WEBVTT

00:15.071 --> 00:16.322
‫آنچه گذشت...

00:16.354 --> 00:18.749
‫خواستم تشکر کنم که
‫کمکم کردید جولیا رو پیدا کنم

00:18.915 --> 00:20.375
‫ولی جستجوم به پایان رسیده

00:20.542 --> 00:21.418
‫هنری

00:21.585 --> 00:22.586
‫گیاه پاکدامنی

00:22.711 --> 00:24.004
‫شنیدم اگه کسی بخوره،

00:24.171 --> 00:25.922
‫میل و قوتش
‫توی بستر کم میشه

00:27.007 --> 00:28.175
‫بی‌فایده‌ست

00:28.341 --> 00:29.509
‫این پارچه مال قبیله‌ی فریزرهاست

00:29.634 --> 00:30.552
‫نکنه با هم پیوند زناشویی بستید؟

00:30.677 --> 00:31.553
‫مال منـه

00:31.678 --> 00:33.054
‫پس خوب قایمش کن

00:33.221 --> 00:34.723
‫دیگه هم حرفی ازش نمی‎زنیم

00:34.890 --> 00:36.099
‫من نمی‌تونم دست رد به سینه‌ی مالکوم بزنم

00:36.266 --> 00:39.311
‫دست کثیفت رو
‫از ناموس من بکش ببینم

00:39.478 --> 00:41.897
‫فریزره، حرومزاده‌ی دشمن قسم‌خورده‌ی بابا

00:42.022 --> 00:43.523
‫- ازدواج کردید؟
‫- آره

00:43.648 --> 00:46.943
‫با به دام انداختن اون دخترک مکنزی،
‫لطف بزرگی در حقم کردی

00:47.068 --> 00:48.361
‫بذرِ شک در مورد پاکدامنی

00:48.528 --> 00:50.363
‫بانو مکنزی کاشته شده

00:50.530 --> 00:53.408
‫خاندان گرنت نامه‌ای
‫مِن‌باب کمالات شما دریافت کردن

00:53.575 --> 00:55.911
‫به خاطر همین هم
‫باید آزمایشی صورت بگیره تا

00:56.077 --> 00:59.790
‫مشخص بشه بکارت شما دست‌نخورده‌ست یا نه

01:00.139 --> 01:10.139
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:10.363 --> 01:20.363
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:21.546 --> 01:29.546
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

03:07.918 --> 03:11.546
‫این دیگه چه‌جور ابزاریـه؟

03:12.797 --> 03:14.090
‫اسپکولوم

03:15.425 --> 03:18.803
‫ابزاریه که از زمان رومیان تا به امروز

03:18.970 --> 03:19.971
‫به اشکال گوناگونی استفاده شده

03:20.096 --> 03:23.183
‫- بعد از وارد کردنش...
‫- این وسایل رو جمع کنید

03:24.267 --> 03:26.353
‫ما می‌خوایم گرنت‌ها باور کنن
‫معاینه‌مون دقیق و حساب‌شده‌ست

03:26.519 --> 03:30.023
‫نه براساس روش‌های منسوخ
‫و غیرمتمدنانه

03:30.941 --> 03:32.306
‫پس معاینه با دست انجام بشه؟

03:32.331 --> 03:35.111
‫آره و نتیجه‌ مطلوبی گزارش کنید

03:35.946 --> 03:37.405
جنازه‌ی خواهرم رو که نمی‌تونم شوهر بدم

03:49.124 --> 03:51.169
‫به نظرت ممکنه الن
‫چیزی رو ازمون پنهون کرده باشه؟

03:51.336 --> 03:54.047
‫با اون زبون چرب‌ونرمش؟

03:54.213 --> 03:55.382
‫آره، چرا که نه

03:55.548 --> 03:57.968
‫ولی فرصتی برای شیطنت نداشته،

03:58.134 --> 03:58.843
‫درست میگم؟

03:59.344 --> 04:01.554
‫نیروهامون شبانه روز این محدوده رو
‫زیر نظر دارن

04:01.721 --> 04:03.848
‫و بدون اجازه‌ی من نمی‌تونه
‫از لیوخ بیرون بره

04:04.015 --> 04:06.017
‫خب ممنون بابتِ توضیح روشنگرانه‌ات برادر

04:06.184 --> 04:09.145
‫ولی نه، هرجا هم که
‫رفته با اجازه‌ی خودت رفته

04:09.604 --> 04:11.189
‫بلتین، عمارت نیرن...

04:11.314 --> 04:12.440
‫خب تقصیر کی بود که

04:12.941 --> 04:14.859
‫مجبور شدم بفرستمش اونجور جاها؟

04:15.026 --> 04:16.544
‫برادر، اگه فکر کردی الن خلاف میلش

04:16.569 --> 04:18.487
‫جایی میره، پس سخت در اشتباهی

04:18.655 --> 04:20.657
‫دوگل، داری بیشتر نگرانم می‌کنی

04:21.408 --> 04:23.576
‫اتفاقی که نیفتاده، نه؟

04:25.787 --> 04:27.872
‫مگه تو محرم اسرارش نیستی؟

04:28.999 --> 04:31.209
‫از زمان اعلام نامزدیش...

04:33.503 --> 04:34.838
‫رابطه‌مون شکراب شده

04:35.755 --> 04:38.758
‫حرفی زده که باعث شده بهش مشکوک بشی؟

04:38.883 --> 04:39.676
‫نه

04:40.635 --> 04:42.846
‫ولی دلیل نمیشه شک‌ام بیجا باشه

04:43.979 --> 04:45.932
‫توی عمارت نیرن که خودت پیشش بودی

04:47.100 --> 04:49.477
‫توی جشن بلتین هم ند مراقبش بود

04:50.020 --> 04:51.688
‫پس بهتره بری از ند بپرسی

05:09.039 --> 05:10.623
‫هیچوقت از جلوی چشمت دور شد؟

05:10.790 --> 05:11.791
‫کی؟

05:12.876 --> 05:14.127
‫الن؟ کِی؟

05:14.502 --> 05:16.546
‫قرار بود توی بلتین مراقبش باشی

05:16.713 --> 05:17.672
تو همراهیش کردی

05:17.839 --> 05:19.382
‫یه لحظه هم چشم ازش برنداشتی

05:19.549 --> 05:20.550
‫بیشتر اوقات آره

05:21.092 --> 05:24.596
‫البته وقتی سرگرم دلبری از مالکوم گرنت نبود

05:24.763 --> 05:27.724
‫باید می‌ذاشتم چند دقیقه‌ای خلوت کنن

05:27.849 --> 05:29.184
‫ولی تمام مدت زیر نظرش داشتم

05:29.350 --> 05:32.037
‫و بعد هم شاه و ملکه‌ی ماهِ مِی شدن

05:32.062 --> 05:33.353
‫دیگه همه‌ی نگاه‌ها بهشون بود

05:33.521 --> 05:35.940
‫خب مالکوم که دستش بهش نخورده

05:36.357 --> 05:38.151
‫وگرنه کار به اینجا نمی‌کشید

05:41.112 --> 05:43.573
‫راستش اصلاً برام غیرقابل‌تصوره
‫که کسی بهش نزدیک شده باشه

05:43.740 --> 05:44.783
کی جرئتش رو داره آخه؟

05:44.949 --> 05:46.701
‫و تازه الن هم همیشه

05:46.868 --> 05:47.952
‫پاکدامن بوده

05:48.119 --> 05:49.471
‫به جز اون چند کلمه‌ای که با
‫مالکوم حرف زده،

05:49.496 --> 05:50.829
‫بقیه‌اش رو کنارِ تو بوده

05:53.708 --> 05:56.377
‫تنها زمانی که همراهش نبودم،

05:56.503 --> 05:57.796
‫وقتی بود که همراهِ بقیه زن‌ها

05:57.962 --> 05:59.339
‫برای نیایش باروری رفت

05:59.506 --> 06:02.926
‫البته جکاستا همراهش رفت

06:03.093 --> 06:06.346
‫و قسم خورد یه لحظه هم از الن جدا نشه

06:06.513 --> 06:09.557
‫میگن آدم بدبخت از بدبختی بقیه خوشحال میشه

06:11.643 --> 06:13.311
‫جکاستا به هیچ وجه کاری نمی‌کنه

06:13.478 --> 06:14.771
‫که وصلت الن و مالکوم به‌هم بخوره

06:16.898 --> 06:19.484
‫چون خودش می‌دونه که ازدواج
چیزی جز بدبختی برای خواهرش نداره

