WEBVTT

00:04.865 --> 00:14.865
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:16.211 --> 00:18.211
‫« چارلی »
‫« دانشکده‌ی حقوق »

00:18.665 --> 00:28.665
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:35.551 --> 00:36.841
‫سلام دوستِ قدیمی

00:38.891 --> 00:42.101
‫داشتم توی گاراژ می‌گشتم
‫و حدس بزنید چی پیدا کردم

00:42.181 --> 00:43.311
‫بقایای انسانی؟

00:43.391 --> 00:45.811
‫اگه بقایای انسانی پیدا کرده بودم،
‫با این لحن حرف می‌زدم؟

00:50.231 --> 00:53.401
‫- وای خدایا! این برت کایوتیـه؟
‫- خودِ خودشـه

00:53.991 --> 00:55.321
‫برت کایوتی دیگه کیه؟

00:55.401 --> 00:57.451
‫عنوانِ رُمانیـه که توی دانشکده حقوق می‌نوشتم

00:57.531 --> 00:59.031
‫یه مدت هم بعدِ فارغ‌التحصیلی درگیرش بودم

00:59.121 --> 01:00.871
‫- راجع به یه کایوتیـه؟ (=گرگ صحرایی)
‫- نه

01:00.951 --> 01:03.701
‫ژانرش تریلر حقوقیـه و راجع‌به ‫وکیلیـه که

01:03.791 --> 01:05.961
‫یه توطئه‌ی بزرگ رو برملا می‌کنه

01:06.041 --> 01:07.831
‫و پای همه به قضیه باز میشه

01:07.921 --> 01:09.041
‫خب وکیله کایوتیـه؟

01:09.131 --> 01:12.501
‫- نه. کایوتی صرفاً فامیلیشـه
‫- با کایوتی‌ها نسبتی داره؟

01:14.051 --> 01:16.131
‫همه دارن بابا رو دست میندازن
‫و خودشم که حال می‌کنه

01:16.221 --> 01:19.551
‫ولی نکته‌ی جالبش اینجاست که یه نگاهی
‫بهش انداختم

01:19.641 --> 01:21.681
‫و به نظرم کارِ بدی نیست

01:21.761 --> 01:25.141
‫پس عزیزم، میشه تو هم بخونیش؟

01:26.311 --> 01:27.311
‫چرا که نه

01:27.391 --> 01:29.771
‫خیلی خوب میشه یه نفر دیگه هم
‫یه نگاهی بهش بندازه

01:29.861 --> 01:32.321
‫حتماً. ولی واسه چی؟

01:32.401 --> 01:34.321
‫راستش رو بخوای حس می‌کنم پتانسیلش رو داره

01:34.401 --> 01:37.201
‫و شاید بشه یه دنیایی ازش ساخت
‫و باهاش کسب درآمد کرد

01:37.281 --> 01:40.621
‫یعنی می‌خوای به جای شغلی که
‫حقوق ثابت داره

01:41.621 --> 01:43.791
‫- بشینی رُمان برت کایوتی بنویسی؟
‫- خب اگه بشه چندتا

01:43.871 --> 01:45.621
‫چند جلد رُمان برت کایوتی

01:45.701 --> 01:47.371
‫مثلاً از هری باش که
‫۲۴ جلد کتاب در آوردن

01:47.461 --> 01:48.831
‫پس آره

01:48.921 --> 01:50.421
‫- خب می‌خونیش؟
‫- آره

01:50.501 --> 01:52.251
‫چی بهتر از این؟

01:52.341 --> 01:53.801
‫عالیه پس آماده باش

01:53.881 --> 01:56.221
‫چون یه ماجرای پُرهیجان در انتظارتـه

01:57.721 --> 01:59.051
‫یعنی یارو حداقل یه کایوتی دست‌آموزم نداره؟

01:59.131 --> 02:01.971
‫سایمون، توی کل داستان یه دونه کایوتی هم
‫پیدا نمیشه

02:05.351 --> 02:06.351
‫خیلی‌خب

02:09.351 --> 02:10.561
‫مگه بدونِ کایوتی میشه؟!

02:10.651 --> 02:12.191
‫اسمش بدجوری غلط‌اندازه

02:14.223 --> 02:16.210
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت هشتم »

02:19.676 --> 02:27.676
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

02:27.701 --> 02:30.251
‫برت کایوتی بااحتیاط به امیلدا نزدیک شد

02:30.331 --> 02:33.421
‫امیلدا از کایوتی رو برگرداند و گفت:

02:33.501 --> 02:37.171
‫«چهار رکن اصلی ادعای مداخله‌ی زیان‌آور
‫در قرارداد چیست؟»

02:37.261 --> 02:40.301
‫کایوتی به پشت سرِ امیلدا خیره شد؛
‫به موهای سرخِ پُرپشتش

02:40.381 --> 02:44.261
‫به زنی که خوب می‌شناخت
‫و حالا مضطرب بود که نکند برایش غریبه است

02:44.351 --> 02:46.311
‫برت با صدایی آهسته گفت:

02:46.391 --> 02:48.851
‫«چهار رکن ادعای مداخله‌ی زیان‌آور عبارتند از:

02:48.931 --> 02:52.061
‫قصد متهم مبنی بر اخلال در رابطه‌ی اقتصادی

02:52.151 --> 02:55.981
‫اخلال در رابطه، ضرر به شاکی و در نهایت

02:56.071 --> 02:59.611
‫ رابطه‌ی علت و معلول بین کار خلاف و ضرر آن»

02:59.701 --> 03:03.281
‫آخه من اینو کجای دلم بذارم؟!

03:03.371 --> 03:06.161
‫مثلاً من الان بیشتر از
‫مسائل حقوقی سر در میارم

03:06.241 --> 03:07.241
‫این که نشد کتاب

03:07.331 --> 03:09.661
‫بیشتر شبیه یه سند حقوقیه که
‫به دادگاه میدن

03:09.751 --> 03:12.621
‫ظاهراً قهرمان داستان
‫قرارداده، نه؟!

03:12.711 --> 03:13.711
‫کی وقت می‌کنم بخونمش؟

03:13.791 --> 03:16.341
‫هر روز فقط پنج دقیقه واسه خودم وقت دارم

03:16.421 --> 03:19.211
‫که در رو قفل می‌کنم، می‌شینم روی توالت و
‫توی سایت نت-ای-پوتر می‌چرخم

03:19.301 --> 03:21.471
‫یه فکری دارم. اصلاً نخونش

03:21.551 --> 03:23.551
‫نمی‌تونم. خیلی نامردیه

03:23.641 --> 03:27.061
‫چارلی توی دوران سردرگمی و دست‌وپازدنم
‫همیشه پشتم بود

03:27.141 --> 03:29.391
‫پس یعنی با تغییر مسیر شغلیش موافقی؟

03:29.471 --> 03:31.891
‫به هیچ وجه! ناسلامتی ما بچه داریم

03:31.981 --> 03:33.311
‫سریع‌تر باید این بساط رو جمع کنه

03:33.336 --> 03:34.981
‫وگرنه بچه‌ها دیگه رنگِ کالج رو هم نمی‌بینن

03:35.061 --> 03:37.731
‫ببین این فقط یه دوره‌ست. بذار خودش بگذره

03:37.821 --> 03:39.071
‫مثل اسهال

03:40.901 --> 03:41.991
‫پشت خطی دارم

03:42.071 --> 03:44.531
‫تماس کاریه که الان بیشتر
‫از هرچیزی بهش نیاز دارم

03:44.621 --> 03:47.241
‫فقط یادت نره بهم بگی برت کایوتی
‫به کجا می‌رسه

03:47.331 --> 03:48.701
‫شوخی کردم. تو رو خدا دیگه اسمشم نیار!

03:50.411 --> 03:52.291
‫- سلام
‫- سلام دختر

03:52.371 --> 03:54.211
‫کابو کری‌ام. شما سیلویایی؟

03:54.291 --> 03:56.131
‫خودِ خودشم

03:56.211 --> 03:58.921
‫تدارکات این مهمونیِ ما رو
‫قبول می‌کنی یا چی سلیطه؟

03:59.001 --> 04:00.801
‫چرا که نه، سلیطه!

04:00.881 --> 04:04.471
‫خب مهمونی واسه یه آدم خیلی معروفه، دُخی‌

04:05.431 --> 04:07.641
‫در ضمن امیدوارم اپلتینی دوست داشته باشی،

04:07.721 --> 04:09.391
‫شیطون‌بلا

04:09.471 --> 04:11.731
‫تدارکات‌چی مهمونی میسون گرند شدی؟

04:11.811 --> 04:14.391
‫واسه خودش نه. برای افتتاحیه سریالِ جدیدش

04:14.481 --> 04:16.601
‫برای «اسرار دارسی جوان»؟ وای خدایا!

