WEBVTT

00:00.016 --> 00:00.936
‫آنچه گذشت...

00:00.961 --> 00:02.468
‫ایشون آقای جیمز مکینی هستند

00:02.493 --> 00:04.468
‫پدرتون مردِ بزرگی بود

00:04.493 --> 00:05.786
‫نیومده اینجا تسلیت بگه

00:05.977 --> 00:07.687
‫می‌خواد رئیس قبیله مکنزی بشه

00:07.712 --> 00:09.542
‫آخرین باری که دیدمت،
‫حالم دستِ خودم نبود

00:09.567 --> 00:10.735
‫از دنیا سیر بودم

00:10.901 --> 00:12.361
‫گذرش به اینجا نیفتاده؟
‫مشاور گرنت رو میگم

00:12.528 --> 00:14.655
‫یه زنی رو دزدید.
‫مدعی بود زنشه.

00:14.822 --> 00:16.574
‫اون زن مالِ سایمون فریزره

00:16.741 --> 00:19.452
‫پسرت اگه یگانه وارث و بازمانده‌ی نسل شما باشه…

00:19.618 --> 00:20.828
‫…یه روزی پادشاه میشه

00:20.995 --> 00:22.121
‫خوشحال میشید اگه بگم خاندان گرنت

00:22.246 --> 00:23.889
‫سرشون به سنگ خورده و
‫فهمیدن چه خبطی کردن

00:23.914 --> 00:26.250
‫یه پیشکشی فرستادن؛
‫کلفت جدید واسه مطبخ

00:26.417 --> 00:27.835
‫مورا، تو زنِ وظیفه‌شناسی هستی

00:28.002 --> 00:29.336
‫دوگل از این به بعد هوات رو داره

00:29.503 --> 00:31.213
‫خیلی ناراحت شدم
‫شنیدم برادرت فوت کرد

00:31.380 --> 00:32.631
‫نمی‌خوام من رو ببخشی…

00:32.798 --> 00:34.633
‫ولی امیدوارم به‌مرور زمان
‫خشمت فروکش کنه

00:34.800 --> 00:35.718
‫بعیده

00:35.885 --> 00:37.970
‫حرومزاده‌ی فریزر

00:37.995 --> 00:39.405
‫صدتا شمشیرزن همین نزدیکی مستقر کردم که

00:39.430 --> 00:41.474
‫حاضرن جونشون رو فدای آرمان یعقوبی‌ها کنن

00:41.640 --> 00:43.809
‫یعنی میاید تحتِ فرمان من؟

00:43.976 --> 00:45.060
‫قسم می‌خورم

00:47.188 --> 00:57.188
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

00:57.416 --> 01:07.416
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

01:43.786 --> 01:45.246
‫این دیگه صدای چیه؟

01:45.412 --> 01:46.413
‫خفاش

01:46.789 --> 01:48.707
‫از برج ناقوس بیرون می‌زنند و میرن
‫پیِ شکار

01:49.083 --> 01:50.334
‫واقعاً برازنده‌ی لیوخه

01:50.501 --> 01:52.503
‫از خونه‌مون ایراد می‌گیری مورا؟

01:52.670 --> 01:54.880
‫نه، از استحکامش نمیشه ایرادی گرفت

01:55.256 --> 01:56.382
‫البته میشه گفت

01:56.799 --> 01:58.342
‫از بعضی تجملات

01:59.009 --> 01:59.927
‫بی‌بهره‌ست

02:00.094 --> 02:01.387
‫اگه دوگل از جنگ برگرده

02:01.412 --> 02:03.280
‫دیگه خودت صاحب خونه میشی
‫و می‌تونی به سلیقه خودت بچینیش

02:03.305 --> 02:04.348
‫وقتی برگرده، آره

02:04.515 --> 02:06.433
‫- پس به امید برگشتش بنوشیم
‫- موافقم

02:06.600 --> 02:09.728
‫البته اول باید یه فکری به حالِ
‫رفتارهای هوس‌بازانه‌ی شوهرت بکنی

02:09.753 --> 02:11.831
‫ازدواج مرد رو سربه‌راه می‌کنه

02:11.856 --> 02:12.898
‫جدی؟

02:13.482 --> 02:14.692
‫چقدر خوش‌خیالی!

02:14.859 --> 02:18.571
‫جنگ پیامدی جز هزاران بیوه
‫و معدودی پیروز نداره

02:19.908 --> 02:20.865
‫معامله‌ی زیان‌باریه

02:21.031 --> 02:23.890
‫پس بهتره درباره‌ی موضوعات خوشایندتری
‫صحبت کنیم

02:23.915 --> 02:26.120
‫با وجود مشکلات و سختی‌های این دوران

02:26.287 --> 02:28.455
‫اینکه دوباره اعضای خانواده
‫زیر یه سقف جمع شدن، موهبتیه

02:28.622 --> 02:29.790
‫ولی دیگه صفای قبل رو نداره

02:29.957 --> 02:31.667
‫عجیبه که یه بار هم‌نظریم، داداش

02:31.792 --> 02:32.918
‫حد خودت رو بدون

02:33.460 --> 02:35.459
‫از وقتی با اون فریزر فرار کردی،
‫حق و و حقوقت رو از دست دادی

02:35.484 --> 02:36.088
‫وای!

02:36.213 --> 02:37.882
‫وای. ببخشید

02:38.549 --> 02:40.050
‫قضا بلا بود

02:40.217 --> 02:42.303
‫میگم شاید بد نباشه توی این مدت

02:42.761 --> 02:44.071
‫که منتظر خبر از میدون جنگ هستیم

02:44.096 --> 02:45.014
‫نمایشی اجرا کنیم تا روحیه‌مون حفظ بشه

02:45.139 --> 02:46.015
‫رام کردن زنِ سرکش؟

02:46.181 --> 02:47.391
‫چه انتخابِ برازنده‌ای!

02:47.850 --> 02:49.310
‫با خلق‌وخوی من سازگار نیست

02:49.685 --> 02:50.853
‫تو چی مورا؟

02:51.020 --> 02:52.313
‫تو انگار برای این نقش به‌دنیا اومدی

02:52.646 --> 02:53.939
‫شاید مکبث بهتر باشه

02:54.064 --> 02:55.232
‫می‌تونی نقش ملکه اسکاتلندی رو بازی کنی

02:55.399 --> 02:56.984
‫که خاندانش رو به تباهی و ویرانی می‌کشونه

02:57.318 --> 02:58.736
‫این یکی دیگه واقعاً برازنده‌ست

03:00.696 --> 03:04.033
‫تو رو با ویرانه‌هات تنها می‌ذارم، داداش

03:13.542 --> 03:15.419
‫مهمون دارید سرورم

03:15.586 --> 03:16.712
‫جیمز مکینی و پسرش

03:16.837 --> 03:18.297
‫ظاهراً کارِ مهمی دارند

03:19.048 --> 03:20.174
‫بگید بیاد داخل

03:23.135 --> 03:24.803
‫ارباب مکنزی آماده دیدار با شماست

03:29.099 --> 03:31.518
‫مکینی، چرا دوگل رو تنها گذاشتی؟

03:31.852 --> 03:34.313
‫اومدم اوضاع رو سروسامون بدم کالوم

03:35.022 --> 03:36.607
‫وای خدایا!

03:40.277 --> 03:43.948
‫پس اینطوری به سوگندت به
‫خاندان مکنزی وفادار می‌مونی؟

03:44.698 --> 03:47.868
‫من فقط می‌خوام چیزی که حقمه رو پس بگیرم

03:48.243 --> 03:50.079
‫از این به بعد من ارباب لیوخ‌ام

05:09.077 --> 05:12.577
‫« غریبه: هم‌خونِ من »

05:23.693 --> 05:31.693
‫« ترجمه از سحـر و نهـال »
‫.:: Sahar_Frb & iredprincess ::.

05:51.325 --> 05:52.576
‫جواب داد

05:53.160 --> 05:54.369
‫شمال حقیقی

05:59.625 --> 06:02.753
‫ارباب فرمودند تشریف ببرید اتاق‌شون

06:04.630 --> 06:06.465
‫فعلاً توی دوران قاعدگی‌ام

06:07.049 --> 06:09.093
‫این ماه یه بار دیگه هم این بهونه رو آوردی

06:12.721 --> 06:14.848
‫دستور داده شراب قرمز فرانسوی بیارند

06:18.477 --> 06:20.104
‫در شراب رو باز گذاشتند تا عطر و طعمش بهتر بشه

06:22.523 --> 06:24.274
‫پس بهتره بیشتر از این معطلش نکنم

06:51.260 --> 06:52.511
‫بیا تو

06:58.809 --> 07:00.477
‫ببخشید سرورم، من...

