WEBVTT

00:00.607 --> 00:09.607
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.031 --> 00:12.741
‫بچه‌ها، میشه لطفاً کمکم کنید
‫جعبه‌ها رو بذارم توی مینی‌ون؟

00:12.741 --> 00:14.151
‫گفتی واسه چیـه؟

00:14.151 --> 00:15.991
‫برای تولدِ پسرِ کیتی

00:15.991 --> 00:17.741
‫ فرانسس، میشه لطفاً بطری‌های آب رو بیاری؟

00:17.741 --> 00:19.161
‫این عملاً مصداقِ بیگاری کشیدن از کودکانـه

00:19.161 --> 00:20.741
‫میو، میشه شما لطفاً
‫بَگ‌های مهمونی رو بیاری؟

00:20.741 --> 00:22.701
‫من و جسیپا مسابقه‌ی زُل‌زدن گذاشتیم

00:22.701 --> 00:24.081
‫میشه این‌قدر سروصدا نکنید؟ کار دارم

00:24.081 --> 00:26.251
‫حالا یه بار من ازتون خواستم کمکم کنید!

00:26.251 --> 00:28.131
‫بچه‌ها! قبلاً حرفش رو زدیم. بیاید بریم

00:29.381 --> 00:30.381
‫مرسی دخترم!

00:31.381 --> 00:33.591
‫اگه اسمش تدارکات سیلویاست،
‫چرا زحمتش روی دوشِ ماست؟

00:34.091 --> 00:35.221
‫گرگ صحرایی!

00:36.431 --> 00:38.351
‫هیچ‌کس جُم نخوره

00:40.641 --> 00:43.101
‫عزیزم، باید به واحد کنترل حیوانات زنگ بزنیم

00:43.101 --> 00:46.641
‫تا حالا چند بار زنگ زدم و گفتن بهشون ربطی
‫نداره، مگه اینکه پای جسد در میون باشه

00:46.651 --> 00:47.771
‫جسد یعنی چی؟

00:47.771 --> 00:50.521
‫یعنی جنازه. تو هم یه روزی جنازه میشی

00:50.521 --> 00:51.981
‫- سایمون!
‫- میشه تمومش کنی؟

00:51.981 --> 00:53.281
‫حقیقتـه دیگه!

01:01.701 --> 01:02.911
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب. بیاید

01:02.911 --> 01:04.001
‫باشه

01:05.501 --> 01:07.041
‫جسیپا می‌تونه هات داگ بخوره؟

01:07.041 --> 01:09.881
‫نه، نه. به‌هیچ‌وجه هات داگ بهش نده

01:09.881 --> 01:10.961
‫دیر گفتی!

01:12.659 --> 01:14.659
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت دوم »

01:14.723 --> 01:20.723
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:20.747 --> 01:26.347
« ترجمه از سحـر و نهال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

01:26.561 --> 01:28.231
‫زانو بزن، کثافت!

01:29.814 --> 01:31.313
‫« تولدت مبارک، سَم »

01:33.941 --> 01:35.861
‫بفرما. اینم از این

01:36.781 --> 01:38.031
‫واقعاً نگران‌کننده‌ست

01:39.031 --> 01:41.371
‫- چطور مگه؟
‫- ما نمی‌ذاریم سایمون تفنگ‌بازی کنه

01:45.201 --> 01:48.751
‫مرسی. دیگه با من کاری ندارید؟
‫به نظرم همه‌چی ردیفـه.

01:49.331 --> 01:50.961
‫- میشه کیک رو ببینم؟
‫- بله

01:52.341 --> 01:56.381
‫وای خدایا! چقدر بامزه‌ست! بامزه نیست؟

01:56.381 --> 01:57.801
‫خیلی بامزه‌ست

01:57.801 --> 01:59.511
‫مرسی

02:00.051 --> 02:02.801
‫خب حالا مرحله‌ی بعدیِ
‫برنامه‌ریزیِ مراسم ازدواج ویل چیه؟

02:02.801 --> 02:04.891
‫کارهای حوصله‌سربر

02:04.891 --> 02:07.311
‫مثل شراب تست کردن و تالار پیدا کردن

02:07.311 --> 02:10.481
‫ولی نمی‌دونم بازم منو بخوان یا نه
‫چون جنا دلِ خوشی ازم نداره

02:10.481 --> 02:12.101
‫آخه حق هم داره

02:12.111 --> 02:15.901
‫تو و نامزدش وسطِ جشن نامزدی غیب‌تون زده بود

02:16.821 --> 02:18.901
‫- تو طرفِ کی هستی؟
‫- جنا. من حرفِ زن‌ها رو باور می‌کنم

02:18.901 --> 02:21.741
‫خیلی‌خب. خودِ ویل گفت بریم

02:21.741 --> 02:23.531
‫من همش می‌خواستم برش گردونم

02:23.531 --> 02:26.331
‫این تیکه‌اش رو نمی‌دونستم.
‫باشه پس همه‌چی ردیفـه.

02:26.331 --> 02:28.161
‫من و جنا هنوز اصلاً
‫درست همدیگه رو نمی‌شناسیم

02:28.161 --> 02:31.291
‫فقط باید باهم رفیق بشیم
‫تا رفاقت من و ویل سرجاش بمونه

02:31.291 --> 02:33.081
‫- خیلی ساده‌ست
‫- دست بردار!

02:33.091 --> 02:35.671
‫عمراً بتونی با جنا صمیمی بشی

02:35.671 --> 02:38.461
‫باشه، خودم می‌دونم. ولی دلیل
‫نمیشه نتونه از اون رفیق‌هایی بشه

02:38.471 --> 02:40.511
‫که مدام قرار می‌ذارید مشروب بخورید،
‫ولی هیچ‌وقت جور نمیشه

02:40.511 --> 02:44.011
‫خیلی‌خب. نقشه‌ی خوبیـه. توقعت رو بیار پایین

02:44.011 --> 02:45.261
‫خیلی پایین

02:45.971 --> 02:48.101
‫- خوبی؟
‫- نـ... نـه!

02:48.101 --> 02:51.141
‫چی بگم والا. اون بچه دیگه شورش رو
در آورده. هر کی هست. اسمش چیـه؟

02:51.141 --> 02:55.191
‫خیلی‌خب، آروم بگیر. این بازی‌ها
‫کاملاً طبیعیـه. پسرت صرفاً پخمه‌ست.

02:56.611 --> 03:00.741
‫در واقع جانی ۶۶ قصد داره چند
‫شعبه بار رستوران توی کشور بزنه

03:00.741 --> 03:02.571
‫و این اولین شعبه‌اشـه. قشنگـه، نه؟

03:02.571 --> 03:04.071
‫اسمی براش انتخاب کردید؟

03:04.071 --> 03:07.291
‫بله. شرکت یه اسم انتخاب کرده

03:07.291 --> 03:09.621
‫مخفف جانی ۶۶ئـه

03:09.621 --> 03:11.291
‫اسمش شده «جی ۶»

03:13.251 --> 03:15.881
‫اسمش منو یادِ یه چیزی می‌اندازه

03:15.881 --> 03:17.961
‫من که نمی‌تونم تصور کنم یادِ چی میفتی

03:17.961 --> 03:21.341
‫ظاهراً این اسم توی تست‌ها خیلی
‫پرطرفدار بوده. اسمشم توی ذهن می‌مونه.

