WEBVTT

00:15.045 --> 00:16.283
‫آنچه گذشت...

00:16.308 --> 00:17.748
‫رابیش روآ مک‌گرگور

00:17.914 --> 00:19.249
‫راب رویِ بدنام

00:19.416 --> 00:20.876
‫راب روی یه یعقوبیِ معروفـه

00:21.042 --> 00:22.169
‫و خائن به تاج و تختـه

00:22.294 --> 00:23.378
‫ولی خاندان گرنت تا این لحظه

00:23.545 --> 00:26.173
‫از هر ارتباطی با یعقوبی‌ها اجتناب کردن

00:26.339 --> 00:28.508
‫بهتره مکنزی‌ها هم همین کار رو بکنن

00:28.675 --> 00:29.843
‫دوستت دارم جولیا

00:30.010 --> 00:30.844
‫چی شده؟

00:31.011 --> 00:32.721
‫هیچی

00:32.888 --> 00:34.181
‫باورم نمیشه تویی

00:35.932 --> 00:37.409
‫قول میدم دوباره همدیگه رو پیدا می‌کنیم

00:37.434 --> 00:38.143
‫ازدواج کردید؟

00:38.310 --> 00:39.102
‫آره

00:39.269 --> 00:40.579
‫با به دام انداختن اون دخترک مکنزی،

00:40.604 --> 00:42.147
‫لطف بزرگی در حقم کردی

00:42.522 --> 00:44.065
‫یه راهی برای به‌هم‌زدن
‫این نامزدی پیدا می‌کنم

00:44.090 --> 00:44.900
‫به جون خودم قسم

00:45.066 --> 00:46.109
‫با هم پیدا می‌کنیم

00:46.234 --> 00:48.904
‫باید آزمایشی صورت بگیره تا

00:49.070 --> 00:51.782
‫مشخص بشه بکارت شما دست‌نخورده‌ست یا نه

00:51.907 --> 00:53.575
‫بکارت دست‌نخورده‌ست

00:53.742 --> 00:54.826
پاکدامنیش ثابت شد

00:54.993 --> 00:56.219
‫فکر نکنید قدردانِ کاری که

00:56.244 --> 00:57.704
‫امروز برای بانو الن کردید، نیستم

00:57.729 --> 01:00.055
‫ولی اگه واقعاً عاشقشی،
‫دست از سرش بردار

01:00.680 --> 01:10.680
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:11.211 --> 01:21.211
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:21.151 --> 02:24.979
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

02:35.531 --> 02:45.531
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

02:45.854 --> 02:46.897
‫بیایید تو

02:46.922 --> 02:48.090
‫منتظر چی هستید؟

02:50.692 --> 02:51.735
‫ما رو احضار کرده بودید؟

02:51.902 --> 02:54.946
‫آره ولی نگفتم بچه رو هم بیاری

02:55.362 --> 02:56.907
‫داشتم بهش شیر می‌دادم

02:57.073 --> 02:59.034
‫خب مگه قرار نشد این وظیفه رو
‫به دایه محول کنی؟

02:59.618 --> 03:01.536
‫به زودی دوباره سرحال میشم

03:01.561 --> 03:03.646
‫و می‌تونیم اتحادمون رو جشن بگیریم

03:05.415 --> 03:06.333
‫همونطور که خدا خواسته بود

03:06.458 --> 03:08.001
‫چیکارمون داشتید؟

03:09.210 --> 03:11.296
‫برایان، به این خاطر احضارت کردم چون می‌خوام

03:11.321 --> 03:14.783
‫همراهم بیای مراسم شکار ارل مار در برائمار

03:15.675 --> 03:17.302
‫کدوم قبیله‌ها امسال شرکت می‌کنن؟

03:17.469 --> 03:20.096
‫گمونم تقریباً همه‌شون

03:21.348 --> 03:22.344
‫گرنت‌ها چی؟

03:22.369 --> 03:23.620
‫مگه میشه نیان؟

03:24.142 --> 03:26.811
‫البته به جز آیزاک

03:28.521 --> 03:30.190
‫خدا رحمتش کنه

03:31.149 --> 03:33.318
‫بدون شک گرنت‌ها در برابرم سر خم می‌کنن

03:33.735 --> 03:36.154
‫الان که اون فاحشه‌ی مکنزی رسوا شده

03:36.321 --> 03:37.572
‫از شرِ

03:37.739 --> 03:39.324
‫بچه‌های جیکوب سرخ‌مو راحت میشم

03:39.866 --> 03:41.743
‫برایان، آماده‌ی سفر شو

03:41.910 --> 03:43.370
‫همین امروز راه می‌افتیم

03:43.536 --> 03:45.830
‫و اما شما، بانوی من

03:45.997 --> 03:48.166
‫شما باید به قلعه رسیدگی کنید

03:48.583 --> 03:50.293
‫هر چی شما امر بفرمایید، سرورم

03:50.460 --> 03:51.461
‫خب چون همسرمی

03:51.628 --> 03:53.797
‫این وظیفه به شما محول میشه

03:53.963 --> 03:54.673
‫مگه نه؟

03:54.838 --> 03:55.840
‫آره...

03:56.591 --> 03:58.134
‫ولی گفتم شاید بخواید

03:58.301 --> 04:00.178
‫سایمون رو هم همراهِ خودتون ببرید

04:00.595 --> 04:01.972
‫این طفل معصوم رو؟

04:02.389 --> 04:03.515
‫واسه چی؟

04:03.682 --> 04:05.225
‫به خاطر پیشگویی

04:06.309 --> 04:08.228
‫پسرت یه روزی پادشاه میشه

04:08.603 --> 04:10.438
‫این باعث نمیشه نفوذتون بین قبایل

04:10.605 --> 04:11.815
‫بیشتر بشه؟

04:12.232 --> 04:14.150
‫خب این‌جوری تنها نوزادِ اونجا میشه

04:14.317 --> 04:15.860
‫جولیا، می‌دونم تو انگلیسی هستی

04:15.986 --> 04:18.196
‫و با همه‌ی رسم و رسوم‌هامون
‫آشنایی نداری

04:18.362 --> 04:20.031
‫ولی ببین، مراسم شکار ارل مار...

04:20.198 --> 04:21.658
‫درسته ولی پدر،

04:22.784 --> 04:25.578
‫الان یه بچه‌ی حلال‌زاده دارید

04:29.874 --> 04:31.167
‫آره

04:33.294 --> 04:35.547
‫البته باید زیرک و مراقب باشی

04:35.572 --> 04:37.742
‫که به کی بگی...

04:37.767 --> 04:38.684
‫کافیه

04:39.175 --> 04:41.845
‫فکر کردی من تشخیص نمیدم کی قابل اعتماده؟

04:42.679 --> 04:44.805
‫شاید حماقت کردم که این پیشنهاد رو دادم

04:44.973 --> 04:47.183
‫فقط به فکرِ آینده‌ی وارثتون بودم

04:49.352 --> 04:52.856
‫آره خب، نگاهش کن

04:54.149 --> 04:56.568
‫چه پسر بانمکیه

04:57.068 --> 04:58.153
‫مگه نه کوچولو؟

04:59.487 --> 05:01.406
‫به پدرش رفته

05:06.911 --> 05:09.122
‫پس دایه رو با خودمون می‌بریم

05:10.915 --> 05:13.543
بهتر نیست جولیا رو هم ببریم؟

05:14.544 --> 05:16.755
‫تمام لردهای محترم و سرشناس

05:16.921 --> 05:18.423
‫با همسرشون میان

05:22.552 --> 05:23.845
‫بسیارخب

05:24.929 --> 05:27.807
‫فوراً آماده‌ی سفر به برائمار بشید

06:12.143 --> 06:13.520
‫کالسکه رو نگه دارید

06:19.943 --> 06:21.861
‫عمو، یهو از کجا پیدات شد؟

06:22.028 --> 06:24.239
‫لندن بودم و به نمایندگی از پدرت

06:24.405 --> 06:25.824
‫مشغول رسیدگی به یه سری کارها بودم

06:26.407 --> 06:27.826
‫وقتی خبر فوتش رو شنیدم

06:28.243 --> 06:30.203
‫فوراً حرکت کردم تا بیام پیشت

06:30.954 --> 06:32.622
‫جات توی مراسم خاکسپاری خالی بود

06:34.499 --> 06:36.209
‫برادرزاده، تأسف‌باره که چنین پدری رو

06:36.543 --> 06:37.877
‫از دست دادی

06:38.002 --> 06:40.463
‫اونم وقتی که تازه وارد دنیای مردانگی شدی

06:41.673 --> 06:42.715
‫ممنون از لطفت

06:42.882 --> 06:44.300
‫اومدم کارهای آیزاک رو پیش ببرم

06:44.467 --> 06:46.052
‫و از یادگارش که تویی

06:47.178 --> 06:48.304
‫محافظت کنم

06:49.430 --> 06:52.142
‫می‌بینم اونقدری عاقل هستی که با خودت
‫محافظ بیاری

06:52.308 --> 06:53.852
‫هرچند اونقدر سرعت عمل
‫نداشتن که در صورت

06:54.018 --> 06:55.687
‫تهدید از جانب من، به کارت بیان

06:55.853 --> 06:57.856
‫خب خدمتکار مخصوص پدر رو که یادته،

06:58.022 --> 06:59.399
‫- آقای آرچ باگ
‫- آره

06:59.566 --> 07:02.902
‫و ایشونم جناب هنری گرنت، مشاورمون هستن

07:03.820 --> 07:05.613
‫هنری بیچامپ گرنت هستم، قربان

07:06.948 --> 07:08.616
‫- انگلیسی هستی؟
‫- اوهوم

07:08.783 --> 07:11.286
‫و از لحنت مشخصه که مرد نجیبی هستی

07:11.953 --> 07:13.496
چطور این اتفاق افتاد، پسرجان؟

07:13.913 --> 07:15.874
‫خب پدر هنری رو به خاطر توانایی‌هاش
‫انتخاب کرد

07:16.457 --> 07:19.169
‫منم نگهش داشتم چون بهم وفادار بوده

07:20.461 --> 07:22.589
‫البته هنوز مطمئن نیستیم، آقای گرانت

07:23.339 --> 07:24.757
‫«ارباب»

07:24.883 --> 07:26.843
‫منو درخور شأن و مقامم خطاب کن، آقای باگ

07:28.803 --> 07:30.847
‫عذر می‌خوام ارباب

07:32.223 --> 07:34.058
‫عمو، بیا همراهِ ما.
‫توی کالسکه جا هست.