07:00.644 --> 07:02.479
‫نه، بیا بشین

07:07.401 --> 07:08.610
‫بشین نگاه کن

07:10.337 --> 07:12.573
‫جای شرمساری نیست بانوی من

07:13.866 --> 07:15.576
‫خیلی از زن‌ها توی این مورد
‫به راهنمایی نیاز دارند

07:20.581 --> 07:24.042
‫چه خوبه که استعدادهای کلفت جدید مطبخ‌مون

07:24.209 --> 07:26.003
‫فراتر از مطبخه

07:27.421 --> 07:29.840
‫یه همسر خوب باید از زنی که
‫نیازهای یه مرد رو می‌شناسه

07:30.299 --> 07:32.134
‫الگوبرداری کنه

07:32.759 --> 07:35.220
‫یاد می‌گیری که شوهرداری...

07:35.762 --> 07:37.097
‫فقط...

07:38.015 --> 07:39.766
‫سوختن و ساختن نیست

07:49.193 --> 07:50.944
‫اتاق‌ها رو بگردید

07:51.820 --> 07:53.697
‫بجنبید! یالا!

07:54.281 --> 07:57.409
‫بدون زبون هم می‌تونید به مکینی خدمت کنید

08:04.082 --> 08:05.000
‫پاشو

08:10.505 --> 08:12.424
‫همراه بقیه کلفت‌ها حبسش کنید

09:09.773 --> 09:12.276
‫به به عجب بساطی!

09:13.068 --> 09:14.569
‫پودینگ آلو هم داریم

09:15.279 --> 09:16.655
‫عاشقشم!

09:27.958 --> 09:29.084
‫وای!

09:30.085 --> 09:32.212
‫دستپخت آشپزت حرف نداره!

09:35.465 --> 09:38.176
‫من با بیشتر آدم‌های اینجا خصومتی ندارم

09:42.472 --> 09:44.016
‫بفرمایید بشینید

09:46.184 --> 09:47.185
‫استدعا می‌کنم

10:09.875 --> 10:11.710
‫قلعه الان در اختیار منه

10:13.503 --> 10:15.714
‫هر کسی به من وفادار باشه، می‌تونه بمونه

10:22.137 --> 10:25.390
‫مردی با تخصص حقوقیِ شما...

10:26.099 --> 10:27.726
‫به کارم میاد آقای گاون

10:28.435 --> 10:31.563
‫من به ارباب برحق خاندان مکنزی خدمت می‌کنم

10:32.356 --> 10:33.732
‫که اونم منم

10:40.155 --> 10:41.615
‫به سلامتی

10:54.294 --> 10:55.587
‫بانوی من

10:56.630 --> 10:58.382
‫گفتم شاید ملحفه و آب گرم نیاز داشته باشید

10:58.548 --> 10:59.591
‫عه...

11:00.342 --> 11:02.844
‫لطف کردی. ممنونم

11:04.554 --> 11:06.765
‫امیدوارم ارباب زیاد بهت فشار نیاورده باشه

11:07.682 --> 11:11.520
‫وظیفه‌ام بود و جز این انتظاری نبود

11:17.067 --> 11:18.568
‫از روی تجربه میگم،

11:19.069 --> 11:21.696
‫مردها از عادت ماهانه خوششون نمیاد

11:24.533 --> 11:26.201
‫ممنون از مهربونیت

11:27.202 --> 11:29.287
‫کمتر کسی باهام مهربون بوده

11:31.748 --> 11:32.749
‫اجازه هست بانوی من؟

11:32.916 --> 11:33.875
‫البته

11:35.127 --> 11:36.878
‫مرد مهربونی رو بین گرنت‌ها

11:37.754 --> 11:38.880
‫می‌شناختم

11:40.215 --> 11:42.092
‫مشاورشون بود، هنری

11:43.760 --> 11:45.595
‫مردی که منو دزدید رو می‌شناختی؟

11:47.222 --> 11:49.015
‫رابطه نزدیکی باهاش داشتم

11:49.766 --> 11:51.393
‫زیاد از زنش برام می‌گفت

11:51.935 --> 11:53.895
‫همیشه می‌گفت: «جولیای من»

11:54.813 --> 11:56.623
‫احتمالاً به همین دلیل تو رو با اون اشتباه گرفت

12:01.736 --> 12:03.280
‫چه مدت می‌شناختیش؟

12:03.989 --> 12:04.990
‫چند ماهی شد

12:06.074 --> 12:08.410
‫بعد از اینکه گرنت‌ها بهش گفتند زنش مُرده

12:09.453 --> 12:11.580
‫طفلکی از شدت غم داشت دق می‌کرد

12:12.456 --> 12:14.791
‫یه آویز سنت آنتونی همراهش بود

12:14.958 --> 12:16.418
‫فکر می‌کرد اون آویز، جولیاش

12:16.543 --> 12:18.378
‫و دختر کوچولوش کلیر رو برمی‌گردونه

12:19.463 --> 12:21.256
‫جوری آرومش می‌کرد که از عهده من خارج بود

12:24.593 --> 12:25.760
‫بااینحال فکرشم نمی‌کردم

12:25.927 --> 12:27.679
‫کارش به جایی برسه که زنِ یکی دیگه رو بدزده

12:29.097 --> 12:30.891
‫و برای همین آقای باگ منو فرستاد

12:31.308 --> 12:33.185
‫تا اگه برگشت زیر نظرش داشته باشم

12:34.561 --> 12:36.354
‫رگ خوابش دستِ خودمه

12:38.398 --> 12:39.483
‫خودتون رو بپوشونید بانوی من

12:39.983 --> 12:41.318
‫سرما می‌خورید ها!

12:42.736 --> 12:43.695
‫نگران نباشید

12:44.446 --> 12:47.949
‫اگه سر و کله‌اش پیدا بشه،
‫خودم حسابش رو می‌رسم

12:48.533 --> 12:49.451
‫ممنونم سیما

13:20.190 --> 13:21.358
‫بقیه رو زندونی کردیم

13:21.525 --> 13:23.109
‫این یکی توی مطبخ قایم شده بود

13:23.485 --> 13:27.239
‫پس این غذای خوشمزه
‫دستپخت ایشونه

13:27.948 --> 13:30.825
‫خیالت راحت، تو رو پیش خودمون نگه می‌داریم

13:31.493 --> 13:32.953
‫من خدمتگزار مکنزی‌هام

13:34.704 --> 13:36.122
‫همینطور که تا الان برای کالوم غذا می‌پختی

13:36.540 --> 13:38.583
‫از این به بعد برای من می‌پزی

13:41.294 --> 13:42.337
‫نه

13:48.051 --> 13:49.594
‫آدمت می‌کنم

13:51.846 --> 13:54.683
‫دست از سر زن‌هامون بردار، مکینی

13:56.142 --> 13:58.270
‫تو با من مشکل داری

13:58.562 --> 14:00.105
‫نه، اتفاقاً مشکلِ من...

14:00.855 --> 14:02.983
‫با شیوه‌ی اداره این قبیله‌ست

14:03.858 --> 14:05.277
‫خودتم می‌دونی اگه جیکوب سرخ‌مو

14:05.402 --> 14:08.071
‫اینقدر یهویی نمُرده بود، انتخابش من بودم

14:08.238 --> 14:10.740
‫اسم پدر منو توی این خونه به زبون نیار

14:13.118 --> 14:15.287
‫زن‌ها رو یه جای امن حبس کنید

14:16.413 --> 14:17.789
‫همراه من بیاید خانم‌ها

14:21.084 --> 14:22.460
‫نگران هم نباشید

14:24.671 --> 14:27.549
‫تا وقتی دردسر درست نکنید،
‫در امانید

14:31.303 --> 14:33.638
‫رابرت، بیا. بگیر بشین

14:36.224 --> 14:38.893
‫بیا یاد بگیر یه ارباب چطوری باید رفتار کنه

14:40.645 --> 14:42.439
‫کلیدها و خزانه رو تحویل بدید

14:42.939 --> 14:44.316
‫بیاید مثل آدم‌های متمدن پیش بریم

14:45.525 --> 14:46.735
‫منو بکش

14:48.778 --> 14:50.196
‫ولی دردی ازت دوا نمی‌کنه

14:51.489 --> 14:52.699
‫چی؟

14:52.866 --> 14:55.910
‫این ملک متعلق به خواهرم النه

14:57.996 --> 14:59.372
‫وجب‌به‌وجب

14:59.998 --> 15:01.166
‫سنگ به سنگ

15:01.333 --> 15:03.627
‫همه‌ش به نام النه

15:06.338 --> 15:07.714
‫برو بابا! دروغ میگی!

