WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: FATEMEH ✧ Riven ✧ nari ✧ Sama ✧ Ayra ✧
✧ ادیت: 𝐿𝑎𝑣𝑒𝑛𝑑𝑒𝑟 ✧

00:07.050 --> 00:08.310
اگه یه چیزی ازت بخوام

00:08.880 --> 00:09.880
...تحت هر شرایطی

00:11.020 --> 00:12.320
انجامش می‌دی؟

00:13.120 --> 00:18.090
آره، معلومه که می‌دم، فقط لب تر کن

00:19.260 --> 00:20.260
پس

00:22.260 --> 00:23.500
باهام ازدواج کن

00:26.630 --> 00:30.170
می‌خوام زن قانونیت بشم

00:32.670 --> 00:36.470
صبر کن ببینم، ازدواج؟ زن قانونیم بشی؟

00:38.010 --> 00:41.150
عقلت رو از دست دادی؟

00:41.510 --> 00:42.510
دیدی؟

00:43.780 --> 00:46.280
چیزی که می‌خوام رو نمی‌تونی بهم بدی

00:46.350 --> 00:48.450
برای همین هم دارم با مین جون می‌رم

00:48.720 --> 00:52.360
یه‌ لحظه صبر کن
باشه، قبول

00:52.790 --> 00:54.160
می‌فهمم چی می‌گی

00:55.190 --> 00:58.560
مین جون تا دم مرگ رفت و حتی حافظه‌اش رو هم از دست داد

00:59.230 --> 01:02.330
با این حرف‌هایی هم که بابت اخراجش می‌زنن، حتما خیلی کلافه‌ای

