WEBVTT

00:01.430 --> 00:03.140
‫هفته آخر یه اتفاقی افتاده

00:03.230 --> 00:05.560
‫- انگار ذهنش مشغول بود
‫- رئیس‌جمهور بود خب

00:05.650 --> 00:07.020
‫و تو دفتر من داشت مست

00:07.110 --> 00:09.480
‫و با تن‌پوش حموم تلو تلو می‌خورد

00:13.860 --> 00:15.910
‫وقایع روز وایلدکت رو بهم نشون بده.
‫چیز غیرعادی‌ای بود؟

00:15.990 --> 00:17.070
‫بعد از یه هفته

00:17.160 --> 00:18.280
‫بالاخره تن‌پوش حمومش رو درآورد

00:18.370 --> 00:19.450
‫صبح رو به پاستا درست کردن گذروند

00:19.540 --> 00:20.750
‫همین؟

00:20.830 --> 00:22.750
‫بعدظهر هم با سیناترا قهوه خورد

00:22.830 --> 00:25.830
‫اونی که می‌دونی هم مثل هرروز
‫اومد و خوشحالش کرد

00:25.920 --> 00:27.460
‫بچه‌ش شام رو نیومد پیشش

00:27.540 --> 00:29.300
‫دیروز پیچوندمش

00:29.380 --> 00:32.920
‫بهش گفتم کاش مردی بودی

00:33.010 --> 00:36.220
‫- بابات چطوره؟
‫- هنوز یه زوال عقل ریزی داره

00:36.300 --> 00:38.550
‫کال! پسرم کجاست؟

00:38.640 --> 00:40.970
‫برای همین این چهار جستجوگر
‫شجاع رو می‌فرستیم

00:41.060 --> 00:42.060
‫به دنیای ناشناخته

00:42.640 --> 00:44.520
‫اونطور که فکر می‌کردیم نیست.
‫حیات هست

00:46.350 --> 00:48.730
‫و یه کارایی کردم که بنظرم مربوطه به

00:48.810 --> 00:50.780
‫- اتفاقی که برای رئیس افتاده
‫- چه کارایی رفیق؟

00:50.860 --> 00:53.440
‫ببین، فردا همه‌چی رو بهت میگم.
‫به خدا قسم میگم

00:53.530 --> 00:55.030
‫فکر کردی تو تنها آدمکشی هستی

00:55.110 --> 00:56.740
‫که محض احتیاط آوردم این پایین؟

00:56.820 --> 00:58.530
‫می‌خوای کسی رو بفرستی سراغ من؟

00:59.160 --> 01:01.660
‫پس به نفعته گنده‌ترین مادرقحبه‌ای
‫که داری رو بفرستی

01:03.810 --> 01:09.810
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:09.811 --> 01:15.811
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:17.010 --> 01:22.520
‫«من رویایی داشتم،
‫رویایی که رویای محض نبود

01:23.930 --> 01:26.310
‫خورشید درخشان خاموش شده بود

01:26.390 --> 01:31.190
‫و ستارگان در فضای بی‌نهایت
‫سرگردان بودند

01:32.270 --> 01:34.860
‫و تمام دل‌ها سرد بودند

01:34.940 --> 01:38.740
‫و خودخواهانه برای دیدن نور دعا می‌کردند»

01:47.741 --> 01:55.741
‫ترجمه از حسین رضایی
‫  H o s s e i n T L 

01:59.180 --> 02:00.390
‫میکستون رو می‌خواین قربان؟

02:00.470 --> 02:02.720
‫نه، مال خودت.
‫من فقط درست کردنشون رو دوست دارم

02:05.020 --> 02:06.020
‫ممنون

02:14.980 --> 02:16.690
‫سلام!

02:16.780 --> 02:17.950
‫چرا انقدر لفتش دادی؟

02:18.860 --> 02:20.530
‫خلبان و جت مال خودت بودن. خودت بگو

02:26.540 --> 02:29.000
‫بازیِ این یارو رو دیدی؟

02:30.040 --> 02:31.920
‫- تایگر وودز؟
‫- آره

02:32.000 --> 02:33.380
‫همه بازیش رو نگاه می‌کنن

02:34.550 --> 02:36.800
‫پدرش چه شاهکاری بار آورده

02:37.800 --> 02:40.220
‫شاید پسره هم استعداد ذاتی داشته

02:42.390 --> 02:44.560
‫هرچیزی ممکنه

02:44.640 --> 02:47.680
‫- نوشیدنی می‌زنی؟
‫- ساعت یازده صبحه

02:47.770 --> 02:49.270
‫حتما یه جایی سرشبه

02:52.400 --> 02:55.900
‫پروژه اوکلاهما یه قطره نفت هم پیدا نکرد

02:55.980 --> 02:57.480
‫پیش میاد

02:58.070 --> 03:01.950
‫من بیشتر روی داکوتای شمالی

03:02.030 --> 03:03.530
‫و باکن شیل اصرار دارم

03:05.910 --> 03:09.410
‫به گوشم رسیده که خیلی کم رفتی تو زمین‌ها

03:10.620 --> 03:12.670
‫آنتن‌هات بهت آمار میدن، ها؟

03:19.760 --> 03:21.470
‫می‌خوام از این کار خارج شم بابا

03:24.010 --> 03:26.600
‫هیچوقت اهل حفاری و شکاف هیدرولیکی نبودم

03:26.680 --> 03:28.020
‫یه چیز ساده‌تر می‌خوام

03:30.140 --> 03:31.350
‫می‌خوام دبیر دبیرستان بشم

03:33.020 --> 03:34.270
‫هوم

03:36.940 --> 03:39.780
‫اوه! وای پسر

03:41.700 --> 03:42.700
‫نه

03:43.700 --> 03:45.820
‫نه، نه، نه

03:45.910 --> 03:48.330
‫مگه از نعش من رد بشی کال

03:50.250 --> 03:53.370
‫یه چیز رو قبول دارم،
‫نفت‌‌یابیت خیلی تخمیه

03:53.460 --> 03:55.710
‫و برای همین قراره بری تو سیاست

03:55.790 --> 03:58.550
‫البته که از کنتاکی شروع می‌کنی

03:58.630 --> 04:00.970
‫حتی یه اسب لکنت‌زبون‌دار هم

04:01.050 --> 04:02.840
‫می‌تونه با نام خانوادگی ما تو کنتاکی انتخاب بشه

04:02.930 --> 04:05.930
‫یا می‌تونی بعنوان دموکرات
‫برای سنا اقدام کنی

04:06.010 --> 04:07.430
‫یا بعنوان جمهوری‌خواه برای فرمانداری

04:07.510 --> 04:09.970
‫در هر صورت، بعد از چند دوره خدمت

04:10.060 --> 04:12.770
‫کم کم می‌بریمت سمت مقام‌های بهتر

04:15.600 --> 04:17.270
‫من دیگه نوجوون نیستم

04:17.980 --> 04:19.820
‫- نمی‌تونی منو کنترل...
‫- بسه!

04:22.070 --> 04:24.110
‫رو حرفم حرف نزن کال

04:24.780 --> 04:28.410
‫تو قراره یه زندگی داشته باشی،
‫یه زندگی بزرگ

04:28.990 --> 04:32.330
‫زندگی‌ای که توش قرار نیست هر سال
‫«ناطور دشت» رو...