15:08.131 --> 15:10.342
‫سند مالکیتش هم ثبت شده

15:11.051 --> 15:12.677
‫- کی؟
‫- مگه مهمه؟

15:13.928 --> 15:15.597
‫سندش رسمی و قانونیه

15:16.765 --> 15:17.891
‫منو بکش

15:19.100 --> 15:20.852
‫اونوقت دیگه هیچی گیرت نمیاد

15:23.980 --> 15:25.649
‫سند رو برام بیارید

15:26.775 --> 15:27.859
‫یالا!

15:28.276 --> 15:29.361
‫توی اتاق کاره

15:29.527 --> 15:30.737
‫همراهش برو

15:44.584 --> 15:46.294
‫خواهرت الان کجاست؟

15:51.174 --> 15:52.801
‫الن هر کاری دلش بخواد می‌کنه

15:54.719 --> 15:58.807
‫هیچ‌وقت اهل این نبود که مثل
‫یه زن اشراف‌زاده رفتار کنه

16:13.071 --> 16:14.781
‫پیدات کردم

16:14.906 --> 16:16.449
‫مثل دفعه قبل توی محوطه

16:16.574 --> 16:18.159
‫همیشه یه جا قایم میشی

16:18.326 --> 16:20.245
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی از دست ما در بری، الن

16:35.218 --> 16:37.053
‫این یه بازی ساده‌ست دخترجان

16:37.512 --> 16:39.347
‫آخه من همیشه می‌بازم بابا

16:39.372 --> 16:41.583
‫چون کاری رو می‌کنی که فکر می‌کنی باید بکنی

16:43.059 --> 16:44.269
‫پشت ستون پیدات می‌کنند

16:44.436 --> 16:46.020
‫چون دخترها معمولاً همون‌جا قایم میشن

16:46.521 --> 16:47.605
‫بلد نیستی ازش بالا بری؟

16:47.772 --> 16:49.441
‫دخترها نباید از جایی بالا برن

16:49.607 --> 16:52.026
‫برای همینم برادرهات بالا رو نمی‌گردند

16:54.779 --> 16:56.531
‫از نظر اونا تو یه دختربچه‌ی ساده‌ای

16:57.532 --> 16:59.993
‫ولی تو بیشتر از این حرفایی، الن مکنزی

17:00.869 --> 17:02.245
‫تو فرزند اولِ منی

17:02.912 --> 17:04.038
‫هم‌خونمی

17:04.372 --> 17:06.082
‫ولی با همه‌ی اینا بازم یه دختربچه‌ام

17:06.249 --> 17:07.250
‫درسته

17:08.168 --> 17:09.586
‫و از همین علیه‌ت استفاده می‌کنند

17:10.503 --> 17:12.630
‫بهت میگن اجازه داری چه کارهایی بکنی
‫و چه کارهایی نه

17:13.131 --> 17:14.382
‫به جای اینکه بذارن خودِ واقعیت باشی

17:14.549 --> 17:16.342
‫برات تعیین تکلیف می‌کنند

17:19.971 --> 17:22.223
‫روباه وقتی شکارِ خرگوش میره

17:25.059 --> 17:26.853
‫توی دریاچه رو نمی‌گرده

17:27.604 --> 17:28.772
‫اینو همیشه یادت باشه

17:29.314 --> 17:30.565
‫چون...

17:31.524 --> 17:33.735
‫خرگوش‌ها شنا بلد نیستند

17:36.488 --> 17:37.363
‫دقیقاً

17:38.406 --> 17:40.867
‫بذار همین ناآگاهی‌شون
‫مایه نابودی‌شون بشه دخترم

17:51.753 --> 17:52.796
‫سرورم

17:53.379 --> 17:55.465
‫میشه قبل از رفتن‌‌تون چند کلمه صحبت کنیم؟

17:56.549 --> 17:59.135
‫نگران امنیت من نباش،
‫اتفاقی نمی‌افته

17:59.302 --> 18:01.471
‫بدتر از اینا رو هم پشت سر گذاشتم

18:01.888 --> 18:02.972
‫موضوع این نیست

18:03.556 --> 18:06.351
‫البته که دعا می‌کنم زودتر برگردید خونه

18:09.479 --> 18:11.940
‫کلفت جدیدمون پریشونم می‌کنه

18:12.982 --> 18:15.068
‫چون از گرنت‌هاست،
‫خاطراتِ اون اتفاقِ وحشتناک رو

18:15.235 --> 18:16.402
‫برام زنده می‌کنه

18:17.278 --> 18:18.363
‫چطور مگه؟

18:19.989 --> 18:21.741
‫وقتی چهره‌اش رو می‌بینم

18:21.908 --> 18:23.952
‫یادِ اون مردِ دیوونه‌ای میفتم که
‫می‌خواست منو بدزده

18:26.204 --> 18:27.872
‫نمیشه پسش بفرستید؟

18:28.289 --> 18:30.375
‫شاید گرنت‌ها از برگشتنش استقبال کنند

18:31.668 --> 18:33.127
‫دختره همین‌جا می‌مونه

18:33.711 --> 18:35.880
‫استعدادهای خاصی داره

18:36.047 --> 18:38.842
‫در واقع قراره در غیابِ من
‫حواسش بهت باشه

18:39.634 --> 18:40.844
‫تا از هر خطری در امان بمونی

18:42.136 --> 18:44.764
‫ولی میزری که برای خونه طلسم محافظتی گذاشته

18:44.931 --> 18:48.101
‫خب زنِ تنها ممکنه قربانیِ
‫تصمیم‌های نسنجیده بشه

18:48.268 --> 18:53.022
‫پس سیما حواسش هست که در امان باشی
‫و وفادار بمونی

18:56.109 --> 18:57.944
‫هر چی شما بفرمایید، سرورم

18:59.237 --> 19:00.321
‫خوبه

19:15.879 --> 19:17.130
‫کیلبِ بیچاره

19:17.422 --> 19:18.590
‫خدا بهمون رحم کنه

19:18.715 --> 19:20.049
‫حرف نباشه!

19:20.174 --> 19:20.842
‫بجنبید!

