WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.579 --> 00:16.663
‫آنچه گذشت...

00:16.788 --> 00:18.028
‫حالا که پدرتون از دنیا رفته،

00:18.081 --> 00:19.600
خیلی‌ها مشتاقن

00:19.624 --> 00:21.501
‫فروپاشیِ خاندان مکنزی رو ببینن

00:21.626 --> 00:24.546
‫وقشتـه جشن بگیریم، موافقید؟

00:24.713 --> 00:26.673
‫خودت هم می‌دونی بیشتر از خیلی‌ها
‫پدر رو دوست داشت

00:26.798 --> 00:28.633
‫و حالا که پدر مُرده، دیگه
‫نفوذش رو از دست میده

00:28.800 --> 00:29.801
‫الن رو ندیدید؟

00:29.968 --> 00:32.345
‫بعضی‌ها دیدن که با مالکوم گرنت رفته

00:32.471 --> 00:34.181
‫دوگل، راهت رو گم کردی؟

00:34.306 --> 00:35.932
‫باید بدون تأخیر صلح کنیم

00:36.099 --> 00:37.934
‫کدوم قبرستونی بودی تو؟

00:38.101 --> 00:39.144
‫مهمـه مگه؟

00:39.311 --> 00:41.563
‫حاضر نیستم به تو یکی جواب پس بدم

00:41.688 --> 00:43.064
‫الن رو بده به مالکوم گرنت

00:43.231 --> 00:45.317
‫حالا چطور شد که
‫شما گذرتون به خاندان گرنت افتاد؟

00:45.484 --> 00:48.111
‫توی اینورنس با مالکوم آشنا شدم،
‫ازم خواست مشاور قبیله‌شون باشم

00:48.278 --> 00:49.988
‫پس این قصه سرِ دراز داره

00:50.155 --> 00:51.573
‫باید نامرئی باشی

00:51.740 --> 00:52.783
‫آه!

00:55.911 --> 00:58.163
‫عزیزدلم؟

00:58.187 --> 01:08.187
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:35.021 --> 02:39.021
‫[سال ۱۹۱۷ - جنگ جهانی اول]
‫[جبهه غربی، نبرد پسندال، بلژیک]

02:44.561 --> 02:46.938
‫برو! برو! حرکت کن، حرکت کن!

02:47.105 --> 02:49.482
‫زود باش!

03:08.835 --> 03:11.004
‫سرباز چارلتون کجاست؟

03:11.129 --> 03:13.590
‫آخرین نفری که سرباز چارلتون رو دیده کی بوده؟

03:15.425 --> 03:16.259
‫سروان!

03:16.426 --> 03:18.261
‫سروان، یکی از افرادم برنگشته

03:18.428 --> 03:20.013
‫باعث تأسفه، ستوان

03:20.180 --> 03:22.974
‫قربان، اون جوونه قربان و به شدت شجاع

03:23.141 --> 03:25.352
‫خواهش می‌کنم، می‌تونم برگردم.
‫می‌تونم...

03:25.518 --> 03:27.187
‫متأسفم

03:27.354 --> 03:28.354
‫قربان...

03:29.272 --> 03:30.565
‫به افراد قول دادم

03:30.732 --> 03:32.126
‫که این بار کسی رو جا نذارم

03:32.150 --> 03:33.777
‫- خواهش می‌کنم...
‫- قول دادی...

03:33.902 --> 03:35.422
‫در ارتش اعلیحضرت
‫از دستورات اطاعت کنی

03:35.487 --> 03:39.741
‫دستورت اینه که دست نگه داری.
‫مفهومه؟

03:39.866 --> 03:41.201
‫قربان...

03:41.326 --> 03:43.787
‫فکر می‌کنم از پسش بر میام، قربان، اگه فقط بذارید تلاش کنم

03:43.954 --> 03:47.415
‫گفتم دست نگه دار. شنیدی؟

03:52.796 --> 03:55.006
‫دو، سه

04:01.680 --> 04:03.556
‫دو، سه

04:06.184 --> 04:07.686
‫بیچامپ!

04:07.710 --> 04:17.710
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

04:37.716 --> 04:39.092
‫آروم

04:44.222 --> 04:45.849
‫آروم باش. آروم

04:46.016 --> 04:47.934
‫جا باز کنید. جا باز کنید

04:48.101 --> 04:50.520
‫باشه، ویلی جون. خیلی‌خب

04:50.687 --> 04:52.814
‫بذار یه نگاهی بندازیم

04:57.944 --> 04:59.487
‫فقط یه زخم مرخص‌کننده است، ویلی

04:59.612 --> 05:00.840
‫یعنی می‌شه به خاطرش برم خونه؟

05:00.864 --> 05:03.324
‫درسته سرباز. درسته

05:07.037 --> 05:08.413
‫این برای مادرمه

05:10.999 --> 05:14.753
‫می‌خواستم ازش عذرخواهی کنم برای پیوستن به ارتش

05:17.213 --> 05:19.716
‫می‌تونی کمکم کنی به دستش برسونمش؟

05:19.883 --> 05:20.883
‫اصلاً و ابداً

05:20.967 --> 05:22.927
‫خودت می‌تونی بهش بدیش، باشه؟

05:23.094 --> 05:25.472
‫- آفرین مرد خوب
‫- بیچامپ

05:27.724 --> 05:30.101
‫فقط استراحت کن، ویلی

05:34.814 --> 05:37.400
‫از یه دستور شفاف سرپیچی کردی، بیچامپ

05:37.567 --> 05:40.195
‫کاملاً حقش رو دارم که با تیر بزنمت

05:45.700 --> 05:46.910
‫ولی اگه می‌زدم،

05:47.077 --> 05:49.120
‫حس می‌کنم گردان از روم رد بشه

05:50.997 --> 05:53.208
‫مادرش حق داشت که برگشتش رو ببینه، قربان...

05:54.250 --> 05:55.585
‫زنده یا مُرده

05:56.044 --> 05:58.129
‫درسته

05:59.714 --> 06:02.467
‫در آینده، ستوان،
‫اگه آینده‌ای داشتی البته...

06:03.635 --> 06:05.136
‫سعی کن خودت رو مهار کنی

06:06.930 --> 06:08.515
‫قول میدم، قربان

06:09.474 --> 06:10.809
‫به کارت برگرد

06:21.986 --> 06:23.655
‫«خطاب به خواننده،

06:23.822 --> 06:26.116
‫از جهنمِ روی زمین براتون نامه می‌نویسم...

06:26.282 --> 06:27.951
‫جبهه‌ی غربی

06:28.701 --> 06:31.663
‫اینجا هزار راه مختلف برای عذاب کشیدن رو یاد گرفتم،

06:31.830 --> 06:34.332
‫راه‌های مختلف بی‌شماری برای مرگ

06:34.457 --> 06:37.252
‫اینقدر دوست از دست دادم که دیگه یادم نیست،

06:37.418 --> 06:39.546
‫ولی حتی خود مرگ دل‌رحم‌تر از

06:39.712 --> 06:42.257
‫برخی چیزهاییه که دیدم،

06:42.382 --> 06:45.301
‫چیزهایی که کاش می‌تونستم از ذهنم پاک کنم

06:45.468 --> 06:48.012
‫با تمام وجودم

06:49.097 --> 06:50.223
‫در تمام اطرافم،

06:50.390 --> 06:53.810
‫مردم شجاع به آخرین اثرات وقار چسبیدن،

06:53.977 --> 06:56.563
‫و افرادی که زمانی می‌خندیدن
‫و عشق می‌ورزیدن

06:56.688 --> 06:58.773
‫در کنار پسرانی مُردن

06:58.940 --> 07:01.317
‫که اصلاً فرصت نکردن
‫هیچکدوم از این کارها رو انجام بدن،

07:01.776 --> 07:05.113
‫و در یه چاله‌ی خونی از خاک کشور غریبه دفن شدن»

