WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:06.045 --> 00:10.045
‫تـرجـمـه از:‬
‫« پـارسـا سـرپـرسـت »‬

00:10.494 --> 00:12.791
<i>‫♪ عزیزم، حسابی سر شوق اومدم ♪‬</i>

00:13.367 --> 00:16.804
‫واقعاً فکر می‌کردم مجبورم برم عروسی برایان‬

00:16.829 --> 00:19.114
‫و هنوزم یه‌جورایی دلم می‌خواد ببینمش‬

00:19.139 --> 00:21.902
‫می‌دونی نوآ چند وقت اون دعوت‌نامه رو‬
‫روی میز گذاشته بود‬

00:21.959 --> 00:24.736
‫فقط به این امید که ببینیش و درباره‌ش بپرسی؟‬

00:24.761 --> 00:27.314
‫- عزیزم، باز ابروهام یه‌جوری شدن‬
‫- باشه، میام ببینم‬

00:27.339 --> 00:29.038
‫دو هفته. خودش بهم گفت‬

00:29.063 --> 00:31.899
‫اصلاً برایانی در کار نیست‬

00:32.303 --> 00:35.723
‫بارها وقتی داشتیم درباره‌ش حرف می‌زدیم،‬
‫نزدیک بود مچ‌مون رو بگیری‬

00:35.806 --> 00:38.642
‫- جدی؟‬
‫- خیلی تابلو بودم، خیلی‬

00:38.726 --> 00:41.812
‫بینا هم گفت وقتی داشت موهات رو درست می‌کرد،‬
‫نزدیک بود قضیه رو لو بده‬

00:41.896 --> 00:43.439
‫- نه بابا، جدی؟‬
‫- آره‬

00:43.464 --> 00:45.815
‫بعدش هم اون افتضاح توی سالن ناخن‌کاری‬

00:45.858 --> 00:48.937
‫فقط سه تا ناخنش رو لاک زده بودن که زد بیرون.‬
‫ نمی‌دونم دیگه‬

00:48.962 --> 00:50.839
‫- گذاشتی بره؟‬
‫- سعی کردم جلوش رو بگیرم...‬

00:50.863 --> 00:53.574
‫مطمئنی می‌خوای باهاش ازدواج کنی، نوآ؟‬
‫تحملش یه‌کم سخته‌ها‬

00:53.657 --> 00:56.077
‫منم با دادن صندلیم به یکی دیگه‬
‫نزدیک بود همه‌چی رو خراب کنم‬

00:56.101 --> 00:58.012
‫نزدیک بود نوآ رو ممنوع‌الپرواز کنن‬

00:58.037 --> 01:01.207
‫می‌خوام خواستگاری کنم.‬
‫این خانم همراهم نباشه که نمی‌شه‬

01:01.232 --> 01:03.451
‫- جناب، این به من مربوط نیست‬
‫- حالا تو هم دیگه شریک جرمی‬

01:03.476 --> 01:05.854
‫نه، اصلاً... من شریک جرم شما نیستم‬

01:05.878 --> 01:08.339
‫تبریک می‌گم و خیلی برات خوشحالم‬

01:08.422 --> 01:10.232
‫- هوم‬
‫- دوستت دارم و بهت افتخار می‌کنم‬

01:10.257 --> 01:11.501
‫اینم فقط به این خاطر نمی‌گم که‬

01:11.526 --> 01:14.988
‫الان از نظر کاری یه‌کم از تو موفق‌ترم‬

01:15.012 --> 01:17.139
‫- معلومه که نه‬
‫- البته واقعیت داره‬

01:17.164 --> 01:18.936
‫دلیلش اینه که سال‌ها‬

01:18.961 --> 01:21.986
‫نمی‌تونستم تصور کنم یه روزی نامزد کنی‬

01:22.011 --> 01:24.039
‫راستش رو بخوای، چند دهه‬

01:24.063 --> 01:25.397
‫دیگه چند دهه نه‬

01:25.421 --> 01:26.457
‫شاید یه دهه‬

01:26.482 --> 01:27.666
‫نه، دو دهه‬

01:27.691 --> 01:29.443
‫راستی، بابت این‌که‬

01:29.467 --> 01:32.773
‫راز به این بزرگی رو این‌همه مدت لو ندادم،‬
‫قابلی نداشت‬

01:32.798 --> 01:35.634
‫کاش قیافه‌ت رو وقتی فهمیدی می‌دیدی.‬
‫محشر بود‬

01:35.658 --> 01:38.452
‫- بهترین روز زندگی‌م بود‬
‫- هوم‬

01:38.476 --> 01:43.481
‫اینم ماجرای نامزدشدنم با نامزدم بود‬
‫« هیچ‌کس این را نمی‌خواهد »‬

01:43.506 --> 01:46.502
‫آره، معمولاً آدم‌ها‬
‫با نامزدشون نامزد می‌شن، می‌دونی؟‬

01:46.585 --> 01:49.171
‫خب، شما دوتا، واسه هرکدوم‌تون یه تکلیف دارم‬

01:49.195 --> 01:51.697
‫نه، نه، برای ما از این کلمه استفاده نکن‬

01:51.722 --> 01:53.369
‫ما از کسی تکلیف نمی‌گیریم‬

01:53.393 --> 01:56.863
‫با این حرفت دیگه مطمئن باش انجامش نمی‌دیم‬

01:56.887 --> 01:59.557
‫- خب، مورگان، مورگان، سلام، ببخشید‬
‫- سلام، چیه؟‬

01:59.581 --> 02:03.345
‫متن طرح کتابت چی شد؟ لازمش دارم!‬

02:03.370 --> 02:07.082
‫خب، فقط یه روز حسابی افتاده بودم روی دور نوشتن‬

02:07.107 --> 02:09.821
‫بعدش... خب، دیگه از دور افتادم‬

02:09.847 --> 02:11.232
‫این که اسمش روی دور افتادن نیست‬

02:11.257 --> 02:14.321
‫چرا، بود. بعد دیگه نبود.‬
‫ولی باشه، تو همه‌چی رو می‌دونی‬

02:14.405 --> 02:17.366
‫لطفاً دوباره بیفت روی دور نوشتن.‬
‫بهت ایمان دارم‬

02:17.391 --> 02:20.369
‫جوئن، هفته‌ی دیگه یه متخصص روابط عاطفی‬
‫مهمون برنامه‌ست،‬

02:20.394 --> 02:23.914
‫پس خاطرات قرارهای ناموفقت رو آماده کن‬

02:23.998 --> 02:26.458
‫فقط خرابکاری‌های خنده‌دار، نه چیزهای خیلی غم‌انگیز‬

02:26.542 --> 02:28.627
‫این حالت دستور دادنت خیلی رو اعصابه‬

02:28.651 --> 02:30.729
‫- موافقم، خیلی تو ذوق می‌زنه‬
‫- می‌دونم عاشقشید‬

02:30.754 --> 02:33.629
‫- نه، خیلی بده‬
‫- می‌خوام حس کسی رو بدم که تو تخت رئیسه‬