19:37.734 --> 19:39.193
‫شمشیر و خنجرش رو بردار

19:39.736 --> 19:40.945
‫زود باش

19:46.284 --> 19:47.327
‫بدویید

20:05.803 --> 20:08.097
‫این دیگه چه کاری بود؟

20:08.264 --> 20:12.602
‫- هیس!
‫- چرا همچین حماقتی کردی؟

20:12.977 --> 20:14.145
‫می‌خواست ما رو ببره یه جای امن

20:14.312 --> 20:15.980
‫مکینی گفت کاری به کارمون نداره

20:16.147 --> 20:18.024
‫یعنی حرف اون جنایتکاری که
‫نگهبان‌هامون رو کشته

20:18.191 --> 20:20.318
‫و می‌خواد لیوخ رو از چنگمون دربیاره،
‫باور می‌کنی؟

20:20.735 --> 20:23.112
‫جونِ تو ذره‌ای براش اهمیت نداره

20:23.279 --> 20:24.656
‫الان اگه بفهمند یکی از افرادشون

20:24.781 --> 20:25.615
‫ناپدید شده چی؟

20:25.782 --> 20:26.950
‫توی قلعه‌ی به این بزرگی

20:27.116 --> 20:28.451
‫با این همه راهرو و اتاق؟

20:28.868 --> 20:29.994
‫اگه کمکی از دستت برنمیاد

20:30.119 --> 20:32.080
‫بگیر بشین و دهنت رو ببند

20:37.961 --> 20:39.462
‫مردها تمام تجهیزات رو بردند جنگ

20:39.629 --> 20:40.588
‫آره

20:41.005 --> 20:42.423
‫کالوم رو می‌کشه

20:42.757 --> 20:43.716
‫فعلاً نه

20:44.258 --> 20:46.177
‫چون بهم نیاز داره تا سند رو به نامش بزنم
‫یا زنش بشم

20:46.803 --> 20:48.304
‫تا وقتی من آزاد باشم،
‫شوهرت زنده می‌مونه

20:48.429 --> 20:50.974
‫تا جنگ تموم نشه و قیام نخوابه،

20:51.391 --> 20:52.475
‫مردها برنمی‌گردن

20:52.642 --> 20:54.227
‫بیایید دعا کنیم که فقط برگردند

20:54.394 --> 20:55.645
‫آمین

20:56.270 --> 20:58.690
‫خب پس باید خودمون دست‌به‌کار بشیم

20:59.315 --> 21:00.108
‫همین‌جا منتظر بمونید

21:14.914 --> 21:17.375
‫تو اینجا رو زیر نظر داشته باش،
‫من اونور رو می‌گردم

22:10.178 --> 22:11.596
‫تمام خروجی‌ها تحت نظرند

22:12.722 --> 22:13.848
‫پس عین موش تو تله افتادیم

22:14.015 --> 22:15.808
‫نخیر. ما مکنزی‌ایم

22:16.392 --> 22:17.769
‫من که نیستم

22:18.269 --> 22:19.270
‫این درگیری به من ربطی نداره

22:19.437 --> 22:21.105
‫اصلاً من نباید اینجا باشم

22:21.230 --> 22:23.649
‫نکنه یادت رفته زن برادرمون شدی؟

22:24.692 --> 22:27.612
‫مکینی با خاندان شما خرده‌حساب داره

22:27.779 --> 22:28.696
‫پس راهت رو بکش و برو

22:29.405 --> 22:30.573
‫این موضوع رو برای افرادش توضیح بده

22:31.324 --> 22:33.367
‫ببین گرنت‌زاده‌بودنت چقدر
‫می‌تونه ازت دفاع کنه

22:34.077 --> 22:35.119
‫چند نفر همراهش هستند؟

22:35.453 --> 22:36.954
‫پنج نفر همراهش وارد تالار شدند

22:37.413 --> 22:38.664
‫دو نفر هم بیرون گشت می‌زنند

22:38.831 --> 22:40.917
‫نکنه افراد دیگه‌ای هم آورده که ندیدیم؟

22:41.834 --> 22:42.794
‫نه

22:43.294 --> 22:44.420
‫مکینی وحشیه

22:44.879 --> 22:46.589
‫اگه افراد بیشتری داشت، همه رو می‌آورد

22:47.131 --> 22:48.841
‫با تعداد بیشتری به قلعه حمله می‌کرد

22:49.884 --> 22:52.553
‫افراد زیادی تحت فرمانش هستند
‫ولی بااینحال فقط عده‌ای رو آورده

22:53.221 --> 22:54.138
‫آخه چرا؟

22:55.056 --> 22:57.892
‫شاید بقیه حاضر نبودند
‫علیه مکنزی‌ها حرکتی بزنند؟

22:58.976 --> 23:00.603
‫نه، یه دلیل دیگه داره

23:01.979 --> 23:04.107
‫هفت‌ نفر همراهش بودند و الان شدند شش‌تا

23:04.273 --> 23:05.775
‫فعلاً براساس چیزهایی که می‌دونیم پیش میریم

23:07.902 --> 23:09.195
‫از نظر مکینی

23:09.612 --> 23:11.405
‫ما هم مثل بقیه زن‌ها

23:12.240 --> 23:14.867
‫موجودات ضعیفی هستیم که وظیفه‌شون
‫خدمتگزاری و فرمان‌برداریه

23:15.409 --> 23:17.703
‫زن‌هایی که بدون مردهاشون
‫پناهی ندارند

23:18.704 --> 23:20.873
‫همین ناآگاهیش نقطه ضعفشه

23:21.833 --> 23:24.085
‫جاهایی دنبالمون می‌گرده
‫که از نظرش جای زن‌هاست

23:24.877 --> 23:25.837
‫مطبخ

23:26.003 --> 23:27.130
‫اتاق خواب

23:27.547 --> 23:28.464
‫گوشه‌وکنارها

23:29.298 --> 23:31.843
‫فکر می‌کنه ما مثل خرگوش‌ها
‫از ترس به لونه‌هامون پناه بردیم

23:32.593 --> 23:33.886
‫ازمون می‌خوای چیکار کنیم؟

23:34.804 --> 23:36.722
‫چراغ موشی نیاز داریم

23:53.865 --> 23:56.409
‫پروردگارا، به حکمت و نیکویی بی‌کرانت،

23:57.160 --> 23:59.328
‫به من شجاعت رویارویی با هرچه پیش آید عطا کن

24:07.420 --> 24:09.881
‫الن، تو همیشه شجاع‌ترین‌مون بودی

24:11.632 --> 24:15.469
‫همونی که بابا مطمئن بود از
‫پس کارهایی برمیاد که بقیه نمیان

24:16.929 --> 24:18.848
‫همیشه الگوم بودی

24:22.185 --> 24:24.437
‫و منم همیشه تو رو تحسین می‌کردم

24:25.813 --> 24:27.481
‫- واقعاً؟
‫- آره

24:29.525 --> 24:32.612
‫تو بهم یاد دادی عشق بی‌قید و شرط یعنی چی

24:34.780 --> 24:36.157
‫و اینکه چطوری ببخشم

24:36.991 --> 24:38.993
‫وقتی غرورم بخشیدن رو جایز نمی‌دونه

24:40.703 --> 24:42.288
‫بیش از اونچه بتونم به یاد بیارم

24:42.705 --> 24:44.624
‫بهت غبطه خوردم

24:45.833 --> 24:47.084
‫پس لطفاً

24:49.295 --> 24:51.172
‫منو یه موجود ضعیف

24:51.339 --> 24:53.633
‫یا شکننده نبین

24:54.592 --> 24:55.551
‫هرگز

24:56.719 --> 24:58.596
‫می‌خوام هر کاری از دستم برمیاد

24:59.847 --> 25:01.098
‫انجام بدم

25:03.100 --> 25:04.101
‫پس فرصتش رو بهت میدم

25:10.233 --> 25:11.275
‫افرادم

25:11.651 --> 25:13.277
‫خواهرت رو پیدا می‌کنند

25:14.195 --> 25:15.404
‫و وقتی پیداش کنند

25:15.571 --> 25:17.406
‫مجبورش می‌کنم ملک رو به نام من بزنه

25:18.699 --> 25:19.784
‫وگرنه به‌خدا قسم

25:20.493 --> 25:22.203
‫کاری می‌کنم ناچار شه زنم بشه

25:22.495 --> 25:24.705
‫اگه جرئت همچین کاری رو داری پس واقعاً
‫شجاعی

25:25.414 --> 25:26.540
‫باور کن

25:27.541 --> 25:28.918
‫اصلاً حق انتخابی بهش نمیدم

25:29.043 --> 25:30.753
‫تو جلوی من زانو زدی

25:32.505 --> 25:33.965
‫و سوگند وفاداری خوردی

25:34.840 --> 25:37.051
‫یه مشت چرندیاتی بود که
‫بین دو ابله رد و بدل شد

25:37.218 --> 25:38.886
‫البته در برابر خدا و قبیله

25:39.262 --> 25:41.138
‫خدا همون وقتی که جیکوب سرخ‌مو

25:42.014 --> 25:44.016
‫موقع همبستر شدن با خدمتکارش
‫مُرد، این خاندان رو رها کرد

25:44.041 --> 25:45.376
‫کافیه!

25:52.608 --> 25:54.193
‫اینم از اربابِ قبیله‌تون

25:55.194 --> 25:56.946
‫نگاهش کن

25:57.363 --> 25:59.573
‫رعایا در خفا از ضعیف‌بودنت میگن

25:59.991 --> 26:01.075
‫دلشون به حالت می‌سوزه

26:01.242 --> 26:03.661
‫لطفاً بس کنید. آخ!

26:06.038 --> 26:07.623
‫بابا، می‌خوای خلاصش کنم؟

26:07.790 --> 26:08.666
‫فعلاً نه

26:09.333 --> 26:10.751
‫هنوز به کارمون میاد

26:10.918 --> 26:12.086
‫وقتی دوگل برگرده...

26:12.253 --> 26:14.171
‫برادرت یا تا الان مُرده

26:15.047 --> 26:16.173
‫یا به زودی می‌میره

26:16.799 --> 26:18.009
‫دوگل جنگجوئه

26:18.134 --> 26:20.219
‫جنگجو بودنش هم نمی‌تونه از
‫چیزی که در پیشه نجاتش بده

26:20.761 --> 26:22.054
‫منظورت چیه؟

26:23.097 --> 26:26.350
‫لووات به پادشاه اعلام وفاداری کرده

26:26.642 --> 26:27.768
‫دروغه!

26:28.561 --> 26:30.104
‫افرادش همراه نیروهای ما
‫از اینجا رفتن

26:30.271 --> 26:32.189
‫پس به نظرت چرا الان دست‌به‌کار شدم؟

26:33.274 --> 26:35.318
‫چون جنگجوهات دارن به استقبال مرگشون میرن

26:35.484 --> 26:37.486
‫و گمان می‌کنند قهرمان‌اند

26:38.321 --> 26:39.363
‫با چشم‌های خودم دیدم که

26:39.947 --> 26:42.533
‫لووات با آرگایل هم‌پیمان شد

26:43.951 --> 26:46.370
‫کارِ خاندانت ساخته‌ست، کالوم

26:47.413 --> 26:49.790
‫و اونقدر زنده می‌مونی که
‫خودت از نزدیک شاهدش باشی

27:09.185 --> 27:10.269
‫جلو نیا!

