WEBVTT

00:15.021 --> 00:25.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:26.021 --> 00:32.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:32.961 --> 00:35.971
‫پرو بونو‬

00:39.051 --> 00:41.311
‫یک هفته قبل از اولین جلسه‌ی دادرسی‬

00:41.391 --> 00:44.601
‫دارین می‌گین باید همین الان دستِ «شین جونگ‌سوک» و «اوه گیو‌جانگ» رو رو کنیم؟‬

00:45.691 --> 00:47.691
‫مشکلی براتون پیش نمیاد؟‬

00:47.771 --> 00:48.901
‫اگه باهاشون دربیفتین،‬

00:48.981 --> 00:51.071
‫ممکنه دیگه هیچ‌وقت نتونین به عنوان وکیل کار کنین.‬

00:51.151 --> 00:52.611
‫- ترسیدی؟‬
‫- ترسیدم؟‬

00:52.691 --> 00:54.491
‫- کی می‌گه؟‬
‫- آقای کانگ.‬

00:54.571 --> 00:57.661
‫چرا پله‌پله نریم جلو؟‬

00:57.741 --> 01:02.081
‫همونطور که می‌دونین، اونا آدم‌های قدرتمندی ان که کلِ دنیای حقوقی رو می‌چرخونن.‬

01:02.161 --> 01:06.121
‫نه. در واقع، کلِ کشور رو می‌چرخونن.‬

01:06.921 --> 01:09.921
‫این دادگاه مثل بقیه نیست.‬

01:12.881 --> 01:15.551
‫ای بابا، دکتر اوه. بیاین یه استراحتی بکنیم!‬

01:15.631 --> 01:16.551
‫وای.‬

01:21.641 --> 01:22.471
‫خدای من.‬

01:25.271 --> 01:26.101
‫ای بابا، دکتر اوه!‬

01:26.181 --> 01:27.891
‫کیم هو‌جین‬
‫سردبیر سابق روزنامه‬

01:27.981 --> 01:30.151
‫چون هر روز ورزش می‌کنین، خیلی رو فرمین.‬

01:30.231 --> 01:33.271
‫اصلاً نمی‌تونم پا‌به‌پاتون بیام.‬

01:33.361 --> 01:36.991
‫انگار با مشاورهای شرکتمون خوب رفتار نکردم.‬

01:37.071 --> 01:39.861
‫همه‌تون از نفس افتادین.‬

01:40.571 --> 01:41.701
‫ای بابا، این حرفو نزنین.‬

01:41.781 --> 01:44.831
‫بعد از ترکِ شغل‌های قبلیمون، همه‌مون به لطفِ شما...

01:44.911 --> 01:49.171
‫.. تو مؤسسه‌ی «اوه و شرکا» جامون گرم و نرمه، دکتر اوه.‬

01:49.251 --> 01:50.501
‫قاضی سابق، بیون جونگ‌هون‬

01:50.581 --> 01:52.541
‫نگرانِ دادگاهِ کانگ دا‌ ویت نباشین.‬

01:52.631 --> 01:55.131
‫پرونده میفته دستِ قاضی‌ای...

01:55.211 --> 01:58.631
‫.. که خیلی بی‌سر‌و‌صدا و راحت جمعش کنه.

01:58.721 --> 02:00.011
‫ای جان. ممنونم،‬

02:00.641 --> 02:03.301
‫آقای کیم و قاضی بیون.‬

02:03.891 --> 02:08.061
‫منم حواسم هست که نذارم هیچ مقاله‌ی عجیبی چاپ بشه.‬

02:10.601 --> 02:13.941
‫ای بابا. از همه جوون‌تری ولی از همه داغون‌تری.‬

02:14.021 --> 02:15.571
‫وای، الانه که بیفتم بمیرم.‬

02:17.241 --> 02:21.611
‫آقای پارک، شما هم که دارین اوضاعِ سمتِ دادستانی رو ردیف می‌کنین، درسته؟‬

02:21.701 --> 02:23.371
‫دادستان کل سابق، پارک سونگ‌گیو‬

02:23.451 --> 02:25.991
‫البته. دکتر اوه، خیالتون راحت باشه.‬

02:26.081 --> 02:27.751
‫خدای من.‬

02:28.751 --> 02:30.711
‫به لطفِ همه‌تون خیالم خیلی راحت شد.‬

02:31.461 --> 02:32.961
‫راستی، دکتر اوه.‬

02:33.711 --> 02:36.001
‫وزیر یون تو تغییراتِ کابینه داره کنار می‌ره،‬

02:36.091 --> 02:38.841
‫و ازم خواهش کرد که یه جایگاهی به عنوان مشاور براش جور کنم.‬

02:38.921 --> 02:41.051
‫می‌شه یه فکری براش بکنین؟‬

02:41.131 --> 02:43.011
‫اون فقط به عنوان کارمندِ دولت کار کرده،‬

02:43.091 --> 02:45.721
‫واسه همین حتی از پسِ هزینه‌ی عروسیِ بچه‌هاش هم برنمیاد.‬

02:47.641 --> 02:48.521
‫که اینطور؟

02:48.601 --> 02:51.851
‫از اون آدم‌هاییه که این روزا کم پیدا می‌شه. یه مقامِ دولتیِ پاک‌دست و صادق.‬

02:54.901 --> 02:56.521
‫خب، برگردیم سرِ دویدن.‬

02:57.151 --> 02:58.321
‫بله؟‬

02:58.401 --> 02:59.241
‫ای بابا، دکتر اوه!‬

03:00.281 --> 03:02.411
‫هنوز پنج دقیقه هم ننشستیم!‬

03:02.491 --> 03:04.451
‫تعدادِ مقاماتِ بلندپایه‌ی سابق...

03:04.531 --> 03:06.121
‫.. که به عنوان مشاورِ «اوه و شرکا» فعالیت می‌کنن...

03:06.201 --> 03:08.751
‫.. خیلی بیشتر از تعدادِ کلِ مقاماتِ تو دولته.

03:08.831 --> 03:11.621
‫اگه بخوایم از تاکتیک‌های معمولی استفاده کنیم و پله‌پله بریم جلو،‬

03:12.291 --> 03:13.371
‫نمی‌تونیم شکستشون بدیم.‬

03:14.501 --> 03:16.591
‫خب، پیشنهادتون چیه؟‬

03:17.251 --> 03:19.461
‫حداقل باید یه بمب وسطِ معرکه بندازیم.‬

03:20.091 --> 03:21.841
‫- بله؟
‫- اون خبرِ تکون‌دهنده‌ای رو یادت هست...

03:21.931 --> 03:24.801
‫.. که می‌خواستیم آخرِ کار رو کنیم؟

03:26.301 --> 03:28.101
‫بیاین همین اولین جلسه‌ی دادگاه رو کنیمش.‬

03:30.221 --> 03:31.231
‫چی؟‬

03:32.851 --> 03:34.901
‫ما همچنین درخواست داریم که مغزِ متفکرِ پشتِ همه‌ی این قضایا...‬

03:34.981 --> 03:36.481
‫زمان حال، دادگاهِ حقوقی‬

03:36.561 --> 03:37.981
‫.. مؤسسِ «اوه و شرکا»،

03:38.071 --> 03:41.191
‫دکتر اوه گیو‌جانگ،‬

03:41.281 --> 03:44.361
‫به عنوانِ یه شاهدِ دیگه احضار بشه.‬

03:56.881 --> 03:57.961
‫جناب قاضی!

03:58.591 --> 04:00.341
‫ایشون داره با نیتِ سوء، درخواستِ احضارِ شاهدهای غیرضروری رو...

04:00.421 --> 04:04.051
‫.. به دادگاه می‌ده. جناب قاضی...

04:04.131 --> 04:05.591
‫تمومش می‌کنی؟ دخالت نکن.‬

04:06.181 --> 04:07.051
‫جناب قاضی!

04:07.681 --> 04:09.851
‫باید این درخواست رو رد کنین.‬

04:09.931 --> 04:12.181
‫- جناب قاضی!‬
‫- نظمِ دادگاه رو رعایت کنین!‬

04:14.351 --> 04:17.231
‫مطمئنین که این درخواستِ شاهد به پرونده مربوط می‌شه؟‬

04:17.311 --> 04:19.151
‫البته، جناب قاضی.‬

04:19.231 --> 04:23.191
‫اگه لازم می‌دونین، می‌تونم مدارکِ پشتیبان رو تو همین دادگاه ارائه بدم؟‬

04:23.861 --> 04:24.781
‫بله، حتماً.‬

04:25.821 --> 04:26.951
‫صبر کن.‬

04:27.031 --> 04:28.031
‫چی شده؟‬

04:35.791 --> 04:36.791
‫قاضی شین،‬

04:37.501 --> 04:40.801
‫بررسیِ تحلیلگرِ تحقیق درباره‌ی پرونده‌ی رئیس جانگ رو گرفتی؟‬

04:40.881 --> 04:41.961
‫هنوز نه، قربان.‬

04:42.801 --> 04:45.091
‫قاضی‌های جوونِ این دوره زمونه وظیفه‌شناسی ندارن.‬

04:45.841 --> 04:48.761
‫چرا دارن تو چنین پرونده‌ی واضحی لفتش می‌دن؟‬

04:48.851 --> 04:52.141
‫دوباره بهشون می‌گم. نگران نباشین، قربان.‬

04:52.851 --> 04:54.101
‫این رفیقمون، رئیس جانگ.‬

04:55.021 --> 04:58.351
‫برای این اقتصادِ داغونمون بهش نیاز داریم.‬

04:58.981 --> 05:02.191
‫حواست باشه که یه نتیجه‌ی عاقلانه گرفته بشه.‬

05:02.281 --> 05:05.151
‫به هر حال، همه‌مون تو یه کشتی نشستیم، مگه نه؟‬

05:09.411 --> 05:10.621
‫جناب قاضی؟

05:10.701 --> 05:12.661
‫- جناب قاضی.‬
‫- بله؟‬

05:12.741 --> 05:14.451
‫درسته. معذرت می‌خوام.

05:14.541 --> 05:17.251
‫بفرمایین، متهمِ خواهان... یعنی، وکیلِ خواهان.‬

05:17.331 --> 05:20.751
‫ضبط کردنِ مخفیانه‌ی تماسِ تلفنیِ یه نفر دیگه جرمه.‬

05:20.841 --> 05:23.551
‫و ضبط‌های غیرمجاز رو نمی‌شه به عنوانِ مدرک تو دادگاه استفاده کرد.‬

05:23.631 --> 05:25.721
‫خودتون اینو خیلی خوب می‌دونین، جناب قاضی.‬

05:25.801 --> 05:29.431
‫به خاطرِ نقضِ قانونِ حفاظت از رازهای ارتباطی،‬

05:29.511 --> 05:31.261
‫ما فوراً از متهم شکایت می‌کنیم.‬

05:31.351 --> 05:34.471
‫بله، حرفشون درسته. اگه مخفیانه تماسِ تلفنیِ کسی رو ضبط کنین،‬

05:34.561 --> 05:36.061
‫به عنوانِ مدرک قابلِ قبول نیست.‬

05:36.141 --> 05:37.441
‫اما،‬

05:38.021 --> 05:39.481
‫این فایلِ ضبط شده...

05:39.561 --> 05:41.021
‫.. همین‌جا تموم نمی‌شه.

05:44.611 --> 05:48.491
‫- به هر حال ما تو یه قایقیم، مگه نه؟
‫- پدر، جلسه داره شروع می‌شه.

05:48.571 --> 05:52.741
‫متوجه شدم. باشه. پس بعداً دوباره با هم حرف می‌زنیم.

05:52.831 --> 05:56.541
‫تو این تماس بیشتر از دو نفر حضور داشتن.‬

05:56.621 --> 05:59.791
‫یه تماسِ گروهیِ سه نفره بوده.‬

05:59.871 --> 06:01.961
‫کسی که دکتر اوه رو «پدر» صدا کرد...

06:02.041 --> 06:03.801
‫.. او جونگ‌این هستش،

06:05.671 --> 06:08.301
‫مدیرعاملِ سابق و شریکِ مدیریتیِ شرکتِ «اوه و شرکا».‬

06:12.601 --> 06:14.471
‫وکیلِ خواهان هم اینو خیلی خوب می‌دونه.‬

06:14.561 --> 06:17.391
‫حتی اگه یه نفر هیچ حرفی نزده باشه...

06:17.481 --> 06:19.561
‫.. و فقط داشته گوش می‌داده،

06:20.441 --> 06:22.561
‫تا زمانی که بخشی از اون تماس بوده باشن،‬

06:22.651 --> 06:26.151
‫اون ضبط به عنوانِ مدرک قابلِ قبوله.‬

06:26.231 --> 06:29.821
‫این تماس توسطِ خانمِ اوه ضبط شده.‬

06:32.781 --> 06:34.081
‫چرا جونگ‌این...‬

06:35.451 --> 06:38.251
‫خانمِ اوه، من شما رو تو یه تماسِ سه‌طرفه می‌ذارم.‬

06:41.541 --> 06:42.881
‫در حالِ تماس‬
‫ضبط کردن‬

06:42.961 --> 06:45.501
‫مطمئن شو که یه نتیجه‌ی عاقلانه گرفته می‌شه.

06:45.591 --> 06:48.551
‫به هر حال ما تو یه قایقیم، مگه نه؟

06:51.181 --> 06:52.801
‫پدر، جلسه داره شروع می‌شه.‬

06:52.891 --> 06:55.011
‫متوجه شدم. باشه.‬

06:57.141 --> 06:58.681
‫پس بعداً دوباره با هم حرف می‌زنیم.‬

07:02.901 --> 07:03.771
‫جناب قاضی،‬

07:03.861 --> 07:07.321
‫این برای توضیحِ اینکه چرا به این شاهدها نیاز داریم...

07:07.401 --> 07:11.071
‫.. کافی هست؟

07:13.031 --> 07:14.701
‫خب، این یه موضوعِ عادی نیست.‬

07:15.371 --> 07:16.831
‫واقعاً هم نیست.‬

07:18.371 --> 07:21.041
‫بسیار خب. ما اینو کاملاً بررسی می‌کنیم...

07:21.121 --> 07:24.831
‫.. و یه تصمیمِ دقیق می‌گیریم.

07:26.041 --> 07:29.171
‫بهتره تو بررسی عجله کنین، جناب قاضی.‬

07:29.261 --> 07:30.471
‫از قضا درست افتاده...

07:30.551 --> 07:32.681
‫.. قبل از ضرب‌الاجلِ روزنامه‌های عصر،

07:32.761 --> 07:36.391
‫برای همین مقاله‌ها سرازیر می‌شن.‬

07:43.391 --> 07:44.601
‫فکر کردم مشکلی نداره.‬

07:51.861 --> 07:53.571
‫شاهدها به خاطرِ نفوذِ خارجی معلق شدن؟‬

07:53.651 --> 07:55.241
‫آیا «اوه و شرکا» یه گروهِ لابی‌گر هستن؟‬

07:55.821 --> 07:57.371
‫قسمتِ آخر‬

07:57.451 --> 07:59.081
‫باورم نمی‌شه دادگاه این کار رو کرد.‬

07:59.161 --> 08:00.451
‫شرکتِ «اوه و شرکا»...‬

08:01.041 --> 08:03.661
‫- اون بمبِ خبری حسابی صدا کرد.‬
‫- واقعاً.‬

08:04.291 --> 08:06.831
‫تو این عصرِ دیجیتال، شک داشتم روزنامه‌های عصر اهمیتی داشته باشن.‬

08:06.921 --> 08:08.791
‫ولی باز هم موفق شدی!‬

08:08.881 --> 08:11.801
‫هنوزم بهترین راه برای جلبِ توجهِ مردم موقعِ برگشتن از سرِ کاره.‬

08:11.881 --> 08:13.051
‫باز هم موفق شدی!‬

08:13.131 --> 08:14.431
‫و این تنها چیز نیست.‬

08:14.511 --> 08:15.381
‫- چی؟‬
‫- بله؟‬

08:15.471 --> 08:16.721
‫تمامِ سردبیرهای...

