WEBVTT

00:00.022 --> 00:08.027
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.028 --> 00:11.241
‫[ سال ۱۹۹۴ ]
‫[ انگلستان، کمبریج ]

00:11.242 --> 00:16.242
‫♪ Queer - Garbage ♪

00:33.388 --> 00:35.385
‫[ رمزنگاری ریاضی ]
‫[ کاوش در نظریه‌ی اعداد جبری ]

01:08.548 --> 01:10.406
‫[ هشدار: زمان اینجا
‫متفاوت اندازه‌گیری می‌شود ]

01:19.392 --> 01:22.896
‫هم‌اتاقیم یه نابغه‌ست

01:27.483 --> 01:30.528
‫دوست داری توی قهوه‌ت
‫یه‌کم ویسکی هم بریزم؟

01:30.612 --> 01:33.573
‫- آره
‫- فکر کنم ویسکی دارم

01:33.656 --> 01:35.283
‫سلام. حالت خوبه؟

01:37.619 --> 01:38.828
‫تو...

01:39.871 --> 01:41.831
‫معمولاً تا ساعت ۳ صبح کار می‌کنی؟

01:41.915 --> 01:43.666
‫ریتم‌های زیستی متفاوتی دارم

01:43.750 --> 01:44.918
‫هان؟

01:45.585 --> 01:49.464
‫ساعت داخلی بدن خودم رو تغییر دادم.
‫هر روزم ۲۱ ساعت طول می‌کشه

01:50.381 --> 01:52.175
‫متوجه نمیشم

01:54.219 --> 01:56.846
‫ترم ۸ هفته‌ست، ۵۶ روزه

01:56.930 --> 01:58.681
‫توی این زمان کم نمی‌تونم
‫پایان‌نامه‌ام رو تموم کنم

01:58.765 --> 02:05.563
‫اما اگه هر روز ۲۱ ساعت باشه،
‫یه هفته بیش‌تر گیرم میاد

02:05.647 --> 02:06.523
‫درسته

02:07.315 --> 02:10.610
‫یعنی وقتی تو داری می‌خوابی
‫من دارم صبحونه می‌خورم

02:11.319 --> 02:12.403
‫بهت هشدار داده بودم

02:13.154 --> 02:14.364
‫باشه. خب...

02:15.240 --> 02:18.076
‫آره، توی این چیزی که داری
‫می‌نویسی موفق باشی

02:18.159 --> 02:19.661
‫اثبات قضیه‌ی خودمه

02:20.370 --> 02:21.287
‫درسته

02:21.371 --> 02:22.497
‫شب بخیر، صفیا

03:30.215 --> 03:33.685
‫« هـدف اول »

03:36.251 --> 03:39.879
‫[ فرانسه، کاسیس ]

03:39.880 --> 03:44.880
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

03:44.881 --> 03:49.881
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

04:29.207 --> 04:30.208
‫به کمکت نیاز دارم

04:34.921 --> 04:36.047
‫تنهایی اینجا زندگی می‌کنی؟

04:36.130 --> 04:37.632
‫آره. پدر و مادرم اینجا نیستن

04:39.634 --> 04:40.760
‫چی شده؟ حالت خوبه؟

04:43.680 --> 04:46.224
‫گوش کن، ازت می‌خوام
‫بری تا مغازه و بیایی،‌ باشه؟

04:46.808 --> 04:48.601
‫- نمی‌خوای بری خونه؟
‫- نمی‌تونم

04:51.396 --> 04:52.522
‫خیلی‌خب

04:58.361 --> 05:00.405
‫یه لیست برام بنویس
‫تا برم بگیرم برات

05:00.406 --> 05:01.406
‫مرسی

05:19.299 --> 05:22.176
‫مزخرفه. تو حرفه‌ای‌تر
‫از این حرف‌هایی، صفیا

05:28.683 --> 05:30.810
‫سلام. استیون هستم

05:31.603 --> 05:33.271
‫از طرف موسسه

05:34.063 --> 05:35.899
‫فقط به حرف‌هام گوش بده، باشه؟

05:36.441 --> 05:37.775
‫تو نظریه‌پرداز اعداد
‫هستی، درسته؟

05:37.859 --> 05:39.360
‫برای ما حوزه‌ی مهمیه

05:39.444 --> 05:40.612
‫رمزنگاری

05:40.695 --> 05:41.988
‫نظریه‌ی جنس
‫(مطالعه‌ی ویژگی‌های
‫هندسی سطوح مختلف)

05:42.071 --> 05:45.408
‫ببین، اتفاقی که برای رابرت مالیندر افتاد
‫خیلی غم‌انگیز بود

05:46.326 --> 05:47.368
‫واقعاً بود

05:48.578 --> 05:51.539
‫و با بدتر شدن بیماری رِی آزبورن...