27:10.436 --> 27:12.188
‫دستت به من نخوره ها!

27:14.982 --> 27:15.983
‫آخ!

27:16.525 --> 27:17.610
‫اشتباه کردی اومدی اینجا

27:17.735 --> 27:18.736
‫آخ!

27:22.573 --> 27:23.866
‫بیا این‌طرف ببینم!

27:24.742 --> 27:25.659
‫راه بیفت

27:26.535 --> 27:28.579
‫مکینی تو رو زنده می‌خواد

27:29.372 --> 27:31.582
‫منتها نگفت دست روت بلند نکنم

27:40.049 --> 27:41.592
‫پشیمونت می‌کنم

27:48.557 --> 27:49.975
‫زنیکه‌ی بی‌حیا!

27:50.101 --> 27:53.229
‫جوری به حسابت می‌رسم که
‫به پام بیفتی!

27:53.396 --> 27:54.605
‫تایتوس!

27:55.064 --> 27:56.107
‫فراکس!

27:59.443 --> 28:01.070
‫تو رو خدا بذار بیام بیرون!
‫به پات می‌افتم!

28:01.237 --> 28:03.072
‫- بگیریدش
‫- وای! نه!

28:20.089 --> 28:21.632
‫یکی دیگه رو هم کشتی؟

28:22.883 --> 28:25.719
‫مکینی بالاخره جنازه‌ها رو پیدا می‌کنه

28:27.847 --> 28:29.306
‫داری اوضاع رو خراب‌تر می‌کنی

28:29.640 --> 28:31.016
‫تهش که پیدامون می‌کنه

28:32.059 --> 28:34.770
‫مکینی و دارودسته‌ش
‫بی‌اجازه ریختن توی قلعه

28:37.106 --> 28:39.442
‫وقتشه همون‌طوری که لایقشونه
‫از خجالتشون دربیایم

28:39.608 --> 28:42.361
‫الن، این کارها رو بی‌جواب نمیذارن ها

28:44.989 --> 28:47.366
‫این انتقام‌جویی هم فقط اونا رو…

28:47.533 --> 28:48.451
‫آره

28:51.162 --> 28:53.330
‫روباهِ گرسنه
‫هوش و حواس نداره

28:57.877 --> 29:00.296
‫این مردها عرضه ندارن
‫یه زن رو پیدا کنن

29:00.463 --> 29:03.132
‫الن تموم سوراخ‌سنبه‌های قلعه رو بلده

29:03.257 --> 29:04.091
‫آره

29:05.092 --> 29:06.343
‫خب، بذار پیداش کنم،

29:06.760 --> 29:08.679
‫جوری رامش می‌کنم که ادب شه

29:08.846 --> 29:11.223
‫چند ضربه شلاق کارسازه

29:14.602 --> 29:16.103
‫دستت بهش بخوره،

29:16.854 --> 29:18.439
‫دمار از روزگارت درمیارم

29:20.232 --> 29:21.859
‫چی؟ تو؟

29:23.194 --> 29:25.446
‫یه نگاه به خودت بنداز!

29:26.155 --> 29:30.284
‫نه، من نه

29:32.077 --> 29:33.370
‫یه مردِ دیگه

29:34.497 --> 29:35.831
‫که قراره بیاد دنبالش

29:36.415 --> 29:39.210
‫بعضی پیوندها از نسبت خونی و

29:39.502 --> 29:41.253
‫هر سوگندی ریشه‌دارترن

29:42.922 --> 29:44.256
‫داداشت رو میگی؟

29:45.216 --> 29:46.342
‫من که گفتم،

29:47.218 --> 29:49.720
‫دوگل فرسنگ‌ها دورتر داره
‫فدای یه قیام بی‌سرانجام میشه

29:49.887 --> 29:51.055
‫دوگل نه

29:52.306 --> 29:55.559
‫حتی خودِ خدا هم

29:55.726 --> 29:59.021
‫جلودار این مردی نیست که
‫قراره بیاد دنبال الن

29:59.480 --> 30:00.981
‫منظورش چیه، پدر؟

30:04.026 --> 30:05.277
‫خالی‌بندیه

30:05.653 --> 30:06.862
‫چشم تو چشم که شدید…

30:08.030 --> 30:09.532
‫آرزو می‌کنی کاش خالی بسته بودم

30:22.211 --> 30:23.420
‫ارواح و

30:24.004 --> 30:25.798
‫قصه‌های جن و پری…

30:27.091 --> 30:29.093
‫جز این چیز دیگه‌ای نیست
‫باهاش رجز بخونی؟

30:29.843 --> 30:31.136
‫خواهیم دید

30:40.187 --> 30:41.480
‫عین مور و ملخ همه‌جا رو گرفتن!

30:41.647 --> 30:43.440
‫هر جا یه سرخ‌پوش پیدا شد،
‫بدون صد تای دیگه‌شون تو راهن

30:43.566 --> 30:46.068
‫آره، گشتی‌ها که برای گزارش برنگردن،
‫بقیه‌شون راه میفتن پی ردشون

30:46.569 --> 30:47.945
‫درنگ جایز نیست

30:55.744 --> 30:57.371
‫نه. لو رفتیم!

30:57.538 --> 30:58.956
‫فرار کنید! قایم شید!

31:07.673 --> 31:08.799
‫الان!

31:11.051 --> 31:12.052
‫خنجرهاتون رو دربیارید!

31:23.772 --> 31:26.233
‫این هم از این، تموم شد

31:26.817 --> 31:28.485
‫این هم از استقبال گرم مکنزی‌ها

31:39.121 --> 31:40.789
‫به‌اندازه‌ی کافی فرز نبودم

31:57.306 --> 31:58.557
‫کفنم…

31:59.266 --> 32:02.061
‫توی صندوقچه‌ی بلوطِ توی اتاقمه

32:04.188 --> 32:06.982
‫روی مزارم گل‌ خلنگ بکارید

32:07.149 --> 32:08.359
‫باشه، چشم

32:08.692 --> 32:09.818
‫به.. امبروز بگو…

32:09.985 --> 32:11.070
‫بهش میگم عاشقشی

32:11.570 --> 32:14.281
‫- الن…
‫- هیس. هیس، آروم

32:14.823 --> 32:17.785
‫هیس، هیس

32:17.910 --> 32:20.371
‫تو از همه‌ی ما شجاع‌تر بودی، خواهر

32:23.874 --> 32:26.251
‫فقط لتیشا توی این قلعه حامله نیست

32:28.545 --> 32:32.633
‫اگه دختر بشه، اسم تو رو میذارم روش

32:32.800 --> 32:33.717
‫تو هم…

32:37.513 --> 32:39.056
‫جنت فریزر

32:45.646 --> 32:49.149
‫باهام دعا می‌خونی؟

32:55.864 --> 33:00.327
‫درود بر تو، ای مریم،
‫ای دریای رحمت الهی، خداوند با توست

33:00.494 --> 33:02.454
‫در میان همۀ زنان خجسته هستی و

33:02.579 --> 33:03.580
‫مطهر است ثمره‌ی…

33:03.747 --> 33:06.083
‫ثمره‌ی دامان پاکت، عیسی مسیح

33:19.471 --> 33:21.223
‫شفیع ما گنه‌کاران باش…

33:32.192 --> 33:33.402
‫بسه

33:34.653 --> 33:35.863
‫دیگه کافیه

33:38.031 --> 33:39.366
‫این خون و خون‌ریزی

33:39.783 --> 33:40.743
‫باید تموم بشه

33:41.452 --> 33:42.995
‫کجا میری؟

33:45.581 --> 33:47.166
‫من گرنت‌زاده‌ام

33:49.042 --> 33:51.462
‫ترجیح میدم با مکینی
‫سر جونم معامله کنم…

33:53.172 --> 33:54.757
‫تا اینکه کنارِ شماها جون بدم

34:23.577 --> 34:24.870
‫قبلاً اونجا رو گشتیم

34:57.486 --> 34:58.403
‫دوباره

34:58.570 --> 34:59.988
‫همه‌ش تیرم خطا میره!