01:02.670 --> 01:04.870
...ولی باز با این حال، اینجوری درخواست کردن

01:05.540 --> 01:07.140
اونم یهو وسط این بلبشو؟

01:07.640 --> 01:08.740
از تو بعید بود

01:09.140 --> 01:10.140
...منم

01:12.480 --> 01:13.750
بالاخره یه زنم، قربان

01:17.720 --> 01:18.950
به خاطر مین جون

01:20.150 --> 01:22.620
از زندگی خودم گذشتم

01:24.420 --> 01:26.620
اگه مزد اون‌ همه فداکاریم اینه

01:27.830 --> 01:29.630
اگه حتی نمی‌تونم از مین جون محافظت کنم

01:31.660 --> 01:35.100
پس دیگه وقتشه که زندگی خودم رو هم پس بگیرم

01:36.100 --> 01:37.770
به جای اینکه زنت باشم

01:39.340 --> 01:41.710
می‌رم زن یه مرد دیگه می‌شم

01:43.070 --> 01:44.810
...می‌خوام یه مرد قابل‌اعتماد پیدا کنم

01:46.180 --> 01:48.010
و یه زندگی کاملا جدید رو شروع کنم

01:51.420 --> 01:52.980
می‌خوای زن یه مرد دیگه بشی؟

01:54.250 --> 01:55.650
زندگی جدید؟

01:59.020 --> 02:00.490
توی این 30 سال گذشته

02:02.860 --> 02:04.460
من همیشه کنارت بودم

02:07.370 --> 02:09.170
ولی رابطه‌امون چیزی بود که
می‌شد به همین راحتی تمومش کرد

02:11.140 --> 02:12.570
فقط با بستن یه چمدون

02:14.140 --> 02:15.810
خیلی طول کشید تا این رو بفهمم

02:18.040 --> 02:20.850
!هی، صبر کن، وایسا

02:21.350 --> 02:24.320
حرفم رو گوش کن، هیچ ایده‌ای در مورد ازدواج ندارم

02:24.320 --> 02:26.220
ولی خیالت تخت که جایگاه مین جون امن می‌مونه

02:28.790 --> 02:31.760
...تا وقتی من هستم، احدی جرات نمی‌کنه

02:32.590 --> 02:34.290
پسرم رو بندازه بیرون

02:34.290 --> 02:35.990
حتی اگه امروز جلوی هیئت‌مدیره رو بگیری

02:36.290 --> 02:37.330
دفعه‌ی بعد چی؟

02:39.100 --> 02:43.770
زنت مدام اذیتش می‌کنه و
از فراموشیش سوءاستفاده می‌کنه

02:43.870 --> 02:45.000
بیخیال بابا

02:46.200 --> 02:49.310
...داری می‌گی من، پارک ته هو، نمی‌تونم از پسر خودم

02:50.380 --> 02:52.410
در برابر اوه جونگ ران محافظت کنم؟

02:56.150 --> 02:58.850
اگه انقدر نگرانی، باشه

02:58.880 --> 03:02.750
همه چیز رو کاملا روشن می‌کنم

03:04.060 --> 03:05.920
بیا، اون چمدون رو بذار کنار

03:07.030 --> 03:08.030
دنبالم بیا

03:16.430 --> 03:18.140
گوش کن ببین چی می‌گم، خوبم گوش کن

03:18.740 --> 03:21.110
این اراجیف اخراج کردن مین جون چیه؟

03:21.540 --> 03:22.910
دیگه شر درست نکن و پات رو از این قضیه بکش بیرون

03:23.370 --> 03:25.910
به مدیر سو و هیئت‌مدیره هم بگو من اینجوری گفتم

03:26.810 --> 03:30.520
پس می‌خوای اون آدم فراموشکار رو سر جایگاهش نگه داری؟

03:30.950 --> 03:31.950
دیدی گفتم؟

03:33.250 --> 03:36.120
خانم اوه مدام صلاحیت مین جون رو زیر سوال می‌بره

03:37.820 --> 03:40.220
من برخلاف اون، زنت نیستم

03:41.260 --> 03:43.090
و قدرتی هم ندارم که روی هیئت‌مدیره نفوذ داشته باشم

03:45.160 --> 03:47.000
هیچ راهی ندارم که بتونم از مین جون محافظت کنم

03:48.430 --> 03:51.670
لطفا، فقط بذار با مین جون برم

03:52.270 --> 03:53.270
بری؟

03:54.340 --> 03:56.540
این فیلم‌ بازی‌کردن‌های رقت‌انگیز چیه دیگه؟

03:58.940 --> 03:59.980
یه دقیقه وایسا

04:00.280 --> 04:02.180
یعنی کیم میونگ هی تهدید کرده که می‌ره

04:02.250 --> 04:04.220
...و تو هم یهو دستش رو گرفتی و اومدی اینجا

04:04.920 --> 04:06.650
که از اون نیم‌ وجبی دفاع کنی؟

04:06.650 --> 04:08.920
به پسر من گفتی "اون نیم‌ وجبی"؟

