WEBVTT

00:15.579 --> 00:16.288
‫آنچه گذشت...

00:16.455 --> 00:17.581
‫پدرتون بدونِ تعیین جانشین

00:17.748 --> 00:19.666
‫از دنیا رفت

00:19.833 --> 00:21.460
‫خیلی از وارثان منتخب و بزرگان قبیله

00:21.585 --> 00:23.712
‫که برای شرکت در گردهمایی میان،

00:23.737 --> 00:25.922
‫مردد هستن کدوم‌تون رو
‫به عنوان ارباب انتخاب کنن

00:26.089 --> 00:28.300
‫ما جلوی کل خاندان مکنزی می‌ایستیم

00:28.467 --> 00:30.385
‫و اونا وفاداری‌شون رو به یکی از ما
‫اعلام می‌کنن

00:31.136 --> 00:33.221
‫مکینی اصلاً بلد نیست
‫قصد و نیتش رو پنهون کنه

00:33.388 --> 00:34.806
‫نیومده اینجا ادای احترام کنه

00:34.931 --> 00:37.434
هر از گاهی ارباب
زیادی بقیه رو ورانداز می‌کنه

00:37.601 --> 00:39.227
خیلی دور و برش نپلک

00:39.352 --> 00:41.521
‫چند ماه دیگه به چشم میاد

00:42.596 --> 00:43.353
‫نه!

00:43.378 --> 00:44.983
‫پدر، اون تقصیری نداره.
‫من بهش گفتم بره.

00:45.150 --> 00:47.652
‫نگران نباش، مامان.
‫فقط چند ضربه شلاقـه.

00:47.986 --> 00:49.821
‫مسیر پُر فراز و نشیبی در انتظارمونـه

00:49.988 --> 00:51.448
‫خیلی هم پُر فراز و نشیب

00:51.907 --> 00:53.408
‫از اینجا کجا بریم؟

00:53.575 --> 00:55.452
‫پدرتون بهش قول داد که
‫هیچوقت مجبور نمیشه

00:55.619 --> 00:56.578
‫به خاطر قبیله تن به وصلت با کسی بده

00:56.745 --> 01:00.040
‫پدرم مُرده و
‫قولش هم ارزشی نداره

01:01.106 --> 01:11.106
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:11.131 --> 01:19.731
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:20.018 --> 01:21.937
‫بگو که خواب نمی‌بینم

01:36.576 --> 01:37.573
‫بیا

01:45.126 --> 01:46.378
‫حسش می‌کنی؟

01:55.846 --> 01:57.138
‫الان چی فکر می‌کنی؟

01:59.641 --> 02:03.186
‫که من تا ابد مالِ توام

02:05.397 --> 02:07.399
‫منو دزدیدی و با خودت بُردی

02:09.734 --> 02:11.903
‫مگه نگفته بودم میام دنبالت؟

02:13.655 --> 02:15.490
‫من تا آخر دنیا هم دنبالت میام،

02:15.657 --> 02:17.158
‫الن مکنزی

02:27.294 --> 02:28.712
‫بهم بگو چی می‌خوای،

02:30.171 --> 02:31.715
‫که چطوری ارضات کنم

02:44.311 --> 02:45.770
‫اینجا

02:47.480 --> 02:48.440
‫آماده‌ای؟

02:51.526 --> 02:52.736
‫واقعاً آماده‌ای؟

03:10.587 --> 03:11.796
‫وقتِ دعای روزانه‌ست

03:11.963 --> 03:13.465
‫دعای روزانه

03:14.758 --> 03:17.093
‫وای گلنا!

03:17.260 --> 03:20.388
‫پروردگارا، در این گردهمایی‌ای که
‫پیش روی ماست،

03:20.555 --> 03:22.057
‫پشت و پناه خاندان مکنزی باش

03:22.223 --> 03:24.351
‫بانو الن رو هم در پناه خودت حفظ کن
‫که هنوز توی رختخوابه

03:24.517 --> 03:27.604
‫بااین‌که باید آماده‌ی
‫پذیرایی از مهمون‌هاش بشه

03:28.146 --> 03:29.981
‫کالوم و دوگل رو هم حفظ کن و لطفاً

03:30.148 --> 03:33.276
‫بذار یکی‌شون ارباب بشه

03:33.443 --> 03:34.277
‫خیلی‌خب، نوبت شماست

03:34.444 --> 03:36.071
‫و عجله کن. کلی کار سرمون ریخته

03:39.741 --> 03:41.409
‫این کاملاً برای مراسم مناسبـه

03:41.743 --> 03:42.994
‫ساده و آراسته

03:43.328 --> 03:44.454
‫زیباست

03:44.621 --> 03:48.333
‫داشتم به یه رنگِ جسورانه‌تر فکر می‌کردم

03:49.626 --> 03:52.295
‫- زرشکی
‫- زرشکی؟

03:52.462 --> 03:54.339
‫بهم میاد، مگه نه؟

03:55.423 --> 03:56.758
‫بله، قطعاً

03:57.467 --> 03:59.886
‫پس زرشکی بپوش

04:02.138 --> 04:03.390
‫بیا

04:04.724 --> 04:07.894
‫احیاناً این سرخوشی امروزت

04:08.061 --> 04:10.480
‫ربطی به یه خواستگار خاص که نداره،

04:10.897 --> 04:12.065
‫درسته؟

04:13.149 --> 04:15.443
‫گلنا فیتزگیبنز، چرا همچین فکری کردی؟

04:16.400 --> 04:19.823
‫چه خبرِ خوشی، عزیزم

04:19.990 --> 04:21.324
‫مردِ خوبیـه

04:23.913 --> 04:26.287
‫نگران بودم مخالفت کنی

04:26.705 --> 04:28.456
‫به کسی که نمیگی، نه؟

04:29.416 --> 04:32.585
‫دخترجون، متأسفانه دیگه
‫کار از این حرف‌ها گذشته

04:33.670 --> 04:37.007
‫کل اهالی لیوخ از خبر نامزدیِ

04:37.173 --> 04:39.926
‫الن مکنزی با مالکوم گرنت

04:41.261 --> 04:42.721
‫سر از پا نمی‌شناسن

04:47.222 --> 04:57.222
« ترجمه از سحـر و نهال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

06:05.852 --> 06:10.084
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

06:31.579 --> 06:32.789
‫بگو که دروغـه

06:34.707 --> 06:35.834
‫برو خدا رو هم شکر کن

06:36.417 --> 06:37.919
‫خواستگارهای بدتر از اینم داری

06:41.881 --> 06:44.217
‫این کار به بهبودِ روابط بین دو قبیله
‫کمک می‌کنه

06:47.470 --> 06:49.097
‫چطور تونستی این کار رو با من بکنی؟

06:49.889 --> 06:51.641
‫بدون اینکه باهام مشورت کنی

06:52.058 --> 06:53.518
‫و نظرم رو بپرسی؟

06:53.643 --> 06:56.412
‫نارضایتی گرنت‌ها
‫تقصیرِ دوگلـه

06:56.437 --> 06:58.606
‫چرا من باید تاوانِ اشتباهاتش رو بدم؟

07:00.775 --> 07:02.485
‫مرگِ پدر ما رو ضعیف و ناتوان کرده

07:03.611 --> 07:04.821
‫و درگیری دوگل با مالکوم گرنت

07:04.946 --> 07:06.656
‫فقط موقعیت‌مون رو بدتر کرد

07:08.158 --> 07:10.451
‫من اینجا بیشتر به دردت می‌خورم

07:11.119 --> 07:12.704
‫متوجه نیستی؟

07:13.746 --> 07:15.957
‫می‌تونم راه و چاه رو نشونت بدم

07:16.332 --> 07:18.626
‫همون‌طوری که به بابا کمک
‫کردم، به تو هم کمک می‌کنم

07:20.670 --> 07:22.881
‫دیگه همه می‌دونن که تو سوگلیش بودی

07:24.174 --> 07:27.385
‫ولی خیلی ساده‌ای اگه فکر کنی
‫هدفش چیزی جز دل‌خوش کردنت بوده