08:16.801 --> 08:19.221
‫.. روزنامه‌های اصلی به عنوانِ مشاورِ «اوه و شرکا» فعالیت می‌کنن.

08:19.311 --> 08:21.851
‫اما همه‌ی روزنامه‌های بزرگ صبح‌ها چاپ می‌شن.‬

08:22.481 --> 08:23.351
‫مثلِ همیشه تیزبینی.‬

08:23.941 --> 08:25.941
‫اصلاً وقت نکردن مداخله کنن.‬

08:26.811 --> 08:30.321
‫مقاله‌های آنلاین هم دارن سرازیر می‌شن.‬

08:30.401 --> 08:33.901
‫لونه‌ی زنبور رو تکون دادیم، پس نمی‌تونن نادیده‌مون بگیرن.‬

08:33.991 --> 08:34.821
‫حالا،‬

08:36.951 --> 08:38.281
‫یه جنگِ درست و حسابی خواهیم داشت.‬

08:38.821 --> 08:41.871
‫اما حالِ خانمِ اوه واقعاً خوبه؟‬

08:42.541 --> 08:43.411
‫آره، واقعاً.‬

08:51.091 --> 08:53.171
‫اون لحظه تماس وصل نبود.

08:53.261 --> 08:56.841
‫دکتر اوه، خانمِ اوه گفتن واجبه، برای همین یه لحظه وصلشون کردم.‬

08:58.511 --> 09:01.761
‫بعد از اینکه از همون اول
‫یه تماسِ سه‌طرفه درست کردی،

09:01.851 --> 09:03.021
‫داشتی گوش می‌دادی؟

09:03.981 --> 09:05.601
‫که مدرکِ قابلِ قبول درست کنی؟

09:07.061 --> 09:09.151
‫دیوانِ عالی‬

09:09.231 --> 09:11.361
‫اگه یکم صبر کنین، این طوفان می‌گذره.‬

09:11.941 --> 09:13.481
‫باید مقاوم باشین.‬

09:14.281 --> 09:15.991
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم قوه‌ی قضاییه متزلزل بشه.‬

09:16.071 --> 09:17.071
‫قاضی شین،‬

09:18.991 --> 09:21.081
‫با توجه به وضعیتِ فعلی،‬

09:21.161 --> 09:24.411
‫شاید درست نباشه این بحث رو ادامه بدیم.‬

09:24.501 --> 09:26.291
‫- متأسفم.‬
‫- قاضی کیم!‬

09:34.761 --> 09:38.261
‫منو به قاضیِ ارشدِ دادگاهِ منطقه‌ایِ مرکزِ سئول وصل کن.‬

09:54.071 --> 09:56.531
‫با فاش کردنِ اون فایلِ ضبط شده مشکلی نداری؟‬

09:58.321 --> 10:00.071
‫داری سعی می‌کنی بعد از عذاب دادنم بهم دلداری بدی؟‬

10:00.781 --> 10:02.201
‫تو منو توی منگنه گذاشتی که این کار رو بکنم.‬

10:04.951 --> 10:08.751
‫دقیقاً چقدر درباره‌ی تله‌ای که توش افتادم می‌دونی؟‬

10:12.591 --> 10:13.791
‫دا ویت.‬

10:15.341 --> 10:17.471
‫اصلاً داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

10:18.631 --> 10:20.721
‫من احمق نیستم، جونگ‌این.‬

10:20.801 --> 10:22.391
‫از همون اول بهت اعتماد نداشتم.‬

10:22.471 --> 10:24.471
‫ولی خب، یه جای کار می‌لنگید.‬

10:24.561 --> 10:26.311
‫اگه تو هم‌دست بودی،‬

10:26.391 --> 10:28.391
‫دلیلی نداشت منو بیاری تو «اوه و شرکا».‬

10:28.481 --> 10:31.191
‫پدرت حتی قبول نکرد منو به عنوان وکیل ثبت کنه.‬

10:31.271 --> 10:34.361
‫به‌خاطر این بود که نمی‌تونستی از اون عشق دوران دانشجویی‌مون تو جی‌آر‌تی‌آی بگذری؟‬

10:34.441 --> 10:36.901
‫بی‌خیال. تو از اون آدم‌ها نیستی که این کار رو بکنن، جونگ‌این.‬

10:37.571 --> 10:39.901
‫پس فقط یه گزینه برام باقی می‌موند.‬

10:42.281 --> 10:43.701
‫تو بهم احتیاج داشتی...

10:44.331 --> 10:46.201
‫.. تا تبدیل بشم به نقطه‌ضعفِ پدرت که ازش سوءاستفاده کنی.

10:48.081 --> 10:51.461
‫اولین بار که همو دیدیم، گفتی به کمکم نیاز داری.‬

10:53.961 --> 10:55.341
‫منظورت همین بود؟‬

11:08.521 --> 11:10.271
‫در مورد همه‌چیز حق با توئه.‬

11:17.781 --> 11:20.031
‫قرار نیست عذرخواهی کنم.‬

11:20.741 --> 11:23.111
‫الان دیگه این کار بی‌معنیه.‬

11:49.141 --> 11:51.601
‫ایستادن جلوی پدرم اصلاً کار راحتی نیست.‬

11:51.681 --> 11:55.521
‫اگه می‌خوای شکستش بدی، برو سراغ حقیقت‌هایی که داره.‬

11:55.601 --> 11:57.151
‫حقیقت‌های اون؟‬

11:59.441 --> 12:01.781
‫پدرم یه بار گفت...

12:02.401 --> 12:05.161
‫.. که بهترین راه برای مخفی کردن یه چیزی،

12:06.621 --> 12:08.491
‫اینه که تو دلِ حقیقت‌ها قایمش کنی.‬

12:09.951 --> 12:14.371
‫اگه بین ۹۹ تا حقیقت یه دونه دروغ باشه،‬

12:14.461 --> 12:16.331
‫مردم نمی‌تونن تشخیص بدن کدوم راسته کدوم نه.‬

12:19.381 --> 12:22.091
‫حرف‌هایی که پدرم می‌زنه اکثراً راسته.‬

12:22.881 --> 12:26.471
‫تو اون حقیقت‌ها بگرد و بفهم چی رو داره مخفی می‌کنه.‬

12:35.521 --> 12:38.151
‫- سلام خانم پارک.‬
‫- یه مشکلی پیش اومده آقای کانگ!‬

12:38.231 --> 12:39.691
‫چیه؟ چی شده؟‬

12:39.771 --> 12:41.231
‫پرونده یهو واگذار شد...

12:41.321 --> 12:44.741
‫.. اونم به یه قاضی ارشدِ جدید که با قاضی شین صمیمیه.

12:46.281 --> 12:48.161
‫صبر کن، چی داری می‌گی؟‬

12:51.371 --> 12:53.121
‫دادگاه منطقه‌ایِ مرکز سئول‬

12:53.201 --> 12:54.911
‫هیئت مدنی برای خسارات‬

13:01.591 --> 13:04.801
‫دلیلِ واگذاریِ مجدد چی بود، جناب قاضی؟‬

13:04.881 --> 13:05.721
‫درسته.‬

13:05.801 --> 13:07.091
‫قاضی ارشد کیم سونگ‌هون‬

13:07.181 --> 13:09.551
‫از اونجایی که این یه پرونده‌ی مهمه و افکار عمومی روش حساسه،‬

13:09.641 --> 13:12.971
‫برای ارزیابیِ دقیق‌تر به هیئت ارشدِ ما واگذار شد.‬

13:13.641 --> 13:16.691
‫این که وسطِ دادرسی پرونده رو واگذار کنن، بی‌سابقه است.‬

13:16.771 --> 13:19.481
‫دادگاه داشت در مورد تاییدِ شاهدها تصمیم می‌گرفت!‬

13:21.231 --> 13:24.491
‫مگه درخواست احضارِ یه قاضیِ شاغل...

13:24.571 --> 13:26.701
‫.. به عنوان شاهد، خودش خیلی بی‌سابقه نبود؟

13:28.201 --> 13:29.661
‫وکیلِ شاکی.‬

13:29.741 --> 13:32.241
‫در مورد درخواستِ شاهدها صحبتی دارین؟‬

13:33.491 --> 13:36.001
‫بله، جناب قاضی.‬

13:36.081 --> 13:40.671
‫متهم مدام داره درباره‌ی دست‌کاریِ دادگاه‌ها حرف می‌زنه.‬

13:40.751 --> 13:42.751
‫این حرف‌ها کاملاً بی‌اساسه.‬

13:42.841 --> 13:44.961
‫کجای اون فایلِ ضبط‌شده به همچین چیزی اشاره شده؟‬

13:45.051 --> 13:47.631
‫یه قاضیِ عالی‌رتبه و رئیسِ یه مؤسسه‌ی حقوقی...

13:47.721 --> 13:50.181
‫.. در مورد نحوه‌ی رسیدگی به یه پرونده‌ی خاص بحث کردن.

13:50.261 --> 13:51.761
‫بحث کردن؟‬

13:52.641 --> 13:56.731
‫نه دکتر اوه و نه مؤسسه‌ی «اوه و شرکا»، وکالتِ رئیس جانگ هیون‌به رو بر عهده ندارن.‬

13:56.811 --> 13:59.231
‫نگین که همین رو هم چک نکردین.‬

13:59.311 --> 14:02.901
‫اون معروفه به اینکه بدونِ ابلاغِ رسمی، تو سایه‌ها کار می‌کنه.‬

14:02.981 --> 14:05.691
‫از اتهام‌های بی‌اساس دست بردارین.‬

14:06.321 --> 14:09.321
‫این دو نفر حقوقدان‌های باتجربه و دوست‌های قدیمی هستن.‬

14:09.911 --> 14:13.031
‫چون این پرونده تأثیرِ زیادی روی اقتصاد داشت،‬

14:13.121 --> 14:15.291
‫اونا صرفاً نظراتِ شخصی‌شون رو بیان کردن،‬

14:15.371 --> 14:18.211
‫اونم از سرِ نگرانی برای کشور، به عنوانِ پیشکسوت‌های این نظام.‬

14:18.291 --> 14:19.421
‫اینطوریه؟‬

14:20.791 --> 14:23.881
‫«به‌هرحال ما تو یه قایقیم، مگه نه؟»‬

14:26.461 --> 14:28.131
‫کدوم قایق رو می‌گن؟‬

14:28.221 --> 14:30.131
‫اگه یه قاضیِ دیوانِ عالی...

14:30.221 --> 14:33.431
‫.. و مؤسسِ برترین دفترِ حقوقیِ کره تو اون قایق باشن،

14:33.511 --> 14:35.761
‫منم می‌خوام سوار بشم.‬

14:36.891 --> 14:39.101
‫شما احیاناً بلیط ندارین؟‬

14:40.941 --> 14:43.441
‫لطفاً از این حرف‌ها نزنین.‬

14:44.771 --> 14:48.361
‫مگه همه‌ی ما تو یه قایق به اسمِ جمهوریِ کره نیستیم؟‬

14:49.451 --> 14:52.701
‫مگه وقتی پای نگرانی برای کشورمون وسطه، جناح‌بندی وجود داره؟‬

14:52.781 --> 14:54.951
‫بی‌خیال، این چه حرفِ مسخره و گمراه‌کننده‌ایه که...‬

14:55.031 --> 14:58.831
‫جناب قاضی، ادعای متهم مبنی بر دست‌کاریِ دادگاه‌ها‬...

14:58.911 --> 15:03.251
‫.. که بر اساسِ چند کلمه از یه مکالمه‌ی مبهم و انتزاعیه، بی‌اساسه.

15:03.331 --> 15:06.801
‫ازتون خواهش می‌کنم با درایت قضاوت کنین، جناب قاضی.‬

15:16.061 --> 15:17.601
‫بسیار خب، دادگاه رأی خودش رو اعلام می‌کنه.‬

15:17.681 --> 15:20.271
‫درخواستِ متهم برای احضارِ شاهدها،‬

15:20.351 --> 15:22.351
‫توجیهِ کافی برای ضرورتش نداره.‬

15:22.941 --> 15:24.691
‫- بنابراین، این درخواست رد می‌شه.‬
‫- جناب قاضی!‬

15:24.771 --> 15:27.271
‫اگه مدرکِ جدید دیگه‌ای برای ارائه ندارین،‬

15:27.361 --> 15:29.571
‫فرض رو بر این می‌ذارم که حرفِ دیگه‌ای ندارین،‬

15:29.651 --> 15:31.241
‫و ختمِ جلسه‌ی دادرسی رو اعلام می‌کنیم.‬

15:31.321 --> 15:33.281
‫بسیار خب، حکم صادر خواهد شد...‬

15:33.361 --> 15:34.201
‫جناب قاضی.‬

15:37.581 --> 15:40.161
‫بله، چیزِ دیگه‌ای هست، آقای کانگ؟‬

15:41.001 --> 15:43.121
‫بله، برای روشن شدنِ حقیقت،‬

15:43.211 --> 15:45.501
‫درخواست داریم که هم‌دست‌ها رو در مقابلِ هم قرار بدین...

15:45.581 --> 15:47.091
‫.. تا مواجهه‌ی حضوری انجام بشه.

15:49.461 --> 15:51.261
‫مواجهه‌ی حضوری؟‬

15:51.341 --> 15:53.431
‫کیا قراره با هم روبه رو بشن؟‬

15:53.511 --> 15:56.551
‫ما درخواستِ مواجهه‌ی حضوری داریم...

15:56.641 --> 15:59.721
‫.. بینِ جانگ هیون‌به، شین جونگ‌سوک و اوه گیوجانگ.

16:00.391 --> 16:02.731
‫جناب قاضی، قبلاً از شاکی بازجویی شده.‬

16:02.811 --> 16:05.271
‫و شما درخواست احضار اون‌ها به عنوان شاهد رو رد کردین.‬

16:05.351 --> 16:07.981
‫آخه چطور می‌تونه دوباره همچین درخواستی بده؟‬

16:08.071 --> 16:10.191
‫امکان نداره الان بیان تو دادگاه حاضر بشن.‬

16:10.281 --> 16:13.071
‫اینطور نیست. اون‌ها قطعاً میان.‬

16:13.151 --> 16:14.741
‫- چی؟‬
‫- جناب قاضی.‬

16:15.701 --> 16:17.031
‫لطفاً یک هفته به من وقت بدین.‬

16:17.661 --> 16:20.871
‫اگه تا یک هفته اعلام نکردن که تو دادگاه حاضر می‌شن،‬

16:20.951 --> 16:25.581
‫می‌تونین درخواست شاهد رو رد کنین و بلافاصله دادگاه رو ختم کنین.‬

16:28.921 --> 16:30.131
‫گفتین یک هفته؟‬

16:30.211 --> 16:32.461
‫بله، جناب قاضی.‬

16:42.271 --> 16:43.891
‫رئیس جدید قضات ارشد‬
‫ارجاع مجدد پرونده‬

16:43.981 --> 16:45.441
‫جانگ، اوه، شین‬
‫افشای فایل صوتی‬

16:46.601 --> 16:48.021
‫آقای کانگ.‬

16:48.521 --> 16:51.111
‫واقعاً اوضاع قراره درست پیش بره؟‬

16:51.691 --> 16:53.151
‫اگه اوضاع خراب بشه، ما...‬

16:53.241 --> 16:55.571
‫اصلاً می‌تونیم به عنوان وکلای معاضدتی این کار رو بکنیم؟

16:56.161 --> 16:59.991
‫باید اوضاع رو متشنج کنیم تا یه فرصت ایجاد بشه.‬

17:00.081 --> 17:01.791
‫با روش‌های معمولی،‬

17:01.871 --> 17:04.911
‫کشوندن اون‌ها به دادگاه غیرممکنه.‬

17:05.001 --> 17:06.371
‫ای بابا.‬

17:06.461 --> 17:09.381
‫به من یاد دادن که همه‌ی شهروندان پیش قانون برابرن.‬

17:09.461 --> 17:11.551
‫همه‌ی شهروندان پیش قانون به یه اندازه احمق به نظر می‌رسن،‬

17:11.631 --> 17:14.671
‫البته از نظر کسایی که خودشون رو فراتر از قانون می‌بینن.‬