05:51.623 --> 05:52.916
‫آزبورن رو می‌شناسی؟

05:52.999 --> 05:55.627
‫اِدوارد، ما یه موسسه‌ی تحقیقاتی
‫توی کمبریج هستیم

05:55.710 --> 05:57.003
‫همه‌ی ستاره‌ها رو می‌شناسیم

05:57.086 --> 05:59.297
‫ستاره‌های گذشته، حال، آینده

06:00.840 --> 06:03.968
‫به آدم جدیدی نیاز داری
‫که راهنماییت کنه

06:05.386 --> 06:06.971
‫ترجیح می‌دیم
‫ما اون راهنما باشیم

06:10.350 --> 06:13.436
‫کمک مالی قابل توجه‌تری
‫در هیچ طرف از اقیانوس اطلس پیدا نمی‌کنی

06:14.938 --> 06:16.564
‫موسسه‌ی کپلر

06:16.648 --> 06:17.857
‫با بودجه‌ی خصوصی

06:17.941 --> 06:18.983
‫برای شکوفایی استعدادها

06:21.069 --> 06:23.488
‫دنیا رو نسبت به روزی
‫که خودمون به دنیا اومدیم بهتر کنیم، نه؟

06:29.327 --> 06:30.620
‫می‌تونی توی کمبریج بمونی

06:31.996 --> 06:35.416
‫شاهکارت رو تموم کنی،
‫حالا هر چی که باشه

06:35.468 --> 06:37.361
‫[ درآمد سالانه: ۸۰ هزار پوند ]

06:37.418 --> 06:38.962
‫ما ازت مراقبت می‌کنیم

06:40.838 --> 06:42.048
‫هر چقدر خواستی فکر کن

06:42.549 --> 06:43.550
‫کارتم رو داری

06:57.363 --> 07:00.069
‫[ سال ۱۹۹۴ ]

07:06.865 --> 07:07.866
‫یالا

07:08.449 --> 07:10.869
‫- سوف، لطفاً
‫- نه، نه

07:10.952 --> 07:12.241
‫صف، الان یه ماهی میشه

07:12.242 --> 07:15.582
‫که طبق اون زمان‌بندی
‫مزخرفت زندگی می‌کنی

07:16.124 --> 07:19.127
‫پاشو. کار تموم شد.
‫قراره جشن بگیریم

07:21.129 --> 07:22.505
‫آقای مالیندر کجاست؟

07:24.048 --> 07:26.301
‫- رابرت رفته
‫- منظورت چیه؟

07:27.886 --> 07:29.178
‫یعنی ترکم کرده

07:29.721 --> 07:31.681
‫یعنی رابطه‌مون تموم شد

07:31.764 --> 07:34.392
‫حرومزاده. حالت خوبه؟

07:34.976 --> 07:35.977
‫آره

07:40.565 --> 07:41.566
‫اینه؟

07:42.476 --> 07:43.609
‫اوهوم

07:43.735 --> 07:44.986
‫پایان‌نامه‌امه

07:50.700 --> 07:52.660
‫اینکه تلاش بکنم بخونمش
‫اصلاً فایده‌ای داره؟

07:53.536 --> 07:54.787
‫نه

07:59.918 --> 08:00.960
‫چی شد؟

08:02.879 --> 08:04.923
‫از کارم خوشش نیومد

08:06.966 --> 08:08.051
‫نه، جدی میگم

08:08.593 --> 08:09.594
‫به همین دلیل

08:09.677 --> 08:12.013
‫به نظرش باید این مزخرفاتِ
‫اعداد اول رو بیخیال بشم

08:12.096 --> 08:15.475
‫و گفت نباید به کسی نشونش بدم.
‫به هیچ وجه منتشرش نکنم

08:16.267 --> 08:19.270
‫چرا؟ چرا اون کار رو کرده؟
‫اون که عاشقته

08:19.354 --> 08:23.608
‫میگه باید بیخیالش بشم،
‫اما می‌دونه حاضر نیستم اون کار رو بکنم

08:58.643 --> 08:59.644
‫ممنون

08:59.727 --> 09:00.728
‫خواهش می‌کنم

09:33.636 --> 09:35.346
‫- بله؟
‫- الکس، منم تِیلا

09:35.430 --> 09:36.431
‫تِیلا، کجایی؟

09:36.514 --> 09:38.224
‫گوش کن چی میگم.
‫واحد فاسد شده

09:38.725 --> 09:40.727
‫یه نفر اولسن رو کشت
‫و می‌خواستن من رو هم بکشن

09:40.810 --> 09:42.353
‫باشه؟ حتماً به‌خاطر
‫چیزیه که دیدیم

09:42.437 --> 09:44.355
‫- صبر کن، تِیلا...
‫- یکی داره واحدمون رو نابود می‌کنه

09:44.439 --> 09:46.983
‫و ازت می‌خوام خیلی سریع
‫بهم اجازه‌ی دسترسی به فایل‌ها رو بدی

09:47.066 --> 09:48.568
‫باید بفهمم قضیه چیه

09:48.651 --> 09:50.361
‫- یکی سیستم ارتباطی‌مون رو هک کرده
‫- تِیلا...

09:50.445 --> 09:51.821
‫باشه؟ حتماً یکی داشته
‫به حرف‌هامون گوش می‌داده

09:51.905 --> 09:53.698
‫صبر کن، یکی داره در می‌زنه

09:54.240 --> 09:56.326
‫نه. الکس، باز نکن.
‫از پشت فرار کن

09:56.409 --> 09:57.702
‫- سلام؟
‫- الکس!

