --> 20:22.075
آره، خوبه

20:23.145 --> 20:25.115
اگه مشکلی پیش اومد

20:25.115 --> 20:26.645
دیگه پای اون به این مشکلات باز نمی‌شه

20:29.925 --> 20:31.465
چرا خداحافظی نکرد؟

20:36.445 --> 20:38.115
شوهر خواهر برگشته

20:54.795 --> 20:55.885
...یان جنگ، تو

20:58.115 --> 21:00.455
♪منظره به وضوح حضور منه♪

21:00.835 --> 21:04.295
شوهر خواهر رفت عمارت بانو جوانگ تا نامه‌ی پیرزنه رو براش بخونه

21:01.385 --> 21:02.715
♪با رنگ‌های خیلی کم‌رنگ♪

21:03.625 --> 21:06.455
♪درست مثل یه طرح منعکس شده توی آینه‌ست♪

21:06.105 --> 21:07.385
پیرزنه راه رفتن براش سخته

21:06.805 --> 21:09.385
♪فکر می‌کنم کسی که ساده‌لوحه، منم♪

21:07.415 --> 21:09.945
برای همین رفتم اونجا تا نامه رو براش بخونم

21:10.045 --> 21:11.685
♪قلبم رو باز می‌کنم♪

21:12.205 --> 21:16.505
♪تو رو توی روحم مخفی می‌کنم♪

21:13.315 --> 21:14.115
چی شده؟

21:14.835 --> 21:15.695
داری گریه می‌کنی؟

21:18.225 --> 21:19.465
اصلا و ابدا

21:19.895 --> 21:22.295
دود گوشت کبابی رفت توی چشمم

21:25.665 --> 21:26.755
جناب سون رفته

21:27.035 --> 21:28.225
یه پولی هم گذاشته

21:32.385 --> 21:35.185
جناب سون دوست داره همه چی مرتب باشه

21:35.275 --> 21:36.145
قبل از رفتنش

21:36.145 --> 21:38.665
کل خونه رو حسابی تمیز کرده

21:45.625 --> 21:47.835
اومدم طناب نخی پیدا کنم

21:47.855 --> 21:49.115
که گوشت کبابی رو آویزون کنم

22:12.165 --> 22:13.365
چرا یه زنجیر برداشتم؟

22:17.835 --> 22:18.925
برای گوشت کباب کردن

22:18.995 --> 22:21.115
باید 7 تا 8 روز توی نمک بخوابونیش

22:21.115 --> 22:22.865
بعد با شاخه‌ی کاج کبابش کنی

22:22.865 --> 22:24.905
اینجوری گوشت بیشتر می‌مونه

22:25.025 --> 22:25.675
ببین

22:26.355 --> 22:28.115
گوشتی که چند روز پیش کباب کردم

22:28.115 --> 22:29.515
آماده‌ی خوردنه

22:29.625 --> 22:31.835
فردا یه کم برای پدربزرگ می‌برم

22:31.835 --> 22:34.765
دارو روی میزه، تا داغه بخور

22:34.995 --> 22:35.585
باشه

22:38.925 --> 22:40.835
امروز رفتم دفتر قضایی

22:40.835 --> 22:42.865
جناب وانگ گفت پرونده بسته شده

22:43.945 --> 22:45.115
ولی ما هنوز

22:45.275 --> 22:47.555
نمی‌دونیم اون آدم‌ها دنبال پول بودن

22:47.665 --> 22:49.275
یا انتقام

22:52.145 --> 22:53.665
اگه دنبال انتقام باشن

22:54.385 --> 22:56.515
حتما دوباره برمی‌گردن

22:57.365 --> 22:58.565
می‌خوای چیکار کنی؟

22:59.995 --> 23:03.035
قصد دارم بعد از جشن ملک رو بفروشم

23:03.595 --> 23:05.995
و نینگ کوچولو رو با خودم ببرم و یه مدت قایم بشیم

23:08.425 --> 23:10.755
اگه قراره باشه بری، هر چی زودتر بهتر

23:11.835 --> 23:13.475
ولی نزدیک سال جدیده

23:13.555 --> 23:15.015
و بیرونم برف می‌باره

23:15.835 --> 23:17.465
کارهای اداری فروش ملک

23:17.465 --> 23:19.265
یه کم طول می‌کشه تا منتقل بشه

23:19.555 --> 23:20.705
چند روز دیگه

23:20.835 --> 23:22.895
زخمت هم یه کم بهتر می‌شه

23:22.945 --> 23:23.945
نظرت چیه؟

23:26.625 --> 23:27.275
من؟

23:28.995 --> 23:31.265
جناب جائو و بانو جائو آدم‌های خیلی خوبی هستن

23:31.265 --> 23:34.225
پسرشون توی جنگ مرده

23:34.385 --> 23:36.845
می‌خوام زمین‌هام رو بدم به اونا که کشاورزی کنن

23:37.135 --> 23:40.065
همچنین، برات پیشاپیش دادخواست طلاق رو می‌نویسم

23:40.305 --> 23:42.835
و یه پولی هم برای خرج سفرت می‌ذارم

23:45.075 --> 23:46.275
من برنامه‌های خودم رو دارم

23:47.305 --> 23:49.105
لازم نیست نگران من باشی

23:49.935 --> 23:51.545
پس باهام میای؟

23:56.245 --> 23:59.005
یا می‌خوای اینجا بمونی تا خوب شی؟

24:02.665 --> 24:03.595
باهات میام

24:08.425 --> 24:10.485
پس کمکم کن گوشت کبابی رو هم آویزون کنم

24:30.165 --> 24:31.475
پدر و مادرت چیزی به ارث گذاشتن

24:31.475 --> 24:33.715
که بخوای با خودت ببری؟

24:37.275 --> 24:37.945
آره

24:41.185 --> 24:42.245
چاقوهای قصابیم

24:42.425 --> 24:44.785
هر جا برم این ست رو با خودم می‌برم

24:44.975 --> 24:47.305
با اونا می‌تونم کارم رو به عنوان قصاب ادامه بدم

24:47.625 --> 24:49.555
اگه توی راه به اراذل خوردیم

24:49.595 --> 24:51.215
باهاشون از خودمون دفاع می‌کنم

24:51.215 --> 24:52.075
دیگه چی؟

24:53.885 --> 24:54.745
!سند ملک

24:55.515 --> 24:57.135
چون پرونده بسته شده

24:57.385 --> 24:58.915
الان می‌برمش بیرون

24:59.565 --> 25:00.565
...سند ملک

25:01.825 --> 25:04.025
پدر و مادرت هیچوقت چیزی نگفتن

25:04.425 --> 25:05.465
که حتما باید با خودت ببری

25:05.465 --> 25:07.705
حتی وقتی داری جونت رو نجات می‌دی؟

25:11.035 --> 25:11.625
آره

25:11.665 --> 25:12.315
چی هست؟

25:12.865 --> 25:13.515
خواهرم

25:22.755 --> 25:23.595
...لعنتی

25:28.385 --> 25:29.225
آبنبات پرتقالی

25:29.225 --> 25:30.225
این طعمش رو خوردم

25:30.225 --> 25:33.225
شیرین و ترشه و تلخی رو می‌گیره

25:34.015 --> 25:34.695
ممنونم

25:44.555 --> 25:46.555
اون دختر واقعا نحسه

25:48.035 --> 25:49.955
نه تنها باعث مرگ پدر و مادرش شد

25:49.955 --> 25:51.965
بلکه عموش رو هم بدبخت کرد

25:51.765 --> 25:54.195
[لوح‌یادبود فان دا-نیو]