17:14.761 --> 17:16.011
‫آقای کانگ.‬

17:16.591 --> 17:18.971
‫فکر نمی‌کنین داریم خیلی از خط قرمزها رد می‌شیم؟‬

17:19.471 --> 17:21.261
‫واسه مقابله با آدمایی که خودشون رو فراتر از قانون می‌دونن،‬

17:21.351 --> 17:23.971
‫شاید مجبور بشیم از روش‌های خارج از قانون استفاده کنیم.‬

17:24.061 --> 17:25.811
‫هنوز یه شانس داریم.‬

17:25.891 --> 17:28.901
‫در حالت عادی، اون‌ها آدمایی نیستن که بشه متزلزل‌شون کرد.‬

17:29.521 --> 17:30.981
‫اما در حال حاضر،‬

17:31.731 --> 17:33.441
‫یه حلقه‌ی ضعیف دارن.‬

17:34.031 --> 17:36.491
‫بله، درسته.‬

17:37.071 --> 17:41.531
‫آره. وقتی آدم تو منگنه قرار می‌گیره، سخته منطقی فکر کنه.‬

17:41.621 --> 17:45.371
‫یه راهی هم هست که شانس بردمون رو بیشتر کنیم.‬

17:46.831 --> 17:49.371
‫فقط کافیه از قدرت متقاعد کردنت استفاده کنی،‬

17:49.461 --> 17:50.881
‫درست مثل وقتی که من رو آوردی پای کار.‬

17:51.501 --> 17:52.541
‫قدرت متقاعد کردنِ من؟‬

18:04.011 --> 18:05.101
‫واقعاً؟‬

18:40.221 --> 18:42.681
‫من قرار نیست اینطوری شکست بخورم.‬

18:42.761 --> 18:44.391
‫فکر کردین من کی‌ام؟‬

18:47.771 --> 18:48.891
‫پیام‬

18:53.611 --> 18:56.151
‫کانگ، منو ببخش،‬

18:56.231 --> 18:59.951
‫ولی همه‌اش تقصیر اون احمق، جانگ هیون‌به بود!‬

19:00.031 --> 19:02.991
‫می‌دونم دیره، ولی الان دیگه برات شهادت می‌دم.‬

19:03.071 --> 19:04.321
‫در عوض،‬

19:04.411 --> 19:06.621
‫- دیگه بقیه‌ی فایل‌های صوتی رو لو نده.‬
‫- این دیگه چیه؟‬

19:06.701 --> 19:09.001
‫عقلت رو از دست دادی، شین جونگ‌سوک؟‬

19:10.161 --> 19:11.831
‫خواهش می‌کنم.‬

19:13.831 --> 19:16.711
‫قاضی کانگ، لطفاً بهم کمک کن.‬

19:17.341 --> 19:20.221
‫مجبور می‌شم دوباره برم زندان.‬

19:20.721 --> 19:22.971
‫اگه بهم کمک کنی، همه‌چیز رو بهشون می‌گم!‬

19:23.471 --> 19:26.431
‫همه‌اش تقصیر اون احمق، شین جونگ‌سوک بود!‬

19:27.101 --> 19:28.641
‫وقتی زندان بودم ازم سوءاستفاده کرد.‬

19:28.721 --> 19:33.271
‫هر جوری بخوای حمایتت می‌کنم، پس لطفاً به من رحم کن، قاضی کانگ!‬

19:33.811 --> 19:35.691
‫مرتیکه‌ی عوضی.‬

19:40.531 --> 19:43.241
‫می‌دونستم خیلی توانایی داری آقای جانگ،‬

19:43.321 --> 19:45.621
‫ولی آخه چطور همچین چیزی ممکنه؟‬

19:45.701 --> 19:48.621
‫تکنولوژی هوش مصنوعی این اواخر فوق‌العاده پیشرفت کرده.‬

19:48.701 --> 19:49.951
‫دیوانه‌کننده‌ست.‬

19:50.661 --> 19:51.661
‫خودم هم غافلگیر شدم.‬

19:51.751 --> 19:52.751
‫اون کلی تلاش کرد...

19:52.831 --> 19:56.291
‫.. تا اون ویدیوی جعبه‌ی سیب رو بسازه که من رو بدبخت کنه.

19:57.131 --> 19:58.751
‫حقته، تا چشمت کور شه.‬

19:58.841 --> 20:00.841
‫این احمق‌ها خیلی از زمانه عقبن.‬

20:01.801 --> 20:03.801
‫ولی واقعاً این کار باعث می‌شه تو دادگاه حاضر بشن؟‬

20:04.381 --> 20:07.721
‫راست می‌گه! اگه مقاومت کنن، دادگاه تموم می‌شه.

20:07.801 --> 20:09.601
‫- آره.‬
‫- چاره‌ای ندارن جز اینکه بیان.‬

20:09.681 --> 20:10.601
‫چی؟‬

20:10.681 --> 20:12.431
‫واسه چی باید بیان؟‬

20:13.561 --> 20:15.021
‫چون به همدیگه اعتماد ندارن؟‬

20:17.021 --> 20:20.191
‫شما یه جور «معمای زندانی» درست کردین، آقای کانگ.‬

20:20.281 --> 20:22.691
‫وقتی هر دو از سر بی‌اعتمادی اعتراف می‌کنن‬
‫و مجازات سنگین‌تری می‌گیرن

20:22.781 --> 20:26.781
‫بهترین کار واسه اون دوتا اینه که تا آخر مقاومت کنن و دادگاه نیان.

20:26.871 --> 20:29.491
‫اما چون نمی‌دونن اون یکی قراره تو دادگاه چی بگه،‬

20:29.581 --> 20:31.621
‫از ترس و نگرانی مجبورن که بیان.‬

20:31.701 --> 20:34.961
‫اگه یکیشون نیاد، ممکنه اون یکی همه‌ی تقصیرها رو بندازه گردنش.‬

20:36.421 --> 20:39.671
‫ای بابا، آقای کانگ همه‌چیز رو برنامه‌ریزی کرده!‬

20:41.631 --> 20:44.631
‫تو پیام به فایل‌های صوتی دیگه‌ای اشاره شده که اصلاً وجود ندارن،‬

20:44.721 --> 20:46.471
‫واسه همین احتمالاً دارن خودشون رو خیس می‌کنن.‬

20:46.551 --> 20:50.931
‫در ضمن، اون دوتا آدمایی نیستن که بخوان به هم اعتماد کنن.‬

20:51.011 --> 20:52.681
‫پس تکلیف دکتر اوه چی می‌شه؟‬

20:53.271 --> 20:54.731
‫واسه اون هم ویدیو فرستادی؟‬

20:54.811 --> 20:56.141
‫نه.‬

20:56.231 --> 20:58.941
‫اون کسی نیست که با همچین چیزی وا بده.‬

20:59.021 --> 21:00.071
‫پس چی؟‬

21:00.151 --> 21:02.071
‫باید مدام متغیرهای جدید بسازیم.‬

21:03.241 --> 21:08.161
‫آدمایی مثل دکتر اوه، از متغیرهای غیرمنتظره بیشتر از هر چیزی متنفرن.‬

21:08.241 --> 21:11.621
‫یه متغیر می‌تونه این باشه که...‬

21:15.541 --> 21:17.711
‫بهت گفتم عجولانه عمل نکن.‬

21:17.791 --> 21:21.751
‫اون ویدیوی مسخره حتی منبع مشخصی نداره، پس نادیده‌اش بگیر.‬

21:23.301 --> 21:25.381
‫چطور می‌تونم به اون احمق، جانگ هیون‌بائه، اعتماد کنم؟‬

21:25.471 --> 21:29.391
‫حتماً با کانگ دا ویت همدست شده، چون بدجوری دنبالِ نجات دادنِ خودشه.‬

21:31.011 --> 21:35.101
‫اگه کانگ دا ویت واقعاً از جانگ هیون‌به اعتراف گرفته باشه،‬

21:35.181 --> 21:37.311
‫چرا باید ویدیو رو برای تو بفرسته؟‬

21:37.391 --> 21:41.771
‫اگه وقتی من نیستم، جانگ تو دادگاه چرت‌وپرت بگه چی؟‬

21:41.861 --> 21:44.611
‫رئیس جانگ جوابِ تلفن‌هام رو نمی‌ده و مخفی شده.‬

21:45.241 --> 21:48.201
‫تو فقط می‌تونی بشینی تماشا کنی. چرا اینقدر نگرانی؟‬

21:48.281 --> 21:51.621
‫چطور یه قاضیِ دیوانِ عالی می‌تونه اینقدر بزدل باشه؟‬

21:55.871 --> 21:57.961
‫شما حق ندارین این حرف رو بزنین، دکتر اوه.‬

21:58.961 --> 21:59.961
‫حق ندارم؟‬

22:00.041 --> 22:02.171
‫کی نتونست دخترش رو کنترل کنه و این بساط رو راه انداخت؟‬

22:03.091 --> 22:05.011
‫- مواظبِ حرف زدنت باش.‬
‫- وگرنه...؟‬

22:05.091 --> 22:09.181
‫به‌جای اینکه بگیم نتونستین کنترلش کنین، نکنه اینم بخشی از نقشه‌یِ بزرگتونه؟‬

22:09.261 --> 22:10.841
‫برای اینکه من رو تحتِ کنترلِ خودتون داشته باشین؟‬

22:12.471 --> 22:13.971
‫قاضی شین.‬

22:14.061 --> 22:14.931
‫دکتر اوه...‬

22:16.851 --> 22:19.481
‫.. من مهره‌ای نیستم که بتونین تو بازیِ شطرنجتون ازش استفاده کنین و بعد دورش بندازین.‬

22:20.691 --> 22:21.731
‫با اجازه‌تون.‬

22:35.491 --> 22:39.501
‫- دیگه چیزی از اون فایلِ ضبط‌شده رو لو نده.
‫- نظرت چیه، آقای وو؟

22:44.341 --> 22:45.801
‫مشکوکه.‬

22:46.961 --> 22:51.221
‫اگه واقعی بود، چرا به جای اینکه فقط نشونش بده، برات فرستادش؟‬

22:51.301 --> 22:54.221
‫احتمالاً کارِ اون احمق، کانگ دا ویت، بوده.‬

22:54.301 --> 22:57.101
‫آره؟ بوداره، مگه نه؟‬

22:57.181 --> 22:58.311
‫ولی فقط...‬

23:00.641 --> 23:03.061
‫ولی چی؟‬

23:08.401 --> 23:10.151
‫فقط یه چیزی هست...

23:11.201 --> 23:12.861
‫.. که اذیتم می‌کنه.

23:12.951 --> 23:15.331
‫اون چیه؟‬

23:18.951 --> 23:20.831
‫رئیسِ ارشدِ قضات، کیم سونگ‌هون‬

23:23.581 --> 23:24.421
‫الو؟‬

23:25.001 --> 23:26.381
‫سلام، قاضی شین.‬

23:26.461 --> 23:29.011
‫به دکتر اوه نمی‌شه اعتماد کرد.

23:29.091 --> 23:30.381
‫باید چیکار کنم؟

23:30.471 --> 23:31.971
‫نگران نباشین قربان.

23:32.051 --> 23:35.261
‫اگه اوضاع خوب پیش نره، خودم دست‌به‌کار می‌شم.

23:35.351 --> 23:36.351
‫باشه.‬

23:52.241 --> 23:53.741
‫فکر می‌کردم آدمِ بزرگ‌تری باشی.‬

24:03.001 --> 24:04.711
‫چرا اون کار رو کردین؟‬

24:07.131 --> 24:10.551
‫چرا برای کسی مثلِ رئیس جانگ تا این حد پیش رفتین؟‬

24:12.131 --> 24:13.761
‫به‌خاطرِ پول بود؟‬

24:16.221 --> 24:20.181
‫من کسی نیستم که لنگِ پول باشه.‬

24:20.891 --> 24:21.891
‫درسته.‬

24:23.271 --> 24:26.151
‫خب... پس چرا؟‬

24:26.231 --> 24:28.021
‫لازم بود.‬

24:28.691 --> 24:31.231
‫لازم بود؟‬

24:33.651 --> 24:34.951
‫جانگ هیون‌به، اون یارو...‬

24:35.611 --> 24:37.411
‫.. می‌دونم که آدمِ آشغالیه.

24:38.661 --> 24:40.791
‫نمی‌خوام هیچ کاری باهاش داشته باشم.‬

24:41.331 --> 24:42.201
‫اما،‬

24:42.751 --> 24:45.461
‫بعضی وقتا به یه همچین آدمایی نیاز داری،‬

24:46.631 --> 24:49.631
‫چون دنیا به روش‌هایِ پیچیده‌ای می‌چرخه.‬

24:53.301 --> 24:55.131
‫نمی‌فهمم.‬

25:01.771 --> 25:03.231
‫می‌دونستی که تو پادشاهیِ زاکویر،‬

25:03.311 --> 25:07.771
‫یه ذخیره‌یِ عظیم از عناصرِ کمیابِ معدنی پیدا کردن؟‬

25:07.851 --> 25:10.771
‫آره، کلِ خبرا رو پر کرده بود.‬

25:10.861 --> 25:12.191
‫اما چرا...‬

25:12.281 --> 25:15.821
‫کشورهایِ بزرگ دارن از تمامِ رابطه‌هاشون استفاده می‌کنن و سرنوشتِ کشورشون رو به خطر میندازن...

25:15.901 --> 25:18.531
‫.. تا بتونن حقِ استخراج از زاکویر رو بگیرن.

25:20.371 --> 25:22.581
‫ولی رئیس جانگ؟‬

25:27.211 --> 25:30.001
‫اون و پادشاهشون با هم رفیقِ صمیمی‌ان.‬

25:30.631 --> 25:33.841
‫موقعِ تحصیل توی انگلیس با هم آشنا شدن. حدس می‌زنم وجهِ اشتراکِ زیادی دارن.‬

25:34.461 --> 25:39.341
‫با هم به شکارِ غیرقانونیِ حیوونا می‌رن و پارتی می‌گیرن.‬

25:39.931 --> 25:42.221
‫دنیا اینطوری می‌چرخه.‬

25:42.311 --> 25:45.391
‫فقط با آدمایِ قدیس نمی‌شه کار رو پیش برد.‬

25:46.811 --> 25:48.811
‫پس دارین می‌گین واسه همینه که...

25:49.401 --> 25:52.941
‫.. یه صندلی تو دیوانِ عالی رو در ازایِ نتیجه‌یِ یه دادگاه فروختین؟

25:53.731 --> 25:54.651
‫به‌خاطرِ منافعِ ملی؟‬

25:54.731 --> 25:58.111
‫من فقط به شین جونگ‌سوک گفتم که نگرانِ چی هستم،‬

25:58.201 --> 26:01.871
‫اونم دقیقا وقتی که جانگ هیون‌به داشت می‌رفت زندان.‬

26:01.951 --> 26:03.871
‫اون کسیه که یه کارِ احمقانه انجام داد.‬

26:04.411 --> 26:06.541
‫پس چرا به قاضی شین فشار آوردین...

26:06.621 --> 26:10.041
‫.. سرِ پرونده‌یِ رئیس جانگ؟

26:10.131 --> 26:11.921
‫گفتین که هر دوتاتون تو یه قایق نشستین.‬

26:12.001 --> 26:16.801
‫فشار؟ چطور یه وکیلِ ساده می‌تونه به قاضیِ دیوانِ عالی فشار بیاره؟‬

26:17.671 --> 26:21.511
‫من فقط نظرم رو گفتم،‬

26:22.511 --> 26:23.511
‫اونم به‌خاطرِ کشورمون.‬

26:24.721 --> 26:26.471
‫یه وکیلِ ساده؟‬

26:26.561 --> 26:29.311
‫شما تمامِ عمرتون داشتین کشور رو از تو سایه‌ها اداره می‌کردین.

26:30.901 --> 26:32.811
‫اگه اجازه بدین، یه چیزی ازتون بپرسم.‬

26:33.821 --> 26:37.651
‫شما یه وکیلین، دکتر اوه؟‬

26:39.031 --> 26:40.411
‫یا یه لابی‌گر؟‬

26:46.581 --> 26:47.581
‫من...‬

26:48.461 --> 26:49.751
‫.. یه واسطه‌ام.