03:21.341 --> 03:22.591
‫شما رو نمی‌دونم

03:22.591 --> 03:24.091
‫- ولی منو یاد ۶ ژانویه می‌اندازه
‫ - آره

03:24.091 --> 03:26.681
‫منم اونجا بودم ولی فقط چون
‫رفته بودم دیدنِ خانواده‌ام

03:26.681 --> 03:29.281
‫(اشاره به حمله ۶ ژانویه به
‫ساختمان کنگره‌ی ایالات متحده آمریکا)

03:26.681 --> 03:29.601
‫یهو به خودم اومدم و دیدم وسط
‫شلوغی‌هام و رسیدم دمِ ساختمان کنگره

03:29.601 --> 03:30.851
‫انصافاً ساختمون قشنگی بود

03:31.601 --> 03:33.101
‫بهتره این ماجرا رو جایی تعریف نکنی

03:33.101 --> 03:34.191
‫پیرهنم رو در آوردم

03:36.111 --> 03:38.521
‫بگذریم، واقعاً بهت افتخار می‌کنم ویل

03:38.531 --> 03:41.991
‫ایول داری! اینجا رو ببین!
‫خودت داری اینجا رو می‌چرخونی

03:41.991 --> 03:43.911
‫رسماً یه خانم‌رئیسِ تمام‌عیار شدی

03:43.911 --> 03:46.161
‫آره. واقعاً همین‌طوره

03:46.161 --> 03:49.371
‫دیگه حالم داشت از اون فازِ هنریِ بون ایوریت
‫به هم می‌خورد

03:49.371 --> 03:53.291
‫ولی واقعاً پیشرفت کردی و الان
‫یه‌پا سرمایه‌دارِ خوک‌صفتِ جیگر شدی

03:53.291 --> 03:54.751
‫- و باهات حال می‌کنم
‫- مرسی رفیق

03:54.751 --> 03:57.961
‫خودمم تعجب کردم که
‫از کار کردن توی یه شرکت بزرگ خوشم اومده

03:57.961 --> 03:59.591
‫- دادا، جنا واقعاً یه پله آورده‌تت بالا
‫- آره

03:59.591 --> 04:01.091
‫- اصلاً انگار یه آدمِ دیگه شدی
‫- مرسی

04:01.091 --> 04:03.301
‫حالا بعدِ اتفاقاتِ جشن
‫نامزدی‌تون، آروم‌تر شده

04:03.301 --> 04:04.761
‫یا هنوز از دستِ تو و سیلویا کفریـه؟

04:04.761 --> 04:08.261
‫نه، راستش اصلاً حرفشم نزد.
‫فکر کنم قضیه کامل حل شده.

04:08.261 --> 04:09.851
‫آره بابا! زن‌ها دقیقاً همین‌جورین!

04:09.851 --> 04:11.431
‫خیلی راحت همه‌چی رو فراموش می‌کنن!

04:11.431 --> 04:13.391
‫- اصلاً کینه‌ای نیستن!
‫- نه بابا، چرت نگو!

04:13.391 --> 04:16.101
‫سیلویا و جنا چشمِ دیدنِ همدیگه رو ندارن.
‫شک نکن آخرش گیس و گیس‌کشی میشه.

04:16.851 --> 04:20.111
‫شر درست نکنید‌ ها!

04:20.111 --> 04:22.151
‫دادا، سیلویا خودش برنامه‌ی
‫جشن نامزدیت رو چید

04:22.151 --> 04:24.201
‫و بعد تو رو از وسط مهمونی قاپ زد
‫و اصلاً به جشنت نرسیدی

04:24.201 --> 04:26.451
‫قبول کن که سیلویا همیشه
‫توی رابطه‌های عاشقانه‌ات

04:26.451 --> 04:28.161
‫یه گندی بالا آورده

04:28.161 --> 04:31.041
‫هردومون سر جریان جشن نامزدی
‫به یه اندازه مقصریم

04:31.541 --> 04:33.349
‫ولی اگه اصلاً سیلویایی در کار نبود،
‫بازم این اتفاق می‌افتاد؟

04:38.131 --> 04:39.211
‫خیلی‌خب، باشه

04:39.211 --> 04:44.051
‫خودمم خیلی نگرانم و نمی‌خوام سیلویا و جنا
‫زیاد پیشِ هم باشن

04:44.051 --> 04:47.181
‫من می‌دونم باید چیکار کنی، خب؟
‫اصلاً نذار با هم حرف بزنن

04:47.181 --> 04:51.221
‫نذار حتی دور و بر هم باشن
‫مگه اینکه بخواید تریسام بزنید

04:51.221 --> 04:53.271
‫ایول. نصیحت به‌جایی بود. دمت گرم

04:53.271 --> 04:55.691
‫رابطه‌ی بین جنا و سیلویا
‫باید برای همیشه قطع بشه

04:55.691 --> 04:58.561
‫آخه چی کُس میگی؟
‫سیلویا مسئول برنامه‌ریزی مراسم ازدواجمـه

04:58.561 --> 05:02.441
‫جواب سربالا بده. مثلاً بگو:
‫«آره، صددرصد در آینده همدیگه رو می‌بینیم...

05:02.441 --> 05:04.611
‫حالا ببینیم چی میشه.»
‫و دیگه پیگیرش نشو.

05:04.611 --> 05:06.741
‫- دیگه پیگیر نشو
‫- دقیقاً

05:06.741 --> 05:09.321
‫اگه واسه مراسم‌تون دنبال یکی دیگه هستید،
‫من پایه‌ام

05:09.321 --> 05:11.451
‫البته اگه دنبالِ یه گزینه‌ی
‫جوون‌تر و امروزی‌تر هستید

05:11.451 --> 05:15.041
‫همین تازگیا مسترکلاسِ گل‌آراییِ
‫جنیفر گارنر رو رفتم

05:15.041 --> 05:16.581
‫وای من عاشقِ فیلم «روز بله‌گویی‌»ام

05:17.171 --> 05:18.371
‫چقدر این بنر تخمیـه

05:18.381 --> 05:19.961
‫مگه نگفتم این آشغال رو نزنید به دیوار؟

05:19.961 --> 05:21.841
‫«قلب آبجوفروشی، روحِ آمریکایی»؟

05:21.841 --> 05:23.801
‫اصلاً یعنی چی؟ خیلی کسشعره، نه؟

05:23.801 --> 05:25.881
‫- آره، جالب نیست
‫- من فیلسوف نیستم

05:25.881 --> 05:29.431
‫ولی قلبِ آبجوفروشی همون آبجوشـه

05:30.051 --> 05:31.971
‫میگما، یه سر به لاکی پنی هم بزن

05:31.971 --> 05:36.061
‫آخرِشب‌ها یه بازی پوکر غیرقانونیِ وی‌آی‌پی
‫برگزار می‌کنم

05:36.061 --> 05:38.641
‫تازه می‌دونی اسمش چیه؟
‫«بازی رجی»

05:38.651 --> 05:40.101
‫اگه خواستی رمز ورود رو برات می‌فرستم

05:40.111 --> 05:41.481
‫رمزش «وینی چیس»ـه؟

05:42.401 --> 05:44.031
‫نه بابا. چی میگی واسه خودت؟

05:44.031 --> 05:46.441
‫- پس همینـه! پشمام! با اولین حدس گفتمش
‫- کی لو داده بود؟

05:46.451 --> 05:48.611
‫ولی خدایی پاشو بیا. جمعه ساعت نه و نیم

05:48.611 --> 05:51.161
‫آره، صددرصد در آینده همدیگه رو می‌بینیم!

05:51.161 --> 05:52.831
‫- از الان داری تمرین می‌کنی
‫- بفرما!

05:52.831 --> 05:55.201
‫- آره، جواب میده. خوبه
‫- خدایی جوابـه

05:55.201 --> 05:56.791
‫- یه لحظه باورم شد که راست میگی
‫- می‌دونم

05:56.791 --> 05:57.961
‫- به همین راحتی
‫- به نظر کار درستیـه

06:00.421 --> 06:04.381
‫این یکی طعم آجیل، خزه و یکم خاک داره

06:06.301 --> 06:09.051
‫بهتر نیست صبر کنیم جنا بیاد
‫و بعد تصمیم بگیریم؟

06:09.721 --> 06:10.551
‫امروز نمی‌تونه بیاد

06:11.141 --> 06:12.221
‫چرا؟ مگه چی شده؟

06:12.221 --> 06:15.431
‫توی سن دیگو کاری براش پیش اومد.
‫خودشم خیلی ناراحت بود.