07:08.158 --> 07:09.367
‫سرجوخه

07:09.534 --> 07:12.453
‫«ممکنه درد جسمانی رو تحمل کرد،

07:12.620 --> 07:16.708
‫ولی متأسفانه ذهنی که مصدوم شده باشه،
‫خوب‌نشدنیه،

07:17.250 --> 07:20.712
‫خصوصاً ذهنی که دچار زخم‌های جاودان جنگ شده

07:21.087 --> 07:22.839
‫حس می‌کنم شاید سرنوشتم اینه

07:23.006 --> 07:24.174
‫که به صف انبوه مردانی بپیوندم

07:24.340 --> 07:27.594
‫که تشنه‌ی آرامشـن و منتظر مرگ،

07:27.719 --> 07:29.888
‫بدون اینکه از خودش بترسن،

07:30.054 --> 07:33.016
‫نه از زمان و مکانش،

07:33.474 --> 07:36.102
‫نه حتی چگونگیـش، بلکه چراییـش

07:37.312 --> 07:40.106
‫بنابراین، قبل از سررسیدن موعدش،

07:40.690 --> 07:44.235
‫نه فقط به عنوان یک سرباز
‫بلکه به عنوان یک شاهد

07:44.402 --> 07:46.404
‫به تراژدی‌ای که روزمره در این مکان برزخی رخ میده

07:46.571 --> 07:48.406
‫می‌نویسم

07:48.573 --> 07:50.700
‫تا بدونید داریم تلاش می‌کنیم،

07:50.825 --> 07:53.453
‫با نهایت توان‌مون سلامت عقل رو حفظ کردیم،

07:53.620 --> 07:56.080
‫به یک امید ناچیز چسبیدیم

07:56.247 --> 07:59.792
‫ولی ترس یه سمّ قویـه»

08:04.021 --> 08:06.021
‫[لندن، سال ۱۹۱۷ - وزارت جنگ]
‫[اداره سانسور پست و تلگراف]

08:19.395 --> 08:21.790
‫فقط تویی که از مطالعه دست می‌کشه

08:21.814 --> 08:23.233
‫که بیشتر مطالعه کنه

08:23.399 --> 08:26.861
‫امروز چیه؟ گیاه‌شناسی؟ فیزیک؟ شیمی؟

08:26.986 --> 08:28.279
‫بیوشیمی

08:29.239 --> 08:30.865
‫خب، وقتی استراحتت رو کردی،

08:31.032 --> 08:32.617
‫یه نگاهی به دستورات کاری جدید بنداز

08:36.162 --> 08:37.413
‫خدای من

08:37.580 --> 08:39.958
‫- چرخِ لامصب!
‫- خدای من، ببخشید

08:40.083 --> 08:41.918
‫دیگه نمی‌شه کلمه‌هاش رو خوند

08:43.336 --> 08:45.463
‫- بگیرش، جولیا
‫- خیلی ممنون

08:47.715 --> 08:49.384
‫فکر کنم یادم باشه

08:50.218 --> 08:52.262
‫اه...

08:54.389 --> 08:56.516
‫برودسایند،

08:56.683 --> 09:00.144
‫هنگ‌های ۴ و ۹ روی میز اِی،

09:00.270 --> 09:03.898
‫پول‌کاپله، هنگ‌های ۸ و ۱۱

09:04.065 --> 09:06.067
‫روی میز ای،

09:06.192 --> 09:07.902
‫و پسندال،

09:08.027 --> 09:11.114
‫هنگ‌های هنگ‌های ۶، ۱۲ و ۹۹ روی میزهای

09:11.239 --> 09:13.658
‫روی سی و جِی

09:14.158 --> 09:15.410
‫نمی‌دونم چطوری این کار رو می‌کنی،

09:15.576 --> 09:17.537
‫ولی قطعاً زندگی من رو آسونتر می‌کنه

09:18.288 --> 09:20.415
‫پس پسندال رو بر می‌دارم

09:22.083 --> 09:25.586
‫«زندگی تو این دوران به شدت نامعلوم،

09:25.610 --> 09:26.610
‫[اعتراضات برای حق رأی زنان]

09:25.712 --> 09:28.840
‫به اندازه کافی برات هیجان نداره؟»

09:29.007 --> 09:30.633
‫باید مراقب باشی، جولیا

09:30.800 --> 09:33.386
‫با این همه مسائل نافرمانی مدنی

09:33.553 --> 09:36.222
‫اعتصابات غذا رو یادمه

09:36.389 --> 09:39.017
‫و اونی زنی که به خاطر پریدن جلوی اسبِ شاه مُرد

09:39.183 --> 09:40.727
‫امیلی دیویسون؟

09:40.893 --> 09:42.133
‫خب، الان اوضاع فرق کرده

09:42.270 --> 09:44.350
‫داریم موج نظر عموم رو با کارمون در جنگ

09:44.439 --> 09:46.149
‫- به نفع خودمون تغییر میدیم
‫- تغییر میدین؟

09:46.691 --> 09:48.109
‫به کاری که می‌کنیم خیلی افتخار می‌کنم

09:48.276 --> 09:49.610
‫فقط امیدوارم که یه روزی

09:49.777 --> 09:51.657
‫مثل خیلی از زنان کاملاً تحصیل‌کرده‌ی دست‌اندرکار،

09:51.696 --> 09:53.197
‫توی دانشگاه پذیرفته بشم

09:53.364 --> 09:54.574
‫و در نهایت یه مدرک کسب کنم

09:54.741 --> 09:57.285
‫به هیچ عنوان قرار نیست به یک زن مدرک بدن

09:58.036 --> 10:00.038
‫اولین دانشجویان دختر رسمی در یک دانشگاه بریتانیایی

10:00.204 --> 10:04.167
‫«هفت‌نفرهٔ ادینبرو» بودن، در سال ۱۸۶۹

10:04.334 --> 10:06.270
‫بله، ممکنه اجازه فارغ‌التحصیلی پیدا نکرده باشن...

10:06.294 --> 10:07.337
‫می‌دونستم

10:07.503 --> 10:10.256
‫ولی از اون موقع تا حالا
‫زنان فوق‌العاده زیادی داشتیم

10:10.423 --> 10:13.217
‫ذهن لامصبت مثل تله خرسه

10:13.801 --> 10:15.261
‫اینجا یه خبر درباره یه سرباز هست

10:15.428 --> 10:18.306
‫که مجبور شدن دو دستش رو به خاطر قانقاریا قطع کنن

10:18.973 --> 10:21.517
‫نوشته هم‌رزم‌هاش لقبِ اختاپوس روش گذاشتن

10:21.684 --> 10:24.604
‫افتضاحه، نه؟

10:25.313 --> 10:27.857
‫اگه خنده نبود، تا ابد گریه می‌کردیم

10:27.982 --> 10:31.444
‫فکر می‌کردم بعد از گذرِ سه سال
‫نسبت بهش بی‌حس بشم

10:31.611 --> 10:33.297
‫فکر نکنم هیچوقت با این واقعیت کنار بیام

10:33.321 --> 10:35.156
‫که خیلی‌هاشون بچه هستن

10:36.574 --> 10:39.660
‫زود باش دیگه، منتظرن که کارمون رو تموم کنیم

10:42.246 --> 10:44.749
‫مادر، امیدوارم این نامه کوتاه رو در کمال سلامتی بخونی

10:44.916 --> 10:46.250
‫دختر عزیزترینم فیلیس...

10:48.044 --> 10:50.004
‫امیدوارم این نامه کوتاه رو در کمال سلامتی بخونی

10:50.171 --> 10:51.798
‫تمام عشقم رو می‌فرستم

10:54.759 --> 10:57.095
‫آب‌وهوا هم...

10:57.261 --> 10:58.846
‫خیلی خسته‌ام...

10:59.013 --> 11:00.640
‫احساس افتضاحی دارم...

11:02.475 --> 11:03.476
‫دیگه باید برم

11:03.643 --> 11:04.727
‫من رو توی دعاهات فراموش نکن

11:04.894 --> 11:06.104
‫لطفاً من رو به یاد داشته باش...

