WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.221
<b>..:: ارائه شده توسط وبسایت بامابین ::..
.:: Bamabin.com ::.</b>

00:01.971 --> 00:04.431
<i>‏وقتی گفت می‌خواد منو بهتر بشناسه...‏</i>

00:04.511 --> 00:06.471
<i>‏مـ-منظورش این بود؟‏</i>

00:07.351 --> 00:08.391
‏من...‏

00:08.471 --> 00:10.971
‏خوابشم نمی‌دیدم که بهتون بگم ترسناک!‏

00:11.051 --> 00:14.261
‏به نظرم شما خیلی شجاع‏
‏و خوشتیپین، عالیجناب!‏

00:16.431 --> 00:18.011
‏خوشتیپ؟‏

00:18.851 --> 00:23.931
<i>‏یعنی این چیزی نبود که می‌خواست بشنوه؟‏</i>

00:25.931 --> 00:27.851
‏واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟‏

00:29.351 --> 00:34.721
‏همینطوره! اگه بپرسین، مطمئنم‏
‏از هر ده نفر، ده تاشون موافقن.‏

00:38.761 --> 00:42.221
<i>‏ها؟ دوباره گند زدم؟‏</i>

02:11.471 --> 02:12.431
‏اعلام حرکت با ستونی از آتش‏

02:12.511 --> 02:15.681
‏موهات خیلی قشنگه،‏
‏مثل رنگ مهتاب.‏

02:15.761 --> 02:18.391
‏فقط یه خاکستری بی‌روحه.‏

02:18.471 --> 02:23.261
‏وقتی چشمای کهرباییت با جادو‏
‏طلایی می‌درخشید، قلبم تند تند می‌زد.‏

02:23.351 --> 02:26.891
‏من قدرت دیدن دارم. اذیتت نمی‌کنه؟‏

02:26.971 --> 02:28.011
‏اصلاً.‏

02:28.601 --> 02:33.351
‏تصویر چشمای طلاییت‏
‏وقتی که سر اون بَک‌هورن رو زدی‏

02:33.431 --> 02:36.011
‏توی ذهنم حک شده.‏

02:36.101 --> 02:39.101
‏شاید با دیدن اون صحنه جادو شدی.‏

02:39.511 --> 02:40.681
‏اشتباه می‌کنی.‏

02:41.851 --> 02:46.221
‏هیچوقت اون جدیتت رو فراموش نمی‌کنم.‏

02:48.721 --> 02:51.681
‏که اینطور. تا وقتی که اذیتت نمی‌کنه...‏

02:51.761 --> 02:52.801
‏به هیچ وجه.‏

02:53.261 --> 02:57.301
‏یکی باید هیولاها رو بکشه.‏

02:57.721 --> 03:01.891
‏تو فقط داری یه نقش مهم رو ایفا می‌کنی.‏

03:02.391 --> 03:05.761
‏چرا باید اذیتم کنه؟‏

03:06.431 --> 03:11.511
‏تو با هیولاها می‌جنگی.‏
‏معلومه که خونشون روت می‌پاشه.‏

03:13.261 --> 03:15.801
‏منم هیچ بویی از آداب و معاشرت نبردم.‏

03:15.891 --> 03:17.471
‏این بهت برنمی‌خوره؟‏

03:17.551 --> 03:23.471
‏تو نه تنها برای مردم‏
‏گالبرِیث، بلکه برای کل کشور آرامش میاری.‏

03:23.931 --> 03:26.301
‏هیچ چیز شریف‌تر از این نیست.‏

03:26.391 --> 03:28.101
‏اگه اینطوره، امم...‏

03:29.351 --> 03:31.931
‏نظرت درمورد من به عنوان نامزد چیه؟‏

03:33.431 --> 03:35.761
<i>‏هیچوقت بهش فکر نکرده بودم.‏</i>

03:36.351 --> 03:38.391
<i>‏اگه نامزد کنیم...‏</i>

03:38.851 --> 03:41.971
‏تو این مرحله، حتی یه شوالیه هم خوبه.‏

03:42.681 --> 03:45.181
<i>‏یه دوک که دیگه خیلی هم عالیه.‏</i>

03:45.301 --> 03:48.181
<i>‏اگه مشکلی هم باشه، تفاوت‏
‏موقعیت اجتماعی ماست.‏</i>
<i></i>

03:51.101 --> 03:55.181
<i>‏ولی اینکه هر روز رو‏
‏با مردی مثل اون بگذرونم...‏</i>
<i></i>

03:55.261 --> 03:56.181
‏دوک در صبح‏

03:56.301 --> 03:57.721
‏صبح بخیر، ملفیرا.‏

03:58.391 --> 03:59.351
‏دوک در شب‏

03:59.431 --> 04:00.511
‏شب بخیر، ملفیرا.‏

04:01.181 --> 04:03.431
<i>‏این دیگه خیلی فوق‌العاده‌ست!‏</i>

04:03.761 --> 04:08.391
<i>‏به جز اینکه کنار اون وایسادن‏
‏باعث می‌شه خیلی پایین‌تر به نظر بیام.‏</i>
<i></i>

