WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>..:: ارائه شده توسط وبسایت بامابین ::..
.:: Bamabin.com ::.</b>

00:13.621 --> 00:16.291
‫پس داخل دیوارا مزرعه هم هست؟‬

00:16.291 --> 00:18.651
‫اینجا دام هم پرورش می‌دیم.‬

00:20.321 --> 00:25.301
<i>‫از دور، شبیه یه قلعه بزرگ تنها به نظر می‌رسید،‬</i>

00:26.141 --> 00:29.401
<i>‫ولی از نزدیک، می‌تونم بگم که یه شهر کامله.‬</i>

00:34.751 --> 00:35.741
<i>‫اوه؟‬</i>

00:37.021 --> 00:41.251
‫سرورم، توی سرزمین‌های گالبرایت، امم...‬

00:41.251 --> 00:44.451
‫هیچ جایی به آنیمیسم اختصاص داده نشده؟‬

00:44.841 --> 00:48.951
‫اینجا تقریباً هیچ آنیمیستی وجود نداره.‬

00:49.251 --> 00:50.091
‫چی؟‬

00:50.541 --> 00:57.311
‫با این حال، خوردن هیولاها بدون توجه به اعتقادات مردم، طرد شده.‬

00:58.491 --> 01:02.981
‫پس مردم اینجا هم در برابر خوردن هیولاها مقاومت می‌کنن.‬

01:02.981 --> 01:06.421
‫مشکلی نیست. شوالیه‌ها می‌تونن خبرو پخش کنن.‬

01:09.491 --> 01:14.351
‫بیشتر شوالیه‌های گالبرایتی قبلاً گوشت هیولا خوردن.‬

01:14.951 --> 01:19.241
‫هرچند خیلی‌هاشون خاطرات واضحی از تجربیات ناخوشایند دارن...‬

01:19.711 --> 01:23.131
‫احتمالاً بعضی‌هاشون اولش بی‌میل باشن.‬

01:25.591 --> 01:31.041
<i>‫اینجا کلی هیولا هست که هنوز باهاشون روبه‌رو نشدم.‬</i>

01:31.041 --> 01:33.261
<i>‫هیولاهایی که حتی دوک رو هم به لرزه میندازن.‬</i>

01:34.011 --> 01:36.381
<i>‫نمی‌تونم برای امتحان کردنشون صبر کنم!‬</i>

03:13.261 --> 03:14.171
‫ملفی.‬

03:15.521 --> 03:17.481
‫می‌تونی وسایلتو چک کنی؟‬

03:17.481 --> 03:18.361
‫بله، سرورم.‬

03:21.721 --> 03:23.311
<i>‫یکی داره نگاه می‌کنه؟‬</i>

03:29.931 --> 03:33.591
<i>‫اون اژدها داره به من زل زده؟‬</i>

03:36.501 --> 03:38.551
<i>‫نه، ظاهراً نه.‬</i>

03:40.481 --> 03:42.331
<i>‫داره به... نگاه می‌کنه.‬</i>

03:45.731 --> 03:48.881
<i>‫رویال مودل نمک‌سود شده؟‬</i>

03:48.881 --> 03:52.171
‫می‌فهمم. دلت می‌خواد اونو بخوری.‬

03:53.911 --> 03:56.931
‫سرورم، یه درخواستی دارم.‬

03:56.931 --> 03:57.911
‫چیه؟‬

03:58.341 --> 04:03.231
‫به نظر می‌رسه اژدهای شما رویال مودل می‌خواد.‬

04:03.231 --> 04:05.331
‫می‌تونم بهش یکم بدم؟‬

04:06.131 --> 04:09.011
‫به عنوان جایزه؟ همم...‬

04:09.311 --> 04:13.391
<i>‫ولی این همون رویال مودل فوق‌العاده خوشمزه است.‬</i>

04:28.241 --> 04:29.541
‫باشه.‬

04:30.211 --> 04:34.221
‫اژدهای دوک هم درست مثل خودش شکموعه.‬

04:34.221 --> 04:37.271
‫رویال مودل خوشمزه ما...‬

04:40.301 --> 04:42.101
‫خوش اومدی، ملفی.‬

04:42.101 --> 04:43.771
‫این قلعه منه.‬

04:54.341 --> 04:58.381
<i>‫اونا... باکتا هستن برای از بین بردن باقی‌مونده غذاها.‬</i>