04:16.691 --> 04:18.441
‫- اسرار دارسی جوان چیه؟
‫- از دستِ تو بابا

04:18.521 --> 04:19.941
‫- مهم‌ترین سریال دنیاست
‫- خیلی‌خب

04:20.031 --> 04:22.361
‫آره. بیراه نمیگه. خیلی محبوبـه

04:22.441 --> 04:23.571
‫درباره‌ی چیه؟

04:23.651 --> 04:25.201
‫پیش‌درآمدِ غرور و تعصبه

04:25.281 --> 04:27.911
‫ولی از زاویه دید آقای دارسی جوان

04:27.991 --> 04:30.541
‫تازه دارسی توش کارآگاه، شمشیرباز،

04:30.621 --> 04:33.411
‫بوکسور، خلبان آزمایشی بالون
‫و شیمی‌دان آماتور هم هست

04:33.501 --> 04:34.871
‫عجب! تو سریالش رو دیدی؟

04:36.171 --> 04:37.171
‫- یه تیکه‌هاییش رو
‫- مامان!

04:37.251 --> 04:38.501
‫کل سریالش رو با هم دیدیم

04:38.591 --> 04:41.091
‫باشه حالا شاید دیده باشم

04:41.171 --> 04:42.921
‫میسون گرند خیلی جذابه

04:45.381 --> 04:48.351
‫میگما، میسون گرند انتخاب
‫خوبی برای نقش برت کایوتیـه

04:48.431 --> 04:50.561
‫وای خداجون! دقیقاً!

04:50.641 --> 04:52.431
‫میسون گرند قراره نقش
‫برت کایوتی رو بازی کنه؟

04:52.521 --> 04:54.521
‫ببینیم چی میشه

04:54.601 --> 04:55.981
‫قبلش باید رُمانم رو تموم کنم

04:56.061 --> 04:58.691
‫آره. بعدش باید چاپش کنی و یکی رو
‫پیدا کنی که حق امتیازش رو بخره

04:58.771 --> 05:00.901
‫و بعدم یه نفر پیدا بشه
‫خرج ساختِ فیلم رو بده...

05:01.941 --> 05:04.401
‫ولی فکر خوبیه. من که خیلی خوشم اومد

05:04.991 --> 05:06.241
‫آره. مرسی

05:06.911 --> 05:10.411
‫راستی الان متوجه شدم اولین باره که

05:10.491 --> 05:12.581
‫برای یه مشتری غریبه مهمونی برگزار می‌کنی

05:12.661 --> 05:14.791
‫- تبریک میگم
‫- باحاله، نه؟

05:14.871 --> 05:17.461
‫میشه منم بیام؟ تو رو خدا، مامان.
‫جونِ من.

05:17.541 --> 05:19.001
‫حالا ببینیم چی میشه، عزیزم

05:19.081 --> 05:21.631
‫می‌دونی کی جون میده برای نقش برت کایوتی؟

05:22.631 --> 05:23.631
‫برد پیت

05:24.131 --> 05:25.301
‫برد پیت کیه؟

05:26.431 --> 05:27.431
‫جدی پرسیدی؟

05:35.311 --> 05:36.351
‫تادا!

05:37.231 --> 05:39.231
‫قشنگه، نه؟
‫بزرگه ولی نه زیاد از حد

05:39.311 --> 05:40.361
‫آره، عین کیر من

05:41.191 --> 05:43.111
‫- ببخشید خانم
‫- اوکیـه

05:43.821 --> 05:45.821
‫رفیق، اینجا فوق‌العاده‌ست

05:45.901 --> 05:47.531
‫آره. محشره. یه پشت بوم مجهز هم داره

05:47.611 --> 05:49.571
‫از اونجا یه ویوی خفن از
‫مرکز شهر داری

05:49.661 --> 05:51.871
‫ روزهایی که هوا صاف باشه،
‫تا پاسادنا دیده میشه

05:51.951 --> 05:53.871
‫که خیلی‌ها براشون مهم نیست

05:53.951 --> 05:55.161
‫ولی برای بعضی‌ها جذابه

05:55.251 --> 05:57.161
‫برای خیلی‌ها حسابی جذابـه

05:57.251 --> 05:58.331
‫به نظرم اصلاً حرف نداره

05:58.421 --> 05:59.461
‫اینجا عالیه، رفیق

05:59.541 --> 06:01.461
‫جون میده واسه شعبه‌ی دوم لاکی پنی

06:01.541 --> 06:02.751
‫اون محوطه‌ای که قبلاً دیدیم

06:02.841 --> 06:05.301
‫می‌تونه یه اتاق پوکر برای بازی رجی بشه

06:05.381 --> 06:06.761
‫باید بلد باشی کی ادامه‌دادن
‫به‌صرفه‌ست

06:06.841 --> 06:08.971
‫رفیق، کمیسیونت محفوظـه

06:09.051 --> 06:11.681
‫کمیسیون نمی‌خوام. می‌خوام
‫اینجا مالِ خودم باشه.

06:11.761 --> 06:14.851
‫می‌خواستم ازت پول قرض
‫بگیرم که بارِ خودمو بزنم

06:14.931 --> 06:16.481
‫ولی من که بانک نیستم

06:16.561 --> 06:18.021
‫ولی عجیبه چون پول پارو می‌کنم

06:18.771 --> 06:19.771
‫خوب اومدی

06:19.851 --> 06:21.941
‫ویل، اگه پولش رو نداری،

06:22.021 --> 06:23.401
‫میشه من بگیرمش؟

06:24.111 --> 06:27.401
‫نخیر. نمیشه. من اینجا رو واسه خودم می‌خوام

06:29.491 --> 06:31.821
‫یه فکری دارم. وقتی افتتاحش کردیم،
‫مدیریتش با تو

06:31.911 --> 06:33.411
‫می‌تونیم دوباره بچه‌ها رو دور هم جمع کنیم

06:33.491 --> 06:34.951
‫مثل قدیما که برام کار می‌کردی

06:35.041 --> 06:37.081
‫نمی‌خوام برای تو کار کنم.
‫می‌خوام مستقل کار کنم.

06:37.161 --> 06:39.581
‫برای همین می‌خوام بهم پول قرض بدی
‫تا بارِ خودمو بزنم

06:39.671 --> 06:41.421
‫به نظرت کی برنده‌ست ویل؟

06:41.501 --> 06:43.711
‫یه آدم خرپول یا یه مفلس؟

06:43.791 --> 06:46.322
‫البته من پشتتم. عاشق داستان‌هاییم
‫که آدما از فرش به عرش رسیدن ولی...

06:46.761 --> 06:48.671
‫دایان، بهش اجاره نده.
‫به هرکسی خواستی بده، جز این.

06:48.761 --> 06:51.641
‫پولش رو جور می‌کنم. تو این
‫مورد رو برام نگه دار، باشه؟

06:51.721 --> 06:54.811
‫راستش بهش اجاره میدم

06:56.811 --> 06:58.061
‫پشمـ....

06:58.601 --> 07:01.401
‫پشمام. شما دوتا قطعاً با هم خوابیدید

07:01.981 --> 07:03.231
‫وای!

07:03.311 --> 07:04.861
‫رفیق، تبریک میگم

07:04.941 --> 07:07.361
‫خیلی جالبه که بعد از اون جریان،
‫رفاقتتون رو حفظ کردید

07:07.441 --> 07:08.741
‫- آره
‫- خانم صرفاً مشاور املاکمـه

07:08.821 --> 07:10.111
‫پس رفاقتی در کار نیست

07:10.201 --> 07:11.861
‫خیلی جالبه که بعد از اون جریان،
‫شراکت کاریتون رو حفظ کردید

07:11.951 --> 07:13.491
‫در واقع، شراکتی هم در کار نیست

07:13.571 --> 07:15.621
‫خیلی جالبه که بعد از اون جریان،
‫هنوز با هم ارتباط دارید

07:16.451 --> 07:20.041
‫خلاصه رجی فهمید من فقط از پس
‫اجاره‌ی ماهیانه برمیام و پول پیش ندارم

07:20.121 --> 07:22.121
‫و خودشو انداخت وسط و درم گذاشت

07:22.211 --> 07:25.541
‫بعدشم در کمال پررویی بهم پیشنهاد کار داد

07:25.631 --> 07:27.631
‫اونم توی جایی که ازم قاپیده بود

07:27.711 --> 07:29.261
‫- پس نصفه‌نیمه درت گذاشت؟
‫- آره

07:29.341 --> 07:30.971
‫و از همه بدتر اینکه

07:31.051 --> 07:33.551
‫- مجبورم پیشنهادش رو قبول کنم
‫- نه. زیر بارش نرو

07:33.641 --> 07:35.101
‫الکی که از لاکی پنی نیومدی بیرون

07:35.181 --> 07:37.261
‫دوباره اون اشتباه رو تکرار نکن

07:37.351 --> 07:38.601
‫ولی دقیقاً همون اشتباه نیست

07:38.681 --> 07:40.891
‫چون این دفعه گفت می‌تونم مدیر باشم

07:40.981 --> 07:42.641
‫چیکار کنم؟ بگو چه خاکی به سرم بریزم؟

07:43.231 --> 07:46.321
‫چمی‌دونم. الان وقتِ این حرف‌ها رو ندارم

07:46.401 --> 07:47.611
‫به جلسه‌ام دیر می‌رسم

07:47.691 --> 07:51.151
‫واقعاً باید تمام موم‌های روی این
‫رومیزی‌ها رو تمیز کنم؟

