WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>..:: ارائه شده توسط وبسایت بامابین ::..
.:: Bamabin.com ::.</b>

00:00.771 --> 00:04.811
‫پس، هنوز زاناس رو نکشتین؟‬

00:04.901 --> 00:10.231
‫درسته. الان باید داخل تور فلزی در حال شنا کردن باشه.‬

00:10.311 --> 00:11.691
‫باورم نمیشه!‬

00:12.561 --> 00:14.481
‫نزدیک صبحه.‬

00:14.561 --> 00:18.851
‫دیگه نمی‌تونم برگردم بخوابم،‬
‫پس می‌خوام پختن زاناس رو شروع کنم.‬

00:18.941 --> 00:21.101
‫پس بیا انجامش بدیم.‬

00:21.191 --> 00:24.191
‫شما باید یه کم استراحت کنین، سرورم.‬

00:24.271 --> 00:26.981
‫از وقتی زاناس رو گرفتین یه لحظه هم‬
‫چشم رو هم نذاشتین.‬

00:27.061 --> 00:29.231
‫حالم عالیه.‬

00:29.311 --> 00:32.061
‫آخه، بودن با تو بهم آرامش میده.‬

00:32.311 --> 00:34.561
‫موهات به طرز شگفت‌انگیزی نرمه.‬

00:35.811 --> 00:38.271
‫من هنوز کثیفم...‬

00:38.691 --> 00:41.401
‫نگران نباش. من کثیف‌ترم.‬

00:41.481 --> 00:43.521
‫سـ-سرورم!‬

00:43.601 --> 00:45.191
‫اینجوری نمیشه، ملفی.‬

00:46.941 --> 00:48.901
‫منظورت راجر نیست؟‬

00:49.351 --> 00:51.401
‫مـ-من نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی!‬

00:51.481 --> 00:53.651
‫ما نامزدیم.‬

00:53.731 --> 00:55.811
‫مگه نه، ملفی؟‬

00:58.811 --> 01:01.521
‫خـ-خیلی خوشحالم که اینجایی!‬

01:01.601 --> 01:03.811
‫صبح بخیر، زث!‬

01:04.561 --> 01:08.811
‫بانو ملفیرا، صبح... بخیر.‬

02:44.401 --> 02:47.021
‫فصل:‬
‫ماهی هیولای سوخاری و سرخ شده‬

02:47.851 --> 02:49.061
‫اهم.‬

02:49.151 --> 02:54.851
‫حالا که همه اینجا هستن،‬
‫پختن زاناس رو شروع کنیم؟‬

02:54.941 --> 02:55.981
‫آها.‬

02:56.441 --> 02:59.401
‫حتماً. یه کم گشنمه.‬

02:59.481 --> 03:01.101
‫اوه، ولی...‬

03:02.061 --> 03:07.521
‫اول، میشه یکی‬
‫یه کم روغن و آرد بیاره؟‬

03:07.601 --> 03:09.441
‫روغن و آرد؟‬

03:09.521 --> 03:13.231
‫آره. می‌خوام زاناس رو سوخاری و سرخش کنم.‬

03:13.311 --> 03:15.351
‫اگه اینطوره، من میارمشون.‬

03:15.441 --> 03:19.401
‫عالیه، زث! واقعاً ممنونم.‬

03:22.481 --> 03:24.271
‫ببخشید منتظرتون گذاشتم.‬

03:24.351 --> 03:25.601
‫آماده‌ای؟‬

03:25.691 --> 03:28.811
‫آره. این دفعه، از اینا استفاده می‌کنم.‬

03:29.061 --> 03:31.941
‫داشتم فکر می‌کردم چطوری می‌خوای‬
‫قدرت جادوییشو استخراج کنی.‬

03:32.021 --> 03:35.021
‫کشیدن دایره جادویی روی کاغذ روغنی‬
‫ایده جالبیه.‬

03:35.441 --> 03:37.771
‫می‌خوای اونو بچسبونی به زاناس؟‬

03:37.851 --> 03:42.101
‫آره. آب دایره‌ای که روی زمین کشیده شده‬
‫رو می‌شوره و می‌بره.‬