07:34.642 --> 07:36.269
‫نزدیک لیوخ هستیم، اونجا با نامزدم

07:36.294 --> 07:37.812
‫و برادرهاش ملاقات می‌کنیم

07:38.146 --> 07:39.272
‫مطمئناً بدت نمیاد قبل از

07:39.439 --> 07:40.481
‫راهی شدن سمتِ برائمار،
‫کمی استراحت کنی

07:40.648 --> 07:43.026
‫خب همونجا می‌بینمت

07:43.735 --> 07:45.361
‫مشتاقم هر چه زودتر

07:45.486 --> 07:46.863
‫نامزدت رو ببینم

07:47.405 --> 07:48.656
‫دلم می‌خواد چهره‌ی دختری رو که

07:48.781 --> 07:50.200
‫توی نامه‌هات ازش گفتی، ببینم

07:50.658 --> 07:52.202
‫به زودی داماد میشی، پسرجان

07:52.535 --> 07:53.411
‫آره

07:53.578 --> 07:55.329
‫مطمئنم شیفته‌اش میشی

07:55.997 --> 07:57.248
‫شک ندارم

08:07.050 --> 08:09.052
‫پس توافق کردیم دیگه؟

08:09.177 --> 08:12.430
‫آره کالوم. چند بار باید بگم؟

08:13.014 --> 08:14.849
‫هر چند بار که من صلاح بدونم

08:15.808 --> 08:18.478
‫آینده و رفاه قبیله در گرو این موضوعـه

08:19.478 --> 08:21.356
‫بارِ بزرگی روی دوش‌مونه

08:21.522 --> 08:23.233
‫خب من که تاب و توانش رو دارم

08:23.566 --> 08:24.734
‫تو چی؟

08:24.901 --> 08:26.736
‫دوگل، هر چقدر می‌خوای جلوی من لاف بزن

08:27.403 --> 08:29.614
‫ولی نگرانیت رو حس می‌کنم

08:29.781 --> 08:31.115
‫و اگه من بتونم حسش کنم...

08:31.241 --> 08:33.075
‫پس شامه‌ی خوبی برای تشخیص
‫نگرانی داری، درست میگم؟

08:33.243 --> 08:35.536
‫بحثِ مراسم شکار سالانه‌ی ارل مار وسطه

08:35.661 --> 08:37.555
‫خودتم می‌دونی که همه چشم‌ها
‫به ما دوخته میشه

08:37.580 --> 08:38.623
‫آره

08:38.748 --> 08:41.000
‫چشم پیرمردهایی که منتظرن
‫پاچه‌خواری‌شون رو بکنیم

08:41.166 --> 08:44.504
‫اون پیرمردها نفوذ و ثروت دارن

08:44.921 --> 08:46.089
‫و می‌تونن تخم‌هات رو ببرن

08:46.256 --> 08:47.590
‫و توی سینی تقدیمت کنن

08:47.757 --> 08:50.218
‫پس بهتره حد و حدودت رو فراموش نکنی

08:50.551 --> 08:52.512
‫کوچیک‌ترین اشتباهی، برامون گرون تموم میشه

08:52.679 --> 08:55.682
‫پس باید قبل از اینکه ریسک
‫کنیم، هر چند بار که صلاح دونستم

08:56.349 --> 08:57.809
‫بهم اطمینان خاطر بدی

08:58.309 --> 08:59.978
‫می‌خواید برید برائمار قمار کنید

09:00.144 --> 09:01.646
‫و شانس‌تون رو امتحان کنید؟

09:01.813 --> 09:04.274
‫بحثِ ما راجع به مسائل قبیله‌ست
‫که به تو ربطی نداره الن

09:04.440 --> 09:05.692
‫گمونم حق با تو باشه

09:06.276 --> 09:08.069
‫من صرفاً یه مهره‌ام برای تضمین

09:08.236 --> 09:10.321
‫اتحاد محکم و سودمند با گرنت‌ها

09:10.488 --> 09:11.614
‫الن مکنزی

09:11.781 --> 09:14.033
‫بالاخره سرنوشتت رو قبول کردی

09:14.200 --> 09:17.161
‫خب همه‌مون نمی‌تونیم
‫به عقایدمون پایبند بمونیم،

09:17.537 --> 09:18.663
‫مگه نه، دوگل؟

09:20.123 --> 09:21.624
‫عذر می‌خوام، ارباب

09:21.791 --> 09:23.668
‫آقا صبر نکردن تا معرفی بشن

09:23.960 --> 09:25.795
‫و آقا کی باشن؟

09:25.962 --> 09:27.797
‫مالکوم مک‌کینن گرنت

09:32.135 --> 09:33.553
‫از دیدنتون خوشحالم

09:33.720 --> 09:35.013
‫الن مکنزی

09:36.139 --> 09:38.474
‫از آشنایی با شما خوشحالم آقای گرنت

09:39.058 --> 09:40.518
‫منو عمو صدا کن

09:40.685 --> 09:42.061
‫به‌زودی فامیل میشیم

09:43.479 --> 09:44.605
‫هر چی شما بگید

09:46.566 --> 09:47.817
‫تنهامون بذارید

09:48.818 --> 09:50.236
‫ما تنهاتون بذاریم؟

09:52.113 --> 09:53.364
‫هدفم از اومدن

09:53.531 --> 09:54.490
‫آشنایی با شما نبوده

09:55.074 --> 09:56.826
‫مایلم با خواهرتون صحبت کنم

10:00.204 --> 10:01.873
‫حواستون باشه کسی مزاحممون نشه

10:22.685 --> 10:25.521
‫به لیوخ خوش اومدید... عمو

10:26.898 --> 10:29.192
‫حب برادرزاده

10:30.860 --> 10:33.613
‫بیایید با هم آشنا بشیم و طوری صحبت کنیم

10:33.780 --> 10:35.823
‫که انگار یه عمره همدیگه رو می‌شناسیم

10:37.367 --> 10:39.077
‫هر طور شما راضی باشید

10:39.243 --> 10:41.679
‫چیزی که راضیم می‌کنه
همسری بی‌همتا

10:41.704 --> 10:42.914
‫برای برادرزاده‌امـه

10:43.664 --> 10:47.377
‫آوازه‌ی زیبایی و هوش سرشارت به گوشم رسیده

10:47.794 --> 10:51.214
‫در واقع مالکوم به ندرت از چیزِ دیگه‌ای
‫می‌نویسه

10:52.590 --> 10:54.682
‫حسن نظرشون باعث افتخار بنده‌ست، جناب

10:55.707 --> 10:59.347
‫زمزمه‌هایی راجع به
پاکدامن بودن یا نبودنت هم

10:59.372 --> 11:01.540
‫به گوشم رسیده

11:04.560 --> 11:06.771
‫اگه منظورتون شایعاتیه که
‫راجع‌به من پخش شده...

11:06.896 --> 11:09.190
‫می‌خوام خودت بهم بگی که

11:09.215 --> 11:12.218
‫چرا پاکدامنیت زیر سوال رفته

11:13.820 --> 11:17.573
‫این‌ها همه‌ش شایعات و یاوه‌گویی‌های
‫مرد بدنامی بود

11:17.698 --> 11:19.033
‫که هدفش فقط لکه‌دار کردنِ

11:19.058 --> 11:20.590
‫نامِ نیک خانواده‌امـه

11:21.869 --> 11:23.454
‫پاکدامنیم هم ثابت شد

11:24.747 --> 11:26.791
‫به نفعته که با مردی مثل
‫من روراست باشی، دخترجان

11:27.542 --> 11:29.335
‫چون بلدم حقیقت هرچیزی رو کشف کنم

11:32.505 --> 11:35.508
‫خیلی برام باارزشه که می‌خواید منو
‫براساس شایستگی‌هام قضاوت کنید، نه شایعات

