WEBVTT

00:02.810 --> 00:04.520
‫همه تو راه اینجا چیزهایی رو از گم کردیم

00:04.520 --> 00:07.440
‫من زنم رو گم نکردم،
‫دقیقا می‌دونستم کجاست

00:07.440 --> 00:09.860
‫وقتی اون اتفاق افتاد
‫تو یه شهر دیگه بود

00:09.860 --> 00:12.610
‫و مُرد چون کال نرسوندش به یه هواپیمای کوفتی

00:16.240 --> 00:17.740
‫اون شب دیدمش

00:18.950 --> 00:20.410
‫دیدمش

00:22.200 --> 00:24.960
‫خبرهای جهان همینجاست

00:25.790 --> 00:28.750
‫مامور پیس، بکششون

00:31.590 --> 00:34.220
‫مردم باید بدونن که بازموند‌ه‌هایی هستن

00:34.220 --> 00:36.050
‫- و من حقیقت رو بهشون میگم
‫- نه، نمیگی

00:36.680 --> 00:39.350
‫اول کال، بعد بیلی

00:39.350 --> 00:40.430
‫کار اون بوده

00:41.140 --> 00:42.140
‫از پا درش میاریم

00:42.600 --> 00:45.310
‫سخته بدون سلاح کسی رو از پا دربیاری

00:45.310 --> 00:48.150
‫- سلاح هست
‫- زیر-زیرزمینِ استادیوم

00:48.150 --> 00:51.690
‫فقط یه رمز چهاررقمی می‌زنی.
‫تاریخ تحلیفمه

00:51.690 --> 00:52.900
‫و می‌دونم چجوری گیرشون بیارم

00:53.400 --> 00:56.240
‫برو بالا و برادرت رو بردار،
‫یه ساک بردار

00:56.240 --> 00:57.910
‫هرچی که می‌تونی تو کوله جا بدی

00:57.910 --> 01:00.530
‫سلام کارل.
‫می‌خوام اون لطفه رو بهم بکنی

01:08.880 --> 01:14.880
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:15.970 --> 01:20.470
‫پروازم هنوز تاخیر نخورده.
‫باید وسایلم رو جمع کنم

01:22.970 --> 01:26.640
‫الان واقعا وقتش نبود که
‫به دفتر مدیر مدرسه احضار بشم

01:26.640 --> 01:29.360
‫- که برام سخنرانی کنه
‫- آره، می‌دونم

01:32.940 --> 01:34.610
‫بخاطر کیک تو دردسر افتاده؟

01:35.280 --> 01:36.650
‫آره، کیک خیلی زیاد

01:41.780 --> 01:44.200
‫کت آبی من رو دیدی؟
‫باید بذارمش تو چمدونم

01:47.330 --> 01:48.330
‫چیه؟

01:49.040 --> 01:51.130
‫خب، یا با کتم مشکل داری

01:51.130 --> 01:53.670
‫- یا با من مشکل داری
‫- من چیزی نگفتم

01:56.380 --> 01:58.340
‫بخاطر کارم باید برم آتلانتا

01:58.340 --> 02:00.510
‫- نتیجه تمام زحماتمه عزیزم...
‫- می‌دونم

02:04.140 --> 02:05.140
‫می‌دونم

02:07.310 --> 02:09.690
‫اگه رئیس‌جمهور امشب هم
‫تا دیروقت نگهت نداشت

02:09.690 --> 02:11.860
‫می‌تونی به موقع برسی خونه
‫که یه بوس خدافظی بهم بدی

02:11.860 --> 02:13.860
‫این هفته مترو دیر و زود میشه

02:14.530 --> 02:16.570
‫- شاید یه سکس ریز هم گیرت بیاد
‫- تا پنج میام خونه

02:21.780 --> 02:23.450
‫آقا و خانم کالینز

02:23.450 --> 02:27.040
‫درستش آقای کالینز و دکتر راجر-کالینزـه

02:27.040 --> 02:29.040
‫البته. بفرمایید

02:32.040 --> 02:35.250
‫از تمام کلاس هشتمی‌ها خواسته شده
‫مشکلی رو کاوش کنن

02:35.250 --> 02:38.090
‫که تاثیر منفی‌ای روی دنیای امروزمون داره

02:38.090 --> 02:42.720
‫عنوان پروژه پرسلی
‫«نمایش توزیع نابرابر غذا» بوده

02:42.720 --> 02:45.220
‫- «ناعادلانه»
‫- جان؟

02:46.220 --> 02:49.600
‫عنوان پروژه‌ش «نمایش توزیع ناعادلانه غذا» بوده

02:49.600 --> 02:50.770
‫نه نابرابر

02:50.770 --> 02:54.310
‫بی‌عدالتی نتیجه‌ی نابرابری غیرمنصفانه‌ست

02:54.320 --> 02:56.770
‫- با هم فرق دارن
‫- عنوانش مهمه حالا؟

02:56.780 --> 02:58.480
‫پروژه‌ش شر و ور محض بوده

02:58.490 --> 02:59.900
‫جانم؟

02:59.900 --> 03:02.320
‫خیلی‌خب، عنوان رو فهمیدیم. حله

03:03.320 --> 03:05.330
‫- لطفا ادامه بدید
‫- به گفته معلمشون

03:05.330 --> 03:07.170
‫پرسلی به هر دانش‌آموز

03:07.182 --> 03:09.870
‫یک کشور یا طبقه اجتماعی رو نسبت داده

03:09.870 --> 03:12.620
‫بعد به هر دانش‌آموز یه تکه کیک داده

03:12.630 --> 03:15.460
‫که امنیت غذایی جهانی ایده‌آل رو نشون بده

03:15.460 --> 03:18.250
‫بعدش، کیک رو بار دیگه توزیع می‌کنه

03:18.260 --> 03:21.840
‫که توزیع ناعادلانه حال حاضر غذا رو نشون بده

03:21.840 --> 03:24.180
‫آره، چارلی رو میلیاردر نشون داده

03:24.180 --> 03:25.424
‫کیک رو از بقیه گرفته

03:25.436 --> 03:27.390
‫و همه‌ش رو فرو کرده به چارلی

03:27.390 --> 03:29.930
‫به بچه‌هایی که نماینده کشورهای فقیر بودن

03:29.930 --> 03:31.350
‫گفته تشویقش کنن که کیک رو بخوره

03:31.350 --> 03:33.140
‫انقدر کیک خورده...

03:33.150 --> 03:36.150
‫خیلی‌خب، مجبور نبوده بخوره که

03:36.150 --> 03:37.360
‫پرسلی هم همینو می‌خواسته برسونه

03:37.360 --> 03:39.230
‫پروژه مسخره‌ای بوده، خودتونم می‌دونید

03:39.240 --> 03:41.110
‫- دختر من مسخره نیست
‫- تر

03:41.110 --> 03:42.434
‫پنج سال دیگه از اون بچه‌ها بپرس

03:42.446 --> 03:43.820
‫پروژه کی تأثیرگذار بوده...