06:15.431 --> 06:18.811
‫گفت: «ویل، کاش
‫می‌تونستم بیام ولی نمی‌تونم.»

06:18.811 --> 06:21.811
‫باشه ولی ربطی به ماجرای جشن نامزدی نداشت؟

06:21.811 --> 06:24.021
‫یعنی اصلاً به نظر کلافه نبود...

06:24.021 --> 06:26.321
‫نه بابا. نه. همه‌چی ردیفـه

06:26.321 --> 06:29.321
‫فقط براش سخته وسط هفته بیاد لس آنجلس

06:29.321 --> 06:30.401
‫چون مدیر عاملـه و این داستانا

06:30.411 --> 06:33.371
‫واقعاً دلم می‌خواد یه قدمی بردارم
‫که رفاقتی بین‌مون شکل بگیره

06:33.371 --> 06:34.741
‫- سوای رفاقتم با تو
‫- چرا که نه

06:34.741 --> 06:36.541
‫- این موضوع خیلی برام مهمـه
‫- اونم خیلی خوشحال میشه

06:36.541 --> 06:38.791
‫- پس خودم بهش زنگ می‌زنم
‫- حالا لازم نیست

06:38.791 --> 06:40.791
‫بازم همدیگه رو می‌بینید و گپ می‌زنید

06:40.791 --> 06:44.711
‫وقتی مجبوره به بقیه بگه سرش شلوغـه
‫و نمی‌تونه بیاد، عذاب وجدان می‌گیره

06:44.711 --> 06:47.801
‫ولی به مرور زمان، در آینده‌ی نزدیک

06:47.801 --> 06:48.971
‫- باهم وقت می‌گذرونید
‫- باشه

06:48.971 --> 06:51.511
‫آره خلاصه خیلی ناراحت شد که
‫توی سن دیگو کار براش پیش اومد

06:52.641 --> 06:53.471
‫آهان

06:53.471 --> 06:55.721
‫لس آنجلس اومدن همیشه کیف میده!

06:56.311 --> 06:59.181
‫پس ظاهراً جنا لس آنجلسـه

06:59.181 --> 07:03.351
‫اینم از مدیرعامل پرمشغله‌ای که
‫برای رفیق‌های ویل وقت نداره

07:03.361 --> 07:06.441
‫حالا چرا اینستاگرامش رو چک می‌کنی؟
‫صدف‌گشایی

07:06.441 --> 07:07.691
‫- الیوت
‫- صدف‌گشایی؟

07:07.691 --> 07:09.071
‫- بله
‫- آخه ویل گفته بود

07:09.071 --> 07:11.411
‫جنا سن دیگو مونده.
‫همچین دروغِ گنده‌ای بهم گفته.

07:11.911 --> 07:13.781
‫خب گمونم دقیقه نودی نظرش عوض شده

07:13.781 --> 07:16.031
‫نه، نه. اصلاً هم از این خبرا نیست. نگاه کن

07:16.031 --> 07:17.791
‫دارن خوش می‌گذرونن

07:16.432 --> 07:17.732
‫(یکی از داوران امریکن آیدل و
‫عضو هیئت داوران رقصنده‌ی نقابدار)

07:17.791 --> 07:19.791
‫- پائولا عبدل
‫- پائولا عبدل

07:19.791 --> 07:21.871
‫ببین اصلاً نمی‌دونم چرا برات مهمـه

07:21.871 --> 07:24.291
‫تو که از لاکی پنی خوشت نمیاد.
‫پس چرا ناراحتی؟

07:24.291 --> 07:26.921
‫از این ناراحتم که اگه نتونم با جنا دوست بشم

07:26.921 --> 07:29.341
‫پس دیگه رفاقتم با ویل تمومـه

07:29.341 --> 07:31.051
‫این‌جوری نیست. رفاقت‌تون سرجاشـه

07:31.051 --> 07:32.841
‫اتفاقاً دفعه قبل که ازدواج کرد،
‫همین‌جوری شد

07:32.841 --> 07:35.681
‫نمی‌خوام دوباره از دستش بدم.
‫ویل از رفیق‌های قدیمیمـه.

07:35.681 --> 07:38.471
‫اگه الان بخوام یه دوستِ جدید پیدا کنم،
‫۲۵ سال طول می‌کشه

07:38.471 --> 07:41.311
‫تا به صمیمیتی که با ویل دارم، برسیم

07:41.311 --> 07:43.601
‫و تا اون موقع دیگه مُرده‌ام و اصلاً مهم نیست

07:43.601 --> 07:45.361
‫مهم نیست. آره

07:45.981 --> 07:48.231
‫عزیزم یکم توجه کن. این قضیه خیلی مهمـه

07:48.231 --> 07:51.491
‫هر چی سن‌مون بالاتر میره،
‫ارزش دوست‌های قدیمی‌مون بیشتر میشه

07:51.491 --> 07:52.571
‫باشه. اصلاً می‌دونی چیه؟

07:52.571 --> 07:56.491
‫به نظرم ویل صرفاً دوباره به
‫خاطر نامزد جدیدش هیجان داره

07:56.491 --> 07:58.831
‫دیر یا زود هم با جنا جور میشی

07:58.831 --> 08:01.291
‫صبر کن. رفاقتتون به مرور شکل می‌گیره

08:01.291 --> 08:03.621
‫معادل فرانسوی هشت حرفی
‫برای توشی (=باسن)

08:04.121 --> 08:05.121
‫«دِریِر»

08:05.131 --> 08:06.581
‫- دِریِر
‫- بله

08:06.591 --> 08:07.671
‫- ایول!
‫- اشتباه می‌کنی

08:07.671 --> 08:10.341
‫هر وقت ویل با کسیـه،
‫دوستی‌مون خراب میشه

08:10.341 --> 08:11.841
‫میشه راهنماییم کنی؟

08:11.841 --> 08:14.261
‫- تو رو خدا بگو چیکار کنم
‫- عزیزم، فقط یه کار لازمـه

08:14.261 --> 08:16.931
‫اینکه هیچ کاری نکنی.
‫خودش درست میشه.

08:16.931 --> 08:19.601
‫- فعلاً بذار به حالِ خودشون باشن
‫- باشه. راست میگی

08:19.601 --> 08:20.971
‫دیگه حساس نمیشم

08:20.971 --> 08:24.901
‫دقیقاً. حساس نشو. حساس نشو

08:25.851 --> 08:28.821
‫الان بذار...
‫ایول! بخشِ «دیلی دابل»

08:31.111 --> 08:32.901
‫روی چی شرط ببندیم، جسیپا؟

08:33.651 --> 08:35.241
‫چی؟! گفتم نیارش توی تخت!

08:35.241 --> 08:37.031
‫- گفته بودم نیاریش!
‫- چی میشه مگه؟

08:37.031 --> 08:39.621
‫- دوست داره جای گرم و نرم باشه. چیزی نشده
‫- فکرشم نکن!

08:39.621 --> 08:41.491
‫کجا رفت؟ وایسا ببینم، کجا رفت؟

08:41.501 --> 08:42.911
‫نه، جیغ نزن. جیغ نزن

08:42.911 --> 08:46.171
‫جسیپا، جسیپا، کجا رفتی؟ جسیپا؟

08:47.581 --> 08:49.551
‫ببین منو! آروم باش! آروم...

08:50.051 --> 08:51.001
‫جسیپا؟

08:53.671 --> 08:57.761
‫سلام، پنگوئنم. برای ساعت
‫هفت و نیم میز رزرو کردم...

08:57.761 --> 09:01.311
‫سیلویا؟ سلام، اینجا چیکار می‌کنی؟

09:01.311 --> 09:02.971
‫سلام ویلیام. کار و بار چطور بود؟

09:02.981 --> 09:08.021
‫عالی بود. یه سر رفته بودم جی ۶.
‫همه‌چیز خیلی خوب پیش میره.