02:33.654 --> 02:36.093
‫- روی منم جواب نمی‌ده‬
‫- بیناست‬

02:36.117 --> 02:37.611
‫چی؟ آخ!‬

02:37.636 --> 02:39.346
‫- جواب بده، باید جواب بدی‬
‫- باشه، ساکت باش‬

02:39.371 --> 02:40.722
‫سلام، بینا‬

02:40.747 --> 02:43.243
‫جوئن، می‌خواستم تو و نوآ رو‬

02:43.267 --> 02:45.728
‫فرداشب برای شام دعوت کنم‬

02:45.753 --> 02:48.105
‫توی هر رستورانی که خودت دوست داری‬

02:48.189 --> 02:53.319
‫می‌خواید چهارشنبه بریم رستوران و گپ بزنیم؟‬

02:53.402 --> 02:55.321
‫آره، بدجوری‬

02:55.377 --> 02:57.590
‫می‌خوام بدونم روزت چطور گذشته،‬
‫زندگی‌ت چطور می‌گذره‬

02:57.615 --> 03:02.494
‫راستش، این روزها سعی می‌کنیم‬
‫توی خونه بمونیم و آشپزی کنیم،‬

03:02.578 --> 03:05.664
‫چون کلی مواد غذایی توی یخچال دارم که‬
‫باید مصرف‌شون کنم‬

03:05.748 --> 03:09.418
‫من که همیشه عاشق غذای خونگی‌ام.‬
‫پس میایم خونه‌ی شما‬

03:13.839 --> 03:14.882
‫هوم‬

03:15.382 --> 03:20.095
‫پس بالاخره فهمیدم وقتی مامانت قبولم کنه،‬
‫چه حسی داره‬

03:21.597 --> 03:23.599
‫شاید دیگه همه با هم بریم چادر بزنیم‬

03:23.682 --> 03:26.185
‫- یهودی‌ها اهل چادرزدن نیستن‬
‫- خدا رو شکر‬

03:26.769 --> 03:28.378
‫عاشق دوران نامزدی‌ام‬

03:28.771 --> 03:31.080
‫به‌خصوص همین اولش،‬

03:31.105 --> 03:34.360
‫که هنوز به عروسی فکر نمی‌کنی‬
‫یا درباره‌ش حرف نمی‌زنی‬

03:34.443 --> 03:36.237
‫آره، منم همین‌طور‬

03:36.320 --> 03:40.241
‫ولی... اگه قرار بود درباره‌ی عروسی حرف بزنیم...‬

03:40.324 --> 03:42.076
‫نه، نه‬

03:42.159 --> 03:44.536
‫- چون از بیشتر عروسی‌ها بدم میاد‬
‫- خب... آره‬

03:44.561 --> 03:46.747
‫همه‌شون زیادی رسمی و خشک‌ان‬

03:46.771 --> 03:49.232
‫- آره، باشه، ولی...‬
‫- نباید از این دوران لذت ببریم؟‬

03:49.256 --> 03:51.691
‫بیا فقط فرضی درباره‌ی عروسی‌مون حرف بزنیم‬

03:52.253 --> 03:55.547
‫فقط یاد عروسی‌هایی می‌افتم که رفتم‬
‫و چیزهایی که ازشون بدم میاد‬

03:55.571 --> 03:57.448
‫- آره، می‌دونم، منم همین‌طور‬
‫- می‌فهمی؟‬

03:57.473 --> 04:01.595
‫مثلاً خودمم دلم نمی‌خواد‬
‫زیر آفتاب بشینم و عرق بریزم‬

04:01.619 --> 04:04.573
‫اونم با عینک‌آفتابی؟‬
‫از تندی آفتاب ساعت چهار عصر چشم‌هام رو ریز کنم؟‬

04:04.598 --> 04:06.725
‫- حتماً باید شب باشه. این مورد قطعیه‬
‫- نه... باشه‬

04:06.809 --> 04:08.477
‫صددرصد. دستت رو بده‬

04:08.501 --> 04:10.621
‫بیا چشم‌هامون رو ببندیم. تو هم ببند‬

04:10.646 --> 04:11.830
‫چشم‌هامون رو ببندیم‬

04:11.855 --> 04:13.841
‫و خودمون رو تصور کنیم...‬

04:13.866 --> 04:14.892
‫هوم‬

04:14.917 --> 04:16.416
‫توی جای مورد علاقه‌مون‬

04:16.441 --> 04:17.566
‫باشه‬

04:17.590 --> 04:20.345
‫کنار آدم‌های موردعلاقه‌مون،‬
‫در حال خوردن غذای موردعلاقه‌مون‬

04:21.949 --> 04:23.993
‫خودمون رو توی یه فضای باز و قشنگ می‌بینم‬

04:24.076 --> 04:26.453
‫خب... من خانواده‌ت رو می‌بینم‬

04:27.830 --> 04:28.956
‫من خانواده‌ی تو رو نمی‌بینم‬

04:29.039 --> 04:31.166
‫خب... اون‌ها هم هستن‬

04:31.191 --> 04:32.202
‫باشه‬

04:32.227 --> 04:35.522
‫شمع‌های سفید روی زمین می‌بینم‬

04:35.546 --> 04:37.548
‫- اوه‬
‫- یه مسیر خاکی‬

04:37.631 --> 04:39.174
‫پابرهنه‌ایم‬

04:39.258 --> 04:41.385
‫یه جای دورافتاده توی کوهستانه،‬

04:41.409 --> 04:44.788
‫مهمون‌ها هم فقط یه جمع کوچیک و خودمونی‌ان‬

04:44.812 --> 04:46.916
‫مثلاً حدود پنجاه نفر‬

04:47.558 --> 04:49.243
‫آهان، فهمیدم دارم چی رو تصور می‌کنم‬

04:49.267 --> 04:50.293
‫چی؟‬

04:50.318 --> 04:51.861
‫فکر کنم عروسی جولیا رابرتز بود‬

04:55.065 --> 04:57.484
‫عروسی‌م مثل عروسی جولیا رابرتز می‌شه‬

04:59.320 --> 05:01.949
‫خب، دقیقاً اون عروسی‌ای نیست که توی ذهنم داشتم،‬

05:01.974 --> 05:06.270
‫ولی بس که عروسی سنتی برگزار کردم،‬
‫فکر کنم به همون‌ها عادت کردم‬

05:06.994 --> 05:08.454
‫ولی عروس تویی. روز خودته‬

05:08.537 --> 05:11.765
‫آره، واقعاً روز خودمه. البته روز تو هم هست‬

05:11.790 --> 05:16.879
‫نه، تو که این‌قدر ذوق داری،‬
‫منم می‌تونم یه‌کم متفاوت فکر کنم‬