09:57.785 --> 09:59.621
‫بله، شما کی هستید؟

10:19.933 --> 10:21.267
‫گفتم حتماً غذا می‌خوای

10:22.268 --> 10:24.812
‫- غذای واقعی
‫- ممنون

10:24.896 --> 10:26.439
‫دوست ندارم مزاحمت بشم

10:33.488 --> 10:35.573
‫ازت خوشم میاد، تِیلا

10:36.991 --> 10:38.493
‫فکر کنم خودت می‌دونی

10:39.452 --> 10:41.204
‫آره، خودم متوجه شدم

10:45.416 --> 10:47.961
‫می‌خوای بهم بگی قضیه چیه؟

10:49.963 --> 10:52.006
‫شاید موقع خوردن
‫مشروب بهت بگم؟

10:52.090 --> 10:54.717
‫آره. باشه. شراب؟

10:55.468 --> 10:57.345
‫- آره
‫- باشه. قرمز یا سفید؟

10:58.263 --> 11:00.390
‫- هر چی خودت می‌خوری
‫- باشه

11:01.975 --> 11:03.643
‫شراب «پویلی فومی» چطوره؟

11:14.696 --> 11:15.697
‫تِیلا؟

11:37.969 --> 11:40.930
‫چطور ممکنه یکی مثل صفیا زمیل
‫چنین اشتباهات ساده‌ای داشته باشه؟

11:44.225 --> 11:45.226
‫پروفسور

11:46.394 --> 11:47.395
‫صفیا زمیل؟

11:47.478 --> 11:51.733
‫یادته؟ بهم اجازه دادی
‫تحقیقات قدیمیش رو بخونم

11:51.816 --> 11:53.026
‫پیش‌نویسش رو

11:53.109 --> 11:55.695
‫شاید کمکم کنه
‫تحقیقم رو از اول بنویسم

11:58.740 --> 12:00.867
‫حاصل عددهای فرد به توان سه،
‫هیچوقت زوج نمیشه

12:00.950 --> 12:03.328
‫اگه یه عدد فرد رو در خودش ضرب کنی،
‫جواب همیشه فرد میشه

12:03.411 --> 12:04.495
‫البته

12:07.624 --> 12:09.751
‫چرا نوشته جوابش میشه ۲؟

12:09.834 --> 12:12.462
‫دقیقاً. و اینجا هم
‫همون کار رو کرده. ببین

12:12.545 --> 12:16.716
‫«دو اِن به توان دو، منهای یک،
‫برابره با مربع. اِن برابره با شیش»

12:17.759 --> 12:19.510
‫جواب درست رو خط زده
‫و تغییرش داده

12:19.594 --> 12:23.306
‫انگار خودش می‌خواسته
‫جوابش اشتباه باشه

12:24.599 --> 12:26.559
‫و مدام همین اشتباه رو کرده

12:26.643 --> 12:29.437
‫تمام اشتباهاتش رو نوشتم

12:32.190 --> 12:33.733
‫یه دنباله‌ست؟

12:35.151 --> 12:38.863
‫فکر کنم آره. اما متوجهش نمیشم

12:42.450 --> 12:44.327
‫خب، باید از خودش بپرسیم

12:50.792 --> 12:51.876
‫قضیه چیه، اِد؟

13:00.635 --> 13:02.971
‫صفیا مُرده، پروفسور

13:05.515 --> 13:07.517
‫خیلی وقت پیش مرده

13:09.686 --> 13:10.979
‫خودکشی کرده

13:12.438 --> 13:13.523
‫نه

13:15.441 --> 13:16.609
‫خیلی وحشتناکه

13:19.153 --> 13:20.154
‫وحشتناکه

13:22.115 --> 13:23.157
‫چرا؟

13:25.326 --> 13:26.995
‫چرا، اِدوارد؟

13:32.910 --> 13:35.592
‫[ سال ۱۹۹۴ ]

13:37.589 --> 13:38.882
‫بیارمش اینجا

13:40.758 --> 13:42.051
‫دو تا بگیرم

13:47.140 --> 13:48.391
‫ضربش کنم

13:55.607 --> 13:57.567
‫- شیش...
‫- صف، چی...