03:43.820 --> 03:45.530
‫خانم کالینز، موضوع این نیست

03:45.530 --> 03:46.820
‫موضوع این نیست؟

03:46.830 --> 03:49.040
‫- به پرسلی یه تذکر کتبی میدیم
‫- گفتین یه مشکل رو کاوش کنین

03:49.040 --> 03:50.660
‫موضوع این بوده، درسته؟

03:50.660 --> 03:52.580
‫اونم این موضوع رو تا دسته کاوش کرده

03:52.580 --> 03:55.000
‫می‌خواستین یه منظوری رو برسونه،
‫اونم رسونده

03:55.000 --> 03:56.880
‫کاری کرده که اون بچه‌ها
‫دیگه به این راحتی

03:56.880 --> 03:59.130
‫نصف ماکارونی‌شون رو نندازن تو سطل آشغال

03:59.130 --> 04:00.760
‫- ولی شما...
‫- خیلی‌خب، به پرسلی

04:00.760 --> 04:02.420
‫یه تذکر سفت و سخت میدین.
‫فهمیدیم. ممنون

04:02.420 --> 04:04.840
‫چارلی تو سطل آشغال بالا آورده

04:04.840 --> 04:07.140
‫بچه تحقیر شده،
‫دیگه نمی‌خواد بیاد مدرسه

04:07.140 --> 04:08.550
‫هی، هی، یه فکری

04:08.560 --> 04:10.890
‫بشونینش تو ماشین و بگین باید بری مدرسه

04:10.890 --> 04:12.480
‫- خیلی‌خب
‫- اینو امتحان کنین

04:12.480 --> 04:14.890
‫همین مونده این بهم بگه کی مسخره و دیوونه‌ست

04:14.900 --> 04:17.400
‫خوشحال شدم دیدمت کلیف

04:24.530 --> 04:27.240
‫- الان خیلی دوستم داری
‫- نه حتی یه ذره

04:28.490 --> 04:30.540
‫ما کلی این در و اون در زدیم
‫که تو این مدرسه ثبت‌نامش کنیم

04:31.160 --> 04:32.950
‫الان نمی‌تونیم بریم رو مخ بقیه پدر و مادرها

04:32.960 --> 04:36.330
‫بیخیال. اینا به خودشون میگن پدر و مادر؟

04:36.330 --> 04:38.630
‫اون پسره چارلی یه قلدر واقعیه

04:38.630 --> 04:41.460
‫از اون قلدرهای سال 1984.
‫یه کبرا کای سنتیه

04:42.840 --> 04:45.510
‫- قضیه نوارچسب کثیف رو یادته؟
‫- همونی که آب توالتی بود؟

04:45.510 --> 04:46.800
‫- آره
‫- کار این چارلی بوده؟

04:46.800 --> 04:48.470
‫- بله
‫- فکر می‌کردم اون ابله

04:48.470 --> 04:50.430
‫- چارلی جی بوده
‫- نه، کار این بوده

04:51.430 --> 04:53.270
‫اکس، دخترت فقط یه پروژه خفن انجام نداده

04:53.270 --> 04:55.560
‫انتقام قرن رو گرفته

04:55.560 --> 04:59.150
‫لازم نبود قشقرق به پا کنی

04:59.690 --> 05:00.770
‫حرفم اینه

05:01.900 --> 05:05.570
‫خب، بعضی وقتا قشقرق به پا کردن
‫تنها کاریه که باید بکنی

05:06.950 --> 05:11.120
‫عزیزم، دوستت دارم.
‫تو مهربون‌ترین، آروم‌ترین

05:11.120 --> 05:13.950
‫و مسلط‌ترین آدم روی زمینی

05:13.950 --> 05:16.410
‫ولی یه روز تو هم صبرت لبریز میشه

05:19.710 --> 05:23.500
‫یه روز، یه بدبختی مجبورت می‌کنه
‫که قشقرق به پا کنی

05:27.630 --> 05:30.430
‫و وقتی این اتفاق بیفته...

05:31.310 --> 05:34.270
‫دلم می‌سوزه به حال اون مادرمرده

05:40.760 --> 05:46.760
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

05:46.761 --> 05:48.761
‫« بهشت »

05:51.690 --> 05:56.020
‫« قسمت شش: خودت معجزه خواستی »

05:57.021 --> 06:02.021
‫ترجمه از حسین رضایی
‫  H o s s e i n T L 

06:02.920 --> 06:04.340
‫بگو ببینم

06:07.470 --> 06:09.550
پسره قبل از تگری زدن
چقدر کیک تو خودش جا داده؟

06:09.550 --> 06:11.300
‫یه جاش فکر کردم

06:11.300 --> 06:13.930
‫تری الان پا میشه می‌زنه تو گوش بابائه

06:14.520 --> 06:16.140
‫احتمالا بد نیست که داره از اینجا میره

06:18.270 --> 06:19.600
‫دوباره آتلانتا؟

06:19.600 --> 06:21.770
‫آره، داره تو کارش پیشرفت‌های مهمی می‌کنه

06:21.770 --> 06:24.650
‫واقعا... فوق‌العاده‌ست

06:27.950 --> 06:29.990
‫خب، دیگه به کارتون برسید قربان

06:34.330 --> 06:35.700
‫هی کالینز، وایسا

06:35.700 --> 06:37.910
‫بله قربان؟

06:40.370 --> 06:42.290
‫یه اردوی علمی بریم. نظرت چیه؟

06:43.670 --> 06:46.510
‫داره دیر میشه.
‫نمی‌خواین کاراتون رو تموم کنین؟

06:48.550 --> 06:50.340
‫چه کاری میشه کرد؟

06:50.340 --> 06:51.890
‫هیچی درست‌شدنی نیست

06:55.220 --> 06:57.600
‫می‌خوام پروتکل ورسای رو بهم توضیح بدی

06:58.850 --> 07:00.850
‫اگه داستان بیخ پیدا کنه
‫منو کجا می‌برن؟

07:01.850 --> 07:04.270
‫می‌دونم جزئیاتش رو نمی‌دونی

07:04.270 --> 07:05.769
‫که قضیه اصلی ممکنه چی باشه

07:05.781 --> 07:07.480
‫و داستان مذکور کِی ممکنه بیخ پیدا کنه

07:07.480 --> 07:10.190
‫ولی از دیدگاه لجستیک
‫چجوری می‌خوان من رو از اینجا ببرن؟

07:10.200 --> 07:13.490
‫- خودتون پروتکل رو می‌دونین
‫- نمی‌دونم راستش

07:15.080 --> 07:16.450
‫مارشا، میای تو؟

07:19.250 --> 07:20.960
‫زیویر من رو می‌بره قدم بزنیم

07:21.500 --> 07:22.670
‫امشب دیگه کاری نداریم

07:22.670 --> 07:24.500
‫خوبه آقای رئیس‌جمهور

07:24.500 --> 07:26.880
‫زیاد بیدار نگهش ندار زیویر.
‫فردا مدرسه داره

07:26.880 --> 07:28.210
‫قول میدم

07:58.040 --> 08:00.700
‫چرا هنوز روی ‌آسمونم نوشته هست؟
‫گفتی درستش می‌کنی

08:01.290 --> 08:02.660
‫از قرار معلوم نمی‌تونیم کاریش کنیم

08:02.660 --> 08:03.960
‫یعنی چی نمی‌تونی؟

08:03.960 --> 08:05.750
‫هر کی این کارو کرده
‫ما رو از سیستم بیرون انداخته

08:16.720 --> 08:18.430
‫- کارل جنکینز؟
‫- اوه!