05:17.880 --> 05:19.965
‫پس عروسی‌م مثل عروسی جولیا رابرتز می‌شه‬

05:21.759 --> 05:23.510
‫فعلاً همین‌قدر برنامه‌ریزیِ عروسی کافیه‬

05:23.594 --> 05:25.554
‫سه ماه دیگه دوباره درباره‌ش حرف می‌زنیم‬

05:30.059 --> 05:33.771
‫آره، به نظرم فقط باید به نوشتن ادامه بدی‬

05:33.854 --> 05:35.272
‫یه‌کم بیشتر بهش شاخ‌وبرگ بدی‬

05:35.296 --> 05:36.297
‫چی؟‬

05:36.322 --> 05:38.359
‫یه بار دیگه بنویسش. این دفعه هم خوب بنویس‬

05:38.384 --> 05:39.501
‫ممنون از راهنمایی‌ت‬

05:39.526 --> 05:42.529
‫دفعه‌ی بعد حتماً به این فکر می‌کنم که خوب بنویسمش‬

05:42.554 --> 05:45.049
‫نمی‌دونم از من چی می‌خوای.‬
‫من که نویسنده نیستم‬

05:45.074 --> 05:47.326
‫حتماً توی لس‌آنجلس صدها گروه نویسندگی هست‬

05:47.350 --> 05:49.686
‫توی یکی‌شون عضو شو. اون‌ها بهتر از من بلدن‬

05:49.711 --> 05:51.080
‫- می‌تونم امتحانش کنم‬
‫- آره‬

05:51.163 --> 05:53.707
‫ای خدا، یعنی همه‌ی مردم دنیا دارن کتاب می‌نویسن؟‬

05:53.791 --> 05:55.876
‫این روزها با هرکسی قرارداد چاپ کتاب می‌بندن‬

05:55.959 --> 05:58.837
‫ببخشید، ولی امشب با همین پیراهن می‌ری سر قرار؟‬

05:58.862 --> 06:00.416
‫آره، پیراهن خوش‌شانسی‌مه‬

06:00.440 --> 06:02.525
‫نه، ساشا، ببخشید،‬

06:02.549 --> 06:04.991
‫ولی اونی که مجبوره نگاهت کنه، اصلاً خوش‌شانس نیست‬

06:05.016 --> 06:07.364
‫آخه خیلی بد لباس می‌پوشی‬

06:07.388 --> 06:10.015
‫چی می‌گی؟‬
‫تیپ زدن تنها کاریه که توش خوبم‬

06:10.039 --> 06:12.576
‫از قرار امشبت بگو. قضیه‌ی پاپی چیه؟‬

06:12.601 --> 06:14.898
‫وای، نمی‌دونم.‬
‫اخیراً اوضاع خیلی عجیب بوده‬

06:14.923 --> 06:17.707
‫فکر کنم فقط برای خلاص‌شدن از قرار دوم افتضاح‌مون،‬

06:17.731 --> 06:20.025
‫قبول کرد بریم قرار سوم‬

06:20.109 --> 06:22.820
‫ولی وقتی ازش پرسیدم، گفت "باشه"‬

06:22.903 --> 06:25.155
‫- هوم‬
‫- پس می‌شه قرار سوم‬

06:25.239 --> 06:26.782
‫می‌دونی که اینم یعنی چی‬

06:26.806 --> 06:30.844
‫وای خدا! با این‌که ازت بدش میاد،‬
‫قراره با هم سکس کنید؟‬

06:30.869 --> 06:33.131
‫- فکر کنم؟‬
‫- تجربه‌ش رو دارم‬

06:33.156 --> 06:36.410
‫- ای خدا، کلاً کنسلش کنم؟‬
‫- چی؟ نه!‬

06:36.809 --> 06:39.729
‫باید با یکی غیر از استر سکس کنی. واقعاً لازمه‬

06:39.753 --> 06:43.749
‫عالیه، چون ازش خوشت نمیاد.‬
‫چسب زخم رو یه‌ضرب بکن و خلاص شو‬

06:43.774 --> 06:47.028
‫نه، گفتم اون مدارک رو هرچه سریع‌تر بهم برسونن‬

06:47.053 --> 06:48.088
‫عجب آدمیه‬

06:48.112 --> 06:50.031
‫جناب؟ آقا، خیلی بلند حرف می‌زنید‬

06:50.055 --> 06:53.350
‫ببینید، خیلی بانمکید،‬
‫ولی هیچ‌کس نمی‌خواد مکالمه‌تون رو بشنوه‬

06:53.434 --> 06:54.435
‫واقعاً نمی‌خوایم‬

06:54.459 --> 06:56.419
‫واقعاً خیلی بانمکید... وای خدا!‬

06:56.443 --> 06:58.163
‫می‌دونی "هرچه سریع‌تر" یعنی چی؟‬

06:58.188 --> 07:00.065
‫به این معنی نیست که هر وقت دلت خواست‬

07:00.649 --> 07:03.610
‫- اصلاً نمی‌شنوی چی می‌گم‬
‫- وای خدا!‬

07:08.157 --> 07:11.076
‫چرا میریام بهت گفته ساشا با یکی قرار می‌ذاره؟‬

07:11.100 --> 07:12.678
‫فکر کنم نصفش از سر دلسوزی بود،‬

07:12.703 --> 07:15.097
‫نصفش هم برای این‌که تا جایی که می‌شه دلم رو بشکنه‬

07:15.122 --> 07:17.207
‫می‌فهمم. منم هنوز با مامانم همین‌طور رفتار می‌کنم‬

07:17.231 --> 07:19.017
‫دیگه از سن تو گذشته‬

07:19.042 --> 07:23.080
‫وایسا ببینم، حتماً درباره‌ی این زنه‬
‫از نوآ یه چیزهایی شنیدی‬

07:23.105 --> 07:25.233
‫- نه، من...‬
‫- ممنون‬

07:25.258 --> 07:26.317
‫خانم؟‬

07:26.341 --> 07:29.219
‫باشه. امشب می‌رن سر قرار سوم‌شون‬

07:32.639 --> 07:35.788
‫- وایسا، پس قراره...‬
‫- سکس کنه، آره‬

07:35.813 --> 07:38.662
‫ولی خبر خوب اینه که احتمالاً افتضاح می‌شه‬

07:38.687 --> 07:40.689
‫- تازه، خودتم مگه...‬
‫- نه!‬

07:40.772 --> 07:43.358
‫هیچی، صفر. کم‌تر از صفر‬

07:43.442 --> 07:45.569
‫اوضاع خیلی... خیلی داغونه‬

07:45.652 --> 07:47.950
‫این‌همه ذوق داشتم که با آدم‌های جدید آشنا بشم،‬

07:47.975 --> 07:51.926
‫ولی هرچی مردهای بیشتری می‌بینم،‬
‫از مردهای کم‌تری خوشم میاد‬

07:51.950 --> 07:55.579
‫کم‌کم حس می‌کنم اصلاً آدم مناسبی وجود نداره‬

07:55.603 --> 07:58.317
‫راستش، واقعاً نیست، ولی همون یه نفر کافیه‬

07:58.999 --> 08:02.628
‫راستی، تبریک می‌گم که مجوز مشاور املاک گرفتی‬

08:02.653 --> 08:03.747
‫خیلی باحاله‬

08:03.772 --> 08:05.440
‫ممنون. آره، خیلی راحت بود‬

08:05.464 --> 08:07.364
‫فقط رفتم توی سایت و "ثبت" رو زدم‬

08:12.763 --> 08:13.890
‫هوم‬

08:14.653 --> 08:16.677
‫- اون رو از کجا گرفتی؟‬
‫- مک‌کالز‬

08:16.702 --> 08:18.262
‫- ای وای‬
‫- از مویش نگرفتی؟‬

08:18.287 --> 08:21.331
‫این خیلی... طعمش خاصه‬

08:21.355 --> 08:22.773
‫چی توش ریختی؟‬

08:23.273 --> 08:24.900
‫اسمش نمکه‬

08:24.925 --> 08:26.019
‫آها‬

08:26.044 --> 08:28.046
‫خب، درباره‌ی چی حرف بزنیم؟‬

08:28.070 --> 08:31.023
‫امروز یه اتفاق خیلی خنده‌دار برام افتاد.‬
‫داشتم...‬

08:31.048 --> 08:33.551
‫اون برام مهم نیست.‬
‫بیاین درباره‌ی عروسی‌تون حرف بزنیم‬

