WEBVTT

00:05.401 --> 00:08.021
‫باورم نمیشه بازم قراره پشتِ
‫یکی از اینا بشینم. آدم افسرده میشه

00:08.021 --> 00:09.941
‫حالا مگه چی شده؟
‫یه ماشین ساده‌ست

00:09.941 --> 00:11.651
‫آره، آخه تو قرار نیست پشت فرمون بشینی

00:11.651 --> 00:15.281
‫وقتی زن باشی و پشت مینی‌ون
‫بشینی، انگار داغ ننگ روی پیشونیت زدن

00:15.281 --> 00:18.781
‫با این فرق که انگار نامرئی،
‫بی‌جنس‌گرا و غیرحرفه‌ای هستی

00:18.781 --> 00:21.411
‫مگه میشه کسی تو رو
‫ببینه و بگه حرفه‌ای نیستی؟

00:21.411 --> 00:24.291
‫اون دوتای دیگه رو نمی‌دونم
‫ولی تو خیلی هم حرفه‌ای هستی

00:24.291 --> 00:26.001
‫- داری برنامه‌ی مراسم عروسیم رو می‌چینی
‫- می‌دونم

00:26.001 --> 00:28.421
‫- خیلی لطف کردین که کار رو به من سپردین
‫- قربونت

00:28.421 --> 00:30.751
‫ولی کار اصلیم، اینور و اونور بردن بچه‌هامه

00:31.761 --> 00:34.841
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫عمراً سوار مینی‌ون بشم.

00:34.841 --> 00:36.631
‫خب اگه این‌طوریه،

00:36.641 --> 00:40.141
‫می‌تونم یه پیشنهاد سکسی‌تر بهتون بدم؟

00:41.561 --> 00:42.891
‫سلام خوش‌تیپ!

00:42.891 --> 00:44.021
‫سلام عرض شد

00:44.021 --> 00:45.391
‫- سلام، حالتون چطوره؟
‫- عالی

00:45.391 --> 00:49.771
‫من و دوستم می‌خوایم امتحانی
‫با اون ماشین زرد یه دور بزنیم

00:49.771 --> 00:52.531
‫آره. یه ماشین می‌خوام که بشه باهاش
‫تخت‌گاز رفت

00:52.531 --> 00:55.861
‫و سکسی باشه و حس سرزندگی بهم بده

00:56.531 --> 00:58.201
‫وقتشه بزنیم به جاده!

00:58.201 --> 00:59.281
‫آره

01:01.541 --> 01:03.701
‫- خب برو بریم. برو که رفتیم!
‫- بزن به جاده دختر!

01:03.701 --> 01:06.211
‫- برو بریم!
‫- یالا. آره!

01:06.211 --> 01:08.171
‫یه لحظه. یه لحظه

01:08.171 --> 01:10.001
‫سلام پنگوئنم. چطوری؟

01:11.551 --> 01:12.881
‫منم دوستت دارم، عزیزم

01:12.881 --> 01:14.301
‫سلام برسون

01:14.841 --> 01:16.221
‫بگو سیلویا سلام رسوند

01:16.221 --> 01:17.931
‫این دیگه چه جفنگیه پنگوئنم؟

01:18.591 --> 01:20.301
‫- «جفنگ»؟ یا خدا!
‫- دوباره دیر اومد؟

01:20.301 --> 01:21.681
‫چه بَد، پنگوئنم

01:21.681 --> 01:22.971
‫متأسفم

01:22.971 --> 01:24.931
‫خیلی‌خب، باشه.
‫امشب دیر برمی‌گردم خونه.

01:24.931 --> 01:27.691
‫لحظه‌شماری می‌کنم تا ببینمت.
‫دوسِت دارم پنگوئنم. خداحافظ.

01:30.111 --> 01:32.481
‫«دیسیت دیرم پینگوئنم! پینگوئنم!»

01:32.481 --> 01:34.111
‫چیه مگه؟ اذیتم نکن!

01:34.111 --> 01:36.151
‫مثل «مادرجفنگ‌ها» لحنت رو عوض کردی

01:36.151 --> 01:37.241
‫آها، پس قضیه اینه

01:37.241 --> 01:39.111
‫- جنا خوشش نمیاد حرف بد بزنیم
‫- آره...

01:39.111 --> 01:40.701
‫- منم سعی می‌کنم رعایت کنم
‫- متوجه شدم

01:40.701 --> 01:42.121
‫- پس هرچی می‌خوای بگو. تازه...
‫- اصلاً دیگه نمی‌شناسمت!

01:42.121 --> 01:43.951
‫- چیه مگه؟ خب حرف بد نمی‌زنه
‫- یه آدمِ دیگه شدی

01:43.951 --> 01:46.041
‫- و یه مدته بهم میگیم پنگوئنـم
‫- عقلت سرجاشه؟ پنگوئن آخه؟

01:46.041 --> 01:47.161
‫پنگوئنم! خیلی هم نانازیه!

01:47.161 --> 01:48.871
‫- چی از جونم می‌خوای؟
‫- چند سالتـه مگه؟!

01:48.871 --> 01:50.291
‫سلام منو بهش نرسوندی

01:50.291 --> 01:52.791
‫چرا بهش سلام نرسوندی؟
‫می‌خوای بینِ ما رو به هم بزنی؟ قضیه چیه؟

01:52.791 --> 01:55.341
‫فرصت نشد. الان چیکار کنم؟ دوباره
‫زنگ بزنم بگم سیلویا سلام رسوند؟

01:55.341 --> 01:56.761
‫- نه، اوکیـه
‫- بهش پیام میدم

01:56.761 --> 01:57.971
‫- الان بهش پیام میدم
‫- نه، نه، نه

01:57.971 --> 02:00.011
‫- میگم سلام رسوندی. سیلویا سلام می‌رسونه
‫- بس کن. نمی‌خواد...

02:00.681 --> 02:02.551
‫- اونم سلام رسوند. ببین
‫- خیلی‌خب

02:02.551 --> 02:04.061
‫- باشه پنگوئنم
‫- ارتباط برقرار شد

02:04.061 --> 02:05.931
‫- خیلی‌خب دیگه. بزن بریم
‫- باشه

02:05.931 --> 02:08.101
‫آره. برو بریم

02:09.391 --> 02:10.401
‫ببخشید

02:11.611 --> 02:13.111
‫ببخشید. ببخشید

02:15.651 --> 02:17.111
‫ببخشید. از پسش برنمیام

02:17.111 --> 02:19.651
‫نمی‌خوام با این برم. نمی‌تونم.
‫نمی‌خوام پشت این بشینم.

02:19.661 --> 02:20.781
‫خیلی بهم استرس میده

02:20.781 --> 02:21.861
‫اصلاً... من که نیستم

02:21.871 --> 02:23.621
‫وای چقدر پایینه

02:23.621 --> 02:25.081
‫من آدمش نیستم. اصلاً نمی‌خوام

02:25.081 --> 02:27.961
‫آقا، میشه کمکم کنی از
‫این ماشین مسخره پیاده شم؟

02:32.276 --> 02:34.659
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت اول »

02:34.710 --> 02:44.710
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:44.734 --> 02:54.734
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:28.601 --> 03:31.101
‫خب، حواستون باشه که
‫برنامه‌مون خیلی فشرده‌ست

03:31.101 --> 03:32.601
‫و بعدِ مدرسه سریع باید بریم سن دیگو

03:32.601 --> 03:34.561
‫پس وقت رو تلف نکنین
‫و یادت نره گواهینامه‌ت رو بیاری

03:34.561 --> 03:36.311
‫میشه این دفعه تو جلو بشینی؟

03:36.321 --> 03:38.691
‫- بابا خیلی مضطرب میشه. منم دستپاچه میشم
‫- باشه. حله

03:38.691 --> 03:40.611
‫مامان، واقعاً فردا باید بریم لگولند؟

03:40.611 --> 03:42.201
‫من دیگه سنم از این حرفا گذشته!

