WEBVTT

00:10.021 --> 00:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:32.961 --> 00:36.011
‫پرو بونو‬

00:41.971 --> 00:43.391
‫آقای کانگ.‬

00:43.481 --> 00:46.101
‫دادگاه این رو به عنوان اعتراف به جرمت در نظر می‌گیره،‬

00:46.191 --> 00:48.861
‫و اینکه از روی کینه‌ی شخصی تو روند دادگاه دست بردی.‬

00:48.941 --> 00:50.481
‫جناب قاضی... اینطور نیست.

00:54.111 --> 00:55.111
‫اگه بخوام دقیق بگم،‬

00:56.611 --> 00:59.321
‫متهم فقط درباره‌ی حسی که وقتی پرونده...

00:59.411 --> 01:01.371
‫.. بهش سپرده شد، داشت شهادت داد جناب قاضی.

01:04.501 --> 01:05.711
‫خانم پارک.‬

01:05.791 --> 01:10.251
‫شما وکیل کی هستی؟‬
‫شاکی یا متهم؟‬

01:10.341 --> 01:12.711
‫البته که من وکیل شاکی هستم، جناب قاضی.

01:12.801 --> 01:14.261
‫اما فقط می‌خوام...‬

01:15.721 --> 01:19.721
‫.. قدم به قدم پیش برم تا جرم رو ثابت کنم.

01:21.141 --> 01:22.891
‫اجازه هست ادامه بدم، جناب قاضی؟‬

01:27.731 --> 01:28.851
‫بفرمایین.‬

01:34.191 --> 01:35.191
‫آقای کانگ،‬

01:35.821 --> 01:37.571
‫شما همین الان اعتراف کردین...

01:38.571 --> 01:41.701
‫.. که نسبت به آقای یو بک‌مان کینه داشتین و دنبال انتقام بودین.

01:42.911 --> 01:43.911
‫بله، داشتم.‬

01:43.991 --> 01:45.331
‫اون حس انتقام‌جویی...‬

01:45.411 --> 01:48.211
‫.. روی دادگاهتون تأثیر گذاشت؟

01:56.971 --> 01:57.801
‫آقای کانگ؟‬

01:59.551 --> 02:00.551
‫به سؤال جواب بدین.‬

02:07.561 --> 02:08.851
‫راستش، نمی‌دونم.‬

02:17.071 --> 02:18.241
‫نظم رو رعایت کنین.‬

02:19.031 --> 02:22.241
‫آقای کانگ، لطفاً درست به سؤال جواب بدین.‬

02:24.241 --> 02:25.701
‫برای مدت خیلی طولانی،‬

02:27.541 --> 02:29.541
‫بارها و بارها بهش فکر کردم.‬

02:29.621 --> 02:34.131
‫آیا حس انتقامم روی دادگاه اثر گذاشت؟‬

02:36.211 --> 02:37.841
‫باور داشتم که نه،‬

02:39.511 --> 02:40.801
‫اما واقعاً همین‌طوره؟‬

02:41.681 --> 02:45.011
‫یه آدم واقعاً می‌تونه احساساتش رو کنار بذاره و بی‌طرف باشه؟‬

02:46.431 --> 02:50.811
‫واسه همینه که اگه نگرانی‌ای وجود داشته باشه، قاضی‌ها می‌تونن کناره‌گیری کنن...

02:51.481 --> 02:54.191
‫.. که یه وقت دادگاه ناعادلانه‌ای برگزار نشه.

02:56.901 --> 02:58.071
‫اما من این کار رو نکردم.‬

02:59.941 --> 03:01.491
‫همین خودش کوتاهی در وظیفه‌ست.‬

03:05.071 --> 03:06.531
‫من مقصرم.‬

03:07.491 --> 03:10.251
‫اما اتهام شما این نیست.‬

03:11.461 --> 03:13.961
‫اتهامتون سوءاستفاده از قدرت برای دست بردن در روند دادگاهه.‬

03:14.671 --> 03:17.801
‫آقای کانگ، بذارین دوباره ازتون بپرسم.‬

03:19.211 --> 03:20.881
‫تو روند دادگاه دست بردید؟‬

03:42.611 --> 03:43.611
‫نه.‬

03:52.041 --> 03:53.541
‫شما همین الان گفتین...

03:53.621 --> 03:56.001
‫.. که می‌خواستین از یو بک‌مان انتقام بگیرین.

03:56.631 --> 04:00.171
‫و فکر کردین وقتی پرونده بهتون سپرده شد، خواستِ خدا بوده.‬

04:01.551 --> 04:04.551
‫اما دارین می‌گین که تو روند دادگاه دست نبردین؟‬

04:08.931 --> 04:12.891
‫اگه منظورتون جرمی هست که تو ذهنم مرتکب شدم... بله، گناهکارم.‬

04:12.981 --> 04:17.651
‫وقتی دادگاه شروع شد، حاضر بودم هر کاری لازمه بکنم.‬

04:17.731 --> 04:20.611
‫آماده بودم از تمام قدرتم استفاده کنم تا انتقامم رو بگیرم.‬

04:20.691 --> 04:21.731
‫با این حال،‬

04:23.531 --> 04:25.531
‫یه نفر بود که جلوم رو گرفت.‬

04:27.281 --> 04:30.451
‫خب، ختم جلسه‌ی دادرسی رو اعلام می‌کنم.‬

04:30.541 --> 04:33.831
‫حکم دادگاه ساعت ۱۰ صبح، ۲۳ می صادر می‌شه...‬

04:40.041 --> 04:41.051
‫اون...‬

04:46.131 --> 04:47.681
‫.. مادرِ شاکی بود.

04:47.761 --> 04:49.681
‫خفه شو، آشغالِ...‬

04:49.761 --> 04:51.351
‫مأمور!‬

04:52.431 --> 04:53.681
‫آروم باشین.‬

04:55.441 --> 04:59.561
‫جلسه‌ی رسیدگی ساعت ۱۰ صبح تو همین دادگاه برگزار می‌شه.‬

05:00.691 --> 05:02.821
‫قیام کنید.‬

05:04.241 --> 05:05.821
‫جناب قاضی.‬

05:06.401 --> 05:08.741
‫لطفاً به شوهرم رحم کنین.‬

05:11.491 --> 05:14.911
‫التماستون می‌کنم. بهش رحم کنین.‬

05:17.541 --> 05:18.421
‫خواهش می‌کنم.‬

05:23.091 --> 05:24.841
‫اون لحظه بود که فهمیدم.‬

05:27.721 --> 05:32.061
‫اونی که قدرت دستشه و اون ازش می‌ترسه، من بودم.‬

05:32.681 --> 05:36.851
‫فهمیدم دقیقاً شدم مثل همون آدم‌هایی که ازشون متنفر و بیزار بودم.‬

05:37.811 --> 05:39.401
‫اگه همونجا تمومش نمی‌کردم،‬

05:40.191 --> 05:45.321
‫بقیه رو هم مثل خودم به عذاب مینداختم.‬

05:45.991 --> 05:47.281
‫برای همین، من...‬

05:47.991 --> 05:50.411
‫- تو...‬
‫- آروم باشین آقای یو!‬

05:50.491 --> 05:52.331
‫- ولم کن!‬
‫- از دادگاه ببرینش بیرون.‬

05:52.411 --> 05:55.081
‫دستم رو ول کن!‬

05:55.161 --> 05:56.701
‫نمی‌تونی منو گول بزنی!‬

05:56.791 --> 06:00.041
‫صبر کن! بیا اینجا!‬

06:01.751 --> 06:03.541
‫خیلی خب، نظم دادگاه رو رعایت کنین.‬

06:04.461 --> 06:07.171
‫ادامه‌ی این دادگاه رو بعدا برگزار می‌کنیم...

06:07.261 --> 06:10.051
‫.. و تاریخش رو هم اعلام می‌کنیم.

06:22.441 --> 06:23.771
‫قسمت ۱۱‬

06:23.861 --> 06:26.111
‫آخه داری چه غلطی می‌کنی؟‬

06:27.781 --> 06:30.241
‫مگه ما وکیلِ کانگ دا ویتایم؟ اون داشت اعتراف می‌کرد،

06:30.321 --> 06:33.491
‫اما تو بهش اجازه دادی یه عذر و بهانه‌ی مسخره بیاره!‬

06:33.571 --> 06:35.741
‫به نظرت مسخره بود؟‬

06:35.831 --> 06:38.581
‫- چی؟‬
‫- برای اولین بار،‬

06:39.251 --> 06:42.381
‫انگار رویِ واقعیِ کانگ دا ویت رو دیدم.‬

06:44.711 --> 06:46.421
‫یکم غافلگیر شدم.‬

06:48.381 --> 06:51.091
‫فهمیدم اونم بلده صادق باشه.‬

06:53.591 --> 06:55.721
‫یه نفر بود که جلوم رو گرفت.‬

06:55.811 --> 06:59.101
‫مادرِ شاکی بود.‬

06:59.811 --> 07:02.851
‫«جلوم رو گرفت...»‬

07:04.731 --> 07:06.481
‫نظر شما چیه، آقای جانگ؟‬

07:06.571 --> 07:09.611
‫- مثل یه اعتراف بود.‬
‫- اعتراف؟‬

07:10.361 --> 07:13.871
‫انگار داشت یه باری رو از روی دوشش برمی‌داشت...

07:14.821 --> 07:17.661
‫.. باری که خیلی وقت بود تو قلبش سنگینی می‌کرد.

07:25.291 --> 07:26.291
‫دیوونه شدی؟‬

07:27.301 --> 07:29.421
‫«آره، قصدم انتقام بود»؟‬

07:29.511 --> 07:31.221
‫من وکیلتم، دا ویت.‬

07:31.301 --> 07:33.681
‫بدون مشورت با وکیلت داری چیکار می‌کنی؟‬

07:35.261 --> 07:36.261
‫جونگ‌این.‬

07:38.811 --> 07:42.271
‫تو بهتر از هر کسی می‌دونی که دادگاه یه بازیه.‬

07:42.351 --> 07:45.771
‫و اونایی که می‌برن آدمای باهوشن.‬
‫پس چرا داری مثل احمق‌ها رفتار می‌کنی؟‬

07:46.361 --> 07:48.901
‫چیه، از اینکه می‌خواستی انتقام بگیری عذاب وجدان داری؟‬

07:49.481 --> 07:52.991
‫یا واقعاً کار بدی انجام دادی؟‬

07:56.701 --> 07:57.871
‫نه.‬

07:58.781 --> 08:01.251
‫فرقی نمی‌کنه انجام دادی یا نه.‬

08:02.871 --> 08:04.291
‫دیگه کار خطرناکی نکن.‬

08:06.791 --> 08:08.751
‫دست از این کارای احمقانه بردار.‬

08:10.171 --> 08:14.551
‫«هیچ‌کس نمی‌تونه تو پرونده‌ی خودش قاضی باشه.»‬

08:16.801 --> 08:17.971
‫این چیزیه که می‌گن.‬

08:19.511 --> 08:20.391
‫چی؟‬

08:24.811 --> 08:25.811
‫هیچی.‬

08:29.021 --> 08:30.231
‫جی دونگ‌چول‬

08:32.361 --> 08:33.361
‫یه لحظه صبر کن.‬

08:39.031 --> 08:41.581
‫- آره، بگو.‬
‫- دقیقاً همونطور که پیش‌بینی کرده بودی،‬

08:41.661 --> 08:43.581
‫قاضی شین از ترسش سریع دست به کار شد.‬

08:43.661 --> 08:45.831
‫خب؟ با کی ملاقات کرد؟‬

08:45.921 --> 08:47.541
‫کسی که باهاش ملاقات کرد...‬

09:04.101 --> 09:05.311
‫داری کناره‌گیری می‌کنی؟‬

09:05.851 --> 09:06.771
‫آره.‬

09:07.351 --> 09:08.901
‫دلیلش چیه؟‬

09:09.731 --> 09:12.861
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا حقیقت رو در مورد پرونده‌ی پدرت بفهمم.‬

09:13.781 --> 09:15.031
‫پس چرا؟‬

09:15.111 --> 09:19.571
‫اگه اون حقیقت چیزی نباشه که آرزوش رو داشتی، می‌خوای چیکار کنی؟‬

09:22.451 --> 09:27.041
‫یه وکیل باید به نفعِ موکلش کار کنه.‬

09:28.171 --> 09:29.381
‫که اینطور.‬

09:30.791 --> 09:34.261
‫داری می‌گی می‌خوای دنبال حقیقت باشی، نه نفعِ من.‬

09:34.341 --> 09:35.591
‫متأسفم.‬

09:35.671 --> 09:36.921
‫اگه بخوای،‬

09:37.011 --> 09:38.381
‫می‌تونیم اتهامش رو...

09:38.971 --> 09:41.301
‫.. به قصور در انجام وظیفه تغییر بدیم، چیزی که خودش بهش اعتراف کرده.

09:43.761 --> 09:45.391
‫برای اینکه از پرونده کناره‌گیری نکرده؟‬

09:46.021 --> 09:49.101
‫داری بهم می‌گی که فقط به همین راضی بشم؟‬

09:50.691 --> 09:51.901
‫ده سال.‬

09:53.651 --> 09:56.901
‫ده سال تمام رویای انتقام گرفتن از کانگ دا ویت رو داشتم.‬

09:58.951 --> 09:59.951
‫آقای یو.‬

10:00.621 --> 10:02.281
‫چیزی که منم می‌خوام حقیقته.‬

10:02.371 --> 10:07.201
‫حقیقتی که ماسک رو از صورتِ اون منافقِ بی‌شرم برمی‌داره.‬

10:11.331 --> 10:12.501
‫خانم پارک.‬

10:13.671 --> 10:14.921
‫پیداش کن.‬

10:16.011 --> 10:17.051
‫هر چی که هست...‬

10:20.261 --> 10:21.301
‫.. حقیقت رو پیدا کن.

10:24.561 --> 10:25.561
‫چرا من؟‬

10:30.271 --> 10:32.021
‫چرا من رو انتخاب کردی...‬

10:34.021 --> 10:35.321
‫.. تا اون حقیقت رو پیدا کنم؟

10:37.401 --> 10:41.031
‫چون اینطوری بیشتر از همه بهش ضربه می‌خوره؟‬

11:05.551 --> 11:06.561
‫خب؟‬

11:07.681 --> 11:10.981
‫- می‌خوای همه‌چیز رو از اول شروع کنی؟‬
‫- آره.‬

11:15.941 --> 11:19.531
‫ما فقط قرار بود از طرف یو جه‌بوم شکایت کنیم...