08:33.575 --> 08:35.344
‫خب، پس برامون تله گذاشته بودین‬

08:35.368 --> 08:37.985
‫- نه، تله‌ای در کار نیست‬
‫- چرا، تله‌ست‬

08:37.992 --> 08:40.456
‫من و جوئن هنوز آماده نیستیم‬
‫درباره‌ی برنامه‌ریزی عروسی حرف بزنیم‬

08:40.481 --> 08:42.419
‫من می‌خوام ماجرای اون اتفاق خنده‌دار رو بشنوم‬

08:42.444 --> 08:44.145
‫من نمی‌خوام. ایلان!‬

08:44.169 --> 08:46.271
‫- به حرف مادرت گوش کن‬
‫- شاید ماجرای بامزه‌ای باشه‬

08:46.296 --> 08:47.356
‫خب، باشه‬

08:47.381 --> 08:50.634
‫من و نوآ فکر می‌کنیم هنوز خیلی وقت داریم...‬

08:50.658 --> 08:53.070
‫وقت نداریم. کلی فامیل مریض‌احوال داریم‬

08:53.095 --> 08:55.430
‫موریس سال‌هاست یه پاش لب گوره.‬
‫هر لحظه ممکنه تموم کنه‬

08:55.514 --> 08:57.391
‫مهم نیست. عروسی‌مون قراره جمع‌وجور باشه‬

08:57.474 --> 09:00.102
‫همچین چیزی ممکن نیست‬

09:00.126 --> 09:03.726
‫آخه یه عروسی خوب...‬
‫عروسی خوب همیشه باشکوهه‬

09:03.751 --> 09:05.832
‫- خب...‬
‫- سلام، سلام!‬

09:05.857 --> 09:08.110
‫مامان؟ بابا؟ شما اینجا چی کار می‌کنید؟‬

09:08.135 --> 09:09.336
‫من دعوت‌شون کردم‬

09:09.361 --> 09:12.114
‫نمی‌شه که بدون پدر و مادرت‬
‫درباره‌ی عروسی‌تون حرف بزنیم‬

09:12.197 --> 09:13.699
‫خیلی بی‌احترامی می‌شد‬

09:13.782 --> 09:16.743
‫ببخشید دیر کردیم. همه‌ش تقصیر این آقاست.‬
‫من مثل همیشه بی‌تقصیرم‬

09:16.827 --> 09:18.191
‫بین خودمون بمونه،‬

09:18.216 --> 09:20.682
‫ولی جراحی بلفم یه‌کم عوارض داشته‬

09:20.706 --> 09:23.660
‫وای نه، "بلف" سرطانه؟‬

09:23.685 --> 09:25.687
‫ای خدا، نه، پلک‌هاش رو عمل کرده‬

09:25.711 --> 09:27.409
‫- آماده‌اید؟‬
‫- اوه‬

09:27.921 --> 09:29.040
‫محشر شده، نه؟‬

09:29.065 --> 09:30.191
‫بنازم‬

09:30.215 --> 09:31.417
‫این که همونه‬

09:31.442 --> 09:32.652
‫نه، فرق کرده‬

09:32.676 --> 09:34.553
‫شاید یه‌کم...‬

09:34.966 --> 09:36.117
‫آهان‬

09:36.972 --> 09:38.865
‫- آره، همونه‬
‫- همون نیست‬

09:38.890 --> 09:42.019
‫کلی جوون‌ترم کرده.‬
‫قبلاً سه تا چین داشت. حالا یکی داره‬

09:42.102 --> 09:43.137
‫خیلی درد دارم‬

09:43.162 --> 09:47.917
‫صاحب‌های قبلی این خونه،‬
‫رابرت شاپیروی وکیل، موکی بتس،‬

09:47.942 --> 09:49.732
‫و البته بث برز بودن که به نظرم‬

09:49.757 --> 09:54.031
‫بین دو بازیگر سریالِ "دو دختر بی‌پول" سی‌بی‌اس،‬
‫بیشتر دست‌کم گرفته شده‬

09:54.055 --> 09:55.116
‫کجا موندی؟‬

09:55.616 --> 09:57.426
‫- جولیان؟ سلام‬
‫- سلام، این‌جام‬

09:57.451 --> 09:59.286
‫- ببخشید، داشتم...‬
‫- خب‬

09:59.311 --> 10:01.680
‫تصور می‌کردم این‌جا خوشحال می‌شم یا نه‬

10:01.705 --> 10:04.833
‫مثلاً اگه روی مبل نشسته باشم و بازی تماشا کنم،‬

10:04.858 --> 10:09.081
‫یکی هم شام دعوتم کنه،‬
‫می‌گم: "دلم می‌خواد خونه بمونم"؟‬

10:09.106 --> 10:13.276
‫یا پیش خودم می‌گم:‬
‫"اینجا دلگیره. باید بزنم بیرون"؟‬

10:13.300 --> 10:16.094
‫یه گزینه‌ی سوم هم هست،‬

10:16.118 --> 10:19.382
‫این‌که بری شام، ولی تمام مدت پیش خودت بگی:‬

10:19.407 --> 10:23.018
‫"کاش زودتر برگردم خونه‌ی راحت و قشنگم"‬

10:23.101 --> 10:25.103
‫پس فکر کنم در هر صورت باید شام رو برم‬

10:25.187 --> 10:27.481
‫نگفتم؟ شام رو حتماً باید بری‬

10:27.505 --> 10:30.091
‫- اجباریه. من که قانونش رو نذاشتم‬
‫- اجباریه، باشه‬

10:33.362 --> 10:35.447
‫یه چیز این خونه رو خیلی دوست دارم‬

10:35.530 --> 10:37.449
‫این منظره رو ببین‬

10:37.532 --> 10:40.535
‫باید شب ببینیش. واقعاً دیدنیه‬

10:41.453 --> 10:43.747
‫حس می‌کنم باید یه وقت دیگه برگردیم‬

10:44.539 --> 10:49.586
‫آره، می‌شه. یا می‌تونیم بمونیم تا شب از راه برسه‬

10:49.611 --> 10:52.339
‫نه بابا، الان گفتی "شب از راه برسه"؟‬

10:52.363 --> 10:54.107
‫- آره‬
‫- چه ترسناک‬

10:54.132 --> 10:57.027
‫با دخترهام دارم "بازی تاج‌وتخت" می‌بینم‬

10:57.052 --> 11:00.013
‫بهشون نگی این رو گفتم.‬
‫دیگه تا آخر عمر دست از سرم برنمی‌دارن‬

11:00.097 --> 11:03.475
‫نه، اگه یه روز دخترهات رو ببینم،‬
‫اولین چیزی که می‌گم قطعاً همینه‬