04:09.620 --> 04:10.620
!مراقب حرف زدنت باش

04:12.360 --> 04:14.060
بذار یه بار برای همیشه خیلی صریح و واضح بگم

04:14.660 --> 04:16.330
جرات نکن دیگه سربه‌سر مین جون بذاری

04:17.100 --> 04:19.400
اگه بخوای جایگاهش رو متزلزل کنی

04:20.500 --> 04:23.300
فکر نکن جایگاه خودت به عنوان زن من در امانه

04:25.000 --> 04:28.340
این یعنی چی؟ داری تهدیدم می‌کنی که طلاقم می‌دی؟

04:34.310 --> 04:35.780
فکر نکن این کار رو نمی‌کنم

04:37.650 --> 04:38.650
عزیزم

04:39.150 --> 04:41.450
جفتتون، خیلی دقیق به حرفم گوش کنین

04:43.190 --> 04:45.660
از بچه‌هاتون گرفته تا مقام و منصب‌هاتون

04:46.360 --> 04:47.790
این منم که برای همه چیز تصمیم می‌گیرم

04:48.130 --> 04:50.930
!هر کاری که برای آدل پرسودتر باشه رو انجام می‌دم

04:53.500 --> 04:55.370
...غرور برتون نداره

04:59.500 --> 05:00.910
و دیگه پاتون رو از گلیمتون درازتر نکنین

05:01.610 --> 05:02.610
فهمیدین؟

05:10.680 --> 05:11.980
...جدی جدی این گریه‌زاری رو راه انداختی

05:11.980 --> 05:14.020
چمدون بستی و تهدید کردی که می‌ری؟

05:15.490 --> 05:17.390
وقتی تهدید می‌کنی که پسرم رو می‌کشی

05:18.390 --> 05:19.960
به هر قیمتی انجامش می‌دم

05:21.760 --> 05:24.330
فکر می‌کنی اون اشک‌های تمساح چقدر دیگه جواب می‌ده؟

05:24.700 --> 05:28.200
حداقل امروز تونستم رئیس رو تحت تاثیر قرار بدم

05:29.670 --> 05:32.240
دستم رو گرفت و تمام مسیر من رو تا اینجا آورد

05:33.040 --> 05:35.170
و بهت هشدار داد که ممکنه ترکت کنه

05:36.370 --> 05:37.610
فکر کردم منظورم رو واضح گفتم

05:38.540 --> 05:40.810
پارک ته هو هیچوقت نمی‌تونه من رو ترک کنه

05:41.880 --> 05:44.820
باید دید چی می‌شه، مگه نه‌؟

05:46.150 --> 05:49.250
کی قراره رئیس رو به حال خودش رها کنه

05:50.050 --> 05:51.920
تو یا من؟

05:53.220 --> 05:54.230
کنجکاوم

06:00.600 --> 06:01.600
نه

06:02.230 --> 06:04.170
پارک ته هو هیچوقت من رو ترک نمی‌کنه

06:05.000 --> 06:06.270
توی این 30 سال گذشته

06:07.070 --> 06:09.940
من همسر پارک ته هو و خانم آدل بودم

06:11.080 --> 06:12.310
چطور می‌تونه الان همه‌ی اینا رو دور بریزه؟

06:14.880 --> 06:17.680
در نهایت، این تویی که کنار گذاشته می‌شی

06:29.490 --> 06:30.600
پس کار به اینجا کشید

06:32.500 --> 06:33.500
خیلی متاسفم، اونی

06:35.700 --> 06:37.570
با اینکه هویتت رو گرفتم

06:38.970 --> 06:42.240
می‌خواستم وضعیت قانونیت
به عنوان یه زن مجرد حفظ بشه

06:44.580 --> 06:47.850
می‌خواستم تو رو از ازدواجی که
هیچوقت نمی‌خواستی نجات بدم

06:51.320 --> 06:52.320
ولی الان

06:53.420 --> 06:55.120
...فکر می‌کنم باید

06:56.290 --> 06:58.060
حتی از آخرین ذره‌ی غرورم دست بکشم

07:15.140 --> 07:17.910
محض رضای خدا
چرا داری دوباره گریه می‌کنی؟

07:18.480 --> 07:20.340
بهت گفتم نگران مین جون نباش

07:21.480 --> 07:23.280
همین الان گریه کردن رو تموم کن

07:23.780 --> 07:25.580
توی 30 سال‌ گذشته

07:25.850 --> 07:27.890
همیشه اشک‌هات رو جلوی من نگه می‌داشتی

07:28.790 --> 07:30.690
چرا انقدر شکننده شدی؟

07:31.120 --> 07:32.120
...من

07:33.220 --> 07:34.890
فقط یه انسانم، و همچنین یه زنم

07:38.160 --> 07:39.630
خیلی وقت بود سعی می‌کردم قوی باشم

07:41.200 --> 07:43.030
ولی فکر کنم بالاخره از پا دراومدم

07:44.870 --> 07:45.870