08:19.310 --> 08:23.440
‫بله. اینم لوسی‌ـه

08:23.890 --> 08:25.560
‫یعنی چی؟
‫سگ چجوری آوردی این پایین؟

08:25.560 --> 08:28.270
‫برای همین زیویر می‌خواد مخفی بشم،
‫چون شاید بیان بگردن

08:28.820 --> 08:29.980
‫کجا برم؟

08:29.980 --> 08:31.569
‫من فقط می‌دونم که گفت سر جاتون بمونین

08:31.581 --> 08:33.320
‫بی‌خطرترین کار اینه که
‫همه‌تون اینجا باشین

08:33.320 --> 08:35.030
‫بچه‌ها تو اتاق پشتی‌ان

08:43.000 --> 08:44.210
‫چیکار می‌کنی؟

08:46.920 --> 08:48.580
‫داری میری؟

08:48.590 --> 08:50.630
‫بابا گفت اینجا بمونیم
‫تا خودش بیاد

08:50.630 --> 08:51.760
‫می‌دونم چی گفته

08:53.090 --> 08:54.340
‫ولی گوش کن جیمز

08:55.430 --> 08:57.930
‫تو همیشه بهم التماس نمی‌کنی
‫که بذارم کارای باحال بکنی؟

08:59.850 --> 09:02.180
‫خب، می‌خوام یه کار باحالی برام بکنی

09:09.610 --> 09:10.610
‫ممنون

09:11.530 --> 09:13.360
‫چه الم‌شنگه‌ای به پا شده

09:15.240 --> 09:16.740
‫این اداها رو بذاریم کنار

09:18.280 --> 09:19.660
‫فکر خوبیه، آره...

09:21.870 --> 09:23.462
‫خب، خوشحالم که من رو احضار کردی

09:23.474 --> 09:25.120
‫چون اون بیرون داستان هر چی که هست

09:25.120 --> 09:27.210
‫باید با دقت تمام پیامی رو آماده کنیم

09:27.210 --> 09:29.130
‫که اضطراب جمعی تمام...

09:29.130 --> 09:31.040
‫ببخشید، الان توافق کردیم ادا رو بذاریم کنار

09:32.420 --> 09:33.760
‫«اون بیرون داستان هر چی که هست»؟

09:34.840 --> 09:37.340
‫داستان مامور کالینزـه،
‫پس نیازی نیست

09:37.340 --> 09:39.180
‫تظاهر کنیم که چی به چیه

09:40.430 --> 09:41.560
‫زیویر؟

09:45.230 --> 09:46.440
‫پشمام

09:49.860 --> 09:52.110
‫تو حموم به طرف دادی،
‫ولی بازم بهت نگفته

09:52.110 --> 09:54.400
‫که می‌خواد نظام شهر رو عوض کنه

09:54.400 --> 09:57.110
‫از دست این مردها

10:01.740 --> 10:06.870
‫من تو رو از روی زمین جمع کردم سامانتا

10:07.330 --> 10:09.670
‫بعد به حریم خونه‌ی من تجاوز کردی؟

10:09.670 --> 10:10.920
‫گوش کن بهم

10:12.420 --> 10:15.760
‫تو عاشق این شهری. من عاشق این شهرم

10:16.800 --> 10:18.430
‫اگه بخوایم حفظش کنیم

10:19.340 --> 10:21.760
‫باید بری با مردت یه غذای خوب بخوری

10:21.760 --> 10:23.930
‫و بفهمی چی تو سرشه

10:24.560 --> 10:26.270
‫همین الان رفته توی غذاخوری

10:36.320 --> 10:37.610
‫فضای عجیبی شده اون بیرون، نه؟

10:39.400 --> 10:41.990
‫دفعه قبل که اومدی،
‫به سیب‌زمینی پنیریت دست نزدی

10:41.990 --> 10:43.780
‫می‌خوای دوباره امتحان کنی؟

10:43.780 --> 10:45.700
‫همین استیک خوبه، مرسی

10:55.840 --> 10:58.380
‫می‌دونی، فکر می‌کردم بیشتر
‫دلم برای گوشت واقعی تنگ بشه

10:59.760 --> 11:01.840
‫ولی این گوشت گیاهی همچین هم بد نیست

11:02.680 --> 11:06.220
‫- خیلی قانع‌کننده بنظر میاد
‫- زیویر

11:06.220 --> 11:07.680
‫تازه یه چیزی هم هست...

11:08.730 --> 11:11.140
‫از ذهنم بیرون نمیره دکتر

11:11.140 --> 11:13.480
‫مال قبل از اون اتفاقه

11:14.940 --> 11:17.030
‫قبل از اینکه دنیا تموم بشه،
‫وقتی گوشت واقعی می‌خوردیم

11:19.070 --> 11:20.961
‫همش به این فکر می‌کنم

11:20.973 --> 11:23.030
‫که چجوری گاوها رو سلاخی می‌کردن

11:28.410 --> 11:31.040
‫اون موقع، آدم اجازه نمی‌داد
‫ذهنش بره اون سمتی، ولی الان...