04:59.601 --> 05:05.311
<i>‫اونا مثل زاناها هیولای ماهی نیستن، ولی برام سواله که مزه‌شون خوبه یا نه.‬</i>

05:06.261 --> 05:07.321
<i>‫ها؟‬</i>

05:08.921 --> 05:12.841
<i>‫سطح آب... قرمزه؟‬</i>

05:14.991 --> 05:19.881
<i>‫نه، فقط دور و بر من قرمزه.‬</i>

05:24.151 --> 05:26.281
<i>‫باورم نمیشه!‬</i>

05:26.631 --> 05:28.981
<i>‫موهامو درست نبستم!‬</i>

05:28.981 --> 05:32.751
<i>‫روبانم حتماً وقتی از طلسم شتاب استفاده کردیم شل شده!‬</i>

05:36.021 --> 05:40.211
<i>‫باورم نمیشه اینطوری داشتم راه می‌رفتم.‬</i>

05:40.211 --> 05:43.211
<i>‫من... من نمی‌تونم...‬</i>

05:43.691 --> 05:45.371
‫اجازه بده معرفیتون کنم.‬

05:45.371 --> 05:46.631
‫از دیدنتون خوشوقتم.‬

05:46.631 --> 05:48.621
‫من ملفیرا مارشالرید هستم.‬

05:50.261 --> 05:52.651
‫این دختر شلخته رو مجازات کنین!‬

05:52.651 --> 05:55.221
<i>‫نه، ملفیرا!‬</i>

05:55.751 --> 05:57.721
<i>‫ولی چیکار باید بکنم؟‬</i>

05:57.721 --> 06:01.341
<i>‫نمی‌تونم فقط با شونه کردن با انگشتام درستش کنم.‬</i>

06:01.981 --> 06:05.241
‫ا-امم، سرورم.‬

06:06.051 --> 06:07.231
‫چیه؟‬

06:07.741 --> 06:10.871
‫می‌خوام در مورد یه چیزی باهاتون صحبت کنم.‬

06:10.871 --> 06:13.331
‫چیزی اذیتت می‌کنه؟‬

06:13.331 --> 06:14.301
<i>‫چی؟‬</i>

06:14.301 --> 06:19.221
<i>‫دوک از موهای وزوزی من ناراحت نشده؟‬</i>

06:19.221 --> 06:22.031
<i>‫پس شاید همینطوری خوبه...‬</i>

06:22.511 --> 06:25.261
<i>‫نه، نه! نه، ملفیرا!‬</i>

06:25.511 --> 06:26.701
<i>‫تو بهتر می‌دونی.‬</i>

06:26.701 --> 06:29.761
<i>‫به عنوان نامزد دوک، برداشت اول مهمه!‬</i>

06:29.761 --> 06:31.781
<i>‫باید شجاع باشم!‬</i>

06:32.671 --> 06:35.411
‫اوه، باکتاها؟‬

06:36.021 --> 06:38.601
‫آب‌پزشون خوشمزه است.‬

06:38.601 --> 06:44.451
‫ما توی مارشالرید نگهشون می‌داشتیم، ولی من هیچوقت یکیشونو نخوردم.‬

06:44.451 --> 06:47.501
‫به عنوان یه منبع غذایی اضطراری مفیدن.‬

06:47.501 --> 06:48.531
‫می‌خوای یکیشو امتحان کنی؟‬

06:48.531 --> 06:49.781
‫بله، لطفاً!‬

06:51.791 --> 06:54.151
<i>‫نه، وایسا!‬</i>

06:54.791 --> 06:59.921
‫امم، راستش یه چیز دیگه‌ای هست که می‌خوام در موردش صحبت کنم...‬