25:52.095 --> 25:54.195
فان دا-نیو چطور

25:54.355 --> 25:56.385
در نهایت توسط راهزن‌ها کشته شد؟

25:57.185 --> 25:58.225
شاید

25:58.245 --> 26:01.035
فان چانگ یو به یکی پول داد تا بکشتش

26:01.065 --> 26:02.815
خفه شو، مادربزرگ کانگ

26:03.225 --> 26:05.425
برای دوتا نوه‌ات یه کم کارمای خوب نگه دار

26:05.545 --> 26:07.675
چی؟ بزرگ‌ترین پسرت مرده و

26:07.705 --> 26:09.135
عروست با یکی فرار کرده

26:09.135 --> 26:11.205
نکنه تو هم نحسی که باعث این اتفاق‌ها شدی؟

26:11.205 --> 26:13.015
!تو...خیلی چرت می‌گی

26:15.555 --> 26:16.085
چانگ یو

26:17.305 --> 26:18.235
چانگ یو اینجاست

26:21.075 --> 26:22.665
!فان چانگ یو

26:23.905 --> 26:25.275
فان چانگ یو

26:25.705 --> 26:27.435
چطور جرات کردی که دوباره اینجا پیدات بشه؟

26:29.075 --> 26:31.565
!عوضی! انقدر می‌زنمت تا بمیری

26:36.905 --> 26:37.665
چانگ یو چجوری می‌تونه

26:37.665 --> 26:38.385
باهاش بجنگه؟

26:38.385 --> 26:39.585
!دیگه خیلی داره بی‌احترامی می‌کنه

26:40.145 --> 26:40.705
چانگ یو

26:40.705 --> 26:42.065
!تو نحسی

26:42.185 --> 26:42.595
من خوبم

26:42.595 --> 26:44.315
کشتن فان دا-نیو برات کافی نبود و

26:44.315 --> 26:45.705
الان جرات کردی بیای توی خونه‌ام؟

26:45.705 --> 26:47.415
!الان یه درسی بهت می‌دم

26:49.555 --> 26:50.185
اومدم

26:50.795 --> 26:52.795
تا یه چیزی برای پدربزرگ بیارم

26:53.225 --> 26:54.955
نیومدم اینجا دردسر درست کنم

26:55.145 --> 26:56.545
اگه از کنار این چاقو رد بشی

26:57.275 --> 26:59.075
زبون کثیفت رو می‌برم

27:00.905 --> 27:01.965
منظورش چیه؟

27:02.035 --> 27:03.165
خیلی مغروره

27:04.195 --> 27:04.995
پدربزرگ

27:06.065 --> 27:07.725
برات یه کم گوشت آوردم

27:07.795 --> 27:08.995
آه، چانگ یو

27:13.115 --> 27:14.245
حالت چطوره؟

27:15.755 --> 27:17.085
کسی بهت زور گفته؟

27:17.115 --> 27:17.995
نه

27:18.515 --> 27:19.835
هیچکس بهم زور نگفته

27:20.945 --> 27:21.865
چانگ یو

27:22.905 --> 27:25.705
دا-نیو و ار-نیو هر دوشون مردن

27:27.215 --> 27:28.455
یه چیزی هست که

27:29.075 --> 27:31.305
نمی‌تونم با خودم به گور ببرم

27:32.185 --> 27:35.555
...راستش، پدرت -
تقصیر پدرش بود -

27:35.555 --> 27:36.665
!فان ار-نیو

27:37.205 --> 27:38.625
از موقعی که اونا اومدن به خونه‌امون

27:38.625 --> 27:40.575
حتی یه روز خوب هم نداشتیم

27:40.705 --> 27:44.135
دا-نیوی من به خاطر
خانواده‌ی اونا نفرین شد تا بمیره

27:45.515 --> 27:47.235
دیر یا زود، کل خاندانمون

27:47.235 --> 27:49.175
!به خاطر اون می‌میرن

27:51.835 --> 27:54.065
پدربزرگ، مراقب خودت باش

27:54.095 --> 27:55.225
دیگه می‌رم

27:55.395 --> 27:56.925
یه روز دیگه بهت سر می‌زنم

28:10.625 --> 28:12.025
!ببینینش! ببین

28:12.075 --> 28:13.015
این دختر

28:13.185 --> 28:15.915
!حتی به عموش احترام هم نمی‌ذاره

28:18.745 --> 28:21.085
...کارمائه

28:27.065 --> 28:29.525
[بازار جنوبی]

28:29.645 --> 28:32.025
[قصابی فان]

28:32.025 --> 28:36.905
[قصابی فان]

28:37.035 --> 28:37.755
دختر

28:39.665 --> 28:41.105
انقدر زود غرفه رو می‌بندی؟

28:41.795 --> 28:44.055
عمو لی، امروز کار نمی‌کنم

28:44.075 --> 28:45.485
حتی با من هم کار نمی‌کنی؟

28:47.115 --> 28:48.715
یه اتفاقی توی خونه افتاده

28:49.795 --> 28:52.815
برنامه ندارم تا تموم شدن سال غرفه رو باز کنم

28:52.905 --> 28:54.695
امروز نیومدم گوشت بخرم

28:54.905 --> 28:56.565
مدیرمون می‌خواد ببینتت

28:58.095 --> 29:02.275
[غذاخوری یی شیانگ]

28:58.635 --> 28:59.695
جناب

29:00.035 --> 29:00.945
خوش اومدین

29:03.685 --> 29:04.775
برگشتین

29:06.865 --> 29:07.905
مراقب خودتون باشین، جناب و بانو

29:07.905 --> 29:09.525
دختر، ببین

29:09.795 --> 29:12.455
این تالار اصلی غذاخوری یی شیانگمونه

29:12.515 --> 29:13.345
ببین

29:13.365 --> 29:14.565
خیلی عالیه

29:15.025 --> 29:15.855
معلومه

29:16.525 --> 29:18.705
توی لین-آن بهترینه

29:19.825 --> 29:21.195
راستش الان زیاد شلوغ نیست

29:21.195 --> 29:22.485
توی جشنواره‌ها

29:22.565 --> 29:24.485
انقدر شلوغ می‌شه که دیگه حتی
جای وایسادن هم پیدا نمی‌شه

29:24.485 --> 29:25.485
!خیلی شلوغه

29:27.995 --> 29:28.795
خوش برگشتین

29:31.035 --> 29:32.215
خیلی بزرگه

29:32.425 --> 29:34.485
زود باش، دختر، فقط یه کم جلوتره

29:36.115 --> 29:37.275
من دیگه همراهت نمیام

29:37.425 --> 29:38.375
مدیر داخله

29:38.375 --> 29:39.335
برو داخل

30:20.085 --> 30:22.215
مدیر، بانو فان اینجان

30:25.595 --> 30:27.065
چانگ یو، تویی؟

30:42.655 --> 30:46.245
پس شما مدیر غذاخوری یی شیانگین

30:46.555 --> 30:47.885
همیشه فکر می‌کردم

30:48.385 --> 30:50.565
مدیر اینجا یه مَرده

30:52.075 --> 30:53.615
قبل از دیدنت

30:53.635 --> 30:54.315
هیچوقت فکرش رو هم نمی‌کردم

30:54.315 --> 30:55.705
بانویی که خوک‌ها رو قصابی می‌کنه

30:55.725 --> 30:57.205
انقدر زیبا باشه
(حق، تازه آقاییش رو ندیدی)