11:35.675 --> 11:38.428
‫پدرِ خودمم بهم یاد داد برای قضاوتِ صحیح

11:38.845 --> 11:40.930
‫تمام جنبه‌ها و شواهد رو در نظر بگیرم

11:43.474 --> 11:46.686
‫اینم از اون هوش سرشاری
‫که تعریفش رو شنیده بودم

11:47.936 --> 11:52.483
‫خوب می‌دونم که مالکوم برای هوشت
‫ارزش قائلـه

11:53.401 --> 11:58.072
‫ولی وفاداری برای خاندان گرنت
‫از همه‌چیز باارزش‌تره

11:58.197 --> 11:59.991
‫الان برادرزاده‌ام فکر می‌کنه

12:00.158 --> 12:02.410
‫دنیا دور تو می‌چرخه

12:03.578 --> 12:06.330
‫آیا براش همسری خوب

12:06.914 --> 12:10.042
‫و وفادار میشی؟

12:10.501 --> 12:12.753
‫شاید ما مکنزی‌ها جسور
‫و پرشور باشیم

12:13.754 --> 12:16.591
‫- و البته کنجکاو
‫- اوهوم

12:16.716 --> 12:20.428
‫گاهی هم بیش از حد یه دنده میشیم

12:21.846 --> 12:26.684
‫ولی وقتی پیوند زناشویی ببندیم،
‫تا ابد وفادار می‌مونیم

12:28.686 --> 12:30.188
‫می‌دونی، من پدرت رو می‌شناختم

12:31.063 --> 12:33.774
‫مردی که می‌تونست زیر بارونِ سیل‌آسا

12:33.941 --> 12:36.277
‫قانعت کنه خورشید داره می‌درخشه

12:36.444 --> 12:37.320
‫آره

12:37.653 --> 12:40.031
‫پدرم توانایی عجیبی در متقاعدکردن آدم‌ها داشت

12:41.032 --> 12:43.242
‫ولی خب لابد مادرم رو هم می‌شناختید

12:43.784 --> 12:45.536
‫همسرِ خوبی برای پدرم بود

12:46.579 --> 12:47.788
‫اوهوم

12:49.999 --> 12:51.667
‫اگه برای مالکوم همسر خوبی باشی

12:51.834 --> 12:54.420
‫هیچ کدورتی بین‌مون پیش نمیاد

12:56.380 --> 12:58.299
‫ولی حواست رو جمع کن بانو الن

12:58.466 --> 13:00.426
‫اگه قلبِ برادرزاده‌ام رو بشکنی

13:01.511 --> 13:03.596
‫قلبت رو از توی سینه‌ات بیرون می‌کِشم

13:24.158 --> 13:25.409
‫ببریدش آشپزخونه

13:25.576 --> 13:26.786
‫چشم خانم، الساعه

13:26.953 --> 13:28.079
‫برید دیگه. یالا

13:29.330 --> 13:30.748
‫گرنت‌ها اومدن

13:30.873 --> 13:32.083
‫باید بری استقبال

13:33.417 --> 13:34.585
‫دست‌هات یخ کرده

13:34.752 --> 13:36.587
‫- حالت خوبه؟
‫- نه

13:36.712 --> 13:38.256
‫چی شده؟
‫نکنه تب و لرز لتیشیا به تو هم سرایت کرده؟

13:38.381 --> 13:38.977
‫نه

13:39.002 --> 13:40.299
‫پس چی شده؟

13:41.217 --> 13:42.969
‫عموی مالکوم تهدیدم کرد

13:43.094 --> 13:45.304
‫که اگه قلبِ برادرزاده‌اش رو بشکنم،

13:45.429 --> 13:47.056
‫قلبم رو از سینه‌ام بیرون می‌کِشه

13:47.890 --> 13:50.476
‫همچین کاری از اون اهریمن پیر بعید نیست

13:51.310 --> 13:53.854
‫حواست باشه توی برائمار
‫نگاهت به مردِ دیگه‌ای نیفته

13:54.021 --> 13:55.064
‫اگه برایان بیاد چی؟

13:55.231 --> 13:56.941
‫محض رضای خدا تمومش کن دخترجان

13:57.733 --> 14:01.070
‫چیزی نمونده بود که سرافکنده
‫از اون آزمایش بیرون بیای

14:01.195 --> 14:02.905
‫دفعه‌ی بعدی دیگه اونقدرها
‫شانس نمیاری

14:03.781 --> 14:05.283
‫با این اوصاف باید هفت‌خط و مکار باشیم

14:05.449 --> 14:06.784
‫تا شب زفافت مشکلی پیش نیاد

14:06.951 --> 14:08.869
‫و مطمئن بشیم سر زمان مقرر خونریزی کنی

14:09.036 --> 14:10.454
‫وای پناه بر خدا

14:11.163 --> 14:12.290
‫به اینش فکر نکرده بودم

14:12.456 --> 14:13.874
نگران نباش، عزیزم

14:14.333 --> 14:15.960
‫به وقتش یه فکری به حالش می‌کنیم

14:16.669 --> 14:18.129
‫زن‌ها از وقتی حوا اون سیب رو خورد،

14:18.296 --> 14:19.547
‫این حقه رو به مردها می‌زنن

14:20.298 --> 14:22.675
‫ولی مبادا کوچیک‌ترین نگاهی

14:22.842 --> 14:26.429
‫به مردی جز مالکوم گرنت کنی

14:27.179 --> 14:29.140
‫وگرنه حداقل جونِ یکی‌تون رو می‌گیرن

15:01.459 --> 15:05.685
‫« قلعه‌ی برائمار »

15:13.893 --> 15:16.270
‫بابت فوت پدرت متأسفم

15:17.021 --> 15:18.481
‫ممنونم

15:18.856 --> 15:20.191
‫حضور خانواده‌ات توی مراسم خاکسپاریش

15:20.216 --> 15:21.383
‫یه دنیا برام ارزش داشت

15:22.902 --> 15:24.904
‫حتماً خیلی دلت براش تنگ شده

15:25.946 --> 15:27.031
‫آره

15:27.448 --> 15:30.826
‫دلتنگشم. همونطور که تو
‫دلتنگِ پدرتی

15:31.535 --> 15:32.745
‫آره

15:33.788 --> 15:36.248
‫هنوزم منتظرم بیاد سر میز صبحونه

15:37.458 --> 15:40.461
‫وقتی جای خالیش رو می‌بینم،
‫دلم می‌شکنه

15:42.588 --> 15:44.340
‫می‌فهمم چی میگی

15:45.424 --> 15:48.302
‫برای من بیشتر اون جزئیات کوچیک اهمیت داشت

15:49.637 --> 15:54.058
‫قبل از اینکه زبون باز کنم،
‫یه چیزهایی براش می‌بردم تا نشونش بدم

15:58.604 --> 15:59.480
‫یه سنگ‌ریزه زیبا

16:00.898 --> 16:02.233
‫چوبی که تهش دو شاخه شده

16:02.400 --> 16:05.027
‫یا حتی تخم یه پرنده

16:05.945 --> 16:07.446
‫همیشه براش جالب بود

16:08.572 --> 16:11.200
‫از چیزهایی که پیدا می‌کردم،
‫تعریف می‌کرد و راجع بهشون گپ می‌زدیم