03:42.401 --> 03:43.981
‫که اینطور.‬

03:46.101 --> 03:48.101
‫خب، رسیدیم.‬

03:50.311 --> 03:52.191
‫یه کم عقب‌تر وایستین.‬

03:52.271 --> 03:53.771
‫باشه.‬

03:53.851 --> 03:56.651
‫خیلی خب، تورو بکشین بالا!‬

03:56.731 --> 03:57.771
‫چشم قربان!‬

03:59.231 --> 04:02.351
‫شاید ماهی باشه، ولی یه هیولاست.‬

04:02.811 --> 04:05.401
‫یه ضربه از یه زاناس‬
‫سرزنده خطرناکه.‬

04:06.271 --> 04:09.231
‫اگه مراقب نباشین، می‌تونه استخون بشکنه.‬

04:09.311 --> 04:10.351
‫چشم قربان!‬

04:11.351 --> 04:12.601
‫حواستونو جمع کنین.‬

04:12.691 --> 04:13.941
‫چشم قربان!‬

04:15.441 --> 04:16.941
‫دیگه تقریباً از آب اومده بیرون!‬

04:20.771 --> 04:22.101
‫اومد بیرون!‬

04:34.271 --> 04:38.691
<i>‫پـ-پس این یه زاناسه!‬</i>

04:39.731 --> 04:42.101
<i>‫حتی از منم بزرگتره!‬</i>

04:42.191 --> 04:45.271
‫باورنکردنیه. نمی‌دونستم‬
‫اینقدر باشکوهن.‬

04:45.351 --> 04:48.191
‫تمام ابهتی که از یه ماهی هیولا‬
‫انتظار میره رو داره.‬

04:48.601 --> 04:51.481
‫این یکی هفت یا هشت سال عمر کرده.‬

04:51.561 --> 04:54.231
‫الان خیلی پرخاشگرن،‬
‫چون فصل تخم‌ریزیه.‬

04:54.691 --> 04:59.191
‫اینا رو تو کتابا دیدم، ولی تصویرهاشون‬
‫با خود واقعیش قابل مقایسه نیست!‬

04:59.731 --> 05:05.311
‫اگه با اون دندونای تیزش گازم بگیره،‬
‫راحت می‌تونه یه دست یا پامو بکنه!‬

05:05.601 --> 05:08.441
‫پس زیاد نزدیک نشو، ملفی.‬

05:12.731 --> 05:15.691
‫خب پس، سرشو بزنم؟‬

05:17.021 --> 05:20.231
‫نه. چون ماهیه، اول می‌کشیمش.‬

05:20.851 --> 05:25.061
<i>‫با این تیغه‌ای که آهنگر مخصوص‬
‫خانواده گالبرایت با مهارت ساخته!‬</i>
<i></i>