06:20.944 --> 06:23.571
‫یعنی بین شما هیچ عشق و محبتی نیست، نه؟

06:26.574 --> 06:29.035
‫چه ربطی به عشق داره؟

06:29.828 --> 06:31.913
‫نکته‌ی قابل تأملیـه، پسرجان

06:32.997 --> 06:35.500
‫بعید نبود پدرت هم همین سوال رو داشته باشه

06:38.878 --> 06:41.965
‫خب تو بهش چی جواب می‌دادی؟

06:43.633 --> 06:46.511
‫که عشق هیچ ربطی به این ماجرا نداره

06:49.055 --> 06:51.224
‫یا دقیقاً همه‌چیز بهش گره خورده

06:54.477 --> 06:57.105
‫پس دلیل این کارهامون چیه؟

06:57.272 --> 07:00.275
‫ند، من نمی‌تونم هیچ کمکی بهش بکنم

07:00.441 --> 07:02.527
‫فرقی نمی‌کنه الن سربلند
‫از اون آزمایش بیرون بیاد یا نه

07:02.694 --> 07:03.570
‫این موضوع خیلی جدیـه

07:03.736 --> 07:04.946
‫آره، لازم نیست مدام گوشزد کنی

07:05.113 --> 07:07.657
‫که چه بدبختیِ بزرگی در انتظارمونه

07:09.450 --> 07:12.662
‫یا گرنت‌ها قراره چه انتقامی از الن بگیرن

07:17.500 --> 07:19.335
‫اگه الن گناهکار باشه،

07:21.045 --> 07:23.756
‫امیدوارم در نهایت بتونی ببخشیش

07:25.550 --> 07:26.676
‫ولی اگه بی‌گناه باشه

07:26.843 --> 07:27.927
‫امیدوارم اون روزی بتونه

07:28.094 --> 07:29.512
‫تو رو ببخشه

07:32.055 --> 07:33.349
‫همه‌مون رو ببخشه

07:36.853 --> 07:39.731
‫اگه بفهمم کسی

07:39.898 --> 07:42.442
‫به من سوگند وفاداری خورده

07:42.609 --> 07:46.988
‫و بهش پایبند نبوده، میگم سرش رو بزنن

07:49.866 --> 07:51.993
‫البته، سرورم

08:08.092 --> 08:11.304
‫آقای گاون، وقتش شده؟

08:11.930 --> 08:13.306
‫نه، نه، نه

08:13.431 --> 08:14.682
‫هنوز یکم وقت داریم

08:14.807 --> 08:17.518
‫گرنت‌ها هنوز نیومدن

08:20.271 --> 08:22.607
‫فقط اومدم ببینم اوضاع بانو الن
‫روبراهـه یا نه

08:22.774 --> 08:26.945
‫ولی شاید بهتر باشه به‌جای ایشون،

08:27.111 --> 08:28.404
‫از خودِ شما بپرسم

08:29.113 --> 08:30.281
‫تصمیم هوشمندانه‌ایـه

08:31.115 --> 08:34.202
‫مطمئنم برای آماده‌سازی الن

08:34.368 --> 08:36.746
‫حسابی سنگ تموم گذاشتید

08:36.913 --> 08:38.665
‫بله، ایشون مثل گل برفی نو شکفته توی زمستون

08:38.830 --> 08:40.250
‫پاک و معصوم هستن

08:40.416 --> 08:43.253
‫می‌دونم که الن به شما اعتماد داره

08:43.878 --> 08:47.215
‫و تمام مسائل خصوصیش رو
‫با شما در میون می‌ذاره

08:48.341 --> 08:49.592
‫کاملاً

08:50.260 --> 08:51.678
‫بسیارخب

08:54.180 --> 08:56.516
‫منم قطعاً قصد فضولی ندارم

08:56.683 --> 09:00.061
‫ولی اگه الن توی مورد خاصی مثل
‫مسئله‌ای شخصی

09:00.228 --> 09:03.231
‫به کمک شما نیاز پیدا کنه،

09:03.356 --> 09:05.525
‫بی‌درنگ ازتون درخواست می‌کنه، درسته؟

09:06.442 --> 09:07.819
‫اخیراً رازی رو باهاتون در میون نذاشته

09:07.944 --> 09:11.739
‫یا درخواستی ازتون نکرده که مستلزم

09:12.407 --> 09:14.200
‫رازداری خاصی باشه؟

09:16.619 --> 09:18.371
‫شرم بر همه‌ی شما

09:19.122 --> 09:21.332
‫که توی همچین مخمصه‌ای گذاشتینش

09:24.919 --> 09:28.214
‫وقتی آبروی از دست‌رفته‌اش برگرده،
‫همه‌چی درست میشه

09:28.381 --> 09:29.549
‫خانم فیتز

09:44.397 --> 09:46.107
‫نگران نباش، دختر جان

09:47.025 --> 09:49.485
‫می‌دونم تو هم برای خودت اسراری داری
‫ولی من بهت ایمان دارم

09:49.861 --> 09:51.738
‫پاکدامنیت تأیید میشه

11:18.854 --> 11:22.963
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

11:50.022 --> 11:51.524
‫می‌خواستید منو ببینید سرورم؟

11:51.691 --> 11:55.278
‫یه غافلگیریِ کوچیک برات دارم

11:56.028 --> 11:58.489
‫دیروز رفتم پیشِ طبیب دوره‌گرد

11:59.157 --> 12:01.451
‫ناخوش‌اید؟ جایی قراره بریم؟

12:01.617 --> 12:04.203
‫خب اینم بخشی از غافلگیریه

12:04.787 --> 12:07.832
‫البته باهم نمیریم عروس زیبای من.
‫تنهایی میرم.

12:08.458 --> 12:11.377
‫می‌خوام از چشمه‌ی آب گرم ابردین بنوشم

12:13.129 --> 12:14.464
‫که اینطور

12:14.630 --> 12:15.631
‫واقعاً غافلگیر شدم

12:15.798 --> 12:17.300
‫امیدوارم که نتیجه‌ داشته باشه

12:17.758 --> 12:20.303
‫پس انتظار دارید آبِ چشمه شما رو درمان کنه

12:20.845 --> 12:22.722
‫جسارته ولی مگه مشکلی دارید؟

12:22.889 --> 12:25.016
‫عزیزم، دنبال درمان نیستم

12:25.183 --> 12:27.393
‫بلکه دنبالِ استقامت و تجدید نیروی جوانی‌ام

12:27.560 --> 12:32.273
‫آب چشمه قوای جنسیم رو برمی‌گردونه

12:32.607 --> 12:34.108
‫طبیب توصیه کرده حداقل یک ماه

12:34.275 --> 12:35.276
‫از آب چشمه بخورم

12:35.443 --> 12:37.403
‫البته بعد از اینکه

12:37.570 --> 12:38.654
‫توی چشمه آب‌تنی کردم

12:39.155 --> 12:40.615
‫تا ابردین خیلی راهـه؟

12:40.781 --> 12:42.950
‫آره ولی حاضرم با کمال میل این مسیر رو

12:43.117 --> 12:44.660
‫به خاطر گلِ سرخ انگلیسی‌تبارم برم

12:45.119 --> 12:47.079
‫سفرتون چقدر طول می‌کشه؟

12:47.205 --> 12:50.249
‫نگران نباش، عزیزکم

12:50.374 --> 12:51.664
‫یکی دو شب دیگه برمی‌گردم

12:51.689 --> 12:52.810
‫با درشکه میریم

12:52.835 --> 12:55.838
‫و با هرچقدر کوزه که توش جا بشه برمی‌گردیم

12:59.675 --> 13:01.928
‫چه فصلِ باشکوهی!

13:36.796 --> 13:39.549
‫قراره از الن مکنزی آزمایشی بگیرن

13:41.217 --> 13:42.969
‫معاینه‌اش می‌کنن تا ببینن

13:43.135 --> 13:46.514
‫آیا واقعاً باکره‌ست یا نه

13:49.141 --> 13:52.603
‫مکنزی‌ای که بکارتش رو به یه فریزر
‫از دست داده

13:54.904 --> 13:57.108
‫چقدر شاعرانه!