30:58.255 --> 31:00.295
اونی که زیباست شمایی

31:02.345 --> 31:04.165
فامیلیم یو و اسمم چیان چیانه

31:04.165 --> 31:05.825
یه چند سالی ازت بزرگ‌ترم

31:06.385 --> 31:09.415
برای همین چانگ یو صدات می‌زنم

31:09.555 --> 31:11.055
از عمو لی شنیدم که

31:11.315 --> 31:12.795
نه تنها خوک‌ها رو قصابی می‌کنی

31:12.795 --> 31:15.395
بلکه واقعا گوشت آب‌پز عالی درست می‌کنی

31:15.445 --> 31:17.325
بابت تعریفتون ممنون، مدیر

31:17.325 --> 31:19.105
تعارفی نباش

31:19.625 --> 31:20.985
دیدم

31:21.015 --> 31:24.145
تابلوی غرفه‌ی گوشت آب‌پز وانگ رو خرد کردی

31:26.165 --> 31:27.885
خردش کردم

31:28.445 --> 31:30.025
ولی من دعوا رو شروع نکردم

31:30.425 --> 31:32.145
اهمیتی نداره کی شروع کرده

31:32.145 --> 31:34.275
حق داشتی که تابلوشون رو خرد کنی

31:34.275 --> 31:36.075
از وقتی که ارباب جوان وانگ

31:36.075 --> 31:37.945
غرفه‌ی گوشت آب‌پز وانگ رو به دست گرفته

31:37.945 --> 31:39.075
توی تجارتش صادق نبوده و

31:39.075 --> 31:40.385
معاملات رو دستکاری می‌کرده

31:40.385 --> 31:43.115
خیلی وقته می‌خوام همکاریم
باهاشون رو تموم کنم

31:45.035 --> 31:45.965
بیارش اینجا

31:48.945 --> 31:49.835
بیارینش داخل

31:55.035 --> 31:56.185
بخوام باهات صادق باشم

31:56.185 --> 31:58.785
یکی رو گذاشتم برای ده روز
گوشت آب‌پزت رو بخره

31:59.145 --> 31:59.995
کیفیت گوشت ثابته و

31:59.995 --> 32:01.195
همیشه یه اندازه‌ست

32:01.315 --> 32:03.715
ثابت کرد که واقعا آدم صادقی هستی

32:03.795 --> 32:05.665
ما باید همیشه اینجوری کار کنیم

32:05.665 --> 32:06.665
پدرم می‌گفت

32:06.745 --> 32:08.945
"تجارتی که صادقانه نیست زیاد دووم نمیاره"