11:32.290 --> 11:33.960
‫از فکرم بیرون نمیره

11:38.210 --> 11:41.840
‫می‌تونم تصور کنم که
‫احتمالا چه شکلی بوده

11:42.880 --> 11:44.090
‫چه صدایی داشته

11:47.010 --> 11:48.220
‫به اینکه یه جا محصورشون می‌کردن

11:49.100 --> 11:51.600
‫و جاشون رو هی تنگ و تنگ‌تر می‌کردن

11:51.600 --> 11:53.690
‫تا اینکه حیوون‌ها تسلیم بشن

12:03.070 --> 12:06.410
‫صف می‌بستن

12:06.410 --> 12:08.700
‫و تو یه راهروی باریک به سمت مرگ می‌رفتن

12:15.540 --> 12:19.630
‫با اون همه عضله و وزن،
‫تسلیم می‌شدن

12:22.050 --> 12:25.510
‫آدم به این فکر میفته که
‫شاید اونم همین کارو با ما کرده

12:27.140 --> 12:31.520
‫ما رو آورده این پایین، محصورمون کرده،
‫و سلاخی‌مون کرده

12:33.810 --> 12:37.190
‫زیویر، داستان چیه؟ چی شده؟

12:41.150 --> 12:42.820
‫رئیس‌جمهور مرده

12:44.610 --> 12:47.200
‫بیلی پیس مرده

12:48.450 --> 12:50.910
‫حالا هم تو اومدی اینجا

12:53.330 --> 12:56.750
‫پس تو بهم بگو چی شده

12:57.580 --> 12:59.880
‫چرا اونا رو کشته؟

13:01.340 --> 13:05.220
‫زیویر، سامانتا ردموند خیلی چیزها هست

13:05.220 --> 13:07.930
‫- اوهوم
‫- خیلی کم و کاستی داره

13:08.930 --> 13:10.680
‫ولی هیولا نیست

13:12.810 --> 13:14.663
‫اون مادره

13:14.675 --> 13:16.890
‫و می‌خواد از مردمی که بهش سپرده شدن
‫حفاظت کنه

13:16.900 --> 13:18.860
‫خب، نظرش راجع به آسمون چیه؟

13:22.400 --> 13:23.490
‫بخاطر اون این کارو کردم

13:26.660 --> 13:29.370
‫- سعی داره پاکش کنه
‫- نه بابا؟

13:37.420 --> 13:38.670
‫چیه؟

14:03.440 --> 14:04.940
‫به رفیقت بگو دارم میام سراغش

14:17.210 --> 14:18.620
‫اگه پروتکل ورسای کلید بخوره

14:18.620 --> 14:21.330
‫این سریع‌ترین راه رسیدن به
‫پناهگاه اضطراری وست وینگه

14:28.720 --> 14:30.380
‫می‌دونی، اولین باری که اینو دیدم
‫با خودم گفتم

14:30.390 --> 14:33.140
‫این دیگه چه جور هدیه‌ایه به کاخ سفید؟

14:33.850 --> 14:35.720
‫دو تا پیرزن که دارن کتاب می‌خونن

14:37.520 --> 14:39.100
‫بعد یکم دقیق‌تر نگاه می‌کنی

14:41.190 --> 14:43.570
‫و می‌فهمی که فقط دارن
‫زمان رو سپری می‌کنن

14:45.360 --> 14:46.940
‫و روی خودشون پشه‌بند گذاشتن

14:48.320 --> 14:50.700
‫خودشون رو گول می‌زنن
‫و فکر می‌کنن در برابرِ

14:50.700 --> 14:53.160
‫خشونت طبیعت کاری از دستشون برمیاد

14:59.620 --> 15:02.210
‫- عصر بخیر قربان
‫- ژنرال

15:04.590 --> 15:05.750
‫هی

15:05.750 --> 15:08.420
‫امشب عجله داری.
‫جایی باید بری؟

15:08.420 --> 15:10.470
‫می‌خواستین اینجا رو نشونتون بدم

15:10.470 --> 15:13.800
‫راه‌پله‌ی جنوب غربی هم دسترسی محدود داره

15:13.800 --> 15:16.430
‫پناهگاه وست وینگ پنج طبقه پایین‌تره

15:16.430 --> 15:17.560
‫خیلی‌خب

15:18.270 --> 15:20.480
‫وایسا. وایسا

15:22.100 --> 15:23.520
‫یکم استرس تخلیه کنم

15:23.520 --> 15:25.940
‫آره، می‌دونم

15:25.940 --> 15:28.230
‫جان مک‌کلین هم اول باورش نشد

15:29.360 --> 15:32.450
‫فیلم جان‌سخت. انگشتای پات
‫رو مشت می‌کنی، یادته؟

15:32.450 --> 15:33.660
‫ندیدمش

15:34.740 --> 15:36.620
‫تا حالا جان‌سخت رو ندیدی؟

15:38.410 --> 15:41.080
‫اینو دیگه نمی‌پذیرم کالینز.
‫باید درستش کنیم

15:41.080 --> 15:43.210
‫- بله قربان
‫- خیلی‌خب

15:44.040 --> 15:45.040
‫حالا قراره کجا بریم؟

15:50.840 --> 15:53.220
‫گفت نوشته‌ی توی آسمون برای توئه

15:55.220 --> 15:56.600
‫گفت داره میاد سراغت

15:57.180 --> 15:58.680
‫کی اینجوری حرف می‌زنه آخه؟

15:59.560 --> 16:02.060
‫بعد دستبندش رو با چاقو پاره می‌کنه؟

16:02.060 --> 16:05.270
‫چه گوهی داره می‌خوره؟
‫البته به جز غذا خوردن نمایشی

16:07.940 --> 16:09.650
‫تو اون غذاخوری منتظرت بوده

16:11.820 --> 16:14.240
‫منتظر بوده یه نفرو بفرستم سراغش. مورتون؟

16:14.240 --> 16:16.410
‫- بله خانم؟
‫- خبری از بچه‌هاش نشد؟

16:16.410 --> 16:18.410
‫عه...

16:19.290 --> 16:21.540
‫حتما دستبندهای اونا رو هم برداشته

16:21.540 --> 16:23.910
‫- دیگه کی آفلاینه؟
‫- درآوردن دستبند بیشتر از انتظارتون اتفاق میفته

16:23.920 --> 16:26.290
‫همیشه معمولا بیست سی تا آفلاین داریم

16:27.040 --> 16:29.000
‫هیچکدومشون از آشناهای شناخته‌شده‌ی
‫زیویر کالینز هستن؟

16:29.000 --> 16:30.670
‫آشناهای شناخته‌شده...

16:30.670 --> 16:33.220
‫یکی از اعضای تیمش، ملوین رینی

16:33.220 --> 16:35.430
‫و مامور ویژه تیم سرویس مخفی

16:35.430 --> 16:36.850
‫نیکول رابینسون

16:38.680 --> 16:40.260
‫بنظرت دارن کمکش می‌کنن؟

16:40.270 --> 16:42.100
‫قبل از اینکه مچ‌بند رابینسون آفلاین بشه

16:42.100 --> 16:45.020
‫باهاش درِ زیر-زیرزمین جنوب شرقی
‫رو باز کرده

16:48.940 --> 16:49.940
‫سلاح‌ها

16:51.690 --> 16:53.860
‫برو حواست به خانواده‌م باشه. زود

17:46.330 --> 17:48.330
‫یا خدا. منم

17:49.500 --> 17:50.670
‫شرمنده

17:52.340 --> 17:54.380
‫ولی دوباره تفنگ داشتن حس خوبی داره

17:54.380 --> 17:58.180
‫وزنش، لگدش،
‫پرواز پوکه توی هوا

17:58.890 --> 18:00.970
‫- می‌خوای یه لحظه تنها باشی؟
‫- نیازی نیست

18:02.390 --> 18:03.970
‫خیلی‌خب، کی‌ها هستن؟

18:04.560 --> 18:07.100
‫خب، گارسیا از اولش بود

18:07.100 --> 18:08.390
‫بروکس

18:08.390 --> 18:11.520
‫به جفتشون گفتم یه گروه از کسایی که
‫مورداعتمادشونن جمع کنن

18:11.520 --> 18:13.480
‫کسایی که بتونن از پس خودشون بربیان

18:14.070 --> 18:15.320
‫الاناست که برسن

18:15.320 --> 18:17.440
‫- تعدادمون باید کافی باشه
‫- خوبه

18:20.240 --> 18:22.780
‫جین چطور؟ باهامون هست؟

18:22.780 --> 18:24.120
‫دیروز دیدیش؟

18:24.120 --> 18:27.290
‫بخاطر پیس عملا دیوانه شده بود.
‫بیخیالش شدم

18:27.290 --> 18:30.080
‫وفاداره. به کارمون میاد

18:30.080 --> 18:31.830
‫زیویر، اون حتی تو بهترین فرمش هم

18:31.840 --> 18:34.090
‫در حد یه کارآموزه لامصب

18:34.090 --> 18:36.420
‫با اسلحه غریبه‌ست

18:36.420 --> 18:39.680
‫- چقدر وقت داریم؟
‫- به زودی شروع میشه

18:44.310 --> 18:46.180
‫چرا مثل بابانوئل حرف می‌زنه این؟

18:46.180 --> 18:47.600
‫ارجاع به فیلم جان‌سخته، خانم

19:10.290 --> 19:12.120
‫نمی‌دونیم پیام‌های بعدی چی هستن

19:12.130 --> 19:13.580
‫یا اینکه کِی ممکنه ظاهر بشن

19:13.590 --> 19:15.710
‫ولی اینو می‌دونیم که آسمون انگار داره

19:15.710 --> 19:18.050
‫یه الگوی مشخص رو تکرار می‌کنه

19:19.130 --> 19:20.300
‫داره دستت میندازه

19:21.430 --> 19:24.090
‫داره تهدید به افشا می‌کنه.
‫مگه چه آتویی ازت داره؟

19:24.100 --> 19:25.760
‫می‌خوام درست بشه

19:25.760 --> 19:28.390
‫می‌خوام همین الان به هر قیمتی
‫از آسمون برداشته بشه

19:28.390 --> 19:31.020
‫خانم، ما مسیر مشخصی برای
‫لغوِ این برنامه نداریم

19:31.690 --> 19:34.270
‫تنها گزینه‌ی جایگزین یه راه‌اندازی مجدد اساسیه

19:34.810 --> 19:36.860
‫آسمون رو خاموش و روشن می‌کنیم

19:36.860 --> 19:38.570
‫چقدر طول می‌کشه؟

19:40.280 --> 19:41.570
‫بورلی؟

19:41.570 --> 19:43.740
‫نمی‌دونیم. تا حالا انجام نشده

19:45.950 --> 19:46.990
‫فکرشم نکن

19:46.990 --> 19:50.580
‫سم، اگه خاموش بشه انگار دوباره داریم
‫اون مصیبت رو تجربه می‌کنیم

19:50.580 --> 19:54.130
‫پروتکل پناه‌یابی، توهم خراب شدنِ دنیا

19:54.790 --> 19:56.040
‫آسمون خاموش میشه

19:56.670 --> 19:59.500
‫مردم یادشون میفته که
‫دارن تو یه غار زندگی می‌کنن

19:59.510 --> 20:02.340
‫- خودشون می‌دونن تو غار زندگی می‌کنن
‫- ببین، گوش کن...

