WEBVTT

00:02.231 --> 00:04.141
‫خب بریم سراغ مرحله‌ی جپردی

00:05.521 --> 00:07.231
‫اینم از دسته‌بندی‌های مسابقه‌ی امروز

00:07.231 --> 00:09.941
‫«دنیای شگفت‌انگیز دیزنی» رو داریم

00:09.941 --> 00:13.071
‫و بعد «عمرهای تباه‌شده»، «فناپذیری»،

00:14.071 --> 00:16.571
‫«چارلی گریوز»، «حسرت‌ها»

00:16.571 --> 00:18.321
‫و در پایان دسته‌ی «بدون بازگشت»

00:18.331 --> 00:19.491
‫موریس، نوبتِ شماست

00:19.491 --> 00:22.041
‫فناپذیری، سؤالِ ۴۰۰ امتیازی

00:22.041 --> 00:24.581
‫اون چیه که هرچی بیشتر زندگی کنی،
‫سریع‌تر می‌گذره

00:25.291 --> 00:26.501
‫زمان؟

00:26.501 --> 00:28.581
‫درسته، امتیاز رو گرفتی موریس

00:28.591 --> 00:31.171
‫کن، بریم سراغ عمرهای تباه‌شده
‫با سؤالِ ۲۰۰ امتیازی

00:31.171 --> 00:34.721
‫شریکِ ارشدِ شرکت بوزالیس اند اَدینگتون
‫که توی خواب از دنیا رفت

00:34.721 --> 00:37.761
‫- آندریا
‫- متصدی قبلیِ چارلی؟

00:38.471 --> 00:41.011
‫درسته. چارلی، لطفاً دهنت رو ببند

00:45.441 --> 00:47.771
‫چارلی! حتی خواب‌هات هم کلیشه‌ای هستن!

00:48.402 --> 00:57.493
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:58.978 --> 01:00.978
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت ششم »

01:01.502 --> 01:11.502
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:13.301 --> 01:15.721
‫- کمک می‌خوای؟
‫- نه، ردیفه. ردیفش می‌کنم

01:17.301 --> 01:18.721
‫مطمئنی کارِ درستی می‌کنی؟

01:18.721 --> 01:21.011
‫صددرصد، می‌خوام برگردم سر کار

01:21.011 --> 01:23.721
‫- واقعاً الان دلم روتین می‌خواد، متوجه‌ای؟
‫- آره بابا، کاملاً

01:23.721 --> 01:25.641
‫آخه می‌دونی...

01:25.641 --> 01:27.021
‫یهو پاشدی رفتی

01:27.021 --> 01:29.441
‫- خونه‌ی اون یارو توی جپردی...
‫- اد... اد لیتل

01:29.441 --> 01:33.151
‫آره همون و یه‌جورایی شاید بشه گفت...

01:33.151 --> 01:36.451
‫تهدیدآمیز بود

01:37.361 --> 01:41.741
‫میگم شاید بهتر باشه یکم ریلکس کنی،

01:43.831 --> 01:45.491
‫با کسی صحبت کنی یا...

01:45.501 --> 01:47.791
‫چی؟ با کسی صحبت کنم؟ یعنی برم مشاوره؟

01:48.751 --> 01:49.751
‫آره

01:49.751 --> 01:52.541
‫خودت هیچ‌وقت پیشِ مشاور نرفتی،
‫چرا من برم؟

01:53.751 --> 01:55.301
‫چون که تو... خودت می‌دونی دیگه...

01:55.301 --> 01:57.341
‫بی‌اجازه واردِ خونه‌ی یه غریبه شدی

01:58.131 --> 02:01.931
‫عزیزم، من حالم خوبه. خیالت راحت

02:01.931 --> 02:04.721
‫می‌دونی مثل همون موقع‌ست که
‫فرانسیس رو به‌دنیا آوردی

02:04.721 --> 02:08.521
‫و تحتِ تأثیرِ هورمون‌های بعدِ زایمان بودی
‫ولی بالاخره خوب شدی

02:08.521 --> 02:09.941
‫خودبه‌خود خوب نشدم

02:09.941 --> 02:12.651
‫و هنوزم یه حالتِ افسردگی و بی‌حوصلگی دارم

02:12.651 --> 02:13.981
‫که هیچ‌وقت از بین نمیره

02:13.981 --> 02:16.741
‫ولی می‌فهمم چی میگی

02:17.531 --> 02:18.991
‫خیلی‌خب، من که حالم خوبه

02:18.991 --> 02:22.241
‫پس بیا فراموشش کنیم دیگه

02:22.241 --> 02:23.321
‫چی رو فراموش کنیم؟

02:23.331 --> 02:25.541
‫- دیدی؟ همینو می‌گفتم
‫- باشه

02:25.541 --> 02:27.541
‫- خوش بگذره با فرانسیس
‫- باشه

02:31.251 --> 02:33.631
‫میگما، میشه امشب ماشینت رو بهم قرض بدی؟

02:33.631 --> 02:36.051
‫- فردا عصر میارمش
‫- نخیر

02:36.051 --> 02:37.551
‫باید خودم رو به همایش جانی ۶۶

02:37.551 --> 02:39.591
‫توی لا کوئینتا برسونم

02:39.591 --> 02:42.261
‫- جنا هم میاد؟
‫- معلومه که میاد

02:42.261 --> 02:45.221
‫- ناسلامتی مدیرعامل شرکتـه
‫- و با این حساب، بازم می‌خوای بری؟

02:45.221 --> 02:46.431
‫مهم نیست من چی می‌خوام

02:46.431 --> 02:49.061
‫وظیفه‌امـه برم اونجا و میرم.
‫ماشینت رو بهم قرض میدی؟

02:49.061 --> 02:51.231
‫چارلی رفته سرِ کار و ماشینش رو بُرده

02:51.231 --> 02:53.231
‫و خودمم قراره برم پام دزرت

02:53.231 --> 02:55.731
‫و فرانسیس رو برسونم تورنمنت مناظره
‫پس دیگه ماشینی در کار نیست

02:55.731 --> 02:58.191
‫پام دزرت، درست بغلِ لا کوئینتاست.
‫منم سر راهتون برسونید.

02:58.191 --> 02:59.651
‫پس گمونم بتونیم برسونیمت

02:59.651 --> 03:02.201
‫ولی الان راه میفتیم و
‫فرانسیس پشت فرمون می‌شینه

03:02.201 --> 03:04.121
‫- پس مسئولیتش با خودتـه
‫- مشکلی نیست

03:04.121 --> 03:06.241
‫- جسد همراهتـه؟
‫- نه بابا

03:06.241 --> 03:08.451
‫وسایلِ کارمـه

03:09.451 --> 03:11.751
‫- ناهارمون رو پایونیرتاون می‌خوریم؟
‫- چرا که نه

03:11.751 --> 03:14.001
‫راستی دمنوش زنجبیل هم بگیریم
‫چون معده‌ام یه ذره...