04:08.471 --> 04:12.181
<i>‏چون من همیشه فقط‏
‏علاقه‌مند به تحقیقاتم بودم،‏</i>
<i></i>

04:12.261 --> 04:16.511
<i>‏تنها چیزی که برام مهمه یه شریکه‏
‏که بذاره کار خودمو بکنم.‏</i>
<i></i>

04:16.601 --> 04:18.391
‏هی، ملفیرا؟‏

04:18.471 --> 04:20.351
<i>‏یـ-یعنی...‏</i>

04:20.971 --> 04:26.301
<i>‏تا وقتی که پدرم موافقت کنه،‏
‏می‌تونم روزامو تو بهشت بگذرونم؟!‏</i>
<i></i>

04:26.391 --> 04:29.351
<i>‏چقدر مادی‌گرا و حسابگر!‏</i>

04:29.971 --> 04:31.141
‏امم...‏

04:31.851 --> 04:35.351
‏اجازه بدین جوابتون رو‏
‏با یه سوال بدم.‏

04:35.891 --> 04:40.891
‏مطمئناً شما یه کیس ازدواج‏
‏خیلی پرطرفدارین.‏

04:40.971 --> 04:43.181
‏پس چرا من؟‏

04:43.261 --> 04:49.351
‏اگه واقعاً قراره ازدواج کنیم، نمی‌تونم‏
‏تصور کنم که مردم شما منو قبول کنن.‏

04:51.181 --> 04:56.301
‏تو سرزمین‌های گالبرِیث، آنیمیسم‏
‏به اندازه اینجا رایج نیست،‏

04:56.391 --> 05:01.801
‏ولی اگه با یه شرور پرخورِ هیولاخوارِ‏
‏طرد شده ازدواج کنین...‏

05:02.261 --> 05:03.351
‏نه.‏

05:04.681 --> 05:07.681
‏فکر می‌کنم مردمم ازت استقبال کنن.‏

05:07.761 --> 05:08.721
‏چی؟‏

05:08.801 --> 05:10.971
‏با جنگل‌های اِرزِنیه آشنایی داری؟‏

05:11.051 --> 05:16.511
‏بله. یه جنگل بزرگه تو سرزمین‌های گالبرِیث‏
‏و گنجینه‌ای از هیولاهاست.‏

05:16.721 --> 05:18.851
‏گنجینه‌ای از هیولاها، ها؟‏

05:18.931 --> 05:21.351
‏خب، اشتباه نمی‌کنی.‏

05:21.431 --> 05:24.181
‏هر چقدرم شکارشون می‌کنم، بازم میان.‏

05:24.301 --> 05:27.181
‏به سختی می‌تونم از پس‏
‏خلاص شدن از شر لاشه‌هاشون بربیام.‏

05:28.801 --> 05:31.851
‏ولی جایی که هیولاها جولان می‌دن،‏
‏قدرت جادویی جمع می‌شه.‏

05:32.301 --> 05:36.181
‏این در نهایت سموم جادویی تولید می‌کنه،‏
‏که هیولاها رو دیوونه می‌کنه.‏

05:36.301 --> 05:39.891
‏باید به شکارم ادامه بدم تا از این اتفاق جلوگیری کنم.‏

05:40.261 --> 05:44.721
‏این سرنوشت کساییه که‏
‏اسم گالبرِیث رو به ارث می‌برن.‏

05:44.801 --> 05:46.471
‏عالیجناب...‏

05:47.641 --> 05:52.301
‏برای من، هیولاها فقط شکارم بودن.‏

05:52.801 --> 05:58.181
‏پس وقتی شنیدم با هیجان‏
‏درمورد خوردنشون حرف می‌زنی، شوکه شدم‏

05:58.301 --> 06:01.681
‏و دیدم که چطور اون رویال مودل رو آماده کردی.‏

06:01.761 --> 06:04.301
‏دیدگاه تو خیلی جدیده.‏

06:06.141 --> 06:08.761
‏ما هم بعضی وقتا هیولا می‌خوریم،‏

06:09.051 --> 06:13.721
‏ولی هیچوقت فکر نمی‌کردیم راهی باشه‏
‏که بشه جادوشون رو کامل تخلیه کرد.‏

06:13.801 --> 06:17.431
‏کاش تنها نقطه قوتم این نبود.‏

06:17.511 --> 06:18.851
‏چی داری می‌گی؟‏

06:18.931 --> 06:22.721
‏تو داری هیولاهای مزاحم رو‏
‏به یه منبع غذایی باارزش تبدیل می‌کنی.‏

06:22.801 --> 06:24.391
‏از تو استقبال می‌شه.‏

06:24.971 --> 06:29.931
‏یعنی تحقیقات من به درد شما می‌خوره؟‏

06:33.181 --> 06:37.101
<i>‏اگه حتی شرور پرخور هم‏
‏بتونه به کسی کمک کنه...‏</i>
<i></i>