03:42.201 --> 03:44.701
‫رفیق، اذیت نکن دیگه. باید به
‫کارهای جشن نامزدی ویل برسم

03:44.701 --> 03:47.331
‫باباتون هم عاشقِ لگولنده، خب؟
‫خودش سه‌تاتون رو می‌بره اونجا

03:47.331 --> 03:48.741
‫مامانی، الان دیگه شغل داری؟

03:48.741 --> 03:49.951
‫یه‌جورایی

03:51.751 --> 03:54.581
‫- باشه، الان یه‌جورایی شاغلم
‫- خداحافظ

03:54.581 --> 03:56.081
‫- خداحافظ. خداحافظ، خداحافظ
‫- خداحافظ مامان

03:56.081 --> 03:57.171
‫خداحافظ

03:57.961 --> 03:59.051
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

03:59.051 --> 04:00.171
‫خداحافظ

04:00.171 --> 04:02.011
‫بهش میگه «پنگوئنم»؟!

04:02.011 --> 04:03.671
‫آره. عجیب‌ترین چیزِ ممکنه

04:03.681 --> 04:05.551
‫- چون شبیه پنگوئنن؟
‫- ظاهراً

04:05.551 --> 04:07.801
‫قبلاً همچین رفتاری از ویل ندیده بودم

04:07.801 --> 04:10.771
‫آروم و بچه مثبت شده.
‫دیگه باهاش خوش نمی‌گذره.

04:11.351 --> 04:13.021
‫چی بگم والا. من که دلم می‌گیره

04:13.021 --> 04:14.521
‫فقط بچه‌مثبت‌ها از پنگوئن‌ها خوششون میاد؟

04:14.521 --> 04:16.311
‫خب شاید نشونه‌ی خوبی باشه

04:16.311 --> 04:18.401
‫- شاید ویل بالاخره داره بزرگ میشه
‫- گمونم آره

04:18.401 --> 04:21.031
‫صرفاً انتظار نداشتم این
‫نسخه‌ی آروم و مطیعش رو ببینم

04:21.031 --> 04:22.241
‫ولی شاید حق با توئه

04:22.241 --> 04:25.031
‫بالاخره داره سر و سامون می‌گیره
‫و مثل بقیه‌مون کسل‌کننده میشه

04:25.031 --> 04:27.031
‫ما کسل‌کننده نیستیم.
‫«چپل رون» گوش میدیم.

04:27.031 --> 04:29.661
‫وای. میشه یه لحظه ساکت باشین؟
‫می‌خوام لاینم رو عوض کنم

04:29.661 --> 04:31.541
‫میو، اوضاع سمت راست چطوره؟

04:31.541 --> 04:33.161
‫- خالیه
‫- می‌تونی بری

04:33.161 --> 04:36.291
‫وای خدا جون! سفورا رو ببین!
‫از خروجی بعدی برو...

04:36.291 --> 04:38.131
‫- چی میگی واسه خودت؟
‫- ... که بابل‌تی بگیریم

04:38.131 --> 04:41.501
می‌خوام بدونین توی یه ماشین
پر از نوجوون چه خبره

04:41.511 --> 04:43.711
‫باید از کلمه‌ی «ریز» استفاده کنی تا کار در بیاد
‫(به معنی کاریزما)

04:43.721 --> 04:45.261
‫یا خدا!
‫تیموتی شالامی اونجاست!

04:45.261 --> 04:47.511
‫- وایسا ببینم، کو؟
‫- چراغ قرمزه. چراغ قرمزه

04:52.931 --> 04:53.931
‫یا خدا!

04:55.351 --> 04:56.941
‫عزیزم، این یکی دیگه تقصیرِ تو بود

04:58.191 --> 04:59.191
‫آره

04:59.618 --> 05:01.618
‫« سن دیگو »

05:02.141 --> 05:10.141
« ترجمه از سحـر و نهال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

05:13.331 --> 05:14.331
‫پشمام!

05:27.801 --> 05:28.801
‫- سلام
‫- سلام

05:28.801 --> 05:29.891
‫سلام

05:29.891 --> 05:31.431
‫- وای اینجا حرف نداره
‫- سلام سیلویا

05:31.431 --> 05:34.271
‫- آره
‫- دارم خواب می‌بینم؟ وای! ویوی اقیانوس رو ببین

05:34.271 --> 05:35.811
‫باغ‌ها رو بگو. اصلاً...

05:35.811 --> 05:37.311
‫- اولین باره اومدی اینجا؟
‫- آره

05:37.311 --> 05:39.271
‫آخه هر روز به خاطر کارش
‫میاد لس آنجلس و خلاصه...

05:39.271 --> 05:40.481
‫- آره
‫- آره. خیلی شیکه

05:40.481 --> 05:43.731
‫خب خانمم مدیرعامل یه شرکتِ بزرگِ
‫مواد غذاییه. انتظارِ چیز دیگه‌ای داشتی؟

05:43.731 --> 05:46.821
‫سیلویا هم خودش مدیر عامله.
‫پس هم‌دردیم.

05:46.821 --> 05:49.161
‫آره. خیلی لطف داری ولی
‫من در حدِ مقایسه با تو نیستم

05:49.161 --> 05:50.241
‫خب همین فرمون برو جلو

05:50.241 --> 05:52.661
‫و امیدوار باش رئیست به
‫خاطر آزار جنسی اخراج بشه

05:52.661 --> 05:55.201
‫من رئیسِ خودمم پس شدنیه!

05:56.961 --> 05:59.461
‫من همه‌ی اطلاعات
‫فروشنده‌ها رو توی دفترم دارم

05:59.461 --> 06:01.421
‫همراهم بیا بهت بدم و
‫خونه رو هم بهت نشون بدم

06:01.421 --> 06:03.291
‫- آره. حله
‫- باشه

06:03.301 --> 06:04.381
‫خوش بگذره

06:04.381 --> 06:07.381
‫- بفرما. همه‌ش همینه
‫- خیلی هم عالی

06:07.381 --> 06:10.261
‫ببین، حالا که اینجایی،
‫یه خواهشی ازت داشتم

06:10.261 --> 06:11.891
‫بفرما. چه کمکی ازدستم برمیاد؟

06:11.891 --> 06:14.141
‫بابام خیلی دلش می‌خواد که ویل

06:14.141 --> 06:16.351
‫تو سخنرانی بی‌مزه‌ای که واسه
‫فردا در نظر داره، همراهیش کنه

06:16.351 --> 06:18.811
‫- آهان، خب؟
‫- و ویل هم زیر بار نمیره

06:18.811 --> 06:22.101
‫با شناختی که از بابا دارم،
‫می‌دونم حسابی آبروریزی می‌کنه

06:22.111 --> 06:24.571
‫ولی خیلی خوشحال میشه که ویل قبول کنه

06:24.571 --> 06:26.111
‫به نظرت تو می‌تونی راضیش کنی؟

06:26.691 --> 06:29.031
‫چرا که نه. سعیم رو می‌کنم.
‫ولی خودت ویل رو می‌شناسی دیگه.

06:29.031 --> 06:32.281
‫خودتم می‌دونی اگه نخواد کاری بکنه،
‫محاله بتونی راضیش کنی

06:32.281 --> 06:34.371
‫اگه بتونی یه اشاره غیرمستقیم بکنی،
‫خفن‌انگیز میشه

06:34.371 --> 06:35.581
‫شگفت‌انگیز، آره

06:35.581 --> 06:38.751
‫وای ببخشید. باید جواب بدم

06:38.751 --> 06:41.291
‫از دفتر پکنـه. خودت مدیرعاملی دیگه.
‫درک می‌کنی!

06:41.291 --> 06:43.501
‫آره بابا ولی بیخیال مقایسه شو

06:43.501 --> 06:45.251
‫نی‌هاو (=سلام). جانی ۶۶

06:48.301 --> 06:49.301
‫...وافل سیب‌زمینی

06:52.391 --> 06:53.391
‫وای از دست تو، چین

06:55.471 --> 06:56.471
‫خیلی‌خب

07:03.151 --> 07:05.731
‫آهای. آهای! به همین زودی میری؟

07:05.731 --> 07:08.571
‫آره. باید برم باشگاه.
‫کلی کار دارم تا قبل از فردا.

