WEBVTT

00:04.657 --> 00:14.657
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.821 --> 00:17.071
‫عزیزم، هنوز که ساعت ۷ نشده

00:17.161 --> 00:18.621
‫میشه پیشت بخوابم مامان؟

00:19.951 --> 00:20.951
‫باشه، بیا

00:28.461 --> 00:31.171
‫چرا یه سفینه فضایی توی حیاط پشتی‌مونـه؟

00:32.131 --> 00:33.921
‫عزیزم، خواب دیدی

00:34.511 --> 00:36.891
‫نه. خواب نبود

00:36.971 --> 00:38.931
‫واقعاً یه چیزی توی حیاط پشتی‌مونـه

00:50.901 --> 00:52.111
‫نگاه کن

00:55.111 --> 00:57.031
‫خب این یکی دیگه جدیده!

00:57.055 --> 01:03.055
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:03.135 --> 01:05.133
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت هفتم »

01:06.783 --> 01:16.783
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

01:16.881 --> 01:18.551
‫سوفیا عین یه آدم سمّی می‌مونه

01:18.641 --> 01:20.681
‫و کلِ بچه‌ها رو انداخته به جونِ هم

01:20.761 --> 01:22.721
‫ولی هروقت می‌خوام قضیه رو با
‫اولیویا، ویوین و اَدی درمیون بذارم

01:22.811 --> 01:24.141
‫میفتن سر لجبازی و کَل کَل...

01:24.221 --> 01:26.891
‫دخترم، تا حالا به این فکر کردی که
‫مستقیم بری سراغ خودِ سوفیا

01:26.981 --> 01:28.481
‫و صادقانه و با عشق باهاش حرف بزنی؟

01:30.361 --> 01:32.071
‫بابا دوباره داره حرف‌های
‫مشاورش رو تکرار می‌کنه

01:32.151 --> 01:34.821
‫خب اگه خواسته‌هات رو شفاف

01:34.901 --> 01:36.361
‫و با عشق به کسی بگی

01:36.451 --> 01:38.411
‫همین برای طرفِ مقابلت کفایت می‌کنه

01:38.491 --> 01:40.281
‫- آخه تو سوفیا رو نمی‌شناسی
‫- یه سلیطه‌ی تمام عیاره

01:40.371 --> 01:42.121
‫فرانسیس!
‫ولی خدایی سلیطه‌ست!

01:42.201 --> 01:43.621
‫سوفیا خیلی جذابـه

01:43.701 --> 01:46.081
‫سایمون، بعداً می‌فهمی که
‫این دوتا ویژگی رابطه‌ی مستقیمی دارن

01:46.161 --> 01:49.921
‫خب شاید سوفیا هم به مشاوره نیاز داشته باشه.
‫برای من که خیلی اثر داشته.

01:50.001 --> 01:51.461
‫سر کار به روال عادیم برگشتم

01:51.541 --> 01:54.881
‫و همش به لطف تشویق‌های مامان‌تون بود

01:54.961 --> 01:57.011
‫یعنی واقعاً مشاوره آدم رو از سلیطه‌بودن
‫نجات میده؟

01:57.091 --> 01:58.341
‫فکر نکنم!

01:58.431 --> 01:59.471
‫آره

01:59.551 --> 02:00.971
‫وای یا خدا!

02:01.051 --> 02:02.641
‫داداش، امکان نداره!

02:02.721 --> 02:04.391
‫این دیگه کیه؟ اینجا چه خبره؟

02:06.181 --> 02:09.771
‫خب این مسائل مربوط به آدم بزرگ‌هاست

02:09.851 --> 02:11.271
‫می‌ذاریم راحت باشن و خلوت کنن

02:11.361 --> 02:13.611
‫- جون بابا!
‫- سایمون، این مدل تیکه‌ها دیگه خز شده

02:13.691 --> 02:15.361
‫موهاش که خیلی قشنگـه

02:15.441 --> 02:17.571
‫عزیزم، میشه تا دم ماشین همراهم بیای؟

02:17.651 --> 02:20.411
‫- باید ناهارِ میو رو حاضر کنم...
‫- زیاد طول نمی‌کشه

02:21.701 --> 02:22.701
‫باشه

02:26.701 --> 02:29.291
‫عزیزم ویل خیلی زود از اینجا میره. قول میدم

02:29.371 --> 02:32.131
‫خوبه. خوبه. خوشحالم هم‌نظریم چون

02:32.211 --> 02:36.171
‫بذار رک و با عشق بگم

02:36.261 --> 02:39.301
‫- باید از اینجا بره
‫- آره. باید بره. با عشق

02:39.381 --> 02:41.011
‫- باشه. خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

02:41.091 --> 02:45.221
‫راستی دوست داشتم

02:45.971 --> 02:48.771
‫جلسه بعدی مشاوره‌ام رو باهم بریم

02:50.481 --> 02:51.481
‫باشه. حله

02:51.561 --> 02:54.151
‫یه سری موضوعات هست که
‫می‌خوام باهات در میون بذارم

02:54.231 --> 02:57.731
‫و به نظرم اگه جلوی مشاورم بهت بگم،
‫مفید و سازنده میشه

02:57.821 --> 03:00.571
‫- باشه. باشه. ردیفه
‫- خوبه. خوبه

03:00.651 --> 03:02.241
‫- روالـه
‫- عالیه. مرسی. باشه

03:02.321 --> 03:03.571
‫خیلی‌خب دیگه

03:03.661 --> 03:05.951
‫فقط واسه آمادگی می‌پرسم

03:06.031 --> 03:08.411
‫چیزی هست که باید بهش فکر کنم؟

03:08.501 --> 03:12.291
‫با عشق می‌پرسم. نکته یا موضوعِ مهمی هست؟

03:12.371 --> 03:16.501
‫آهان ببخشید. زیادی روی دیدگاه
‫و نظرِ خودم مانور دادم

03:16.591 --> 03:18.461
‫نه، اصلاً چیز خاصی نیست

03:18.551 --> 03:22.301
‫صرفاً یه سری موضوعات ساختاریه،
‫مثل تعادل بین کار رو زندگی

03:22.381 --> 03:25.351
‫نقش من در مقابل نقش تو

03:25.431 --> 03:27.641
‫و یه سری چرخه بازخورد منفی احتمالی

03:27.721 --> 03:29.471
‫حرف‌هایی که خیلی وقت پیش باید می‌زدیم

03:29.561 --> 03:30.771
‫آره. عالی

03:31.481 --> 03:33.651
‫- باشه. دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

03:39.191 --> 03:41.861
‫باشه. کامل متوجه شدم.
‫میرم دنبال خونه.

03:41.951 --> 03:45.491
‫- ببین. همین الان دارم می‌گردم
‫- باشه. خوبه. آره

03:45.571 --> 03:48.121
‫نمی‌دونم چی پیش خودت فکر کردی که
‫غنیمت‌های جنسیت رو

03:48.201 --> 03:51.211
‫گذاشتی جلو چشم بچه‌ها.
‫خلاصه که خودت مسبب این اوضاع شدی.

03:51.291 --> 03:53.751
‫صرفاً یه خانم بود. غنیمتِ جنگی نبود

03:53.831 --> 03:55.421
‫- به زور که نیاوردمش
‫- خب...

03:55.501 --> 03:57.881
‫با لشکرکشی مجبورش نکردم باهام بخوابه

03:57.961 --> 03:59.631
‫با میل خودش بود

03:59.711 --> 04:01.841
‫خیلی‌خب. بیخیال.
‫میشه اینجا رو یکم جمع‌وجور کنی؟

04:01.921 --> 04:03.721
‫عین فاحشه‌خونه شده

04:03.801 --> 04:04.971
‫حرمت تختخوابم رو نگه دار

04:05.051 --> 04:06.721
‫هر چی تو بگی، چهار دیواری اختیاری

04:06.801 --> 04:08.351
‫آپارتمان پیدا کردی، بهم خبر بده

04:08.431 --> 04:11.481
‫و میشه لطفاً زیرلیوانی هم بذاری؟

04:11.561 --> 04:13.561
‫- باشه حتماً
‫- بذارش زیر لیوان قهوه‌ات

04:13.641 --> 04:16.311
‫- لطفاً بذار... لطفاً
‫- باشه. آهان

04:16.401 --> 04:18.731
‫- بسه. خیلی‌خب. میشه...
‫- آره. باشه

04:18.821 --> 04:21.151
‫اگه این میز برات مهم بود،
‫نمی‌ذاشتیش توی واحد مهمانت

04:21.241 --> 04:22.741
‫می‌ذاشتی توی خونه‌ی اصلیت
‫کنار خرت‌وپرت‌هات

04:22.821 --> 04:25.031
‫- من به مهمون‌هام احترام می‌ذارم
‫- باشه

04:25.861 --> 04:28.701
‫آهان آره. یه سوالی داشتم

04:28.781 --> 04:31.201
‫تو و جنا مشاوره ازدواج رفتین؟

04:31.831 --> 04:34.711
‫نه. من و آدری یه بار رفتیم
‫پیش زوج‌درمانگر و

04:34.791 --> 04:36.211
‫فاجعه شد

04:36.291 --> 04:42.841
‫گفتن اونجا فضای امنیه و منم
‫اعتراف کردم یه بار رفتم پیِ زن‌بازی

04:42.921 --> 04:46.131
‫نتیجه‌اش شد طلاق
‫و الانم توی واحد مهمانِ شما زندگی می‌کنم

04:46.221 --> 04:48.051
‫پس خلاصه نتیجه‌ی مطلوبی نداشت

04:48.141 --> 04:51.851
‫آره. مشخصـه که از اون اعتراف‌های
‫پُر از ریسکه که ممکنه نتیجه بده

04:51.931 --> 04:55.351
‫راستش رو بخوای پُر ریسک و بدون نتیجه بود

04:55.441 --> 04:57.441
‫چرا؟ مگه تو و چارلی... همه‌چی مرتبـه؟

04:57.521 --> 04:59.611
‫آره بابا. فقط...