07:51.241 --> 07:52.701
‫خودش سفیده. اصلاً چیزی معلوم نیست

07:52.781 --> 07:54.621
‫خودت گفتی کمکم می‌کنی
‫پس بهونه نیار

07:54.701 --> 07:56.581
‫میشه زیرلیوانی بذاری؟ مرسی

07:57.161 --> 07:58.161
‫سلام

08:00.501 --> 08:01.751
‫سلام عزیزم

08:02.961 --> 08:06.251
‫- چه کلاه شاپوی قشنگی!
‫- اینو میگی؟ کلاهِ نویسندگیمـه

08:06.341 --> 08:08.421
‫راستی، می‌خواید یه حرکت باحال ببینید؟

08:09.461 --> 08:10.841
‫- آره
‫- باشه

08:15.681 --> 08:16.891
‫باحال بود

08:17.511 --> 08:19.141
‫آره. خیلی خفن بود

08:19.221 --> 08:21.311
‫کلاه نویسندگی...
‫اولین باره همچین چیزی می‌شنوم

08:21.391 --> 08:22.521
‫مخصوص نویسنده‌هاست

08:23.141 --> 08:25.061
‫- جدی؟
‫- آره، بعضی‌ها می‌ذارن

08:25.151 --> 08:27.611
‫یه نویسنده به ذهنم رسید. چارلی گریوز

08:29.821 --> 08:32.861
‫وای رفیق، خیلی دوست دارم گپ
‫بزنیم ولی باید برگردم سر ماشین

08:38.821 --> 08:41.041
‫سرِ چی؟... چی گفت؟ ماشین؟

08:41.911 --> 08:44.751
‫آره، اسمِ جدیدِ لپتاپشـه

08:44.831 --> 08:47.001
‫به لپتاپش میگه ماشین؟

08:47.081 --> 08:49.461
‫اصلاً چیزی به اسم کلاه نویسندگی نداریم.
‫چرا همچین خیالی کرده؟

08:49.551 --> 08:51.051
‫نمی‌خوام راجع‌به این قضیه حرف بزنم

08:51.671 --> 08:53.131
‫من می‌خوام. بدجور

08:54.341 --> 08:57.391
تدارکات‌چی قبلی‌مون
‫یهو ول کرد و رفت

08:57.471 --> 08:59.301
‫خلاصه ممنون که جای خالیش رو پُر کردی

08:59.391 --> 09:01.601
‫با کمال میل. فرصتِ بزرگیـه

09:01.681 --> 09:04.311
‫آره. راستش تو قشنگ برای این کار
‫ساخته شدی

09:04.391 --> 09:07.691
‫فقط برای تشریفات کار،
‫باید به میسون گرند معرفیت کنم

09:07.771 --> 09:09.231
‫آخه تهیه‌کننده‌ی سریالـه

09:09.311 --> 09:11.901
‫واسه همین می‌خواد حس کنه
‫توی تمام تصمیم‌گیری‌ها نقش داره

09:11.981 --> 09:12.991
‫رواله

09:13.651 --> 09:14.651
‫پشمام!

09:14.741 --> 09:16.321
‫می‌فهمم. خفنه، نه؟

09:17.661 --> 09:21.121
‫فقط یادت باشه تمام ایده‌های خوب مال میسونه

09:21.201 --> 09:23.371
‫و بدها گردنِ خودت، حله؟

09:27.331 --> 09:31.671
‫اینم از میسون. چطوری؟

09:31.751 --> 09:32.841
‫خوبم

09:33.551 --> 09:38.341
‫عالیه. خب می‌خوام
‫به تدارکات‌چی جدیدمون معرفیت کنم

09:38.431 --> 09:40.101
‫ایشون سیلویا گریوز هستن

09:40.181 --> 09:42.351
‫- سلام
‫- چطوری؟

09:43.101 --> 09:45.981
‫خوشوقتم. من از طرفدارهای پروپاقرص سریالتونم

09:46.061 --> 09:48.061
‫من و دخترم عاشق این سریالیم

09:48.601 --> 09:49.651
چه جالب

09:50.611 --> 09:54.111
‫و خیلی ذوق دارم تدارکاتتون با منـه

09:54.191 --> 09:55.781
‫قراره حسابی کِیف کنیم

09:57.241 --> 09:58.281
‫چرا یه‌جوری حرف می‌زنی؟

09:59.241 --> 10:00.951
‫من استرالیایی‌ام

10:01.031 --> 10:03.291
‫نه منظورم اینه که چرا میگی
‫«کِیف میده» و این چرت‌وپرت‌ها؟

10:04.621 --> 10:06.081
‫نمی‌دونم والا!

10:06.161 --> 10:07.461
‫همین‌جوری به ذهنم رسید!

10:08.331 --> 10:09.331
‫ولی...

10:11.211 --> 10:12.881
‫می‌بینم که طرفدار آبجوی دست‌سازی

10:12.961 --> 10:15.131
‫آره، واسه همینه که این سویشرت رو پوشیدم

10:15.211 --> 10:16.301
‫منطقیـه

10:16.921 --> 10:19.221
‫میسون، من دارم از کریشن
‫سفارش میدم. تو چیزی می‌خوای؟

10:19.301 --> 10:21.301
‫آره. برام آب زغال بخر

10:22.511 --> 10:24.511
‫خب میسون، خیلی ممنون که

10:24.601 --> 10:27.231
‫وسط برنامه‌ی شلوغت برامون وقت گذاشتی

10:27.311 --> 10:28.391
‫آره

10:29.021 --> 10:30.351
‫بعداً می‌بینمت

10:33.401 --> 10:36.741
‫- خیلی ناجور بود
‫- ولی خب فرمالیته بود دیگه، نه؟

10:36.821 --> 10:40.031
‫نه. باید به دلش بشینی

10:40.111 --> 10:43.871
‫اگه به دلش نشینی، باید عوضت کنم

10:43.951 --> 10:45.871
‫آخه... یه لحظه صبر کن

10:47.041 --> 10:49.921
‫بازم سلام. سلام میسون.
‫آقای گرند. میسون گرند.

10:50.751 --> 10:52.711
‫- ردیفه
‫- یادم رفت بگم

10:52.791 --> 10:55.051
‫شریکم موسس آبجوسازی لاکی پنی بوده

10:55.131 --> 10:56.591
‫چی؟

10:56.671 --> 11:02.511
‫گفتم شریکِ تدارکاتم موسس بار لاکی پنی بوده

11:02.591 --> 11:05.851
‫- ویل زیسمن رو میگی؟
‫- آره. کارمندمـه

11:05.931 --> 11:07.431
‫خیلی مشتاقم ببینمش

11:07.521 --> 11:09.641
‫آره. اونم خیلی مشتاقه

11:16.861 --> 11:18.361
‫گفت خیلی مشتاقه

11:19.361 --> 11:20.901
‫مشتاقه؟

11:20.991 --> 11:23.951
‫- محشره. منم مشتاقم!
‫- ایول!

11:36.091 --> 11:37.961
‫این که اِما نیست. بانو پاتینگهامـه

11:38.051 --> 11:39.551
‫- غافلگیری رو داشتی؟!
‫- پشمام!

11:40.761 --> 11:42.381
‫توی اینستاگرام دنبالش می‌کنم

11:42.420 --> 11:43.407
‫« اسرار دارسی جوان »

11:43.431 --> 11:45.101
‫یه لاین مراقبت پوستِ فوق‌العاده داره

11:47.011 --> 11:49.731
‫مطمئنم این فصل از فصل قبلی قوی‌تره

11:50.811 --> 11:53.441
‫- ساختار توی قصه‌گویی حرف اول رو می‌زنه
‫- سلام رفقا

11:53.521 --> 11:56.731
‫سلام عزیزم. وقت کردی
‫نوشته‌های جدیدم رو بخونی؟

11:56.821 --> 11:58.031
‫هنوز نه. ولی می‌خونم

11:58.731 --> 12:01.741
‫- کتابت چطوری پیش میره؟
‫- خوبه. گفتم یکم استراحت کنم

12:01.821 --> 12:04.071
‫خط داستانیِ این سریال واقعاً پیچیده‌ست

12:04.161 --> 12:05.451
‫- آره
‫- آره

12:13.001 --> 12:14.041
‫سلام رفیق

12:14.121 --> 12:16.381
‫شرمنده وسط حرف‌هات پاشدم رفتم

12:16.461 --> 12:18.801
‫قبلِ رفتنم می‌خواستی یه چیزی بهم بگی

12:18.881 --> 12:20.881
‫گفتم بیام مکالمه‌مون رو تموم کنیم

12:21.511 --> 12:24.761
‫باشه. خب رجی قشنگ درم گذاشته

12:25.641 --> 12:27.891
‫- چی؟ ازش متنفرم
‫- همینو بگو

12:27.971 --> 12:29.011
‫- خیلی کثافته
‫- بی‌شعوره

12:29.101 --> 12:31.391
‫جلوی چشم خودم داره بهترین جایی
‫که برای بارم پیدا کردم رو می‌دزده

12:31.481 --> 12:33.811
‫چقدر کسشعر! خیلی آدم کسشعریـه.
‫حالم ازش به‌هم می‌خوره

12:36.231 --> 12:37.521
‫چیکارم داری؟

12:38.111 --> 12:40.111
‫- دادا، خیلی با کُتت حال می‌کنم. ناموساً
‫- مرسی

12:40.191 --> 12:41.861
‫- از برند کپیتاله؟
‫- آره. چه دقتی! خودشه

12:41.941 --> 12:43.951
‫چند ساعت توی صف وایسادم تا بتونم بخرمش

12:44.031 --> 12:46.281
‫داداش، من عاشقِ لاکی پنی‌ام. ناموساً!