07:02.191 --> 07:07.141
‫می‌خوام قبل از اینکه همه رو ببینم، خودمو مرتب کنم.‬

07:07.141 --> 07:09.791
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کرده باشم.‬

07:11.141 --> 07:14.861
‫می‌تونم یه جایی رو برای عوض کردن لباس قرض بگیرم؟‬

07:16.921 --> 07:19.411
‫امم، سرورم؟‬

07:19.411 --> 07:22.171
‫م-منو ببخش، ملفی!‬

07:22.171 --> 07:25.071
‫تقصیر شما نیست، سرورم!‬

07:25.071 --> 07:31.671
‫باورم نمیشه حتی بعد از اون همه سخنرانی‌های کِی‌آس، چقدر بی‌ملاحظه بودم...‬

07:32.331 --> 07:34.621
‫مولان، یه وضعیت اضطراری داریم!‬

07:37.061 --> 07:38.441
‫مشکل چیه؟‬

07:38.781 --> 07:41.791
<i>‫اوه، نه. اونقدرام مسئله بزرگی نیست.‬</i>

07:41.791 --> 07:44.231
‫فوراً سپاه بلانش رو احضار کن!‬

07:44.231 --> 07:46.541
‫سپاه بلانش، سرورم؟‬

07:46.541 --> 07:50.301
‫لیلیان، سابرینا، یا ناتالی! هر کدومشون باشن خوبه!‬

07:50.301 --> 07:51.421
‫فقط عجله کن!‬

07:51.421 --> 07:53.011
‫ب-بله، سرورم!‬

07:58.091 --> 08:01.621
‫ملفی، متاسفم که بیشتر ملاحظه‌تو نکردم.‬

08:01.621 --> 08:04.061
‫م-من اینطور فکر نمی‌کنم.‬

08:04.521 --> 08:09.321
‫راستش ما اینجا هیچ خدمتکاری نداریم.‬

08:09.661 --> 08:12.311
‫برای مدت طولانی فقط ما مردا اینجا بودیم.‬

08:12.731 --> 08:19.201
<i>‫یعنی همسر دوک قبلی هم اینجا نیست؟‬</i>

08:20.221 --> 08:23.411
<i>‫باورم نمیشه یه چیز به این سادگی رو نادیده گرفتم...‬</i>

08:24.171 --> 08:29.441
<i>‫باید به جای هیولاها در مورد اون می‌پرسیدم.‬</i>

08:31.461 --> 08:34.061
‫ملفی، واقعاً متاسفم!‬

08:34.061 --> 08:36.401
‫قول می‌دم قصد بی‌احترامی ندارم!‬

08:36.971 --> 08:40.591
‫فقط خیلی وقته که دوشس گالبرایت نداشتیم.‬

08:40.591 --> 08:44.151
‫احتمالاً... برای چهار نسل گذشته نداشتیم.‬

08:48.791 --> 08:52.991
<i>‫اوه خدای من. نباید بخندم.‬</i>

09:08.261 --> 09:11.641
‫این خانوما همون سپاه بلانش هستن که قبلاً گفتم.‬

09:13.031 --> 09:15.921
‫حرف ملفیرا به اندازه حرف من ارزش داره.‬

09:15.921 --> 09:17.371
‫این یادتون باشه.‬

09:17.371 --> 09:18.281
‫بله، سرورم.‬

09:19.801 --> 09:26.521
‫بلانش لوسابل‬

09:20.631 --> 09:23.271
‫اسم من بلانش لوسابله.‬

09:23.271 --> 09:26.071
‫از دیدنتون خوشوقتم، پرنسس من.‬

09:26.511 --> 09:28.491
‫پ-پرنسس...؟‬

09:28.491 --> 09:31.031
<i>‫چ-چه غافلگیرکننده.‬</i>

09:31.031 --> 09:34.921
<i>‫این زن خوشتیپ یه شوالیه است؟!‬</i>

09:35.411 --> 09:38.431
‫کلاً اشتباه فهمیدی، کاپیتان.‬

09:39.271 --> 09:43.921
‫ما توافق کردیم که بانو ملفیرا رو "مادام" صدا کنیم.‬

09:43.921 --> 09:50.831
‫می‌دونم، ولی برای یه خانم جوان به این زیبایی، یه کم مسن به نظر نمیاد؟‬

