WEBVTT

00:01.390 --> 00:15.326
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

00:15.350 --> 00:17.102
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام.

00:32.616 --> 00:33.994
‫آخ!

00:33.994 --> 00:36.496
‫هنوز 23 ثانیه وقت دارم‌ها!

00:36.520 --> 00:51.028
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

00:51.052 --> 00:52.345
‫یه ثانیه صبر کن سایمون!

01:03.106 --> 01:04.690
‫عالیه.

01:04.690 --> 01:06.318
‫- بسه دیگه.
‫- یه لحظه وایسا!

01:09.112 --> 01:10.572
‫پنج دقیقه‌ات تموم شده. بیا بریم.

01:13.199 --> 01:14.910
‫صبر کن. وای... وایسا.

01:14.910 --> 01:17.370
‫خیله‌خب، وایسا دیگه.

01:18.788 --> 01:20.290
‫خدای من. خیله‌خب، تمومه.

01:21.082 --> 01:23.585
‫بیا، بیا بریم... کثیف شد.

01:23.585 --> 01:26.087
‫بجنب، بجنب، بجنب.
‫بدو بریم، بدو بریم.

01:27.339 --> 01:29.841
‫- خیله‌خب، اینم از این.
‫- لازمش داری؟

01:29.841 --> 01:31.593
‫- امروزم می‌رم خونه ببینم عزیزم.
‫- باشه.

01:31.593 --> 01:32.886
‫خونه‌ای که پنج تا سرویس داشته باشه؟

01:32.886 --> 01:35.013
‫یکی برای هر کدوم از اعضای خونواده‌ـمون.

01:35.013 --> 01:36.097
‫باورت می‌شه؟ آخه...

01:36.097 --> 01:37.766
‫اصلا نمی‌دونستم همچین چیزی وجود داره.
‫مثل قصر می‌مونه.

01:37.766 --> 01:39.476
‫قراره انقدری سرویس بهداشتی داشته باشیم
‫که دیگه ندونیم باهاشون چیکار بکنیم.

01:39.476 --> 01:40.810
‫مهمه اصلا برات؟ خودت که سرکار می‌شاشی.

01:40.810 --> 01:42.479
‫- نباید بگیم «می‌شاشی».
‫- درسته، ببخشید.

01:42.479 --> 01:45.690
‫خب می‌دونی چیه؟ وقتی‌که از اینجا کوچ کردیم،
‫مثل یه پادشاه توی خونه می‌شاشم.

01:45.690 --> 01:46.900
‫شاش، شاش، شاش.

01:46.900 --> 01:48.985
‫- نگو «شاش».
‫- باگت کو؟

01:48.985 --> 01:50.487
‫- چی؟ کدوم باگت؟
‫- واسه کلاس فرانسه‌ام

01:50.487 --> 01:51.988
‫باگت و کلاه «بره» می‌خوام.
‫کجان؟

01:51.988 --> 01:54.699
‫چی؟ اولین باریِ که دارم
‫حرفی از باگت و کلاه بره می‌شنوم.

01:54.699 --> 01:56.076
‫- وای خدای من، مامان.
‫- چی؟ نمی...

01:56.076 --> 01:58.662
‫خانم لارن بهم ایمیل نزد که.
‫تو چیزی درمورد باگت شنیدی؟

01:58.662 --> 02:00.163
‫- شرمنده، نه والا. باید برم.
‫- کلاه چی؟

02:00.163 --> 02:01.248
‫- خب فعلا.
‫- موفق باشید.

02:01.248 --> 02:02.874
‫- بسته نمی‌شه چون...
‫- میُفتم!

02:02.874 --> 02:04.251
‫- اینو بیار بیرون.
‫- باشه رفیق.

02:04.251 --> 02:07.587
‫- نمی‌خوام... بذار باشه!
‫- باشه ولی کیفـت بسته نمی‌شه‌ها.

02:09.130 --> 02:11.231
«عشق افلاطونی»
[فصل اوّل، قسمت دوّم]

02:22.686 --> 02:26.731
‫- خب دیشب با «ویل» چطور گذشت؟
‫- خب سی ثانیه‌اش خوش گذشت.

02:26.731 --> 02:28.692
‫و بعدش باز دوباره الم‌شنگه به پا شد.

02:28.692 --> 02:30.986
‫عملا ساعت یک نصفِ شب وسط خیابون

02:30.986 --> 02:32.654
‫داشتیم سر همدیگه جیغ و داد می‌کشیدیم.

02:32.654 --> 02:35.532
‫وای خدای من، شنیدنـش...

02:35.532 --> 02:37.701
‫...باعث می‌شه نسبت به 20 سال
‫گذشته‌ام، بیشتر احساس سرزندگی بکنم.

02:37.701 --> 02:39.494
‫کم کم باید بیشتر جیغ و داد بکشم.

02:39.494 --> 02:40.912
‫- جیغ و داد کشیدن خیلی مهمه.
‫- می‌دونم.

02:40.912 --> 02:42.038
‫غر زدن مهم نیست.

02:42.038 --> 02:44.332
‫نه واقعا... نمی‌خوام دروغ بگم،
‫شب محشری بود.

02:44.332 --> 02:46.585
‫اما نمی‌تونم.... واقعا،

02:46.585 --> 02:48.920
‫توی زندگیـم وقتی برای
‫مشکلات ساختگی و الکی ندارم.

02:48.920 --> 02:51.798
‫همینجوریش به اندازۀ کافی مشکلات دارم.
‫مثلا یکیـش اون.

02:51.798 --> 02:55.552
‫قراره برای بار سوم خونۀ
.توی «انسینو» رو ببینم

02:55.552 --> 02:58.054
‫بخدا قسم اگه نخرمش،
‫دیگه ولـم می‌کنه.

02:58.054 --> 02:59.890
‫مگه بهت نگفته بودم «دایان»

02:59.890 --> 03:01.433
‫- رو واسه مشاور املاکیت استخدام نکنی؟
‫- می‌دونم، می‌دونم.

03:01.433 --> 03:03.560
‫یه مادر شاغلـه.
‫در حدِّش نیستیم که.

03:03.560 --> 03:05.353
‫کت پوشیده تنش بابا.

03:05.353 --> 03:06.771
‫- فهمیدیم بابا. کارمندی تو.
‫- آره.

03:06.771 --> 03:08.940
‫بعضی‌هامون هنوز
‫درگیر کار توی خونه هستیم.

03:08.940 --> 03:11.902
‫فقط بخاطر اینکه گرمکن پوشیدم،
‫دلیل نمی‌شه که شغل واقعی ندارم.

03:11.902 --> 03:13.820
‫- خیلی باکلاسه. می‌دونم.
‫- آره.

03:13.820 --> 03:16.698
‫می‌دونم.
‫اگه هیچکدوممون مادر نبودیم،

03:16.698 --> 03:19.159
‫اصلا امکان نداشت حاضر بشه
‫باهام همکاری بکنه.

03:19.159 --> 03:21.119
‫- هرگز.
‫- سلام!

03:21.119 --> 03:23.496
‫- دایان!
‫- اداش رو درنیار... اداش رو درنیار.

03:23.496 --> 03:26.041
‫- سلام سیلویا.
‫- سلام.

03:26.041 --> 03:29.502
‫عجب روز هیجان‌انگیزی.
‫یه تخفیفی زدیم.

03:29.502 --> 03:33.048
‫درسته. امروز رسما باید با پول
‫یه خونه‌ای بخریم.

03:33.048 --> 03:34.883
‫چون این خانم باعث شده
‫خودم رو به زمین و زمان بکوبم.

03:34.883 --> 03:36.176
‫- من رو می‌گه!
‫- امسال بیشتر از

03:36.176 --> 03:38.094
‫40‏ تا خونه رو دیدیم.

03:38.094 --> 03:39.888
‫- نه.
‫- الن و پورشا توی یه روز

03:39.888 --> 03:41.389
‫خونه‌ـشون رو خریدن.

03:41.389 --> 03:43.808
‫- چیزهای خوبی درمورد الن شنیدم.
‫- منم همینطور!

03:43.808 --> 03:45.685
‫بهش گفته بودم: «هیچ میون‌بُری نیست.

03:45.685 --> 03:48.230
‫نمی‌شه که یه خونۀ بزرگ
‫و تازه‌ساخت

03:48.230 --> 03:49.773
‫رو توی یه مکان عالی
‫با قیمت مناسب پیدا کنید.»