باورنکردنیه

07:50.840 --> 07:51.840
خیلی خب

07:53.040 --> 07:54.050
بیا اینجا

07:56.610 --> 07:57.620
درسته

07:58.450 --> 08:02.150
دیگه هیچ غروری برام نمونده که بخوام نگهش دارم

08:03.960 --> 08:05.920
...با میل خودم وارد این بدبختی می‌شم

08:06.960 --> 08:08.430
...و همسر پارک ته هو می‌شم

08:10.160 --> 08:12.060
...تا همه چیز رو از اوه جونگ ران بگیرم

08:12.960 --> 08:14.730
و از مین جون محافظت کنم

08:53.600 --> 08:57.170
ببخشید -
ما قبلا همدیگه رو دیدیم؟ -

09:01.350 --> 09:03.350
من توی یه تصادف حافظه‌ام رو از دست دادم

09:04.050 --> 09:05.580
ولی الان یه احساس عجیبی داشتم

09:07.120 --> 09:09.050
به دلایلی خیلی به چشمم آشنا میای

09:10.020 --> 09:11.790
نکنه من رو می‌شناسی؟

09:14.060 --> 09:16.490
نه، فکر نمی‌کنم بشناسم

09:17.960 --> 09:19.830
که اینطور؟

09:22.630 --> 09:24.840
ببخشید، حتما اشتباه کردم

09:35.910 --> 09:36.910
کلویی

09:44.720 --> 09:45.720
کلویی؟

09:53.230 --> 09:54.900
در مورد چی داشتی باهاش حرف می‌زدی؟

09:55.670 --> 09:56.670
...نگو که تو

09:57.700 --> 10:00.470
گفت اون هم توی یه تصادف حافظه‌اش رو از دست داده

10:05.310 --> 10:06.340
بیا برگردیم

10:24.330 --> 10:25.930
پس اون زن کلوییه؟

10:30.870 --> 10:35.170
به خاطر همین خیلی آشنا می‌زد؟
چون هیون جون می‌شناستش؟

10:42.080 --> 10:43.150
...کلویی

10:44.620 --> 10:46.420
چرا وجودش انقدر من رو آزار می‌ده؟

10:48.250 --> 10:50.050
واقعا اون حافظه‌اش رو از دست داده؟

10:51.060 --> 10:52.360
اگه دروغ بگه چی؟

10:55.760 --> 10:56.860
باید ته و توش رو دربیارم

10:58.000 --> 10:59.260
[آدل]

10:59.500 --> 11:00.830
[پیشنهاد ارائه شده توسط هیات مدیره]

11:06.170 --> 11:09.970
اون گزارش‌های بدخواهانه علیه
مدیر پارک مین جون رو جمع‌وجور کن

11:10.210 --> 11:11.510
کاری کن حذف بشن

11:11.880 --> 11:13.110
...ولی قربان

11:13.110 --> 11:15.510
پس ترجیح می‌دی به جای پسر من، تو اخراج بشی

11:16.010 --> 11:17.250
مدیر سو؟

11:17.550 --> 11:18.880
معلومه که نه، قربان

11:19.420 --> 11:21.490
همون کاری که می‌خواین رو انجام می‌دم

11:23.120 --> 11:24.120
بیا

11:32.260 --> 11:33.330
الان

11:34.230 --> 11:35.770
راضی شدی؟

11:43.570 --> 11:45.740
چی؟ طلاق؟

11:46.880 --> 11:49.750
فرض کنیم کاری کنی از هم طلاق بگیرن
بعدش چی؟

11:50.580 --> 11:52.150
...صبر کن، نگو که

11:52.680 --> 11:55.920
واقعا قصد داری با مدیر پارک ازدواج کنی

11:57.560 --> 12:00.460
...این تنها راه برای نابود کردن اوه جونگ ران

12:01.230 --> 12:03.490
و معرفی کردن مین جون به عنوان جانشینه

12:04.030 --> 12:05.060
...ولی

12:05.230 --> 12:06.800
برای 30 سال

12:07.160 --> 12:10.100
هر سختی‌ای رو تحمل کردم تا اون به جانشینی برسه

12:12.140 --> 12:14.170
...قبلا فکر می‌کردم محافظت از مین جون

12:15.040 --> 12:17.540
مهم‌تر از نابود کردن اوه جونگ رانه

12:18.510 --> 12:19.610
...ولی

12:19.910 --> 12:22.480
اگه اوه جونگ ران تلاش کنه مین جون رو بکشه

12:23.450 --> 12:24.980
منم مقابله به مثل می‌کنم

12:25.950 --> 12:28.220
...هر چیزی داره رو ازش می‌گیرم و

12:29.290 --> 12:31.420
از زندگی مین جون حذفش می‌کنم

12:37.930 --> 12:39.000
بیخیال

12:39.500 --> 12:43.330
تازه جایگاه مین جون رو تثبیت کردم
چرا اخم‌هات رفته توی هم؟