16:12.702 --> 16:14.870
‫خوشحالم فرصت داشتم تو رو بهش نشون بدم

16:19.333 --> 16:21.502
‫رابطه‌ی من و بابام هم همینطور بود

16:22.878 --> 16:26.382
‫البته بیشتر چیزهایی بود که
‫توی کتاب‌ها می‌خوندم،

16:27.049 --> 16:29.385
‫چند بیت شعر و این‌جور چیزها

16:32.680 --> 16:35.015
‫مرگ پدرم باعث شد ذهنم بازتر بشه

16:36.350 --> 16:37.852
‫زندگی کوتاهـه

16:38.811 --> 16:40.688
‫و ما باید نهایت تلاش‌مون رو بکنیم

16:42.022 --> 16:44.316
‫نمی‌خوام بیش از این وقت رو تلف کنم

16:46.235 --> 16:47.445
‫الان که ارباب شدم

16:48.028 --> 16:50.698
‫تنها خواسته‌ام اینه که
‫همسرم بشی

16:53.659 --> 16:54.952
‫بریم؟

17:03.169 --> 17:05.421
‫حضورت همیشه نعمتـه

17:17.057 --> 17:18.517
‫اون مک‌مورتریـه

17:19.268 --> 17:20.519
‫یا خودِ خدا

17:20.686 --> 17:22.104
‫- از دارودسته‌ی گالوگلاس‌ها؟
‫- آره

17:22.271 --> 17:23.773
‫کی این آدم‌کُش‌ها رو دعوت کرده؟

17:23.938 --> 17:26.274
‫هر کی که توانایی پرداخت دستمزدشون رو داشته

17:27.193 --> 17:29.695
‫وقتشه یه چرخی توی خیمه بزنید

17:30.112 --> 17:31.697
‫و قبل از اینکه ارل مار بهمون خوشامد بگه

17:31.822 --> 17:33.949
‫یه بار دیگه افراد حاضر رو به خاطر بسپارید

17:35.951 --> 17:38.704
‫وقت برای دختربازی زیاده

17:57.890 --> 17:59.225
‫الن اینجاست

18:00.810 --> 18:02.311
‫با مالکوم گرنت

18:05.981 --> 18:07.858
‫دردناکه، نه؟

18:08.943 --> 18:10.211
‫تماشای معشوقت

18:10.236 --> 18:11.821
‫در کنارِ یه مرد دیگه

18:12.488 --> 18:13.948
‫- آره
‫- آره

18:14.114 --> 18:16.033
‫خب اون دختر از کفت رفت

18:17.076 --> 18:18.744
‫اگه نظر منو بخوای، به نفعشم هست

18:18.911 --> 18:20.830
‫یادم نمیاد نظرت رو پرسیده باشم

18:20.996 --> 18:22.206
‫البته که نپرسیدی

18:22.373 --> 18:23.582
‫عادت داری بدون فکر کردن به عواقب کارت،

18:23.749 --> 18:25.876
‫به خواسته‌هات برسی

18:26.544 --> 18:29.004
‫تازه خبر دارم به خاطر تو

18:29.171 --> 18:31.715
‫مجبور شد چه مصیبتی رو تحمل کنه

18:34.134 --> 18:35.761
‫زنداییم همه‌چیز رو بهم گفته

18:37.137 --> 18:39.682
‫حداقل کنار مالکوم، خطری تهدیدش نمی‌کنه

18:47.273 --> 18:48.649
‫- حالتون چطوره؟
‫- روز بخیر

18:48.816 --> 18:50.401
‫- از دیدنتون خوشحالم
‫- منم از دیدنتون خوشحالم

18:50.901 --> 18:52.194
‫مورتا

18:57.741 --> 19:00.411
‫بیا بگو چی دیدی و چی شنیدی

19:01.161 --> 19:03.205
‫میگن امسال یه مهمون ویژه توی مراسم هست،

19:03.372 --> 19:04.957
‫از دوستانِ خاص ارل

19:05.457 --> 19:07.877
‫قراره خود ارل شخصاً معرفیش کنه

19:09.962 --> 19:11.797
‫می‌خوان برای استوارت‌ها پول جمع کنن؟

19:12.298 --> 19:13.424
‫نمی‌دونم

19:13.841 --> 19:15.634
‫ولی روسای قبایل ثروتمند و بانفوذ اسکاتلند

19:15.801 --> 19:17.803
‫همه توی مراسم هستن

19:17.970 --> 19:20.556
‫آره، بهترین جاهای نزدیک قلعه رو

19:20.681 --> 19:22.892
‫برای خودشون گرفتن

19:23.058 --> 19:25.769
‫و بقیه‌مون باید کنار آغل اسب‌ها
‫چادر بزنیم

19:28.731 --> 19:31.358
‫برو یه دور دیگه بزن و خبر بیار

20:10.230 --> 20:11.231
‫جولیا

20:11.398 --> 20:12.399
‫هنری

20:14.068 --> 20:15.611
‫این...

20:24.453 --> 20:26.538
‫جنابعالی کی باشن؟

20:28.123 --> 20:30.042
‫یکی که شیفته‌ی پسرمون شده

20:30.626 --> 20:34.421
‫ایشون هم پیشگویی رو شنیدن، درسته؟

20:35.089 --> 20:37.967
‫بله، گمونم همینطوره

20:38.384 --> 20:40.511
‫یه حامیِ انگلیسی

20:40.678 --> 20:43.597
‫واقعاً دنیا پر از شگفتی‌های کوچیکه

20:43.764 --> 20:45.975
‫من و همسرم غریبه‌بودنت رو

20:46.000 --> 20:47.252
‫پای عیب‌هات نمی‌ذاریم

20:47.559 --> 20:49.103
‫مگه نه، عزیزم؟

20:49.895 --> 20:51.355
‫درسته

20:55.109 --> 20:56.402
‫همسرتون؟

20:56.568 --> 20:58.779
‫بله، یه گل رز انگلیسی‌تبار،

20:58.946 --> 21:00.990
‫دلبری فریبنده که وارد زندگیم شد

21:01.115 --> 21:04.952
‫و با ظرافت و جذابیت بی‌اندازه‌اش دلم رو برد

21:05.452 --> 21:07.705
‫بانمک‌ترین پسربچه‌ی دنیا رو
‫نصیبش کردم

21:08.247 --> 21:09.665
‫مگه نه عزیزم؟

21:10.124 --> 21:11.792
‫بله سرورم

21:13.210 --> 21:14.420
‫ما رو ببخشید

21:14.837 --> 21:16.880
‫آدم‌های سرشناس زیادی
‫اینجا هستن که بانو فریزر

21:17.047 --> 21:18.507
‫و وارثم باید باهاشون آشنا بشن

21:30.269 --> 21:32.396
‫بهتون گفتم که استعدادِ خاصی توی جیم‌شدن داره

21:32.563 --> 21:34.356
‫نقطه ضعفش فاحشه‌هان

21:34.857 --> 21:36.483
‫اگه باز جیم شد، شک نکنید که

21:36.508 --> 21:38.260
‫کنار خیمه‌ی روسپی‌ها پیداش می‌کنید

21:38.527 --> 21:40.696
‫من می‌تونم بین ظاهرِ حرفه‌ای یک مرد

21:40.863 --> 21:43.490
‫و تمایلات شخصیش تفاوت قائل شم

21:43.657 --> 21:44.700
‫آقای باگ

21:45.367 --> 21:48.162
‫ارل روسای قبایل رو به جلسه فراخونده

21:48.287 --> 21:52.166
‫فوراً با من و برادرزاده‌ام همراه بشید

22:30.829 --> 22:32.581
‫اونا پسرهای مرحوم جیکوب هستن؟

22:33.707 --> 22:36.251
‫آره، اون کالومه، ارباب قبیله

22:36.418 --> 22:37.503
‫و اون یکی هم برادرش دوگله

22:37.669 --> 22:39.421
‫که فرمانده جنگِ قبیله‌ست

22:39.588 --> 22:41.781
‫شنیدم وقتی جیکوب سرخ‌مو
‫بدون تعیین جانشین از دنیا رفت،

22:41.806 --> 22:44.468
‫چه جنگ و جدلی توی قبیله‌ی مکنزی درگرفت

22:45.260 --> 22:48.097
‫ولی چرا رهبری قبیله رو بین

22:48.263 --> 22:51.642
‫ارباب و فرمانده جنگ تقسیم کردن؟

22:51.767 --> 22:53.519
‫خب دوگل جنگجوی ماهریه

22:53.977 --> 22:56.230
‫و می‌تونه افرادش رو به هر کاری ترغیب کنه

22:56.855 --> 22:59.775
‫ولی خلق و خوی درخورِ یه ارباب رو نداره

23:00.526 --> 23:02.169
‫باید اونا رو دو جزء اساسی بدونیم

23:02.194 --> 23:05.614
‫که در کنار هم یه کلیت قدرتمند رو تشکیل میدن

23:06.115 --> 23:07.825
‫دوگل زور بازوی قبلیه‌ی مکنزیه

23:08.450 --> 23:10.494
‫و کالوم مغز متفکرش

23:11.036 --> 23:13.038
‫پس باید باور کنیم
‫برادرزاده‌ات که تازه ارباب شده،

23:13.063 --> 23:17.317
‫هم زور بازو داره هم مغز متفکره؟

23:17.960 --> 23:21.380
‫زیر سوال بردن توانایی‌های اربابم
‫به ضررت تموم میشه، مک‌فیرسون

23:22.464 --> 23:25.050
‫خب حالا که با خواهرشون نامزد کردی،

23:25.592 --> 23:27.744
‫گمونم تکلیف خودت رو با این
‫رهبری دوپاره‌ی مکنزی‌ها

23:27.769 --> 23:30.306
‫روشن کردی

23:31.473 --> 23:32.474
‫همینطوره

23:42.317 --> 23:43.777
‫خوش آمدید آقایون

23:43.944 --> 23:45.404
‫همگی خوش آمدید

23:46.989 --> 23:50.159
‫مراسم شکار، رویداد سالانه‌ی محبوبِ منـه

23:50.284 --> 23:53.328
‫و خوشحالم که اینقدر ازش استقبال شده

23:53.996 --> 23:56.039
‫امیدوارم منو همراهی کنید

23:56.206 --> 24:00.169
‫تا از یه مهمون ویژه استقبال کنیم

24:09.887 --> 24:11.388
‫فکر نکنم نیاز به معرفی داشته باشم

24:11.555 --> 24:13.056
‫درسته، نیازی نیست

24:13.223 --> 24:15.309
‫ممنون از ارل مار

24:15.434 --> 24:16.685
‫این اینجا چیکار می‌کنه؟

24:16.852 --> 24:19.354
‫ممنون از بزرگوارانِ حاضر در این جمع

24:19.897 --> 24:21.398
‫خیلی‌هاتون منو می‌شناسید

24:22.191 --> 24:24.151
‫و هدف و مقصودم رو می‌دونید

24:25.444 --> 24:26.820
‫انگلیسی‌ها...