03:49.773 --> 03:52.025
‫آره، حق با تو بود.
‫حق با تو بود. من اشتباه می‌کردم.

03:52.025 --> 03:55.362
‫و چیزی هم که گیرشون اومد
‫یه خونۀ کلنگی فوق‌العاده بود.

03:55.362 --> 03:57.113
‫- عه...
‫- منظورم اینه که خب قطعا یه پروژه‌ست.

03:57.113 --> 04:00.700
‫اما حالا که کوچولوش مهدکودکـه،
‫پروژۀ رویاییِ بعدیش خواهد بود.

04:00.700 --> 04:02.869
‫بالاخره وقتـش رو پیدا کردم.

04:02.869 --> 04:05.038
‫خب بگذریم. گوش کنید خانم‌ها.
‫من دیرم می‌شه.

04:05.038 --> 04:07.832
‫باید برم «مالیبو» تا یه
‫خونۀ ساحلی رو به مشتری نشون بدم.

04:07.832 --> 04:10.627
‫نمی‌تونم بگم مالِ کیه
‫اما با اسم «شمین لیزل» هم‌قافیه‌ست.

04:10.627 --> 04:11.920
‫اوه!

04:11.920 --> 04:14.756
‫اما دیرتر برمی‌گردم که ببینمتون.

04:14.756 --> 04:16.550
‫- ممنون دایان. تو بهترینی.
‫- خداحافظ.

04:16.550 --> 04:18.593
‫بابت سخت‌کوشی و صبوریت ممنون.

04:18.593 --> 04:19.970
‫- موفق باشی.
‫- می‌دونی چی عجیبـه؟

04:19.970 --> 04:21.221
‫خدای من.

04:21.221 --> 04:24.057
‫شمین لیزل اسم واقعیِ جد پدربزرگم
‫از استونیاست.

04:24.057 --> 04:26.601
‫- نه. نه.
‫- پاپی شمین. اوهوم.

04:27.686 --> 04:31.189
‫فکر کردم شمین لیزل، فرزندِ پنجمِ
‫خونوادۀ وان‌ترپـه.

04:31.189 --> 04:33.024
‫- عه آره شنیده بودم. آره.
‫- شمینی. شمینی.

04:33.024 --> 04:34.943
‫وای عزیزم.

04:36.063 --> 04:37.703
‫[مشنگ]

04:37.821 --> 04:41.658
‫خب دیگه چه خبر؟
‫قراره امروز یه کار مهیجی انجام بدیم؟

04:41.658 --> 04:43.994
‫- خدای من. خیلی خفنـه.
‫- خب، بگو ببینم چیه.

04:43.994 --> 04:46.371
‫بریم سوابق واکسیناسیون رو
‫برای سم ببریم.

04:46.371 --> 04:48.623
‫اولین اردوگاهی که مونده بود.
‫آره، واقعا هیجان‌انگیزه. آره.

04:48.623 --> 04:50.875
‫- عاشق این روزهامونم.
‫- اوه، منظورت هرروزه؟

04:50.875 --> 04:52.168
‫وای آره.

05:03.889 --> 05:07.392
‫سلام سیلویا. ویل‌ـم.
‫شرایط اضطراری و وحشتناکیـه.

05:07.392 --> 05:08.685
‫حتما بهم زنگ بزن.

05:13.857 --> 05:14.900
‫چه خبر شده؟

05:14.900 --> 05:18.194
‫هیچ مسئلۀ اضطراریی وجود نداره.
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم.

05:18.194 --> 05:19.362
‫حالت چطور مطوره؟

05:19.362 --> 05:21.072
‫خب. چیه... چی می‌خوای؟

05:21.072 --> 05:22.741
‫بیا صحبت کنیم. داری چیکار می‌کنی؟

05:22.741 --> 05:24.659
‫چی... چه خبر شده؟

05:24.659 --> 05:28.997
‫خیله‌خب. بذار بگم چی شده.
‫کارت بانکیت رو توی بارم جا گذاشتی.

05:28.997 --> 05:30.206
‫وای لعنتی.

05:30.206 --> 05:31.750
‫اگه می‌خواستی دوباره باهام وقت بگذرونی،

05:31.750 --> 05:33.209
‫نیازی به چنین حرکتی نبود که.

05:33.209 --> 05:36.171
‫- فقط کافی بود به ناهار دعوتم کنی.
‫- واقعا... وقتی برای این کارها ندارم.

05:36.171 --> 05:37.505
‫- پس ناهار؟
‫- نه.

05:37.505 --> 05:38.548
‫- عصرونه؟
‫- نه.

05:38.548 --> 05:41.509
‫دیم سام؟ پیشنهاد آخرمه.
‫نیای بخوری، قطعا پشیمون می‌شی.
‫(نوعی صبحونۀ کشور مالزی)

05:41.509 --> 05:42.636
‫باشه. خداحافظ ویل.

05:42.636 --> 05:45.472
‫بیخیال. وایسا، وایسا، وایسا.
‫کارت بانکیت رو نمی‌خوای؟

05:45.472 --> 05:48.642
‫دیشب نصف شب، وسط خیابون
‫سرم جیغ و داد کشیدی.

05:48.642 --> 05:51.937
‫هیچکسی جز سه تا بچه‌هام،
‫اینطوری باهام رفتار نمی‌کنه.

05:51.937 --> 05:54.439
‫تو هم سرم داد کشیدی.
‫داد کشیدیم دیگه. طبیعیـه.

05:54.439 --> 05:57.525
‫بعدش به همدیگه پیام دادیم.
‫چیزی نیست. چیزی نیست. مشکلی نیست.

05:57.525 --> 05:58.860
‫من فراموشش کردم. تو هم فراموشش کن.

05:58.860 --> 05:59.945
‫خودت فراموشش کن.

06:04.908 --> 06:07.452
‫خب دوباره آب جمع شده
‫اما می‌ترسم سیفون رو بکشم.

06:07.452 --> 06:10.580
‫نمی‌دونم. ممکنه با تلمبه زدن درست بشه،
‫ولی شاید هم بدترش بکنه.

06:10.580 --> 06:12.666
‫عه واقعا؟
‫باید بیای خونه درستش کنی.

06:12.666 --> 06:14.668
‫واقعا آمادۀ رفتن از این خراب‌شده‌ام.

06:14.668 --> 06:16.753
‫- از پسش برمیای.
‫- وای خدای من، سرازیر شده!

06:16.753 --> 06:18.421
‫- چیکار کردی مگه؟
‫- هیچی بابا، فقط داشتم نگاهش می‌کردم.

06:18.421 --> 06:22.509
‫وای نه! همه‌جا پخش شده.
‫وای! چرا زندگیـم اینطوریه؟

06:22.509 --> 06:24.427
‫نیاز داری که بیام خونه؟

06:24.427 --> 06:26.471
‫- خدافظ.
‫- خدافظ. دوستت دارم عزیزم.

06:26.471 --> 06:27.889
‫مستراح!

06:27.889 --> 06:30.350
‫لعنتی. گندش بزنن. نه! نه!

06:36.690 --> 06:38.358
‫لعنتی.

06:38.358 --> 06:40.485
‫وای اومدم!

06:42.946 --> 06:44.155
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

06:44.155 --> 06:46.950
‫- اسمش «قهرمان بازی درآوردن»ـه.
‫- وقت برای این خزئبلات ندارم.

06:46.950 --> 06:49.661
‫من آدم بزرگی هستم.
‫در مدحِ من شعر می‌نویسن.

06:49.661 --> 06:52.038
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- می‌تونی بیای کمکـم کنی؟

06:52.038 --> 06:54.583
‫می‌تونم از این آووکادوها بردارم؟

06:55.500 --> 06:56.543
‫آخ.

06:57.210 --> 06:59.129
‫وای خدا، وای خدا.

06:59.129 --> 07:00.797
‫بهت قول می‌دم، فقط آبـه.

07:00.797 --> 07:02.465
‫- عه واقعا؟ باشه.
‫- یه کاری کن قطع بشه.

07:02.465 --> 07:04.009
‫نمی‌دونم چطوری جلوش رو بگیرم.

07:04.593 --> 07:06.553
‫شرایط خوبی نیست.