20:02.340 --> 20:05.390
‫تا حالا تو دیزنی‌لند وسیله‌ای سوار شدی
‫که خراب بشه؟

20:05.390 --> 20:07.360
‫چراغ‌ها رو روشن می‌کنن

20:07.372 --> 20:09.470
‫بعدش دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه

20:10.480 --> 20:13.100
‫سامانتا، نگام کن. نگام کن

20:14.940 --> 20:16.060
‫زیویر رو پیدا کن

20:16.060 --> 20:17.610
‫می‌تونی راهش رو پیدا کنی

20:29.410 --> 20:31.290
‫راه‌اندازی مجدد شدنی نیست

20:31.290 --> 20:33.210
‫یه راه دیگه برای غیرفعال‌سازی برنامه پیدا کنید

20:33.210 --> 20:34.580
‫چشم خانم

20:36.540 --> 20:38.090
‫می‌خوام تمام مامورها در جریان باشن

20:38.090 --> 20:40.920
‫دنبال کالینز بگردید.
‫به محض دیدن دستگیرش کنید

20:40.920 --> 20:42.090
‫اطاعت

21:21.460 --> 21:24.340
‫- درآوردن مچ‌بند حس خوبی داشت
‫- ممنونم گارسیا

21:24.340 --> 21:26.220
‫از همه‌تون ممنونم. سلام حاجی

21:26.220 --> 21:29.430
‫پیس لاشی بود ولی خودش رو نکشته

21:29.430 --> 21:32.270
‫خب، بنظرت می‌تونی تفنگ دستت بگیری؟

21:36.100 --> 21:38.060
‫قبل از اینکه چاق بشم پنج سال
‫تو یگان ویژه نیرو دریایی بودم عزیزم

21:39.650 --> 21:41.610
‫- دارن دنبالت می‌گردن
‫- خوبه

21:41.610 --> 21:43.320
‫یعنی داره تو تله میفته

21:43.860 --> 21:45.820
‫سلاح‌ها تا جای ممکنه
‫خارج از دید بمونن

21:45.820 --> 21:47.200
‫نمی‌خوایم مردم رو به وحشت بندازیم

21:47.200 --> 21:49.610
‫- فقط در صورتی که ضروری بود
‫- ببین، من پایه‌ام

21:49.620 --> 21:51.700
‫ولی چجوری بدون شلیک قراره
‫این کارو انجام بدیم؟

21:52.580 --> 21:54.330
‫با یه کوچولو جادو، رینی

21:55.540 --> 21:57.750
‫ممنونم که از اینجا استفاده می‌کنی

21:57.750 --> 22:00.460
‫بیشتر افراد هیچوقت پاشون رو اینجا نمی‌ذارن

22:01.460 --> 22:03.670
‫خب، فقط از موزیکش خوشم میاد

22:04.800 --> 22:06.760
‫خب، اگه دوست داشتی

22:06.760 --> 22:08.880
‫حتما یه سر به بخش طراحی پناهگاهمون بزن

22:08.890 --> 22:10.720
‫من دیگه... من میرم چراغ‌ها رو روشن...

22:20.480 --> 22:22.270
‫حاجی، واقعا برام مهم نیست اینجا...

22:22.270 --> 22:23.980
‫چجوری می‌تونی راحت بشینی اینجا؟

22:24.980 --> 22:26.360
‫اتفاقای عجیبی داره میفته؟

22:27.490 --> 22:30.320
‫- باید یه چیزی بهت بگم
‫- باشه

22:34.330 --> 22:36.830
‫بیلی مرده، و...

22:39.040 --> 22:40.852
‫نمی‌دونم بابام داره چیکار می‌کنه

22:40.864 --> 22:43.000
‫ولی بنظرم ممکنه بخاطر این باشه

22:45.340 --> 22:46.670
‫از کجا پیداش کردی؟

22:48.260 --> 22:52.220
‫بعضی وقتا می‌رفتم خونه بابات
‫که با بیلی وی بازی کنم

22:52.220 --> 22:54.140
‫چون دوربین‌ها رو خاموش می‌کردن

22:54.890 --> 22:58.890
‫اون شب داشتم می‌رفتم اونجا

23:00.350 --> 23:04.190
‫داشتم می‌رفتم داخل که دیدم
‫افتاده اونجا

23:08.150 --> 23:09.990
‫نباید برش می‌داشتم، ولی...

23:11.070 --> 23:13.530
‫فکر کردم شاید یه چیزی درباره مامانم بفهمم

23:14.200 --> 23:15.870
‫درباره اتفاقی که تو آتلانتا افتاده

23:17.660 --> 23:19.910
‫شاید اگه بفهمم چه اتفاقی براش افتاده...

23:22.000 --> 23:24.170
‫دیگه انقدر حس نکنم که تنها مرده

23:27.090 --> 23:28.170
‫ولی دسترسی محدود داره

23:30.050 --> 23:32.930
‫حتی نتونستم بازش کنم
‫که فقط همینو بفهمم

23:37.890 --> 23:39.020
‫می‌تونم کمکت کنم

23:41.480 --> 23:44.060
‫بهتون گفتن رئیس‌جمهور به مرگ طبیعی مرده

23:45.440 --> 23:48.780
‫من جسدش رو دیدم.
‫خون رو دیدم

23:50.610 --> 23:52.280
‫رئیس‌جمهور به قتل رسیده

23:54.490 --> 23:56.450
‫خیلی‌هاتون مامور بیلی پیس رو می‌شناختین

23:58.330 --> 24:00.410
‫و بهتون گفتن خودش رو کشته

24:01.500 --> 24:02.790
‫اینم دروغه

24:05.210 --> 24:09.550
‫سامانتا ردموند با اسم رمز سیناترا
‫پشت این قضایاست

24:10.670 --> 24:12.260
‫دستورات رو اون میده

24:12.260 --> 24:14.550
‫و میلیاردرهای دیگه هم دنباله‌روی اونن

24:15.720 --> 24:16.890
‫ولی دیگه بسه

24:18.060 --> 24:20.020
‫چون ما قراره کنترل شهر رو بدست بگیریم

24:21.520 --> 24:24.480
‫وقتی این کارو بکنیم،
‫عدالت اجرا میشه

24:25.480 --> 24:28.230
‫برای رئیس‌جمهور، برای بیلی

24:28.230 --> 24:31.440
‫و برای تک تک ما که مردیم و زنده شدیم
‫تا بیایم اینجا

24:33.280 --> 24:36.570
‫چون ما تا اینجا نیومدیم که
‫یه مشت دروغ به خوردمون بدن

24:37.780 --> 24:41.000
‫تا اینجا نیومدیم که سر تکون بدیم
‫و ساکت بشینیم

24:42.620 --> 24:46.790
‫پس اگه با منید،
‫میریم اون بیرون

24:47.420 --> 24:49.960
‫و دروغ‌های تخمی‌شون رو
‫از زیر پاشون بکشیم بیرون

24:49.960 --> 24:52.300
‫- بریم!
‫- قشقرق به پا می‌کنیم

24:53.340 --> 24:54.340
‫می‌دونین چرا؟

24:55.680 --> 24:59.100
‫چون بعضی وقتا فقط باید قشقرق به پا کنی

25:05.940 --> 25:08.270
‫تمام افراد پروتکل ورسای
‫دسترسی بیومتریک دارن

25:08.270 --> 25:09.690
‫به پناهگاه وست وینگ

25:11.280 --> 25:14.530
‫هه، حبس شدن تو یه جای ایزوله
‫یه چیز دیگه‌ست

25:14.530 --> 25:16.133
‫بنظرم به شوخی معاون رو راه ندیم

25:16.145 --> 25:17.990
‫قیافه‌ش رو تصور کن فقط

25:17.990 --> 25:20.740
‫در روز انتقال، یه مامور ویژه
‫که مسئول تخلیه‌ست

25:20.740 --> 25:23.410
‫گروه ما رو تا مارین وان اسکورت می‌کنه

25:23.410 --> 25:26.410
‫پناهگاه ساخته شده تا برخورد مستقیم
‫بمب هسته‌ای رو تحمل کنه