07:08.571 --> 07:10.111
‫- آهان
‫- هیجان‌زده‌ای؟

07:10.111 --> 07:12.111
‫آره. خیلی. بدجور هیجان‌زده‌م

07:12.111 --> 07:13.781
‫- عالیه
‫- آره

07:13.781 --> 07:17.491
‫- دل تو دلم نیست
‫- چی شده؟ حالت خوبه؟

07:18.081 --> 07:20.161
‫ببین، یه موضوعی رو باید بهت بگم

07:20.911 --> 07:23.081
‫یا خدا. نکنه حامله‌ست؟
‫جنا حامله‌ست؟

07:23.081 --> 07:25.541
‫نه، نه. به‌هیچ‌وجه. نه، نه. نـه

07:25.541 --> 07:28.551
‫راستش قضیه یه‌جورایی برعکسـه

07:29.921 --> 07:31.431
‫من خاطرخواهِ یه نفر دیگه شدم

07:33.551 --> 07:36.101
‫- چی؟
‫- خاطرخواه یکی دیگه شدم

07:37.181 --> 07:38.641
‫این مزخرفات دیگه چیه؟

07:38.641 --> 07:40.431
‫- من... نه، نه
‫- با کسی دیگه رابطه داری؟

07:40.431 --> 07:41.931
‫- منظورت چیه؟
‫- از این خبرا نیست

07:41.941 --> 07:43.981
‫صرفاً یه خاطرخواهیِ بی‌ضرره.
‫یه خاطرخواهی ساده و...

07:43.981 --> 07:45.861
‫خودت تا حالا خاطرخواهِ کسی نشدی؟

07:45.861 --> 07:47.611
‫- چرا ولی توی بچگی. وقتی ۱۰ سالم بود
‫- بفرما!

07:47.611 --> 07:49.151
‫خودت می‌دونی چطوریه.
‫منم اون‌جوری شدم.

07:49.151 --> 07:50.901
‫- از اون حس‌هاست، خب؟
‫- منظورت چیه آخه؟

07:50.901 --> 07:52.651
‫- یعنی قراره همه‌چی رو بهم بزنه؟
‫- نه بابا

07:52.651 --> 07:54.861
‫- یه خاطرخواهیِ ساده و کوچیکه
‫- دیگه حرفی نباشه

07:54.871 --> 07:57.491
‫خب نمی‌تونم این احساسات
‫رو توی خودم نگه دارم

07:57.491 --> 07:58.741
‫چرا می‌تونی. زندگی مشترک یعنی همین

07:58.741 --> 08:00.701
‫بریز تو خودت. جمعش کن. چالش کن

08:00.701 --> 08:02.541
‫- دیگه بهت گفتم. کار از کار گذشته
‫- چه مرگت شده؟!

08:02.541 --> 08:03.711
‫فراموشش کن

08:03.711 --> 08:06.211
‫اصلاً نباید چیزی می‌گفتم چون شوخی بود

08:06.211 --> 08:07.671
‫- چی؟
‫- من که چیزی نگفتم

08:07.671 --> 08:09.671
‫- اصلاً مطرحش نکردم و چیز خاصی نبوده
‫- هنوز نرفتی؟

08:09.671 --> 08:11.801
‫- سلام عزیزم
‫- وای خدایا!

08:11.801 --> 08:13.011
‫- سلام
‫- چه خبرا؟

08:13.011 --> 08:15.091
‫- وای خدا!
‫- خوشحالم می‌بینمت. آره، خلاصه...

08:15.091 --> 08:16.431
‫- آره
‫- خیلی از دیدنت خوشحالم

08:16.431 --> 08:17.511
‫و بعداً می‌بینمت

08:17.511 --> 08:19.641
‫فردا می‌بینمت. خداحافظ

08:21.601 --> 08:24.891
‫فکر نکنم قضیه خاطرخواهیش صرفاً
‫به خاطر استرس‌های قبل عروسی باشه

08:24.901 --> 08:27.481
‫خب دیگه چی می‌تونه باشه؟
‫معلومه که استرس ازدواجه

08:27.481 --> 08:29.981
‫الان وقتیه که دیگه باید تصمیم قطعی بگیره

08:29.981 --> 08:32.401
‫و معلومه ترسیده و جا زده،
‫ویل کلاً این‌جوریه

08:32.401 --> 08:34.151
‫- حالا طرف کیه؟
‫- نپرسیدم

08:34.151 --> 08:36.151
‫- اصلاً نمی‌خوام چیزی بدونم
‫- تو چی بهش گفتی؟

08:36.161 --> 08:39.991
‫بهش گفتم دهنش رو ببنده و تخم داشته باشه

08:41.041 --> 08:43.251
‫به نظرم باید حرف‌هاش رو گوش بدی

08:43.251 --> 08:44.871
‫دلم می‌خواد حرف‌هاش رو بشنوم

08:44.871 --> 08:48.081
‫ولی فردا هفت صبح باید برم زمین
‫گلف تا وسایل رو تحویل بگیرم

08:48.091 --> 08:51.421
‫بعدشم ۶۰تا مهمون دارم و
‫یه دسته‌شونم از راه دور میان

08:51.421 --> 08:54.091
تازه ظاهراً قراره برای سخنرانی پدر
‫عروس خانم سیستم صوتی‌تصویری نصب کنم

08:54.091 --> 08:58.341
‫و اینا مهم‌تر از شنیدن
‫تردیدهای ازدواجِ ویلـه؟

08:58.351 --> 09:00.761
‫دیگه وقتِ شک و تردید نیست.
‫کار از کار گذشته.

09:00.761 --> 09:03.101
‫چه بخواد چه نخواد، این ازدواج سر می‌گیره

09:03.101 --> 09:05.181
‫این عروسی برگزار میشه.
‫ماشین روشن شده.

09:05.191 --> 09:06.441
‫ماشین روشن شده؟!

09:06.441 --> 09:08.271
‫آره، روشنه و دکمه‌ی خاموشی هم نداره. خب؟

09:08.271 --> 09:10.061
‫می‌دونم این کار خیلی برات مهمـه

09:10.071 --> 09:12.571
‫ولی نذار بین خودت و ویل فاصله بندازه

09:13.651 --> 09:15.151
‫ازدواج کردن تصمیم مهمیه

09:15.151 --> 09:18.071
‫فکر کردی من این چیزا رو نمی‌دونم؟
‫خودم قبل عروسی‌مون رسماً روانی شده بودم.

09:18.071 --> 09:19.281
‫ویل آرومم کرد

09:19.281 --> 09:20.951
‫وایسا ببینم، واقعاً؟
‫ویل آرومت کرد؟

09:20.951 --> 09:22.371
‫نه. نه، نه

09:23.001 --> 09:24.001
‫شوخی بود. جدی نگیر

09:24.001 --> 09:26.251
‫- بالم لبم رو پیدا نمی‌کنم
‫- روی پاتختیه

09:31.461 --> 09:33.131
‫خیلی‌خب. باشه

09:33.761 --> 09:34.761
‫راست میگی

09:36.341 --> 09:39.221
‫سعی می‌کنم قبل از مهمونی
‫فردا باهاش حرف بزنم

09:39.221 --> 09:42.561
‫به نظرم اگه هم‌صحبت نمی‌خواست،
‫چیزی نمی‌گفت

09:43.641 --> 09:45.731
‫می‌دونم. باشه. ممنون

09:46.231 --> 09:47.351
‫خیلی خوش‌شانسم که تو رو دارم

09:47.351 --> 09:49.851
‫- قربانت. دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم عزیزم

09:49.861 --> 09:52.571
‫ازدواج کردن با تو
‫بهترین تصمیمِ زندگیم بود

10:01.281 --> 10:02.661
‫وای بسه دیگه. من هنوز نخوابیدم

10:03.831 --> 10:05.621
‫عجب ضدحالیـه

10:05.621 --> 10:09.211
‫هدفون ۵۰۰ دلاری براش خریدیم
‫و استفاده نمی‌کنه؟

10:29.481 --> 10:31.311
‫اونجا رو داشته باش!