07:07.095 --> 07:08.805
‫تو این کار رو کردی؟ کار تو بوده؟

07:08.805 --> 07:10.181
‫- می‌تونی درستش کنی؟
‫- بعله.

07:11.182 --> 07:12.475
‫بفرما.

07:12.475 --> 07:15.562
‫- ممنون. خیلی ممنونم.
‫- بفرما. تِی‌ات کجاست؟

07:15.562 --> 07:19.441
‫توی آشپزخونه‌ست اما...
‫نیازی نیست که چنین کاری بکنی.

07:19.441 --> 07:22.986
‫مشکلی نیست.
‫60‏ درصد بارتندر بودن، تِی زدنـه.

07:22.986 --> 07:24.446
‫ممنون. داری لطف می‌کنی.

07:24.446 --> 07:26.156
‫خونه‌اتون خیلی قشنگه. خیلی دنجـه.

07:26.156 --> 07:27.365
‫منظورت کوچیکـه.

07:27.365 --> 07:28.867
‫نه، منظورم اینه که خیلی دنجـه.

07:29.534 --> 07:32.746
‫وای خدای من. آیپدِ پسرمه.

07:32.746 --> 07:36.458
‫وای آیپد مخفی. پورن تماشا می‌کنه.

07:36.458 --> 07:37.959
‫- هشت سالشه‌ها.
‫- خب؟

07:38.501 --> 07:40.795
‫من هشت سالـم که بود،
.بدجور حال‌به‌هم‌زن بودم

07:42.297 --> 07:44.299
‫- اونجا نریز. چندشه.
‫- چرا؟

07:44.299 --> 07:46.468
‫- چرا چندشـه؟
‫- چون توی وان حموم دراز می‌کشیم.

07:46.468 --> 07:48.887
‫- چندش نیست که. می‌شه این آب رو خورد حتی.
‫- خیلی کارها می‌شه کرد.

07:48.887 --> 07:50.388
‫- دقیقا. تشنه‌اتـه؟
‫- لطفا ببرش اون...

07:50.388 --> 07:52.766
‫می‌خوای آب رشته‌های تی رو بخوری؟

07:53.808 --> 07:56.603
‫می‌خوای بعد اینجا چیکار کنیم؟
‫بریم ساحل؟

07:56.603 --> 07:58.939
‫یکمی صدف بخوریم؟ یا یه فیلمی ببینیم؟

07:58.939 --> 08:03.318
‫نمی‌تونم. کار دارم. درواقع می‌خوام
‫مبلغ پیشنهادیِ یه خونه‌ای رو بدم.

08:03.318 --> 08:05.153
‫آره، بعد از اینکه برای دور آخر ببینمش.

08:05.153 --> 08:06.863
‫خوبه. اینجا چشه مگه؟

08:06.863 --> 08:09.157
‫تعدادمون زیاد شده دیگه.
‫واسه پنج نفریـمون زیادی کوچکه.

08:09.157 --> 08:11.618
‫یه سرویس بیشتر نداره.
‫که اینطوری هم فوران کرده.

08:11.618 --> 08:13.203
‫- خونه جدیده چطوریه؟
‫- محشرـه!

08:13.203 --> 08:16.206
‫می‌دونی، کلنگیـه.
‫یکمی تعمیرات لازم داره.

08:16.206 --> 08:17.666
‫می‌شه بیام ببینمش؟

08:17.666 --> 08:18.625
‫- نه.
‫- خواهش می‌کنم.

08:18.625 --> 08:20.335
‫لطفا بذار بیام.
‫تازه کارم توی نوسازی خونه حرف نداره.

08:20.335 --> 08:22.295
‫- از کِی تا حالا؟
‫- بیشترِ بار رو خودم تنهایی تعمیر کردم.

08:22.295 --> 08:23.213
‫واقعا؟

08:23.213 --> 08:25.215
‫بله. کشتارگاهِ مرغ و جوجه بوده
‫وقتی که ما خریدیمش.

08:25.215 --> 08:26.800
‫- بیخیال.
‫- آره.

08:26.800 --> 08:29.261
‫هنوزم پَر و نوک پیدا می‌شه.

08:29.761 --> 08:33.097
‫می‌دونم. جدی می‌گم، می‌شه بیام؟
‫قول می‌دم مفید واقع بشم.

08:34.224 --> 08:36.308
‫باشه. فقط حرف نزن.

08:36.308 --> 08:37.561
‫- نمی‌زنم.
‫- نه...

08:37.561 --> 08:39.437
‫با من و نه کسِ دیگه‌ای نباید حرف بزنی.

08:39.437 --> 08:41.690
‫- حرف زدن ممنوعه. عالیه.
‫- بله.

08:41.690 --> 08:43.900
‫خب چند وقت یکبار آدری رو می‌بینی؟

08:44.484 --> 08:47.028
‫نمی‌دونم. هر چند هفته یکبار.

08:47.028 --> 08:50.782
‫هنوزم یه سری وسیله مسیله دارم که
‫هنوز از خونه نبردمشون.

08:50.782 --> 08:53.994
‫بخاطر همینم هر از گاهی می‌رم
‫که یه چیزی بردارم.

08:53.994 --> 08:55.287
‫چی؟ چرا؟

08:55.912 --> 08:57.998
‫فقط... می‌دونی.
‫اثاث‌کشی زمان‌بَره.

08:57.998 --> 08:59.457
‫توی یه روز می‌شه انجامش داد.

08:59.457 --> 09:02.127
‫می‌دونی، مسئله فقط وسایلم نیست.
‫گندالف هنوز اونجاست.

09:03.169 --> 09:05.130
‫- آدری گندالف داره؟
‫- آره.

09:05.130 --> 09:07.799
‫اما اول مال تو بوده.
‫تو عاشق اون مارمولکی.

09:07.799 --> 09:10.969
‫من هنوزم گندالف رو دوست دارم. فقط...
‫اصرار داشت که نگهش داره

09:10.969 --> 09:14.180
‫چون فکر می‌کرد من برای نگهداری ازش
‫به اندازه کافی مسئولیت‌پذیر نیستم.

09:14.180 --> 09:16.433
‫چه مسخره.

09:16.433 --> 09:19.686
‫انگار پسرته ولی خب مارمولکه.
‫باید حضانتـش رو بگیری.

09:19.686 --> 09:22.814
‫حضانت مشترک داریم
‫چون همیشه می‌تونم برم دیدنـش.

09:22.814 --> 09:24.774
‫چی؟

09:25.483 --> 09:28.028
‫- چیه؟ بگو بهم. بگو دیگه.
‫- هیچی. فقط... نمی‌دونم.

09:28.028 --> 09:31.865
‫اگه زندگیـتون همچنان به هم وصل باشه،
‫فراموش کردن طلاق کار سختی می‌شه.

09:31.865 --> 09:34.993
‫خب طلاق چیز خوبی نیست.
‫اینطوری نیست که با همدیگه ازدواج کنید،

09:34.993 --> 09:36.953
‫و روز بعد دیگه قرار نیست همدیگه رو ببینید.

09:37.996 --> 09:41.124
‫تا حالا به این فکر کردی
‫که تو عمدا وسایلت رو اونجا گذاشتی

09:41.124 --> 09:44.252
‫و اونم عمدا گندالف رو نگه داشته
‫تا ارتباطتـون از بین نره

09:44.252 --> 09:48.298
‫و این ماجراهای بینـتون، حالا
‫هرچیزی که هست سرجاش بمونه؟

09:48.298 --> 09:53.136
‫حالا که بهش اشاره کردی،
‫بحث‌هامون خیلی هیجان‌انگیزن.

09:54.304 --> 09:58.099
‫و اغلب به سکس ختم می‌شن.

09:58.099 --> 09:59.684
‫بفرما. همینه.

09:59.684 --> 10:01.186
‫خیلی هیجان‌انگیزـه.

10:01.186 --> 10:02.479
‫نه. ممنون.

10:02.479 --> 10:05.440
‫- دعواهامون تحریک‌آمیزه.
‫- نه ممنون.

10:05.440 --> 10:07.442
‫- نمی‌خوام بشنوم. نخیر.
‫- چندشه از نظرت؟

10:07.442 --> 10:11.279
‫- به لذتـم نگو چندش.
‫- اَه! بسه.