07:28.553 --> 07:29.637
‫راه و چاه رو نشونم بدی؟

07:31.181 --> 07:32.974
‫آخه چطوری؟

07:34.392 --> 07:36.102
‫قول میدم یه راهی پیدا کنم که با تجارت

07:36.227 --> 07:38.479
‫موقعیت‌مون رو بهتر کنیم

07:38.646 --> 07:40.523
‫با گرنت‌ها متحد بشیم

07:40.690 --> 07:44.110
‫و هر تهدیدی از طرفِ
‫مکینی رو از ریشه نابود کنیم

07:46.571 --> 07:48.489
‫کالوم، تو هنوز ارباب نشدی

07:48.907 --> 07:50.909
‫هنوز یه ماه هم از مرگِ بابا نگذشته

07:51.826 --> 07:54.579
‫و تو داری خلافِ قول‌هاش عمل می‌کنی

07:56.289 --> 07:58.416
‫اگه زنده بود، به‌هیچ‌وجه با
‫این وصلت موافقت نمی‌کرد

07:58.917 --> 08:01.961
‫و خودت هم خوب می‌دونی، کالوم مکنزی

08:02.128 --> 08:04.297
‫قول‌های بابا بعد مرگش ارزشی ندارن

08:05.298 --> 08:07.133
‫و تو هم دیگه نفوذی توی این خاندان نداری

08:19.103 --> 08:21.814
‫چِت شده، برادر؟

08:24.776 --> 08:27.987
‫من و تو بین خواهرها و برادرهامون،

08:28.154 --> 08:29.489
‫هم‌دل و هم‌فکر بودیم

08:29.864 --> 08:31.449
‫فکر می‌کردم همین‌طور هم بمونیم

08:33.451 --> 08:34.911
‫من ازت مراقبت کردم

08:37.247 --> 08:39.791
‫وقتی از پاافتاده بودی، پرستاریت رو کردم

08:40.959 --> 08:43.253
‫اگه من نبودم، الان اینجا نبودی

08:44.170 --> 08:45.380
‫بابا مُرده

08:47.257 --> 08:48.716
‫و ممنونِ زحماتت هستم

08:49.884 --> 08:52.011
‫ولی الان باید به فکر صلاح قبیله‌مون باشم

08:54.764 --> 08:55.890
‫تو هم همین‌طور

09:18.579 --> 09:20.164
‫کجا رفته بودی؟

09:21.958 --> 09:23.918
‫رفته بودم توی گردهمایی خوراکی گیر بیارم

09:24.877 --> 09:25.712
‫یه زنی کنار روخونه هست که

09:25.878 --> 09:27.588
‫کلوچه اسکاتلندی‌هاش حرف نداره

09:28.381 --> 09:29.716
‫وقتِ رفتنـه

09:31.342 --> 09:32.844
‫دیگه دلیلی برای موندن نداریم

09:35.471 --> 09:37.765
‫مُخم رو خوردی تا راضیم کنی همراهت بیام

09:37.932 --> 09:39.475
‫بعد به همین زودی می‌خوای بری؟

09:41.144 --> 09:42.937
‫نمیشه یکم بیشتر بمونیم؟

09:43.062 --> 09:44.647
‫یادت رفته چه وعده‌وعیدهایی بهم دادی؟

09:45.023 --> 09:47.650
‫جشن و دخترها؟

09:49.652 --> 09:51.696
‫آره، دخترها

09:52.572 --> 09:55.700
‫همین که گفتم،
‫دلیلی برای موندن نداریم

09:56.576 --> 09:57.827
‫دیگه نداریم

09:58.953 --> 10:00.038
‫چِت شده؟

10:02.081 --> 10:03.875
‫چه حسی بهت دست می‌داد
‫اگه می‌فهمیدی

10:04.042 --> 10:07.086
‫زنی که عاشقشی رو به یکی دیگه
‫وعده دادن؟

10:08.713 --> 10:10.840
‫انگار یه خنجر توی قلبم فرو کرده باشن ولی...

10:11.007 --> 10:12.008
‫دقیقاً

10:13.551 --> 10:14.844
‫ولی محالـه که منظورت...

10:16.387 --> 10:17.263
‫الن مکنزی باشه

10:17.430 --> 10:19.682
‫کی غیر از اون؟
‫مگه من تا حالا به عشقم شک کردم؟

10:20.141 --> 10:22.018
‫تا حالا اسمِ دخترِ دیگه‌ای رو آوردم؟

10:22.185 --> 10:25.146
‫نه ولی حتی یه کلمه هم باهاش حرف نزدی

10:25.271 --> 10:26.356
‫می‌خواستم بعداً بگم

10:27.440 --> 10:30.568
‫منتظر بودم شهامتش رو پیدا کنم

10:36.282 --> 10:39.827
‫منظورت چیه که وعده‌اش رو به یکی
‫دیگه دادن؟

10:39.994 --> 10:43.998
‫یعنی نامزد کرده یا قول و قرارش رو گذاشتن.
‫اسمش هرچی می‌خواد باشه.

10:44.957 --> 10:47.877
‫زن داییم گفت بانو الن قراره

10:48.169 --> 10:49.545
‫با مالکوم گرنت ازدواج کنه

11:18.324 --> 11:19.659
‫ممنون

11:26.916 --> 11:28.209
چه ‫تَر و تمیز

11:29.502 --> 11:30.962
اشتباهی ازم سر زده؟

11:32.046 --> 11:34.549
‫- بلدم رختخوابم رو مرتب کنم
‫- رُک و پوست‌کنده ازت می‌پرسم

11:35.758 --> 11:37.385
‫چیزی هست که بخوای بهش اعتراف کنی؟

11:38.386 --> 11:39.679
‫نه

11:39.846 --> 11:43.099
‫ولی مطمئنم با این وضعیتت بخوای...

11:43.558 --> 11:45.726
‫اصطلاحاً «گل‌ها رو بیاری پایین»

11:47.145 --> 11:48.146
‫گل‌ها رو؟

11:48.271 --> 11:49.522
‫پناه بر خدا

11:50.273 --> 11:52.483
‫میگی از لندن اومدی ولی مثل یه نوزاد

11:52.650 --> 11:54.569
‫پاک و معصومی

11:55.236 --> 11:57.113
‫می‌دونم بارداری

11:57.530 --> 11:58.573
‫چرا همچین فکری کردی؟

11:58.739 --> 12:00.283
‫بیشتر از یه ماهـه که
‫اینجایی ولی حتی یه بارم

12:00.450 --> 12:02.118
‫دامن یا ملحفه‌ات خونی نشده

12:04.787 --> 12:06.122
‫تو بارداری

12:07.457 --> 12:08.583
‫همه‌ی زن‌ها که مثل هم نیستن

12:08.749 --> 12:10.460
‫هزار جور علت می‌تونه داشته باشه
‫که هنوز عادت ماهانه نشدم

12:13.004 --> 12:14.338
‫همراهم بیا

12:28.686 --> 12:30.438
‫این برای طعم دادن به جین استفاده می‌شده

12:31.147 --> 12:33.149
‫ولی اگه زن‌ها زیاد ازش مصرف کنن

12:33.316 --> 12:34.775
‫می‌تونن باهاش گل‌ها رو پایین بیارن

12:39.071 --> 12:40.156
‫مای‌مرز

12:42.617 --> 12:44.785
‫فکر می‌کنی باید یه کاری کنم
‫دوباره عادت ماهانه بشم؟

12:46.037 --> 12:48.122
‫هرچی بیشتر صبر کنی، بدتره

12:49.624 --> 12:52.376
‫پس بذار برم

12:54.045 --> 12:55.004
‫بری؟

12:56.047 --> 12:57.215
‫کجا می‌خوای بری؟

12:58.090 --> 13:00.218
‫دخترجون، به موقعیتت فکر کن

13:00.885 --> 13:03.262
‫خدمتکاری که آه در بساط نداره

13:03.679 --> 13:04.847
‫و شوهرش هم غیبش زده

13:04.972 --> 13:06.057
‫ولی اون...

13:06.224 --> 13:08.434
‫شاید یه روز بتونی دوباره ازدواج کنی

13:08.893 --> 13:09.936
‫خدا رو چه دیدی؟

13:10.478 --> 13:13.481
‫کم پیش میاد مردی پیدا بشه که
‫زیر بارِ بچه‌ی نامشروعِ یکی دیگه بره

13:15.441 --> 13:16.792
‫مردم میگن زنِ مجردی

13:16.817 --> 13:18.986
‫و بچه‌ی نامشروع داری

13:19.570 --> 13:21.864
‫مثلِ آشغالِ کف کفش‌شون باهات رفتار می‌کنن

13:22.448 --> 13:23.824
‫حالا اینجا بهتر باهام رفتار میشه؟

13:23.991 --> 13:25.117
‫اگه خودت دست‌به‌کار نشی

13:25.142 --> 13:27.311
‫بیچاره میشی

13:28.829 --> 13:30.248
‫فکر کن که باید شکم یه
‫نفر دیگه رو سیر کنی و

13:30.623 --> 13:32.375
میشه وبال گردنت

13:32.708 --> 13:34.377
‫تازه رسوایی و بی‌آبرویی هم که بماند

13:36.045 --> 13:38.923
‫این اصلاً به مذاق ارباب خوش نمیاد

13:41.676 --> 13:43.553
‫خودت که گل‌ها رو نیاوردی پایین

13:45.471 --> 13:47.974
‫خودم شنیدم برایان بهت گفت مادر

13:49.308 --> 13:51.143
‫اونم پسر نامشروعتـه

13:52.979 --> 13:54.355
‫برایان پسرِ اربابـه

13:55.565 --> 13:57.275
‫پسرِ لُردِ لووات

13:59.360 --> 14:00.611
‫و خودش هم می‌دونست

14:01.195 --> 14:02.822
‫این تنها راهتـه

14:03.823 --> 14:05.741
‫شک ندارم که ارباب می‌خواد نگهت داره

14:06.492 --> 14:08.077
‫و اگه الان اینو نخوری،

14:09.912 --> 14:11.831
‫خودش بعداً شرِ بچه‌ات رو کم می‌کنه

14:18.004 --> 14:19.505
‫به دردم نمی‌خوره

14:22.425 --> 14:23.843
‫من باردار نیستم

14:42.320 --> 14:46.073
‫بانو الن، من دیگه داشتم می‌رفتم

14:46.240 --> 14:47.325
‫که اینطور

14:52.288 --> 14:54.081
‫ظاهراً هیچ‌کدوم‌مون از عشق و عاشقی
‫شانس نیاوردیم

14:55.333 --> 14:57.376
‫بدشانسیت تقصیرِ خودتـه

14:57.543 --> 14:58.377
‫چه رویی داری!

14:59.253 --> 15:01.130
‫اگه اینقدر بی‌فکر نبودی و با
‫مالکوم گرنت درگیر نمی‌شدی...