13:57.650 --> 13:59.652
‫- شیش...
‫- یه نامه‌ی حقوقیه

14:01.112 --> 14:03.239
‫خیلی تهدیدآمیز به نظر می‌رسه

14:04.282 --> 14:06.242
‫- چی از جونت می‌خوان؟
‫- نظر خودت چیه؟

14:06.326 --> 14:07.952
‫پایان‌نامه‌ام رو می‌خوان

14:08.036 --> 14:10.079
‫اما کور خوندن

14:12.165 --> 14:16.753
‫بذارمش اینجا. یا اینجا.
‫آره. دو

14:16.836 --> 14:18.338
‫- دو...
‫- این خراب شده؟

14:21.549 --> 14:23.218
‫چرا کاورش رو درآوردی؟

14:47.325 --> 14:49.661
‫- هی، بدش بهم
‫- یا خدا

14:50.537 --> 14:52.080
‫صف، چی شده؟

15:03.675 --> 15:05.802
‫منظورت از این کارها چیه، صفیا؟

15:05.885 --> 15:08.846
‫- همه‌ش مزخرف نوشتی
‫- بازم داری با خودت حرف می‌زنی؟

15:11.391 --> 15:12.600
‫غم‌انگیزه

15:14.561 --> 15:15.562
‫مشروب به حساب من؟

15:17.230 --> 15:19.065
‫می‌دونی، ترجیح میدم
‫از اینجا بزنم بیرون

15:21.359 --> 15:22.360
‫باشه

15:36.332 --> 15:38.501
‫باید قضیه‌ی دانشگاه رو به بابام بگم

15:40.712 --> 15:44.340
‫هی، اگه پول موسسه رو بگیری،

15:44.924 --> 15:46.718
‫می‌تونی اون ماجرا رو
‫براش تعریف کنی

15:47.635 --> 15:49.971
‫«آره، من از دانشگاه اخراج شدم

15:50.054 --> 15:54.392
‫اما اشکالی نداره، چون یکی دیگه
‫می‌خواد من رو پولدار کنه»

15:55.935 --> 15:57.312
‫آره، براش مهم نیست

15:59.606 --> 16:00.648
‫چی؟

16:00.732 --> 16:02.775
‫والدینت دوست ندارن
‫اوضاع زندگیت خوب باشه؟

16:04.736 --> 16:07.113
‫مامانم دوست داشت. اما بابام...

16:07.989 --> 16:10.200
‫اون همیشه دوست داشت
‫شبیه خودش باشم

16:12.911 --> 16:16.206
‫زیاد با هم ارتباط برقرار نمی‌کنیم

16:19.083 --> 16:20.877
‫آدم بدی نیست. ما فقط...

16:21.836 --> 16:25.048
‫نقطه‌ی مشترکی نداریم

16:30.511 --> 16:31.554
‫مامانت چی؟

16:36.392 --> 16:38.186
‫وقتی ۱۶ سالم بود مُرد

16:44.901 --> 16:46.861
‫خدایا، اِد. خیلی متاسفم

16:51.574 --> 16:52.992
‫جهان بی‌رحمه

16:58.414 --> 17:00.124
‫بابا الان دوتا پسر داره

17:00.667 --> 17:01.793
‫بچه‌های خوبی‌ان

17:07.257 --> 17:09.384
‫شاید بار دوم بیش‌تر تلاش کرده

17:34.242 --> 17:35.743
‫من رو زیر نظر دارن

17:36.786 --> 17:37.787
‫تعقیبم می‌کنن

17:38.538 --> 17:39.539
‫کیا؟

17:40.999 --> 17:42.000
‫کپلر

17:43.084 --> 17:45.628
‫همونایی که فکر می‌کنی
‫باید پولشون رو قبول کنم

18:05.010 --> 18:09.411
‫[ عراق، بغداد ]

18:49.400 --> 18:50.610
‫دکتر ناتو؟

18:51.236 --> 18:52.862
‫- اکرم نزار هستم
‫- سلام

18:52.946 --> 18:55.156
‫از اداره‌ی فرهنگ
‫و آثار باستانی بغداد

18:55.240 --> 18:56.241
‫آره

18:56.324 --> 18:58.201
‫آندریا گفت منتظر
‫اومدن شما باشم

18:58.284 --> 19:00.411
‫آره. ببین، آرزوی موفقیت کرد

19:00.495 --> 19:02.872
‫خیلی دوست داشت
‫بیاد اینجا. اما...

19:02.956 --> 19:04.165
‫آره

19:04.249 --> 19:06.334
‫- حادثه‌ی غم‌انگیزی بود
‫- وحشتناک بود

19:08.127 --> 19:10.004
‫- سلام
‫- حسن قاسم هستم. مهندسِ سازه

19:10.088 --> 19:13.258
‫باشه. تو اینجایی که مطمئن بشی
‫اونجا رو سرمون خراب نمیشه

19:13.758 --> 19:15.468
‫خب، قولی نمیدم

19:15.552 --> 19:18.555
‫اما آره، برای ایمنی همه اینجام

19:18.638 --> 19:20.265
‫- باشه
‫- بوگدان

19:22.183 --> 19:23.476
‫رئیس تیم امنیتیه

19:23.560 --> 19:24.561
‫درسته

19:27.021 --> 19:28.690
‫- بریم؟
‫- آره، حتماً

19:33.194 --> 19:34.404
‫لطفاً دنبال من بیایید

19:40.493 --> 19:41.870
‫دکتر، مراقب پله‌ها باشید

19:42.996 --> 19:44.205
‫می‌تونید بذاریدش همین‌جا

20:02.515 --> 20:03.725
‫نظرتون چیه؟

20:06.311 --> 20:09.022
‫باشکوهه، نه؟

20:20.366 --> 20:23.828
‫باید به آندریا بگم.
‫فوق‌العاده‌ست

20:40.303 --> 20:41.387
‫آمین

20:41.471 --> 20:42.513
‫آمین

20:45.683 --> 20:46.684
‫پروفسور،

20:46.768 --> 20:49.103
‫- می‌خواید برید عقب بشینید...
‫- آره

20:49.187 --> 20:50.897
‫- تا من بتونم دعوت کنم...
‫- آره، البته

20:53.441 --> 20:55.109
‫بیا اینجا. بشین کنار من

21:03.409 --> 21:04.744
‫چطوره انگلیسی بگی؟

21:05.453 --> 21:06.538
‫هوراس

21:07.247 --> 21:08.915
‫شجاعان رو تحسین کنید

21:31.813 --> 21:33.606
‫مطمئن نیستم، چون...