35:00.155 --> 35:00.948
‫آره

35:01.573 --> 35:03.367
‫معضل دقیقاً همین خشمته

35:04.201 --> 35:05.494
‫خشم عقل رو زایل می‌کنه

35:09.414 --> 35:11.166
‫شکارچی ماهر صبوره و

35:11.583 --> 35:12.709
‫باحوصله؛

35:12.876 --> 35:14.795
‫فقط وقتی زه رو می‌کشه که
‫از شکارش مطمئن باشه

35:25.264 --> 35:28.684
‫خشم بهت قدرت کاذب میده،
‫درعوض نشونه‌گیریت رو تباه می‌کنه

35:29.685 --> 35:31.019
‫وقتِ شکار، دخترکم،

35:31.562 --> 35:34.273
‫یه تیرِ خطا مساویه با مرگ

36:18.150 --> 36:20.235
‫باید بیشتر از اینا
‫از خودت مایه بذاری، کالوم

36:20.402 --> 36:21.945
‫دار و ندارم فقط همینه

36:22.362 --> 36:23.697
‫آقای مکینی

36:24.781 --> 36:26.366
‫تو از کجا پیدات شد؟

36:27.284 --> 36:28.744
‫آقای مکینی،

36:29.786 --> 36:31.580
‫اصل و نسب من رو می‌شناسید، جناب؟

36:33.206 --> 36:34.124
‫نه؟

36:35.584 --> 36:37.502
‫من اصالتاً از خاندان گرنتم،

36:38.837 --> 36:40.213
‫تازه چند وقته

36:40.589 --> 36:42.966
‫به عقدِ دوگل مکنزی دراومدم

36:43.342 --> 36:44.343
‫آهان

36:44.509 --> 36:46.011
‫عرض تسلیت

36:48.055 --> 36:50.515
‫اما اگه یاد بگیری سربه‌زیر باشی…

36:52.476 --> 36:55.103
‫عاقبت‌به‌خیر میشی

36:55.938 --> 36:57.356
‫بگو ببینم الن کجاست؟

36:57.522 --> 36:59.358
‫بقیه‌ی زن‌ها چی؟

37:01.568 --> 37:03.403
‫اشتباه متوجه شدید، جناب

37:03.904 --> 37:05.405
‫به پشتوانه‌ی قدرتِ خاندان گرنت
‫بهت اخطار میدم

37:05.572 --> 37:09.368
‫همین حالا شمشیرت رو بندازی، بی‌سروصدا بری،
‫من هم به داییم نمیگم

37:09.534 --> 37:11.161
‫امشب چه حماقتی کردید

37:11.328 --> 37:12.788
‫اون‌وقت شاید از سر تقصیراتت بگذره

37:14.539 --> 37:16.375
‫زبونِ درازت رو

37:16.792 --> 37:18.210
‫از بیخ می‌بُرم

37:21.046 --> 37:22.839
‫دیدی، رابرت؟

37:22.965 --> 37:26.426
‫عاقبتِ اینکه یه چلاق و بی‌غیرت

37:26.593 --> 37:28.512
‫زمامدار قبیله باشه اینه

37:30.055 --> 37:33.684
‫میشه یه قبیله پُر از
‫ضعیفه‌های سرتق و یاغی که

37:34.351 --> 37:35.978
‫باید نشوندشون سرِ جاشون

37:36.144 --> 37:39.439
‫بار آخره ازت می‌پرسم…

37:40.399 --> 37:43.986
‫الن مکنزی کجاست؟

37:45.487 --> 37:47.239
‫نمی‌دونم!

37:48.657 --> 37:50.367
‫بااین‌حال، افرادم موقع گشتن پی این زن،

37:50.534 --> 37:52.327
‫یکی‌یکی آب میشن میرن توی زمین

37:53.996 --> 37:57.040
‫خدایا، خداوندا، کجان این افرادِ من؟

37:59.626 --> 38:01.962
‫اونجاست! از سر جات تکون نخور!

38:22.649 --> 38:24.526
‫دیگه راه فراری نداری، دخترجون

38:33.076 --> 38:35.245
‫فقط داری از سرنوشتت فرار می‌کنی

38:47.215 --> 38:48.925
‫این دیگه چه کوفتیه؟

39:32.135 --> 39:34.846
‫کمونت رو بیار پایین
‫وگرنه خونش گردنِ توئه

39:35.138 --> 39:36.431
‫خودش راهش رو از ما جدا کرد

39:37.099 --> 39:38.767
‫این تیر سینه‌ی جفتتون رو می‌شکافه

39:38.934 --> 39:39.893
‫الن!

39:40.060 --> 39:41.978
‫دندون تیز کردی برای مِلک و املاکِ مکنزی‌ها؟

39:42.562 --> 39:43.939
‫مرد باش و سینه سپر کن

39:44.523 --> 39:46.274
‫بابات بد تربیتت کرده

39:47.192 --> 39:49.945
‫تو گوشت خونده که تافته‌ی جدابافته‌ای

39:50.112 --> 39:51.863
‫همین هم سرت رو به باد میده

39:52.781 --> 39:55.826
‫فقط ظاهر قضیه رو می‌بینی

39:57.744 --> 39:59.579
‫آخ!

40:10.674 --> 40:12.551
‫خرگوش‌ها هم شنا بلدن

40:30.527 --> 40:32.320
‫تمرینات بابا سرِ بزنگاه به کارت اومد

40:32.487 --> 40:33.321
‫آره

40:34.281 --> 40:35.574
‫همیشه همین‌طور بوده

40:36.658 --> 40:38.285
‫تو چشمت رو روش بسته بودی

40:39.035 --> 40:40.954
‫شانس آوردیم می‌دونستی چیکار کنی

40:41.121 --> 40:42.330
‫گلنا، به زخم ند برس

40:42.497 --> 40:44.332
‫- چشم
‫- یه خراش ساده‌ست

40:44.749 --> 40:45.709
‫الن!

40:47.711 --> 40:49.880
‫مکینی قبل اینکه به درک واصل شه،
‫حقیقت رو گفت

40:50.046 --> 40:52.632
‫گفت لووات رنگ عوض کرده و
‫رفته زیرِ بیرق تاج‌وتخت

40:52.799 --> 40:53.925
‫شاید چرت‌وپرت گفته

40:54.092 --> 40:56.094
‫چرا باید دروغ سر هم می‌کرد
‫وقتی می‌دونست پیروزِ مِیدونه؟

40:58.180 --> 41:00.098
‫واسه همین هم با چند نفر بیشتر نیومد

41:01.057 --> 41:02.559
‫تازه دوزاریم افتاد قضیه چی بوده

41:03.476 --> 41:05.604
‫باقی افرادش قاتی مکنزی‌ها شدن
‫تا به‌وقتش بهمون ضربه بزنن

41:05.770 --> 41:08.565
‫آره، نقاب به چهره زدن تا لحظه‌ای که
‫نیروهای ما بیفتن توی کمین

41:08.732 --> 41:10.775
‫لووات بهش وعده‌ی خون‌وخون‌ریزی داده بود

41:10.942 --> 41:13.278
‫مکینی می‌دونست مردان قلعه‌مون
‫زنده از میدون برنمی‌گردن

41:13.445 --> 41:14.905
‫برایان هم در رکاب لوواته

41:15.447 --> 41:17.199
‫دوگل هم بی‌خبر داره میره توی تله

41:17.866 --> 41:19.284
‫اگه اون فریزرزاده هم
‫دستی توی این توطئه…

41:19.409 --> 41:20.493
‫محاله

41:21.328 --> 41:23.288
‫برایان فریزر هیچ شباهتی به پدرش نداره

41:39.304 --> 41:40.305
‫چی شده؟

41:40.472 --> 41:41.681
‫به گشت سرخ‌پوش‌ها خوردیم

41:42.766 --> 41:43.892
‫حسابشون رو رسیدیم

41:44.434 --> 41:45.560
‫بیشترشون رو کشتیم

41:45.727 --> 41:46.853
‫ولی چند تاشون در رفتن

41:49.064 --> 41:50.190
‫در رفتن؟

41:51.483 --> 41:52.984
‫جامون رو گزارش میدن

41:53.693 --> 41:54.903
‫باید نقشه‌مون رو عوض کنیم

41:55.070 --> 41:57.864
‫برایان، مورتا، افراد فریزر رو به خط کنید

41:58.740 --> 42:00.116
‫پدر…

42:00.283 --> 42:02.410
‫فراری‌ها نیروی تازه‌نفس
‫میارن لب جاده‌ی اصلی

42:03.411 --> 42:04.704
‫باید قشون رو دو نصف کنیم

42:04.871 --> 42:05.789
‫نصف؟

42:06.122 --> 42:07.249
‫این‌طوری تضعیف میشیم

42:07.666 --> 42:09.709
‫قشون رو دو نصف می‌کنیم و
‫از دو جناح میریم

42:10.001 --> 42:11.253
‫نمی‌تونن هم‌زمان دنبال جفتمون بیفتن

42:11.670 --> 42:12.879
‫ما از مسیر دریاچه میریم

42:13.046 --> 42:14.965
‫در هر صورت مقصدمون اینورنسه

42:15.131 --> 42:16.383
‫عقل حکم می‌کنه پیش هم باشیم

42:16.549 --> 42:18.218
‫که صاف بریم تو قتلگاه پادگان؟

42:18.635 --> 42:21.471
‫شما از جاده‌ی دروورز برید.
‫طولانی‌تره اما امنیت داره.