11:19.611 --> 11:21.951
‫.. اونم با مدارکی که تو این ده سال جمع کرده بود.

11:22.781 --> 11:26.701
‫اونم گفت که حقیقت رو می‌خواد.‬

11:30.581 --> 11:31.711
‫حقیقت، کشکه.‬

11:34.541 --> 11:36.461
‫همه‌تون فقط دارین از کانگ دا ویت طرفداری می‌کنین.‬

11:36.541 --> 11:37.921
‫مگه ما وکیل‌های اونیم؟‬

11:38.001 --> 11:41.171
‫حالا فهمیدم. فقط چون یه مدت با هم کار کردیم،‬

11:41.261 --> 11:42.681
‫الان می‌خوای وفادار بمونی؟‬

11:42.761 --> 11:45.091
‫- جون‌او.‬
‫- بگو! چیه؟‬

11:48.721 --> 11:51.771
‫عصبانیت نمی‌کنه؟‬

11:51.851 --> 11:53.641
‫هیونگ، من...

11:54.561 --> 11:55.771
‫.. واقعاً ازش خوشم می‌اومد.

11:57.021 --> 11:58.521
‫می‌خواستم مثل اون باشم.‬

11:58.611 --> 12:00.901
‫به هر کاری که می‌کرد اعتماد داشتم و دنبالش می‌کردم.‬

12:00.991 --> 12:01.991
‫پرونده‌ی الایجا؟‬

12:02.071 --> 12:05.241
‫مخالفش بودم ولی در نهایت قبول کردم چون تصمیم اون بود!‬

12:05.321 --> 12:06.531
‫جون‌او.‬

12:06.621 --> 12:08.121
‫اما این دیگه چیه؟‬

12:09.201 --> 12:10.371
‫قصد انتقام؟‬

12:10.951 --> 12:12.001
‫یه دادگاهِ دستکاری شده؟‬

12:13.161 --> 12:14.921
‫اون ما رو احمق فرض کرد.‬

12:15.921 --> 12:17.791
‫یه قاضی نباید این کار رو بکنه!‬

12:17.881 --> 12:19.751
‫یه وکیلم نباید این کار رو بکنه!‬

12:21.881 --> 12:23.631
‫چرا داری زود قضاوت می‌کنی؟‬

12:24.301 --> 12:27.511
‫مگه اعتراف به قصد انتقام، به معنی اعتراف به دستکاریِ دادگاهه؟‬

12:27.601 --> 12:28.721
‫نه، اینطور نیست.‬

12:30.221 --> 12:32.431
‫هر کسی تو فکرش آزاده.‬

12:33.561 --> 12:36.851
‫جرمی که تو ذهنش مرتکب شده، تو دادگاه جرم حساب نمی‌شه.‬

12:36.941 --> 12:40.521
‫وظیفه‌ی ما اینه که بفهمیم آیا برای ارتکاب جرم اقدامی کرده یا نه، مگه نه؟‬

12:44.821 --> 12:45.741
‫حق با اونه.‬

12:52.081 --> 12:53.541
‫حق با اونه، جون‌او.‬

13:05.221 --> 13:06.221
‫باشه.‬

13:08.391 --> 13:10.101
‫می‌خوای چی رو دوباره بررسی کنی؟‬

13:13.681 --> 13:14.681
‫یه نفر.‬

13:15.851 --> 13:17.021
‫یه نفر؟‬

13:18.481 --> 13:20.311
‫مهم‌ترین آدمِ پرونده...

13:21.111 --> 13:22.571
‫.. که هنوز باهاش روبه رو نشدیم.

13:30.321 --> 13:32.081
‫هر وقت به مین‌سوک فکر می‌کنم،‬

13:32.701 --> 13:36.121
‫هنوزم دلم کباب می‌شه.‬

13:38.621 --> 13:42.921
‫تصور کن تو اون کوره‌یِ آتیش چقدر داغ بوده.

13:47.631 --> 13:51.391
‫دست و پاهاش شکسته بود.‬

13:52.011 --> 13:54.681
‫حتماً خیلی تقلا کرده که بیاد بیرون.‬

13:59.191 --> 14:00.981
‫چقدر بی‌حیام...

14:02.191 --> 14:05.231
‫.. که بعدِ مرگِ بچه‌ام هنوز دارم نفس می‌کشم؟

14:16.541 --> 14:19.581
‫شنیدم از قاضیِ اون پرونده شکایت کردی.‬

14:20.251 --> 14:23.881
‫نه، نباید این کار رو بکنین.‬
‫خدا مجازاتتون می‌کنه.‬

14:24.501 --> 14:28.011
‫وقتی همه، از جمله پلیس و دادستان،‬
‫به حرفِ «یو» گوش می‌دادن،‬

14:28.091 --> 14:31.301
‫اون تنها کسی بود که به حرف من گوش داد.‬

14:31.891 --> 14:35.311
‫اون عکسِ نودل‌هایِ لیوانیِ مین‌سوک رو هم باور کرد.‬

14:35.391 --> 14:36.351
‫ببخشید؟‬

14:37.271 --> 14:39.021
‫پس اون عکس واقعیه؟‬

14:39.101 --> 14:40.191
‫بله.‬

14:40.271 --> 14:43.981
‫مین‌سوک گفت تا دیر وقت کار می‌کنه‬
‫و نودل‌هایِ لیوانی رو با خودش برد.‬

14:44.061 --> 14:46.781
‫همه‌چیز رو از همون اول بهشون گفتم،‬

14:46.861 --> 14:48.901
‫ولی هیچ‌کدومش تو مدارک ثبت نشد.‬

14:49.651 --> 14:52.161
‫ای وای، کثافت‌ها.‬

14:52.991 --> 14:54.531
‫یا براشون مهم نبود...

14:54.621 --> 14:56.661
‫.. یا یو بهشون رشوه داده بود.

14:59.711 --> 15:01.081
‫می‌فهمم.‬

15:02.881 --> 15:08.211
‫مادر جان، وقتی مین‌سوک تو کارخونه کار می‌کرد،‬
‫حقوقشو کامل می‌گرفت؟

15:08.841 --> 15:09.921
‫حقوقش؟‬

15:10.011 --> 15:11.631
‫اون یوِ عوضی.‬

15:11.721 --> 15:14.601
‫برایِ اینکه پول پس‌انداز کنه‬
‫از دانش‌آموزهایِ هنرستانی استفاده می‌کرد.‬

15:14.681 --> 15:16.221
‫فقط یه مبلغِ ناچیزی بهشون می‌داد،‬

15:16.311 --> 15:18.561
‫به این بهانه که دارن کارآموزی می‌کنن.

15:18.641 --> 15:21.021
‫واقعاً؟ باورم نمی‌شه.‬

15:22.191 --> 15:23.441
‫یه روز،‬

15:23.521 --> 15:28.191
‫وقتی مین‌سوک چند تا تیکه کاغذِ باطله آورد خونه،

15:28.281 --> 15:30.321
‫به دزدی متهمش کرد...

15:32.031 --> 15:34.161
‫.. و سرِ این قضیه قشقرق به پا کرد.

15:34.741 --> 15:37.411
‫هر چی که غیب شده بود رو انداخت گردنِ مین‌سوک...

15:38.201 --> 15:39.831
‫.. و بهش گفت باید مجانی کار کنه تا جبران بشه،

15:41.501 --> 15:43.921
‫اونم داشت مجانی کار می‌کرد.‬

15:44.921 --> 15:47.841
‫مجانی؟ ای وایِ من، دزدِ سرِ گردنه رو ببین.‬

15:51.051 --> 15:54.091
‫کاغذها... این یعنی...‬

15:55.261 --> 15:56.261
‫اونی!

15:57.101 --> 15:57.931
‫آره.‬

15:58.811 --> 15:59.811
‫درسته.‬

16:13.651 --> 16:15.491
‫نودلِ لیوانیِ سوخته
‫فاش‌کننده‌یِ شرایطِ کاری

16:15.571 --> 16:17.321
‫همه‌اش حقیقت داشت.

16:17.951 --> 16:18.991
‫نودل‌هایِ لیوانی.‬

16:19.581 --> 16:20.871
‫و گیتِ بازرسیِ امنیتی.‬

16:20.951 --> 16:23.911
‫آره. حداقلش اینه که‬
‫آقایِ کانگ تو واقعیت‌ها دست نبرده.‬

16:25.461 --> 16:27.041
‫به هر حال فقط برایِ رسانه‌ها بود.‬

16:27.131 --> 16:29.751
‫آخه نودل‌هایِ لیوانی و گیتِ بازرسیِ امنیتی...

16:29.841 --> 16:31.301
‫.. چه ربطی به آتیش‌سوزی دارن؟

16:31.381 --> 16:35.221
‫وقتی یه قاضی بی‌وقفه به اخلاقیاتِ متهم حمله می‌کنه...

16:35.301 --> 16:39.051
‫.. تا افکارِ عمومی رو بر علیهش بشورونه،‬
‫این خودش سوءاستفاده از قدرت محسوب می‌شه.

16:39.681 --> 16:41.721
‫- همه‌اش همین بود؟‬
‫- چی؟‬

16:41.811 --> 16:45.101
‫با تاکتیک‌هایِ همیشگیِ آقایِ کانگ‬
‫برایِ بازی دادنِ رسانه‌ها فرق داره.‬

16:45.731 --> 16:47.441
‫یه جورایی بی‌ربط به نظر می‌رسه.‬

16:48.151 --> 16:50.271
‫مدام با پافشاری چند تا سؤال می‌پرسید...

16:50.361 --> 16:52.821
‫.. که ظاهراً هیچ ربطی به هم نداشتن.

16:52.901 --> 16:55.611
‫متهم هر روز از کارخونه بازدید می‌کرد،‬

16:55.701 --> 16:58.371
‫و تمامِ تجهیزات و موجودی رو چک می‌کرد. درسته؟‬

16:58.451 --> 17:01.621
‫- بله جنابِ قاضی.‬
‫- اون گفت تجهیزات مدام غیب می‌شدن،‬

17:01.701 --> 17:05.331
‫برایِ همین حتی دمِ درها گیتِ بازرسیِ امنیتی گذاشته بود.‬

17:05.411 --> 17:06.831
‫بله جنابِ قاضی.‬

17:07.501 --> 17:11.461
‫متهم رویِ هر یه دونه کاغذ حساسیت به خرج می‌داد‬
‫و برایِ کم کردنِ هزینه‌ها بهتون فشار می‌آورد.‬

17:12.051 --> 17:14.801
‫با امکاناتِ مناسب،‬
‫نمی‌شد جلویِ حادثه رو گرفت؟‬

17:14.881 --> 17:16.091
‫جنابِ قاضی!‬

17:16.681 --> 17:17.721
‫این حقیقت نداره.

17:17.801 --> 17:22.601
‫اجتناب‌ناپذیر بود. مگه تو گزارشِ بازرسیِ آتش‌نشانی‬
‫اینطوری نیومده؟‬

17:22.681 --> 17:24.391
‫شاهد، بذار دوباره ازت بپرسم.‬

17:25.351 --> 17:27.481
‫واقعاً هیچ کاری نبود که متهم...

17:29.021 --> 17:30.611
‫.. بهت دستور داده باشه انجام بدی؟

17:30.691 --> 17:33.731
‫اون قطعاً به خاطرِ حس انتقام‌جویی‌اش بود.

17:33.821 --> 17:34.821
‫نه.‬

17:36.111 --> 17:37.401
‫حق با آقایِ جانگه.‬

17:38.111 --> 17:40.371
‫همه‌مون آقایِ کانگ رو خوب می‌شناسیم.‬

17:40.451 --> 17:42.741
‫اگه می‌خواست برایِ انتقام کسی رو تو تله بندازه،‬

17:42.831 --> 17:46.211
‫رویِ تکرارِ مداومِ یه سری سؤالِ خاص اصرار نمی‌کرد.‬

17:46.291 --> 17:48.501
‫آره. در عوض، بیشتر شبیه به...‬

17:49.751 --> 17:51.711
‫.. نمی‌دونم. ناامیدی؟

17:53.711 --> 17:54.841
‫آره، ناامیدی.‬

17:56.051 --> 18:00.391
‫با تمامِ وجود می‌خواست ته و تویِ یه چیزی رو دربیاره...‬

18:01.391 --> 18:02.471
‫.. اون چی می‌تونه باشه؟

18:03.641 --> 18:05.141
‫کاغذها.‬

18:06.101 --> 18:07.771
‫گیتِ بازرسیِ امنیتی.‬

18:07.851 --> 18:09.481
‫امکاناتِ تخلیه‌یِ اضطراری.‬

18:11.611 --> 18:12.771
‫- نان‌‌هی.‬
‫- بله؟‬

18:12.861 --> 18:15.321
‫- نقشه‌یِ طبقاتِ کارخونه رو داریم؟‬
‫- چی؟‬

18:15.941 --> 18:18.111
‫فکر کنم محضِ احتیاط یه کپی ازش گرفتم.‬

18:18.201 --> 18:19.861
‫- صبر کن.‬
‫- هیونگ.‬

18:21.991 --> 18:24.831
‫- واقعاً می‌خواین به این کارتون ادامه بدین؟‬
‫- به چه کاری؟‬

18:24.911 --> 18:28.541
‫وظیفه‌ی ما اینه که حقیقت رو در مورد‬
‫دادگاه دستکاری‌شده‌ی کانگ دا ویت پیدا کنیم.‬

18:28.621 --> 18:30.621
‫ما ازش دفاع نمی‌کنیم.‬

18:30.711 --> 18:34.631
‫یو جه‌بوم هم دنبال حقیقته.‬
‫حقیقت به نفع منافع عمومی هم هست.‬

18:37.171 --> 18:39.381
‫این نقشه‌ی کل کارخونه‌ست.‬

18:39.471 --> 18:43.511
‫اینجا همون‌جاییه که حادثه اتفاق افتاده.‬
‫اینم نمای بزرگ‌شده‌ی اون منطقه‌ست.‬

18:44.971 --> 18:47.431
‫- اونجا.‬
‫- این خروجیه، درسته؟‬

18:48.271 --> 18:50.271
‫بله. تنها راه خروجی همینه.‬

18:53.861 --> 18:54.691
‫بله، آقای به؟‬

18:54.771 --> 18:56.571
‫در مورد دفاعیه‌ی آخرت تصمیم گرفتین؟‬

18:57.231 --> 18:58.991
‫این مدارک جدیدی که داری ارائه می‌دین چیه؟‬

19:00.491 --> 19:01.741
‫خب، راستش...‬

19:06.661 --> 19:09.291
‫.. الان سریع می‌گیرمش و بهتون گزارش می‌دم، قربان.