04:32.410 --> 04:35.420
‫برای کلاس نهمی‌های لندهور تدریس کنی

04:36.210 --> 04:38.000
‫تو از نسل مردانی هستی

04:38.090 --> 04:40.090
‫که زندگی‌های بزرگی داشتن

04:40.750 --> 04:42.340
‫مردانی که کم و بیش با دست خالی

04:42.420 --> 04:44.300
‫دنیا رو ساختن

04:44.380 --> 04:46.930
‫و نمی‌ذارم این بشاشی به این شجره!

04:48.470 --> 04:52.390
‫وقتی این زندگی رو ترک کنی،
‫قراره با افتخار

04:52.470 --> 04:54.480
‫به دستاوردهات ترکش کنی

04:54.560 --> 04:56.310
‫حتی اگه پاش بیفته که

04:56.400 --> 04:59.400
‫اون دستاوردها رو به زور بکنم تو حلقت!

05:01.070 --> 05:02.820
‫یه روز ازم تشکر می‌کنی

05:04.110 --> 05:07.110
‫و حتی اگه نکنی،
‫بچه‌های آینده‌ت قطعا می‌کنن

05:09.280 --> 05:11.330
‫برخلاف تو، اونا شاید قدردانِ

05:11.410 --> 05:12.830
‫اسم بردفورد باشن

05:19.171 --> 05:22.151
‫[ مراسم ترحیم رئیس‌جمهور تا یک ساعت دیگر ]

05:36.941 --> 05:41.032
‫« بـهـشـت »

05:41.433 --> 05:45.583
‫[ قسمت پنج: در کاخ‌های پادشاهان تاج‌برسر ]

06:02.463 --> 06:06.173
‫[ به بیلی: تو مراسم همدیگه رو ببینیم؟
‫باید صحبت دیشب رو ادامه بدیم ]

06:13.890 --> 06:16.140
‫خوشگل شدی. بزرگ شدی

06:16.730 --> 06:19.190
‫تو هم انگار داری تظاهر می‌کنی که مأموری

06:19.770 --> 06:22.770
‫فقط بهم مرخصی دادن.
‫هنوزم مامورم

06:22.860 --> 06:26.190
‫- برادرت کو؟
‫- رفته همین بغل خونه کارل با همون که می‌دونی

06:45.250 --> 06:46.300
‫حاضری؟ برو!

06:46.380 --> 06:48.590
‫- آره
‫- آفرین. اینجا

06:48.670 --> 06:49.760
‫خوبه، خوبه

06:49.840 --> 06:52.220
‫- واقعا به حرفت گوش میده
‫- جیمز

06:52.300 --> 06:55.260
‫زیویر، جیمز می‌خواست بیاد
‫با لوسی بازی کنه

06:55.350 --> 06:56.520
‫- فقط یکم دیگه
‫- همین الان پسرم

06:56.600 --> 06:58.680
‫- کتت رو بردار، یالا
‫- اشکالی نداره جیمز

06:58.770 --> 07:00.310
‫امروز تو برج خیلی سرمون شلوغه

07:00.390 --> 07:01.770
‫خودمم باید دیگه برم

07:05.150 --> 07:07.190
‫- باید بیشتر مراقب باشی کارل
‫- بیا!

07:07.280 --> 07:08.900
‫قانون میگه حیوون خونگی ممنوعه

07:08.990 --> 07:10.700
‫می‌دونم. می‌دونم. فقط...

07:10.780 --> 07:12.490
‫یالا! برش گردون. یالا!

07:12.570 --> 07:14.700
‫ببین چقدر همدیگه رو دوست دارن

07:16.580 --> 07:18.410
‫خیلی دل داری که انتظار داری

07:18.500 --> 07:20.250
‫یه بچه ده‌ساله رازت رو نگه داره

07:20.330 --> 07:21.870
‫اون لامپ خیابونی که دارن
‫روش کار می‌کنن رو ببین

07:21.960 --> 07:23.460
‫لامپش دیشب خاموش نبود

07:23.540 --> 07:26.250
‫چقدر راحته که یه دوربین بذارن توش؟

07:26.340 --> 07:28.380
‫بیخیال زیویر، دیگه یکم بدبین شدی، نه؟

07:29.300 --> 07:30.300
‫مطمئنی؟

07:33.010 --> 07:34.260
‫فقط بیشتر مراقب باش

07:34.850 --> 07:36.140
‫راست میگی. باشه

07:37.390 --> 07:39.730
‫بهت مدیونم زیویر.
‫هر چی نیاز داشتی بهم بگو

07:39.810 --> 07:41.810
‫می‌تونم چمنت رو کوتاه کنم،
‫پرچینت رو تمیز کنم

07:41.890 --> 07:43.060
‫تا ابد بهت خمیرترش مولد بدم

07:43.150 --> 07:44.810
‫تو فقط لب تر کن

07:44.900 --> 07:46.190
‫دمت گرم کارل

07:51.740 --> 07:53.320
‫برج؟

07:53.410 --> 07:55.450
‫ایوا هستم از بخش آماده‌سازی رویدادها

07:55.530 --> 07:57.740
‫امکانش هست یه پوشش ابری بیارین؟

07:57.830 --> 07:59.910
‫تعطیلات بهاری که نیست.
‫باید دلگیر باشه

08:00.830 --> 08:01.910
‫دریافت شد

08:02.830 --> 08:04.080
‫این یکی رو امتحان کن

08:06.170 --> 08:07.670
‫بفرما

08:07.750 --> 08:09.590
‫- ممنون
‫- تمام

08:11.920 --> 08:14.890
‫وقتی بچه بودم، بابام همیشه

08:14.970 --> 08:17.010
‫آخر روز دعوتم می‌کرد به دفترش که...

08:17.100 --> 08:18.850
‫یکم گلف بازی کنیم

08:20.520 --> 08:23.270
‫خیلی ناراحت شد وقتی فهمید

08:23.350 --> 08:26.190
‫که من تایگر وودز بعدی نیستم

08:26.270 --> 08:28.270
‫عه...

08:29.690 --> 08:33.070
‫همیشه می‌گفت پاتینگ
‫خوشحالش می‌کنه

08:33.150 --> 08:36.030
‫و ذهنش آزاد میشه و تمام استرس

08:36.110 --> 08:38.740
‫و فشارها محو میشن

08:40.450 --> 08:44.580
‫و مطمئنم این پایین بیشتر از همیشه
‫به گلف نیاز داشته

08:46.080 --> 08:48.210
‫خب، می‌دونین، تعارف که نداریم

08:48.290 --> 08:51.590
‫این هفته‌های آخر داشت از هم می‌پاشید

08:51.670 --> 08:53.470
‫بعضی‌هاتون شاید حتی در حال

08:53.550 --> 08:54.880
‫اینور اونور دوییدن با تن‌پوشش دیده باشینش

08:57.010 --> 08:58.600
‫آره، اون...