10:31.311 --> 10:32.901
‫- سلام رفیق. سلام
‫- سلام

10:32.901 --> 10:35.271
‫- سلام سیلویا
‫- جنا، چقدر خوشگل شدی

10:35.281 --> 10:36.361
همینو بگو

10:36.361 --> 10:38.821
‫- تبریک میگم بچه‌ها
‫- مرسی. مراسم حرف نداره

10:38.821 --> 10:40.321
‫- خیلی زحمت کشیدی. آره
‫- عاشقِ... آره

10:40.321 --> 10:42.991
‫- عاشقِ پنگوئن‌هاییم که روی میزهاست
‫- آره یه عالمه پنگوئن داریم

10:42.991 --> 10:45.031
‫- عین خودمون. دستت درد نکنه
‫- دقیقاً

10:45.041 --> 10:46.581
‫عالی بودی. آره

10:46.581 --> 10:48.001
‫- و رنگ‌هایی که استفاده شده...
‫- آره

10:48.001 --> 10:49.371
‫- آره، می‌دونم
‫- خیلی مناسبن

10:49.371 --> 10:50.621
‫- کلی رنگ‌های مختلف داریم
‫- آره

10:50.621 --> 10:52.041
‫- حق با تو بود!
‫- همه‌شون هستن

10:52.041 --> 10:54.041
‫- آره، عملاً همه‌شون
‫- ترکیب‌شونه. آره

10:54.041 --> 10:56.051
‫- وقتی بدونی، دیگه تمومه
‫- آره و تو می‌دونستی

10:56.051 --> 10:57.381
‫- تبریک میگم
‫- سلام عمو پیت

10:57.381 --> 10:58.971
‫- آره. از دیدنت خوشحالم
‫- عمو پیت. سلام

10:58.971 --> 11:00.681
‫اینجا اسکاچ گیر نمیاد؟

11:00.681 --> 11:02.221
‫- من راهنماییت می‌کنم. از این طرف
‫- آره

11:02.221 --> 11:03.841
‫- یه بار مجهز و کامل اونجا داریم
‫- دوستت دارم پنگوئن

11:03.851 --> 11:04.931
دوستت دارم پنگوئنم

11:05.851 --> 11:07.181
‫گولِ قیافه‌ی عمو پیت رو نخور

11:07.181 --> 11:09.481
‫قیافه‌ش بانمکه ولی میگن
‫یه آدم رو توی کُره خورده

11:09.481 --> 11:12.561
‫- یا خدا. نگفت چه مزه‌ای بوده؟
‫- لازانیا

11:13.611 --> 11:15.521
‫شرط می‌بندم از روز اول هفته هم متنفره
‫(اشاره به شخصیت گارفیلد)

11:16.361 --> 11:19.571
‫ببخشید که دیروز یهو
‫اون قضیه رو پیش کشیدم

11:19.571 --> 11:20.861
‫- نباید این کار رو می‌کردم
‫- نه، نه

11:20.861 --> 11:22.241
‫کارِ اشتباهی بود

11:22.241 --> 11:23.531
‫- نیازی به عذرخواهی نیست
‫- نه. ردیفه

11:23.531 --> 11:25.031
‫معلوم بود یه چیزی روی دلت مونده

11:25.031 --> 11:26.581
‫منم نذاشتم چیزی بگی و
‫نباید این کار رو می‌کردم

11:26.581 --> 11:27.991
‫- و عذرخواهی می‌کنم
‫- نه، اوکیـه

11:28.001 --> 11:30.501
‫نه، راستش دیروز قاط زده بودم ولی
‫الان بهترم

11:30.501 --> 11:32.421
‫- دیگه گذشته. تموم شد و رفت، باشه؟
‫- باشه

11:32.421 --> 11:34.041
‫- آره. تمومه. خیلی هم عالی
‫- خوشحالم اینو می‌شنوم ولی...

11:34.041 --> 11:36.591
‫- آره
‫- اگه یه روزی خواستی راجع‌ بهش حرف بزنی...

11:36.591 --> 11:37.961
‫نمی‌خوام. ردیفه. چیزِ خاصی نبود

11:37.961 --> 11:39.671
‫چیز خاصی نبود پس دیگه حرفی نمی‌مونه

11:39.671 --> 11:41.341
‫حله. حالا که بحثش شد

11:41.341 --> 11:44.591
‫جنا گفت یه درخواستی ازت کنم

11:44.601 --> 11:45.601
‫خب؟

11:46.811 --> 11:49.101
‫گمونم باباش می‌خواد یه سخنرانی کنه

11:49.101 --> 11:51.851
‫- و می‌خواد تو هم مشارکت کنی
‫- کیر توش. امان از دست این سخنرانی کیری

11:51.851 --> 11:53.771
‫چی میشه حالا؟ مگه چقدر می‌تونه بد باشه؟

11:53.771 --> 11:56.611
‫- ضدحال نباش دیگه
‫- ناجوره. ناجوره. خیلی ناجوره

11:56.611 --> 11:58.651
‫- نژادپرستانه‌ست؟
‫- نه بابا

11:58.651 --> 12:00.231
‫- همجنس‌گراستیزانه‌ست؟
‫- نه

12:00.241 --> 12:03.151
‫- اسلام‌هراسانه‌ست؟
‫- آره، اسلام‌هراسانه‌ست

12:03.161 --> 12:05.701
‫می‌خواد توی جشن نامزدیم،
‫توی سخنرانی اسلام‌هراسانه‌ش

12:05.701 --> 12:07.121
‫- شرکت کنم
‫- بسه دیگه

12:07.121 --> 12:08.531
‫- زده به سرت؟
‫- چی بگم والا

12:08.541 --> 12:10.621
‫- ضایع‌ست. همین
‫- باشه

12:10.621 --> 12:13.211
‫- گرفتی؟ باشه
‫- من پیام رو رسوندم دیگه

12:13.211 --> 12:15.751
‫ممنون. پیام دریافت شد
‫ولی قبول نمی‌کنم

12:16.841 --> 12:19.921
‫یا خدا. باید برم به عمه‌های جنا سلام کنم

12:19.921 --> 12:21.671
‫هشت‌تا عمه داره

12:21.671 --> 12:24.431
‫- انگار مستعمره تشکیل دادن
‫- خب، موفق باشی

12:25.221 --> 12:27.551
‫درود بر جمع عمه‌ها! خوش اومدین

12:27.551 --> 12:29.351
‫- خدایی؟
‫- فیلم موروثی رو دیدی؟

12:29.351 --> 12:30.971
‫- خاویارم شل و وله
‫- نه، فیلمش خیلی عجیب‌غریبه

12:30.971 --> 12:32.101
‫سلام بچه‌ها

12:32.101 --> 12:34.351
‫- سیلویا. سلام
‫- سلام

12:34.351 --> 12:36.021
‫- خوشحالم می‌بینم‌تون
‫- سیلویا، خوشحالم...

12:36.021 --> 12:37.401
‫- خوشحالم می‌بینمت
‫- سلام. خوشحالم اینجایی

12:37.401 --> 12:39.901
‫چه هیکلِ خفنی. اوزمپیک زدی؟

12:39.901 --> 12:40.981
‫- چی؟
‫- چی؟

12:40.981 --> 12:42.401
‫- سلام پسرا. خوشحالم خودتون رو رسوندین
‫- نخیر!

12:42.401 --> 12:43.741
‫دادا، عجب باشگاه خفنیه

12:43.741 --> 12:46.281
‫آره. جای حقیه. خانواده‌ش خیلی پولدارن

12:46.281 --> 12:48.201
‫دیدی توی مجله‌ی ایتر‌اِل‌اِی
‫راجع به لاکی پنی نوشتن؟

12:48.201 --> 12:51.371
‫- آره دیدم
‫- لس آنجلس تایمز. نیویورک تایمز

12:51.371 --> 12:53.291
‫همه‌شون رو برام فرستادی

12:53.291 --> 12:55.501
‫- عجب سروصدایی کرد رفیق. محشر بود
‫- آره، خفن بود

12:55.501 --> 12:56.921
‫میشه با جنا گپ بزنم؟

12:56.921 --> 12:59.091
‫چون توی فکرم شعبه‌ی دوم لاکی پنی رو بزنیم

12:59.091 --> 13:00.501
‫و دوست دارم نظرش رو بدونم

13:00.501 --> 13:03.131
‫- حتماً، راحت باش
‫- اگه اجازه بدی،

13:03.131 --> 13:06.051
‫منم دوست دارم نظر جنا رو بدونم.
‫ولی راجع‌به هوش مصنوعی.