12:46.371 --> 12:47.661
‫جونم براش در میره!

12:47.741 --> 12:49.991
‫- بارِ خفنیه. واقعاً قشنگه
‫- همینو بگو. منم دوستش دارم

12:50.081 --> 12:51.871
‫- اینجا پاتوق من و رفیق‌هامه
‫- ایول

12:51.951 --> 12:54.291
‫می‌خواستم بدونم الان پروژه‌ی دیگه‌ای داری

12:54.371 --> 12:55.541
‫- یا چی؟
‫- راستش آره

12:55.621 --> 12:58.211
‫می‌خوام بارِ خودم رو بزنم و
‫اسمش رو می‌ذارم «بار نکبتی»

12:58.291 --> 12:59.961
‫چون نامزد سابقم محض تمسخر می‌گفت

13:00.051 --> 13:02.171
‫- وای داداش، عالیه
‫- آره

13:02.261 --> 13:04.761
‫- دادا، قشنگ زنیکه رو می‌چزونی
‫- آره

13:04.841 --> 13:07.301
‫این‌جوری قشنگ می‌فهمه داری
‫می‌ترکونی و من عاشقِ ایده‌اتم!

13:07.391 --> 13:10.311
‫- خیلی با این یارو حال می‌کنم
‫- منم با ایشون حال می‌کنم

13:11.351 --> 13:14.271
‫راستش من بیست ساله ایشون رو می‌شناسم

13:14.351 --> 13:16.271
‫- توی کالج آشنا شـ...
‫- عاشق مدل خندیدنتم. ناموساً

13:16.351 --> 13:17.771
‫خیلی خاصه. به همه سرایت می‌کنه

13:17.861 --> 13:19.441
‫- خیلی باحاله
‫- مرسی

13:19.521 --> 13:21.901
‫راستش نظرات جورواجوری راجع‌بهش شنیدم

13:21.981 --> 13:24.031
‫چرا؟ آدم اصلاً احساس غریبی نمی‌کنه

13:24.111 --> 13:26.821
‫- خیلی دلگرم‌کننده‌ست و حس می‌کنم منو پذیرفتی
‫- آره

13:26.911 --> 13:29.741
‫الان توی دنیا
‫بیشتر به خنده نیاز داریم، مگه نه؟

13:30.581 --> 13:31.791
‫منظورت چیه؟

13:32.911 --> 13:35.461
‫- با توجه به اوضاع فعلی و اخبار
‫- باشه. بگذریم، فقط می‌خواستم بگم

13:35.541 --> 13:39.331
‫اگه بتونی حس و حالِ مهمونی رو دقیقاً
‫مثل اینجا در بیاری

13:39.421 --> 13:42.251
‫- معرکه میشه
‫- باشه. خب اصلاً چرا اینجا برگزارش نکنیم؟

13:42.341 --> 13:44.091
‫- داداش، گرفتی مارو؟
‫- نه بابا

13:44.171 --> 13:46.011
‫- خیلی خفن میشه
‫- آره

13:46.091 --> 13:48.891
‫- جدی گفتی؟ عالی میشه
‫- آشنا دارم

13:48.971 --> 13:51.351
‫- «آشنا دارم». پشمام
‫- آشنام خودمم!

13:51.431 --> 13:52.721
‫آره، الان آشنای منم هستی

13:52.811 --> 13:53.931
‫دیگه باید راه بیفتیم

13:54.021 --> 13:55.811
‫- تا به ادامه فیلمبرداری برسیم
‫- باشه

13:56.891 --> 13:59.401
‫ما بریم سر کارمون. وقتِ نقش‌بازیه

13:59.481 --> 14:01.321
‫- ولی خیلی می‌خوامت رفیق. دمت گرم
‫- ایول

14:02.571 --> 14:05.531
‫وای! کارتون عالی بود بچه‌ها! تبریک میگم

14:05.611 --> 14:07.491
‫فردا صبح مدارک رو براتون می‌فرستم

14:08.111 --> 14:10.371
‫هم خوش‌گذرونی داره هم جون‌کَندن

14:10.451 --> 14:13.911
‫- ولی جون بِکَن و خوش بگذرون. مگه نه مامانی؟
‫- آره، مامانی!

14:14.621 --> 14:16.791
‫من بچه ندارم پس بهم نگو مامانی

14:18.211 --> 14:19.671
‫خاطرتو می‌خوام، سلیطه!

14:22.171 --> 14:23.171
‫پسره خیلی بی‌ادب بود

14:24.131 --> 14:25.461
‫نه، نبود

14:26.671 --> 14:28.681
‫- چی؟
‫- بی‌ادب نبود

14:28.761 --> 14:30.141
‫- چرا بود
‫- نخیر، نبود

14:30.221 --> 14:32.601
‫طرف سلبریتیـه دیگه.
‫شاید یه نمه خودشیفته باشه.

14:32.681 --> 14:34.511
‫راستش خیلی باحال‌تر از
‫چیزی بود که فکر می‌کردم

14:34.601 --> 14:37.941
‫با تو اوکی بود ولی با من بد رفتار کرد

14:38.021 --> 14:40.691
‫نه. ما دوتا سریع جور شدیم چون
‫خیلی شبیه همدیگه‌ایم

14:40.771 --> 14:42.941
‫ولی شما دوتا زیاد ارتباط نگرفتید

14:43.021 --> 14:45.821
‫ولی دلیل نمیشه آدمِ بی‌ادبی باشه.
‫صرفاً با من بیشتر حال می‌کنه.

14:45.901 --> 14:48.401
‫من خیلی آدم دوست‌داشتنی‌ایم.
‫همه جذبم میشن. اصلاً...

14:48.491 --> 14:52.281
‫دقیقاً همون کاری رو کردم که گفتی،
‫پس حق نداری سر این قضیه از دستم عصبانی بشی

14:52.371 --> 14:54.241
‫راست میگی. راست میگی

14:54.331 --> 14:59.001
‫در ضمن توی همچین موقعیتی،
‫یه جمله‌ی مرسوم هست که باید بگی

14:59.081 --> 15:00.171
‫البته اگه اشتباه نکنم

15:02.541 --> 15:03.541
‫ممنونم

15:04.461 --> 15:07.421
‫قابل‌قبول بود. همین رو به حساب تشکر می‌ذارم

15:07.511 --> 15:09.011
‫- حسابی خوش می‌گذره
‫- می‌ترکونیم

15:09.091 --> 15:10.181
‫مهمونی باحالی میشه

15:26.191 --> 15:27.651
‫وای خدایا!

15:33.853 --> 15:36.306
‫« فصل میانجی‌گری »
‫« داستانی از برت کایوتی به قلم چارلی گریوز»

15:39.167 --> 15:40.437
‫« ۲۳۸ پیام دریافتی »

15:39.661 --> 15:41.371
‫وای تو رو خدا نه!

15:46.751 --> 15:48.711
‫۵۰ دلار بهت میدم دست‌نوشته‌ی بابات رو بخونی

15:48.801 --> 15:50.971
‫- و برام تعریف کنی تهش چی میشه
‫- چی؟

15:51.051 --> 15:52.631
‫گفتم ۵۰ دلار بهت میدم

15:52.721 --> 15:55.391
‫دست‌نوشته‌ی بابات رو بخونی
‫و برام تعریف کنی تهش چی میشه

15:55.471 --> 15:57.511
‫نه، مرسی. ولی ۵۰ دلار می‌گیرم

15:57.601 --> 15:59.471
‫تا به بابا نگم چی گفتی

16:00.181 --> 16:01.191
‫چی میگی واسه خودت؟

16:01.891 --> 16:04.941
‫گفتم ۵۰ دلار بهت میدم
‫دست‌نوشته‌ی بابات رو بخونی

16:05.021 --> 16:06.481
‫و برام تعریف کنی تهش چی میشه

16:06.571 --> 16:08.151
‫پشمام! خوب بلدی ها!

16:08.231 --> 16:10.991
‫- استادِ خوبی داشتم
‫- مرسی عزیزم

16:11.071 --> 16:12.201
‫پرداخت با اپل پی هم قبولـه

16:12.821 --> 16:13.821
‫باشه

16:16.161 --> 16:19.081
‫خب، استوارت، جون من راستشو بگو،
‫کتابم چطور بود؟

16:19.161 --> 16:22.411
‫- راستشو بخوای، من می‌میرم واسه برت کایوتی
‫- جدی؟

16:22.501 --> 16:25.331
‫آره بابا. از همون دوران دانشکده‌ی حقوق
‫عاشقش بودم و هستم

16:25.831 --> 16:28.091
‫می‌دونم چرک‌نویسش یکمی سنگینـه

16:28.171 --> 16:29.841
آره، ‫پُرِ اصطلاحات حقوقی بود

16:29.921 --> 16:31.671
‫گرفتم. متنش رو سبک می‌کنم

16:31.761 --> 16:35.141
‫ولی خودِ شخصیتش، دنیاش و
‫پیچش‌های داستانیش محشرن

16:35.221 --> 16:37.851
‫عمراً اگه حدس می‌زدم
‫منشی دفتره آدم‌فروش باشه

16:37.931 --> 16:38.931
‫ایول!