10:12.614 --> 10:16.076
‫خب درمورد این خونه بهم بگو.
‫چه مدلیه؟

10:16.701 --> 10:19.537
‫- اسکلت محکمی داره.
‫- خب.

10:19.537 --> 10:22.040
‫متراژ بالایی داره.
‫استخر داره.

10:22.040 --> 10:24.292
‫عالیه. باید بکوبیدش دوباره بسازید؟

10:24.292 --> 10:26.795
‫یا فقط نیاز به بازسازی داره؟

10:26.795 --> 10:31.007
‫واقعا نیاز به تخریب یا خرید و فروش نداره.

10:32.175 --> 10:33.885
‫یه...

10:33.885 --> 10:36.680
‫قبلا خونه سالمندان بوده.

10:38.807 --> 10:39.975
‫عه.

10:42.769 --> 10:45.230
‫بعد از کرونا تعطیل شده.

10:46.022 --> 10:48.024
‫- قطعا همینطوره.
‫- گمشو. خفه شو.

10:48.024 --> 10:49.109
‫آها.

10:51.111 --> 10:53.780
‫- فقط یکمی متفاوته خب؟ آره.
‫- جالبه. بی‌صبرانه منتظر دیدنـشم.

10:53.780 --> 10:56.157
‫- سلام.
‫- وای سلام.

10:56.157 --> 11:00.120
‫- موفق شدی. خیلی از دیدنت خوشحالم.
‫- وای سلام، از دیدنت خوشحالم.

11:00.120 --> 11:01.746
‫حتما شمام چارلی هستید. بالاخره
‫افتخار آشنایی پیدا کردیم.

11:01.746 --> 11:03.623
‫- سلام.
‫- خوشحالم که بالاخره دیدمتون.

11:03.623 --> 11:05.000
‫- نه نه نه.
‫- سلام. نه.

11:05.000 --> 11:07.794
‫- ایشون ویل هستن. پیمانکار بنده.
‫- بنده ویل هستم. بله، پیمانکارم.

11:07.794 --> 11:10.338
‫- عالیه. خوشحالم که برای بررسی اومدید.
‫- پیمانکار حرفه‌ایم.

11:10.338 --> 11:13.717
‫همچنین مجری یه برنامه توی شبکۀ نیکلودئونـه.

11:13.717 --> 11:15.135
‫- آها.
‫- وای خدای من.

11:15.135 --> 11:18.096
‫و با سبک موسیقی رگا به بچه‌ها یاد می‌دیم
‫اعتماد به نفس داشته باشن.

11:18.096 --> 11:20.515
‫تا حالا چیزی ازش نشنیدم.
‫باید یه نگاهی بهش بندازم.

11:20.515 --> 11:22.934
‫چارلی نتونست امروز بیاد.
‫سرکار زیادی سرش شلوغه.

11:22.934 --> 11:25.729
‫- پس... آره.
‫- این خونه محشره.

11:25.729 --> 11:26.813
‫- باورنکردنیـه.
‫- آره.

11:26.813 --> 11:29.065
‫- «باترل» و این چیزهاش.
‫- آره.

11:29.065 --> 11:30.901
‫- جزئیاتـش رو ببین.
‫- اوهوم.

11:30.901 --> 11:32.694
‫واسه سال 1926ـه مشخصا؟

11:32.694 --> 11:34.029
‫- سال 1986.
‫- می‌خواستم بگم اتفاقا.

11:34.029 --> 11:36.072
‫- ببند. ببند.
‫- 50‏ سال قدمت داره. می‌دونید...

11:36.072 --> 11:37.782
‫پس بخش داخلیِ خونه...

11:37.782 --> 11:40.660
‫- دیگه 550 متر مربع می‌شه؟
‫- 320‏ متر مربعه.

11:40.660 --> 11:42.287
‫- شک دارم‌ها.
‫- اما...

11:42.287 --> 11:43.830
‫- مطمئنید؟
‫- وای آره.

11:43.830 --> 11:45.206
‫بریم یه نگاهی بندازیم؟ چشمی اندازه می‌گیرم.

11:45.206 --> 11:46.875
‫- آره، متراژ زمین 550 متر مربعه.
‫- آره، چشمی اندازه می‌گیریم.

11:46.875 --> 11:49.252
‫پس 6 هزار دلاری هست.

11:49.252 --> 11:51.296
‫بیاید بریم داخلش رو ببینیم.
‫برای چهارمه که اینجاییم،

11:51.296 --> 11:54.257
‫و امیدوارم که برای بار آخر باشه.

11:54.257 --> 11:55.675
‫- بریم!
‫- خداروشکر.

11:55.675 --> 11:57.636
‫- اینجا رو نگاه کن.
‫- آره.

11:57.636 --> 12:00.972
‫هفت تا تختۀ شطرنج داره ‫که پیدا کردنـش
کار آسونی نیست. حتی توی این دوره.

12:00.972 --> 12:04.726
‫اصلا بهش توجهی نکن
‫که اینجا قراره از اول طراحی بشه. آره.

12:04.726 --> 12:05.727
‫وای.

12:05.727 --> 12:08.104
‫آره. آره. اینجا می‌تونه لابی باشه یا...

12:08.104 --> 12:10.273
‫آره، عجب سقف بلندی.

12:10.273 --> 12:11.942
‫خیلی بلند و پَهنـه..

12:11.942 --> 12:13.985
‫- که به سختی می‌شه بهش دست زد.
‫- ...آکوستیک خوبی داره. آره.

12:13.985 --> 12:15.654
‫- آره، آکوستیکش خوبه.
‫- آره. آها.

12:15.654 --> 12:18.573
‫و فضاش مثل مدرسه‌ست.

12:18.573 --> 12:19.741
‫اوهوم.

12:19.741 --> 12:22.327
‫اگه نگران امنیت و این داستان‌هایید
‫که کلی تراس و فضاهای بزرگ داره.

12:22.327 --> 12:24.621
‫- اینجا رو نگاه کن. کار می‌کنه؟
‫- آره، و...

12:27.707 --> 12:30.335
‫آره! کار می‌کنه.

12:33.672 --> 12:36.758
‫می‌شه لطفا به جای اولش برگردونیش لطفا؟

12:50.188 --> 12:51.606
‫ممنون. خیلی ممنونم.

12:51.606 --> 12:52.566
‫این چیه؟

12:52.566 --> 12:54.943
‫پزشک. پزشک. پزشک.

12:54.943 --> 12:56.778
‫پزشک. پزشک. پزشک. پزشک.

12:56.778 --> 12:58.738
‫خدای من.

12:59.364 --> 13:02.200
‫همه عاشقِ این دکمه‌ان.

13:02.200 --> 13:04.327
‫اما می‌دونید چیه؟ خوبیش اینه که،

13:04.327 --> 13:07.414
‫با سیم‌کشیِ داخل سقف،
‫می‌تونید یه سیستم صوتی راه بندازید...

13:07.414 --> 13:08.748
‫- وای آره.
‫- ...که سرتاسر...

13:08.748 --> 13:10.041
‫- فکر خوبیه.
‫- نه، نه...

13:10.041 --> 13:11.084
‫وای آره.

13:11.084 --> 13:13.003
‫- ما این چیزها رو جمع می‌کنیم.
‫- آره خوب شد.

13:13.003 --> 13:16.006
‫- آره... گمونم آره. خدای من...
‫- بهت میاد.

13:16.006 --> 13:18.508
‫- اوه من فقط...
‫- من بودم اونجا نمی‌نشستم.

13:18.508 --> 13:20.093
‫- حتی نـ... نه...
‫- مراقب باش بابا.

13:20.093 --> 13:23.388
‫- وای نه. نه. این کار رو نکن. چی...
‫- چیزی نیست. فقط یه ننوی کوچکه.

13:23.388 --> 13:26.099
‫- پس... شما پیمانکارید؟
‫- پاشو.

13:26.099 --> 13:29.394
‫بله، بیشتر از ده سالی می‌شه
‫که کار پیمانکاری انجام می‌دم.

13:29.394 --> 13:31.897
‫و تا حالا همدیگه رو ندیدیم.

13:31.897 --> 13:34.357
‫راستش به نظرم همدیگه رو دیدیم.
‫شما فقط من رو یادتون نمیاد.

13:34.357 --> 13:36.234
‫- اگه دیده بودمتون، حتما یادم می‌موند.
‫- نه.

