WEBVTT

01:10.600 --> 01:19.280
تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

01:20.000 --> 01:29.000
NESTED
با افتخار تقدیم میکند

01:30.000 --> 01:40.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

02:05.330 --> 02:06.330
‫هِی، کارل.

02:07.040 --> 02:08.460
‫یه خورده هوا امروز صبح سرد نیست؟

02:09.040 --> 02:10.250
‫زود گرم میشه.

02:11.500 --> 02:12.816
‫همیشه همینطوره.

02:41.820 --> 02:42.820
‫صبح بخیر.

03:20.950 --> 03:22.466
‫خیلی سنگین نفس می‌کشی پیرمرد.

03:22.490 --> 03:24.006
‫من کاملا خوب نفس می‌کشم.

03:24.030 --> 03:25.636
‫مطمئنی؟ بازوی چپت چطوره؟

03:25.660 --> 03:28.096
‫داره واست بی‌حس میشه؟
‫بوی نون تست به مشامت می‌رسه؟

03:28.120 --> 03:29.346
‫چون ما اینجا یه کم آسپرین بچه داریم.

03:29.370 --> 03:30.596
‫می‌تونم ببرمت بیمارستان.

03:30.620 --> 03:34.186
‫تو واسه کسی که یه مایل رو تو ۱۴ دقیقه می‌دوئه
‫خیلی زر می‌زنی، با سرعت یه مامور.

03:34.210 --> 03:36.896
‫چون من وزنه می‌زنم، داداش.
‫وقتی آدم بدا بیان،

03:36.920 --> 03:38.606
‫تو می‌تونی فرار کنی،
‫من می‌تونم خفه‌شون کنم.

03:38.630 --> 03:40.316
‫کی قهرمانه؟

03:40.340 --> 03:42.906
‫- عضله باشگاه، عضله واقعی نیست، بیلی.
‫- خیلی عجیبه نه؟

03:42.930 --> 03:45.126
‫فکر کنم ما دو تامون داریم
‫اون یه مورد رو تصور می‌کنیم.

03:46.260 --> 03:47.736
‫- شب آرومی بود؟
‫- خیلی آروم.

03:47.760 --> 03:49.786
‫بروکس و رینی کل شب
‫دور تا دور رو گشت زدن.

03:49.810 --> 03:51.286
‫راستی، من زودتر میرم.

03:51.310 --> 03:53.416
‫گارسیا دیشب بهم یه سوپ خیلی بد مزه داد

03:53.440 --> 03:55.246
‫و باید برم یه کاری انجام بدم.

03:55.270 --> 03:56.336
‫فهمیدم.

03:56.360 --> 03:59.296
‫مثل... مثل یه اسب جهش یافته.

03:59.320 --> 04:01.530
‫جین رو بیدار کردم،
‫داره میاد جای منو پر کنه.

04:02.030 --> 04:04.086
‫اون دختر بیچاره رو بیدار کردی
‫و بهش گفتی زود بیاد

04:04.110 --> 04:05.676
‫که تو بتونی بری خونه و بری دستشویی؟

04:05.700 --> 04:07.216
‫خودشون بودن که برابری می‌خواستن.

04:07.240 --> 04:08.950
‫- بیلی.
‫- اون مشکلی نداشت.

04:09.950 --> 04:11.846
‫- می‌بینمت.
‫- باشه.

04:11.870 --> 04:13.186
‫هِی.

04:13.210 --> 04:16.050
‫بزرگترین بازوهای دنیا،
‫کوچیکترین آلت دنیا رو جبران نمی‌کنه.

04:16.380 --> 04:18.661
‫احتمالا درسته، رئیس.
‫ولی بد هم نیست، مگه نه؟

04:19.130 --> 04:20.896
‫- من دارم راجع به آلتت حرف می‌زنم.
‫- می‌دونستم که شما دارید

04:20.920 --> 04:22.280
‫- راجع به آلت من حرف می‌زنید، قربان.
‫- آره، آره.

04:26.340 --> 04:27.776
‫صفحه چندمی؟

04:27.800 --> 04:29.430
‫- هشتاد و هشت.
‫- خوبه.

04:30.970 --> 04:33.536
‫می‌خواستم واستون پنکیک
‫درست کنم، پرسلی.

04:33.560 --> 04:35.246
‫خب، هر کی بخوابه، می‌بازه.

04:35.270 --> 04:36.270
‫ما داریم تخم مرغ می‌خوریم.

04:36.900 --> 04:37.940
‫تو داری سفیده تخم مرغ می‌خوری.

04:38.560 --> 04:40.916
‫سفیده تخم مرغ غذا نیست. هواست.

04:40.940 --> 04:43.546
‫خب، سوخت و ساز بدنت مثل قبل نیست.

04:43.570 --> 04:46.296
‫ببخشید، داری بهم می‌گی که دارم پیر می‌شم؟

04:46.320 --> 04:48.806
‫نه، دارم بهت می‌گم داری چاق می‌شی.

04:48.830 --> 04:50.840
‫بچه، خواهش می‌کنم،
‫می‌دونی که من خوب به نظر میام.

04:51.330 --> 04:53.330
‫یه کم سفیده تخم مرغ بخور.

04:53.870 --> 04:54.870
‫هِی، مرد، اینو می‌شنوی؟

04:55.870 --> 04:57.976
‫- خب، من تخم مرغ زرده دار دارم.
‫- یه کم به من بده.

05:01.460 --> 05:03.550
‫ممنون که صبحونه درست کردی، عزیزم.

05:04.050 --> 05:05.196
‫خواهش می‌کنم.

05:16.140 --> 05:19.286
‫- نخوابیدی؟
‫- دیگه نگران من نباش.

05:19.310 --> 05:21.546
‫وقتی تو بخوابی، من دیگه نگران تو نمی‌شم.

05:21.570 --> 05:23.290
‫وقتی تو دیگه نگران من نباشی، من می‌خوابم.

05:23.820 --> 05:25.240
‫و این چرخه ادامه داره.

05:26.360 --> 05:28.740
‫دوچرخه برادرت دوباره
‫تو چمن جلوی خونه مونده.

05:29.410 --> 05:31.080
‫- از حقوقم کم کن.
‫- هِی.

05:32.580 --> 05:34.660
‫ببخشید. حواسم بهش هست.

05:35.910 --> 05:38.186
‫و یادت نره، فینال مناظره من
‫ساعت ۳:۰۰ هست.

05:38.210 --> 05:39.686
‫ساعت سه، از دستش نمی‌دم.

05:39.710 --> 05:41.516
‫زودتر میرم.

05:41.540 --> 05:43.736
‫من همینجا واست تخم مرغ درست کردم.

05:43.760 --> 05:46.590
‫خب، ببین، اینجا خونه منه،
‫پس... تخم مرغای من.

05:47.380 --> 05:48.970
‫و یادت باشه، شاید تو بزرگ شده باشی،

05:49.510 --> 05:52.156
‫ولی واسه من، تو هنوز همون
‫موجود لاغر کوچولویی هستی

05:52.180 --> 05:54.406
‫که هر وقت تو اون یه نقطه قلقلکش می‌دی،
‫مثل بچه جیغ می‌زنه...

05:54.430 --> 05:55.786
‫- زیر بازوی راستش.
‫- باشه، نه، نه.

05:55.810 --> 05:57.706
‫- من الان نمی‌خوام قلقلک داده بشم.
‫- قلقلک نه، قلقلک نه.

05:57.730 --> 05:58.916
‫- لطفا، لطفا، لطفا
‫- باشه، باشه.

05:58.940 --> 06:00.520
‫- لطفا، لطفا، لطفا
‫- باشه، باشه

06:01.560 --> 06:02.570
‫باشه.

06:03.480 --> 06:04.860
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

06:06.650 --> 06:09.030
‫پسر، تو داری چی می‌خونی آخه؟

06:09.740 --> 06:10.990
‫جیمز و هلوی غول‌پیکر.

06:12.950 --> 06:15.450
‫- اینو از کجا آوردی؟
‫- پرسلی بهم داد.