19:09.371 --> 19:11.671
‫می‌گم، نمی‌تونی یکم سریع‌تر انجامش بدی؟‬

19:11.751 --> 19:13.171
‫عجله کن، خب؟‬

19:13.251 --> 19:14.331
‫بله، قربان.‬

19:24.051 --> 19:27.391
‫دادگاه کیفری، شعبه‌ی انفرادی‬
‫بازجویی از شاهد‬

19:29.931 --> 19:30.931
‫جون‌او.‬

19:33.481 --> 19:35.061
‫اینقدر دیر نکن، باشه؟‬

19:40.111 --> 19:42.991
‫دادستانی، بازجویی مستقیم‌تون تموم شد؟‬

19:43.071 --> 19:45.571
‫- بله. سؤال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.‬
‫- جناب قاضی.‬

19:49.041 --> 19:50.201
‫اگه اجازه بدین،‬

19:50.291 --> 19:53.081
‫می‌تونم چندتا سؤال از شاهد بپرسم؟‬

19:54.081 --> 19:55.331
‫بفرمایین.‬

19:56.461 --> 19:57.381
‫ممنونم، جناب قاضی.‬

20:03.051 --> 20:04.131
‫جناب.

20:04.841 --> 20:08.261
‫شما زمان آتش‌سوزی مدیر کارخونه بودین. درسته؟‬

20:08.351 --> 20:09.601
‫بله، همین‌طوره.‬

20:09.681 --> 20:11.641
‫تو اون دادگاهِ ده سال پیش،‬

20:11.731 --> 20:16.691
‫آقای کانگ از اختیاراتش استفاده کرد تا سه بار شما رو احضار کنه...

20:16.771 --> 20:18.321
‫.. و در مورد امکانات تخلیه پرسید...

20:18.401 --> 20:20.861
‫.. و اینکه آیا آقای یو بهتون دستوری داده بود یا نه. درسته؟

20:21.441 --> 20:23.281
‫- بله.‬
‫- واقعاً هیچ دستوری در کار نبود؟‬

20:23.901 --> 20:25.781
‫قبلاً هم بهتون گفتم. هیچی نبود.‬

20:25.861 --> 20:27.701
‫بله، شهادت‌تون همین بود،‬

20:28.411 --> 20:30.491
‫و تا آخر هم پاش ایستادین.‬

20:31.201 --> 20:34.871
‫شما اعتراف کردین که یو بک‌مان همیشه روی کاهش هزینه‌ها تأکید داشت...

20:34.961 --> 20:37.461
‫.. و شما نتونستین امکانات تخلیه رو درست و حسابی نگه دارین...

20:37.541 --> 20:39.251
‫.. چون بودجه نداشتین.

20:39.341 --> 20:43.171
‫اما با توجه به واقعیت‌های یه شرکت کوچیک و در حال ورشکستگی، چاره‌ی دیگه‌ای نبود.‬

20:43.261 --> 20:47.891
‫به جز اون، هیچ دستور خاصی از طرف یو نگرفته بودین.‬

20:47.971 --> 20:48.801
‫درسته؟‬

20:50.601 --> 20:52.271
‫- همین‌طوره.
‫- و اون موقع بدون اینکه چیزی رو مخفی کنین...

20:52.351 --> 20:54.351
‫.. شهادت دادین؟

20:56.351 --> 20:57.521
‫بله؟‬

21:03.401 --> 21:05.401
‫از اونجایی که اون زمان کاغذها مدام غیب‌شون می‌زد،‬

21:05.491 --> 21:08.871
‫دمِ درها گیت بازرسی امنیتی گذاشته بودین. درسته؟‬

21:08.951 --> 21:12.161
‫بله، اما چرا اینو می‌پرسین؟‬

21:12.241 --> 21:14.411
‫گیت بازرسی برای جلوگیری از سرقت...

21:14.501 --> 21:17.421
‫.. معمولاً دمِ خروجی نصب می‌شه، مگه نه؟

21:19.251 --> 21:20.091
‫بله.‬

21:24.131 --> 21:26.591
‫- این نقشه‌ی کارخونه‌ست؟‬
‫- بله.‬

21:27.761 --> 21:30.221
‫اگه نگاه کنین، خروجی‌های اضطراری...

21:31.181 --> 21:32.351
‫.. اینجا...

21:32.431 --> 21:33.471
‫.. و اینجا قرار دارن.

21:34.471 --> 21:37.391
‫منطقه‌ی بین این دوتا خروجی رو شعله‌های شدید آتیش پوشونده بود.‬

21:37.981 --> 21:38.811
‫پس این طرف،‬

21:38.901 --> 21:42.981
‫مین‌سوک اون سمت دیگه مشغول کار بوده و نتونسته فرار کنه. درسته؟‬

21:44.941 --> 21:47.611
‫بله. خیلی اتفاق ناگواری بود.‬

21:48.201 --> 21:49.321
‫با این حال،‬

21:50.121 --> 21:52.081
‫اگه اینجا رو با دقت نگاه کنین،‬

21:52.161 --> 21:53.991
‫یه درِ کوچیک هست...‬

21:55.911 --> 21:56.911
‫.. دقیقاً همین‌جا.

22:00.711 --> 22:01.711
‫بله.‬

22:03.961 --> 22:06.761
‫اینا عکس‌های صحنه‌ی آتش‌سوزیه.‬

22:06.841 --> 22:08.301
‫این چه دریه‌؟‬

22:09.721 --> 22:11.091
‫انگار یه خروجی دیگه هم بوده.‬

22:13.721 --> 22:16.061
‫من ده سال پیش تو دادگاه هم اینو گفتم،‬

22:16.141 --> 22:19.101
‫اون یه درِ جانبی برای شیفت شب بود.‬

22:19.191 --> 22:22.191
‫خیلی وقت بود که ازش استفاده نشده بود، برای همین زنگ‌زده و خراب بود.‬

22:22.271 --> 22:23.771
‫واسه همین باز نمی‌شد.‬

22:23.861 --> 22:26.901
‫درسته. تو دادگاه هم مدام همین رو می‌گفتین.‬

22:26.991 --> 22:29.611
‫این یکی از همون امکاناتی بود که قبلاً گفتین...

22:29.701 --> 22:32.911
‫.. به خاطر کمبود بودجه نتونستین بهش برسین. درسته؟

22:32.991 --> 22:35.491
‫بله، همین‌طوره.‬

22:35.581 --> 22:38.831
‫با توجه به نقشه‌ی کارخونه، کسایی که تو این منطقه کار می‌کردن...

22:38.911 --> 22:40.871
‫.. فقط همین در رو برای فرار از آتیش داشتن. درسته؟

22:41.501 --> 22:44.961
‫نمی‌تونستن برن اون طرف، چون آتیش دیگه خیلی تند شده بود.‬

22:46.711 --> 22:47.551
‫درسته.‬

22:57.391 --> 22:58.431
‫مین‌سوک...

22:59.641 --> 23:01.811
‫.. خیلی تلاش کرد اون در رو باز کنه...

23:02.901 --> 23:04.821
‫.. و با دست و پاهای شکسته مُرد. درسته؟

23:14.571 --> 23:15.741
‫هی!‬

23:18.121 --> 23:19.331
‫لطفاً به سؤال جواب بدین.‬

23:21.541 --> 23:22.541
‫بله.‬

23:24.961 --> 23:27.501
‫- مطمئنین که خراب بود؟‬
‫- بله؟‬

23:28.381 --> 23:32.471
‫آقا، اون در واقعاً خراب بود؟‬

23:35.101 --> 23:38.141
‫خانم، دارین چی می‌گین؟‬

23:38.221 --> 23:40.431
‫من همون موقع حقیقت رو گفتم.‬

23:40.521 --> 23:42.191
‫جهت اطلاعتون،‬

23:42.271 --> 23:44.271
‫ده سال گذشته.‬

23:44.351 --> 23:47.521
‫مرور زمان شاملش شده.‬
‫دیگه نمی‌تونن بابتش مجازاتتون کنن.‬

23:50.071 --> 23:51.321
‫منظورتون چیه؟‬

23:51.401 --> 23:55.281
‫اگه اون موقع چیزی رو مخفی کردین‬
‫چون از مجازات می‌ترسیدین،‬

23:55.371 --> 23:58.081
‫یعنی الان دیگه می‌تونین بگینش.‬

23:59.541 --> 24:00.701
‫اما،‬

24:01.331 --> 24:03.171
‫اگه تو این دادگاه شهادت دروغ بدین...‬

24:06.251 --> 24:08.211
‫.. به شدت مجازات می‌شین.

24:14.631 --> 24:16.851
‫واقعاً هیچ دستوری نگرفته بودین؟‬

24:26.481 --> 24:27.811
‫دزدِ فلان‌فلان‌شده!‬

24:27.901 --> 24:30.111
‫اینا خراب بودن،‬
‫می‌خواستیم دور بریزیمشون...‬

24:30.191 --> 24:31.151
‫دور بریزین؟‬

24:31.231 --> 24:33.651
‫اگه یه بار دیگه دزدی مثل این عوضی پیدا بشه،‬

24:33.741 --> 24:35.411
‫اول تو رو اخراج می‌کنم.‬

24:36.281 --> 24:38.071
‫قبلاً گفتم که هیچ دستوری در کار نبوده.‬

24:40.291 --> 24:41.661
‫اینطوریه؟‬

24:42.791 --> 24:46.041
‫لابد اون موقع همه‌ی مدیرها‬
‫حرفاشونو با هم یکی کرده بودن.‬

24:46.121 --> 24:49.631
‫ولی الان بیشترشون رفتن‬
‫و بعضیاشون هم ممکنه نظرشون عوض شده باشه.‬

24:49.711 --> 24:52.761
‫باید همه‌شون رو برای بازجویی بکشونم اینجا؟‬

24:55.011 --> 24:56.131
‫قربان.‬

24:56.721 --> 24:59.351
‫حقیقت بالاخره برملا می‌شه.‬

24:59.431 --> 25:02.521
‫حتی اگه تا الان درباره چیزی دروغ گفته باشین،

25:02.601 --> 25:05.141
‫اگه قبل از تموم شدنِ این شهادت حقیقت رو بگین،‬

25:05.231 --> 25:07.191
‫شهادت دروغ محسوب نمی‌شه.‬

25:10.481 --> 25:12.111
‫بذارین دوباره بپرسم.‬

25:13.781 --> 25:14.901
‫واقعاً...‬

25:16.661 --> 25:18.411
‫.. هیچ دستوری از طرفِ یو نگرفته بودین؟

25:24.621 --> 25:25.461
‫آهای!‬

25:28.671 --> 25:29.501
‫آهای!‬

25:29.581 --> 25:31.131
‫من اینجام!‬

25:42.891 --> 25:44.561
‫من...‬

25:45.481 --> 25:47.311
‫.. متأسفم.

25:47.941 --> 25:49.151
‫اون در...‬

25:50.151 --> 25:51.771
‫.. من اون در رو قفل کردم.

26:01.741 --> 26:03.791
‫من هنوز جوونم. نگران نباش.‬

26:05.501 --> 26:10.211
‫آقای یو مدام بهم اصرار می‌کرد که قفلش کنم.

26:11.131 --> 26:14.801
‫می‌گفت ممکنه کارآموزها از اون در استفاده کنن...

26:14.881 --> 26:17.551
‫.. تا چیزی بدزدن.

26:20.761 --> 26:21.891
‫پس قضیه این بوده.

26:24.221 --> 26:25.221
‫واسه همین...

26:27.271 --> 26:29.731
‫متأسفم. واقعاً معذرت می‌خوام.‬

26:32.231 --> 26:33.981
‫اگه از دستوراتش سرپیچی می‌کردم،‬

26:34.071 --> 26:35.611
‫همون موقع اخراجم می‌کرد.‬

26:36.441 --> 26:37.741
‫اگه اخراج می‌شدم،‬

26:38.281 --> 26:40.861
‫راهی برای تأمین مخارج خانواده‌ام نداشتم.‬

26:40.951 --> 26:42.701
‫دروغ نگو! پدرم هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنه!‬

26:42.781 --> 26:43.991
‫آروم باشین آقای یو.‬

26:45.291 --> 26:46.751
‫بذارین چند کلمه بگم.‬

26:47.911 --> 26:48.911
‫خواهش می‌کنم.‬

26:52.381 --> 26:53.381
‫کانگ دا ویت.‬

26:54.591 --> 26:56.501
‫تو این کار رو کردی، مگه نه؟‬

26:57.091 --> 26:57.921
‫دوباره!

26:58.881 --> 27:01.841
‫این دفعه باز چی سر هم کردی؟‬

27:02.801 --> 27:04.641
‫آروم باشین آقای یو!‬

27:06.181 --> 27:08.521
‫جناب قاضی، این درست نیست!‬

27:09.271 --> 27:11.391
‫- جناب قاضی، این اشتباهه!‬
‫- لطفاً ببرینش بیرون.‬

27:11.481 --> 27:13.401
‫- همین الان از دادگاه ببرینش بیرون!‬
‫- این یه دروغه!‬

27:14.311 --> 27:15.441
‫ولم کنین!‬

27:27.621 --> 27:31.251
‫حقیقت؟ همچین چیزی وجود نداره.‬

27:31.331 --> 27:34.081
‫هر کسی فقط روایت خودش رو از داستان داره.‬

27:34.171 --> 27:37.551
‫روایت برنده‌ی دعوا تو دادگاه.‬

27:37.631 --> 27:41.841
‫این تنها حقیقتیه که دنیا قبولش داره.‬

27:43.431 --> 27:45.221
‫می‌خوای حقیقت رو بدونی؟‬

27:48.601 --> 27:49.641
‫پس، شکستم بده.‬

27:51.561 --> 27:52.561
‫باشه.‬

27:55.021 --> 27:56.021
‫شکستت می‌دم.‬

28:03.111 --> 28:04.911
‫ده دقیقه تنفس می‌دیم.‬

28:08.701 --> 28:09.991
‫۱۰ سال پیش، دادگاه منطقه‌ای جنوب سئول‬

28:10.081 --> 28:12.001
‫- آقای یو.‬
‫- بله جناب قاضی؟‬

28:12.081 --> 28:14.461
‫یه چیزی هست که می‌خواستم بپرسم.‬

28:14.541 --> 28:16.671
‫ببخشید؟ بله، بفرمایین.‬

28:17.291 --> 28:19.801
‫هیچ‌وقت به ذهنتون خطور کرده...