42:21.638 --> 42:22.889
‫ما از شمال شبیخون می‌زنیم

42:23.056 --> 42:24.683
‫شما هم از جنوب حواسشون رو پرت کنید

42:24.849 --> 42:26.518
‫- بهتر نیست که…
‫- برایان

42:28.311 --> 42:31.273
‫برایان… اگه دستمون رو بخونن،
‫کارمون تمومه

42:31.398 --> 42:33.858
‫همه منتظرن از جاده‌ی اصلی حمله کنیم

42:34.651 --> 42:36.903
‫من دوبرابرِ سن تو، توی جنگ شمشیر زدم

42:37.195 --> 42:39.281
‫به تدبیرم اعتماد کن، مکنزی

42:40.490 --> 42:43.493
‫از کِی تا حالا جون مکنزی‌ها
‫واسه جنابعالی این‌قدر عزیز شده؟

42:44.244 --> 42:46.329
‫خب، امروز همه‌مون
‫زیر یه بیرق مشترک شمشیر می‌زنیم

42:47.497 --> 42:48.915
‫اگه خدا بخواد،

42:49.833 --> 42:52.002
‫قبل از اینکه قوای کمکی دشمن از راه برسه،

42:52.544 --> 42:53.628
‫توی اینورنس می‌بینمتون

42:56.756 --> 42:58.091
‫قرارمون میدون نبرد

43:01.303 --> 43:02.220
‫آره

43:03.388 --> 43:05.348
‫چند تا از این انگلیسی‌ها رو
‫واسه تو نگه می‌دارم

43:08.560 --> 43:10.979
‫جنگ عجیب همه رو با هم متحد می‌کنه

43:11.896 --> 43:14.983
‫سابقه نداشته پدرت رو
‫این‌قدر خوش‌اخلاق ببینم

43:15.483 --> 43:16.568
‫هوم

43:26.369 --> 43:29.247
‫اومدی تدبیر نظامی پدرت رو
‫ببری زیر سؤال؟

43:29.956 --> 43:31.291
‫اومدم ببینم چی تو سرته

43:31.458 --> 43:34.002
‫فلسفه‌بافی مال اهل سواده.
‫سرباز فقط باید بگه چشم.