32:09.035 --> 32:12.705
برای همین با توجه به تجارت گوشت آب‌پز

32:13.835 --> 32:15.095
می‌خوام باهات کار کنم

32:17.665 --> 32:19.975
بابت لطفتون ممنون، مدیر

32:19.975 --> 32:22.605
ولی نمیتونم باهاتون معامله کنم

32:23.145 --> 32:23.905
چرا؟

32:24.315 --> 32:26.175
یه اتفاقی توی خانواده‌ام افتاده

32:26.285 --> 32:28.615
بعد از سال نو از لین-آن می‌رم

32:32.075 --> 32:33.345
در این صورت

32:33.665 --> 32:36.145
روستا غذاهای خوشمزه‌ات رو از دست می‌ده

32:39.665 --> 32:41.395
مدیر، اگه واقعا دوستشون دارین

32:41.905 --> 32:44.565
می‌تونم مواد و نحوه‌ی درست
کردنش رو بهتون بگم

32:45.435 --> 32:48.565
می‌تونین به افرادتون بگین
طبق دستور پخت من درستش کنن

32:53.905 --> 32:55.935
!واقعا دختر ساده‌ای هستی

32:55.935 --> 32:57.185
فقط یه کم باهات حرف زدم و

32:57.185 --> 32:59.705
تو همین الانش هم داری
دستور پخت مخفیت رو می‌دی

32:59.705 --> 33:00.945
اگه یه جایی دور از اینجا بری

33:00.945 --> 33:02.805
باید حواست به خودت باشه

33:03.905 --> 33:06.505
عمو لی و پدرم سال‌های
زیادی با هم دوست بودن

33:07.185 --> 33:08.585
وقتی پدرم زنده بود

33:08.895 --> 33:11.275
اون اغلب از غرقه‌ی قصابیمون حمایت می‌کرد

33:11.275 --> 33:12.275
فکر کردم

33:13.035 --> 33:14.625
از اونجایی که عمو لی خیلی خوبه

33:15.085 --> 33:18.025
مدیرش هم باید یه آدم عالی باشه

33:20.665 --> 33:21.905
دادن دستور پختم بهتون

33:22.515 --> 33:24.425
می‌ذاره مردم روستای لین-آن

33:24.425 --> 33:26.575
دستور پختی که از والدینم به جا مونده رو بچشن

33:26.575 --> 33:29.045
حتما توی بهشت از این قضیه خوشحال می‌شن

33:38.675 --> 33:39.595
باهام بیا

33:45.705 --> 33:46.385
ببین

33:47.115 --> 33:48.185
توی طول سال نو

33:48.185 --> 33:49.515
تجارتم داره می‌ترکونه

33:49.865 --> 33:51.515
غذاخوری کاملا پر شده

33:51.515 --> 33:54.245
برای همین طبیعتا درخواست
برای گوشت آب‌پز زیاده

33:54.355 --> 33:56.735
اون غذاشناس‌های پیر خیلی
برای غذا خوردن ادا دارن

33:56.865 --> 33:57.755
چطوره؟

33:58.035 --> 34:01.075
تا اول سال نو گوشت آب‌پز رو برای ما تامین کن و

34:01.075 --> 34:04.385
منم یه راهی پیدا می‌کنم که
این شکاف رو بعد از سال نو پر کنم

34:05.905 --> 34:07.725
نیاز داری توی جای جدیدی که می‌ری یه خونه بخری

34:07.725 --> 34:09.455
این خیلی هزینه داره

34:09.785 --> 34:11.015
بهت پول اضافی می‌دم

34:11.095 --> 34:14.095
فقط کمکم کن به خوبی از پس این سال نو بربیام

34:15.925 --> 34:18.055
<i>این واقعا راه خوبی برای پول در آوردنه</i>

34:19.925 --> 34:21.845
ممنون، مدیر یو

34:22.435 --> 34:24.235
من کسی‌ام که باید ازت ممنون باشم

34:24.745 --> 34:26.185
برای گوشت آب‌پز وانگ

34:26.185 --> 34:27.515
عادت داشتیم

34:27.555 --> 34:29.354
بدون توجه به فصل‌ها هر
کتی گوشت رو 40 مَس بخریم

34:29.354 --> 34:30.455
با قیمت بالای گوشت الان و

34:30.455 --> 34:32.055
کیفیت عالی گوشتت

34:32.205 --> 34:34.794
بهت 50 مَس می‌دم

34:35.155 --> 34:36.875
از الان به بعد، توی آشپزخونه
گوشت آب‌پز درست کن

34:36.875 --> 34:38.274
دست‌مزدت رو روزانه می‌دم

34:38.915 --> 34:40.035
این خیلی زیاده

34:40.035 --> 34:40.915
نیست

34:41.515 --> 34:42.785
بخشنده بودن توی دوستی

34:42.785 --> 34:44.044
باعث رشد کردن تجارت می‌شه

34:44.475 --> 34:45.455
فردا

34:45.475 --> 34:48.004
بیا اینجا و منم قرارداد رو برات آماده می‌کنم

34:48.225 --> 34:49.745
برای نشون دادن صداقتم

34:49.915 --> 34:51.305
حاضرم پول بیعانه رو اول بدم

34:51.305 --> 34:51.945
فو لینگ

34:55.475 --> 34:56.875
این‍...اینجوری نمی‌شه

34:56.995 --> 34:58.035
هنوز قراردادی امضا نکردیم و

34:58.035 --> 34:59.435
اگه الان پولتون رو بگیرم

34:59.435 --> 35:00.755
خوب نیست

35:01.185 --> 35:03.315
می‌ترسم از حرفت برگردی

35:03.755 --> 35:04.935
فقط بگیرش

35:05.915 --> 35:06.745
اگه نگیریش

35:06.745 --> 35:08.205
حس راحتی نمی‌کنم

35:14.625 --> 35:16.095
پس قبولش می‌کنم

35:16.525 --> 35:17.785
ممنون، مدیر یو

35:18.785 --> 35:21.245
امروز روز خوبیه، پس مدیر صدام نکن

35:22.005 --> 35:22.845
من رو

35:23.925 --> 35:24.805
خواهر چیان

35:27.595 --> 35:28.795
ممنون، خواهر چیان

35:36.295 --> 35:39.685
!مدیر اینجا کجاست؟ زود بیا بیرون

35:39.715 --> 35:41.515
!شما هم دیگه پیپا نزنین

35:42.105 --> 35:44.555
!آشپز لی، زود باش بیا بیرون ببینم

35:44.575 --> 35:46.695
جناب گوو، داری چیکار می‌کنی؟

35:46.725 --> 35:47.895
فکر کنم اول شماها باید توضیح بدین این چیه

35:47.925 --> 35:50.335
ما فقط به خاطر اینکه خاندان فان توی دردسر افتاده بود
یه همکاری کوچیک با هم کردیم