28:20.591 --> 28:24.261
‫.. که کارگرهای کارخونه‌تون هم خانواده‌های عزیزی دارن؟

28:24.881 --> 28:25.891
‫ببخشید؟‬

28:27.391 --> 28:29.061
‫خب، البته که دارن.‬

28:29.141 --> 28:31.351
‫اونا ماشینِ پول‌سازیِ شما نیستن.‬

28:31.431 --> 28:33.731
‫اونا هم آدمیزادن، گوشت و پوست و استخون دارن.‬

28:35.061 --> 28:36.231
‫این رو می‌دونین؟‬

28:37.861 --> 28:40.691
‫من هر کاری از دستم برمی‌اومد به عنوان قاضی انجام دادم،‬

28:41.571 --> 28:46.281
‫اما اون موقع نتونستم ثابت کنم که در رو عمداً قفل کرده بودن.‬

28:47.411 --> 28:51.581
‫«ما قبول داریم که برای کاهش هزینه‌ها، نتونستیم به درستی‬
‫از تجهیزات خروج اضطراری نگهداری کنیم.»‬

28:52.331 --> 28:55.421
‫این بیشترین چیزی بود که تونستم...

28:56.371 --> 28:57.421
‫.. تو دادگاه برملا کنم.

28:58.541 --> 28:59.841
‫بر اساس همون،‬

29:01.051 --> 29:02.801
‫مجبور شدم درباره حکمِ تصمیم بگیرم.‬

29:02.881 --> 29:04.591
‫می‌دونستم که تو همچین پرونده‌هایی،‬

29:04.671 --> 29:08.511
‫یه گوشمالیِ ساده به صاحب‌کارها یه روالِ عادیه.‬

29:10.601 --> 29:12.721
‫اما هر چقدر بهش فکر کردم،‬

29:12.811 --> 29:14.981
‫فقط برای اینکه چندرغاز صرفه‌جویی کنن،

29:15.061 --> 29:18.401
‫یه صاحب کسب‌وکار باعث شد
‫یه نوجوان ۱۷ ساله تو آتیش بسوزه و بمیره...

29:19.441 --> 29:21.191
‫.. اونم با دست و پای شکسته...

29:21.271 --> 29:23.401
‫.. بعد از اینکه کلی تلاش کرد در رو باز کنه تا بیرون بیاد.

29:23.491 --> 29:27.991
‫پس، چاره‌ای نداشتم جز اینکه‬
‫سنگین‌ترین حکم رو براش ببرم.‬

29:29.571 --> 29:30.781
‫جناب قاضی.

29:31.991 --> 29:35.751
‫اینکه قضاوتم بر اساس‬
‫وجدانم به عنوان یه قاضی بوده...

29:37.081 --> 29:40.791
‫.. یا میل شخصی‌ام به انتقام‬
‫که باعث سوءاستفاده از قدرت شده،

29:42.091 --> 29:44.261
‫از این دادگاه می‌خوام که در موردش تصمیم بگیره.‬

29:46.341 --> 29:47.971
‫و من هم تصمیمش رو می‌پذیرم.‬

30:04.151 --> 30:06.571
‫- وکیل شاکی.‬
‫- بله، جناب قاضی؟‬

30:07.951 --> 30:09.531
‫حرف آخر دیگه‌ای دارین؟‬

30:29.341 --> 30:30.641
‫نه، جناب قاضی.‬

30:33.181 --> 30:35.521
‫ختم جلسه‌ی دفاعیات رو اعلام می‌کنم.‬

30:35.601 --> 30:38.811
‫حکم نهایی ساعت ۱۰ صبح روز ۱۵ دسامبر...

30:38.891 --> 30:41.061
‫.. تو همین دادگاه صادر می‌شه.

30:55.451 --> 30:58.291
‫چند روز بعد،‬
‫روزی که اتهامات رد شد‬

31:11.471 --> 31:13.641
‫خسته نباشین، آقای کانگ.‬

31:14.681 --> 31:16.061
‫بالاخره تموم شد.‬

31:16.721 --> 31:17.681
‫بله.‬

31:18.931 --> 31:20.061
‫چون احتمال تبرئه شدن زیاد بود،‬

31:20.141 --> 31:22.651
‫دادستانی هم بلافاصله‬
‫اتهامات رو پس گرفت.‬

31:23.901 --> 31:24.981
‫خیلی خب.

31:25.061 --> 31:27.111
‫خوش برگشتین.

31:27.191 --> 31:28.191
‫خوش برگشتین!

31:28.281 --> 31:30.191
‫- خوش برگشتین!‬
‫- ممنون.‬

31:33.821 --> 31:35.741
‫بفرماییم. یه تیکه توفو بخورین.‬

31:35.831 --> 31:39.791
‫چرا باید توفو بخورم؟‬
‫من که زندان نرفته بودم.‬

31:40.371 --> 31:43.211
‫اگه هوات رو نداشتیم نزدیک بود بری.

31:43.291 --> 31:44.881
‫هوام رو داشتین؟‬

31:44.961 --> 31:46.671
‫شماها که بی‌رحم بودین.‬

31:46.751 --> 31:48.711
‫از هر کلکی که بلد بودین استفاده کردین.‬

31:49.261 --> 31:52.591
‫فکر می‌کنین همه‌ی اینا رو‬
‫از کی یاد گرفتیم، استاد؟‬

31:52.681 --> 31:55.931
‫ای بابا، فقط چیزای بد رو یاد گرفتین.

31:56.011 --> 31:58.181
‫پس خودتونم می‌دونین‬
‫که فقط چیزای بد بهمون یاد دادین.‬

31:58.261 --> 32:00.681
‫چرا بحث می‌کنی؟‬
‫مثلاً وکیلی چیزی هستی؟‬

32:00.771 --> 32:03.351
‫- بله.‬
‫- با این حال، خیالم راحت شد.‬

32:03.441 --> 32:05.651
‫حس خیلی بدی داشتم...

32:06.231 --> 32:08.361
‫.. در مورد روشی که قاضی پرونده دادگاه رو اداره می‌کرد.

32:08.441 --> 32:09.651
‫قاضی اوه جه‌سوپ؟‬

32:10.401 --> 32:12.951
‫همونطور که قبلاً بهتون گفتم، اون دل‌نازکه.

32:13.031 --> 32:14.321
‫چی؟‬

32:14.411 --> 32:16.701
‫برام سؤال بود که چرا این همه خبرنگار اونجا بود.

32:16.781 --> 32:19.081
‫- واقعاً زیاد بودن، مگه نه؟‬
‫- ای بابا.‬

32:19.661 --> 32:21.041
‫پس، فکر همه‌جا رو کرده بودی.‬

32:22.251 --> 32:24.081
‫البته که از تو بعید نبود.‬

32:25.291 --> 32:26.291
‫خانم پارک.‬

32:27.591 --> 32:28.421
‫ممنونم.‬

32:29.131 --> 32:31.511
‫- بابت چی؟‬
‫- خب... خودت می‌دونی.‬

32:32.631 --> 32:34.881
‫ممنونم. واقعاً لازمه بپرسی؟‬

32:37.851 --> 32:38.931
‫نه، من ازتون ممنونم.‬

32:39.601 --> 32:40.431
‫بابت چی؟‬

32:43.101 --> 32:45.231
‫می‌خوام باورتون کنم.‬

32:45.811 --> 32:49.901
‫شما به خانواده‌ی ما امید دادین‬
‫که این دنیا هنوزم ارزش زندگی کردن داره.

32:49.981 --> 32:51.611
‫شاید به نظر بیاد که همه‌اش غر می‌زنین،‬

32:51.691 --> 32:54.821
‫اما برای آدم‌های محتاج،‬
‫بیشتر از هر کسی می‌جنگین.‬

32:55.781 --> 32:57.201
‫می‌خوام به اون آدم اعتماد کنم.‬

33:00.581 --> 33:04.211
‫بابت همه‌چیز ممنونم.‬
‫واقعاً لازمه بپرسین؟‬

33:04.291 --> 33:07.211
‫چرا شما دوتا این‌قدر لوس شدین؟‬

33:14.381 --> 33:16.341
‫هی، جون‌او. چرا این‌قدر ساکتی؟‬

33:17.051 --> 33:20.431
‫راستی یادم افتاد.‬
‫چی شد که به جلسه‌ی دادرسی اومدی؟‬

33:20.511 --> 33:22.431
‫فکر می‌کردم اصلاً نمیای.‬

33:23.181 --> 33:24.641
‫باید می‌اومدم چون این آخرین بارم بود.‬

33:24.731 --> 33:26.521
‫- چی؟‬
‫- چی؟‬

33:26.601 --> 33:28.441
‫- آخرین بارت؟‬
‫- منظورت چیه، جون‌او؟‬

33:30.401 --> 33:31.401
‫قراره اخراج بشم...‬

33:32.821 --> 33:34.151
‫.. توسط آقای به.

33:34.241 --> 33:35.151
‫چی؟‬

33:36.031 --> 33:39.281
‫تو در مورد نقشه‌مون برای جلسه‌ی آخر‬
‫بهش گزارش ندادی.‬

33:39.991 --> 33:43.121
‫چی رو گزارش بده؟ مگه جاسوسی؟‬

33:43.201 --> 33:44.541
‫آقای کانگ، خواهش می‌کنم!‬

33:46.501 --> 33:48.581
‫پس، قبل از اینکه اون روز بیای دادگاه...‬

33:51.711 --> 33:52.751
‫دارن این رو ارائه می‌دن؟‬

33:54.381 --> 33:55.761
‫به چه هدفی؟‬

33:55.841 --> 33:57.761
‫بله، تا جایی که من فهمیدم،‬

33:57.841 --> 34:00.261
‫اونا استدلال می‌کنن که‬
‫تجهیزات کارخونه اون موقع مشکلی نداشته،‬

34:00.341 --> 34:04.641
‫اما کانگ دا ویت ناعادلانه‬
‫مسئولیت نظارتی رو گردنشون انداخته.‬

34:04.721 --> 34:06.811
‫واقعاً؟ ناعادلانه؟‬

34:07.561 --> 34:08.851
‫بله، ناعادلانه.‬

34:10.351 --> 34:12.731
‫بالاخره پارک گی‌پیوم سر عقل اومده؟

34:12.821 --> 34:15.611
‫بله، کارخونه تو مسائل امنیتی خیلی دقیق بوده...

34:15.691 --> 34:17.451
‫.. حتی یه بخش بازرسی امنیتی راه انداخته بودن.

34:17.531 --> 34:19.661
‫قصد دارن این رو هم ثابت کنن.‬

34:19.741 --> 34:21.371
‫این چیزیه که من فهمیدم.‬

34:21.951 --> 34:23.281
‫- اینطوریه؟‬
‫- بله، قربان.‬

34:23.371 --> 34:24.241
‫آفرین.‬

34:26.371 --> 34:28.541
‫پس قضیه این بود؟‬

34:31.581 --> 34:33.501
‫متأسفم، آقای کانگ.‬

34:33.591 --> 34:36.011
‫ای بابا، این کارا دقیقاً از تو برمیاد.‬

34:36.091 --> 34:37.761
‫چرا به عنوان جاسوس کار کردی؟‬

34:37.841 --> 34:40.181
‫بهت قول داده بود بفرستت به یه تیم دیگه؟

34:42.391 --> 34:44.011
‫نه، اصلاً.‬

34:44.101 --> 34:45.011
‫- حقیقته.‬
‫- نه...‬

34:45.101 --> 34:47.231
‫مچت رو گرفتم. خب کدوم تیم؟ تیم ام و اِی؟‬

34:47.311 --> 34:51.151
‫- آره، حتماً تیم ام و اِی بوده.‬
‫- نه، من هیچ‌وقت نگفتم تیم ام و اِی بوده.‬

34:51.231 --> 34:52.061
‫نه، اینطور نیست.‬

34:52.151 --> 34:54.231
‫- تیم ام و اِی بوده.‬
‫- آره، داره اخراج می‌شه.‬

34:54.321 --> 34:56.031
‫- به خاطر درکِ پایینش.‬
‫- هی، جونگ‌این.‬

34:56.111 --> 34:58.361
‫چی؟ من الان پیشِ تیمم هستم.‬

34:58.441 --> 35:00.661
‫یونگ‌شیل، من کی...‬

35:00.741 --> 35:02.031
‫کجایی؟‬

35:02.871 --> 35:04.411
‫نه، من میام پیشت.‬

35:05.831 --> 35:06.871
‫در هر صورت باید با هم حرف بزنیم.‬

35:08.581 --> 35:10.621
‫- آقای جانگ.‬
‫- بله؟‬

35:10.711 --> 35:13.841
‫- بالاخره می‌تونم نفس بکشم.‬
‫- منم همین‌طور.‬

35:15.841 --> 35:18.211
‫- همیشه یه چیزی برام سؤال بود.‬
‫- چی؟‬

35:18.301 --> 35:22.091
‫شماها چطوری همه‌چی رو اینقدر سریع می‌فهمین؟

35:26.971 --> 35:28.141
‫خوشحالم که برگشتی.‬

35:28.221 --> 35:29.811
‫- از دیدنت خوشحالم، اوپا.‬
‫- چی؟‬

35:34.271 --> 35:35.611
‫اونی!

35:35.691 --> 35:37.361
‫کارت عالی بود!‬

35:37.441 --> 35:38.861
‫- خب، همه‌مون عالی بودیم.‬
‫- چی؟‬

35:38.941 --> 35:40.701
‫- تو از همه بهتر بودی.‬
‫- «وپا»؟‬

35:40.781 --> 35:41.651
‫منم...‬

35:41.741 --> 35:43.111
‫منتظرم بمون!‬

35:43.201 --> 35:45.241
‫- چی؟‬
‫- منظورت از «چی» چیه؟ بی‌خیال.‬

35:45.321 --> 35:46.911
‫- من هوات رو دارم.‬
‫- مسخره‌بازی درنیار.‬

35:47.581 --> 35:49.291
‫- چی؟ بی‌خیال.‬
‫- هی، صورتت قرمز شده.‬

35:49.371 --> 35:51.661
‫- نه، نشده! گوش‌های تو قرمز شده.
‫- به خاطر سرماست.