05:28.811 --> 05:32.101
‫چی؟ خودت می‌خوای این کارو بکنی؟‬

05:32.191 --> 05:36.231
‫فکر کردم چون ماهیه از پسش برمیام،‬

05:36.311 --> 05:39.731
‫ولی انگار قرار نیست اینطور بشه...‬

05:40.981 --> 05:42.651
‫خودتو ناراحت نکن.‬

05:42.731 --> 05:43.981
‫بده ببینم.‬

05:44.481 --> 05:47.561
‫مگه بهت نگفتم کارای‬
‫کثیفو بسپاری به من؟‬

05:51.311 --> 05:54.021
‫مبارزه رو بسپار به من.‬

05:56.271 --> 05:57.351
‫چشم، سرورم...‬

05:57.771 --> 06:01.061
‫به هر حال، من تا حالا ماهی نکشتم.‬

06:01.481 --> 06:04.271
‫بگو چطوری انجامش بدم.‬

06:04.351 --> 06:06.061
‫حـ-حتماً.‬

06:06.271 --> 06:08.981
‫اول، باید زاناس رو کور کنی.‬

06:09.061 --> 06:10.311
‫کورش کنم؟‬

06:10.401 --> 06:14.151
‫شنیدم ماهیا تو تاریکی حرکت نمی‌کنن.‬

06:14.231 --> 06:15.981
‫بیا از این پارچه استفاده کنیم.‬

06:16.101 --> 06:17.401
‫مراقب باش.‬

06:17.481 --> 06:18.521
‫باشه.‬

06:23.351 --> 06:25.271
‫بعدش، سرورم،‬

06:25.351 --> 06:31.731
‫پشت چشم و بالای‬
‫آبشش‌ها فرو کن، بعد تیغه‌تو بچرخون.‬

06:33.191 --> 06:34.151
‫اینجوری؟‬

06:34.231 --> 06:37.101
‫باید بتونی با یه‬
‫ضربه بکشیش.‬

06:37.561 --> 06:39.151
‫حالا انجامش بده.‬

06:39.231 --> 06:41.851
‫از پسش برمیام.‬

06:45.981 --> 06:50.401
‫وقتی پارچه رو برداشتم،‬
‫سریع تیغه‌تو بچرخون.‬

06:50.481 --> 06:51.521
‫فهمیدم.‬

06:52.401 --> 06:53.441
‫بزن!‬

06:55.021 --> 06:56.851
‫خیلی سفته.‬

06:58.061 --> 06:59.981
‫این چطوره؟‬

07:02.441 --> 07:05.851
‫تحسین‌برانگیزه! کارتون عالی بود، بچه‌ها.‬

07:05.941 --> 07:08.601
‫حالا نوبت منه.‬

07:08.691 --> 07:11.771
‫لطفاً همه از زاناس فاصله بگیرین.‬

07:17.441 --> 07:21.771
‫من هیچوقت زندگی‌ای رو هدر نمیدم.‬

07:21.851 --> 07:25.981
‫با وجود باارزشت‬
‫تا آخرین لحظه با دقت رفتار می‌کنم.‬

07:26.521 --> 07:29.851
‫لوئه رید آرنیر.‬

07:31.851 --> 07:33.601
‫اوه دونا مجیکس.‬

07:33.691 --> 07:36.231
‫بالمیروه استیریس!‬

07:38.731 --> 07:43.481
<i>‫خون زیادی نداره،‬
‫ولی جادوی داخلش خیلی غلیظه.‬</i>
<i></i>

07:43.771 --> 07:45.731
<i>‫به هر حال...‬</i>

07:46.061 --> 07:50.061
<i>‫اینکه وقتی موهام می‌درخشه اینقدر‬
‫تو چشمم خجالت‌آوره!‬</i>
<i></i>

07:55.351 --> 07:59.441
‫سرورم، میشه این فلاسک رو نگه دارین؟‬

07:59.521 --> 08:01.311
‫حتماً. گرفتمش.‬

08:05.101 --> 08:06.191
‫چی شده؟‬

08:06.271 --> 08:08.401
‫بعد از اندازه‌گیری قدرت جادوییش،‬

08:08.481 --> 08:13.231
‫می‌خواستم سر، اندام‌های داخلی‬
‫و پولک‌هاشو جدا کنم، ولی...‬

08:13.311 --> 08:14.481
‫سرورم.‬

08:14.901 --> 08:17.851
‫نمی‌تونم هر دفعه ازتون بخوام این کارو بکنین.‬

08:17.941 --> 08:21.481
‫میشه بهم یاد بدین چطوری سر حیوونا رو بزنم؟‬

08:23.851 --> 08:25.521
‫بازم این؟‬

08:26.981 --> 08:29.521
‫خودتو عقب نکش، ملفی.‬

08:29.771 --> 08:34.151
‫من سر هیولاهای بی‌شماری رو زدم،‬

08:34.231 --> 08:37.151
‫ولی هیچوقت اینقدر مشتاق نبودم.‬

08:37.601 --> 08:42.151
‫من از هیچی بیشتر از‬
‫پختن هیولاها با تو لذت نمی‌برم.‬

08:45.401 --> 08:47.151
‫مـ-منم همینطور.‬

08:47.401 --> 08:51.521
‫آشپزی با تو و بقیه‬
‫خیلی کیف میده!‬

08:51.601 --> 08:52.901
‫واقعاً؟‬

08:53.651 --> 08:58.481
<i>‫تو سرزمین‌های مارشالرید، من بیشتر‬
‫آشپزی و تحقیقاتمو تنها انجام می‌دادم.‬</i>
<i></i>

08:59.521 --> 09:00.481
‫سرش رو هم بردار.‬

09:00.561 --> 09:03.651
<i>‫من هیچوقت با شکارچیا و شوالیه‌هایی‬
‫که اینقدر بهم خوش نمی‌گذشت‬</i>
<i></i>

09:03.731 --> 09:06.851
<i>‫بهم کمک می‌کردن هیولاها رو تیکه تیکه کنم.‬</i>

09:09.061 --> 09:13.481
‫بیا فقط سرشو قطع کنیم‬
‫و پولک‌ها رو با پوست جدا کنیم!‬

09:13.561 --> 09:15.231
‫آره!‬

09:19.811 --> 09:22.811
‫ملفی، چطوری سرشو جدا کنم؟‬

09:22.901 --> 09:25.311
‫از سمت چپ جایی که قبلاً فرو کردی شروع کن.‬

09:25.771 --> 09:29.561
‫از آبشش‌ها به صورت مورب‬
‫تا پشت باله پشتی ببر.‬

09:30.311 --> 09:32.811
‫زاویه سختیه.‬

09:33.601 --> 09:34.651
‫اما...‬

09:45.521 --> 09:47.061
‫برای من کاری نداره.‬

09:47.481 --> 09:50.561
‫شما همیشه از تیغه‌تون‬
‫با مهارت زیادی استفاده می‌کنین.‬