13:57.483 --> 14:00.570
‫حتی شکسپیر هم نمی‌تونست
‫بهتر از این رو تصور کنه

14:01.279 --> 14:04.365
‫ما پیمان زناشویی بستیم پس خطایی نکردیم

14:04.991 --> 14:06.617
‫خب پس بهتره این خبر رو

14:06.784 --> 14:08.411
‫به لیوخ برسونی

14:08.536 --> 14:10.413
‫تا اینقدر توی زحمت نیفتن

14:11.080 --> 14:14.417
‫شاید اگه بدونن، بیشتر
‫ملاحظه‌ی دختره رو بکنن

14:14.584 --> 14:15.751
‫البته که شک دارم

14:15.918 --> 14:18.254
‫و بالاخره اون مکنزی‌های بی‌سروپا

14:18.421 --> 14:21.591
یاد می‌گیرن
حرف‌ها و اعمال فریزرها رو جدی بگیرن

14:22.425 --> 14:27.013
‫پدر، من دوستش دارم

14:34.061 --> 14:35.479
‫مزخرف نگو

14:37.773 --> 14:41.360
‫وقتی برگشتم، به مناسبت نتیجه‌ی فاجعه‌بارش
‫جشن می‌گیریم

14:41.902 --> 14:43.863
‫به مکنزی‌ها نشون میدیم که کسی نباید

14:43.988 --> 14:45.948
‫با فریزرجماعت در بیفته

14:46.115 --> 14:48.242
‫«می‌درخشم ولی نمی‌سوزم»

14:48.367 --> 14:50.244
‫مگه شعارشون همین نیست؟

14:50.411 --> 14:54.332
‫ولی به آتش کشیده میشن و می‌سوزن؛
‫در آتشی مقدس

14:54.498 --> 14:57.710
‫و آیزاک گرنت مدیون‌مون میشه و در کنار هم

14:57.877 --> 15:00.963
‫از نابودی‌ مکنزی‌ها لذت می‌بریم

15:01.505 --> 15:03.549
‫و اتحادمون دوباره جون می‌گیره

15:03.716 --> 15:07.303
‫آره، اتحادی که با نابودی دشمن‌مون
محکم میشه

15:34.955 --> 15:36.248
‫کجا با این عجله؟

15:36.374 --> 15:37.708
‫میرم زنم رو نجات بدم

15:49.804 --> 15:50.971
‫داری نگرانم می‌کنی

15:51.138 --> 15:53.224
‫خب گاهی اوقات نتایج غیرمنتظره‌ای

15:53.349 --> 15:55.309
‫از دلِ همچین آزمایش‌هایی بیرون میاد

15:55.726 --> 15:56.727
‫حتی اگه زن خطایی هم نکرده باشه،

15:56.894 --> 15:57.936
‫بازم باید تمام جوانب احتیاط رو رعایت کنه

15:58.104 --> 15:59.313
‫فقط همین

16:00.731 --> 16:03.234
‫آخه احتمالش هست که زن پاکدامن هم
‫بی‌عفت تلقی بشه؟

16:03.401 --> 16:05.653
‫خب از این موارد هم پیش اومده

16:05.820 --> 16:06.654
‫ولی این حرف‌ها کافیه

16:06.779 --> 16:08.406
‫باید روحیه‌مون رو حفظ کنیم

16:09.573 --> 16:12.118
‫می‌دونم دست ‫به
کار احمقانه‌ای نمی‌زنی، دخترجان

16:12.576 --> 16:15.121
‫حتی اگه دلت پیش مردِ دیگه‌ای بوده باشه

16:16.539 --> 16:19.291
‫پناه بر خدا، شاید همین افکار ناپاک

16:19.316 --> 16:21.877
‫ادرارت رو آلوده کنن

16:22.461 --> 16:23.713
‫از کجا معلوم میشه؟

16:23.879 --> 16:25.673
‫باید بتونی ادرارت رو نگه داری

16:25.840 --> 16:27.883
‫همونطور که یه دختر باایمان افکار ناشایست رو

16:28.050 --> 16:29.468
‫از ذهنش دور می‌کنه

16:29.593 --> 16:33.055
‫فکر می‌کردم ادرارم صرفاً
‫باید شفاف و بدون رنگ باشه

16:33.222 --> 16:35.558
‫آره ولی فقط وقتی بهت گفتن باید ادرار کنی

16:35.725 --> 16:36.851
‫نه زودتر

16:38.894 --> 16:40.938
‫با این اوصاف، امکانش نیست
‫که قضاوت غلطی صورت بگیره؟

16:41.105 --> 16:42.940
‫عزیزم، زیاد زرنگ‌بازی در نیار

16:43.107 --> 16:44.442
‫فقط تا جایی که می‌تونی
‫طبق دستورات‌شون

16:44.567 --> 16:45.651
‫عمل کن

16:49.071 --> 16:50.114
‫امیدوارم بودم برای انجام آزمایش

16:50.281 --> 16:51.741
‫قابله خبر کنن

16:52.324 --> 16:53.701
‫شاید اون دلش به حالت می‌سوخت

16:53.868 --> 16:56.787
‫و می‌فهمید اگه آبروت بره
‫چه مصیبتی میشه

16:57.580 --> 16:58.831
‫مگه کی قراره بیاد؟

16:59.373 --> 17:00.583
‫دیوی بیتون

17:01.041 --> 17:02.168
‫طبیب؟

17:02.334 --> 17:05.379
‫آره. اونقدرا هم بد نیست

17:06.464 --> 17:08.715
‫دیوی از بچگی طبیبت بوده

17:09.425 --> 17:10.259
‫مردِ درستکار و باشرفیـه

17:10.426 --> 17:12.427
‫اون تشخیص درست میده

17:13.763 --> 17:14.930
‫اگه واقعاً تشخیصش درست باشه چی؟

17:17.808 --> 17:19.350
‫اگه اشتباه نکنه چی؟

17:26.734 --> 17:28.819
‫اگه واقعاً بکارتم رو از دست داده باشم چی؟

17:33.032 --> 17:34.116
‫مورتا؟

17:36.035 --> 17:37.495
‫چه بلایی سرت آورده؟

17:37.912 --> 17:39.288
‫آخه چطور تونسته؟

17:40.414 --> 17:41.999
‫خیال می‌کردم عاقل‌تر از این حرف‌ها باشه

17:42.500 --> 17:43.559
‫بعید می‌دونم بتونم ببخشمش

17:43.584 --> 17:44.960
‫جفت‌تون رو توی خطر انداخته

17:45.127 --> 17:46.587
‫دیگه هیچوقت نباید پاش رو اینجا بذاره

17:46.754 --> 17:47.922
‫مورتا کاری نکرده

17:52.092 --> 17:53.803
‫خب اگه مورتا نبوده...

17:57.932 --> 17:58.808
‫وای پناه بر خدا

17:58.933 --> 18:00.684
‫نمی‌دونم الان وضعیت بهتر شد یا بدتر

18:01.769 --> 18:02.853
‫پس کی بوده؟

18:05.272 --> 18:07.066
‫اسمش رو با خودم به گور می‌برم

18:13.447 --> 18:15.741
‫دخترجون، من طاقت ندارم از دستت بدم

18:17.201 --> 18:19.203
‫یعنی هیچ کاری نمیشه کرد؟

18:20.788 --> 18:22.832
‫فقط می‌تونیم دست‌به‌دعا بشیم

18:27.670 --> 18:29.672
‫اگه نجاتش ندم، تا آخر عمر حسرت می‌خورم

18:29.839 --> 18:30.965
‫این کار حماقتِ محضه

18:31.423 --> 18:34.426
‫اگه بری اصلاً زنده نمی‌مونی
‫که بخوای حسرت بخوری

18:34.593 --> 18:35.594
‫حق نداری توی این ماجرا دخالت کنی

18:35.719 --> 18:36.762
‫من مسئولم

18:36.929 --> 18:38.597
‫نمی‌ذارم اون تنهایی تاوانش رو بده

18:38.764 --> 18:40.850
‫اصلاً از اولم اشتباه کردی با اون دختر

18:41.016 --> 18:42.226
‫وارد رابطه شدی

18:42.393 --> 18:44.687
‫با الن مکنزی قول و قرار گذاشتی؟

18:44.854 --> 18:46.230
‫من دوستش دارم

18:47.898 --> 18:50.484
‫اون دختر به کشتنت میده

18:51.277 --> 18:53.153
‫نمی‌تونی همین‌جوری وارد قلعه‌ی لیوخ بشی

18:53.320 --> 18:55.948
‫تو پسرِ سایمون فریزری،

18:56.115 --> 18:57.491
‫دشمن قسم‌خورده‌ی جیکوب سرخ‌مو

18:57.658 --> 18:59.326
‫- زنده‌ات نمی‌ذارن
‫- تو درک نمی‌کنی

18:59.493 --> 19:01.328
‫خوب هم درک می‌کنم

19:01.495 --> 19:03.038
‫من مادرتم

19:03.289 --> 19:05.124
‫تو اینو درک می‌کنی؟

19:07.626 --> 19:08.627
‫تو بهش بگو

19:09.211 --> 19:10.462
‫تو هم مادری

19:10.838 --> 19:12.381
‫پسرم رو سر عقل بیار

19:12.548 --> 19:13.424
‫چی شده؟

19:13.591 --> 19:15.634
‫می‌خواد بره لیوخ و

19:15.759 --> 19:16.927
‫الن مکنزی رو بدزده

19:17.386 --> 19:18.679
‫جونش رو به خطر بندازه
‫تا اون رو نجات بده

19:18.804 --> 19:20.723
‫الن از اون آزمایش سربلند بیرون نمیاد...