26:50.421 --> 26:51.921
‫یه واسطه؟‬

26:53.631 --> 26:56.051
‫بعضی از آدما باید پشتِ صحنه بمونن...

26:56.881 --> 26:59.171
‫.. و دستاشون رو کثیف کنن...

27:00.131 --> 27:01.551
‫.. تا نقشِ خودشون رو ایفا کنن.

27:02.641 --> 27:05.601
‫اینا کاراییه که آدمایِ رویِ صحنه نمی‌تونن انجام بدن.‬

27:05.681 --> 27:09.391
‫دنیا همیشه اینطوری می‌چرخه.‬

27:10.641 --> 27:12.231
‫که اینطور.‬

27:12.311 --> 27:14.901
‫اونایی که روی صحنه بودن ازتون خواستن این کار رو بکنین؟‬

27:14.981 --> 27:18.191
‫خیلیا تو «کاخ آبی»‬
‫کارمندای سابق «اوه و شرکا» هستن، درسته؟‬

27:18.861 --> 27:21.911
‫نمی‌دونم. داری درباره‌ی کدوم دولت‬
‫حرف می‌زنی؟‬

27:21.991 --> 27:26.581
‫چون هر پنج سال عوض می‌شن،‬
‫سخته همه‌شون رو یادم بمونه.‬

27:32.041 --> 27:33.961
‫چرا می‌خواستین منو ببینین؟‬

27:39.091 --> 27:43.801
‫رویای همیشگی‌ت‬
‫این بود که قاضی دیوان عالی بشی، مگه نه؟‬

27:47.471 --> 27:48.471
‫بله؟‬

27:49.681 --> 27:51.061
‫زیر نظر داشتمت.‬

27:52.311 --> 27:53.811
‫باهوشی.‬

27:54.401 --> 27:55.981
‫جربزه هم داری.‬

27:56.821 --> 27:58.571
‫به جای اینکه تو گذشته گیر کنی،‬

27:58.651 --> 28:02.321
‫اونقدر منطقی هستی که‬
‫فقط روی آینده تمرکز کنی.‬

28:03.861 --> 28:07.241
‫مطمئن نیستم منظورتون چیه؟‬

28:13.161 --> 28:15.501
‫جایگاه «شین جونگ‌سوک» رو می‌دم به تو.‬

28:19.001 --> 28:22.721
‫اون چیزی که برای نشستن روی اون صندلی لازمه رو نداره.

28:24.131 --> 28:26.341
‫یکی مثل تو باید بره اونجا بشینه...

28:26.891 --> 28:28.261
‫.. و باعث تغییر بشه.

28:30.391 --> 28:33.101
‫کمکت می‌کنم به رویات برسی.‬

28:33.811 --> 28:37.401
‫لیاقتش رو داری.‬

28:58.841 --> 28:59.841
‫تموم شد.‬

29:01.761 --> 29:05.551
‫رویای همیشگی‌ت‬
‫این بود که قاضی دیوان عالی بشی، مگه نه؟‬

29:05.631 --> 29:08.261
‫جایگاه «شین جونگ‌سوک» رو می‌دم به تو.‬

29:09.551 --> 29:10.811
‫آقای کانگ.‬

29:12.931 --> 29:16.191
‫من پیش‌نویس بازجویی دکتر «اوه» رو نوشتم.

29:18.611 --> 29:19.521
‫آقای...‬

29:20.651 --> 29:21.941
‫.. آقای کانگ؟

29:22.821 --> 29:23.651
‫بله؟‬

29:28.871 --> 29:32.041
‫وقتی دادگاه نزدیکه،‬
‫تمام روز داشتین چیکار می‌کردین؟‬

29:32.121 --> 29:33.241
‫گیج می‌زنین.‬

29:34.451 --> 29:36.331
‫درسته.‬

29:38.121 --> 29:40.501
‫ببخشید، سردرد دارم.‬

29:42.751 --> 29:43.961
‫باید یکم هوای تازه بخورم.‬

29:48.971 --> 29:51.221
‫داره چیکار می‌کنه؟ واقعاً که.‬

29:51.891 --> 29:55.271
‫این دفعه به نظر اعتماد به نفس نداره. چیکار کنیم؟

29:56.311 --> 29:58.101
‫با همیشه فرق کرده.

30:32.601 --> 30:34.011
‫به پشت سرت نگاه نکن.

30:35.521 --> 30:36.721
‫به راهت ادامه بده.‬

30:37.891 --> 30:40.401
‫فقط بدون توقف برو جلو.‬

30:43.441 --> 30:45.321
‫تو باید...‬

30:46.191 --> 30:48.281
‫.. موفق بشی.

30:51.491 --> 30:53.031
‫تا جایی که...

30:54.621 --> 30:57.001
‫.. می‌تونی برو جلو، پسرم.

31:05.501 --> 31:07.671
‫دادگاه‬

31:07.761 --> 31:09.881
‫مواجهه‌ی حضوری و بازجویی از «شین» و «جانگ»

31:28.741 --> 31:30.991
‫ممنون که تشریف آوردین، قاضی «شین».‬

31:34.991 --> 31:37.951
‫همه‌ی مردم در برابر قانون برابرن.‬

31:38.041 --> 31:41.711
‫حضور در دادگاه به عنوان شاهد،‬
‫وظیفه‌ی هر شهروندیه، مگه نه؟‬

31:43.671 --> 31:47.091
‫از اونجایی که قاضی «شین» با وجود‬
‫مشغله‌ی زیاد وقت گذاشتن تا اینجا باشن،‬

31:47.171 --> 31:49.591
‫لطفاً بازجویی رو در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام بدین.

31:50.171 --> 31:52.971
‫اگه سوالی از حد بگذره،‬
‫با اختیاراتم مداخله می‌کنم.‬

31:53.051 --> 31:54.091
‫متوجه شدین؟‬

31:54.181 --> 31:55.011
‫بله، جناب قاضی.‬

31:55.091 --> 31:57.221
‫آقای کانگ، بازجویی رو شروع کنین.‬

32:06.731 --> 32:10.741
‫از هر دو نفرتون بابت حضورتون ممنونم.‬

32:14.031 --> 32:15.281
‫پس بذارین بپرسم.‬

32:15.871 --> 32:19.831
‫قبل از امروز، همدیگه رو دیده بودین؟‬

32:22.661 --> 32:24.001
‫نه، ندیده بودم.‬

32:25.381 --> 32:26.381
‫نه.‬

32:27.341 --> 32:29.131
‫هیچ‌وقت حضوری ملاقات نکردین. بسیار خب.‬

32:30.171 --> 32:34.881
‫پس، قبلاً از طریق شخص دیگه‌ای‬
‫با هم در تماس بودین؟‬

32:35.471 --> 32:37.511
‫- چی؟‬
‫- مثلاً،‬

32:37.601 --> 32:41.471
‫وکیل سابق رئیس «جانگ»، قاضی سابق «بیون جونگ‌هون»،

32:41.561 --> 32:44.231
‫با آقای «شین» تو یه دبیرستان بودن.‬

32:44.311 --> 32:45.561
‫و شما دوتا با هم صمیمی هستین.‬

32:46.981 --> 32:48.521
‫ما تو یه دبیرستان بودیم،‬

32:49.521 --> 32:51.691
‫ولی صمیمی نیستیم.‬

32:52.531 --> 32:56.071
‫هیچ‌وقت از طریق قاضی سابق بیون با هم در تماس نبودین؟

32:56.161 --> 32:57.241
‫گفتم که نبودم!‬

32:58.201 --> 32:59.201
‫جناب قاضی.‬

32:59.281 --> 33:03.041
‫متهم داره یه سوال رو مدام تکرار می‌کنه.

33:03.121 --> 33:04.331
‫برین سراغ سوال بعدی، آقای کانگ.‬

33:05.001 --> 33:06.211
‫بله، جناب قاضی.‬

33:06.291 --> 33:08.671
‫پس از آقای «شین» می‌پرسم.‬

33:08.751 --> 33:10.841
‫در طول دادگاه کیفری «جانگ هیون‌به»،‬

33:10.921 --> 33:13.671
‫شما رئیس‬
‫دادگاه منطقه‌ای مرکز سئول بودین؟‬

33:15.341 --> 33:18.301
‫- بله.
‫- این دفتر ثبت شکایات مدنیه...

33:18.391 --> 33:19.721
‫.. مربوط به همون دادگاه.

33:22.101 --> 33:24.141
‫همونطور که می‌بینین، شخصی بوده...

33:24.231 --> 33:26.811
‫.. که تقریباً هر روز دادخواست می‌داده.

33:26.891 --> 33:29.561
‫اسمش «کیم میونگ‌اوک» هست.‬

33:29.651 --> 33:31.731
‫تو دادخواست اینطور نوشته شده:‬

33:31.821 --> 33:33.941
‫لطفاً درباره‌ی قاضی ارشد، «کانگ دا ویت»، تحقیق و اون رو مجازات کنین...

33:34.031 --> 33:36.491
‫.. به خاطر اینکه مسبب مرگ ناعادلانه‌ی همسرم شدن،

33:37.111 --> 33:40.411
‫با یه دادگاه ساختگی در ده سال پیش.

33:41.911 --> 33:43.041
‫کیم میونگ‌اوک، مادرِ...

33:43.121 --> 33:46.831
‫.. یو جه‌بوم هست، همون کسی که با یه ویدیوی رشوه‌خواری جعلی برام پاپوش درست کرد...

33:46.911 --> 33:48.541
‫.. و مجبورم کرد از قضاوت استعفا بدم.

33:49.881 --> 33:54.051
‫اما یه روز، شما ناگهان با دفتر اداری دادگاه تماس گرفتین...

33:54.131 --> 33:57.341
‫.. و سراغ شماره تماس خانم کیم رو گرفتین.

33:58.221 --> 33:59.261
‫چرا این کارو کردین؟‬

34:00.471 --> 34:03.681
‫این خیلی چیزِ پیش‌پاافتاده‌ای نیست که بخوای یادت بمونه؟‬

34:04.311 --> 34:06.351
‫وقتی رئیس جانگ رو به زندان محکوم کردم،‬

34:07.021 --> 34:11.111
‫و وقتی اتحادیه‌ی کارکنانِ دادگاه من رو به عنوان قاضی پیشنهاد دادن،‬

34:12.441 --> 34:15.191
‫شما سعی کردین با کسی ارتباط بگیرین...

34:15.281 --> 34:17.151
‫.. که بیشترین کینه رو از من به دل داشت.

34:17.241 --> 34:19.411
‫فکر نمی‌کنین زمان‌بندی‌ش خیلی دقیق و حساب‌شده‌ست؟‬

34:19.491 --> 34:21.241
‫بهتون گفتم که یادم نمیاد.‬

34:22.451 --> 34:23.991
‫و حتی اگه این کار رو کرده باشم،‬

34:24.661 --> 34:29.001
‫لابد به عنوان رئیس دادگاه سعی داشتم به شکایت‌های مدنی رسیدگی کنم.‬

34:30.121 --> 34:32.171
‫ولی شما جرئت کردین من رو به دادگاه بکشونین...

34:32.251 --> 34:35.511
‫.. تا این سؤال‌های پیش‌پا افتاده رو بپرسین؟

34:36.091 --> 34:38.091
‫همونطور که انتظار می‌رفت، آدمِ راحتی نیست.‬

34:38.171 --> 34:39.551
‫- نفوذناپذیره.‬
‫- خیلی خب.‬

34:39.631 --> 34:42.431
‫سؤال‌هایی که قبلاً جواب داده رو تکرار نکنین.‬

34:44.141 --> 34:46.061
‫قبل از اینکه من به عنوان قاضی انتخاب بشم،‬

34:46.141 --> 34:49.351
‫شما اصلی‌ترین کاندیدا بودین.‬

34:49.441 --> 34:52.861
‫بعد از اینکه من به خاطر یو جه‌بوم استعفا دادم،‬
‫شما بلافاصله قاضی شدین.‬

34:53.731 --> 34:55.111
‫این یه اتفاق بود؟‬

34:55.191 --> 34:57.361
‫- آقای کانگ.‬
‫- بله، جناب قاضی!‬

34:57.441 --> 34:59.821
‫دارین سؤال‌های مبهم و حدسی رو تکرار می‌کنین...

34:59.901 --> 35:02.071
‫.. که تو بازجویی‌تون توهین‌آمیز محسوب می‌شن.

35:02.161 --> 35:05.791
‫من بازجویی شما از آقای شین رو محدود می‌کنم.‬

35:05.871 --> 35:07.161
‫لطفاً همین الان تمومش کنین.‬

35:19.591 --> 35:21.301
‫بله، جناب قاضی.‬

35:33.731 --> 35:34.901
‫خیلی خب.‬

35:35.611 --> 35:37.401
‫بذارین از شاکی بپرسم.‬

35:38.031 --> 35:40.491
‫دفعه‌ی قبل تو این دادگاه بهتون سخت گذشت. درسته؟‬

35:44.241 --> 35:45.451
‫نه.‬

35:45.531 --> 35:46.411
‫که اینطور.‬

35:46.951 --> 35:49.911
‫این اطلاعات مربوط به افکار عمومیه بعد از آخرین دادگاه شما.‬

35:50.751 --> 35:51.911
‫تعداد کارزارهایی که...

35:52.001 --> 35:55.381
‫.. در حمایت از «دستگیری مجدد و مجازاتِ سرمایه‌دارِ خبیث، جانگ» راه افتاده.

35:55.461 --> 35:56.881
‫می‌بینیدش؟‬

35:56.961 --> 35:59.631
‫بیش از ۲۳۰ هزار نفره.‬

36:00.171 --> 36:01.301
‫فقط نادیده‌ش بگیر.‬

36:01.881 --> 36:03.511
‫این یه عددِ بی‌معنیه.‬

36:03.591 --> 36:06.721
‫دادگاه تجدیدنظر به‌زودی برگزار می‌شه.‬

36:07.721 --> 36:10.731
‫وقتی مدارک جدیدی که تو این دادگاه پیدا شده ارائه بشه،‬

36:10.811 --> 36:14.351
‫احتمال زیادی هست که دوباره گناهکار شناخته بشین.‬

36:14.941 --> 36:15.861
‫اینو می‌دونستین؟‬

36:15.941 --> 36:18.021
‫اعتراض دارم جناب قاضی.‬
‫اینا همه‌اش حدس و گمانِ بی‌اساسه.‬

36:18.111 --> 36:20.901
‫وکیل مدافع، دارین همین الان شاکی رو تهدید می‌کنین؟‬

36:20.991 --> 36:24.571
‫من فقط داشتم وضعیتش رو بهش یادآوری می‌کردم.‬

36:25.161 --> 36:26.911
‫حکم اولیه‌ای که دریافت کردن...

36:26.991 --> 36:29.741
‫.. ده سال زندان و جریمه‌ی ۷۰ میلیارد وونی بوده.