03:14.001 --> 03:15.921
‫وای بسه دیگه. گورت رو
‫گم کن تا نظرم عوض نشده!

03:15.921 --> 03:17.301
‫توی ماشین منتظرم. باشه

03:21.381 --> 03:22.431
‫سلام

03:23.591 --> 03:25.891
‫چی؟ وای رفیق، حالت خوبه؟

03:25.891 --> 03:30.061
‫بچه! اِکسم داره بچه‌دار میشه!

03:30.061 --> 03:31.391
‫وایسا ببینم. گیج شدم

03:31.391 --> 03:32.641
‫اندی داره بچه‌دار میشه؟

03:32.641 --> 03:35.561
‫نه! شوهر سابقم رو میگم، جو. عشقِ اولم.

03:35.561 --> 03:37.061
‫بعد این چیزِ بدیه؟

03:37.071 --> 03:40.361
‫اگه بچه‌ی زنِ جدید و
‫جوون‌ترِ شوهر سابقم باشه آره

03:40.361 --> 03:42.991
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ اون احمق می‌تونه
‫دو سالِ آینده پوشک عوض کنه

03:42.991 --> 03:45.531
‫و توی مهدکودک یه پدر سن‌بالا و چندش باشه

03:45.531 --> 03:47.701
‫و حالا جو دوباره همه‌ی اینا رو تجربه می‌کنه

03:47.701 --> 03:50.201
‫و نائومی نسخه‌ی بهترش رو داره

03:50.201 --> 03:52.411
‫باید بابتِ تربیت کردنش یه چیزی بهت بدن

03:52.411 --> 03:54.831
‫داری نفقه می‌گیری دیگه
‫پس یه‌جورایی جبران میشه

03:54.831 --> 03:56.961
‫شایدم نه. اصلاً از این چیزها سر در نمیارم

03:56.961 --> 04:00.051
‫کیتی، کی به این نتیجه رسیدی که
‫زندگی مشترکت به بن بست خورده؟

04:00.051 --> 04:03.221
‫اونجایی که فهمیدم یه کُسخلِ بچه‌ننه‌ست

04:03.221 --> 04:04.681
‫که هیچ‌وقت قرار نیست بزرگ شه

04:04.681 --> 04:08.181
‫بعدِ این ضربه دیگه نمی‌تونم کمر راست کنم

04:08.181 --> 04:10.011
‫صبر کن. مگه خودت رابطه رو تموم نکردی؟

04:10.021 --> 04:11.681
‫- گورت رو گم کن!
‫- دخالت نکن! خفه شو!

04:11.681 --> 04:13.601
‫- من فقط دارم میگم...
‫- از ماشین پیاده شو

04:13.601 --> 04:15.061
‫- منظورم این بود که...
‫- دهنت رو ببند

04:15.061 --> 04:16.851
‫- بحث اصلاً این نیست
‫- هیچ ربطی نداره

04:16.851 --> 04:19.611
‫باشه، باشه. بحث یه چیزِ دیگه‌ست

04:20.281 --> 04:23.401
‫اون فقط می‌تونه سراغِ
‫یکی جوون‌تر از خودش بره

04:23.401 --> 04:25.661
‫چون هم‌سن‌وسال‌های ما
‫سریع می‌فهمن که

04:25.661 --> 04:27.951
‫اصلاً کیسِ مناسبی نیست

04:27.951 --> 04:29.951
‫جوون‌تر از خودت؟ چه مصیبتی!

04:29.951 --> 04:32.041
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ لال شو، خب؟
‫این چه طرز کمک کردنه؟

04:32.041 --> 04:33.831
‫- به تو ربطی نداره
‫- باشه. حق با توئه

04:33.831 --> 04:35.041
‫چشم. اصلاً نمی‌خوام کمک کنم

04:35.621 --> 04:38.251
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب عزیزم

04:39.461 --> 04:41.461
‫- توی تورنمنت موفق باشی
‫- مرسی

04:41.461 --> 04:42.841
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

04:43.591 --> 04:45.631
‫- سلام جما
‫- سلام خانم گریوز

04:45.631 --> 04:47.261
‫وای خدا رو شکر که اومدی

04:47.261 --> 04:49.391
‫همه اینجا یه مشت خرخونِ پلشتن

04:49.391 --> 04:51.261
‫خسته شدم از اینکه همیشه
‫ما جذاب‌ترین‌های جمعیم

04:51.271 --> 04:52.641
‫همینو بگو

04:52.641 --> 04:53.931
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

04:58.021 --> 05:00.571
‫- خیلی‌خب...
‫- می‌خواین پادکستم رو گوش کنین؟

05:03.151 --> 05:05.401
‫- چرا که نه
‫- باشه. ولی نمی‌خوام مجبورتون کنم ها!

05:06.111 --> 05:08.701
‫کیتی فیلدز هستم

05:08.701 --> 05:10.831
‫با من همراه باشید تا با آدم‌های تحول‌آفرین
‫صحبت کنیم...

05:10.831 --> 05:13.201
‫- چرا صدات رو این‌جوری کردی؟
‫- دقیقاً

05:13.201 --> 05:16.421
‫با برنامه‌ی شکستن سقفِ شیشه‌ای
‫در خدمتتون هستیم...

05:17.621 --> 05:19.381
‫- پشمام! صداش بلند بود
‫- یا خدا!

05:20.381 --> 05:23.421
‫بخشی از مجموعه‌ی صنایعِ مامان‌رئیس...

05:23.421 --> 05:25.341
‫مجموعه صنایع مامان‌رئیس دیگه چیه؟

05:25.341 --> 05:26.551
‫شرکتمه

05:27.181 --> 05:28.551
‫سلام

05:28.551 --> 05:31.101
‫تو روحش! به نظرم صدا خوب میکس نشده

05:31.101 --> 05:32.391
‫آره، یکم بلنده

05:32.391 --> 05:34.101
‫باشه، می‌ذارمش برای وقتی که

05:34.101 --> 05:35.181
‫- بتونیم تمرکز کنیم
‫- آره

05:35.181 --> 05:36.271
‫- عالیه، آره
‫- باشه

05:36.271 --> 05:38.641
‫باورم نمیشه تونستی دایان رو بیاری

05:38.651 --> 05:41.401
‫آره، مشاور املاک شهر رو آوردی.
‫شاخ غول شکستی!