06:16.660 --> 06:18.340
‫- راجع به یه...
‫- می‌دونم راجع به چیه.

06:25.960 --> 06:28.646
‫هِی، اگه تو،

06:28.670 --> 06:32.116
‫امروز به اندرو بلاک برخورد کردی، سعی کن تا جایی
‫که می‌تونی نادیده‌اش بگیری، باشه؟

06:35.390 --> 06:36.496
‫هِی، بابا.

06:36.520 --> 06:38.140
‫خوبی؟

06:40.770 --> 06:41.900
‫آره، ببخشید.

06:43.440 --> 06:45.020
‫ببخشید، جی.

06:45.820 --> 06:46.940
‫بابا خوب نخوابیده.

06:48.740 --> 06:49.990
‫از کتاب خوشت میاد؟

06:50.610 --> 06:51.836
‫آره.

06:51.860 --> 06:54.346
‫راجع به پسریه که قبلا
‫یه لوبیای جادویی داشته،

06:54.370 --> 06:57.306
‫ولی پاش پیچ خورده و همه
‫لوبیای جادویی رو تو علف‌ها انداخته.

06:57.330 --> 06:58.676
‫و اونا رفتن پایین،

06:58.700 --> 07:00.556
‫و به همه اون صدپاییا دست زدن،

07:00.580 --> 07:02.806
‫و عنکبوتا، و کفشدوزکا.

07:02.830 --> 07:05.476
‫و حتی درخت بزرگ...

07:09.760 --> 07:10.760
‫جین.

07:11.930 --> 07:14.446
‫- رئیس. - زود اومدی.

07:14.470 --> 07:16.786
‫بیلی یه کاری داشت که باید تو خونه انجام می‌داد.

07:16.810 --> 07:17.970
‫رفته خونه که بره دستشویی.

07:18.680 --> 07:20.020
‫آره، خب...

07:20.980 --> 07:22.480
‫تو اجازه داری بهش نه بگی.

07:23.440 --> 07:24.786
‫می‌دونم.

07:24.810 --> 07:26.940
‫- بروکس و رینی داخلن؟ - منتظر توئن.

07:54.510 --> 07:55.510
‫رئیس.

07:57.890 --> 07:59.366
‫- شنیدم شب آرومی بوده؟
‫- بله قربان.

07:59.390 --> 08:00.906
‫در اتاق خواب ساعت ۱۰ بسته شده بود.

08:00.930 --> 08:02.350
‫هنوز بیدار نشده.

08:03.810 --> 08:06.440
‫- براش دیره.
‫- حتماً به زودی بیدار میشه.

08:07.320 --> 08:08.376
‫خیلی خوب.

08:08.400 --> 08:10.336
‫- من حاضرم.
‫- ما رفتیم.

08:10.360 --> 08:12.920
‫اگه چیزی لازم داشتین، ما یه ساعت دیگه
‫هم دور تا دور رو می‌گردیم.

09:03.370 --> 09:04.370
‫آقای رئیس جمهور؟

09:06.620 --> 09:09.630
‫آقای رئیس جمهور، تقریبا ساعت ۸ صبحه،
‫فقط خواستم یه خبری بگیرم.

09:22.640 --> 09:24.140
‫آقای رئیس جمهور، دارم میام تو.

09:42.080 --> 09:43.846
‫مامور کالینز، بیا تو.

09:48.040 --> 09:49.380
‫لطفاً کفشاتونو در بیارین.

09:53.090 --> 09:54.170
‫دارم باهات شوخی می‌کنم.

09:54.760 --> 09:56.106
‫فقط دوست دارم ببینم مردم چیکار می‌کنن.

09:56.130 --> 09:57.610
‫کاری کردم که نفر قبلی رو زمین بشینه.

09:58.970 --> 10:01.050
‫برو، بشین.

10:05.020 --> 10:07.916
‫فرض می‌کنم، می‌دونی واسه چی اینجایی.

10:07.940 --> 10:10.666
‫یه حسی دارم، قربان.

10:10.690 --> 10:12.876
‫می‌تونم واستون آب، نوشابه، چیزی بیارم؟

10:12.900 --> 10:13.900
‫من خوبم، قربان.

10:15.030 --> 10:16.940
‫نوشیدنی الکلی می‌خوای؟ همه‌چی داریم.

10:18.490 --> 10:19.490
‫نه، ممنون.

10:20.070 --> 10:21.780
‫آره، این یه امتحان بود.

10:22.370 --> 10:24.120
‫- بله.
‫- قبول شدی.

10:24.740 --> 10:25.806
‫بله قربان.

10:25.830 --> 10:28.306
‫نمی‌شه که یه مامور ارشد احتمالی جدید،
‫سر کار مشروب بخوره، می‌دونی؟

10:28.330 --> 10:30.370
‫البته.

10:32.250 --> 10:33.590
‫خب، من یه نوشیدنی می‌خورم.

10:34.300 --> 10:35.670
‫یه کم جبران دیشب.

10:36.300 --> 10:38.380
‫نگران نباش، این یه چیز هر روزه نیست.

10:39.260 --> 10:42.826
‫- دیشب شب خیلی خوبی داشتیم.
‫- تبریک می‌گم، قربان.

10:42.850 --> 10:43.930
‫آره، آره.

10:45.510 --> 10:48.116
‫اون یکی یارو واقعاً ضریب هوشی
‫یه گلدندودل رو داشت.

10:48.140 --> 10:51.076
‫یه رئیس جمهور فعلی به زور
‫یه گلدندودل رو شکست می‌ده.

10:51.100 --> 10:53.770
‫نمی‌تونم بگم که دقیقاً این
‫تنها لحظه درخشان من بوده.

10:56.230 --> 10:58.240
‫یه اشاره به بسکتبال کالجه.

10:59.450 --> 11:00.506
‫یه لحظه درخشان؟

11:00.530 --> 11:02.570
‫آهنگیه که آخر مسابقات پخش می‌کنن.

11:03.160 --> 11:04.160
‫بله.

11:06.450 --> 11:09.096
‫خب، رو راست باشیم.

11:09.120 --> 11:10.436
‫من یه گلدندودل رو شکست دادم،

11:10.460 --> 11:12.726
‫پس به نظر میاد که من چهار سال
‫دیگه هم این کار رو دارم

11:12.750 --> 11:14.920
‫تا اینکه بتونم یه جای خوشگل بازنشست بشم

11:15.920 --> 11:17.686
‫و بقیه عمرم رو روی یه تشک بادی
‫تو استخر دراز بکشم.

11:17.710 --> 11:20.010
‫حالا، یادت باشه، من فقط اوایل دهه ۵۰ زندگیم

11:20.050 --> 11:21.606
‫یه رئیس جمهور سابق خواهم بود.

11:21.630 --> 11:24.326
‫پس، من بزرگترین عمارتی که
‫بتونم پیدا کنم رو پیدا می‌کنم،

11:24.350 --> 11:27.286
‫و اون رو با بهترین مشروب و
‫بهترین آثار هنری موجود پر می‌کنم،

11:27.310 --> 11:30.246
‫و چهار پنج دهه رو روی اون
‫تشک بادی تو استخر می‌گذرونم.

11:30.270 --> 11:34.150
‫مگر اینکه، البته، اول یکی بهم شلیک کنه.

11:34.860 --> 11:37.020
‫من دنبال کسی می‌گردم که
‫مطمئن بشه بهم شلیک نمی‌شه،

11:37.530 --> 11:39.216
‫تا بتونم به اون تشک بادی تو استخر برسم.

11:39.240 --> 11:41.700
‫- می‌گیری چی می‌گم؟ - می‌گیرم.

11:44.620 --> 11:46.580
‫تو سوالی از من داری؟

11:47.700 --> 11:48.700
‫نه، قربان.

11:51.540 --> 11:54.476
‫خدای من، این مثل بدترین قرار اولی
‫هست که تا حالا داشتم.