12:44.400 --> 12:48.310
مهم‌ترین مسئله هنوز حل نشده

12:50.170 --> 12:55.110
باید بفهمیم کی مین جون رو هدف قرار داده که باعث شده حافظه‌اش رو از دست بده

12:55.880 --> 12:57.450
نگران این یکی نباش

12:57.450 --> 13:00.990
دستور دادم کامل تحقیق کنن، و خودم هم حواسم هست بهش

13:01.190 --> 13:04.020
با این حال، نمی‌تونم یه جا بشینم و نگاه کنم

13:04.420 --> 13:08.460
...باید دقیقا بفهمم چرا مین جون و کلویی اونجا تصادف کردن و

13:09.130 --> 13:14.270
اون روز توی انبار دقیقا چه اتفاقی افتاده

13:15.130 --> 13:18.670
قربان، شما هم اونجا بودی، پس لطفا بهم بگو چی شده

13:22.440 --> 13:23.910
...خب، من

13:24.540 --> 13:26.840
چیزی نیست که بخوام بگم

13:27.180 --> 13:30.750
فقط داشتم انبار رو بررسی می‌کردم

13:31.980 --> 13:35.790
بذار پلیس بهش رسیدگی کنه
...تو فقط روی

13:36.920 --> 13:39.220
معامله با نماینده کوان تمرکز کن

13:41.590 --> 13:44.600
...تا روزی که باید به نماینده کوان پول بدیم

13:45.330 --> 13:46.760
چیزی نمونده

13:48.070 --> 13:50.530
بله، قربان
فهمیدم

13:57.270 --> 14:00.110
اون داره اتفاقی که توی انبار افتاده رو مخفی می‌کنه

14:01.380 --> 14:04.550
یه اتفاقی اونجا افتاده که نمی‌خواد کسی بفهمه

14:06.580 --> 14:10.750
باید بفهمم تا بتونم جرم اوه جونگ ران رو ثابت کنم

14:23.970 --> 14:27.670
توی انبار روز حادثه چی شده؟

14:29.710 --> 14:30.710
چی؟

14:32.710 --> 14:33.710
درسته

14:34.380 --> 14:36.480
سرپرست چوی باید همه چیز رو بدونه

14:40.380 --> 14:42.090
...باز پیش مین جون برگشتی

14:42.820 --> 14:47.160
در حالی که از ماجرایی که توی انبار براش افتاده بی‌خبره؟

14:48.690 --> 14:50.590
واقعا تصمیم کیم میونگ هی بوده؟

14:50.730 --> 14:53.730
چون مین جون داره برای برگشت حافظه‌اش تلاش می‌کنه

14:54.330 --> 14:57.170
در نتیجه، خیلی بهم وابسته شده

14:58.800 --> 14:59.940
با این حال

15:00.700 --> 15:03.470
بعید می‌دونم قصد داشته باشه شما دوتا ازدواج کنین

15:04.010 --> 15:07.010
اگه دلش رو به دست بیارم، یعنی این اتفاق میفته، نه؟

15:07.380 --> 15:10.650
لطفا، بهم اجازه بدین باز برگردم پیشش

15:15.050 --> 15:17.760
چون می‌گی مین جون بهت نیاز داره پس فعلا نادیده‌اش می‌گیرم

15:18.460 --> 15:21.830
ولی اگه باز مثل قبل مغرور بشی

15:22.360 --> 15:23.490
پشیمونت می‌کنم

15:24.360 --> 15:27.500
معلومه
درسم رو خوب یاد گرفتم

15:28.730 --> 15:30.200
...و یه چیز دیگه

15:30.930 --> 15:32.340
در مورد کلوییه

15:34.670 --> 15:35.740
کلویی؟ اون چی؟

15:36.870 --> 15:39.880
توی بیمارستان که دیدمش یه چیزی عجیب بود

15:40.610 --> 15:42.510
...به پلیس زنگ زد و ازم در مورد

15:42.510 --> 15:44.420
اتفاق داخل انبار سوال پرسید

15:44.920 --> 15:47.350
باعث شد شک کنم که حافظه‌اش رو از دست داده واقعا یا نه

15:49.190 --> 15:50.890
زنگ زد پلیس؟

15:57.390 --> 16:00.000
فسخ قرارداد کلویی انجام شده

16:00.660 --> 16:02.870
فقط به امضاش نیاز داریم

16:02.900 --> 16:04.100
خوبه

16:04.800 --> 16:07.940
اگه قراردادش فسخ بشه، یعنی اخراج شده، درسته؟

16:08.510 --> 16:10.770
...حالا که ازدواج هم کنسل شده، اون وقت

16:11.780 --> 16:13.610
مسابقه هم لغو می‌شه؟

16:14.180 --> 16:15.510
...پس می‌تونم برگردم سر کار خودم

16:15.510 --> 16:16.580
چوی یونا

16:18.950 --> 16:20.580
هنوزم طمع‌کاری

16:21.990 --> 16:25.120
فعلا فقط آروم مراقب مین جون باش

16:26.490 --> 16:27.490
بله، قربان

16:32.730 --> 16:33.930
چی شده؟

16:35.570 --> 16:36.570
بذارش اونجا

16:37.800 --> 16:39.370
[مشاور، کلویی لی]