05:42.071 --> 05:44.981
‫رفیق، مطمئنی دوست داری بری
‫همایش جانی ۶۶؟

05:44.991 --> 05:47.071
‫آخه می‌تونیم بریم ناهار بخوریم
‫و برگردیم خونه

05:47.071 --> 05:49.321
‫آره، مطمئنم. خب؟
‫این کارمـه، سیلویا.

05:49.321 --> 05:51.071
‫باید همایش رو برم. دست بردار دیگه

05:51.071 --> 05:53.121
‫رفیق، چرا این بلا رو سرِ خودت میاری؟

05:53.121 --> 05:55.751
‫کلی جاهای دیگه هست که از خداشونـه
‫استخدامت کنن

05:55.751 --> 05:57.461
‫یا می‌تونی کسب‌وکار خودت رو راه بندازی

05:58.041 --> 05:59.041
‫جنا راست می‌گفت

05:59.041 --> 06:01.631
‫این همه سال گفتم بارِ خودم رو می‌زنم
‫و هنوز نزدم

06:01.631 --> 06:04.751
‫- پس دیگه هیچ‌وقت هم نمی‌زنم
‫- باور کن جنا از ته دلش نگفته

06:04.761 --> 06:06.801
‫این حرفش از سر دلخوری بود

06:06.801 --> 06:08.931
‫آخه روزِ عروسی قالش گذاشتی

06:08.931 --> 06:10.471
‫تیر خلاص رو زدی، سیل

06:10.471 --> 06:12.851
‫جنا خودش توی این حوزه کار می‌کنه
‫پس یه چیزی می‌دونه

06:12.851 --> 06:14.851
‫مثلاً چیکار کنم؟ یه بار کوچیکِ نکبتی بزنم؟

06:14.851 --> 06:17.431
‫- اوضاعِ لاکی پنی رو ببین
‫- بعدِ رفتنِ من تازه کارشون گرفت

06:17.431 --> 06:18.681
‫آره ولی به خاطرِ آبجوی تو

06:18.691 --> 06:21.311
‫می‌خوام برم همایش. باشه؟
‫میشه دیگه حرفش رو نزنیم؟

06:21.311 --> 06:22.561
‫میرم همایش

06:22.561 --> 06:25.821
‫مطمئن باش جنا نه الان و شاید هیچ‌وقتِ دیگه
‫نمی‌خواد ببینتت

06:25.821 --> 06:27.781
‫ما قبل از رابطه‌مون هم همکار بودیم

06:27.781 --> 06:30.531
‫بعد از جدایی‌مونم مشکلی پیش نمیاد

06:30.531 --> 06:32.161
‫میشه بذاری دوره‌ی بعد از جداییش رو

06:32.161 --> 06:33.951
‫- هرجور صلاح می‌دونه، بگذرونه؟
‫- آره

06:33.951 --> 06:35.281
‫با غریزه‌ات پیش برو

06:35.291 --> 06:38.371
‫این اولین قدم توی پروسه‌ی سه مرحله‌ای
‫مامان‌رئیس برای بعد از جداییـه

06:38.371 --> 06:40.081
‫چه جالب! دو مرحله‌ی دیگه‌اش چیه؟

06:40.081 --> 06:42.501
‫به حرف دلت گوش بده
‫و هر کاری عشقت کشید، بکن

06:42.501 --> 06:44.211
‫جالبه که تمام مراحلش یکیـه

06:44.211 --> 06:47.591
‫ولی به نظرِ من رفتن به
‫همایش اصلاً به نفعت نیست

06:47.591 --> 06:49.471
‫این رو کسی میگه که تجربه‌ی طلاق نداشته

06:49.471 --> 06:50.801
‫آره، دقیقاً. آره

06:50.801 --> 06:52.471
‫کیتی، خودت بعدِ طلاقت چیکار کردی؟

06:52.471 --> 06:55.721
‫ببین، دوره‌ی بعد از طلاق یا جدایی
‫دوره‌ی عجیب‌غریبه، درست میگم؟

06:55.721 --> 06:57.471
‫آره خدایی، اصلا نمی‌تونم پیش‌بینی کنم

06:57.471 --> 06:59.311
‫یه ثانیه‌ی دیگه چه حالی دارم

06:59.311 --> 07:02.191
‫می‌دونی چیه؟ برمی‌گردم
‫عقب تا بتونیم صحبت کنیم

07:02.191 --> 07:03.521
‫- عالی. ایول
‫- وایسا ببینم

07:03.521 --> 07:06.771
‫آهای! وسط بزرگراهیم‌ها! خطرناکه. خطرناکه

07:06.781 --> 07:09.071
‫- حرف زیاد دارم در این زمینه
‫- چه عالی!

07:09.861 --> 07:11.741
‫می‌دونم تو رابطه رو بهم زدی

07:11.741 --> 07:14.121
‫ولی حق داری بهم بریزی

07:14.121 --> 07:16.281
‫دقیقاً. راستش همه‌ش ناراحتم

07:16.291 --> 07:18.371
‫بچه‌ها، بچه‌ها، صداتون رو درست نمی‌شنوم

07:18.371 --> 07:20.251
‫میشه بلندتر صحبت کنید؟

07:20.251 --> 07:22.501
‫ولی این دوران هم می‌گذره
‫فقط باید دووم بیاری

07:22.501 --> 07:25.041
‫- همه‌ش میگم یعنی کی قراره تموم بشه؟
‫- می‌فهمم

07:25.041 --> 07:28.511
‫راستش وقتی دین ازم جدا شد،
‫خیلی به هم ریختم

07:29.881 --> 07:31.471
‫- دین؟
‫- آره

07:31.471 --> 07:32.971
‫همون پسره توی گروه آکاپلا؟

07:33.511 --> 07:34.551
‫آره

07:35.391 --> 07:37.181
‫سالِ اول کالج؟

07:37.181 --> 07:39.891
‫نخیر. با دین نمی‌تونی وارد جمع مطلقه‌ها بشی

07:39.891 --> 07:41.271
‫- شرمنده
‫- نه، کور خوندی

07:41.271 --> 07:43.771
‫سال سوم کالج باهاش بودم، نه سالِ اول

07:43.771 --> 07:44.861
‫- چی؟
‫- چی؟

07:46.151 --> 07:48.031
‫سال سوم کالج باهاش بودم، نه سالِ اول

07:48.861 --> 07:50.071
‫پس هنوز داغش تازه‌ست

07:51.024 --> 08:01.024
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

08:14.761 --> 08:16.141
‫دین. پیر شده

08:16.141 --> 08:18.851
‫پیر شده؟ آره.
‫دیگه مثل دوران آکاپلا نیست.