09:51.131 --> 09:53.291
‫من با کاپیتان موافقم!‬

09:53.291 --> 09:55.981
‫"پرنسس" خیلی بهتره.‬

09:57.731 --> 09:58.691
‫اهم.‬

09:59.561 --> 10:01.871
‫لطفاً منو ملفیرا صدا کنین.‬

10:01.871 --> 10:06.851
‫امیدوارم در مورد آداب و رسوم اینجا راهنماییم کنین.‬

10:09.501 --> 10:12.821
‫متوجه شدم، پرنسس ملفیرا.‬

10:13.731 --> 10:18.691
‫ناتالی چارلز‬

10:14.171 --> 10:18.201
‫من معاون کاپیتان، ناتالی چارلز هستم.‬

10:18.741 --> 10:26.081
‫بارونت سنتیل‬

10:19.401 --> 10:22.661
‫من لیلیان، دختر بارونت سنتیل هستم.‬

10:22.661 --> 10:25.711
‫لطفاً هر چی که لازم داشتین از ما بخواین، پرنسس من.‬

10:26.071 --> 10:27.751
‫از دیدن همه‌تون خوشحالم.‬

10:28.181 --> 10:29.011
‫بلانش.‬

10:30.311 --> 10:33.861
‫ملفیرا تازه اولین پروازشو تموم کرده.‬

10:33.861 --> 10:35.871
‫لطفاً قبل از هر چیز کمکش کنین تا استراحت کنه.‬

10:36.291 --> 10:38.341
‫متوجه شدم، سرورم.‬

10:38.861 --> 10:41.271
‫امم، سرورم...‬

10:41.271 --> 10:45.461
‫کی منو به بقیه معرفی می‌کنین؟‬

10:45.741 --> 10:47.301
‫خب...‬

10:47.301 --> 10:49.581
‫شاید شام وقت خوبی باشه.‬

10:50.151 --> 10:53.821
‫خیلی خب. پس فعلاً با اجازه.‬

10:53.821 --> 10:57.181
‫حتماً. بعداً کِی‌آس رو می‌فرستم پیشت.‬

11:06.241 --> 11:09.171
‫سرورم، بقیه اینجا هستن!‬

11:09.881 --> 11:11.241
‫اینقدر خجالت نکش.‬

11:11.701 --> 11:13.581
‫اتاق من دقیقاً بغلیه.‬

11:13.581 --> 11:16.061
‫اگه در مورد چیزی مطمئن نبودی، هر وقت خواستی بیا پیشم.‬

11:17.551 --> 11:19.761
‫بریم، بانو ملفیرا؟‬

11:19.761 --> 11:21.381
‫اوه، بله.‬

11:22.541 --> 11:27.011
‫خوبه که کِی‌آس اینجا نیست.‬

11:27.011 --> 11:30.071
‫چی؟ تو هم یکی دیگه از مأمورای اونی؟!‬

11:30.071 --> 11:32.581
‫می‌رم به کِی‌آس می‌گم!‬

11:33.011 --> 11:34.411
‫نکن، مولان!‬

11:34.411 --> 11:36.311
‫بهت یه جایزه می‌دم، باشه؟!‬

11:38.531 --> 11:43.031
<i>‫دوک داره از واکنش‌های من لذت می‌بره.‬</i>

11:49.521 --> 11:52.271
<i>‫چه اتاق قشنگی!‬</i>

11:59.601 --> 12:01.271
‫چی شده؟‬

12:02.201 --> 12:03.431
‫امم...‬

12:03.951 --> 12:07.791
‫کاپیتان بلانش، کفشام کثیفن.‬

12:07.791 --> 12:11.051
‫این فرش نرم رو لک می‌کنم.‬

12:11.381 --> 12:13.191
‫اوه، می‌فهمم.‬

12:13.651 --> 12:15.591
‫در این صورت، منو ببخشین.‬

12:17.601 --> 12:18.841
‫چی؟!‬