13:36.234 --> 13:38.361
‫آره. آها.

13:38.945 --> 13:40.030
‫اوه.

13:40.030 --> 13:43.533
‫اینجا اتاق موردعلاقمه.

13:43.533 --> 13:45.785
‫حس سواحل شرقی و این چیزها بهم می‌ده.

13:45.785 --> 13:49.289
‫آره، شبیه یه بیمارستان مستعمراتی
‫یا سردخونۀ کیپ‌کادـه.

13:49.289 --> 13:52.500
‫آره، می‌خوام اون دیوار رو خراب کنم
‫و یه اتاق غذاخوری بزرگ بسازم

13:52.500 --> 13:55.045
‫- که بتونیم با همدیگه خوش بگذرونیم. آره.
‫- خوبه. خفنه. خیلی خفنه.

13:55.045 --> 13:57.297
‫حس می‌کنی که انگار یکی اینجا مُرده؟

13:57.297 --> 13:59.132
‫چون من احساس می‌کنم که انگار
‫یکی اینجا مُرده.

13:59.132 --> 14:01.468
‫- مهم نیست.
‫- توی این اتاق نبوده. بعله.

14:01.468 --> 14:03.470
‫بسیارخب.
‫این وسایل‌ها توی خونه می‌مونه

14:03.470 --> 14:06.848
‫یا که صاحبـشون، برنامه داره همه‌ـشون
‫رو با خودش به قلمرو بعدیـش منتقل کنه؟

14:06.848 --> 14:10.644
‫می‌شه لطفا بس کنی؟ لطفا فقط بس کن.
‫می‌دونم که داره بهت خوش می‌گذره اما من...

14:10.644 --> 14:11.811
‫- کافیه.
‫- باشه، شرمنده.

14:11.811 --> 14:14.105
‫حق با توئه. زیاده‌روی کردم.
‫درست می‌گی.

14:14.105 --> 14:16.524
‫- ممنون. ممنون.
‫- عذر می‌خوام. عجب چوبِ خوبی.

14:16.524 --> 14:18.777
‫- چوبـش واقعی نیست.
‫- عه خب عالیه.

14:19.277 --> 14:22.239
‫و اینجا قراره اتاق سایمون بشه.

14:22.239 --> 14:24.241
‫یه آشپزخونۀ کوچولو داره.

14:26.076 --> 14:27.369
‫آرزوی هر پسریـه.

14:33.041 --> 14:34.501
‫ممنونم.

14:34.501 --> 14:38.255
‫- اینجا مال فرانسس‌ـه.
‫- اینجا یه یخچال بزرگ داره.

14:40.131 --> 14:42.717
‫داخلش دندون و خون هست.

14:42.717 --> 14:48.223
‫ولی می‌تونم برنامۀ تخلیه‌ـشون
‫از اینجا بریزم، مشکلی نیست. آسونه.

14:48.223 --> 14:51.184
‫- آره، ترتیب کارها رو دادن کار سختی نیست.
‫- بله.

14:52.936 --> 14:56.731
‫- و اینجا هم می‌شه اتاق میو.
‫- وای، یه آشپزخونۀ کوچکِ دیگه.

14:58.733 --> 14:59.901
‫این چه کوفتی بود؟

15:01.444 --> 15:04.489
‫- دیدید دیگه، درسته؟ شما هم دیدید؟
‫- بخاطر جریان هواست.

15:04.489 --> 15:05.824
‫قبلا هم اینطوری شده؟

15:05.824 --> 15:07.367
‫بریم پذیرایی رو ببینیم.

15:07.951 --> 15:09.786
‫جریان هوا نبودها.

15:09.786 --> 15:11.538
‫یعنی بچه‌ها عاشقش می‌شن.

15:11.538 --> 15:12.581
‫عاشق چی؟

15:14.207 --> 15:15.792
‫از چی حرف می‌زنید؟

15:15.792 --> 15:18.086
‫و اینجا اتاق ما خواهد بود.

15:18.086 --> 15:20.130
‫اوه اتاق اصلی.

15:20.130 --> 15:21.298
‫آره و مشخصا می‌دونید،

15:21.298 --> 15:23.425
‫بین توالت و اتاق خواب
‫یه دیوار می‌کشیم.

15:23.425 --> 15:26.428
‫و آشپزخونۀ کوچک و تجهیزات آی‌وی،

15:26.428 --> 15:28.555
‫و کرکره‌ها
‫و میله‌ـشون،

15:28.555 --> 15:31.141
‫و ریل و تجهیزات ایمنیـشون رو برمی‌داریم...

15:31.141 --> 15:33.143
‫آره و بعدش یه چندتا پنجره اینجا می‌زنیم...

15:33.143 --> 15:34.060
‫- آها آره.
‫- ...یه جورایی.

15:34.060 --> 15:36.396
‫آره کار آسونیـه. فقط کافیه
‫این دیوار رو تخریب کنید.

15:36.396 --> 15:38.148
‫این دیگه دیوارش بیرونی نیست.

15:38.899 --> 15:39.816
‫اینجا رو نگاه کنید.

15:39.816 --> 15:42.027
‫- پزشک. پزشک.
‫- خدایا! شرمنده. شرمنده.

15:42.027 --> 15:43.862
‫- پزشک. پزشک. پزشک.
‫- باید دو بار بزنیـش.

15:43.862 --> 15:46.573
‫- پزشک. پزشک. پز...
‫- باید دو بار بزنیـش.

15:47.908 --> 15:50.243
‫- با اون یکی دکمه فرق داره.
‫- آره.

15:50.911 --> 15:51.912
‫خوبه.

15:52.454 --> 15:53.538
‫صندلی واسه ریدن دارن.

15:53.538 --> 15:55.081
‫آره.

15:55.665 --> 15:56.666
‫- همراهـشه. آره.
‫- آره.

15:56.666 --> 15:58.001
‫- بسیارخب.
‫- آره، فقط...

15:58.710 --> 15:59.920
‫- درستش کنید.
‫- اوهوم.

16:04.758 --> 16:06.635
‫- لطفا ولش کن.
‫- واقعا دلم می‌خواد.

16:06.635 --> 16:08.637
‫- لطفا. التماست رو می‌کنم.
‫- واقعا، خیلی دلم می‌خواد.

16:08.637 --> 16:10.013
‫وای پسر.

16:10.805 --> 16:13.141
‫نظر چارلی... درمورد اینجا چیه؟

16:13.141 --> 16:14.392
‫- عاشقشه.
‫- آره.

16:14.392 --> 16:17.354
‫اما الان حاضره تا جایی که استطاعت خریدِ
‫یه خونۀ بزرگ رو داره، همون رو بخره.

16:17.354 --> 16:19.147
‫اگه می‌تونستیم به یه بلک‌باستر
متروکه کوچ می‌کردیم.

16:19.147 --> 16:21.316
‫متاسفانه همشون به تکنولوژی مجهزن.

16:22.359 --> 16:24.611
‫اما می‌شه باهات روراست باشم؟

16:24.611 --> 16:26.863
‫بله، لطفا با جذبه و
تدبیرِ همیشگیت ادامه بده.

16:26.863 --> 16:29.574
‫خیله‌خب، اینجا مثل کابوس می‌مونه.

16:29.574 --> 16:31.785
‫و نوسازی اینجا به فضایی که

16:31.785 --> 16:35.830
‫لزوما افتضاح نباشه،
‫خدا تومن واست خرج برمی‌داره.

16:35.830 --> 16:38.041
‫چرا نمی‌رید یه جایی که کاملا ساخته شده‌ست؟

16:38.041 --> 16:39.459
‫مگه چارلی وکیل نیست؟

16:39.459 --> 16:42.087
‫آره اما سه تا بچه داریم
‫و درآمدمون یکطرفه‌ست.

16:42.087 --> 16:44.756
‫و داریم توی گرونـترین
شهر آمریکا زندگی می‌کنیم.

16:44.756 --> 16:46.508
‫پس انقدر ول نگرد و یه شغلی پیدا کن.

16:46.508 --> 16:49.302
‫13‏ سالی می‌شه که بخاطر تربیت
‫بچه‌هام کار نکردم.

16:49.302 --> 16:50.845
‫نمی‌شه که همینطوری برم یه شغلی پیدا کنم.