11:54.500 --> 11:56.540
‫بیا، یه سوال ازم بپرس، باشه؟

12:00.550 --> 12:01.800
‫چرا این تغییر، قربان؟

12:03.010 --> 12:05.116
‫من مامور مونرو رو می‌شناسم. اون بهترینه.

12:05.140 --> 12:07.720
‫اون خسته‌کننده‌ست، و پیره.

12:08.390 --> 12:10.906
‫اگه مامور ارشد من قرار نیست
‫بودن کنارش لذت‌بخش باشه،

12:10.930 --> 12:13.180
‫حداقل دوست دارم بدونم که
‫می‌تونه چیزای سنگین بلند کنه.

12:15.980 --> 12:18.666
‫ببین، من دنبال کسی می‌گردم

12:18.690 --> 12:19.796
‫که چهار سال آینده کنارم باشه

12:19.820 --> 12:22.086
‫و احتمالاً تا سال‌هایی که روی تشک بادی
‫تو استخر هستم هم کنارم باشه.

12:22.110 --> 12:23.836
‫همونطور که می‌دونی، اونا به ما اجازه می‌دن
‫که حفاظت سبک داشته باشیم

12:23.860 --> 12:25.850
‫حتی بعد از اینکه از
‫خونه بزرگ (کاخ سفید) می‌ریم.

12:26.620 --> 12:28.596
‫اونا یه لیست و یه سری اسم بهم دادن.

12:28.620 --> 12:30.660
‫من به اون لیست و اون سری اسم نگاه کردم،

12:31.500 --> 12:32.540
‫و خواستم با تو ملاقات کنم.

12:36.750 --> 12:38.976
‫"چرا، قربان؟
‫چرا خواستید با من ملاقات کنید؟"

12:39.000 --> 12:41.760
‫این یه سوال عالیه، مامور کالینز،
‫خیلی خوشحالم که پرسیدی.

12:42.420 --> 12:45.300
‫من... قول می‌دم این یه چیز معمولی نیست.

12:46.550 --> 12:52.156
‫خب، در جواب سوالی که نپرسیدی،

12:52.180 --> 12:53.850
‫شنیدم تو بهترینِ بهترین‌هایی.

12:54.690 --> 12:57.060
‫خیلی مطمئنم که می‌تونی
‫چیزای سنگین بلند کنی.

12:58.060 --> 12:59.690
‫و اینکه سیاهپوست هستی هم بی‌تاثیر نیست.

13:01.360 --> 13:02.836
‫من قرار یه ترقی‌خواه جنوبی باشم

13:02.860 --> 13:05.650
‫ولی یه عالمه مرد سفیدپوست
‫همه جا دور و برم رو گرفتن.

13:06.740 --> 13:08.410
‫پس، من اینجا هستم چون سیاه‌پوستم؟

13:09.070 --> 13:10.530
‫تو اینجا هستی چون خوبی.

13:11.910 --> 13:13.660
‫و اون یکی یارو خسته‌کننده و پیر بود.

13:14.790 --> 13:16.460
‫فقط اینکه سیاهپوست هستی هم بی‌تاثیر نیست.

13:18.790 --> 13:21.170
‫- این رک‌گویی من اذیتت می‌کنه؟
‫- نه، قربان.

13:22.670 --> 13:24.010
‫ولی...

13:25.300 --> 13:26.300
‫نه، قربان.

13:28.090 --> 13:29.090
‫یه "ولی" وجود داشت.

13:30.760 --> 13:32.616
‫فقط نمی‌دونم داشتن یه مرد
‫سیاه‌پوست که ازت محافظت می‌کنه

13:32.640 --> 13:35.406
‫واقعاً اون تصویر ترقی‌خواهانه‌ای هست
‫که فکر می‌کنی؟

13:35.430 --> 13:36.730
‫نکته به‌جاییه.

13:38.690 --> 13:40.086
‫خب، وزیر امور خارجه من

13:40.110 --> 13:42.400
‫و وزیر دفاع من هم سیاه‌پوستن.

13:43.780 --> 13:46.990
‫ولی وقتی دارم بچه‌ها رو می‌بوسم
‫کنار من نمی‌ایستن، پس...

13:50.200 --> 13:55.386
‫مامور کالینز، من تقریباً یه شبه
‫از یکی از ثروتمندترین مردای دنیا

13:55.410 --> 13:58.396
‫به یه رئیس جمهور یه دوره‌ای،
‫حالا دو دوره‌ای تبدیل شدم.

13:58.420 --> 14:00.460
‫وسط دفتر بیضی ویسکی می‌خورم.

14:01.130 --> 14:03.726
‫و رک و پوست کنده به
‫یه مامور ارشد احتمالی جدید می‌گم

14:03.750 --> 14:05.316
‫که بخشی از دلیلی که اون برام جذابه

14:05.340 --> 14:06.946
‫رنگ پوستشه.

14:06.970 --> 14:09.130
‫من با انجام کارها طبق روال به اینجا نرسیدم.

14:10.300 --> 14:13.326
‫نمی‌تونستم بهت بگم هشتمین
‫معاون رئیس جمهور ایالات متحده کی بوده

14:13.350 --> 14:15.680
‫و واقعاً مطمئن نیستم که سوریه کجای نقشه هست.

14:17.640 --> 14:19.310
‫ولی به نظر میاد مردم از من خوششون میاد.

14:20.350 --> 14:22.546
‫و به نظر میاد رهبرهای
‫کشورهای دیگه بهم اعتماد دارن.

14:24.480 --> 14:29.030
‫وضع دنیا ۱۹ برابر بیشتر از چیزی
‫که هر کسی فکر می‌کنه، خرابه.

14:31.740 --> 14:33.716
‫و اگه قرار باشه یکی روی اون صندلی بشینه
‫و کارهای غیرقابل تصور رو انجام بده،

14:33.740 --> 14:36.016
‫من خودم رو یه انسان منطقی و درست می‌دونم

14:36.040 --> 14:37.710
‫که سعی می‌کنه کار درست رو انجام بده.

14:40.080 --> 14:42.720
‫امیدوارم، اون کسی باشه که تو
‫بدت نیاد براش گلوله بخوری...

14:43.500 --> 14:44.840
‫اگه اوضاع طبق میل تو پیش بره.

14:48.470 --> 14:49.590
‫بله، قربان.

14:53.510 --> 14:54.680
‫خیلی خب.

14:55.810 --> 14:57.326
‫ممنون که اومدی.

14:57.350 --> 14:59.020
‫با شما تماس خواهیم گرفت.

15:06.530 --> 15:07.860
‫جنوب غربی آسیا، قربان.

15:08.740 --> 15:10.796
‫- ببخشید؟
‫- سوریه.

15:10.820 --> 15:12.636
‫تو جنوب غربی آسیا، در ساحل شرقی

15:12.660 --> 15:14.330
‫دریای مدیترانه هست.

15:15.620 --> 15:17.450
‫جدی می‌گی؟

15:18.790 --> 15:20.210
‫و هشتمین معاون رئیس جمهور؟

15:20.830 --> 15:21.960
‫مارتین ون بورن.

15:23.000 --> 15:24.250
‫معلومه که من اینو می‌دونستم.

15:25.380 --> 15:27.180
‫یه امتحانه، می‌دونی، مثل قضیه ویسکی.

15:28.260 --> 15:29.486
‫البته، قربان.

15:29.510 --> 15:33.156
‫مارشا، می‌تونی به کابینه اطلاع بدی
‫که سوریه تو کانادا نیست؟

15:33.180 --> 15:34.986
‫ما تمام این مدت اشتباه می‌کردیم.

15:37.100 --> 15:38.656
‫من بامزه‌ترین رئیس جمهورم.

15:38.680 --> 15:39.810
‫آره.

16:58.220 --> 16:59.430
‫همه‌چی اون بالا مرتبه، رئیس؟

17:02.180 --> 17:03.906
‫آره... نه.

17:03.930 --> 17:05.350
‫یه لحظه صبر کن، یه لحظه وقت لازم دارم.