25:26.420 --> 25:28.580
‫در خودش منبع غذا و هوایی داره

25:28.580 --> 25:31.590
‫که تمام وست وینگ رو تا ابد تأمین می‌کنه

25:31.590 --> 25:34.710
‫- جالبه
‫- ولی کسی اینجا اردو نمی‌زنه

25:34.720 --> 25:37.180
‫به محض اینکه پروتکل ورسای شروع بشه،
‫شما سخنرانی رو ضبط می‌کنین

25:37.180 --> 25:40.390
‫تا پایین اسکورت میشیم،
‫منتظر تأیید امن‌ترین مسیر

25:40.390 --> 25:42.600
‫به پایگاه مشترک اندروز می‌مونیم،
‫بعد تمام

25:42.600 --> 25:45.520
‫پس از اول تا آخرش
‫سی چهل دقیقه طول می‌کشه؟

25:45.520 --> 25:47.690
‫در حالت ایده‌آل،
‫از ورسای تا پناهگاه

25:47.690 --> 25:51.310
‫تا تونل ساوت لان، تا مارین وان،
‫تا اندروز، تا ایرفورس وان

25:51.320 --> 25:53.440
‫نهایتا بیست دقیقه طول می‌کشه،
‫بعدش پرواز می‌کنیم

25:53.440 --> 25:55.400
‫و راهیِ زانادو می‌شیم
‫(محل رویایی)

25:59.820 --> 26:00.950
‫چیه؟

26:01.990 --> 26:03.950
‫قربان، می‌خوام بدونم چه اتفاقی قراره بیفته

26:04.660 --> 26:06.410
‫و می‌خوام بدونم کِی قراره اتفاق بیفته

26:07.500 --> 26:09.880
‫می‌دونم در جایگاهی نیستم که بپرسم،
‫ولی دارم می‌پرسم

26:10.880 --> 26:13.750
‫این داستان اسرارآمیز کِی بیخ پیدا می‌کنه؟

26:13.750 --> 26:15.550
‫و دقیقا قراره کجا بریم؟

26:21.180 --> 26:22.180
‫نمی‌تونم

26:29.730 --> 26:30.730
‫کالینز...

26:33.730 --> 26:36.150
‫بنظرم وقتشه که جلوی زنت کوتاه نیای

26:37.990 --> 26:41.700
‫سفر به آتلانتا به اندازه قبل
‫بی‌خطر نیست

26:44.290 --> 26:46.910
‫زنم بیست ساله بهم گوش نداده قربان

26:47.960 --> 26:51.750
‫هیچ جزئیاتی ندارم.
‫همه‌چی خیلی دور از ذهن بنظر میاد

26:55.300 --> 26:56.380
‫باشه

26:57.970 --> 26:59.550
‫خب اگه پاش بیفته...

27:01.470 --> 27:04.180
‫انگار باید بریم از اونجا برش داریم

27:16.610 --> 27:19.240
‫قراره وقتی دنیا به پایان می‌رسه من رئیس باشم

27:28.910 --> 27:30.250
‫حس خوبی داره، مگه نه؟

27:32.630 --> 27:35.590
‫هوشیار باشید، حواستون به جوخه‌تون باشه،
‫برید سر موقعیت‌هاتون

27:35.590 --> 27:37.670
‫من و رابینسون میریم سراغ مواد منفجره

27:37.670 --> 27:40.010
‫یعنی میگی اینجا یه جاییش
‫آرپی‌جی قایم کردن؟

27:40.010 --> 27:42.510
‫نه. فقط یه کوچولو جادو، رینی

27:42.510 --> 27:44.090
‫تکون بخورید!

27:44.100 --> 27:45.640
‫آلفا، با من!

27:45.640 --> 27:48.430
‫- تکون بخورید!
‫- خیلی‌خب، شنیدین. زودباشین

27:52.480 --> 27:55.810
‫چیزی که تو آسمون نوشته شده
‫داره با یه برنامه‌ی قفل‌شده تکرار میشه

27:55.820 --> 27:57.610
‫راه‌اندازی مجدد گزینه مناسبی نیست

27:57.610 --> 28:00.400
‫تأثیراتش بر جمعیت زیادی پرهزینه‌ست

28:00.780 --> 28:03.360
‫تکنسین‌هامون دارن یه راه دیگه
‫برای غیرفعال‌سازی برنامه پیدا می‌کنن

28:03.360 --> 28:07.330
‫همش میگی «برنامه».
‫یعنی پیامش دوباره قراره عوض شه؟

28:07.330 --> 28:08.870
‫نمی‌دونیم. ممکنه

28:08.870 --> 28:11.080
‫آسمون کوچیک‌ترین مشکل ماست

28:11.580 --> 28:13.542
‫میشه لطفا درباره این حرف بزنیم

28:13.554 --> 28:15.330
‫که یه مامور به انبار اسلحه دسترسی پیدا کرده؟

28:15.330 --> 28:16.960
‫ببخشید، چه ماموری؟

28:16.960 --> 28:18.840
‫چجوری از سلاح‌ها خبر داره؟

28:18.840 --> 28:20.590
‫سامانتا، از این قضیه چی می‌دونی؟

28:20.590 --> 28:22.670
‫نشستیم اینجا که بیان بزننمون.
‫چی می‌خواد اصلا؟

28:27.390 --> 28:29.180
‫چند نفر آدم داره؟

28:30.730 --> 28:32.140
‫چجوری کنترلش کنیم؟

29:28.410 --> 29:30.280
‫ایجاد ثبات

29:30.280 --> 29:32.620
‫شاید دنیاهای ما فرق داشته باشن

29:32.620 --> 29:35.080
‫ولی الان همه تو یه تیم هستیم

29:37.790 --> 29:39.040
‫خوبی؟

29:42.340 --> 29:44.420
‫از روزی که اومدیم این پایین،
‫دیگه نیومدم اینجا

29:46.050 --> 29:49.300
‫انقدر سرم گرمِ دستور دادن بود
‫که هیچوقت...

29:55.730 --> 29:58.350
‫اون روز... می‌دونی؟ من...

29:59.270 --> 30:00.520
‫- متأسفم
‫- موردی نیست

30:01.070 --> 30:02.650
‫مشکلی نداریم. بیا

30:20.920 --> 30:22.000
‫بابابزرگ؟

30:26.510 --> 30:28.550
‫کلمات...

30:29.220 --> 30:31.850
‫دارن از ذهنم می‌ریزن

30:32.430 --> 30:34.350
‫اگه یه فنجون داشتم
‫می‌تونستم بگیرمشون

30:35.930 --> 30:39.640
‫خب، بابابزرگ، این پرسلی‌ـه

30:39.650 --> 30:40.730
‫یادت میاد؟

30:41.860 --> 30:44.070
‫درست می‌گفتی،
‫قبلا اینجا دیدیش

30:44.070 --> 30:46.280
‫ولی کار بدی نمی‌کرده

30:46.280 --> 30:48.320
‫من می‌‌خوام کمکش کنم

30:48.320 --> 30:49.820
‫اون... اون...