06:37.181 --> 06:43.101
<i>‏اگه تحقیقات من و مادرم‏
‏به نتیجه برسه، همین برام کافیه.‏</i>
<i></i>

06:43.181 --> 06:44.301
‏ملفیرا.‏

06:45.851 --> 06:49.101
‏با من، هیچی کم نداری.‏

06:49.181 --> 06:51.551
‏می‌تونم ازت در برابر هر نوع کینه‌ای محافظت کنم.‏

06:54.051 --> 06:59.221
‏می‌خوام از دانشت استفاده کنی‏
‏تا به مردم گالبرِیث کمک کنی.‏

07:05.101 --> 07:09.101
<i>‏واقعاً منظورتون همینه، عالیجناب؟‏</i>

07:09.891 --> 07:12.641
<i>‏اشکالی نداره امیدوار بشم؟‏</i>

07:16.511 --> 07:21.181
<i>‏این باید قرارداد‏
‏بین من و دوک باشه.‏</i>
<i></i>

07:22.261 --> 07:28.221
<i>‏هیچ عشق تلخ و شیرینی بین ما نیست،‏</i>

07:28.971 --> 07:30.101
<i>‏ولی...‏</i>

07:31.641 --> 07:32.891
‏عالیجناب.‏

07:34.471 --> 07:38.471
‏از پیشنهاد سخاوتمندانه‌تون خیلی خوشحالم.‏

07:39.011 --> 07:41.511
‏شما دارین منو نجات می‌دین.‏

07:43.101 --> 07:46.801
‏من لایق شما نیستم.‏

07:47.601 --> 07:52.931
‏ملفیرا، من از غیرمستقیم حرف زدن خوشم نمیاد.‏
‏اگه داری ردم می‌کنی—‏

07:53.011 --> 07:54.051
‏خواهش می‌کنم!‏

07:54.141 --> 07:56.721
‏خواهش می‌کنم، با کمال میل قبول می‌کنم!‏

07:57.011 --> 08:00.051
‏همونطور که می‌بینین،‏
‏تنها چیزی که برام مهمه تحقیقاتمه.‏

08:00.141 --> 08:03.051
‏من حتی یه کاری که یه بانو‏
‏باید بلد باشه رو هم بلد نیستم.‏

08:03.141 --> 08:06.801
‏اما، اگه شکار هیولاها وظیفه شماست،‏

08:06.891 --> 08:10.641
‏من می‌تونم کمکتون کنم تا باهاشون غذاهای خوشمزه درست کنین‏
‏که هدر نرن!‏

08:10.721 --> 08:12.181
‏چی؟ اوه...‏

08:12.301 --> 08:16.931
‏من بهتون چندتا فلاسک می‌دم،‏
‏پس لطفاً راحت ازشون استفاده کنین.‏

08:17.011 --> 08:19.971
‏این بیشترین کاریه که می‌تونم براتون بکنم.‏

08:20.971 --> 08:25.971
‏ولی اگه همین کافیه، پس لطفاً‏
‏افتخار ازدواج با من رو بهم بدین.‏

08:29.181 --> 08:30.351
‏ملفی...‏

08:33.551 --> 08:35.141
‏ببخشید.‏

08:35.431 --> 08:36.391
‏فرمانده شوالیه‌های مارچالرِید‏
‏کلود‏

08:36.471 --> 08:38.971
‏ما آماده استقبال از شما‏
‏در عمارت هستیم.‏

08:39.051 --> 08:41.891
‏کنت در اتاق پذیرایی منتظر شماست.‏

08:42.471 --> 08:43.551
‏متوجه شدم.‏

08:45.931 --> 08:49.181
‏بانوی من، می‌تونم یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟‏

08:49.931 --> 08:51.891
‏شاید بهتر باشه که درمورد‏

08:51.971 --> 08:56.801
‏شرایط سرزمینمون یا تحقیقاتتون‏
‏با کسی که خوب نمی‌شناسین صحبت نکنین.‏

08:59.761 --> 09:01.851
‏خب، حالا راه رو بهتون نشون می‌دم.‏

09:06.551 --> 09:10.351
<i>‏این مرد داشت به مکالمه‌مون‏
‏گوش می‌داد.‏</i>
<i></i>

09:10.931 --> 09:12.301
<i>‏حالا که فکرشو می‌کنم...‏</i>

09:16.681 --> 09:21.261
<i>‏البته، دوک بدنامِ تشنه به خون‏
‏از دختر کنت خواستگاری کرده.‏</i>
<i></i>