17:08.110 --> 17:09.110
‫قربان؟

17:11.690 --> 17:15.426
‫جین، ازت می‌خوام که اقامتگاه رو
‫قرنطینه کنی و همه جا رو بگردی.

17:15.450 --> 17:16.756
‫هیچ‌کس داخل نیاد، هیچ‌کس بیرون نره.

17:16.780 --> 17:18.820
‫- چی شده؟
‫- فقط یه دقیقه بهم فرصت بده.

17:24.460 --> 17:25.976
‫جین، الان کی تو قسمت نگهبانی هست؟

17:26.000 --> 17:28.856
‫- گارسیا.
‫- گارسیا، باشه، خوبه.

17:28.880 --> 17:31.226
‫قربان، اگه داریم قرنطینه می‌کنیم،
‫نباید به رابینسون خبر بدم؟

17:31.250 --> 17:32.816
‫نه! هنوز نه.

17:32.840 --> 17:33.896
‫ولی طبق پروتکل...

17:33.920 --> 17:37.066
‫جین، ازت می‌خوام که
‫بی‌سروصدا اینجا رو قرنطینه کنی

17:37.090 --> 17:40.050
‫برای ۳۰ دقیقه آینده بدون
‫اینکه سوال بیشتری بپرسی.

17:40.930 --> 17:44.076
‫تنها کسی که اجازه داره بره بالا بیلیه.

17:44.100 --> 17:45.906
‫بیلی اینجا نیست، یادت نیست؟

17:45.930 --> 17:48.100
‫- خواهد بود.
‫- گرفتم.

17:49.190 --> 17:51.046
‫یه کم منو می‌ترسونی، رئیس.

17:51.070 --> 17:52.980
‫گرفتم. سی دقیقه.

17:58.200 --> 17:59.296
‫مامور کالینز.

17:59.320 --> 18:01.306
‫بله، قربان؟

18:01.330 --> 18:03.596
‫تا اینجا از هفته اولت با ما لذت بردی؟

18:03.620 --> 18:04.910
‫بله، قربان، ممنون.

18:06.540 --> 18:07.820
‫باشه، باشه، خوشحالم اینو می‌شنوم.

18:09.920 --> 18:11.380
‫خیلی خوشحالم اینو می‌شنوم.

18:14.130 --> 18:15.260
‫تو ازدواج کردی، درسته؟

18:16.010 --> 18:18.130
‫- بله، قربان.
‫- حلقه‌ات رو دیدم.

18:20.140 --> 18:21.350
‫بچه هم داری؟

18:22.390 --> 18:26.100
‫بله، قربان، یه دختر به اسم
‫پرسلی و یه پسر به اسم جیمز.

18:27.730 --> 18:29.076
‫پرسلی؟

18:29.100 --> 18:31.730
‫همسر من اهل ممفیسه. نمی‌شد جلوشو گرفت.

18:34.690 --> 18:36.190
‫بیشتر هم می‌خوای داشته باشی؟

18:37.070 --> 18:38.070
‫نه، قربان.

18:38.650 --> 18:39.780
‫خیلی دوست دارم، ولی...

18:41.910 --> 18:42.950
‫نه، قربان.

18:47.370 --> 18:51.016
‫خب، من نسبتاً مطمئنم...

18:51.040 --> 18:54.460
‫که بانوی اول هفته پیش
‫به اون یکی یارو رای داده.

18:56.090 --> 18:59.816
‫اگه درست باشه، تصور می‌کنم
‫این اولین باره تو تاریخ

18:59.840 --> 19:02.430
‫که یه بانوی اول در حال خدمت،
‫بر علیه شوهر خودش رای داده.

19:04.560 --> 19:05.560
‫آره.

19:07.600 --> 19:10.746
‫همسرم اخیراً زیاد از من خوشش نمیاد.

19:15.360 --> 19:16.400
‫تایید نمی‌کنی؟

19:17.570 --> 19:18.740
‫اون چیزا تو رو می‌کشه.

19:19.530 --> 19:20.570
‫آره، خب...

19:23.450 --> 19:24.830
‫اونا می‌تونن تو صف وایسن.

19:27.240 --> 19:28.870
‫اون بچه رو می‌بره...

19:30.410 --> 19:32.790
‫و به محض اینکه من از دفتر برم،
‫منو ترک می‌کنه.

19:36.250 --> 19:38.380
‫چرا همسرت بچه بیشتر نمی‌خواد؟

19:39.760 --> 19:41.010
‫دو تای اول بد از آب دراومدن؟

19:42.010 --> 19:43.590
‫تو پدر بدی هستی؟ قضیه چیه؟

19:46.180 --> 19:48.946
‫بیا دیگه، من ناراحتم، یه کم هم مستم.

19:48.970 --> 19:50.180
‫می‌تونم یه داستان بشنوم.

19:53.230 --> 19:54.980
‫داستان خاصی نیست، قربان.

19:55.860 --> 19:59.320
‫همسرم، تری، یه دانشمنده.

20:00.400 --> 20:01.966
‫وقتی من تو آکادمی بودم با هم آشنا شدیم

20:01.990 --> 20:04.320
‫و اون الان می‌خواد روی حرفه‌اش تمرکز کنه.

20:05.370 --> 20:07.966
‫اون یه پروژه جدید تو آتلانتا شروع می‌کنه
‫و باید مسافرت کنه.

20:07.990 --> 20:11.460
‫پس... ما تو دو تا بچه متوقف می‌شیم.

20:12.620 --> 20:14.490
‫اونا همین الانشم ما رو
‫خیلی مشغول نگه می‌دارن.

20:17.210 --> 20:18.210
‫هِی.

20:19.760 --> 20:20.840
‫نه، ممنون.

20:22.670 --> 20:24.130
‫اون دوباره رد می‌کنه.

20:27.800 --> 20:29.366
‫خب، خاویر، برای اینکه بدونی،

20:29.390 --> 20:31.980
‫احتمالاً بهتره که بچه بیشتر نداشته باشی.

20:35.350 --> 20:36.706
‫الان کار عاقلانه‌ایه.

20:40.150 --> 20:44.240
‫قطعاً یه حرکت خیلی... خیلی عاقلانه‌ست.

20:46.240 --> 20:47.926
‫مطمئن نیستم منظورتون رو بفهمم، قربان.

20:47.950 --> 20:49.740
‫همین کافیه، مامور کالینز.

20:51.700 --> 20:52.700
‫بله، قربان.

21:20.440 --> 21:22.296
‫بهتره که چیز مهمی باشه، رئیس.

21:22.320 --> 21:24.126
‫سوپ گارسیا داره حسابی حالمو بد می‌کنه.

21:24.150 --> 21:25.630
‫الان بهت نیاز دارم که برگردی اقامتگاه.

21:26.150 --> 21:29.006
‫ایکس، من در حال حاضر تو
‫یه موقعیت خیلی خطرناک قرار دارم.

21:29.030 --> 21:30.030
‫بیلی.

21:30.830 --> 21:31.830
‫کریستین لایتنر.

21:34.080 --> 21:36.846
‫من حدود ۳۰ دقیقه به خودمون وقت دادم
‫قبل از اینکه جین مجبور شه خبر بده،

21:36.870 --> 21:40.340
‫ولی وقتی این کار رو بکنه، رابینسون نمی‌ذاره
‫من تا یه مایلی این مکان نزدیک بشم.

21:41.920 --> 21:44.066
‫اوضاع بده، بیلی. خیلی بده.

21:44.090 --> 21:46.066
‫و من پنج دقیقه پیش بهت اینجا نیاز داشتم.

21:46.090 --> 21:47.446
‫گرفتم. من تو راهم.

21:47.470 --> 21:49.316
‫بیلی، اگه با من وارد این ماجرا بشی،

21:49.340 --> 21:50.776
‫ممکنه وارد یه دنیای پر از دردسر بشی.

21:50.800 --> 21:51.986
‫قول می‌دی؟

21:52.010 --> 21:53.786
‫پنج دقیقه پیش. حرکت کن.