09:50.651 --> 09:53.061
‫به این برش نگاه کن، مولان.‬

09:53.151 --> 09:56.271
‫خیلی تمیزه. گوشتو‬
‫کاملاً دست‌نخورده باقی گذاشته.‬

09:56.351 --> 09:57.651
‫می‌دونم!‬

09:57.731 --> 10:02.151
‫حتی به عنوان یه مرد، من شیفته‬
‫مهارت سرورم شدم.‬

10:02.231 --> 10:03.981
‫حرکات کاملاً کارآمدش...‬

10:04.101 --> 10:06.521
‫اگه بگیم الهی هستن اغراق نکردیم!‬

10:06.601 --> 10:08.771
‫در مورد چی حرف می‌زنین؟‬

10:09.351 --> 10:15.021
‫من و مولان داشتیم در مورد این حرف می‌زدیم که‬
‫چقدر مجذوب مهارت شمشیرزنی شما شدیم.‬

10:16.151 --> 10:18.191
‫ا-اوه؟‬

10:18.271 --> 10:19.941
‫که اینطور.‬

10:21.601 --> 10:23.731
<i>‫دوباره سرخ شد.‬</i>

10:23.811 --> 10:26.561
<i>‫وقتی اینجوری میشه خیلی بامزه‌ست.‬</i>

10:27.101 --> 10:32.651
<i>‫ولی اگه بهش بگم قهر می‌کنه،‬
‫پس چیزی نمیگم.‬</i>
<i></i>

10:33.481 --> 10:36.231
‫بعدش، اندام‌های داخلی رو درمیاریم.‬

10:36.311 --> 10:37.351
‫حله!‬

10:41.901 --> 10:46.981
‫سرورم، سر و اندام‌های داخلی‬
‫خوردنی به نظر نمی‌رسن، پس...‬

10:47.061 --> 10:48.901
‫می‌دونم.‬

10:49.311 --> 10:50.561
‫اینو، درسته؟‬

10:53.311 --> 10:55.191
‫جادوی آتش!‬

10:55.271 --> 10:58.401
‫سرورم این طلسمو ابداع کردن‬

10:58.481 --> 11:02.691
‫تا به آدمایی که برای خلاص شدن‬
‫از شر هیولاها مشکل دارن کمک کنن.‬

11:03.151 --> 11:05.311
‫که اینطور.‬

11:08.941 --> 11:12.231
‫سرورم، بانو ملفیرا، خوش برگشتین.‬

11:12.651 --> 11:15.651
‫نمی‌تونیم از این تو آشپزخونه قلعه استفاده کنیم.‬

11:15.731 --> 11:19.151
‫متاسفم، ولی مجبوریم بیرون آشپزی کنیم.‬

11:19.231 --> 11:20.651
‫اصلاً مشکلی نیست.‬

11:20.731 --> 11:24.851
‫تمیزکاری بعد از سرخ کردن خیلی کار داره،‬
‫پس بیرون انتخاب درستیه.‬

11:25.231 --> 11:29.651
‫امم، کسی اینجا تا حالا ماهی تمیز کرده؟‬

11:29.731 --> 11:35.351
‫برخلاف حیوونا، گوشتشون نرمه، پس می‌خوام‬
‫پوستشو با بریدن جدا کنم.‬