09:09.191 --> 09:10.311
‫شما دخترا چیکارا کردید؟

09:10.321 --> 09:12.531
‫همه‌چی عالیـه.
‫چندتا گزینه برای اجاره رو نگاه کردیم.

09:13.111 --> 09:14.861
‫آره این دفترچه‌ها لیست کل ملک‌ها رو دارن

09:14.861 --> 09:18.361
‫و گفتم باهم مرورش کنیم،
‫کار سریع‌تر پیش میره

09:18.371 --> 09:20.161
‫- تا ایمیل بزنیم
‫- آره

09:20.161 --> 09:21.991
‫کلی موردهای قشنگ اینجا هست

09:21.991 --> 09:24.041
‫سیلویا اونایی که خیلی دوست دارم رو
‫جدا می‌کنه و بهت میده

09:24.041 --> 09:26.791
‫ایول. سیلویا می‌خوای همراهت بیام پایین

09:26.791 --> 09:29.001
‫و کمکت کنم تأییدیه پارکینگت رو ردیف کنی؟
‫یکم قلق داره

09:29.001 --> 09:32.131
‫نه. هنوز کلی کار مونده. پس، نه

09:32.131 --> 09:33.961
‫وای یه لحظه ببخشید

09:33.961 --> 09:36.131
‫- باید جواب بدم
‫- مشکلی نیست

09:37.971 --> 09:39.761
‫اوه، لا لا!

09:47.191 --> 09:48.851
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

09:48.851 --> 09:53.071
‫کارم رو انجام میدم. نگفته
‫بودم با جنا قرار گذاشتم؟

09:53.071 --> 09:54.231
‫خیلی بامزه بود!

09:54.231 --> 09:56.321
‫دیگه اوضاع‌مون داره شبیه

09:56.321 --> 09:57.451
‫فیلم «جذابیت مرگبار» میشه

09:57.451 --> 09:59.111
‫چرا نمی‌ذاری بیام جنا رو ببینم؟

09:59.111 --> 10:02.411
‫شاید به خاطر اینکه توی
‫تمام رابطه‌هام دخالت می‌کنی

10:03.081 --> 10:04.331
‫منظورت چیه؟

10:04.331 --> 10:06.751
‫منظورم اینه که اصلاً دستِ خودت نیست.
‫عین یه مکانیک می‌مونی.

10:06.751 --> 10:09.171
‫میری زیر کاپوت و یهو
‫یه عالمه مشکل پیدا می‌کنی

10:09.171 --> 10:11.381
‫- که قبلاً خبری ازشون نبوده
‫- قضیه چیه؟ به خاطر هاناست؟

10:11.381 --> 10:13.791
‫- واسه اینـه؟ نتونستی فراموشش کنی؟
‫- الانم داری همون کار رو می‌کنی

10:13.801 --> 10:16.921
‫بحث منم همینـه. به نظرم همه موافق باشن

10:16.921 --> 10:19.551
‫که اگه شما دوتا، ‫تا آخر عمرتون

10:19.551 --> 10:22.511
‫هیچ ارتباطی باهم نداشته باشین،
‫همه‌چی درست شه

10:22.511 --> 10:24.221
‫این احمقانه‌ترین حرفیـه که به عمرم شنیدم

10:24.221 --> 10:26.431
‫نمی‌دونم باهات دوست باشم
‫و هیچ ارتباطی با زنت نداشته باشم

10:26.431 --> 10:28.431
‫چرا نمیشه؟
‫به نظر من که خیلی واضح و ساده‌ست

10:28.441 --> 10:31.231
‫اینم من باید برات توضیح بدم؟
‫دیدی که توی مهمونی چه رفتاری کرد

10:31.231 --> 10:33.361
‫معلوم بود ناراحت شده که دوتایی رفتیم بیرون

10:33.361 --> 10:35.271
‫ناراحت نشد. اصلاً حرفشم نزد

10:35.281 --> 10:37.111
‫- فکرشم نمی‌کنه
‫- وای از دستِ تو

10:37.111 --> 10:39.491
‫منم زنم و می‌فهمم هنوز به خاطرش ناراحتـه

10:39.491 --> 10:42.491
‫- نمی‌خواد منو زن‌فهم کنی
‫- پاش بیفته کل روز زن‌فهمت می‌کنم

10:42.491 --> 10:44.161
‫تو اصلاً نمی‌خواد چیزی رو برای کسی توضیح بدی

10:44.161 --> 10:46.331
‫می‌دونی اگه نذاری من و جنا
‫همدیگه رو ببینیم، چی میشه؟

10:46.331 --> 10:48.451
‫فکر می‌کنه داری پنهون‌کاری می‌کنی
‫و از من بیزار میشه

10:48.461 --> 10:49.831
‫و رفاقت‌مون تموم میشه

10:49.831 --> 10:52.041
‫یکم شلوغش نمی‌کنی؟

10:52.041 --> 10:53.921
‫بعید می‌دونم. آخه دوباره داری ازدواج می‌کنی

10:53.921 --> 10:55.381
‫اگه این دفعه بخوایم
‫به رفاقت‌مون ادامه بدیم

10:55.381 --> 10:58.011
‫باید بریم سراغِ کارهای متعارف و بزرگسالانه

10:58.011 --> 10:59.801
‫مثل دورهمی چهارنفره و شام و این مزخرفات

10:59.801 --> 11:02.471
‫باشه. دردت دورهمی چهار نفره‌ست؟

11:02.471 --> 11:05.351
‫- پس برنامه‌اش رو بچینیم
‫- بی‌صبرانه منتظرم. فردا شب

11:05.351 --> 11:07.351
‫- این هم از برنامه‌ی کوفتیش
‫- بدجوری پایه‌ام

11:07.351 --> 11:08.891
‫عالیـه. هفت شب. خونه‌ی من

11:08.891 --> 11:11.891
‫عالی. هفت شب خونه‌ی شما.
‫شام چهار نفره، آماده باش که اومدیم.

11:11.901 --> 11:13.651
‫جنا محدودیت غذایی داره؟

11:13.651 --> 11:15.981
‫خودش میگه به گلوتن حساسیت داره ولی
‫دروغ میگه

11:15.981 --> 11:18.731
‫- خب من الان چیکار کنم؟
‫- همون کاری که من می‌کنم، ولش کن

11:18.741 --> 11:20.281
‫- عالیـه
‫- قبولش کن

11:20.281 --> 11:21.491
‫- که اینطور
‫- سلام!

11:21.491 --> 11:23.871
‫- سلام
‫- سلام. تماس کاریت چطور بود؟

11:25.621 --> 11:28.661
‫خوبـه. ببین پنگوئنم،
‫فردا شب خونه‌شون شام دعوتیم.

11:28.661 --> 11:30.331
‫من عاشق شام چهار نفره‌ام

11:30.831 --> 11:31.831
‫کیـه که نباشه؟

11:32.501 --> 11:33.711
‫من گلوتن نمی‌خورم

11:35.881 --> 11:38.171
‫عالیـه. فقط خودمون چهارتا

11:38.171 --> 11:39.591
‫- آره. بی‌صبرانه منتظرم
‫- عالیـه

11:40.471 --> 11:42.551
‫وای! سنگ‌ تموم گذاشتی!

11:42.551 --> 11:44.091
‫آخه می‌خوام شبِ خاصی باشه

11:44.091 --> 11:47.391
‫اولین قرار چهارنفره‌مونـه و
‫ویل میگه به نظرش تأثیری نداره

11:47.391 --> 11:50.271
‫می‌خوام بهش ثابت کنم چهار نفری
‫خیلی هم بهمون خوش می‌گذره

11:50.271 --> 11:52.021
‫و ویل داره چرت و پرت میگه

11:52.021 --> 11:54.481
‫خب، خوشحالم که به حرفم گوش دادی
‫و حساس نشدی!