35:50.335 --> 35:52.095
الآنم که روز توافق سر رسیده

35:52.145 --> 35:53.225
خودت رو زدی به کوچه‌ی علی‌چپ

35:53.225 --> 35:55.275
!چرت نگو

35:56.265 --> 35:58.265
وقتی گوشت کم آورده بودی
اومدی از من کمک خواستی

35:58.265 --> 35:59.875
حالا که اون بچه‌ننر از خاندان فان برگشته

35:59.875 --> 36:01.665
می‌خوای همینجوری منو بندازی بیرون؟

36:01.665 --> 36:03.515
!گفته باشم‌ها، از این خبرها نیست

36:03.515 --> 36:05.225
این گوشت رو امروز می‌بری

36:05.225 --> 36:07.185
!چه بخوای چه نخوای باید بگیریش

36:07.825 --> 36:09.745
خواهر چیان، این جناب گوو

36:09.775 --> 36:11.075
گوشت خراب می‌فروشه

36:11.075 --> 36:12.435
حتی بهش بوراکس هم اضافه می‌کنه

36:12.435 --> 36:14.145
ظاهرش تازه‌ست‌ها ولی طعمش مزه زهرمار می‌ده

36:14.145 --> 36:14.555
!بس کن، داد و بیداد نکن

36:14.555 --> 36:16.145
توی گروهمون همه اونو می‌شناسن

36:16.145 --> 36:17.185
!برو گمشو! برو بیرون

36:17.185 --> 36:21.075
اگه نیای بیرون، همه چیز رو لو می‌دم

36:22.035 --> 36:24.225
این آشپز لی پنجه‌طلاتون

36:24.225 --> 36:28.265
!با فان چانگ یو یه سر و سری داره

36:28.305 --> 36:29.085
چی؟

36:29.145 --> 36:30.145
دیگه داری شورش رو درمیاری

36:30.145 --> 36:31.555
!چطور جرأت می‌کنه آبروی منو ببره

36:31.955 --> 36:34.915
پدرمم وقتی زنده بود، خیلی سرزنشش می‌کرد -
...تو خیلی پیر شدی -