09:21.351 --> 09:23.551
<i>‏جای تعجب نداره که محتاطه.‏</i>

09:27.011 --> 09:29.971
‏کاملاً از این موضوع مطمئنین؟‏

09:30.261 --> 09:33.391
‏برای خانواده گالبرِیث باعث افتخاره‏

09:33.471 --> 09:35.681
‏که دختر فوق‌العاده شما رو داشته باشن.‏

09:35.971 --> 09:41.301
‏به عنوان پدرش، خوشحالم‏
‏که اینو از شما می‌شنوم.‏

09:41.391 --> 09:44.221
‏ولی اتفاقی که تو ضیافت افتاد...‏

09:44.511 --> 09:49.011
‏اون روز برای من خیلی خسته‌کننده بود.‏

09:49.601 --> 09:53.641
‏وقتی اون هیولای دیوونه ظاهر شد،‏
‏اصلاً تعجب نکردم.‏

09:53.721 --> 09:55.551
‏فقط می‌خواستم بکشمش و تمومش کنم.‏

09:56.351 --> 10:01.181
‏ولی وقتی دخترتون منو غرق در‏
‏خون هیولا دید، ازم نترسید.‏

10:02.641 --> 10:05.761
‏چشم از دید من برنداشت.‏

10:10.301 --> 10:12.221
<i>‏راستش، تعجب کردم.‏</i>

10:13.181 --> 10:16.391
<i>‏اون احتمالاً منو همونطور که هستم قبول می‌کنه.‏</i>

10:16.931 --> 10:19.931
<i>‏البته کاملاً مطمئن نیستم که این کارو بکنه.‏</i>

10:20.721 --> 10:24.551
‏می‌دونم که این باید یهویی به نظر برسه،‏

10:24.641 --> 10:28.511
‏ولی یکی از اعضای فضول خانواده‌م‏
‏نمی‌ذاره از این موضوع بگذرم.‏

10:28.601 --> 10:31.221
‏که اینطور. پس با این مشکل مواجهین.‏

10:31.681 --> 10:33.891
‏احساستون رو درک می‌کنم.‏

10:33.971 --> 10:37.351
‏می‌کنین؟ پس قرارداد رو امضا می‌کنین؟‏

10:40.141 --> 10:44.301
‏فقط اینکه علاقه‌ش به گوشت هیولا...‏
‏نه، منظورم تحقیقاتشه...‏

10:44.391 --> 10:47.431
‏این مشکلی نیست.‏
‏اتفاقاً تشویقش هم می‌کنم.‏

10:47.511 --> 10:49.681
‏کـ-که اینطور.‏

10:49.761 --> 10:50.931
‏هنوز چیز دیگه‌ای هست؟‏

10:51.011 --> 10:52.601
‏خب، اه...‏

10:53.101 --> 10:57.261
‏ممنونم که از دخترم‏
‏خوشتون اومده، ولی...‏

10:57.351 --> 10:58.431
‏نه.‏

10:59.011 --> 11:02.971
‏دقیق نیست اگه بگم‏
‏ازش خوشم اومده.‏

11:03.431 --> 11:05.511
‏من اونو می‌خوام.‏

11:07.011 --> 11:09.511
‏می‌تونم فقط یه چیز ازتون بپرسم؟‏

11:10.391 --> 11:14.511
‏خانواده گالبرِیث نسل‌هاست که‏
‏وارثان خودشون رو به فرزندی قبول کردن.‏

11:14.601 --> 11:17.141
‏چرا حالا دنبال نامزد می‌گردین؟‏

11:17.851 --> 11:20.551
‏یه سوال کاملاً طبیعیه.‏

11:21.931 --> 11:25.141
<i>‏بالاخره باید بهش بگم.‏</i>

11:25.971 --> 11:30.051
‏اجازه بدین دقیقاً توضیح بدم که چرا اونو می‌خوام.‏

11:31.391 --> 11:33.351
‏بذارین ببینم، اول اینکه...‏

11:36.551 --> 11:39.431
‏به نظرتون آرامش‌بخشه؟‏
‏فکر می‌کنین جذابه؟‏

11:39.511 --> 11:41.431
‏شما هم شخصیت جالبی دارین، عالیجناب.‏

11:41.511 --> 11:44.301
<i>‏اصلاً. اون جذابه.‏</i>

11:46.011 --> 11:52.301
‏اینجا که آنیمیسم گسترده‌ست،‏
‏سرنوشتش اینه که با رسوایی زندگی کنه.‏

11:53.351 --> 11:57.601
‏اگه چیزی تغییر نمی‌کرد، قصد داشتم‏
‏اونو به یه صومعه بفرستم.‏

11:57.681 --> 12:00.681
‏وقتی به بهترین چیز برای دخترم‏
‏فکر می‌کنم، آرزو می‌کنم مجبور به این کار نباشم.‏

12:00.761 --> 12:04.471
‏ولی به عنوان کنت، به جایگاهم متعهدم.‏

12:04.931 --> 12:09.971
‏رقت‌انگیزه، ولی با اینکه‏
‏پدرشم، نمی‌تونم ازش محافظت کنم.‏