04:59.691 --> 05:05.111
‫دوستم ازم پرسیده بود و
‫دارم براش نظرسنجی می‌کنم

05:06.451 --> 05:09.781
‫دوستت گفت از جمع دوست‌هات نظرخواهی کنی

05:09.871 --> 05:12.581
‫که بره زوج‌درمانی یا نه؟

05:12.661 --> 05:15.501
‫- آره. دقیقاً. آره
‫- عالی. کاملاً منطقیـه

05:16.621 --> 05:18.881
‫خب من دیگه میرم بچه‌ها رو ببرم مدرسه

05:18.961 --> 05:21.881
‫میشه منم همراهتون بیام؟

05:21.961 --> 05:23.131
‫می‌خوای مدرسه بچه‌هام رو ببینی؟

05:24.091 --> 05:25.511
‫نه. با کیتی اونجا قرار دارم

05:25.591 --> 05:27.131
‫قراره کمکم کنه پروفایل دوست‌یابیم رو
‫ردیف کنم

05:27.221 --> 05:28.471
‫آهان. باشه

05:28.551 --> 05:31.181
‫تا بتونم غنیمت‌هام رو بیشتر کنم

05:33.391 --> 05:36.271
‫هدف از مشاوره فقط این بود که
‫ماجرای جپردی رو فراموش کنه

05:36.351 --> 05:38.771
‫نه که کل زندگی مشترک‌مون بره زیر ذره‌بین

05:38.851 --> 05:40.271
‫خب مشاوره همین‌جوریه دیگه

05:40.361 --> 05:41.691
‫جو به خاطر ترسش از پرواز رفت مشاوره

05:41.771 --> 05:44.031
‫شش ماه بعدش داشتیم
‫درخواست طلاق می‌دادیم

05:44.111 --> 05:46.281
‫مشاوره عین این می‌مونه که
‫با علائم سرماخوردگی بری دکتر

05:46.361 --> 05:47.991
‫و بفهمی سرطان مرحله چهار داری

05:48.071 --> 05:49.871
‫- اوضاع اونقدرها هم خراب نیست
‫- خراب میشه

05:49.951 --> 05:52.701
‫فکر کردی چون خیلی از
‫زندگی‌تون راضیـه گفته همراهش بری؟

05:52.781 --> 05:55.621
‫احتمالاً یا می‌خواد جدا بشه

05:55.701 --> 05:58.751
‫یا می‌خواد کسِ دیگه‌ای رو وارد
‫رابطه‌تون کنه یا شایدم همجنس‌گرا باشه

05:58.831 --> 06:00.671
‫- فهمیدم. فهمیدم
‫- شایدم یه خانواده‌ی دیگه داشته باشه

06:00.751 --> 06:04.171
‫ یا شاید یه پولی جایی قایم کرده باشه.
‫این یکی خوبه و خیلی رایجـه.

06:04.251 --> 06:07.511
‫- یا اصلاً شاید بهت سفلیس داده باشه
‫- ولش کن

06:07.591 --> 06:10.221
‫خیلی‌خب. چه خبر از لا سینگا هاسینداس؟

06:10.301 --> 06:13.471
‫نتونستم رزروش کنم.
‫پس همون شراتون رو می‌گیریم.

06:13.561 --> 06:16.181
‫خیلی بی‌روح و دلگیره و کسی رو
‫غافلگیر نمی‌کنه ولی

06:16.271 --> 06:18.731
‫تنها جاییـه که ظرفیتِ این همه وکیل رو داره

06:18.811 --> 06:21.584
‫وای چقدر دستشویی‌های اینجا کوچیکه

06:21.631 --> 06:23.965
‫خیلی عجیبه. کاسه توالتش تقریباً ۵ سانت
‫با زمین فاصله داره

06:23.990 --> 06:25.981
‫چون سرویس بهداشتی مهدکودکـه

06:26.071 --> 06:29.701
‫پس بگو چرا همه‌جا رو شاش برداشته بود

06:29.781 --> 06:32.621
‫- «اگه نخوای، گیرت نمیاد»
‫- مرسی دختر!

06:32.701 --> 06:35.331
‫شعارم داره توی مدرسه دهن به دهن می‌چرخه

06:35.411 --> 06:36.911
‫«اگه نخوای، گیرت نمیاد»

06:37.001 --> 06:39.371
‫آره یعنی تا خودت نخوای، چیزی نصیبت نمیشه

06:39.461 --> 06:42.791
‫شرکت مامان‌رئیس داره به صورت جدی
‫با سایت تیشرت با طرح دلخواه مذاکره می‌کنه

06:42.816 --> 06:44.231
‫تا این شعار رو بزنه روی تیشرت
‫و این چیزها

06:44.256 --> 06:45.881
‫منظورت از مذاکرات جدی،
‫ایمیل زدن به شرکت تیشرتـه؟

06:45.961 --> 06:47.421
‫«اگه نخوای، گیرت نمیاد»

06:47.511 --> 06:48.881
‫- واقعاً خوشم اومد
‫- مرسی

06:48.971 --> 06:51.431
‫- چون واقعاً تا نخوای، چیزی گیرت نمیاد
‫- دقیقاً

06:51.511 --> 06:53.471
‫- ولی اگه بخوای شاید بی‌نصیب نمونی
‫- آره

06:53.551 --> 06:55.101
‫خیلی‌خب، یعنی جدی داری تأییدش می‌کنی؟

06:55.181 --> 06:57.681
‫آخه هوشمندانه‌ست.
‫کوله باری از دانش و تجربه‌ داره.

06:57.771 --> 06:59.811
‫- تازه پروفایل دوست‌یابی منم ردیف کرد
‫- مرسی!

06:59.891 --> 07:01.811
‫- خیلی بهتر شده. ببین
‫- بده ببینم

07:01.901 --> 07:04.731
‫- باشه
‫- خیلی‌خب. عاشقشم. عاشقشم. چه بامزه!

07:05.611 --> 07:08.111
‫- اینا حداقل مال ۱۵ سال پیشـه
‫- آره

07:08.191 --> 07:10.044
‫چه اشکالی نداره؟ همه همین کار رو می‌کنن.
‫عکسِ منو ببین.

07:11.531 --> 07:13.121
‫پشت سرت تابلوی کارزار گور-لیبرمنـه

07:11.531 --> 07:13.131
‫(کارزار ریاست‌جمهوری مربوط به سال ۲۰۰۰)

07:13.201 --> 07:15.411
‫- خاک بر سرم. باید با فتوشاپ حذفش کنم
‫- ولی خوب افتادی

07:15.491 --> 07:17.241
‫- سلام بچه‌ها!
‫- سلام دایان

07:17.331 --> 07:20.751
‫- پادکستت غوغا کرد
‫- وای مرسی دایان

07:20.831 --> 07:23.791
‫چیزی که خیلی خوشم اومد این بود که
‫کاملاً رها و بدون چارچوب بود

07:23.881 --> 07:26.751
‫انگار همون لحظه فی‌البداهه تصمیم می‌گرفتی
‫راجع‌به چی حرف بزنی

07:26.841 --> 07:29.921
‫ - ممنون
‫- دایان، ویل دنبال یه واحد آپارتمانـه

07:30.011 --> 07:31.971
‫بله. درسته

07:32.051 --> 07:35.101
‫ویژگی خاصی مدنظرته؟
‫محله‌ی خاصی باشه؟

07:35.181 --> 07:37.891
‫نوچ! هیچ شرط و محله‌ای مدنظرش نیست.
‫عملاً هرجا شد، شد.

07:37.971 --> 07:40.021
‫- حالا نه هرجایی ولی...
‫- چرا، هرجایی

07:40.101 --> 07:43.401
‫هرجایی که سقف داشته باشه، خالی باشه
‫و واحد مهمانِ من نباشه، ردیفـه

07:43.481 --> 07:45.441
‫یه‌جوری میگه انگار قاتل سریالی‌ام

07:45.521 --> 07:47.321
‫تنها مشکلش اینه که یکم دستش تنگـه

07:47.401 --> 07:48.401
‫آهان. مشخصـه

07:48.481 --> 07:51.151
‫- همین پیرهنم ۴۰۰ دلار می‌ارزه
‫- برای همینه بی‌پولـه

07:51.241 --> 07:53.611
‫مشخصاتت رو می‌گیرم و بعد باهات تماس می‌گیرم

07:53.701 --> 07:55.411
‫- عالیه
‫- فعلاً عجله دارم

07:55.491 --> 07:59.041
‫میرم یه خونه دوبلکس توی ساحل ونیز رو ‫به یه
آدم معروف نشون بدم که نمی‌تونم اسمش رو بگم

07:59.121 --> 08:02.541
‫ولی با «شمارلیز ترون» هم‌قافیه‌ست

08:03.751 --> 08:05.081
‫بای‌بای!