36:34.915 --> 36:35.665
الان نوبت منه که یه درس حسابی بهش بدم

36:35.665 --> 36:37.075
!خیلی بی‌شرمی -
خواهر چانگ یو -

36:37.075 --> 36:38.225
چی می‌تونم درباره‌ات بگم آخه؟

36:38.225 --> 36:39.745
حرص نخور -
نکنه می‌خوای بگم که یه مرد آماده‌ای و -

36:39.745 --> 36:42.475
مثل قدیم‌ها کلی انرژی داری -
اینجا قلمروی منه -

36:42.505 --> 36:44.465
من خودم حلش می‌کنم -
!خیلی بی‌شرمی -

36:46.185 --> 36:47.815
!مدیر یو

36:47.955 --> 36:49.475
اگه الان نیای بیرون

36:49.555 --> 36:52.085
!همه‌ی پته‌ات رو می‌ریزم روی آب‌هـــــــا

36:52.105 --> 36:53.905
چه خبره؟ -
!بیا پایین -

36:55.595 --> 36:56.265
مدیر

36:56.665 --> 36:58.145
تو قصاب گوو هستی

36:58.745 --> 37:00.475
ما کاسبیم

37:00.475 --> 37:01.345
وقتی تو اینجوری سروصدا می‌کنی

37:01.345 --> 37:03.345
من چطوری باید کسب‌وکارم رو بچرخونم؟

37:04.075 --> 37:06.265
مدیر یو، بالاخره اومدی بیرون

37:08.785 --> 37:10.685
می‌بینی چقدر دنیامون کوچیکه؟

37:12.475 --> 37:13.765
مدیر یو

37:14.035 --> 37:16.035
آدم‌های تو

37:16.395 --> 37:19.265
همه‌اش دنبال دزدی، کارهای کثیف و

37:19.265 --> 37:21.915
کارهای بی‌شرمانه و آبروبر هستن

37:21.915 --> 37:22.555
نمی‌خوای جمعشون کنی؟

37:22.555 --> 37:24.215
!هنوزم که داری چرت و پرت می‌گی‌

37:24.745 --> 37:27.215
جناب گوو، انگار خیلی از حرف‌هاش مطمئنه

37:27.355 --> 37:29.915
نکنه اون زیر میرها قایم شده بودی و همه چیز رو دیدی؟

37:29.915 --> 37:30.875
واقعا چیزی دیدی؟

37:33.475 --> 37:35.435
می‌خوام یه نصیحت بهت کنم، مدیر یو

37:35.435 --> 37:37.385
به نفعته که همین امروز یه جواب درست بهم بدی

37:37.785 --> 37:39.875
مشاور گوو

37:41.265 --> 37:43.155
عموی منه

37:44.305 --> 37:47.565
اگه به گوش عموم برسونم

37:47.745 --> 37:48.705
مدیر یو

37:48.705 --> 37:51.625
برات خیلی بد تموم می‌شه

37:53.025 --> 37:54.315
چه جالب

37:54.745 --> 37:57.785
مشاور گوو همین الان توی اتاق شخصی اون پشت چای میل می‌کنه

37:57.785 --> 37:59.665
چرا ازش نخوایم که خودش قضاوت کنه؟

38:02.785 --> 38:03.665
واقعا؟

38:04.345 --> 38:06.665
باشه، پس بریم

38:09.985 --> 38:11.665
گوشت‌ها رو جمع کن

38:14.325 --> 38:16.575
بچه‌ها، فورا این گوشت‌ها رو بندازین بیرون

38:17.325 --> 38:19.045
حله، دیگه همه چیز مرتبه

38:19.065 --> 38:20.315
به نواختن ادامه بدین

38:20.555 --> 38:23.055
الان نوبت رقص و آوازه

38:23.055 --> 38:24.095
همه راحت باشین

38:24.125 --> 38:25.655
از غذا و نوشیدنی لذت ببرین

38:31.895 --> 38:32.605
از این طرف

38:38.015 --> 38:38.605
بفرمایین

38:42.915 --> 38:45.165
عمو؟ داخلی؟

38:45.425 --> 38:46.865
!آره، بابات هم اونجاست، بی‌پدر

38:48.185 --> 38:48.745
توی قلمروی من

38:48.745 --> 38:50.545