08:18.851 --> 08:21.271
‫ولی توی بخش منابع انسانی گوگل کار می‌کنه

08:21.271 --> 08:22.351
‫چه جالب!

08:22.351 --> 08:23.681
‫- تو می‌تونستی جاش باشی
‫- من می‌تونستم جاش باشم

08:23.691 --> 08:25.191
‫- خانم گوگل
‫- خانم منابع انسانی گوگل

08:25.191 --> 08:26.601
‫خانم منابع انسانی گوگل

08:26.611 --> 08:28.401
‫یه خبر ناجور شنیدم

08:29.071 --> 08:31.531
‫که دیگه نمی‌خوای همایش شرکتی
‫که باید ازش استعفا بدی رو بری؟

08:31.531 --> 08:32.611
‫نخیر. خیلی بامزه بود!

08:32.611 --> 08:34.901
‫- رِد داره ورشکست میشه
‫- رد کیه؟

08:34.911 --> 08:37.781
‫رِد دیگه. صاحبِ میخونه‌ی رِد وولف،

08:37.781 --> 08:40.491
‫همین‌جایی که الان نشستیم

08:40.491 --> 08:42.371
‫- الان باید برامون مهم باشه؟
‫- آره

08:42.371 --> 08:44.211
‫رد توی دنیای آبجوسازی اسطوره‌ست

08:44.211 --> 08:47.331
‫موقعیتِ مکانیش هم اوضاع رو خراب‌تر کرده.
‫جای دلگیریـه.

08:47.331 --> 08:50.591
‫نه، بحث اینه که آبجوسازها در حال حاضر
‫اصلاً وضعیتِ خوبی ندارن

08:50.591 --> 08:54.051
‫آمار مصرف الکل توی
‫سن ۲۱ تا ۳۴ خیلی افت کرده

08:54.051 --> 08:56.631
‫- آدم افسرده میشه
‫- کمتر الکل خوردن افسرده‌کننده‌ست؟

08:56.641 --> 08:57.801
‫- شک نکن
‫- آره

08:57.801 --> 08:59.051
‫الکل عملاً یه ماده‌ی افسرده‌کننده‌ست

08:59.051 --> 09:02.471
‫حالا این‌جوریم نیست که مشروب خوردن رو
‫با یه کارِ سالم و باحال جایگزین نکردن

09:02.471 --> 09:05.181
‫وقتشون رو می‌ذارن پایِ چرخیدن
‫توی فضای مجازی. ایناست که بده!

09:05.191 --> 09:06.981
‫بازم خطرش از آبجوخوردن کمتره

09:06.981 --> 09:08.771
‫- بچه‌مثبت!
‫- بچه‌مثبت!

09:09.571 --> 09:13.401
‫راستی، در رابطه با قضیه‌ی دیشب...
‫چارلی حالش خوبه؟

09:13.401 --> 09:14.741
‫مگه چی شده؟

09:14.741 --> 09:18.031
‫خب یه شبِ پرماجرایی داشتیم

09:18.031 --> 09:19.321
‫چی شد؟

09:19.991 --> 09:21.531
‫خودت میگی یا خودم بگم؟

09:21.541 --> 09:23.911
‫آخه بدتر از چیزی که واقعاً اتفاق افتاده،
‫به نظر میاد

09:23.911 --> 09:26.211
‫اتفاقاً مشتاقم نظرت رو بدونم

09:26.211 --> 09:27.751
‫چارلی با این آقا رفته بود بیرون

09:27.751 --> 09:31.171
‫و بعدش... چمی‌دونم
‫افتادن به مشروب‌خوری و ولگردی

09:31.171 --> 09:34.211
‫و در نهایت سر از خونه‌ی یکی از مدیران
‫جپردی در آوردن

09:34.211 --> 09:36.631
‫- از همون شیطنت‌های پسرونه‌ی همیشگی
‫- وایسا ببینم. چی؟

09:36.631 --> 09:38.091
‫درست شنیدی

09:38.091 --> 09:41.051
‫دزدکی رفتیم توی خونه‌ی یکی از مدیران جپردی

09:41.051 --> 09:43.561
‫و چارلی می‌خواست راضیش
‫کنه قسمتش رو نشون ندن

09:43.561 --> 09:45.471
‫- پشم‌ریزون بود
‫- چی؟

09:45.481 --> 09:47.561
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه

09:47.561 --> 09:50.561
‫- پشم‌ریزون نبود. یه شیطنت پسرونه بود
‫- چرا. پشم‌ریزون بود

09:50.561 --> 09:52.771
‫- شیطنت پسرونه؟
‫- چرا اینقدر تکرارش می‌کنی؟

09:52.771 --> 09:55.151
‫ولی مردم کارهای عجیب‌تری هم می‌کنن

09:55.151 --> 09:56.861
‫- کی مثلاً؟
‫- مایکل جکسون

09:56.861 --> 09:58.201
‫- مایکل جکسون؟
‫- ادامه بده

09:58.201 --> 10:00.321
‫بچه رو از بالکن گرفته بود بیرون

10:00.321 --> 10:03.331
‫بهترین مثال از فرق بین اینکه
‫چی طبیعیه و چی نه. مایکل جکسون.

10:03.331 --> 10:06.161
‫- ببخشید ها ولی چارلی حالش خوبه؟
‫- خوبه. اصلاً عالیه

10:06.161 --> 10:07.831
‫فقط یه مدت باید کفش گچ پا بپوشه

10:07.831 --> 10:11.581
‫- نه، منظورم اینه که حالِ روحیش خوبه؟
‫- نه بابا. داغونـه

10:11.591 --> 10:14.251
‫- بدجوری اوضاعش به هم ریخته
‫- نخیرم. حالش خوبه

10:14.251 --> 10:16.801
‫- همیشه حالش خوب بوده
‫- وای، زده به سرت؟

10:16.801 --> 10:18.881
‫مشخصه یه مشکلی داره

10:18.881 --> 10:21.261
‫- نخیر، نداره
‫- گرفتی ما رو؟

10:21.261 --> 10:24.721
‫من متخصص حالِ خرابم و چارلی
‫واقعاً حالش خرابه

10:24.721 --> 10:25.811
‫خراب!

10:25.811 --> 10:29.191
‫امروز برگشت سر کارش
‫پس معلومه حالش خوبـه

10:29.191 --> 10:30.561
‫- به نظرم فقط یه لحظه حالش بد شده
‫- نه

10:30.561 --> 10:33.691
‫باید قبول کنی که قضیه
‫جدی‌تر از این حرف‌هاست

10:33.691 --> 10:36.281
‫نه، نه، نه. لازم نیست
‫چیزی رو بپذیرم.