36:29.831 --> 36:32.371
‫- یادتونه؟‬
‫- وکیل مدافع!‬

36:32.461 --> 36:37.461
‫اگه جرم سنگینِ رشوه‌خواری هم به این لیست اضافه بشه چی می‌شه؟‬

36:37.541 --> 36:38.461
‫آقای کانگ.‬

36:39.671 --> 36:40.671
‫چی...‬

36:41.631 --> 36:44.181
‫.. داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

36:44.261 --> 36:46.301
‫و این فقط یه رشوه‌ی معمولی نبود.‬

36:46.391 --> 36:50.931
‫چی می‌شه اگه در ازای پستِ قضاوت آزاد شده باشین؟‬

36:54.101 --> 36:55.811
‫وای، این واقعاً بی‌سابقه می‌شه.‬

36:56.691 --> 36:57.981
‫- چی؟‬
‫- جناب قاضی!‬

36:58.061 --> 37:00.271
‫- آقای کانگ!‬
‫- بله، جناب قاضی!‬

37:00.361 --> 37:04.361
‫با وجود اینکه چندین بار بهتون هشدار داده شده،‬

37:04.451 --> 37:07.991
‫متهم کاملاً روندِ دادرسیِ این دادگاه رو نادیده گرفته.‬

37:08.661 --> 37:13.411
‫شما به پرسیدنِ سؤال‌های حدسی و توهین‌آمیز ادامه دادین.‬

37:13.501 --> 37:16.121
‫همین الان بازجویی رو متوقف کنین.‬

37:20.211 --> 37:21.501
‫از چیزی می‌ترسین؟‬

37:22.511 --> 37:23.551
‫دارم بهتون هشدار می‌دم.‬

37:24.551 --> 37:28.221
‫اگه یه کلمه‌ی دیگه بگید، فوراً بازداشت می‌شین.‬

37:28.301 --> 37:30.601
‫- مأمور دادگاه.‬
‫- بله، جناب قاضی.‬

37:31.311 --> 37:32.681
‫آقای کانگ!‬

37:37.401 --> 37:38.851
‫ببخشید که دیر کردم.‬

37:40.561 --> 37:42.111
‫دکتر اوه؟‬

37:44.651 --> 37:47.281
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟‬
‫فکر کردم اصلاً نمیاد.‬

37:49.911 --> 37:51.081
‫سلام جناب.‬

37:52.331 --> 37:56.371
‫شما جوابی ندادین،‬
‫واسه همین فرض کردیم که نمیاین.‬

37:57.041 --> 37:59.541
‫این دادگاهیه‌ که کلِ کره کنجکاوِ دیدنشن، مگه نه؟‬

37:59.631 --> 38:02.461
‫حتی اگه سؤال‌ها یکم از حد بگذرن،‬

38:02.551 --> 38:04.261
‫نباید هیچ شک و شبهه‌ای باقی بذارن.‬

38:04.961 --> 38:06.631
‫مگه نه، قاضی شین؟‬

38:14.771 --> 38:16.811
‫درسته. پس...‬

38:18.351 --> 38:20.101
‫.. شهادت می‌دین؟

38:20.191 --> 38:22.771
‫البته. وگرنه چرا باید اینجا باشم؟‬

38:26.611 --> 38:29.491
‫جناب قاضی، پوزش می‌خوام،‬

38:30.111 --> 38:32.581
‫اما من درخواستم برای بازجویی رو پس می‌گیرم...

38:33.121 --> 38:35.241
‫- .. از آقای اوه گیو‌جانگ.
‫- چی؟

38:35.331 --> 38:36.751
‫- چی؟‬
‫- بله؟‬

38:39.291 --> 38:40.621
‫دارین پسش می‌گیرین؟‬

38:40.711 --> 38:43.501
‫بله. نمی‌دونستم کی قراره بیاد،‬

38:43.591 --> 38:45.501
‫واسه همین هر سه نفر رو به عنوان شاهد احضار کردم.‬

38:46.421 --> 38:49.381
‫حالا که همه اینجان، همون دو نفر کافی‌ان.‬

38:49.471 --> 38:51.391
‫- پوزش می‌خوام، جناب قاضی.‬
‫- آخه یعنی چی؟‬

38:52.761 --> 38:53.761
‫خیلی خب.‬

38:54.601 --> 38:56.021
‫متأسفم که براتون دردسر درست کردم.‬

39:00.061 --> 39:01.311
‫مشکلی نیست.‬

39:01.401 --> 39:04.111
‫حالا که اینجام، دادگاه رو تماشا می‌کنم.‬

39:11.491 --> 39:15.121
‫- یهو چش شد؟‬
‫- آخه این چه کاریه می‌کنه؟‬

39:27.341 --> 39:29.471
‫دارین چیکار می‌کنین، آقای کانگ؟‬

39:29.551 --> 39:31.551
‫چرا وقتی خودش با پای خودش اومد، پسش زدین؟

39:31.631 --> 39:33.011
‫بیاین واقع‌بین باشیم.‬

39:33.931 --> 39:37.101
‫غیرممکنه بتونیم دکتر او رو هم زمین بزنیم.‬

39:37.181 --> 39:39.731
‫دارین می‌گین بذاریم دکتر او قسر در بره؟‬

39:40.481 --> 39:41.891
‫آقای کانگ.‬

39:42.481 --> 39:43.691
‫بهم بگین که حقیقت نداره.‬

39:46.441 --> 39:47.441
‫آقای وو،‬

39:48.231 --> 39:50.781
‫آخه اینجا چه خبره؟‬

39:51.491 --> 39:53.411
‫قربان، قطعاً یه خبرایی هست.‬

39:54.121 --> 39:55.491
‫کانگ دا ویت.‬

39:55.571 --> 39:57.621
‫اون احمق یه نقشه‌ای تو سرش داره.‬

39:58.371 --> 40:01.871
‫دکتر اوه با هر کسی که براش نفع داشته باشه،‬
‫هم‌دست می‌شه.‬

40:01.961 --> 40:06.041
‫اگه دکتر اوه تصمیم گرفته باشه ما رو دور بندازه چی؟‬

40:06.131 --> 40:08.381
‫اون‌وقت دیگه کارمون تمومه.‬

40:09.461 --> 40:10.461
‫ای وایِ من.‬

40:14.681 --> 40:16.471
‫خب، ادامه می‌دیم.‬

40:17.681 --> 40:21.601
‫بیاین ببینیم چرا مقامِ قضایی‬
‫می‌تونه رشوه محسوب بشه.‬

40:22.271 --> 40:27.481
‫رشوه فقط شامل پول، کالا،‬
‫و بقیه‌ی مزایای مالی نیست،‬

40:27.571 --> 40:30.321
‫بلکه شامل تمامِ مزایای ملموس و ناملموس هم می‌شه...

40:30.401 --> 40:34.531
‫.. که طبق رویه‌ی دیوانِ عالی، نیازها و خواسته‌های یه نفر رو‬
‫برآورده می‌کنه.

40:36.701 --> 40:37.701
‫مقامِ قضایی.‬

40:37.781 --> 40:41.251
‫مگه یه خواسته‌ی وسوسه‌برانگیز نیست؟‬

40:43.831 --> 40:46.631
‫فرار مالیاتی، اختلاس،‬

40:46.711 --> 40:48.921
‫بددهنی و آزار فیزیکیِ کارمندا،‬

40:49.001 --> 40:52.591
‫و آزار جنسیِ خدمتکارا.‬

40:52.671 --> 40:58.351
‫یه مجرمِ پست‌فطرتِ این‌چنینی، برای یه دادگاهِ فرمایشی،‬
‫مقامِ قضایی هدیه داده.‬

40:58.431 --> 41:01.931
‫بعدشم تظاهر به قربانی بودن می‌کنه و از من شکایت می‌کنه،‬

41:02.021 --> 41:04.601
‫و ادعا می‌کنه که من تو دادگاهش دست بردم.‬

41:08.861 --> 41:11.441
‫اصلاً به سنگین‌تر شدنِ حکمی که...

41:12.031 --> 41:14.531
‫.. قراره براتون صادر بشه فکر کردین، قربان؟

41:16.741 --> 41:19.241
‫دارین تو دادگاهِ علنی ما رو تهدید می‌کنین،‬

41:19.331 --> 41:21.741
‫اونم با اطلاعاتِ بی‌اساس و دروغ؟‬

41:21.831 --> 41:23.371
‫اگه مدرک داشته باشم چی‌کار می‌کنین؟‬

41:24.751 --> 41:26.621
‫چه مدرکی داری؟‬

41:28.671 --> 41:31.301
‫قبلاً یه فایلِ صوتی تو دادگاه پخش شده.

41:32.511 --> 41:34.261
‫درسته، جنابِ قاضی؟‬

41:36.051 --> 41:37.431
‫اگه...‬

41:40.301 --> 41:41.511
‫.. یه ضبطِ صدای دیگه هم وجود داشته باشه چی؟

41:41.601 --> 41:42.931
‫چی؟‬

41:50.731 --> 41:53.821
‫اگه داری، ارائه‌اش بده‬
‫و دست از مسخره کردنِ دادگاه بردار.‬

41:53.901 --> 41:55.361
‫بله، ارائه‌اش می‌دم، جنابِ قاضی.‬

41:55.441 --> 41:58.161
‫در پایانِ بازجویی و مواجهه‌ی حضوریِ امروز،‬

41:58.241 --> 42:01.121
‫یه فایلِ صوتیِ دیگه رو هم ارائه می‌دم.‬

42:01.201 --> 42:03.701
‫- چی؟ آقای کانگ.‬
‫- ولی ما که چیزی نداریم.‬

42:03.791 --> 42:05.581
‫عقلشو از دست داده؟ نقشه‌اش چیه؟‬

42:09.501 --> 42:11.791
‫اون هیچ‌وقت واردِ جنگی نمی‌شه که توش ببازه.‬

42:22.351 --> 42:25.811
‫قربان، واقعاً قصد دارین‬
‫همه‌ی تقصیرا رو گردن بگیرین؟‬

42:27.391 --> 42:30.271
‫دیگه باید از شنیدنِ ماده ۵۲ قانونِ مجازات‬
‫خسته شده باشین.‬

42:30.351 --> 42:32.821
‫«اگه کسی به جرمی که مرتکب شده اعتراف کنه،‬

42:32.901 --> 42:36.071
‫مجازاتش ممکنه تخفیف بخوره یا بخشیده بشه.»‬

42:36.741 --> 42:37.901
‫خودتون که می‌دونین.‬

42:40.991 --> 42:43.701
‫وقتی مدارک رو بشه، دیگه اعترافتون فایده‌ای نداره.‬

42:56.551 --> 42:58.381
‫- خیلی‌خب.‬
‫- یه چیزی بگین!‬

42:59.301 --> 43:00.551
‫اون‌وقت...‬

43:01.681 --> 43:05.101
‫صبر کن! صبر کنین، یه لحظه وایستین!‬

43:06.601 --> 43:07.891
‫- بله؟‬
‫- من حرف می‌زنم.‬

43:12.311 --> 43:13.691
‫در موردِ چی، قربان؟‬

43:13.771 --> 43:15.111
‫کارِ من نبود.‬

43:15.191 --> 43:16.651
‫اون بود که اول پیشنهاد داد!‬

43:21.361 --> 43:22.531
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

43:22.621 --> 43:24.781
‫گفت می‌تونه منو بیاره بیرون...

43:24.871 --> 43:27.871
‫.. و بهم اجازه بده که ازت انتقام بگیرم،

43:28.501 --> 43:30.621
‫اگه بتونم اونو به مقامِ قضایی برسونم!‬

43:42.221 --> 43:44.141
‫اینا همه‌اش چرت و پرته.‬

43:44.221 --> 43:45.681
‫اصلاً چطور چنین چیزی ممکنه؟‬

43:46.351 --> 43:49.931
‫شما نفوذِ زیادی تو دنیای سیاست و تجارت دارین.‬

43:50.021 --> 43:53.521
‫با مهره‌های کلیدیِ این دولت هم صمیمی هستین. درسته؟‬

44:10.621 --> 44:14.331
‫به نظر می‌رسه یه تله گذاشتی و داری برام پاپوش می‌دوزی.‬

44:16.421 --> 44:20.381
‫این ادعا از همون اول هم اعتباری نداشت.‬

44:20.461 --> 44:23.721
‫قاضیِ دیوانِ عالی منصوب می‌شه،‬

44:23.801 --> 44:26.681
‫اونم طبقِ قانونِ اساسی و طیِ یه فرآیندِ دقیق.‬

44:26.761 --> 44:28.561
‫این یه جایگاهِ مقدسه.‬

44:28.641 --> 44:32.981
‫یعنی غیرممکنه که بشه سرش معامله کرد.‬

44:33.061 --> 44:37.611
‫متهم داره به نظم و قانونِ اساسیِ...

44:38.821 --> 44:40.031
‫.. این کشور توهین می‌کنه.

44:44.991 --> 44:46.491
‫غیرممکنه؟‬

44:53.831 --> 44:55.001
‫پس این چیه؟‬

44:57.581 --> 45:01.421
‫رویای همیشگی‌ت این بود که قاضیِ دیوان بشی، نه؟

45:01.511 --> 45:03.511
‫پس دارین می‌گین واسه همین بود که...

45:04.221 --> 45:07.971
‫.. صندلیِ دیوانِ عالی رو در ازای نتیجه‌ی یه دادگاه فروختین؟

45:08.051 --> 45:09.561
‫به‌خاطرِ منافعِ ملی؟

45:09.641 --> 45:13.481
‫من فقط به شین جونگ‌سوک گفتم که نگرانِ چی هستم،

45:13.561 --> 45:17.601
‫اونم دقیقا وقتی که جانگ هیون‌به داشت می‌رفت زندان.‬

45:17.691 --> 45:19.981
‫اون کسیه که یه کارِ احمقانه انجام داد.

45:20.071 --> 45:22.531
‫جایگاه شین جونگ‌سوک رو می‌دم به تو،

45:24.031 --> 45:26.491
‫اون چیزی که برای نشستن روی اون صندلی لازمه رو نداره.

45:27.871 --> 45:29.661
‫یکی مثل تو باید بره اونجا بشینه...

45:29.741 --> 45:30.951
‫.. و باعث تغییر بشه.

45:31.541 --> 45:34.331
‫کمکت می‌کنم به رویات برسی.‬

45:44.841 --> 45:46.551
‫چطور می‌تونم بهتون اعتماد کنم، قربان؟‬

45:47.631 --> 45:48.641
‫نمی‌دونم.‬

45:49.471 --> 45:51.101
‫چیکار می‌تونم بکنم تا اعتمادتون رو جلب کنم؟‬

45:56.601 --> 45:58.441
‫لطفاً بیاین دادگاه.‬

46:00.401 --> 46:01.771
‫- دادگاه؟‬
‫- بله.‬

46:02.771 --> 46:04.781
‫اگه تو دادگاه حاضر بشین،‬

46:04.861 --> 46:07.111
‫حداقلش اینه که قاضی بی‌طرف می‌مونه.

46:07.201 --> 46:09.781
‫اگه فقط تو دادگاه حاضر بشین، منم درخواستم رو...

46:11.451 --> 46:12.701
‫.. برای احضارِ شما به عنوان شاهد پس می‌گیرم.

46:16.621 --> 46:17.621
‫خب،‬

46:19.501 --> 46:20.831
‫می‌خوای از من...

46:20.921 --> 46:22.961
‫.. به عنوان طعمه استفاده کنی؟

46:32.181 --> 46:33.471
‫تو تمامِ زندگیم،‬

46:34.971 --> 46:37.311
‫قاضیِ دیوانِ عالی شدن رویایِ من بود.‬

46:38.351 --> 46:40.851
‫اما اگه این جایگاه قراره...

46:40.941 --> 46:42.771
‫.. موضوعِ یه معامله‌ی کثیف مثل این بشه،

46:43.731 --> 46:45.151
‫من ردش می‌کنم.‬

46:45.691 --> 46:47.071
‫ایول، خیلی دمش گرمه.‬

46:47.151 --> 46:48.741
‫من فراتر از این حرف‌هام.‬

46:53.371 --> 46:55.451
‫فقط بدیدش به اون یارو.‬

46:56.331 --> 46:57.331
‫چی؟‬

46:59.871 --> 47:02.421
‫باید همین‌طور بشینم و‬
‫به این توهین‌ها گوش بدم؟‬

47:02.501 --> 47:03.461
‫دیگه کافیه!‬

47:04.041 --> 47:05.551
‫دارین چیکار می‌کنین؟‬

47:05.631 --> 47:09.341
‫مگه درخواستی که برای شاهد بودنِ آقایِ اوه داشتین رو پس نگرفتین؟‬

47:09.421 --> 47:13.351
‫جناب قاضی، من صرفاً دارم سعی می‌کنم‬
‫حقیقتِ پرونده رو روشن کنم.‬

47:13.431 --> 47:17.521
‫دکتر اوه، شما گفتین به خاطرِ منافعِ ملی به رئیس جانگ کمک کردین.‬

47:17.601 --> 47:21.311
‫اما وقتی بررسی‌اش کردم،‬

47:21.401 --> 47:23.481
‫به نظر می‌رسین قضیه فراتر از این حرف‌ها باشه.‬

47:25.611 --> 47:26.691
‫اون چیه؟‬

47:26.781 --> 47:28.321
‫این یه قراردادِ مشاوره‌ست که...