30:50.990 --> 30:52.200
‫برام مهمه

30:54.910 --> 30:56.330
‫ببین، بابابزرگ

30:57.750 --> 31:01.330
‫ما می‌خوایم اینو باز کنیم

31:02.790 --> 31:03.840
‫می‌تونی کمک کنی؟

31:06.670 --> 31:09.550
‫وقتی تو ایرفورس وان مستقر میشی،
‫تمام آمار رو حفظ می‌کنی

31:10.220 --> 31:11.648
‫مثل اینکه زیر اینجا

31:11.660 --> 31:13.550
‫پره از استحکامات دفاعی

31:13.550 --> 31:15.771
‫از جمله منورهایی که می‌تونن

31:15.783 --> 31:17.730
‫یه موشک هدف‌دار رو منحرف کنن

31:18.390 --> 31:19.698
‫لازم نیست چیزی رو منفجر کنیم رابینسون

31:19.710 --> 31:21.690
‫فقط کافیه اون فکر کنه می‌خوایم
‫این کارو بکنیم

31:22.690 --> 31:24.690
‫از گارسیا به کالینز

31:25.360 --> 31:26.440
‫کالینز صحبت می‌کنه

31:26.440 --> 31:27.690
‫سلاح‌ها جمع شدن

31:27.690 --> 31:29.110
‫چه خبر از جادو؟

31:30.360 --> 31:31.570
‫الان میاریمش

31:32.820 --> 31:33.820
‫بابابزرگ؟

31:38.120 --> 31:41.750
‫به این سادگیا نیست کال. هیچوقت نبود

31:46.710 --> 31:48.170
‫قبلا اینو دیدم

31:49.550 --> 31:50.840
‫اون شب دیدمش

31:57.010 --> 31:58.680
‫می‌خوام کمکت کنم پسرم

31:58.680 --> 32:00.310
‫- ولی...
‫- باشه

32:01.310 --> 32:02.390
‫آره

32:20.330 --> 32:21.500
‫ممنون

32:48.730 --> 32:50.690
‫داری کار درست رو می‌کنی

33:01.790 --> 33:04.000
‫هدلی امروز امتحان زیست داره

33:06.080 --> 33:07.880
‫خیلی براش درس خونده

33:09.000 --> 33:10.420
‫تا دیروقت بیدار بودیم بخاطرش

33:13.800 --> 33:15.720
‫عجیبه که انقدر زمان می‌ذاریم و درس ‌می‌خونیم

33:15.720 --> 33:17.850
‫که وقتی بزرگ شدیم همه‌ش یادمون بره

33:22.600 --> 33:25.270
‫داری کار درست رو می‌کنی
‫که صبر می‌کنی

33:26.310 --> 33:27.730
‫پلیس زیویر رو پیدا می‌کنه

33:27.730 --> 33:29.360
‫بعدش می‌تونی باهاش حرف بزنی

33:30.610 --> 33:32.030
‫یه راه‌حلی پیدا کنی

33:35.110 --> 33:36.990
‫واقعا بنظرت شدنیه؟

33:47.420 --> 33:48.580
‫اون چی می‌دونه؟

33:56.180 --> 33:57.590
‫چیه؟ چیزی پیدا کردی؟

33:58.680 --> 34:00.930
‫یه چیزایی درباره آتلانتا توشه

34:02.600 --> 34:04.680
‫دو تا بمب هیدروژنی خورده اونجا

34:06.890 --> 34:08.650
‫و یه چیز دیگه هم پیدا کردم

34:11.770 --> 34:14.030
‫می‌ترسی چی رو افشا کنه؟

34:14.990 --> 34:16.030
‫سامانتا

34:17.490 --> 34:18.700
‫تو چیکار کردی؟

34:33.590 --> 34:37.340
‫«ترانه They Can’t Take That Away From Me
‫از فرانک سیناترا»

34:54.780 --> 34:57.320
‫رئیس! یه جا برات باز کردم

35:07.000 --> 35:09.460
‫موسیقی هم بخشی از برنامه‌ست.
‫نمی‌تونیم خاموشش کنیم

35:23.800 --> 35:26.510
‫ده، نه، هشت

35:26.520 --> 35:29.230
‫هفت، شیش، پنج

35:29.230 --> 35:31.850
‫چهار، سه

35:31.850 --> 35:33.980
‫دو، یک

35:35.520 --> 35:36.940
‫بخوابید زمین خانم!

35:50.120 --> 35:52.500
‫- مورتون
‫- سامانتا، وایسا

35:52.500 --> 35:54.710
‫خاموشش کن. همه‌چی رو خاموش کن

36:46.720 --> 36:49.010
‫هیپ هیپ هورا، مادرقحبه
‫(دیالوگی از فیلم جان‌سخت)

36:54.810 --> 36:57.480
‫ببین، تور پناهگاه واقعا یازده از ده بود

36:57.980 --> 36:59.730
‫حتی تا خونه هم رسوندیم.
‫از خجالت سرخ شدم

37:01.150 --> 37:04.900
‫ولی واقعا هر چی از جان‌سخت بگم کم گفتم

37:04.910 --> 37:07.110
‫باید خودت ببینی رفیق،
‫همش پا نیست

37:07.120 --> 37:08.280
‫بله قربان

37:08.280 --> 37:10.790
‫- ساعت کاریت تموم شد؟
‫- داره میشه قربان

37:10.790 --> 37:13.830
‫مترو این مدت دیر و زود میشه.
‫می‌خوام قبل از رفتن تری برسم خونه

37:13.830 --> 37:15.000
‫امشب میره؟

37:15.620 --> 37:17.330
‫بله قربان، بهتون گفتم

37:17.330 --> 37:18.326
‫نه، گفتی می‌خواد بره

37:18.338 --> 37:19.630
‫نگفتی امشب میره

37:19.630 --> 37:21.340
‫گور بابای مترو، یه ماشین برات می‌گیرم

37:21.340 --> 37:23.090
‫لطف می‌کنید قربان، ممنون

37:23.090 --> 37:24.375
‫خیلی‌خب، یه لطفی به خودت بکن

37:24.387 --> 37:25.760
‫و فیلمه رو نگاه کن، باشه؟

37:25.760 --> 37:27.390
‫خیلی با هانس گروبر حال می‌کنی

37:27.390 --> 37:29.930
‫آدم بده‌ست،
‫ولی مثل خودت خوشتیپ و باهوشه

37:30.510 --> 37:31.424
‫آدم فکر می‌کنه داره یه کارو می‌کنه

37:31.436 --> 37:32.600
‫ولی در واقع داره کاری می‌کنه

37:32.600 --> 37:34.390
‫اف‌بی‌آی به نفعش عمل کنه

37:34.390 --> 37:37.270
‫آره، می‌تونی یه ماشین برای
‫رفیقمون، زیویر، جور کنی؟

37:37.270 --> 37:38.350
‫ممنون

37:38.360 --> 37:39.770
‫راه‌اندازی مجدد آغاز شد

37:39.770 --> 37:41.400
‫پروتکل پناه‌یابی را آغاز کنید

37:41.900 --> 37:42.980
‫به خانه‌هایتان برگردید

37:42.990 --> 37:44.940
‫پروتکل پناه‌یابی. زودباشین، یالا

37:44.950 --> 37:46.110
‫سرتون رو بالا نیارین. این طرف

37:46.110 --> 37:48.610
‫راه‌اندازی مجدد آغاز شد

37:48.620 --> 37:51.580
‫آقای رئیس‌جمهور، این طرف قربان!