09:01.470 --> 09:03.060
‫اون روزای آخر سخت بود

09:05.190 --> 09:08.150
‫پسر، راکی سه رو آماده کردم

09:08.230 --> 09:10.020
‫یکم پاپ‌کورن و بوربن هم زدم تنگش

09:10.110 --> 09:11.610
‫پایه‌ای؟

09:11.690 --> 09:14.360
‫یکم کلابر لنگ و آقای تی نگاه کنیم؟

09:15.610 --> 09:17.660
‫می‌تونیم یه راست بریم سراغ آهنگ «چشم ببر».
‫حرف نداره

09:17.740 --> 09:19.910
‫قهرمان داستان تو بدترین شرایط
‫خودش رو جمع و جور می‌کنه

09:19.990 --> 09:21.660
‫و می‌زنه می‌ترکونه، عاشقش میشی

09:21.740 --> 09:24.000
‫- نظرت؟
‫- نظرم اینه که سلیقه‌ت تو فیلم

09:24.080 --> 09:25.910
‫هم به اندازه سلیقه موسیقیت خزه

09:26.000 --> 09:28.380
‫باشه، باشه، اینا رو نگه دار واسه بیوگرافیم

09:29.500 --> 09:30.840
‫یالا

09:30.920 --> 09:32.170
‫با پدرت یه فیلم قدیمی نگاه کن

09:32.250 --> 09:34.010
‫بیوگرافی‌ای که گفتی...

09:34.090 --> 09:36.590
‫زیاد نیازی به زحمت نداره، نه؟

09:37.300 --> 09:41.680
‫بخش یک، یه پسر باباییِ الکلی
‫تو سن 42 سالگی بیدار میشه

09:41.760 --> 09:43.520
‫و تصمیم می‌گیره که رئیس‌جمهور بشه

09:43.600 --> 09:46.310
‫خیلی‌خب، حوصله این نصیحت‌های
‫نوجوانانه رو ندارم، باشه؟

09:46.390 --> 09:49.770
‫بخش دو، پس از سقوط تمدن

09:49.860 --> 09:51.110
‫می‌شینه تو کاخش

09:51.190 --> 09:53.360
‫و تو یه شبیه‌ساز گلف پبل بیچ بازی می‌کنه

09:53.440 --> 09:55.820
‫در حالی که یه مشت خرمایه
‫دستشون رو می‌کنن تو کونش

09:55.900 --> 09:58.200
‫- که دهنش رو باز و بسته کنن
‫- جرمی

09:58.280 --> 09:59.820
‫ولم کن!

09:59.910 --> 10:02.280
‫به من دست نزن بچه‌جون!

10:02.370 --> 10:03.370
‫هی!

10:04.410 --> 10:05.790
‫- چی شده؟ بابا
‫- فقط...

10:05.870 --> 10:07.080
‫فقط می‌خواستم برم...

10:07.160 --> 10:08.670
‫- خیلی‌خب، باشه
‫- متأسفم قربان

10:08.750 --> 10:10.330
‫بهمون هشدار دادن که خانه مهمان رو ترک کرده

10:10.420 --> 10:12.500
‫- تو خونه همسایه‌ها پیداش کردیم
‫- می‌خوام برم اتاق مطالعه‌ام!

10:12.590 --> 10:14.630
‫- این نمی‌ذاره برم اتاق مطالعه‌ام!
‫- خیلی‌خب

10:14.710 --> 10:17.130
‫اونجا اتاق مطالعه منه بابا.
‫تو توی خانه مهمان زندگی می‌کنی، یادته؟

10:17.220 --> 10:18.590
‫- چجوری اومده بیرون؟
‫- نمی‌دونم

10:18.680 --> 10:20.300
‫بابابزرگ، من اتاق مطالعه رو نشونت میدم، خب؟

10:20.390 --> 10:22.050
‫- فقط می‌خوام کتابم رو بردارم
‫- باشه

10:22.140 --> 10:24.310
‫این تک‌تیرانداز نمی‌ذاره برم اتاق مطالعه‌ام

10:24.390 --> 10:26.220
‫حرومزاده

10:27.180 --> 10:28.560
‫بنظرم دیگه وقتشه که

10:28.640 --> 10:30.650
‫- یه قفل کودک بذاریم روی...
‫- نه، نه. هنوز نه

10:30.730 --> 10:32.440
‫- فقط گفتم اگه...
‫- هنوز نه

10:34.230 --> 10:35.230
‫بله قربان

10:36.490 --> 10:39.280
‫نه، جرمی. اسمم جرمی‌ـه

10:39.360 --> 10:40.660
‫- نه کال
‫- هه

10:41.370 --> 10:45.120
‫کال اسم پسرش رو گذاشته «جرمی»

10:45.790 --> 10:48.910
‫چه اسم شُل و بی‌تأثیری

10:49.000 --> 10:52.130
‫این اسم مال یه سوسول

10:52.210 --> 10:53.920
‫یا یه دلقک یا یه پزشکه

10:54.000 --> 10:55.590
‫پرل جم که چیز دیگه‌ای میگه بابا

10:55.670 --> 10:57.380
‫آره، همینجا گذاشتمش

11:00.130 --> 11:02.550
‫خیلی‌خب، بابا نمی‌تونی ملک رو ترک کنی

11:02.640 --> 11:04.600
‫گوش میدی؟
‫اونم بدون خبر دادن

11:04.680 --> 11:06.010
‫تو همیشه ضعیف بودی

11:06.100 --> 11:08.020
‫برای همین تک‌تیرانداز انجامش داد

11:08.930 --> 11:11.480
‫چرا همش بهش میگی تک‌تیرانداز؟
‫اون مامور پیس‌ـه

11:11.560 --> 11:13.860
‫و این مامورها پرستار تو نیستن، متوجه‌ای؟

11:15.270 --> 11:18.030
‫فکر می‌کردی اون چهار تا تو دریا گم شدن

11:19.400 --> 11:21.570
‫درست بیخ گوشت اون کارو کردن

11:21.660 --> 11:23.320
‫می‌دونی، تو...

11:23.410 --> 11:26.120
‫هیچوقت همچین تیز و باهوش نبودی بچه‌جون

11:26.620 --> 11:28.290
‫خیلی‌خب، دیگه بیا بریم خونه‌ت

11:31.580 --> 11:32.830
‫رئیس من نیستی

11:36.130 --> 11:38.090
‫- رئیس منم نیستی
‫- هی، اینجوری نکن

11:38.170 --> 11:39.210
‫هی!