16:50.845 --> 16:53.390
‫توی زیپ‌رکروتر ثبت‌نامت می‌کنم خب؟

16:53.390 --> 16:57.018
‫احمق‌ترین آدم‌های کرۀ خاکی هم
‫شاغل هستن. تو که دیگه می‌تونی کار پیدا کنی.

16:57.018 --> 17:00.438
‫ببین اگه بخوایم خونۀ بزرگتری بگیریم،
‫توان خرید اینجا رو داریم.

17:00.438 --> 17:05.193
‫پس منم قراره آستین بالا بزنم
‫و اینجا رو خوشگلش کنم.

17:05.193 --> 17:07.987
‫چند سالی زمان می‌بره
‫و بعدش به اینجا نقل مکان می‌کنیم.

17:07.987 --> 17:09.989
‫آره چند سال طول می‌کشه،
‫جن‌گیری هم لازم داره.

17:09.989 --> 17:12.575
‫گوش کن زندگی ما خیلی متفاوتـه ویل.
‫حقیقته دیگه خب؟

17:12.575 --> 17:14.744
‫تو می‌تونی با این کلاه مسخره‌ات
‫هرجا که دلت می‌خواد بری و

17:14.744 --> 17:17.497
‫هرکاری که دلت می‌خواد بکنی.

17:17.497 --> 17:21.251
‫مادر بودن عملا وظایفی هست
‫که جزو علایق تو نیست.

17:21.251 --> 17:23.169
‫مثل یه ربات می‌مونی خب؟

17:23.169 --> 17:25.671
‫قوانین جامعه که نیستن.
‫بیخیال این مزخرف بشو.

17:25.671 --> 17:27.007
‫- چی؟
‫- آره.

17:27.007 --> 17:28.466
‫چارلی می‌خواد خونه‌ـمون رو عوض کنیم.

17:28.466 --> 17:31.094
‫و بچه‌ها دارن بزرگتـر می‌شن،
‫و به فضای بیشتری نیاز دارن.

17:31.094 --> 17:32.220
‫می‌خوای اینجا زندگی کنی تو؟

17:32.220 --> 17:34.973
‫معلومه که نمی‌خوام توی این جهنم زندگی کنم.
‫چی داری می‌گی تو؟

17:34.973 --> 17:37.684
‫- نه.
‫- نمی‌خوام. یه کابوسِ تسخیر شده‌ست.

17:37.684 --> 17:42.063
‫خب پس نظرت چیه بریم گم شیم
‫و خودمون رو با آب مقدس بشوریم

17:42.063 --> 17:44.441
‫و به چارلی بگیم که قرار نیست
‫به اینجا نقل مکان کنید؟

17:45.901 --> 17:50.405
‫به چارلی می‌گم به شرط اینکه
‫بری خونۀ آدری و وسایلت رو جمع کنی

17:51.323 --> 17:52.574
‫و درست و حسابی باهاش کات کنی.

17:52.574 --> 17:55.035
‫داری اخاذی احساسی می‌کنی.

17:55.035 --> 17:57.579
‫چون به عنوان دوست واسم اهمیت داری
‫می‌خوای مجبورم کنی کاری رو بکنم

17:57.579 --> 17:59.331
‫- که نمی‌خوام؟
‫- من بیشتر بهت اهمیت می‌دم.

17:59.331 --> 18:00.624
‫- من در این مورد مطمئن نیستم.
‫- تو باید...

18:00.624 --> 18:02.375
‫- از شر اون رابطه خلاص بشی.
‫- مطمئن نیستم.

18:02.375 --> 18:04.669
‫- باید از خونۀ اون دختر بیای بیرون.
‫- می‌دونی چیه؟

18:05.170 --> 18:07.589
‫ردیفه. انجامش می‌دم.

18:07.589 --> 18:09.049
‫- واقعا؟ عه.
‫- انجامش می‌دم. آره.

18:09.049 --> 18:10.926
‫- حالا حرکت کن. آره.
‫- واقعا؟

18:11.843 --> 18:13.470
‫به این خانم ترسناکه بگو که
‫قرار نیست اینجا زندگی کنی.

18:13.470 --> 18:15.889
‫- حالا خودم باید انجامش بدم؟
‫- بله، همین الانم باید بگی. دارن میان.

18:15.889 --> 18:17.849
‫- شرطـمون قبوله. انجامش دادیم.
‫- چطوری آخه من...

18:17.849 --> 18:19.351
‫- برو بگو. فقط برو.
‫- من خیلی می‌ترسم.

18:19.351 --> 18:20.644
‫- بگو.
‫- می‌شه تو بگی؟

18:20.644 --> 18:22.103
‫بسیارخب رفقا.

18:22.103 --> 18:24.397
‫وقت کاغذبازیـه.

18:24.397 --> 18:28.276
‫می‌دونم. می‌دونم که همه از کاغذبازی بدشون
میاد ‫اما یه کاری می‌کنم باحال و سریع پیش بره.

18:28.276 --> 18:30.987
‫فقط می‌خوایم اسمتون رو اینجا...

18:30.987 --> 18:33.615
‫خیلی شرمنده، فقط...
‫نمی‌تونم انجامش بدم.

18:33.615 --> 18:35.450
‫- حتما شوخیت گرفته.
‫- من فقط... من...

18:35.450 --> 18:38.203
‫دیگه کمکـم نمی‌کنید قطعا. می‌دونم.

18:38.203 --> 18:40.038
‫بیاید روراست باشیم.
‫اینجا جای افتضاحیه، خب؟

18:40.705 --> 18:43.959
‫یعنی واقعا مزخرفه.

18:44.751 --> 18:46.419
‫مال پدرم بوده.

18:46.419 --> 18:48.213
‫خیلی متاسفم.

18:51.758 --> 18:54.761
‫وای خدای من!

18:55.387 --> 18:57.013
‫خیلی حال بهتری دارم.

18:57.013 --> 18:59.474
‫من شرطم رو انجام نمی‌دم. بیا بیخیالش بشیم.
‫نمی‌خوام انجامش بدم.

18:59.474 --> 19:00.976
‫- بیا به جاش بریم بستنی بخوریم خب؟
‫- نه.

19:00.976 --> 19:03.019
‫- واست بستنی می‌خرم.
‫- می‌ریم که شرط رو اجرا کنی.

19:03.019 --> 19:04.437
‫- نمی‌خوام. نه.
‫- نه، اصلا و ابدا.

19:04.437 --> 19:06.147
‫- بیخیال، لطفا. لطفا.
‫- امکان نداره.

19:06.147 --> 19:07.816
‫- داریم می‌ریم. داریم می‌ریم.
‫- تموم شده دیگه.

19:07.816 --> 19:10.569
‫به محض اینکه وسایلم رو از اونجا ببرم،
‫دیگه هیچوقت پام رو اونجا نمی‌ذارم،

19:10.569 --> 19:13.280
‫- و از فکر کردن درموردش هم بدم میاد.
‫- ویل داریم می‌ریم اونجا.

19:13.280 --> 19:14.698
‫انجامش می‌دیم و تو حالت بهتر می‌شه.

19:14.698 --> 19:17.826
‫- وای لعنتی.
‫- خوب پیش می‌ره!

19:26.710 --> 19:28.628
‫خونه نیست. ظاهرا مقدر نیست
‫چنین اتفاقی رخ بده. بیا بریم.

19:28.628 --> 19:30.338
‫بیا از این طرف بریم. بجنب.

19:34.050 --> 19:35.051
‫کسی نیست؟

19:43.143 --> 19:44.436
‫وای خدای من.

19:45.729 --> 19:46.897
‫گندالفـه.

19:46.897 --> 19:48.315
‫آخی.

19:48.315 --> 19:49.524
‫- نگاهش کن.
‫- بدجور شده.

19:49.524 --> 19:52.193
‫- خیلی افسرده شده. ناراحته.
‫- آره، دیدتت.

19:52.193 --> 19:54.821
‫- سلام. سلام. سلام.
‫- درسته. نگاه کن. سلام.

19:54.821 --> 19:56.323
‫- سلام.
‫- روشن شد.

19:56.323 --> 19:58.658
‫- آخی، خیلی...
‫- رفتارش کلا عوض شد.

19:59.451 --> 20:01.119
‫- سلام
‫- مثل نور روشن شد.