12:10.391 --> 12:12.051
‏پس، لطفاً...‏

12:12.141 --> 12:13.181
‏می‌دونم.‏

12:14.681 --> 12:19.181
‏وقتی به خانواده گالبرِیث ملحق بشه،‏
‏من ازش محافظت می‌کنم.‏

12:19.551 --> 12:22.761
‏خیالتون راحت باشه‏
‏و همه چیز رو به من بسپرین.‏

12:24.971 --> 12:29.221
<i>‏ده روز بعد از اینکه دوک به خونه برگشت...‏</i>

12:31.051 --> 12:33.681
‏بانو ملفیرا، اینا رو کجا بذارم؟‏

12:34.221 --> 12:37.471
‏همم... وسایل شکستنی برن تو جعبه‌های چوبی.‏

12:37.551 --> 12:39.221
‏همه مدارک کنار هم بمونن.‏

12:39.551 --> 12:43.181
‏می‌شه بعد از اینکه محتویات این جعبه رو‏
‏چک کردی، درش رو ببندی؟‏

12:43.261 --> 12:45.181
‏حتماً. الان میام.‏

12:45.261 --> 12:48.051
‏- بانو ملفیرا، می‌شه اینم چک کنین؟‏
‏- بله!‏

12:48.141 --> 12:49.971
‏- اینجا رو هم لطفاً!‏
‏- اومدم!‏

12:53.471 --> 12:55.971
<i>‏در حالی که آماده می‌شم به سرزمین‌های گالبرِیث نقل مکان کنم،‏</i>

12:56.051 --> 13:00.511
<i>‏اتاقم پر از وسایلی شده که‏
‏از مرکز تحقیقاتی آوردم.‏</i>
<i></i>

13:00.971 --> 13:02.641
<i>‏به درخواست دوک،‏</i>

13:02.721 --> 13:07.141
<i>‏همه چیز از مرکز تحقیقاتی‏
‏قراره با من بیاد.‏</i>
<i></i>

13:07.221 --> 13:10.051
<i>‏حتی چندتا شوالیه رو برای کمک جا گذاشته.‏</i>

13:10.931 --> 13:17.261
<i>‏من و دوک از زمان دیدارش رسماً‏
‏نامزد کردیم، ولی...‏</i>
<i></i>

13:20.761 --> 13:25.931
‏به نظر می‌رسه این قرارداد روش‏
‏یه جادوی قوی اعمال شده.‏

13:26.011 --> 13:27.471
‏این واقعاً مشکلی نداره؟‏

13:27.551 --> 13:29.801
‏نگران نباش، ملفیرا.‏

13:30.181 --> 13:33.761
‏این عهد منه که نامزدیمون‏
‏بهم نخوره.‏

13:33.851 --> 13:34.891
‏علاوه بر این...‏

13:36.051 --> 13:40.051
‏می‌خواستم صداقت و قاطعیت تو رو ببینم.‏

13:40.681 --> 13:43.261
‏فقط در این مورد به کِی‌آس چیزی نگو.‏

13:43.351 --> 13:45.301
‏اون همیشه یه چیزی برای غر زدن پیدا می‌کنه.‏

13:45.851 --> 13:47.551
‏عالیجناب...‏

13:47.641 --> 13:48.761
‏اهم!‏

13:50.721 --> 13:53.601
‏شما الان رسماً نامزد کردین.‏

13:53.681 --> 13:54.721
‏همینطوره.‏

13:54.971 --> 13:56.931
‏راستی، عالیجناب...‏

13:57.011 --> 13:58.051
‏چیه؟‏

13:58.351 --> 14:01.801
‏لطفاً اون یه قسمت رو‏
‏به دخترم نگین.‏

14:02.801 --> 14:04.641
‏اوه؟ پس اعتراف می‌کنین؟‏

14:04.721 --> 14:08.851
‏این شما بودین که شایعات مربوط به‏
‏شرور پرخور رو بین اشراف پخش کردین.‏

14:09.431 --> 14:11.851
‏با لکه‌دار کردن عمدی شهرتش،‏

14:11.931 --> 14:15.891
‏شما ازش در برابر کسایی که ممکنه‏
‏از تحقیقاتش برای اهداف شیطانی استفاده کنن، محافظت کردین.‏