37:56.500 --> 37:59.210
‫پروتکل پناه‌یابی را آغاز کنید.
‫به خانه‌هایتان برگردید

37:59.210 --> 38:00.840
‫زودباشین. سوار شین

38:06.680 --> 38:08.590
‫دکتر ترابی، سوار شو!

38:08.590 --> 38:09.680
‫سوار شو!

38:12.600 --> 38:14.560
‫راه‌اندازی مجدد آغاز شد

38:14.560 --> 38:16.020
‫به خانه‌هایتان برگردید

38:19.150 --> 38:21.730
‫الان خبرش رسید. شوهر و دخترتون رسیدن خانم

38:22.820 --> 38:25.320
‫- چه خبره؟ خواهش می‌کنم!
‫- برو دیگه سریع...

38:25.320 --> 38:26.900
‫پس ما چی؟

38:30.280 --> 38:31.410
‫باید بدونیم چه خبره!

38:34.330 --> 38:36.870
‫اینجوری نگام نکن.
‫فقط اینجوری می‌شد جلوش رو گرفت

38:39.420 --> 38:42.250
‫به خانه‌هایتان برگردید.
‫در مصرف اکسیژن صرفه‌جویی کنید

38:43.300 --> 38:45.590
‫راه‌اندازی مجدد آغاز شد.
‫پروتکل...

38:45.590 --> 38:48.340
‫همه لطفا توجه کنید

38:48.340 --> 38:51.510
‫هر کی اونو اون بالا نوشته درست میگه

38:51.510 --> 38:54.060
‫دارن بهمون دروغ میگن

38:57.930 --> 39:00.060
‫دارن کجا می‌برنمون؟

39:00.060 --> 39:01.230
‫پروتکل پناه‌یابی

39:01.770 --> 39:04.980
‫تمام مقامات ارشد و خانواده‌هاشون
‫به یه محل امن برده میشن

39:19.410 --> 39:22.670
‫- همه‌چی سر جاشه؟
‫- سیناترا پشت همه‌شونه

39:25.630 --> 39:27.590
‫- دست نگه می‌داریم تا تمام ماشین‌ها...
‫- تف توش

39:28.800 --> 39:29.800
‫سیناترا داره میره

39:31.390 --> 39:33.760
‫- بقیه رو داخل نگه دارید
‫- وایسا...

39:33.760 --> 39:35.350
‫نمی‌ذارم فرار کنه

39:35.350 --> 39:36.470
‫زیویر، وایسا

39:39.350 --> 39:41.020
‫همش برای اینه که حس امنیت کنیم

39:41.020 --> 39:43.810
‫اصلا در امان نیستیم

39:43.810 --> 39:44.954
‫درباره اون چهار نفری

39:44.966 --> 39:46.520
‫که فرستادن بیرون دروغ گفتن

39:46.530 --> 39:48.280
‫درباره همه‌چی دروغ میگن!

39:48.280 --> 39:50.440
‫بنظرتون راست گفتن که
‫بابای من به مرگ طبیعی مرده؟

39:50.450 --> 39:52.320
‫- جین؟ وای خدا
‫- سلام

39:54.450 --> 39:55.990
‫درباره بیلی...

39:55.990 --> 39:57.280
‫می‌دونم

40:01.750 --> 40:04.040
‫دستاتو ببر پشت سرت،
‫بچسب به دیوار

40:04.040 --> 40:05.500
‫نه، دستاتو ببینم

40:06.500 --> 40:07.710
‫درو باز کن

40:08.510 --> 40:09.920
‫جفتتون برید داخل

40:12.880 --> 40:15.680
‫الان فقط می‌تونم از همه این ماجراها قایم بشم

40:15.680 --> 40:17.970
‫و یه کامیون بستنی بخورم

40:17.970 --> 40:21.310
‫و آرزو کنم که دنیا دوباره مثل قبل بشه

40:22.560 --> 40:24.560
‫- می‌دونم مسخره بنظر میاد
‫- نه

40:24.560 --> 40:27.570
‫فقط نمی‌خوام تنها باشم الان

40:27.570 --> 40:28.860
‫میشه باهام بیای؟

40:33.530 --> 40:34.570
‫حله

40:34.570 --> 40:35.820
‫باشه

40:56.640 --> 40:58.430
‫نتونستم بذارم یکی از اونا باشه

41:01.180 --> 41:02.770
‫یکی از حیوون‌هایی که میرن به سمت مرگ

41:03.600 --> 41:06.100
‫- من و اون یه گذشته‌ای داریم
‫- تو بهش گفتی

41:07.310 --> 41:09.520
‫ما اینجا رو با هم ساختیم

41:10.480 --> 41:11.860
‫این شهر باید بمونه

41:15.410 --> 41:16.410
‫زیویر

41:23.290 --> 41:26.080
‫داره روشن میشه

41:42.020 --> 41:43.060
‫باهاش حرف بزن

42:05.460 --> 42:08.080
‫اگه دنبال نگهبان‌هامی، فرستادمشون خونه

42:12.550 --> 42:14.760
‫قرار بود برم تو اون خونه امن

42:16.170 --> 42:18.108
‫اونجا گیر می‌کردم پیش بینز

42:18.120 --> 42:20.720
‫و اون زنش، اوف

42:22.430 --> 42:25.770
‫تو هم لابد می‌خواستی
‫دفترم و کامپیوترهام و کشوی

42:25.770 --> 42:28.440
‫لباس زیرم رو بگردی که
‫مدرک گناهانم رو پیدا کنی؟

42:28.440 --> 42:32.440
‫تو رئیس‌جمهور رو به قتل رسوندی.
‫بیلی رو کشتی

42:34.690 --> 42:36.240
‫من رئیس‌جمهور رو نکشتم

42:37.530 --> 42:39.780
‫اگه بازم دست می‌کرد تو اون سوراخی که نباید،
‫شاید می‌کشتمش

42:39.780 --> 42:41.120
‫ولی این کارو نکردم

42:42.580 --> 42:43.790
‫ولی بیلی...

42:46.040 --> 42:47.750
‫متاسفانه چاره‌ای برام نذاشت

42:47.750 --> 42:50.330
‫برگرد، دستاتو بذار رو سرت

42:50.330 --> 42:51.710
‫هی!

42:51.710 --> 42:53.880
‫سلاح‌ها رو جمع کردی،
‫ولی یه گلوله بود

42:53.880 --> 42:55.800
‫- که ازش خبر نداشتی
‫- برگرد ببینم!

42:56.840 --> 42:59.090
‫اگه فکر کردی کوتاه میام،
‫یعنی من رو نمی‌بینی

43:01.720 --> 43:03.560
‫خیلی هم خوب می‌بینمت زیویر

43:06.390 --> 43:09.230
‫مردی رو می‌بینم که خانواده‌ش رو دوست داره

43:10.520 --> 43:12.060
‫مردی که زنش رو دوست داره

43:15.400 --> 43:17.400
‫لطف کردین، ممنون

43:29.330 --> 43:31.960
‫این چیه؟ کالسکه‌ی رئیس‌جمهور؟

43:48.680 --> 43:49.890
‫نرو

43:52.230 --> 43:55.520
‫دوستت دارم عزیزم، ولی دیر اومدی

43:59.240 --> 44:00.490
‫ده روز دیگه می‌بینمت

44:08.950 --> 44:10.460
‫چشمت به من باشه کالینز

44:16.130 --> 44:18.090
‫زنت اون بیرون زنده‌ست زیویر

44:25.470 --> 44:27.310
‫و اگه این مسخره‌بازی‌ها رو جمع کنی...

44:29.020 --> 44:30.350
‫می‌تونم کمکت کنم پیداش کنی

44:32.351 --> 44:39.351
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

44:39.352 --> 44:46.352
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