12:27.851 --> 12:29.961
‫ممنونم.‬

12:29.961 --> 12:32.821
‫کاری نکردم.‬

12:33.961 --> 12:37.711
‫شما مثل یه بچه گربه سبک هستین، پرنسس من.‬

12:39.751 --> 12:41.331
<i>‫دارم خواب می‌بینم؟‬</i>

12:41.331 --> 12:44.851
<i>‫ح-حتی اگه این یه خواب باشه، برای قلبم بده!‬</i>

12:45.221 --> 12:47.881
‫حالا پاهاتونو بدین به من، پرنسس من.‬

12:47.881 --> 12:49.131
‫مشکلی نیست!‬

12:49.131 --> 12:51.091
‫خودم می‌تونم کفشامو دربیارم!‬

12:51.631 --> 12:58.341
<i>‫صادقانه بگم، این مشکل آدمای خوشتیپه!‬</i>

12:59.191 --> 13:03.001
‫پرنسس من، شیرینی خاصی دوست دارین؟‬

13:03.001 --> 13:04.111
‫چی؟‬

13:05.051 --> 13:07.611
‫خب...‬

13:07.611 --> 13:11.211
‫ممنون از لطفتون،‬

13:11.211 --> 13:14.961
‫ولی نمی‌خوام وقت باارزشتونو بگیرم.‬

13:14.961 --> 13:16.331
‫از اینجا به بعدشو خودم انجام می‌دم.‬

13:16.331 --> 13:17.621
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم.‬

13:18.721 --> 13:24.691
‫به سپاه بلانش افتخار این داده شده که محافظ شخصی شما باشن.‬

13:24.691 --> 13:28.761
‫ما شمشیر و سپر شماییم.‬

13:32.771 --> 13:35.761
‫لطفاً ما رو اینطور ببینین.‬

13:43.361 --> 13:45.991
‫به عنوان شوالیه، این افتخار رو به ما بدین.‬

13:55.781 --> 13:58.091
<i>‫این زیباست.‬</i>

13:59.501 --> 14:01.301
<i>‫و اون مُهر...‬</i>

14:10.211 --> 14:14.121
‫شما شوالیه‌هایی هستین که توسط دوک انتخاب شدین.‬

14:14.661 --> 14:18.111
‫همین به تنهایی شما رو لایق اعتماد من می‌کنه.‬

14:19.331 --> 14:23.801
‫ولی من هنوز هیچی در مورد شما نمی‌دونم،‬

14:24.551 --> 14:28.281
‫و شما هم منِ واقعی رو نمی‌شناسین.‬

14:30.321 --> 14:32.321
‫شمشیر شما زندگی شماست.‬

14:32.321 --> 14:35.451
‫نباید اونو به یه غریبه بدین.‬

14:36.241 --> 14:37.901
‫اینو برمی‌گردونم.‬

14:43.201 --> 14:45.831
‫با شایعات آشنا هستین؟‬

14:47.931 --> 14:51.771
‫من به دوک یه قولی دادم.‬

14:52.891 --> 14:58.621
‫توی راه اینجا، فهمیدم که توی گالبرایت باید چیکار کنم.‬

14:59.501 --> 15:03.021
‫پس، کاپیتان بلانش، هنوز نه.‬

15:04.971 --> 15:09.611
‫نه تا وقتی که منو به عنوان بانوی خودتون قبول کنین‬

15:09.611 --> 15:12.961
‫و منو لایق تقدیم کردن شمشیرتون بدونین.‬

15:22.831 --> 15:25.481
‫خیلی خب، بانو ملفیرا.‬

15:25.911 --> 15:32.571
‫ما هر کاری که در توانمون باشه می‌کنیم تا شوالیه‌هایی لایق شما بشیم.‬