20:01.870 --> 20:03.496
‫- سلام کوچولو.
‫- خونه نیست.

20:03.496 --> 20:05.665
‫بهش زنگ بزن و یه قراری بذار
‫که بیای وسایلت رو برداری.

20:05.665 --> 20:07.292
‫- خب؟ بیا بریم.
‫- نه. نه. باید همین الان انجامش بدیم.

20:07.292 --> 20:09.211
‫شجاعتم رو از دست می‌دم.
‫باید باشی که حمایتم کنی.

20:09.211 --> 20:11.796
‫- بیا همین الان انجامش بدیم خب؟
‫- باشه ولی چطوری؟

20:11.796 --> 20:13.798
‫باید چهار دست و پا بشی
‫و از در خونۀ سگه وارد بشی.

20:13.798 --> 20:15.175
‫- چی؟ نه.
‫- باید انجامش بدی.

20:15.175 --> 20:16.760
‫- تنها راهـمونه.
‫- خودت انجامش بده.

20:16.760 --> 20:18.386
‫- من رد نمی‌شم که. باور
کن قبلا امتحان کردم. ‫- بیخیال.

20:18.386 --> 20:21.598
‫باید خیلی خیلی قلمی

20:21.598 --> 20:23.808
‫و لاغر و منعطف باشی.

20:23.808 --> 20:27.687
‫درکل بدن کشیده و جمع و جور
‫و پاهار کشیده‌ای داشته باشی.

20:27.687 --> 20:29.731
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی.
‫- خیلی باریک باشی.

20:29.731 --> 20:33.276
‫- خوشم اومد. خوشم اومد. باشه.
‫- خوبه. از در سگه برو داخل.

20:33.276 --> 20:35.070
‫باشه. از پسش برمیام.

20:35.070 --> 20:36.071
‫عجله کن. عجله.

20:36.071 --> 20:39.532
‫به کونـم نگاه نکن مگر اینکه
‫بخوای هیپنوتیزم بشی.

20:39.532 --> 20:40.951
‫در کمال احترام، نگاهی نمی‌کنم.

20:40.951 --> 20:42.494
‫فقط برو. بجنب.

20:46.665 --> 20:48.291
‫- چه با ظرافت. آفرین.
‫- بله.

20:48.291 --> 20:51.127
‫- نگاهش کن!
‫- موفق شدی. آره. خوبه. خوبه. خوبه.

20:51.127 --> 20:53.588
‫خوبه. در رو باز کن.
‫در رو باز کن. در رو باز کن.

20:55.090 --> 20:57.551
‫- خوبه. آفرین. بیا.
‫- آره، بجنب.

20:58.051 --> 20:59.803
‫- این طرفی.
‫- آره.

21:11.481 --> 21:14.526
‫داری چیکار می‌کنی ویل؟

21:14.526 --> 21:16.027
‫خونه‌ای که آدری.

21:16.027 --> 21:19.864
‫ویل تو که گفتی اینجا خونۀ توئه.
‫داری چیکار می‌کنی؟

21:19.864 --> 21:21.533
‫- تو داری چیکار می‌کنی؟
‫- سیلوی...

21:21.533 --> 21:24.035
‫- نه، چنین چیزی نگفتم.
‫- سیلویا ادا درنیار.

21:24.035 --> 21:26.204
‫توی دوربین دیدم که داری
‫از در مخصوص سگ وارد می‌شی.

21:26.204 --> 21:28.415
‫چرا نگفتی که دوربین داری.

21:28.415 --> 21:30.458
‫اگه می‌دونستی که حاضر به
‫انجام چنین کاری نمی‌شدی.

21:30.458 --> 21:33.420
‫من... ببین در دفاع ازش باید بگم
‫فقط اومده وسایلش رو برداره و

21:33.420 --> 21:35.797
‫- درست و حسابی باهات به هم بزنه. همین.
‫- وسایلت رو بهت نمی‌دم.

21:35.797 --> 21:37.757
‫- من وسایلم رو می‌خوام.
‫- خبری از وسایلت نیست

21:37.757 --> 21:39.885
‫چون شک ندارم که می‌تونی یه
‫شونۀ قدیمی

21:39.885 --> 21:43.263
‫و یه شارژر موبایل توی هر قبرستونی پیدا کنی
‫به جای اینکه ازشون به عنوان بهونه استفاده کنی

21:43.263 --> 21:46.308
‫- و بیای من رو بپایی.
‫- الان من شدم بپای تو؟

21:46.308 --> 21:47.767
‫باشه تو خوبی.

21:47.767 --> 21:50.395
‫چه مرگته سیلویا؟
‫تو اصلا چرا اینجایی؟

21:50.395 --> 21:52.272
‫خونه و زندگی نداری تو؟

21:52.272 --> 21:54.691
‫دارم. تو...
‫آره یادته. همینطوره.

21:54.691 --> 21:56.484
‫خب اگه واقعا به ویل اهمیت می‌دادی،

21:56.484 --> 21:58.695
‫هیچوقت پاش رو به مسخره‌بازی‌هایی که

21:58.695 --> 22:00.655
‫- چندسال پیش داشتید باز نمی‌کردی.
‫- باشه.

22:00.655 --> 22:03.533
‫شبیه دو تا نوجوونید که لقب‌های احمقانه

22:03.533 --> 22:05.493
‫و تکیه کلام و جوک‌های مسخره دارن.

22:05.493 --> 22:07.621
‫همیشۀ خدا تا ساعت 4 صبح
‫با همدیگه صحبت می‌کردید.

22:07.621 --> 22:10.749
‫با یه بچۀ نفخ کرده تنها مونده بودم.
‫با کی صحبت می‌کردم پس؟

22:10.749 --> 22:13.209
‫- شوهرت.
‫- خواب بود. سیستم کاریمون این بود.

22:13.209 --> 22:15.587
‫یعنی من شب‌ها کار می‌کردم
‫و اونم روزها فعال بود.

22:15.587 --> 22:16.880
‫مثلا من به بچه شیر می‌دادم...

22:16.880 --> 22:18.381
‫به عنم هم نیست.

22:18.381 --> 22:22.052
‫مسخره بازی‌های بینـتون
‫عجیب و مخرب بود.

22:22.052 --> 22:24.346
‫تو رو به شب‌های عاشقانه‌ـمون دعوت می‌کرد.

22:24.346 --> 22:26.181
‫لباس‌هایی که تو براش انتخاب کردی
‫رو می‌پوشید.

22:26.181 --> 22:28.225
‫چیکار باید می‌کردم؟
‫حد و حدودی مشخص نمی‌کردم؟

22:28.225 --> 22:29.226
‫واسش خوب نبود.

22:29.226 --> 22:30.769
‫می‌دونی چیه؟ حالا که دیگه با هم نیستیم،

22:30.769 --> 22:34.272
‫مجبور نیستم به سخنرانی‌های کسشر و
‫به حقت گوش بدم خب؟

22:34.272 --> 22:35.482
‫راستش بایدم گوش بدی

22:35.482 --> 22:37.442
‫چون الان وسط خونۀ منی

22:37.442 --> 22:40.528
‫اونم چی، بعد از اینکه مثل یه سگ
‫از در ورودی سگم وارد شدید.

22:41.363 --> 22:43.323
‫- سکس کنیم؟
‫- گورتون رو گم کنید!

22:43.323 --> 22:44.491
‫گم شو!

22:44.491 --> 22:45.784
‫می‌شه از دستشوییت استفاده کنم؟

22:45.784 --> 22:47.911
‫- شرمنده که درخواست کردم.
‫- آره، فقط برو بیرون.

22:47.911 --> 22:49.246
‫ممنونم.

22:51.206 --> 22:53.291
‫وای خیلی عصبانیـم می‌کنه.

22:53.875 --> 22:55.001
‫- کارت واقعا خوب بود.
‫- واقعا؟

22:55.001 --> 22:57.921
‫آره به جز اون قسمتش که داشتی التماس
‫می‌کردی باهات بخوابه.

22:57.921 --> 23:01.633
‫آره، تو بازنگری،
‫یکمی ترحم‌انگیز بود.

23:01.633 --> 23:03.093
‫- آره.
‫- اگه فقط...