21:34.941 --> 21:40.196
‫راستش، دیوونگی
‫خود عمل رو کنار بذاریم...

21:42.615 --> 21:47.954
‫از زمانی که مُرده، لحظه‌ای نیست
‫که احساس نکنم اون یه آدم مرموز بوده

21:50.373 --> 21:52.375
‫تو که نگرانش نبودی، درسته؟

21:54.002 --> 21:58.089
‫وقتی یه استاد دانشگاه هستی،
‫همه فکر می‌کنن یه راهنما هستی

21:58.631 --> 22:00.967
‫منم مثل بقیه گیج شدم

22:02.051 --> 22:04.679
‫بعضی‌وقت‌ها جوابی وجود نداره

22:08.016 --> 22:12.854
‫رئیس دانشگاه توی فکر اینه
‫که یه مراسم یادبود توی دانشگاه براش بگیریم

22:13.605 --> 22:16.274
‫البته نه یه مراسم ترحیم

22:17.859 --> 22:18.693
‫یه جشن

22:18.776 --> 22:22.447
‫خب، باید صبر کنه
‫تا من از بغداد برگردم

22:26.993 --> 22:28.536
‫من عاشق کارم هستم، جیمز

22:30.705 --> 22:33.875
‫و اونجا ممکنه واقعاً
‫خونه‌ی حکمت باشه

22:35.835 --> 22:40.215
‫اگه شخصاً به دیدنش نرم،
‫خیلی در آینده پشیمون میشم

22:41.507 --> 22:43.218
‫و نمی‌خوایم اون اتفاق
‫بیُفته، اشتباه میگم؟

22:44.344 --> 22:45.553
‫نه

22:46.930 --> 22:48.223
‫معلومه که نه

22:48.973 --> 22:53.061
‫می‌دونی که من چقدر
‫کارت رو تحسین می‌کنم. باید بری

23:34.060 --> 23:35.270
‫کیفش رو بگیر

23:35.353 --> 23:37.522
‫- نه! ولم کن!
‫- کیف رو بده

24:38.750 --> 24:40.501
‫هی. این رو ببین

24:41.461 --> 24:43.296
‫ممکنه کار خدا بوده باشه

24:44.505 --> 24:46.883
‫خسارت انفجار رو میگم

24:47.675 --> 24:51.095
‫اگه انفجار فقط
‫چند سانتی‌متر اینورتر می‌بود،

24:51.971 --> 24:53.514
‫ممکن بود کل سقف ریزش کنه

24:54.307 --> 24:55.475
‫اما الان داخلشیم

24:55.558 --> 24:56.643
‫تقریباً هیچ آسیبی ندیده

24:56.726 --> 24:58.228
‫واقعاً شگفت‌انگیزه

24:58.311 --> 24:59.312
‫اوه، آره

25:02.857 --> 25:04.901
‫شاید می‌خواسته پیداش کنیم

25:04.902 --> 25:06.249
‫[ ‏۶۱۶ - التحریر، ساعت ۲۱ ]

25:10.281 --> 25:11.407
‫نزار

25:51.781 --> 25:53.074
‫می‌خوای بوست کنم؟

25:53.157 --> 25:54.450
‫پسره‌ی کونده

26:46.085 --> 26:46.920
‫سلام

26:48.296 --> 26:49.339
‫جرات داشتی که اومدی

26:49.422 --> 26:51.299
‫خب، تو جرات داشتی
‫که بهم گفتی

26:52.342 --> 26:53.968
‫فعلاً نمی‌دونی ماجرا چیه

26:55.428 --> 26:57.931
‫اتفاق خطرناکی داره می‌افته

26:59.390 --> 27:00.391
‫چی؟

27:02.810 --> 27:04.103
‫باید یه چیزی نشونت بدم

27:06.898 --> 27:10.360
‫نمی‌دونم به کی می‌تونم اعتماد بکنم،
‫اما توی اون اتاقک یه خبرهایی هست

27:18.493 --> 27:22.789
‫ببخشید، اما اگه قرار نیست چیزی بخوری،
‫میشه بری جای دیگه‌ای چیزی نخوری؟