16:41.070 --> 16:44.510
بدش به کلویی و همه چیز رو باهاش تموم کن

16:45.680 --> 16:46.710
!پدر

16:46.710 --> 16:50.080
...ارتباطمون رو باهاش قطع کن و قرار

16:50.950 --> 16:52.180
ازدواج رو هم کنسل کن

16:52.950 --> 16:54.020
فهمیدی؟

17:03.830 --> 17:04.830
فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟

17:05.300 --> 17:07.830
احتمالا برای این داری این کار رو می‌کنی
چون کلویی حافظه‌اش رو از دست داده

17:08.970 --> 17:12.670
ولی وقتی این اتفاق برای مین جون افتاد
باز هم جایگاهش رو نگه داشتی

17:13.540 --> 17:16.170
کلویی مثل پسر منه؟

17:16.370 --> 17:18.380
!اون با من رابطه داره، پسر دیگه‌اتون

17:19.710 --> 17:21.210
زنیه که دوستش دارم

17:27.720 --> 17:29.620
قبلا بهمون اجازه دادی ازدواج کنیم

17:30.420 --> 17:31.490
پاک شدن حافظه‌ی کلویی؟

17:33.320 --> 17:35.090
برام مهم نیست

17:36.830 --> 17:38.430
به محض اینکه از بیمارستان مرخص بشه و خوب بشه

17:39.760 --> 17:40.930
با هم ازدواج می‌کنیم

17:46.000 --> 17:48.240
شاید توی شرکت به اندازه‌ی مین جون قدرت نداشته باشی

17:48.310 --> 17:51.510
ولی فکر می‌کردم رسم دنیا رو بلد باشی دیگه

17:52.140 --> 17:57.180
ولی نه فقط بی‌عرضه‌ای، بلکه عشق هم کورت کرده

17:58.620 --> 17:59.750
در مورد کلویی

18:00.280 --> 18:03.820
برای همیشه از شرکت و خانواده‌ام حذفش می‌کنم

18:05.420 --> 18:07.320
...بهتره تو هم باهاش تموم کنی و احساساتت رو

18:09.030 --> 18:10.390
قبل اینکه حذفت کنم هم بذاری کنار

18:14.970 --> 18:15.970
...پدر

18:35.750 --> 18:37.690
چرا می‌خواستین من رو ببینین؟

18:40.860 --> 18:41.860
...هنوز

18:42.490 --> 18:44.500
به سوالم جواب ندادی، سرپرست چوی

18:45.760 --> 18:49.870
هیچوقت بهم نگفتی
توی انبار چه اتفاقی افتاد

18:51.270 --> 18:52.270
...خب

18:52.340 --> 18:55.070
اگه از جواب دادن به رئیس
خیلی می‌ترسی، می‌تونی بری

18:55.370 --> 18:57.010
منم فرض رو بر این می‌گیرم

18:57.370 --> 19:00.910
که از آدم‌های اونی

19:02.050 --> 19:05.450
که هیچوقت پیش من نمی‌مونی

19:05.780 --> 19:07.920
...و هیچوقت نمی‌تونم تو رو

19:08.390 --> 19:10.020
برای پسرم بپذیرم

19:12.890 --> 19:13.990
اگه جوابتون رو بدم

19:14.460 --> 19:16.560
یعنی می‌تونم کنار مین جون بمونم؟

19:20.000 --> 19:22.730
فقط تا وقتی که مین جون
حافظه‌اش رو به دست بیاره

19:24.500 --> 19:26.470
تا اون موقع بهت وقت می‌دم

19:26.670 --> 19:27.740
البته

19:28.270 --> 19:31.780
وقتی حافظه‌اش برگرده
دیگه تصمیم با خودشه

19:32.010 --> 19:34.980
پس اگه حافظه‌اش برنگرده
می‌تونم بمونم؟

19:35.950 --> 19:37.750
و اگه بعد از برگشتن حافظه‌اش
بازم من رو بخواد

19:37.850 --> 19:39.550
شما مخالفتی نمی‌کنین

19:39.950 --> 19:41.550
صرف‌نظر از حافظه‌اش

19:42.250 --> 19:44.820
مین جون ممکنه بازم ردت کنه

19:45.860 --> 19:48.260
اون بخشش دیگه به من بستگی داره، مگه نه؟

19:50.730 --> 19:53.500
خب، آماده‌ای جواب بدی؟

19:54.730 --> 19:55.730
درسته

19:56.000 --> 19:58.300
پارک مین جون تنها کارتیه
که برای بازی برام مونده

19:59.240 --> 20:00.640
به جای رئیس پارک

20:00.940 --> 20:03.440
باید رئیس کیم رو بکشونم سمت خودم

20:04.880 --> 20:07.310
اون روز، توی انبار

20:08.510 --> 20:10.710
رئیس سعی کرد کلویی رو بکشه

20:13.420 --> 20:16.550
البته بماند که اونم
می‌خواست رئیس رو بکشه

20:17.750 --> 20:19.120
الان چی گفتی؟

20:20.260 --> 20:21.330
...آخه چطور ممکنه

20:21.990 --> 20:25.500
کلویی از همون اول با چشم داشتن
به بخش بایو اومد به آدل

20:26.030 --> 20:28.830
نقشه کشیده بود برای رسیدن به هدفش
به رئیس صدمه بزنه

20:29.870 --> 20:32.700
من از نقشه‌اش باخبر شدم
و به رئیس اطلاع دادم

20:33.940 --> 20:35.910
...چطور تونست

20:37.710 --> 20:40.840
پس اوه جونگ ران چی؟

20:41.380 --> 20:42.910
اون از این موضوع خبر داشت؟

20:44.110 --> 20:45.120
بله

20:45.820 --> 20:48.750
از همون اول همه چیز رو می‌دونست

20:51.690 --> 20:53.890
رئیس و کلویی می‌خواستن همدیگه رو بکشن

20:55.030 --> 20:57.390
و اوه جونگ ران هم
از نقشه‌ی رئیس خبر داشت

20:58.500 --> 21:00.230
تمام مدت حق با من بود

21:01.030 --> 21:03.500
اون از قصد مین جون رو فرستاد اونجا

21:04.100 --> 21:06.540
می‌دونست اون منطقه
دوربین‌های مداربسته نداره

21:07.040 --> 21:09.270
و این یعنی هیچ مدرکی
از جرمش باقی نمی‌مونه

21:16.350 --> 21:18.620
لقمه‌ی آماده رو گذاشتن دهنم
و من نتونستم قورتش بدم

21:19.480 --> 21:21.390
خیلی ناامید کنده‌ست

21:22.050 --> 21:24.250
انقدر عصبانی‌ام که نمی‌تونم تحمل کنم

21:28.490 --> 21:32.700
پارک ته هو با اینکه مین جون فراموشی گرفته
بازم ازش محافظت می‌کنه؟

21:33.500 --> 21:36.200
اگه این ربطی به اشک‌های تمساح
کیم میونگ هی نداشته باشه چی