08:06.081 --> 08:09.131
‫حتی به خودش زحمت نداد بخشِ «ترون»ـش
‫رو هم عوض کنه

08:09.211 --> 08:12.551
‫خرپول‌ها کلاً تنبلن.
‫مفت‌خوری بهشون ساخته.

08:13.181 --> 08:15.891
‫شمارلیز ترون کیه؟ چارلی شین رو میگه؟

08:17.011 --> 08:19.561
‫نه. همون که بابتِ فیلم «شمانستر» اسکار گرفت
‫(مانستر = هیولا)

08:20.181 --> 08:21.561
‫هلی بری؟

08:21.641 --> 08:23.481
‫اون «شمانسترز بال» بود
‫(مهمانی هیولا)

08:25.191 --> 08:26.481
‫خب همینطور که می‌بینی

08:26.561 --> 08:27.811
‫- ظاهرش ساده‌ست ولی...
‫- آره

08:27.901 --> 08:30.651
‫صاحب‌خونه خیلی آدم نازنینیـه

08:30.731 --> 08:32.401
‫اونم عین خودت سابقه‌داره

08:33.401 --> 08:34.911
‫من سابقه‌دار نیستم

08:34.991 --> 08:36.071
نیستی؟

08:36.161 --> 08:38.201
‫شرمنده. من همچین حسی ازت گرفتم

08:38.951 --> 08:40.991
‫- خیلی هم عالی. مرسی
‫- گفتی چیکاره‌ای؟

08:41.081 --> 08:44.041
‫آبجوسازم. قبلاً توی جانی ۶۶
‫واسه خودم کسی بودم

08:44.121 --> 08:45.961
‫- چه عالی
‫- آره

08:46.631 --> 08:47.831
‫همین‌جا خوبـه

08:48.421 --> 08:50.131
‫راستش دنبال یه فضای تجاری‌ام

08:50.211 --> 08:52.341
‫که یه بارِ کوچیک بزنم.
‫البته اگه جایی رو سراغ داری.

08:57.261 --> 08:59.301
‫- ایول. آره. خیلی قشنگه
‫- قشنگه، نه؟

09:03.311 --> 09:07.021
‫خب اینجا یه ساختمون قدیمیه که سال ۱۹۲۲
‫ساخته شده

09:07.101 --> 09:11.611
‫و این پاسیو هم شاملشـه و مجوز
‫استفاده برای رستوران فضای باز هم داره

09:11.691 --> 09:13.651
‫- وای. محشره
‫- یه نکته‌ی جالب

09:13.741 --> 09:17.201
‫- اینجا یه زمانی اردوگاه حبس بوده
‫- پشمام

09:17.281 --> 09:21.121
‫نمای آجری، دوتا سرویس بهداشتی استاندارد،

09:21.201 --> 09:23.661
‫پشت بوم، رفت‌وآمد زیاد

09:23.751 --> 09:27.501
‫و دسترسی راحت به ال‌اِی لایو و
‫منطقه‌ی هنری شهر

09:27.581 --> 09:30.711
‫راستش رو بخوای اجاره‌ی مِلک مشابه اینجا
‫دو برابره

09:30.791 --> 09:32.551
‫بهتر از این گیرت نمیاد

09:32.631 --> 09:34.261
‫آره. اجاره‌ی ماهیانه‌اش واقعاً همینه؟

09:34.341 --> 09:36.681
‫- آره، درسته
‫- خب چرا اینقدر پایینه؟

09:36.761 --> 09:40.051
‫اینجا قبلاً رستوران وگان راسل برند بوده

09:41.811 --> 09:44.771
‫پس واسه همینه که بوی حمص
‫و اتهام‌های آزار جنسی میاد

09:44.851 --> 09:46.311
‫- آره. آدم ناجوریـه
‫- آره

09:47.311 --> 09:49.061
‫- وای
‫- منظره رو داشته باش

09:49.151 --> 09:52.521
‫آره خداییش جون میده برای بارِ نکبتیم

09:52.611 --> 09:54.031
‫برای چیت؟

09:54.111 --> 09:55.941
‫بارم. آره

09:56.031 --> 09:57.491
‫خب قراردادش رو ببندیم؟

09:58.491 --> 10:01.491
‫خیلی دوست داشتم بگم آره ولی الان
‫بیشتر دنبال آپارتمانم

10:01.581 --> 10:03.741
‫و بعید می‌دونم از پس هزینه‌های جفتش
‫بربیام

10:03.831 --> 10:06.251
‫باشه. شماره‌ات رو که دارم. پیگیری می‌کنم.

10:06.911 --> 10:08.751
‫- واقعاً این کار رو می‌کنی؟
‫- حتماً

10:08.831 --> 10:09.831
‫مرسی

10:10.421 --> 10:11.921
‫عجب منظره‌ای!

10:12.001 --> 10:13.461
‫غروب‌هاش رو ببینی چی میگی!

10:16.421 --> 10:18.181
‫مامان فردی اینجا چیکار می‌کنه؟

10:18.261 --> 10:19.931
‫یا خدا!

10:20.011 --> 10:21.091
‫دایان!

10:22.301 --> 10:24.471
‫- وای خدای من!
‫- سلام

10:24.561 --> 10:26.101
‫خوشحالم می‌بینمت!

10:26.181 --> 10:28.101
‫منم همینطور. سلام بچه‌ها!

10:29.981 --> 10:31.151
‫قهوه می‌خوری؟

10:31.861 --> 10:33.521
‫نه، مرسی. خداحافظ

10:40.911 --> 10:42.281
‫چیه؟ مگه چی شده؟

10:42.371 --> 10:43.871
‫هیچی نشده سایمون

10:45.041 --> 10:46.951
‫- به چی می‌خندید؟
‫- وای خداجون!

10:47.041 --> 10:48.041
‫هیچی

10:48.121 --> 10:49.211
چیه مگه؟

10:53.091 --> 10:54.591
‫مشخصه یه چیزی شده

10:54.671 --> 10:56.301
‫- نشده
‫- چرا، شده

10:59.011 --> 11:02.511
‫چه غلطی می‌کنی مرتیکه؟
‫چی بهت گفته بودم؟

11:02.591 --> 11:04.221
‫اولاً که این دیگه چه حرکتیه؟!

11:04.301 --> 11:06.641
‫دقیقاً همون کاری رو کردم که گفتی

11:06.721 --> 11:08.141
‫دنبال جای جدید بودم

11:08.231 --> 11:10.061
‫اولش دایان داشت بهم آپارتمان نشون می‌داد

11:10.141 --> 11:12.811
‫بعدش یهو جلوم لخت شد

11:12.901 --> 11:15.231
‫دایان از دنیای منه، می‌فهمی؟

11:15.321 --> 11:16.821
‫نه. چی میگی واسه خودت؟
‫دنیای تو؟

11:16.901 --> 11:18.651
‫- یعنی من واسطه‌ی آشنایی‌تون بودم
‫- خب؟

11:18.741 --> 11:20.951
‫قطعاً آخرش خراب میشه و
‫همه‌چی سرِ من خراب میشه

11:21.031 --> 11:24.161
‫خب؟ حق نداری به آدم‌های دنیای من نزدیک بشی

11:24.241 --> 11:25.741
‫یعنی چی؟ مگه فیلم آواتاره؟

11:25.831 --> 11:29.251
‫دایان یه زنِ بالغه با مدل موی زنونه

11:29.331 --> 11:31.461
‫و کت‌وشلوار زنونه‌ی بژ

11:31.541 --> 11:33.041
‫و اختیار زندگیش رو داره

11:33.131 --> 11:36.211
‫و ما رابطه جنسی با رضایت طرفین داشتیم

11:36.301 --> 11:39.421
‫که از این به بعد بهش میگن سکسِ توافقی

11:39.511 --> 11:41.471
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا از دستم عصبانی‌ای

11:41.551 --> 11:43.971
‫می‌دونی که من کلاً آدم سُست‌عنصری‌ام

11:44.051 --> 11:46.051
والا سُست‌عنصر بودی که
کار به اینجاها نمی‌کشید

11:46.141 --> 11:47.221
‫خوب اومدی

11:47.311 --> 11:49.471
‫ببین، وقتی دایان داشت
‫آپارتمان‌ها رو نشونم می‌داد

11:49.561 --> 11:52.311
‫یه مورد عالی برای بار نکبتیم هم پیشنهاد داد

11:52.391 --> 11:53.521
بهتر از این مورد گیرم نمیاد

11:53.601 --> 11:57.021
‫فقط مشکل اینه که همزمان از پس اجاره‌ی بار

11:57.111 --> 11:59.821
‫- و آپارتمان جدید برنمیام...
‫- نه، نه، نه

11:59.901 --> 12:02.531
‫فکرشم نکن، خب؟ اصلاً نمی‌خوام بشنوم

12:02.611 --> 12:05.321
‫- چارلی گفته باید بری. منم میگم باید بری
‫- حله. باشه

12:05.411 --> 12:07.241
‫اصلاً چی شد کار به اینجا کشید؟

12:07.331 --> 12:09.411
‫برات تعریف می‌کنم ولی
‫اول باید بهت هشدار بدم

12:09.491 --> 12:13.421
‫- ممکنه بدجوری حشری بشی
‫- کل خرت‌وپرت‌هات رو می‌ریزم توی ساک

12:13.501 --> 12:16.001
‫- و پرتت می‌کنم بیرون
‫- خیلی‌خب ببین...