11:54.481 --> 11:57.021
‫بیا یه کاناپ بخور و
‫بذار به کارم برسم. باشه؟

11:57.021 --> 11:58.231
‫خیلی‌خب. باشه

12:01.201 --> 12:02.491
‫خیلی‌خب

12:02.491 --> 12:04.031
‫می‌خوای با ظرفِ غذا بری دم در؟

12:05.491 --> 12:06.661
‫- سلام!
‫- سلام

12:06.661 --> 12:08.531
‫- سلام علیکم! حال شما؟
‫- سلام. خوش اومدید. حالتون خوبـه؟

12:08.541 --> 12:10.951
‫- به‌به، سلام
‫- سلام، خوشحالم از دیدنتون

12:10.951 --> 12:12.751
‫- بفرمایید
‫- اینو نگاه

12:12.751 --> 12:14.671
‫- ممنونم. اینجا رو. مرسی
‫- کاری نکردم

12:14.671 --> 12:16.421
‫- مرسی بابت امشب
‫- این چه حرفیـه

12:16.421 --> 12:18.541
‫- چه خوب که بالاخره قسمت شد
‫- واقعاً!

12:18.551 --> 12:20.381
‫چرا تا حالا دورِ هم جمع نشدیم؟

12:20.381 --> 12:22.221
‫خب، اولاً که ما خونه‌وزندگی‌مون
‫توی یه شهرِ دیگه‌ست

12:22.221 --> 12:23.431
‫ثانیاً، ایشون همش درگیر کاره

12:24.011 --> 12:25.931
‫تو خودت هم که
‫بیست‌چهاری سرِ کاری، ویلیام‌خان

12:25.931 --> 12:28.141
‫- واقعاً
‫- چارلی هم خیلی کار می‌کنه

12:28.141 --> 12:29.101
‫وکالت می‌کنه

12:29.601 --> 12:31.471
‫بله، جنابعالی خودت هم تو زمینه‌ی کاری

12:31.481 --> 12:32.891
‫همچین کم نمیاری، عزیزم

12:37.191 --> 12:38.441
‫قطع به یقین هممون زیاد کار می‌کنیم

12:38.441 --> 12:40.571
‫- آره
‫- آره، بزرگسالی همینـه دیگه

12:40.571 --> 12:43.281
‫آره، توی جون‌کَندن و
‫انجام کارهای بیخود خلاصه میشه

12:43.281 --> 12:46.621
‫خب، این در مورد تو صِدق نمی‌کنه.
‫آخه آبجو تموم زندگیتـه.

12:47.201 --> 12:48.371
‫درستـه. واقعاً

12:48.991 --> 12:49.991
‫آره

12:49.991 --> 12:52.831
‫- فوکاچای بدون گلوتن می‌خوری؟
‫- الان؟

12:53.331 --> 12:55.871
‫- بله. بفرمایید تو! یه نوشیدنی بزنیم
‫- آره

12:55.871 --> 12:58.381
‫- آره، بریم
‫- بریم شراب بریزم براتون

12:58.381 --> 13:00.051
‫واسه امشب باید از چند تا قانون پیروی کنیم

13:00.551 --> 13:02.631
‫- توی خونه‌ی خودم برام قانون میذاری؟
‫- بله، شک نکن

13:02.631 --> 13:04.551
‫نبینم حرفی از رابطه‌های قدیمیم بکِشی وسط

13:04.551 --> 13:07.341
‫رو گذشته‌ی من قفلی نزن.
‫واسه من کارشناس‌بازی در نیار، خب؟

13:07.341 --> 13:08.971
‫کارشناس‌بازی دیگه چه صیغه‌ایـه؟!

13:08.971 --> 13:12.021
‫دقیقاً مثل همین الان که
‫درباره‌ی علاقه‌ام به آبجو نطق کردی

13:12.521 --> 13:14.771
‫- نطق؟
‫- انگار داشتم ویدیوی تِدتاک می‌دیدم، خب؟

13:14.771 --> 13:16.851
‫فقط فاز برندار که
‫انگار از زیر و بم زندگی من با خبری

13:16.851 --> 13:20.191
‫من همه چیزت رو می‌دونم،
‫اِلا اینکه چرا پنگوئنم خطاب می‌کنیش

13:20.191 --> 13:24.191
‫پنگوئن دوست داریم، خیلی نانازی‌ان.
‫خب؟ والسلام، نامه تمام.

13:24.861 --> 13:27.281
‫ضمناً، رو مخش هم نرو

13:27.281 --> 13:29.281
‫لطف کردی یادآوری کردی

13:29.281 --> 13:31.741
‫- چه اشکالی داره؟ گاهاً لازمـه
‫- من رو شرمنده کردی

13:32.241 --> 13:33.491
‫چقدر تدارک دیدید

13:33.501 --> 13:36.831
‫تو که با ویل هم‌دانشگاهی بودی،
بگو ببینم ‫اون‌موقع چطوری‌ها بود؟

13:37.541 --> 13:39.831
عین الانش بود

13:39.841 --> 13:40.921
‫آره

13:42.131 --> 13:43.341
‫از چه لحاظ؟

13:44.551 --> 13:47.721
‫نمی‌دونم. آخه خیلی سالـه که گذشته

13:47.721 --> 13:49.851
‫زیاد یادِ ایام نمی‌کنم

13:50.721 --> 13:52.891
‫من که کارشناس گذشته‌ی ویل نیستم

13:54.101 --> 13:55.681
‫خیلی‌خب، بچه‌ها

13:55.681 --> 13:58.561
‫قول میدم کل شب با
‫جزئیات عروسی خسته‌تون نکنم، ولی...

13:59.311 --> 14:02.061
کالسکه‌ی با اسب سفید به کجا رسید؟

14:02.071 --> 14:04.991
‫یعنی ویل قراره سوار بر اسب سپید بیاد؟

14:09.321 --> 14:11.911
‫ببخشید، من نمی... راستش،
‫اولین باره دارم در موردش می‌شنوم

14:11.911 --> 14:14.371
‫نه، والا حقیقت نداره.
‫راجع‌بهش صحبت کردیم.

14:14.371 --> 14:17.661
‫قطعاً که در موردش صحبت کردیم،
‫آخه صدر لیست اولویت‌هامونـه

14:17.661 --> 14:19.001
‫همین که...

14:19.711 --> 14:22.841
‫قراره با کالسکه و اسب از مراسم بریم

14:24.251 --> 14:25.421
‫با، چیز...

14:26.841 --> 14:29.341
‫اون لحظه کبوتر هوا می‌کنیم و
‫بقیه گل میندازن سمت‌مون و

14:29.341 --> 14:32.391
‫یه سری‌ها هم قراره
‫از اون شیپورهای دراز که

14:32.391 --> 14:34.811
‫پرچم ازشون آویزونـه، بنوازن.
‫بگی‌نگی شبیه قصه‌ی سیندرلاست.

14:34.811 --> 14:36.721
‫عینهو سیندرلا دیگه.
‫یادمـه مطرحش کردم.

14:36.731 --> 14:38.521
‫شک ندارم، خب؟
‫قشنگ داشتی تو دهنم رو نگاه می‌کردی

14:38.521 --> 14:41.481
‫ولی هر از گاهی از این کارها می‌کنی که
‫نگاهت به طرفتـه ها،

14:41.481 --> 14:42.651
‫اما فکر و ذکرت جای دیگه‌ست

14:47.781 --> 14:49.951
‫- شاید
‫- یه چیزی بگم؟

14:51.111 --> 14:52.491
‫- راست میگی
‫- گفتم که

14:52.491 --> 14:55.911
‫تازه متوجه شدم. گند زدم.
‫تو این یه مورد کوتاهی کردم.