15:01.297 --> 15:03.244
‫برای دفاع از آبرو و حیثیتت بود

15:03.283 --> 15:04.300
‫به خدا قسم

15:04.467 --> 15:07.428
‫دوگل، تا چه حد حاضری برای آبرو و حیثیتم
‫مایه بذاری؟

15:09.430 --> 15:11.307
‫اینقدر حرفِ مفت نزن

15:11.974 --> 15:13.392
‫نمک رو زخمم نپاش

15:13.559 --> 15:14.810
‫تو از اون خاندان متنفری

15:14.977 --> 15:17.104
‫منتظر بهونه بودی تا باهاشون سرشاخ بشی

15:21.067 --> 15:22.568
‫من اشتباه کردم،

15:23.653 --> 15:24.445
‫قبول

15:25.237 --> 15:27.615
‫ولی کالوم پیشنهاد این وصلت رو داد

15:27.782 --> 15:28.908
‫حالا مگه اهمیتی داره؟

15:29.617 --> 15:31.160
‫من باید تاوانش رو بدم

15:32.620 --> 15:34.413
‫ولی در حال حاضر کالوم هیچ حقی نداره

15:34.538 --> 15:37.500
‫قبیله‌ی مکنزی رو متعهد به
‫توافق با گرنت‌ها کنه

15:38.084 --> 15:39.877
‫خسارتِ وارده رو تبدیل به مشکلی کرده

15:40.044 --> 15:41.754
‫که براش راه‌حل بده

15:43.172 --> 15:45.966
‫- من که اصلاً مشکلی نمی‌بینم
‫- منظورت چیـه؟

15:46.133 --> 15:47.468
‫اگه تو رئیس قبیله بودی،

15:48.052 --> 15:49.887
‫پیشنهادش رو پس می‌گرفتی؟

15:51.097 --> 15:52.556
‫زیر قولش می‌زدی؟

15:53.224 --> 15:54.892
‫تو دختر زیبایی هستی

15:55.768 --> 15:57.687
‫و مالکوم خاطرت رو می‌خواد. شک نکن

15:57.853 --> 15:59.355
‫و گرنت‌ها خودشون ثروتمندن

16:00.648 --> 16:03.484
‫ولی از اتحاد با ما چیزِ زیادی نصیب‌شون نمیشه

16:04.860 --> 16:08.155
‫جز یه جهیزیه‌ی نسبتاً معمولی

16:08.864 --> 16:11.534
‫خوشحالم که اینقدر من و خاندان‌مون رو
‫بزرگ و باارزش می‌دونی، دوگل

16:11.701 --> 16:14.787
‫من فقط میگم گرنت‌ها با این اتحاد

16:14.912 --> 16:17.832
‫می‌خوان به چه چیز دیگه‌ای برسن؟

16:19.834 --> 16:21.544
‫قابل‌اعتماد نیستن

16:23.087 --> 16:25.548
‫واقعاً فکر کردی قراره
‫اربابِ مکنزی‌ها بشی؟

16:27.550 --> 16:28.968
نگران نیستی که

16:29.552 --> 16:30.761
حامیان مکینی روزبه‌روز

16:30.928 --> 16:32.179
دارن بیشتر میشن؟

16:37.059 --> 16:38.602
‫افرادم پشتم هستن

16:39.395 --> 16:40.604
‫و قبیله هم پشتِ افرادِ من وایمیسته

16:41.939 --> 16:43.441
اینو یادت نره

17:09.717 --> 17:11.260
‫گدایِ پست، صدف‌کِش

17:11.427 --> 17:13.179
‫مقروضِ فلاکت‌زده روی چمنزار

17:13.304 --> 17:14.680
‫دشمن شاعران، غارتگرِ طبیعت

17:14.847 --> 17:16.724
‫خائنِ دروغین، تخم شیطان

17:22.938 --> 17:24.648
‫زمین بلرزد،

17:24.774 --> 17:26.567
‫گنبد آسمان به‌لرزه درآید

17:26.734 --> 17:30.404
‫و تمام شیاطین جهنم از وحشت بلرزند

17:30.571 --> 17:34.408
‫از شنیدن آنچه با قلم و جوهر می‌نگارم

17:34.575 --> 17:39.121
‫چون وقتی زبان به رجزخوانی بگشایم،
‫این مرد باید از شرم سر فرو اندازد

17:39.288 --> 17:41.290
‫مارکوس مک‌رانخ

17:50.591 --> 17:52.051
‫زنده‌باد خاندان استوارت

17:52.218 --> 17:54.720
‫...بزدلِ حقیر و دله‌دزد

17:54.845 --> 17:55.888
‫تو قصد کردی...

17:56.055 --> 17:57.973
‫یعقوبیانِ وفادار دلتنگِ جیکوبِ سرخ‌مو میشن

17:59.016 --> 18:00.476
‫کمک‌های پدرت به این جنبش

18:00.643 --> 18:02.019
‫خیلی ارزشمند بود

18:02.770 --> 18:03.687
‫ای سرور والامقام...

18:03.854 --> 18:05.105
‫می‌تونم این‌جور برداشت
‫کنم که قبیله‌ی مکنزی

18:05.130 --> 18:06.924
‫همچنان وفادار می‌مونه؟

18:07.650 --> 18:09.109
‫من برای برگردوندنِ پادشاه کاتولیک

18:09.276 --> 18:11.195
‫به سلطنت می‌جنگم و شکی توش نیست

18:11.362 --> 18:12.655
‫ولی احساسات و دیدگاه برادرم

18:12.822 --> 18:14.740
هر لحظه در حال تغییره

18:15.783 --> 18:16.951
‫این تباهی را به‌دوش می‌کشی

18:17.117 --> 18:20.329
‫شنیدی که لطف و مرحمتش شامل
‫گرنت‌ها هم شده

18:22.164 --> 18:24.041
‫قول داده خواهرمون الن رو
‫به مالکوم گرنت بده

18:24.208 --> 18:28.087
‫ننگ‌آور است که چنین
‫فردی را اسکاتلندی نامید...

18:28.212 --> 18:29.672
‫واقعاً حیفه

18:29.839 --> 18:31.674
‫چهره‌ی زیباش می‌تونست دل هزاران نفر رو

18:31.841 --> 18:33.551
‫به نفع ما و جنبش‌مون نرم کنه

18:33.676 --> 18:36.554
‫تو در تمام کلیساها طلب مغفرت کردی

18:36.679 --> 18:38.889
‫- درحالی‌که شبانه...
‫- هنوزم دیر نشده

18:39.056 --> 18:40.391
‫...گوزن نر و گوساله می‌دزدیدی

18:40.558 --> 18:41.642
‫و به این دلیل...

18:41.809 --> 18:43.644
‫اگه من رئیس قبیله بشم

18:44.895 --> 18:46.355
‫این اختیار رو دارم که

18:46.480 --> 18:48.357
‫همسرِ شایسته‌تری برای الن انتخاب کنم

18:48.774 --> 18:50.150
‫...در تمامِ کلیساها

18:50.317 --> 18:53.988
‫درحالی‌که شبانه، گوزن
‫نر و گوساله می‌دزدیدی

18:54.154 --> 18:57.199
‫و به این دلیل اسکاتلند از گدایی چون تو
‫به ستوه آمده

18:57.366 --> 19:01.495
‫قبیله‌ی مکنزی توانِ دشمنی با
‫گرنت‌ها رو داره؟

19:01.662 --> 19:04.456
‫انگلیسی‌ها و وفاداران به
‫زاری و التماس خواهند افتاد...

19:04.623 --> 19:06.333
‫سر مسائلِ کوچیک‌تر از این هم جنگ شده

19:06.500 --> 19:08.377
‫ای هیولای کریه و بدترکیب

19:08.544 --> 19:09.545
‫کیسه‌ی پولت را بده

19:09.712 --> 19:11.338
‫من از جنگ ترسی ندارم

19:11.505 --> 19:13.591
‫...این موجود نفرت‌انگیز را دور کنید...

19:13.757 --> 19:15.217
‫نگرانیم از اینـه که برادرم برای صلح

19:15.384 --> 19:17.511
‫حاضره تا کجا پیش بره

19:17.678 --> 19:20.055
‫حالا قضاوت با شماست که چه کسی
‫بیشتر ضرر کرد

19:20.180 --> 19:23.517
‫با تسلیم شدن نمی‌تونه
‫قبیله‌مون رو سرافراز کنه

19:28.314 --> 19:30.649
‫زبانِ فریبنده‌ی خائن یعقوبی...

19:30.774 --> 19:32.484
‫این حرف رو به گوش بقیه می‌رسونم

19:33.903 --> 19:36.697
‫هرکسی که خواهان پادشاهی استوارت‌ها باشه

19:37.990 --> 19:41.911
‫از تو حمایت می‌کنه

19:42.077 --> 19:45.539
‫انگلیسی‌ها و وفاداران به
‫زاری و التماس خواهند افتاد...

19:45.664 --> 19:47.666
‫ای هیولای کریه و بدترکیب،
‫کیسه‌ی پولت را بده

19:47.833 --> 19:52.504
‫دست از رجزخوانی بردار و برو تو کونم

19:56.342 --> 19:59.720
‫حالا قضاوت با شماست که چه کسی
‫بیشتر ضرر کرد

20:08.312 --> 20:10.773
‫این رو مالکوم گرنت فرستاده
‫تا لباسی هم‌رنگ نشان خاندانشون

20:10.940 --> 20:12.191
برات بدوزیم

20:15.069 --> 20:16.987
‫زنان خاندان گرنت توی مناسبت‌های خاص

20:17.154 --> 20:18.572
‫این رو به موهاشون می‌زنن

20:20.616 --> 20:22.117
‫خیلی هم بد نیست!