12:16.081 --> 12:18.421
‫داشت آپارتمان نشونم
‫می‌داد و یهو باهم جور شدیم

12:18.501 --> 12:21.301
‫بعدشم واسه شام دعوتم کرد یه جای شیک

12:21.381 --> 12:24.131
‫لا سینگا هاسینگاس یا
‫یه چیزی توی این مایه‌ها

12:24.221 --> 12:25.841
‫و کلی پول خرجم کرد

12:25.931 --> 12:29.061
‫منم عذاب وجدان گرفتم. حس کردم
‫باید در عوض باهاش بخوابم.

12:29.141 --> 12:30.431
‫چاره‌ای برام نذاشته بود

12:30.521 --> 12:32.851
‫دایان از اعضای لا سینگا هاسینداست؟

12:32.941 --> 12:35.231
‫آره. خیلی جای شیک و باکلاسی بود

12:35.311 --> 12:37.151
‫همه هم مدام می‌گفتن هری استایلز اونجاست

12:37.231 --> 12:39.441
‫ولی گمونم یه مرد طاسِ با لباس زنونه بود

12:39.531 --> 12:41.861
‫من می‌خواستم مهمونی اداره‌ی چارلی‌اینا رو
‫اونجا بگیرم

12:41.941 --> 12:44.741
‫- ولی خیلی سلیطه بودن
‫- آره. بدجوری سلیطه‌ن

12:44.821 --> 12:46.321
‫ولی سلیطه‌بودن‌شون هیجان‌انگیز بود

12:46.411 --> 12:48.201
‫هوش از سر آدم می‌پروندن.
‫یه کاری کردن از خودم بیزار شدم.

12:48.281 --> 12:49.581
‫آدمای خفنی‌ان

12:49.661 --> 12:52.201
‫اگه زودتر می‌فهمیدم دایان اونجا عضوه،
‫بهش می‌گفتم

12:52.291 --> 12:54.211
‫یکی از اعضا باید مُعرفت بشه
‫تا بتونی مراسم بگیری

12:54.291 --> 12:55.291
‫نمی‌دونستم رفیقم از اعضای اونجاست

12:55.371 --> 12:57.501
‫یه عضوی رو می‌شناسی که با عضو من آشناست

12:58.381 --> 12:59.381
‫خوب بود

12:59.461 --> 13:01.301
‫- هنوز دیر نشده
‫- چرا، شده

13:01.381 --> 13:05.881
‫ببین منو. اگه نخوای، گیرت نمیاد.
‫حقیقت اینـه.

13:05.971 --> 13:09.221
‫جایگاهم توی حیاط مدرسه پایین‌تر از اونیـه
‫که بخوام از دایان همچین درخواستی کنم

13:09.301 --> 13:12.141
‫من می‌تونم ازش بخوام پس بی‌نصیب نمی‌مونم

13:12.221 --> 13:14.981
‫- جدی؟
‫- آره بابا. من راه ورود دارم(=پارتی)

13:15.061 --> 13:18.311
‫- و خروج، و ورود، و خروج، و ورود!
‫- باشه فهمیدم!

13:18.901 --> 13:20.231
‫ولی حتی اگه قبول کنه

13:20.321 --> 13:22.361
‫دو روز وقت دارم تا همه‌چی رو تغییر بدم

13:22.441 --> 13:24.321
‫- و به همه بگم جا عوض شده
‫- ای بابا!

13:24.401 --> 13:26.321
‫یه دعوتنامه‌ی اینترنتی واسه‌شون می‌فرستی

13:26.411 --> 13:27.821
‫و میگی آدرس عوض شده

13:27.911 --> 13:30.741
‫و کلش دو ثانیه زمان می‌بره. بیخیال!

13:30.831 --> 13:34.201
‫حقتـه که مراسمت رو
توی لا سینگا هاسینداس بگیری

13:34.291 --> 13:36.501
‫گور بابای شراتون. ازش بپرسم یا نه؟

13:41.041 --> 13:44.301
‫عملاً یه میز لمینت زپرتیـه

13:44.381 --> 13:45.551
‫حتی چوب هم نیست

13:46.248 --> 13:48.248
‫« فروشی »
‫« دایان واکن، مشاور املاک »

13:50.351 --> 13:51.391
‫سلام

13:52.471 --> 13:53.931
‫ای وای. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

13:54.021 --> 13:55.981
‫- قضیه جدی که نیست، نه؟
‫- نه، چیزی نیست

13:56.061 --> 13:58.061
‫- چون خیلی واضح بود که...
‫- نه، اصلاً... باشه

13:58.151 --> 13:59.651
‫- ... یه رابطه‌ی یه شبه بود
‫- متوجه‌ام

13:59.731 --> 14:02.691
‫- چرا همه مردها عاشقم میشن؟
‫- عاشقت نشدم، خب؟

14:02.771 --> 14:04.071
‫- آره جونِ خودت!
‫- عاشقت نشدم!

14:04.151 --> 14:05.991
‫ببین، تجربه‌ی یه باره‌ی
‫زندگی سطح‌پایین‌ها جالب بود

14:06.071 --> 14:08.411
‫ولی محاله دوباره پام رو توی
‫اون پستو خرابه‌ی سیلویا بذارم

14:08.491 --> 14:10.121
‫باشه، شلوغش نکن تام وولف
‫(روزنامه‌نگار آمریکایی)

14:10.201 --> 14:11.951
‫یه خواهش ازت دارم و اگه قبول کنی

14:12.031 --> 14:14.161
‫- تا آخر عمرت از شرّم راحت میشی
‫- امشب برنامه‌ات چیه؟

14:14.751 --> 14:17.121
‫- چی؟
‫- هیچی. ولش کن

14:17.211 --> 14:18.581
‫امشب بیکاری؟

14:19.331 --> 14:20.631
‫چی؟

14:20.711 --> 14:23.051
‫- یه لطفی در حقم می‌کنی یا نه؟
‫- بگو ببینم

14:23.131 --> 14:27.471
‫لا سینگا هاسینـ...داس

14:31.141 --> 14:33.561
‫ببخشید. میشه لطفاً کلاً
‫این فضا رو تخلیه کنید؟

14:33.641 --> 14:36.811
‫دیروز هم درخواست دادم. می‌خوام مطمئن بشم
‫جا برای همه باشه.

14:36.891 --> 14:38.891
‫خب این توی حوزه‌ی وظایف ما نیست

14:38.981 --> 14:40.901
‫چون امکانات جابه‌جایی رو نداریم

14:40.981 --> 14:42.901
‫- پس متأسفم
‫- آره

14:42.981 --> 14:45.781
‫آره. من قبل رسیدنم این درخواست رو داده بودم

14:45.861 --> 14:48.201
‫می‌دونم و متأسفم

14:48.281 --> 14:49.491
‫آره

14:49.571 --> 14:53.081
‫شما طبق قرارداد موظفید
‫به درخواستم رسیدگی کنید

14:53.161 --> 14:56.201
‫وگرنه بیعانه‌ام رو پس می‌گیرم.
‫پس متأسفم.

14:56.291 --> 14:59.331
‫ولی من وکیلم و این مراسم برای وکیل‌هاست

14:59.411 --> 15:03.711
‫امیدوارم متوجه منظورم باشید. پس آره

15:03.791 --> 15:05.131
‫آره

15:08.721 --> 15:09.721
‫آره

15:14.301 --> 15:15.471
‫این دیگه کیه؟

15:15.561 --> 15:16.709
‫- سیلویا
‫- بله؟

15:16.717 --> 15:18.407
‫تو یه الهه‌ای

15:18.431 --> 15:20.021
‫نمی‌دونم چطوری راضی‌شون کردی

15:20.101 --> 15:21.981
‫دوآ لیپا همین یه هفته پیش اینجا بود

15:22.061 --> 15:24.731
‫فقط یه سوال. مهمون‌ها کجا بشینن؟

15:24.821 --> 15:26.401
‫آره. صندلی‌ها باید به همین زودیا برسن

15:26.481 --> 15:28.821
‫نمی‌دونم تأخیر واسه چیه.
‫پیگیری می‌کنم.

15:28.901 --> 15:31.661
‫عالیه. من میرم تو هر
‫گوشه و کناری سلفی بگیرم

15:31.741 --> 15:34.281
‫- باشه. خوش بگذره
‫- دارم زورم رو می‌زنم، خب؟

15:34.371 --> 15:36.331
‫خیلی مزخرفه

15:36.411 --> 15:38.201
‫خدمات تشریفات «های سوسایتی».
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

15:38.291 --> 15:39.911
‫سلام. سیلویا گریوز هستم

15:40.001 --> 15:43.081
‫می‌خواستم سفارشم رو پیگیری کنم

15:43.921 --> 15:45.461
‫وای خدای من! فاجعه‌ست!