14:55.911 --> 15:00.001
‫شرمنده واقعاً. اینقدر برنامه‌ زیاده که
‫این یکی رو پاک یادم رفت

15:00.001 --> 15:03.081
‫من یه ترفند ساده بلدم که
‫باعث میشه چیزی سرکار فراموشم نشه

15:03.091 --> 15:04.461
‫چی هست؟

15:05.341 --> 15:06.801
‫همه چی رو یادداشت می‌کنم

15:10.841 --> 15:12.141
‫بدون استثناء

15:13.971 --> 15:18.681
‫حتماً یادداشت می‌کنم. می‌نویسم که
‫باید همه چی رو یادداشت کنم.

15:18.681 --> 15:20.601
‫ایول، عالیـه

15:20.601 --> 15:22.771
‫هوشمندانه‌ست

15:25.571 --> 15:27.571
‫- ممنون. بله، ممنون
‫- خواهش می‌کنم

15:28.071 --> 15:29.991
‫ای خدا، دیدی چه راحت منو فروخت؟!

15:29.991 --> 15:32.031
‫عین خیار فروختت

15:32.031 --> 15:34.531
محالـه یه همچین حرکت ضایعی رو یادم بره

15:34.531 --> 15:36.581
‫خب، خوبـه که پِی‌اش رو نگرفتی

15:36.581 --> 15:37.791
‫یادداشتش می‌کنم و مرض

15:37.791 --> 15:39.331
‫آره، یکم زیاده‌روی کرد

15:39.331 --> 15:43.421
‫عمراً اگه بخواد با کالسکه و اسب از
‫مراسم بره، قبول داری؟

15:43.421 --> 15:44.631
‫ویل از این کارها خوشش نمیاد

15:44.631 --> 15:47.171
‫والا دل که منطق سرش نمیشه

15:47.171 --> 15:49.211
‫به من چه اصلاً. حس می‌کنم
‫دیگه هیچوقت دور هم جمع نمیشیم و

15:49.211 --> 15:51.511
‫کم‌کم من و ویل هم
‫از همدیگه فاصله می‌گیریم

15:51.511 --> 15:55.301
‫آره، خب، بالاخره امشب تموم میشه،
‫همین خودش غنیمتـه

15:56.051 --> 15:58.061
‫خیلی هیجان‌انگیزه که
‫قراره یه شعبه‌ی جدید باز کنید

15:58.061 --> 16:02.271
‫آره، خیلی دلم می‌خواد از نزدیک ببینم
‫ساز و کار جانی ۶۶ به چه صورتـه

16:02.271 --> 16:05.061
‫بخصوص اگه بخوام یه روزی
بار خودم رو باز کنم

16:05.061 --> 16:07.571
‫- خبرهاییـه؟
‫- بگی‌نگی، آره

16:07.571 --> 16:10.071
‫به نظرم برای ویل خوبـه که
‫یه هدفی رو دنبال کنه

16:10.071 --> 16:12.361
‫عیبی هم نداره اگه خیلی جدی نباشه

16:14.031 --> 16:15.661
‫آره، برام خوبـه

16:15.661 --> 16:17.911
‫نه، قصد بی‌احترامی نداشتم

16:17.911 --> 16:20.411
‫- همین‌جوری گفتم
‫- نه، بی‌احترامی چرا؟

16:20.411 --> 16:22.041
‫خوبـه که آدم هدفی داشته باشه که
‫جدی پیگیرش نباشه

16:22.041 --> 16:24.171
‫- الان تمرکزت به‌کُل روی جی۶ئـه
‫- آره، خوبـه

16:24.171 --> 16:25.921
‫- تمرکزم به‌کُل روی جی‌۶ئـه
‫- آره

16:28.091 --> 16:29.131
‫می‌فهمم

16:29.631 --> 16:31.131
‫شنیدم داری به ویل گلف یاد میدی

16:31.131 --> 16:33.381
‫آره، توی باشگاه تمرین می‌کنه

16:33.381 --> 16:34.631
‫- عجب
‫- اتفاقاً،

16:34.641 --> 16:36.591
‫- مِیو می‌خواد کلاس گلف بره
‫- راست میگه

16:36.601 --> 16:40.851
‫آره، آخریه‌ست، ولی اصلاً اهل ورزش نیست و
‫کلی وسیله‌ی ورزشی داریم

16:40.851 --> 16:43.021
‫آره، توی ۱۸ ماهگی راه افتاد

16:43.021 --> 16:44.811
‫چون به خودش زحمت نمی‌داد، پس...

16:44.811 --> 16:47.651
‫- دقیقاً
‫- من توی ۵ ماهگی راه افتادم

16:48.231 --> 16:50.401
‫- چی؟
‫- وایسا ببینم، جدی؟

16:50.401 --> 16:51.491
‫آره

16:52.281 --> 16:54.281
‫اولین باره دارم
‫همچین چیزی می‌شنوم

16:54.281 --> 16:56.031
‫چون اصلاً حقیقت نداره

16:56.031 --> 16:57.781
‫بین خانواده‌اش حکم افسانه رو داره و
‫دهن به دهن می‌چرخه

16:57.781 --> 16:59.531
‫که ایشون پنج ماهگی راه افتاده

16:59.541 --> 17:02.081
‫نه، افسانه نیست. واقعیـه

17:02.081 --> 17:05.121
‫حقیقت داره.
‫من پنج ماهگی راه افتادم.

17:05.121 --> 17:08.921
‫یه حقیقت جالب: من هم در بدو تولد
‫با جت‌اسکی از شیکم مامانم زدم بیرون

17:10.051 --> 17:12.261
‫آره، همین‌جوری که شما
‫سرگرم مزّه پروندنی

17:12.261 --> 17:16.181
‫باید بگم که، من یک سالم که بود،
‫پاتیناژ یاد گرفتم

17:16.721 --> 17:17.841
‫آره

17:17.841 --> 17:21.601
‫ببین، این افسانه‌ها رو
‫خانواده‌ات باب کردن،

17:21.601 --> 17:23.141
‫می‌گیری منظورم رو؟
‫هیچکدوم حقیقت ندارن

17:23.141 --> 17:26.191
‫نباید این خزئبلات رو جوری به بقیه بگی که
‫انگار واقعیت دارن

17:26.191 --> 17:27.651
‫خانواده‌ی من هم از این افسانه‌ها می‌سازن

17:27.651 --> 17:29.231
‫مثلاً می‌گفتن من تا شیش سالگی
‫پوشک پام می‌کردم

17:29.231 --> 17:31.231
‫نپوشیدم ها، ولی
‫خوشش میاد اینجوری بگه

17:31.231 --> 17:33.481
‫اینا افسانه نیستن.
‫به هرکول میگن افسانه.

17:33.491 --> 17:35.151
‫یا مثلاً موآنا

17:35.151 --> 17:38.951
‫در حالیکه همه‌ی اینا اتفاق افتادن و
‫من انجامشون دادم

17:38.951 --> 17:41.991
‫موآنا که انیمیشن پیکساره،
‫شما هم از این کارها نکردی

17:41.991 --> 17:44.001
‫اگه می‌کردی که الان
‫اسمت توی گینس ثبت می‌شد

17:44.001 --> 17:46.001
‫«کوچک‌ترین کودکی که راه رفت و
‫اسکیت روی یخ یاد گرفت»

17:46.001 --> 17:48.921
‫تا جایی که من خبر دارم، اینطور نیست.
‫فرضاً اگه بودم هم تا حالا یه چیزی می‌گفتی.