36:01.221 --> 36:02.931
‫- سلام.‬
‫- هی.‬

36:04.471 --> 36:06.511
‫نظرت چیه؟ اینجا قشنگ نیست؟‬

36:06.601 --> 36:07.681
‫آره، خوبه.‬

36:07.761 --> 36:08.971
‫این یه قراره.‬

36:09.641 --> 36:10.521
‫هی.‬

36:11.141 --> 36:12.141
‫شوخی می‌کنم.‬

36:13.141 --> 36:13.981
‫بیا.‬

36:15.691 --> 36:16.651
‫نظرت چیه؟‬

36:17.981 --> 36:20.651
‫حالا که تو دادگاه جلوی تیم «پرو بونو» ایستادی،‬
‫خیالت راحت شد؟‬

36:27.241 --> 36:30.411
‫گفتی: «هیچ‌کس نمی‌تونه‬
‫قاضیِ پرونده‌ی خودش باشه.»‬

36:32.291 --> 36:36.001
‫واسه همین بود که می‌خواستی توسط تیمِ خودت‬
‫قضاوت بشی؟‬

36:37.171 --> 36:38.171
‫خب...‬

36:40.921 --> 36:43.171
‫.. بگذریم، یه سؤال دارم.

36:43.261 --> 36:46.091
‫چیه؟ چیزِ جدی‌ایه؟‬

36:46.181 --> 36:48.801
‫تو استعفا دادی تا وکیلِ من بشی.‬

36:48.891 --> 36:49.931
‫ازت ممنونم.‬

36:51.311 --> 36:52.891
‫این حرفا چیه یهو؟‬

36:52.981 --> 36:55.651
‫واقعاً از صمیمِ قلبم ازت ممنونم.

36:57.021 --> 36:59.021
‫ولی همه‌اش برام سؤال بود.‬

37:00.321 --> 37:03.741
‫چرا وقتی مجبور نبودی، اینقدر‬
‫خودت رو به زحمت انداختی؟‬

37:05.151 --> 37:07.701
‫انگار یه چیزی روی دلت سنگینی می‌کرد.

37:08.571 --> 37:10.411
‫انگار عذابِ وجدان داشتی.‬

37:11.991 --> 37:13.001
‫این حرفا چیه؟‬

37:13.081 --> 37:16.501
‫اگه دقت کنی، تو و دکتر اوه‬
‫مدام با هم درگیری داشتین.‬

37:16.581 --> 37:18.671
‫تو منو به عنوان سرپرستِ تیم آوردی،‬

37:18.751 --> 37:20.841
‫اونم وقتی که حتی نمی‌تونستم به عنوان وکیل کار کنم.‬

37:20.921 --> 37:23.211
‫وقتی یو جه‌بوم ازم شکایت کرد،‬

37:23.301 --> 37:25.051
‫تو حتی استعفا دادی.‬

37:26.091 --> 37:27.341
‫خب؟‬

37:28.221 --> 37:29.851
‫منظورت چیه؟‬

37:29.931 --> 37:32.891
‫می‌دونی،‬
‫بعد از اینکه یو جه‌بوم خودش رو معرفی کرد،‬

37:34.181 --> 37:36.811
‫من عمداً رفتم سراغِ قاضی شین...

37:36.891 --> 37:38.401
‫.. تا یکم بترسونمش.

37:38.481 --> 37:42.481
‫وقتی این کار رو کردم، اونم سریع دوید پیشِ...

37:44.401 --> 37:45.531
‫.. حدس بزن کی؟

37:47.611 --> 37:48.951
‫دکتر اوه.

37:49.821 --> 37:50.831
‫پدرت.

37:58.251 --> 38:01.211
‫چرا شین جونگ‌سوک، همدستِ یو جه‌بوم،

38:01.291 --> 38:03.921
‫رفت دیدنِ دکتر اوه؟

38:05.341 --> 38:07.721
‫و چرا این کار رو در حالی کرد که‬
‫سعی می‌کرد جلبِ توجه نکنه؟

38:08.471 --> 38:11.261
‫من همین الان جونت رو نجات دادم،‬
‫اون وقت اینطوری تشکر می‌کنی؟‬

38:11.931 --> 38:13.931
‫آخه داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

38:21.731 --> 38:23.861
‫اون روز اولین باری نبود که‬
‫یو جه‌بوم رو می‌دیدی.‬

38:25.901 --> 38:28.031
‫فقط یه لحظه بود، ولی قطعاً دیدم که...‬

38:29.571 --> 38:31.241
‫.. چطوری بهت نگاه کرد.

38:33.911 --> 38:36.081
‫بابتِ تأخیرم عذر می‌خوام، جنابِ قاضی.‬

38:36.161 --> 38:39.001
‫من اوه جونگ‌این هستم،‬
‫وکیلِ مدافعِ متهم، کانگ دا ویت.‬

38:51.141 --> 38:55.101
‫تو چقدر درباره‌ی تله‌ای که توش افتادم می‌دونی؟‬

39:05.271 --> 39:06.611
‫عذر می‌خوام، دکتر اوه.‬

39:07.321 --> 39:09.951
‫اوه جه‌سوپ آدمِ قابلِ اعتمادیه،‬

39:10.031 --> 39:12.491
‫ولی انگار جوِ دادگاه خوب نبوده.‬

39:14.581 --> 39:17.871
‫ای بابا، این اواخر دیدن برام سخت شده.

39:20.161 --> 39:21.541
‫وکیل به.‬

39:21.621 --> 39:22.461
‫بله قربان؟‬

39:23.211 --> 39:27.841
‫انگار مدیرعامل بودن برای بارِ اول بهت نمی‌سازه.

39:29.261 --> 39:30.261
‫معذرت می‌خوام.‬

39:30.931 --> 39:31.931
‫درستش می‌کنم قربان.‬

39:32.011 --> 39:33.971
‫چطوری می‌خوای درستش کنی؟‬

39:34.051 --> 39:37.721
‫اگه «اوه و شرکا» مستقیماً درگیر بشه،‬
‫وجهه‌ی خوبی نداره.‬

39:37.811 --> 39:39.061
‫ممکنه اینطور به نظر بیاد...

39:39.141 --> 39:41.641
‫- .. که نمی‌تونیم کارمندهامون رو مدیریت کنیم.‬
‫- خب که چی؟‬

39:43.231 --> 39:46.481
‫- بیاین از یه مزدور استفاده کنیم.‬
‫- یه مزدور؟‬

39:48.191 --> 39:49.071
‫بیا تو.‬

39:58.541 --> 39:59.831
‫سلام، دکتر اوه.‬

40:16.301 --> 40:19.721
‫دفترمون غیب شده!‬

40:19.811 --> 40:21.101
‫چه اتفاقی افتاده؟‬

40:21.681 --> 40:23.811
‫قارچ‌هام...‬

40:25.401 --> 40:27.311
‫الان وقتِ فکر کردن به قارچ‌هات نیست!‬

40:27.401 --> 40:30.531
‫این عوضی‌ها!‬

40:30.611 --> 40:31.611
‫قارچ‌هام...‬

40:32.191 --> 40:33.571
‫انحلالِ تیمِ پرو بونو‬

40:33.651 --> 40:37.161
‫قربان! نه، اصلاً نباید‬
‫اینطوری صداش کنم. هی!‬

40:37.241 --> 40:39.371
‫معنیِ این کار چیه؟‬

40:39.451 --> 40:40.831
‫منظورت چیه؟‬

40:40.911 --> 40:42.831
‫می‌تونستین فقط اخراجمون کنین‬
‫و همون‌جا تمومش کنین.‬

40:42.911 --> 40:45.831
‫چرا دفترِ تیمِ پرو بونو رو جمع کردین؟‬

40:45.921 --> 40:48.921
‫چرا باید تیمی که اصولِ اخلاقیِ‬
‫وکالت رو زیرِ پا می‌ذاره نگه دارم؟‬

40:49.001 --> 40:51.671
‫نقضِ اصولِ اخلاقی؟‬
‫ما کی همچین کاری کردیم؟‬

40:51.761 --> 40:53.801
‫شما به جای موکلتون،‬
‫از طرفِ مقابل دفاع کردین.‬

40:53.881 --> 40:55.551
‫چطور یه وکیل می‌تونه همچین کاری کنه؟‬

40:55.631 --> 40:58.051
‫یو جه‌بوم خودش واضح گفت که اونم دنبالِ حقیقته.

40:58.141 --> 41:02.351
‫هیئت‌مدیره به اتفاقِ آرا رأی دادن که‬
‫تیمتون منحل و همه‌تون اخراج بشین.‬

41:02.431 --> 41:03.521
‫فهمیدین؟‬

41:03.601 --> 41:06.601
‫خودمم به عنوانِ مدیرعامل امضاش کردم.‬

41:08.771 --> 41:11.401
‫برین نگهبانی و وسایلِ شخصیتون رو بردارین.

41:11.481 --> 41:12.861
‫- احتمالاً...‬
‫- درسته.‬

41:14.031 --> 41:15.951
‫- اون قارچ‌ها رو هم ببر.‬
‫- باشه.‬

41:17.741 --> 41:19.031
‫برین بیرون!‬

41:20.831 --> 41:22.291
‫اینجا دفترِ مدیرعامله.‬

41:23.831 --> 41:24.911
‫دادخواستِ خسارت‬

41:25.001 --> 41:28.461
‫جلوی چشمِ همه فاش می‌کنم...

41:28.541 --> 41:30.381
‫.. که چطور قاضیِ سابق، کانگ دا ویت...

41:30.461 --> 41:33.551
‫.. بی‌شرمانه تو روندِ دادگاهِ...

41:33.631 --> 41:35.931
‫.. پرونده‌ی رئیس جانگ هیون‌به دست برد.

41:36.551 --> 41:39.431
‫برای فرستادنِ یه تاجرِ بی‌گناه به زندان‬
‫با دستکاریِ دادگاه،‬

41:39.511 --> 41:42.391
‫اونم فقط برای رسیدن به خواسته‌اش‬
‫و قاضیِ دیوانِ عالی شدن،‬

41:42.471 --> 41:45.811
‫قاضیِ سابق، کانگ، با تمامِ‬
‫قدرتِ قانون روبه رو می‌شه.‬

41:45.891 --> 41:47.441
‫- آقای وو.‬
‫- بله؟‬

41:47.521 --> 41:49.731
‫اخیراً، قاضیِ سابق، کانگ...

41:49.811 --> 41:54.031
‫.. از اتهامِ سوءاستفاده از قدرت تو دادگاهی‬
‫که ده سال پیش داشت، تبرئه شد.

41:54.111 --> 41:57.821
‫اون خیلی راحت قسر در رفت، چون...

41:57.911 --> 41:59.911
‫.. اثباتِ قانونیِ سوءاستفاده از قدرت سخته.

41:59.991 --> 42:05.161
‫پس من یه شکایتِ حقوقی برای خسارت‬
‫با دامنه‌ی وسیع‌تر تنظیم می‌کنم برای...‬

42:08.871 --> 42:11.131
‫- صد میلیون وون؟‬
‫- صد میلیون وون؟‬

42:12.841 --> 42:15.051
‫یه دادخواستِ یک میلیارد وونی.‬

42:15.131 --> 42:16.221
‫یک میلیارد؟‬

42:16.301 --> 42:17.131
‫یک میلیارد وون؟‬

42:19.971 --> 42:21.551
‫بیاین یه عکسِ دیگه بگیریم.‬

42:21.641 --> 42:22.471
‫دادخواستِ خسارت‬

42:24.101 --> 42:26.561
‫ای بابا. حداقل منظره‌اش خوبه.‬

42:28.021 --> 42:29.601
‫انگار تمومی نداره.‬

42:29.691 --> 42:33.651
‫هنوز یه هفته از جشنِ پایانِ دادگاه‬
‫نگذشته. این دیگه چیه؟‬

42:33.731 --> 42:37.401
‫اینجا فعلاً خالیه.‬
‫کلی پارتی‌بازی کردم تا گرفتمش.‬

42:37.491 --> 42:39.111
‫من که مشکلی ندارم،‬

42:40.241 --> 42:42.281
‫ولی شماها همه‌تون یه شبه بیکار شدین.

42:43.121 --> 42:45.201
‫بهتر نیست نگرانِ خودت باشی؟‬

42:45.291 --> 42:46.371
‫چرا، خانمِ بیکار؟‬

42:46.451 --> 42:47.541
‫<i>یک میلیارد وون...</i>‬

42:47.621 --> 42:51.171
‫امروز ازت برای یک میلیارد خسارت شکایت شده!