24:28.238 --> 24:30.199
‫انگلیسی‌ها قرن‌هاست

24:30.365 --> 24:32.826
‫که بدون هیچ دلیلی جز طمع

24:33.327 --> 24:35.787
‫به خانواده و قبیله‌ی من ظلم کردن

24:35.954 --> 24:36.872
‫آره

24:37.456 --> 24:39.041
‫و یه آلمانی متجاوز

24:39.208 --> 24:42.628
‫با استبدادش خیلی‌ها رو به ستوه آورده

24:44.004 --> 24:45.756
‫خیلی از شماها الان

24:45.923 --> 24:48.050
‫فقیرتر از سال‌های قبل شدین

24:49.635 --> 24:52.763
‫و بقیه‌تون هم

24:52.930 --> 24:55.182
‫با زر و سیم انگلیسی‌ها

24:55.933 --> 24:57.809
‫به خواب غفلت فرو رفتید

24:58.894 --> 25:02.064
‫بله، شاید سلطنت دستِ نوازش به سرتون بکشه

25:02.231 --> 25:04.399
‫منتها با اون یکی دست ازتون می‌چاپه

25:04.900 --> 25:06.360
‫دیر یا زود

25:06.526 --> 25:09.571
‫انگلیسی‌ها هم میفتن به جون‌تون

25:10.030 --> 25:13.992
‫گله‌هاتون رو چپاول می‌کنن،
‫زمین‌هاتون رو از چنگ‌تون درمیارن و

25:14.576 --> 25:16.203
‫یهتون انگِ یاغی‌گری می‌زنن

25:17.120 --> 25:19.373
‫یحتمل بعضی‌هاتون
‫پیش خودتون می‌گید:

25:20.165 --> 25:21.833
‫«این بلا سر من نمیاد

25:22.376 --> 25:24.253
‫من که همیشه به سلطنت وفادار بودم»

25:24.378 --> 25:27.714
‫خب، عزیزان، یه دورانی

25:28.382 --> 25:30.425
‫من هم اونقدر ابله بودم که
‫همین فکر رو می‌کردم

25:31.093 --> 25:33.512
‫ولی الان روبه‌روی خودم ابله نمی‌بینم

25:33.679 --> 25:34.805
‫آری

25:36.390 --> 25:38.558
‫تو چشم‌هاتون همون شوری رو می‌بینم که
‫تو وجودِ منه

25:39.351 --> 25:42.980
‫شورِ رقم‌زدنِ سرنوشت با دست‌های خودمون

25:43.146 --> 25:44.481
‫- آری
‫- بلی

25:44.648 --> 25:47.150
‫برای همینه که میگم
‫دیگه تعلل جایز نیست

25:47.276 --> 25:50.320
‫باید پادشاه برحق‌مون رو
‫به تاج‌وتختش برگردونیم

25:50.487 --> 25:52.155
‫آری!

25:52.281 --> 25:55.659
‫تا عدل‌وعدالت رو به مُلک اسکاتلند برگردونیم!

25:55.826 --> 25:58.120
‫من، راب روی،

25:59.204 --> 26:02.666
‫به نام آرمان استوارت
‫شمشیر از نیام خود می‌کشم و

26:03.417 --> 26:06.962
‫جانم رو هم فدای پادشاه برحق‌مون

26:07.504 --> 26:08.755
‫می‌کنم!

26:08.922 --> 26:10.882
‫آری!

26:11.008 --> 26:14.553
‫تا یه فرمانروای اسکاتلندی
‫از نسل فریزرها به سلطنت برسه و

26:15.137 --> 26:18.015
‫برای قرن‌ها قبایل رو زیر یه پرچم متحد کنه

26:18.515 --> 26:20.183
‫چه خطبه‌ی شورانگیزی از مک‌گرگور

26:20.600 --> 26:23.186
‫رک و پوست‌کَنده با صراحتی بی‌پرده

26:23.937 --> 26:26.648
‫بعدِ ماه‌ها که توی پارلمان غرقِ تعارفات و

26:26.815 --> 26:29.151
‫حرف‌های دوپهلو بودم،

26:29.276 --> 26:31.403
‫شنیدنش روحم رو جلا داد

26:32.362 --> 26:35.949
‫حالا دلیلِ اصلی این گردهمایی رو
‫خدمت‌تون عرض می‌کنم

26:36.450 --> 26:38.076
‫خواستم حرف‌های مک‌گرگور رو
‫مستقیم از خودش بشنوید و

26:38.201 --> 26:41.079
‫در نتیجه، این جمع از بزرگواران،

26:41.246 --> 26:42.789
‫جسارتاً،

26:44.333 --> 26:46.918
‫بتونن تکلیف‌شون رو با این آرمان مشخص کنن و

26:47.044 --> 26:48.795
‫پیمان ببندن

26:56.720 --> 26:58.847
‫بیاید امروز از بازی‌ها و فردا از

26:59.222 --> 27:00.849
‫شکار لذت ببریم

27:01.266 --> 27:03.352
‫بعدش هم دوباره گرد هم میایم و

27:03.810 --> 27:05.562
‫هر اربابی،
‫رأی موافق یا مخالف خودش رو

27:05.729 --> 27:08.398
‫در خصوص این آرمان اعلام می‌کنه

27:08.565 --> 27:10.817
‫خیال‌تون راحت،
‫فردا هر چه که رأی‌تون باشه،

27:10.942 --> 27:13.195
‫برای ترکِ اینجا هیچ‌گونه مانعی

27:13.362 --> 27:14.988
‫وجود نخواهد داشت

27:25.916 --> 27:28.418
‫من هم با شما هم‌عقیده‌ام، سرورم

27:28.585 --> 27:31.213
‫خب، خوشحالم که این رو می‌شنوم، لرد...

27:31.671 --> 27:32.381
‫لووات

27:32.547 --> 27:34.925
‫لرد سایمون لووات

27:35.675 --> 27:37.344
‫فردا با وارثم برمی‌گردم،

27:37.511 --> 27:40.180
‫مُسَلح به اطلاعاتی که بدون شک
‫برای این آرمان

27:40.347 --> 27:41.515
‫ارزشمند خواهد بود

27:43.016 --> 27:44.851
‫هرچند، مردانی اینجا هستن که
‫رسوای دوعالم هستن و

27:45.018 --> 27:47.020
‫لایق شنیدنش نیستن

27:47.938 --> 27:50.315
‫البته به‌جز شما

27:50.482 --> 27:52.442
‫ای فریزرِ دروغگویِ

27:52.609 --> 27:55.946
‫شارلاتان پست‌فطرت

27:58.698 --> 28:00.283
‫من که به شما لطف کردم

28:00.992 --> 28:03.578
‫در مورد اون فاحشه‌ی مکنزی بهتون هشدار دادم

28:03.745 --> 28:05.956
‫پاکدامنی اون دختر ثابت شد

28:06.123 --> 28:09.084
‫نه، نه، نه، محال ممکنه

28:09.251 --> 28:11.336
‫حتماً به گوشم می‌رسوندن

28:11.503 --> 28:13.296
‫از این خبرها نیست، فریزر

28:13.630 --> 28:14.965
‫می‌دونی چرا؟

28:15.132 --> 28:18.427
‫چون بیخود و بی‌جهت آتیش به پا می‌کنی

28:18.593 --> 28:21.596
‫تو برای پیش‌بردن نقشه‌های شومت،
‫در مورد نامزد برادرزاده‌ام،

28:21.763 --> 28:23.014
‫من‌باب وعده‌ی دروغین وارثت،

28:23.181 --> 28:25.434
‫یاوه‌گویی می‌کنی

28:25.600 --> 28:27.894
‫انگار که تخم‌وترکه‌ی گندیده‌ی تو

28:28.061 --> 28:29.271
‫به چشم ما چیزی جز

28:29.396 --> 28:30.814
‫- لکه‌ی ننگـه
‫- آری

28:30.939 --> 28:33.442
‫تو ابله منفوری بیش نیستی، فریزر

28:33.817 --> 28:35.694
‫هر کی هم که دروغ‌های مزخرفت رو باور می‌کنه،

28:35.861 --> 28:37.988
‫یکیه عین خودت

28:42.117 --> 28:44.995
‫متأسفانه دیگه بحثی بین من و شما نمی‌مونه

29:06.516 --> 29:08.185
‫خدا آقای گرنت رو حفظ کنه

29:08.351 --> 29:10.520
‫لووات یه ثانیه بیشتر چرند می‌گفت،
‫ممکن بود دوتایی

29:10.645 --> 29:12.689
‫خونش رو بریزید کفِ تالار

29:12.856 --> 29:14.441
‫هنوز امروز تموم نشده

29:15.609 --> 29:18.278
‫اگه ارل خیال کرده
‫من قبیله‌مون رو به خاطر آرمان اونها

29:18.445 --> 29:20.780
‫به جنگ می‌فرستم، کور خونده

29:20.906 --> 29:22.866
‫شما دوگل مکنزی هستید، درست میگم؟

29:24.618 --> 29:25.327
‫من رو می‌شناسید؟

29:25.494 --> 29:26.453
‫آره

29:26.620 --> 29:28.038
‫هر مردی رو که حاضر باشه
‫یه صندوقچه سکه به آرمان ما ببخشه رو

29:28.205 --> 29:30.040
‫به خاطر می‌سپارم

29:31.041 --> 29:32.334
‫با خودت آوردیش؟

29:33.001 --> 29:34.044
‫نه

29:34.878 --> 29:36.254
‫موقع حمله‌ی نظامی‌ها به مزایده‌ی دام

29:36.421 --> 29:38.673
‫توی عمارت نیرن، غیبش زد، نه؟

29:40.008 --> 29:41.384
‫خب، شاید بعداً

29:41.551 --> 29:42.844
‫سر یه پیک مشروب بهم بگی

29:43.011 --> 29:44.429
‫کجا می‌تونم پیداش کنم

29:45.222 --> 29:47.015
‫آره، شاید

29:49.601 --> 29:52.646
‫آقایون، حال شما چطوره؟

29:57.651 --> 29:59.819
‫مک‌گرگور از کدوم‌ سکه‌ها حرف می‌زد؟

29:59.986 --> 30:01.571
‫شوخی می‌کرد. مک‌گرگور رو که می‌شناسی

30:01.738 --> 30:03.740
‫نه، نمی‌شناسم

30:04.282 --> 30:06.076
‫من با یاغی‌جماعت دم‌خور نمیشم

30:07.118 --> 30:08.912
‫وعده‌ی سکه به یعقوبی‌خواه‌ها دادی؟

30:09.079 --> 30:12.457
‫یه مقدار ناچیز از پول جهیزیه‌ی الن

30:12.582 --> 30:14.918
‫بدون اینکه حتی یه کلمه به من بگی؟

30:15.418 --> 30:16.878
‫با خودت چه فکری کردی؟

30:17.045 --> 30:18.463
‫مگه من ارباب این قبیله نیستم؟

30:18.630 --> 30:21.716
‫مگه نامزدِ خواهر ما
‫وفادار دوآتیشه‌ی سلطنت نیست؟

30:21.883 --> 30:23.260
‫اینجوری با من حرف نزن!