11:36.061 --> 11:40.481
‫من هر روز خزهای ظریف رو می‌زنم.‬

11:40.851 --> 11:44.191
‫اگه اینطوره، آمبری، زحمتی نیست؟‬

11:53.651 --> 11:56.101
‫حله.‬

12:00.151 --> 12:01.561
‫فوق‌العاده‌ست!‬

12:01.651 --> 12:04.521
‫یه ذره گوشت هم روی پوست نمونده.‬

12:04.601 --> 12:06.811
‫کارت از عالی هم بهتر بود.‬

12:06.901 --> 12:10.771
‫شوالیه‌های گالبرایت اینجورین دیگه!‬

12:11.351 --> 12:17.231
‫ولی تیکه تیکه کردن چیزی‬
‫که اینقدر قشنگ قصابی کردی...‬

12:17.311 --> 12:19.981
‫حیف به نظر می‌رسه.‬

12:20.061 --> 12:22.771
‫من اینطور فکر نمی‌کنم.‬

12:23.271 --> 12:24.731
‫ولی یه ماهی هیولا، هان؟‬

12:24.811 --> 12:27.271
‫سوخاری و سرخ شده به نظر من خوبه!‬

12:27.521 --> 12:31.021
‫حسابی می‌خوریم تا انرژیمون‬
‫برای سفر برگرده!‬

12:31.311 --> 12:33.981
‫پس همین کارو می‌کنم.‬

12:34.101 --> 12:36.811
‫امیدوارم همه کمکم کنین.‬

12:37.021 --> 12:38.771
‫آره!‬

12:42.441 --> 12:45.061
‫به زودی به دمای مناسب می‌رسن.‬

12:45.441 --> 12:48.651
‫یه قابلمه خنک‌تر میشه،‬
‫و اون یکی داغ‌تر.‬

12:48.731 --> 12:50.981
‫من ماهی رو تو دو مرحله سرخ می‌کنم.‬

12:51.521 --> 12:52.811
‫که اینطور.‬

12:53.101 --> 12:56.481
‫راستی، ملفی،‬
‫منم می‌خوام کمک کنم.‬

12:56.561 --> 12:58.941
‫چی؟ شما می‌خواین؟‬

12:59.401 --> 13:02.651
‫ا-اگه اینطوره، لطفاً حواستون به قابلمه داغ‌تره باشه.‬

13:02.731 --> 13:05.441
‫مراقب باشین خودتونو نسوزونین.‬

13:05.521 --> 13:07.941
‫می‌تونین روم حساب کنین.‬

13:08.771 --> 13:12.061
‫برای خمیر سوخاری، چون تخم‌مرغ نداریم،‬

13:12.151 --> 13:15.691
‫ادویه‌های مخلوط با آرد رو تو آب حل می‌کنیم‬
‫و به جاش از اون استفاده می‌کنیم.‬

13:15.771 --> 13:22.601
‫زاناس خرد شده رو تو مخلوط می‌زنیم‬
‫و با سرخ کردنش تو قابلمه خنک‌تره شروع می‌کنیم.‬

13:23.191 --> 13:25.351
‫برای شروع یه دونه رو امتحانی درست می‌کنیم.‬

13:26.811 --> 13:32.941
‫اونقدر سرخش می‌کنیم تا طلایی بشه و‬
‫با یه کفگیر چوبی سوراخ‌دار درش میاریم.‬

13:33.021 --> 13:37.771
‫اگه تو این مرحله بذاریم‬
‫کامل بپزه،‬

13:37.851 --> 13:41.441
‫خشک میشه، پس میذاریم با‬
‫حرارت باقی‌مونده بپزه.‬

13:41.521 --> 13:42.811
‫آهان.‬

13:43.941 --> 13:47.851
‫بعد برای تموم کردنش، برای مدت کوتاهی‬
‫تو دمای بالا سرخش می‌کنیم.‬

13:47.941 --> 13:51.401
‫این کار سریع رطوبت‬
‫خمیر رو از بین می‌بره،‬

13:51.481 --> 13:55.231
‫و یه رویه ترد و داخل آبدار به جا میذاره.‬

13:55.811 --> 13:58.981
‫حالا زاناس سوخاری و سرخ شده ما آماده‌ست.‬

14:12.311 --> 14:14.441
‫منو ببخش، ملفی.‬

14:17.151 --> 14:21.351
‫آدمای کمی بار اول‬
‫عالی انجامش میدن.‬

14:21.441 --> 14:24.231
‫شما فقط رطوبتشو زیادی از بین بردین.‬

14:24.311 --> 14:26.151
‫غیرقابل خوردن نیستن.‬

14:26.441 --> 14:28.061
‫واقعاً؟‬

14:28.151 --> 14:34.061
‫سرورم، میشه تیکه‌های‬
‫تیره‌تر رو به من بدین بخورم؟‬

14:34.151 --> 14:37.601
‫ولی اینا خراب شدن.‬

14:37.691 --> 14:39.521
‫اصلاً.‬

14:39.601 --> 14:41.401
‫اونا هم خوشمزه به نظر می‌رسن.‬

14:41.691 --> 14:45.021
‫ولی همونطور که می‌بینین، دستام چسبناکه.‬

14:46.061 --> 14:49.061
‫من برای سم امتحانش می‌کنم. آآه!‬

14:50.311 --> 14:55.151
‫اوه، چون اونا تازه سرخ شدن،‬
‫ممنون میشم اگه یکیشو برام فوت کنین.‬

14:55.231 --> 14:57.021
‫بـ-باشه.‬

15:01.851 --> 15:03.061
‫بفرما.‬

15:03.351 --> 15:05.521
‫بـ-بفرمایین.‬

15:05.601 --> 15:07.901
‫باشه، دوک آریستید.‬

15:08.401 --> 15:11.601
<i>‫الان اینطوری صدام می‌کنه؟‬</i>

15:12.061 --> 15:13.151
‫بفرما.‬

15:17.061 --> 15:19.521
<i>‫گوشتش خیلی خوش‌خوراکه!‬</i>

15:19.601 --> 15:25.351
<i>‫بوی خمیر شور و تردش‬
‫کاملاً با گوشت جویدنی‌ش جوره!‬</i>
<i></i>