15:45.541 --> 15:48.131
‫شرکته صندلی‌ها رو فرستاده شراتون

15:48.211 --> 15:50.421
‫و حاضر نیستن بیارنشون اینجا

15:50.511 --> 15:52.181
‫نباید لقمه‌ی گنده‌تر از دهنم برمی‌داشتم

15:52.261 --> 15:54.681
‫ظاهراً من یه خانم باکلاسِ
‫لا سینگا هاسینداسی نیستم

15:54.761 --> 15:56.891
‫صرفاً یه پتیاره‌ی دوزاری شراتونی‌ام

15:56.971 --> 15:58.891
‫آهای. این‌جوری نگو

15:58.971 --> 16:02.351
‫بوی کلر، اتاق کنفرانس و رابطه‌های پنهونی
‫توی سفر کاری میدم

16:02.441 --> 16:03.851
‫این پیام کائناتـه به من

16:03.941 --> 16:05.481
‫مگه با چندتا صندلی تاشو کارت راه نمیفته؟

16:05.561 --> 16:07.071
‫نه، قضیه بزرگ‌تر از این حرف‌هاست

16:07.151 --> 16:08.611
‫سعی دارم چارلی رو
‫تحت تأثیر قرار بدم و

16:08.691 --> 16:11.151
‫بهش ثابت کنم که تو کارم جدی‌ام

16:11.241 --> 16:13.491
‫خیلی‌خب. ببین، بچه‌های لاکی‌پنی کامیون دارن

16:13.571 --> 16:15.781
‫بهم قرض میدن. میام کمکت که
‫صندلی‌ها رو بگیریم، خب؟

16:15.871 --> 16:17.201
‫- وای، جدی میگی؟
‫- آره

16:17.281 --> 16:19.161
‫مجانی توی واحد مهمانت تِلِپ شدم

16:19.241 --> 16:22.161
‫- این کم‌ترین کاریـه که از دستم برمیاد
‫- وای رفیق، دست گلت درد نکنه

16:22.251 --> 16:23.671
‫- ازت ممنونم
‫- کاری نکردم که

16:23.751 --> 16:25.421
‫تازه، خودم یه چیزی لازم دارم که
‫حواسم رو پرت کنه

16:25.501 --> 16:28.381
‫توی اسنورف پنج تا درخواست داشتم و
‫دیگه دارم رد میدم

16:28.461 --> 16:29.551
‫اسنورف چیـه دیگه؟

16:29.631 --> 16:31.301
‫یه برنامه‌ی دوست‌یابی جدیده که
‫اگه با یکی جفت بشی،

16:31.381 --> 16:33.011
‫دو هفته واسه همدیگه
‫کارت‌پستال می‌فرستید و

16:33.091 --> 16:36.011
‫بعد، اگه قبول کنید رودررو همدیگه رو ببینید،
صددرصد کار به سکس می‌کِشه

16:37.181 --> 16:38.181
‫آره، چندشـه

16:44.391 --> 16:46.231
‫خیلی‌خب، یکی طلبم

16:46.311 --> 16:48.111
‫- تو خونه‌ام پلاسی دیگه
‫- اینم یه حرفیـه

16:48.191 --> 16:49.191
‫بله

16:54.861 --> 16:55.911
‫ای لعنتی

16:56.491 --> 16:58.031
‫(یک ربع دیگر تا جلسه‌ی مشاوره‌ی چارلی)
‫- وای، نه - چی شده؟

16:59.201 --> 17:02.161
‫دیگه خیلی دیره.
‫به جلسه‌ی مشاوره‌ی چارلی نمی‌رسم.

17:02.251 --> 17:03.291
مشاوره‌ی چارلی؟

17:03.371 --> 17:04.961
‫آره، چارلی ازم خواسته بود
‫باهاش برم مشاوره

17:05.041 --> 17:08.331
‫ولی کل بعدازظهر درگیرِ
‫تدارکاتِ مهمونی بودم و

17:08.421 --> 17:10.501
‫- نشد دیگه
‫- نشد دیگه چیـه؟

17:10.591 --> 17:11.961
‫چارلی ازت خواسته باهاش بری مشاوره ها

17:12.051 --> 17:14.221
‫لابد مسئله‌ی خیلی مهمیـه، نه؟

17:14.301 --> 17:15.971
‫آره، خودم می‌دونم. ولی چیکار کنم خب؟

17:16.051 --> 17:17.841
‫طی‌العرض که نمی‌تونم بکنم.
‫اگه می‌تونستم که می‌رفتم.

17:17.931 --> 17:19.761
‫هرجورشده باید خودتو
‫به مشاوره‌ی چارلی برسونی

17:19.851 --> 17:21.681
‫اگه بخواد راجع‌به
‫همین مسئله باهات حرف بزنه چی؟

17:21.771 --> 17:23.641
‫اینکه شوهرت اولویتت نیست یا همچین چیزی

17:23.731 --> 17:26.191
‫یه نگاه به این ترافیک بنداز. خب؟

17:26.271 --> 17:28.441
‫کامیون هم پُرِ صندلیـه که

17:28.521 --> 17:30.771
‫خیلی‌خب. ببین،
‫اول تو رو دمِ مطب پیاده می‌کنم،

17:30.861 --> 17:33.651
‫- بعدش خودم صندلی‌ها رو می‌برم
‫- نه، تو نمی‌دونی کلوب کجاست

17:33.741 --> 17:36.031
‫- مسئولِ اونجا رو نمی‌شناسی
‫- خب، شماره‌اش رو بده بهم

17:36.111 --> 17:37.611
‫- کارت شناسایی لازم داری
‫- کارتت رو بده من خب!

17:37.701 --> 17:39.831
‫- تازه، رمز عبور هم داره
‫- برام مهم نیست...

17:39.911 --> 17:41.991
‫تو فقط داری بهونه میاری که نری!

17:42.081 --> 17:43.661
‫معلومـه که بهونه میارم!
‫چه توقعی داری؟

17:43.751 --> 17:45.911
‫دارم سکته می‌کنم.
‫خدا می‌دونه قراره چی بهم بگه.

17:46.001 --> 17:47.331
‫چرا نمیاد صاف تو روم بگه،

17:47.421 --> 17:50.341
‫جای اینکه یه سرِخر بالاسرمون باشه؟

17:50.961 --> 17:53.261
‫مگه همین تو نبودی که گفتی ‫مشاوره
ازدواجت رو به فنا داد؟

17:53.341 --> 17:56.301
‫نه، بودن توی یه ازدواج افتضاح ‫به فناش داد

17:56.381 --> 17:58.011
‫خب، شاید چارلی هم می‌خواد
‫همین رو بهم بگه

17:58.091 --> 17:59.931
‫بعیده. شماها که دم‌به‌دقیقه رو هَم‌اید

18:00.511 --> 18:03.811
‫خب، من نمیرم. نمیرم. دلم نمی‌خواد برم.
‫نمی‌تونی مجبورم کنی.

18:03.891 --> 18:05.141
‫- تازه، دیر هم شده دیگه
‫- نه، نشده

18:05.231 --> 18:07.271
‫- تا بربنک نمی‌رسیم
‫- یه ربع وقت داریم

18:07.351 --> 18:09.651
‫من کوچه پس‌کوچه‌های اینجا رو
‫عین کف دست بلدم. خب؟

18:09.731 --> 18:12.401
‫لعنتی. حالم به هم می‌خوره می‌بینم
‫مهربون شدی و حرفت هم منطقیـه. حالم بد میشه

18:12.481 --> 18:16.111
‫پس کلاً حالت از من به هم می‌خوره، چون
‫من هم آدم مهربونی‌ام و همیشه هم منطقی‌ام

18:21.661 --> 18:23.371
‫- ایول
‫- می‌بینی؟

18:23.451 --> 18:25.331
‫خیلی‌خب. این کوچه یه کوچولو تَنگـه، ولی...

18:28.621 --> 18:31.881
‫- وای. وای، نه. نه!
‫- لعنتی. آشغال!

18:33.091 --> 18:34.171
‫سگ توش

18:36.341 --> 18:38.801
‫- وای، نه
‫- برو. برو!

18:38.881 --> 18:41.431
‫- نه! گیر کردیم
‫- ببین، تو برو

18:41.511 --> 18:43.761
‫- اوبر بگیر. من صندلی‌ها رو می‌رسونم
‫- چطوری می‌خوای از این تو دربیای؟

18:43.851 --> 18:46.021
‫نگرانِ اونش نباش.
‫باید به دادِ زندگی مشترکت برسی.

18:46.101 --> 18:47.681
‫- برو!
‫- مطمئنی؟

18:47.771 --> 18:49.771
‫- مطمئنم. برو
‫- خیلی‌خب. رفتم

18:49.851 --> 18:51.151
‫- الان میرم
‫- باشه

18:52.311 --> 18:53.861
‫- گیر کردم
‫- تُف توش

18:53.941 --> 18:56.031
‫- نمی‌تونم برم... راهی نیست
‫- شیشه رو بده پایین

18:56.111 --> 18:58.361
‫- از پنجره برو بیرون. برو!
‫- مطمئنی؟

18:58.451 --> 19:00.321
‫صددرصد. برو دیگه!

19:06.911 --> 19:08.121
‫دست مریزاد! برو!

19:09.161 --> 19:10.621
‫چقدر دیگه مونده تا برسیم؟

19:11.171 --> 19:12.291
‫بیست‌وپنج دقیقه

19:14.216 --> 19:16.616
‫« یک دقیقه‌ی دیگر تا مشاوره‌ی چارلی »

19:20.091 --> 19:22.221
‫- سلام
‫- سلام، عزیزدلم

19:22.301 --> 19:24.301
‫طبق معمول، تو ترافیکم

19:24.391 --> 19:30.941
‫چند دقیقه‌ی دیگه می‌رسم.
‫میشه با فیس‌تایم توی جلسه شرکت کنم؟

19:31.021 --> 19:33.441
‫حتماً. بهت زنگ می‌زنم

19:33.521 --> 19:34.861
‫باشه

19:37.071 --> 19:38.691
‫تو ترافیک گیر کرده

19:41.281 --> 19:44.831
‫سلام، واقعاً شرمنده، عزیزم.
‫بدجور تو ترافیک گیر کردم.