19:21.432 --> 19:23.183
‫آزمایشی برای تعیینِ...

19:25.853 --> 19:27.021
‫باکرگی؟

19:27.521 --> 19:28.606
‫آره

19:28.772 --> 19:30.482
‫اگه ازش سربلند بیرون نیاد،

19:31.817 --> 19:33.027
‫می‌کُشنش

19:33.193 --> 19:35.029
‫چطور می‌تونی بدون اینکه
‫خودت رو به کشتن بدی،

19:35.195 --> 19:37.072
‫نجاتش بدی؟

19:38.574 --> 19:42.786
‫خواهش می‌کنم جولیا، التماست
‫می‌کنم. یه چیزی بگو سر عقل بیاد

19:42.912 --> 19:44.038
‫مادرت راست میگه

19:47.625 --> 19:48.834
‫من می‌تونم کمکت کنم

20:00.137 --> 20:01.764
‫من که نمی‌فهمم داری چیکار می‌کنی

20:01.931 --> 20:04.016
‫ولی خواهشاً بهونه‌ی بیشتری
‫دستش نده که بره اونجا

20:04.183 --> 20:07.436
‫پودر قند و سفیده‌ی تخم‌مرغ نیاز دارم

20:07.561 --> 20:09.355
‫چه وقتِ کیک درست‌کردنه، دختر؟

20:09.521 --> 20:10.898
‫کیک نه، معجونـه

20:11.065 --> 20:13.067
‫دوایی برای تضمینِ

20:13.233 --> 20:14.944
‫باکرگیِ بانو الن

20:15.653 --> 20:16.987
‫چطور می‌تونی برش گردونی؟

20:17.154 --> 20:18.155
‫بذار رک و پوست‌کنده بگم

20:18.322 --> 20:19.365
‫اگه منظورشون ترمیم پرده بکارته،

20:19.490 --> 20:20.908
‫کاری از دستِ من برنمیاد

20:21.075 --> 20:23.285
‫ولی چیزی که دارم سرهم می‌کنم
‫باید اونقدری قانع‌کننده باشه

20:23.452 --> 20:26.455
‫که معاینه‌کننده رو به این نتیجه برسونه
‫که زن باکره‌ست

20:26.622 --> 20:28.207
‫و هیچ‌کس هم آسیب نبینه

20:28.958 --> 20:30.125
‫مطمئنی اثر داره؟

20:30.250 --> 20:33.045
‫مطمئن نیستم ولی یه چیزهایی راجع بهش خوندم

20:33.212 --> 20:34.129
‫مگه سواد داری؟

20:34.296 --> 20:35.673
‫یادمه گفتی سواد خوندن داری دختر ولی...

20:35.839 --> 20:37.967
‫یه مجموعه از متون پزشکی

20:38.092 --> 20:39.635
‫درباره‌ی مسائل و وضعیت‌های زنان نوشته شده

20:39.760 --> 20:41.178
‫اسمش تروتولاست

20:41.887 --> 20:43.514
‫قدمتش به صدها سال پیش برمی‌گرده

20:43.681 --> 20:44.848
‫زن‌ها مدت‌هاست که با این نوع مسائل

20:44.974 --> 20:46.225
‫درگیرن

20:46.350 --> 20:48.811
‫این محلول بی‌پایه و اساس نیست

20:51.146 --> 20:52.231
‫اگه واقعاً تصمیمت جدیـه

20:52.398 --> 20:54.149
‫پس بذار کمکت کنم و

20:54.942 --> 20:56.360
‫تمام فرصت‌های ممکن رو در اختیارت بذارم

20:56.527 --> 20:58.003
‫می‌دونی آشپز مواد لازم
‫برای ترشی‌انداختنِ گوشت رو

20:58.028 --> 20:59.154
‫کجا می‌ذاره؟

20:59.321 --> 21:00.406
‫اینجا

21:04.743 --> 21:06.620
‫سرکه... آهان، خودشه

21:06.745 --> 21:07.871
‫زاج

21:10.207 --> 21:13.669
‫برایان باروت یا پتاسیم نیترات داری؟

21:13.836 --> 21:15.421
‫هم از اجرای اصلی باروتـه

21:15.587 --> 21:16.880
‫و هم برای عمل‌آوری گوشت استفاده میشه

21:17.047 --> 21:18.257
‫یکم برام جور کن

21:22.845 --> 21:24.722
‫امیدوارم بتونم به‌موقع به دست الن برسونمش

21:25.222 --> 21:27.016
‫یا حداقل یکی‌مون بتونیم.
‫نباید تنها بری.

21:27.182 --> 21:28.434
‫نه، نه

21:28.600 --> 21:30.661
‫الان که پدرم رفته، بهترین موقعیته که
‫با ویلیام فرار کنی

21:30.686 --> 21:31.562
‫چی؟

21:32.146 --> 21:33.313
‫کجا بره؟

21:33.564 --> 21:34.565
‫قلعه‌ی گرنت

21:35.315 --> 21:37.735
‫اخیراً متوجه شدم که شوهرم
‫مشاور قبیله‌ی گرنت شده

21:39.778 --> 21:40.738
‫یهت قول دادم کمکت کنم

21:40.763 --> 21:42.506
‫ولی الان مسئله‌ی واجب‌تری پیش اومده...