30:23.718 --> 30:25.387
‫من فرمانده‌ی جنگم، نه یه بچه!

30:25.554 --> 30:27.305
‫ولی مثل بچه‌ها رفتار می‌کنی!

30:27.472 --> 30:29.724
‫خودتون رو کنترل کنید

30:33.937 --> 30:37.357
‫ما اینجا جمع شدیم تا
‫درباره‌ی مسئله‌ی جنگ صحبت کنیم

30:37.816 --> 30:39.276
‫هنوز جنگی راه نیفتاده

30:39.693 --> 30:40.944
‫اول باید رأی‌گیری بشه

30:41.111 --> 30:42.362
‫حتی اگه بشه...

30:42.529 --> 30:44.614
‫این پولِ گرنت‌هاست که
‫تو داری باهاش قمار می‌کنی!

30:44.781 --> 30:47.993
‫حتی یه ذره هم به صلاح قبیله‌مون اهمیت نمیدی

30:48.910 --> 30:52.831
‫خودخواهی و کوته‌بین

30:53.707 --> 30:56.793
‫منو جوری گول زدی که
‫فکر می‌کردم تنها دغدغه‌ات

30:56.960 --> 30:59.546
‫خوش‌گذرونی با دخترهاست

30:59.713 --> 31:00.755
‫ولی نه!

31:05.927 --> 31:09.180
‫می‌دونستی ارل قصد داره
‫به بهونه‌ی این شکار روی مقاصدِ

31:09.347 --> 31:11.600
‫یعقوبی‌خواهانه‌اش سرپوش بذاره؟

31:12.309 --> 31:13.768
‫کار درستی می‌کنه

31:14.477 --> 31:16.104
‫قابل اعتماد نیستی

31:16.271 --> 31:17.689
‫آرمانِ من برحقه

31:18.106 --> 31:20.150
‫تو به قبیله‌مون اهمیت میدی، آره

31:21.151 --> 31:22.819
‫منتها دغدغه‌ی من، کل اسکاتلنده

31:22.944 --> 31:25.113
‫تو جلوی من زانو زدی

31:28.742 --> 31:30.327
‫یک بار دیگه بهم دروغ بگی،

31:31.411 --> 31:33.204
‫گالوگلاس‌ها رو اجیر می‌کنم تا

31:33.371 --> 31:35.707
‫زبونت رو از حلقومت بکشن بیرون

31:37.208 --> 31:38.501
‫حالا بگو ببینم،

31:39.169 --> 31:43.089
‫دیگه چه کوفتی رو داری ازم پنهون می‌کنی؟

33:36.703 --> 33:38.788
‫آبیه چشمم رو گرفته

33:38.955 --> 33:40.999
‫شرط می‌بندم اون پسر قرمزه می‌بره

33:46.921 --> 33:49.132
‫واقعاً شرمنده بابت وضعیتی که متحمل شدی

33:51.426 --> 33:52.844
‫از نگرانی داشتم دیوونه می‌شدم

33:54.929 --> 33:57.056
‫فکروخیال‌مون دست خودمونه،

33:57.766 --> 33:59.517
‫نه اتفاقاتِ زندگی

34:24.959 --> 34:27.045
‫اینجا برای جفت‌مون خطرناکه

34:29.005 --> 34:30.631
‫باید خیلی مراقب باشیم

34:36.930 --> 34:37.972
‫دوستت دارم

34:51.443 --> 34:54.113
‫دارم می‌بینم آقای گاون دنبالمه

34:55.031 --> 34:56.240
‫باید برم

34:56.407 --> 34:58.034
‫محفل خیاطی کنتس مار

35:00.745 --> 35:01.996
‫قرارمون

35:02.997 --> 35:05.083
‫بعداً تو کلیسای قدیمیِ توی محوطه‌ی قلعه

35:22.392 --> 35:24.477
‫دیر رسیدن به محفل خیاطی کنتس

35:24.644 --> 35:26.312
‫وجهه‌ی خوبی نداره

35:27.981 --> 35:29.816
‫کنتس منتظر می‌مونه

35:37.156 --> 35:38.157
‫چی شده؟

35:38.324 --> 35:39.367
‫ند

35:39.492 --> 35:40.577
‫دوگل

35:40.994 --> 35:42.078
‫تنهامون بذارید

35:51.921 --> 35:54.048
‫چی بهش گفتی، دوگل؟

35:58.511 --> 35:59.679
‫دوگل

36:00.054 --> 36:04.392
‫سَر و سِرت با حرومزاده‌ی فریزر

36:06.436 --> 36:08.104
‫پس بهم خیانت کردی

36:08.646 --> 36:11.357
‫من به تو جواب پس نمیدم، الن مکنزی

36:13.234 --> 36:15.028
‫ارباب من، کالومه

36:23.494 --> 36:26.247
‫چه فکری پیش خودت کردی، الن؟

36:28.374 --> 36:30.376
‫برایان فریزر

36:32.337 --> 36:33.504
‫بابا بود چی می‌گفت؟

36:33.630 --> 36:37.342
‫پای بابا رو وسط نکش

36:37.759 --> 36:41.137
‫چطور می‌تونی اینقدر بی‌فکر و بی‌عقل باشی؟!

36:41.679 --> 36:43.348
‫دشمن قسم‌خورده‌ی بابا!

36:44.432 --> 36:45.975
‫وای، حتی دوگل هم حاضر نمیشه
‫به فریزرها دست بزنه

36:46.142 --> 36:48.144
‫توقع ندارم منو بفهمی

36:48.269 --> 36:49.771
‫پس اینو بفهم:

36:49.896 --> 36:52.774
‫اگه لازم باشه میگم

36:53.191 --> 36:54.734
‫اون حرومزاده رو بکشن تا دست از سرت برداره

36:54.859 --> 36:58.321
‫اگه یه تار مو از سر برایان فریزر کم بشه،

36:58.863 --> 37:00.156
‫دیگه نه من، نه تو

37:01.240 --> 37:02.367
‫جدی میگم

37:02.909 --> 37:04.827
‫می‌دونی که مالکوم به حرفم گوش میده

37:05.662 --> 37:07.705
‫من عروسشم، می‌تونم قانعش کنم

37:07.830 --> 37:09.624
‫اتحاد و پول گرنت‌ها رو

37:09.791 --> 37:12.293
‫از قبیله‌ی مکنزی دریغ کنه

37:13.461 --> 37:15.296
‫اون‌وقت می‌خوای چیکار کنی، برادر؟

37:21.719 --> 37:24.597
‫باید بهم قول بدی
‫دیگه نزدیک اون فریزرِ حرومزاده نمیشی

37:24.764 --> 37:26.349
‫تو هم باید همین قول رو بهم بدی

37:26.975 --> 37:28.184
‫قبوله

37:29.686 --> 37:30.812
‫کاری به کارش ندارم

37:30.979 --> 37:32.480
‫نباید بذاری آسیبی بهش برسه

37:32.647 --> 37:34.524
‫بله، من فکرت رو می‌خونم، کالم

37:34.691 --> 37:37.443
‫چه به دستِ تو،
‫چه به دست هر کس دیگه‌ای،

37:37.610 --> 37:39.612
‫اتفاقی برای برایان بیفته...

37:39.779 --> 37:41.823
‫نمیذارم آسیبی بهش برسه

37:44.075 --> 37:45.910
‫از همین لحظه به بعد

37:48.454 --> 37:49.539
‫بهت قول میدم

37:51.499 --> 37:55.086
‫حالا نوبت توئه قول بدی سراغش نمیری

37:58.172 --> 38:02.218
‫باید برای همیشه ازش جدا بشی

38:08.474 --> 38:09.767
‫قول میدم

38:30.329 --> 38:31.539
‫آقای گرنت

38:33.082 --> 38:34.375
‫برایان بودی، درسته؟

38:34.667 --> 38:36.002
‫من خانمت رو می‌شناسم

38:36.502 --> 38:37.462
‫بله

38:38.254 --> 38:39.672
‫شرمنده باعث شدم

38:39.797 --> 38:41.215
‫دوباره از جولیا جدا بشی

38:41.716 --> 38:43.885
‫منتها اینو بدون که حتی یه لحظه هم

38:44.052 --> 38:45.303
‫از تلاش برای برگشتن پیش تو دست نکِشید

38:45.720 --> 38:48.222
‫ازدواجش با پدرم
‫اون چیزی نیست که به نظر میاد

38:49.265 --> 38:51.100
‫پس ماجرا چیه؟

39:07.700 --> 39:09.035
‫خانم بیچامپ

39:11.079 --> 39:14.082
‫متأسفانه حالا دیگه باید
‫بانو فریزر لووات صدام کنید

39:16.167 --> 39:18.086
‫با سایمون فریزر ازدواج کردی؟

39:18.252 --> 39:20.630
‫وصلتی بود که بهم تحمیل شد

39:22.215 --> 39:24.801
‫آخرین باری که دیدمت،
‫فرصت نشد حرف بزنیم

39:25.635 --> 39:27.678
‫درگیر مسئله‌ی مهم‌تری بودیم

39:28.930 --> 39:30.890
‫می‌خواستم دوباره ازت تشکر کنم

39:31.766 --> 39:34.268
‫تو و برایان جونم رو نجات دادید

39:35.061 --> 39:36.896
‫تا عمر دارم مدیون‌تونم

39:37.688 --> 39:39.190
‫خوشحالم کاری از دستم براومده

39:40.149 --> 39:42.318
‫برایان جونش رو هم برات میده

39:42.735 --> 39:44.779
‫عشقی که بین شماست، منو یادِ...