11:03.558 --> 11:05.394
‫- باشه‬
‫- راه دیگه‌ای برام نذاشتی‬

11:05.477 --> 11:11.942
‫منظورم این بود که برنامه‌ای ندارم و‬
‫یکی هم می‌تونه برامون شام بیاره‬

11:12.526 --> 11:14.152
‫مثلاً پیک سفارش غذا؟‬

11:14.236 --> 11:16.822
‫نه، طرف... یه‌جورایی آشپزه‬

11:16.905 --> 11:18.949
‫آشپز شخصی داری؟‬

11:19.032 --> 11:21.243
‫شاید. ولی من همون "نیک" صداش می‌کنم‬

11:21.326 --> 11:22.577
‫باشه‬

11:22.602 --> 11:25.872
‫این‌که گفتم همین‌جا با هم شام بخوریم، ترسناک بود؟‬

11:25.896 --> 11:28.711
‫نه، نه، فقط وقتی ترسناکه که جذاب نباشی‬

11:32.271 --> 11:35.608
‫قسم می‌خورم، یارو خیلی بلند حرف می‌زد‬

11:35.632 --> 11:38.443
‫من و دوستم گفتیم:‬
‫"بیا هر مزخرفی به ذهن‌مون رسید بگیم"‬

11:38.468 --> 11:40.595
‫شروع کردیم، ولی طرف اصلاً حالیش نبود‬

11:40.620 --> 11:42.973
‫دوستم زل زد توی چشم‌هاش‬

11:42.997 --> 11:46.684
‫و گفت:‬
‫"آقا، با این کارتون دنیا رو جای بدتری می‌کنید"‬

11:46.709 --> 11:48.452
‫- همین رو بهش گفت‬
‫- وای خدا‬

11:48.477 --> 11:52.250
‫یه‌کم تنده که همچین چیزی به کسی بگی‬

11:52.274 --> 11:54.251
‫نه، اون بود که بد رفتار می‌کرد‬

11:54.276 --> 11:57.487
‫عادیه مردم بلند حرف بزنن.‬
‫بابای من پشت تلفن داد می‌زنه. گوشش سنگینه‬

11:57.511 --> 12:00.757
‫- نمی‌گم بابات آدم خوبی نیست‬
‫- آدم فوق‌العاده‌ایه‬

12:00.782 --> 12:04.428
‫می‌گم اگه بابات همچین کاری می‌کرد،‬
‫صدای بلندش مزاحمت ایجاد می‌کرد‬

12:04.453 --> 12:05.488
‫برای بقیه‌ی مردم‬

12:05.513 --> 12:06.986
‫همه‌مون توی یه جامعه زندگی می‌کنیم‬

12:07.011 --> 12:09.142
‫خودتم عضو همین جامعه‌ای و‬
‫داری سر اون آدم داد می‌زنی‬

12:09.166 --> 12:12.168
‫منظورم قواعد زندگی اجتماعیه.‬
‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

12:12.193 --> 12:13.980
‫من که وضع‌شون نکردم. از خودم درنیاوردم‬

12:14.004 --> 12:16.273
‫- من که از خودم درنیاوردم‌شون‬
‫- قواعد زندگی اجتماعی؟‬

12:16.298 --> 12:19.593
‫قواعد زندگی اجتماعی.‬
‫فکر کنم داستان رو درست تعریف نکردم‬

12:19.676 --> 12:23.221
‫الان میام خدمت‌تون.‬
‫وای، چقدر به هم میاید‬

12:23.365 --> 12:25.116
‫- ممنون‬
‫- جدی؟‬

12:25.140 --> 12:26.266
‫- اوهوم‬
‫- وای‬

12:27.809 --> 12:31.938
‫اینم تصوریه که از عروسی‌مون داریم،‬
‫به سبک جولیا رابرتز‬

12:32.022 --> 12:33.064
‫آهان‬

12:33.899 --> 12:35.615
‫پس توی یه محوطه‌ی باز بین درخت‌هاست‬

12:35.640 --> 12:37.462
‫آره، این‌ها فقط ایده‌های کلی‌ان‬

12:37.486 --> 12:39.105
‫چطور وسط درخت‌ها غذا سرو می‌کنید؟‬

12:39.130 --> 12:42.300
‫می‌خوایم پذیرایی رو بسپریم به رستوران‬
‫موردعلاقه‌مون توی فراگ‌تاون‬

12:42.324 --> 12:44.701
‫جایی به اسم فراگ‌تاون هم داریم؟‬

12:44.725 --> 12:46.319
‫متأسفانه بله‬

12:47.726 --> 12:50.321
‫می‌خواید شب توی فضای باز ازدواج کنید‬

12:50.832 --> 12:52.667
‫کلی پشه می‌ریزه سرتون‬

12:52.751 --> 12:54.127
‫راست می‌گه‬

12:54.211 --> 12:57.130
‫مشکل پشه‌ها توی لس‌آنجلس‬
‫داره خیلی شدیدتر می‌شه‬

12:57.214 --> 13:01.769
‫ولی می‌تونیم به خودمون‬
‫اسپری ضدحشره‌ی غیرسمی خوب بزنیم‬

13:01.794 --> 13:04.387
‫بوی بدش هم به‌زور حس می‌شه‬

13:05.013 --> 13:07.057
‫تازه، عملی هم نیست‬

13:07.140 --> 13:09.142
‫اگه حتماً می‌خواید فضای باز باشه...‬

13:09.643 --> 13:12.562
‫می‌تونم کمک کنم ایده‌تون عملی بشه.‬
‫حیاط پشتی قشنگ من چطوره؟‬

13:13.313 --> 13:15.791
‫خیلی مناسب یه مراسم باشکوهه‬

13:15.816 --> 13:16.942
‫من...‬

13:17.025 --> 13:18.251
‫می‌دونید چیه؟‬

13:18.276 --> 13:23.740
‫فکر کنم ما دنبال یه جای یه‌کم رؤیایی‌تر بودیم‬

13:23.824 --> 13:28.829
‫وقتی جشن سالانه‌ی روس‌ها رو می‌گیریم،‬
‫حسابی رؤیایی می‌شه‬

13:28.854 --> 13:30.705
‫واقعاً که رؤیایی به نظر میاد‬

13:30.789 --> 13:32.624
‫- از اون مراسم عکس دارید؟‬
‫- آره‬

13:32.648 --> 13:35.018
‫نوآ، باید یه چیزی رو توی آشپزخونه چک کنم‬

13:35.043 --> 13:36.962
‫- چه جالب، منم داشتم...‬
‫- تو هم میای؟‬

13:37.045 --> 13:39.548
‫چیزی رو چک نمی‌کنن.‬
‫عکس‌ها رو ببینیم‬

13:39.631 --> 13:40.966
‫آلبوم داریم، خروارخروار‬

13:41.049 --> 13:42.968
‫وای، چه حال‌وهوای روسی‌ای داره‬

13:43.802 --> 13:46.304
‫- این فاجعه‌ست‬
‫- پدر و مادرت نباید ازت حمایت کنن؟‬

13:46.328 --> 13:48.114
‫فقط دوست دارن از خودشون حمایت کنن‬

13:48.139 --> 13:51.409
‫باید محکم روی حرف‌مون وایسیم.‬
‫تو معمولاً توی این کار استادی‬