21:53.810 --> 21:54.906
‫خونه کاملا امنه.

21:54.930 --> 21:56.416
‫همه افراد غیرضروری بیرون رفتن.

21:56.440 --> 21:57.956
‫- اتاق مطالعه؟ مهمان‌سرا؟
‫- امن شده.

21:57.980 --> 21:59.890
‫- قربان...
‫- من پنج دقیقه با گارسیا لازم دارم.

22:06.570 --> 22:07.626
‫مایک.

22:07.650 --> 22:09.256
‫هِی، اوضاع چطوره، رئیس؟

22:09.280 --> 22:11.716
‫جین می‌گه ما تو یه قرنطینه هستیم
‫که قرنطینه نیست. قضیه چیه؟

22:11.740 --> 22:14.040
‫از تو می‌خوام که منو تو گزارش دیروز ببری.

22:14.830 --> 22:17.120
‫آره، حتماً. یه لحظه بهم فرصت بده.

22:19.170 --> 22:21.936
‫راستی، نمی‌دونم چی شنیدی،
‫ولی من سوپ درست نکردم.

22:21.960 --> 22:23.590
‫من پوزوله درست کردم، و چیزای من عالیه.

22:25.260 --> 22:26.736
‫اگه بیلی معده‌ای مثل
‫یه دختر ۱۴ ساله آمیش داره،

22:26.760 --> 22:29.000
‫- این مشکل خودشه...
‫- هِی، مایک، ازت می‌خوام تمرکز کنی.

22:29.840 --> 22:31.406
‫باشه، شروع می‌کنیم.

22:31.430 --> 22:33.810
‫یه گزارش از روز وایلدکت بهم بده.
‫چیز غیرعادی‌ای بوده؟

22:34.810 --> 22:36.810
‫بیدار شدن و ورزش کردن خیلی زودتر از معمول.

22:37.600 --> 22:38.996
‫ورزش طولانی، در واقع.

22:39.020 --> 22:42.166
‫بعدش، برای اولین بار تو یه هفته،
‫از لباس خوابش دراومد.

22:42.190 --> 22:44.471
‫صبح رو صرف درست کردن پاستا
‫برای شام پسرش کرد.

22:44.820 --> 22:46.570
‫پاستا رو با دست درست کرد، راستی.

22:48.110 --> 22:51.370
‫بعد از ظهر با سیناترا قهوه خورد،
‫تو حیاط پشتی.

22:54.160 --> 22:56.000
‫تو مامور شیفت بودی، همه اینا رو می‌دونی.

22:58.080 --> 22:59.306
‫چی؟

22:59.330 --> 23:00.420
‫این حرف رو تو صورتم بزن.

23:01.210 --> 23:05.550
‫می‌خوام ببینم وقتی جرات داری
‫چه شکلی می‌شی، قربان.

23:07.010 --> 23:09.670
‫همه‌چی خوبه. ما خوبیم.

23:17.020 --> 23:18.246
‫همین؟

23:18.270 --> 23:20.576
‫کسی غیر از افراد عادی تو محوطه بوده؟

23:20.600 --> 23:23.810
‫نه. باغبان‌ها، ما، چیزای معمولی.

23:24.690 --> 23:27.400
‫بچه‌اش برای شام پیچوندش.
‫با مامانش خونه موند.

23:28.030 --> 23:30.740
‫طفلکی مجبور شد شام دو نفره رو تنهایی بخوره.

23:31.240 --> 23:32.740
‫ولی از جنبه مثبت،

23:33.320 --> 23:35.910
‫خودتون می‌دونید کی،
‫حضور روزانه برای ساعت خوش رو داشت.

23:37.700 --> 23:39.540
‫وایسا، اینو برام برگردون.

23:43.630 --> 23:44.710
‫نگهش دار.

23:46.170 --> 23:47.250
‫یه کم بزرگترش کن.

23:49.260 --> 23:50.260
‫یه کم بیشتر.

23:53.510 --> 23:54.510
‫باشه.

23:56.300 --> 23:59.656
‫اون رفت، و اون دو تا پیمانه
‫بلند ویسکی برد پایین

23:59.680 --> 24:01.180
‫برای نوشیدنی با پیرمرد.

24:02.100 --> 24:04.560
‫بابابزرگ پولدار ساعت ۹:۳۰
‫به مهمان‌سرا برگشت،

24:05.360 --> 24:08.280
‫و قهرمان ما یه پیمانه بلند سوم رو
‫برد بالا تو تختش.

24:08.980 --> 24:11.086
‫در ساعت ۱۰:۰۴ بسته شد.

24:11.110 --> 24:14.506
‫آخرین کسی که اون رو دید...

24:15.110 --> 24:20.506
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

24:27.840 --> 24:30.340
‫شما دو تا یه مدت اونجا گپ می‌زدین؟

24:32.720 --> 24:35.240
‫اون یارو از وقتی من اومدم اینجا،
‫چهار کلمه هم با من حرف نزده.

24:36.140 --> 24:37.350
‫خب، فکر کنم لیاقتشو داشتی.

24:42.100 --> 24:43.166
‫آقای رئیس جمهور.

24:43.190 --> 24:45.536
‫- آقای رئیس جمهور.
‫- آقای رئیس جمهور.

24:45.560 --> 24:47.206
‫خانم‌ها و آقایان، از صبرتون ممنونم.

24:47.230 --> 24:48.416
‫بتسی، می‌دونم دلت برام تنگ شده.

24:48.440 --> 24:49.706
‫چرا شروع نمی‌کنی؟

24:49.730 --> 24:52.666
‫در مورد گزارش انفجاری دیروز نیویورک تایمز

24:52.690 --> 24:55.546
‫- در مورد افشاگری‌های اخیر در کلرادو.
‫- من نظری در این مورد ندارم.

24:55.570 --> 24:57.886
‫با عرض پوزش، ولی مگه
‫یه نظری لازم نیست، قربان؟

24:57.910 --> 25:00.596
‫گمانه‌زنی‌های زیادی در مورد چیزهایی
‫که مردم اونجا می‌بینن وجود داره،

25:00.620 --> 25:02.926
‫و اعتراضات از همین الان تو سراسر
‫کشور داره شکل می‌گیره.

25:02.950 --> 25:05.096
‫بله، و مطمئنم اینترنت داره
‫خیلی خوب این آتیش رو

25:05.120 --> 25:08.016
‫تغذیه می‌کنه بدون اینکه من بهش بنزین بریزم.

25:08.040 --> 25:10.356
‫حالا، چیزی که می‌خوام در موردش صحبت کنم

25:10.380 --> 25:11.736
‫آخرین گزارش مشاغله.

25:11.760 --> 25:14.396
‫فقط یه ماه از انتخاب مجدد من می‌گذره...

25:26.440 --> 25:27.496
‫اسلحه!

25:27.520 --> 25:28.626
‫- وای!
‫- پایین!

25:30.150 --> 25:31.230
‫دنیا لیاقت دونستن رو داره!

25:31.940 --> 25:33.966
‫دنیا لیاقت دونستن رو داره!

25:42.410 --> 25:43.636
‫قربان، تیر خوردین؟

25:44.790 --> 25:46.846
‫- قربان، تیر خوردین؟
‫- نه، من خوبم.

25:46.870 --> 25:48.356
‫نه، شما تیر خوردین. بذارید ببینم.

25:48.380 --> 25:50.016
‫- نه! هِی، من خوبم، به من نگاه کن.
‫- هِی.

25:51.340 --> 25:53.436
‫این تویی. این خون توئه.

25:57.130 --> 25:58.196
‫مامور کالینز؟

25:59.890 --> 26:02.826
‫مامور کالینز؟ مامور کالینز؟

26:02.850 --> 26:04.696
‫- شما تیر نخوردین؟
‫- مامور کالینز؟

26:04.720 --> 26:06.230
‫ولی شما تیر نخوردین؟

26:22.740 --> 26:23.806
‫قربان.

26:23.830 --> 26:25.410
‫آروم باش.