13:06.051 --> 13:08.301
‫مگه من باید اجازه بدم باهاش حرف بزنین؟

13:08.301 --> 13:09.851
‫برین حرفتون رو بزنین دیگه

13:09.851 --> 13:11.891
‫- سیلویا؟
‫- بله؟

13:11.891 --> 13:14.691
‫میشه یه سوالِ تخصصی ازت بپرسم؟

13:15.351 --> 13:19.151
‫- چرا که نه
‫- من و رجی الان چِتیم

13:21.941 --> 13:24.281
‫- سوالت این بود؟
‫- یعنی کم مصرف کردین؟

13:24.281 --> 13:25.571
‫نه، خیلی زدیم

13:25.571 --> 13:30.741
‫در ضمن یه ورق ال‌اس‌دی
‫توی لیوان شامپاینِ عمر انداخته بودم

13:31.291 --> 13:32.871
‫ولی الان گمش کردم

13:32.871 --> 13:34.161
‫- چی؟
‫- چی؟

13:34.161 --> 13:37.751
‫شما توی جام‌های شامپاین
‫ورق ال‌اس‌دی ندیدین؟

13:37.751 --> 13:39.041
‫البته خیلی مشخص نیست

13:39.041 --> 13:41.461
‫چون شفاف و بی‌رنگه

13:41.461 --> 13:42.961
‫مرتیکه مسخره کردی ما رو؟

13:42.961 --> 13:44.671
‫- نه
‫- آخه چطوری همچین گوهی زدین؟

13:44.671 --> 13:46.011
چی شد که اینجوری شد؟

13:46.011 --> 13:48.591
‫فکر کنم مشخصـه دیگه.
‫یه ورق ال‌اس‌دی انداختیم توی...

13:48.591 --> 13:50.681
‫- چه مرگتونـه شماها؟
‫- چتونـه بابا؟

13:50.681 --> 13:52.011
‫ای خدا!

13:52.011 --> 13:53.471
‫ویل، می‌دونم جوش آوردی

13:53.471 --> 13:55.181
‫ولی میشه برم سفر و برگردم،
بعد در موردش حرف بزنیم؟

13:55.181 --> 13:56.271
‫- نخیر!
‫- خفه شو بابا!

13:57.021 --> 13:59.021
‫- باید بگردیم دنبالـ... لعنتی!
‫- باید... عین یه کابوسـه

13:59.021 --> 14:00.191
واسه شما کابوسـه

14:00.191 --> 14:02.441
‫مگه میشه چیزی نزد و
‫اینجا دووم آورد؟!

14:03.441 --> 14:05.111
‫هیچکس شامپاین نخوره!
‫همه دست نگه دارید!

14:05.111 --> 14:07.491
‫- وایسید! بسـه، بسـه
‫- کسی نخوره! وایسید!

14:07.491 --> 14:09.451
‫- همه دست نگه دارید. نخورید
‫- نخورید

14:09.451 --> 14:11.661
‫- یه لحظه صبر کنید
‫- فقط وا... نه، نخورش!

14:11.661 --> 14:15.161
‫- نخورید که...
‫- همه فوراً جام‌ها رو بذارن کنار

14:15.161 --> 14:16.661
‫- جام‌ها رو بندازید
‫- آره

14:16.661 --> 14:19.041
‫لب به شامپاین نزنید و
‫بذاریدش کنار

14:19.041 --> 14:20.461
‫- آره!
‫- چیزه...

14:20.461 --> 14:21.631
‫- بفرما
‫- چیزه...

14:21.631 --> 14:23.291
‫- بگو
‫- از رسم‌ورسومات سنتی یهودی‌هاست

14:23.301 --> 14:26.461
‫- آره، واسه همین...
‫- به سلامتی درگذشتگان

14:26.471 --> 14:28.261
‫به سلامتی درگذشتگان

14:28.261 --> 14:30.011
‫منظورمون منطقه‌ی جنگی نیست

14:30.011 --> 14:31.971
‫- بحث سیاسی نیست
‫- اصلاً هم موضوع...

14:31.971 --> 14:34.391
‫همش حول‌محور
رسم‌ورسومات شادی‌آورِ یهودی‌هاست

14:34.391 --> 14:37.101
‫- بله، چرخه‌ی حیات
‫- چیزمیزهای کلاسیک و باحال

14:37.101 --> 14:38.311
شیرشاه رو میگه

14:38.311 --> 14:39.521
‫- ولی آره دیگه
‫- بی‌ربط هم نیست

14:39.521 --> 14:40.601
‫جام‌ها رو ببرید بالا

14:42.561 --> 14:45.191
‫- به سلامتی درگذشتگان
‫- به سلامتی درگذشتگان

14:45.191 --> 14:47.071
‫- حالا خالی‌شون کنید
‫- بریزیدشون زمین. بریزید

14:47.071 --> 14:49.821
‫تا ته. آره

14:49.821 --> 14:51.491
بلکه مبادا خدای یهود منتقم گردد

14:51.491 --> 14:54.201
‫- نوش!
‫- نوش!

14:54.201 --> 14:56.451
‫خیلی‌خب، بدبخت شدیم.
‫البته از بیخ گوشمون رد شد.

14:56.451 --> 14:59.001
‫- ولی فوراً باید شامپاین جور کنیم
‫- آره، دقیقاً

14:59.001 --> 15:01.001
‫- چیکار کنیم حالا؟
‫- بسپارش به من. می‌دونم چیکار کنیم

15:01.001 --> 15:03.171
‫- جدی؟
‫- بله، صد درصد می‌دونم

15:04.291 --> 15:07.671
‫می‌تونیم اسپرایت رو با ودکا مخلوط کنیم و

15:07.671 --> 15:10.881
‫بگیم شراب سیبِ اصل اسپانیاست

15:11.551 --> 15:13.221
ملت اسکل که نیستن

15:13.221 --> 15:15.851
ببخشید. باورم نمیشه
‫نتونستم جلوی این وضع رو بگیرم

15:15.851 --> 15:17.641
‫فاجعه‌ست.
‫جشن نامزدیت رو به فنا دادم.

15:17.641 --> 15:19.521
‫- نه، ندادی. اشکال نداره
‫- تو این کار رو ازم خواستی

15:19.521 --> 15:20.941
‫- تو مقصر نیستی
‫- چرا، تقصیر خودمـه

15:20.941 --> 15:22.061
‫- نیست
‫- هست

15:22.061 --> 15:23.861
‫- والاّ نیست. بِلاّ نیست
‫- من متقلبم

15:23.861 --> 15:25.231
‫- نه، متقلب نیستی
‫- کلاهبردارم

15:25.231 --> 15:27.071
‫کسب‌وکارم چرنده

15:27.071 --> 15:28.281
‫یه ون خریدم و

15:28.281 --> 15:30.651
‫روش نوشتم «تدارکاتِ سیلویا» و

15:30.651 --> 15:32.241
‫در عرض دو ماه، به‌ناچار فروختمش

15:32.241 --> 15:34.281
‫حالا هم بعضی‌وقت‌ها توی محل می‌بینمش و

15:34.281 --> 15:36.371
‫مجبورم به بچه‌هام بگم ازم دزدیدنش

15:38.041 --> 15:40.121
بیا بریم شامپاین بخریم، خب؟
اتفاق خاصی نیفتاده که

15:40.121 --> 15:42.161
‫من کلی شراب سفید دارم.
‫نمیشه همون‌ها رو بدیم بخورن؟

15:42.171 --> 15:44.751
‫شامپاین لازم داریم.
‫ننه‌بابای جنا از اون قِشر مرفه‌های دائم‌الخمرن.

15:44.751 --> 15:46.381
‫- شامپاین نخورن می‌میرن
‫- واقعاً؟

15:46.381 --> 15:48.461
‫- آره، حتماً باید شامپاین باشه
‫- خیلی‌خب، میرم می‌گیرم

15:48.461 --> 15:50.341
‫من هم باهات میام. اینجا رو
‫بهتر از تو می‌شناسم. اینجوری زودتر میشه.

15:50.341 --> 15:52.761
‫ویل، ناسلامتی جشن نامزدیتـه.
‫نمیشه جایی بری که.

15:52.761 --> 15:54.391
‫تعارف‌تکلف‌ها رو بذار کنار،
‫همینجوریش هم دیر شده

15:54.391 --> 15:56.051
‫ببین، بیا بریم فقط.
‫من می‌رونم.

15:56.051 --> 15:57.221
‫اسپرایت رو ولش کن

15:57.721 --> 15:58.811
‫یا بیارش، به درک

16:02.811 --> 16:05.271
‫چه باحالـه. اسپرتـه

16:05.271 --> 16:06.691
‫- آره
‫- خیلی‌خب

16:06.691 --> 16:08.941
‫ماشین شرکتیـه.
‫از مزایای این شغلـه.

16:08.941 --> 16:11.491
‫انگار اصلاً کمک‌فنر نداره،

16:11.491 --> 16:13.321
‫هر دست‌انداز رو تا ناموس حس می‌کنی

16:13.321 --> 16:15.661
‫طعم واقعیِ رانندگی رو می‌چشی، گرفتی چی میگم؟

16:15.661 --> 16:17.081
‫- باحالـه
‫- آره

16:19.161 --> 16:21.751
‫- کاش نیم‌تنه می‌پوشیدم
‫- آره، من هم همین‌طور

16:39.221 --> 16:41.521
‫نه، نه، نه. بخشکی شانس!