27:23.456 --> 27:24.541
‫الان یکی دیگه می‌گیرم

27:33.049 --> 27:34.759
‫- یکی دیگه بهم بده
‫- باشه، حتماً

27:46.437 --> 27:47.480
‫ممنون

27:53.611 --> 27:55.655
‫چه چیزهایی رو امتحان کردی؟
‫تفاوت‌ها، نسبت‌ها؟

27:57.156 --> 27:58.157
‫اشکالی نداره

27:58.700 --> 27:59.826
‫عکسش رو گرفتم

28:01.578 --> 28:02.745
‫باید حذفش کنی

28:04.205 --> 28:05.206
‫شاید

28:06.165 --> 28:07.834
‫- درمورد چی تحقیق می‌کنی، اِد؟
‫- بهم نگو اِد

28:09.377 --> 28:11.045
‫اسمم رو از کجا می‌دونی؟

28:11.546 --> 28:13.172
‫وقتی بفهمی چه چیزهایی رو می‌دونم
‫خیلی تعجب می‌کنی

28:14.257 --> 28:16.301
‫مثلاً می‌دونم اون شب خفتت کردن

28:17.552 --> 28:18.553
‫حالا بشین

28:24.100 --> 28:25.727
‫ازت چی گرفتن؟

28:26.519 --> 28:28.980
‫پول‌هات رو نبردن، درسته؟
‫گوشیت رو هم نگرفتن

28:29.480 --> 28:31.941
‫باید بدونم روی چی داری کار می‌کنی
‫چون اونا همون رو می‌خوان،

28:32.025 --> 28:33.568
‫و همون رو هم ازت گرفتن

28:33.651 --> 28:34.986
‫تحقیق من رو نگرفتن

28:39.991 --> 28:40.992
‫تو کی هستی؟

28:46.414 --> 28:49.167
‫همین آدم‌ها اومدن سراغ منم

28:50.251 --> 28:52.795
‫می‌خواستن من رو بکشن.
‫پس مسخره‌بازی نمی‌کنن

28:54.088 --> 28:56.591
‫و تا وقتی نفهمم چه خبره،
‫فقط تو رو دارم

28:57.967 --> 28:59.677
‫- هی، می‌خوام کمکت کنم
‫- کمک نمی‌خوام

28:59.761 --> 29:00.929
‫چرا، می‌خوای

29:01.012 --> 29:02.805
‫بهم اعتماد کنی، می‌خوای

29:04.057 --> 29:05.225
‫حالا، این چیه؟

29:05.308 --> 29:07.435
‫چون هر چی که هست،
‫برای یه نفر ارزشمنده

29:10.396 --> 29:11.773
‫- مال یه دانشجوئه
‫- عالیه

29:12.398 --> 29:14.025
‫- اسمش چیه؟
‫- مُرده

29:20.907 --> 29:22.450
‫خب، مطمئنی ریاضیه؟

29:23.451 --> 29:25.828
‫یه دنباله از اعداده.
‫معلومه که ریاضیه

29:25.912 --> 29:27.705
‫خب، نمیشه یه عدد
‫فقط یه عدد باشه؟

29:29.499 --> 29:34.379
‫مثلاً، نمی‌دونم...
‫مثل منوی یه رستوران چینی؟

29:34.462 --> 29:36.130
‫از ۱۱ عدد تشکیل شده. پس...

29:36.214 --> 29:37.257
‫می‌تونه منوی بزرگی باشه

29:44.472 --> 29:45.515
‫منوی بزرگ

29:48.893 --> 29:50.770
‫- ممنون
‫- منم باهات میام

29:51.132 --> 29:53.198
‫[ سال ۱۹۹۴ ]

30:27.688 --> 30:29.343
‫[ رابرت مالیند ]

30:43.476 --> 30:45.312
‫[ سوفی ژرمن: معمای حل‌نشده ]

30:45.450 --> 30:46.576
‫اینم از دنباله‌مون

31:25.573 --> 31:26.824
‫پیداش کردم

31:31.420 --> 31:34.619
‫[ سوفی ژرمن: معمای حل‌نشده ]
‫[ سفر یک زن برای حل یک ادعای قدیمی ]

31:48.846 --> 31:49.889
‫دکتر ناتو

31:51.349 --> 31:52.433
‫همه چیز خوبه؟

31:52.517 --> 31:54.102
‫خب، در واقع نه

31:54.185 --> 31:57.730
‫نه، من نگران پایداری این محلم

31:59.232 --> 32:00.650
‫وزارتخونه تاییدش کرده

32:00.733 --> 32:02.819
‫درسته، باشه.
‫اما حسن کجاست؟

32:02.902 --> 32:04.612
‫می‌دونی، مهندس سازه کجاست؟

32:04.696 --> 32:07.657
‫چون باید یکی همیشه
‫اینجا باشه، پس...

32:09.492 --> 32:11.244
‫می‌دونی، شنیدم
‫اختلاف‌نظری وجود داره

32:11.327 --> 32:12.912
‫درمورد علت انفجار

32:13.413 --> 32:14.581
‫باشه، باشه

32:14.664 --> 32:16.583
‫دکتر، با دقت به حرف‌هام گوش بده

32:17.166 --> 32:21.921
‫اگه به تضمین‌های ما اعتماد نداری،
‫پس شاید بهتره بری

32:26.676 --> 32:28.511
‫پس خودم قضیه رو پیگیری می‌کنم

33:00.029 --> 33:01.392
‫سلام

33:01.461 --> 33:04.505
‫دنبال حسن قاسم می‌گردم

33:04.589 --> 33:05.882
‫انگلیسی بلدی؟

33:08.468 --> 33:10.929
‫با هم کار می‌کنیم.
‫اسم من چارانه

33:11.012 --> 33:12.931
‫اداره آدرس اینجا رو بهم داد

33:13.806 --> 33:14.807
‫چی می‌خوای؟

33:15.308 --> 33:17.644
‫خب، می‌خواستم باهاش حرف بزنم.
‫دیروز نیومد سر کار

33:18.645 --> 33:20.313
‫چند وقته اینجا نیومده.
‫نمی‌دونم کجاست

33:20.396 --> 33:23.191
‫وقتی اومد خونه،
‫میشه ازش بخوای... من...