15:25.601 --> 15:27.441
‫چـ-چطوره؟‬

15:27.521 --> 15:29.271
‫سرورم...‬

15:29.601 --> 15:32.191
‫گوشت تپل و فنریش غیرقابل مقاومته!‬

15:32.271 --> 15:35.351
‫وقتی گازش می‌زنم طعمش‬
‫می‌پاشه بیرون!‬

15:35.441 --> 15:36.731
‫من بقیه‌شو می‌خورم—‬

15:39.481 --> 15:41.731
‫راست میگی. خوشمزه‌ست.‬

15:42.101 --> 15:44.061
<i>‫غذای نصفه خورده منو خورد...‬</i>

15:44.771 --> 15:46.271
<i>‫غذای نصفه خورده منو خورد؟!‬</i>

15:46.351 --> 15:49.811
‫سـ-سـ-سرورم، اون... اون...‬

15:49.901 --> 15:52.731
‫راست میگی. فنری و جویدنیه.‬

15:52.811 --> 15:55.521
‫یه کم نمک بیشتر داشت بد نبود.‬

15:55.601 --> 15:58.351
‫یکی از این تیکه‌های‬
‫موفق رو هم امتحان کنیم؟‬

15:59.151 --> 16:01.311
‫اول بذار برای سم امتحانش کنم.‬

16:03.851 --> 16:05.771
‫سـ-سرورم؟‬

16:05.851 --> 16:07.151
‫یکیشو امتحان کن!‬

16:10.941 --> 16:13.351
<i>‫این یکی خیلی پفکیه!‬</i>

16:13.441 --> 16:16.851
<i>‫گوشتش اینقدر نرمه،‬
‫که وقتی می‌جوم از هم باز میشه.‬</i>
<i></i>

16:16.941 --> 16:19.901
<i>‫حتی سبکه. می‌تونم تا ابد از اینا بخورم.‬</i>

16:21.441 --> 16:23.351
‫سخته فقط یکیشو انتخاب کنی.‬

16:23.441 --> 16:27.561
‫می‌دونم. من هم نرم‌ها رو می‌خوام‬
‫هم خوش‌خوراک‌ها رو.‬

16:27.651 --> 16:29.771
‫آدما یکیشونو به اون یکی ترجیح میدن.‬

16:29.851 --> 16:32.401
‫باید هر دو مدلشو درست کنیم.‬

16:32.691 --> 16:34.101
‫مولان، یه کم امتحان کن.‬

16:34.191 --> 16:35.601
‫هورا!‬

16:38.651 --> 16:42.901
<i>‫حق با اونه. اینکه بذاریم آدما چیزی که‬
‫ترجیح میدن رو بخورن ایده خوبیه.‬</i>
<i></i>

16:43.271 --> 16:48.311
<i>‫کلی زاناس داریم، و نسخه تردترش‬
‫رو میشه برد تو میدون جنگ.‬</i>
<i></i>