15:32.571 --> 15:35.261
‫ممنونم، کاپیتان بلانش.‬

15:39.651 --> 15:40.771
‫ببخشید...‬

15:40.771 --> 15:43.951
‫ولی کاپیتان بلانش، اون شمشیر اتفاقاً‬

15:43.951 --> 15:48.051
‫توسط همون آهنگری ساخته شده که شمشیر دوک رو ساخته؟‬

15:48.051 --> 15:49.141
‫چی؟‬

15:49.141 --> 15:54.501
‫بله، توی یه آهنگری اینجا توی میدلگ ساخته شده.‬

15:54.501 --> 15:59.531
‫من، امم... منم یکی برای خودم می‌خوام.‬

15:59.831 --> 16:01.041
‫چی؟‬

16:01.041 --> 16:07.501
‫پس، امم... می‌تونین منو به این آهنگری معرفی کنین؟‬

16:07.791 --> 16:09.801
‫من، ا...‬

16:09.801 --> 16:11.551
‫خواهش می‌کنم!‬

16:17.051 --> 16:20.261
‫حداقل اسم آهنگرو بهم بگین!‬

16:25.351 --> 16:27.721
‫اجازه بدین موهاتونو شونه کنم.‬

16:28.201 --> 16:30.431
‫اگه اصرار می‌کنین.‬

16:38.861 --> 16:41.071
‫ا، پرنسس من...‬

16:41.721 --> 16:45.121
‫متاسفم، من از پس این کار برنمیام.‬

16:45.551 --> 16:48.831
‫تقصیر کاملاً با منه.‬

16:48.831 --> 16:50.531
‫نه، خواهش می‌کنم.‬

16:52.641 --> 16:53.851
‫پرنسس؟‬

16:53.851 --> 16:57.341
‫امم، می‌تونین...‬

16:57.891 --> 17:01.471
‫می‌تونین موهامو پف‌دار کنین؟‬

17:01.471 --> 17:02.841
‫پف‌دار؟‬

17:02.841 --> 17:09.031
‫امم، به نظر می‌رسه عالیجناب موهامو وقتی اونطوریه دوست دارن.‬

17:09.861 --> 17:13.171
‫چی؟ دوست دارن؟‬

17:14.931 --> 17:18.411
‫می‌فهمم. این یه مأموریت حیاتیه.‬

17:18.411 --> 17:20.991
‫یه م-مأموریت حیاتی؟‬

17:20.991 --> 17:23.771
‫یه کار مهم که باید تا آخر انجام بشه!‬

17:23.771 --> 17:28.171
‫بعد از باز کردن گره موهاتون با روغن معطر، تمیز می‌شورمش و پف‌دارش می‌کنم!‬