47:28.401 --> 47:32.531
‫.. رئیس جانگ و دکتر اوه برای بیزنسِ استخراجِ عناصرِ کمیابِ معدنی امضا کردن.

47:32.611 --> 47:34.121
‫«اگه این بیزنس به نتیجه برسه،‬

47:34.201 --> 47:37.121
‫ده درصد از سهمِ درآمد واگذار می‌شه.»‬

47:38.041 --> 47:39.711
‫ده درصد؟‬

47:40.331 --> 47:41.541
‫باورنکردنیه.‬

47:41.621 --> 47:43.541
‫یه تاجر هیچ‌وقت زیرِ بارِ همچین معامله‌ای نمی‌ره‬

47:43.631 --> 47:45.421
‫مگه اینکه تو زندان باشه و تو منگنه قرار گرفته باشه.‬

47:48.511 --> 47:50.131
‫ببخشید، اما بذارین ازتون بپرسم.‬

47:50.721 --> 47:52.091
‫چرا این کار رو کردین؟‬

47:52.181 --> 47:55.641
‫شما که محتاجِ پول نبودین.‬

47:58.971 --> 48:00.731
‫گفتین که سهم‌تون رو پشتِ صحنه ادا کردین...

48:01.311 --> 48:03.481
‫.. به عنوان یه واسطه تا چرخِ دنیا بچرخه.

48:05.151 --> 48:07.071
‫فکر کنم دیگه نمی‌تونین اون کار رو بکنین.‬

48:08.611 --> 48:09.571
‫چون الان،‬

48:10.821 --> 48:11.901
‫روی صحنه‌این.‬

48:49.271 --> 48:52.441
‫- قربان، یه چیزی بگین که شبهه‌ای نمونه.‬
‫- درسته، قربان؟‬

48:52.531 --> 48:54.571
‫لطفاً یه چیزی بگین تا مردم متوجه بشن.

48:54.661 --> 48:57.741
‫آیا با استفاده از جایگاهِ قضاوت به عنوان رشوه، معامله کردین؟‬

48:59.451 --> 49:00.451
‫مامان.

49:01.621 --> 49:03.871
‫چرا می‌خواستم قاضی دیوانِ عالی بشم؟

49:04.751 --> 49:06.461
‫اولش دلیل‌هایی داشتم.

49:07.381 --> 49:10.591
‫اما بعد از یه مدتی، انگار فراموش‌شون کردم...

49:11.801 --> 49:13.091
‫مثل یه احمق.

49:31.231 --> 49:32.651
‫همگی بلند شین.‬

49:35.701 --> 49:38.201
‫آقای وو، آخه اینجا چه خبره؟‬

49:49.881 --> 49:51.421
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، میونگ‌هون.‬

49:51.501 --> 49:54.631
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، جونگ‌این.‬

49:55.841 --> 49:57.721
‫اون دیگه چیه؟

49:57.801 --> 49:59.551
‫یه فایلِ ضبط‌شده‌ی دیگه.‬

50:00.261 --> 50:05.141
‫واقعاً دکتر اوِه بزرگ نمی‌دونست‬
‫دخترش داره صداش رو ضبط می‌کنه؟‬

50:05.731 --> 50:08.231
‫همین الان‌اش هم اصلاً با عقل جور در نمیاد.‬

50:09.601 --> 50:11.771
‫الان به هیچ‌کس نمی‌شه اعتماد کرد.‬

50:11.861 --> 50:15.611
‫فعلاً ببینیم تو دادگاه چی پیش میاد.‬

50:23.661 --> 50:25.621
‫دیگه کارتون تمومه.‬

50:26.501 --> 50:29.211
‫- مرتیکه‌ی عوضی!‬
‫- مأمور!‬

50:29.291 --> 50:32.211
‫باورم نمی‌شه به آدمِ کثیفی‬
‫مثل تو اعتماد کردم!‬

50:32.291 --> 50:33.631
‫گمشو از روی من.‬

50:34.761 --> 50:35.631
‫باید خجالت بکشه.‬

50:35.711 --> 50:36.721
‫به چی زل زدین؟‬

50:38.971 --> 50:41.011
‫- حالت خوبه؟‬
‫- آره.‬

50:42.051 --> 50:43.311
‫دمت گرم، میونگ‌هون.‬

50:46.811 --> 50:48.771
‫بهت چشمک نزدم.‬

50:50.401 --> 50:52.191
‫این یکی از عادت‌هامه.‬

50:58.741 --> 50:59.611
‫چیه؟‬

51:00.411 --> 51:02.321
‫فکر می‌کنی برای کسی مثل من...

51:03.161 --> 51:04.621
‫.. این آخرِ خطه؟

51:07.871 --> 51:10.121
‫اوه. ترسیدم.‬

51:10.961 --> 51:14.041
‫شاید بهتر باشه یکم موهات رو رنگ کنی،‬
‫چون قراره تو اخبار نشونت بدن.‬

51:22.431 --> 51:25.681
‫- چی؟‬
‫- مرتیکه‌ی فلان‌فلان‌شده.‬

51:27.351 --> 51:28.481
‫فهمیدم.‬

51:31.061 --> 51:32.601
‫راست می‌گن؟‬

51:32.691 --> 51:34.691
‫- لطفاً یه چیزی بگین.‬
‫- پس تاییدش می‌کنین؟‬

51:39.781 --> 51:42.491
‫- کانگ دا و‌یت!‬
‫- ای بابا، تو رو خدا.‬

51:45.121 --> 51:46.701
‫بیخیال.‬

52:01.681 --> 52:03.341
‫قارچ‌هام برگشتن و صحیح و سالمن!‬

52:03.431 --> 52:05.891
‫دقیقاً مثل همون موقع‌هاست!‬

52:05.971 --> 52:08.681
‫دلم واسه دفترمون خیلی تنگ شده بود!‬

52:08.771 --> 52:09.771
‫خوشحالین؟‬

52:10.521 --> 52:12.441
‫باورم نمی‌شه.‬

52:12.521 --> 52:15.021
‫می‌تونستن ما رو ببرن به یه اتاق پرنورتر.‬

52:15.651 --> 52:19.071
‫- چرا دوباره اومدیم تو این اتاق تاریک و دلگیر؟‬
‫- چیه؟ که بتونی بری مدیرعامل رو ببینی؟‬

52:20.441 --> 52:22.031
‫بگو می‌خوای واسه یه دفتر جدید جاسوسی کنی.‬

52:22.781 --> 52:25.661
‫چند بار بهت گفتم دیگه این حرفو نزن.‬

52:25.741 --> 52:27.411
‫نه، تا آخر عمرم همین‌طوری می‌گمش.‬

52:27.491 --> 52:29.291
‫- تا آخر عمرت؟‬
‫- آره.‬

52:29.371 --> 52:31.501
‫- ای بابا، یو نان‌هی!‬
‫- سلام.‬

52:31.581 --> 52:33.291
‫- آقای کانگ!‬
‫- آقای کانگ!‬

52:33.371 --> 52:37.591
‫خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم، واسه همین این اتاق خیلی دنج به نظر میاد.‬

52:37.671 --> 52:39.591
‫مگه نه؟ ولی فقط وسایل شما هنوز نرسیده.‬

52:39.671 --> 52:41.671
‫واقعاً؟ خب، من یه دفتر دیگه رو انتخاب کردم.‬

52:41.761 --> 52:45.091
‫- کجا؟‬
‫- اون بالا. خیلی بالاها.‬

52:45.181 --> 52:46.971
‫- آقای کانگ.‬
‫- بله؟‬

52:47.761 --> 52:48.891
‫معذرت می‌خوام.‬

52:50.521 --> 52:51.351
‫بابت چی؟‬

52:51.931 --> 52:53.311
‫خب...‬

52:53.391 --> 52:55.271
‫.. راستش، وقتی یهو درخواست شاهدت رو...

52:55.811 --> 52:58.481
‫.. برای دکتر اوه پس گرفتی، من مشکوک شدم.

52:59.111 --> 53:01.781
‫فکر کردم شاید مخفیانه باهاشون توافق کردی.‬

53:01.861 --> 53:05.571
‫خانم پارک، بالاخره کی می‌خوای واقعاً بهم اعتماد کنی؟‬

53:05.661 --> 53:07.371
‫ولی خب قابل درک بود.‬

53:07.911 --> 53:11.081
‫تا همین روز قبل دادگاه، انگار خیلی فکرتون درگیر بود.‬

53:11.161 --> 53:12.541
‫ای بابا، بی‌خیال.‬

53:12.621 --> 53:15.791
‫آره، اصلاً به نظر نمی‌رسید به برنده شدن امیدوار باشی.‬

53:15.871 --> 53:17.751
‫- ای وای.‬
‫- آره، دقیقاً.‬

53:17.831 --> 53:19.921
‫وقتی یه آدم پرحرف چند روز یهو ساکت می‌شه،‬

53:20.001 --> 53:21.381
‫به نظرت عجیب نیست؟‬

53:21.461 --> 53:24.761
‫ای بابا، چند بار باید بهتون بگم؟‬

53:24.841 --> 53:29.551
‫اگه نمی‌فهمین، حفظش کنین. ما تحت هر شرایطی برنده می‌شیم!‬

53:29.641 --> 53:32.101
‫اگه قرار بود ببازیم، اصلاً شروعش نمی‌کردم!‬

53:32.181 --> 53:34.181
‫- فهمیدین؟‬
‫- بله!‬

53:34.271 --> 53:36.731
‫حالا بیاین برای جشن گرفتن برگشتمون بریم رستوران تانگین سونده‌گوک!‬

53:36.811 --> 53:39.611
‫- باشه!‬
‫- البته دُنگی حساب می‌کنیم.‬

53:39.691 --> 53:41.691
‫واسه یه سونده‌گوک هم دُنگی حساب می‌کنه.‬

53:44.691 --> 53:45.651
‫برگشته.‬

53:45.741 --> 53:47.611
‫- واقعاً برگشته.‬
‫- آره، خودِ خودشه.‬

53:49.621 --> 53:52.491
‫دادستانی کل کشور‬

53:52.581 --> 53:53.831
‫برین کنار!‬

53:58.001 --> 53:59.251
‫لطفاً برین عقب.‬

54:04.051 --> 54:05.171
‫قاضی شین.‬

54:05.261 --> 54:08.261
‫بعد از بازجوییِ امروز، حکم بازداشتتون صادر می‌شه.‬

54:08.341 --> 54:09.341
‫از این موضوع خبر داشتین؟‬

54:13.931 --> 54:17.021
‫من هر کاری کردم برای صلاح کشور بود.‬

54:17.941 --> 54:19.271
‫با وجود اینکه قاضیِ شاغل هستین،‬

54:19.351 --> 54:22.271
‫به عنوان همدستِ یه کلاهبردار زنجیره‌ای تحت بازجویی قرار گرفتین.‬

54:22.941 --> 54:24.151
‫خجالت نمی‌کشین؟‬

54:31.831 --> 54:33.491
‫لطفاً چند کلمه صحبت کنین!‬

54:51.391 --> 54:52.931
‫فکر می‌کردم هنوز بچه‌ای.‬

55:06.781 --> 55:09.951
‫بالاخره تونستی از زندان رفتن قسر در بری.‬

55:11.571 --> 55:13.951
‫هنوز چندتا دوست دارم که ازم خوششون میاد.‬

55:19.711 --> 55:20.711
‫وسایلت رو بذار همین‌جا بمونه.‬

55:22.001 --> 55:23.541
‫از خانم سو می‌خوام که برات بفرستدشون.‬

55:24.791 --> 55:25.801
‫باشه.‬

55:28.881 --> 55:30.261
‫ممنون.‬

55:32.471 --> 55:33.471
‫پدر.‬

55:35.761 --> 55:37.181
‫چرا شک نکردی...

55:38.181 --> 55:40.271
‫.. که دا ویت ممکنه همچین کاری بکنه؟

55:43.691 --> 55:45.321
‫هیچ‌کسی نبود.‬

55:46.731 --> 55:48.571
‫حتی یه نفر هم نبود...

55:49.401 --> 55:51.361
‫.. که تو این ۲۰ سال گذشته،

55:51.861 --> 55:53.621
‫پیشنهاد من رو رد کرده باشه.‬

56:06.711 --> 56:07.751
‫جونگ‌این.‬

56:09.511 --> 56:13.301
‫فهمیدم که تو هم دقیقاً مثل منی.‬

56:15.721 --> 56:16.721
‫موفق باشی.‬

56:34.991 --> 56:37.781
‫نور آفتاب از سمت جنوب‌شرقی چطوره؟‬
‫از طرف جونگ‌این‬

56:52.301 --> 56:53.301
‫آره، خودشه.‬

56:54.801 --> 56:56.431
‫این رو به جنوب‌شرقیه؟‬

56:57.511 --> 56:59.641
‫اینجا همون جاییه که بهش تعلق دارم.‬

57:00.351 --> 57:02.391
‫این یه شروع جدیده.‬

57:02.981 --> 57:06.731
‫با استفاده از این به عنوان پله‌ی ترقی، تا جایی که...‬

57:08.691 --> 57:09.691
‫آقای کانگ.‬

57:11.071 --> 57:12.281
‫بله، خانم کیم؟‬

57:12.361 --> 57:15.321
‫یه جلسه برای گروه مدیریت جدید هست.‬

57:15.411 --> 57:16.611
‫جلسه؟‬

57:17.281 --> 57:18.531
‫البته، حتماً باید برم.‬

57:23.461 --> 57:24.621
‫می‌شه دوباره بگین؟‬

57:24.711 --> 57:26.581
‫- ببخشید؟‬
‫- جلسه برای کی؟‬

57:27.501 --> 57:29.751
‫گروه مدیریت جدید.‬

57:34.471 --> 57:36.131
‫گروه مدیریت!‬

57:48.151 --> 57:49.151
‫سلام، آقای کانگ.‬

57:50.691 --> 57:55.701
‫درسته. آقای وو هم به ما ملحق می‌شه. دفعه‌ی قبل عالی کار کرد.‬

57:55.781 --> 57:57.821
‫ای بابا، من که کار خاصی نکردم.‬

57:59.451 --> 58:00.371
‫خوشحالم که باهاتون همکاری می‌کنم.‬

58:03.951 --> 58:04.951
‫حتماً، آقای وو.‬

58:10.461 --> 58:12.921
‫- تمام تلاشمو می‌کنم.‬
‫- باید هم همین کار رو بکنی.‬

58:19.261 --> 58:23.521
‫حالا، این یه شروع جدید برای مؤسسه‌ی «اوه و شرکا»ست.‬

58:24.101 --> 58:28.311
‫ما به یه شرکت حقوقیِ جهانی تبدیل می‌شیم که با تخصصِ حقوقیِ بالا برنده می‌شه،‬

58:28.391 --> 58:30.441
‫نه با لابی‌گری یا معامله‌های مشکوک.‬

58:30.521 --> 58:34.231
‫خب همگی، بیاین با هم همکاری کنیم.‬

58:34.321 --> 58:35.151
‫باشه.‬

58:45.871 --> 58:48.671
‫خب. با یه موضوع فوری شروع کنیم؟‬

58:49.461 --> 58:52.171
‫آقای وو یه پرونده از بک‌سونگ با خودش آورده.‬

58:52.251 --> 58:54.711
‫بله، همونطور که می‌بینین،‬

58:55.461 --> 58:56.971
‫این پرونده مربوط به شرکت شیمیایی بیلتونه.‬

58:57.721 --> 59:01.341
‫به هر قیمتی شده باید این پرونده رو قبول کنیم.‬

59:01.931 --> 59:03.641
‫باید یه کارگروه استراتژی تشکیل بدیم.‬

59:03.721 --> 59:06.471
‫اگه بیلتونه، همون پرونده‌ی پوشک‌های سمی نیست؟‬

59:08.141 --> 59:11.271
‫لطفاً توی انتخاب کلماتتون دقت کنین.‬

59:11.351 --> 59:12.361
‫می‌شه تصویر رو نشون بدین؟‬

59:13.861 --> 59:17.111
‫سمی نیست. یه محصول دوست‌دار محیط‌زیسته.‬

59:17.191 --> 59:20.281
‫مگه بچه‌ها به‌خاطر عوارضش آسیب ندیدن و نمردن؟‬

59:21.451 --> 59:23.871
‫چند مورد بین مصرف‌کننده‌ها بود...