10:36.281 --> 10:39.361
‫همه که مثل بعضی‌ها درب‌وداغون نیستن

10:39.361 --> 10:42.281
‫ضمناً نکنه داری عیب‌های خودت رو

10:42.281 --> 10:44.081
به ما نسبت میدی؟

10:44.081 --> 10:46.741
‫کُس میگی واسه من؟
من نسبت دادم؟

10:46.751 --> 10:49.871
‫فقط می‌خوام بگم زندگیم
‫یه‌نمه با زندگی شماها فرق داره

10:50.501 --> 10:52.501
‫- منظورت چیـه؟
‫- چی؟ والا. چه فرقی؟

10:53.171 --> 10:56.131
‫- فقط به لحاظ ساختاری
‫- ساختاری؟

10:56.131 --> 10:58.011
‫- این دیگه چه صیغه‌ایـه؟
‫- زندگیم...

10:58.011 --> 11:01.431
‫زندگی... زندگی من باثبات و قابل پیش‌بینـه

11:01.431 --> 11:04.761
‫قشنگ می‌دونم پنج سال دیگه
‫بغل کی از خواب بیدار میشم...

11:04.761 --> 11:06.601
‫تو هیچ گوهی نمی‌دونی، دختر

11:06.601 --> 11:08.851
‫- هیچی حالیت نیست
‫- طلاق که تا حالا نگرفتم

11:08.851 --> 11:10.941
‫عین بعضی‌ها،
‫ملت رو دم عروسی قال نمی‌ذارم

11:10.941 --> 11:12.351
‫پشمام

11:12.351 --> 11:15.941
‫گرفتی ما رو؟
‫خوب خودت رو تافته‌ی جدابافته می‌دونی

11:15.941 --> 11:17.231
‫من که همچین چیزی نگفتم

11:17.231 --> 11:18.691
‫جنابعالی هم عین ما درب‌وداغونی!

11:18.691 --> 11:21.571
‫- بله!
‫- نخیر، اصلاً هم نیستم. خیر

11:22.161 --> 11:24.281
‫شوهرت رو که با مایکل جکسون
‫مقایسه می‌کنی

11:24.281 --> 11:26.701
‫- ضایع‌ست. این خودش زنگ خطره
‫- بله! اصلاً می‌فهمی چی میگی؟

11:26.701 --> 11:29.911
‫تازشم، زندگیت بدون ما مزخرفـه

11:29.911 --> 11:31.871
‫بله، دقیقاً. تو کی‌ای که ما رو قضاوت می‌کنی؟

11:31.871 --> 11:35.041
‫بعدشم، حق نداری پاشی بیای
‫یه جایی به اسم میخونه‌ی رِد

11:35.041 --> 11:38.091
‫یه پیرمرد بی‌دندون متصدی بارشـه و
‫همبرگر بدون نون سفارش بدی

11:38.091 --> 11:39.511
‫عارت می‌کنه نون بخوری؟

11:39.511 --> 11:41.801
‫- نخیر. اصلاً
‫- چرا، اتفاقاً. دقیقاً

11:41.801 --> 11:44.891
‫- قشنگ معلومـه همینطوریـه
‫- نه، اصلاً مسئله عار و غیرِ عار نیست

11:44.891 --> 11:46.351
‫واقعاً عارت می‌کنه نون بخوری

11:46.351 --> 11:48.811
‫- عارت می‌کنه
‫- نه. نه، نمی‌کنه! من...

11:49.471 --> 11:52.141
‫باشه، باشه، باشه، باشه

11:55.061 --> 11:56.561
‫راضی شدی؟

11:56.571 --> 11:58.611
‫طبیعیـه. اصلاً هیچ جای کار نمی‌لنگه

11:58.611 --> 12:00.241
‫رفتارت طبیعیـه

12:00.941 --> 12:02.901
‫...کلمه‌ی «غرامت» نهایی میشه و

12:02.911 --> 12:05.821
‫اینکه آیا شرایط پلکانی
‫برای اعضای کمیته‌های مشورتی

12:05.821 --> 12:07.241
‫پذیرفته میشه یا نه،

12:07.241 --> 12:11.541
‫چرا که ممکنـه موضوع رعایت مقررات مطرح بشه.
‫باید مجدد تشکیل...

12:17.001 --> 12:18.301
‫من باید برم دستشویی

12:37.151 --> 12:39.941
خیلی ‫خندیدم. حالا بس کن

12:43.491 --> 12:44.861
‫گفتم بس کن

12:46.911 --> 12:48.161
‫فازت چیـه، داداش؟

12:49.911 --> 12:51.121
‫جدی‌ام

12:52.121 --> 12:54.751
‫شوخیت گرفته؟ وِل‌کُن نیستی؟

12:54.751 --> 12:56.961
‫آهای، داداش. حالت خوبـه؟

12:58.131 --> 13:00.131
‫داشتی سوت می‌زدی؟

13:00.801 --> 13:02.011
‫نه، داشتم می‌ریدم

13:06.391 --> 13:07.761
‫میرم کارم رو تموم کنم، خب؟

13:16.601 --> 13:19.691
‫ظاهراً در مجموع،
‫تعداد خانه‌دارها رو به افزایشـه

13:19.691 --> 13:21.651
‫- مردم...
‫- سم، بمیری!

13:21.651 --> 13:23.361
‫عجب پادکست خرتوخری

13:23.991 --> 13:25.361
‫چی‌پُفه کو؟

13:25.991 --> 13:26.991
‫خوردیش دیگه

13:26.991 --> 13:28.411
‫چی‌پف اصلاً مزه‌ی خاصی نداره

13:28.411 --> 13:30.371
‫صرفاً می‌خوام دهنم بجنبه

13:30.371 --> 13:31.791
‫جون، آره!

13:33.411 --> 13:34.541
‫پشت بازم هست

13:35.251 --> 13:37.291
‫خیلی‌خب. ببخشید.
‫برگردیم سراغ بحث‌مون، دایان.

13:37.291 --> 13:39.131
‫این هم درست شد. خیلی‌خب

13:39.791 --> 13:41.921
‫سرِ ضبط،
‫یه پرستار واسه بچه‌ات بگیر

13:53.561 --> 13:55.351
‫- کسخل شدی؟
‫- هوی!

13:55.351 --> 13:57.021
‫تو کیفِ من چیکار داری؟

13:57.021 --> 13:58.521
‫- چیکار می‌کنی با خودت؟
‫- این پنگوئن منـه!

13:58.521 --> 13:59.851
‫خجالت نمی‌کشی
‫دست کردی تو کیفم؟

13:59.861 --> 14:02.441
‫- دوباره پنگوئن‌بازی‌هاتو شروع کردی؟
‫- آره، همینـه که... چیزه...