11:13.021 --> 11:16.021
‫[هنری بوچامپ - ستوان]
‫[هنگ ۹۹ - گردان پنجم]

11:22.829 --> 11:25.164
‫«گمونم می‌تونستم این نامه رو

11:25.289 --> 11:26.499
‫برای برادرم بنویسم،

11:26.624 --> 11:29.085
‫ولی فهمیدم هر مردی در پسندال

11:29.210 --> 11:30.670
‫برادر منه

11:30.837 --> 11:34.257
‫فقط اینجا، برادر برادر رو می‌کشه

11:34.424 --> 11:39.178
‫در دنیایی که پدرشون، خودِ خدا، مُرده

11:39.345 --> 11:41.806
‫پس به جاش، این یه نامه بازه

11:41.973 --> 11:46.894
‫برای اینکه رُک و بی‌پرده بپرسم
‫چه چیزی برای زندگی کردن مونده؟»

11:50.231 --> 11:53.276
‫- پسندال
‫- بله. بله، البته

12:26.601 --> 12:30.104
‫«اگه خدا نمُرده، پس ما رو فراموش کرده

12:30.229 --> 12:32.482
‫و کم‌کم دارم فراموش می‌کنم،

12:32.607 --> 12:34.567
‫نه اینکه برای چی می‌جنگیم

12:34.984 --> 12:37.111
‫بلکه برای چی می‌میریم

12:38.112 --> 12:41.699
‫دوست‌دارت، ستوان هنری بیچامپ»

12:43.868 --> 12:45.870
‫«ستوان بیچامپ عزیز،

12:46.412 --> 12:48.080
‫سوال سختی پرسیدی،

12:48.247 --> 12:50.416
‫که جواب آسونی براش نیست،

12:50.583 --> 12:53.085
‫ولی حس می‌کنم باید پاسخ بدم

12:53.503 --> 12:55.796
‫اسم من جولیا موریستون‌ـه،

12:55.922 --> 12:58.716
‫و مثل تو، اغلب برام سواله که چرا

12:59.258 --> 13:01.844
‫چرا باید این جنگ زشت رو پشت‌سر بذاریم؟

13:02.011 --> 13:03.179
‫نمی‌دونم

13:03.596 --> 13:06.140
‫ولی طبیعت‌گرای درونم

13:06.307 --> 13:08.142
‫در آغوش مادر طبیعت آرامش می‌گیره

13:08.309 --> 13:10.728
‫طبیعت همیشه راهی پیدا می‌کنه

13:11.354 --> 13:13.105
‫یاد قطره بارون می‌افتم...

13:13.272 --> 13:15.358
‫که هیچوقت خیلی کوچیک یا ناچیز نیست

13:15.525 --> 13:16.651
‫که نتونه تفاوتی ایجاد کنه،

13:16.817 --> 13:18.986
‫به‌شکلی زیبا ناپایدار، بخار می‌شه،
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫Ask ChatGPT

13:19.111 --> 13:20.655
‫به شکل بارش فرو می‌ریزه،

13:20.821 --> 13:23.783
‫به رودخونه‌ها می‌پیونده، تا جایی که بخشی از اقیانوس بشه

13:24.158 --> 13:27.078
‫یه کیمیاگری خاصی داره

13:27.578 --> 13:30.998
‫ما هم با عذاب‌مون شکل می‌گیریم و تغییر می‌کنیم

13:31.165 --> 13:33.376
‫تا وقتی مثل آب اونقدری قوی باشیم،

13:33.543 --> 13:36.003
‫که راه‌مون رو از وسط سنگ باز کنیم

13:37.004 --> 13:39.590
‫من زجر و سوگ رو شناختم

13:40.007 --> 13:41.092
‫وقتی والدینم فوت کردن،

13:41.259 --> 13:43.052
‫مصمم بودم به کاری که می‌دونستم

13:43.219 --> 13:44.929
‫سربلندشون می‌کنه ادامه بدم

13:45.429 --> 13:48.432
‫درس خوندنم رو متوقف کردم
‫که کمک کوچیک خودم رو

13:48.558 --> 13:49.976
‫به تلاش جنگی بکنم

13:50.643 --> 13:53.354
‫پس می‌دونم احساس تنهایی

13:53.521 --> 13:55.523
‫و پرسیدن علتش یعنی چی

13:56.524 --> 13:57.608
‫وقتی تمام چیزهای دیگه شکست خورد...

13:57.775 --> 13:58.609
‫بیچامپ

13:58.776 --> 13:59.776
‫یه نفس عمیق بکش

13:59.902 --> 14:02.613
‫و یادت باشه که انگلستان هنوز اینجاست

14:03.531 --> 14:05.533
‫تسلیم نشو، ستوان

14:05.700 --> 14:08.077
‫و اگه نیاز بود با کسی درد دل کنی،

14:08.619 --> 14:10.079
‫می‌تونی به من اعتماد کنی

14:10.246 --> 14:13.833
‫و شاید با کمی جسارت، منتظر پاسخت خواهم بود»

14:18.129 --> 14:21.007
‫گاز! گاز، گاز، گاز!

14:44.572 --> 14:45.740
‫«جولیای عزیز،

14:45.906 --> 14:49.243
‫اصلاً نمی‌دونم از کجا شروع کنم، ولی حق با توئه

14:49.410 --> 14:52.038
‫جادوی عمیقی در کلماتت بود،

14:52.455 --> 14:53.914
‫یه کیمیاگری عجیب

14:54.081 --> 14:56.292
‫که بارقه‌ای از امید در من ایجاد کرد»

14:56.459 --> 14:57.627
‫«هنری عزیز،

14:57.793 --> 15:00.296
‫یادت باشه که خودِ وجودِ ما

15:00.463 --> 15:01.964
‫معجزه‌آساست

15:02.131 --> 15:04.300
‫به عنوان انسان، ظرفیت عمیقی

15:04.425 --> 15:05.635
‫برای عشق و خوبی داریم»

15:05.760 --> 15:08.012
‫«جولیا، حرف‌هات توی نامه‌ها خیلی روم اثر گذاشته

15:08.179 --> 15:10.348
‫واقعاً امیدوارم آخرین نامه‌هام رو به ترتیب گرفته باشی

15:10.514 --> 15:12.154
‫نامه‌ی سه‌شنبه شاید بعد از نامه‌ی چهارشنبه برسه»

15:12.224 --> 15:14.393
‫«هنری، از برادرت لام شنیدی؟

15:14.894 --> 15:17.605
‫یه فرعون مصری جدید کشف کرده؟»

15:17.772 --> 15:19.649
‫«مشتاقم بشنوم مشغول چه کارهایی بودی،

15:19.815 --> 15:21.567
‫این هفته چی خوندی

15:21.692 --> 15:23.027
‫هنوز در فاز اسکاتلندیت هستی؟»

15:23.194 --> 15:26.864
‫«من عاشق اسکاتلندم... گیاهان و جانورانش،

15:27.031 --> 15:28.449
‫منظره‌اش، باستان‌شناسیش،

15:28.616 --> 15:31.952
‫کلاً یک فضای خیلی رمانتیک داره

15:32.828 --> 15:35.289
‫افسانه‌پژوهی به نام جی. اف. کمبل  از مردی می‌نویسه

15:35.456 --> 15:36.582
‫که در ارتفاعات اسکاتلند

15:36.707 --> 15:38.584
‫به حلقه رقص یک دسته پری می‌پیونده

15:38.751 --> 15:40.961
‫وقتی میاد بیرون، حس می‌کنه انگار

15:41.087 --> 15:42.922
‫فقط مدت کوتاهی نبوده،

15:43.089 --> 15:45.216
‫ولی در واقع سال‌ها گذشته

15:45.758 --> 15:47.760
‫حس نامه‌هات برای من اینجوریه

15:48.344 --> 15:52.139
‫می‌تونم تا ابد توی رقص کلمات‌مون وقت بگذرونم»

15:53.057 --> 15:55.101
‫«جان دانِ شاعر نوشته،

15:55.226 --> 15:59.313
‫نامه‌ها بیشتر از بوسه ارواح رو درآمیخته می‌کنن

15:59.897 --> 16:02.066
‫فکر می‌کنم تا الان فهمیدی که باهات

16:02.191 --> 16:05.486
‫احساس نزدیکی می‌کنم، انگار نیمه گمشده‌ی منی

16:05.945 --> 16:07.488
‫ولی فقط محض اطمینان،

16:07.655 --> 16:10.449
‫این نامه رو با یه بوسه مهر می‌کنم»