59:23.951 --> 59:26.331
‫.. که سیستم بدنی خاصی داشتن و نتونستن باهاش سازگار بشن.

59:26.411 --> 59:30.001
‫رابطه‌ی علمی علت و معلولی هنوز کاملاً کشف نشده.‬

59:30.081 --> 59:32.581
‫درسته. شکایت تو آمریکا هم شروع شده؟‬

59:32.671 --> 59:35.461
‫اونجا خیلی بیشتر طول می‌کشه.‬

59:36.051 --> 59:40.011
‫اگه اول اینجا تو کره حکم رد دعوا بگیریم...‬

59:40.591 --> 59:44.101
‫.. می‌تونیم پرونده‌ی آمریکا رو هم بگیریم، درسته؟

59:44.181 --> 59:45.221
‫همین‌طوره.‬

59:45.311 --> 59:47.141
‫خب. آقای کوون،‬

59:47.221 --> 59:49.351
‫لطفاً یه گروه از متخصص‌های همکار رو هماهنگ کنین.‬

59:49.431 --> 59:52.481
‫خانم یو هم می‌تونه استراتژی‌های اولیه‌ی روابط عمومی رو تنظیم کنه.‬

59:52.561 --> 59:53.861
‫بله خانم.‬

59:53.941 --> 59:55.361
‫و آقای کانگ.‬

59:56.271 --> 59:58.231
‫شما می‌تونین چارچوب دادگاه رو مشخص کنین.‬

59:58.821 --> 01:00:01.951
‫یه دادگاه کوچیک که سر و صدا راه نندازه بهتره، نه؟‬

01:00:04.121 --> 01:00:08.161
‫چطوره یه دادخواست برای اثبات عدم وجود بدهی بدیم،‬

01:00:08.241 --> 01:00:09.951
‫قبل از اینکه قربانی‌ها دور هم جمع بشن؟‬

01:00:10.041 --> 01:00:11.911
‫استراتژی خیلی خوبیه.‬

01:00:13.581 --> 01:00:15.001
‫مگه نه، آقای کانگ؟‬

01:00:26.101 --> 01:00:26.931
‫هی!‬

01:00:27.601 --> 01:00:29.391
‫آقای کانگ!‬

01:00:29.471 --> 01:00:31.481
‫اونجوری ممکنه به کمرت آسیب بزنی.‬

01:00:31.561 --> 01:00:32.561
‫سلام، آقای کانگ!‬

01:00:32.641 --> 01:00:34.561
‫- آقای کانگ!‬
‫- ای وای!‬

01:00:34.651 --> 01:00:36.311
‫- خیلی وقت بود ندیده بودمتون!‬
‫- سلام.‬

01:00:36.401 --> 01:00:38.021
‫همه‌تون اینجایین.‬

01:00:39.071 --> 01:00:40.861
‫خیلی دلخوریم.‬

01:00:40.941 --> 01:00:43.781
‫حالا که رفتی جزو مدیرها، دیگه دیدنت سخت شده.‬

01:00:43.861 --> 01:00:46.491
‫چی؟ همه‌تون دلتون برام تنگ شده؟‬

01:00:47.161 --> 01:00:48.161
‫دلمون تنگ شده؟ مگه خوابشو ببینین.‬

01:00:48.241 --> 01:00:50.791
‫وقتی یه گربه‌ی ولگرد یهو غیبش می‌زنه،‬

01:00:51.411 --> 01:00:53.671
‫- آدم فقط کنجکاو می‌شه. همین.‬
‫- ای بابا.‬

01:00:53.751 --> 01:00:56.421
‫گربه‌ی ولگرد؟‬
‫صبر کن ببینم، اون کی می‌تونه باشه تو این تیم؟‬

01:00:57.171 --> 01:01:00.131
‫راستی، چرا دنبال پرونده‌های مسئولیت محصول بودی؟‬

01:01:00.211 --> 01:01:02.221
‫معلومه دیگه، برای پرونده‌ی پوشک‌های سمی.‬

01:01:02.301 --> 01:01:03.631
‫- من اصلاً وقت این کارها رو ندارم.‬
‫- چی؟‬

01:01:03.721 --> 01:01:06.471
‫یه محله‌ی فقیرنشین هست که برای مشاوره‌ی حقوقی رایگان می‌ریم اونجا.‬

01:01:06.551 --> 01:01:09.221
‫دو تا از بچه‌های اونجا الان بیمارستانن و حالشون وخیمه.‬

01:01:09.311 --> 01:01:11.391
‫خانواده‌هاشون بهمون التماس می‌کردن و گریه می‌کردن.‬

01:01:12.351 --> 01:01:14.981
‫واقعاً جگرسوز بود.‬

01:01:15.061 --> 01:01:17.561
‫اون عوضی‌ها تبلیغ می‌کردن که اینا مواد جدید دوست‌دار محیط‌زیستن.‬

01:01:18.561 --> 01:01:20.941
‫گی‌پیوم، یه مقاله‌ی آمریکایی پیدا کردم!‬

01:01:21.031 --> 01:01:23.111
‫- واقعاً؟‬
‫- یه لحظه صبر کن.‬

01:01:23.191 --> 01:01:25.201
‫نوشته که تو میزوری شکایت کردن.‬

01:01:26.611 --> 01:01:27.621
‫همه‌تون مثل قبلین، عوض نشدین.‬

01:01:28.371 --> 01:01:31.081
‫از این به بعد به‌خاطر این پرونده تا دیروقت کار می‌کنیم.‬

01:01:31.161 --> 01:01:34.751
‫- این یه فرصت عالی برای ماست.‬
‫- وکیل تسخیری بودن واقعاً...‬

01:01:34.831 --> 01:01:36.001
‫می‌خوای انتقالی بگیری؟‬

01:01:38.001 --> 01:01:39.541
‫اگه سخته، برات انتقالی می‌گیرم.‬

01:01:41.131 --> 01:01:42.381
‫واقعاً؟‬

01:01:43.051 --> 01:01:45.011
‫هی، من الان دیگه جزو مدیرهام.‬

01:01:46.591 --> 01:01:47.931
‫آقای کانگ، من...‬

01:01:48.011 --> 01:01:51.471
‫- بچه‌های آمریکایی هم...‬
‫- آره، اینجا هم دنبال همون چیزن.‬

01:01:51.561 --> 01:01:53.521
‫همون علائم بچه‌های کره‌ای رو دارن.‬

01:01:53.601 --> 01:01:54.641
‫- درسته.‬
‫- آره.‬

01:01:54.731 --> 01:01:56.141
‫خیلی ممنون بابت پیشنهادتون،‬

01:01:57.101 --> 01:01:58.901
‫- ولی من مشکلی ندارم.‬
‫- چرا آخه؟ این آرزوت بود.‬

01:01:58.981 --> 01:01:59.861
‫برات انتقالی می‌گیرم.‬

01:01:59.941 --> 01:02:02.361
‫این آشغال‌ها.‬

01:02:02.441 --> 01:02:03.861
‫حتماً بهشون وابسته شدم.‬

01:02:04.821 --> 01:02:08.411
‫نان‌هی، یونگ‌شیل و گی‌پیوم.‬

01:02:10.161 --> 01:02:12.411
‫کار کردن باهاشون کیف می‌ده.‬

01:02:14.581 --> 01:02:16.661
‫اول اسم نان‌هی رو آوردی.‬

01:02:17.371 --> 01:02:18.251
‫چی؟‬

01:02:19.501 --> 01:02:22.591
‫نه، فقط به ترتیب حروف الفبا بود.‬

01:02:22.671 --> 01:02:25.011
‫- هی، جون‌وو. نمی‌خوای بری سر کار؟‬
‫- دارم می‌رم.‬

01:02:26.841 --> 01:02:29.341
‫ترتیب حروف الفبا، آره جون خودت.‬

01:02:30.091 --> 01:02:32.851
‫همون حرف‌هایی رو می‌زنن که ما پیدا کردیم.‬

01:02:33.931 --> 01:02:36.641
‫فکر کنم همونطوری پیش بره که خانم پارک قبلاً گفته بود.‬

01:02:38.231 --> 01:02:39.691
‫پوشک‌های شرکت شیمیایی بیلتون‬

01:02:41.111 --> 01:02:42.271
‫بثورات پوستی ناشناخته در نوزادان‬

01:02:42.361 --> 01:02:43.901
‫مرگ نوزاد بر اثر حساسیت شدید‬

01:02:47.111 --> 01:02:48.701
‫ضجه‌ی مادران هم‌زمان با پخش شدن شایعات‬

01:02:52.871 --> 01:02:54.451
‫چیزی که بیشتر اهمیت داره...

01:02:55.411 --> 01:02:57.041
‫.. اینه که می‌تونی برنده بشی یا نه.

01:02:58.161 --> 01:02:59.461
‫تو ازم دربارش نمی‌پرسی.‬

01:03:01.421 --> 01:03:02.541
‫درباره‌ی چی؟‬

01:03:02.631 --> 01:03:04.051
‫اینکه حقیقت چیه.‬

01:03:06.211 --> 01:03:07.261
‫مگه مهم نیست؟‬

01:03:08.971 --> 01:03:10.091
‫فکر کنم فقط باید برنده بشم.‬

01:03:17.271 --> 01:03:20.391
‫مناسبتش چیه؟ اگه در مورد کاره،‬
‫می‌تونیم تو شرکت حرف بزنیم.‬

01:03:21.021 --> 01:03:22.361
‫نه، خوبم.‬

01:03:22.441 --> 01:03:23.481
‫چیزی نمی‌نوشی؟‬

01:03:27.821 --> 01:03:29.111
‫اون موقع‌ها یه بار گفتی...

01:03:29.201 --> 01:03:33.241
‫.. که وقتی بین ۹۹ تا راست، یه دونه دروغ باشه،

01:03:33.321 --> 01:03:36.291
‫- مردم نمی‌تونن تشخیص بدن کدوم راسته کدوم نه.‬
‫- آره، اینو گفتم.‬

01:03:37.621 --> 01:03:39.711
‫اون موقعی که رفتیم گانگنئونگ رو یادت هست؟‬

01:03:43.381 --> 01:03:45.291
‫خیلی وقت پیش بود. چرا یهو یاد اون افتادی؟‬

01:03:46.251 --> 01:03:50.091
‫وقتی داشتیم می‌نوشیدیم، در مورد‬
‫خجالت‌آورترین لحظه‌ی زندگیمون حرف زدیم.‬

01:03:50.881 --> 01:03:54.681
‫برای تو، اون موقعی بود که تو مدرسه گریه کردی،‬
‫چون یه بار شاگرد اول نشده بودی.‬

01:03:54.761 --> 01:03:55.721
‫برای من،‬

01:03:55.811 --> 01:03:58.601
‫موقعی بود که پول قرض کردم تا برای کراشم کادو بخرم...

01:03:59.141 --> 01:04:01.061
‫.. و بعدش بدجوری ضایع شدم.

01:04:03.351 --> 01:04:05.271
‫بانگ جی‌مین.‬

01:04:06.941 --> 01:04:09.151
‫چرا اینقدر طولش می‌دی تا بری سر اصلِ مطلب؟

01:04:09.241 --> 01:04:13.701
‫یو جه‌بوم چطوری تونست در مورد اون موضوع‬
‫حرف بزنه و منو فریب بده؟‬

01:04:14.661 --> 01:04:17.121
‫جی‌مین رو یادت هست؟‬

01:04:18.291 --> 01:04:21.331
‫- منظورت بانگ جی‌مینه؟‬
‫- آره، همون عشقِ اولت.‬

01:04:21.411 --> 01:04:23.211
‫برو بابا، دیوونه.‬

01:04:23.291 --> 01:04:24.961
‫اون از من خوشش می‌اومد، ولی من نه.‬

01:04:25.041 --> 01:04:27.501
‫- نه، من تو نخش نبودم.‬
‫- اینطوریه؟‬

01:04:27.591 --> 01:04:32.681
‫بهم التماس کردی که ۳۰ هزار وون بهت قرض بدم‬
‫تا براش کادوی تولد بخری،‬

01:04:32.761 --> 01:04:34.261
‫و هنوزم پولمو پس ندادی.‬

01:04:35.601 --> 01:04:37.761
‫تو تنها کسی تو دنیا بودی...

01:04:38.561 --> 01:04:39.931
‫.. که اون داستان رو می‌دونست.

01:04:48.571 --> 01:04:49.781
‫مگه اهمیتی هم داره؟‬

01:04:53.911 --> 01:04:54.991
‫اهمیت داره؟‬

01:04:56.491 --> 01:05:01.041
‫اگه اون موقع فریب نخورده بودم،‬
‫تو هیچ شانسی نداشتی.‬

01:05:01.121 --> 01:05:03.161
‫فرصتِ خلاص شدن از شرِ پدرت.‬

01:05:05.881 --> 01:05:08.711
‫تا کی می‌خوای در مورد گذشته حرف بزنی؟

01:05:09.551 --> 01:05:14.131
‫بهتر نیست در مورد آینده حرف بزنیم که مفیدتر باشه؟

01:05:21.811 --> 01:05:24.351
‫می‌دونم. حتماً حالت ازم به هم می‌خوره.‬

01:05:25.481 --> 01:05:26.481
‫درکت می‌کنم.‬

01:05:27.311 --> 01:05:28.691
‫باید عذرخواهی کنم؟‬

01:05:29.731 --> 01:05:31.691
‫البته احتمالاً باورت نمی‌شه.‬

01:05:35.661 --> 01:05:36.531
‫ولی، دا ویت،‬

01:05:37.621 --> 01:05:38.661
‫بهت نیاز دارم.‬

01:05:38.741 --> 01:05:40.951
‫- هی.‬
‫- جدی می‌گم.‬

01:05:41.871 --> 01:05:45.921
‫می‌خوام شرکتِ «اوه و شرکا» رو‬
‫به یه شرکتِ جهانی تبدیل کنم.‬

01:05:46.001 --> 01:05:48.171
‫تنهایی نمی‌تونم از پسش بربیام.‬

01:05:48.251 --> 01:05:51.751
‫اگه بخوای، می‌تونم تو رو مدیرعاملِ مشترک کنم.‬

01:05:54.261 --> 01:05:57.931
‫پرونده‌ی بیلتون کمیکال اولین قدمِ ماست.

01:05:58.591 --> 01:06:00.601
‫تصمیم گرفتم تو آمریکا هم یه شعبه بزنم.