20:23.577 --> 20:25.788
می‌تونی یه دستی
به سر و روی موهام بکشی؟

20:26.830 --> 20:28.290
‫اگه به خودم باشه یه‌جوری می‌بندمش که

20:28.457 --> 20:30.084
انگار لونه‌ی پرنده روی سَرمـه

20:32.044 --> 20:34.588
‫وقتی ازدواج کنی، منو همراهِ خودت می‌بری؟

20:35.214 --> 20:38.467
‫آره... البته اگه ازدواج کنم

20:39.593 --> 20:41.011
‫کالوم میگه اتحاد با گرنت‌ها براش

20:41.178 --> 20:42.680
‫اعتبار و امتیاز میاره

20:42.846 --> 20:44.556
‫ولی اگه مکینی ارباب بشه

20:44.723 --> 20:46.558
‫بازم تو رو به گرنت‌ها نمیده؟

20:49.520 --> 20:51.355
‫چاره‌ی دیگه‌ای هم داری؟

20:52.481 --> 20:53.899
‫احتمالاً نه

20:55.609 --> 20:57.027
‫راستش نه

20:58.404 --> 21:00.406
‫حس می‌کنم یه مهره‌ی شطرنجم

21:00.990 --> 21:03.117
‫که توی این بازی گیر افتاده

21:03.951 --> 21:05.744
‫و محکومم به ادامه دادن

21:08.706 --> 21:11.000
‫ولی هنوزم میشه حرکت‌هایی زد

21:12.876 --> 21:15.170
‫الحق که یه مکنزی اصیل هستی

21:35.816 --> 21:37.151
‫سؤالِ خوبیـه

21:37.693 --> 21:40.738
‫اگه من ارباب قبیله بشم،
‫با شجاعت و دلسوزی در خدمتتونم

21:40.904 --> 21:43.699
‫چون قلبم مثل شمشیرم از جنس فولاده

21:43.866 --> 21:45.200
‫همون‌طور که می‌دونید

21:45.367 --> 21:47.411
‫من دنبالِ بیشترین رأی ممکن هستم

21:47.828 --> 21:49.705
‫و ممنون میشم اگه بتونید

21:49.830 --> 21:51.874
‫بقیه رو هم با خودتون همراه کنید

21:53.125 --> 21:54.710
‫روز خوش، آقایون

22:03.052 --> 22:05.179
‫پس مکینی قانع‌تون کرده؟

22:05.345 --> 22:06.764
‫برام عجیبـه که وقت می‌ذاره

22:06.930 --> 22:08.474
‫و با زن‌ها هم صحبت می‌کنه

22:09.516 --> 22:11.560
‫مردها رو که راضی کرده

22:12.269 --> 22:14.772
‫ولی اگه هنوزم دودل باشن

22:14.938 --> 22:17.232
‫زن‌هاشون امشب راضی‌شون می‌کنن

22:17.733 --> 22:20.110
‫دوست دارم بدونم چطور می‌خواد
‫منو راضی کنه

22:21.320 --> 22:22.613
‫آدمِ حیله‌گریـه

22:23.322 --> 22:25.115
‫بعید می‌دونم سر حرف‌هاش بمونه

22:26.033 --> 22:28.410
‫فرد مناسبی برای ادامه‌ی راهِ پدرمون نیست

22:28.994 --> 22:30.746
‫قبیله همیشه در اولویتـه

22:35.250 --> 22:38.003
‫درستـه از کالوم کینه به دل گرفتی که
‫برای تحکیم اتحاد با جنوب

22:38.170 --> 22:39.671
‫پیشنهاد وصلتت با گرنت‌ها رو داده

22:39.838 --> 22:42.633
‫ولی دوگل هم دست کمی از اون نداره

22:44.760 --> 22:48.555
‫شوهرم جان با یعقوبی‌ها و رهبران‌شون
‫سر و سِر داره

22:49.264 --> 22:51.433
‫و همین امروز صبح شنیده که دوگل

22:51.600 --> 22:54.603
‫بی‌سروصدا تو رو به مک‌رانوخ پیشکش کرده

22:56.355 --> 22:57.564
‫تا باهاشون متحد بشه

22:57.731 --> 22:59.942
‫مطمئنم برادرمون دیگه اینقدر بی‌حیا نیست

23:00.067 --> 23:02.736
‫خب گمونم باید صبر کنیم و ببینیم

23:02.861 --> 23:04.488
‫کی ارباب میشه

23:05.322 --> 23:08.826
‫و کدوم اتحاد به رسمیت شناخته میشه

23:11.245 --> 23:12.538
‫- آقایون
‫- جناب مکینی

23:12.663 --> 23:13.664
‫حالتون چطوره؟

23:13.831 --> 23:15.999
‫از دیدنتون خوشحالم

23:30.013 --> 23:31.265
‫به خونه خوش اومدید

23:31.431 --> 23:33.058
‫امیدوارم غذا آماده باشه

23:33.225 --> 23:35.477
‫- دارم از گشنگی می‌میرم
‫- تعجبی نداره

23:35.644 --> 23:37.437
‫ولی خوشحالم که شما پسرها

23:37.604 --> 23:38.438
‫هنوزم اشتها دارید

23:38.564 --> 23:39.940
‫مورتا

23:42.901 --> 23:44.153
‫خیلی دلواپس بودم که ارباب

23:44.319 --> 23:45.696
‫فرستاده‌تت گردهمایی مکنزی‌ها

23:46.071 --> 23:48.031
‫خوشحالم که صحیح و سالمی

23:48.699 --> 23:50.367
‫نگران نباش، خانم پورتر

23:50.951 --> 23:52.494
‫نمی‌ذاشتم یه مو از سرش کم بشه

23:52.911 --> 23:54.163
‫خدا خیرت بده، مورتا

23:54.329 --> 23:56.623
‫شما پسرها باید مراقبِ همدیگه باشید

23:57.332 --> 23:58.542
‫همون کاری که ارباب خواستن رو انجام دادم

23:58.709 --> 24:00.419
‫اطلاعات زیادی براشون جمع کردیم

24:00.586 --> 24:02.504
‫و مشتاقیم بهشون بگیم

24:03.297 --> 24:04.214
‫واقعاً؟

24:04.381 --> 24:05.674
‫پس رضایتش رو جلب می‌کنی، برایان

24:05.841 --> 24:07.217
‫نباید منتظرش بذاریم

24:07.384 --> 24:10.637
‫به جولیا میگم با سینی نوشیدنی و خوراکی
‫پشت سرت بیاد

24:12.181 --> 24:14.558
‫نمی‌خوام حواسِ ارباب پرت بشه

24:19.354 --> 24:21.106
‫تمام طایفه‌ها اومده بودن

24:21.273 --> 24:24.651
‫و البته چندتا قبیله‌ی دیگه هم
‫برای عرض تسلیت اومده بودن

24:24.818 --> 24:28.989
‫کمرون‌ها، مک‌داناها، مک‌لودها

24:29.156 --> 24:30.699
‫و کلی از حامیان یعقوبی‌ها

24:30.866 --> 24:33.660
‫جیکوب سرخ‌مو همیشه طرفدار این جنبش بود

24:33.827 --> 24:36.121
‫و حاضر بود برای کمک بهشون
‫خزانه‌ی قبیله‌اش رو خالی کنه

24:36.830 --> 24:39.124
‫پسرهاش هم به جنبش پیوستن؟

24:39.625 --> 24:42.878
‫دوگل با خیلی از یعقوبی‌ها صحبت کرد

24:43.003 --> 24:46.882
‫ولی کالوم بدون تبعیض از
‫تمومِ مهمون‌ها استقبال کرد

24:47.507 --> 24:49.134
‫از جمله گرنت‌ها

24:49.635 --> 24:51.386
‫که اینطور

24:51.553 --> 24:54.431
‫دوستِ قدیمم آیزاک هم اونجا بود؟

24:54.598 --> 24:57.559
‫اون هیچوقت به آرمان‌های اِستوارت پایبند نبود

24:57.726 --> 25:01.021
‫فقط دنبال منافع خودشـه

25:01.772 --> 25:03.690
‫برای همین اینقدر رابطه‌مون خوبـه

25:05.108 --> 25:06.568
‫بله، اونم بود

25:06.735 --> 25:08.695
‫همراهِ پسرش مالکوم

25:09.988 --> 25:12.074
‫دوگل هم با اون اخلاق و رفتارهاش

25:12.241 --> 25:14.243
‫گرنت‌ها رو آزرده خاطر کرد

25:15.535 --> 25:18.872
‫آره، فکر می‌کرد مالکوم گرنت‌
خواهرش رو دزدیده

25:18.997 --> 25:21.667
‫و واسه همین افتاد به جونش

25:22.167 --> 25:24.336
‫اشتباه کرد ولی دیگه
‫کار از کار گذشته بود

25:25.879 --> 25:28.465
‫مطمئنم آیزاک به خونش تشنه بود

25:28.632 --> 25:32.010
‫آره ولی کالوم یه راهی پیدا کرد

25:32.177 --> 25:33.345
‫تا از دلِ آیزاک دربیاره؛

25:34.137 --> 25:38.141
‫وعده‌ی ازدواج خواهرش
‫الن با مالکوم رو بهشون داد

25:40.227 --> 25:42.688
‫آیزاک گرنت متحدِ منـه

25:43.772 --> 25:46.191
‫اگه مکنزی‌ها بخوان اون رو علیه من کنن...

25:46.858 --> 25:50.404
‫این وصلت فقط در راستای قوی کردنِ
‫اتحادشونه

25:51.780 --> 25:52.572
‫آره

25:52.739 --> 25:53.699
‫ولی هنوز که ازدواج سر نگرفته

25:53.824 --> 25:56.076
‫نامزدی رو هم میشه به هم زد

25:58.078 --> 25:59.579
‫حتماً یه دلیلی داره که دختره

25:59.705 --> 26:01.581
‫بر خلاف خواهرهاش هنوز ازدواج نکرده

26:02.833 --> 26:04.710
‫نکنه چیزی آبروش رو لکه‌دار کرده باشه؟

26:07.587 --> 26:09.464
‫الان برای آیزاک نامه می‌نویسم

26:10.590 --> 26:13.552
‫انگِ بی‌آبرویی...