16:41.521 --> 16:42.601
‫چیـه؟ چی شده؟

16:42.601 --> 16:45.061
‫بابای جنا خیلی سرِ نوشیدنیش حساسـه

16:45.061 --> 16:47.021
‫- چی دوست داره؟
‫- شامپاین وو کلیکو

16:47.021 --> 16:49.321
‫سر و تهش رو بزنی
‫فقط داره از وو کلیکو حرف می‌زنه

16:49.321 --> 16:50.401
‫جونش در میره واسش

16:50.401 --> 16:52.241
‫اینجا که اصلاً وو نیست.
‫من وو نمی‌بینم.

16:52.241 --> 16:54.491
‫ببخشید، آقا.
‫تو انبار وو ندارید؟

16:54.491 --> 16:56.071
‫متأسفم، موجودی فروشگاه همین‌هاست

16:56.071 --> 16:58.621
‫- یعنی وو ندارید؟
‫- تلفظش همین‌طوریـه؟

16:58.621 --> 17:00.331
‫یه فروشگاه دیگه هم هست،
‫ولی نیم ساعت تا اونجا راهـه

17:00.331 --> 17:02.871
‫خریت محضـه بریم اونجا.
‫بد به دلت راه نده.

17:02.871 --> 17:04.921
‫اون... ووئـه دیگه

17:05.501 --> 17:07.331
‫ووئـه دیگه. ای خدا!

17:08.211 --> 17:09.331
‫- نگاه کنید
‫- اونجا رو

17:09.341 --> 17:11.551
‫بله، یه‌عالمه وو دارید دیگه

17:11.551 --> 17:12.961
‫- ووئـه
‫- نه، نه

17:12.971 --> 17:14.471
‫- دریای وو راه انداختید
‫- واقعاً شرمنده،

17:14.471 --> 17:16.301
‫ولی برای یه مهمونی دیگه پیش‌خرید شدن

17:16.301 --> 17:17.891
‫- همش پیش‌خرید شده؟
‫- بله

17:17.891 --> 17:20.221
‫بعید می‌دونم متوجه شده باشید.
‫پایِ خوشبختی دو کبوتر عاشق در میونـه.

17:20.221 --> 17:22.931
‫واقعاً دست‌مون زیر سنگ شماست.
‫کارمون با نصف اینها هم راه میفته.

17:22.931 --> 17:25.891
‫پس به قحطی شامپاین برخوردید؟

17:27.271 --> 17:28.481
‫الان بخندیم؟!

17:28.481 --> 17:30.521
‫- نه
‫- آره، حدس می‌زدم

17:33.821 --> 17:35.281
هر جور شده باید شامپاین‌ها رو بگیریم

17:35.281 --> 17:36.361
‫صد البته

17:41.701 --> 17:44.451
‫خیلی‌خب. کچل‌خان تو دید نیست.
‫بریم تو کارش.

17:48.671 --> 17:49.671
‫خیلی‌خب

17:53.671 --> 17:56.971
‫سفارش به نام هکتور آلوارزه

17:56.971 --> 17:58.221
‫بنازمت

17:59.091 --> 18:01.561
‫حالا بگرد ببین کدوم کارمند
‫از همه بیشتر تو هپروتـه

18:01.586 --> 18:07.916
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

18:07.941 --> 18:09.941
‫- ای خاک عالم
‫- خودشـه

18:09.941 --> 18:12.861
‫- بریم تو کارش، رفیق
‫- برو که رفتیم

18:14.441 --> 18:15.651
‫- سلام، جناب
‫- سلام

18:15.651 --> 18:19.201
‫- ما وو سفارش داده بودیم
‫- بله، اومدیم دنبال ووهامون

18:19.201 --> 18:20.951
‫بله، به اسم هکتور آلوارز

18:21.781 --> 18:22.781
‫همراه من بیاید

18:22.781 --> 18:24.621
‫بریم. بریم

18:26.331 --> 18:27.961
‫به‌به. عالی شد، مچکرم

18:29.041 --> 18:30.961
‫- خیلی‌خب
‫- هی

18:30.961 --> 18:34.171
‫این از وو. کارت شناسایی‌تون رو لطف می‌کنید؟

18:34.171 --> 18:35.381
‫سپاس بی‌کران

18:35.381 --> 18:37.551
‫خوشحالم که همچین درخواستی کردید

18:37.551 --> 18:39.431
‫- خیلی‌خب، آرامش خودت رو حفظ کن
‫- اینجا رو بزنید

18:40.051 --> 18:41.141
‫بفرمایید

18:42.301 --> 18:43.301
‫ببخشید

18:43.311 --> 18:45.431
‫- رسید نمی‌خواید؟
‫- نه، نیازی نیست

18:45.431 --> 18:47.181
‫- جناب!
‫- پولش رو دادیم دیگه

18:47.181 --> 18:49.191
‫خیلی‌خب. مراقب باش. آروم!

18:49.191 --> 18:50.601
‫- ردیفـه
‫- هی!

18:50.601 --> 18:51.691
‫پشمام

18:51.691 --> 18:54.941
‫حیف که خلافِ سیاست‌ فروشگاهـه
‫بیفتیم دنبالتون، برادر!

18:55.941 --> 18:58.441
‫- ایول!
‫- خدایا! چه حالی داد

18:58.451 --> 19:01.491
‫شدیم رابین‌هودی که
‫علیه فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ می‌جنگه

19:01.491 --> 19:02.741
‫- گور بابای فروشگاه‌های زنجیره‌ای!
‫- آره! گور باباشون!

19:02.741 --> 19:05.491
‫راستش، من فروشگاه‌های زنجیره‌ای رو
‫دوست دارم

19:05.491 --> 19:07.251
‫- کار آدم رو راه میندازن
‫- همه چی هم دارن

19:07.251 --> 19:09.911
‫وای، می‌دونی چی شد؟
‫یه توکِ پا باید اینجا بریم

19:09.921 --> 19:11.791
‫- چی؟
‫- یه دقیقه اینجا بریم و برگردیم

19:11.791 --> 19:12.881
‫- گرسنه‌ات نیست؟
‫- نه

19:12.881 --> 19:14.421
‫باید برگردیم جشن نامزدی

19:14.421 --> 19:15.501
‫نگران نباش

19:15.501 --> 19:18.011
‫- سه‌سوته برگشتیم
‫- ناسلامتی جشن نامزدیتـه!

19:18.011 --> 19:19.631
‫بهترین ساندویچ‌های سن‌ دیگو مال اینجاست

19:19.631 --> 19:22.301
‫- مثلشو هیچ جا پیدا نمی‌کنی
‫- ساندویچ می‌خوام چیکار؟!

19:22.301 --> 19:23.841
‫یه گاز بزنی، به جونم دعا می‌کنی

19:23.851 --> 19:26.761
‫- زندگیت از این رو به اون رو میشه. حرف ندارن
‫- میگم ساندویچ نمی‌خوام!

19:26.771 --> 19:28.601
‫می‌خوام برگردم
‫مهمونی‌ای که راه انداختم...

19:28.601 --> 19:29.931
‫- دو دقیقه هم...
‫- واسه تو

19:29.941 --> 19:31.851
‫طول نمی‌کشه.
‫دو دقیقه دندون رو جیگر بذار، خب؟

19:31.851 --> 19:33.981
‫- نمی‌تونم
‫- خب، سلام عرض شد، آقا ویل

19:33.981 --> 19:35.821
‫- سلام!
‫- همه چی مرتبـه توی این شنبه‌ی دلپذیر؟

19:35.821 --> 19:37.611
‫من... توپِ توپم

19:37.611 --> 19:39.361
به‌به، پنچریِ شما رو نبینیم

19:40.201 --> 19:41.321
‫پنچر

19:41.321 --> 19:44.411
‫یاد ئی.تی. افتادم. یادتـه فیلمشو؟

19:44.411 --> 19:46.201
‫- یادمـه
‫- آره، خوبـه. خدا رو شکر

19:46.201 --> 19:48.741
‫ئی.تی. هنوز زنده‌ست. خب...