23:03.093 --> 23:04.511
‫رفتارش ضد و نقیض بود، نبود؟

23:04.511 --> 23:06.429
‫- من چنین چیزی ندیدم.
‫- واقعا؟

23:06.429 --> 23:08.181
‫- نه.
‫- مگه توی یه اتاق نبودیم؟

23:08.181 --> 23:09.808
‫یه چیزی دارم که حالت رو خوب می‌کنه.

23:12.602 --> 23:15.981
‫- گندالفه.
‫- آره.

23:15.981 --> 23:18.650
‫سلام

23:18.650 --> 23:20.193
‫- نگاه کن، نجاتـش دادی.
‫- آره.

23:20.193 --> 23:22.821
‫- واقعا خوشحالتـره. مشخصه.
‫- خیلی ذوق‌زده‌ست.

23:22.821 --> 23:24.155
‫ده سال جوونتـر شده.

23:25.198 --> 23:26.700
‫ممنون خانم عزیز.

23:26.700 --> 23:27.909
‫- آره.
‫- خیلی شیرینـه.

23:27.909 --> 23:30.078
‫نکن. نکن. نکن. نکن. نه... نه.

23:30.078 --> 23:32.122
‫گمشو! گمشو. از این کارت خوشم نمیاد.

23:33.081 --> 23:34.499
‫- نگاهش کن.
‫- باید از اینجا بریم.

23:34.499 --> 23:36.126
‫باورت می‌شه بهمون گفت مخرب؟

23:36.126 --> 23:38.545
‫نه، ما دقیقا برعکسشیم.

23:38.545 --> 23:40.922
‫- ما سازنده‌ایم. می‌سازیم.
‫- سازنده‌ایم.

23:43.008 --> 23:44.509
‫وای!

23:44.509 --> 23:47.637
‫چی شد؟ وای!

23:47.637 --> 23:50.682
‫- آفرین! ایول! ایول!
‫- وای چه بد شد.

23:50.682 --> 23:52.517
‫شرمنده آدری.

23:52.517 --> 23:55.186
‫واقعا گندالف سر این
داستان‌ها خیلی به هم ریخته.

23:55.186 --> 23:56.438
‫وای رفیق.

24:04.529 --> 24:05.655
‫خیله‌خب.

24:06.573 --> 24:09.284
‫خب برو که رفتیم. عالی شد.

24:09.284 --> 24:11.578
‫- رسیدی نه؟
‫- رسیدم.

24:11.578 --> 24:13.622
‫- محله‌ـتونه. خوبه.
‫- آره خودشه.

24:13.622 --> 24:16.791
‫در طول روز واقعا قشنگه
‫ولی شب‌ها یکمی عجیب و غریب می‌شه.

24:16.791 --> 24:19.920
‫صدای پارس کلی سگ و
‫جیغ و داد آدم‌ها میاد.

24:19.920 --> 24:21.630
‫و گه‌گاهی هم صدای شلیک بلندی

24:21.630 --> 24:23.840
‫که اصلا نباید درموردش
‫زیاد سوال بپرسی.

24:23.840 --> 24:24.966
‫- می‌دونی منظورم چیه؟
‫- خب...

24:24.966 --> 24:26.551
‫- آره اما دوستش دارم.
‫- جالبه.

24:26.551 --> 24:27.886
‫- آره.
‫- آره.

24:33.642 --> 24:35.852
‫خب بابت امروز ممنونم.

24:35.852 --> 24:38.230
‫فکر کنم اگه بخاطر ایدۀ تو نبود،
‫اصلا دل و جرئت رد کردنِ

24:38.230 --> 24:41.107
‫اون خراب شده رو نداشتم.
‫پس ازت ممنونم.

24:41.107 --> 24:44.486
‫خب منم ازت ممنونم، می‌دونی،

24:44.486 --> 24:47.614
‫بخاطر اینکه بالاخره باعث شدی
‫با آدری کامل به هم بزنم...

24:47.614 --> 24:49.532
‫و کار رو یه سره کنم.

24:49.532 --> 24:53.995
‫قطعا دیگه نباید هیچوقت ببینمش
‫پس... ازت ممنونم.

24:56.665 --> 24:57.666
‫و...

24:58.792 --> 25:00.043
‫- و؟
‫- و...

25:01.419 --> 25:03.630
‫- ممنون بابت نجات گندالف...
‫- بله، قابلتون رو نداشت.

25:03.630 --> 25:06.132
‫- که از اون محیط وحشتناک خارجش کردی.
‫- خواهش می‌کنم.

25:06.132 --> 25:07.634
‫ایشونم ازت تشکر می‌کنه.

25:07.634 --> 25:08.885
‫نگاه کن که چقدر ذوق زده‌ست.

25:08.885 --> 25:11.596
‫آره، نگاهـش کن.

25:11.596 --> 25:13.473
‫- واقعا سپاس‌گزاره.
‫- خواهش می‌کنم.

25:14.975 --> 25:17.852
‫موضوع اینه، اگه بخوام روراست باشم،

25:17.852 --> 25:20.564
‫واقعا برای مراقبت از گندالف
‫آدم درستی نیستم.

25:21.731 --> 25:23.400
‫آدم درستی برای مراقبت از
‫یه مارمولک نیستی؟

25:23.400 --> 25:26.611
‫واقعا آدم درستی برای مراقبت از هرچیزی
‫حتی خودم هم نیستم.

25:26.611 --> 25:28.822
‫بخاطر همینـم هست که
‫من و آدری از همدیگه جدا شدیم.

25:28.822 --> 25:31.616
‫- می‌بریش پیش خودت؟ لطفا ببرش.
‫- قطعا نه. ابدا نه.

25:31.616 --> 25:34.327
‫تو غریزی ازش مراقبت می‌کنم.
‫تواناییش رو درت دیدم.

25:34.327 --> 25:37.080
‫تحت هیچ شرایطی
‫من اون مارمولک رو با خودم نمی‌برم.

25:37.080 --> 25:38.915
‫پس داشتی می‌اومدی خونه،

25:38.915 --> 25:41.293
‫و فکر کردی که ما یه
اژدهای ریش‌دار می‌خوایم؟

25:42.127 --> 25:44.796
‫آره، یکی از سرپرستی‌های لب خیابونی

25:44.796 --> 25:46.047
‫برای مارمولک‌ها بود.

25:46.047 --> 25:47.549
‫و واقعا قلبم به درد اومد.

25:47.549 --> 25:49.551
‫واقعا؟
‫چون قبلا اصلا موافق حیوون خونگی نبودی.

25:49.551 --> 25:51.136
‫بخاطر بچه‌هاست.

25:51.136 --> 25:53.221
‫- اکثر مردم سگ می‌گیرن.
‫- سگ‌ها زحمت زیادی دارن.

25:53.805 --> 25:55.056
‫حالا درمورد خونه مطمئنی؟

25:55.056 --> 25:57.350
‫نمی‌خوای یک بار دیگه بری
‫و یه نگاهی بهش بندازی؟

25:57.350 --> 26:00.061
‫نه، اون خونه تماما دردسرـه.

26:00.061 --> 26:02.022
‫و ویل هم موافق بود. اونم دیدتـش.

26:02.856 --> 26:04.232
‫ویل هم اومده بود؟

26:04.232 --> 26:07.068
‫اوهوم. آره، اومده بود
‫و نگاه تازه‌ای به خونه داشت.

26:09.195 --> 26:11.740
‫می‌خواید اسمش رو چی بذارید؟
‫من تو ذهنم...

26:13.325 --> 26:15.452
‫- گندالف بود.
‫- نه، خوشم نیومد.

26:15.452 --> 26:16.494
‫- عجیبه.
‫- عه؟

26:16.494 --> 26:18.455
‫- جسیپا چطوره؟
‫- اوه.

26:18.455 --> 26:19.664
‫منظورت جسیکاست؟

26:19.664 --> 26:20.957
‫نه، جسیپا.

26:20.957 --> 26:22.959
‫اصلا از مارمولک خوشت میاد؟

26:23.835 --> 26:25.420
‫وای آره عاشقشونم.

26:26.630 --> 26:27.714
‫عاشقشونم.

26:33.303 --> 26:34.429
‫به صورتش نگاه کن.

26:35.013 --> 26:36.890
‫- به نظرم از اینجا خوشش میاد.
‫- آره.

26:36.890 --> 26:38.225
‫از جسیپا خوشم میاد.

26:38.249 --> 26:48.249
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