17:50.961 --> 17:53.001
‫- حالا که بحث گینس به میون اومد...
‫- آفرین

17:53.011 --> 17:57.051
‫خان‌عموی من، لَری،
‫اسمش توی گینس ثبت شده

17:57.051 --> 17:59.511
‫آخه یه طوطی داشت که
‫سوار اسکوتر می‌شد

17:59.511 --> 18:02.011
‫تو هم همش میگی می‌تونی
‫از بوی رازک بفهمی مال کدوم منطقه‌ست،

18:02.011 --> 18:03.471
‫- اما این کار محال ممکنـه
‫- نخیر

18:03.471 --> 18:05.891
‫می‌تونم، چون شغلم همینـه و
‫درش مهارت دارم

18:05.891 --> 18:08.061
‫حتی یه بار توی یه مسابقه‌ی بویایی
‫یه سگه رو شکست دادم

18:08.061 --> 18:09.851
‫- یه سگ رو شکست دادی. چقدر تأثیرگذار!
‫- والا

18:09.861 --> 18:11.271
‫آخه سگ شامه‌ی تیزی داره

18:11.271 --> 18:14.441
عین این می‌مونه که تو توی یک سالگی
‫یه یوزپلنگ رو توی مسابقه‌ی دو شکست بدی

18:14.441 --> 18:16.401
‫اصلاً واسه یه بچه‌ی یک ساله
‫کفش اسکیت پیدا میشه؟

18:16.401 --> 18:18.741
‫- یعنی دادی کفاش برات بسازه؟
‫- وایسا یه چیزی نشونت بدم

18:18.741 --> 18:21.161
‫چون همچین چیزی وجود نداره،
‫چون بچه‌های یک‌ساله اسکیت نمی‌کنن

18:21.161 --> 18:23.411
‫عینهو پیدا کردن چتر نجات
‫برای یه بچه‌ی یک ساله‌ست

18:23.411 --> 18:25.201
‫- آمازون، کفش اسکیت، یک ساله
‫- این لباس مبدلـه

18:25.201 --> 18:28.001
‫این لباس مخصوص هالوینـه که
‫بچه وانمود کنه اسکیت‌سواره

18:28.001 --> 18:29.621
‫چون واقعاً از پسش برنمیاد

18:29.631 --> 18:33.881
‫فکر کنم کیک بدون گلوتنِ
‫آرد نخودچیم دیگه آماده شده

18:38.471 --> 18:39.801
‫بیخیال. ده دقیقه‌ی دیگه

18:40.341 --> 18:41.351
‫عالیـه

18:42.641 --> 18:43.811
‫- خیلی داره خوش می‌گذره
‫- حیف شد

18:45.891 --> 18:47.231
‫تازه شیش سالگی هم
‫می‌نشست پشت فرمون

18:47.851 --> 18:48.941
‫خیلی ممنونم

18:48.941 --> 18:51.151
‫آره. ممنون که دعوتمون کردی، سیلویا

18:51.151 --> 18:52.561
‫- آره، خیلی خوش گذشت
‫- گرگ صحرایی!

18:52.561 --> 18:54.071
‫- کسی جُم نخوره
‫- پشمام

18:56.611 --> 18:57.991
‫گورتو گم کن!

19:00.201 --> 19:02.371
‫خیلی خوش گذشت.
‫ممنونم که اومدید.

19:02.371 --> 19:03.451
‫- آره، عالی بود
‫- آره

19:03.451 --> 19:05.871
‫- آره، باحال. خوشمزه. غذای خوشمزه
‫- محشر بود

19:05.871 --> 19:07.871
‫- ممنون که این همه راه اومدید
‫- این چه حرفیـه!

19:07.871 --> 19:09.251
‫- باز هم از این کارها بکنیم
‫- آره

19:09.251 --> 19:10.871
‫- برید خدا پشت‌وپناهتون. عالی بود
‫- خداحافظ

19:10.871 --> 19:13.791
‫- مراقبت کنید
‫- خیلی از دیدنتون خوشحال شدم. حرف ندارید!

19:13.791 --> 19:16.261
‫خداحافظ!

19:19.209 --> 19:28.209
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

19:28.851 --> 19:32.731
‫میگما... درست نبود...

19:33.311 --> 19:34.981
‫- وایسا. متأسفم
‫- آره. آره. نه، نه

19:36.151 --> 19:38.651
‫بابت امشب ببخشید، خب؟

19:38.651 --> 19:39.821
من هم شرمنده‌ام

19:40.491 --> 19:43.321
‫نمی‌دونم چرا سر قضیه‌ی کالسکه
‫اینقدر اصرار کردم

19:44.581 --> 19:47.121
‫گمونم... چون قبلاً
‫به خودت گفته بودم،

19:47.121 --> 19:48.701
‫واسه همین از مخالفتت تعجب کردم

19:48.701 --> 19:50.661
‫خب، اشتباه کردم.
‫رفتارم مسخره بود.

19:50.661 --> 19:54.331
‫ببین، من معذرت می‌خوام

19:54.331 --> 19:57.301
‫اون موقع که تو راه افتادی یا
‫اسکیت روی یخ یاد گرفتی و اینا،

19:57.301 --> 19:58.591
‫اصلاً من کجا بودم؟!

19:58.591 --> 20:01.511
‫فکر کنم دوستیت با سیلویا
تهِ دلم رو خالی می‌کنه

20:02.181 --> 20:04.221
‫کنارِ اون کلاً یه آدم دیگه‌ای

20:05.221 --> 20:08.311
‫این هم می‌دونم که درباره‌ی کالسکه
‫بهش چیزی نگفتی. خنگ که نیستم.

20:08.311 --> 20:09.731
‫می‌دونم اهل این کارها نیستی

20:11.441 --> 20:12.941
‫حتماً از همین سوختم

20:12.941 --> 20:16.061
‫خب، من هم رفتارم بد بود.
‫شرمنده، داستان درست کردم.

20:16.061 --> 20:17.441
‫کارم اشتباه بود

20:17.441 --> 20:20.781
نظرت چیـه فرداشب
‫قبل اینکه برگردم سن‌دیگو،

20:20.781 --> 20:23.111
‫با سیلویا بریم بیرون؟
‫فقط خودمون ما دوتا

20:23.111 --> 20:26.661
‫یعنی انقدر برات مهمـه سیلویا رو بشناسی؟

20:27.701 --> 20:30.951
‫بستگی داره خب.
‫واقعاً واسه تو انقدر مهم هست؟

20:32.211 --> 20:35.171
‫گمونم بهش پیشنهاد بیرون رفتن بدی،
‫حسابی ذوق می‌کنه

20:36.211 --> 20:38.921
‫تا حالا بهت گفته بودم که
‫توی دو سالگی موج‌سواری یاد گرفتم؟

20:38.921 --> 20:41.051
‫وای، قبل این بود که

20:41.051 --> 20:44.091
‫برای اولین بار صخره‌ی ال‌کاپیتان رو
‫دست خالی بالا رفتی یا قبلش؟

20:44.091 --> 20:45.551
‫- بعدش
‫- پشمام

20:45.551 --> 20:47.141
‫- خیلی بعدتر
‫- محشره

20:47.851 --> 20:49.971
‫- خانمم عجیب تأثیرگذاره
‫- می‌دونم. آره

20:49.971 --> 20:51.391
خرکِیفم

20:52.021 --> 20:52.891
‫وایسا

20:53.441 --> 20:55.101
‫ای بابا، از دفتر آلمانـه

20:55.691 --> 20:56.611
‫درودم رو بهشون برسون

21:04.150 --> 21:12.150
« ترجمه از سحـر و نهال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

21:12.331 --> 21:14.411
‫- سلام
‫- یحتمل خبر داری

21:14.411 --> 21:15.671
‫ولی جنا شام دعوتم کرده

21:15.671 --> 21:17.751
‫آره، در جریانم

21:17.751 --> 21:19.631
‫میشه درباره‌ی اتفاقی که
‫دیشب افتاد حرف بزنیم؟

21:19.631 --> 21:23.631
‫آره، احتمالاً باید همین کار رو بکنیم.
‫ببین، من عاشق جنام،