11:39.800 --> 11:41.800
‫نمی‌دونم چیکار کردم که عصبانیت کرده

11:41.880 --> 11:44.260
‫هیچوقت مقاومت نکردی.
‫هیچوقت نجنگیدی

11:44.890 --> 11:47.810
‫می‌دونستی قراره چی بشه
‫ولی به کسی نگفتی

11:48.810 --> 11:50.430
‫یعنی تو شریک جرمی

11:52.770 --> 11:54.940
‫خیلی‌خب

11:55.020 --> 11:57.270
‫می‌دونی، واقعا مشتاقم ببینم

11:57.360 --> 12:00.150
‫وقتی مشروب‌ها بالاخره تموم بشن
‫چجوری می‌خوای از خودت قایم بشی

12:05.740 --> 12:07.740
‫کاش تو هم با بقیه دنیا می‌مردی

12:11.960 --> 12:13.580
‫آره

12:20.840 --> 12:22.260
‫آره، عاشق گلف بود

12:30.890 --> 12:32.810
‫سلام کالینزها

12:32.890 --> 12:33.890
‫جین

12:35.100 --> 12:38.060
‫امروز بیلی رو ندیدی؟
‫جواب پیام‌هام رو نداده

12:38.150 --> 12:39.320
‫اوه

12:39.400 --> 12:41.610
‫عجیبه، منم سعی کردم باهاش تماس بگیرم

12:42.610 --> 12:45.530
‫هی پرس، میشه جیمز رو ببری خونه کارل لطفا؟

12:45.610 --> 12:47.780
‫- بیا دماغو
‫- دماغو رو دماغو می‌شناسه

12:47.870 --> 12:49.870
‫بازم دماغویی

12:51.330 --> 12:53.660
‫یه جای کار می‌لنگه.
‫بریم بیلی رو پیدا کنیم

12:57.000 --> 12:58.000
‫کالینز

12:59.960 --> 13:00.960
‫میشه یه صحبت کوتاه داشته باشیم؟

13:02.130 --> 13:03.130
‫در مورد کال‌ـه

13:04.010 --> 13:05.550
‫جین، یه دقیقه تنهامون بذار لطفا

13:11.560 --> 13:12.810
‫صحنه جرم

13:12.890 --> 13:14.480
‫من چند روز پیش نمونه‌های دی‌ان‌ای رو

13:14.560 --> 13:15.940
‫فرستادم آزمایشگاه

13:16.440 --> 13:18.980
‫نمونه‌ها اصلا نرسیدن به آزمایشگاه

13:19.770 --> 13:20.770
‫تأخیر داشته یا گم شده؟

13:20.860 --> 13:23.690
‫نمونه‌ها اصلا نرسیدن

13:24.820 --> 13:26.784
‫و تنها کسی که قدرتش رو داره

13:26.796 --> 13:28.820
‫که مانع همچین چیزی بشه کیه؟

13:35.660 --> 13:40.880
‫ببین کالینز، من اونقدر بزرگ هستم
‫که اقرار کنم بیراه نمی‌گفتی

13:42.170 --> 13:43.380
‫ولی من و تو...

13:44.050 --> 13:46.680
‫حلقه اعتمادم فعلا محدوده به خودم و خودت

13:47.130 --> 13:49.340
‫خب تو با مقتول رابطه عاشقانه داشتی

13:50.010 --> 13:52.600
‫پس حلقه اعتماد من فقط تغییری نمی‌کنه

14:00.770 --> 14:01.820
‫به چی فکر می‌کنی؟

14:01.900 --> 14:04.780
‫امروز پدرم دچار حمله شد

14:06.900 --> 14:08.610
‫می‌دونی، بابام یکی از اولین کسایی بود

14:08.700 --> 14:10.740
‫که سامانتا برای ساختن اینجا جذب کرد

14:12.080 --> 14:14.290
‫تجربه کار با زیر سطح زمین رو داشت

14:14.370 --> 14:16.910
‫بلد بود چجور شکاف تو زمین پیدا کنه

14:19.040 --> 14:23.590
‫ولی بزرگترین کمکش به این پروژه من بودم

14:25.800 --> 14:27.550
‫آدم دستچین‌شده‌ی خودش

14:27.630 --> 14:31.140
‫که می‌تونست تمام منابع ارزشمند بانوی آزادی

14:31.220 --> 14:32.510
‫رو براش فراهم کنه

14:35.220 --> 14:37.430
‫- میشه یه سوال بپرسم؟
‫- هوم؟

14:38.440 --> 14:39.560
‫به من رأی دادی؟

14:39.640 --> 14:41.230
‫- نه
‫- اوه

14:42.810 --> 14:48.570
‫بنظرم فقط پسر کودن و لوس یه میلیاردر بودی

14:49.570 --> 14:50.610
‫به چه جرئتی اینو میگی؟

14:52.450 --> 14:53.580
‫عجب

14:54.280 --> 14:55.740
‫کال، میشه باهات روراست باشم؟

14:56.540 --> 14:57.830
‫یعنی تا الان روراست نبودی تازه؟

14:58.830 --> 15:00.920
‫پدرت هر کاری که کرده تا به اینجا برسی

15:01.500 --> 15:03.960
‫تو بار غیرقابل‌تصوری رو به دوش کشیدی

15:05.420 --> 15:07.050
‫این ریاست هنوزم مال توئه

15:08.090 --> 15:09.840
‫می‌تونی هر کاری می‌خوای باهاش بکنی

15:16.100 --> 15:17.270
‫پس یعنی میگی
‫اگه دوباره فرصت میشد

15:17.350 --> 15:18.890
‫به من رأی می‌دادی؟

15:19.350 --> 15:20.940
‫حرفم اینه که

15:21.020 --> 15:23.650
‫بعد از اون فهمیدم که یه سری...

15:24.940 --> 15:27.780
‫عادت‌ها و سیاست‌هایی داری که برام مطلوبن

15:29.190 --> 15:32.360
‫موندم چه عادت‌هایی منظورته

15:49.050 --> 15:51.010
‫هی، بابام لقبی برات داره؟

15:52.680 --> 15:54.090
‫- لقب؟
‫- آره

15:55.100 --> 15:57.010
‫به جز اون «قشنگم» یا «عزیزمِ»

15:57.100 --> 15:58.890
‫تحقیری آمیزی که بعضی وقتا میگه نه

15:59.680 --> 16:01.770
‫لقبی ندارم. چطور؟

16:02.440 --> 16:05.190
‫چند وقتیه پیس رو به اسم «تک‌تیرانداز» صدا می‌کنه

16:05.900 --> 16:07.940
‫- هوم
‫- نمی‌دونم، عجیبه

16:09.320 --> 16:10.610
‫آره

16:10.690 --> 16:13.450
‫سخته تو دنیای بدون تفنگ واقعی تک‌تیرانداز باشی

16:14.860 --> 16:16.120
‫چقدر دلم براش تنگ شده

16:16.200 --> 16:17.490
‫برای چی؟

16:18.120 --> 16:19.870
‫تفنگ

16:19.950 --> 16:21.450
‫برای وزنش، می‌دونی؟

16:21.540 --> 16:22.620
‫- باشه
‫- نه فقط

16:22.710 --> 16:23.870
‫این شوکرهای نارنجی

16:25.710 --> 16:27.340
‫بنظرت کسایی که انقدر قدرتمندن

16:27.420 --> 16:29.300
‫خودشون رو بی‌دفاع می‌ذارن؟

16:33.510 --> 16:34.590
‫منظورت چیه؟

16:37.720 --> 16:39.350
‫نمی‌تونم دربارش حرف بزنم

16:40.180 --> 16:43.810
‫کال، من مامور مخصوص اینجام

16:43.890 --> 16:46.060
‫اگه تفنگی این پایین هست،
‫باید بدونم

16:46.150 --> 16:48.860
‫- یکم کار دارم
‫- وایسا، کال

16:48.940 --> 16:51.530
‫آب‌خوان داره بازی درمیاره انگار

16:52.030 --> 16:54.030
‫الان کسخل کردی منو؟

16:55.280 --> 16:56.780
‫این رابطه هنوزم غیرمشروعه

16:58.490 --> 17:01.870
‫کال، می‌دونی که این...