چطور جرات می‌کنی اینطوری عربده بکشی؟

38:50.625 --> 38:52.465
!الان تیکه پاره‌ات می‌کنم

38:52.465 --> 38:53.485
مدیر

38:53.625 --> 38:54.995
پوست سمورتون خیلی گرونه

38:54.995 --> 38:56.595
شاید بهتره دخالت نکنیم؟

38:56.705 --> 38:57.345
آره، درست می‌گی

38:57.345 --> 38:58.595
تقریبا یادم رفته بود

39:03.345 --> 39:05.225
خواهر چانگ‌ یو، ترسیدی؟

39:06.995 --> 39:08.255
یه جوری خودت جمع و جورش کن

39:08.305 --> 39:09.265
فقط کار به درگیری شدید نرسه

39:09.265 --> 39:09.955
باشه

39:10.265 --> 39:12.035
بریم
هیچ چیز جالبی برای دیدن نیست

39:12.035 --> 39:14.035
به اندازه قصابی خوک هیجان‌انگیز نیست

39:16.515 --> 39:17.275
!بزنیدش

39:19.185 --> 39:20.305
!نه صورتم قشنگه، نزنین

39:20.305 --> 39:21.475
راستی برات گفتم؟

39:21.475 --> 39:22.555
قراره اونور یه نمایش اجرا کنیم

39:22.555 --> 39:23.345
فوق‌العاده‌ست

39:23.345 --> 39:25.345
بیا می‌برمت یه نگاهی بندازی

40:04.855 --> 40:06.055
ارباب، لطفا نگاه کنین

40:06.285 --> 40:08.485
همون دختر جوونیه که چند روز پیش دیدیم

40:09.015 --> 40:11.015
همون که کفشش رو گم کرده بود

40:11.145 --> 40:12.295
اسمش فان چانگ‌ یوئه‌ست

40:12.295 --> 40:15.505
توی آسمون‌ها دنبالش بودیم
روی زمین پیداش کردیم

40:15.505 --> 40:16.725
فان چانگ‌ یو

40:19.995 --> 40:21.695
به جاسوس‌های لین آن و جنگجوهای انتحاری

40:21.695 --> 40:23.225
بگو بیشتر مراقب باشن

40:23.225 --> 40:24.855
فعلا به قاضی اطلاع نده

40:24.855 --> 40:26.855
می‌خوام شخصا پزشکی قانونی رو ببینم

40:26.945 --> 40:27.675
چشم

40:38.515 --> 40:39.615
چانگ‌ یو، برگشتی

40:39.615 --> 40:40.455
آره، برگشتم

40:42.995 --> 40:43.725
چانگ‌ یو

40:47.475 --> 40:48.705
!برگشتم

40:49.705 --> 40:50.595
خواهری

40:51.185 --> 40:51.785
زود باش بیا

40:54.455 --> 40:55.075
نگاه کن

40:56.085 --> 40:58.355
اینا همه برای نینگ کوچولوئه؟

40:58.435 --> 41:00.185
برای نینگ کوچولو و شوهرِ خواهرته

41:00.395 --> 41:01.515
شوهرِ خواهرت هم عین خودت

41:01.515 --> 41:02.915
از دواهای تلخ بدش میاد

41:03.955 --> 41:04.685
برگشتی

41:04.885 --> 41:05.555
زن عمو

41:05.555 --> 41:07.355
این همه خرید برای چیه؟

41:08.005 --> 41:10.415
همه‌اش شیرینیه، مگه شب سال نوئه؟

41:10.825 --> 41:12.475
رفتم غذاخوری یی‌ شیانگ برای یه کاری

41:12.475 --> 41:13.875
یو چیان چیان هم اینا رو داد بهم

41:13.985 --> 41:15.335
منظورت همون مدیر یوئه؟

41:16.285 --> 41:18.635
فکر نمی‌کردم انقدر مهربون باشه

41:19.785 --> 41:20.785
اون بانویه که دو تا غذاخوری

41:20.785 --> 41:23.145
یکی اینجا و یکی هم توی لین آن می‌چرخونه

41:23.145 --> 41:24.145
خیلی قابل احترامه

41:24.305 --> 41:25.435
شما هم می‌شناسیش؟

41:25.555 --> 41:26.665
آره معلومه