13:51.434 --> 13:55.193
‫هستم، ولی حالا که مامانت‬
‫بالاخره داره باهام خوب رفتار می‌کنه،‬

13:55.218 --> 13:58.054
‫دلم نمی‌خواد دوباره بین‌مون جنگ و دعوا راه بیفته‬

13:58.984 --> 14:01.903
‫جوئن و نوآ، یه سورپرایز براتون دارم‬

14:01.927 --> 14:03.345
‫یه سورپرایز داره‬

14:05.108 --> 14:08.695
‫وای خدا! عمراً! اصلاً امکان نداره‬

14:08.726 --> 14:10.812
‫وای خدا، این دیگه چه بساطیه؟‬

14:15.606 --> 14:17.770
‫- سلام، چه خبر؟‬
‫- سلام...‬

14:17.795 --> 14:20.082
‫رسیدم جلسه‌ی گروه نویسندگی. الان اون‌جام‬

14:20.106 --> 14:24.569
‫ولی... ببخشید، نمی‌تونم خودم رو‬
‫راضی کنم برم داخل. واقعاً نمی‌تونم‬

14:24.593 --> 14:25.844
‫همه‌شون خیلی...‬

14:25.927 --> 14:26.970
‫آره، دلگیرکننده‌ان؟‬

14:27.053 --> 14:31.474
‫آخه چرا آدم نمی‌تونه هم نویسندگی کنه،‬
‫هم درست لباس بپوشه؟‬

14:31.558 --> 14:33.268
‫نمی‌دونم. نمی‌تونن دیگه‬

14:33.852 --> 14:35.687
‫ولی تو از پسش برمیای. خیلی قوی‌ای‬

14:35.770 --> 14:39.816
‫می‌دونم، ولی جلوی آدم‌های بدتیپ کم میارم‬

14:39.900 --> 14:43.236
‫یکی‌شون کیف دوشی انداخته، آخه چرا؟‬

14:43.320 --> 14:44.863
‫بگذریم. قرارت چطور پیش می‌ره؟‬

14:44.946 --> 14:46.448
‫نمی‌دونم‬

14:46.531 --> 14:48.950
‫اگه بهترین قسمت قرار این باشه‬

14:48.974 --> 14:51.511
‫که بلند شه بره دست‌شویی، نشونه‌ی خوبیه؟‬

14:51.536 --> 14:55.248
‫ساشا، باید تمرکز کنی، خب؟‬
‫یادت نره هدفت چیه‬

14:55.332 --> 14:58.168
‫فقط یادت باشه پاپی حکم چسب زخم رو داره‬

14:58.251 --> 15:00.420
‫اون چسب زخمه؟‬
‫فکر کردم من چسب زخمم‬

15:00.503 --> 15:02.422
‫- چی؟‬
‫- بی‌خیال، بی‌معنی بود‬

15:02.446 --> 15:04.246
‫داره برمی‌گرده. باید قطع کنم‬

15:08.498 --> 15:09.739
‫"تاروت"‬

15:09.763 --> 15:11.514
‫خب، چه بامزه‬

15:11.538 --> 15:14.165
‫پس تصمیم گرفتی بری خونه؟‬

15:16.019 --> 15:18.647
‫آره، دیگه بسه.‬
‫از هم خوش‌مون نمیاد. مسخره‌ست‬

15:18.671 --> 15:21.791
‫پس قرار سوم این‌طوریه که تو یه اوبر می‌گیری‬

15:21.816 --> 15:23.418
‫و دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم‬

15:23.443 --> 15:25.070
‫- دقیقاً‬
‫- باشه‬

15:25.153 --> 15:26.529
‫اوه، همه‌چی روبه‌راهه؟‬

15:26.553 --> 15:27.624
‫- نه‬
‫- نه، افتضاحه‬

15:27.649 --> 15:28.690
‫اوه‬

15:28.715 --> 15:30.633
<i>‫♪ با تو، من... ♪‬</i>

15:31.201 --> 15:33.536
<i>‫♪ با تو، من... ♪‬</i>

15:36.766 --> 15:38.893
‫این تاج مال خاله‌م مینکی بود‬

15:38.917 --> 15:42.420
‫تا آخر عمرش دائم‌الخمر بود،‬
‫ولی تاجش هنوزم قشنگه‬

15:42.504 --> 15:46.250
‫حال‌وهوای باحال استیوی نیکس رو داره.‬
‫شبیه کولی‌ها شدی‬

15:46.275 --> 15:49.278
‫فکر نکنم دیگه بشه گفت "کولی"،‬
‫ولی واقعاً شبیه‌شون شدی‬

15:49.302 --> 15:51.888
‫همه چک کنید کیف‌پول‌هاتون سر جاش باشه‬

15:51.919 --> 15:53.657
‫- لین!‬
‫- از دست تو، مامان‬

15:53.682 --> 15:57.060
‫شوخی کردم...‬
‫فکر کنم فقط معذب شدم‬

15:57.084 --> 15:58.995
‫خیلی قشنگ نشده؟‬
‫یه چیزی بگید دیگه‬

15:59.020 --> 16:01.731
‫آره، معلومه. همیشه هم قشنگه‬

16:01.815 --> 16:04.359
‫ولی مهم‌تر از همه، جوئن، خودت دوستش داری؟‬

16:05.003 --> 16:07.380
‫خب... من... یه‌کم سرم رو می‌خارونه‬

16:07.404 --> 16:08.738
‫نه، نمی‌خارونه‬

16:08.762 --> 16:10.882
‫خب، سر منه و می‌گم می‌خارونه‬

16:10.907 --> 16:12.694
‫ایلان، برو گوشیت رو بیار.‬
‫یه عکس بگیر‬

16:12.719 --> 16:14.095
‫باشه‬

16:14.119 --> 16:17.580
‫یه تیکه دیگه از اون کیک عصرونه‌ی‬
‫شکلاتیِ مارپیچی می‌خوام‬

16:18.415 --> 16:23.211
‫خب، من پلیس‌خوبه‌ام.‬
‫شما دوتا باید نقش پلیس‌بده رو بازی کنید‬

16:23.235 --> 16:25.112
‫- می‌خوای من پلیس‌بده باشم؟‬
‫- آره‬

16:25.137 --> 16:27.507
‫می‌تونم تهدید کنم سر اون چیز کوچولو رو می‌کَنم‬

16:27.590 --> 16:29.467
‫احتمالاً این دیگه زیادیه، ولی بابا...‬

16:29.551 --> 16:32.012
‫من بهتره پلیس‌خوبه باشم. همه عاشقمن‬

16:32.037 --> 16:33.923
‫نمی‌تونم سر این قضیه اعتبارم رو خراب کنم‬

16:33.948 --> 16:36.766
‫معلومه که پشتم واینمیستی،‬
‫چون هیچ‌وقت نمی‌خوای واقعاً واسم پدری کنی‬

16:36.790 --> 16:38.535
‫همیشه فقط می‌خوای اون رفیق بامزه باشی‬

16:38.560 --> 16:41.287
‫می‌گم:‬
‫"نمی‌خوای مثل مینکی یه الکلی بدبخت بشی"‬

16:41.312 --> 16:42.897
‫اون به خرافات اعتقاد داره‬

16:43.648 --> 16:45.400
‫- من...‬
‫- نه‬

16:46.026 --> 16:48.903
‫لازم نیست همیشه اون آدم بامزه‌ی لعنتی باشم.‬
‫از پسش برمیام‬