16:39.011 --> 16:41.891
‫ولی بعدش که دوباره از اول خوندم،
‫دیدم همه‌ی تیکه‌هاش جور درمیاد

16:41.981 --> 16:44.231
‫- از اول؟
‫- آره، دوبار خوندمش

16:45.441 --> 16:47.311
‫- تُف تو این شانس
‫- چی؟ چی شد؟

16:49.271 --> 16:52.441
‫یه روز قبل اینکه کتاب رو بدم به تو،
‫یه نسخه دادم به سیلویا

16:52.531 --> 16:54.401
‫حس می‌کنم لای کتاب رو هم باز نکرده

16:54.491 --> 16:56.031
‫خب، پس هنوز نمی‌دونه چی از کفِش دررفته

16:56.111 --> 16:57.741
‫کتاب رو پشت توالتِ طبقه‌ی پایین پیدا کردم که

16:57.821 --> 16:59.201
‫- رو صفحه‌ی چهار باز مونده بود
‫- چی؟

16:59.281 --> 17:01.121
‫اینجوری بخواد پیش بره،
‫سه ماه طول می‌کشه

17:01.701 --> 17:05.001
‫شاید کلاً با رمان‌های کارآگاهی حقوقیِ
‫شخصیت‌محور و پُر کشش حال نمی‌کنه

17:05.081 --> 17:07.581
‫نمی‌فهمم! چطور تو ازم حمایت می‌کنی،
‫ولی سیلویا نه؟!

17:07.671 --> 17:10.631
‫من که همه‌جوره پشتشم

17:10.711 --> 17:13.631
‫می‌دونم قضیه‌ی نویسنده‌شدنم عجیب‌غریبـه،

17:13.721 --> 17:15.221
‫ولی من به حمایتش احتیاج دارم

17:15.301 --> 17:17.511
‫نیاز دارم که بهم بگه
‫دارم راهِ درستی رو میرم

17:17.591 --> 17:21.311
هوی، خلق یه شخصیت خفن برای
‫نوشتن ده‌ها کتاب پلیسی

17:21.391 --> 17:22.771
‫- قطعاً راه درستیـه
‫- آره

17:22.851 --> 17:24.561
‫مگه خوندن دویست صفحه
‫چقدر سختـه؟

17:26.021 --> 17:28.101
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫دیگه بسمـه هر چی منتظر نشستم

17:28.191 --> 17:30.901
‫بسـه هر چی مراعات کردم.
‫دیگه چارلی سابق مُرد.

17:30.981 --> 17:36.531
‫از این به بعد ‫هر وقت‌وساعت، هرکجا،
هرکاری عشقم بکشه می‌کنم

17:36.611 --> 17:38.281
‫چقدر شبیه برت کایوتی شدی

17:38.371 --> 17:41.701
‫آره، خب، راستش،
‫یه‌جورایی شخصیتش عین خودمـه

17:41.791 --> 17:43.081
‫- خدایی؟
‫- آره

17:44.661 --> 17:48.291
‫می‌دونی یه نویسنده چی لازم داره؟

17:51.381 --> 17:54.381
‫بعید می‌دونم سیلویا سگ بخواد

18:00.431 --> 18:01.761
‫بریم یه چندتا سگ ببینیم

18:06.891 --> 18:09.061
‫سلام، مامان. میشه
‫نطق گتیسبورگ رو برات بخونم؟

18:09.151 --> 18:11.061
‫- بخون
‫- «هشتادو‌هفت سال پیش...»

18:11.151 --> 18:12.901
‫سلام، مامان. امشب منو می‌رسونی منهتن بیچ؟

18:12.981 --> 18:14.111
‫امشب؟
‫نه، خیلی دیره

18:14.191 --> 18:15.191
‫ناخن‌هام قشنگ شدن؟

18:15.281 --> 18:16.741
‫- با ماژیک رنگ‌شون کردم
‫- چی؟

18:16.821 --> 18:19.911
‫سلام، عزیزم. امروز با برت کایوتی
‫به جاهای خوبی رسیدیم

18:19.991 --> 18:21.781
‫- سلام
‫- سلام، باورت میشه؟

18:21.871 --> 18:24.451
‫- ۴۰‏ صفحه نوشتم
‫- به‌به

18:24.541 --> 18:27.001
‫حالا باید یه کاری کنم که
‫کایوتی به طریقی برای صنایع وایپر

18:27.081 --> 18:29.121
‫حکم توقیف بگیره، حتی با اینکه...

18:29.211 --> 18:31.751
‫یا خدا! سگ! سگ تو خونه‌ست!
‫یه سگ ولگرده

18:31.841 --> 18:33.091
‫آره. نه بابا. چند وقتی مهمون ماست

18:33.171 --> 18:35.381
‫چی؟ پس چرا از من نظر نخواستی؟

18:35.461 --> 18:37.381
‫گفتم که مهمونـه. عینهو ماشین اجاره‌ای

18:37.471 --> 18:39.801
‫- اسمش هم گذاشتم واتسون
‫- چی؟ چرا؟

18:39.891 --> 18:42.391
‫- به خاطر شرلوک دیگه
‫- خب، چرا شرلوک نه؟

18:42.471 --> 18:43.851
‫چون من شرلوکم

18:43.931 --> 18:45.561
‫جسیپا می‌خواد سوار واتسون بشه

18:45.641 --> 18:48.021
‫نه، نه، جسیپا مارمولکـه،
‫نبینم گذاشتیدش روی واتسون

18:48.101 --> 18:49.481
‫- من برم بالا دستشویی
‫- تو رو خدا؟

18:49.561 --> 18:51.191
‫میگما، یه نگاه به این صفحات میندازی؟

18:51.271 --> 18:53.571
‫- آره، تموم سعی‌ام رو می‌کنم
‫- عالیـه. مرسی

18:53.651 --> 18:55.231
‫- کارت عالی بود
‫- آن ملت یا هر ملت دیگری را که

18:55.321 --> 18:58.201
‫- چنان پربار و چنان مصمم باشد...
‫- دنبال من نیا. نبینمت

18:58.281 --> 19:02.411
‫من که گفته بودم سوای بسته‌ی پایه،
‫ریسه‌ی نور هم می‌خوام

19:02.491 --> 19:04.411
‫آره، می‌خواستم فضا یکم دنج و خودمونی بشه

19:05.371 --> 19:08.501
‫ایمیلش جلو روم بازه که
‫توش درخواست ریسه‌ی نور دادم

19:09.371 --> 19:11.461
‫بسیارخب. پس من هم
‫میرم سراغ یکی دیگه

19:12.001 --> 19:13.671
‫همین رو می‌خواستم بشنوم. خیلی ممنون

19:15.251 --> 19:16.801
‫دیدی خودت نخوای، اتفاقی نمیفته؟

19:17.881 --> 19:19.591
‫- بیخیال، گرفتی ما رو؟
‫- خیلی‌خب، الکی...

19:19.681 --> 19:21.681
‫تو مصداق بارز اینی که
اگه خودمون نخوایم، اتفاقی هم نمیفته

19:21.761 --> 19:22.761
‫همین الان دیدم

19:24.431 --> 19:26.311
‫میسون گفته حواست باشه

19:26.391 --> 19:28.981
‫توی مهمونی
کوکتل ‫مزکال سینگل ویلج بدیم

19:30.141 --> 19:31.401
‫چرا به تو گفته؟

19:31.981 --> 19:33.731
‫چمی‌دونم. بهم پیام داد

19:33.811 --> 19:36.361
‫نکنه با هم سر و سِری دارید؟

19:36.441 --> 19:38.991
‫نه بابا، چه سر و سری؟!

19:39.071 --> 19:40.531
‫خودت بهش گفتی با هم همکاریم

19:40.611 --> 19:41.861
‫واسه همین هم به من پیام داده

19:41.951 --> 19:43.991
‫خیلی‌خب، من رو ببر توی گروه ببینم

19:44.071 --> 19:45.451
‫ببرمت واقعاً؟

19:45.531 --> 19:47.491
‫- باید در جریان همه چیز باشم
‫- باشه

19:47.573 --> 19:50.453
‫انگار داری خودت رو میندازی وسط بحث دو نفر

19:50.541 --> 19:51.671
‫ولی انجامش میدم

19:51.751 --> 19:53.041
‫- بیا، سیلویا هم اومد
‫- بدو

19:53.131 --> 19:56.131
‫- بفرمایید، ردیفـه
‫- مرسی. باید توی این گروه باشم

19:56.211 --> 19:57.671
‫- از همون اول باید می‌بودم
‫- راست میگی

19:57.751 --> 19:59.671
‫چرا خودت من رو نبردی؟
‫حتماً باید ازت می‌خواستم؟

19:59.761 --> 20:02.051
‫بفرما:
‫«خیلی خوشحالم که قراره با هم کار کنیم!»