19:44.911 --> 19:49.411
‫ولی بیا فرض کنیم الان تو مطبم و

19:49.513 --> 19:51.017
‫آره، می‌تونیم صحبت کنیم

19:51.081 --> 19:53.041
‫سیلویا، پاندا شدی

19:53.131 --> 19:55.171
‫شرمنده، نمی‌دونم چطوری برش دارم

19:55.251 --> 19:56.421
‫واقعاً... متأ...

19:56.501 --> 19:59.051
‫شرمنده، خیلی رومُخـه.
‫فقط... نمی...

19:59.131 --> 20:01.881
‫لعنتی. بلد نیستم چطوری...

20:01.971 --> 20:03.261
‫هنوز پاندام؟

20:03.341 --> 20:05.761
‫- بله، هنوز پاندایی
‫- خیلی‌خب. ببخشید

20:05.851 --> 20:06.971
‫باید...

20:08.721 --> 20:10.811
‫- حالا چی؟
‫- الان مرغ شدی

20:11.601 --> 20:14.271
‫خیلی‌خب، من... واقعاً... توروخدا ببخشید

20:14.351 --> 20:18.781
‫خیلی رومخـه، ولی بیاید ادامه بدیم.
‫بیاید حرف بزنیم.

20:18.861 --> 20:22.911
‫واقعیتش، من عذرخواهیِ یه جوجه رو
‫قبول نمی‌کنم

20:25.241 --> 20:27.581
‫الو؟ الو؟

20:28.371 --> 20:29.951
‫باریکلا

20:30.041 --> 20:31.621
‫بهت افتخار می‌کنم.
‫خوب نشوندیش سرِ جاش.

20:32.411 --> 20:33.711
‫ممنون

20:33.791 --> 20:35.501
‫کیری! ببخشید

20:35.581 --> 20:38.001
‫- عیب نداره. راحت باش
‫- نه، خیلی بلند گفتم. شرمنده

20:38.091 --> 20:39.211
‫- اشکال نداره
‫- معذرت می‌خوام

20:39.295 --> 20:47.383
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

20:47.471 --> 20:49.811
‫یالا

20:51.891 --> 20:52.891
‫کیر توش

20:55.271 --> 20:56.271
‫سگ توش

20:56.361 --> 20:58.191
‫آره، همچین صدایی میده

21:01.321 --> 21:02.691
‫خیلی‌خب

21:04.241 --> 21:06.201
‫دیدمت، توله‌سگ

21:07.371 --> 21:08.701
‫بگیر که اومد!

21:08.882 --> 21:18.882
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:20.341 --> 21:21.421
‫این دیگه چجورشـه؟!

21:21.511 --> 21:22.631
‫منو نگاه نکن

21:24.011 --> 21:26.761
‫جاکش فسقلی. دفعه‌ی بعد حالتو می‌گیرم!

21:31.351 --> 21:33.021
‫وای، شرمنده به‌خدا. خیلی دیر شد

21:33.101 --> 21:35.691
‫دوستم ویل یهو به سرش زد که

21:35.771 --> 21:39.231
‫مهمونی رو ببریم اون سرِ شهر و... شرمنده

21:39.311 --> 21:41.021
‫بله، تعریف ویل رو شنیدم

21:42.901 --> 21:44.191
‫ویل رو می‌شناسید؟

21:45.861 --> 21:49.911
‫بهرحال، الان اومدم.
‫بریم ببینیم چه خبره.

21:49.991 --> 21:51.871
‫چطوره چند دقیقه‌ی اول رو ‫صرفِ

21:51.951 --> 21:54.201
صحبت درباره‌ی دلیل اصلیِ تأخیر شما بکنیم؟

21:55.001 --> 21:57.171
‫از چی فرار می‌کنی؟

21:58.921 --> 22:01.171
‫جلسه‌ی مشاوره‌ی من که نیست

22:02.251 --> 22:07.301
‫چرا از صحبت درباره‌ی دلیل واقعی
تأخیرت طفره میری؟

22:08.341 --> 22:09.341
‫چی گفتید؟

22:09.431 --> 22:13.101
‫چرا از صحبت درباره‌ی دلیل واقعی

22:13.181 --> 22:16.521
تأخیرت طفره میری؟

22:17.061 --> 22:19.731
‫من که طفره نرفتم

22:19.811 --> 22:23.361
‫الحق که جوجه‌ای. خوب جا زدی!

22:24.221 --> 22:25.281
‫خیلی‌خب

22:25.901 --> 22:27.991
‫چارلی، داستان چیـه؟

22:28.071 --> 22:29.111
‫- چیز...
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب

22:30.161 --> 22:31.281
‫- سیلویا
‫- بله؟

22:31.371 --> 22:34.451
‫- چند وقتیـه درگیرِ...
‫- متأسفانه، وقت تموم شد

22:34.541 --> 22:36.081
‫یه مراجعه‌کننده‌ی دیگه دارم

22:36.581 --> 22:41.171
‫بسیارخب. ممنون.
‫مرسی که وقت گذاشتید.

22:41.751 --> 22:43.671
‫- خواهش می‌کنم
‫- ممنون

22:49.471 --> 22:50.891
‫دیدی؟ مراجعه‌کننده کجا بود؟!

22:50.971 --> 22:52.801
‫قشنگ می‌تونست باهامون حرف بزنه

22:52.891 --> 22:55.181
‫تقصیرِ دکتر مِلفی نیست

22:55.271 --> 22:57.351
‫واقعاً اسمش دکتر مِلفیـه؟

22:57.431 --> 22:58.521
‫آره

22:59.651 --> 23:01.691
‫- دکتر ملفیـه. چطور مگه؟
‫- چی؟

23:03.191 --> 23:06.531
‫خیلی‌خب. ببین، میگم اگه
‫واقعاً براش مهم بودی،

23:06.611 --> 23:07.991
‫می‌ذاشت بیشتر بمونیم

23:08.071 --> 23:09.321
‫این تویی که نمی‌خواستی بیای اینجا

23:09.401 --> 23:11.201
‫اصلاً اینطوری نیست، عزیزم.
‫نه، من می‌خواستم.

23:11.281 --> 23:13.621
‫تو دیر اومدی جلسه،
‫درست مثل مسابقه‌ی جپردی

23:13.701 --> 23:15.991
‫واسه همه‌چی دیر می‌رسی

23:16.081 --> 23:18.831
‫دقیقاً همون یک باری که بهت نیاز داشتم،
‫با ویل رفتی پیِ خوش‌گذرونی

23:18.911 --> 23:21.381
‫- درست مثل امروز که پیش ویل بودی
‫- عزیزدلم، من...

23:21.461 --> 23:24.591
‫اشتباه کردم محل مهمونی رو
‫لحظه‌ی آخری عوض کردم

23:24.671 --> 23:28.801
‫فقط می‌خواستم یه حرکت خیلی خاص
‫برای شرکتت و خودت بزنم

23:28.881 --> 23:33.971
‫حالا که دارم فکر می‌کنم می‌بینم
‫فکر مسخره‌ای بود و واقعاً خیلی بابتش متأسفم

23:34.051 --> 23:37.221
‫الان هم که اینجام.
‫بگو درباره‌ی چی حرف بزنیم.

23:37.311 --> 23:39.021
‫عزیزم، می‌دونم

23:39.101 --> 23:44.611
من هم ‫نباید این جلسه رو میذاشتم
‫درست روزِ مهمونی شرکت

23:45.191 --> 23:47.611
‫اصلاً بهش فکر نکن.
‫می‌دونم سرت خیلی شلوغـه.

23:47.691 --> 23:48.941
‫باشه، ولی می‌تونیم...

23:53.741 --> 23:55.621
‫مراجعه‌کننده نداشت. می‌دونستم

23:56.451 --> 24:00.621
‫برای شما چه فرقی داره
‫مراجعه‌کننده داشته باشم یا نداشته باشم؟

24:00.711 --> 24:03.541
‫خب، چرا به‌دروغ گفتید
‫مراجعه‌کننده دارید؟

24:03.631 --> 24:05.961
خودتون رو لایقِ دوچرخه‌سواری‌کردن نمی‌دونید؟

24:06.030 --> 24:08.881
‫نکنه دارید عوضِ مواجهه با این مسئله
‫ازش فرار می‌کنید؟

24:08.961 --> 24:11.551
‫مطمئنید نمی‌خوام با دوچرخه برم
‫پیشِ یکی از مراجعه‌کننده‌هام؟

24:12.431 --> 24:14.801
آره، ‫چون این کار دیوونگی محضـه

24:15.301 --> 24:16.311
‫خیلی‌خب

24:16.851 --> 24:22.351
‫شما واسه من ادای تراپیست‌ها رو درنیار که
‫اصلاً این کاره نیستی، خب؟

24:23.561 --> 24:25.271
‫جلسه‌ی خوبی بود.
‫هفته‌ی بعد می‌بینم‌تون.