14:02.441 --> 14:04.401
‫یه پنگوئن گنده‌ست اصلاً. راضی شدید حالا؟

14:04.401 --> 14:05.481
‫- واسه آشتی‌کنونـه
‫- رسماً...

14:05.491 --> 14:06.901
‫- خل شدی، ویل
‫- خودتی خُل

14:06.901 --> 14:08.451
‫تو یکی که درکم می‌کنی

14:08.451 --> 14:10.531
‫- با دلم تصمیم گرفتم. بله!
‫- نخیر، دلت غلط کرده

14:10.531 --> 14:12.661
‫- غلط نکرده! چی میگی...
‫- این دیگه زیاده‌رویـه!

14:12.661 --> 14:13.781
‫کجاش زیاده‌رویـه؟

14:13.791 --> 14:16.201
‫- خل شدی تو
‫- هدیه‌ی خوب دادن شده خُل‌بازی؟

14:16.211 --> 14:18.291
‫ببین، من حالم بده.
‫عذاب وجدان دارم.

14:18.291 --> 14:19.871
‫دلم نمی‌خواد ازم متنفر باشه، خب؟

14:19.881 --> 14:22.921
‫تا وقتی که این احساسات از
‫این مینی‌ون خارج نشه،

14:22.921 --> 14:25.091
‫هیچ مشکلی ندارن و
‫قابل درک و محترمن

14:25.091 --> 14:26.801
‫منتها نمیشه که
‫عروست رو قال بذاری و

14:26.801 --> 14:28.551
‫بعد با پنگوئن پاشی بری واسه دلجویی.
‫شدنی نیست.

14:28.551 --> 14:30.641
‫دقیقاً نظرم عکسِ توئـه

14:30.641 --> 14:33.351
‫یعنی عروسیت با یکی رو به هم بزنی،
‫دیگه نمیشه بهش هدیه‌ی خوب بدی؟

14:33.351 --> 14:35.351
‫- نمیشه پنگوئن گنده بهش کادو بدی؟
‫- نخیر!

14:35.351 --> 14:38.061
‫- نمیشه اینو بهش بدی
‫- ببینم کی می‌خواد جلوی من رو بگیره!

14:38.061 --> 14:40.351
‫عمراً اگه بذاریم این کارو بکنی.
‫کیتی، از پنجره بندازش بیرون.

14:40.351 --> 14:42.481
‫- نه، هی! نه! نه!
‫- قفل کودک زدی

14:42.481 --> 14:44.151
‫پنگوئنِ لامصبم رو از پنجره ننداز بیرون

14:44.151 --> 14:46.611
‫- ۴۰۰‏ دلار خرج رو دستم گذاشت
‫- نه، پنجره رو باز کن

14:46.611 --> 14:48.151
‫- به صلاح خودتـه
‫- بازش کن

14:48.151 --> 14:49.611
‫نه! شیشه رو نده پایین

14:49.611 --> 14:52.241
‫- دارم همین کارو می‌کنم. ببخشید. یه لحظه
‫- نه، نه. محالـه بذاریم...

14:52.241 --> 14:54.031
‫- بیارش بالا
‫- سیل، بگیرش. سیل!

14:54.031 --> 14:57.541
‫- نمیدم! نخیر!
‫- پنگونم. مال خودمـه!

14:57.541 --> 14:59.621
‫بگیرش! بگیرش!

15:00.791 --> 15:01.921
‫کیرم تو این زندگی!

15:01.921 --> 15:03.381
‫وای، نه!

15:11.091 --> 15:12.931
‫ولی میشه روندِش، نمیشه؟

15:12.931 --> 15:16.061
‫با این وضعیتِ شیشه، نه.
‫شیشه‌اش خیلی خاصـه.

15:16.771 --> 15:17.811
‫خب، میشه عوضش کرد؟

15:17.811 --> 15:19.601
‫۴۸‏ ساعت طول می‌کشه تا سفارش بدیم

15:19.601 --> 15:22.271
‫چی؟ ۴۸ ساعت؟ چه خبره؟!

15:22.271 --> 15:24.981
‫متأسفانه سوای دستمزد هم
‫چهارهزار دلار هزینه داره

15:24.981 --> 15:27.021
‫- خیلی‌خب
‫- تقصیر من نبود ها. محض اطلاع

15:27.031 --> 15:29.441
‫معمولاً بیمه از این دست شیشه‌ها رو
‫پوشش نمیده، ولی

15:29.441 --> 15:30.901
‫نقد قبول می‌کنیم

15:30.901 --> 15:33.201
‫یه مسافرخونه‌ی رِدروف اون طرف هست،
‫می‌تونید پیاده برید

15:33.201 --> 15:35.281
‫مال داداشمـه.
‫بهتون تخفیف هم میده.

15:35.281 --> 15:38.451
‫آها، حالا یه جای دیگه هم ببریم
‫نشونش بدیم

15:38.451 --> 15:42.161
‫کاش می‌شد، ولی قانوناً نمی‌تونم
‫اجازه بدم با این تَرَک از اینجا ببریدش

15:42.171 --> 15:45.001
‫فکر کنم بدون اینکه پلیس جلومون رو بگیره،
‫بتونیم تا یه تعمیرگاه دیگه بریم

15:45.001 --> 15:48.301
‫خیال می‌کنن می‌تونن این لگن رو
‫با این وضعِ شیشه از اینجا ببرن

15:49.051 --> 15:50.631
‫خب، از این خبرها نیست

15:50.631 --> 15:53.221
‫نه امنـه و نه قانونی

15:53.221 --> 15:55.091
‫آره، گفتم که،

15:55.101 --> 15:57.181
‫مسافرخونه‌ی داداشم اون‌ورِ خیابونـه

15:57.181 --> 16:00.391
‫دورِ همون میدون،
‫خواهرم هم رستوران جک‌این‌دِباکس داره

16:00.391 --> 16:01.691
‫سوئیچ دستِ خودم می‌مونه

16:03.521 --> 16:06.401
‫باشه. خب، ما بریم یه صحبتی بکنیم.
‫ولی دست شما درد نکنه.