26:13.677 --> 26:14.678
‫چیزِ کمی نیست

26:14.803 --> 26:16.179
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

26:16.305 --> 26:17.889
وقتی ‫مکنزی‌ها منو
‫از عرش به فرش رسوندن

26:18.056 --> 26:20.058
‫براشون مهم بود؟

26:20.183 --> 26:22.394
‫بدونِ ذره‌ای دلسوزی برای اون خاندان

26:22.519 --> 26:24.980
‫دخترشون رو رسوا و بدنام می‌کنم

26:25.480 --> 26:27.941
‫ولی پدر، باید یه راهِ دیگه هم
‫برای جلوگیری از این وصلت باشه

26:28.358 --> 26:30.068
‫یه راهِ شرافتمندانه‌تر

26:30.819 --> 26:32.946
‫پسرجون، هنوز خیلی
‫چیزها هست که باید یاد بگیری

26:44.207 --> 26:45.917
‫نمی‌دونستم چرا اینقدر مشتاقی

26:46.084 --> 26:47.586
‫با پدرت صحبت کنی

26:49.338 --> 26:50.630
‫ولی الان دلیلش رو فهمیدم

26:52.591 --> 26:54.843
‫اصلاً فکرشم نمی‌کردم

26:56.428 --> 26:58.889
‫تو می‌دونستی پدرت
‫به این وصلت رضا نمیده

27:02.768 --> 27:05.395
‫فکرشم نمی‌کردم بخواد
‫آبروی یه دختر رو ببره

27:05.520 --> 27:06.521
‫می‌دونم آبرو و

27:06.688 --> 27:08.648
حیثیتِ یه دختر تموم زندگیشـه

27:08.815 --> 27:11.651
‫منتها اگه مالکوم الن رو رد کنه،

27:11.818 --> 27:14.613
‫شاید برای به دست آوردنش
‫شانسی داشته باشم

27:16.114 --> 27:18.033
‫گمونم اینو مدیون توئم

27:34.383 --> 27:36.468
‫می‌دونم نمی‌تونستی
‫رو حرف کالوم نه بیاری

27:38.553 --> 27:41.515
‫اگه دوگل هم ارباب بشه،
‫حاضری همچین کاری براش بکنی؟

27:42.557 --> 27:44.267
ترتیب ‫صفر تا صد مقدمات وصلتم با

27:44.393 --> 27:46.061
‫مارکوس مک‌رانوخ رو میدی؟

27:47.479 --> 27:49.398
‫دوگل قولِ تو رو بهش داده؟

27:51.274 --> 27:53.944
‫برای تحکیم اتحاد خودش با یعقوبی‌ها و

27:54.444 --> 27:55.904
‫تضعیف کالوم

27:56.029 --> 27:57.364
گوساله‌های بی‌مغز

27:57.531 --> 28:00.367
‫حالا که هر کدوم از برادرهات
‫طرف یکی رو گرفتن،

28:01.243 --> 28:03.662
‫مسیر مکینی برای رسیدن به قدرت هموارتر شده

28:05.414 --> 28:08.166
‫روزی که پدرت دونالد رو کنار زد و
‫رهبری قبیله‌ی مکنزی رو

28:08.333 --> 28:10.085
به دست گرفت، من ‫کنارش بودم

28:10.252 --> 28:12.462
‫همه چیز به‌ظاهر

28:12.629 --> 28:16.133
خوب و آروم پیش رفت

28:16.716 --> 28:17.634
‫منتها...

28:18.969 --> 28:21.555
‫هر وقت که ارباب جدیدی منصوب میشه،

28:22.389 --> 28:24.349
‫به طرز مرموزی رقباشون

28:24.516 --> 28:27.561
‫از دور خارج میشن

28:30.397 --> 28:31.857
‫برادرهای من،

28:32.732 --> 28:34.109
‫خانواده‌ی ما،

28:35.444 --> 28:36.987
‫اونایی هستن که اگه مکینی ارباب بشه

28:37.112 --> 28:38.280
‫از دور خارج میشن

28:38.447 --> 28:40.824
‫تلاشم رو کردم که
‫یکی از برادرهات رو قانع کنم تا

28:40.991 --> 28:43.243
‫به نفع اون یکی کنار بکشه،
‫اما هیچکدوم کوتاه‌بیا نیستن

28:45.745 --> 28:47.456
‫مرغ‌شون یه پا داره

28:49.416 --> 28:53.295
‫من به جیکوب سرخ‌مو قول دادم که
‫به نحو احسن به این خانواده خدمت کنم

28:54.754 --> 28:56.590
‫خدا کنه ازم قطع امید نکرده باشه

29:02.721 --> 29:04.097
‫راستشو بخوای،

29:05.265 --> 29:09.352
گاهاً اندوه جامه‌ی ترس به تن می‌کنه

29:26.495 --> 29:28.538
‫امشب برای غارت گله نمیری، بابا؟

29:29.206 --> 29:30.332
‫برادرهات از سنین پایین

29:30.499 --> 29:32.584
‫فنون جنگاوری رو یاد گرفتن

29:33.001 --> 29:34.836
‫حالا باید رو پاهای خودشون وایسن

29:35.962 --> 29:39.341
‫ولی تو که نیستی راهنمایی‌شون کنی،

29:40.217 --> 29:41.510
‫راه‌وچاه رو نشون‌شون بدی...

29:42.969 --> 29:45.055
توی تاریکی شبـه که جنگجوهای جوون

29:45.222 --> 29:46.723
مرد بار میان

29:47.432 --> 29:48.683
‫مکتب ماه

29:50.936 --> 29:53.063
‫خب، شاید واسه یه شاگرد دیگه جا باشه

29:53.230 --> 29:54.856
‫من هم برم اسبم رو بیارم

29:56.650 --> 29:58.860
‫بله، در این که اسب‌سوار ماهری هستی
‫شکی نیست، عشقِ بابا

29:59.861 --> 30:03.031
‫منتها دلم نمی‌خواد به‌خاطر یه شبیخون،
‫خط‌وخراشی روی این صورت ماهت بیفته

30:04.824 --> 30:06.243
‫وظیفه‌ی کالوم واضحـه

30:06.409 --> 30:07.702
‫باید گروهی از جنگجوهای ما رو ببره

30:07.827 --> 30:09.079
‫توی زمینِ یه قبیله‌ی دیگه و

30:09.204 --> 30:10.872
‫بی‌دردسر گله‌شون رو غارت کنه

30:11.039 --> 30:12.791
‫کالوم مشتاقـه دل‌وجرأتش رو به رخ بکشه

30:12.958 --> 30:14.668
‫همین کارش یعنی دل‌وجرأت داره،

30:14.834 --> 30:16.962
‫ولی اگه سالم برگرده،
مهارتش ثابت میشه

30:17.796 --> 30:19.714
‫به زودی می‌فهمیم چند مرده حلاجـه

30:20.799 --> 30:22.717
‫اگه کالوم بتونه ثابت کنه یه جنگجوی واقعیـه،

30:22.884 --> 30:25.804
شجاعتش برای همه عیان میشه

30:25.971 --> 30:27.514
‫اگه رئیس بشه،

30:29.015 --> 30:31.726
‫جنگجوهای قبیله‌مون پشتش درمیان

30:33.562 --> 30:35.981
‫هیچوقت از تاریکی نترس، نور چشمم

30:37.482 --> 30:39.859
‫تاریکیـه که پرده از
هویت واقعی‌مون برمی‌داره

31:01.172 --> 31:02.465
‫این دیگه چه وضعیـه؟

31:04.009 --> 31:06.928
‫اسب کالوم رم کرد و پرتش کرد پایین

31:07.095 --> 31:08.805
‫فکر کنم پاش شکسته، قربان

31:09.180 --> 31:10.223
‫نمی‌تونه راه بره

31:10.348 --> 31:11.433
‫الک کمکش کرد دوباره سوار اسب بشه و

31:11.600 --> 31:13.226
یه‌راست برگشتیم اینجا

31:13.393 --> 31:15.604
یعنی غارت رو نصفه‌ونیمه ول کردید؟

31:21.651 --> 31:24.154
‫نتونستیم به مقصد برسیم

31:27.782 --> 31:29.451
‫نتونستید؟

31:29.576 --> 31:30.994
‫نتونستید پس؟

31:32.829 --> 31:35.874
‫چرا هر دفعه شما دوتا رو
‫با هم می‌فرستم پیِ کاری،

31:36.041 --> 31:38.126
‫یه گندی بالا میارید؟

31:38.293 --> 31:40.170
‫میرم دیوی بیتون رو خبر کنم

31:43.381 --> 31:44.883
‫این‌قدر ضجه نزن

31:50.013 --> 31:51.806
‫برادرت رو ببر توی تختش

31:53.099 --> 31:54.434
‫این یه قلم رو که می‌تونی دیگه، نه؟

31:54.601 --> 31:57.312
‫برید

32:16.831 --> 32:20.168
‫از گشت‌وگذارهامون با هم یادمـه که
‫دلت برای دیدن‌شون تنگ شده

32:23.171 --> 32:25.924
‫موجودات پوست‌کلفتی‌ان، ها؟

32:26.841 --> 32:28.510
‫همیشه آماده‌ی آوازخوندنن

32:34.015 --> 32:36.685
‫یه ماه کامل گذشته و
‫تو هنوز از جات بلند نشدی؟

32:38.687 --> 32:39.688
‫یه زخم سطحیـه دیگه

32:39.813 --> 32:41.648
‫باید تا حالا سر پا می‌شدی

32:41.815 --> 32:44.401
‫بیتون گفته پام هنوز جوش نخورده، بابا

32:45.527 --> 32:47.487
‫ولی قول داد تا جشن هاگمانی خوب بشم

32:53.702 --> 32:56.204
‫من می‌خواستم همون کاری که گفتی رو
انجام بدم، بابا و

32:57.372 --> 32:59.165
همگی با هم بریم سمت دشت‌های هموار

33:05.046 --> 33:08.967
‫منتها دوگل می‌خواست از مک‌دونالدها
‫غرامت بگیره

33:09.968 --> 33:12.178
‫اون که راهشو کج کرد،
‫خیلی از جنگجوها دنبالش راه افتادن

33:12.345 --> 33:13.596
‫به زمین خاندان مک‌دونالد که نزدیک شدیم،

33:13.763 --> 33:15.765
‫اونا زنگ کلیسا رو به صدا درآوردن و
‫افتادن دنبالمون

33:18.727 --> 33:20.687
‫توی درّه گیرمون انداختن

33:24.441 --> 33:25.984
‫چرا زودتر نگفتی پس؟

33:26.109 --> 33:27.902
‫مگه نظرت راجع‌بهم عوض می‌شد؟

33:29.946 --> 33:31.781
‫گیرتون که انداختن،

33:33.366 --> 33:36.536
مرد و ‫مردونه ایستادی و جنگیدی؟

33:38.246 --> 33:40.582
‫یکی از مک‌دونالدها تیر در کرد و

33:42.125 --> 33:43.960
‫اسبم رم کرد

33:44.085 --> 33:46.212
‫توان ایستادن نداشتم،
‫چه برسه به مبارزه

33:46.337 --> 33:48.506
‫اگه دوگل افراد رو منحرف نمی‌کرد...