20:02.131 --> 20:04.261
‫- یه علامت تعجب هم تَنگشـه
‫- آره، دارم هیجان میدم

20:04.341 --> 20:05.971
‫«هر کاری بود، با من تماس بگیرید!»

20:06.051 --> 20:08.641
‫- با یه دونه علامت تعجب
‫- می‌خوام حرفه‌ای و مشتاق به نظر بیام

20:08.721 --> 20:11.271
قشنگ داری جار می‌زنی ذوق‌مرگی، دیوونه

20:11.351 --> 20:12.351
‫بهش میگن اشتیاق

20:13.311 --> 20:14.731
‫چیـه؟ چی شد؟

20:14.811 --> 20:17.401
‫میسون پیام داده میگه:
‫«سیلویا کیـه دیگه؟!»

20:17.481 --> 20:19.481
‫- بیخیال، محال ممکنـه
‫- گفته بابا

20:19.571 --> 20:21.991
‫- خوبـه دوبار من رو دیده
‫- شرمنده

20:22.071 --> 20:23.281
‫اصلاً نمی‌دونم چی باید بگم

20:24.741 --> 20:27.081
‫- چیـه؟ واسه چی می‌خندی؟
‫- هیچی. چیزه...

20:27.161 --> 20:28.661
‫میم فرستاده. همیشه برام میم می‌فرسته

20:28.741 --> 20:30.081
‫- عاشق میمـه
‫- بده ببینم... باید ببینم

20:30.161 --> 20:32.041
‫- گوشیت رو بده من. آره، می‌خوام
‫- می‌خوای میمه رو ببینی؟

20:32.121 --> 20:34.751
‫از دست تو! بیا. چهارتا میم مسخره‌ست دیگه

20:34.831 --> 20:36.881
‫یا خدا، چه خبره این همه میم؟!

20:36.961 --> 20:39.421
‫یه‌عالمه‌ست.
‫بیشترشون هم خیلی بامزه‌ان.

20:39.501 --> 20:41.761
‫- جدی؟ به این میگی بامزه؟
‫- آره خب

20:41.841 --> 20:43.591
نگاه ‫چطوری باب‌اسفنجی با تخم‌هاش
‫اختاپوس رو مستفیض می‌کنه

20:43.681 --> 20:45.051
‫- می‌خوای بگی بامزه نیست؟
‫- بیخیال بابا

20:45.141 --> 20:46.391
‫- خیلی خنده‌داره
‫- چی؟

20:46.471 --> 20:48.061
‫برو بابا. اسکل کردی منو؟

20:48.561 --> 20:50.061
‫چرا به خودت گرفتی حالا؟

20:50.971 --> 20:55.731
‫الان تو جای من بودی و این مردکِ پلشت

20:55.811 --> 20:59.271
‫رسماً تو رو نادیده می‌گرفت و
‫بعدِ چندبار ملاقات

20:59.361 --> 21:00.821
حتی ‫اسمت رو هم یادش نمیومد،
‫ناراحت نمی‌شدی؟

21:00.901 --> 21:02.571
‫ببین، زیادی داری حساسیت نشون میدی

21:02.651 --> 21:04.951
‫رسماً خیال کرده منشی‌اشم،
‫از من مزکال می‌خواد!

21:05.031 --> 21:06.781
‫دوست داشتی با تو عین منشی‌اش رفتار کنه؟

21:06.871 --> 21:08.781
‫خیلی برام جالبـه که
‫تونستی با همچین بی‌شعوری

21:08.871 --> 21:11.501
‫- رفاقت کنی
‫- بی‌شعور نیست

21:11.581 --> 21:12.911
‫- چرا، هست
‫- بچه‌ست بابا

21:14.791 --> 21:17.211
‫- چیـه؟ چی شده؟
‫- یه میم دیگه فرستاده

21:17.291 --> 21:18.291
‫- بیخیال
‫- ببینم

21:18.381 --> 21:19.841
‫خیلی‌خب، بیا. یه راهبه‌ست

21:19.921 --> 21:22.511
‫نوشته: «کیرم هم نیست».
‫از اونجایی که راهبه‌ها کلاً کیر ندیدن.

21:23.091 --> 21:24.971
‫خیلی‌خب، این بامزه بود. برام بفرست

21:25.051 --> 21:28.471
‫میسون گرند. رودررو چقدر جذابـه؟

21:28.551 --> 21:32.391
‫اصلاً شنیدی چی گفتم؟
‫عن‌آقا جنسیت‌زده‌ست

21:32.471 --> 21:33.481
‫چه بد شد

21:33.561 --> 21:35.811
‫بخصوص وقتی که دارسی جوان فمینیست متعصبیـه

21:35.891 --> 21:37.191
‫سریال رو برام خراب می‌کنه

21:37.271 --> 21:40.021
‫این به کنار، ویل جوری رفتار می‌کنه که
‫انگار من خُل شدم و

21:40.111 --> 21:42.821
‫نباید از این مرتیکه
‫ذره‌ای توقع احترام داشته باشم

21:42.901 --> 21:44.571
‫معلومـه که ویل درکت نمی‌کنه

21:44.651 --> 21:47.361
‫مردها نفهمن. تازه با یه سلبریتی هم دوست شده

21:47.991 --> 21:48.991
‫چیکار کنم حالا؟

21:49.621 --> 21:51.581
‫هیچی. پولت رو بگیر و به سلامت

21:52.701 --> 21:54.661
‫- آره
‫- ببین چی رسیده

21:54.751 --> 21:58.001
‫- «نخوای، گیرت نمیاد»
‫- آره، چی هست؟

21:58.081 --> 22:01.251
‫تُت‌بگِ «نخوای، گیرت نمیاد» منـه

22:01.341 --> 22:03.921
‫توی پادکست مامان‌رئیس،
‫به مهمون‌هام یادگاری میدم و

22:04.011 --> 22:05.761
‫می‌خوام بفروشمش که
‫فرهنگ‌سازی بشه

22:05.841 --> 22:06.841
‫درباره‌ی چی؟

22:07.591 --> 22:08.641
هر چی که فکرش رو بکنی

22:22.571 --> 22:25.241
‫رفیق، باز هم بابت همه چی ممنون

22:25.321 --> 22:26.491
‫- بی‌نظیره
‫- کاری نکردم که

22:26.571 --> 22:27.571
‫خیلی باحالـه

22:29.911 --> 22:32.531
‫- از تو هم ممنونم، رجی. بابت همه چی
‫- قربونت

22:32.621 --> 22:34.951
‫ببینید، با برگزاری
‫مراسم اسرار دارسی جوان اینجا،

22:35.041 --> 22:37.041
‫کُلی کلاس کارمون میره بالا

22:37.121 --> 22:39.251
‫واسه چی اینقدر تو کفِ این یارویی؟
‫ناموساً عجیبـه

22:39.331 --> 22:41.131
‫آقا، تو دیگه اینجا کار نمی‌کنی، خب؟

22:41.211 --> 22:43.211
‫بسـه هر چی روح‌وروانم رو به‌هم‌ریختی

22:43.301 --> 22:44.301
‫الان دیگه مشتری‌ام و پول میدم

22:44.381 --> 22:47.051
‫پس اتفاقاً بیشتر از همیشه می‌تونم
‫تخریبت کنم

22:47.131 --> 22:49.801
‫- رفیق. رفیق!
‫- سلام! سلام، چطوری دادا؟

22:49.891 --> 22:52.761
‫- عجب مهمونی‌ایـه
‫- میسون، چطوری؟ چه خبر، پسر؟

22:52.851 --> 22:56.181
‫- پشمام! عجب ساعتی
‫- بله، جیکوب‌اندکوئـه

22:56.271 --> 22:58.021
‫من الان یه پنرای ساده دستمـه

22:58.101 --> 23:01.061
‫منتها ساعت اصلیم،
‫ریچاردمیل‌آراِم‌سیـه

23:01.151 --> 23:03.441
‫یا... من هلاکِ اون ساعتم. حرف نداره

23:03.521 --> 23:07.191
‫- من هم تایمکس ننه‌جونم رو دستم کردم
‫- حقیقتاً این‌جور مهمونی‌ها خیلی...

23:07.281 --> 23:10.701
‫شرکتی و یخن. پنج دقیقه می‌مونم و
‫بعدش جیم می‌زنم.

23:10.781 --> 23:13.371
‫- ولی واقعاً دلم می‌خواد امشب بمونم
‫- چه خوب

23:13.451 --> 23:15.291
‫اینجا قشنگ خوراکِ خودمـه

23:15.371 --> 23:16.831
‫حال‌وهواش محشره. دست مریزاد

23:16.911 --> 23:19.251
‫والا من که فقط مزکالش رو جور کردم

23:19.331 --> 23:22.081
‫کل مراسم رو سیلویا چیده. همه‌کاره ایشونـه

23:22.171 --> 23:24.671
‫- کل فضا یه‌جورایی...
‫- خیلی‌خب، رفقام اومدن

23:24.751 --> 23:26.511
‫من دیگه باید برم.
‫ولی داداش، رودَست نداری.