16:06.401 --> 16:07.981
‫- آره، ممنون
‫- مرسی

16:10.651 --> 16:12.741
‫- چیکار کنیم حالا؟
‫- زنگ می‌زنم چارلی

16:12.741 --> 16:14.821
‫- خودش کارو درمیاره
‫- آره، عالیـه

16:17.871 --> 16:18.871
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام

16:18.871 --> 16:22.541
‫- جاده چطوره؟
‫- خب، چه جالب که پرسیدی

16:22.541 --> 16:25.371
‫به یه مشکل کوچیک برخوردیم

16:25.381 --> 16:27.251
‫مشکل یکی دو تا نیست که

16:28.341 --> 16:29.841
‫اتفاقی افتاده؟
‫سر کار مشکلی پیش اومده؟

16:30.591 --> 16:34.721
‫- سر کار نیستم. اومدم خونه
‫- نه، مامانت طوریش شده؟

16:34.721 --> 16:38.101
‫نه. چرا هِی حرف مامانم رو پیش می‌کشی؟
‫اون حالش خوبـه

16:38.101 --> 16:39.971
‫الان داری چیکار می‌کنی؟

16:39.971 --> 16:42.391
‫رو کاناپه دراز کشیدم

16:43.391 --> 16:44.771
‫به سقف خیره شدم

16:45.561 --> 16:47.441
‫فکر کنم آمادگیشو نداشتم

16:47.441 --> 16:48.611
‫گمونم حق با توئـه

16:49.531 --> 16:52.571
‫شاید واقعاً لازمـه برم مشاوره

16:53.571 --> 16:54.821
‫گفتی تو جاده چی شده؟

16:55.361 --> 16:57.071
‫هیچی. هیچی

16:57.071 --> 16:59.031
‫همه چی روبه‌راهـه. من...

16:59.031 --> 17:00.491
‫به زودی می‌بینمت

17:00.491 --> 17:03.251
‫زود برمی‌گردم خونه. خیلی‌خب. خداحافظ

17:10.711 --> 17:13.091
‫- خیلی‌خب، چارلی چی گفت؟
‫- آره، برنامه چیـه؟

17:13.841 --> 17:15.971
‫- نتونستم بهش بگم. من...
‫- چی؟

17:15.971 --> 17:17.591
‫گمونم...

17:17.591 --> 17:19.561
‫گمونم جدی‌جدی روح‌وروانش از هم پاشیده

17:20.851 --> 17:25.601
‫بهم گفت به‌اجبار مرخصی گرفته،
‫چون به قولِ خودش «آمادگیشو نداره»

17:25.601 --> 17:27.311
‫وای، نه. اوضاع خیطـه

17:27.311 --> 17:29.061
‫آخه...

17:29.061 --> 17:32.321
‫همچین اعترافی خیلی ترسناکـه،
‫چون اون همیشه تکیه‌گاهم بوده و

17:32.321 --> 17:34.111
‫همه چی رو راست و ریس می‌کرده

17:34.111 --> 17:36.201
‫همیشه عین کوه پشتم بوده، خب؟

17:36.201 --> 17:37.781
‫چون گمونم خودم نیاز دارم به همچین مردی

17:37.781 --> 17:39.781
‫برای همین هم نمی‌تونم
‫جریان ماشین رو هم سرش خراب کنم

17:39.781 --> 17:41.241
‫ولی در عین حال... نیاز دارم
‫عین کوه پشتم باشه و

17:41.241 --> 17:43.251
‫سر و تهش رو هم بیاره

17:45.251 --> 17:47.001
‫یا خدا، بدبخت شدیم

17:47.001 --> 17:49.041
‫دیگه زندگی‌مون همینـه.
‫باید تو این شهر زندگی کنیم که

17:49.041 --> 17:50.961
‫کُلش مالِ این مکانیکه‌ست و
‫خواهربرادرهاش

17:50.961 --> 17:53.251
‫- دیگه نمی‌تونیم پامون رو از اینجا بیرون بذاریم
‫- خب، اینجوری‌هام نیست حالا

17:53.261 --> 17:54.341
‫آره

17:54.341 --> 17:55.971
‫آخه من که دارم میرم

17:55.971 --> 17:58.431
‫یه اوبر هفت دقیقه با اینجا فاصله داره.
‫کی فکرشو می‌کرد؟

17:58.431 --> 18:00.551
‫ببین، توی هر رابطه‌ای،

18:00.551 --> 18:02.351
زن و شوهر باید به نوبت عین کوه
‫پشت همدیگه باشن و

18:02.351 --> 18:04.351
‫حالا هم نوبتِ تو شده. همین

18:04.351 --> 18:06.771
‫بلد نیستم عین کوه باشم.
‫نمیشه عین کوه باشم.

18:06.771 --> 18:09.191
‫معلومـه که می‌تونی عین کوه باشی،
‫شک نکن که می‌تونی

18:09.191 --> 18:12.191
‫فقط از خودت بپرس
‫چارلی بود چیکار می‌کرد الان؟

18:13.321 --> 18:15.241
‫یحتمل یه عالمه پودر پروتئین می‌خورد

18:16.111 --> 18:17.111
‫خیلی‌خب

18:18.611 --> 18:20.281
‫- چیکار می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم

18:21.201 --> 18:23.281
‫ببخشید، همین الان مینی‌ون‌ام رو بدید برم

18:23.291 --> 18:24.411
‫باشه

18:24.411 --> 18:27.501
‫اگه نقد کم داری،
‫برو سمساری تهِ خیابون

18:27.501 --> 18:28.751
‫مالِ ناپدریمـه

18:28.751 --> 18:30.251
‫نخیر، خبری از پول نیست

18:30.251 --> 18:32.001
‫من فقط می‌خوام... فقط پس...

18:32.001 --> 18:37.671
‫من فقط می... و ازتون می‌خوام
‫ماشینم رو پس بدید

18:37.671 --> 18:39.881
‫ممکنـه ماشینم رو... داشته...

18:39.891 --> 18:41.221
‫مگه اینکه قصدتون کلاهبرداریـه

18:41.221 --> 18:43.851
‫چی گفتی؟
‫رسماً یه کلمه هم نفهمیدم

18:43.851 --> 18:45.221
‫ما قصدمون کمکـه، خانم

18:45.221 --> 18:47.181
‫- من... ماشینم رو پس بدید
‫- نمیشه

18:47.181 --> 18:48.851
‫- ماشینم رو بدید
‫- گفتم که،

18:48.851 --> 18:51.061
‫نمیشه اجازه بدم
‫با همچین تَرَکی رانندگی کنید

19:08.001 --> 19:09.251
‫ظاهراً مشکل تَرَک هم برطرف شد

19:09.251 --> 19:11.621
‫- عجب غوغایی کردی
‫- بریم

19:11.631 --> 19:12.751
‫- عالی بود
‫- ترکوندی!