24:25.361 --> 24:27.231
‫بله، ممنون

24:34.071 --> 24:35.821
‫- مرسی که اومدی
‫- قربونت

24:35.911 --> 24:38.701
‫- کارش درستـه
‫- سال اول چطوره؟

24:38.791 --> 24:41.211
‫گفته بودید حدوداً سه سالـه که
‫اینجا مشغولید، درستـه؟

24:41.291 --> 24:43.211
‫شما چند وقتـه اینجا کار می‌کنید؟

24:44.081 --> 24:45.671
‫رنگِ رژت چیـه؟

24:45.751 --> 24:47.501
‫- قشنگـه
‫- نمی‌دونم

24:49.171 --> 24:50.171
‫سلام

24:50.261 --> 24:51.381
‫- سلام
‫- چه خوب شده اینجا

24:51.471 --> 24:54.131
‫- مرسی
‫- به جلسه‌ی مشاوره رسیدی؟

24:55.971 --> 24:57.011
‫حالم گرفته‌ست

24:57.101 --> 25:00.471
‫مطمئنم مشکل خاصی پیش نیومده. آره

25:00.561 --> 25:02.981
‫- مرسی که صندلی‌ها رو راست‌وریس کردی
‫- کاری نکردم که

25:03.061 --> 25:04.061
‫مرسی که دعوتم کردی

25:04.141 --> 25:06.481
‫حال میده آدم تو مهمونی بازنشستگیِ
‫یه غریبه شرکت کنه

25:06.561 --> 25:09.191
‫- برو یه نوشیدنی بزن. خیلی‌خب
‫- میرم. اصلاً واسه همینـه که اومدم

25:09.271 --> 25:10.281
‫سلام

25:11.191 --> 25:12.741
‫سلام، عزیزم. مرسی، ولی نمی‌تونم بخورم

25:12.821 --> 25:14.861
‫- سرِ کارم
‫- خب، مهمونی محشره

25:14.951 --> 25:16.701
‫خوبـه. آره، چیزه...

25:16.781 --> 25:17.911
‫سلام، ونسا

25:17.991 --> 25:19.031
‫عجب مهمونی‌ای، سیلویا

25:19.121 --> 25:21.201
انگار صد سالـه ندیدمت

25:23.081 --> 25:24.751
‫صد سال؟!

25:24.831 --> 25:27.581
عاشقتم. خیلی باحالی

25:29.671 --> 25:30.751
‫خب...

25:34.511 --> 25:35.841
‫- گردنش چی شده؟
‫- نمی‌دونم

25:35.931 --> 25:39.431
‫- دیگه خیلی باهاش حرف نمی‌زنم
‫- قطعاً همینطوره

25:39.511 --> 25:40.681
‫آره

25:41.721 --> 25:43.141
‫استوارت

25:43.231 --> 25:46.141
‫عزیزان. آهای، عزیزان. گوش بدید

25:46.231 --> 25:48.901
‫می‌خواستیم واسه بازنشستگیِ فرانک
‫سنگِ تموم بذاریم

25:48.981 --> 25:51.401
‫واسه همین هم یه چیز کوچولو و
‫ویژه آماده کردیم

25:51.481 --> 25:53.111
‫بریم که همه با هم ببینیم. پخشش کن

25:54.821 --> 25:56.611
‫فرانک، یه مشکلی پیش اومده

25:56.701 --> 25:57.701
‫چی شده؟

25:57.781 --> 26:00.581
‫هر چی می‌گردیم، خبری از
‫پرونده‌ی مک‌الستر علیه یونایتد پترول نیست

26:00.661 --> 26:03.871
‫اینقدر اینو تکرار کردم که
‫دیگه زبونم مو درآورد

26:03.951 --> 26:06.791
‫پرونده‌ی مک‌الستر علیه یونایتد پترولیومـه

26:07.881 --> 26:09.331
‫بدون تو چیکار کنیم؟

26:09.961 --> 26:12.301
‫انگار که من...

26:12.381 --> 26:16.221
‫♪ یه حسی تو کُلِ وجودمـه ♪

26:16.301 --> 26:20.431
‫♪ بهت که فکر می‌کنم، فوران می‌کنه ♪

26:21.311 --> 26:22.971
‫♪ تو سرتاسرِ شهر ♪

26:23.061 --> 26:25.181
‫- ♪ رو در و دیوارِ خونه‌ام ♪
‫- یکم عجیبـه، آره

26:25.271 --> 26:28.901
‫♪ رو دور که بیفتیم ♪
‫♪ دیگه هیچی جلودارِمون نیست ♪

26:28.981 --> 26:31.231
‫♪ فرانک‌فرانک از زبون‌مون نمیفته ♪

26:31.861 --> 26:35.531
‫♪ فرانک، فرانک، فرانک رو عشقـه ♪

26:37.401 --> 26:38.571
‫صدای چی بود؟

26:42.241 --> 26:45.001
‫- ستاره‌ی سینمان. به‌به، نگاهش کنید
‫- به‌به

26:48.251 --> 26:50.331
‫اینجا چه خبره؟

26:51.791 --> 26:54.551
‫فرانک‌فرانک راه انداختید؟

26:56.678 --> 26:58.384
‫« ازت ممنونیم، فرانک! »

26:58.439 --> 27:05.688
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

27:05.811 --> 27:07.731
‫سیلویا. سیلویا؟ بیا اینجا

27:07.811 --> 27:09.651
‫بیا با دوستم، کَری، آشنا شو

27:09.731 --> 27:15.481
‫عملاً هم زنمـه، هم دخترم، دوست‌دخترم،
‫رفیق جینگم و هم ساقیِ ویکودینم

27:15.571 --> 27:17.531
‫وایسا ببینم، نکنه همون کَریـه که
‫باهاش میری کابو؟

27:17.611 --> 27:19.201
‫لو رفتم

27:19.281 --> 27:20.611
‫- خودِ کابو کَریـه
‫- آره

27:20.701 --> 27:22.451
‫خودِ کابو کَری

27:22.531 --> 27:25.161
‫والا چند سالـه که دلم می‌خواد
‫از نزدیک ببینمت، سیلویا

27:25.241 --> 27:26.451
‫من هم، کابو کَری

27:26.541 --> 27:27.871
‫- البته با اجازه...
‫- آره بابا

27:27.961 --> 27:31.751
‫می‌دونم تازه با هم آشنا شدیم ها،
‫منتها شرکتی که براش کار می‌کنم،

27:31.831 --> 27:35.551
‫یه مهمونی بزرگ در پیش داره و
‫تدارک‌چی‌مون رسماً پیچونده

27:35.631 --> 27:37.591
‫- آره
‫- اوضاع قاراشمیشـه

27:37.671 --> 27:41.431
‫احیاناً وقتِ خالی نداری تا دیر نشده
‫کار رو دست بگیری؟

27:41.511 --> 27:43.851
‫وای خدا، وقتم آزادِ آزاده

27:43.931 --> 27:46.011
‫شماره‌ات رو از استوارت می‌گیرم.
‫همین هفته بهت زنگ می‌زنم.

27:46.101 --> 27:47.891
‫محشره. حتماً. بی‌صبرانه منتظرم

27:47.981 --> 27:49.181
‫- بریم که بترکونیم، سلیطه!
‫- بریم تو کارش

27:49.271 --> 27:50.391
‫با هم حرف می‌زنیم باز

27:50.481 --> 27:51.981
‫- ردیفش می‌کنیم
‫- چی از این بهتر؟

27:52.061 --> 27:54.061
‫- وای، چه نازه
‫- دوستش دارم

27:54.151 --> 27:55.361
‫یه بار هم عمل زیبایی نکرده

27:56.281 --> 27:57.571
‫لاشیِ خرشانس

27:57.651 --> 28:00.111
‫همینو بگو. کونِ لقِش، نه؟

28:00.201 --> 28:01.951
‫آره، تابستون بعدی نوبتِ دندون‌هامـه

28:07.581 --> 28:08.581
‫آدری

28:08.661 --> 28:10.081
‫سلام، اینجا چیکار می‌کنی؟

28:10.161 --> 28:11.161
‫از مؤسسینِ اینجام

28:11.251 --> 28:12.621
‫باید حدس می‌زدم

28:14.291 --> 28:16.671
‫- حالت چطوره؟ چه خبرها؟
‫- خوبم. همه چی عینِ قبلـه

28:16.751 --> 28:18.261
‫- آره
‫- آره دیگه

28:18.341 --> 28:20.801
‫تازه یه دفتر تو نیویورک باز کردم،
‫رسماً یه پام نیویورکـه، یه پام لس‌آنجلس

28:20.881 --> 28:23.641
‫به‌به، باریکلا

28:23.721 --> 28:26.261
‫خبرِ بچه‌های لاکی پنی رو داری؟
‫کارشون حسابی گرفته

28:26.351 --> 28:28.021
‫آره، زودبه‌زود باهاشون حرف می‌زنم

28:28.101 --> 28:29.851
‫ترکوندن. کُلی براشون ذوق دارم

28:29.931 --> 28:33.941
‫شنیده بودم شدی همه‌کاره‌ی آبجوسازیِ
یه شرکتِ زنجیره‌ای و واسه خودت بروبیایی داری

28:34.021 --> 28:36.441
‫آره، بگی‌نگی. اوضاع یکم عوض شده

28:36.521 --> 28:37.821
‫آره

28:37.901 --> 28:39.401
‫راستش، می‌خوام برای خودم بار بزنم

28:40.611 --> 28:41.821
‫- عالیـه. کجا؟
‫- آره

28:43.491 --> 28:44.621
‫هنوز تصمیم نگرفتم

28:44.701 --> 28:47.451
‫فعلاً مشخص نیست، چون هنوز...