16:14.328 --> 16:16.122
‫«در عوض اشاره‌ی تو به جان دان

16:16.288 --> 16:18.207
‫از رابرت برنز برات می‌نویسم

16:18.374 --> 16:20.543
‫قلبم در ارتفاعاته

16:20.710 --> 16:22.336
‫قلبم اینجا نیست

16:22.503 --> 16:25.798
‫قلبم در ارتفاعات دنبال آهوئه

16:26.424 --> 16:30.845
‫اگه پیشِ تو در میدان نبرد نبود»

16:31.345 --> 16:32.596
‫«باید نگران باشم؟

16:32.763 --> 16:35.558
‫قراره با یه ارتفاعاتی خوشتیپ فرار کنی؟

16:35.933 --> 16:37.053
‫تا حالا نرفتم،

16:37.184 --> 16:39.603
‫ولی همیشه دوست داشتم برم اسکاتلند

16:39.770 --> 16:42.606
‫انگار قراره راهی سفر بشم،

16:43.065 --> 16:46.402
‫اگه قراره باهات تو این رقص پری‌ها بمونم

16:47.486 --> 16:48.612
‫بر حسب اتفاق،

16:48.779 --> 16:50.740
‫سعی دارم افسر فرماندهم رو قانع کنم

16:50.906 --> 16:52.867
‫که اجازه بده تو ماه آینده برم مرخصی

16:53.784 --> 16:55.745
‫وقت کافی ندارم که تا خودِ شمال بیام،

16:55.911 --> 16:57.621
‫ولی شاید لندن رو بتونم»

17:26.108 --> 17:27.485
‫«عالی می‌شه

17:28.194 --> 17:30.863
‫می‌دونستی بزرگترین ترسم از مرگ نیست

17:31.447 --> 17:34.116
‫بلکه اینکه ما هیچوقت فرصت آشنایی رو پیدا نکنیم؟»

17:34.742 --> 17:35.993
‫بیلویک

17:38.078 --> 17:39.246
‫بلام

17:42.041 --> 17:43.709
‫- بیچامپ
‫- بله

17:44.585 --> 17:46.921
‫هورا! لفتی یه نامه دیگه از بتی جونش گرفته

17:47.046 --> 17:48.046
‫حسابی تورش کرده

17:48.130 --> 17:50.299
‫تا حالا طرف رو از نزدیک...

17:53.135 --> 17:55.095
‫کمک! کمک!

18:03.312 --> 18:06.023
‫بیاریدم بیرون!

18:14.156 --> 18:17.868
‫«جولیا، تصمیم گرفتم تو رو امید خودم بدونم،

18:18.369 --> 18:20.120
‫چون تو امید منی

18:20.621 --> 18:22.540
‫امیدوارم مرخصیم قبول بشه»

18:27.021 --> 18:31.021
‫[پسندال، بلژیک - حملات زمینی]
‫[هنگ‌های ۹۹، ۴۵ و ۷۰ - تلفات کل: ۱,۳۹۸]

18:33.300 --> 18:35.302
‫«امید همیشه پابرجاست

18:38.764 --> 18:40.850
‫من تا حالا صدات رو نشنیدم، هنری،

18:41.016 --> 18:43.185
‫ولی سکوت کَرکننده است

18:43.209 --> 18:43.912
‫[کشته‌های جنگی]

18:43.936 --> 18:46.856
‫از آخرین نامه‌ات دو هفته و یک روز گذشته

18:47.565 --> 18:51.277
‫فعلاً ناامید نمی‌شم، چون امید تکه کلام ماست،

18:51.861 --> 18:54.113
‫ولی وحشت کردم، هنری»

19:06.125 --> 19:08.294
‫هنوز قصد داره مرخصی بگیره؟

19:08.460 --> 19:11.380
‫تا جایی که می‌دونم،
‫در صورتی که نیروی کمکی برسه

19:11.922 --> 19:13.883
‫و اگه هنوز...

19:15.134 --> 19:17.553
‫بهتره خودت رو آماده کنی، عزیزم

19:50.711 --> 19:52.630
‫امید همیشه پابرجاست

19:59.720 --> 20:01.096
‫هنری؟

20:03.724 --> 20:04.975
‫جولیا

20:22.451 --> 20:23.994
‫امید من

20:56.276 --> 20:57.653
‫نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم

21:00.906 --> 21:02.908
‫وایسا، وایسا، وایسا

21:03.075 --> 21:04.928
‫نگران نیستی که هنوز ازدواج نکردیم، درسته؟

21:04.952 --> 21:07.663
‫هنوز؟ از اون خواستگاری‌هایی

21:07.830 --> 21:10.290
‫که از نظر ادبی شاهکارن نبود

21:10.457 --> 21:12.501
‫ولی بله، قبول می‌کنم

21:14.378 --> 21:16.422
‫هوم

21:16.588 --> 21:17.923
‫لعنتی

21:21.051 --> 21:25.305
‫می‌دونی، فکر کردم باید آرزوهام رو کنار بذارم

21:25.472 --> 21:26.682
‫که به جنگ برم، ولی...

21:26.849 --> 21:29.101
‫اینم از تو

21:31.979 --> 21:34.064
‫خدای من

21:34.189 --> 21:37.359
‫تکون نخور. تکون نخور!

21:37.526 --> 21:41.405
‫محض رضای خدا

22:16.899 --> 22:18.668
‫چه قولی به همدیگه دادیم؟

22:18.692 --> 22:21.612
‫با جیب پُر یا خالی، در سلامتی یا بیماری

22:21.779 --> 22:24.281
‫از درون درهای پهن و باریک

22:24.448 --> 22:27.284
‫بله عزیزم، یه همچین چیزی بود

22:27.451 --> 22:29.661
‫باورم نمی‌شه انجامش دادیم

22:30.245 --> 22:32.915
‫خیلی خوشحالم که کشیش تونست بهمون وقت بده

22:33.082 --> 22:34.500
‫منم همینطور

22:35.501 --> 22:37.086
‫خب، به خونه خوش اومدی، خانم بیچامپ

22:38.003 --> 22:40.214
‫عاشقتم، هنری

22:50.516 --> 22:52.893
‫هنری، عزیزم، هنوز بیداری؟

22:56.772 --> 22:58.482
‫خوشم نمیاد از خودم تعریف کنم،

22:58.649 --> 23:01.401
‫ولی انگار ساعت‌ساز خیلی خوبی هستم

23:07.074 --> 23:08.074
‫هنری؟

23:19.461 --> 23:20.295
‫هنری

23:20.462 --> 23:22.005
‫نه! خدای من!

23:22.131 --> 23:25.759
‫همه‌جا گاز هست!
‫گاز! گاز!

23:25.884 --> 23:27.845
‫- چیزی نیست. برگرد پیش من
‫- خدای من! خدای من!

23:28.011 --> 23:29.972
‫- برگرد پیشم
‫- خدای من! خدای من! خدای من!

23:30.139 --> 23:32.057
‫توی یه آپارتمان در لندن هستی کنار من

23:32.224 --> 23:33.559
‫خدای من

23:33.725 --> 23:37.104
‫اینجایی

23:39.815 --> 23:43.360
‫ستوان بیچامپ عزیز، اسم من جولیا موریستونـه،

23:43.527 --> 23:47.781
‫و مثل تو، اغلب برام سوال می‌شه

23:53.829 --> 23:56.081
‫جولیا. جولیا

24:00.460 --> 24:02.004
‫امید من

24:16.560 --> 24:18.103
‫بله، عزیزم

24:19.313 --> 24:21.148
‫امیدت رو بغل کن

25:01.146 --> 25:02.356
‫حلقه‌ام

25:03.148 --> 25:04.483
‫وای نه

25:54.366 --> 25:55.492
‫هنری؟

25:57.160 --> 25:58.578
‫هنری!

25:59.830 --> 26:01.498
‫خنده‌دار نیست!

26:07.879 --> 26:09.131
‫هنری!

26:23.270 --> 26:24.688
‫هنری!