16:50.151 --> 16:51.851
‫تموم شد!‬

16:51.941 --> 16:54.981
‫ممنون، سرورم.‬

16:55.061 --> 16:57.311
‫نیازی به تشکر نیست.‬

16:57.401 --> 17:00.601
‫این همه مدت سر پا وایستادن خسته‌کننده نبود؟‬

17:00.691 --> 17:03.231
‫من خوبم. به علاوه...‬

17:03.771 --> 17:07.941
‫چون تو باهام بودی خیلی بهم خوش گذشت.‬

17:09.191 --> 17:12.441
‫که اینطور. تا وقتی بهت خوش گذشته باشه.‬

17:13.191 --> 17:15.481
‫قرار نیست بیرون غذا بخوریم؟‬

17:15.561 --> 17:16.811
‫درسته.‬

17:16.901 --> 17:19.981
‫از آشپز قلعه خواستم نون‬
‫و سبزیجات آماده کنه.‬

17:20.101 --> 17:22.691
‫تو تالار بزرگ آماده کردن.‬

17:22.981 --> 17:24.811
‫حالا برین، سرورم!‬

17:24.901 --> 17:27.401
‫برین و از یه صبحونه خوشمزه لذت ببرین!‬

17:27.481 --> 17:29.191
‫بـ-باشه، ولی...‬

17:29.481 --> 17:32.651
‫مولان، میشه سرورم رو تا اونجا همراهی کنی؟‬

17:32.731 --> 17:35.601
‫بهترین غذا رو‬
‫برای مرد اول این ساعت آماده کنین!‬

17:35.691 --> 17:37.521
‫اطاعت!‬

17:37.601 --> 17:38.771
‫هی، ولم کن!‬

17:38.851 --> 17:44.351
‫تا شما نخورین، هیچکس‬
‫دیگه غذا نمی‌خوره، سرورم.‬

17:46.061 --> 17:48.691
‫من بعد از دور ریختن روغن میام اونجا.‬

17:48.981 --> 17:51.901
‫لطفاً به اندازه‌ای که دوست دارین به غذا نمک بزنین.‬

17:51.981 --> 17:53.521
‫باشه!‬

17:54.731 --> 17:58.691
<i>‫من باعث شدم همه این کارا رو برام انجام بده.‬</i>

17:58.981 --> 18:02.021
<i>‫باید هر چقدر می‌تونه استراحت کنه.‬</i>

18:03.401 --> 18:06.021
<i>‫و من فقط به خودم فکر می‌کنم.‬</i>

18:06.901 --> 18:11.401
<i>‫از یه هیولای جدید تو یه‬
‫سرزمین جدید می‌شنوم و جوگیر میشم.‬</i>
<i></i>

18:11.981 --> 18:14.851
<i>‫باید بیشتر مراقب باشم.‬</i>

18:15.731 --> 18:17.191
‫بانو ملفیرا.‬

18:17.601 --> 18:19.191
‫ما کمکتون می‌کنیم.‬

18:19.271 --> 18:20.521
‫چی؟ ولی...‬

18:20.601 --> 18:22.271
‫سه نفر بهتر از یه نفره.‬

18:22.351 --> 18:26.151
‫بیاین سریع تمیز کنیم تا بتونیم‬
‫کلی غذای خوشمزه بخوریم.‬

18:27.731 --> 18:29.481
‫ممنونم.‬

18:29.901 --> 18:31.481
‫اوه، راستی.‬

18:31.561 --> 18:35.271
‫آمبری و زث، می‌خواین اینو امتحان کنین؟‬

18:38.651 --> 18:40.691
‫اینم زاناسه؟‬

18:40.771 --> 18:46.481
‫تپله... و به طور مشکوکی‬
‫یه نوع روغن ازش بیرون میزنه.‬

18:46.561 --> 18:47.981
‫گوشت شکمشه.‬

18:48.061 --> 18:53.601
‫برای سرخ کردن مناسب نیست، برای همین‬
‫نخواستم به بقیه بدمش.‬

18:53.691 --> 18:56.731
‫هان. به نظر من که خوبه.‬

19:00.771 --> 19:02.851
‫نظرتون چیه؟‬

19:03.731 --> 19:05.731
‫این خوشمزه‌ست.‬

19:06.151 --> 19:10.271
‫با یه کم آبمیوه ترش‬
‫حتی بهترم میشه.‬

19:11.231 --> 19:13.981
‫ما برای صبحونه میوه خواستیم.‬

19:14.061 --> 19:16.061
‫شاید داشته باشن.‬

19:16.151 --> 19:17.101
‫آره.‬

19:17.191 --> 19:18.981
‫آمبری، زث...‬

19:19.101 --> 19:24.101
‫بیاین عجله کنیم قبل اینکه همه میوه‌ها تموم بشن!‬

19:26.311 --> 19:30.401
<i>‫همین الان فکر کردم باید محتاط‌تر باشم،‬</i>

19:30.481 --> 19:33.401
<i>‫ولی تا یه چیز خوشمزه پیدا میشه‬
‫اینجوری رفتار می‌کنم.‬</i>
<i></i>

19:33.481 --> 19:35.351
<i>‫من به عنوان یه انسان یه شکست‌خورده‌ام.‬</i>

19:35.771 --> 19:37.441
<i>‫ولی بازم...‬</i>

19:37.521 --> 19:38.851
‫حمله!‬

19:38.941 --> 19:40.561
‫بزن بریم بخوریم!‬

19:40.651 --> 19:41.691
‫آره!‬

19:42.021 --> 19:45.021
<i>‫می‌تونم از فردا محتاط بودن رو شروع کنم.‬</i>

19:58.811 --> 20:00.901
‫ملفی، این طرف!‬

20:00.021 --> 20:10.021
<b>..:: بامابین؛ مرجع تخصصی دانلود و تماشای فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده فارسی::..
@Bamabincom:تلگرام و اینستاگرام</b>