01:06:04.891 --> 01:06:07.311
‫بیا با هم جهانی بشیم. باشه؟‬

01:06:20.951 --> 01:06:23.041
‫وکیل پارک گی‌پیوم‬

01:06:23.661 --> 01:06:25.541
‫- بله، خانمِ پارک؟‬
‫- آقای کانگ.‬

01:06:25.621 --> 01:06:27.791
‫می‌دونم سرتون شلوغه،‬
‫ولی می‌تونین یکم وقت بذارین؟‬

01:06:27.871 --> 01:06:29.171
‫چرا؟ مشکلی پیش اومده؟‬

01:06:29.751 --> 01:06:32.251
‫پدر و مادرم اصرار داشتن که شما رو بیارم خونه.‬

01:06:32.801 --> 01:06:34.711
‫پدر و مادرت؟‬

01:06:36.471 --> 01:06:37.551
‫بچه‌ها، استرس نداشته باشین.‬

01:06:37.631 --> 01:06:39.681
‫- اومد.‬
‫- اومد.‬

01:06:40.431 --> 01:06:41.301
‫همه‌تون اینجایین.‬

01:06:41.891 --> 01:06:43.351
‫- آقای کانگ!‬
‫- وای، خدای من!‬

01:06:43.431 --> 01:06:44.931
‫آقای کانگ، زود باشین بیاین بشینین!‬

01:06:45.021 --> 01:06:46.981
‫- ای وای!‬
‫- چه خبره؟ موضوع چیه؟‬

01:06:48.141 --> 01:06:49.401
‫داره چه اتفاقی میفته؟‬

01:06:50.441 --> 01:06:51.401
‫قضیه چیه؟‬

01:06:54.031 --> 01:06:56.531
‫- تولدت مبارک‬
‫- تولدت مبارک‬

01:06:56.611 --> 01:06:57.491
‫تولدت...‬

01:06:57.571 --> 01:06:59.161
‫ولی امروز که تولدم نیست.‬

01:07:00.911 --> 01:07:03.741
‫- اول شمع رو فوت کن!‬
‫- فقط شمع رو فوت کن!‬

01:07:03.831 --> 01:07:05.831
‫- اول فوتش کن!‬
‫- فوت کن! زود باش!‬

01:07:05.911 --> 01:07:07.831
‫- یه نفسِ عمیق.‬
‫- فوتش کن.‬

01:07:08.411 --> 01:07:09.621
‫ما به لطفِ شما با خوشحالی زندگی می‌کنیم‬

01:07:15.881 --> 01:07:18.011
‫ممنونیم، آقای کانگ.‬

01:07:18.091 --> 01:07:19.511
‫صبر کنین، آخه چرا؟‬

01:07:19.591 --> 01:07:21.801
‫چرا یهو دارین این کار رو می‌کنین؟‬

01:07:21.891 --> 01:07:23.471
‫شما خانواده‌ی ما رو نجات دادین.‬

01:07:23.551 --> 01:07:25.721
‫دادگاهِ ورشکستگیِ ۱۵ سال پیش.‬

01:07:26.681 --> 01:07:29.851
‫ای بابا، نه. من فقط وظیفه‌ام رو انجام دادم.‬

01:07:29.941 --> 01:07:34.191
‫پدر و مادرم اینقدر بهم پیله کردن‬
‫که ازتون تشکر کنم.‬

01:07:36.781 --> 01:07:38.031
‫«ممنونیم.»‬

01:07:39.401 --> 01:07:44.661
‫«به خاطرِ مردِ بزرگی مثلِ شما،‬
‫خانواده‌ی ما تونست زندگیِ شادی داشته باشه.»‬

01:07:47.581 --> 01:07:49.411
‫«ممنونیم، قاضی کانگ.»‬

01:07:51.581 --> 01:07:53.881
‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.‬

01:07:53.961 --> 01:07:55.841
‫یه دستِ مرتب!‬

01:07:56.671 --> 01:07:59.011
‫ای وای! خواهش می‌کنم این کار رو نکنین.‬

01:07:59.091 --> 01:08:01.881
‫من دیگه قاضی نیستم.‬

01:08:02.971 --> 01:08:05.891
‫من اونقدرها هم آدمِ خوبی نیستم.‬

01:08:05.971 --> 01:08:08.061
‫من فقط به فکرِ خودمم.‬

01:08:09.141 --> 01:08:10.891
‫هم اون موقع و هم الان.‬

01:08:10.981 --> 01:08:12.141
‫«هم اون موقع و هم الان.»‬

01:08:12.771 --> 01:08:16.361
‫«نه. به این فکر کن که چرا اسمت دا ویت.»‬

01:08:18.281 --> 01:08:23.531
‫«تو مثلِ داوودی هستی که برای ضعیف‌ها‬
‫جلوی جالوت جنگید.»‬

01:08:24.451 --> 01:08:26.241
‫«هم اون موقع و هم الان.»‬

01:08:27.621 --> 01:08:29.701
‫الان که فکر می‌کنم، می‌بینم راسته. «دیوید».‬

01:08:30.581 --> 01:08:32.161
‫کی این اسم رو روت گذاشته؟‬

01:08:44.641 --> 01:08:46.551
‫مراقبت از این گروه خیلی مهمه،‬

01:08:46.641 --> 01:08:49.141
‫ولی آدمایی که اول باید هدف قرار بدیم...

01:08:49.811 --> 01:08:50.931
‫.. تو این گروه‌ان.

01:08:51.561 --> 01:08:53.311
‫باید اون والدین میانه‌رویی رو که...

01:08:53.391 --> 01:08:55.771
‫.. هنوز به قربانی‌ها ملحق نشدن شناسایی کنیم و باهاشون تماس بگیریم...

01:08:55.861 --> 01:08:57.981
‫.. و از اون گروه تندرو جداشون کنیم.

01:08:58.071 --> 01:09:00.861
‫یه مبلغ غرامت معقولی رو هم از قبل بهشون می‌دیم...

01:09:00.941 --> 01:09:03.361
‫.. به این شرط که به نفع ما شهادت بدن.

01:09:04.911 --> 01:09:08.991
‫این خانواده‌ها به‌خاطر هزینه‌های بیمارستان در آستانه‌ی فقرن.‬

01:09:09.081 --> 01:09:12.621
‫پس احتمال خیلی زیادی هست که پیشنهادمونو قبول کنن.‬

01:09:13.541 --> 01:09:14.621
‫خب...‬

01:09:17.131 --> 01:09:18.171
‫چیه آقای کانگ؟‬

01:09:19.091 --> 01:09:20.841
‫کانگ او دوم.‬

01:09:23.051 --> 01:09:25.381
‫- مین‌ها رین.‬
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬

01:09:26.011 --> 01:09:27.641
‫یه‌جون.‬

01:09:28.721 --> 01:09:29.811
‫کیم یه‌جون.‬

01:09:30.811 --> 01:09:33.311
‫- یون سه‌بوم.‬
‫- داری چیکار می‌کنی؟ بس کن.‬

01:09:33.391 --> 01:09:35.521
‫هی، یه لحظه صبر کن!‬

01:09:37.861 --> 01:09:39.441
‫سونگ می‌رینه‌.‬

01:09:40.901 --> 01:09:41.901
‫همه‌شون خوب به نظر می‌رسن.

01:09:43.571 --> 01:09:47.071
‫ولی بیاین بعد از دیدن چهره‌هاشون ادامه بدیم.‬

01:09:47.161 --> 01:09:50.871
‫باید بدونین دارین روی زندگی کدوم بچه‌ها معامله می‌کنین.‬

01:09:55.081 --> 01:09:57.121
‫- آقای کانگ.‬
‫- یه روزی،‬

01:09:57.671 --> 01:10:00.881
‫اسم این‌ها می‌شه اسمِ قانون‌ها...‬

01:10:02.881 --> 01:10:05.841
‫.. تا مطمئن بشیم این اتفاقات دیگه هیچ‌وقت تکرار نمی‌شه.

01:10:06.471 --> 01:10:07.471
‫درسته؟

01:10:10.721 --> 01:10:11.561
‫درسته؟

01:10:35.041 --> 01:10:36.371
‫بیاین ادامه بدیم.‬

01:10:36.461 --> 01:10:37.671
‫بله، حتماً...‬

01:10:38.251 --> 01:10:40.171
‫.. ادامه می‌دم.

01:10:40.961 --> 01:10:42.501
‫اوضاع تو آمریکا چطوره؟‬

01:10:44.301 --> 01:10:47.011
‫منظورتون چیه که نمی‌تونیم پرونده‌ی پوشک رو قبول کنیم؟‬

01:10:47.091 --> 01:10:48.341
‫چرا نه؟‬

01:10:48.431 --> 01:10:51.641
‫چون «اوه و شرکا» وکالت طرف مقابل رو برعهده داره.‬

01:10:52.511 --> 01:10:55.271
‫- بیلتون کمیکال؟‬
‫- امیدوار بودم حقیقت نداشته باشه.‬

01:10:55.351 --> 01:10:58.851
‫آقای کانگ، شما جزو مدیریتی. راهی نداره؟‬

01:11:00.061 --> 01:11:02.311
‫اونا ازم خواستن یه راهی برای برنده شدن پیدا کنم...

01:11:03.481 --> 01:11:05.821
‫.. قبل از اینکه قربانی‌های بیشتری دور هم جمع بشن.

01:11:05.901 --> 01:11:08.151
‫واقعاً می‌خواین انجامش بدین؟‬

01:11:09.571 --> 01:11:13.411
‫آخه شما خودتون هم وکیل تسخیری بودین. به این زودی یادتون رفت؟‬

01:11:16.501 --> 01:11:18.911
‫پس اگه اصرار کنیم که پرونده رو بگیریم،‬

01:11:20.081 --> 01:11:21.791
‫می‌خواین گروهمونو منحل کنین و اخراجمون کنین؟‬

01:11:21.881 --> 01:11:23.541
‫واقعاً؟‬

01:11:23.631 --> 01:11:25.421
‫آقای کانگ!‬

01:11:31.471 --> 01:11:33.971
‫از الان به بعد، ما...‬

01:11:40.941 --> 01:11:42.441
‫.. مستقل می‌شیم.

01:11:42.521 --> 01:11:43.811
‫چی؟‬

01:11:44.691 --> 01:11:45.691
‫این چیه؟‬

01:11:47.031 --> 01:11:50.151
‫دارین یه مؤسسه‌ی حقوقیِ رایگان راه می‌ندازین؟‬

01:11:50.241 --> 01:11:52.611
‫- واقعاً؟‬
‫- کی همچین کاری می‌کنه؟‬

01:11:52.701 --> 01:11:54.371
‫- این که پولی توش نیست.‬
‫- چی؟‬

01:11:54.451 --> 01:11:56.331
‫از چی تو کل دنیا بیشتر از همه بدم میاد؟‬

01:11:57.121 --> 01:11:59.001
‫- از اینکه هالو فرضتون کنن؟‬
‫- درسته.‬

01:11:59.081 --> 01:12:02.791
‫من همه‌ی کسایی رو که ناعادلانه ازشون سوءاستفاده شده دور هم جمع می‌کنم،‬

01:12:02.881 --> 01:12:06.341
‫و مطمئن می‌شم به اونایی که بهشون از بالا نگاه می‌کردن، یه درسی بدم.‬

01:12:06.421 --> 01:12:09.511
‫وقتی عذرخواهی می‌کنی، با کلمات انجام نمی‌شه.‬

01:12:10.341 --> 01:12:11.801
‫باید با پول نقد انجام بشه.‬

01:12:12.631 --> 01:12:16.471
‫وقتی وکالت قربانی‌ها رو تک‌تک قبول کنی، پولی توش نیست.‬

01:12:16.561 --> 01:12:19.311
‫ولی وقتی صدها، هزاران و ده‌ها هزار نفر رو جمع کنی،‬

01:12:19.391 --> 01:12:22.851
‫اونا می‌شن موکل‌های پرونده‌هایی به ارزش ده‌ها میلیارد وون.‬

01:12:22.941 --> 01:12:26.321
‫من وکالت اونایی رو که ناعادلانه ازشون سوءاستفاده شده قبول می‌کنم،‬

01:12:27.441 --> 01:12:29.401
‫و با حق‌الوکاله‌های درصدی،‬

01:12:32.201 --> 01:12:33.491
‫می‌خوام یه ساختمون بسازم.‬

01:12:34.201 --> 01:12:37.201
‫درست بغل همین‌جا ولی بلندتر!‬

01:12:38.201 --> 01:12:40.291
‫طوری که جلوی کل نور خورشیدِ این ساختمونو بگیره!‬

01:12:45.631 --> 01:12:46.751
‫تا توش قشنگ قارچ سبز بشه!‬

01:12:51.091 --> 01:12:52.091
‫وسایلتونو جمع کنین.‬

01:12:55.261 --> 01:12:57.301
‫باید زنگ بزنم به ماشین باربری.‬

01:12:57.391 --> 01:12:58.221
‫چشم در برابر چشم!‬

01:13:01.431 --> 01:13:03.561
‫دوباره باید وسایلمونو جمع کنیم؟‬

01:13:03.641 --> 01:13:04.811
‫بیخیال، جون‌او!‬

01:13:04.901 --> 01:13:07.311
‫تازه چیده بودم، باز باید جمع کنیم؟‬

01:13:07.401 --> 01:13:09.191
‫«مؤسسه‌ی حقوقی چشم در برابر چشم»‬

01:13:09.271 --> 01:13:11.111
‫مدیرعامل و وکیل، کانگ دا ویت‬

01:13:13.821 --> 01:13:16.161
‫می‌گن آدمیزاد درست‌بشو نیست.‬

01:13:16.241 --> 01:13:18.031
‫در جستجوی قربانیان پوشک بیلتون کمیکال‬

01:13:18.121 --> 01:13:19.701
‫مؤسسه‌ی حقوقی چشم در برابر چشم‬

01:13:34.261 --> 01:13:36.011
‫- اینو بگیر.‬
‫- هی!‬

01:13:36.091 --> 01:13:36.931
‫فقط یه لحظه.‬

01:13:37.011 --> 01:13:38.891
‫- باید حرف بزنم...‬
‫- دیگه چیه؟‬

01:13:38.971 --> 01:13:40.311
‫کارت ویزیت‌ها.‬

01:13:41.431 --> 01:13:42.981
‫من کانگ دا ویت هستم.‬

01:13:43.061 --> 01:13:44.981
‫سلام، من کانگ دا ویت هستم!‬

01:13:45.691 --> 01:13:47.061
‫من کانگ دا ویت هستم!‬

01:13:47.151 --> 01:13:48.861
‫هر وقت بهمون نیاز داشتین زنگ بزنین.‬

01:13:48.941 --> 01:13:50.771
‫- ممنون.‬
‫- ما «چشم در برابر چشم» هستیم.‬

01:13:50.861 --> 01:13:52.191
‫من وکیل کانگ دا ویت هستم.‬

01:13:53.361 --> 01:13:54.281
‫متهم.‬

01:13:54.901 --> 01:13:57.071
‫حرف دیگه‌ای نیست، درسته؟ دادگاه رو ختم می‌کنم.‬

01:13:57.161 --> 01:13:59.031
‫جناب قاضی!‬

01:14:00.201 --> 01:14:03.121
‫اگه تو این سرمای استخون‌سوز بگین خونه رو خالی کنیم...‬

01:14:03.201 --> 01:14:06.331
‫تو این دنیا، آدم‌هایی هستن که همیشه می‌بازن.

01:14:06.421 --> 01:14:08.421
‫اینجا مسکنِ اجاره‌ایِ دولتیه.‬

01:14:08.501 --> 01:14:10.171
‫فقط یه دونه مدرک کم داشتیم.‬

01:14:10.251 --> 01:14:14.631
‫هرچقدر هم تلاش کنن، برای جنگیدن با دنیا خیلی ضعیف‌ان.

01:14:20.931 --> 01:14:24.101
‫ختمِ جلسه‌ی دادرسی رو اعلام‬
‫و حکم رو صادر می‌کنیم.‬

01:14:24.181 --> 01:14:25.021
‫دادگاه‬

01:14:25.101 --> 01:14:27.731
‫- حکم صادر می‌شه...‬
‫- یه لحظه صبر کنین!‬

01:14:32.361 --> 01:14:34.741
‫چشم در برابر چشم‬

01:14:39.911 --> 01:14:44.161
‫جناب قاضی، ممنون بابت زحماتتون‬
‫تو این هوای سرد.‬

01:14:44.241 --> 01:14:47.251
‫ما تازه به عنوان وکلایِ مدافعِ متهم‌ها منصوب شدیم.

01:14:48.751 --> 01:14:51.131
‫شما وکیلِ متهم‌هایین؟‬

01:14:51.211 --> 01:14:54.381
‫بله، جناب قاضی.‬
‫لطفاً اجازه بدین دفاعیات ادامه پیدا کنه.‬

01:14:56.721 --> 01:14:59.841
‫و وکلایِ داوطلب کنارشون هستن.

01:15:04.261 --> 01:15:08.231
‫اینطوری اگه ببازیم هم، با هم می‌بازیم.

01:15:10.021 --> 01:15:12.021
‫ممنون که تا آخر سریال «پرو بونو» با ما همراه بودین!

01:15:16.021 --> 01:15:26.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:15:28.021 --> 01:15:36.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