26:24.712 --> 26:34.712
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

27:04.021 --> 27:07.021
‫[مُهر شده با بوسه]

27:07.814 --> 27:09.191
‫ببخشید

27:09.900 --> 27:11.276
‫ببخشید

27:14.071 --> 27:15.572
‫ببخشید

27:16.365 --> 27:17.491
‫شما...

27:17.866 --> 27:20.744
‫احیاناً یه مرد رو تو این جاده ندیدین؟

27:21.078 --> 27:23.246
‫موهای فِر، چشم آبی؟

27:31.588 --> 27:33.465
‫من و شوهرم

27:33.632 --> 27:36.802
‫با ماشین تصادف کردیم و یه جوری از هم جدا شدیم

27:42.641 --> 27:45.352
‫متأسفانه زبان گیلی اسکاتلندی بلد نیستم

27:45.852 --> 27:47.604
‫انگلیسی بلدین؟

27:47.729 --> 27:49.272
‫انگلیسیه

27:50.440 --> 27:51.942
‫خواهش می‌کنم، می‌تونید کمکم کنید؟

27:52.526 --> 27:54.611
‫شاید بتونید...

27:54.778 --> 27:56.905
‫به پلیس اینورنس بگید

27:57.072 --> 27:58.573
‫کمک بفرستن؟

27:58.907 --> 27:59.907
‫اینبیرنیش؟

28:00.033 --> 28:02.786
‫اینورنس، بله، بله، بله.
‫بله، درسته

28:03.120 --> 28:04.955
‫خیلی قدردان می‌شم

28:08.917 --> 28:11.420
‫اینبیرنیش. اینورنس

28:15.507 --> 28:16.508
‫وای نه

28:16.675 --> 28:20.053
‫ببینید، من باید اینجا بمونم که دنبال شوهرم بگردم

28:20.595 --> 28:21.805
‫دارید چی کار...

28:21.972 --> 28:22.972
‫نه!

28:23.306 --> 28:24.850
‫ولم کنید!

28:25.308 --> 28:27.394
‫نه! نه!

28:27.519 --> 28:28.979
‫بذارید...

29:39.090 --> 29:40.175
‫جولیا!

30:00.021 --> 30:02.021
‫[مُهر شده با بوسه]

30:26.846 --> 30:28.265
‫حالت یکم بهتر نشده، عزیزم؟

30:28.390 --> 30:30.392
‫چی کار می‌کنی؟

30:30.850 --> 30:33.103
‫فقط قصد دارم کمک کنم، اگه بذاری

30:33.895 --> 30:35.063
‫من کجام؟

30:36.856 --> 30:38.191
‫قلعه‌ی لدرز

30:38.942 --> 30:40.735
‫من کدبانو پورتر هستم، خانه‌دارِ اینجا

30:43.196 --> 30:44.739
‫و افرادی که آوردنم اینجا؟

30:45.407 --> 30:46.950
‫خانواده‌ی کانرز دیگه رفتن، دختر جون

30:47.617 --> 30:48.617
‫نقش خودشون رو ایفا کردن

30:50.704 --> 30:52.080
‫متوجه نیستم

30:52.247 --> 30:54.207
‫تو رو در عوض تسویه بدهی‌شون آوردن اینجا

30:55.250 --> 30:56.668
‫رقم زیادی بدهکار بودن

31:07.971 --> 31:09.889
‫ولم...

31:10.056 --> 31:11.641
‫نه! به من دست نزن!

31:11.808 --> 31:14.144
‫خدای من، یه زن انگلیسی!

31:14.311 --> 31:16.104
‫تازه از اون پُرجُنب‌وجوش‌هاش

31:17.731 --> 31:20.609
‫نمی‌تونید مثل یه جور زندانی اینجا نگهم دارید

31:20.775 --> 31:23.486
‫امیدوارم طرز رفتارت با ارباب قبلیت اینجوری نبوده باشه

31:23.820 --> 31:24.904
‫ارباب؟

31:25.405 --> 31:26.448
‫کدبانو پورتر،

31:26.615 --> 31:30.619
‫یه کلفت به لباس مناسب‌تری نیاز داره

31:30.785 --> 31:31.911
‫بله ارباب

31:32.495 --> 31:34.247
‫من کلفتِ شما نیستم

31:34.414 --> 31:36.708
‫من جولیا بوچامپ از هاید پارکِ لندن هستم

31:36.875 --> 31:38.755
‫فکر کنم متوجه خواهی شد که الان

31:38.793 --> 31:41.296
‫جزء اموال سایمون بوفرت فریزر از لدرز هستی

31:42.464 --> 31:43.673
‫لرد لووات

31:58.980 --> 32:00.899
‫پدر

32:02.942 --> 32:05.278
‫بهتره در عوض از خانواده کانرز پول بگیریم

32:05.862 --> 32:07.530
‫واسه چی اونوقت؟

32:08.698 --> 32:12.077
‫خزانه خالیه.
‫خونه به مرمت نیاز داره

32:12.619 --> 32:15.372
‫درسته، ولی باید به فکر

32:15.497 --> 32:16.790
‫نیازهای خاص خودم هم باشم

32:24.089 --> 32:26.800
‫خواهش می‌کنم

32:44.234 --> 32:47.612
‫ببخشید. ببخشید آقایون!

32:49.948 --> 32:51.324
‫انگلیسی

32:52.701 --> 32:54.202
‫انگلیسی؟

32:55.328 --> 32:56.579
‫چی شد؟

33:12.804 --> 33:14.347
‫جولیا...

33:14.764 --> 33:16.683
‫چه بلایی سرمون اومده؟

33:39.581 --> 33:41.750
‫ببخشید آقا... دنبال یه خانم می‌گردم

33:41.916 --> 33:44.586
‫- موهای مشکی، چشم آبی
‫- یه خانم؟

33:44.753 --> 33:47.172
‫اینجا یکی از اون‌ها گیر نمیاری، آقا

33:47.338 --> 33:48.506
‫یه چندتایی...

33:48.673 --> 33:50.425
‫خوش جمال اینجا داریم، انگلیسی

33:50.592 --> 33:53.678
‫ولی همه‌شون خایه دارن

33:59.476 --> 34:00.477
‫ببخشید

34:00.643 --> 34:02.061
‫بله، چی میل داری؟

34:04.355 --> 34:07.484
‫بله. من یه لیوان آبجو می‌خورم لطفاً

34:07.650 --> 34:08.902
‫آبجو برات میارم

34:09.569 --> 34:11.571
‫خب آقا، من دنبال یه خانمی

34:11.738 --> 34:13.531
‫به نام جولیا بوچامپ می‌گردم. اگه...

34:16.409 --> 34:20.663
‫ببخشید، فکر نکنم هیچ...

34:23.792 --> 34:24.959
‫یکی طلب من

34:26.252 --> 34:27.629
‫می‌گفتم، آقای گرنت،

34:27.796 --> 34:30.340
‫شرایطی که گذاشتیم کاملاً سخاوتمندانه است

34:30.465 --> 34:33.384
‫سه مسکن روی زمین حاصلخیزی
‫که هم‌مرز با زمین گرنتـه

34:33.551 --> 34:35.345
‫در عوض بدهی

34:35.346 --> 34:36.613
‫[نوامبر سال ۱۷۱۴]

34:36.638 --> 34:39.599
‫یه پیشنهاد خیلی سخاوتمندانه از خانواده کمبل

34:41.643 --> 34:44.020
‫- اینطور فکر می‌کنی؟
‫- بله

34:45.396 --> 34:46.606
‫آقای گرنت، اطمینان میدم

34:46.731 --> 34:49.317
‫که املاک ذکرشده شرایط خوبی دارن

34:50.068 --> 34:52.278
‫می‌تونید چند خانواده رو تحت پوشش قرار بدین

34:53.613 --> 34:55.949
‫بله، فکر کنم بابات قبول کنه

34:56.741 --> 34:59.661
‫امیدوارم سند اون املاک رو آورده باشن

35:00.453 --> 35:02.080
‫الان چی گفت؟

35:10.171 --> 35:12.340
‫صبر کنید!

35:12.507 --> 35:14.217
‫اه!