39:47.490 --> 39:48.616
‫یادِ چی؟

39:56.332 --> 39:58.251
‫تو رازهای منو می‌دونی،

39:59.043 --> 40:01.879
‫رازهایی که فاش‌شدن‌شون مساویه با تباهیِ من

40:03.297 --> 40:05.591
‫تو هم می‌تونی به من اعتماد کنی و
‫راز دلت رو بگی

40:07.552 --> 40:09.095
‫تو و برایان...

40:10.346 --> 40:13.015
‫من رو یادِ عشقِ خودم و هنری میندازید

40:13.182 --> 40:14.892
‫هنری معشوقته؟

40:15.977 --> 40:19.730
‫شوهرمه، عشق زندگیم

40:20.606 --> 40:22.942
‫با این حال، مجبورت کردن با لووات ازدواج کنی

40:23.109 --> 40:25.069
‫از سر ناچاری بود

40:26.237 --> 40:28.364
‫من و هنری همدیگه رو گم کردیم و

40:30.158 --> 40:31.951
‫چند وقتی از هم دور بودیم

40:34.162 --> 40:36.289
‫چطور می‌تونی با این حسی که به هنری داری،

40:36.914 --> 40:38.708
‫بودن با لووات رو تحمل کنی؟

40:41.210 --> 40:42.587
‫عذاب‌آوره

40:47.842 --> 40:52.096
‫اختیار خودم رو هم ندارم.
‫نه می‌تونم جایی برم یا حرفی بزنم

40:53.139 --> 40:55.099
‫نمی‌تونم به هنری بگم چی بهم گذشته

40:55.808 --> 40:57.310
‫اینکه واقعاً چه حسی دارم

40:59.020 --> 41:01.731
‫بهش بگم برای محافظت از بچه‌مون،

41:01.898 --> 41:05.151
‫دست به خیانتی زدم که

41:05.318 --> 41:07.028
‫هرگز بخشیده نمیشه

41:09.071 --> 41:10.615
‫ازخودگذشتگیِ بزرگیه

41:12.825 --> 41:16.370
‫هر کسی به خاطر عزیزش این کارو می‌کنه، نه؟

41:17.246 --> 41:19.707
‫به قیمت تیکه‌تیکه‌شدنِ خودمون...

41:21.042 --> 41:25.963
‫هر طوری که شده، سپر بلای اونها میشیم

41:28.883 --> 41:33.304
‫چون داغِ از دست دادن‌شون،
‫بهاییه که نمیشه پرداخت

41:37.225 --> 41:38.267
‫آره

42:21.435 --> 42:23.396
‫وای که چقدر دلم برات تنگ شده بود

42:26.357 --> 42:28.526
‫بیا بریم تو که کسی ما رو نبینه

42:29.110 --> 42:29.902
‫نه، نه

42:30.069 --> 42:31.112
‫نمیشه

42:33.030 --> 42:33.990
‫آره

42:34.448 --> 42:35.783
‫آره، راست میگی

42:36.284 --> 42:38.661
‫بعدِ اون بلایی که سرت اومد،
‫نباید بی‌احتیاطی کنیم

42:41.289 --> 42:42.331
‫چیه؟

42:43.499 --> 42:44.625
‫چیزی شده؟

42:46.002 --> 42:47.211
‫الن، چی شده؟

42:47.378 --> 42:49.463
‫ما نمی‌تونیم با همدیگه باشیم، برایان

42:51.549 --> 42:52.550
‫یه راهی پیدا می‌کنیم

42:52.717 --> 42:53.634
‫نه

42:55.052 --> 42:57.972
‫من لجباز و خودسر بودم

42:59.098 --> 43:00.266
‫تو هیچی نداری

43:00.433 --> 43:02.643
‫نه تنها یه وجب خاک هم به نامت نیست

43:03.978 --> 43:06.188
‫بلکه پسر نامشروع یکی از پست‌ترین و

43:06.355 --> 43:08.607
‫بی‌اخلاق‌ترین ارباب‌های ارتفاعاتی

43:09.358 --> 43:11.485
‫چند وقتی دلم رو بهت باختم

43:11.902 --> 43:13.529
‫اما دیگه دلم باهات نیست

43:13.696 --> 43:14.989
‫ما با هم عهد بستیم

43:15.156 --> 43:17.491
‫من به مالکوم گرنت قول دادم

43:21.329 --> 43:24.498
‫قلب من فقط برای تو می‌تپه

43:24.665 --> 43:26.417
‫خودت بهتر از هر کسی می‌دونی

43:27.168 --> 43:28.586
‫قلب تو هم...

43:29.628 --> 43:31.422
‫قلب تو هم برای من می‌تپه

43:36.594 --> 43:37.803
‫دیگه چیزی بین ما نیست

43:37.970 --> 43:40.348
‫من دوستت دارم، الن مکنزی

43:41.557 --> 43:43.100
‫می‌دونم تو هم منو دوست داری

43:43.267 --> 43:44.602
‫جذبت شده بودم

43:44.894 --> 43:46.270
‫ولی مطمئن نیستم عشق بوده باشه

43:46.395 --> 43:47.229
‫معلومه که عشقه

43:47.396 --> 43:48.939
‫نه، حرف تو دهن من نذار

43:49.398 --> 43:50.649
‫من خودم عاقل و بالغم

43:51.067 --> 43:54.070
‫عاشق تو هم نیستم، برایان فریزر

43:54.236 --> 43:55.738
‫شاید هیچوقت نبودم

45:18.529 --> 45:20.239
‫اون مردکِ جانمازآبکشِ بدبخت کیه که

45:20.364 --> 45:22.950
‫شرافت منو زیر سؤال می‌بره؟

45:24.493 --> 45:26.871
‫تو! کدوم گوری بودی وقتی

45:27.037 --> 45:28.164
‫بازخواستم کردن و نادیده‌ام گرفتن و

45:28.289 --> 45:30.458
‫عین یه تیکه آشغال باهام رفتار کردن؟

45:30.624 --> 45:31.500
‫به تو ربطی نداره

45:31.667 --> 45:33.210
‫آره، پسره‌ی گستاخ

45:33.335 --> 45:34.920
‫تو که ازم نخواستی بیام پیشت و

45:35.463 --> 45:37.006
‫حتی اگه هم می‌خواستی،
‫بودونبودِ من

45:37.173 --> 45:38.757
‫- چه فرقی به حالت داشت؟
‫- دقیقاً

45:38.924 --> 45:40.676
‫هیچ فرقی نداشت، چون...

45:40.843 --> 45:43.012
‫یه بزدل بی‌بخاری

45:43.345 --> 45:44.513
‫رقت‌انگیزی

45:44.680 --> 45:47.057
‫با یه نسیم هم از پا درمیای

45:48.476 --> 45:50.644
‫انگار حتی عرضه نداری
‫دست‌وحسابی یه زن رو بکنی

45:50.811 --> 45:52.563
‫اگه نیمچه‌مرد هم بودی،
‫اون دختره‌ی

45:52.688 --> 45:54.440
‫مکنزی الان باکره نبود

45:54.607 --> 45:55.983
‫اون‌وقت جلوی کل خانواده‌اش و

45:56.150 --> 45:59.278
‫همه‌ی قبایل رسوا می‌شد!

45:59.445 --> 46:01.780
‫منتها هیچ کاری ازت برنیومد

46:01.947 --> 46:03.824
‫اون هم وقتی که
‫لقمه رو حاضر و آماده انداختن جلوت!

46:03.949 --> 46:06.118
‫بسه، مرتیکه‌ی خبیث!

46:06.285 --> 46:07.620
‫ولم کن!

46:14.168 --> 46:16.420
‫هنوز درس عبرت نشد برات، پسر؟

46:18.047 --> 46:20.007
‫نمی‌دونی تهِ این کارها به کجا ختم میشه؟

46:25.888 --> 46:28.724
‫تو جز رسوایی و ننگ چیزی برای من نداشتی!

46:29.141 --> 46:31.810
‫دیگه نماینده‌ی من برای شکار نیستی

46:32.937 --> 46:34.980
‫مورتا جات میاد

46:35.147 --> 46:37.399
‫جنابعالی برو هیزم بشکن

46:37.566 --> 46:38.901
‫تو...