28:47.531 --> 28:50.411
‫یه‌جورایی اولِ راهم. آره

28:50.501 --> 28:52.581
‫خیلی‌خب، سرمایه‌گذار هم داری؟

28:53.211 --> 28:57.381
‫در این مورد هم میشه گفت
‫هنوز اولِ راهم، پس...

28:57.921 --> 28:59.671
‫- خوبـه
‫- خیلی خوبـه

29:01.511 --> 29:02.881
‫بهرحال، خوشحال شدم دیدمت

29:02.971 --> 29:05.301
‫حالا حتماً باز توی هاسینداس می‌بینمت

29:06.181 --> 29:07.181
‫آره

29:12.641 --> 29:14.691
‫یه کارِ دیگه گرفتم

29:14.771 --> 29:16.731
‫- ایول، عالیـه. آره
‫- دقیقاً

29:16.811 --> 29:19.021
‫هنوز هیچی نشده،
‫یه مراسم گنده‌ی دیگه گیرم اومد،

29:19.111 --> 29:20.481
‫ولی ممکنه کارهام بیشتر بشه

29:21.491 --> 29:22.611
‫باز هم کمکم می‌کنی؟

29:22.691 --> 29:24.451
‫بعید می‌دونم بدونِ تو
‫می‌تونستم از پسِ امشب بربیام

29:25.491 --> 29:27.871
‫آره. آره. از خدامـه

29:27.951 --> 29:32.411
‫حالا که قراره کمکت کنم،
‫پس می‌تونم تو واحد مهمانت بمونم دیگه، نه؟

29:32.501 --> 29:35.331
‫اینجوری پولی که برای اجاره‌ی اون فضا
‫برای بارم نیاز دارم، جور میشه

29:35.421 --> 29:36.541
‫آره، موافقم

29:36.631 --> 29:39.631
‫- عالیـه
‫- فقط بذار با چارلی حرف بزنم، ولی...

29:39.711 --> 29:41.591
کاملاً ‫می‌فهمم. ولی محض اینکه
‫خیالت راحت‌تر باشه،

29:41.671 --> 29:45.011
‫قول میدم دیگه با هیچ مهمون ویژه‌ای

29:45.091 --> 29:46.641
اونجا بُکن‌بُکن راه نندازم

29:46.721 --> 29:49.471
‫- چه خوب. ردیفش می‌کنم
‫- آره

29:49.561 --> 29:50.971
‫- ممنون. عالیـه
‫- بهش میگم

29:51.061 --> 29:53.141
‫- خب؟
‫- عالیـه. دقیقاً همینطوری هم بهش بگو

29:53.231 --> 29:54.311
‫- حتماً. قشنگ بود
‫- خیلی‌خب

29:55.891 --> 29:58.651
‫عزیزان، فقط می‌خواستم
‫ازتون تشکر کنم که

29:58.731 --> 30:02.691
‫توی مراسم بازنشستگی من شرکت کردید

30:04.651 --> 30:06.611
‫واقعیتش، اول با خودم گفتم
‫یه دورهمی کوچیک و

30:06.701 --> 30:09.281
‫خودمونی می‌گیریم،
‫ولی بعدش یهو به ذهنم رسید که:

30:09.371 --> 30:11.451
‫«اگه نخوای، گیرت نمیاد»، درست میگم؟

30:11.541 --> 30:12.701
‫پشمام

30:12.791 --> 30:16.461
‫خدایی دلم برای بیشترتون تنگ میشه

30:16.541 --> 30:19.631
‫به خاطر همین هم قراره تا چند سالِ آینده
‫تو اسلکِ شرکت وِل بچرخم

30:20.461 --> 30:22.131
‫می‌دونی که من هم اونجا منتظرتم

30:23.881 --> 30:27.091
‫بهرحال، از همه ممنونم که این خداحافظی رو
اینقدر برام خاطره‌انگیز کردید

30:27.181 --> 30:28.391
‫واقعاً ازتون ممنونم

30:29.471 --> 30:31.351
‫ممنون. مرسی

30:31.431 --> 30:33.221
‫- عزیـزم!
‫- سلام

30:33.891 --> 30:34.891
‫من...

30:36.561 --> 30:38.651
‫من هم می‌خوام یه چیزِ کوچولو بگم

30:38.731 --> 30:40.401
‫می‌خواد بگه ترکوندی

30:41.361 --> 30:43.691
‫امشب فقط بازنشستگیِ فرانک نیست

30:45.071 --> 30:47.281
‫مالِ من هم هست

30:48.071 --> 30:52.581
‫درستـه. من هم قراره بازنشسته بشم

30:53.201 --> 30:59.041
‫پس هم مبارکِ فرانک و هم من

31:00.131 --> 31:01.131
‫خیلی‌خب

31:01.211 --> 31:03.671
‫نه، اصلاً خبر خوشی نیست

31:05.881 --> 31:07.171
‫تو هم خبر داشتی دیگه، نه؟

31:10.011 --> 31:11.261
نداشتی پس

31:15.601 --> 31:17.231
‫می‌خواستی توی جلسه‌ی مشاوره
‫اینو بهم بگی؟

31:17.311 --> 31:18.891
‫نه، اون‌موقع تصمیمی نگرفته بودم

31:18.981 --> 31:21.231
‫فقط می‌دونستم از عالم و آدم سیرم

31:21.311 --> 31:26.941
‫سیلویا، این همه سال حس می‌کردم که
‫باید یه جورِ خاص زندگی کنم

31:27.031 --> 31:31.031
‫اینکه باید توی یه قفسِ تَنگ و کوچیک
‫سَر کنم، ولی بعدش فهمیدم که

31:31.991 --> 31:34.951
‫مجبور نیستم تا آخرِ عمرم
همین مسیرِ تکراری رو برم

31:35.041 --> 31:36.661
‫آخه، این همه مسیر

31:38.251 --> 31:42.131
‫کدوم مسیر... مسیرِ خاصی مد نظرتـه؟

31:42.211 --> 31:44.421
‫نه، دقیق نمی‌دونم قراره
قدم تو چه مسیری بذارم

31:44.501 --> 31:47.381
‫ولی یه سری مسیرها هستن که
‫حس می‌کنم منو می‌برن تو دلِ جنگل

31:47.461 --> 31:50.681
‫برای اولین بار تو زندگیم
‫حس آزادی دارم، اون هم بعدِ...

31:50.761 --> 31:52.681
‫اصلاً نمی‌دونم آخرین بار
‫کِی همچین حسی داشتم

31:53.351 --> 31:55.311
‫فهمیدم زندگی فراتر از اینـه که
‫بخوام عین فرانک

31:55.391 --> 31:59.601
‫۶۰‏ ساعت در هفته پا شم برم
‫دفترِ وکالت و برگردم

32:00.521 --> 32:01.561
‫آره

32:02.271 --> 32:04.361
‫زندگی‌مون کلی خرج و مخارج داره

32:04.441 --> 32:06.191
‫خب، فرانسیس قراره بره دانشگاه و

32:06.281 --> 32:07.821
‫- دیگه...
‫- آره خب، ببین،

32:07.901 --> 32:10.781
‫حساب پس‌انداز دانشگاهش تقریباً پُر شده و

32:10.861 --> 32:12.361
‫به اندازه‌ی کافی پول کنار گذاشتیم که
‫بتونیم این چند وقت رو سر کنیم،

32:12.451 --> 32:16.491
‫ولی باید هزینه‌هامون رو کم کنیم تا
‫یه فکری به حالِ این وضع بکنیم

32:18.701 --> 32:20.251
‫- می‌تونم حرفِ دلم رو بزنم، عزیزم؟
‫- آره

32:20.331 --> 32:24.251
‫معلومـه که می‌تونی.
‫این سینه صندوقچه‌ی اسرارِ توئـه.

32:25.041 --> 32:28.711
‫خیلی‌خب. من... این تصمیمت به نظرم...

32:28.801 --> 32:31.091
‫چطوری بگم؟

32:31.171 --> 32:32.891
‫نسنجیده‌ست و بچگونه

32:35.011 --> 32:36.181
‫عزیزم، من بهش نیاز دارم

32:37.011 --> 32:40.061
‫جدی... بهش احتیاج دارم.
‫یه کاریش می‌کنیم.

32:41.021 --> 32:43.731
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫تو که کارِت گرفته

32:43.811 --> 32:47.901
‫امشب هم که اون پیشنهاد جدیده رو گرفتی.
‫کسب‌وکارت حسابی گرفته.

32:47.981 --> 32:50.741
‫اینقدر جو نده.
‫همش یه مهمونیِ دیگه گرفتم.

32:50.821 --> 32:52.321
از کجا معلوم؟
شاید اولین و آخرینش باشه

32:52.401 --> 32:53.491
من که اینطور فکر نمی‌کنم

32:53.571 --> 32:54.571
‫عزیزم...

32:57.911 --> 33:00.291
‫با پوست‌واستخوون حسش می‌کنم

33:00.315 --> 33:10.315
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