33:50.051 --> 33:53.596
‫اینجا هیچی نیست.
‫نه نوشته‌ای، نه سرنخی، هیچی

33:54.097 --> 33:55.682
‫چی؟ صبر کن، بده من ببینمش

33:57.976 --> 33:59.644
‫تا بهم نگی کارت چیه، بهت نمی‌دمش

34:03.648 --> 34:04.649
‫اِن‌اِس‌اِی

34:06.818 --> 34:08.987
‫آژانس امنیت ملی آمریکا

34:09.653 --> 34:10.572
‫نظارت

34:11.656 --> 34:12.657
‫مزخرف نگو

34:14.242 --> 34:16.202
‫صبر کن، کجاهاش رو نگاه کردی؟

34:16.285 --> 34:18.037
‫همه‌جاش رو. کل کتاب رو گشتم

34:27.421 --> 34:28.256
‫باشه

34:28.881 --> 34:29.883
‫این دست‌خط اونه

34:30.758 --> 34:31.758
‫دست‌خط کی؟

34:32.385 --> 34:33.385
‫صفیا زمیل

34:34.262 --> 34:36.097
‫همون دختری که اونا
‫تحقیقش رو دزدیدن

34:40.977 --> 34:44.397
‫«اثبات، بتی است که همگی
‫در برابرش زانو می‌زنیم

34:45.981 --> 34:47.566
‫اثبات، اصل زندگی است

34:49.443 --> 34:52.280
‫- اثبات اینکه به ما عشق ورزیده می‌شود»
‫- اثبات اینکه به ما عشق ورزیده می‌شود

34:54.657 --> 34:56.075
‫اینکه ما را می‌خواهند

34:56.159 --> 34:57.160
‫«اینکه به ما نیاز دارند

35:00.330 --> 35:01.414
‫پس این اثبات من است»

35:04.375 --> 35:07.712
‫اثبات آنچه در حال رخ دادن است...

35:07.795 --> 35:08.880
‫«برای من...»

35:09.756 --> 35:10.757
‫چی؟

35:14.928 --> 35:15.929
‫مانوری چیزیه؟

35:16.554 --> 35:17.805
‫فکر نکنم

35:17.889 --> 35:20.350
‫اما... معمولاً هر چند وقت یک‌بار
‫زنگ خطر به صدا درمیاد؟

35:21.309 --> 35:22.393
‫هیچوقت. چرا؟

35:23.811 --> 35:24.854
‫هیچوقت اصلاً خوب نیست

35:24.938 --> 35:26.439
‫بجنبید

35:26.523 --> 35:27.690
‫این رو بگیر

35:27.774 --> 35:28.816
‫ندوئید

35:30.443 --> 35:32.403
‫سریع ساختمون رو تخلیه کنید

35:34.489 --> 35:35.490
‫...عجله نکنید

35:35.573 --> 35:36.574
‫صبر کن

35:36.658 --> 35:37.992
‫ببینید، شرمنده،
‫اما نمی‌تونید برید داخل

35:38.076 --> 35:39.077
‫بریم

35:41.704 --> 35:43.623
‫آقایون! صبر کنید

35:57.679 --> 35:58.930
‫باید از هم جدا بشیم

35:59.430 --> 36:01.516
‫ببین، فقط تو
‫براشون مهمی. برمی‌گردم

36:38.386 --> 36:39.596
‫برو!

37:25.558 --> 37:27.060
‫باشه، تحقیقت
‫درمورد چیه، اِد؟

37:27.977 --> 37:30.980
‫تحقیقی که رابرت مالیندر
‫آتیشش زد. چیه؟

37:31.064 --> 37:33.316
‫- از اون ماجرا خبر داری؟
‫- آره، داشتم نگاه می‌کردم

37:34.776 --> 37:36.861
‫توی سازمان امنیت ملی
‫کارم همین بود. اون رو زیر نظر داشتم

37:37.403 --> 37:38.279
‫چرا؟

37:38.363 --> 37:41.157
‫خیلی از ریاضی‌دان‌ها رو
‫زیر نظر داریم. اونم یکی‌شون بود

37:45.787 --> 37:47.914
‫اِد، فکر می‌کنم خودکشی رابرت
‫صحنه‌سازی شده بود

37:47.997 --> 37:49.666
‫به نظرم اون رو کُشتن

37:50.166 --> 37:53.169
‫وقتی به رئیسم گزارش دادم،
‫کشته شد و خودم به زور فرار کردم

37:53.253 --> 37:56.256
‫پس دوباره ازت می‌پرسم.
‫تحقیقت درمورد چیه؟

37:59.884 --> 38:01.970
‫ببین، اِد، من کسی هستم
‫که بهش میگی

38:02.053 --> 38:03.096
‫باشه؟

38:03.763 --> 38:05.056
‫کمکم کن این قضیه رو بفهمم

38:06.724 --> 38:09.060
‫الگوهای اعداد. اعداد اول

38:11.396 --> 38:13.064
‫الگوهایی توی اعداد اول؟

38:14.399 --> 38:15.984
‫- دنبال همین می‌گردی؟
‫- آره

38:19.237 --> 38:22.407
‫کار من انتزاعیه.
‫ریاضیات محضه

38:22.490 --> 38:24.492
‫آره، اما تصادفاً...