35:14.384 --> 35:16.427
‫به چه جرأتی خودت رو در مسائل خاندان دخیل می‌کنی؟

35:16.594 --> 35:18.805
‫ببخشید! ببینید، خواهش می‌کنم،
‫منظور خاصی نداشتم

35:18.930 --> 35:20.640
‫پس بهتر بود دهنت رو می‌بستی

35:20.807 --> 35:22.684
‫صبر کنید!

35:23.935 --> 35:25.645
‫شاید بهتره اول گلوش رو ببُریم

35:26.187 --> 35:27.397
‫صبر کنید

35:35.029 --> 35:36.406
‫داشتی چی می‌گفتی؟

35:36.573 --> 35:38.741
‫شما لطف کردی و پول آبجوی من رو دادی

35:38.908 --> 35:41.703
‫فقط می‌خواستم چیزی رو بگم
‫که مطمئنم خودتون فهمیدین

35:42.620 --> 35:45.039
‫خواهش می‌کنم، نمی‌خوام دخالت کنم

35:45.206 --> 35:46.833
‫دیگه واسه اون خیلی دیر شده

35:48.668 --> 35:50.795
‫بگو منظورت از چیزی که گفتی چی بود

36:08.855 --> 36:10.481
‫به پدرم این حرف رو می‌زنی

36:21.326 --> 36:23.119
‫با شستن و مرمت پنجره‌ها

36:23.286 --> 36:24.579
‫و شیشه‌ها شروع می‌کنی

36:25.079 --> 36:26.599
‫لگن‌های توالت هم باید خالی بشن،

36:26.748 --> 36:28.750
‫البته به آشپز هم کمک خواهی کرد

36:29.584 --> 36:31.252
‫خواهش می‌کنم خانم

36:32.295 --> 36:33.504
‫کدبانو پورتر

36:33.671 --> 36:35.965
‫کدبانو پورتر، من به اینجا تعلق ندارم

36:36.591 --> 36:39.052
‫با شوهرم برای تعطیلات به ارتفاعات اومدیم

36:39.469 --> 36:40.678
‫روز مقدس؟

36:41.137 --> 36:42.388
‫چه روزی رو میگی؟

36:42.555 --> 36:44.658
‫توی ادینبرو کار داشت،
‫پس گفتیم سفرمون رو

36:44.682 --> 36:46.017
‫طولانی‌تر کنیم، ولی...

36:46.768 --> 36:48.978
‫نمی‌تونم توضیحش بدم. گمش کردم

36:51.731 --> 36:53.441
‫از فوتش چقدر می‌گذره؟

36:54.067 --> 36:55.735
‫نه، اون... فوت نشده

36:55.902 --> 36:56.986
‫زنده است

36:57.737 --> 36:59.197
‫و حتماً دنبالمه

36:59.989 --> 37:01.783
‫خب، هنوز که پیدات نکرده، درسته؟

37:02.617 --> 37:04.452
‫اگه از دوهفته بیشتر گذشته، پس...

37:05.620 --> 37:07.497
‫شک دارم دیگه بیاد دنبالت

37:11.918 --> 37:14.587
‫الان چه روزیه؟

37:15.046 --> 37:16.798
‫حتماً عقلت رو ازت گرفته

37:16.965 --> 37:18.216
‫شنبه است

37:18.841 --> 37:19.926
‫شنبه

37:21.594 --> 37:22.929
‫شنبه چه تاریخی؟

37:24.263 --> 37:25.824
‫بعدش می‌خوای بپرسی چه سالیه،

37:25.848 --> 37:28.351
‫یا پادشاه کیه

37:30.436 --> 37:31.980
‫شاه جرج پنجم

37:33.439 --> 37:35.108
‫شاه جرج اول...

37:36.484 --> 37:39.237
‫در سال ۱۷۱۴ پروردگارمون

37:40.738 --> 37:42.031
‫خدای من

37:45.284 --> 37:48.246
‫نه... امکان نداره

37:48.371 --> 37:49.414
‫من...

37:49.831 --> 37:51.666
‫شوهر دارم

37:52.208 --> 37:54.585
‫یه دختر دارم به نام کلیر

37:55.253 --> 37:57.839
‫باید برگردم پیش اون‌ها. حتماً

37:58.006 --> 37:59.632
‫متأسفم برات، دختر جون...

38:00.091 --> 38:03.052
‫ولی تو رو به ما فروختن و قراره اینجا بمونی

38:03.511 --> 38:04.595
‫ولی من تحمل

38:04.762 --> 38:07.015
‫گستاخی یا نافرمانی رو ندارم،

38:07.557 --> 38:08.891
‫ارباب هم همینطور

38:13.813 --> 38:16.024
‫و یه چیز نهایی...

38:17.025 --> 38:18.401
‫گاهی...

38:19.110 --> 38:21.279
‫ارباب‌مون می‌تونه خیلی ملتفت باشه

38:22.989 --> 38:24.949
‫سعی کن خیلی در حضورش نباشی

38:31.164 --> 38:33.332
‫حالا اون قیافه رو به خودت نگیر

38:33.499 --> 38:35.918
‫و بیا توی آشپزخونه پیشم

40:01.921 --> 40:04.006
‫ارباب‌مون آیزاک گرنت،

40:04.590 --> 40:07.093
‫آقای هنری بیچامپ رو معرفی می‌کنم

40:08.469 --> 40:10.805
‫پسرم میگه می‌خوای یه چیزی بهم بگی

40:11.848 --> 40:13.432
‫فقط یه مشاهده بود

40:14.475 --> 40:15.768
‫مشاهده؟

40:17.311 --> 40:18.104
‫چند ماهه سعی دارم بدهی خانواده کمبل

40:18.271 --> 40:20.439
‫به خودم رو صاف کنم،

40:20.606 --> 40:22.441
‫پس امیدوارم چیزی که داری برام بگی

40:22.608 --> 40:25.570
‫بیشتر از یه مشاهده باشه، انگلیسی

40:27.947 --> 40:31.492
‫بله خب، با تجربه‌ای که به عنوان مشاور حقوقی داشتم،

40:32.034 --> 40:34.245
‫نبود مدارک قانونی

40:34.412 --> 40:36.372
‫تو زمینه املاک هیچوقت نشونه خوبی نیست

40:39.333 --> 40:40.376
‫همین؟

40:42.128 --> 40:43.296
‫اه...

40:52.430 --> 40:53.430
‫خب...

40:54.265 --> 40:56.851
‫انگار نمی‌دونی اینجا در ارتفاعات

40:57.018 --> 40:58.477
‫ما چطوری امورات‌مون رو انجام میدیم

40:59.645 --> 41:02.148
‫قول آدم پیمانشـه

41:02.815 --> 41:04.025
‫و کاملاً درسته

41:04.817 --> 41:07.987
‫و دیگه مزاحم شما نمی‌شم

41:08.696 --> 41:11.199
‫اگه فقط لطف کنید و بذارید من برم، می‌تونم...

41:11.365 --> 41:13.075
‫چیزی که دم چاه بهم گفتی رو بهش بگو

41:16.746 --> 41:19.373
‫خب، با توجه به چیزی که شنیدم،

41:19.540 --> 41:20.958
‫می‌دونید...

41:21.125 --> 41:23.836
‫اگه قرار بود اموالی

41:24.003 --> 41:26.130
‫که طرف مقابل پیشنهاد کرده رو بپذیرید...

41:26.255 --> 41:27.423
‫خانواده کمبل

41:27.590 --> 41:29.717
‫خانواده کمبل پیشنهاد دادن رو قبول کنید،

41:29.884 --> 41:32.220
‫هیچ تضمینی از مالکیت زمینی

41:32.386 --> 41:34.096
‫که روش ساکنن وجود نداره

41:34.263 --> 41:35.423
‫ببینید، قرارداد کتبی

41:35.473 --> 41:36.825
‫باید ذکر کنه که شما مالک زمین هستی

41:36.849 --> 41:39.936
‫و کرایه می‌گیرید، نه خانواده کمبل

41:41.187 --> 41:42.230
‫گفتم که، بابا

41:43.397 --> 41:45.233
‫حواسش به جزئیات هست

41:45.358 --> 41:46.525
‫خب، با کمال احترام،

41:46.692 --> 41:48.420
‫نکات جزئی نظرم رو جلب نکردن،

41:48.444 --> 41:49.695
‫مشاورتون نظرم رو جلب کرد

41:50.863 --> 41:52.949
‫پادریگ درامین مشاور منه

41:54.075 --> 41:55.534
‫به جز پسرم که اینجاست،

41:55.701 --> 41:57.745
‫معتمدترین مشاورمه

41:58.162 --> 42:00.081
‫و تو تمام مسائل دست راستمـه

42:00.665 --> 42:03.709
‫درباره اون چه مشاهداتی داری؟

42:05.878 --> 42:07.088
‫اه...