17:02.950 --> 17:04.040
‫تو...

17:05.330 --> 17:06.710
‫این رابطه برای من فراتره

17:06.790 --> 17:08.210
‫می‌دونی دیگه؟

17:10.050 --> 17:11.500
‫الان نمی‌تونم

17:33.690 --> 17:34.780
‫بیلی!

17:34.860 --> 17:36.740
‫- هی رفیق، اونجایی؟
‫- بیلی؟

17:40.370 --> 17:41.660
‫بیلی، اونجایی؟

17:51.670 --> 17:52.750
‫بیلی؟

17:59.680 --> 18:00.680
‫هی

18:03.770 --> 18:05.060
‫نه، نه، نه، بیلی

18:10.270 --> 18:12.770
‫- جین
‫- وای خدا

18:12.860 --> 18:14.690
‫نه، جین. دیگه رفته

18:14.780 --> 18:17.240
‫- نه! بیلی، نه!
‫- گوش کن...

18:40.220 --> 18:44.640
‫آره، من... مامور کالینز هستم

18:44.720 --> 18:45.930
‫یه...

18:53.570 --> 18:55.690
‫من خونه مامور بیلی پیس هستم

18:56.280 --> 18:57.570
‫عه...

18:58.900 --> 19:00.070
‫مامور از پا دراومده

19:01.870 --> 19:03.030
‫عه...

19:03.870 --> 19:05.030
‫مُرده

19:17.380 --> 19:20.430
‫نمی‌فهمم

19:22.090 --> 19:25.720
‫دیشب باهاش بودم.
‫شاید یکم ناراحت بود

19:25.810 --> 19:29.230
‫ولی... نمی‌دونم، یه جوری بود

19:29.310 --> 19:31.810
‫ولی برام فشفشه آورده بود

19:31.900 --> 19:34.060
‫خیلی متأسفم جین

19:34.150 --> 19:37.280
‫خب یه کوچولو بحثمون شد،
‫ولی فکر نمی‌کنم این باعث بشه...

19:37.360 --> 19:39.780
‫خدایا، چرا این کارو کرده؟

20:04.720 --> 20:05.800
‫«تک‌تیرانداز»

20:07.600 --> 20:10.350
‫«تو دریا گم شدن» یعنی چی اصلا؟

21:04.570 --> 21:06.700
‫محدودیت دسترسی؟

21:06.780 --> 21:09.830
‫من مقام امنیتی رئیس‌جمهوری دارم کسکش

21:52.010 --> 21:53.870
‫[ دسترسی داده شد ]

21:58.000 --> 21:59.290
‫یعنی چی؟

22:11.430 --> 22:14.520
‫همونطور که می‌بینین، چیزی باقی نمونده

22:15.560 --> 22:17.520
‫سطح اشعه‌ها هنوز خیلی بالاست

22:18.190 --> 22:20.900
‫خطر کردیم که تا الان اینجا موندیم

22:23.780 --> 22:26.030
‫هستین؟
‫شنیدین چی گفتم؟

22:26.110 --> 22:27.700
‫یه نفر رو پیدا کردیم. یه زن

22:27.780 --> 22:29.700
‫از کجا اومده؟

22:29.780 --> 22:32.200
‫نمی‌دونیم. فقط به زبونِ...

22:32.280 --> 22:33.660
‫فکر کنم کریول حرف می‌زنه

22:33.740 --> 22:35.830
‫ولی شاید کسی از داخل شهر
‫بتونه ترجمه کنه

22:35.910 --> 22:37.250
‫همونجا نگهش دار

22:37.330 --> 22:38.540
‫تا من با بقیه صحبت کنم

22:38.620 --> 22:39.870
‫نمی‌تونیم اینجا ولش کنیم

22:39.960 --> 22:41.380
‫برش می‌گردونیم

22:41.460 --> 22:43.540
‫حق نداری این کارو بکنی، متوجه‌ای؟

22:44.420 --> 22:45.840
‫این دستور نهاییه!

22:47.920 --> 22:50.050
‫- پیداشون کردم
‫- خب؟

22:50.130 --> 22:51.930
‫همونطور که گفتی یه نفر باهاشونه

22:52.600 --> 22:53.680
‫دارن برمی‌گردن اینجا؟

22:53.760 --> 22:55.600
‫آره. کمتر از یه روز راه دارن

22:58.270 --> 23:00.190
‫پس باید کاری که حرفش رو زدیم انجام بدی

23:02.110 --> 23:04.820
‫مامور پیس، بکششون

23:04.900 --> 23:07.030
‫دستور میدم. اگه نمی‌تونی اطاعت کنی

23:07.110 --> 23:09.740
‫کس دیگه‌ای رو پیدا می‌کنم
‫که اطاعت کنه، ولی دیگه برنگرد

23:58.120 --> 24:00.000
‫- سلام عرض شد
‫- عالیجناب

24:00.080 --> 24:02.170
‫یعنی... عالیجناب نه

24:02.250 --> 24:04.540
‫چی... چی میگن؟

24:04.630 --> 24:05.960
‫- آقای رئیس‌جمهور!
‫- همون کال خوبه

24:06.040 --> 24:08.000
‫اگه بخوایم یه نوار میکس درست کنم،
‫امکانش هست؟

24:08.090 --> 24:09.920
‫آره، بله، ما...

24:10.010 --> 24:12.300
‫آرشیو موسیقی داریم. هزاران هزار آلبوم

24:12.380 --> 24:14.090
‫با فرمت‌های مختلف
‫و جایگاه‌های گوش دادن...

24:14.180 --> 24:15.970
‫عالیه، عالیه. کجا هست؟

24:17.010 --> 24:18.720
‫مستقیم، بالای پله‌ها

24:18.810 --> 24:19.970
‫خیلی ممنون

24:20.060 --> 24:21.430
‫کار فوق‌العاده‌ای داری

24:21.520 --> 24:23.100
‫کتابخونه جواهر شهره

25:11.230 --> 25:14.320
‫رازداری بیمار و دکتر این پایینم وجود داره؟

25:15.030 --> 25:16.280
‫البته، بله

25:17.950 --> 25:21.700
‫پس رازداری کن.
‫اگه یه روز به هر دلیلی...

25:22.950 --> 25:25.500
‫دیگه نتونستیم حرف بزنیم، چون من...

25:26.670 --> 25:28.000
‫مثلا در دسترس نبودم...