23:26.591 --> 23:28.221
‫- دمت گرم. ایول
‫- ممنون

23:28.301 --> 23:29.591
‫مرسی که اومدی

23:30.301 --> 23:31.391
‫به!

23:32.261 --> 23:34.221
‫- فکر کنم با جفت‌مون بود
‫- بس کن

23:34.301 --> 23:36.011
‫نه بابا، فقط با خودت بود

23:36.101 --> 23:37.811
‫ولی چشمش که به ساعتم افتاد،
‫دیگه فقط با من بود، رفیق!

23:38.481 --> 23:39.481
‫من و تو

23:41.141 --> 23:43.731
‫- حرف نداره. احسنت، رفیق
‫- خیلی باحالـه

23:44.941 --> 23:46.941
‫ببخشید

23:47.031 --> 23:51.071
‫یلخی‌کیری چه سور و ساتی
‫راه انداختی، سلیطه‌خانوم

23:51.151 --> 23:54.371
‫شرمنده، زیادی رنچ‌واتر خوردم

23:54.451 --> 23:58.161
‫- کابو کری
‫- کابو کری

23:58.251 --> 24:02.671
‫ولی خداوکیلی، دستت طلا.
‫می‌دونم حسابی اذیت شدی.

24:03.711 --> 24:05.091
‫آره، خب...

24:05.841 --> 24:09.461
‫می‌دونی که، میسون آدم بدقِلقـه

24:10.171 --> 24:12.631
‫آره، خب، عن‌آقا جنسیت‌زده‌ست

24:12.721 --> 24:14.601
‫دقیقاً! تو هم همچین حسی داری؟

24:14.681 --> 24:16.391
‫آره بابا، من عملاً رئیسشم،

24:16.471 --> 24:18.771
‫ولی عنتر یه‌بند میگه بهش آب‌نبات بدم

24:18.851 --> 24:21.851
‫بعدشم، فکر کردی تدارک‌چی قبلی‌مون
‫واسه چی کنار کشید؟

24:21.941 --> 24:25.481
‫- ای خدا. آره، به سلامتی میسون گرند
‫- به سلامتی میسون گرند

24:30.941 --> 24:32.651
‫اون کون‌کش مجرده؟

24:35.781 --> 24:37.741
‫نمی‌دونم والا

24:38.291 --> 24:40.121
‫والا حقیقتاً برام مهم هم نیست

24:46.131 --> 24:47.251
‫این کالاها تبلیغاتی‌ان

24:47.341 --> 24:49.761
‫برنامه دارم بذارم اون پشت تا
‫بعداً بچه‌های تیم تولید برش دارن

24:49.841 --> 24:50.841
‫ممنونم

24:50.921 --> 24:53.261
‫خیلی ازت ممنونم که
‫پای من رو به این مهمونی باز کردی

24:53.341 --> 24:55.261
‫ضمناً، چیزی نمونده تا
‫از واحد مهمانت برم،

24:55.341 --> 24:57.431
‫- چون یه اتفاق بزرگ افتاده
‫- چی؟

24:57.511 --> 24:59.511
‫من و میسون قراره با هم شریک بشیم

24:59.601 --> 25:01.431
‫می‌خواد روی بار نکبتی‌ام
‫سرمایه‌گذاری کنه

25:01.521 --> 25:03.941
‫خداوکیلی می‌خوای با
‫اون مرتیکه‌ی زن‌ستیز شریک بشی؟

25:06.061 --> 25:08.271
‫یعنی چی؟ مسخره کردی منو؟

25:08.361 --> 25:11.611
‫تو یکی دیگه این حرف رو نزن که
‫عملاً الان داری براش کار می‌کنی

25:11.691 --> 25:13.701
‫حالا یه مهمونی براش برگزار کردم دیگه

25:13.781 --> 25:16.281
‫یه مهمونی کجا و شراکت باهاش کجا؟!

25:16.371 --> 25:18.701
‫شراکت نیست. صرفاً سرمایه‌گذارمـه

25:18.781 --> 25:20.291
‫هیچ سرمایه‌گذاری آدم‌حسابی نیست

25:20.371 --> 25:23.501
‫خیال کردی هر کی پول داره، آدم حسابیـه؟
‫فقط حامی مالی مشروب‌فروشیم میشه و بس

25:23.581 --> 25:25.671
‫- گردن من ننداز
‫- برام مهم نیست

25:25.751 --> 25:29.251
‫برو باهاش شراکت کن،
‫ولی اقلاً قبول کن که مردک زن‌ستیزه

25:29.341 --> 25:31.671
‫زن‌ستیز نیست. صرفاً یه پسرِ کم‌سن‌وسالـه که

25:31.761 --> 25:34.091
‫- چهارتا میم مزخرف برام می‌فرسته
‫- باشه

25:34.171 --> 25:36.391
‫ببین همین الان بغل دست یه دختره

25:36.471 --> 25:40.181
‫اون دختره هم انگار همچین بدش نیومده

25:40.261 --> 25:43.351
بس کن، بهت قول میدم از شراکت باهاش
‫پشیمون بشی

25:43.431 --> 25:46.271
‫بحث شراکت نیست.
‫دارم یه قدم درست برمی‌دارم.

25:46.351 --> 25:48.311
‫دارم از پولش استفاده می‌کنم تا
‫آبجوی دستی و باکیفیتم رو

25:48.401 --> 25:49.821
‫بدم دست کسی که هزینه می‌کنه

25:51.571 --> 25:55.111
‫من نه می‌تونم با لاکی ‌پنی کار کنم،
‫نه می‌تونم با میسون شراکت کنم

25:55.201 --> 25:56.701
‫با آشناهات هم نمی‌تونم برم تو رابطه

25:56.781 --> 25:59.161
‫دلت می‌خواد عین عقاب
‫روی زندگیم سلطه داشته باشی

25:59.241 --> 26:02.491
‫خدایی حس می‌کنم خواسته‌ات اینـه که
‫بشم غلام حلقه‌به‌گوشِت و

26:02.581 --> 26:05.461
‫وسط واحد مهمانت بشینم و
‫صبح تا شب به چس‌ناله‌هات گوش بدم

26:05.541 --> 26:08.671
‫تنها چیزی که اصلاً دلم نمی‌خواد،
‫دقیقاً همینـه

26:08.751 --> 26:11.671
‫حس می‌کنم نه به من احترام می‌ذاری و
‫نه به تصمیماتم

26:11.751 --> 26:14.011
‫- من به تصمیم‌هات احترام نمی‌ذارم؟
‫- آره

26:14.091 --> 26:16.511
‫ناسلامتی شغل من اینـه.
‫تو یهو خودت رو انداختی وسط و

26:16.591 --> 26:19.641
‫- ازش سوءاستفاده کردی
‫- خودت خواستی کمکت کنم ها!

26:19.721 --> 26:22.761
‫فقط قبول کن که این یارو زن‌ستیزه

26:22.851 --> 26:24.061
‫نمی‌کنم

26:24.141 --> 26:27.191
‫تا جایی که من خبر دارم،
‫بیشتر از زن‌جماعت بهتون خِیر رسونده

26:27.271 --> 26:29.561
‫خیال کردی بیننده‌ی سریالش کی‌هان؟

26:29.651 --> 26:31.691
‫زن‌هان. به خاطر زن‌هاست

26:31.771 --> 26:33.611
‫خیلی‌خب، من دیگه حرفی ندارم.
‫بیست دقیقه‌ی دیگه دم در می‌بینمت.

26:33.691 --> 26:35.531
‫راستی، من می‌مونم.
‫امشب با میسون و رفقاش

26:35.611 --> 26:37.951
‫- می‌خوایم توی بازی رجی شرکت کنیم
‫- بله، جز این نبود تعجب می‌کردم

26:38.031 --> 26:39.241
‫یادت نره به کسی تجاوز نکنی

26:41.161 --> 26:42.701
‫مگه کسی یادش میره به کسی تجاوز نکنه؟!

26:46.041 --> 26:49.081
‫میسون، می‌خوام از تو و رفقات تشکر کنم که
‫برای بازی رجی اومدید

26:49.171 --> 26:52.711
‫فقط کسی از چیزی پست نذاره، خب؟
‫چون سگ‌مصب غیرقانونیـه

26:52.791 --> 26:54.761
‫آره، حتماً. مرسی که دعوت‌مون کردی، رفیق

26:54.841 --> 26:57.261
‫خدایی میگم، خیلی وقتـه
‫طرفدار لاکی ‌پنی‌ام، داداش

26:57.341 --> 26:58.471
‫جدی؟

26:58.551 --> 26:59.971
‫اینجا رو مال خودت بدون

27:00.051 --> 27:02.601
‫ما همه چی رو براتون آماده کردیم.
‫بساط مشروب و غذا به‌راهـه.