21:42.531 --> 21:43.490
‫چطوری می‌تونی بدون اینکه

21:43.657 --> 21:45.534
‫نگهبان‌ها جلوت رو بگیرن، وارد قلعه بشی؟

21:46.243 --> 21:48.620
‫حضورت بانو الن رو بیشتر توی خطر میندازه

21:48.787 --> 21:49.913
‫این قسمتش رو بسپار به من

21:50.789 --> 21:52.958
‫ولی حاضر نیستم جونِ تو رو هم به خطر بندازم

21:53.417 --> 21:54.960
‫باهم میریم لیوخ

21:55.127 --> 21:56.962
‫بهش کمک می‌کنم از معجون استفاده کنه

21:57.129 --> 21:58.630
‫می‌دونم چطوری پیداش کنم

21:59.339 --> 22:00.424
‫یه راه مخفی بلدم

22:00.591 --> 22:03.135
‫قبلاً هم تونستم بی‌سروصدا در برم

22:04.928 --> 22:08.474
‫برایان، بذار کمکت کنم

22:10.309 --> 22:11.268
‫بسیارخب

22:16.315 --> 22:19.443
‫برایان، تو رو خدا نرو

22:21.070 --> 22:22.863
‫محاله پسرت دست روی دست بذاره

22:23.030 --> 22:25.032
‫وقتی جونِ معشوقش در خطره

22:31.205 --> 22:32.748
‫اگه همراهش برم

22:33.248 --> 22:35.334
‫شاید بتونم ازش محافظت کنم

22:37.336 --> 22:40.464
‫قول میدم نذارم کار نسنجیده‌ای ازش سر بزنه

22:44.384 --> 22:45.928
‫مراقب ویلیام هستی؟

22:46.261 --> 22:49.389
‫آره. برایان تمامِ دنیای منـه

22:49.556 --> 22:50.974
‫خودت می‌دونی که
‫مادر همیشه نگران بچه‌اشه

22:51.100 --> 22:53.102
‫فرقی نمی‌کنه چند سالشون باشه

22:53.268 --> 22:54.186
‫می‌فهمم

22:56.605 --> 22:58.982
‫برای همین باید به خاطرت
‫این کار رو انجام بدم

23:02.152 --> 23:04.238
‫با دل و جون از پسرت محافظت می‌کنم

23:05.197 --> 23:07.282
‫چون تو هم همین لطف رو در حقم می‌کنی

23:08.575 --> 23:10.452
‫پسرت پیش من در امانه دخترجان

23:42.067 --> 23:43.819
‫شنیدم پدرتون درخواست داده

23:43.944 --> 23:45.612
‫از بانو الن آزمایش بگیرن

23:46.905 --> 23:47.698
‫آره

23:47.865 --> 23:49.950
‫اون به نامزدم شک داره

23:50.701 --> 23:51.994
‫ولی من خیالم راحتـه

23:52.161 --> 23:54.329
‫بااین‌حال الان تویی که همراهیم می‌کنی

23:55.581 --> 23:57.708
‫خب من قراره با بانو الن ازدواج کنم

24:00.377 --> 24:03.088
‫ارباب می‌خواد
‫تموم عیب‌وایرادهای زنِ آینده‌ات رو

24:03.589 --> 24:05.632
‫خوب بشناسی

24:07.509 --> 24:09.344
‫من می‌دونم دختر پاکدامنیـه

24:09.469 --> 24:13.473
‫درستـه پُر شور و هیجانـه،
‫منتها قلبش رئوف و بخشنده‌ست

24:14.308 --> 24:16.310
‫از بچگی می‌شناسمش

24:18.312 --> 24:21.732
‫شاید همیشه مطابق میل بقیه فکر و رفتار نکنه،

24:22.774 --> 24:25.027
‫ولی همیشه با حُسن‌نیتش غافلگیرم می‌کنه

24:29.323 --> 24:31.200
‫وقتی آدم همچین گوهری پیدا می‌کنه،

24:31.742 --> 24:33.368
نباید از دستش بده

24:45.589 --> 24:47.758
‫از شنیدن خبر فوت زنت متأثر شدم

24:49.134 --> 24:51.595
بعید می‌دونم هر کسی بتونه

24:52.638 --> 24:54.389
همچین داغی رو تاب بیاره

24:55.807 --> 24:58.101
‫افسوس که گذر زمان هم
درمون این درد نیست

25:01.688 --> 25:04.524
‫بانو الن همون کسیـه که
‫می‌خواید تا آخر عمر کنارتون باشه؟

25:05.609 --> 25:06.944
‫بدون شک

25:09.529 --> 25:13.533
‫پدرم میگه زنی که
‫تا این اندازه خودمختار باشه،

25:13.700 --> 25:14.910
‫خطرناکـه

25:16.536 --> 25:19.706
‫اما من به شناختی که ازش دارم مطمئنم

25:20.624 --> 25:22.376
خیالم از بابت زنی که عاشقشم، راحتـه

25:25.712 --> 25:27.673
‫فقط امیدوارم بعد تحملِ

25:27.798 --> 25:29.091
‫این مصیبت،

25:29.925 --> 25:31.510
‫نظرش نسبت به من عوض نشه

25:35.639 --> 25:39.768
‫می‌دونم پدرتون خیر و صلاح شما رو می‌خواد

25:41.728 --> 25:42.646
‫اما بالاخره روزی می‌رسه که

25:42.813 --> 25:44.564
یه مرد باید سکان زندگیش رو به‌دست‌بگیره و

25:45.482 --> 25:47.442
با چشم خودش دنیا رو ببینه و

25:48.235 --> 25:49.861
قضاوت کنه

25:50.279 --> 25:51.780
‫من آقا و سالارِ خودمم

25:53.532 --> 25:55.492
‫یه روزی، ارباب میشم و

25:56.743 --> 25:59.371
می‌خوام بانو الن کنارم باشه

26:00.998 --> 26:06.003
‫خب، درستـه در خدمت آیزاک هستم،
‫ولی تا جایی که من می‌دونم،

26:06.128 --> 26:08.463
‫باید در راستای منافع شما هم قدم بردارم

26:09.464 --> 26:11.717
‫شما آینده‌ی قبیله‌ی گرنت هستید

26:12.426 --> 26:14.344
‫هر کاری از دستم بربیاد ‫انجام میدم

26:14.511 --> 26:16.638
‫تا به وصال برسید

26:19.433 --> 26:20.434
‫قربان

26:53.216 --> 26:54.343
‫چرا وایسادیم؟

26:54.926 --> 26:57.179
‫شرمنده، تا خود قلعه‌ی گرنت‌ها نمیام

26:57.846 --> 26:59.056
‫از همین معبر بری،

26:59.222 --> 27:00.724
‫می‌رسی به هنری

27:05.354 --> 27:06.521
‫ولی من به مادرت قول دادم

27:06.688 --> 27:09.066
‫لازم نکرده خودت رو ‫به خاطر من فدا کنی، دختر

27:11.234 --> 27:12.861
‫آخرین باری که تنهایی زدم به جاده،

27:13.028 --> 27:15.238
‫یه از خدابی‌خبری من رو دزدید و
‫به بردگی فروخت

27:16.198 --> 27:18.283
‫ولی شاید این تنها شانست
‫برای رسیدن به هنری باشه،

27:18.825 --> 27:20.702
بلکه ‫بتونید ویلیام رو پس بگیرید و
‫رها بشید

27:21.203 --> 27:23.622
‫فقط منم که می‌تونم
‫بی‌سروصدا برم پیش الن

27:24.414 --> 27:25.874
‫فکر کردی اگه سرخود پاشی بری اونجا و

27:26.041 --> 27:28.585
بمیری، چی میشه؟

27:29.878 --> 27:31.129
نمی‌تونم با علمِ به اینکه

27:31.296 --> 27:33.840
ممکنه ‫یکی‌تون تقاص پس بده،
‫برم پیش شوهرم

27:35.801 --> 27:37.803
‫اگه بیفتی بمیری،

27:38.512 --> 27:40.305
چجوری می‌خوای دردی از الن دوا کنی؟

27:43.350 --> 27:45.018
‫باشه، اول به شیوه‌ی تو پیش میریم

27:45.727 --> 27:47.270
‫اما اگه جواب نداد،

27:48.730 --> 27:50.190
‫کار خودم رو می‌کنم

27:51.983 --> 27:52.859
‫قبول

28:04.830 --> 28:06.957
‫از این مکنزی‌ها آبی گرم نمیشه

28:07.958 --> 28:09.709
‫علی‌الخصوص اون دختره

28:12.045 --> 28:15.424
‫با توجه به ماهیت حساس کارمون...

28:17.134 --> 28:19.177
‫شاید بهتر باشه اول خودمون با

28:19.344 --> 28:20.637
‫مکنزی‌ها روبه‌رو بشیم

28:21.388 --> 28:23.348
‫بعداً بقیه‌ی همراهان بهمون ملحق میشن

28:24.975 --> 28:26.601
‫آره، فکر خوبیـه

28:26.977 --> 28:28.437
‫- آقای باگ...
‫- هوم؟

28:28.603 --> 28:29.563
‫شما اینجا منتظر بمونید و

28:29.729 --> 28:31.398
‫بقیه رو جمع کنید تا من و هنری

28:31.565 --> 28:33.150
‫زودتر بریم و یه عرض ادبی بکنیم

28:33.316 --> 28:35.819
‫ارباب تأکید کردن
‫توی این سفر همراه شما باشم

28:36.445 --> 28:37.612
‫هستی دیگه

28:38.572 --> 28:40.407
‫بعد اینکه خوشامدگویی‌ها تموم شد و

28:40.907 --> 28:42.617
‫بقیه رسیدن، تو هم بیا پیش ما

29:11.188 --> 29:13.648
‫با این میشه به گرنت‌ها ثابت کنیم که
‫سر قول‌مون هستیم

29:13.773 --> 29:15.192
‫بله، ما به تموم

29:15.358 --> 29:17.819
شرط و شروط‌های این وصلت پایبندیم

29:19.404 --> 29:20.906
‫جهیزیه‌ای که خواستن رو هم

29:21.072 --> 29:23.116
با هزار زور و زحمت جور کردیم

29:23.867 --> 29:26.203
حساب تک‌تک سکه‌هاش رو داریم

29:26.912 --> 29:28.163
‫قباله‌ی ازدواج چی؟

29:28.330 --> 29:29.915
‫با دقت بررسی شده،
‫چیزی توش ننوشته که

29:30.040 --> 29:32.000
‫اگه نتیجه‌ی این معاینه مطابق میل‌شون نباشه،

29:32.167 --> 29:35.170
‫برای ما چه پیامدی به دنبال داره

29:36.379 --> 29:39.341
‫لازم نیست چیزی توی قباله نوشته باشه تا
‫بدونم اگه آبروی الن بره،