42:51.251 --> 42:53.841
‫یک میلیارد؟ دیوانه‌کننده‌ست.‬

42:55.341 --> 42:58.881
‫حالم از اون یارو به هم می‌خوره. اه.‬

42:58.971 --> 43:03.141
‫چرا اون همه‌اش سعی می‌کنه تو‬
‫کارهای شما دخالت کنه، آقای کانگ؟‬

43:03.221 --> 43:04.971
‫گفتین که با هم تو مؤسسه‌ی‬
‫آموزشِ قضایی بودین.‬

43:05.061 --> 43:07.641
‫حتماً یه دلیلی داره که یه هم‌دوره‌ایِ‬
‫قدیمی اینقدر ازتون متنفره.‬

43:09.271 --> 43:11.651
‫خب، راستش...‬

43:11.731 --> 43:13.561
‫۱۶ سال پیش‬

43:13.651 --> 43:15.231
‫چهلمین مراسمِ ورودیِ مؤسسه‌ی آموزشِ قضایی‬

43:16.731 --> 43:18.031
‫نه. نکن.‬

43:21.661 --> 43:22.991
‫دیوونه شدی؟‬

43:25.161 --> 43:26.371
‫چرا داری زانو می‌زنی؟

43:27.751 --> 43:29.251
‫- من...‬
‫- عینکِ آفتابیت رو دربیار.‬

43:30.331 --> 43:31.541
‫هی، اگه همه‌شون بد باشن،‬

43:32.121 --> 43:33.631
‫اون‌وقت باید چیکار کنم؟‬

43:33.711 --> 43:35.251
‫همه‌شون بدن، پس چیکار می‌تونی بکنی؟‬

43:36.881 --> 43:39.341
‫- چتری‌هام عجیب شده، نه؟‬
‫- بهت گفتم که بانمک شدی.‬

43:39.421 --> 43:42.261
‫آخه کی اینقدر نگرانت کرده؟‬

43:42.341 --> 43:43.721
‫اون؟‬

43:45.011 --> 43:47.471
‫چهار ساله که روش کراش دارم.‬

43:48.351 --> 43:49.771
‫تو دانشکده‌ی حقوقِ دانشگاهِ ملیِ سئول‬
‫سال پایینیِ منه.‬

43:51.941 --> 43:54.691
‫اصلاً نمی‌دونی چقدر جرئت به خرج دادم‬
‫تا بیام بهش بگم.‬

43:54.771 --> 43:55.941
‫خیلی خب، فهمیدم.‬

43:56.021 --> 43:57.981
‫- هی، تو می‌تونی. باشه؟‬
‫- من می‌تونم.‬

43:58.611 --> 43:59.571
‫فعلاً.‬

43:59.651 --> 44:00.941
‫هی، اومد.‬

44:02.241 --> 44:04.371
‫- خودشه؟‬
‫- زل نزن بهش.‬

44:04.451 --> 44:05.781
‫خیلی خب بابا.‬

44:07.911 --> 44:09.451
‫هی، جونگ‌این!‬

44:11.461 --> 44:12.961
‫چه غافلگیریِ خوبی که اینجا می‌بینمت.‬

44:16.461 --> 44:18.091
‫تو اون لباس تقریباً نشناختمت...‬

44:20.801 --> 44:22.011
‫هی.‬

44:25.721 --> 44:26.801
‫اسمت چیه؟‬

44:30.141 --> 44:32.101
‫- من؟‬
‫- آره، خودِ تو.‬

44:35.151 --> 44:36.651
‫دا ویت هستم. کانگ دا ویت.‬

44:37.521 --> 44:38.731
‫دا ویت.‬

44:40.151 --> 44:41.151
‫چه اسم جالبی.‬

44:42.531 --> 44:44.451
‫از دیدنت خوشحالم. من اوه جونگ‌این هستم.‬

44:48.121 --> 44:49.581
‫آره، منم از دیدنت خوشحالم.‬

44:56.291 --> 44:59.291
‫خب، یه اتفاقاتی افتاد.‬

45:00.001 --> 45:01.761
‫درباره‌ی رئیس جانگ می‌خوایم چیکار کنیم؟‬

45:02.341 --> 45:05.091
‫حتماً خیلی پیگیره که ازت انتقام بگیره.‬

45:05.181 --> 45:07.761
‫مهم‌تر از اون، قبل از اینکه دادگاه شروع بشه،‬

45:07.851 --> 45:10.221
‫یه موضوعی هست که باید بهش رسیدگی کنیم.‬

45:10.311 --> 45:12.021
‫چی؟ به چی رسیدگی کنیم؟‬

45:17.941 --> 45:20.901
‫آقای جانگ، تا کی می‌خواین اینو مخفی کنین؟‬

45:21.651 --> 45:22.821
‫- بله؟‬
‫- چی؟‬

45:22.901 --> 45:25.901
‫- یونگ‌شیل چیکار کرده؟‬
‫- این حرفا یهو برای چیه؟‬

45:29.451 --> 45:30.911
‫فکر کردین نمی‌فهمم؟‬

45:38.001 --> 45:39.001
‫درست همونطور که انتظار می‌رفت،‬

45:40.461 --> 45:41.591
‫شما ازش خبر داشتین.‬

45:42.251 --> 45:43.921
‫آقای جانگ.‬

45:44.011 --> 45:45.381
‫آخه اینجا چه خبره؟‬

45:48.681 --> 45:50.351
‫رئیس جانگ هیون‌به.‬

45:52.311 --> 45:54.601
‫اون پدرمه. البته رابطه‌ام رو باهاش قطع کردم.‬

45:56.191 --> 45:58.191
‫- چی؟‬
‫- چی؟‬

46:09.031 --> 46:09.871
‫برو بالا.‬

46:10.621 --> 46:11.781
‫خوبه.‬

46:11.871 --> 46:12.741
‫آفرین.‬

46:16.581 --> 46:18.001
‫- وکیل وو.‬
‫- بله قربان؟‬

46:18.081 --> 46:21.921
‫- از این دادگاه مطمئنی، درسته؟‬
‫- البته قربان.‬

46:22.001 --> 46:23.381
‫می‌تونین روی من حساب کنین.

46:23.461 --> 46:26.171
‫همه‌ی وکیلا همین رو می‌گن. اما...‬

46:26.261 --> 46:28.551
‫.. بعد از اینکه به زندان محکوم شدم،

46:28.631 --> 46:31.761
‫دیگه به دروغ‌های وکلا اعتماد ندارم.‬

46:35.521 --> 46:37.811
‫واقعاً از این دادگاه مطمئنی؟‬

46:39.441 --> 46:40.271
‫خب...‬

46:41.271 --> 46:42.111
‫راستش...‬

46:47.781 --> 46:52.321
‫دفعه‌ی قبل، درباره‌ی پدرم بهتون گفتم‬
‫و اینکه چطوری هر هفته کتکم می‌زد.‬

46:52.911 --> 46:56.331
‫اون آدم، رئیس جانگ هیون‌به است.‬

46:57.001 --> 46:57.911
‫ای وای من.‬

46:59.001 --> 46:59.921
‫آقای جانگ.‬

47:00.501 --> 47:03.711
‫از همه‌تون معذرت می‌خوام.‬

47:03.791 --> 47:06.091
‫نمی‌خواستم بهتون کلک بزنم،‬

47:07.761 --> 47:09.721
‫اما نمی‌تونستم خودم رو راضی کنم که حقیقت رو بگم.

47:09.801 --> 47:12.931
‫پس تو پسر نامشروعِ یه خانواده‌ی پولداری؟‬

47:13.011 --> 47:15.561
‫وای، خیلی حسودیم شد.‬

47:15.641 --> 47:16.811
‫اشکالی نداره.‬

47:16.891 --> 47:20.561
‫طوری نیست نان‌هی.‬
‫دیگه برام اهمیتی نداره.‬

47:21.441 --> 47:24.651
‫ولی جدی، چه زندگی‌ای داشتی؟

47:25.191 --> 47:27.691
‫گفتی با اتحادیه‌های کارگری کار می‌کردی...

47:27.781 --> 47:29.741
‫.. و براشون می‌جنگیدی.

47:33.951 --> 47:35.991
‫راستش، همه‌ی اون کارها رو کردم...

47:37.371 --> 47:39.791
‫.. چون فقط خیلی ازش متنفر بودم.

47:40.751 --> 47:43.291
‫نمی‌خواستم شبیه اون باشم.‬

47:43.921 --> 47:46.591
‫هر کاری که حرصش رو درمی‌آورد انجام می‌دادم،‬

47:46.671 --> 47:48.171
‫و همین باعث شد به اینجا برسم.‬

47:48.841 --> 47:53.471
‫شاید یه میل بچگانه برای انتقام بوده.‬

47:54.681 --> 47:57.471
‫کی فقط برای انتقام اینقدر پیش می‌ره؟‬

47:57.561 --> 47:59.221
‫آقای جانگ.‬

47:59.891 --> 48:01.641
‫تو فقط کسی هستی که شبیه اون نیست.‬

48:02.311 --> 48:06.111
‫درسته. ظاهرت هم متفاوته.‬
‫مطمئنم به مادرت رفتی.‬

48:06.191 --> 48:07.611
‫آره، شبیه خانواده‌ی مادریتی، نه؟‬

48:08.781 --> 48:10.741
‫از همه‌تون ممنونم.‬

48:11.451 --> 48:12.281
‫اما آقای کانگ.‬

48:12.361 --> 48:14.781
‫- بله؟‬
‫- چطوری فهمیدین؟‬

48:16.741 --> 48:18.491
‫خب، همین‌طوری اتفاقی فهمیدم،‬

48:19.371 --> 48:22.411
‫وقتی داشتم تیکه‌های پازل رو کنار هم می‌ذاشتم.‬

48:23.041 --> 48:27.001
‫آقای کانگ، شما نگران من بودین، مگه نه؟‬

48:27.091 --> 48:30.301
‫چون باید تو دادگاه علیه پدرم بجنگین.‬

48:31.761 --> 48:32.631
‫آقای جانگ.‬

48:34.551 --> 48:36.601
‫اصلاً نگران من نباشین...

48:37.351 --> 48:39.141
‫.. و تمام تلاشتون رو بکنین.

48:39.221 --> 48:42.391
‫منم می‌خوام بجنگم...

48:43.231 --> 48:45.271
‫.. تا اون رو به دست عدالت بسپارم.

48:48.981 --> 48:50.651
‫واقعاً حالت خوب می‌مونه؟‬

48:51.401 --> 48:54.451
‫این شکایت برای من یا شما نیست.‬

48:54.991 --> 48:59.451
‫اون باعث عذاب کشیدنِ آدم‌های زیادی شده.‬

49:00.081 --> 49:04.831
‫این یه پرونده‌ی رایگان برای اون‌هاست.‬

49:06.501 --> 49:07.881
‫ما باید این کار رو انجام بدیم.‬

49:17.681 --> 49:19.351
‫دادگاه منطقه‌ی مرکزی سئول‬

49:19.431 --> 49:20.931
‫شعبه ۳۰۵، دادگاه‌های امروز

49:21.011 --> 49:22.811
‫شاکی جانگ، خوانده کانگ‬
‫در حال برگزاری‬

49:22.891 --> 49:24.811
‫- وکیلِ شاکی.‬
‫- بله، جناب قاضی؟‬

49:24.891 --> 49:27.021
‫شما دادخواستی برای خسارت ارائه دادین و مدعی شدین خوانده...

49:27.101 --> 49:30.691
‫.. موکلتون رو با یه محاکمه‌ی غرض‌آلود به زندان محکوم کرده.‬
‫درسته؟

49:30.771 --> 49:32.861
‫بله، اقدامات مجرمانه‌ی اصلی که خوانده به خاطرشون...

49:32.941 --> 49:34.781
‫.. موکل من رو به زندان محکوم کرد،

49:34.861 --> 49:37.281
‫توهین و آزار فیزیکی علیه منشی‌هاش...

49:37.361 --> 49:41.701
‫.. و تجاوز جنسی به خدمتکارهای خونه‌اش بود.

49:41.791 --> 49:45.461
‫اما همه‌ی منشی‌ها پیش‌قدم شدن...

49:45.541 --> 49:48.751
‫.. و گفتن که همچین اتفاقاتی هرگز نیفتاده.

49:48.831 --> 49:52.051
‫این‌ها اظهارات اون‌هاست.‬

49:52.131 --> 49:54.841
‫من این‌ها رو به عنوان مدارک تکمیلی ارائه می‌دم.‬

49:54.921 --> 49:57.721
‫و در مورد اتهام تعرض جنسی به خدمتکارها،

49:57.801 --> 50:01.641
‫به‌خاطر نبودِ مدارک مستند‬
‫به‌جز اظهاراتِ خودِ قربانی‌ها،‬

50:01.721 --> 50:05.351
‫دیوان عالی قبلاً حکمِ تبرئه‌ی‬
‫موکلم رو صادر کرده.‬

50:05.431 --> 50:09.691
‫متهم بدون هیچ مدرکی، برای یه تاجر که...

50:09.771 --> 50:12.941
‫.. چرخِ اقتصادِ کره رو می‌چرخونه،‬
‫پاپوش درست کرده و اونو به زندان انداخته.

50:13.021 --> 50:16.861
‫آیا نباید بابتِ چنین جرایمی،‬
‫با مجازاتِ درخوری روبه رو بشه؟‬

50:20.911 --> 50:23.201
‫- جناب قاضی.‬
‫- بله، آقای کانگ؟‬

50:23.291 --> 50:26.201
‫من با دقت به ادعایِ وکیلِ شاکی گوش دادم.

50:26.291 --> 50:29.421
‫و البته، برای دفاع از خودم در برابرِ این ادعا،

50:29.501 --> 50:32.591
‫از دادگاه می‌خوام کسی رو که اونقدر سرش شلوغ بوده‬
‫که اینجا نیومده، احضار کنه.‬

50:32.671 --> 50:33.711
‫این عوضی باز شروع کرد...‬

50:33.801 --> 50:37.591
‫من درخواستِ بازجوییِ مستقیم از...

50:37.671 --> 50:40.391
‫.. شاکی پرونده، رئیس جانگ هیون‌به رو دارم.

50:40.471 --> 50:44.261
‫جناب قاضی، این درخواست ضرورتی نداره.‬
‫اظهاراتِ شهود کافیه.‬

50:44.351 --> 50:48.601
‫چرا اول درخواست نمی‌دی که‬
‫منشی‌ها به‌عنوان شاهد بیان؟‬

50:49.231 --> 50:53.441
‫اون‌ها حرف‌شون رو پس گرفتن و‬
‫گفتن که هرگز موردِ آزار قرار نگرفتن.‬

50:54.361 --> 50:55.531
‫درسته، جناب قاضی.‬

50:55.611 --> 50:56.611
‫اما، وکیلِ شاکی،‬

50:56.691 --> 51:00.611
‫بعد از اینکه رئیس جانگ به حبس محکوم شد،‬
‫مگه اون کارمندها به پست‌هایی...

51:00.701 --> 51:02.451
‫.. در حومه‌ی شهر فرستاده نشدن...

51:02.531 --> 51:05.161
‫.. و همین اواخر به دفترِ مرکزی برنگشتن؟

51:06.371 --> 51:08.711
‫دقیقاً بعد از اینکه حرف‌شون رو پس گرفتن، درسته؟

51:09.331 --> 51:13.751
‫اون در واقع یه جابه‌جاییِ عادیِ‬
‫پرسنل در چرخشِ کلِ گروه بود--‬

51:13.841 --> 51:16.381
‫می‌تونم حجمِ زیادِ فشاری رو که...

51:16.461 --> 51:20.511
‫.. بعد از افشاگر نامیده شدن تحمل کردن، تصور کنم.

51:21.261 --> 51:23.351
‫وکیلِ شاکی تو این کارها استاده.‬

51:23.431 --> 51:26.221
‫- جناب قاضی، اون داره--
‫- من نمی‌خوام اون‌ها رو به دادگاه برگردونم...

51:26.311 --> 51:28.641
‫.. و فشارِ شهادتِ دروغ رو بهشون تحمیل کنم.