46:41.028 --> 46:42.905
‫تو پسر من نیستی

46:43.531 --> 46:45.699
‫چه بهتر! از شرّت خلاص شدم

47:08.222 --> 47:09.640
‫آقای گرنت

47:09.807 --> 47:11.183
‫آقای گاون

47:12.184 --> 47:13.811
‫سلامت باشید

47:14.937 --> 47:17.690
‫امیدوار بودم زودتر از اینها
‫توی قلعه‌ی گرنت ببینمت

47:17.856 --> 47:20.568
‫اما با فوتِ آیزاک...

47:21.026 --> 47:25.114
‫اگه خودش نمی‌مُرد، من می‌کشتمش

47:25.614 --> 47:26.865
‫دروغ تحویلم دادن، ند

47:27.032 --> 47:29.410
‫کاری کردن که باور کنم زن و

47:29.577 --> 47:31.954
‫بچه‌ام مُردن

47:32.496 --> 47:35.165
‫ولی اینجان، توی برائمار

47:35.541 --> 47:37.585
‫زنده‌ان، منتها اصلاً حال‌وروزِ خوشی ندارن

47:37.751 --> 47:39.169
‫زنده‌ان؟

47:39.837 --> 47:41.589
‫اینجان؟

47:42.548 --> 47:44.758
‫چقدر سنگدلن که همچین دروغی گفتن

47:44.925 --> 47:46.969
‫ناراحت شدم

47:47.553 --> 47:51.390
‫من نمی‌تونم بدون جولیا و پسرم از اینجا برم

47:52.182 --> 47:55.811
‫قطعاً دیگه هم نمی‌تونم برگردم و
‫به گرنت‌ها خدمت کنم

47:55.978 --> 47:58.480
‫باید فرار کنم

48:01.150 --> 48:03.402
‫اگه خدایی‌نکرده کسی بفهمه
‫من کمکت کردم...

48:03.569 --> 48:04.528
‫می‌دونم

48:05.404 --> 48:07.114
‫می‌دونم خواسته‌ی بزرگیه

48:07.865 --> 48:10.492
‫اگه کس دیگه‌ای رو داشتم که
‫می‌تونستم بهش اعتماد کنم

48:10.618 --> 48:12.244
‫یا راهِ دیگه‌ای جلو پام بود...

48:13.454 --> 48:16.206
‫من نمی‌خوام اتفاقی برات بیفته، ند

48:17.458 --> 48:19.418
‫من هم زمانی توی یه شرایطی بودم که

48:19.543 --> 48:21.545
‫باید هر چه زودتر فرار می‌کردم

48:22.963 --> 48:24.214
‫انگار برای سه نفر

48:24.340 --> 48:26.300
‫کالسکه لازم داری

48:26.717 --> 48:27.843
‫درسته

48:29.845 --> 48:32.598
‫فردا تموم دارودسته‌ی گرنت‌ها،
‫من‌جمله آقای باگ،

48:32.765 --> 48:36.352
‫سرگرم شکار بزرگن

48:36.518 --> 48:38.437
‫تو اون چند ساعت،

48:38.937 --> 48:41.690
‫کسی دنبال تو نیست که
‫کجا میری یا چیکار می‌کنی

48:46.862 --> 48:48.197
‫خب، ممنون

48:48.739 --> 48:50.449
‫هیچوقت این لطفت رو فراموش نمی‌کنم

48:51.867 --> 48:53.827
‫پس دوست به چه دردی می‌خوره؟

48:59.667 --> 49:02.836
‫میشه یه لطف دیگه هم در حقم بکنی؟

49:03.253 --> 49:04.797
‫در مقایسه با لطفی که الان

49:04.963 --> 49:06.674
‫در حقم کردی، خیلی کوچیکه

49:14.223 --> 49:15.349
‫بانوی من؟

49:16.058 --> 49:17.101
‫روزتون بخیر

49:17.267 --> 49:18.852
‫آقای گاون، من دوست هنری هستم

49:19.395 --> 49:22.564
‫این از طرف ایشونه

50:29.923 --> 50:31.675
‫بانو الن

50:31.842 --> 50:34.344
‫کالم. کدبانو فیتز

50:35.095 --> 50:37.514
‫خوشحالم که می‌بینم شکار رو
‫از دست ندادید، بانو الن

50:37.681 --> 50:39.808
البته اگه زیبایی شما بذاره
روی هدفم تمرکز کنم

50:39.975 --> 50:41.977
مطمئنم تیرتون خطا نمیره

50:42.144 --> 50:43.729
‫اگه یه سیاه‌خروس سر راهم سبز بشه،

50:43.896 --> 50:45.606
‫بال‌هاش رو تقدیم شما می‌کنم که
‫کلاه‌تون رو باهاش تزئین کنید

50:47.274 --> 50:49.234
‫چه هدیه‌ی قشنگی

50:53.739 --> 50:55.574
‫الحق که آقاست

50:55.741 --> 50:58.285
‫ارباب خاندان گرنت هم هست

50:58.452 --> 51:00.829
‫خوش به‌حالت همچین آقایی نصیبت شده

51:01.330 --> 51:04.082
‫آره، خوش به حالم

52:09.690 --> 52:10.524
‫مورتا

52:13.235 --> 52:15.279
‫برو

52:27.291 --> 52:28.542
‫مگه نگفتی دیگه باهام کاری نداری؟

52:28.709 --> 52:32.045
‫اگه قرار باشه کسی تو رو بکشه،
‫اون یه نفر منم

53:04.995 --> 53:06.121
‫جولیا

53:06.288 --> 53:07.664
‫وای، هنری

53:08.498 --> 53:09.917
‫عزیزدلم، تو رو خدا منو ببخش

53:10.083 --> 53:11.585
‫دیگه نمی‌دونستم چطوری
‫جونِ پسرمون رو نجات بدم

53:11.752 --> 53:14.963
‫می‌خواستن بکشنش،
‫شاید هم از من می‌گرفتنش

53:15.881 --> 53:17.674
‫تنها یادگارم از تو بود، واسه همین...

53:19.259 --> 53:21.595
‫حتی فکر کردن بهش هم حالم رو بد می‌کنه

53:22.679 --> 53:25.015
‫الان فقط این مهمه که
‫تو و ویلیام رو پیدا کردم

53:25.432 --> 53:26.767
‫منو می‌بخشی؟

53:26.934 --> 53:28.435
‫برایان سیر تا پیاز همه‌چی رو برام گفت

53:28.852 --> 53:30.395
‫چیزی برای بخشیدن وجود نداره

53:33.106 --> 53:34.149
‫پسرمون کو؟

53:34.566 --> 53:36.109
‫پیش دایه‌ست

53:36.652 --> 53:38.153
‫بانو فریزر

53:38.904 --> 53:40.614
‫دایه داره با محافظِ لووات،

53:40.739 --> 53:42.366
‫یعنی بالاک میاد

53:42.783 --> 53:43.951
‫بیا لدرز

53:44.117 --> 53:45.327
‫یه نشونه دم درختِ کنارِ

53:45.494 --> 53:46.912
‫دیوارِ خراب‌شده میذارم

53:49.456 --> 53:51.667
‫نشونه رو پیدا می‌کنم میام پیشت

53:55.253 --> 53:57.506
‫قبلاً اومده بود از سایمون تعریف کرده بود

53:57.673 --> 53:59.591
‫انگار خبر پیشگویی فریزرها

53:59.716 --> 54:01.009
‫داره پخش میشه

54:14.481 --> 54:17.484
‫وقتش رسیده رأی خودتون رو
‫در خصوص این جنبش اعلام کنید

54:19.653 --> 54:21.196
‫موافق‌ها؟

54:21.363 --> 54:22.698
‫آری!

54:22.864 --> 54:25.450
‫بیاید پادشاه استوارت رو برگردونیم!

54:27.619 --> 54:31.331
‫بله، قبیله‌ی گرنت هم در کنار شماست

54:45.012 --> 54:48.974
‫ما جیمز ادوارد استوارت رو

54:49.099 --> 54:51.601
‫جیمز هشتم اسکاتلند و

54:51.727 --> 54:55.981
‫سوم انگلستان، ولز و ایرلند اعلام می‌کنیم

55:19.421 --> 55:20.881
‫چرا این کارو کردی؟

55:21.465 --> 55:22.549
‫چرا خودت و قبیله رو

55:22.716 --> 55:23.717
‫یهو قاتی آرمان استوارت کردی؟

55:23.884 --> 55:24.843
‫باید یه تصمیمی‌ می‌گرفتیم، پسر

55:24.968 --> 55:26.053
‫داری پاتو از گلیمت درازتر می‌‌کنی، عمو

55:26.219 --> 55:27.262
‫ارباب‌جماعت تعلل نمی‌شناسه

55:27.429 --> 55:29.097
‫با قاطعیت عمل می‌کنه

55:30.057 --> 55:31.641
‫افرادش، قبیله، اونهایی که
‫چشم به ما دوختن تا

55:31.808 --> 55:34.603
‫ببینن بعد از مرگ پدرت دووم میاریم یا نه،

55:34.770 --> 55:37.064
‫باید می‌دیدن که ما اهل عملیم،

55:37.230 --> 55:39.524
‫هنوز هم سرِ پاییم

55:40.567 --> 55:42.110
‫به عنوان اربابت،

55:43.195 --> 55:45.072
‫بابت مشورت حکیمانه‌ات ممنونم

56:06.259 --> 56:08.678
‫مشتاقم روز عروسی‌مون ببینم‌تون

56:08.702 --> 56:18.684
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

56:18.708 --> 56:28.690
‫« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

56:28.714 --> 56:38.696
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

56:38.720 --> 56:48.702
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