29:39.633 --> 29:40.717
‫چه بلایی سرمون میاد

29:40.884 --> 29:42.594
‫اقلاً از شرِ یه مُشت فامیل
‫کاسه‌لیس‌ حکومت خلاص میشیم

29:42.761 --> 29:44.930
‫مهم‌ترین متحدمون رو از دست میدیم

29:45.096 --> 29:46.598
‫بعلاوه‌ی خواهرتون

29:48.183 --> 29:49.100
‫بله

29:49.976 --> 29:51.770
‫امیدوارم آبروی الن حفظ بشه

29:53.813 --> 29:55.190
‫با این حال،
‫اینکه هیچی توی قباله ذکر نشده،

29:55.315 --> 29:56.816
‫دست‌مون رو برای این هتک حرکت باز میذاره و

29:57.484 --> 30:00.946
‫می‌تونیم دوباره سر جهیزیه چونه بزنیم

30:12.499 --> 30:13.917
‫به لیوخ خوش اومدید

30:16.044 --> 30:18.171
‫- آقای گرنت
‫- آقای گاون

30:18.547 --> 30:20.382
‫ارباب عذرخواهی کردن

30:20.507 --> 30:23.468
‫که اینطور. امیدوارم حالشون خوب باشه

30:24.261 --> 30:26.471
‫ممنون که تشریف آوردید و

30:27.180 --> 30:28.348
‫فرصت دادید تا

30:28.515 --> 30:31.726
‫به این تهمت‌های بی‌پایه و اساس خاتمه بدیم

30:32.852 --> 30:35.981
‫همونطور که می‌بینید،
‫همه چیز برای عروسی مهیاست

30:36.731 --> 30:39.150
‫به محض اینکه پاکدامنی خواهرمون اثبات بشه،

30:39.276 --> 30:41.486
‫آماده‌ی برگزاری مراسم هستیم

30:41.945 --> 30:43.613
‫بنده هم بی‌صبرانه منتظرم
‫این تشریفات ناخوشایند رو

30:43.780 --> 30:44.823
پشت‌سر بذاریم

30:48.410 --> 30:51.079
‫آقای گاون، بفرمایید

30:52.247 --> 30:54.082
‫ترتیبات لازم داده شده تا

30:54.249 --> 30:56.334
معاینه توی تالار اصلی انجام بشه

30:57.502 --> 30:59.546
‫دیوی بیتون،
‫طبیب معتمد خودمون و

30:59.713 --> 31:01.047
‫قبایل همسایه‌ست

31:01.172 --> 31:02.799
‫ایشون رو برای نظارت بر امور احضار کردیم

31:02.924 --> 31:04.134
‫آقای گاون،

31:04.551 --> 31:06.136
‫آیزاک برای برگزای مراسم

31:06.261 --> 31:07.262
‫توی لیوخ مشکلی نداشت،

31:07.387 --> 31:09.306
‫اما مُصر هستن طبیب خاندان گرنت

31:09.472 --> 31:10.640
معاینه رو انجام بده

31:13.643 --> 31:16.438
‫اون هم زیر نظر یک مرد روحانی

31:17.063 --> 31:18.481
‫کسی در این مورد چیزی نگفته بود

31:18.648 --> 31:20.150
‫طبیب ما رو قبول ندارید؟

31:20.317 --> 31:21.359
البته

31:21.943 --> 31:24.738
گرنت‌ها باید
‫از صحت و سُقم نتیجه‌ی امروز

31:24.904 --> 31:26.072
‫خاطرجمع بشن

31:26.239 --> 31:29.326
‫ترتیب هر چیزی که لازم باشه رو میدیم

31:29.618 --> 31:30.577
‫شاید بهتر باشه طبیب ما

31:30.744 --> 31:32.412
‫امکاناتی که فراهم کرده رو
‫نشون‌تون بده تا

31:32.579 --> 31:35.248
از همه چی مطمئن بشید

31:35.373 --> 31:36.499
‫بسیار هم عالی

31:36.666 --> 31:37.584
‫تشکر

31:52.724 --> 31:53.850
‫پناه بر خدا

31:54.225 --> 31:55.852
‫گرنت‌ها و طبیب اومدن اینجا

31:56.269 --> 31:57.062
‫باید عجله کنیم

32:08.323 --> 32:10.158
‫- تو همینجا بمون
‫- محال ممکنـه

32:10.575 --> 32:12.118
‫نه، من می‌تونم دور از چشم بمونم و
‫حواسم بهت باشه

32:12.285 --> 32:13.745
‫من که لباس خدمتکارها تنمـه

32:13.912 --> 32:15.038
‫رسماً حکم اسباب‌اثاثیه رو دارم

32:15.205 --> 32:16.915
‫می‌تونم بدون اینکه کسی متوجه بشه،
‫برم توی اتاق الن

32:17.082 --> 32:18.500
‫- ولی تو نمی‌تونی
‫- اگه تو اتاقش نباشه چی؟

32:18.667 --> 32:19.918
‫پیداش می‌کنم

32:20.585 --> 32:22.003
‫اگه دیر رسیده باشیم چی؟

32:22.170 --> 32:23.421
‫نفوس بد نزن

32:25.924 --> 32:27.842
‫باشه، ولی خیلی منتظر نمی‌مونم ها

32:28.009 --> 32:30.595
‫با کوچیک‌ترین سروصدا، میام بالا

32:37.477 --> 32:38.895
‫ادرارش رو بررسی کنن؟

32:39.813 --> 32:41.147
‫چقدر تحقیرآمیز

32:41.815 --> 32:43.358
‫واقعاً همچین کاری لازمـه؟

32:43.525 --> 32:45.151
‫خواسته‌ی پدرتونـه

32:45.443 --> 32:46.820
‫نمی‌خوام باعث شرمندگی

32:46.986 --> 32:50.573
‫یا ناراحتی بی‌مورد بانو الن بشم

32:52.033 --> 32:53.702
‫بهم قول دادن طی این معاینه اذیت نمیشه

32:53.868 --> 32:56.454
‫پدرتون اصرار دارن دقیق انجامش بدیم

32:59.332 --> 33:00.500
‫هنری

33:04.671 --> 33:06.089
‫می‌ترسم بانو الن با دیدن من فکر کنه

33:06.214 --> 33:09.134
‫ازش دلخورم و

33:09.634 --> 33:10.343
‫خیال کنه این منم که

33:10.510 --> 33:11.970
‫دارم براش سنگ‌اندازی می‌کنم

33:12.929 --> 33:15.724
‫اگه اجازه بدید،
‫می‌تونم از طرف شما

33:15.849 --> 33:18.017
‫این رو به مشاورِ مکنزی‌ها منتقل کنم

33:19.269 --> 33:20.729
‫ممنونم

33:27.402 --> 33:30.029
‫آقای گاون، ممکنه
‫چند کلمه‌ای صحبت کنیم؟

33:30.196 --> 33:32.699
‫البته. الان خدمت می‌رسم

34:00.894 --> 34:02.020
‫جولیا؟

34:18.912 --> 34:20.162
‫آقای گرنت؟

34:24.751 --> 34:26.544
مگه روح دیدید؟

34:27.545 --> 34:29.506
‫خیالاتی شدم

34:30.590 --> 34:32.967
‫هر چی بیشتر اینجا بمونم،
‫بدتر میشم

34:33.468 --> 34:35.385
‫بریم توی اتاق کار،
‫با خیال راحت صحبت کنیم

34:46.898 --> 34:50.443
‫یا خدا، وقتش رسیده؟

34:56.783 --> 34:57.951
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

34:58.117 --> 34:59.035
‫چطوری اومدی تو؟

34:59.160 --> 35:00.245
‫اومدم دیدن بانو الن

35:00.411 --> 35:01.579
‫جولیا؟

35:02.580 --> 35:05.333
‫شنیدم تو دردسر افتادی، اومدم کمکت

35:05.500 --> 35:07.001
‫چرا باید خدمتکار قلعه‌ی لدرز بخواد

35:07.168 --> 35:09.128
‫توی این موقعیت به بانوی ما کمک کنه؟

35:09.295 --> 35:11.172
‫همه‌ی فریزرها دشمن نیستن

35:11.339 --> 35:12.632
‫بعضی‌هاشون برای کمک اومدن

35:13.049 --> 35:14.843
‫فقط باید دست بجنبونیم

35:15.009 --> 35:17.345
‫زمان می‌بره تا معجون بعدِ استعمال

35:17.512 --> 35:19.639
سفت و محکم بشه