42:12.301 --> 42:14.053
‫داشت شما رو بد جلوه می‌داد

42:16.305 --> 42:18.683
‫چطوره این معتمدترین مشاور رو

42:18.808 --> 42:20.893
‫نگردید که ببینید یه کیسه سکه باهاشه یا نه؟

42:21.936 --> 42:23.521
‫کیف معمولیش رو نگردید

42:27.483 --> 42:28.609
‫آقای باگ

43:04.937 --> 43:06.272
‫آدم عجیبی هستی...

43:08.524 --> 43:10.318
‫به عنوان یک انگلیسی

43:34.842 --> 43:36.802
‫مایلی مشاور جدیدم بشی؟

43:40.306 --> 43:43.225
‫- اون یکی چی می‌شه؟
‫- بیخیال اون

43:46.854 --> 43:48.230
‫خب متأسفانه،

43:48.356 --> 43:50.691
‫مسائل دیگه‌ای وقتم رو مشغول کردن

43:51.525 --> 43:54.070
‫ببینید، من راستش دنبال کسی می‌گردم

43:55.196 --> 43:57.316
‫کار ما باعث می‌شه به سرتاسر زمین‌های گرنت

43:57.406 --> 43:58.406
‫و فراتر از اون بری

43:59.408 --> 44:02.995
‫شاید موقعیتی باشه که بتونی با یه تیر دو نشون بزنی

44:05.664 --> 44:08.250
‫متأسفانه، با اینکه دوست دارم بپذیرم...

44:08.417 --> 44:10.294
‫قاعدتاً مجبور نیستی

44:11.170 --> 44:12.880
‫آزادی که تنهایی ادامه بدی

44:14.215 --> 44:15.591
‫و موفق باشی

44:16.592 --> 44:17.593
‫ولی...

44:18.594 --> 44:19.845
‫یک انگلیسی...

44:20.888 --> 44:24.058
‫تنها در ارتفاعات...

44:24.642 --> 44:26.143
‫بدون محافظت...

44:26.977 --> 44:29.772
‫تمام این امکانات در اختیارته،

44:31.232 --> 44:34.068
‫قدرت اسم گرنت هم پشت سرت

44:39.323 --> 44:40.324
‫که اینطور

44:43.202 --> 44:44.787
‫خب، پس بسیارخب

44:45.913 --> 44:47.373
‫مایلم بپذیرم

44:48.082 --> 44:49.542
‫بریم یه مشروب بخرویم

46:56.794 --> 46:58.504
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

46:59.755 --> 47:01.924
‫ببخشید قربان. داشتم گردگیری می‌کردم

47:02.091 --> 47:03.151
‫شما رو با کارتون تنها می‌ذارم

47:03.175 --> 47:05.386
‫هیچ کاری نیست که نشه به بعد موکولش کرد

47:06.178 --> 47:08.806
‫وقتی یه رُز انگلیسی خوشگل جلومه

47:11.225 --> 47:12.309
‫خیلی لطف دارید، قربان

47:12.476 --> 47:14.895
‫چقدر هوشیار هستی

47:15.771 --> 47:16.939
‫مهربون

47:17.523 --> 47:19.191
‫بعضی‌ها شاید بگن خوشتیپ

47:19.358 --> 47:22.027
‫یه جنتلمن بی‌نقص

47:24.780 --> 47:26.282
‫خب، کارم اینجا تموم شده

47:26.448 --> 47:28.468
‫باید تعمیراتی برای کدبانو پورتر انجام بدم، پس...

47:31.370 --> 47:32.663
‫من اربابم...

47:34.290 --> 47:36.083
‫و تو هر کاری که من بگم می‌کنی

47:38.961 --> 47:42.131
‫من اینجام، کدبانو پورتر

47:43.882 --> 47:44.882
‫اوه

47:44.925 --> 47:46.485
‫قسم می‌خورم شنیدم که صدام کرد

47:48.637 --> 47:49.637
‫بسیارخب

47:50.598 --> 47:51.974
‫این دفعه نشد

48:29.136 --> 48:31.263
‫برای یه سفر طولانی آذوقه کافی برداشتی

48:31.805 --> 48:32.805
‫خواهش می‌کنم قربان

48:32.931 --> 48:34.683
‫برایان. فریزر

48:35.267 --> 48:38.646
‫آقای فریزر، فکر می‌کنم پدرتون اربابه

48:38.771 --> 48:40.272
‫من به اینجا تعلق ندارم

48:40.439 --> 48:44.151
‫سعی دارم شوهرم رو پیدا کنم.
‫لطفاً بذار برم، التماست می‌کنم

48:46.487 --> 48:47.696
‫ممکنه اینطور باشه،

48:48.614 --> 48:50.074
‫ولی امشب پیداش نمی‌کنی

48:50.949 --> 48:52.201
‫توفان تو راهه

48:52.910 --> 48:54.328
‫توفانِ ارتفاعات نامساعده

48:54.453 --> 48:56.664
‫اگه بیرون گیر بیفتی، خیلی زود پشیمون می‌شی

48:57.373 --> 48:58.874
‫یا به سرنوشتی خیلی بدتر دچار می‌شی

48:59.041 --> 49:00.793
‫من توفان‌های زیادی رو گذروندم

49:00.959 --> 49:03.420
‫از نگرانیت ممنونم، ولی شانسم رو امتحان می‌کنم

49:03.545 --> 49:04.838
‫بابام نمی‌ذاره

49:05.547 --> 49:07.591
‫آدمش بالاک رو می‌فرسته دنبالت

49:08.550 --> 49:10.010
‫مسئله غروره

49:13.931 --> 49:15.182
‫خواهش می‌کنم

49:19.353 --> 49:20.938
‫بالاک! نه!

49:22.356 --> 49:23.857
‫نه! خواهش می‌کنم!

49:23.982 --> 49:25.734
‫به من دست نزن!

49:25.901 --> 49:27.236
‫نه!

49:27.361 --> 49:29.321
‫ولم کن!

49:29.488 --> 49:31.490
‫نه! نه!

49:32.032 --> 49:34.785
‫ولم کن! نه!

49:37.871 --> 49:39.540
‫چه دفاعی داری از خودت بکنی؟

49:39.707 --> 49:41.875
‫گفتم که، من به اینجا تعلق ندارم

49:42.000 --> 49:44.169
‫من زندانی یا خدمتکار کسی نیستم

49:44.294 --> 49:46.964
‫داشتم کاری رو می‌کردم که هر کسی
‫اگه جای من بود می‌کرد

49:49.717 --> 49:51.301
‫بیست شلاق باید درس عبرت کافی باشه

49:51.468 --> 49:53.178
‫که جسارتت رو بخوابونه

49:54.012 --> 49:56.682
‫پدر، کار اون نبود. من بودم

49:57.933 --> 49:59.435
‫از بالاک بپرس

49:59.893 --> 50:01.895
‫توی فرارش بهش کمک کردم

50:03.021 --> 50:04.857
‫التماس‌هاش به تو رو شنیدم و...