33:54.137 --> 33:55.889
‫چرا بقیه تصمیم گرفتن پشت‌سر دوگل

33:56.014 --> 33:57.348
‫برن توی زمین مک‌دونالدها؟

33:58.433 --> 34:03.229
‫یعنی به عنوان رهبر
‫هیچ اعتمادی به تو نداشتن؟

34:09.694 --> 34:11.279
‫الان دیگه اهمیتی نداره

34:15.033 --> 34:16.576
‫تو شَلی بیش نیستی

34:17.243 --> 34:18.119
‫بابا

34:19.245 --> 34:20.330
‫بابا!

34:20.914 --> 34:21.915
‫کالوم، نه

34:22.040 --> 34:24.501
‫- نه، نه!
‫- چیزیم نیست

34:25.460 --> 34:26.336
‫بذار کمکت کنم

34:26.461 --> 34:28.755
‫من شَل نیستم

34:36.721 --> 34:37.555
‫بابا

34:38.306 --> 34:39.182
‫بابا؟

34:42.060 --> 34:42.977
‫کالوم!

34:43.144 --> 34:44.854
‫بابا؟

34:46.689 --> 34:47.482
‫بابا!

34:50.485 --> 34:52.779
‫برادرت رو ببر توی تختش

34:55.406 --> 34:56.366
‫بابا!

35:00.829 --> 35:01.788
‫آروم

35:22.517 --> 35:25.395
‫به خیالت زورت از مأمور خراج بیشتره، کالوم؟

35:25.728 --> 35:27.689
‫بیا یه امتحانی بکنیم

35:29.566 --> 35:31.067
‫بُرد نوش جونت

35:31.484 --> 35:33.236
‫یه لحظه بشین و نفس تازه کن

35:34.821 --> 35:36.656
‫توی تالار بزرگ باهام کار دارن

35:38.241 --> 35:39.534
‫دارم سربه‌سرت میذارم، کالوم

35:39.701 --> 35:43.121
‫توقع ندارم توی بازی قدرتی
‫با من شاخ‌به‌شاخ بشی

35:49.460 --> 35:50.712
‫بعدی؟

35:55.842 --> 35:57.468
‫من هم باهات میام، کالوم

35:57.927 --> 35:59.512
لابد دلت خنک شده

36:00.305 --> 36:02.891
‫از اینکه می‌بینی به حقارت افتادم،
‫اون هم بعدِ اینکه تو رو به مالکوم حواله دادم

36:03.433 --> 36:04.934
‫درستـه بی‌رحمیت دلم رو به درد آورد

36:05.101 --> 36:06.436
‫منکرش نمیشم

36:07.020 --> 36:08.521
‫منتها می‌فهمم برای مقابله با مکینی

36:08.688 --> 36:10.440
به حمایت گرنت‌ها احتیاج داری

36:10.607 --> 36:12.609
‫مالکوم رو به مراسم سوگند دعوت کن

36:13.651 --> 36:16.237
‫تا دیر نشده، هر کاری در توانتـه بکن تا
موقعیتت بهتر بشه

36:16.362 --> 36:17.655
‫من به کمک تو نیازی ندارم

36:18.990 --> 36:20.575
‫تکبر کار دستِ آدم میده

36:21.451 --> 36:23.661
‫یادت که نرفته آخرین باری که
‫کمکم رو رد کردی چه اتفاقی افتاد

36:23.828 --> 36:26.414
‫ناراحت نباش. نه اون رو یادم میره و

36:26.831 --> 36:28.666
‫نه سنگینی نگاه بابا به خودم رو

36:29.918 --> 36:31.711
جوری بود که ‫انگار براش مُردم

36:33.588 --> 36:36.507
‫پس بذار به درد خودم بمیرم و
‫برای یکی دیگه ترحم به خرج بده

36:36.674 --> 36:38.509
‫کالوم، من که منظورم این نبود

36:39.052 --> 36:40.470
‫من دلم برات نمی‌سوزه

36:40.762 --> 36:42.180
‫هیچوقت نسوخته

36:42.722 --> 36:43.890
‫مگه می‌تونم اصلاً؟

36:44.057 --> 36:46.309
‫حتی نمی‌تونم
‫توی یه چوب‌بازی ساده رقابت کنم،

36:46.768 --> 36:48.102
خودت خوب می‌دونی

36:48.519 --> 36:50.855
‫دیگه چه برسه به اینکه بخوام ارباب بشم

36:51.940 --> 36:54.609
‫این جنگاوری نیست که لازمه‌ی ارباب‌شدنـه؛

36:55.944 --> 36:58.613
‫بلکه گله‌داری، تجارت، رعایا و خراجـه

36:58.780 --> 36:59.948
‫خودت اینو می‌دونی

37:00.740 --> 37:03.451
‫شمشیر به چه کارت میاد
‫وقتی قلم لازمتـه؟

37:04.619 --> 37:06.287
‫خوشحالم طرز فکرت اینطوریـه

37:06.829 --> 37:10.708
‫از بابا یاد گرفتی یا ارسطوی نازنینت؟

37:15.546 --> 37:19.467
‫اینو به این جماعتِ طرفدار مکینی بگو

37:20.677 --> 37:23.721
‫ببینیم اون‌وقت این قدرت
متقاعدکردنت ‫به کار میاد یا نه

37:24.305 --> 37:26.599
‫ببینیم تاب تحمل شکست رو داری یا نه

37:28.601 --> 37:29.644
‫کالوم

38:18.484 --> 38:21.487
‫باید خِرکشت کنم جلوی تموم قوم و خویش‌هامون و

38:22.030 --> 38:23.781
یه درس حسابی بهت بدم

38:24.615 --> 38:26.743
‫منتها نمی‌خوام جفتمون رو خواروخفیف کنم

38:30.204 --> 38:33.249
‫خدا به دادت برسه اگه یه بار دیگه
ببینم این خاندان یا ‫قبیله رو

38:34.709 --> 38:36.377
‫تو خطر انداختی

38:37.336 --> 38:38.796
‫چند ضربه شلاق می‌خورم؟

38:38.963 --> 38:40.757
‫این‌قدر می‌زنمت که خونین‌ومالین بشی

38:58.900 --> 39:00.443
‫نمی‌فهمم

39:03.696 --> 39:05.031
‫کجای کارم نافرمانی بود؟

39:05.198 --> 39:06.449
‫ها؟

39:06.616 --> 39:09.118
‫مگه خاندان مک‌دونالد دشمن ما نیستن؟

39:09.285 --> 39:11.079
‫غیرِ اینـه که اسم‌ورسم مکنزی
‫باید لرزه به تنِ بقیه بندازه؟

39:11.245 --> 39:13.664
‫لرزه بندازه، بله، ولی
‫نه که آبروریزی به بار بیاره، پسرجان

39:14.123 --> 39:16.334
‫حیثیت‌شون رو لگدمال کنی،

39:16.501 --> 39:18.419
‫فقط نفرت‌شون از ما تشدید میشه

39:18.586 --> 39:20.588
‫آره، ولی پای ده دوازده‌تا گاو وسط بود

39:21.297 --> 39:22.632
‫اگه کالوم یه جو جَنم داشت،

39:22.799 --> 39:24.842
‫این وسط دست خالی برنمی‌گشتیم

39:25.009 --> 39:25.843
‫نه؟

39:27.762 --> 39:29.806
همه چی رو از چشم برادرت می‌بینی؟

39:30.264 --> 39:31.390
‫آره

39:35.103 --> 39:36.479
‫تو ابلهی، دوگل

39:40.399 --> 39:42.735
یه ابله به‌‌تموم‌معنا

39:52.703 --> 39:54.080
‫بزن

39:55.957 --> 39:58.835
‫دیگه با شلاق‌خوردن هم سرِ عقل نمیای

40:27.113 --> 40:28.531
‫خب، خبرها رو شنیدی؟

40:28.990 --> 40:31.325
‫گویا مکینی جلوی همه
کالوم رو ‫توی مسابقه‌ی چوب‌کشی

40:31.492 --> 40:32.952
‫خوار و ذلیل کرد

40:33.661 --> 40:35.580
‫کاشکی بودم و قیافه‌اش رو می‌دیدم

40:36.164 --> 40:39.083
‫وقتی به خانواده‌ی خودت وفادار نیستی، دوگل،

40:40.168 --> 40:42.170
‫چطور می‌تونیم برای رهبری قبیله
بهت اعتماد کنیم؟

40:43.087 --> 40:45.840
‫شنیدم با مک‌رانوخ
‫چه قول‌وقرارهایی که نذاشتی

40:49.927 --> 40:51.304
‫خب، کالوم تنها مکنزی‌ای نیست که

40:51.470 --> 40:53.472
‫بلده چطوری برای خودش معامله جور کنه

40:55.808 --> 40:58.895
‫همیشه هوس‌های خودخواهانه‌ات
برات تو اولویتـه و

40:59.770 --> 41:00.980
‫مهم نیست بقیه باید چه تاوانی بدن

41:01.147 --> 41:02.773
‫چی میگی واسه خودت؟

41:03.608 --> 41:05.151
‫مکتبِ ماه

41:06.152 --> 41:07.486
‫یورش به گله

41:07.653 --> 41:09.572
‫غارت زمینِ خاندان مک‌دونالد

41:11.032 --> 41:12.533
‫چه ربطی داره؟

41:15.119 --> 41:16.662
‫یعنی میگی من مقصرم که
‫کالوم زمین خورده؟

41:16.787 --> 41:18.789
‫من چیکاره‌ام، وقتی خدا خواسته اون لنگ بشه

41:19.332 --> 41:20.541
‫اصلاً بهتر، اینطوری بابا فهمید که

41:20.708 --> 41:22.752
‫کالوم لیاقت ارباب شدن رو نداره

41:23.586 --> 41:26.088
‫خب، می‌دونی که بابا هیچوقت
‫نظرش رو علنی نکرد

41:27.256 --> 41:30.885
‫هیچوقت اعلام نکرد که
‫کالوم باید جانشینش بشه

41:31.510 --> 41:32.803
‫آره

41:33.471 --> 41:35.431
‫اون یورش یه هدف دیگه هم داشت

41:36.891 --> 41:37.934
‫اونجا بود که بابا مطمئن شد که

41:38.100 --> 41:39.894
‫تو هم لیاقت ارباب شدن رو نداری

41:41.437 --> 41:44.190
‫می‌دونست هیچوقت یاد نمی‌گیری که
‫قبیله رو به خودت ترجیح بدی