35:20.723 --> 35:22.225
‫چیزی هم لازم داری؟

35:22.392 --> 35:24.519
‫اول از همه یه تیکه پارچه که
‫بشه باهاش ضماد درست کرد

35:24.686 --> 35:26.229
‫کدبانو فیتز، لطفاً کمکش کن

35:28.314 --> 35:29.691
‫حقیقتاً تعجب می‌کنم چطور

35:29.858 --> 35:31.609
‫هنوز در خدمت گرنت‌ها موندید

35:32.026 --> 35:32.944
‫خواستم برم

35:33.111 --> 35:34.195
‫ولی دوباره گیر افتادم

35:34.320 --> 35:35.989
‫اون‌وقت آیزاک گرنت گذاشت زنده بمونی؟

35:36.114 --> 35:37.240
‫چاره‌ی دیگه نداشت

35:37.407 --> 35:38.825
‫می‌خواد که شاهد این معاینه باشم

35:38.992 --> 35:40.243
‫هرچند ممکنه بهبود که پیدا کنه،

35:40.410 --> 35:41.911
‫رأیش برگرده

35:44.122 --> 35:46.082
‫باید فوراً از اینجا برم

35:46.249 --> 35:47.750
‫به نظرم تنها راهش هم اینـه که

35:47.917 --> 35:48.751
‫یه متحد دیگه پیدا کنم

35:48.918 --> 35:50.128
‫کی تو سرتـه؟

35:50.295 --> 35:51.212
‫مالکوم

35:51.796 --> 35:53.840
‫گمونم اگه پسر آیزاک دستور بده،
‫بتونم از زیرِ نگاه‌های

35:54.007 --> 35:55.925
‫آقای باگ خلاص بشم

35:56.801 --> 35:58.553
‫انگار جفت‌مون از مصاحبت با

35:58.720 --> 35:59.846
‫آقای باگ خسته شدیم

36:00.013 --> 36:01.431
‫بله، دلیلش رو می‌فهمم

36:01.598 --> 36:05.768
‫مالکوم مثل پدرش نیست

36:06.185 --> 36:08.104
‫نه به اون اندازه سخت‌گیره و نه بی‌رحم

36:08.813 --> 36:10.106
‫اونقدرها هم سنگدل نیست

36:10.231 --> 36:12.108
‫فکر کنم بشه از راهِ دلسوزی وارد شد

36:12.233 --> 36:14.736
‫از علاقه‌اش به بانو الن مشخصـه

36:15.320 --> 36:17.405
‫ببین، اگه پاش بیفته،

36:17.530 --> 36:18.615
‫کمکم می‌کنی

36:18.781 --> 36:20.325
‫یه راه فرار پیدا کنم؟

36:20.491 --> 36:22.076
‫از اینجا، وسط این ملاقات؟

36:22.243 --> 36:23.745
‫اگه کار به اونجاها بکشه، آره

36:24.329 --> 36:25.580
‫فکر نمی‌کنی یکم عجولانه باشه؟

36:25.747 --> 36:26.998
‫خب، شاید دیگه فرصتش پیش نیاد

36:27.165 --> 36:29.959
‫بی‌قراریت رو درک می‌کنم، اما...

36:30.460 --> 36:31.377
‫به این هم فکر کن:

36:31.502 --> 36:33.630
‫اگه پاکدامنیِ بانو الن ثابت بشه،

36:33.796 --> 36:35.673
‫مکنزی‌ها سر کم کردن جهیزیه

36:35.840 --> 36:37.175
مذاکره می‌کنن

36:37.342 --> 36:40.678
‫اگه اینطور بشه،
‫تو دوباره پات به لیوخ باز میشه

36:40.803 --> 36:43.890
‫یا می‌تونیم هر جا که بخوای،
‫همدیگه رو ببینیم

36:45.016 --> 36:46.851
‫اون‌وقت می‌تونی با خیال راحت،

36:47.018 --> 36:49.395
‫وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد،
‫نقشه‌ی فرارت رو بکشی

37:00.531 --> 37:03.326
‫به نظر شما،
‫یه مشاور خوب چه فرقی با

37:03.493 --> 37:04.452
‫یه مشاور بد داره؟

37:04.786 --> 37:06.496
‫نمی‌دونم والا

37:07.038 --> 37:08.206
‫یه مشاور بد،
‫در ازای پول خوب،

37:08.373 --> 37:10.917
‫یه مسئله رو تا چندین ماه کِش میده

37:11.668 --> 37:13.169
‫ولی یه مشاور خوب می‌دونه
‫چطوری همون مسئله رو

37:13.336 --> 37:15.046
‫تا سال‌ها کِش بده

37:15.797 --> 37:17.799
‫خودت تنهایی به این نتیجه رسیدی؟

37:18.549 --> 37:21.219
‫فقط من نیستم که به امثال شماها اعتماد ندارم

37:24.389 --> 37:27.850
‫طبیب ما برای معاینه‌ی اون زن آماده‌ست

37:41.531 --> 37:42.949
‫حتماً خودشونن

37:43.491 --> 37:45.159
‫باید تا جایی که میشه معطل‌شون کرد

37:45.326 --> 37:47.286
‫با تعریف‌وتمجید و سؤال سرشون رو گرم می‌کنم

37:47.412 --> 37:49.747
‫نه، دخترجون. پُرحرفی ممنوع

37:49.872 --> 37:52.125
‫فقط زن‌های هرجایی راحت حرف‌شون رو
‫به زبون میارن

37:54.168 --> 37:55.211
‫باشه

37:55.753 --> 37:58.131
‫نمی‌دونم چطوری،
‫ولی یه راه دیگه پیدا می‌کنم

38:03.970 --> 38:05.221
‫آقای گرنت

38:05.722 --> 38:06.889
‫بانو الن

38:10.518 --> 38:12.562
‫شرمنده بی‌اجازه تا اینجا اومدم

38:13.187 --> 38:15.565
‫مشاورم شرایط رو مهیا کرد تا
‫بتونم تنها باهاتون صحبت کنم

38:16.232 --> 38:18.192
‫امیدوارم مصدع اوقات نشده باشم

38:19.193 --> 38:22.030
‫فقط ای کاش توی شرایط بهتری
‫با هم روبه‌رو می‌شدیم

38:22.196 --> 38:24.407
‫بله

38:26.367 --> 38:27.869
‫واقعاً جای تأسف داره

38:29.412 --> 38:31.622
‫باید به خاطر این درخواستِ شتاب‌زده

38:31.789 --> 38:33.041
‫ازتون عذرخواهی کنم

38:34.167 --> 38:36.252
‫می‌دونم خودتون هم
به اندازه‌ی قلب‌تون پاک هستید

38:37.086 --> 38:40.965
‫درخواست پدرم بود که
‫پاکدامنی شما زیرسؤال بره

38:44.594 --> 38:45.887
‫جسارتاً،

38:47.847 --> 38:49.724
‫می‌تونم بپرسم
‫کی این تهمت رو بهم زده؟

38:50.475 --> 38:54.395
‫سایمون فریزر بود که
‫می‌خواست آبروتون رو لکه‌دار کنه

38:54.562 --> 38:55.980
‫پیرمردِ خبیث

39:00.526 --> 39:01.819
‫به محض اینکه آبروتون حفظ بشه،

39:01.986 --> 39:04.280
‫باید تقاص این دروغش رو پس بده

39:04.447 --> 39:07.492
‫خواهش می‌کنم،
‫من فقط دلم می‌خواد

39:08.534 --> 39:10.536
‫این ماجرا هر چه زودتر تموم میشه

39:11.454 --> 39:12.914
‫همینطور هم میشه

39:15.583 --> 39:17.877
‫همه‌شون رو سنگ روی یخ می‌کنید

40:10.680 --> 40:12.431
‫بانو الن مکنزی،

40:14.142 --> 40:17.353
‫معاینه‌ی امروز با بنده‌ست

40:36.706 --> 40:38.374
‫رداتون رو دربیارید

40:54.515 --> 40:55.808
‫بیاید این طرف

41:08.738 --> 41:11.407
‫قبل از شروع،
‫حرفی برای گفتن دارید؟

41:22.710 --> 41:23.586
‫بسیارخب

41:24.128 --> 41:28.216
‫با جوشونده‌ی خار مقدس دریایی
‫شروع می‌کنیم

41:41.979 --> 41:46.317
‫حرف و مایعات از دهان زن گناهکار
‫بی‌اختیار جاری میشه،

41:46.776 --> 41:49.403
‫درحالی‌که یه زن پاکدامن،
‫هم می‌تونه جلوی زبونش رو بگیره و