17:30.881 --> 17:35.051
‫متاسفم که از یه شوالیه چنین کاری رو خواستم.‬

17:35.051 --> 17:37.151
‫خودتونو نگران نکنین.‬

17:37.631 --> 17:41.531
‫من وقتی دخترم کوچیک بود موهاشو شونه می‌کردم.‬

17:41.881 --> 17:43.511
‫می‌فهمم.‬

17:43.511 --> 17:44.471
‫بله.‬

17:46.231 --> 17:47.521
<i>‫دخترش؟‬</i>

17:48.411 --> 17:51.141
<i>‫کاپیتان بلانش ازدواج کرده؟!‬</i>

17:52.041 --> 17:55.401
‫امم، ش-شما بچه دارین؟‬

17:55.401 --> 17:58.421
‫بله، دو تا. یه دختر و یه پسر.‬

17:58.421 --> 17:59.411
<i>‫دو تا وظیفه؟!‬</i>

18:05.001 --> 18:09.561
‫دخترم درست مثل منه و می‌گه می‌خواد شوالیه بشه.‬

18:09.561 --> 18:11.801
‫پدرش خیلی ناراحته.‬

18:13.491 --> 18:16.761
‫به نظرم شوالیه‌های زن فوق‌العاده‌ان.‬

18:16.761 --> 18:21.961
‫البته که من به شوالیه گالبرایت بودن افتخار می‌کنم.‬

18:21.961 --> 18:26.411
‫در عین حال، می‌دونم که خدمت به عنوان یه شوالیه اینجا چقدر سخته.‬

18:27.621 --> 18:32.981
‫و با این حال هنوزم می‌خواین شمشیر حمل کنین، پرنسس من؟‬

18:33.881 --> 18:37.571
‫بله. برای تیکه تیکه کردن هیولاها بهش احتیاج دارم.‬

18:38.621 --> 18:41.621
‫منظورتون... برای خوردنه؟‬

18:41.621 --> 18:44.301
‫طبیعتاً. برای خوردن.‬

18:45.771 --> 18:52.311
‫رابطه من با دوک همش از اونجایی شروع شد که اون به امتحان کردنشون علاقه داشت.‬

18:55.641 --> 18:56.931
‫بانو ناتالی.‬

18:57.831 --> 19:01.801
‫ابزار کارمو توی چمدونم گذاشتم.‬

19:01.801 --> 19:05.371
‫از حالت مهر و موم درشون آوردم، می‌تونین پیداشون کنین؟‬

19:05.371 --> 19:06.931
‫ا-البته.‬

19:08.671 --> 19:13.591
‫خدای من. اینا قطعاً زیاد استفاده شدن.‬

19:13.591 --> 19:18.391
‫این تیغه اینقدر ساییده شده که از اندازه اصلیش کوچیکتر شده، مگه نه؟‬

19:18.391 --> 19:22.661
‫از اون یکی برای شکافتن استخون و گوشت استفاده می‌کنم.‬

19:22.661 --> 19:23.651
‫امم...‬

19:24.081 --> 19:28.081
‫پرنسس، شما واقعاً هیولا می‌خورین؟‬

19:29.331 --> 19:32.791
‫احمق! این چه طرز پرسیدن بی‌ادبانه‌ایه!‬

19:32.791 --> 19:35.491
‫اوه، نه. من ناراحت نمی‌شم.‬

19:35.491 --> 19:39.421
‫کنجکاویتون رو در مورد هیولا خوردن من درک می‌کنم.‬

19:40.271 --> 19:41.591
‫حقیقت اینه که...‬

19:51.391 --> 19:55.661
‫و اینطوری شد که من شروع به خوردن هیولاها کردم.‬

19:56.751 --> 19:59.481
‫باورنکردنیه! پس اینطوری بوده!‬

19:59.481 --> 20:03.861
‫هیچکس نمی‌ذاره من بخورم چون می‌گن اتفاقای وحشتناکی میفته.‬

20:00.021 --> 20:10.021
<b>..:: بامابین؛ مرجع تخصصی دانلود و تماشای فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده فارسی::..
@Bamabincom:تلگرام و اینستاگرام</b>

20:03.861 --> 20:07.041
‫می‌گن من آماده نیستم و وقتی می‌رن سفر اکتشافی منو جا می‌ذارن.‬