26:27.000 --> 26:28.056
‫قربان.

26:30.290 --> 26:31.790
‫هِی، وایستا، وایستا، وایستا، آروم.

26:32.380 --> 26:34.936
‫تو تازه... هِی، تو تازه از
‫اتاق عمل اومدی بیرون.

26:34.960 --> 26:37.026
‫- قربان...
‫- همسرت... همسرت تو راهه.

26:37.050 --> 26:38.276
‫برای تماس باهاش مشکل داشتن.

26:38.300 --> 26:39.880
‫- حالت خوبه؟
‫- من خوبم.

26:42.470 --> 26:44.810
‫راستی، مثل یه دانش‌آموز سال دومی
‫دبیرستان تکل می‌کنی.

26:46.730 --> 26:50.126
‫هرچند اعتراف می‌کنم،
‫وقتی اون همه خون رو دیدم،

26:50.150 --> 26:52.086
‫فکر کردم کریستین لایتنر شدم.

26:54.190 --> 26:55.416
‫این کار رو با من نکن.

26:55.440 --> 26:57.296
‫کریستین لایتنر؟ دوک؟

26:57.320 --> 27:00.046
‫آره. اون معروف‌ترین شوت
‫بسکتبال کالج تاریخ رو

27:00.070 --> 27:01.716
‫بر علیه ما تو مسابقات زد.

27:01.740 --> 27:04.806
‫یه تنه منو

27:04.830 --> 27:07.016
‫و هر طرفدار دیگه
‫کنتاکی وایلدکت رو اون روز کشت.

27:09.040 --> 27:10.920
‫آره، فکر کردم لایتنر شدم.

27:12.540 --> 27:13.710
‫ولی بعدش...

27:17.420 --> 27:20.430
‫اون یه بلاک شات عالی بود، مامور کالینز.

27:22.550 --> 27:24.390
‫کاری هست که بتونم برات انجام بدم؟

27:28.350 --> 27:29.560
‫نمی‌دونم.

27:31.440 --> 27:34.520
‫شاید یه کم از استعاره‌های بسکتبال کم کنی؟

27:40.740 --> 27:42.660
‫خب، خب، خب، به تو نگاه کن.

27:44.780 --> 27:47.216
‫آفرین به تو، خاویر. وقتی زخمی هستی
‫یه جورایی بامزه‌ای.

27:47.240 --> 27:49.516
‫- آره، کی می‌دونست؟
‫- من نه.

27:49.540 --> 27:50.886
‫هفته‌ها پیش بهت شلیک می‌کردم.

27:56.420 --> 27:57.646
‫قربان؟

28:01.300 --> 28:02.380
‫وقت انجام وظیفه است.

28:05.180 --> 28:07.720
‫راستی، بقیه گلوله رو تو عمل درآوردن.

28:08.560 --> 28:11.036
‫شغل تو به عنوان مدل شانه احتمالاً تموم شده

28:11.060 --> 28:15.126
‫ولی، اونا بهم گفتن که کاملاً خوب می‌شی.

28:15.150 --> 28:16.310
‫می‌دونیم اون کی بود؟

28:16.900 --> 28:18.730
‫یه عوضی با یه پرینتر سه‌بعدی.

28:19.730 --> 28:20.740
‫ولی گرفتیمش.

28:21.360 --> 28:23.336
‫خب، من به محض اینکه معاینات پزشکی‌ام
‫تموم شه، برمی‌گردم سر کار.

28:23.360 --> 28:25.926
‫نه، نه، نه، نه. چند هفته مرخصی با حقوق بگیر.

28:25.950 --> 28:27.806
‫- لازم نیست.
‫- این یه دستوره.

28:27.830 --> 28:30.226
‫مجبورم نکن کل اون مزخرفات
‫فرمانده کل قوا رو انجام بدم، باشه؟

28:30.250 --> 28:31.620
‫روز طولانی‌ای بوده.

28:32.910 --> 28:33.920
‫هرچند.

28:36.330 --> 28:38.170
‫دوست دارم وقتی برگشتی باهات صحبت کنم...

28:39.090 --> 28:40.090
‫در مورد آینده.

28:41.380 --> 28:43.656
‫بله، قربان، البته.

28:47.720 --> 28:49.970
‫گفتن "ممنون" یه کم ناکافی به نظر میاد.

28:52.350 --> 28:55.100
‫گفتن "فقط داشتم کارم رو انجام می‌دادم"
‫یه کم مسخره به نظر میاد.

28:57.310 --> 28:58.940
‫پس، همینجا تمومش می‌کنیم؟

29:21.710 --> 29:23.170
‫لعنتی.

29:25.430 --> 29:27.050
‫ایکس، باید اینو گزارش کنی، مرد.

29:35.140 --> 29:37.230
‫گاوصندوق خالی بود. رفته.

29:38.350 --> 29:39.770
‫- نه.
‫- رفته.

29:40.900 --> 29:42.416
‫یه نفر باید خیلی چیزا رو می‌دونسته.

29:42.440 --> 29:44.240
‫یه نفر باید دسترسی زیادی داشته.

29:45.030 --> 29:46.886
‫تا چند دقیقه دیگه، باید
‫به جین بگم اینو گزارش کنه

29:46.910 --> 29:48.296
‫و ما کنترل کل صحنه رو از دست می‌دیم.

29:48.320 --> 29:52.136
‫هِی، ازت می‌خوام که
‫همین الان کل ملک رو بگردی.

29:52.160 --> 29:54.386
‫در بالکن بازه. خون رو دیدی.

29:54.410 --> 29:58.056
‫حیاط پایین رو چک کن.
‫بدون عکس، بدون یادداشت.

29:58.080 --> 30:01.396
‫عکس‌های ذهنی از همه‌چی بگیر.
‫چیزای کوچیک مهمه.

30:01.420 --> 30:03.316
‫چیزای کوچیک اینجا مهم خواهند بود،
‫بیلی. گرفتی؟

30:03.340 --> 30:05.236
‫- گرفتم.
‫- برو.

30:05.260 --> 30:06.260
‫- ایکس.
‫- برو.

30:06.970 --> 30:08.446
‫آره.

30:22.730 --> 30:24.230
‫گارسیا برای کالینز.

30:26.030 --> 30:27.740
‫- بگو.
‫- یه چیزی پیدا کردم، قربان.

30:29.360 --> 30:30.370
‫تو راهم.

30:52.260 --> 30:53.600
‫بیلی.

30:54.180 --> 30:55.446
‫چه خبر شده؟

30:55.470 --> 30:56.680
‫صبر کن.

30:59.270 --> 31:00.310
‫بیلی.

31:28.800 --> 31:30.260
‫- هِی.
‫- هِی.

31:30.840 --> 31:32.760
‫چه خبر شده؟ این یه قرنطینه واقعیه؟

31:33.760 --> 31:35.390
‫نمی‌دونم. هیچ‌کس هیچی بهم نمی‌گه.

31:37.430 --> 31:38.536
‫خیلی خب، بریم.

31:38.560 --> 31:39.980
‫جین شاید یه چیزی بدونه.

31:47.860 --> 31:49.320
‫- چی پیدا کردی؟
‫- ببین.

31:52.320 --> 31:55.216
‫تو تا کمی بعد از ساعت ۱۰ شب
‫با رئیس جمهور گپ می‌زدی.

31:55.240 --> 31:57.306
‫در اتاق خواب ساعت ۱۰:۰۴ بسته می‌شه.

31:57.330 --> 32:01.186
‫تو طبقه پایین رو امن می‌کنی
‫و ساعت ۱۰:۳۲ بیلی جاتو می‌گیره.

32:01.210 --> 32:04.080
‫یه شب نگهبانی درجه یک
‫به سبک بیلی شروع می‌شه.

32:08.800 --> 32:11.486
‫آره، مشکل غذای منه، نه اینکه
‫اون مثل یه حیوون کثیف غذا می‌خوره.

32:11.510 --> 32:12.566
‫- مایک.
‫- بله.

32:12.590 --> 32:14.566
‫یالا.