41:49.862 --> 41:51.280
‫هم جلوی ادرارش رو

41:52.406 --> 41:54.200
‫ما که می‌دونیم الن نمی‌تونه
‫جلوی زبونش رو بگیره،

41:54.367 --> 41:56.118
‫حالا ایشالا که بتونه جلوی ادرارش رو بگیره

41:56.702 --> 41:58.329
‫نمی‌تونی کاری کنی، ند؟

41:59.830 --> 42:02.792
‫طبیب خودمون گفته بود که
‫آزمایش با

42:02.959 --> 42:04.919
‫معاینه‌ی ادرار بانو الن شروع میشه

42:05.503 --> 42:07.338
‫لازمـه برای اثبات پاکدامنیش،

42:07.505 --> 42:08.923
‫بهش جوشونده بدید و

42:09.090 --> 42:11.008
‫اینقدر معطلش کنید؟

42:11.509 --> 42:12.635
‫شاید خیلی هم معطل نشیم

42:12.802 --> 42:14.303
‫آماده‌ام بریم مرحله‌ی بعدیِ

42:14.470 --> 42:15.638
معاینه

44:15.674 --> 44:17.676
‫حالا می‌تونید ادرار کنید

45:03.764 --> 45:06.976
‫ادرار یه دختر باکره، زلالِ زلالـه

45:07.268 --> 45:08.853
‫مثل آبِ چشمه‌ای تمیز که

45:09.019 --> 45:12.064
‫نشونه‌ی پاکی و نجابتشـه

45:34.420 --> 45:37.006
‫حالا بریم سراغ معاینه‌ی نهایی تا

45:37.423 --> 45:41.302
‫ببینیم بکارت این زن
‫دست‌نخورده‌ست یا نه

46:37.816 --> 46:39.652
‫تموم شد، دختر

47:23.821 --> 47:26.198
‫بکارت دست‌نخورده‌ست

48:18.208 --> 48:20.377
‫باکر... بکا...

48:20.544 --> 48:21.879
‫پاکدامنـه

48:22.046 --> 48:24.298
‫- جواب داد؟
‫- پاکدامنیش ثابت شد

48:24.423 --> 48:27.343
‫- آخیش، خیالم راحت شد
‫- ممنونم

48:27.468 --> 48:28.552
‫تو آبروی بانوی من رو خریدی،

48:28.719 --> 48:30.971
‫نمی‌دونم به چه زبونی تشکر کنم

48:31.138 --> 48:32.681
‫ولی باید کمکت کنیم از اینجا بری
‫تا خودت رو

48:32.848 --> 48:33.599
‫تو خطر ننداختی

48:33.766 --> 48:35.601
‫از همون راهی که اومدم برمی‌گردم

48:37.770 --> 48:38.646
‫مگه چطوری اومدی تو؟

48:38.812 --> 48:40.481
‫تو راه برگشت به لدرز،

48:40.648 --> 48:42.149
‫از روی پل رد میشی؟

48:42.524 --> 48:43.609
‫بله

48:45.152 --> 48:48.072
‫جولیا، ممنونم بابت تموم زحماتت

48:48.405 --> 48:49.823
‫به خاطر اینکه این همه راه رو
‫پا شدی اومدی

48:49.948 --> 48:52.409
‫تا آخر عمر مدیونتم

48:53.243 --> 48:55.746
‫حالا تا دیر نشده برو

48:57.373 --> 49:01.502
‫بدون که تا همیشه قدردانم و عاشق

49:12.721 --> 49:13.639
‫مشتاقم که با این خبر خوش

49:13.806 --> 49:15.849
‫خیال پدرم رو راحت کنم

49:17.351 --> 49:19.019
‫به‌زودی تاریخ عروسی مشخص میشه

49:19.978 --> 49:22.022
‫چه روز فرخنده‌ای بشه

49:32.950 --> 49:34.910
‫ممنون از همکاری شما، قربان

49:35.077 --> 49:37.204
‫همگی از نتیجه راضی هستیم دیگه؟

49:37.371 --> 49:38.247
‫البته

49:38.414 --> 49:39.498
‫به محض اینکه برگردم قلعه‌ی گرنت‌ها،

49:39.665 --> 49:41.083
‫ترتیبات لازم رو اتخاذ می‌کنم

49:41.208 --> 49:43.377
برای جزئیات مذاکره

49:43.544 --> 50:00.603
منتظر نامه‌ی شما می‌مونم

50:01.603 --> 50:03.731
‫ممنونم، آقای گرنت

50:03.856 --> 50:05.774
‫به امید دیدار

50:09.778 --> 50:10.863
‫هنری!

51:17.346 --> 51:19.056
‫نه، نه، نه، نه

51:23.310 --> 51:25.395
‫نه، محال ممکنـه

51:30.943 --> 51:33.028
‫باورم نمیشه تویی

51:38.784 --> 51:40.452
تا شقایق هست، زندگی باید کرد

51:59.471 --> 52:00.764
‫بچه؟

52:02.599 --> 52:04.101
‫اسمش رو ویلیام گذاشتم

52:05.227 --> 52:06.937
‫از اسم پدربزرگم

52:08.897 --> 52:10.107
‫وای

52:12.651 --> 52:14.570
‫- دختر
‫- برایان

52:15.237 --> 52:16.738
‫- همه چی روبه‌راهـه؟
‫- آره، آره، همه چی مرتبـه

52:16.905 --> 52:19.241
‫پاکدامنیش ثابت شد

52:19.366 --> 52:21.243
‫- شما؟
‫- نکنه...

52:21.410 --> 52:23.704
‫آره، آره، شوهرم، هنریـه

52:23.871 --> 52:24.788
‫بیچامپ، کجایی؟

52:24.955 --> 52:26.707
‫- باید بریم
‫- نه، چی؟

52:26.832 --> 52:28.083
‫- نه، واسه‌ی چی؟
‫- حق با برایانـه

52:28.208 --> 52:29.751
‫نباید کسی ما رو اینجا ببینه یا
‫از چیزی خبردار بشه

52:29.918 --> 52:31.253
‫این دفعه دیگه کجا جیم زدی؟

52:31.420 --> 52:32.713
‫من توی قلعه‌ی لدرزم، ولی نیا دنبالم

52:32.880 --> 52:34.339
‫آخه ما که تازه همدیگه رو پیدا کردیم،
‫تو رو خدا

52:34.506 --> 52:35.924
‫- دختر!
‫- خیلی خطرناکـه

52:36.091 --> 52:38.218
‫قول میدم دوباره همدیگه رو پیدا کنیم

52:48.353 --> 52:49.688
‫بیچامپ

52:52.232 --> 52:54.526
‫بالاخره پیدات کردم، توله‌ی فراری

52:56.737 --> 52:58.280
‫این پایین چه غلطی می‌کنی؟

53:00.490 --> 53:03.869
‫خیال کردم زنم رو دیدم

53:04.953 --> 53:06.872
‫هنوز ارواح دست از سرت برنداشتن؟

53:07.497 --> 53:08.749
‫بیا بریم بابا

53:09.666 --> 53:11.335
‫مالکوم گفته سریع راه بیفتیم

53:30.145 --> 53:32.272
‫- همچین صداقتی حکماً کیمیاست
‫- هوم؟

53:32.981 --> 53:34.900
‫حقیقتاً خوشحالم که می‌بینم
‫تا این اندازه

53:35.067 --> 53:36.276
‫برام خوشحالی

53:36.610 --> 53:37.903
‫مگه میشه نباشم؟

53:38.070 --> 53:40.364
‫من لحظه‌ای به بانو الن شک نکردم

53:44.993 --> 53:47.746
‫ممنونم بابت تموم زحماتت

53:49.331 --> 53:52.042
‫یکی از افتخاراتم اینـه که
‫تو رو به پدرم معرفی کردم

53:53.543 --> 53:55.879
‫امیدوارم سال‌های سال
‫در رکاب ما خدمت کنی

53:59.633 --> 54:00.634
‫حتماً

54:01.593 --> 54:04.221
‫مایه‌ی افتخاره که کنار مایی

54:07.557 --> 54:09.101
‫افتخار از ماست

54:32.541 --> 54:33.667
‫چیزی شده؟

54:35.210 --> 54:37.004
‫پدرتون فوت شده

54:38.296 --> 54:39.840
‫واقعاً متأسفم

54:39.864 --> 54:49.864
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

54:49.911 --> 54:59.911
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

55:00.110 --> 55:01.486
‫کدبانو فیتزگیبنز

55:01.611 --> 55:02.487
‫فکر نکنید قدردانِ کاری که

55:02.612 --> 55:04.156
‫امروز برای بانو الن کردید، نیستم

55:09.244 --> 55:11.038
‫ولی اگه واقعاً عاشقشی،

55:11.955 --> 55:13.498
دست از سرش بردار

55:13.522 --> 55:23.522
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