19:12.751 --> 19:14.921
‫- تیمارستانیِ کسخل
‫- محشر بود

19:14.921 --> 19:16.091
‫- آره
‫- کوه‌بودنت رو ثابت کردی

19:16.091 --> 19:17.961
‫- ایول!
‫- لعنتی، نمیشه سوار شد حالا

19:17.971 --> 19:20.341
‫- پُرِ شیشه شکسته‌ست
‫- همه جا شیشه ریخته

19:20.341 --> 19:21.591
‫- خطرناکـه
‫- زخم و زیلی میشیم

19:23.051 --> 19:24.971
‫جاروبرقی دارید بهمون قرض بدید؟

19:37.151 --> 19:38.651
‫کسی هوسِ نوشیدنی نکرده؟

19:47.161 --> 19:48.161
‫دارم چیکار می‌کنم؟

19:49.791 --> 19:50.791
‫چی؟

19:51.501 --> 19:53.081
‫این سفر رو میگم

19:54.421 --> 19:56.631
‫الان که نمی‌تونم با جنا برم همایش

19:56.631 --> 19:58.801
‫- دیوونگی محضـه
‫- آره

19:59.761 --> 20:00.761
‫آره

20:01.721 --> 20:02.721
باید این پرونده رو برای همیشه ببندم

20:08.471 --> 20:09.851
‫سلام، ویل زیسمن هستم،

20:09.851 --> 20:12.641
‫می‌خوام رسماً استعفای خودم رو اعلام کنم

20:12.641 --> 20:14.191
‫گور بابای این شغل، من استعفا میدم

20:14.941 --> 20:17.521
‫خب، فرم پ۴۵ از کجا بگیرم؟

20:18.401 --> 20:21.151
‫عالیـه. باشه. نه، فقط...
‫آره، یه لحظه.

20:21.151 --> 20:23.491
‫آروم‌تر، اجازه بدید...
‫می‌ذارم روی بلندگو. یه لحظه.

20:23.491 --> 20:24.991
‫- بذارید... بله
‫- خودکار می‌خوای؟

20:24.991 --> 20:26.911
‫- ردیفـه. خیلی‌خب، رو بلندگویید
‫- خیلی‌خب

20:26.911 --> 20:28.951
‫دارم توی گوشیم یادداشت می‌کنم.
‫بفرمایید.

20:28.951 --> 20:31.581
‫- چرا به کیتی پیام نمیدید؟ آره
‫- می‌تونم براش ایمیل بزنم

20:31.581 --> 20:33.751
‫ببخشید، یکی‌تون وُیس بگیره

20:33.751 --> 20:35.921
‫بذار من... من تو یادداشت‌هام

20:35.921 --> 20:37.421
‫تو... خیلی‌خب. ولی می‌شد پیام...

20:37.421 --> 20:39.881
‫- اگه پیام بذاری...
‫- وبسایت منابع انسانی رو گوگل می‌کنم و...

20:39.881 --> 20:40.961
‫- نه، این کارو نکن
‫- چی؟

20:40.961 --> 20:42.671
‫صداتون رو ضبط می‌کنم

20:42.671 --> 20:44.131
‫- وایسا من ویس می‌گیرم
‫- آره، آره

20:44.131 --> 20:45.641
‫- وایسا... تا صدای تو رو ضبط می‌کنم
‫- آره

20:45.641 --> 20:46.841
‫- بگید
‫- باشه

20:46.851 --> 20:49.221
‫- اومد. سلام
‫- خیلی‌خب، قبول کرد؟

20:49.221 --> 20:50.971
‫آره، با یه قیمت عالی

20:50.971 --> 20:52.481
‫- محشره
‫- دست مریزاد!

20:52.481 --> 20:54.351
‫تجهیزات آبجوسازی رِد رو
‫می‌خوای چیکار کنی حالا؟

20:54.351 --> 20:56.691
‫نمی‌دونم. یه فکری می‌کنم حالا.
‫ولی عجب حس‌وحالی داره.

20:56.691 --> 20:58.651
‫- انرژیش خوبـه. آره
‫- جدی؟

20:58.651 --> 21:00.861
‫- آره، صددرصد. صددرصد
‫- آره، جدی

21:00.861 --> 21:02.401
‫حرکت بعدیِ رِد چیـه حالا؟

21:02.401 --> 21:05.741
‫گفت قراره پُخت و پخش شیشه راه بندازه

21:06.911 --> 21:08.241
‫نه، جدی برنامه‌اش چیـه؟

21:08.241 --> 21:09.791
‫می‌خواد شیشه تولید کنه و بفروشه

21:10.371 --> 21:12.121
‫- ایول. صحراست دیگه
‫- آره، آره

21:12.121 --> 21:13.201
‫تو صحرا وقتِ آزاد زیاده

21:13.211 --> 21:15.461
‫- کار خاصی برای انجام دادن نیست
‫- نه، چرا خب؟

21:15.461 --> 21:18.831
‫خب، این مینی‌ون به اندازه‌ی کافی بزرگ هست که
‫همه‌ی تجهیزات رو بار بزنیم یا...

21:18.841 --> 21:20.751
‫نه، باید کامیونی چیزی بگیرم

21:20.751 --> 21:22.091
‫من می‌تونم بمونم و کمک بدم

21:22.091 --> 21:24.261
‫- امشب سم پیشم نیست
‫- عالیـه، آره. خوبـه

21:24.261 --> 21:26.631
‫من هم می‌تونم کمک کنم.
‫به چارلی میگم یکم دیر برمی‌گردم.

21:26.641 --> 21:28.891
‫- ایول
‫- نه، نیازی نیست. با کیتی حلش می‌کنیم

21:28.891 --> 21:31.221
‫تو برگرد پیش چارلی. اون مهم‌تره

21:31.221 --> 21:33.771
‫مطمئنید؟ دلم نمی‌خواد
‫توی صحرا ولتون کنم

21:33.771 --> 21:35.641
‫- نه، نگران ما نباش
‫- آره، برو

21:35.641 --> 21:36.981
‫برو پیشِ چارلی

21:39.151 --> 21:41.771
‫- باشه پس
‫- آره. عالیـه

21:41.781 --> 21:42.941
‫- خیلی‌خب
‫- بریم

21:42.941 --> 21:44.991
‫وایسا نشونت بدم
‫چقدر می‌تونم آبجو بخورم

21:44.991 --> 21:46.401
‫- یه نفس
‫- وای، مشتاقم ببینم

21:46.411 --> 21:48.321
‫- باید از شرِ اون همه آبجو خلاص بشن
‫- شیر رو باز می‌کنم و

21:48.321 --> 21:50.531
یه ضرب می‌زنم بر بدن
(میخانه‌ی رد وولف)

21:50.563 --> 22:00.563
‫« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

22:00.588 --> 22:10.588
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:10.612 --> 22:20.612
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:32.324 --> 22:42.324
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