32:14.590 --> 32:17.510
‫به هر حال، بیلی گشت‌هاش رو می‌زنه،
‫ولی بیشتر...

32:20.810 --> 32:22.826
‫خدای من.

32:22.850 --> 32:25.036
‫طرف حتی یه چرت یه ساعت و نیمه زد.

32:25.060 --> 32:26.416
‫بهش نگاه کن.

32:26.440 --> 32:28.166
‫- کاملاً بیهوش.
‫- این چیزی بود که می‌خواستی بهم نشون بدی؟

32:28.190 --> 32:29.336
‫یه لحظه صبر کن.

32:29.360 --> 32:31.716
‫به قاب عکس شیشه‌ای بزرگ پشت سرش نگاه کن.

32:31.740 --> 32:34.336
‫- انعکاس از تلویزیون رو می‌بینی؟
‫- آره.

32:34.360 --> 32:36.926
‫می‌تونی حرکت از صفحه رو ببینی، ولی ببین.

32:36.950 --> 32:39.886
‫حالا، ثابت می‌شه، انگار
‫یکی تلویزیون رو متوقف کرده.

32:39.910 --> 32:42.056
‫ولی اون تلویزیون رو متوقف نکرده.

32:42.080 --> 32:44.436
‫پس، دوربین‌های دیگه رو چک کردم،
‫و اون موقع بود که فهمیدم

32:44.460 --> 32:47.106
‫که از ساعت ۱۰:۴۲ تا ۱۲:۱۳،

32:47.130 --> 32:50.566
‫همه دوربین‌های امنیتی آفلاین بودن،
‫روی آخرین تصویر ثابت شدن.

32:50.590 --> 32:51.896
‫هیچ‌کس متوجه نشد چون

32:51.920 --> 32:53.316
‫هیچ‌کس دیگه تو خونه نبود به جز بیلی

32:53.340 --> 32:55.106
‫و اون کاملاً روی اون مبل بیهوش بود.

32:55.130 --> 32:56.196
‫دقیقاً.

32:56.220 --> 32:58.406
‫ساعت ۱۲:۱۳، دوربین‌ها دوباره آنلاین می‌شن.

32:58.430 --> 32:59.986
‫اونو می‌بینی؟

33:00.010 --> 33:02.246
‫یه دقیقه بعد، بیلی بیدار می‌شه.

33:02.270 --> 33:05.020
‫یه ساعت بعد، من با قهوه
‫تازه برای شیفتم می‌رسم.

33:05.690 --> 33:07.416
‫- ولی تا جایی که ما می‌دونیم...
‫- هر کسی می‌تونسته وارد

33:07.440 --> 33:09.246
‫یا خارج بشه تو اون بازه زمانی.

33:09.270 --> 33:11.586
‫آره، و هیچ‌کس در حالت عادی متوجه نمی‌شد،

33:11.610 --> 33:15.360
‫مخصوصاً اگه یه کم جوون
‫و یه کم بی‌تجربه بودن.

33:16.360 --> 33:18.000
‫دیشب اون موقع کی اونجا بود؟

33:19.830 --> 33:20.830
‫جین.

33:23.330 --> 33:24.766
‫هِی.

33:24.790 --> 33:26.226
‫جدی می‌گم. چه خبر شده؟

33:26.250 --> 33:28.356
‫- یه لحظه ولش کن، لطفا.
‫- ولی...

33:28.380 --> 33:30.670
‫جین، باید الان واقعاً آروم باشی.

33:32.550 --> 33:34.800
‫از اینجا به بعد به همه‌چی رسیدگی می‌شه.

33:36.680 --> 33:37.890
‫باید بهم اعتماد کنی.

33:39.300 --> 33:40.300
‫باشه؟

33:42.180 --> 33:43.180
‫باشه.

33:44.930 --> 33:45.940
‫جین.

33:49.440 --> 33:51.480
‫ما رسماً تحت قرنطینه هستیم، گزارش بده.

33:52.440 --> 33:54.860
‫وایلدکت زخمی شده. وضعیت قرمز اعلام کنید.

33:59.280 --> 34:00.320
‫گزارش بده، جین.

34:01.990 --> 34:04.806
‫فقط افراد خودمون، الان.

34:04.830 --> 34:06.000
‫بله، قربان.

34:11.040 --> 34:12.880
‫دارم وضعیت قرمز اعلام می‌کنم.

34:25.180 --> 34:26.786
‫- چی شده؟
‫- هیچ‌کس حق ورود نداره.

34:26.810 --> 34:28.826
‫چه خبره؟ کیه، کِینه؟

34:35.530 --> 34:36.586
‫لطفاً دیگه نذارید جلو بیام

34:36.610 --> 34:37.796
‫- و برم تو خونه.
‫- متاسفم.

34:37.820 --> 34:39.136
‫من حق دارم بدونم برای
‫شوهرم چی پیش اومده.

34:39.160 --> 34:40.200
‫کاله؟

34:54.500 --> 34:55.736
‫سَم.

34:55.760 --> 34:57.090
‫کاله؟

34:58.130 --> 34:59.180
‫شوهرم کجاست؟!

35:02.800 --> 35:06.076
‫کاله؟! بذارید برم تو، لعنتی، سَم!

35:06.100 --> 35:08.116
‫محل امنه، خانم. می‌خواستم
‫مصاحبه‌ها رو شروع کنم.

35:08.140 --> 35:10.390
‫بله، لطفاً هرچی فهمیدید بهم بگید.

35:11.440 --> 35:13.360
‫اون کجاست؟ کال؟!

35:15.270 --> 35:17.086
‫- پسرم کجاست؟
‫- کِین.

35:17.110 --> 35:20.086
‫چرا نمی‌ریم تو اتاق دیگه؟
‫بریم تو اتاق دیگه.

35:20.110 --> 35:22.296
‫- ولی من می‌خوام کال رو ببینم.
‫- با من بیا.

35:29.870 --> 35:32.356
‫مامور رِینی، مامور گارسیا، دنبالم بیاید.

35:39.970 --> 35:40.970
‫مامور کالینز.

35:42.180 --> 35:43.260
‫بله، قربان.

35:55.980 --> 35:57.626
‫همونطور که قبلاً گفتیم، مامور کالینز،

35:57.650 --> 35:59.966
‫این سوال و جواب فقط یه جور رسمه،

35:59.990 --> 36:01.950
‫با توجه به اینکه شما آخرین نفری
‫بودید که اون رو زنده دیدید.

36:02.570 --> 36:03.716
‫و دوباره، برای ثبت در پرونده،

36:03.740 --> 36:06.410
‫شما هیچ چیز غیرعادی‌ای
‫وقتی دیشب رفت بخوابه، ندیدید؟

36:09.330 --> 36:11.540
‫نه، فقط یه شب دیگه.

36:15.880 --> 36:17.300
‫باهاش حرف زدید؟

36:19.090 --> 36:21.070
‫داشتم فکر می‌کردم شما کجا بودید،
‫مامور رابینسون.

36:23.010 --> 36:25.970
‫من همینجام، مامور کالینز.

36:30.890 --> 36:32.730
‫دیشب در مورد چی باهاش حرف زدید؟

36:42.110 --> 36:44.910
‫و اینم پایان یه روز دیگه تو بهشت.

36:45.990 --> 36:47.176
‫هِی.

36:53.710 --> 36:55.830
‫منم همین حس رو دارم. صبر کن.

36:56.380 --> 36:59.726
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن.

37:04.220 --> 37:06.430
‫- مهمونی گوش دادن؟
‫- دیگه چیزی نیست؟

37:06.970 --> 37:08.720
‫حیف شد.

37:11.060 --> 37:12.536
‫بووو.

37:35.160 --> 37:38.670
‫اوه، یه کم مطالعه سبک قبل خواب.

37:40.670 --> 37:43.356
‫اخبار دنیا همینجاست.

37:43.380 --> 37:45.606
‫بیاید، بیاید، بیاید بگیرید.

37:45.630 --> 37:49.010
‫اخبار دنیا رو داریم.