14:16.301 --> 14:17.761
‏همینه؟‏

14:17.851 --> 14:20.551
‏شاید یکم زیاده‌روی کردم.‏

14:20.641 --> 14:22.391
‏احساستون رو درک می‌کنم،‏

14:22.471 --> 14:27.181
‏ولی ممنون می‌شم اگه در آینده‏
‏این کارو نکنین، پدر.‏

14:28.221 --> 14:32.141
‏امم، شما دوتا دارین درمورد چی حرف می‌زنین؟‏

14:32.221 --> 14:34.141
‏هیچی!‏

14:37.721 --> 14:41.801
‏ولی این جادو...‏
‏واقعاً حس فوق‌العاده‌ای داره.‏

14:41.891 --> 14:43.261
‏بانو ملفیرا.‏

14:44.261 --> 14:47.301
‏رویال مودل برای حمل و نقل آماده‌ست.‏

14:47.391 --> 14:51.261
‏اژدهاها محموله یخ‌زده رو‏
‏از راه هوایی منتقل می‌کنن.‏

14:51.641 --> 14:53.721
‏ممنون، مولان.‏

14:53.801 --> 14:56.051
‏لطفاً مطمئن شو که کاملاً یخ زده باشه.‏

14:56.141 --> 14:57.681
‏متوجه شدم.‏

14:57.971 --> 15:01.261
‏با خز طلایی رویال مودل‏
‏چیکار کنیم؟‏

15:01.351 --> 15:03.301
‏می‌ذارمش اینجا.‏

15:03.391 --> 15:07.971
‏می‌دم باهاش کت‌های گرم برای‏
‏پدر و پسرش ببافن.‏

15:08.051 --> 15:09.431
‏بسیار خب.‏

15:09.801 --> 15:11.301
‏ممنونم.‏

15:13.221 --> 15:15.101
‏خب، تقریباً تمومه.‏

15:15.181 --> 15:17.051
‏باید تا وقتی که اون برسه کارم تموم شده باشه.‏

15:19.101 --> 15:25.181
<i>‏ولی بازم، زوج‌های نامزد کرده‏
‏معمولاً اینقدر زود با هم زندگی می‌کنن؟‏</i>
<i></i>

15:25.641 --> 15:27.101
<i>‏دوک گفت...‏</i>

15:27.181 --> 15:29.641
‏زمستون‌های مارچالرِید خیلی طولانیه.‏

15:29.721 --> 15:31.851
‏باید تا بهار صبر کنم؟‏

15:32.971 --> 15:37.551
<i>‏گفت می‌خواد زودتر به سرزمینش‏
‏عادت کنم چون خاصه،‏</i>
<i></i>

15:37.641 --> 15:40.971
<i>‏ولی نباید قبل از اینکه با خانواده‌ش زندگی کنم،‏
‏آماده بشم؟‏</i>
<i></i>

15:43.681 --> 15:47.051
<i>‏برای تو چطور بود، مامان؟‏</i>

15:47.721 --> 15:52.261
<i>‏آها، درسته. من مادرم رو‏
‏وقتی بچه بودم از دست دادم،‏</i>
<i></i>

15:52.351 --> 15:55.261
<i>‏و ظاهراً آموزش برای خانه‌دار شدن‏
‏سخته.‏</i>
<i></i>