38:25.285 --> 38:27.871
‫سنگ بنای تمام امنیت دیجیتاله

38:28.454 --> 38:30.665
‫باید بدونی که اگه تو، صفیا،

38:30.748 --> 38:33.084
‫یا هر کَس دیگه‌ای
‫یه الگو توی اعداد اول پیدا کنید،

38:33.167 --> 38:34.961
‫می‌تونه هر کد دیجیتالی‌ای رو بشکنه

38:36.796 --> 38:41.801
‫ببین، همه‌ی قفل‌های دیجیتال بر اساس
‫انتخاب تصادفی اعداد اول ساخته شدن

38:42.468 --> 38:44.095
‫اگه ثابت کنی که تصادفی نیستن،

38:44.178 --> 38:47.181
‫می‌دونی چقدر ارزشمند
‫و خطرناک میشی؟

38:48.474 --> 38:51.394
‫دارم درمورد حساب‌های بانکی،
‫سیستم‌های دفاعی،

38:51.477 --> 38:53.396
‫سوابق دولتی، گزارش‌های
‫محرمانه صحبت می‌کنم

38:53.479 --> 38:56.608
‫همه‌چیز رو میشه دید.
‫دیگه هیچ‌چیز پنهان نیست

38:58.943 --> 39:00.737
‫این خیلی موضوع بدیه؟

39:01.279 --> 39:02.697
‫زیاد بیرون نمیری، نه؟

39:03.448 --> 39:04.532
‫ببین...

39:05.033 --> 39:05.867
‫تِیلا

39:05.950 --> 39:08.536
‫تِیلا، حالا هر چی.
‫یه یابنده‌ی اعداد اول

39:08.620 --> 39:11.789
‫یه قانون برای پیدا کردن
‫اعداد اول. یه نظریه‌ست

39:11.873 --> 39:14.959
‫مثل گرفتن نور خورشید،
‫قرار نیست ممکن باشه

39:15.043 --> 39:16.628
‫اما فکر می‌کنی
‫یه راهی پیدا کردی؟

39:17.545 --> 39:18.796
‫اینکه صفیا یه راهی پیدا کرده؟

39:19.422 --> 39:21.841
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. شاید

39:22.508 --> 39:24.844
‫تا وقتی پایان‌نامه‌اش رو نبینم
‫نمی‌تونم مطمئنم باشم

39:29.807 --> 39:30.892
‫دیگه چی توی کتاب بود؟

39:47.784 --> 39:49.661
‫«کمبریج دیگر امن نیست

39:55.500 --> 39:58.670
‫- من توسط یک نوع...»
‫- ...یک نوع هندسه‌ی تاریک احاطه شده‌ام

40:00.547 --> 40:03.299
‫- صف!
‫- سلام! صفیا

40:03.383 --> 40:05.802
‫چیزی که گمان می‌کردم
‫غیرممکن است،

40:06.719 --> 40:08.972
‫ممکن است واقعاً ممکن باشد

40:15.103 --> 40:16.614
‫اگر در حال خواندن این نامه هستید،

40:16.615 --> 40:19.326
‫پس چیزی که از آن
‫می‌ترسیدم، اتفاق افتاده

40:22.986 --> 40:26.531
‫و اگرچه برای من دیگر
‫دیر است، شما باید...

40:26.614 --> 40:29.284
‫- چیزی که در حال رخ دادن است را آشکار کنید
‫- «...چیزی که در حال رخ دادن است را آشکار کنید»

40:38.543 --> 40:42.130
‫یه چکیده‌ست.
‫خلاصه‌ای از پایان‌نامه‌شه

40:42.797 --> 40:43.965
‫و...؟

40:44.048 --> 40:46.134
‫و دقیقاً همون حوزه‌ی کاری منه

40:47.886 --> 40:49.053
‫اون چیه؟

40:55.226 --> 40:56.311
‫موسسه‌ی کپلر

40:57.186 --> 40:59.606
‫یه موسسه‌ی تحقیقاتی تو کمبریجه

41:00.773 --> 41:03.484
‫ازم خواستن بهشون
‫ملحق بشم، اما...

41:03.985 --> 41:05.653
‫اما... اِد، چی؟

41:05.737 --> 41:07.280
‫ممکنه تحقیق صفیا اونجا باشه!

41:09.032 --> 41:10.533
‫نمی‌خوام بخشی
‫از این ماجرا باشم

41:10.617 --> 41:12.452
‫نه، اِد.
‫ممکنه کپلر کلید این ماجرا باشه

41:13.036 --> 41:14.162
‫نمی‌فهمی؟

41:14.245 --> 41:16.289
‫فقط اونطوری می‌تونیم
‫بفهمیم قضیه چیه

41:17.478 --> 41:21.478
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

41:21.479 --> 41:25.479
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

41:28.473 --> 41:48.473
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