25:30.750 --> 25:32.340
‫باید درباره یه نفر تحقیق کنی

25:34.430 --> 25:35.550
‫[ بیلی پیس ]

25:37.260 --> 25:39.100
‫- نمی‌...
‫- از بین تمام تیم امنیتیم

25:39.180 --> 25:41.180
‫من فقط به زیویر کالینز اعتماد دارم

25:42.180 --> 25:43.890
‫پس باید با اون صحبت کنی

26:09.549 --> 26:13.549
‫[ به جرمی: امشب شام درست می‌کنم.
‫دارم روی یه چیزی هم کار می‌کنم که باید بشنوی ]

26:13.550 --> 26:15.348
‫[ هیچوقت برای جنگیدن دیر نیست، مگه نه؟ ]

26:16.300 --> 26:18.550
‫خوشحالم که بدون تن‌پوش حمام می‌بینمت کال

26:22.760 --> 26:24.390
‫می‌دونم چیکار کردی سامانتا

26:28.020 --> 26:31.650
‫به فایل‌های هیئت اعزامی دسترسی پیدا کردم

26:42.120 --> 26:45.370
‫باید یه تصمیمی گرفته میشد، و من گرفتم

26:46.370 --> 26:49.000
‫- که قاتل بشی؟
‫- تمام نشانه‌ها

26:49.080 --> 26:52.340
‫نشون میدن که سطح سیاره غیرقابل‌سکونته

26:52.420 --> 26:56.510
‫مردم باید بدونن که بازموند‌ه‌هایی هستن

26:56.590 --> 26:58.760
‫باید بدونن عزیزانشون ممکنه اون بالا زنده باشن

26:58.840 --> 26:59.930
‫بعدش چی؟

27:01.470 --> 27:04.310
‫میرن دنبالشون می‌گردن،
‫معلوم نیست چه گوه‌بازاری راه بیفته

27:04.390 --> 27:05.850
‫به بقیه میگن که ما کجا هستیم

27:05.930 --> 27:08.600
‫- حکم مرگ رو داره
‫- تصمیمش با خودشونه

27:08.680 --> 27:09.890
‫نه تو

27:11.560 --> 27:13.520
‫- و من حقیقت رو بهشون میگم
‫- نه، نمیگی

27:13.610 --> 27:14.980
‫من رئیس‌جمهورم!

27:15.650 --> 27:18.070
‫هیچوقت به من نگو چیکار کنم چیکار نکنم

27:18.150 --> 27:19.360
‫فهمیدی؟

27:20.860 --> 27:22.450
‫- اگه تصمیم بگیرم بگم...
‫- چی میشه؟

27:23.660 --> 27:24.830
‫تو چشمام نگاه کن و بگو

27:28.500 --> 27:33.000
‫می‌خوام ببینم وقتی تخم داری
‫چه شکلی میشی... قربان

27:39.760 --> 27:41.180
‫چیزی نیست

27:42.840 --> 27:44.220
‫موردی نیست

28:18.590 --> 28:20.090
‫پیس به قدری فنتانیل خورده

28:20.170 --> 28:22.130
‫که قطعا قصدش مصرف تفریحی نبوده

28:24.390 --> 28:25.800
‫پزشک قانونی می‌خواد خودکشی اعلامش کنه

28:25.890 --> 28:29.270
‫بیلی می‌خواست به من هشدار بده.
‫یه چیزی می‌دونست

28:30.890 --> 28:31.980
‫درباره اون

28:34.020 --> 28:36.650
‫پس اول کال، بعد بیلی

28:37.690 --> 28:38.770
‫کار اونه

28:41.280 --> 28:43.070
‫- تکیلا بدون یخ
‫- باشه

28:45.660 --> 28:48.950
‫بیلی برام مثل برادر بود

28:50.830 --> 28:54.000
‫من عاشقش بودم. عاشق کال

28:59.500 --> 29:00.800
‫بدون یخ

29:04.880 --> 29:07.930
‫خب چیکار کنیم؟
‫بشینیم اینجا احساساتمون رو بنوشیم؟

29:08.930 --> 29:10.180
‫اینم یه گزینه‌ست

29:14.560 --> 29:17.520
‫یا اینکه... از پا درش میاریم

29:20.570 --> 29:23.940
‫سخته بدون سلاح کسی
‫رو از پا دربیاری

29:29.160 --> 29:30.280
‫سلاح هست

29:32.660 --> 29:33.950
‫و می‌دونم چجوری گیرش بیارم

29:56.940 --> 29:58.400
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

29:59.400 --> 30:00.610
‫سخنرانیم چطور بود؟

30:02.270 --> 30:03.820
‫عه...

30:03.900 --> 30:06.530
‫تر... ترکوندی

30:12.330 --> 30:14.450
‫چند روز آخر فقط می‌خواست

30:14.540 --> 30:16.750
‫تو این خراب‌شده

30:16.830 --> 30:18.500
‫باهام گلف بازی کنه

30:19.920 --> 30:21.630
‫تظاهر کنیم که داریم

30:21.710 --> 30:23.750
‫توی پبل بیچ یا کاپالوا بازی می‌کنیم

30:24.800 --> 30:26.760
‫و هیچکدوم این اتفاق‌ها نیفتاده

30:29.720 --> 30:31.350
‫خیلی باهاش بد تا کردم

30:33.140 --> 30:34.850
‫اون شب حتی نرفتم
‫باهاش شام بخورم

30:41.660 --> 30:44.380
‫[ جرمی: امشب نمی‌تونم شام رو بیام.
‫باید با بند تمرین کنم ]

30:45.911 --> 30:48.121
‫[ فکرشم نکن که بپیچونی! ]

31:11.430 --> 31:13.140
‫چطوره کاپالوا رو نشونم بدی؟

31:44.630 --> 31:46.250
‫حالت... حالت خوبه؟

31:46.340 --> 31:49.630
‫- می‌خوای خاموشش کنم؟
‫- نه. نه

31:50.670 --> 31:53.590
‫فقط... خیلی زیباست

32:05.610 --> 32:06.770
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

32:07.730 --> 32:09.320
‫بابابزرگ

32:09.400 --> 32:11.610
‫عه... خیلی ببخشید

32:11.700 --> 32:13.950
‫هی، هی، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

32:14.030 --> 32:16.490
‫- خیلی‌خب، بیا بابابزرگ
‫- تو رو می‌شناسم!

32:16.580 --> 32:17.950
‫نه، من اینو دیدم کال!

32:18.040 --> 32:19.540
‫- گیج شدی
‫- تو رو می‌شناسم دختر! می‌شناسمت!

32:19.620 --> 32:20.870
‫- هی! بابابزرگ، نکن!
‫- هی! آی!

32:20.960 --> 32:22.210
‫- کال!
‫- ولش کن!

32:22.290 --> 32:24.000
‫- ولم کن حرومزاده!
‫- بسه! بسه

32:24.080 --> 32:26.040
‫من باید برم

32:27.960 --> 32:30.380
‫پرسلی! پرس، عذر می‌خوام. اون...

32:30.460 --> 32:32.630
‫فکر کرده من بابامم و...

32:32.720 --> 32:34.430
‫پرس...

32:55.819 --> 32:57.978
‫[ واقعا دوست دارم ببینمت ]

33:26.310 --> 33:28.560
‫دیگه زلم زیمبوهات رو نمی‌خوام

33:30.940 --> 33:33.360
‫چی؟ منظورت چیه؟

33:34.700 --> 33:36.030
‫دیگه نمی‌تونم کال

33:36.990 --> 33:39.200
‫دیگه نمی‌تونم مثل جنده‌ت بیام اینجا

33:39.280 --> 33:40.870
‫هی، هی، هی

33:41.540 --> 33:43.000
‫هی، صبر کن راب...