41:27.185 --> 41:29.315
اون موقع باردار بود که اومد لین آن

41:30.145 --> 41:31.185
هیچ فامیل یا آشنایی هم نداشت

41:31.185 --> 41:32.915
حتی از تو بدبخت‌تر بود

41:33.035 --> 41:34.235
شوهرش کجاست پس؟

41:34.785 --> 41:35.915
اون رو دیگه نمی‌دونم

41:35.915 --> 41:37.305
باید آدم قابلی بوده باشه

41:37.305 --> 41:38.345
وگرنه چطور تونسته

41:38.345 --> 41:39.705
با همچین زن زرنگی ازدواج کنه؟

41:59.145 --> 42:00.845
نینگ کوچولو توی اتاق من خوابه

42:00.845 --> 42:02.845
تو چرا نمی‌ری استراحت کنی؟

42:04.475 --> 42:06.675
می‌خوام یه کم دیگه خرمالوها رو برشته کنم

42:06.745 --> 42:08.535
حالا همین امشب قرار نیست درخت خرمالو خشک بشه

42:08.535 --> 42:11.135
هر موقع بخوای می‌تونی خرمالو برشته کنی

42:11.435 --> 42:14.895
ولی تا کی می‌خوای از ازدواج فرار کنی؟

42:20.255 --> 42:22.385
...زن عمو، راستش من و یان جنگ

42:23.785 --> 42:24.595
مگه خودت نگفته بودی یان جنگ

42:24.595 --> 42:26.145
قبول کرده باهات بیاد؟

42:26.785 --> 42:29.345
گفت فعلا باهام میاد ولی بعدش معلوم نیست

42:30.145 --> 42:31.185
خب بعدش چی؟

42:31.185 --> 42:32.715
چرا از حالا غصه‌ی بعدش رو می‌خوری؟

42:33.625 --> 42:34.475
اون خودش اومده پیشت

42:34.475 --> 42:36.235
حالا نوبت توئه که پیش‌قدم بشی

42:36.235 --> 42:38.125
مهم نیست چی توی قلبته

42:38.695 --> 42:41.415
من فکر می‌کنم یان جنگ پسر خیلی خوبیه

42:41.745 --> 42:44.205
یادته اون سری چه اتفاقی برای خانواده‌‌ات افتاد

42:44.205 --> 42:47.125
ولی بازم با اون همه جراحت رفت چانگ‌ نینگ رو نجات بده

42:47.185 --> 42:47.745
تازه

42:48.265 --> 42:49.345
توی دیوان شهر

42:49.345 --> 42:51.265
اگه جناب سون به موقع نمی‌رسید

42:51.455 --> 42:54.655
نزدیک بود با قاضی دست به یقه بشه

42:56.825 --> 42:58.665
اون یه مرد با مسئولیته

42:58.745 --> 43:00.625
چرا از فرصت استفاده نمی‌کنی

43:00.625 --> 43:02.115
که رابطه‌اتون رو جدی کنی؟

43:02.435 --> 43:03.705
یه بار که کنار هم بخوابین

43:03.705 --> 43:05.185
دلش پیشت گیر می‌کنه

43:07.035 --> 43:09.745
اگه همینطوری بی‌دلیل باهاش بخوابم

43:09.745 --> 43:10.995
من چی می‌شم آخه؟

43:10.995 --> 43:13.265
اون شوهرته، چه ایرادی داره؟

43:13.265 --> 43:15.465
پس فکر کنم باید یه روز خوش‌یمن رو براش انتخاب کنیم

43:15.705 --> 43:16.625
زن عمو

43:18.075 --> 43:19.115
باشه بابا، باشه

43:19.825 --> 43:21.485
بذار یه حقه‌ی دیگه یادت بدم

43:22.785 --> 43:25.205
اون لحافی که روش می‌خوابی رو

43:25.665 --> 43:27.595
برات می‌شورم

43:29.095 --> 43:32.225
مطمئن باش دلش نمیاد بذاره اونطوری بی‌هیچی بخوابی

44:02.545 --> 44:03.445
بیا اینجا

44:03.469 --> 47:23.469
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Vita ✧ Luna✧ narges ✧ FATEMEH✧