21:23.631 --> 21:25.631
‫ولی زمین تا آسمون
‫با من و تو فرق داره و

21:25.631 --> 21:28.261
‫کنار همدیگه که هستیم،
‫این تفاوت‌ها بیشتر به چشم میان و

21:28.261 --> 21:29.681
‫باعث میشه معذب بشم

21:29.681 --> 21:31.311
‫داری از روی بروشور می‌خونی؟

21:31.891 --> 21:34.061
‫رفیق، من واقعاً
‫جنا رو دوست دارم، خب؟

21:34.061 --> 21:36.021
‫این دیگه چیزی نیست که
‫بخوای خودت رو درگیرش کنی

21:36.021 --> 21:39.061
‫به نظرت کالسکه مسخره نیست؟
‫بی‌تعارف بگو

21:39.061 --> 21:41.151
‫ببین، شاید سلیقه‌ی من نباشه،

21:41.151 --> 21:44.361
‫اما اگه جنا رو خوشحال می‌کنه،
‫دیگه نظر من چه اهمیتی داره؟

21:44.361 --> 21:46.241
‫برای من مهمـه. مشکل هم همینجاست

21:46.241 --> 21:48.071
‫سخنرانی جی لو و کالسکه و اسب

21:48.071 --> 21:50.321
‫کنار تو که هستم،
‫دیدگاهم با تو یکیـه

21:50.331 --> 21:53.871
‫همین باعث میشه با جنا بد رفتار کنم و
‫خوشم نمیاد

21:53.871 --> 21:55.961
‫واسه همین هم هست که
‫سعی داشتم شما رو از هم دور نگه دارم

21:56.541 --> 21:58.711
‫خب، قوانینی هست که باید بدونم؟

21:58.711 --> 22:00.541
‫کلمه‌ی خاصی هست که
‫دوست نداری بگم؟

22:00.541 --> 22:04.131
‫مثلاً اگه بگم دوران دانشگاه
‫پیتزا دوست داشتی، بهت برمی‌خوره؟

22:04.131 --> 22:07.801
‫ببین، من اشتباه کردم.
‫حق با تو بود.

22:08.301 --> 22:11.261
‫می‌خوام با هم دوست باشید.
‫جفتتون رو دوست دارم و

22:11.261 --> 22:12.931
‫تو باید بهتر از همه بدونی که

22:12.931 --> 22:15.061
‫دوران دانشگاه
‫بیشتر اهلِ کالزونه بودم، تا پیتزا

22:15.061 --> 22:18.141
‫تُند نرو. گفتی حق با من بود، درستـه؟

22:18.151 --> 22:19.811
‫یه بار دیگه تکرار می‌کنی؟
‫جان؟ چی فرمودید؟

22:19.811 --> 22:21.691
‫آره، اون قسمتش رو
‫تموم‌شده بدون

22:21.691 --> 22:23.781
‫شام خوش بگذره.
‫باز با هم حرف می‌زنیم. خداحافظ.

22:25.281 --> 22:29.111
‫از ویل شنیدم قبلاً وکیل بودی.
‫اصلاً نمی‌دونستم.

22:29.111 --> 22:31.781
‫آره، دانشکده‌ی حقوق رفتم.
‫این قستمش راستـه.

22:32.281 --> 22:33.331
‫اتفاقاً همون جا بود که
‫با چارلی آشنا شدم

22:34.791 --> 22:36.161
‫وکالت هم کردی؟

22:37.331 --> 22:38.371
‫یه چند سالی، آره

22:38.371 --> 22:40.371
‫اما بعدش بچه‌دار شدم و
‫یکی شد دوتا و...

22:40.381 --> 22:43.291
‫ما رو باش خیال می‌کردیم
‫تو این سن دیگه نیازی نیست

22:43.301 --> 22:44.751
‫- بین چندتا چیز یکی رو انتخاب کنیم
‫- به‌خدا

22:44.761 --> 22:47.131
‫زن‌بودن از محالاتـه

22:47.131 --> 22:49.381
‫باید خارق‌العاده باشی، اما
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه

22:49.381 --> 22:51.181
‫باید لاغر باشی، نه نِی‌قلیون

22:51.181 --> 22:53.261
‫باید رئیس‌بازی در بیاری، اما
‫خیلی بدجنس نباشی

22:53.931 --> 22:55.221
‫دیالوگِ باربی نبود؟

22:56.481 --> 22:57.891
‫عاشقش شدم. مُردم براش. دیدیش؟

22:57.891 --> 23:00.771
‫آره، یه هشت‌باری مِیو مجبورم کرد
‫ببرمش ببینتش

23:00.771 --> 23:02.061
‫واقعاً...

23:03.901 --> 23:06.111
‫مردم دوستش داشتن.
‫خیلی به دل بقیه نشست.

23:06.111 --> 23:08.401
‫- خیلی خوب بود، آره
‫- محشر بود

23:10.201 --> 23:11.821
‫- مرسی دعوتم کردی
‫- آره

23:11.821 --> 23:14.621
‫مرسی از تو که این رستوران رو
‫بهم معرفی کردی. حرف نداره.

23:14.621 --> 23:18.541
‫سرِ راه یه بستنی‌فروشی جمع‌وجور دیدم،
‫البته اگه دوست داری بیشتر پیش هم باشیم

23:19.121 --> 23:20.791
‫می‌دونی که چقدر اهل عشق‌وحالم

23:22.211 --> 23:24.131
‫اون آقا رئیس دل‌تاکوئـه

23:24.131 --> 23:27.551
‫یه باباییـه که خیال می‌کنه ‫خالق بوریتوئـه؛
عینهو کِن ‫(=شخصیت مرد فیلم باربی)

23:27.551 --> 23:30.091
‫وای خدا. حالم از کِن‌جماعت به هم می‌خوره

23:30.091 --> 23:32.391
‫- نمی... نمی‌خوام باهاش هم‌کلام بشم
‫- خیلی‌خب، باشه

23:32.391 --> 23:33.841
‫بیا بریم سمتِ دستشویی. پشت من قایم شو

23:33.851 --> 23:35.641
‫لطف می‌کنی. دستت طلا

23:38.731 --> 23:40.021
‫راستش، سیلویا، دروغ چرا؟

23:40.021 --> 23:41.731
یه‌نمه برای آشنایی باهات دستپاچه بودم

23:41.731 --> 23:44.361
‫می‌دونم. من هم همینطور.
‫دلم می‌خواست رابطه‌مون خوب پیش بره.

23:44.361 --> 23:46.401
‫آره، آخه تو و ویل خیلی وقتـه
‫همدیگه رو می‌شناسید،

23:46.401 --> 23:48.231
‫در مقایسه با شما دوتا،
‫من عین تازه‌وارد محله‌تونم

23:48.241 --> 23:50.861
‫- بیخیال، مهم نیست که
‫- چرا. ویل خیلی دوستت داره و

23:50.861 --> 23:52.281
‫شماها خیلی با هم خوش می‌گذرونید

23:52.281 --> 23:57.791
‫تو هم شوخ‌طبعی، هم باکلاس.
‫هم خودجوشی و هم مشخصاً، خوشگلی.

23:57.791 --> 24:00.201
‫هر کی جای من هم بود،
‫تهِ دلش خالی می‌شد

24:00.211 --> 24:03.421
‫بیخیال، خانم مدیر. اونی که
‫باید تهِ دلش خالی بشه، منم.

24:03.421 --> 24:06.291
‫فکر کنم همیشه یکمی به
‫دوستی شما دوتا حسادت می‌کردم

24:06.301 --> 24:09.341
‫اما حالا که بیشتر شناختمت،
‫فهمیدم که همش فکروخیال بوده

24:09.341 --> 24:12.171
‫- صددرصد
‫- صرفاً یه آدم معمولی و سن‌بالایی

24:12.181 --> 24:14.801
‫معمولی‌تر از خودم نیست تو دیدم

24:14.801 --> 24:16.681
آره، به‌خدا. هیچی نیستی

24:17.811 --> 24:18.811
‫چی؟

24:20.271 --> 24:30.271
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:30.296 --> 24:40.296
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