41:47.276 --> 41:48.736
‫بابا ازت قطع امید کرد

41:50.529 --> 41:51.822
‫خودش گفته بهت؟

41:52.198 --> 41:53.824
نیازی به گفتن نداشت

41:54.742 --> 41:56.494
‫بابا تو رو هم به عنوان وارثش انتخاب نکرد

41:56.619 --> 41:58.537
‫آره، خب، این دیگه به قبیله بستگی داره که

42:00.498 --> 42:02.250
‫کیو به عنوان رئیس انتخاب می‌کنن

42:05.086 --> 42:07.296
‫آخه چطوری این‌قدر کوری؟

42:07.922 --> 42:09.840
‫به‌قدری درگیر اثبات اشتباهات کالوم هستی که

42:09.966 --> 42:11.217
‫نفهمیدی مکینی

42:11.384 --> 42:12.677
‫با خاندان گرنت هم گرم گرفته

42:15.888 --> 42:18.099
‫مکینی برنده بشه،
چی به سر ما میاد؟

42:19.976 --> 42:21.769
‫میشه عروسک خیمه‌شب‌بازی خاندان گرنت

42:21.936 --> 42:23.729
‫افسار هممون میفته دست اونا

42:25.564 --> 42:27.233
‫خواسته‌ی تو اینـه؟

42:51.090 --> 42:52.425
‫بیا تو

42:57.221 --> 42:58.597
‫دستور دادید خدمت برسم؟

43:01.642 --> 43:04.895
‫ازت می‌خوام دوباره با برادرهام صحبت کنی

43:05.313 --> 43:07.523
‫یحتمل الان حرف‌شنوی بیشتری دارن

43:08.190 --> 43:10.318
‫در چه خصوص دقیقاً؟

43:10.484 --> 43:12.528
‫در خصوص مکینی

43:15.948 --> 43:17.908
‫یه فکری به سرم زده که
‫می‌تونیم حل و فصلش کنیم

43:19.577 --> 43:21.120
‫باید بدونم شدنیـه یا نه

43:42.558 --> 43:44.643
‫بانو الن، یه لحظه

43:46.437 --> 43:48.814
‫یه بار دیگه واسه خودمون دعا می‌کنم

43:51.984 --> 43:53.361
‫بانو الن

43:56.072 --> 43:57.198
‫به نظر خوب میاید

43:58.824 --> 44:01.160
‫خوشحالم رنگ‌وروتون برگشته

44:02.661 --> 44:04.038
‫ممنونم

44:04.789 --> 44:06.415
‫خیلی بهترم

44:08.334 --> 44:09.794
‫می‌بینم که هدیه‌ام به دستتون رسیده

44:12.129 --> 44:14.882
‫اگه اشتباه نکنم از توافق جدیدمون
‫راضی هستید

44:16.467 --> 44:17.468
‫بله

44:18.427 --> 44:20.429
‫این بهترین اتفاق ممکن بود

44:23.099 --> 44:25.309
‫باید برگردم پیش خواهرهام توی لژ

44:26.060 --> 44:27.395
‫البته

44:33.734 --> 44:34.485
‫بریم؟

44:47.206 --> 44:49.583
‫خدا کنه عروسی خودت هم
‫همین‌قدر شلوغ‌پلوغ باشه

44:52.211 --> 44:54.672
‫خبری از برادرهامون نیست

44:54.839 --> 44:56.006
‫هنوز نه

44:57.925 --> 45:00.594
پدرم به‌قدری رئیس قبیله‌ی گرنت بوده که

45:00.719 --> 45:02.805
‫تابحال توی هیچ مراسم سوگندی
‫شرکت نکردم

45:03.222 --> 45:05.349
‫گواهیـه بر نفوذ و

45:05.516 --> 45:08.269
قدرت پدرتون

45:11.313 --> 45:12.857
‫هر کسی که امروز اربابت بشه،

45:13.023 --> 45:15.234
‫امیدوارم سر از تن ما جدا نکنه

45:23.784 --> 45:25.119
‫مکینی

45:28.289 --> 45:31.208
‫رخصت بدید شما رو به مالکوم گرنت،

45:31.750 --> 45:35.045
‫نامزدِ النِ ما، معرفی کنم

46:47.493 --> 46:49.203
‫بنده، پسر ارشد جیکوب سرخ‌مو،

46:49.787 --> 46:52.289
‫در پیشگاه شما می‌ایستم تا

46:52.581 --> 46:54.375
تحت عنوان ارباب قبیله‌ی مکنزی

46:55.376 --> 46:57.711
با شما پیمان ببندم

46:57.836 --> 46:59.213
‫آری!

47:01.006 --> 47:02.508
‫بدنم در هم شکسته

47:03.342 --> 47:05.970
‫اما روحم هرگز چنین نمی‌شود

47:06.387 --> 47:08.722
‫بنابراین، می‌دونم که یک رهبرم

47:09.265 --> 47:11.642
‫قدرتم نشأت‌گرفته از
‫چیزی‌ست که آموخته‌ام و

47:11.809 --> 47:13.894
همواره می‌آموزم

47:14.061 --> 47:16.689
‫قدرت من در قبیله‌ی مکنزیـه

47:16.814 --> 47:18.399
‫آری!

47:18.732 --> 47:20.067
‫هرگز دروغی از من نمی‌شنوید

47:21.026 --> 47:25.030
‫من شجاعم، منتها نمی‌تونم جنگجو باشم

47:26.323 --> 47:29.243
‫پاهام پاگیرم شدن

47:31.412 --> 47:34.123
‫هر چند می‌تونم از قبیله
‫در روزهای طوفانی

47:34.290 --> 47:35.916
‫محافظت کنم،

47:36.750 --> 47:38.752
‫ولی دست‌تنها رهبر خوبی نمیشم

47:40.087 --> 47:44.675
‫اگه روزی برسه که جنگجویان ما
‫چاره‌ای جز کشیدن شمشیر نداشته باشن،

47:48.345 --> 47:52.016
‫من فرماندهی جنگ رو به برادرم، دوگل،

47:52.182 --> 47:53.726
‫واگذار می‌کنم

48:06.280 --> 48:08.198
‫برادرم جز حقیقت چیز دیگه‌ای نگفت

48:10.409 --> 48:11.702
‫من هم همینطور

48:13.787 --> 48:16.248
‫جنگجوهای ما از
‫دل‌وجرأت من آگاهن،

48:17.666 --> 48:19.710
‫اما شاید به وفاداریم شک داشته باشن

48:24.506 --> 48:27.009
‫اجازه بدید اینگونه
‫وفاداریم رو ثابت کنم

48:33.891 --> 48:36.977
‫امروز در پیشگاه تمام مردان
مکنزی سوگند یاد می‌کنم که

48:41.565 --> 48:43.567
‫در میدان نبرد،

48:43.734 --> 48:45.277
‫پاها و بازوی شمشیرزنِ برادرم، کالوم باشم

48:46.945 --> 48:50.616
‫قسم می‌خورم که
‫شمشیر مقدسم رو

48:50.783 --> 48:54.745
‫برای دفاع از شرافت این قبیله
‫به هنگام جنگ و صلح به کار بگیرم

48:59.792 --> 49:01.251
‫با تو پیمان می‌بندم و

49:09.843 --> 49:11.804
‫وفاداریم رو به نام قبیله‌ی مکنزی

49:11.970 --> 49:13.931
‫به تو اعلام می‌دارم

49:23.732 --> 49:25.275
‫دستم رو بگیر، برادر

49:37.996 --> 49:41.750
‫من هم با تو پیمان می‌بندم،
‫به نام قبیله‌ی مکنزی

49:41.917 --> 49:44.044
‫وفادارِ راه تو باشم

49:47.214 --> 49:50.968
‫آری!

49:52.094 --> 49:54.304
‫با حضور من و برادرم در رأس این قبیله،

49:54.471 --> 49:58.350
‫تهدیدِ قبیله‌ی مکنزی از جانب هر کسی
‫حماقت محضـه

49:58.475 --> 50:00.978
‫آری!

50:02.062 --> 50:03.731
‫قبیله‌ی مکنزی فقط باید

50:03.897 --> 50:05.858
‫یک ارباب داشته باشه

50:07.860 --> 50:10.612
‫از اونجایی که من به تنهایی
‫قادر به انجام تمامی وظایف

50:10.738 --> 50:12.114
‫یک رهبر هستم،

50:12.948 --> 50:14.950
‫مشروعیت توافق این دو برادر رو

50:15.075 --> 50:17.661
‫زیر سؤال می‌برم

50:18.912 --> 50:23.167
‫فکر کنم بتونم این مسئله رو شفاف‌سازی کنم

50:24.418 --> 50:27.838
‫امکان‌پذیره که کالوم و دوگل مکنزی

50:28.005 --> 50:30.758
‫وظایف رئیس قبیله رو
‫با همدیگه تقسیم کنن

50:30.924 --> 50:32.551
‫تا بوده ما عناوین «ارباب زمان صلح» و
‫«رئیس زمان جنگ» رو

50:32.718 --> 50:36.472
‫توی قبایل دیگه دیدیم و می‌بینیم

50:37.139 --> 50:40.726
‫منتها در خصوص قبیله‌ی مکنزی،
‫مراسم سوگند امروز تعیین می‌کنه که