33:45.870 --> 33:47.750
‫خیلی‌خب، ببخشید. عذر می‌خوام

33:47.830 --> 33:49.290
‫میشه لطفا بیای بشینی؟

33:50.540 --> 33:52.630
‫- نه
‫- هی

33:55.970 --> 33:59.180
‫پس یعنی با این لباس اومدی اینجا

34:00.260 --> 34:02.140
‫که دلم رو بشکنی؟

34:03.220 --> 34:04.810
‫- باید برم
‫- خیلی‌خب، ببین

34:05.810 --> 34:07.230
‫بیخیال...

34:07.310 --> 34:10.020
‫از سر راهم برو کنار تا دماغت رو له نکردم!

34:11.020 --> 34:12.480
‫الان دیگه داری حشریم می‌کنی

34:13.480 --> 34:14.490
‫اوه!

34:14.570 --> 34:16.240
‫تف توش! لعنتی!

34:16.320 --> 34:18.700
‫رابینسون، وایسا! هی، هی! تفنگ‌ها!

34:22.700 --> 34:24.330
‫گفتی دلت برای تفنگ دست گرفتن تنگ شده

34:25.450 --> 34:26.750
‫می‌خواستم ببرمت تیراندازی

34:27.710 --> 34:30.040
‫زیر-زیرزمینِ استادیوم، خب؟

34:30.130 --> 34:31.670
‫فقط یه رمز چهاررقمی می‌زنی

34:31.750 --> 34:33.250
‫تاریخ تحلیفمه

34:34.670 --> 34:37.340
‫الان واقعا می‌خوای با تفنگ

34:37.420 --> 34:38.760
‫منو خر کنی که بمونم؟

34:39.840 --> 34:42.350
‫آره. آره، همینو می‌خوام

34:42.430 --> 34:44.310
‫دقیقا همین کارو دارم می‌کنم.
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم

34:44.890 --> 34:46.730
‫تا چند ماه دیگه رئیس‌جمهورم

34:46.810 --> 34:49.270
‫بعدش می‌تونم فیلم بازی کردن
‫با جسیکا رو بیخیال شم

34:49.350 --> 34:51.270
‫می‌تونیم طلاق بگیریم، بعدش من و تو...

34:52.520 --> 34:54.020
‫کلی کارای رمانتیک با هم بکنیم

34:54.110 --> 34:55.150
‫می‌تونیم تو مکان‌های عمومی دست هم رو بگیریم

34:55.230 --> 34:57.110
‫و درباره زبون‌های عشقمون حرف بزنیم

34:57.190 --> 34:58.950
‫همه‌چی. من همه‌ش رو باهات می‌خوام

35:00.030 --> 35:01.160
‫نیکول

35:02.910 --> 35:04.120
‫دوستت دارم

35:05.370 --> 35:06.700
‫دیوونه‌تم

35:16.880 --> 35:18.300
‫وقتی از مستی دراومدی بهم زنگ بزن

35:35.270 --> 35:37.610
‫«شهرها نابود شده بودند...

35:39.700 --> 35:44.450
‫و مردم دور خانه‌های شعله‌ورشده‌شان
‫جمع شده بودند

35:45.160 --> 35:49.120
‫تا بار دیگر چهره‌ی یکدیگر را ببینند»

35:56.000 --> 35:59.460
‫من کل عمرم، دو تا کتاب در هفته می‌خوندم

35:59.550 --> 36:02.930
‫و حالا فقط می‌تونم شعر بخونم

36:03.930 --> 36:08.140
‫تنها چیزیه که تو مغزم می‌مونه

36:08.220 --> 36:09.470
‫از اول تا آخر

36:11.980 --> 36:13.020
‫هوم

36:14.480 --> 36:19.280
‫زنم تو دبیرستان معلم انگلیسی بود

36:19.360 --> 36:21.530
‫عاشق تدریس این شعر بود

36:22.700 --> 36:25.660
‫تاریکی. نوشته‌ی لرد بایرون

36:27.410 --> 36:29.750
‫زنم می‌گفت این یکی از تنها شعرهاییه

36:29.830 --> 36:32.660
‫که باعث میشه بچه‌هاش صاف بشینن و گوش بدن

36:32.750 --> 36:34.500
‫یادمه

36:34.580 --> 36:35.580
‫آره

36:36.750 --> 36:39.800
‫یادمه اون نشان کتاب رو
‫برای کریسمس بهت داد

36:39.880 --> 36:41.300
‫از بین تمام تجملاتی که داشتیم

36:41.380 --> 36:43.760
‫اون تنها چیزیه که این همه وقت نگهش داشتی

36:43.840 --> 36:45.010
‫آره

36:46.180 --> 36:48.390
‫- آره
‫- آدم رو به فکر فرو می‌بره، نه؟

36:50.220 --> 36:52.230
‫اگه بود درباره این ماجرا چه فکری می‌کرد؟

36:57.650 --> 37:00.730
‫خوشحال می‌شد که پسرش زنده‌ست

37:02.150 --> 37:03.200
‫هوم

37:05.990 --> 37:07.700
‫تو دانشگاه با هم آشنا شدیم

37:08.990 --> 37:10.990
‫خانواده‌م تأییدش نمی‌کردن

37:11.080 --> 37:13.370
‫و خانواده اونم من رو نمی‌فهمیدن

37:13.960 --> 37:17.080
‫برای همین عشقمون باید مخفی می‌موند

37:17.170 --> 37:18.710
‫و این نشونه‌مون بود

37:18.790 --> 37:20.550
‫من یواشکی تو هر کتابی

37:20.630 --> 37:23.010
‫که می‌خوند گل می‌ذاشتم که مطمئن شم

37:23.090 --> 37:27.430
‫که می‌دونه که به محض اینکه
‫فارغ‌التحصیل بشیم

37:27.510 --> 37:31.010
‫و من جایگاهم رو تو کار پیدا کنم

37:31.100 --> 37:32.720
‫باهاش ازدواج می‌کنم

37:34.890 --> 37:37.730
‫هر گل یه راز بود

37:38.900 --> 37:41.360
‫بعدش که وقتش رسید

37:41.440 --> 37:44.900
‫که بزرگترین راز ممکن رو بسازم

37:44.990 --> 37:49.200
‫راز بزرگی که تاریخ بشر رو ادامه می‌داد

37:49.280 --> 37:53.160
‫این نماد رو بخاطر اون زنده نگه داشتم

37:54.540 --> 37:58.540
‫تا وقتی می‌پرسی که اون چه فکری می‌کرد

37:58.630 --> 38:01.550
‫بنظرم گیج شدی و نمی‌دونی...

38:02.750 --> 38:04.800
‫که چرا این کارو کردم

38:09.970 --> 38:12.810
‫من اینجا رو بخاطر تو و جرمی ساختم

38:15.060 --> 38:16.350
‫بخاطر مادرت ساختمش

38:25.240 --> 38:26.900
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم بابا؟

38:27.570 --> 38:29.700
‫چون شاید الان یکم در خطر باشم

38:29.780 --> 38:31.030
‫و باید بدونم

38:33.950 --> 38:36.250
‫من تو این زندگی هر کاری ازم خواستی رو کردم

38:38.420 --> 38:40.250
‫زندگیم مهره شطرنج تو بود

38:41.460 --> 38:42.540
‫و منم برات کم نذاشتم

38:44.340 --> 38:46.340
‫بزرگترین زندگی‌ای که یه مرد
‫می‌تونه داشته باشه رو ساختم

38:46.420 --> 38:48.130
‫و از تک تک لحظاتش متنفر بودم

38:49.720 --> 38:50.930
‫ولی انجامش دادم

38:52.720 --> 38:53.720
‫بخاطر تو

38:56.270 --> 38:57.520
‫حالا کارایی که کردم...