27:02.681 --> 27:05.811
‫مینی‌برگر، ناچو و توپک پنیری بز توی منو هست

27:05.891 --> 27:08.311
‫توپک پنیری بز. توپک پنیری بز

27:08.391 --> 27:10.731
‫مت کُمدینـه. همیشه کُس‌نمک‌بازی درمیاره

27:10.811 --> 27:12.151
‫- چه خوب
‫- آره

27:12.231 --> 27:13.901
‫دارم فرآیند خلاقیت رو از نزدیک می‌بینم

27:13.981 --> 27:15.321
‫دیگه چه غذایی سکسیـه؟

27:15.401 --> 27:16.571
‫موز

27:16.651 --> 27:18.201
‫- نه، زیادی گِی‌بازی میشه
‫- خیلی، دادا

27:18.281 --> 27:21.031
‫وایسید ببینم، نظرتون
‫درباره‌ی کوبیده‌ی میگو چیـه؟

27:21.111 --> 27:22.491
‫شعارش هم
‫«حرف همه‌ی میگوها را باور کنید» باشه

27:22.571 --> 27:24.741
‫یا مثلاً یه واحد
ویژه‌ی قربانیان میگو وجود داره که

27:24.831 --> 27:27.581
‫میگن: «یه بشقاب پیدا کردیم
‫پُر از این قبیل میگوها و

27:27.661 --> 27:29.251
‫همه از دَم پدرِ درست‌وحسابی
‫بالاسرشون نبوده»

27:34.881 --> 27:36.301
‫نظرت چیـه؟

27:37.591 --> 27:41.301
‫آره، نه، شوخیش خیلی جسورانه‌ بود

27:41.391 --> 27:44.101
‫خوشحالم که شماها... خوشحالم همه خوشِتون اومد

27:44.181 --> 27:46.351
‫آره، خیلی هوشمندانه بود

27:46.431 --> 27:48.851
‫انگار یه‌نمه به تریج‌قَبای رفیق‌مون بَر خورده

27:48.931 --> 27:50.271
‫- وای وای
‫- نه بابا

27:50.351 --> 27:53.311
‫خاصیت کمدی همینـه دیگه، عمو.
‫اگه خنده‌دار باشه، دیگه توهین نیست.

27:53.401 --> 27:54.651
‫- آره
‫- چه جالب

27:54.731 --> 27:56.731
‫- با همه به یه اندازه شوخی می‌کنه
‫- چه عالی

27:56.821 --> 27:58.151
‫آره، شوخیِ جنسی

27:59.701 --> 28:01.491
‫دقیقاً عین بازی رجی

28:01.571 --> 28:04.951
‫ای خدا، تو این دوره‌زمونه هر چی بگی
‫یه داستانی برات درمیارن

28:05.031 --> 28:07.081
‫ولی گور باباشون، اصلاً بگید من کنسلم.
‫خب که چی؟ به یه ورم.

28:07.161 --> 28:08.661
اینو به آقای به‌ظاهر مؤدبی بگو که
اینجا نشسته

28:08.751 --> 28:10.081
‫نگاه چه اخم‌وتَخمی هم کرده

28:10.791 --> 28:13.081
‫- ای وای، بهت بَر خورد، دادا؟
‫- چیز...

28:13.171 --> 28:15.711
‫- ناراحتت کردیم؟
‫- نه، من... چیزه...

28:15.791 --> 28:17.751
‫- نکنه گشت ارشاد روشن‌فکرهایی؟
‫- آره، دقیقاً

28:17.841 --> 28:19.591
بهش می‌خوره فرمانده‌ی کل گشت ارشاد باشه

28:20.261 --> 28:21.301
‫هست دیگه

28:21.381 --> 28:22.681
‫آره، دادا. خودشـه!

28:22.761 --> 28:23.761
‫شرمنده

28:50.001 --> 28:51.871
‫هی، مرسی که این بچه‌ها رو آوردی اینجا

28:51.961 --> 28:53.581
‫خیلی اهل حال بودن

28:53.671 --> 28:54.671
‫آره

28:55.171 --> 28:58.671
‫میسون گرند قراره اسپانسرت بشه؟
‫عجیب خفنـه، دادا

28:59.961 --> 29:01.801
‫آره، راستش،

29:01.881 --> 29:04.181
‫وجداناً نمی‌تونم با این حروم‌لقمه کار کنم

29:04.261 --> 29:06.051
‫آخیش، خداروشکر. مردکِ بی‌شرف

29:06.141 --> 29:08.141
دست‌کمی از فاشیست‌جماعت نداره

29:08.221 --> 29:10.431
‫آره، نمک‌به‌حرومـه.
‫ببین، اگه موافق باشی،

29:10.521 --> 29:13.141
‫از خدامـه برگردم لاکی ‌پنی مشغول‌به‌کار بشم

29:14.561 --> 29:17.941
‫کی از تو بهتر، ویل؟
‫تو عین برادرمی، پسر

29:18.611 --> 29:19.651
‫ممنونم

29:22.071 --> 29:23.071
‫حالت خوبـه؟

29:24.491 --> 29:27.031
‫فقط چند وقتی میشه که
‫وضع‌واوضاعم به‌هم‌ریخته

29:27.701 --> 29:30.331
‫ویل، بیا بغلم

29:30.411 --> 29:31.751
‫ترجیح میدم نیام

29:31.831 --> 29:34.371
‫- پس من میام
‫- باشه، عالیـه

29:34.461 --> 29:35.501
‫بیا بغلم

29:37.131 --> 29:38.131
‫غصه نخور

29:39.671 --> 29:40.881
‫چه حس خوبی هم داره

29:41.961 --> 29:44.131
‫بازی رجی همینـه دیگه

29:44.221 --> 29:46.681
‫مرد بودن یعنی تنهایی

29:46.761 --> 29:49.561
‫- این حرف رو توی یه پادکست شنیده بودم
‫- خب...

29:50.351 --> 29:51.391
‫بوی عطر زنونه میدی، دادا

29:51.471 --> 29:53.181
‫از کابو کری لب گرفتم

29:53.271 --> 29:55.441
‫- به‌به
‫- آره، آره، خیلی چشمم رو گرفته

29:55.521 --> 29:56.901
‫آره، انگار دختر باحالیـه

29:56.981 --> 29:59.821
‫حالا اگه باز دیدیش، در موردم ازش می‌پرسی؟

29:59.901 --> 30:02.821
‫- آره، حتماً. رو چشمم
‫- دمت گرم!

30:02.855 --> 30:12.855
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

30:13.201 --> 30:15.291
‫سلام، عزیزدلم. مهمونی چطور بود؟

30:15.371 --> 30:17.421
‫راستش، واقعاً عالی بود

30:17.501 --> 30:18.711
‫چه خوب

30:19.381 --> 30:20.381
‫میگم...

30:21.591 --> 30:22.841
‫یه سؤال

30:24.131 --> 30:26.631
‫- بیخیال، مهم نیست
‫- نه بابا، بپرس

30:28.091 --> 30:29.511
‫به نظرت ضایع‌ست اگه

30:29.601 --> 30:32.811
‫توی داستان،
برت کایوتی اتفاقی توی مسیر

30:32.891 --> 30:34.141
‫صدای ویک وایپر و

30:34.221 --> 30:36.691
منشیه رو بشنوه که
‫دارن درباره‌ی رشوه صحبت می‌کنن؟

30:37.941 --> 30:41.441
‫بعید می‌دونم. علی‌الخصوص که
‫بعدِ گندکاری «ربوزو»،

30:41.521 --> 30:44.031
‫دم‌به‌دقیقه‌ دارن نقشه می‌کشن

30:46.241 --> 30:48.531
‫- خوندیش که
‫- قورتش دادم درواقع

30:49.781 --> 30:51.071
‫می‌دونستم خوشت میاد

30:51.161 --> 30:53.491
‫مرسی واقعاً. خیلی خوشحال شدم

30:56.911 --> 30:58.251
‫- من برگردم سر کارم
‫- باشه

30:58.331 --> 30:59.791
‫نمی‌خوام ذهنم پرت بشه

30:59.881 --> 31:01.751
‫- کارت رو بکن
‫- الان میام

31:01.841 --> 31:02.841
‫باشه

31:02.879 --> 31:09.407
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

31:09.431 --> 31:10.471
‫خیلی‌خب

31:10.551 --> 31:12.181
‫اگه می‌دونستم کتاب بابا اینقدر مزخرفـه،

31:12.261 --> 31:14.561
‫بابت خوندنش
‫بیشتر از ۵۰ دلار ازت می‌گرفتم

31:14.641 --> 31:18.061
‫دیگه قول‌وقرارمون همون بود، رفیق.
‫یادت نره بین خودم و خودت بمونه ها، خب؟

31:18.141 --> 31:19.601
‫نباید به بابا بگی

31:19.691 --> 31:21.901
‫شک نکن، مامان.
‫می‌دونم رشوه چیـه.

31:21.981 --> 31:23.901
‫- خیلی‌خب
‫- میشه با این «خدای جنگ» بخرم؟

31:23.981 --> 31:26.111
‫معلومـه که نه. بازیش زیادی وحشیانه‌ست

31:26.691 --> 31:29.531
‫اگه نذاری بخرم،
‫همه چی رو میذارم کفِ دست بابا

31:30.281 --> 31:32.161
‫- باشه، بخر
‫- خیلی‌خب

31:32.165 --> 31:33.265
♪ LL Cool J - Murdergram Deux ♪

31:32.241 --> 31:33.241
خیلی‌خب

31:33.265 --> 31:43.253
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

31:43.277 --> 31:53.265
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