50:40.851 --> 50:43.312
‫ما هم توی همچین مسیری قدم می‌ذاریم یا نه

51:10.297 --> 51:13.383
‫به صلیب سرورمان عیسی مسیح و

51:13.550 --> 51:15.844
‫این آهن مقدسی که در دست دارم سوگند که

51:16.011 --> 51:18.722
‫با شما پیمان وفاداری می‌بندم و
‫به نام قبیله‌ی مکنزی

51:18.847 --> 51:21.183
‫در رکاب شما قدم برمی‌دارم

51:22.309 --> 51:23.936
‫اگه روزی در شورشی علیه شما

51:24.102 --> 51:25.354
‫دست داشتم،

51:26.313 --> 51:29.191
‫از آهن مقدس خواستارم که
‫قلبم را دو شقّه کند

52:07.646 --> 52:12.025
‫به صلیب سرورمان عیسی مسیح و

52:12.651 --> 52:14.528
‫این آهن مقدسی که در دست دارم سوگند

52:26.665 --> 52:30.168
‫تو مشاور مورداعتماد ما میشی، مکینی

52:42.514 --> 52:43.891
‫هنرنمایی تو بود، الن؟

52:46.184 --> 52:48.812
‫ند بود که مشروعیتش رو بررسی و
‫تأیید کرد

52:49.813 --> 52:51.773
‫قشنگ از پسش بر اومدی

52:53.108 --> 52:54.693
‫درست مثل بابا

53:15.714 --> 53:17.966
‫خاندان مکنزی به قولشون پایبندن

53:18.133 --> 53:20.677
‫کالوم فقط یه چیزی نپرونده

53:21.887 --> 53:23.055
‫خوبـه

53:23.221 --> 53:25.182
‫خب، آیزاک به این سازوکار
روی خوش نشون داده و

53:25.349 --> 53:26.308
‫پسرش هم برای وصلت با

53:26.433 --> 53:28.894
‫الن مکنزی مصممـه

53:29.686 --> 53:32.606
‫بله، خب، ناامید نمیشه

53:33.398 --> 53:35.734
‫وصلت پُرمنفعتی از آب در میاد

53:40.030 --> 53:41.406
‫تنهایی؟

53:41.949 --> 53:43.617
همدم نمی‌خوای؟

53:48.288 --> 53:50.374
‫اینجا زن خوب نصیبت نمیشه

53:51.166 --> 53:54.044
‫بنده نیومدم اینجا دنبال زن خوب، آقای باگ

53:55.587 --> 53:57.881
‫بیرون منتظر می‌مونم تا شما...

53:58.632 --> 54:00.550
‫به اموراتتون برسید

54:03.512 --> 54:07.265
‫آقای هنری گرنت، معرفی می‌کنم؛
‫اونا هِی

54:10.018 --> 54:12.688
‫بهترین بانوان ارتفاعات

54:12.813 --> 54:14.189
نزد بانو هِی

54:14.356 --> 54:16.274
‫خدمت می‌کنن

54:16.441 --> 54:17.776
‫صحیح

54:17.943 --> 54:19.987
‫هر زنی که توی اینورنس
‫تک‌وتنها مونده،

54:20.112 --> 54:21.613
گذرش به ایشون افتاده

54:21.780 --> 54:23.782
‫زنی که دنبالش هستید رو
‫توصیف کنید

54:23.907 --> 54:25.909
‫من...

54:27.494 --> 54:28.912
‫یه خانم انگلیسیـه

54:29.454 --> 54:33.625
‫ظریفـه با موهای قهوه‌ای روشن،

54:34.042 --> 54:37.337
‫سفیدپوست، چشم‌های آبی روشن و نافذ که

54:37.629 --> 54:39.214
‫دریایی از مهربونی و عطوفتـه

54:40.007 --> 54:42.592
‫بهت که نگاه می‌کنه،
‫تموم غم و غصه‌های دنیا

54:42.759 --> 54:44.344
‫یادت میره

54:47.014 --> 54:49.683
‫اسمش جولیاست

54:50.600 --> 54:53.770
‫خانمی با این مشخصات
زود به چشم میاد

54:54.980 --> 54:57.149
‫پیدا کردنش یه ذره زمان و

54:57.858 --> 54:59.609
‫یه ذره پول می‌طلبه

55:01.153 --> 55:04.072
‫خب، هر چقدر بخواید میدم

55:05.657 --> 55:07.617
‫هر وقت پیداش کردم، خبرتون می‌کنم

55:09.995 --> 55:11.038
‫بسیارخب

55:11.204 --> 55:13.415
‫خب، من برم که آقای باگ معطل نشه

55:16.251 --> 55:17.961
‫این مورد خاصیـه ها

55:18.128 --> 55:20.380
‫آره

55:20.547 --> 55:23.759
‫خب... همون همیشگی؟

55:24.760 --> 55:26.845
‫لطف می‌کنی

55:40.484 --> 55:42.194
‫«گویند بهترین قصه‌ها، ‫همواره از دلِ

55:42.360 --> 55:45.530
‫غافلگیرکننده‌ترین فراز و نشیب‌های
‫سرنوشت زاده می‌شوند؛

55:46.948 --> 55:50.952
‫مِن‌جمله این حکایت هولناکی که
‫گویا تقدیر برایم رقم زده

55:51.870 --> 55:55.165
‫بعید می‌دانم بتوانم امانتیِ کوچک‌مان را
‫بیش از این پنهان نگاه دارم

55:55.332 --> 55:57.793
‫نگاه تیزبین و شکاکِ کدبانو
‫هر لحظه سنگین‌تر می‌شود

56:00.837 --> 56:02.964
‫تا به امروز،
‫به طریقی او را دست به سر نموده‌ام،

56:03.131 --> 56:05.926
‫اما زین پس باید بسیار محتاطانه قدم بردارم

56:06.093 --> 56:08.678
‫هر روز با خود فرسایشی بی‌امان و

56:08.845 --> 56:11.348
‫رنجی بی‌پایان به همراه دارد

56:12.307 --> 56:15.560
‫اما این بیگاری نیست که
‫مرا در هم می‌شکند،

56:16.269 --> 56:17.479
‫چرا که بر این باورم با وجودِ

56:17.646 --> 56:20.065
‫این کالبد ظریف و شکننده،
‫اراده‌ای آهنین دارم

56:20.649 --> 56:24.611
‫آنچه همچون خوره بر جانم فِتاده،

56:25.153 --> 56:26.613
‫بارِ سنگین دلهره است؛

56:27.155 --> 56:29.241
‫عذابِ تحت‌نظر بودن،

56:29.407 --> 56:31.910
‫ترس از مجازات برای خطاهایم یا هر آنچه که

56:32.077 --> 56:33.120
‫ در نگاه زندانبانم،

56:33.870 --> 56:36.915
‫ذره‌ای نافرمانی تعبیر شود

56:38.708 --> 56:40.544
‫من محبوسم

56:41.545 --> 56:43.964
‫اما نه در زندانی از آن دست که می‌شناسی

56:44.131 --> 56:45.882
‫دیوارهایش از سنگ و میله نیستند،

56:46.049 --> 56:49.219
‫دیوارهایش این دشت بی‌کران‌ست و

56:49.386 --> 56:52.889
‫این آسمان دمدمی‌مزاج...

56:53.056 --> 56:54.266
‫دست بجنبون، دخترجون

56:54.432 --> 56:55.851
‫هنوز کلی کار توی مطبخ مونده

56:56.017 --> 56:57.561
‫...فراتر از آن، قوانینی‌ست که

56:57.727 --> 56:59.271
‫بر این زمانه حکمفرماست،

56:59.437 --> 57:01.606
‫زمانه‌ای که با زنی که جرأت کرده

57:04.025 --> 57:05.152
‫در آن تنها باشد،

57:05.318 --> 57:08.029
‫نامهربان و چه‌بسا خصمانه است

57:09.990 --> 57:13.118
‫چه ساده‌لوح بودم که
‫سودای فرار در سر داشتم، هنری‌جان

57:13.285 --> 57:16.830
‫بارها تلاش کردم... اما به کجا بگریزم؟

57:17.372 --> 57:19.332
‫به سوی سرنوشتی تلخ‌تر
‫در جایی دگر؟

57:21.877 --> 57:24.421
‫با تمام وجود می‌خواهم
به ‫عهدمان باور داشته باشم؛

57:24.588 --> 57:27.174
‫به همان قطره‌ی بارانی که
‫روزی به اقیانوس راه می‌یابد

57:28.383 --> 57:32.095
‫اما اکنون، خود در سیلی از اشک
‫غرق گشته‌ام

57:34.097 --> 57:37.058
‫با این همه، عزمم را جزم کرده‌ام که
‫ثمره‌ی عشق‌مان زنده بماند و

57:37.225 --> 57:40.228
‫روزی کلیر او را در آغوش کشد و

57:41.021 --> 57:45.233
‫سرانجام، همگی ما،
‫دوباره گرمابخش وجود یکدیگر شویم

57:46.276 --> 57:49.863
‫تصور عاقبت‌به‌خیری در این آشوب دشوار است

57:50.363 --> 57:52.824
‫اما پیش از این، بر موانعی بس بزرگ‌تر
‫فائق آمده‌ایم

57:57.204 --> 57:58.914
‫دست از نوشتن برای تو نمی‌کشم،

57:59.080 --> 58:01.249
بی‌وقفه قدم برمی‌دارم و چنگ می‌زنم به

58:01.416 --> 58:05.086
‫ریسمان امید تا که روز موعود فرا رسد

58:06.171 --> 58:08.715
‫نمی‌توانم یگانه نشانی که
‫از تو در این تبعیدگاه برایم مانده را

58:08.882 --> 58:10.926
‫رها کنم، عشق من

58:12.385 --> 58:15.472
‫پس، مرا برای کاری که

58:15.805 --> 58:17.557
‫ناگزیر به انجام آنم، ببخشای»

58:21.477 --> 58:31.477
« ترجمه از سحـر و نهـال »
.:: iredprincess & Sahar_frb ::.

58:32.738 --> 58:39.738
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

58:46.586 --> 58:49.339
‫بیا پیشم گرم شو، گلِ سرخ انگلیسی‌تبارم

58:49.364 --> 58:59.364
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

58:59.366 --> 59:09.366
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