43:34.169 --> 43:36.504
‫هیچ‌وقت از مسیر دریاچه
‫نرفتیم سمتِ اینورنس

43:37.213 --> 43:38.506
‫تا حالا هم پیش نیومده بود

43:38.631 --> 43:40.675
‫سرخ‌پوش‌ها جامون رو لو بدن

43:41.259 --> 43:43.261
‫مکنزی‌ها شمشیرزن‌های قَدَری‌ان

43:43.678 --> 43:45.638
‫جداکردنِ قشون
‫جفتمون رو تضعیف می‌کنه

43:45.805 --> 43:46.848
‫مطمئنی؟

43:47.015 --> 43:48.308
‫شاید هم تضمینیه که اگه ورق برگشت،

43:48.433 --> 43:50.101
‫لااقل نصف قشونمون زنده می‌مونه

43:50.226 --> 43:51.936
‫از کی تا حالا جون مکنزی‌ها
‫برات مهم شده؟

43:52.103 --> 43:53.396
‫حواست رو جمع کن، پسرجون

43:53.563 --> 43:55.899
‫تا همین‌جاشم اون قبیله
‫زیادی افسارت رو دست گرفته

43:56.524 --> 43:57.859
‫یکی‌شون

43:58.526 --> 43:59.611
‫نه کل قبیله

44:00.153 --> 44:01.029
‫بله

44:01.196 --> 44:02.822
‫الن مکنزی

44:03.198 --> 44:05.200
‫سالم و سلامت توی لیوخه

44:05.325 --> 44:07.327
‫درحالی‌که مردها دارن پای آرمانمون پرپر میشن

44:07.660 --> 44:08.620
‫تو اسم‌ورسم من رو یدک می‌کشی

44:08.787 --> 44:10.955
‫همچین موهبتی نصیب هر حرومزاده‌ای نمیشه

44:11.498 --> 44:12.707
‫ولی بهم اعتماد نداری

44:13.083 --> 44:14.000
‫اعتماد؟

44:14.709 --> 44:16.503
‫تو حاضری دختره رو به هم‌خونِ خودت ترجیح بدی

44:16.669 --> 44:18.588
‫واسه همینه که
‫نمیشه روت حساب کرد

44:20.590 --> 44:21.966
‫دردت همینه پس؟

44:22.133 --> 44:24.761
‫دردم اینه که عشق‌وعاشقی
‫مردها رو ذلیل می‌کنه

44:25.220 --> 44:28.306
‫چشمشون رو روی وظایفشون می‌بنده

44:29.099 --> 44:31.768
‫جنگ تلفات داره، برایان

44:32.143 --> 44:34.187
‫تلفاتش هم همیشه
‫توی میدون نبرد نیست

44:36.731 --> 44:39.150
‫قشون منتظر شنیدن حرف‌های شماست

44:39.859 --> 44:41.027
‫بسیارخب

44:41.528 --> 44:43.446
‫قبل اینکه بتازیم،
‫چند کلمه باهاشون حرف دارم

44:43.905 --> 44:45.323
‫موقع حرکت هم

44:46.032 --> 44:47.283
‫تو همراه من میای

44:47.450 --> 44:49.661
‫وقتشه طرز فکر یه رهبر واقعی رو یاد بگیری

44:51.621 --> 44:53.206
‫من با مورتا میام

44:56.376 --> 44:57.544
‫هر طور میلته

44:58.211 --> 44:59.963
‫ولی یادت نره توی جنگ،

45:00.547 --> 45:03.174
‫وفاداری بهای سنگینی داره…

45:04.050 --> 45:05.593
‫برای همه‌ی ما

45:06.302 --> 45:08.304
‫خودم ارزش وفاداریم رو می‌فهمم

45:09.764 --> 45:11.641
‫خب، امیدوارم بتونی بهاش رو بپردازی…

45:13.184 --> 45:14.644
‫هم تو هم اون دختر

45:23.069 --> 45:25.113
‫پدرت مشکوک می‌زنه…

45:25.697 --> 45:27.198
‫مشکوک‌تر از همیشه

45:28.825 --> 45:30.118
‫ترسم از همینه

45:39.627 --> 45:41.421
‫چه پسر نازی

45:45.300 --> 45:46.926
‫همه‌ی کارهای صبحگاهیم رو انجام دادم

45:47.635 --> 45:49.512
‫اگه اجازه بفرمایید،
‫کوچولو رو می‌برم بیرون یه هوایی…

45:49.679 --> 45:52.515
‫نه، نه، نیازی نیست

45:53.766 --> 45:55.143
‫خودم مشتاق بودم امروز صبح

45:55.310 --> 45:56.603
‫یه‌کم پیشش باشم

45:59.731 --> 46:03.026
‫از من ناراضی‌اید، بانوی من؟

46:05.695 --> 46:06.613
‫نه

46:07.530 --> 46:08.448
‫چطور مگه؟

46:09.741 --> 46:11.618
‫دیشب شنیدم…

46:12.911 --> 46:15.330
‫از لرد لووات خواستید
‫من رو بفرسته قبیله‌ی گرنت

46:17.665 --> 46:19.125
‫من تموم تلاشم رو کردم

46:19.959 --> 46:21.419
‫بی‌چون و چرا از شما و

46:21.961 --> 46:23.338
‫همسرتون اطاعت کردم

46:24.047 --> 46:25.965
‫حالا شما می‌خواید از شر من خلاص شید

46:28.301 --> 46:29.928
‫شرمنده، سیما

46:31.804 --> 46:33.765
‫از تو خطایی سر نزده…

46:36.184 --> 46:38.186
‫چشمم که بهت می‌افته،
‫یاد کابوس‌هایی برام زنده میشه که

46:38.353 --> 46:41.189
‫گرنت‌ها سرم آوار کردن

46:42.607 --> 46:43.775
‫وحشتناک بود

46:44.984 --> 46:47.904
‫دست به هر کاری زدم
‫بلکه اون خاطرات رو فراموش کنم، ولی…

46:48.947 --> 46:50.156
‫غیرممکنه

46:51.366 --> 46:53.034
‫مطمئنم درکم می‌کنی

46:55.745 --> 46:57.372
‫حتی تصورش هم برام سخته که تا این اندازه

46:57.830 --> 46:58.873
‫ترس رو تاب آوردید

47:00.458 --> 47:02.544
‫خواهش می‌کنم این مصیبت رو
‫از چشم من نبینید

47:03.086 --> 47:04.420
‫من نقشی نداشتم

47:05.713 --> 47:07.590
‫من اینجام که حافظِ جان شما و

47:08.007 --> 47:09.175
‫این طفل معصوم باشم

47:09.717 --> 47:12.053
‫قربون این جیگر برم

47:12.845 --> 47:14.430
‫حق با توئه

47:14.847 --> 47:16.599
‫بی‌انصافیه که از چشم تو ببینم

47:17.350 --> 47:18.643
‫خاطرتون جمع

47:18.810 --> 47:20.645
‫تا وقتی که لرد لووات برگرده،
‫خودم حواسم بهتون هست

47:21.563 --> 47:23.523
‫جونم رو هم برای جفتتون میدم

47:24.691 --> 47:26.025
‫ممنونم، سیما

47:27.110 --> 47:28.611
‫دلم آروم گرفت

47:45.253 --> 47:46.796
‫اول برادرم

47:49.048 --> 47:50.258
‫حالا هم جنت

47:53.720 --> 47:55.263
‫بعدی کیه؟

47:59.809 --> 48:02.645
‫سایه‌ی سنگین مرگ روی این دیوارها افتاده

48:08.943 --> 48:10.945
‫واقعاً حاضر بودی من و مکینی رو
‫یه جا با هم بکشی؟

48:11.863 --> 48:13.489
‫تقصیر خودت بود

48:14.032 --> 48:15.366
‫تو نبودی ببینی، الن

48:16.951 --> 48:18.995
‫سکه دو رو داره

48:19.162 --> 48:22.123
‫من فقط یه روش رو دیدم،
‫لحظه‌ای که بهمون پشت کرد و رفت

48:22.248 --> 48:23.499
‫دل‌وجرئت داشت

48:24.083 --> 48:25.084
‫تو روی مکینی وایساد

48:25.251 --> 48:26.628
‫سعی کرد با اسم‌ورسمش…

48:27.462 --> 48:29.213
‫جون ما رو نجات بده

48:37.055 --> 48:38.306
‫واقعاً؟

48:39.474 --> 48:41.601
‫یه گرنت‌زاده یاد گرفته که
‫جون سالم به در ببره…

48:43.311 --> 48:44.729
‫حالا به هر قیمتی که شده

48:48.191 --> 48:50.652
‫خب، پس باید بگم که
‫سخت در اشتباهی، مورا…

48:52.403 --> 48:53.488
‫مکنزی

49:03.414 --> 49:05.458
‫شوهرم داره یه‌راست میره تو دهن گرگ

49:07.877 --> 49:09.587
‫درسته دوگل خلق‌وخوی تندی داره…

49:11.381 --> 49:12.632
‫ولی شوهرمه

49:15.885 --> 49:16.886
‫گلنا

49:21.766 --> 49:23.267
‫نمیذارم تنها بری

49:23.726 --> 49:25.353
‫گریس هم باهات میاد

49:28.398 --> 49:30.149
‫تو اهل لندنی، دخترجون

49:31.359 --> 49:32.735
‫بلدی از خودت دفاع کنی؟

49:32.860 --> 49:35.279
‫از هفت‌سالگی چاقو دستم بوده، بانوی من

49:35.738 --> 49:37.281
‫توی وایت‌چپل بزرگ بشی،
‫زبر و زرنگ بار میای

49:38.157 --> 49:41.035
‫گوشت حیوون با گوشت آدمیزاد توفیر نداره

49:41.452 --> 49:43.162
‫از دختره خوشم میاد

49:43.454 --> 49:44.455
‫کارمون رو راه میندازه

49:44.872 --> 49:47.041
‫جنت و قلعه‌ی لیوخ با ما

49:50.044 --> 49:50.878
‫الن

49:52.505 --> 49:53.673
‫برگردونش پیشم

49:55.216 --> 49:56.300
‫التماست رو می‌کنم

49:58.219 --> 49:59.512
‫برش می‌گردونم

50:03.179 --> 50:13.179
‫« ترجمه از سحـر و نهـال »
‫.:: Sahar_Frb & iredprincess ::.

50:19.365 --> 50:20.783
‫تیرهای بابا…

50:21.492 --> 50:22.910
‫واسه وقت مبادا بود

50:23.536 --> 50:25.037
‫هنوز سرِ جاشه

50:26.372 --> 50:28.207
‫برام سؤال بود کی میای سراغشون

50:30.209 --> 50:31.544
‫باید برایان رو پیدا کنم

50:32.003 --> 50:33.087
‫که بهش هشدار بدی؟

50:33.629 --> 50:34.922
‫به دوگل هم همین‌طور؟

50:36.048 --> 50:38.134
‫داغ یه خواهر دیدیم.
‫دیگه طاقت ازدست‌دادنِ برادرمون رو نداریم.

50:38.551 --> 50:40.052
‫برایان می‌تونه ختمش کنه

50:41.763 --> 50:43.473
‫اگه کسی بتونه مردها رو راضی کنه
‫از لووات رو برگردونن،

50:43.639 --> 50:44.682
‫فقط پسرشه

50:44.849 --> 50:46.684
‫گالوگلاس‌ها اگه زنده بودن…

50:47.935 --> 50:49.520
‫باهات مخالفت می‌کردن

50:50.354 --> 50:52.106
‫ناراحتی از پسش برنیومدن

50:52.607 --> 50:53.441
‫آره

50:54.108 --> 50:55.777
‫ولی حرومزاده‌ی تو
‫همه‌مون رو غافلگیر کرد

50:56.235 --> 50:57.820
‫پشیمونی از کارهایی که کردی؟

50:57.987 --> 50:59.864
‫من ارباب قبیله‌ی مکنزی‌ام

51:00.448 --> 51:01.699
‫کاری که باید رو انجام میدم

51:02.450 --> 51:04.994
‫حتی اگه به قیمتِ ازدست‌دادنِ
‫همه‌چیزم بشه

51:06.621 --> 51:09.123
‫- الن!
‫- چرا الان داری کمکم می‌کنی؟

51:10.958 --> 51:12.627
‫چون در یه مورد اشتباه می‌کردم

51:13.377 --> 51:15.755
‫شاید برایان فریزر خصلت‌هایی داشته باشه که
‫حالم ازشون به هم بخوره…

51:17.590 --> 51:18.800
‫ولی خائن نیست

51:19.342 --> 51:22.011
‫تو رو به پدرش ترجیح میده

51:22.345 --> 51:23.346
‫آره

51:24.722 --> 51:26.682
‫درست همون‌طوری که تو،
‫قبیله رو به من ترجیح دادی

51:29.852 --> 51:32.021
‫هر روز خدا،
‫دارم تاوانش رو پس میدم

51:33.815 --> 51:34.899
‫کافی نبوده

51:36.484 --> 51:37.777
‫این ماجراها که تموم بشه…

51:39.403 --> 51:40.780
‫لیوخ باز هم خونه‌ی توئه

51:41.489 --> 51:42.698
‫نه، کالوم

51:43.783 --> 51:45.159
‫زادگاهمه

51:46.494 --> 51:47.620
‫خونه‌ی من

51:47.787 --> 51:50.122
‫کنار مردیه که نتونستی بکشیش

51:52.124 --> 51:54.085
‫باز هم تلاش می‌کنم رابطه‌مون رو

51:54.961 --> 51:55.878
‫از نو بسازم

51:56.379 --> 51:57.296
‫می‌دونم

51:58.506 --> 52:00.341
‫مکافاتت هم همینه، برادر

52:01.968 --> 52:03.636
‫تو هیچ‌وقت دست از تلاش برنمی‌داری

52:05.054 --> 52:06.889
‫من هم تا ابد دستِ رد به سینه‌ت می‌زنم

52:06.913 --> 52:16.554
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

52:16.578 --> 52:26.218
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

52:26.242 --> 52:28.953
‫♪ ماییم راهزنانِ این دیار ♪

52:29.078 --> 52:31.706
‫♪ غارتگریم و سارقان روزگار ♪

52:31.873 --> 52:34.333
‫♪ با تیغ‌های آخته ♪

52:34.500 --> 52:36.752
‫♪ همواره گستاخ و استوار ♪

52:37.169 --> 52:39.480
♪ زر مي‌بریم و در سایه‌ها ♪
♪ پا می‌گذاریم ما به فرار ♪

52:39.505 --> 52:41.966
‫♪ ماییم همان عیاران کهنه‌کار ♪

52:41.990 --> 52:51.990
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus
