WEBVTT

00:00.990 --> 00:09.990
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.571 --> 00:13.491
‫وای بدبخت شدم! نباید
‫دیر به برنامه‌ی چارلی برسم

00:13.491 --> 00:15.821
‫- عملاً محاله سر وقت برسم
‫- می‌رسی بابا!

00:15.821 --> 00:16.911
‫از سر راه برین کنار!

00:16.911 --> 00:18.411
‫خیالت راحت! زودتر هم می‌رسی!

00:18.911 --> 00:19.951
‫راه بیفت دیگه!

00:22.081 --> 00:25.411
‫سیلویا چرا هنوز نیومده؟
‫تا الان باید از سن دیگو برگشته باشه.

00:25.421 --> 00:26.621
‫قول داده بود بیاد

00:26.631 --> 00:29.881
‫الان پیام داد گفت توی ترافیک گیر کرده
‫ولی نزدیکـه

00:29.881 --> 00:31.751
‫پشت فرمون پیام میده؟

00:31.761 --> 00:33.051
‫- شرلی رو می‌شناسی؟
‫- نخیر

00:33.051 --> 00:35.341
‫شوهرش لئونارد پشت فرمون
‫داشته به یکی پیام می‌داده

00:35.341 --> 00:37.301
‫که تصادف کرده و مُرده

00:37.301 --> 00:38.431
‫مرسی!

00:39.051 --> 00:40.931
‫- عاشقِ مامانتم!
‫- چرا آخه؟!

00:40.931 --> 00:43.391
‫- شاید واسه هالووین خودمو شبیهش کنم
‫- باشه

00:44.311 --> 00:45.981
‫بوق زدن فایده‌ای نداره

00:46.481 --> 00:47.851
‫اونا هم گیر کردن

00:47.861 --> 00:49.481
‫- لعنتی!
‫- اونا هم گیر کردن

00:49.481 --> 00:50.571
‫راه بیفتین دیگه!

00:50.571 --> 00:53.111
‫تو از اون راننده‌هایی هستی که ماشین‌شون
‫داغونه و خودشونم راننده بدی‌ هستن

00:53.111 --> 00:54.191
‫آدم نگاه‌شون می‌کنه و میگه:

00:54.191 --> 00:56.241
‫- «معلومه چرا ماشین‌شون این‌جوری شده»
‫- میشه خفه شی؟ خفه شو

00:56.241 --> 00:57.611
‫خیلی‌خب، اعضای خانواده برن بشینند

00:57.611 --> 01:00.701
‫- بابایی، برو بترکون
‫- بریم بترکونیم

01:00.701 --> 01:01.781
‫موفق باشی بابایی

01:01.791 --> 01:02.951
‫- موفق باشی
‫- مرسی

01:02.951 --> 01:05.711
‫وای خدایا! سه دقیقه دیگه میرن برای ضبط

01:05.711 --> 01:08.371
‫خیلی‌خب، ردیفه. تو برو.
‫من پارک می‌کنم.

01:08.381 --> 01:09.461
‫باشه. مطمئنی؟

01:09.461 --> 01:10.541
‫- آره
‫- باشه. ممنون

01:10.541 --> 01:11.921
‫پشمام. تونی شالهوبـه!

01:11.921 --> 01:13.711
‫داداش! «مانک» خداست!
‫(مجموعه تلویزیونی با بازی شالهوب)

01:18.841 --> 01:21.971
‫وای، وای، وای، وای، وای، وای

01:26.731 --> 01:30.191
‫از استیجِ الکس تربک در استودیو سونی پیکچرز
‫در خدمت‌تون هستیم

01:31.111 --> 01:34.111
‫به جپردی خوش آمدید

01:37.951 --> 01:40.871
‫لطفاً به شرکت‌کنندگانِ امروز خوشامد بگید

01:40.871 --> 01:46.201
‫آندریا کیم، معلم تاریخ
‫آمریکایی از اسکاتس‌دیل، آریزونا

01:46.211 --> 01:51.171
‫چارلی گریوز، وکیل از لس آنجلس

01:51.171 --> 01:53.961
‫و قهرمان دور قبلی مسابقات‌مون‌

01:53.961 --> 01:57.761
‫کارشناس فروش دارو از نیدهام، ماساچوست

01:57.761 --> 01:59.341
‫موریس ردی

01:59.341 --> 02:05.431
‫که مجموع جوایز نقدیش از دو رقابت،
‫۴۲ هزار دلار بود

02:07.481 --> 02:11.981
‫و حالا مجری جپردی:

02:11.981 --> 02:14.401
‫کن جنینگز

02:14.401 --> 02:16.031
‫ممنونم جانی گیلبرت

02:16.031 --> 02:17.241
‫به جپردی خوش آمدید

02:17.241 --> 02:19.781
‫قهرمان دور قبلی مسابقات‌مون‌، موریس
‫امروز با ماست

02:19.781 --> 02:22.491
‫و دوتا حریف جدید داره: چارلی و آندریا

02:22.491 --> 02:23.991
‫برای هر سه‌تاتون آرزوی موفقیت دارم

02:23.991 --> 02:26.161
‫خب میریم سراغ مرحله‌ی اول جپردی

02:26.161 --> 02:27.621
‫اینم از دسته‌بندی‌های مسابقه‌ی امروز

02:29.121 --> 02:32.421
‫با «دنیای شگفت‌انگیز دیزنی» شروع می‌کنیم

02:32.421 --> 02:34.591
‫بعدش میریم سراغِ «رمان‌های فمینیستی»

02:35.461 --> 02:36.631
‫و بعد «جغرافیا»،

02:37.801 --> 02:38.921
‫«بازی با کلمات»،

02:39.841 --> 02:41.181
‫«مشروبات الکلی»،

02:41.801 --> 02:44.011
‫و در نهایت «تمبر و طرح‌ها»

02:44.011 --> 02:45.351
‫با موریس شروع می‌کنم

02:45.931 --> 02:48.601
‫دنیای شگفت‌انگیز دیزنی، سؤالِ ۲۰۰ امتیازی

02:50.191 --> 02:53.981
‫حکایت معروفِ شاهزاده‌ای نفرین‌شده

02:53.981 --> 02:55.571
‫و دختر کتاب‌خوانی که عاشقشـه

02:56.151 --> 02:58.901
‫- چارلی
‫- دیو و دلبر رو بترکون

03:00.821 --> 03:02.491
‫ببخشید، اشتباهـه

03:02.491 --> 03:05.281
‫- موریس یا آندریا؟
‫- دیو و دلبر؟

03:05.281 --> 03:06.991
‫درسته. ۲۰۰ امتیاز

03:06.991 --> 03:09.371
‫ولی جوابِ باحالی بود، چارلی

03:09.371 --> 03:11.041
‫دلم می‌خواد این فیلم رو ببینم

03:11.671 --> 03:14.541
‫- موریس انتخاب کن
‫- رمان‌های فمینیستی، سؤال ۴۰۰ امتیازی

03:14.541 --> 03:19.461
‫نخستین اثرِ سیلویا پلات که
‫به دغدغه‌های وجودیِ

03:19.461 --> 03:21.721
‫دانشجویی می‌پردازه
‫که می‌خواد شاعر بشه

03:22.801 --> 03:23.891
‫چارلی

03:25.601 --> 03:26.601
‫چارلی؟

03:28.311 --> 03:29.311
‫وقتت تموم شد

03:29.311 --> 03:30.431
‫آندریا

03:30.431 --> 03:31.851
‫- حباب شیشه؟
‫- بله

03:31.851 --> 03:33.441
‫جغرافیا، سؤالِ ۲۰۰ امتیازی

03:44.321 --> 03:45.951
‫نگران نباش چارلی. این تیکه رو حذف می‌کنیم

03:47.121 --> 03:50.411
‫این تنگه در زبان لاتین
‫به «فرتوم هرکولیوم» شناخته میشه

03:50.411 --> 03:52.121
‫بابا چِش شده؟

03:52.121 --> 03:53.711
‫- موریس؟
‫- تنگه جبل‌الطارق؟

03:53.711 --> 03:54.921
‫درسته

03:54.921 --> 03:56.921
‫مشروبات الکلی، سؤال ۸۰۰ امتیازی

03:56.921 --> 03:58.881
‫وای خدایا! دهنت رو ببند، عزیزم

04:01.551 --> 04:03.681
‫فکر کنم این یارو اصلاً نمی‌دونه کجا اومده

04:06.438 --> 04:08.438
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت پنجم »

04:08.617 --> 04:18.617
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

04:19.861 --> 04:22.441
‫ببخشید جناب ولی کارتتون موجودی نداره

04:22.441 --> 04:23.741
‫کارتِ دیگه‌ای ندارید؟

04:23.741 --> 04:25.821
‫یه لحظه صبر کنید، الان درستش می‌کنم

04:25.821 --> 04:27.161
‫راحت باشید

04:28.831 --> 04:31.701
‫سلام، شما با بخش سفرهای کاریِ
‫جانی ۶۶ تماس گرفتید. ترنت هستم.

04:31.701 --> 04:34.371
‫سلام ترنت. ویل زیسمن‌ام

04:34.371 --> 04:36.871
‫من مسئول پروژه آزمایشی جی۶ توی لس آنجلسم

04:36.881 --> 04:40.591
‫و الان توی هتل گفتن کارت شرکتم
‫موجودی نداره

04:40.591 --> 04:42.881
‫آره، کارت شرکتت باطل شده

04:44.881 --> 04:47.471
‫چی؟ یعنی چی؟

04:47.471 --> 04:50.471
‫یعنی دیگه باید خرج هتل و این چیزها رو
‫از جیبِ خودم بدم؟

04:50.471 --> 04:53.521
‫آره گفتن بهت بگم...
‫بذار ببینم...

04:53.521 --> 04:55.061
‫«این مشکلِ ما نیست»

04:56.651 --> 04:59.441
‫عالیه، ترنت. دمت گرم. مرسی از کمکت

04:59.441 --> 05:01.731
‫- روز خوش
‫- ممنون از تماسِ شما...

05:07.031 --> 05:10.621
‫ماشینی رو که شرکت بهم داده بود، ازم گرفت.
‫کارت شرکتم رو هم که باطل کرد.

05:10.621 --> 05:13.411
‫داره یه کاری می‌کنه
‫نتونم به وظایفم برسم

05:13.411 --> 05:16.001
‫جدی می‌خوای سرِ همین کار بمونی؟

05:16.001 --> 05:17.541
‫من از قبلِ رابطه‌مون اونجا کار می‌کردم

05:17.541 --> 05:19.251
‫نمی‌خوام چون رابطه‌مون تموم شده،
‫استعفا بدم

05:19.251 --> 05:21.251
‫هر چند که داره بهم فشار میره
‫تا کار به اونجا برسه

05:21.251 --> 05:24.131
‫خب به نظرت اینکه رئیست رو دم عروسی
‫ول کردی

05:24.131 --> 05:26.421
‫تأثیری روی شغلت نداره؟

05:26.431 --> 05:29.391
‫اگه آدم کوته‌فکر و بچه‌ای باشی، شاید

05:29.391 --> 05:31.681
‫ولی من با کمال میل اون
‫قضیه رو فراموش می‌کنم

05:31.681 --> 05:34.271
‫و سرِ کارم می‌مونم تا خرجم رو در بیارم

05:34.271 --> 05:36.181
‫- می‌گیری چی میگم؟
‫- باشه

05:36.191 --> 05:38.561
‫خب من که نمی‌تونم
‫دوباره برگردم سر همون بارِ درب‌وداغونم

05:38.561 --> 05:41.191
‫این رو توی عصبانیت گفت.
‫بعید می‌دونم از ته دل گفته باشه.

05:41.191 --> 05:42.571
‫اتفاقاً از ته دل گفت

05:42.571 --> 05:44.281
‫قشنگ زل زد توی چشم‌هام

05:44.281 --> 05:47.491
‫و این حرف رو با چنان قاطعیتی گفت

05:47.491 --> 05:49.281
‫که انگار مدت‌ها این حرف روی دلش مونده بود

05:49.281 --> 05:50.781
‫و بالاخره فرصتش رو پیدا کرده بود

05:50.781 --> 05:52.621
‫چارلی تو جپردی چیکار کرد؟

05:52.621 --> 05:54.741
‫تعریفی نداشت ولی روبه‌راه میشه

05:54.751 --> 05:56.291
‫چرا که نه. آدمِ گنده‌بک و قوی‌ایه

05:56.291 --> 05:57.831
‫- آره. دوباره سرپا میشه
‫- آره

05:57.831 --> 06:00.171
‫آره، چه عالی! فقط اینو
‫بگم که زیاد مزاحم‌تون نمیشم.

06:00.171 --> 06:01.881
‫زود از دستم خلاص میشین

06:01.881 --> 06:03.711
‫- باشه
‫- مثل گربه‌ام. سریع سرپا میشم

06:03.711 --> 06:05.461
‫خیلی هم عالی

06:05.461 --> 06:08.931
‫خیلی‌خب، هر وقت که خواستی

06:08.931 --> 06:11.841
‫راحت باش و...

06:11.851 --> 06:13.301
‫از این زیرلیوانی‌ها استفاده کن.
‫اگه خواستی.

06:13.311 --> 06:15.221
‫اگه خواستم می‌ذارم

06:15.221 --> 06:17.021
‫ولی اگه نخواستم هم تو مشکلی نداری دیگه؟

06:17.021 --> 06:18.351
‫راحت باش

06:18.351 --> 06:22.101
‫- ولی واقعاً باید استفاده کنم
‫- ببین... راحت باش. تصمیمش با خودتـه

06:22.111 --> 06:23.191
‫عالی

06:23.954 --> 06:30.954
« ترجمه از سحـر و نهال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

06:32.281 --> 06:33.531
‫ریدم تو این زندگی

06:38.081 --> 06:40.121
‫سلام عزیزم. عاشق قیافه جدیدتم

06:40.121 --> 06:41.211
‫امروز سر کار نمیری؟

06:41.211 --> 06:43.461
‫نه، کل هفته رو به خاطر
‫مسابقه جپردی مرخصی گرفتم

06:43.461 --> 06:45.551
‫- و گفتم از این فرصت استفاده کنم
‫- مرسی

06:46.261 --> 06:48.051
‫چه فکرِ خوبی. آره. استراحت کن

06:48.631 --> 06:50.341
‫می‌دونم تا حالا هزار بار گفتم

06:50.341 --> 06:53.301
‫ولی خیلی عذاب وجدان دارم
‫که دیر به برنامه رسیدم و...

06:53.301 --> 06:56.011
‫فکرش رو نکن. جدی میگم. روالـه

06:56.011 --> 06:57.391
‫ببخشید

06:57.391 --> 06:58.471
‫بچه‌ها

06:58.481 --> 07:00.811
‫بابا داره وسطِ هفته براتون پنکیک درست می‌کنه

07:00.811 --> 07:02.561
‫حسابی دارین حال می‌کنیدها!

07:02.561 --> 07:06.821
‫این برای شما. اینم برای شما

07:06.821 --> 07:07.901
‫و...

07:07.901 --> 07:09.321
‫من کربوهیدرات نمی‌خورم

07:10.651 --> 07:11.661
‫باشه

07:13.911 --> 07:14.911
‫بذار ببینم کیه

07:14.911 --> 07:17.241
‫راستی پسر، می‌دونی چی توی غلات صبحونه‌ست؟

07:17.241 --> 07:18.411
‫پروتئین

07:19.451 --> 07:20.501
‫کربوهیدرات داره

07:20.501 --> 07:21.911
‫نخیر. پروتئینـه

07:21.921 --> 07:26.591
‫کی فراپاچینو با خامه و
‫چهارتا کیک پاپ سفارش داده؟

07:26.591 --> 07:27.881
‫وای، مرسی بابا

07:27.881 --> 07:29.591
‫صورتی هم داره؟

07:29.591 --> 07:32.431
‫سلام عرض شد. سفارشم رو گرفتی؟
‫عالی شد.

07:32.431 --> 07:34.721
‫- قربون دستت
‫- نوش جان

07:34.721 --> 07:36.471
‫- صبح بخیر خانواده گریوز
‫- صبح بخیر

07:36.471 --> 07:37.641
‫چه بوی خوبی میاد

07:37.641 --> 07:39.561
‫راستی فشار آبِ واحد مهمان‌تون
‫مشکل داره

07:39.561 --> 07:41.891
‫چکه می‌کنه

07:43.271 --> 07:44.521
‫ویل تا کی اینجا پلاسـه؟

07:44.521 --> 07:45.941
‫تا یکی‌، دو روز دیگه

07:45.941 --> 07:48.941
‫یکم اوضاعش ردیف شه، برمی‌گرده سن دیگو

07:48.941 --> 07:53.531
‫با استورات جلسه دارم. پس
‫امروز به جای تو میرم سر کارت.

07:53.531 --> 07:55.201
‫باشه. یه لطفی در حقم بکن

07:55.201 --> 07:58.451
‫چیزی از ماجرای جپردی به کسی نگو

07:58.451 --> 07:59.871
‫مجبور شدم قرارداد عدم افشا امضا کنم

08:01.371 --> 08:03.251
‫تازه یکم هم خجالت می‌کشم

08:03.251 --> 08:05.331
‫عزیزم، کسی متوجه نمیشه

08:05.331 --> 08:07.291
‫فکر نکنم! از تلویزیون پخش میشه!

08:07.291 --> 08:09.591
‫الان کی تلویزیون می‌بینه؟
‫همه توی تیک‌تاک می‌چرخن.

08:09.591 --> 08:12.381
‫- اونجا هم وایرال میشه
‫- راست میگه. می‌ترکونه!

08:12.381 --> 08:14.301
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب. خداحافظ

08:14.301 --> 08:17.221
‫- خداحافظ بچه‌ها. می‌بینم‌تون
‫- خداحافظ

08:20.601 --> 08:21.601
‫سلام

08:26.271 --> 08:27.441
‫سلام

08:28.151 --> 08:29.151
‫سلام

08:31.031 --> 08:32.031
‫کمکی از دستم برمیاد؟

08:34.861 --> 08:36.861
‫نه، ردیفـه

08:36.871 --> 08:37.951
‫چه عالی!

08:38.781 --> 08:39.781
‫بریم سراغِ سؤال بعدی

08:39.791 --> 08:41.121
‫تو کدوم خری هستی؟

08:41.121 --> 08:42.961
‫و پشت میز من چه غلطی می‌کنی؟

08:43.911 --> 08:45.411
‫- تو دیگه کی هستی؟
‫- ویل زیسمن‌ام

08:45.421 --> 08:48.041
‫اینجا دفترمـه. تو هم پشت میزم نشستی

08:48.041 --> 08:49.131
‫حالا تو جواب بده

08:50.001 --> 08:51.001
‫شناختمت

08:51.001 --> 08:52.381
‫- چه خوب!
‫- من تری‌ام

08:52.381 --> 08:54.221
‫جنا منو رئیس جی۶ کرده

08:54.221 --> 08:55.761
‫ظاهراً الان دیگه من جایگزینت شدم

08:56.261 --> 08:58.301
‫فعلاً برو بار رو شارژ کن.
‫مرسی رفیق.

08:59.431 --> 09:01.061
‫من شاگرد کوچولوتون نیستم، رفیق

09:01.681 --> 09:04.561
‫کوچولو که اصلاً نیستی. «ریفیق»

09:04.561 --> 09:06.941
‫اینجا چه خبره؟
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

09:06.941 --> 09:09.191
‫- با جنا صحبت کن
‫- همین کار رو می‌کنم

09:09.191 --> 09:11.111
‫- باشه ریفیق
‫- حله، ریفیق

09:11.111 --> 09:12.781
‫ حله، ریفیق

09:12.781 --> 09:14.321
‫این دیگه چه کسخلیه!

09:17.321 --> 09:19.621
‫- ای وای! مستقیم رفت رو پیغامگیر؟
‫- نخیر

09:19.621 --> 09:21.911
‫شاید به خاطر مشکلات زناشوییـه

09:21.911 --> 09:23.911
‫- مگه تو خبر داری؟
‫- کل ماجرا رو می‌دونم

09:23.911 --> 09:25.161
‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

09:26.161 --> 09:28.081
‫ای بابا. مشکلت چیه با من؟

09:28.081 --> 09:30.251
‫چرا به من می‌پری؟
‫من که خیلی باهات حال می‌کنم.

09:30.251 --> 09:32.841
‫به نظرم همون از لحظه‌ای که اومدم
‫داری دستم میندازی

09:32.841 --> 09:34.091
‫نه بابا

09:34.801 --> 09:37.171
‫- چی کُس میگی؟
‫- تو از آدم‌های محبوبِ منی

09:37.181 --> 09:38.891
‫یادته لحظه ورودت چیکار کردی؟

09:38.891 --> 09:40.181
‫یه لحظه پیش خودم گفتم:
‫«پشمام!»

09:40.181 --> 09:42.011
‫سلام کردم و تو شروع کردی به مسخره‌کردنم

09:42.011 --> 09:43.181
‫آره، دقیقاً

09:43.181 --> 09:45.271
‫من برمی‌گردم و این مسخره‌بازی‌ها رو
‫درست می‌کنیم، فهمیدی؟

09:45.271 --> 09:46.931
‫آخرش باید ازم عذرخواهی کنی

09:46.941 --> 09:49.731
‫- داداشِ خودمـی
‫- چی میگی تو؟!

09:53.031 --> 09:54.151
‫سلام جنا

09:54.151 --> 09:56.361
‫سلام. آره، آره، ردیفه

09:56.361 --> 09:58.031
‫آره، تا ۴۸ ساعت دیگه
‫دُمش رو می‌ذاره روی کولش و میره

09:58.741 --> 10:01.031
‫یکم تری‌بازی در آوردم.
‫تأثیر داشت.

10:02.281 --> 10:03.871
‫لاشیِ عوضی

10:05.001 --> 10:06.001
‫ایول!

10:14.461 --> 10:17.171
‫خواستم ازت تشکر کنم که این فرصت رو
‫بهم دادی

10:17.171 --> 10:20.431
‫خیلی هیجان دارم و قول میدم
‫یه مهمونیِ پایان سال برگزار کنم

10:20.431 --> 10:21.641
‫که تا عمر دارن یادشون نره

10:21.641 --> 10:23.801
‫سیلویا، تو همیشه حال و هوا رو قشنگ می‌کنی

10:23.811 --> 10:25.721
‫خب، خبر خوب اینه که
‫با رستورانِ لیتل دُر(=درِ کوچک) حرف زدم

10:25.721 --> 10:27.681
‫و گفتن اگه طبقه اول رو کرایه کنیم

10:27.681 --> 10:30.271
‫می‌تونن از ۲۰۰ نفر با پیش‌غذا
‫پذیرایی کنند

10:30.271 --> 10:31.901
‫قراردادشم اینجاست

10:31.901 --> 10:34.611
‫عالیه. فقط یه چیزی رو هِی یادم میره بهت بگم

10:34.611 --> 10:37.151
‫فرانک می‌خواد مهمونی امسال رو با
‫مهمونیِ بازنشستگیش ترکیب کنه

10:37.151 --> 10:39.151
‫جدی؟ چه قشنگ!

10:39.151 --> 10:42.241
‫پس لابد می‌خواد خانواده‌اش
‫رو هم دعوت کنه...

10:42.241 --> 10:43.571
‫آره، یه لیست از مهمون‌های شخصیش داره

10:43.581 --> 10:45.581
‫و از اونجایی که جزو بنیان‌گذارهاست

10:45.581 --> 10:49.081
‫باید کارکنانِ دفاترِ نیویورک

10:49.081 --> 10:51.001
‫دالاس و گمونم شیکاگو رو هم دعوت کنیم

10:51.001 --> 10:53.881
‫خلاصه بیشتر از ۲۰۰ نفر میشن.
‫حداقل ۱۵۰۰تایی میشن.

10:57.131 --> 10:58.511
‫- ۱۵۰۰؟
‫- تازه حداقل!

11:00.471 --> 11:02.341
‫- خدایی؟ ۱۵۰۰نفر؟
‫- گفتم حداقل

11:02.341 --> 11:05.431
‫والا بعید می‌دونم لیتل دُر
‫ظرفیت ۱۵۰۰نفر داشته باشه

11:05.431 --> 11:07.391
‫وگرنه اسمش رو می‌ذاشتن «بیگ دُر»(=درِ بزرگ)

11:07.391 --> 11:08.851
‫دقیقاً. همین رو بگو!

11:08.851 --> 11:11.101
‫خب پس یه جا دیگه رو برامون ردیف می‌کنی

11:11.101 --> 11:15.191
‫آره بابا... چه خبرِ خوبی!

11:15.191 --> 11:17.481
‫- و چه جمعیتی! ۱۵۰۰ نفر! ولی...
‫- اونم حداقل!

11:17.481 --> 11:18.781
‫فقط...

11:19.441 --> 11:22.411
‫فقط ممکنه...

11:22.991 --> 11:24.621
‫یه تداخلی این وسط پیش بیاد

11:24.621 --> 11:27.121
‫- تداخل؟
‫- آره. آره

11:27.121 --> 11:28.661
‫چه تداخلی؟

11:28.661 --> 11:32.001
‫ببخشید، چون خیلی گرفتار بودم

11:32.001 --> 11:36.541
‫تازه فهمیدم که ممکنه
‫تداخل برنامه داشته باشم

11:36.551 --> 11:40.171
‫و بله، تقویم‌هام باهم همگام‌سازی نشده بودن

11:41.431 --> 11:42.591
‫ولی...

11:44.471 --> 11:45.641
‫آره خلاصه

11:45.641 --> 11:47.351
‫پس یعنی میگی دیگه نمی‌تونی

11:47.351 --> 11:49.021
‫مهمونی‌ای که قبول کرده بودی رو برگزار کنی؟

11:49.021 --> 11:51.101
‫نه، این‌جوری نیست.
‫اصلاً این‌جوری نیست.

11:51.101 --> 11:52.891
‫فقط شما... من خودم...

11:52.901 --> 11:57.771
‫دوباره باهات تماس می‌گیرم تا هماهنگ بشیم

11:57.771 --> 11:59.481
‫- فوری
‫- عالی شد

11:59.481 --> 12:01.401
‫ساعت ۲:۱۵ جلسه دارم. به چارلی سلام برسون

12:01.401 --> 12:02.491
‫چشم. حتماً

12:03.281 --> 12:05.571
‫یا خدا! یا خدا!

12:05.571 --> 12:07.121
‫اصلاً نفهمیدم چی گفتم!

12:07.121 --> 12:08.621
‫بالای ۱۵۰۰ نفر؟

12:08.621 --> 12:11.121
‫اصلاً فرانک چطوری ۱۵۰۰نفر رو می‌شناسه؟

12:11.121 --> 12:13.711
‫مگه کیه؟ پاپ؟
‫ای بابا!

12:13.711 --> 12:17.421
‫والا این دیگه مهمونی سالانه نیست!
‫جشنواره زمستونی بوندای بیچـه.

12:21.261 --> 12:22.261
‫چیه؟

12:22.261 --> 12:24.551
‫دارم با امور حقوقی کینگ ورلد صحبت می‌کنم

12:24.551 --> 12:27.891
‫ببینم میشه جلوی پخشِ
‫این قسمت برنامه رو بگیرن یا نه

12:28.681 --> 12:29.971
‫چی؟ چی میگی واسه خودت؟

12:29.971 --> 12:32.231
‫منتظرم اد لیتل از کینگ ورلد جوابم رو بده

12:32.231 --> 12:35.021
‫راستش به نفعِ همه‌ست
‫که اون قسمت پخش نشه

12:35.021 --> 12:37.311
‫اصلاً چیزِ جالبی نشد

12:37.311 --> 12:40.111
‫عزیزم میشه جپردی رو فراموش کنیم؟

12:40.111 --> 12:44.901
‫فقط برای چند ثانیه.
‫و روی یه موضوع واقعی تمرکز کنیم؟

12:44.911 --> 12:48.781
‫خلاصه من به استوارت گفتم
‫تداخل برنامه برام پیش اومده

12:48.781 --> 12:50.911
‫چون عمراً بتونم از پسِ همچین مراسمی بربیام

12:50.911 --> 12:53.661
‫خلاصه یه‌جورایی پیچوندمش

12:55.121 --> 12:56.541
‫آره، البته که پیچوندیش

12:56.541 --> 12:58.041
‫تو همه‌چی رو می‌پیچونی

12:59.421 --> 13:01.801
‫- چی؟
‫- ببین عزیزم، حرفم اینه که مشخصه

13:02.511 --> 13:04.511
‫کارت رو جدی نمی‌گیری

13:07.221 --> 13:10.761
‫بعد برگشت بهم گفت:
‫«آره، تو همه‌چی رو می‌پیچونی»

13:11.721 --> 13:12.721
‫ببخشیدها!

13:13.311 --> 13:17.771
‫من فقط یه بار بیخیالِ کاری شدم و اونم
‫به خاطرِ بزرگ کردنِ بچه‌هات بود

13:17.771 --> 13:21.071
‫آره ولی خب بیراه هم نمیگه دیگه

13:21.861 --> 13:23.401
‫منظورت چیه؟

13:23.401 --> 13:26.401
‫منظورم اینه که تو مدام
‫به همه‌چی شک می‌کنی

13:26.411 --> 13:29.201
‫و بعدش استرس می‌گیری که نکنه خراب کنی
‫و تهش می‌کشی کنار

13:29.201 --> 13:31.581
‫جا می‌زنی. واقعاً میگم.
‫خودم شاهد بودم.

13:31.581 --> 13:33.791
‫ولی خودتم همین‌جوری هستی‌ها!

13:33.791 --> 13:35.911
‫اصلاً و ابداً. من هیچ‌وقت بیخیالِ چیزی نمیشم

13:35.911 --> 13:40.381
‫مثلاً الان رئیسم یه کوتوله‌ی عجیب‌غریب
‫و مادرسگه که چشمِ دیدنم رو نداره

13:40.381 --> 13:41.791
‫ولی من کوتاه نمیام

13:41.801 --> 13:43.921
‫ولی تو از پسش برمیای، خب؟
‫می‌ترکونی!

13:43.921 --> 13:45.551
‫بعید می‌دونم.
‫واقعاً بعید می‌دونم از پسش بربیام.

13:45.551 --> 13:48.681
‫ببین، نذار این تردیدها کنترلت کنند، باشه؟

13:48.681 --> 13:51.971
‫حالا چارلی از کوره در رفت و
یه چیزی گفت که تهِ نامردی بود

13:51.971 --> 13:53.391
‫برای همه پیش میاد

13:53.391 --> 13:55.141
‫من خودم همیشه‌ی خدا دارم
دری‌وری میگم

13:55.141 --> 13:58.141
‫همون وسطِ حرف زدنم به خودم میگم:
‫«از ته دل نمیگم. این دیگه نامردیه.»

13:58.151 --> 14:02.361
‫ولی تو یه مهمونی خفن واسه
‫این شرکتِ حقوقی خشک و بی‌روح می‌گیری

14:02.361 --> 14:04.151
‫- می‌دونی چیه؟ حق با توئه
‫- ایولا!

14:04.151 --> 14:05.321
‫- بیخیالش نمیشم
‫- نخیر!

14:05.321 --> 14:08.651
‫و برام مهم نیست چارلی چی میگه،
‫اتفاقاً من کارم رو جدی می‌گیرم

14:08.661 --> 14:10.071
‫- بدجور. آره
‫- می‌گیری چی میگم؟

14:10.071 --> 14:13.951
‫یه مهمونیِ پشم‌ریزون برای اون
‫شرکت حقوقی خشک و بی‌روح می‌گیرم

14:13.951 --> 14:15.331
‫- بهت ایمان دارم
‫- آره

14:15.331 --> 14:16.411
‫حرف نداری!

14:16.411 --> 14:19.211
‫میشه دفعه دیگه رفتی خرید،
‫انگور هم بخری؟

14:19.211 --> 14:20.461
‫قرمز دوست داری یا سبز؟

14:20.461 --> 14:22.001
‫برو بابا! عمراً انگور برات بخرم

14:22.001 --> 14:23.251
‫باشه. امتحانش ضرری نداشت

14:26.051 --> 14:28.591
‫خب خلاصه ظرفیت ۱۵۰۰ نفر رو دارن

14:28.591 --> 14:34.601
‫بوفه هم می‌ذارن و کولرشون خفنه
‫و این داستان‌ها

14:34.601 --> 14:36.181
‫قبلاً اینجا اومدم

14:36.181 --> 14:37.891
‫آخه مگه میشه این کفپوشِ زشت رو فراموش کرد؟

14:37.891 --> 14:40.771
‫طرحش شبیه ویروسِ کروناست!

14:40.771 --> 14:42.111
‫آره

14:43.231 --> 14:45.611
‫اصلاً می‌دونی چیه؟
‫یه جای بهتر گیر میاریم

14:45.611 --> 14:47.861
‫نه بابا، خوبه. ظرفیتش هم
‫۱۵۰۰ نفره

14:47.861 --> 14:49.861
‫این سالن‌های بی‌روحِ
‫کنفرانس واسه همین ساخته شدن

14:49.861 --> 14:51.571
‫نه. این مهمونیِ خداحافظی فرانکـه

14:51.571 --> 14:53.321
‫کلی وکیل از گوشه‌وکنار مملکت دعوتند

14:53.331 --> 14:54.581
‫باید سنگ تموم بذاریم

14:54.581 --> 14:57.581
‫سیلویا، این یه مهمونی سالانه‌ی ساده‌ست.
‫سنگ تموم گذاشتن نمی‌خواد.

14:57.581 --> 15:00.291
‫خب واسه من خیلی مهمه.
‫این اولین پروژه‌ی بزرگِ شرکتیمـه.

15:00.291 --> 15:01.961
‫می‌خوام براتون سنگ تموم بذارم

15:01.961 --> 15:03.501
‫اینجا جای افتضاحیـه

15:03.501 --> 15:06.421
‫خیلی‌خب. کجا رو مد نظر داری؟

15:07.091 --> 15:09.551
‫اینجا لس آنجلسـه دیگه. بیا یکم
‫زرق‌وبرقِ هالیوودی بهش بدیم.

15:09.551 --> 15:10.721
‫همین چیزهاست که آدم‌ها رو می‌کِشونه اینجا

15:10.721 --> 15:12.181
‫مثل لا سینگا هاسینداس؟

15:13.471 --> 15:14.801
‫- چرا که نه!
‫- وای خدایا! رفتی اونجا؟!

15:14.811 --> 15:16.061
‫آره

15:16.061 --> 15:18.771
‫نمی‌دونستم تو و چارلی
‫اهل همچین جاهایی هستین

15:18.771 --> 15:20.891
‫عاشق‌تونم. عاشق‌تونم!

15:20.891 --> 15:22.561
‫نمی‌دونستم شما هم از اعضای اونجایید

15:22.561 --> 15:24.481
‫باید حتماً عضو باشی؟
‫آره دیگه!

15:24.481 --> 15:26.361
‫جدی به نظرت می‌ذارن اونجا مهمونی بگیریم؟

15:26.361 --> 15:28.321
‫چون این تقریباً هدفِ زندگی منـه

15:28.321 --> 15:29.691
‫- به معنی واقعیِ کلمه!
‫- آره

15:29.701 --> 15:31.611
‫پیگیری می‌کنم

15:31.611 --> 15:33.071
‫اسم‌مون توی تاریخ شرکت ثبت میشه

15:36.371 --> 15:38.041
‫لا سینگا هاسینداس؟

15:38.041 --> 15:41.871
‫خیلی هیجان‌انگیزه.
‫یکی از محبوب‌ترین جاهای شهره.

15:41.871 --> 15:43.421
‫پر از زرق و برق هالیوودی

15:43.421 --> 15:44.711
‫خیلی‌خب. توی وبسایت چی نوشته؟

15:44.711 --> 15:47.171
‫هیچی. نوشته استعلام ولی نمیشه
‫روش کلیک کرد.

15:47.171 --> 15:48.301
‫خیلی باحاله

15:48.301 --> 15:49.511
‫کجاش باحاله؟

15:49.511 --> 15:51.511
‫مگه میشه یه کسب‌وکار
‫سایتِ درست‌وحسابی نداشته باشه؟

15:51.511 --> 15:53.891
‫کسب‌وکاری که اونقدر خاصـه

15:53.891 --> 15:56.721
‫که عمداً نمی‌خواد هر کسی بهش
‫دسترسی داشته باشه

15:56.721 --> 15:58.601
‫- جلو چشم‌مونه ولی انگار نامرئیه
‫- یا خدا!

15:58.601 --> 16:02.231
‫از این جاهاست که با
‫بدبختی باید جا رزرو کنی؟

16:02.231 --> 16:06.151
‫دقیقاً. غریبه راه نمیدن. انحصاریه

16:06.151 --> 16:07.821
‫خب حالا چیکار کنم؟ چطوری...

16:07.821 --> 16:09.691
‫با استوارت اینجا قرار گذاشتم

16:09.691 --> 16:13.161
‫خیلی‌خب. با شعارم آشنا شو

16:14.321 --> 16:17.281
‫«اگه نخوای، گیرت نمیاد»

16:18.041 --> 16:19.541
‫می‌دونی یعنی چی؟

16:19.541 --> 16:22.501
‫یعنی اگه خودت نخوای، چیزی نصیبت نمیشه

16:22.501 --> 16:24.331
‫- عجب!
‫- مدام توی پادکستم تکرارش می‌کنم

16:24.331 --> 16:27.591
‫در واقع یکی از ستون‌های اصلیِ
‫مدل کاریِ مامان‌رئیسـه

16:27.591 --> 16:29.381
‫مامان‌رئیس؟ یعنی چی؟ چی میگی واسه خودت؟

16:29.381 --> 16:31.801
‫مامان‌رئیس برند و طرز تفکرمه

16:32.931 --> 16:34.841
‫- الهام‌بخشه، نه؟
‫- مگه تو برند داری؟

16:34.841 --> 16:36.261
‫- تقریباً
‫- باشه

16:36.261 --> 16:37.801
‫جدی میگم. چطوری برم اونجا؟

16:37.801 --> 16:40.061
‫با استوارت قرار گذاشتم.
‫حالا چیکار کنم؟

16:40.061 --> 16:42.481
‫نگران نباش. اونجا آشنا دارم

16:42.481 --> 16:45.771
‫- جدی؟ مرسی. مرسی رفیق
‫- قربانت

16:45.771 --> 16:47.271
‫واقعاً ممنونم

16:47.271 --> 16:49.571
‫خب حالا بریم سر اصل مطلب

16:49.571 --> 16:53.741
‫باید فکر کنیم امشب چی توی
‫لا سینگا هاسینداس بپوشی

16:56.161 --> 16:59.331
‫سلام. شما با ترنت از جانی ۶۶
‫تماس گرفتین. پیغام بذارید.

16:59.871 --> 17:01.331
‫سلام ترنت

17:01.331 --> 17:03.581
ستاره‌ی سهیل شدی

17:04.161 --> 17:06.421
‫فقط خواستم دوباره پیگیری کنم و

17:06.421 --> 17:09.171
‫مطمئن بشم که وقتم اینجا
‫داره به شکل سازنده‌ای استفاده میشه

17:10.001 --> 17:11.881
‫آره، من در دسترسم. بهم زنگ بزن

17:11.881 --> 17:14.011
‫خیلی ممنون. خداحافظ

17:15.631 --> 17:16.721
‫اوضاع خیطـه

17:17.506 --> 17:27.506
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

17:27.941 --> 17:29.111
‫سلام

17:29.771 --> 17:31.571
‫- سلام
‫- خیلی ورزش می‌کنی ها، پسر

17:33.441 --> 17:34.781
‫آره، اگه وقت داشته باشم

17:36.361 --> 17:38.571
‫خب، الان... رکوردت چنده؟

17:39.371 --> 17:40.411
‫تو نخ این کارها نیستم

17:41.911 --> 17:44.041
‫خیلی‌خب. چه جالب. خوش بگذره

17:46.081 --> 17:48.041
‫- میگم، ویل؟
‫- بله؟

17:48.041 --> 17:49.381
‫می‌خوای رکوردزدنم رو ببینی؟

17:50.211 --> 17:51.211
‫آره

17:52.461 --> 17:55.421
‫ایول! تو می‌تونی!
‫آره، بلندش کن!

17:55.421 --> 17:57.091
‫بیارش پایین، بعد ببرش بالا!

17:57.091 --> 17:58.511
‫فحش بده. فحش!

17:58.511 --> 18:01.351
‫باشه. این وزنه‌ی کیری رو بگیر بالا،
‫مرتیکه‌ی کون‌کش!

18:01.351 --> 18:03.511
‫جربزه‌ی بلندکردن یه وزنه رو داری یا

18:03.521 --> 18:05.141
‫اصلاً مالِ این حرف‌ها نیستی؟

18:05.141 --> 18:07.351
‫- دارم. دارم
‫- آره، بلندش کن!

18:07.351 --> 18:10.061
‫ببرش بالا، مرتیکه‌ی کیریِ مادرسگ

18:10.061 --> 18:11.811
‫وزنه‌ی کیری رو ببر بالا!

18:11.821 --> 18:12.981
‫ایول. کیرم دهنت! کیرم دهنت!

18:12.981 --> 18:15.821
‫- ایول! آره
‫- آره! دمت گرم!

18:15.821 --> 18:17.901
‫- لامصب، موفق شدی! ایول، رفیق!
‫- آره!

18:17.911 --> 18:19.531
‫- کِیف کردم
‫- ایول!

18:19.531 --> 18:21.621
‫تا حالا همچین وزنه‌ای نزده بودم

18:21.621 --> 18:23.531
‫من هم تا حالا اینقدر سر کسی داد نزده بودم

18:23.541 --> 18:25.451
‫ترکوندی، دادا

18:25.451 --> 18:26.791
‫رفیق، اجازه هست
‫به عضله‌ات دست بزنم؟

18:26.791 --> 18:28.081
‫آره، پُرِ خونـه

18:28.081 --> 18:29.171
‫- آره
‫- بَد سفتـه

18:29.171 --> 18:30.461
‫- آره
‫- چطوری اینجوری بشم؟

18:30.461 --> 18:31.791
‫فقط مرغ می‌خورم

18:32.461 --> 18:34.501
‫- من هم فقط پیتزا می‌خورم، پس...
‫- صحیح. خیلی‌خب

18:34.501 --> 18:36.211
‫هی، نوبت توئـه

18:36.221 --> 18:37.721
‫- چی؟
‫- آره

18:37.721 --> 18:38.801
‫بریم تو کارش

18:40.681 --> 18:42.051
‫تو می‌تونی. زور بزن، بزن، بزن

18:42.051 --> 18:43.551
‫- بهم بگو کون‌کش!
‫- کون‌کش!

18:43.561 --> 18:45.101
‫زور بزن، زور بزن!

18:46.351 --> 18:49.691
‫آره! ایول!

18:50.401 --> 18:52.861
‫خارشو. کون‌کوش‌گفتن جوابـه ها

18:52.861 --> 18:54.441
‫- والا
‫- عجیب کارسازه

18:54.441 --> 18:56.321
‫- چه‌جورم
‫- لعنتی. کِیف کردم

18:56.321 --> 18:57.691
‫چقدری بود حالا؟ ۱۵۰ کیلو؟

18:57.691 --> 18:58.861
‫۴۵‏ کیلو بود

18:58.861 --> 19:00.281
‫قبولـه

19:00.281 --> 19:01.741
‫- عین بلندکردن یه خانم ریزه‌میزه
‫- آره

19:02.411 --> 19:04.911
‫حس خیلی خوبی دارم. قبلش
‫انگار داشتم از عصبانیت منفجر می‌شدم

19:04.911 --> 19:07.041
‫الان انگاری تبدیل شده به یه حس خوب

19:07.041 --> 19:11.121
‫می‌دونی دیگه چی سر کِیف میارتت؟
‫با چند سِت ددلیفت پاره بشی. یالا

19:11.121 --> 19:13.331
‫از خدامـه ها،
‫منتها باید به کارهام برسم

19:13.341 --> 19:15.341
‫بعلاوه، روحمم خبر نداره
‫از چی حرف می‌زنی

19:15.341 --> 19:18.301
‫- منظورم ددلیف رومانیایی بود، ولی خوددانی
‫- آره

19:19.011 --> 19:20.011
‫حال داد

19:20.011 --> 19:21.971
‫- آره، فضایی حال داد
‫- آره، باحالـه

19:22.841 --> 19:26.561
‫تریِ کُس‌کش. مرتیکه رو باش!
‫گرفته بنری که من رد کردم رو زده

19:26.561 --> 19:27.931
‫خسته شدم از دست این مرتیکه

19:28.641 --> 19:29.691
‫موفق باشی

19:30.311 --> 19:33.981
‫راستش، می‌خوام برم جی۶. میای باهام؟

19:33.981 --> 19:36.151
‫بعد اینکه حال تری رو گرفتم،
‫نوشیدنی مهمون منی

19:36.151 --> 19:37.481
‫- صددرصد
‫- عالیـه

19:37.481 --> 19:38.731
‫- دم در می‌بینمت
‫- محشره

19:38.741 --> 19:40.491
‫- ایول
‫- چه قشنگ

19:40.991 --> 19:42.361
‫یه شب پسرونه‌ی یهویی

19:45.371 --> 19:48.121
‫وای، چقدر اینجا قشنگـه

19:48.121 --> 19:52.791
‫برگام. زیادی به خودمون رسیدیم.
‫ملت با لباس‌های عادی‌شون اومدن.

19:52.791 --> 19:54.671
‫این بابا شیش‌جیب پاشـه

19:54.671 --> 19:55.751
‫خُل شدی؟

19:56.341 --> 19:59.091
‫با پیراهن‌های مشکی و
‫پاشنه‌بلندهامون محشر شدیم

19:59.091 --> 20:01.591
‫- ای خدا
‫- قشنگ معلومـه قدرت‌مون رو حس می‌کنن

20:02.131 --> 20:04.591
‫خیلی‌خب، وقتت رو
‫حروم آدم‌های به‌دردنخور نکن

20:04.601 --> 20:06.051
‫کمکی از دستم برمیاد؟

20:06.051 --> 20:07.721
‫- سلام
‫- سلام علیکم

20:07.721 --> 20:10.641
‫نه، بعید می‌دونم.
‫فقط می‌خوایم بریم تو.

20:10.641 --> 20:13.811
‫شرمنده، بی‌دعوت نمیشه.
‫اینجا کلوب خصوصیـه.

20:13.811 --> 20:14.901
‫بله

20:16.521 --> 20:18.361
این کار رو در میاره؟

20:18.901 --> 20:19.981
‫سه تا هم برمی‌گردونید؟

20:19.991 --> 20:22.321
‫- از این خبرها نیست
‫- آره

20:22.321 --> 20:24.281
‫اگه مرد هم بودیم،
‫همین جوری رفتار می‌کردید؟

20:24.281 --> 20:25.361
‫بله

20:25.371 --> 20:26.621
‫آره

20:28.701 --> 20:30.201
‫الان برمی‌گردیم

20:32.121 --> 20:33.371
‫- چی شده؟
‫- یعنی چی؟

20:33.371 --> 20:35.711
‫مگه نگفتی می‌تونی ببری‌مون داخل؟
‫خودت گفتی آشنا داری

20:35.711 --> 20:38.541
‫خل شدی؟ همین الان
‫بیرونِ لا سینگا هاسینداس وایسادیم

20:38.551 --> 20:41.301
‫می‌دونم، ولی هدف‌ اینـه که بریم تو.
‫باید برم تو.

20:42.841 --> 20:46.721
‫استوارت پیام داده:
‫«بیرون به مربی سم اسمیت برخوردم.

20:46.721 --> 20:49.011
‫تو کلاس‌های دوچرخه‌سواری آشنا شدیم.
‫اون منو برد تو.

20:49.011 --> 20:50.141
‫توی وی‌آی‌پی می‌بینمت.»

20:50.141 --> 20:51.771
‫عالی شد. می‌تونه ما رو هم ببره تو

20:51.771 --> 20:53.641
‫خل شدی؟
‫چجوری می‌خواد ما رو ببره تو؟

20:53.641 --> 20:56.151
‫اصلاً اون فکر می‌کنه
‫من و چارلی اینجا عضویم

20:56.151 --> 20:57.481
‫- نیستید که
‫- خودم می‌دونم

20:57.481 --> 20:59.731
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. یه کاریش می‌کنیم

21:01.401 --> 21:02.651
‫فهمیدم

21:02.651 --> 21:04.651
‫بیا بریم پیتزا بخوریم. خیلی گشنمـه

21:04.661 --> 21:07.781
‫چی میگی واسه خودت؟
‫باید هرجورشده برم تو

21:07.781 --> 21:09.081
‫استورات منتظرمـه

21:09.081 --> 21:11.241
‫خانم‌ها، با عرض معذرت باید از اینجا برید

21:11.251 --> 21:13.081
‫- تجمع ممنوعـه
‫- بله

21:13.081 --> 21:15.161
‫تجمع چی؟!

21:15.171 --> 21:17.461
‫منتظر وایسادیم، داریم حرف می‌زنیم

21:18.841 --> 21:21.091
‫باشه، الان اوبر می‌گیرم

21:21.091 --> 21:23.801
‫باورت بشه یا نشه، موفق شدیم

21:23.801 --> 21:25.131
‫چی میگی واسه خودت؟

21:25.131 --> 21:26.471
‫نمی‌فهمم

21:26.471 --> 21:28.721
‫یعنی چی آخه؟
‫عملاً اومدیم تو

21:28.721 --> 21:30.101
‫ولی ما داخل نیستیم

21:30.101 --> 21:31.271
‫نرفتیم داخل

21:32.061 --> 21:33.721
‫می‌خواید برید داخل؟

21:33.731 --> 21:34.851
‫- بله
‫- آره

21:34.851 --> 21:37.811
‫می‌تونید همراه من بیاید.
‫منتها فقط می‌تونم یکی‌تون رو با خودم ببرم.

21:37.811 --> 21:39.731
‫اگه با دو نفر برم تو، متوجه میشن

21:40.361 --> 21:42.401
‫هر کدوم بیاد مشکلی ندارم.
‫جفت‌تون محشرید.

21:42.401 --> 21:43.481
‫تو برو. برو

21:43.491 --> 21:44.821
‫- مطمئنی؟
‫- آره بابا

21:44.821 --> 21:46.151
‫ممنون. خیلی ازتون ممنونم

21:46.151 --> 21:47.991
‫باید به خاطر مسائل کاری برم تو

21:49.371 --> 21:52.621
‫می‌دونم، شما روسپی هستید.
‫شغل شریفی هم دارید.

21:53.871 --> 21:54.871
‫برو بترکون، سیل

21:54.871 --> 21:57.291
‫بنرِ کُس‌شعرو!
‫همونـه. همون بنره‌ست که گفتم.

21:57.291 --> 21:58.581
‫حالا اونقدرهام بد نیست

21:58.581 --> 22:01.421
‫این وامونده اینجا چیکار می‌کنه؟
‫دلم نمی‌خواد اینجا باشه

22:01.421 --> 22:03.711
‫بعدشم، از کِی تا حالا
‫الکل گازدار می‌فروشیم؟

22:03.711 --> 22:05.551
‫ناسلامتی اینجا آبجوفروشیـه، دادا

22:05.551 --> 22:08.131
‫چون اون خیلی بیشتر از
‫آبجوی جنابعالی طرفدار داره

22:08.141 --> 22:09.721
‫نه کسی دوستش داره و نه کسی سفارش میده

22:09.721 --> 22:12.181
‫خودم دوست دارم ها، ولی ملت بدشون میاد.
‫عجیبـه والا.

22:12.181 --> 22:15.351
‫می‌دونی چیـه؟
‫این بنر عین خودت بی‌ریخت و بی‌معنیـه

22:15.351 --> 22:16.681
‫من هم میارمش پایین

22:16.691 --> 22:18.771
‫این دیگه نامردیـه.
‫داری قلبم رو می‌شکونی، رفیق.

22:18.771 --> 22:20.651
‫خوبـه. خوشحالم. حرفت رو باور نمی‌کنم،
‫ولی امیدوارم که همینطور باشه.

22:20.651 --> 22:22.861
‫خیلی‌خب. هی... وایسا.
‫بذار فیلم بگیرم.

22:22.861 --> 22:24.031
‫- باشه؟
‫- نه

22:24.031 --> 22:26.281
‫بیخیال، پسر. خیلی قشنگ میفتی

22:26.281 --> 22:28.571
‫خیلی‌خب، ممکنه به لحاظ قانونی
‫واست شر بشه ها

22:28.571 --> 22:31.371
به نظرم تخریب اموال شرکت
فراتر از یه شر کردن ساده‌ست

22:31.371 --> 22:32.741
‫درست نمیگم، چارلی گریوز؟

22:32.741 --> 22:34.081
‫وایسا ببینم، اسم منو از کجا می‌دونی؟

22:34.081 --> 22:36.331
‫رفیق، من جیک و پوکت رو می‌دونم، ویل.
‫تو داداشمی.

22:36.331 --> 22:38.161
‫حتی می‌دونم با کی
‫در حد سلام و علیک ساده‌ای

22:38.171 --> 22:39.291
‫مدلم اینـه، دادا

22:39.291 --> 22:42.251
‫عاشق سرمایه‌گذاری روی آدم‌هایی‌ام که
‫بهشون عشق می‌ورزم و برام مهمن

22:42.251 --> 22:43.591
‫این یارو مو به تنم سیخ می‌کنه

22:43.591 --> 22:45.501
‫آره، رسماً ردّیـه

22:45.511 --> 22:47.131
‫- بکشم؟ بکِشم؟
‫- نه... من...

22:47.131 --> 22:48.511
‫- الان می‌کِشمش
‫- نمی‌دونم، دادا

22:48.511 --> 22:49.681
‫چیکار کنی بهتره؟

22:49.681 --> 22:51.301
‫قلب یه آبجوسازی چیـه؟
‫اینو برام توضیح بده

22:51.301 --> 22:54.601
‫جلو روت وایساده، کس‌مشنگ.
‫نمی‌بینی؟ سلام علیکم

22:54.601 --> 22:56.891
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫نمی‌ذارم یه لحظه‌ی دیگه هم اون بالا بمونه

22:57.521 --> 22:58.811
‫تموم شد و رفت

22:58.811 --> 23:00.481
‫- من یه لحظه‌ی دیگه هم اینجا نمی‌مونم
‫- جات بودم، اونها رو برنمی‌داشتم

23:00.481 --> 23:02.021
‫خیلی‌خب. باشه. خودتون دیدید دیگه، رفقا

23:02.021 --> 23:04.191
‫کیرم دهنت. سلتزرها رو می‌برم.
‫یه لحظه‌ی دیگه هم اینجا نمی‌مونم.

23:04.191 --> 23:05.441
‫من هم چندتا سلتزر برمی‌دارم

23:05.441 --> 23:07.531
‫این کارتون دزدیـه، ولی عیب نداره.
‫بردار با خودت ببر، آره.

23:07.531 --> 23:09.151
‫دزدی نیست، سلتزره

23:12.821 --> 23:14.161
‫حال شما چطوره؟ آهای

23:14.161 --> 23:16.581
‫- شما عضو برنامه‌ی وفاداری ما هستید؟
‫- نه

23:18.331 --> 23:21.711
‫مشکل بزرگ من اینـه که پُرِ خشمم

23:21.711 --> 23:25.551
‫ای کاش می‌تونستم
‫به یه چیز سازنده تبدیلش کنم

23:25.551 --> 23:27.131
‫عین همون بارِ نکبتی خودم، می‌فهمی؟

23:27.131 --> 23:29.881
‫ولی بعدش به ذهنم خطور کرد که
‫ریسک خیلی بزرگیـه

23:29.881 --> 23:31.341
‫عملاً قماره

23:31.341 --> 23:33.761
‫کل زندگیم داشتم
‫سر همین چیزها قمار می‌کردم

23:33.761 --> 23:35.471
‫بعدش که تو رو می‌بینم،
‫پیش خودم میگم،

23:35.471 --> 23:37.601
‫کاشکی می‌تونستم دست‌کم
‫دو روز در سال

23:37.601 --> 23:40.391
‫عین تو باشم، می‌فهمی؟
‫باثبات

23:40.391 --> 23:44.401
‫خب، نظر لطفتـه، داداش.
‫منتها من باثباتم، چون چاره‌ی دیگه ندارم.

23:44.401 --> 23:46.481
‫باید زن و سه‌تا بچه‌هام رو تأمین کنم

23:46.481 --> 23:48.031
‫انتخاب دیگه‌ای ندارم

23:49.741 --> 23:50.991
‫یه چیزی بگم؟

23:52.911 --> 23:54.071
‫بشنوی میگی چقدر طرف خره

23:54.071 --> 23:55.581
‫چی رو؟

23:55.581 --> 23:58.701
‫خیال می‌کردم
‫توی مسابقه‌ی جپردی که شرکت کنم،

23:58.701 --> 24:01.751
‫کلاً زندگیم از این رو به اون رو میشه

24:02.421 --> 24:04.751
‫آره، بخند، عیب نداره

24:05.381 --> 24:09.051
‫خب، فکر بد نکن، اما
‫بعید می‌دونم زندگی کسی

24:09.051 --> 24:10.881
‫بعد از شرکت توی مسابقه‌ی جپردی
‫عوض شده باشه

24:10.881 --> 24:13.051
‫کن جنینگز چهار میلیون بُرد

24:13.051 --> 24:16.051
‫توی ۸۰ سالی که این برنامه پخش می‌شده،
‫همین یه نفر اینقدر شانس داشته

24:16.051 --> 24:17.511
‫- همین یه نفر
‫- مبارکه

24:18.141 --> 24:20.681
‫خیال می‌کردم از زندگیت راضی‌ای.
‫چرا می‌خوای تغییرش بدی؟

24:20.681 --> 24:22.851
‫نه، نمی‌خوام تغییرش بدم. حرف نداره.
‫صد البته، چیزه...

24:22.851 --> 24:24.401
‫محشره. عالیـه

24:25.231 --> 24:28.861
خیلی سالـه که همه چی یکنواخت بوده

24:29.741 --> 24:32.701
‫هر از گاهی حس می‌کنم
‫توی یه قفس گیر افتادم

24:32.701 --> 24:35.281
گمونم هوس کردم بزنم زیر همه چی و رها بشم

24:35.281 --> 24:37.121
‫عین خودت که
‫هر چند وقت یک بار از این کارها می‌کنی

24:37.121 --> 24:38.531
‫آره

24:38.541 --> 24:41.621
‫مطمئن نیستم این درس عبرتیـه که
‫لروزماً باید از اتفاقی که برام افتاده بگیرم

24:41.621 --> 24:43.331
‫ولی وکالت رو دوست نداری؟

24:43.331 --> 24:46.831
‫خب، شغلمـه دیگه،
‫چون نون‌آور خانواده‌ام هستم

24:46.841 --> 24:48.961
‫یعنی وکالت رو دوست نداری؟

24:48.961 --> 24:50.841
در جایگاهی نیستم که
بتونم همچین سؤالی از خودم بپرسم

24:50.841 --> 24:52.381
‫خب، باید همچین سؤالی از خودت بپرسی

24:52.381 --> 24:54.261
‫خب، نمی‌دونم.
‫یعنی گاهی‌اوقات، چرا.

24:54.261 --> 24:56.301
‫قبلاً وکالت رو دوست داشتم

24:56.301 --> 24:59.511
‫بدیش اینـه که
‫همیشه و هر روز یکنواختـه

25:00.101 --> 25:01.231
‫برو استعفا بده، رفیق

25:02.641 --> 25:04.981
‫بگیر زیر همه چی. فصل جدیدی رو
‫رقم بزن. می‌گیری منظورم رو؟

25:04.981 --> 25:06.981
‫- نه، دیگه خیلی دیره
‫- هیچ هم دیر نیست

25:06.981 --> 25:08.061
‫بیخیال

25:08.071 --> 25:10.321
‫خودم صدبار تو زندگیم
‫از این شغل به اون شغل پریدم

25:10.321 --> 25:12.531
‫کار همیشگیِ آدم‌هاست.
‫هیچوقت برای هیچ چیز دیر نیست.

25:12.531 --> 25:13.861
‫بعدش چیکار کنم، داداش؟

25:13.861 --> 25:15.491
‫هر کاری که دلت بخواد

25:15.491 --> 25:17.201
‫می‌تونی رقاص برهنه بشی

25:17.201 --> 25:19.081
‫بری توی مجیک‌مایک‌شوی وگاس

25:19.081 --> 25:21.081
‫می‌تونی بادیگارد بشی

25:21.081 --> 25:23.541
‫از اونها که لباس چسبون می‌پوشن و

25:23.541 --> 25:26.041
‫از اون میله‌ها بلند می‌کنن که
‫دو سرش دوتا گلوله توپ وصلـه

25:26.041 --> 25:27.421
‫- مردان آهنین. آره
‫- مردان آهنین

25:27.421 --> 25:30.091
‫هر کاری ازت برمیاد.
‫امثال تو به هر چی بخوان می‌رسن.

25:30.091 --> 25:31.961
‫- مرسی، داداش
‫- آره

25:31.961 --> 25:33.551
‫می‌دونی چیـه؟
‫دلم می‌خواد یه بادی به کله‌ام بخوره

25:33.551 --> 25:35.341
‫- بریم یه قدمی بزنیم؟
‫- بریم

25:35.341 --> 25:38.391
‫محله، محله‌ی خطری‌ایـه، ولی
‫مردِ آهنین دارم کنارم

25:38.391 --> 25:39.931
‫- مرد آهنین. آره، آفرین
‫- آره

25:39.931 --> 25:42.181
‫خیلی‌خب، مرد آهنین باید غذا هم بخوره دیگه

25:42.181 --> 25:44.391
‫- همشو بگیر بیار
‫- باشه

25:44.391 --> 25:46.351
‫آره، من آپارتمانم
‫توی مرکز شهر رو دوست دارم

25:46.351 --> 25:47.981
‫ولی الان که میری اونجا،

25:47.981 --> 25:50.571
‫پُر از آسمون‌خراشـه و
‫سایبرتراک و کوفت‌وزهرماره

25:51.531 --> 25:54.281
‫برنامه دارم جمع کنم برم
‫هایلند پارکی، گلسل پارکی یا

25:54.281 --> 25:56.531
‫چمی‌دونم، از اون دسته محله‌ها که
‫کلمه‌ی «پارک» تنگش داره و

25:56.531 --> 25:57.871
‫اصلاً پارکی در کار نیست

25:58.371 --> 26:00.911
‫حقیقتاً، خوش گذشت
‫با هم گفتیم و خندیدیم و صمیمی شدیم

26:00.911 --> 26:02.291
‫آره، عالیـه

26:02.291 --> 26:05.541
‫خوشحالم تونستم واسه چند ساعتی از
‫فکر و خیال‌هام بیرون بیام

26:05.541 --> 26:08.211
‫آره، بهتره یکم برای خودت وقت بذاری

26:08.211 --> 26:09.421
‫آره

26:09.421 --> 26:11.671
‫می‌دونستی توی تاریخ جپردی
‫چندین دفعه

26:11.671 --> 26:14.801
‫برنامه ضبط کردن، ولی پخش نکردن؟

26:16.091 --> 26:17.171
‫چه خوب

26:17.181 --> 26:19.091
‫توی ۲۰۱۲ بود که
‫یهویی یکی لخت شد و

26:19.091 --> 26:23.221
‫دهه‌ی ۱۹۸۰ هم به خاطر
‫مشکلات فنی یه قسمت از دست‌شون پرید

26:23.221 --> 26:26.351
‫تازه، حملات ۱۱ سپتامبر هم به کنار

26:27.101 --> 26:28.441
‫آره، منطقیـه

26:30.401 --> 26:31.901
‫بریم بیلیاردی چیزی بزنیم؟

26:31.901 --> 26:35.151
‫رجی بعد ساعت کاری،
‫توی بار یه بازی پوکر راه میندازه

26:35.151 --> 26:37.651
‫اسمشو هم گذاشته «بازی رجی».
دوست داری؟

26:38.451 --> 26:41.871
‫مردی که اینجا زندگی می‌کنه، ‫اسمش اِد لیتلـه

26:41.871 --> 26:44.991
‫رئیس بخش حقوقی کینگ ورلد مدیاست و
‫اگه بخواد،

26:45.001 --> 26:47.751
‫می‌تونه قسمت جپردی من رو
‫نیست و نابود کنه

26:48.871 --> 26:50.041
‫به همین راحتی

26:51.881 --> 26:53.551
‫واسه چی اومدیم اینجا، چارلی؟

26:54.211 --> 26:56.301
‫اگه جپردی من پخش نشه،

26:57.261 --> 27:00.381
‫می‌تونم دوباره همون آدمِ قبل برنامه بشم

27:00.391 --> 27:02.351
‫بعید می‌دونم لزوماً درست باشه

27:03.101 --> 27:05.181
‫اومدم بنر زندگیم رو جرواجر کنم، ویل

27:05.181 --> 27:07.271
‫ببین، من که نگفتم

27:07.271 --> 27:09.731
فاز فیلم پاکسازی رو برداریم و
پا شیم بیایم دم خونه‌ی یه بنده‌خدایی، خب؟

27:09.731 --> 27:11.441
‫وای، مرسی که منو تا اینجا رسوندی

27:11.441 --> 27:13.811
‫من فقط تشویقت کردم.
‫قدم اصلی رو خودت برداشتی.

27:13.821 --> 27:16.651
‫قدم اصلی. بامزه بود

27:16.651 --> 27:18.491
‫منظورم این نبود

27:18.491 --> 27:20.201
‫بهمون خوش گذشت، مگه نه؟

27:20.741 --> 27:22.031
‫- گمونم
‫- آره

27:22.871 --> 27:23.991
‫خیلی هم خوش گذشت

27:27.041 --> 27:28.621
‫بگم خدا چیکارت نکنه

27:28.621 --> 27:30.921
‫به گا رفتیم.
‫اینجا چه گوهی می‌خوریم آخه؟

27:31.631 --> 27:35.291
‫از خر شیطون بیا پایین.
‫لعنتی، یه فکری دارم.

27:35.301 --> 27:37.551
‫نظرت چیـه یه نامه بنویسیم و
‫بندازیم توی صندوق پستیش؟

27:37.551 --> 27:39.631
‫اصلاً بهتر، بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

27:39.631 --> 27:41.881
‫نه، تو یکی که باید بهتر از همه درکم کنی

27:41.891 --> 27:44.141
‫اد لیتل تریِ زندگی منـه

27:44.141 --> 27:46.641
‫نخیرم، نیست.
‫تو اصلاً این مرتیکه رو نمی‌شناسی.

27:47.681 --> 27:49.521
‫این چه کاریـه آخه؟

27:50.771 --> 27:53.901
‫یا خدا، رفیق. خدایا

27:53.901 --> 27:55.151
‫پشمام

27:56.611 --> 27:58.651
‫- خیلی‌خب، کمک لازم دارم
‫- نه، رفیق

27:58.651 --> 28:01.321
‫اگه دوربین‌موربین داشته باشن چی؟
‫آخر و عاقبت نداره

28:01.321 --> 28:03.201
‫- بیا گورمون رو از اینجا...
‫- گفتم کمک بده

28:03.201 --> 28:04.281
‫باشه

28:05.281 --> 28:06.741
‫لعنتی

28:09.751 --> 28:11.911
‫خیلی‌خب. آره، آره، قُلاب بگیر

28:11.921 --> 28:13.171
‫می‌خوام پامو بذارم رو سرت

28:13.171 --> 28:14.881
‫- نه! پاتو نذار رو سرم
‫- مجبورم

28:14.881 --> 28:16.671
‫وزنت زیاده! همش عضله‌ست

28:17.591 --> 28:18.761
‫- ای خدا
‫- خیلی‌خب

28:19.761 --> 28:21.761
‫یا خدا، حالت خوبـه؟

28:30.181 --> 28:31.231
‫میگما، ویل

28:31.231 --> 28:33.021
‫گمونم پشیمون شدم

28:33.021 --> 28:36.231
‫خوبـه. خدا رو شکر. بیا بریم.
‫بیا بریم پی کارمون، داداش.

28:39.111 --> 28:40.151
‫باشه

28:41.401 --> 28:42.531
‫خیلی‌خب

28:44.361 --> 28:45.991
‫یا خدا

28:47.201 --> 28:48.201
‫وای، خدا

28:48.951 --> 28:50.291
‫نمی‌تونم خودم رو بالا بکشم

28:50.291 --> 28:51.371
‫یعنی چی؟

28:51.371 --> 28:53.001
‫نباید می‌گفتی رکورد بزنم

28:53.001 --> 28:55.251
‫من که مجبورت نکردم.
‫خودِ خرت خواستی رکورد بزنی.

28:55.251 --> 28:58.211
‫گردنِ من ننداز.
‫من هیچوقت به کسی نمیگم رکورد بزنه.

28:58.211 --> 29:02.551
‫وای، خدا. ای خدا

29:03.301 --> 29:04.301
‫گوه تو گورت

29:04.301 --> 29:05.971
‫ای خدا. وای...

29:08.891 --> 29:10.641
‫بجنب! بیا دیگه

29:11.601 --> 29:12.601
‫خب، چیکار کنم الان؟

29:12.601 --> 29:14.521
‫دست‌مون رو شد.
‫بدو بریم گورمون رو گم کنیم.

29:14.521 --> 29:16.021
‫ای خدا. بدبخت شدیم رفت

29:16.021 --> 29:18.061
‫این کارم ورود غیرقانونیـه.
‫پروانه‌ی وکالتم باطل میشه.

29:18.071 --> 29:20.611
‫تازه فهمیدی، عقل‌کل؟!
‫من هم همین رو گفتم. بیا بریم.

29:20.611 --> 29:22.571
‫ای خدا، چه فکر مزخرفی بود

29:22.571 --> 29:25.241
‫اون همه ورزش می‌کنی،
‫بعد از یه دیوار نمی‌تونی بالا بری؟

29:26.621 --> 29:27.821
‫می‌خوای زنگ بزنیم پلیس؟

29:27.821 --> 29:30.791
‫چی؟ زنگ بزنیم پلیس بیاد
‫خودمون رو ببره، کس‌مشنگ؟

29:30.791 --> 29:32.581
‫ولی شاید درک‌مون کنن

29:32.581 --> 29:33.961
‫ببین، ببین. این کار رو بکن

29:34.921 --> 29:37.381
‫زنگ در رو که زدیم، کسی جواب نداد.
‫شاید اصلاً کسی خونه نباشه.

29:37.381 --> 29:39.041
‫برو دم در پشتی، ببین بازه یا نه

29:39.041 --> 29:41.341
‫اگه باز بود، برو توی خونه و
‫از در ورودی بیا بیرون

29:48.011 --> 29:50.601
‫- داری چه گوهی می‌خوری؟
‫- کیرم توش

30:15.541 --> 30:16.661
‫الو؟

30:16.671 --> 30:18.501
‫خیلی‌خب، در بازه، ولی
‫دلم نمی‌خواد پامو بذارم داخل خونه

30:18.501 --> 30:21.631
‫از اینجا که همه چی امن و امانـه.
‫دست بجنبون، رفیق. بجنب. بیا.

30:28.801 --> 30:30.721
‫ببین، به محض اینکه
‫پامو از در بذارم تو،

30:30.721 --> 30:33.641
‫دیگه یه خلاف ساده نیست،
‫بلکه تجاوز به مِلک مردمـه

30:33.641 --> 30:36.681
‫تبریک میگم. حالا دیگه یه مجرمی.
‫گمشو بیا بیرون، تموم شه بره.

30:36.691 --> 30:37.811
‫بجنب. زود باش، دادا

30:43.361 --> 30:44.361
‫دست بجنبون

30:44.991 --> 30:46.241
‫چه مرگتـه؟ چرا پاورچین پاورچین میای؟

30:48.701 --> 30:51.571
‫- وای، یارو الکس تربکـه
‫- تمرکز کن

30:51.581 --> 30:53.791
‫تمرکز کن، پسر. متمرکز باش، چارلی

30:56.461 --> 30:57.791
‫این چیـه دیگه؟

31:04.711 --> 31:06.761
‫- وای، خدا
‫- بجنب، قفلش رو باز کن

31:07.341 --> 31:09.801
‫بچه‌های چِت‌کرده.
‫یه مُشت بچه‌ی چِت‌کرده.

31:09.801 --> 31:11.721
‫- بجنب. کیرم تو دهنت
‫- بدو

31:11.721 --> 31:14.851
‫پشمام، رفیق. سالمی؟

31:14.851 --> 31:16.561
‫بیا، بذار کمکت کنم

31:16.561 --> 31:19.311
‫بیا، دستت رو بنداز دور گردنم.
‫دستت رو بنداز دور گردنم.

31:21.651 --> 31:23.611
‫- داداش، یه جپردیـه به‌خدا!
‫- باشه

31:23.611 --> 31:24.691
‫- به تخم همه‌ست
‫- ایول

31:24.691 --> 31:25.781
‫چی شد؟

31:26.401 --> 31:27.611
‫- سلام
‫- عه، به‌به

31:28.491 --> 31:32.741
‫نگاهش کن، چه خوشگل کردی.
‫عجب لباس بامزه‌ای.

31:32.741 --> 31:33.951
‫از کجا اومدی؟

31:35.201 --> 31:38.041
‫خب، توی مدرسه برای بچه‌ها جشن گرفته بودن

31:38.041 --> 31:39.871
‫تِمش هم مُد و ظرافت بود

31:39.871 --> 31:41.501
‫واسه همین هم اینو پوشیدم

31:41.501 --> 31:42.631
‫عجیبـه

31:42.631 --> 31:47.091
‫خب، اینجا رؤیاییـه. ترکوندی

31:47.091 --> 31:51.051
‫من با تام فورد آشنا شدم

31:51.051 --> 31:54.301
‫فوق‌العاده مؤدب بود.
‫آخه یه آدم چقدر می‌تونه همه‌چی‌تموم باشه؟

31:54.301 --> 31:57.141
‫خب، کِی قراردادهای اینجا رو امضا کنم؟

31:57.141 --> 31:58.521
‫آره، خب...

31:59.941 --> 32:00.981
‫پس...

32:03.651 --> 32:05.691
‫- میشه رک‌وراست حرفم رو بزنم؟
‫- همیشه

32:05.691 --> 32:08.821
‫به نظرت این فضا یکم زیادی طبق مُد روز و

32:08.821 --> 32:11.401
‫هالیوودی نیست برای چیزی که مد نظرمونـه؟

32:11.411 --> 32:12.951
‫- معلومـه که نه
‫- نه؟

32:12.951 --> 32:17.161
‫فقط، ببین... من می‌خوام
‫بهترین جای ممکن رو برای مهمونی‌مون پیدا کنم

32:17.161 --> 32:20.001
‫اگه یه‌وقت شک‌وتردید به دلت افتاد و

32:20.001 --> 32:22.081
‫دیدی داری دودل میشی،

32:22.081 --> 32:24.421
‫الان بهترین موقع‌ست
‫برای اینکه دنبال یه جای دیگه بگردیم

32:25.211 --> 32:27.421
‫سیلویا، جریان چیـه؟ چی شده؟

32:27.421 --> 32:30.381
‫نمی‌تونیم اینجا برگزار کنیم.
‫واقعاً شرمنده. خرابکاری کردم.

32:30.381 --> 32:32.301
‫فکر کنم ناخواسته باعث شدم

32:32.301 --> 32:34.591
‫فکر کنی من و چارلی اینجا عضویم،
‫ولی نیستیم

32:34.601 --> 32:36.801
‫اگه عضو هم نباشیم،
‫نمی‌تونیم اینجا مهمونی برگزار کنیم

32:36.811 --> 32:38.891
‫متأسفم. درکم می‌کنی دیگه، نه؟

32:38.891 --> 32:40.601
‫واقعاً... شدنی نیست

32:40.601 --> 32:42.441
‫منو ببخش. شرمنده‌ام

32:42.441 --> 32:44.731
‫نه، نه، نه، سیلویا

32:44.731 --> 32:46.901
‫دیگه خیلی دیره. من به رئیس‌رؤسام گفتم

32:46.901 --> 32:48.321
‫فرانک خوشش اومده

32:48.321 --> 32:50.861
‫خانم فرانک هم پسندیده،
‫حتی شرکا پسندیدن

32:50.861 --> 32:52.401
‫می‌خوان مهمونی اینجا برگزار بشه

32:52.401 --> 32:54.911
‫اصلاً جای بحث نداره، سیلویا

32:55.821 --> 32:59.411
‫ما باید مهمونی رو توی
‫لا سینگا هاسینداس برگزار کنیم

32:59.411 --> 33:02.331
‫وگرنه دودش تو چشم من و چارلی میره

33:02.355 --> 33:09.987
‫« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

33:10.011 --> 33:12.671
‫باشه. باشه، راست میگی.
‫حق با توئـه

33:12.671 --> 33:15.971
‫من قول دادم برای شرکت حقوقی‌تون ‫مهمونی‌ای
به پا کنم که تا عمر دارید فراموش نکنید

33:15.971 --> 33:18.221
‫- آره
‫- آره، پس...

33:18.721 --> 33:20.181
‫همین کارو می‌کنم. انجامش میدم

33:20.181 --> 33:22.141
‫الان میرم به مدیر اینجا میگم که
‫قراره مهمونی ما رو رزرو کنه

33:22.141 --> 33:23.391
‫نمیشه و نشد هم نداره

33:24.061 --> 33:25.271
‫- ازت ممنونم
‫- قربونت

33:58.181 --> 33:59.391
‫دهنت

34:08.611 --> 34:10.231
‫وای، خدا. چی شدی تو؟

34:11.571 --> 34:12.571
زدم ترکوندم

34:12.595 --> 34:22.595
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

34:22.619 --> 34:32.619
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