16:52.675 --> 16:54.552
‫- چه خبره؟‬
‫- مراقب باش‬

16:54.576 --> 16:57.255
‫چی کار می‌کنی؟ داری...‬
‫داره عکسم رو خراب می‌کنه‬

16:57.279 --> 16:58.580
‫قرار نیست عکسی گرفته بشه‬

16:58.605 --> 17:01.559
‫ظاهرش جالبه، ولی به سلیقه‌ی دخترم نمی‌خوره‬

17:01.583 --> 17:03.334
‫- حالا یه‌دفعه سلیقه پیدا کرده؟‬
‫- چه غلطا؟‬

17:03.418 --> 17:05.962
‫داری به سلیقه‌ی زن من توهین می‌کنی؟‬

17:06.046 --> 17:08.548
‫- زن من خوش‌سلیقه‌ترین آدم این مملکته‬
‫- آروم باش‬

17:08.572 --> 17:10.074
‫خشونت هیچ‌وقت راه‌حل نیست!‬

17:10.098 --> 17:13.445
‫به چشم‌هام دست نزن. می‌تونی بهم مشت بزنی،‬
‫ولی به چشم‌هام دست نزن!‬

17:13.470 --> 17:15.151
‫وایسا، نمی‌خوام بهت مشت بزنم‬

17:15.175 --> 17:17.594
‫بسه دیگه، آقایون، ای خدا‬

17:17.974 --> 17:22.514
‫جوئن جان، شاید این به سلیقه‌ت نخوره،‬
‫پس بریم سر موضوع‌های دیگه‬

17:22.539 --> 17:26.261
‫یه گل‌فروش اهل سن‌پترزبورگ می‌شناسم...‬

17:26.286 --> 17:29.319
‫نه، امشب دیگه برای عروسی برنامه نمی‌ریزیم، خب؟‬

17:29.344 --> 17:32.305
‫از این به بعد هم فقط خود من و جوئن‬
‫برای عروسی برنامه می‌ریزیم‬

17:33.615 --> 17:34.908
‫ای وای‬

17:35.408 --> 17:37.702
‫- داره خفه می‌شه؟‬
‫- گریه نکن، عزیزم‬

17:37.786 --> 17:40.163
‫دیدی چی کار کردی؟‬

17:40.187 --> 17:42.233
‫داری ادای گریه‌کردن درمیاری؟‬

17:45.001 --> 17:46.836
‫آره، آره، یه قطره اشک هم نریخته‬

17:51.566 --> 17:55.637
‫این باحاله. چه قشنگه!‬
‫ربطی به نویسندگی داره؟‬

17:55.720 --> 17:57.430
‫چیزی درباره‌ی نویسندگی نمی‌بینم،‬

17:57.514 --> 18:00.058
‫ولی این کارت می‌گه‬
‫قراره یه خانواده‌ی بزرگ داشته باشی‬

18:00.134 --> 18:05.823
‫ببین، این نمی‌تونه درست باشه،‬
‫چون اصلاً از این فکر خوشم نمیاد‬

18:05.848 --> 18:09.507
‫اینم می‌گه یه سفر هیجان‌انگیز در پیش داری‬

18:09.532 --> 18:13.214
‫خب، من کارتی می‌خوام که بگه نویسنده‌ام یا نه‬

18:13.238 --> 18:14.864
‫واقعاً دنبال جواب این سوالم‬

18:14.948 --> 18:16.908
‫نمی‌دونم برای این موضوع کارتی دارم یا نه‬

18:16.991 --> 18:22.580
‫خب، پس بازم کارت بکش.‬
‫حداقل ۶۵ تا کارت توی اون دسته هست‬

18:23.164 --> 18:24.833
‫اوه، دو جام‬

18:24.916 --> 18:27.619
‫این خیلی مهمه.‬
‫لعنتی، کارت دو جام نصیبت شده!‬

18:27.644 --> 18:29.730
‫وای، خب، یعنی چی؟‬

18:29.754 --> 18:31.297
‫یعنی...‬

18:31.381 --> 18:32.924
‫وای خدا، بده؟‬

18:34.134 --> 18:36.678
‫حواست این‌جاست؟‬
‫آهای، یعنی چی؟‬

18:36.761 --> 18:38.721
‫- یه کارت دیگه می‌کشم. اشکالی نداره‬
‫- باشه‬

18:38.805 --> 18:41.432
‫این کارت می‌گه‬

18:41.509 --> 18:44.423
‫توی مسیر درستی هستی،‬

18:44.448 --> 18:46.534
‫توی یه موقعیت مهم یا یه همچین چیزی‬

18:47.522 --> 18:50.191
‫تو هم همون چیزی رو می‌شنوی که من می‌شنوم؟‬

18:50.215 --> 18:51.793
‫- چون...‬
‫- فکر نکنم‬

18:51.818 --> 18:56.464
‫خب، پس این کارت داره می‌گه که‬
‫من یه نویسنده‌ی واقعی‌ام، درسته؟‬

18:56.489 --> 18:58.967
‫من یه نویسنده‌ی واقعی‌ام و‬
‫می‌تونم واقعاً نویسنده بشم،‬

18:58.992 --> 19:00.618
‫اگه فقط تمام تلاشم رو بکنم، نه؟‬

19:00.643 --> 19:04.407
‫- آره، همین رو می‌گه‬
‫- وای... خدای من‬

19:04.432 --> 19:05.433
‫یعنی من...‬

19:06.457 --> 19:08.960
‫این مثل جادوئه.‬
‫ببخشید، ولی تو جادوگری‬

19:09.044 --> 19:10.960
‫می‌دونستی؟ این دیوونه‌کننده‌ست‬

19:10.985 --> 19:12.436
‫خیلی ممنونم‬

19:12.460 --> 19:13.503
‫- عجیبه‬
‫- ممنون‬

19:14.716 --> 19:16.384
‫- وایسا، این رو شنیدی؟‬
‫- نه‬

19:16.408 --> 19:18.270
‫قسم می‌خورم یه روح حس کردم‬

19:18.928 --> 19:22.515
‫بعد از طلاقم خیلی سفر کردم‬

19:22.599 --> 19:24.017
‫با این‌که دخترهام بزرگ شدن،‬

19:24.100 --> 19:27.187
‫هنوزم دلم می‌خواد جایی داشته باشن که‬
‫حس خونه رو بهشون بده‬

19:27.270 --> 19:28.897
‫آره، معلومه‬

19:29.564 --> 19:31.441
‫- می‌تونیم یه لحظه روراست باشیم؟‬
‫- آره‬

19:31.741 --> 19:34.419
‫قبول داری این خونه از همه‌ی خونه‌هایی که دیدی،‬

19:34.443 --> 19:36.212
‫کم‌تر حس خونه رو می‌ده؟‬

19:36.237 --> 19:38.740
‫- دخترهام از اینجا متنفر می‌شن‬
‫- آره، این خونه‌ای نیست که می‌خوای‬