19:48.751 --> 19:51.041
‫- عجب پشت مویی گرفتی
‫- قربون شما. تازه زدم

19:51.041 --> 19:53.921
‫- تازه زدم ببینم چطوری‌هاست
‫- آره، گوگولیـه

19:53.921 --> 19:55.251
‫ممنونم

19:56.711 --> 19:58.501
‫ایشون دوستم، سیلویاست

19:58.511 --> 20:00.051
‫- سلام
‫- من هانا هستم

20:00.051 --> 20:01.681
‫- سلام، خوشوقتم
‫- همچنین

20:02.181 --> 20:04.931
‫خب، پیشنهاد امروزتون چیـه؟

20:04.931 --> 20:07.561
‫خب، همین الان یه سالامی خشکِ مامان

20:07.561 --> 20:09.891
‫از یه قصاب توی لووس‌اولیووس به دستم رسیده

20:09.891 --> 20:12.481
‫پیشنهادم اینـه که
‫با کَره‌ی بُز دست‌سازمون امتحانش کنید

20:12.481 --> 20:14.311
‫- صد درصد محلیـه
‫- عالیـه، آره

20:14.311 --> 20:16.151
‫یکی از همین می‌خوام

20:16.151 --> 20:18.321
‫- شما چیزی نمی‌خواید؟
‫- نه، ممنون

20:23.491 --> 20:25.371
‫- قشنگ نیست؟
‫- چرا، قشنگـه

20:29.041 --> 20:30.121
‫خیلی هم قشنگ

20:31.961 --> 20:34.421
‫- به همین بشر نظر داری، نه؟
‫- نه

20:34.961 --> 20:35.961
‫- چرا
‫- نخیر

20:36.501 --> 20:38.381
‫پس چرا از مدل موهات تعریف کرد،
‫لُپت گل انداخت؟

20:38.381 --> 20:40.501
‫فقط یکم خجالتی‌ام.
‫چی بگم خب...

20:40.511 --> 20:43.551
‫«جوپِ جوپم. ئی.تی می‌شناشی؟
‫ئی‌.تی. یادت میات؟»

20:43.551 --> 20:44.631
‫خیلی‌خب بابا، باشه

20:44.641 --> 20:46.721
‫چشمم هانا رو گرفته، خب؟
‫به ایشون نظر دارم

20:46.721 --> 20:48.431
‫واسه همین من رو از وسط مهمونی‌ای که

20:48.431 --> 20:50.811
‫برای کل فامیل‌های خانمت تدارک دیدم،
‫کشوندی اینجا؟

20:50.811 --> 20:52.351
‫آره، دقیقاً. می‌دونم

20:52.351 --> 20:54.391
‫بدجور ریدم، نه؟
‫الحق که ریدم

20:54.391 --> 20:56.271
‫عمراً اگه بذارم زندگیت رو به خاطر

20:56.271 --> 20:59.651
‫- یه دختر از یه ساندویچی پیزوری به فنا بدی
‫- پیزوری کجا بود؟!

20:59.651 --> 21:00.981
‫این رستوران کُلی جایزه بُرده

21:00.981 --> 21:03.151
‫بعدشم، خوبـه خودت گفتی
‫درد دلم رو به خودت بگم

21:03.151 --> 21:05.781
‫- تکلیفت رو با خودت مشخص کن
‫- خیلی‌خب. ببین، من رفیقتم

21:05.781 --> 21:07.031
‫- من پیشتم
‫- آره، آره

21:07.031 --> 21:09.411
‫یعنی دیگه جنا رو دوست نداری؟
‫منظورت اینـه؟

21:09.411 --> 21:10.831
‫نه، من جونم واسه جنا در میره

21:10.831 --> 21:14.791
‫فقط وقتی میام اینجا و
‫با هانا حرف می‌زنم،

21:14.791 --> 21:16.461
‫با خودم میگم
‫نکنه اون آدم زندگی من باشه؟

21:16.461 --> 21:17.751
‫یا ما بیشتر به هم نمی‌خوریم؟

21:17.751 --> 21:21.301
‫بعدش میرم با جنا و خانواده‌ش بُر می‌خورم.
‫یا توی باشگاه گلفیم،

21:21.301 --> 21:22.591
‫یا داریم کباب می‌زنیم

21:22.591 --> 21:26.301
‫بعدش برمی‌گردم اینجا و
‫تمرکزم میره رو هانا

21:26.301 --> 21:28.681
‫هم باحالـه و هم انگار
‫بیشتر به هم میایم

21:28.681 --> 21:29.971
‫- می‌گیری منظورم رو؟
‫- خیلی‌خب

21:29.971 --> 21:31.811
‫- واقعاً داری این رو از من می‌پرسی؟
‫- آره

21:31.811 --> 21:32.971
‫به خاطر همینـه که
‫من رو تا اینجا آوردی؟

21:32.981 --> 21:34.681
‫ببین، هیچکس به اندازه‌ی تو
‫من رو نمی‌شناسه

21:34.691 --> 21:36.271
‫فقط راه و چاه رو نشونم بده، خب؟

21:37.771 --> 21:40.021
‫- باشه، باشه
‫- خیلی‌خب

21:40.021 --> 21:42.691
‫این... این...

21:42.691 --> 21:44.901
‫- هانا
‫- هاناخانم چجور آدمیـه؟

21:46.451 --> 21:48.871
‫خب، روحیاتش بیشتر بهم می‌خوره

21:49.581 --> 21:51.081
‫خیلی پیچیده‌ست،

21:51.081 --> 21:55.001
‫نمیشه توی یه جمله خلاصه‌اش کرد،
‫ولی سعیم رو می‌کنم

21:55.001 --> 21:56.581
‫خیلی‌خب

21:56.581 --> 21:57.791
‫ساندویچ دوست داره

21:58.791 --> 22:00.041
‫دیگه چی؟

22:02.551 --> 22:05.421
‫توی تابستون سرحال‌تره

22:06.551 --> 22:08.761
‫خودش گفته که تابستون رو دوست داره

22:08.761 --> 22:10.851
‫بهم گفت با تابستون بیشتر حال می‌کنه

22:11.761 --> 22:14.061
‫- شوخیـه دیگه؟
‫- جمعه‌ها رو دوست داره

22:14.561 --> 22:16.811
‫یه بار بهم گفته بود:
‫«خدا رو شکر، بالاخره جمعه شد»

22:16.811 --> 22:20.901
‫- شاید هم مذهبی باشه. حس می‌کنم
‫- چی میگی واسه خودت؟!

22:20.901 --> 22:23.361
‫- هیچی در موردش نمی‌دونم
‫- چتـه تو؟ داری...

22:23.361 --> 22:26.401
‫- یه ذره هم نمی‌شناسمش
‫- داری همه چی رو به فنا میدی

22:26.401 --> 22:28.861
‫- می‌دونم. می‌دونم
‫- کار همیشگیتـه

22:28.861 --> 22:30.911
‫تا می‌بینی یه چیزی خوب پیش میره،
‫تا گند نزنی وِل‌کُن نیستی

22:30.911 --> 22:33.281
‫- باز دوباره داری این کار رو می‌کنی. بله
‫- واقعاً راست میگی ها، نه؟

22:33.291 --> 22:34.741
‫- آره، واقعاً. کارِ همیشگیمـه
‫- آره

22:34.751 --> 22:37.001
‫- عادت کردم
‫- بسـه، دیگه نیازی نیست

22:37.001 --> 22:38.371
‫- دغدغه‌ی خفن‌بودن داشته باشی، خب؟
‫- پشمام. ای خدا

22:38.371 --> 22:40.501
‫ببین، ازدواج ترسناکـه

22:40.501 --> 22:42.211
‫- آره
‫- تعهد ترسناکـه

22:42.211 --> 22:43.381
‫- حق داری
‫- آره

22:43.381 --> 22:45.631
‫ولی من می‌شناسمت.
‫از پسش بر میای.