20:08.941 --> 20:11.351
‫بعد از این دوباره پرواز می‌کنیم.‬

20:11.441 --> 20:16.151
‫باید تا غروب برسیم گالبرایت،‬
‫ولی حسابی غذا بخورین.‬

20:16.231 --> 20:17.191
‫می‌خورم.‬

20:17.271 --> 20:19.771
‫تو هم حتماً حسابی بخور.‬

20:19.851 --> 20:21.021
‫حتماً.‬

20:27.151 --> 20:30.191
<i>‫که اینطور. اینم یه راه برای خوردنشه.‬</i>

20:30.271 --> 20:31.901
<i>‫دوک همیشه آدمو تحت تاثیر قرار میده.‬</i>

20:34.191 --> 20:35.901
<i>‫ایـ-این دیگه چیه؟!‬</i>

20:35.981 --> 20:38.231
<i>‫خیلی طعم تازه‌ای میده!‬</i>

20:38.311 --> 20:41.231
<i>‫و دستام تمیز می‌مونن،‬
‫پس می‌تونم پشت سر هم بخورم!‬</i>
<i></i>

20:41.311 --> 20:42.981
‫بانو ملفیرا.‬

20:43.101 --> 20:46.691
‫این کابوئه، میوه‌ای که‬
‫قبلاً در موردش حرف می‌زدیم.‬

20:46.771 --> 20:50.231
‫شاید سبز باشن، ولی‬
‫الان فصلشونه.‬

20:50.481 --> 20:54.441
<i>‫این کابوئه؟ من تا حالا از اینا ندیده بودم.‬</i>

21:01.271 --> 21:02.901
<i>‫باورم نمیشه!‬</i>

21:02.981 --> 21:07.191
<i>‫اون طعم ترش تیز و باطراوتش چربی زیادشو‬
‫می‌گیره و خوردنشو راحت می‌کنه!‬</i>
<i></i>

21:07.271 --> 21:12.271
<i>‫این برای دستگاه گوارش خسته‬
‫یا اشتهای کم عالیه!‬</i>
<i></i>

21:12.981 --> 21:14.901
‫اینقدر خوبه؟‬

21:15.191 --> 21:18.271
‫از طعم‌های ترش خوشتون میاد، سرورم؟‬

21:18.561 --> 21:20.771
‫مطمئن نیستم.‬

21:20.851 --> 21:23.521
‫فقط وقتی می‌نوشم ازشون می‌خورم.‬

21:27.021 --> 21:28.151
‫ترشه!‬

21:28.481 --> 21:30.271
‫حـ-حالتون خوبه؟‬

21:30.351 --> 21:32.651
‫آ-آره، خوبم.‬

21:32.981 --> 21:36.351
‫فوق‌العاده‌ست. ترشیش آدمو بیدار می‌کنه.‬

21:36.731 --> 21:39.651
‫بد نیست، و-ولی...‬

21:40.101 --> 21:43.101
<i>‫پس دوک از غذاهای ترش خوشش نمیاد.‬</i>

21:43.191 --> 21:45.691
<i>‫دیگه این اشتباه رو تکرار نمی‌کنم.‬</i>

21:45.941 --> 21:49.351
‫راستش، با تو خیلی بهم خوش می‌گذره.‬

21:54.941 --> 21:56.191
‫وای!‬

21:56.271 --> 22:00.061
‫ساندویچ درست کردیم تا‬
‫بتونیم تو راه بخوریم.‬

22:00.271 --> 22:05.231
‫طبق دستور شما، به بقیه زاناس‬
‫نمک زدیم و منجمدش کردیم.‬

22:05.311 --> 22:07.481
‫حالا حتی بیشترم موندگاری داره.‬

22:07.901 --> 22:09.441
‫ممنون.‬

22:11.191 --> 22:14.521
<i>‫خیلی خوشحالم که انگار همه دوستش داشتن.‬</i>

22:14.851 --> 22:17.731
‫راه درازی تا گالبرایت داریم!‬

22:17.811 --> 22:20.191
‫حواستونو جمع کنین‬
‫تا تصادفی پیش نیاد!‬

22:20.271 --> 22:21.311
‫چشم قربان!‬

22:27.441 --> 22:29.311
‫راه افتادیم، ملفی.‬

22:29.401 --> 22:31.521
‫بله، سرورم.‬

22:33.311 --> 22:34.941
<i>‫داریم نزدیک‌تر میشیم...‬</i>

22:35.481 --> 22:39.311
<i>‫تقریباً رسیدیم به گالبرایت،‬
‫یه سرزمین کاملاً جدید برای من.‬</i>
<i></i>

24:10.561 --> 24:15.061
<i>‫قسمت بعد:‬
‫«وارثان نام گالبرایت.»‬</i>
<i></i>