21:37.000 --> 21:39.940
و واقعا بخواد اون الف بچه رو
جانشین خودش کنه؟

21:44.270 --> 21:47.680
نه، اگه قرار باشه هیون جون
وارث آدل بشه

21:49.310 --> 21:51.650
پس پارک مین جون باید بمیره

21:52.180 --> 21:53.980
یه جوری باید دوباره امتحان کنم

21:54.790 --> 21:56.150
باز که شروع کردین

21:57.350 --> 21:59.620
دارین به فکرهای خطرناک میفتین، نه؟

22:00.790 --> 22:03.560
کاری به کار آقای مین جون نداشته باشین

22:04.830 --> 22:07.100
منظورت از این حرف چیه؟

22:07.260 --> 22:09.870
...من از تمام حرف‌هایی که

22:10.230 --> 22:14.000
روز تصادف با آقای مین جون زدین
خبر دارم

22:14.340 --> 22:16.840
صبر کن، چی؟

22:17.010 --> 22:20.040
اگه اتفاق دیگه‌ای براش بیفته

22:22.080 --> 22:25.480
همه چیز رو به رئیس می‌گم

22:27.550 --> 22:28.850
خدمتکار اوک

22:29.350 --> 22:30.350
بله خانم

22:31.220 --> 22:34.860
یادتون باشه، من همیشه حواسم بهتون هست

22:35.430 --> 22:38.560
ولی زیاد نترسین

22:39.060 --> 22:40.930
اگه بچه‌ی خوبی باشین

22:41.230 --> 22:43.970
کاری به کارتون ندارم

23:02.150 --> 23:05.690
اوه جونگ ران فعلا
آفتابی نمی‌شه

23:06.120 --> 23:07.590
کار خیلی مهمه

23:08.090 --> 23:10.290
ولی نمی‌تونیم بذاریم کسی کشته بشه

23:21.610 --> 23:23.640
اگه ته هو بفهمه، بدبخت می‌شم

23:24.780 --> 23:27.880
هر بهونه‌ای هم بیارم باور نمی‌کنه

23:27.940 --> 23:32.220
پس در واقع
خدمتکار اوک خرخره‌ات رو چسبیده

23:32.280 --> 23:35.620
چطوری دهنش رو ببندم؟ نه، صبر کن

23:35.690 --> 23:38.320
باید از این خونه
بندازمش بیرون

23:38.960 --> 23:42.090
چقدر می‌گیره
دهنش رو ببنده و بذاره بره؟

23:42.430 --> 23:44.090
پول روی اون اثر نداره

23:44.760 --> 23:48.700
توی این ده سال، هیچوقت ندیدم
حرص پول داشته باشه

23:48.770 --> 23:50.870
پس باید چیکار کنم؟

23:52.200 --> 23:55.710
مگه نگفت اگه سرت به کار خودت باشه
کاری بهت نداره؟

23:56.110 --> 23:58.310
فعلا بیخیال شو

23:58.380 --> 24:00.480
توی این وضعیت چطوری بیخیال شم؟

24:00.540 --> 24:03.980
انگار چاره‌ی دیگه‌ای هم داری

24:05.780 --> 24:07.120
سرم داره منفجر می‌شه -
آیگو -

24:13.020 --> 24:15.860
اوه جونگ ران، هیچوقت نمی‌بخشمش

24:16.290 --> 24:20.030
یه جوری باید ثابت کنم
که اون می‌خواست مین جون رو بکشه

24:20.500 --> 24:23.830
از پلیس آمار گرفتم
ولی تحقیقات متوقف شده

24:25.100 --> 24:26.700
دوربین ماشین مین جون چی؟

24:26.700 --> 24:28.070
قبلا بررسی شده

24:28.470 --> 24:31.780
ولی هر چی هست فقط نشون می‌ده
داره می‌زنه بیرون

24:33.540 --> 24:37.350
اوه جونگ ران از خونه فرستادش اونجا

24:38.110 --> 24:40.050
ولی می‌تونه ثابت کنه جای دیگه بوده

24:40.720 --> 24:42.820
دوباره کارمندهای اسپا رو دیدم، و

24:43.350 --> 24:44.890
به نظر می‌رسه داستان‌هاشون رو هماهنگ کردن

24:45.060 --> 24:46.760
با کمکِ راننده

24:47.420 --> 24:49.090
همه چیز رو روبه‌راه کرده

24:49.590 --> 24:50.890
همین رو بگو

24:51.730 --> 24:54.600
این چیزیه که از تعقیب کردنش
دستگیرم شد

24:55.000 --> 24:56.770
ممکنه ظاهرش مثل ولگردها باشه، ولی

24:56.900 --> 24:58.600
کارهایی که اون زن بهش می‌‌سپره
رو با دقت انجام می‌ده

24:59.440 --> 25:00.640
...آقای سونگ

25:01.910 --> 25:05.080
از روزی که خواهرم مرد تا الان

25:05.410 --> 25:08.080
اون همیشه کنار اوه جونگ ران بوده

25:09.010 --> 25:12.620
درست مثل تو و وو جین که
همیشه کنارم بودین

25:14.280 --> 25:15.290
خب؟

25:15.790 --> 25:18.560
باید برم در موردش تحقیق کنم

25:19.590 --> 25:22.160
در مورد گذشته‌اش با اوه جونگ ران
تحقیق کنم

25:32.740 --> 25:35.870
متاسفم که اینطوری شد

25:38.940 --> 25:41.540
از شما هم عذرخواهی می‌کنم، پدر جون

25:42.410 --> 25:43.410
چیزی نیست

25:45.050 --> 25:47.820
الان که حافظه‌اش رو از دست داده
نمی‌شه ازش انتظار رفت کار کنه

25:48.750 --> 25:49.990
بالاخره این اتفاق میفتاد

25:51.590 --> 25:55.030
چرا فکر می‌کنین نمی‌تونه؟
با استعدادی که کلویی داره

25:55.090 --> 25:57.160
خیلی زود همه چیز رو یاد می‌گیره

25:58.160 --> 26:00.060
به فسخ قرارداد رضایت ندین

26:00.560 --> 26:01.900
فقط ازشون وقت بیشتری بخواین

26:02.100 --> 26:03.130
نه

26:04.630 --> 26:08.200
همین که کلویی از بیمارستان مرخص شد
برمی‌گردیم آمریکا

26:09.010 --> 26:12.240
قصد دارم همه‌ی کارهامون رو اینجا یه سره کنم

26:33.300 --> 26:34.860
...به نظر نمی‌رسه که

26:34.860 --> 26:37.000
مدیر هیون جون به این راحتی تسلیم بشه

26:38.740 --> 26:39.770
کلویی چی؟

26:39.840 --> 26:42.140
به نظر می‌رسه فسخ قرارداد رو قبول کنه

26:42.840 --> 26:45.540
ولی اینکه حافظه‌اش رو واقعا از دست داده یا داره ادا درمیاره