50:06.066 --> 50:07.735
‫قانعش کردم که بره

50:11.113 --> 50:12.698
‫کدبانو پورتر،

50:13.198 --> 50:14.825
‫کلفت جدیدمون رو به اتاقش ببر

50:14.992 --> 50:17.327
‫و مطمئن شو واسه امشب جاش امنه

50:23.584 --> 50:25.544
‫پس اون رو بیست بار شلاق بزن

50:26.462 --> 50:27.588
‫- نه
‫- نه

50:29.173 --> 50:32.259
‫مجبورم نکن حرفم رو تکرار کنم
‫وگرنه دوتاتون بهش ملحق می‌شید

50:44.521 --> 50:47.775
‫نگران نباش، مامان.
‫فقط چندتا شلاقه

50:57.242 --> 50:58.702
‫می‌خوای بشماری؟

51:00.913 --> 51:02.080
‫یا خودم بشمارم؟

51:21.058 --> 51:22.684
‫اتاق مشاور

51:23.435 --> 51:25.229
‫فکر کنم ازش خوشت بیاد

51:25.604 --> 51:27.272
‫اگه خوشت نیومد،
‫می‌تونی کنار حیوون‌های دیگه

51:27.439 --> 51:29.024
‫توی طویله بخوابی

51:31.610 --> 51:33.195
‫خیلی از من خوشت نمیاد، نه؟

51:34.238 --> 51:37.157
‫اونقدری نمی‌شناسمت که نظری درباره‌ات داشته باشم

51:40.577 --> 51:41.745
‫آها...

51:42.830 --> 51:44.331
‫مشاورِ قبلی

51:45.290 --> 51:48.335
‫از اون خیلی خوشم نمی‌اومد

52:26.748 --> 52:29.209
‫باید به خاطر رفتار

52:29.376 --> 52:31.169
‫مکنزیِ جوان عذرخواهی کنم

52:31.920 --> 52:33.964
‫از زمان مرگ پدرش در ماه گذشته،

52:34.131 --> 52:35.716
‫تو حال خودش نبوده

52:36.341 --> 52:38.844
‫نه، به نظرم مشت‌هاش

52:39.011 --> 52:40.846
‫خیلی واضح با صورت گرنت جوان صحبت کردن

52:41.889 --> 52:43.223
‫هوم؟

52:46.184 --> 52:48.562
‫ارباب خوشحال نیست

52:49.897 --> 52:52.983
‫از طرف خانواده مکنزی چه کاری ازم بر میاد

52:53.150 --> 52:56.528
‫که اوضاع با خانواده گرنت درست بشه؟

52:56.695 --> 52:59.406
‫فکر نکنم کاری ازت بر بیاد

53:02.284 --> 53:04.828
‫شاید پیشنهاد...

53:06.872 --> 53:08.248
‫نامزدی

53:08.832 --> 53:13.170
‫بین الن مکنزی ما
‫و مالکوم گرنت رو در نظر بگیری،

53:13.337 --> 53:15.005
‫می‌تونن در زمان برداشت ازدواج کنن

53:15.172 --> 53:16.798
‫نشانه‌ای از صلح و اتحاد

53:16.965 --> 53:19.760
‫که به نفع هر دو خاندانه

53:22.512 --> 53:23.931
‫ارباب...

53:25.140 --> 53:27.476
‫می‌خواد سر دوگل مکنزی رو قطع کنه،

53:27.643 --> 53:29.144
‫نه با خواهرش وصلت کنه

53:32.606 --> 53:35.150
‫تو هنوز اینجا غریبه هستی

53:35.609 --> 53:38.028
‫مدت زیادی نیست که با خانواده گرنت بودی

53:39.196 --> 53:41.990
‫اینجا در گردهمایی، متوجه شدم

53:42.157 --> 53:43.951
‫دنبال یه زن می‌گردی

53:46.078 --> 53:49.706
‫خیلی‌ها بودن، ولی از هیچکدوم خوشت نیومد؟

53:52.167 --> 53:53.210
‫نه

53:54.211 --> 53:55.420
‫من...

53:57.756 --> 53:59.216
‫سلیقه خاصی دارم

54:00.092 --> 54:01.969
‫شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم

54:03.804 --> 54:06.848
‫تو پیشنهاد نامزدی رو به خانواده گرنت بده،

54:07.015 --> 54:08.850
‫من هم...

54:09.434 --> 54:10.477
‫در ارضای سلیقه خاص تو

54:10.644 --> 54:13.480
‫کمک می‌کنم

54:20.946 --> 54:23.031
‫پیشنهادت رو تقدیم ارباب می‌کنم

54:56.690 --> 54:58.233
‫«هنری عزیزم،

54:58.400 --> 55:01.945
‫آخرین خاطره‌ام از تو
‫در حلقه‌ی سنگ‌ها بود

55:02.863 --> 55:05.824
‫صدای کَرکننده‌ای داشت،
‫مثل یک گروه عصبانی از زنبورها،

55:06.450 --> 55:08.076
‫بعدش دیگه نبودی

55:09.036 --> 55:10.454
‫یا شاید من نبودم

55:13.957 --> 55:15.584
‫شاید من مُردم

55:17.461 --> 55:19.755
‫شاید عقلم رو از دست دادم

55:21.715 --> 55:24.134
‫از آینه سقوط کردم؟»

55:25.886 --> 55:27.804
‫«جولیای عزیزم،

55:28.472 --> 55:31.224
‫هر جا میرم، دنبال چهره تو می‌گردم،

55:31.391 --> 55:33.435
‫ولی از من فراریه

55:34.186 --> 55:36.521
‫هر روز، مجبورم یه نقش رو بازی کنم،

55:37.189 --> 55:40.901
‫نقاب شجاعت به چهره بزنم
‫که برام غریبه است

55:41.068 --> 55:44.863
‫خاطره‌ی تو و کلیر تنها مایه تسلی منه...

55:45.030 --> 55:48.784
‫تک رشته‌ای که من رو به امید وصل نگه داشته

55:51.453 --> 55:54.414
‫بدون تو، سرگردانم،

55:55.165 --> 55:58.335
‫مردی که در دریای عدم قطعیت گم شده

55:58.502 --> 55:59.878
‫و منتظره»

56:00.921 --> 56:02.964
‫«من مثل همیشه‌ام...

56:04.299 --> 56:05.842
‫دیوانه‌وار عاشق تو،

56:06.635 --> 56:09.805
‫کلیر قشنگ‌مون و بچه‌ی به دنیا نیومده‌مون

56:17.145 --> 56:19.815
‫ولی شرایطم عوض شده

56:27.405 --> 56:29.741
‫تو مسیرمون

56:29.866 --> 56:31.243
‫موانع غیرقابل درکی هست

56:35.288 --> 56:38.041
‫نمی‌دونم این نامه چطور ممکنه به دستت برسه

56:39.126 --> 56:42.462
‫شاید فقط یه مدرک از افکارم باشه»

56:45.757 --> 56:49.886
‫«با تک‌تک وجودم بهت عهد می‌بندم

56:50.053 --> 56:52.931
‫که راهم رو بهت پیدا می‌کنم

56:53.682 --> 56:57.644
‫مهم نیست فاصله یا زمان بین ما چقدر باشه،

56:57.811 --> 57:01.773
‫آروم نمی‌گیرم تا وقتی بهم برسیم»

57:06.486 --> 57:09.781
‫«الان حتماً با دختر عزیزمون خونه هستی

57:09.948 --> 57:11.783
‫باید باور کنم که اینطوره

57:11.950 --> 57:14.202
‫در غیر اینصورت چطور می‌تونم تحملش کنم؟

57:14.744 --> 57:16.329
‫از طرف من ببوسش

57:16.496 --> 57:18.165
‫بهش بگو عاشقشم

57:18.582 --> 57:21.418
‫قول میدم راهی به دوتاتون پیدا کنم

57:21.585 --> 57:23.837
‫همونطور که اولین نامه‌ات پیدام کرد،

57:24.546 --> 57:26.715
‫راهم رو بهت پیدا می‌کنم»

57:27.465 --> 57:30.594
‫«تو لنگر منی، عشقم،

57:31.469 --> 57:34.389
‫و علتم برای تحمل این دیوانگی

57:36.183 --> 57:38.435
‫مُهر شده با بوسه،

57:38.810 --> 57:40.103
‫هنری»

57:40.127 --> 57:47.127
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

57:55.021 --> 57:57.021
‫[مُهر شده با بوسه]

57:57.045 --> 58:02.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

58:02.069 --> 58:12.069
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