51:28.731 --> 51:32.191
‫این خیلی بی‌رحمانه‌ست. مگه نباید کسی که‬
‫این شکایت رو علیه من تنظیم کرده،‬

51:32.271 --> 51:36.651
‫بیاد و موضعش رو اعلام کنه؟‬
‫چون روالِ طبیعیِ کارها اینطوریه.‬

51:37.231 --> 51:41.201
‫فقط جهتِ اطلاع، آقای یو جه‌بوم،‬
‫کسی که در دادگاهِ قبلی از من شکایت کرده بود،‬

51:41.281 --> 51:43.281
‫با اینکه در بازداشت بود، هر بار...

51:43.371 --> 51:47.451
‫.. تو دادگاه حاضر می‌شد، چون خیلی دلش می‌خواست منو ببینه.

51:49.161 --> 51:52.001
‫یعنی رئیس جانگ دلش نمی‌خواد منو ببینه؟‬

51:52.831 --> 51:58.421
‫نکنه اعتماد به نفسِ این رو نداره که‬
‫چشم تو چشم با من حرف بزنه.‬

51:58.511 --> 52:01.131
‫- می‌خواین یه زنگ بهش بزنم یا--‬
‫- ساکت باش.‬

52:08.311 --> 52:09.891
‫ابلاغیه‌ی تاریخِ جلسه‌ی بازجویی‬

52:39.881 --> 52:40.881
‫لعنتی.‬

52:43.261 --> 52:45.051
‫یه قوریِ جدید دم می‌کنم.‬

53:02.861 --> 53:04.451
‫دادگاهِ حقوقی‬

53:04.531 --> 53:06.951
‫خیلی خب. اونقدر مشتاقی که چی رو بدونی؟‬

53:07.031 --> 53:07.951
‫بپرس.‬

53:08.781 --> 53:11.161
‫ممنون که وقت گذاشتین و تشریف آوردین، جناب رئیس.

53:11.701 --> 53:12.831
‫تو نمی‌خواد نگران باشی.

53:13.581 --> 53:15.421
‫این فقط یه سلام و احوال‌پرسی ساده بود.‬

53:15.501 --> 53:17.081
‫من شما رو «شاکی» خطاب می‌کنم.‬

53:17.171 --> 53:19.461
‫شما ادعا می‌کنین که من حکمی صادر کردم...

53:19.541 --> 53:22.841
‫.. مبنی بر اینکه شما منشی‌هاتون رو موردِ آزارِ کلامی و فیزیکی قرار دادین،

53:22.921 --> 53:25.181
‫اونم بدونِ هیچ مدرکِ مستندی. درسته؟‬

53:25.261 --> 53:29.181
‫من کسی نیستم که روی بقیه دست بلند کنه.

53:29.971 --> 53:33.731
‫و همین‌طور در موردِ تعرضِ جنسی به خدمتکارهاتون؟

53:33.811 --> 53:37.151
‫این یه تهمتِ مضحکه! چطور جرئت می‌کنی؟‬

53:37.731 --> 53:39.521
‫خیلی جالبه.‬

53:39.611 --> 53:41.901
‫من کاملاً یادمه که...

53:41.981 --> 53:44.531
‫.. اون موقع داشتین سعی می‌کردین‬
‫با قربانی‌ها توافق کنین،‬

53:44.611 --> 53:47.031
‫برای همین از من وقتِ بیشتری خواستین.‬

53:47.661 --> 53:51.741
‫جناب قاضی، ما قبلاً این رو تو لایحه‌مون توضیح دادیم.

53:51.831 --> 53:55.121
‫اون زمان یه قراردادِ بین‌المللیِ حیاتی‬
‫در شرفِ انجام بود.‬

53:55.211 --> 53:57.541
‫بنابراین، با وجودِ اینکه فکر می‌کردن غیرمنصفانه‌ست،‬
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتن...

53:57.621 --> 53:59.881
‫.. جز اینکه توافق کنن و به دادگاه خاتمه بدن.‬

53:59.961 --> 54:03.551
‫متهم کاملاً از این موضوع خبر داشت،‬
‫اما دادگاه رو جوری پیش برد...

54:03.631 --> 54:06.631
‫.. که موکلم رو بی‌آبرو کنه و محبوبیتِ خودش رو بالا ببره.

54:07.341 --> 54:08.971
‫بی‌آبروش کنم؟

54:10.051 --> 54:11.221
‫خیلی خب.‬

54:12.061 --> 54:13.101
‫جناب قاضی.‬

54:13.181 --> 54:16.891
‫اجازه هست وکیلم بازجویی رو ادامه بده؟

54:16.981 --> 54:19.311
‫- بله، بفرمایین.‬
‫- ممنونم.‬

54:26.441 --> 54:29.451
‫قرار نیست خانمِ پارک بازجویی رو انجام بده؟

54:43.091 --> 54:45.421
‫من وکیل، جانگ یونگ‌شیل هستم، جناب قاضی.‬

54:45.511 --> 54:46.381
‫بسیار خب.‬

55:07.821 --> 55:09.111
‫مطمئنی که مشکلی پیش نمیاد؟‬

55:12.781 --> 55:16.081
‫مجبور نیستی انجامش بدی. ما از پسش برمیایم.‬

55:16.161 --> 55:17.161
‫نه.‬

55:17.751 --> 55:21.211
‫امروز، خودم می‌خوام انجامش بدم.‬

55:29.551 --> 55:31.591
‫وکیلِ مدافع، بازجویی رو شروع کنین.‬

55:37.641 --> 55:40.351
‫- شاکی...‬
‫- از دیدنت خیلی خوشحالم،‬

55:41.691 --> 55:43.101
‫وکیل جانگ.

55:43.191 --> 55:46.361
‫باورم نمی‌شه که اینجا شاهدِ تجدیدِ دیدارِ‬
‫پدر و پسر هستیم.‬

55:47.361 --> 55:48.901
‫- اون‌ها پدر و پسرن؟‬
‫- اون دوتا؟‬

55:48.991 --> 55:50.241
‫- واقعاً؟‬
‫- انگار که اینطوریه.‬

55:52.031 --> 55:53.661
‫گفتین که با هم پدر و پسر هستین؟‬

55:54.281 --> 55:57.741
‫بله، جناب قاضی.‬
‫وکیلِ متهم، آقای جانگ،‬

55:57.831 --> 56:01.871
‫فرزندِ تنیِ رئیس جانگ هستن.‬

56:01.961 --> 56:05.591
‫اما از وقتی که ایشون از خونه فرار کردن،‬
‫مدتیه که با هم در ارتباط نبودن.‬

56:05.671 --> 56:07.551
‫کافیه.‬

56:08.761 --> 56:11.221
‫جناب قاضی، هیچ قانونی برای...

56:11.301 --> 56:15.181
‫.. انصرافِ وکیل وجود نداره، اما آیا این کار دور از شأن نیست؟

56:15.261 --> 56:21.061
‫انجامِ یه بازجوییِ خصمانه‬
‫بین پدر و پسر یه مقداری--‬

56:21.141 --> 56:23.231
‫نه، مشکلی نیست.‬

56:24.351 --> 56:26.111
‫به‌عنوان یه پدر، چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.‬

56:26.191 --> 56:30.241
‫وقتی جوون بود، همیشه خیلی نگران بودم...

56:30.321 --> 56:32.611
‫.. که نکنه بزرگ بشه و آدمِ حسابی‌ای از آب درنیاد.

56:32.701 --> 56:36.071
‫اما حالا که می‌بینم اینجا‬
‫با این همه اعتماد به نفس ایستاده،‬

56:36.161 --> 56:38.581
‫همین برام کافیه تا خوشحال باشم.‬

56:38.661 --> 56:41.791
‫بفرمایین بپرسین، آقای جانگ.‬

56:47.501 --> 56:48.751
‫خـ... خواهان.‬

56:49.381 --> 56:50.711
‫چی؟‬

56:52.341 --> 56:55.641
‫صدات رو نمی‌شنوم. می‌شه بلندتر صحبت کنی؟

56:57.181 --> 56:59.721
‫- خواهان...‬
‫- وقتی با کسی حرف می‌زنی!‬

57:00.851 --> 57:03.891
‫مگه بهت نگفتم کارِ درست اینه که‬
‫ارتباطِ چشمی برقرار کنی؟‬

57:04.561 --> 57:06.311
‫آخه داری کجا رو نگاه می‌کنی؟‬

57:16.161 --> 57:17.781
‫مگه بهت نگفتم...‬

57:21.121 --> 57:23.371
‫.. موقعِ حرف زدن با بقیه،‬
‫ارتباطِ چشمی داشته باشی؟

57:24.581 --> 57:25.791
‫نگفتم؟‬

57:32.421 --> 57:35.221
‫خواهان، اینجا دادگاهه!‬

57:35.301 --> 57:38.391
‫هر چقدر هم با هم صمیمی باشین،‬
‫لطفاً احترام رو رعایت کنین!‬

57:40.641 --> 57:42.471
‫آقای کانگ، دارین چیکار می‌کنین؟‬

57:43.101 --> 57:46.391
‫این همون چیزیه که جنابِ قاضی می‌خوان بگن.‬

57:46.481 --> 57:50.321
‫درسته، جنابِ قاضی؟‬
‫منم وقتی قاضی بودم همین کار رو می‌کردم.‬

57:50.401 --> 57:51.981
‫آقای کانگ، لطفاً بشینین.‬

57:52.071 --> 57:54.111
‫- بشین.‬
‫- بله، جنابِ قاضی.‬

57:55.531 --> 57:58.111
‫خواهان، مراقب باش.‬

57:58.201 --> 58:01.081
‫عذر می‌خوام، جنابِ قاضی.‬
‫حواسم هست.‬

58:03.161 --> 58:04.371
‫وکیلِ مدافع.‬

58:06.871 --> 58:08.121
‫لطفاً ادامه بدین.‬

58:08.751 --> 58:09.791
‫بله، جنابِ قاضی.‬

58:15.881 --> 58:16.881
‫خـ...‬

58:16.971 --> 58:17.971
‫- چی؟‬
‫- خـ...‬

58:18.641 --> 58:20.601
‫خـ... خواهان...‬

58:22.101 --> 58:23.391
‫خـ...‬

58:25.521 --> 58:28.771
‫بله، خواهان دقیقاً همون‌جاست.‬
‫جایی نمی‌ره.‬

58:28.851 --> 58:31.561
‫اصلا عجله نکنین.

58:33.861 --> 58:36.031
‫این کار باعث شده‬
‫وقفه‌ی زیادی تو جلسه ایجاد بشه.‬

58:36.111 --> 58:38.661
‫می‌خواین به این کار ادامه بدین، وکیلِ مدافع؟

58:39.321 --> 58:41.781
‫جنابِ قاضی، من از اینجا به بعد رو ادامه می‌دم--‬

58:42.491 --> 58:43.581
‫خودم می‌تونم.‬

58:44.791 --> 58:46.371
‫- خانمِ پارک.‬
‫- خانمِ پارک، من...‬

58:47.961 --> 58:48.871
‫.. خودم می‌تونم.

59:03.471 --> 59:04.721
‫جنابِ قاضی.‬

59:04.811 --> 59:05.811
‫اجازه هست...‬

59:08.481 --> 59:11.021
‫.. بازجویی رو ادامه بدم؟

59:11.981 --> 59:14.441
‫- بله، بفرمایین.‬
‫- ممنونم.‬

59:23.161 --> 59:24.081
‫خواهان.‬

59:26.581 --> 59:28.331
‫لطفاً به سوالم...

59:29.621 --> 59:30.461
‫.. جواب بدین.

59:32.631 --> 59:33.631
‫باشه.‬

59:34.421 --> 59:37.551
‫قبل از اینکه کسی رو بزنین،‬

59:38.881 --> 59:39.881
‫شما...‬

59:41.381 --> 59:42.391
‫.. همیشه...

59:43.391 --> 59:44.931
‫.. همیشه مجبورشون می‌کنین زانو بزنن. درسته؟

59:45.641 --> 59:46.641
‫چی؟‬

59:46.721 --> 59:49.561
‫می‌دونستین انتظار کشیدن...‬

59:53.021 --> 59:54.151
‫.. برای کتک خوردن...

59:55.271 --> 59:57.151
‫.. ترسناکتره تا...

01:00:00.281 --> 01:00:01.821
‫.. اینکه واقعاً کتک بخوری؟

01:00:01.901 --> 01:00:04.321
‫یه سوالِ درست و حسابی بپرس.‬

01:00:04.991 --> 01:00:08.291
‫دست از این حرف‌های مسخره که‬
‫هیچ ربطی به من نداره بردار.‬

01:00:09.911 --> 01:00:13.461
‫هیچ ربطی... به شما نداره؟‬

01:00:13.541 --> 01:00:17.421
‫جنابِ قاضی، وکیلِ مدافع داره‬
‫سوالاتِ بی‌اساس و چرت‌وپرت می‌پرسه...‬

01:00:21.591 --> 01:00:22.681
‫این چیه؟‬

01:00:22.761 --> 01:00:26.181
‫این دفتر منشی‌های رئیس جانگه.

01:00:30.931 --> 01:00:32.141
‫لعنتی.

01:00:32.231 --> 01:00:34.271
‫پدرسوخته!

01:00:34.351 --> 01:00:35.441
‫لعنتی!

01:00:38.861 --> 01:00:40.571
‫لعنتی!

01:00:41.571 --> 01:00:42.531
‫پدرسوخته!

01:00:42.611 --> 01:00:44.201
‫فکر کنم واقعاً خودشه.‬

01:00:45.951 --> 01:00:47.031
‫نظمِ دادگاه رو رعایت کنین.‬

01:00:49.911 --> 01:00:51.501
‫اون ویدیو چیه؟‬

01:00:51.581 --> 01:00:56.211
‫مگه همه‌ی منشی‌ها حرفشون رو پس نگرفتن...

01:00:56.291 --> 01:00:58.251
‫.. و نگفتن که اون موقع هیچ سوءرفتارِ فیزیکی‌ای نبوده؟

01:00:58.341 --> 01:00:59.251
‫بله، همین‌طوره.‬

01:00:59.921 --> 01:01:03.931
‫اما یکی از کارمندها که نمی‌تونست بشینه و‬
‫دفن شدنِ حقیقت رو تماشا کنه،‬

01:01:04.761 --> 01:01:06.641
‫این ویدیو رو برامون فرستاد.‬

01:01:07.221 --> 01:01:09.391
‫ما این رو به عنوانِ مدرکِ تکمیلی ارائه می‌دیم.‬

01:01:10.681 --> 01:01:13.521
‫اون ویدیو دستکاری شده‌ست!
‫اصلاً مدرکی هست...