39:02.360 --> 39:03.980
‫تونستم سربلندت کنم؟

39:10.200 --> 39:12.950
‫تو هیچ کاری نکردی که من برات نکرده باشم

39:21.460 --> 39:26.000
‫«و مردم آرام آرام از گرسنگی تلف شدند...»

40:53.970 --> 40:55.640
‫- بابا، باید درباره یه چیزی...
‫- گوش کن

40:55.720 --> 40:59.100
‫باید یه خبر وحشتناک بهت بدم

41:01.350 --> 41:02.730
‫خودمم نمی‌دونم...

41:04.270 --> 41:06.020
‫عمو بیلی رفته

41:06.810 --> 41:07.900
‫مُرده

41:10.780 --> 41:13.320
‫- چی؟
‫- ببخشید که انقدر یهویی میگم

41:13.400 --> 41:15.860
‫ولی باید یه کاری انجام بدم

41:15.950 --> 41:18.620
‫و می‌خوام دقیقا کاری که ازت می‌خوام
‫رو انجام بدی، خب؟

41:19.240 --> 41:21.950
‫برو بالا و برادرت رو بردار،
‫یه ساک بردار

41:22.040 --> 41:24.460
‫- هرچی که می‌تونی تو کوله جا بدی
‫- چرا؟ چی شده؟

41:24.540 --> 41:27.380
‫لباس اضافه، مسواک جیمز،
‫شاید چند تا کتاب

41:27.460 --> 41:28.710
‫بابا، منظورت چیه؟

41:28.790 --> 41:30.750
‫چون به کمکت نیاز دارم پرسلی

41:31.510 --> 41:32.590
‫می‌خوام به اوضاع مسلط باشی

41:32.670 --> 41:34.420
‫و می‌خوام قوی باشی، خب؟

41:39.180 --> 41:41.430
‫عمو بیلی مرده؟ واقعیه؟

41:41.520 --> 41:43.020
‫آره، بیا ببینم

41:47.520 --> 41:48.610
‫می‌دونم عزیزم

41:49.190 --> 41:50.190
‫دوستت دارم

41:50.270 --> 41:52.030
‫و چیز راحتی ازت نمی‌خوام

41:52.110 --> 41:53.530
‫می‌دونم، اینو ازت نمی‌خواستم اگه...

41:53.610 --> 41:55.570
‫اشکالی نداره بابا. برو

41:57.320 --> 41:58.700
‫کاری که لازمه رو انجام بده

42:04.330 --> 42:05.540
‫باشه

42:19.970 --> 42:21.140
‫سلام کارل

42:21.810 --> 42:23.140
‫می‌خوام لطفی که قولش رو دادی رو بهم بکنی

42:23.850 --> 42:26.430
‫و قراره یکم سخت‌تر از دادن خمیرترش مولد باشه

42:35.740 --> 42:37.360
‫تو چه مرگته، ها؟

42:37.450 --> 42:38.610
‫چرا اون کارو کردی؟

42:38.700 --> 42:40.620
‫بابابزرگ، بدجور ترسوندیش!

42:42.240 --> 42:43.240
‫کی رو؟

42:43.830 --> 42:44.830
‫فیلم بازی نکن

42:44.910 --> 42:46.290
‫من فیلم بازی نمی‌کنم کال

42:46.370 --> 42:47.870
‫من بابام نیستم لامصب!

42:54.550 --> 42:55.630
‫ولش کن

42:57.170 --> 42:58.590
‫اون شب حق با تو بود

43:01.510 --> 43:02.850
‫حق با تو بود کال

43:09.140 --> 43:10.310
‫درباره چی حق با من بود؟

43:10.400 --> 43:11.560
‫همه‌چی

43:14.570 --> 43:15.570
‫همه‌چی

43:23.620 --> 43:25.990
‫مادرت می‌خواست اسمت رو بذاره آرتور

43:26.580 --> 43:27.830
‫اسم پدربزرگش

43:29.870 --> 43:31.540
‫من گفتم «خیلی اسم ضعیفیه»

43:32.790 --> 43:35.420
‫اسم یه مرد بزرگ نیست

43:35.500 --> 43:38.670
‫ولی کال بردفورد...

43:39.670 --> 43:43.220
‫این شد اسم یه رهبر،
‫رهبر بشریت

43:49.310 --> 43:54.520
‫به هیچکدوم از کارهام افتخار نمی‌کنم

43:59.190 --> 44:04.780
‫ولی به تو خیلی افتخار می‌کنم

44:11.540 --> 44:18.380
‫و واقعا عذر می‌خوام پسرم

44:26.720 --> 44:27.970
‫منم عذر می‌خوام بابا

44:38.150 --> 44:39.650
‫عذر می‌خوام بابت حرفی که بهت زدم

44:42.820 --> 44:45.070
‫بابت همه‌چیز می‌بخشمت

45:03.380 --> 45:06.680
‫«جهان تهی بود

45:06.760 --> 45:11.520
‫مردمان و قدرتمندان توده‌ای بی‌فصل شده بودند

45:11.600 --> 45:16.150
‫توده‌ای بی‌گیاه، بی‌درخت، بی‌انسان، بی‌جان

45:16.230 --> 45:21.320
‫توده‌ای از مرگ، آشوبی از خاک سخت

45:23.030 --> 45:27.320
‫کشتی‌ها بی‌ملوان در دریا پوسیدند

45:28.120 --> 45:31.160
‫و بادبان‌هایشان تکه تکه سقوط کردند

45:32.540 --> 45:33.790
‫آنگاه که فرو افتادند...

45:34.830 --> 45:39.040
‫در اعماق دریا آرام گرفتند،
‫دریایی که دیگر موجی نداشت و مرده بود

45:40.040 --> 45:42.760
‫امواج در گور بودند

45:44.010 --> 45:48.600
‫ماه، معشوقه‌شان، دیگر مرده بود

45:50.100 --> 45:54.600
‫بادها در هوای راکد پژمرده بودند

45:55.890 --> 45:58.560
‫و ابرها هلاک شدند

45:59.860 --> 46:03.690
‫تاریکی نیازی به یاری آنها نداشت

46:05.240 --> 46:08.740
‫او خودِ گیتی بود

46:14.200 --> 46:15.410
‫او...

46:19.000 --> 46:20.750
‫اون شب دیدمش

46:25.380 --> 46:26.510
‫دیدمش

46:53.780 --> 46:55.980
‫[ فکرشم نکن که بپیچونی! ]
‫[ می‌بینمت ]

46:55.981 --> 46:57.541
‫[ جرمی ]
‫[ بیخیال دیگه رفیق ]

48:31.208 --> 48:35.208
‫[ دارن بهتون دروغ میگن ]

48:39.819 --> 48:46.819
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

48:46.820 --> 48:54.820
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