15:58.641 --> 16:01.511
‏اسکورت شما رسیده.‏

16:01.601 --> 16:04.101
‏ارباب در خانه اصلی منتظر شماست.‏

16:04.471 --> 16:07.391
‏به نظر می‌رسه بسته‌بندیتون تموم شده.‏

16:07.471 --> 16:11.181
‏شاید از رفتن ناراحت باشین،‏
‏ولی این یه مناسبت شادیه.‏

16:11.261 --> 16:13.471
‏حق با شماست. ممنون.‏

16:13.761 --> 16:16.011
‏مراقب پدرم باش، هرمان.‏

16:16.101 --> 16:17.761
‏حتماً همین کارو می‌کنم.‏

16:17.851 --> 16:19.601
‏خب، بریم؟‏

16:19.681 --> 16:20.721
‏بله.‏

16:24.851 --> 16:28.391
‏دیگه به این اتاق برنمی‌گردم.‏

16:30.761 --> 16:36.261
‏حداقل تا وقتی که این نامزدی‏
‏بهم نخوره.‏

16:37.761 --> 16:39.601
‏ولی مطمئنم...‏

16:41.931 --> 16:44.431
‏پدر، من آماده‌م.‏

16:44.511 --> 16:45.971
‏ببخـ...‏

16:50.431 --> 16:53.261
‏بانو سلیا، شما اینجا چیکار می‌کنین؟‏

16:53.641 --> 16:55.261
‏شاید من فقط نامادریت باشم،‏

16:55.351 --> 16:59.141
‏ولی کدوم مادری دخترش رو برای‏
‏ازدواج بدرقه نمی‌کنه؟‏

16:59.931 --> 17:03.601
‏این اژدهاها بوی گند می‌دن. حالم بد شد.‏

17:05.391 --> 17:07.721
‏پدر کجاست؟‏

17:07.801 --> 17:11.851
‏بیرونه، داره مطمئن می‌شه وسایلت‏
‏مرتب باشن.‏

17:11.931 --> 17:16.181
‏اون اتاق وحشتناک تو باید‏
‏حسابی خالی شده باشه.‏

17:16.301 --> 17:18.801
‏امیدوارم چیز غیرضروری‏
‏جا نذاشته باشی.‏

17:19.141 --> 17:22.011
‏خز طلایی رویال مودل رو جا می‌ذارم.‏

17:22.471 --> 17:26.931
‏لطفاً باهاش برای پدر و پسرت‏
‏لباس درست کن.‏

17:27.551 --> 17:30.181
‏خز هیولا تنم رو می‌لرزونه.‏

17:30.511 --> 17:33.391
‏ظاهراً خیلی کمیاب و باارزشه.‏

17:33.471 --> 17:35.761
‏برای من زیادی خوبه.‏

17:35.851 --> 17:37.181
‏اوه، واقعاً؟‏

17:37.641 --> 17:40.511
‏ممنون برای همه چیز.‏

17:41.181 --> 17:43.141
‏چقدر بی‌شرم!‏

17:43.221 --> 17:46.221
‏نمی‌دونم چطور تونستی‏
‏دوک رو اغوا کنی!‏

17:47.851 --> 17:50.351
‏مطمئنم خودت می‌دونی،‏

17:50.431 --> 17:53.971
‏ولی حتی اگه تو و دوک بچه دار بشین،‏

17:54.051 --> 17:58.101
‏پسر من، لویی، تنها وارث‏
‏لقب مارچالرِیده.‏

17:58.181 --> 18:00.971
‏می‌دونم. من دارم از این خانواده می‌رم.‏

18:01.051 --> 18:04.141
‏از این به بعد، خودمو وقف‏
‏خدمت به گالبرِیث‌ها می‌کنم.‏

18:04.721 --> 18:06.011
‏اوه، بس کن!‏

18:06.101 --> 18:09.431
‏اون صورت معصوم و کوچولوت‏
‏درست مثل بانو الیزه!‏

18:10.221 --> 18:13.641
‏تو همیشه بهترین‌ها رو برای خودت برمی‌داری!‏

18:13.721 --> 18:16.641
<i>‏نه از تو خوشم میاد نه از مادرت!‏</i>

18:17.221 --> 18:18.721
<i>‏الیز...‏</i>

18:18.801 --> 18:21.431
<i>‏این زن مادرم رو می‌شناخت؟‏</i>

18:21.511 --> 18:23.641
<i>‏ولی کجا می‌تونستن همو دیده باشن؟‏</i>

18:24.351 --> 18:25.551
‏به من گوش کن.‏

18:25.761 --> 18:31.181
‏حتی اگه نامزدیت بهم بخوره،‏
‏دیگه اینجا خونه‌ای نداری.‏

18:31.301 --> 18:33.931
‏مستقیم می‌فرستمت به یه صومعه.‏

18:34.641 --> 18:36.351
‏این رو به خاطر می‌سپارم.‏

18:36.431 --> 18:38.181
‏حرف ما تمومه.‏

18:38.261 --> 18:40.551
‏تحمل این اژدهاهای پرسروصدا رو ندارم.‏

18:40.801 --> 18:42.971
‏همین الان برو.‏

18:43.051 --> 18:44.101
‏چشم.‏

18:52.471 --> 18:56.721
<i>‏معلومه که بانو سلیا از من خوشش نمیاد.‏</i>

18:56.801 --> 19:00.051
<i>‏من اونطوری که یه دختر کنت باید رفتار کنه، رفتار نمی‌کنم،‏</i>

19:00.141 --> 19:04.551
<i>‏و همزمان دارم تحقیقات تابویی‏
‏درمورد مصرف هیولا انجام می‌دم.‏</i>
<i></i>

19:05.721 --> 19:12.471
<i>‏ولی خوشحالم که در نهایت تونستم‏
‏چیزی درمورد مادرم بشنوم.‏</i>
<i></i>

19:19.681 --> 19:20.891
‏پدر!‏

19:20.971 --> 19:24.221
‏آه، ملفی. آماده رفتنی؟‏

19:24.471 --> 19:26.261
‏بله. بسته‌بندیم تموم شد.‏

19:26.351 --> 19:29.391
‏این کت بهت میاد.‏

19:29.471 --> 19:32.801
‏الیز وقتی باهام ازدواج کرد اینو پوشیده بود.‏

19:33.391 --> 19:35.051
‏مادرم؟‏

19:35.721 --> 19:39.391
‏اون اهل جنوبه، مگه نه؟‏

19:39.471 --> 19:42.641
‏زمستونای مارچالرِید حتماً براش شوکه‌کننده بوده.‏

19:42.851 --> 19:47.141
‏همینطوره. از دیدن اولین برفش‏
‏خیلی خوشحال شد.‏

19:48.011 --> 19:51.551
‏اونقدر هیجان‌زده شد که به محض‏
‏رسیدن سرما خورد.‏

19:51.641 --> 19:54.141
‏اوه، مامان.‏

19:54.721 --> 19:57.851
‏با وجود همه چیز،‏
‏الیز می‌تونست یکم خل و چل باشه.‏

19:57.931 --> 20:00.351
‏همیشه مثل بچه‌ها رفتار می‌کرد.‏

20:00.221 --> 20:10.221
<b>..:: بامابین؛ مرجع تخصصی دانلود و تماشای فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده فارسی::..
@Bamabincom:تلگرام و اینستاگرام</b>