01:01:13.601 --> 01:01:15.941
‫.. که ثابت کنه آدمِ تو اون ویدیو خواهانه؟

01:01:16.021 --> 01:01:20.231
‫من مطمئنم که این یه ویدیوی تاییدنشده‬
‫و دستکاری شده‌ست، جنابِ قاضی!‬

01:01:24.821 --> 01:01:28.781
‫خواهان، مطمئنی که این تو نیستی؟‬

01:01:30.741 --> 01:01:31.741
‫این من نیستم.‬

01:01:33.711 --> 01:01:36.711
‫پس این یعنی هیچ حقِ‬
‫مالکیتی نسبت به این ویدیو وجود نداره.‬

01:01:37.331 --> 01:01:38.581
‫خطاب به همه‌ی خبرنگارهای اینجا،‬

01:01:38.671 --> 01:01:43.171
‫ما ویدیو رو براتون می‌فرستیم،‬
‫پس هر چقدر دلتون می‌خواد آپلودش کنین.‬

01:01:43.261 --> 01:01:46.761
‫- ازش استفاده کنین.‬
‫- حتی می‌تونین اینطوری هم تغییرش بدین.‬

01:01:47.591 --> 01:01:48.551
‫چی؟‬

01:01:51.971 --> 01:01:53.471
‫آخه یعنی چی؟‬

01:01:53.561 --> 01:01:54.981
‫دارین چیکار می‌کنین؟‬

01:01:56.601 --> 01:01:57.731
‫شما همین الان گفتین...

01:01:58.651 --> 01:02:01.861
‫.. که اون شما نیستین.

01:02:03.691 --> 01:02:04.991
‫متاسفم.‬

01:02:05.071 --> 01:02:06.651
‫جناب قاضی!‬

01:02:07.241 --> 01:02:09.991
‫داره با یه ویدیوی دستکاری‌شده حقیقت رو تحریف می‌کنه...

01:02:10.071 --> 01:02:11.661
‫.. اونم با یه منبع تاییدنشده.

01:02:11.741 --> 01:02:13.451
‫لطفاً مداخله کنین و جلوش رو بگیرین!‬

01:02:14.081 --> 01:02:18.171
‫بله. وکیل مدافع، لطفاً از اظهارنظرهای‬
‫غیرضروری خودداری کنین.‬

01:02:18.921 --> 01:02:20.381
‫پوزش می‌خوام، جناب قاضی.‬

01:02:21.041 --> 01:02:24.801
‫دادگاه اصالت ویدیوی ارائه‌شده رو تعیین می‌کنه.‬

01:02:24.881 --> 01:02:28.261
‫پس در مورد تجاوز جنسی به خدمتکارها چی؟‬

01:02:28.341 --> 01:02:32.101
‫به‌جز اظهارات قربانی‌ها، به‌دلیل نبود مدارک کافی،‬

01:02:32.181 --> 01:02:34.221
‫دیوان عالی حکم رو نقض کرد.‬

01:02:34.971 --> 01:02:39.021
‫برای این یکی ویدیویی ندارین؟‬
‫اگه دارین، چرا اون‌ها رو هم ارائه نمی‌دین؟‬

01:02:39.101 --> 01:02:41.061
‫ویدیویی در کار نیست.‬

01:02:41.151 --> 01:02:45.281
‫معلومه که نیست. چطور ممکنه تو پرونده‌ی یه مشت پول‌پرست...

01:02:45.361 --> 01:02:48.451
‫.. که برای تلکه کردن کارفرماشون اتهام دروغ می‌زنن، همچین مدرکی باشه...

01:02:48.531 --> 01:02:50.911
‫در عوض، ما یه شاهد داریم.‬

01:02:52.031 --> 01:02:53.121
‫مسخره‌ست...‬

01:02:53.791 --> 01:02:58.581
‫اگه تو خونه اتفاق افتاده،‬
‫چطور ممکنه شاهدی وجود داشته باشه؟‬

01:03:06.801 --> 01:03:07.801
‫جناب قاضی.‬

01:03:09.471 --> 01:03:10.591
‫ما درخواست می‌کنیم که...‬

01:03:17.061 --> 01:03:18.061
‫.. شریک زندگی شاکی،

01:03:19.941 --> 01:03:21.351
‫لی یون‌هوی...

01:03:22.981 --> 01:03:24.361
‫.. به‌عنوان شاهد احضار بشه.

01:03:25.651 --> 01:03:26.651
‫چی؟‬

01:03:53.471 --> 01:03:57.181
‫همه‌اش تقصیر من بود.‬

01:03:58.221 --> 01:04:00.561
‫بعد از اینکه کل عمرم رو در خفا زندگی کردم،‬

01:04:01.271 --> 01:04:03.351
‫سال‌های آخر عمرم به خونه‌اش رفتم...

01:04:04.061 --> 01:04:05.311
‫.. چون هنوز امیدوار بودم...

01:04:08.731 --> 01:04:10.071
‫.. که اون تنها پسرش رو...

01:04:11.321 --> 01:04:13.321
‫.. به عنوانِ...

01:04:14.241 --> 01:04:15.701
‫.. خانواده‌اش قبول کنه.

01:04:18.831 --> 01:04:22.001
‫اما اون مرد...

01:04:23.671 --> 01:04:24.921
‫.. با من...

01:04:25.591 --> 01:04:28.671
‫.. بدتر از یه تیکه اثاثیه‌ی کهنه رفتار کرد.

01:04:30.511 --> 01:04:32.511
‫درست جلوی چشم‌های من،‬

01:04:34.011 --> 01:04:36.391
‫به خدمتکارها تعرض جنسی می‌کرد.‬

01:04:38.851 --> 01:04:40.311
‫شب‌ها که مست می‌کرد،‬

01:04:41.731 --> 01:04:43.521
‫وارد اتاقشون می‌شد...

01:04:45.021 --> 01:04:46.231
‫.. و مثل یه حیوون رفتار می‌کرد.

01:04:49.191 --> 01:04:52.151
‫حتی بعد از دیدن اون صحنه‌ها دهنم رو بسته نگه داشتم،‬

01:04:53.281 --> 01:04:55.031
‫برای همین منم شریک جرمم.‬

01:04:56.411 --> 01:04:57.491
‫لطفاً مجازاتم کنین.‬

01:05:12.671 --> 01:05:14.681
‫شعبه ۳۰۵ دادگاه، محاکمه‌های امروز‬

01:05:14.761 --> 01:05:15.721
‫تنفس‬

01:05:15.801 --> 01:05:16.801
‫سیگار.‬

01:05:17.801 --> 01:05:20.471
‫- ندارم قربان.‬
‫- حتی یه سیگار وامونده هم نداری؟‬

01:05:30.151 --> 01:05:32.691
‫مادرت رو خام کردی که تو این نقشه‌ی کوچیکت کمکت کنه؟‬

01:05:32.781 --> 01:05:35.951
‫فکر کردی می‌ذارم شما دوتا قسر در برین؟‬

01:05:36.571 --> 01:05:40.121
‫دیگه ازت نمی‌ترسم، جناب رئیس.‬

01:05:40.991 --> 01:05:42.081
‫چی؟‬

01:05:46.921 --> 01:05:49.591
‫زیاده‌روی نکنین.‬
‫دادگاه هنوز تموم نشده.‬

01:06:01.511 --> 01:06:02.771
‫کارت عالی بود، آقای جانگ.‬

01:06:02.851 --> 01:06:04.311
‫ممنونم، آقای کانگ.‬

01:06:04.391 --> 01:06:06.231
‫حالا نوبت شماست که چوب امدادی رو بگیرین، آقای کانگ.‬

01:06:08.101 --> 01:06:09.271
‫وقتشه که ضربه‌ی متقابل رو بزنیم.‬

01:06:14.821 --> 01:06:15.991
‫نوبت منه.‬

01:06:20.031 --> 01:06:22.451
‫جناب قاضی، دفاعیه امروز...

01:06:22.541 --> 01:06:24.751
‫.. یه ویدیوی تایید نشده...

01:06:24.831 --> 01:06:27.371
‫.. و مادرِ وکیلش رو به‌عنوان شاهد ارائه داده.

01:06:27.461 --> 01:06:31.381
‫مدارک عینی کافی ارائه نشده، برای همین...‬

01:06:32.001 --> 01:06:34.711
‫وکیل شاکی، خودت رو ناراحت نکن.

01:06:34.801 --> 01:06:37.381
‫این دادگاه تازه شروع شده.‬

01:06:37.471 --> 01:06:41.641
‫ما لیستی از شاهدهای اضافی داریم که می‌خوایم درخواست کنیم.‬

01:06:44.971 --> 01:06:46.851
‫جناب قاضی، ما اول می‌خوایم کسی رو احضار کنیم...

01:06:46.931 --> 01:06:50.441
‫.. که تو دادگاهِ شاکی، جانگ هیون‌به، دست برده...

01:06:50.521 --> 01:06:53.071
‫.. و حکم محکومیت رو به تبرئه تبدیل کرده.

01:06:53.151 --> 01:06:56.191
‫- یه معامله‌گر کثیف در لباس قاضی.‬
‫- غیرممکنه.‬

01:06:56.281 --> 01:06:59.531
‫ما درخواست می‌کنیم شین جونگ‌سوک...‬

01:07:02.031 --> 01:07:03.281
‫.. به‌عنوان شاهد احضار بشه.

01:07:10.671 --> 01:07:12.171
‫آقای کانگ، منظورتون از شین جونگ‌سوک،‬

01:07:13.171 --> 01:07:15.631
‫یکی از قضات فعلی دیوان عالیه؟‬

01:07:15.711 --> 01:07:16.761
‫بله، جناب قاضی.‬

01:07:17.421 --> 01:07:18.471
‫جناب قاضی!‬

01:07:18.551 --> 01:07:21.011
‫این یه توهین به دستگاه قضاییه!‬

01:07:21.091 --> 01:07:24.561
‫این افترا زدنِ علنی به یکی از قضات کشورمونه!‬

01:07:24.641 --> 01:07:27.351
‫هنوز حرفم تموم نشده!‬

01:07:33.941 --> 01:07:35.231
‫قاضی شین،

01:07:35.821 --> 01:07:39.111
‫بررسیِ تحلیلگرِ پرونده‌ی رئیس جانگ رو گرفتی؟

01:07:39.201 --> 01:07:40.281
‫هنوز نه، قربان.

01:07:41.071 --> 01:07:43.451
‫قضات جوونِ این روزها وظیفه‌شناس نیستن.

01:07:44.161 --> 01:07:47.081
‫چرا تو همچین پرونده‌ی واضحی دارن لفتش می‌دن؟

01:07:47.161 --> 01:07:50.461
‫دوباره بهشون می‌گم. نگران نباشین، قربان.

01:07:51.171 --> 01:07:52.421
‫اون بنده خدا، رئیس جانگ.

01:07:53.291 --> 01:07:57.051
‫ما برای اقتصادِ رنج‌دیده‌مون بهش نیاز داریم.

01:07:57.131 --> 01:08:00.511
‫مطمئن شو که یه نتیجه‌ی عاقلانه گرفته می‌شه.

01:08:00.591 --> 01:08:03.511
‫به هر حال ما تو یه کشتی نشستیم، مگه نه؟

01:08:07.391 --> 01:08:10.271
‫ما همچنین درخواست می‌کنیم مغز متفکرِ پشت همه‌ی این قضایا،‬

01:08:10.351 --> 01:08:12.231
‫موسس شرکت «اوه و شرکا»،‬

01:08:13.191 --> 01:08:16.651
‫دکتر اوه گیو‌جانگ،‬

01:08:16.731 --> 01:08:19.491
‫به‌عنوان یه شاهد دیگه احضار بشه.‬

01:08:30.021 --> 01:08:40.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:08:42.021 --> 01:08:52.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:09:07.701 --> 01:09:11.121
‫لونه‌ی زنبور رو تکون دادیم، دیگه نمی‌تونن نادیده‌مون بگیرن.‬

01:09:11.201 --> 01:09:12.451
‫یه مبارزه‌ی درست و حسابی می‌کنیم.‬

01:09:12.541 --> 01:09:14.541
‫پرونده یهو واگذار شد...

01:09:14.621 --> 01:09:17.211
‫<i>.. به یه سرداورِ ارشدِ جدید</i>‬
‫<i>که با قاضی شین صمیمیه.</i>‬

01:09:17.291 --> 01:09:18.381
‫برای فاش کردنِ حقیقت،‬

01:09:18.461 --> 01:09:21.091
‫درخواستِ بازجوییِ حضوری و مواجهه...

01:09:21.171 --> 01:09:23.261
‫.. با جانگ هیون‌به، شین جونگ‌سوک و اوه گیو‌جانگ رو داریم.

01:09:23.341 --> 01:09:25.221
‫ولی مگه می‌تونیم به عنوانِ‬
‫وکیل‌های تسخیری این کار رو بکنیم؟‬

01:09:25.301 --> 01:09:28.351
‫باید اوضاع رو متشنج کنیم‬
‫تا یه فرصت به دست بیاریم.‬

01:09:28.431 --> 01:09:30.261
‫ایستادن جلوی پدرم اصلاً کارِ راحتی نیست.

01:09:30.351 --> 01:09:32.681
‫اگه می‌خوای شکستش بدی، دنبالِ حقیقت بگرد.

01:09:32.771 --> 01:09:34.021
‫چیزایی که داره مخفی می‌کنه.

01:09:34.101 --> 01:09:37.521
‫اگه وقتی من نیستم، جانگ تو دادگاه‬
‫حرفای چرت و پرت بزنه چی؟‬

01:09:37.611 --> 01:09:40.361
‫اینم بخشی از نقشه‌ی بزرگته؟‬

01:09:40.441 --> 01:09:43.571
‫- از چیزی می‌ترسی؟‬
‫- همین الان بازداشت می‌شین.‬

01:09:43.651 --> 01:09:44.491
‫مامورِ دادگاه.‬

01:09:45.491 --> 01:09:47.031
‫چرا می‌خواستین منو ببینین؟

01:09:47.111 --> 01:09:49.831
‫رویای همیشگیت این بود که قاضیِ دیوانِ عالی بشی، درسته؟

01:09:49.911 --> 01:09:52.241
‫پستِ شین جونگ‌سوک رو می‌دم به تو.‬