37:53.980 --> 37:56.350
‫یه نوشیدنی با من بخور، خاویر، مسیح.

37:57.440 --> 37:58.770
‫دیگه با هم حرف نمی‌زنیم.

38:00.020 --> 38:02.506
‫- نه، ممنون.
‫- "قربان".

38:04.780 --> 38:09.676
‫من، من دقیقاً یادم نمیاد کی بود
‫که دیگه بهم "قربان" نگفتی.

38:09.700 --> 38:10.780
‫تو یادت میاد؟

38:14.080 --> 38:16.056
‫به خاطر خدا، حرف دلت رو بزن.

38:16.080 --> 38:18.000
‫تو نمی‌خوای من حرف دلمو بزنم.

38:19.170 --> 38:20.330
‫قربان.

38:32.930 --> 38:34.310
‫خب، پس.

38:36.480 --> 38:38.350
‫نمی‌دونم دیگه چی باید بگم.

38:48.900 --> 38:51.176
‫آره، آره، آره، می‌دونم، می‌دونم.

38:51.200 --> 38:52.306
‫هِی، ببین.

38:52.330 --> 38:54.990
‫اشتباه نمی‌کنی، خاویر.

38:55.580 --> 38:57.370
‫چیزی که اینجاست قطعاً منو می‌کشه.

38:59.870 --> 39:01.540
‫همین کافیه، مامور کالینز.

39:07.970 --> 39:09.066
‫خاویر.

39:16.310 --> 39:19.810
‫آیا هیچوقت می‌تونی منو
‫به خاطر اتفاقی که افتاد ببخشی؟

39:22.150 --> 39:23.560
‫اونو بیارید تو.

39:35.280 --> 39:37.200
‫مامور کالینز، خوش برگشتی.

39:38.200 --> 39:42.040
‫اگه لازم نیست حرف نزنی. بشین.

39:48.840 --> 39:50.946
‫مامور کالینز، قراره بهت اعتماد بشه

39:50.970 --> 39:53.946
‫با اطلاعات خیلی محرمانه امنیت ملی.

39:53.970 --> 39:56.286
‫رئیس جمهور تو رو
‫در بالاترین سطح تایید کرده.

39:56.310 --> 39:59.206
‫اگه بخوای ادامه بدی،
‫تو یکی از چند صد نفر تو دنیا خواهی بود

39:59.230 --> 40:01.350
‫که تو این مرحله به این اطلاعات دسترسی دارن.

40:02.900 --> 40:04.610
‫مامور کالینز، می‌خوای ادامه بدی؟

40:08.230 --> 40:10.400
‫رئیس جمهور بهم گفت تو بچه داری.

40:11.740 --> 40:13.740
‫بله، قربان، درسته.

40:14.950 --> 40:16.370
‫می‌خوای اینو بشنوی.

40:22.580 --> 40:24.040
‫باشه.

40:25.210 --> 40:26.936
‫تبلت داخل این جعبه

40:26.960 --> 40:31.196
‫شامل همه اطلاعات و داده‌های
‫مربوط به یه پروژه خیلی محرمانه‌ست.

40:31.220 --> 40:34.590
‫یه جور روش شیک برای گفتن اینه که
‫اون مهم‌ترین جعبه تو دنیاست.

40:36.220 --> 40:38.470
‫فرض می‌کنم می‌دونی تو کلرادو چه خبره.

40:41.270 --> 40:44.770
‫آیا هیچوقت می‌تونم تو رو
‫به خاطر اتفاقی که افتاد ببخشم؟

41:03.410 --> 41:06.420
‫اسم بچه‌هامون برای زنم خیلی مهم بود.

41:08.880 --> 41:11.236
‫اسم پِرِسلی تقریباً از اول قطعی بود.

41:11.260 --> 41:13.300
‫ولی برای بچه دوممون، پسرمون

41:15.470 --> 41:18.760
‫هر شب اون دوران بارداری،
‫یه اسم مختلف رو امتحان می‌کرد.

41:20.560 --> 41:24.326
‫و بعد یه روز، حدود هشت ماهه باردار بود،

41:24.350 --> 41:25.980
‫دیگه به زور می‌تونست راه بره.

41:26.560 --> 41:30.400
‫با هم تو یه کتابفروشی بودیم،
‫و اون اونو دید.

41:31.860 --> 41:34.426
‫جیمز و هلوی غول‌پیکر.

41:44.410 --> 41:45.540
‫و دیگه تموم.

41:46.330 --> 41:48.130
‫اسم پسرمون رو پیدا کرده بود.

41:51.460 --> 41:53.896
‫اون کتاب رو هر شب برای شکمش می‌خوند

41:53.920 --> 41:56.156
‫برای بقیه دوران بارداریش.

41:56.180 --> 41:58.510
‫وسواس اون کتاب لعنتی گرفته بود.

42:00.010 --> 42:01.010
‫و بعد...

42:03.720 --> 42:05.390
‫می‌دونی، بعد از اینکه اون...

42:08.650 --> 42:10.770
‫خب، فکر کنم منم وسواسش رو گرفتم.

42:15.650 --> 42:18.716
‫آره، من الان تقریباً یه متخصصم

42:18.740 --> 42:21.530
‫تو جیمز و هلوی غول‌پیکر.

42:22.120 --> 42:23.846
‫اون توسط رولد دال نوشته شده.

42:23.870 --> 42:27.540
‫و در اصل، قرار نبود در مورد یه هلو باشه.

42:28.330 --> 42:30.040
‫قرار بود در مورد یه گیلاس باشه.

42:31.040 --> 42:33.476
‫ولی دال تغییرش داد چون فکر می‌کرد

42:33.500 --> 42:36.630
‫هلوها له شدنی‌ترن.

42:39.050 --> 42:40.526
‫عجیبه، نه؟

42:40.550 --> 42:43.600
‫می‌تونست اسم کتاب
‫جیمز و گیلاس غول‌پیکر باشه.

42:51.230 --> 42:53.900
‫بعضی وقتا تو تخت دراز می‌کشم
‫و به سقف خیره می‌شم،

42:54.570 --> 42:57.506
‫و فکر می‌کنم اگه کتاب در مورد
‫یه گیلاس غول‌پیکر بود نه یه هلوی غول‌پیکر،

42:57.530 --> 43:01.070
‫آیا زنم می‌خواست اسم
‫پسرمون رو جیمز بذاره یا نه.

43:05.200 --> 43:06.450
‫ولی هیچوقت نمی‌فهمم.

43:09.040 --> 43:11.830
‫معلومه، نمی‌تونم ازش بپرسم.

43:16.550 --> 43:17.986
‫- می‌دونم.
‫- بسه.

43:24.010 --> 43:26.060
‫می‌خوای بدونی می‌بخشمت یا نه.

43:28.060 --> 43:30.140
‫وقتی دوباره بتونم بخوابم می‌بخشمت.

43:32.440 --> 43:34.360
‫و وقتی تو مُردی دوباره می‌خوابم.

45:18.420 --> 45:20.106
‫خب، ما نمی‌تونیم جزئیات رو فاش کنیم،

45:20.130 --> 45:21.356
‫ولی چیزی که می‌تونیم بهتون بگیم اینه

45:21.380 --> 45:24.736
‫اینه که ما داریم برای
‫یه فاجعه بزرگ آماده می‌شیم

45:24.760 --> 45:26.866
‫که می‌تونه باعث یه رویداد
‫انقراض گونه برای بشریت بشه

45:26.890 --> 45:29.536
‫تو آینده خیلی نزدیک و خیلی واقعی.

45:29.560 --> 45:33.866
‫در راستای آماده‌سازی، ما ساخت و ساز رو
‫زیر یه کوه تو کلرادو شروع کردیم.

45:33.890 --> 45:36.876
‫وقتی تموم بشه، شاید تنها شانس ما باشه

45:36.900 --> 45:38.706
‫بزرگترین شهر زیرزمینی دنیا.

45:39.900 --> 45:45.706
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