20:00.761 --> 20:02.261
‏آه، درسته...‏

20:02.551 --> 20:06.221
‏من هیچوقت فرصت نکردم‏
‏با تو درمورد این چیزا حرف بزنم.‏

20:06.641 --> 20:08.011
‏متأسفم.‏

20:08.101 --> 20:10.101
‏عذرخواهی نکنین، پدر.‏

20:17.551 --> 20:19.851
‏اومدم دنبالت، ملفیرا.‏

20:20.261 --> 20:21.851
‏عالیجناب!‏

20:26.801 --> 20:31.051
‏حالت چطوره، نامزد من؟‏

20:32.511 --> 20:34.641
‏چی شده؟ صورتت سرخ شده.‏

20:34.721 --> 20:36.511
‏ایـ-این-این برای اینه که شما...‏

20:36.601 --> 20:37.551
‏برای اینکه من چی؟‏

20:37.641 --> 20:39.301
‏سربه سرم نذارین!‏

20:41.051 --> 20:47.101
‏خدای من، عالیجناب، تعجب می‌کنم‏
‏که جرأت کردین این کارو جلوی من بکنین.‏

20:47.181 --> 20:48.681
‏منو ببخشین، پدر.‏

20:48.761 --> 20:51.891
‏من فقط نامزدم رو خیلی دوست دارم.‏

20:53.431 --> 20:54.801
‏همه چیزایی که لازم داری رو برداشتی؟‏

20:54.891 --> 20:55.931
‏بله.‏

20:56.351 --> 20:59.511
‏داری از شر همه اینا خلاص می‌شی؟‏
‏خیلی زیاده.‏

20:59.601 --> 21:02.431
‏همه‌ش یادداشت‌های رونویسی شده یا تخته‌هاییه‏

21:02.511 --> 21:06.011
‏که وقتی کاغذ نداشتم روشون می‌نوشتم.‏

21:06.101 --> 21:08.351
‏پس می‌تونم بسوزونمشون؟‏

21:08.431 --> 21:09.851
‏فکر کنم بشه.‏

21:10.641 --> 21:16.141
‏در این مورد، کنت مارچالرِید،‏
‏من دخترتون رو با خودم می‌برم.‏

21:20.761 --> 21:23.801
‏ملفیرا، بهار می‌بینمت.‏

21:23.891 --> 21:25.641
‏اوه، درمورد اون.‏

21:25.721 --> 21:27.641
‏شاید اون موقع نتونه برگرده.‏

21:28.011 --> 21:31.511
‏من اونو پیش خودم نگه می‌دارم‏
‏تا عروسیمون تو پاییز.‏

21:31.601 --> 21:36.551
‏چی؟ ولی ما باید همه چیزایی که برای‏
‏ازدواج با خانواده شما لازم داره رو جمع کنیم.‏

21:36.641 --> 21:39.351
‏نیازی نیست. من هرچی بخواد براش فراهم می‌کنم.‏

21:39.431 --> 21:40.511
‏چی؟‏

21:43.391 --> 21:45.851
‏عالیجناب، ما هنوز حرف برای زدن داریم!‏

21:45.931 --> 21:48.681
‏پدر، لازم نیست نگران باشین!‏

21:48.761 --> 21:51.011
‏من از ملفیرا محافظت می‌کنم!‏

21:51.101 --> 21:54.351
‏من هم جایگاه و هم قدرت این کارو دارم!‏

21:54.431 --> 21:59.931
‏راستی، سوزوندن این آشغالا‏
‏براتون زحمت می‌شه.‏

22:00.891 --> 22:03.101
‏امروز حالم خوبه.‏

22:03.181 --> 22:04.801
‏من براتون از شرش خلاص می‌شم.‏

22:09.801 --> 22:12.221
‏شما دیگه دارین زیاده‌روی می‌کنین، عالیجناب!‏

22:12.801 --> 22:14.301
‏منو ببخشین.‏

22:14.391 --> 22:15.931
‏کلود بود، درسته؟‏

22:16.301 --> 22:18.471
‏تو پتانسیلش رو داری.‏

22:18.551 --> 22:19.891
‏بیا به خانواده گالبرِیث خدمت کن.‏

22:19.971 --> 22:21.471
‏برات یه جا نگه می‌دارم.‏

22:21.551 --> 22:23.261
‏مـ-من هرگز این کارو نمی‌کنم!‏

22:30.221 --> 22:36.551
<i>‏شعله‌هایی که تا آسمون می‌رفتن‏
‏شبیه آتیش‌بازی‌ای بودن که‏</i>
<i></i>

22:36.641 --> 22:39.181
<i>‏زندگی جدیدمون رو جشن می‌گرفت.‏</i>

24:10.761 --> 24:15.181
<i>‏قسمت بعد: «شبی در قلعه ریترد».‏</i>