26:46.140 --> 26:47.210
هنوز معلوم نیست

26:47.810 --> 26:49.280
که اینطور

26:51.210 --> 26:54.120
کلویی رو فردا بیار دفتر

26:56.290 --> 26:58.050
مگه قرار نیست امروز از اینجا رد بشه؟

27:06.230 --> 27:08.030
...می‌خواستم ازش در مورد هیون جون بپرسم و

27:08.030 --> 27:10.830
اینکه واقعا من رو یادش میاد یا نه

27:12.740 --> 27:13.740
کلویی

27:15.710 --> 27:17.540
...کلویی

27:19.340 --> 27:22.150
چرا نمی‌تونم اون و اسمش رو از ذهنم بیرون کنم؟

27:31.350 --> 27:33.320
هی، هیون جون

27:40.200 --> 27:41.330
کلویی رو دیدی؟

27:41.830 --> 27:44.770
آره، اتفاقی امروز بهش برخوردم

27:46.370 --> 27:47.370
...ولی

27:47.740 --> 27:49.940
یه چیزی در مورد اون و اسمش آشناست

27:51.340 --> 27:52.980
به این خاطره که اون رو می‌شناسی؟

27:56.250 --> 27:59.880
اون موقع که جلوی اتاق من حالش بد شد
تو مواظبش بودی

28:01.380 --> 28:03.890
با هم صمیمی هستین؟
از کجا می‌شناسیش؟

28:04.120 --> 28:05.360
...من دوستش دارم

28:07.820 --> 28:09.160
اون زنیه که عاشقشم

28:13.430 --> 28:14.430
واقعا؟

28:20.970 --> 28:22.040
پس من چی؟

28:24.270 --> 28:25.280
چی؟

28:26.810 --> 28:28.450
می می‌شناختمش؟

28:29.680 --> 28:34.020
می‌گه من رو نمی‌شناسه، ولی
حس می‌کنم قبلا می‌شناختمش

28:36.050 --> 28:37.290
...ما چه نسبتی با هم

28:38.320 --> 28:39.890
داشتیم؟

28:42.360 --> 28:44.230
کلویی بهت نگفت که غریبه‌ بودی؟

28:45.630 --> 28:47.030
پس غریبه‌ای، فکر کنم

28:52.240 --> 28:53.240
زود برو داخل

28:55.000 --> 28:56.070
من دیگه می‌رم

29:02.080 --> 29:03.210
...کلویی

29:05.120 --> 29:06.650
ما با هم غریبه‌ایم؟

29:15.060 --> 29:16.060
اوه عزیزم

29:17.130 --> 29:19.700
هنوز مرخص نشدی، واقعا لازم بود
این کار رو بکنی؟

29:19.930 --> 29:22.730
گفتی می‌خوان درباره‌ی تصادف حرف بزنن

29:23.470 --> 29:26.640
من هم کنجکاوم بدونم اون روز
چه اتفاقی افتاد

29:27.140 --> 29:30.710
اگه حس کردی حالت خوب نیست، فورا
بهم بگو

29:30.940 --> 29:32.580
باشه، نگران نباش

29:33.940 --> 29:35.980
دفتر رئیس این طرفه، بریم

29:48.490 --> 29:51.260
خب الان که همه‌امون اینجاییم، لطفا بهمون بگین

29:52.800 --> 29:55.370
اون روز توی انباری چه اتفاقی افتاد؟

29:58.640 --> 30:02.010
...اتفاقی که اون روز توی انباری افتاد

30:04.470 --> 30:05.940
یه جرم بزرگی بود

30:07.210 --> 30:08.280
یه جرم؟

30:08.310 --> 30:10.380
...کلویی می‌خواست اسرار تجاری رو

30:14.020 --> 30:16.490
به شرکت رقیب بفروشه

30:18.860 --> 30:19.860
...چی

30:26.930 --> 30:29.430
اگه حافظه‌ات رو از دست نداده بودی

30:30.000 --> 30:32.240
حتما این شرایط برات خیلی ناعادلانه بود

30:33.600 --> 30:35.370
بگو دیگه، انکارش کن

30:46.920 --> 30:49.090
نونا، خواهش می‌کنم

30:50.120 --> 30:51.820
بسه دیگه

30:52.260 --> 30:55.190
نمی‌شه اینطوری غذا نخوری
و همه‌اش بنوشی

30:56.290 --> 30:59.100
...باید بنوشم تا

30:59.830 --> 31:02.330
بتونم یه کم نفس بکشم

31:02.730 --> 31:04.630
معمولا مثل سنگ محکمی

31:05.170 --> 31:08.540
پس چرا انقدر ناامید به نطر می‌رسی؟
از شنیدنش خیلی ناراحتم

31:10.070 --> 31:12.080
اینجا منم که ناراحتم

31:13.080 --> 31:14.980
اون هیولا، پارک ته هو

31:15.810 --> 31:19.280
تهدید کرده که وقتی استفاده‌اش ازم
تموم شه می‌ذارتم کنار

31:20.650 --> 31:23.890
پسرم، پسر عزیزم

31:25.620 --> 31:27.320
حتی نمی‌تونه نگاهم کنه

31:28.560 --> 31:30.160
و اون سلیطه، کیم میونگ هی

31:30.790 --> 31:34.000
دنبال خونمه

31:35.500 --> 31:37.170
و الان، بدتر از همه

31:37.430 --> 31:41.000
حتی خدمتکار اوک هم با
حقارت بهم نگاه می‌کنه

31:45.280 --> 31:47.480
احساس می‌کنم دارم خفه می‌شم

31:48.440 --> 31:50.950
نمی‌دونم دیگه چیکار باید بکنم

32:14.970 --> 32:15.970
سونگ گون ته

32:17.010 --> 32:18.740
دست راست اوه جونگ ران

32:19.810 --> 32:23.350
اون همون برگ برنده‌ایه که ازش استفاده
می‌کنم تا اوه جونگ ران و پارک ته هو رو از هم جدا کنم

32:23.350 --> 32:47.240
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: FATEMEH ✧ Riven ✧ nari ✧ Sama ✧ Ayra ✧
✧ ادیت: 𝐿𝑎𝑣𝑒𝑛𝑑𝑒𝑟 ✧

32:47.240 --> 32:50.170
⋆｡𖦹 ° مروارید سرخ °𖦹｡⋆