22:46.171 --> 22:48.341
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب
‫- خب؟ باشه؟

22:48.341 --> 22:51.391
‫این هم یادت باشه که این دختره خزه

22:53.221 --> 22:54.851
‫خالکوبی ددپول رو داشت

22:54.851 --> 22:57.431
‫- آره، خالکوبی ددپول داره
‫- افتضاحـه

22:57.431 --> 23:00.981
‫هی پیش خودم می‌گفتم شاید قبلِ
‫اکران فیلمش زده باشه، اما دروغـه

23:00.981 --> 23:03.441
‫یحتمل سر فیلم دومیش زده

23:03.441 --> 23:05.481
‫- خالکوبی ددپول داره
‫- خیلی ضایعـه

23:05.481 --> 23:07.441
‫- ممنونم. دیدی؟ ازت ممنونم
‫- خیلی‌خب. ردیفی؟

23:07.441 --> 23:08.531
‫- الان خیلی بهترم
‫- خیلی‌خب

23:08.531 --> 23:11.661
‫دقیقاً همین رو می‌خواستم بشنوم.
‫من خوبم. ازت ممنونم، خب؟

23:12.451 --> 23:14.031
‫لگدش نزنی ها. صورت داره

23:15.541 --> 23:16.991
‫هیتلر هم صورت داشت

23:17.001 --> 23:19.961
‫اون هم اگه بوریتو به‌بغل از جلوم رد می‌شد،
‫یه لگد نثارش می‌کردم

23:26.921 --> 23:28.841
‫- یا خدا
‫- پشمام

23:32.471 --> 23:34.261
‫- وای، خدا
‫- مطمئنم آخ نگفتن

23:36.122 --> 23:43.791
« ترجمه از سحـر و نهال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

23:47.571 --> 23:51.111
شراب سیب اسپانیاییِ بارسلونـه

23:51.111 --> 23:53.031
‫بله، بفرمایید. نوش جان

23:53.031 --> 23:56.871
‫سلام به همه. بنده هنک هستم

23:56.871 --> 24:01.671
‫هر چند امروز تحت عنوان پدرِ عروس
‫در خدمت شمام

24:03.461 --> 24:07.421
‫ازتون می‌خوام به داماد آینده‌مون،
‫ویل، خوشامد بگید

24:07.421 --> 24:11.011
‫- آهای، ویل!
‫- ویل! ویل!

24:11.011 --> 24:14.931
‫حالا، با اینکه ویل موهاش قرمز نیست،
‫اما در کل پسر گُلیـه

24:14.931 --> 24:17.391
ایول

24:18.181 --> 24:19.641
‫این هم از شازده‌خانمِ بابا

24:19.641 --> 24:22.021
‫می‌دونم که همتون می‌دونید
‫جونم به جونش بنده

24:22.021 --> 24:25.521
‫ولی من و رفقا دور هم جمع شدیم که
‫صرفاً جهت اطلاعتون،

24:25.521 --> 24:28.111
‫یکم ازش براتون بگیم، خب؟

24:30.321 --> 24:31.531
‫خب

24:31.531 --> 24:33.821
‫♪ از جنوب لاهویا ♪

24:34.911 --> 24:37.201
‫♪ گول چوب گلفِ توی دستش رو نخورید ها ♪

24:37.201 --> 24:39.871
‫♪ جناخانم هست همه‌کاره‌ی این دم‌‌ودستگاه ♪

24:39.871 --> 24:42.121
‫♪ قبلاً بود گلفرِ توی زمین ♪
‫♪ حالا شده مدیرعاملِ متین ♪

24:42.121 --> 24:44.621
‫♪ توی هیئت‌مدیره کسی نیست جلودارش ♪

24:44.631 --> 24:46.831
‫♪ با اینکه ننه‌بابام از پرواز متنفرن ♪

24:46.841 --> 24:49.341
‫♪ اما واسه‌خاطرِ جنای من ♪
‫♪ شبونه پا شدن و اومدن ♪

24:49.341 --> 24:51.461
‫♪ خیلی خوشحالم که تونستن خودشون رو برسونن ♪

24:51.471 --> 24:53.721
‫♪ به سن‌ دیگو، شهرِ رؤیاهای بی‌پایان ♪

24:53.721 --> 24:55.721
‫آره!

24:59.221 --> 25:00.221
‫ممنونم

25:02.521 --> 25:03.681
‫ممنونم، ویل که

25:03.691 --> 25:06.901
‫- گذاشتی خانواده‌ام آبروت رو ببرن
‫- ممنونم. دوستت دارم

25:06.901 --> 25:08.941
‫- راست میگه
‫- آره، خیلی‌خب

25:08.941 --> 25:11.991
‫رسالت الهی‌شون همینـه

25:12.781 --> 25:14.781
‫- عاشقتم، ویل
‫- من هم عاشقتم

25:17.531 --> 25:18.991
‫نطقِ آخر:

25:21.201 --> 25:23.291
‫به سلامتی درگذشتگان

25:27.881 --> 25:30.131
‫حالا کاپ‌کیک‌های تامی رو نوش ‌جان کنید

25:30.131 --> 25:31.461
‫خوشمزه‌ان

25:31.461 --> 25:33.761
‫حق با تو بود. سخنرانیِ مزخرفی بود

25:33.761 --> 25:35.471
‫رسماً داغون بود، نه؟

25:37.141 --> 25:38.641
‫ولی مرسی که باهام حرف زدی

25:38.641 --> 25:41.101
‫- خیلی بهترم
‫- من که کاری نکردم

25:41.101 --> 25:43.771
‫به نظرم تو و جنا برای هم ساخته شدید

25:43.771 --> 25:44.851
‫لطف داری

25:44.851 --> 25:47.231
‫شنیدنِ این حرف از تویی که
‫مورد اعتمادمی، خیلی ارزشمنده

25:47.231 --> 25:48.151
‫پس ممنونم

25:48.151 --> 25:50.271
‫خب، پیداش کردی نشونم بدیش ها

25:50.271 --> 25:53.071
‫- به سلامتی جی‌ لو
‫- به سلامتی جنیفر لوپز

25:53.071 --> 25:54.651
‫همچنین به سلامتی خودت که ترکوندی

25:54.651 --> 25:57.361
‫- گُل کاشتی. تخصصتـه اصلاً
‫- قربونت، رفیق

26:00.331 --> 26:01.331
‫اسپانیول‌ها

26:01.331 --> 26:03.751
‫- مزه‌ی اسپرایت می‌دهد
‫- شراب سیب

26:05.411 --> 26:07.291
‫- عجب مهمونی‌ایـه
‫- آره، ترکونده، نه؟

26:07.291 --> 26:08.371
‫سنگ تموم گذاشته، نه؟

26:08.381 --> 26:09.921
‫خوشحالیت برام ارزشمنده، جنا

26:09.921 --> 26:12.631
‫از آشنایی با خانواده‌ات خوشحال شدم

26:12.631 --> 26:15.341
‫- آره، آره
‫- امروز محشر بود...

26:15.341 --> 26:18.721
‫منتها نفهمیدم چرا
‫عملاً کُلِ مراسم خبری ازتون نبود

26:19.341 --> 26:22.431
‫کنجکاو شدم بدونم دوتایی کجا تشریف بردید؟

26:23.771 --> 26:25.351
‫ما...

26:25.351 --> 26:27.101
‫شامپاین اینجا داشت تموم می‌شد

26:27.101 --> 26:28.481
‫- آره، آره
‫- یعنی، ما...

26:28.481 --> 26:29.691
‫باید می‌رفتیم برای لحظه‌ی سخنرانی

26:29.691 --> 26:31.651
‫- وو می‌خریدیم. آره
‫- رفتیم بازم وو بخریم و...

26:31.651 --> 26:32.821
‫همین دیگه

26:34.321 --> 26:35.901
‫اگه اینطوریـه که باشه

26:37.241 --> 26:39.111
‫آخ‌جون!

26:39.111 --> 26:41.411
‫- وای، نه
‫- آخ‌جون!

26:41.411 --> 26:44.831
‫- یا خدا
‫- آخ‌جون!

26:45.701 --> 26:47.871
‫آخ‌جون!

26:47.871 --> 26:50.421
‫- گمونم ال‌اس‌دی گیر این بدبخت افتاده
‫- آره!

26:51.001 --> 26:53.131
‫- عمو پیت! عمو پیت!
‫- جلوش رو بگیرید، بچه‌ها

26:53.131 --> 26:56.211
‫- گمونم بهتره برم کمک
‫- آره، من نیام بهتره

26:56.221 --> 26:58.261
‫- آره
‫- آره، نیای بهتره. خیلی‌خب

26:58.261 --> 26:59.301
‫باز هم مرسی

27:00.091 --> 27:01.221
‫پیت!

27:01.801 --> 27:03.061
‫عمو پیت!

27:03.085 --> 27:13.085
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

27:13.109 --> 27:23.109
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