20:07.041 --> 20:08.511
‫حالا دیگه، لیلیان!‬

20:08.511 --> 20:14.831
‫با اجازه دوک، می‌تونم براتون رویال مودل و زانا بیارم.‬

20:16.121 --> 20:20.131
‫پرنسس، هیولاها واقعاً خوشمزه هستن، مگه نه؟‬

20:21.101 --> 20:23.141
‫م-معذرت می‌خوام!‬

20:23.501 --> 20:25.891
‫لیلیان، مرخصی.‬

20:25.891 --> 20:26.741
‫ولی...‬

20:26.741 --> 20:27.661
‫لیلیان!‬

20:30.911 --> 20:32.441
‫با اجازه.‬

20:34.911 --> 20:36.521
‫صبر کن، بانو لیلیان.‬

20:37.811 --> 20:39.681
‫چند سالته؟‬

20:40.131 --> 20:42.271
‫امسال پونزده سالم شد.‬

20:42.271 --> 20:46.251
‫توی گالبرایت، تو این سن بزرگسال حساب می‌شین؟‬

20:46.251 --> 20:49.221
‫نه، تا هفده سالگی نه.‬

20:49.221 --> 20:54.161
‫ولی من به مقام شوالیه رسیدم. این منو یه بزرگسال تمام عیار می‌کنه.‬

20:54.951 --> 20:57.401
<i>‫توی سن حساسیه.‬</i>

20:59.971 --> 21:02.861
<i>‫ولی من دقیقاً می‌دونم چه حسی داره.‬</i>

21:04.861 --> 21:06.171
‫بانو لیلیان.‬

21:06.491 --> 21:07.281
‫بله؟‬

21:07.761 --> 21:12.181
‫دوست داری با من یکم گوشت هیولا امتحان کنی تا ببینی چقدر خوشمزه است؟‬

21:16.151 --> 21:19.901
‫کاپیتان بلانش و بانو ناتالی، شما هم دوست دارین به ما ملحق بشین؟‬

21:19.901 --> 21:20.821
‫چی؟‬

21:20.821 --> 21:23.441
‫هیولایی هست که دوست داشته باشین امتحان کنین؟‬

21:23.441 --> 21:25.641
‫می‌تونه یه جونور، یه ماهی، یا یه گیاه باشه...‬

21:25.641 --> 21:28.901
‫هیولاهای حشره‌ای غیرمعمولن ولی اونا هم خوبن!‬

21:28.901 --> 21:30.571
‫اوه، چی بخوریم؟‬

21:31.081 --> 21:32.711
‫اینجا، پرنسس!‬

21:32.711 --> 21:34.451
‫بگو، بانو لیلیان!‬

21:34.451 --> 21:38.331
‫دوست دارم میوه اسکریم‌وود رو امتحان کنم!‬

21:38.331 --> 21:40.571
‫اسکریم‌وود؟‬

21:40.571 --> 21:44.341
‫دوک گفت ترشن، ولی کاپیتان مولان گفت...‬

21:44.941 --> 21:48.701
‫خیلی پرمایه، شیرین و آبدارن.‬

21:48.701 --> 21:51.741
‫من تا حالا همچین میوه خوشمزه‌ای نخورده بودم.‬

21:51.741 --> 21:52.591
‫اینم از این!‬

21:52.991 --> 21:59.051
‫اوه، ولی بعدش، کاپیتان مولان دل‌درد و تب گرفت.‬

22:00.391 --> 22:04.611
‫اون گفت حتی از شهد مجلل هم بهتر بود.‬

22:09.611 --> 22:13.231
‫پرمایه، شیرین و آبدار؟‬

22:13.231 --> 22:17.181
‫بهتر از شهد مجلل؟‬

22:18.461 --> 22:21.511
‫من تا حالا اسکریم‌وود ندیدم.‬

22:21.511 --> 22:25.391
‫حالا که اینو شنیدم، من...‬

22:25.391 --> 22:28.331
‫منم خیلی دوست دارم این میوه رو امتحان کنم!‬

22:33.011 --> 22:34.631
‫می‌خوام یکیشو بخورم!‬

22:34.631 --> 22:35.691
‫بزن بریم!‬

22:35.691 --> 22:37.431
‫بریم، پرنسس!‬

24:10.531 --> 24:15.061
‫قسمت ‪10‬‬
‫نیت‌های دوک دیوانه خون‬

24:11.061 --> 24:14.371
<i>‫قسمت بعد: "نیت‌های دوک دیوانه خون."‬</i>