19:38.765 --> 19:40.568
‫خوبه. این رو هم روشن کردیم‬

19:40.593 --> 19:43.846
‫یه‌کم برگردیم عقب. پس عاشق سفری...‬

19:43.870 --> 19:45.038
‫هوم‬

19:45.121 --> 19:47.957
‫هر روز صبح هم از روی میل خودت‬
‫تختت رو مرتب می‌کنی‬

19:48.041 --> 19:50.627
‫- آره‬
‫- پس تو هیچ عیب‌ونقصی نداری؟‬

19:50.710 --> 19:52.253
‫بعضی‌ها دوست دارن بدونن‬

19:52.337 --> 19:54.797
‫باورم نمی‌شه این رو گفتم‬

19:56.341 --> 19:58.051
‫به نظرم آدم خیلی جذابی هستی‬

19:58.134 --> 20:00.511
‫- بس کن، بس کن!‬
‫- هستی‬

20:00.535 --> 20:01.982
‫دیگه چی؟‬

20:02.460 --> 20:03.879
‫ام...‬

20:04.682 --> 20:09.133
‫خیلی خوشم میاد که مثل عروسک کوکی پرجنب‌وجوشی‬

20:10.188 --> 20:12.440
‫خیلی... دل‌نشینه‬

20:12.941 --> 20:14.359
‫خودتم می‌دونی دل‌نشینه‬

20:15.735 --> 20:19.364
‫خب، چون وقتی ازم تعریف می‌کنن،‬
‫دست‌وپام رو گم می‌کنم،‬

20:20.406 --> 20:23.409
‫اوف، بذار یه لحظه نفس بکشم‬

20:28.915 --> 20:30.375
‫خیلی‌خب‬

20:33.294 --> 20:37.173
‫درباره‌ی منظره راست می‌گفتی.‬
‫عجب منظره‌ایه‬

20:38.216 --> 20:39.592
‫با این حال،‬

20:40.260 --> 20:44.430
‫داشتن منظره‌ی شهر واقعاً برام اون‌قدر مهم نیست‬

20:44.514 --> 20:45.932
‫جدی؟‬

20:46.015 --> 20:49.727
‫پس چرا تا شب اینجا موندیم که منظره رو ببینیم؟‬

20:54.524 --> 20:57.151
<i>‫♪ اعتراف می‌کنم، اعتراف می‌کنم ♪‬</i>

20:57.986 --> 21:02.991
<i>‫♪ هر لحظه که این لباس تنمه ♪‬</i>

21:03.342 --> 21:07.832
<i>‫♪ ذهنم یه لحظه آروم نمی‌گیره ♪‬</i>

21:07.857 --> 21:09.158
‫اوه‬

21:09.182 --> 21:10.266
<i>‫♪ انگار تو ساخته شدی... ♪‬</i>

21:10.290 --> 21:11.874
‫خیلی ممنون از همه‌تون‬

21:13.334 --> 21:15.128
<i>‫♪ که از تنم درش بیاری... ♪‬</i>

21:15.153 --> 21:18.214
‫یه کوکتل بدون الکلِ خوشمزه‌ی دیگه براتون بیارم؟‬

21:18.238 --> 21:20.365
‫- می‌خوای مست بشم؟‬
‫- آره‬

21:21.009 --> 21:23.094
‫نه، ممنون، نمی‌خوام‬

21:23.594 --> 21:26.617
‫هرچی امشب سر این میز گذشت رو شنیدم‬

21:27.307 --> 21:30.893
‫چه خجالت‌آور. نصیحتی چیزی برام نداری؟‬

21:31.561 --> 21:33.371
‫نه، چیز خاصی به ذهنم نمی‌رسه‬

21:33.396 --> 21:35.273
‫ولی یه چیزی هست که می‌خوام بگم‬

21:35.297 --> 21:36.522
‫خیلی‌خب‬

21:37.317 --> 21:38.985
‫من می‌تونم چسب زخمت باشم‬

21:39.068 --> 21:41.195
<i>‫♪ تو منو به فکر انداختی ♪‬</i>

21:41.279 --> 21:44.115
‫اگه شوخی می‌کنی، شوخی خیلی بی‌رحمانه‌ایه‬

21:44.198 --> 21:48.369
‫از شوخی متنفرم. اصلاً شوخ‌طبع نیستم.‬
‫ولی به نظرم خیلی بانمکی‬

21:49.495 --> 21:53.041
‫خب، از این خراب‌شده بریم بیرون؟‬

21:53.124 --> 21:54.751
<i>‫♪ عاشق اینم که ران پام رو می‌بوسی ♪‬</i>

21:54.834 --> 21:57.712
<i>‫♪ هیچ کاری نمی‌تونه نظرم رو عوض کنه ♪‬</i>

21:57.795 --> 22:01.007
‫حس می‌کنم توی این مراسم مثل یه غریبه می‌شم‬

22:01.090 --> 22:02.175
‫کنار گذاشته می‌شم‬

22:02.884 --> 22:04.469
‫اصلاً اجازه دارم با خودم مهمون بیارم؟‬

22:04.552 --> 22:07.555
‫من و جوئن حرف زدیم.‬
‫به نظرمون بهتره بابا رو هم بیاری‬

22:07.638 --> 22:09.515
‫خیلی خندیدیم‬

22:10.099 --> 22:13.061
‫می‌خوایم شما هم توی کارها شریک باشید، خب؟‬

22:13.086 --> 22:15.163
‫ایده‌ی اصلی مال ماست، ولی نظرتون هم برامون مهمه‬

22:15.188 --> 22:18.191
‫توی هر بحثی هم بخواید، می‌تونید شرکت کنید‬

22:18.274 --> 22:19.359
‫ممنون‬

22:19.942 --> 22:21.986
‫مامان، یه تیکه کیک دیگه می‌خوای؟‬

22:22.070 --> 22:23.946
‫- آره‬
‫- خب، بیا‬

22:27.065 --> 22:28.237
‫خب،‬

22:29.330 --> 22:30.888
‫براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم‬

22:30.912 --> 22:32.205
‫ممنون‬

22:32.315 --> 22:36.274
‫ولی اگه به یه دلیل عجیب،‬
‫یکی از ایده‌های افتضاح‌تون جواب نداد،‬

22:36.299 --> 22:38.561
‫دوباره می‌ریم سراغ ایده‌های من‬

22:38.586 --> 22:40.421
‫ایلان، بیا‬

22:45.176 --> 22:46.552
‫خیلی آموزنده بود‬

22:46.576 --> 22:49.093
‫آره، دقیقاً نمی‌دونم چی شد، ولی...‬

22:50.431 --> 22:52.266
‫فکر کنم امشب ما بُردیم‬

22:53.812 --> 22:54.995
‫شاید‬

22:55.019 --> 22:57.772
‫ببین، واقعاً بهت افتخار می‌کنم‬

22:57.855 --> 22:59.665
‫- مرسی‬
‫- بالاخره چسب زخم رو کندی‬

22:59.690 --> 23:02.819
‫منم بهت افتخار می‌کنم که نرفتی اون جلسه.‬
‫حیف خوشگلی تو بود‬

23:02.902 --> 23:04.237
‫می‌دونم‬

23:04.320 --> 23:08.825
‫خیلی راحت‌تر و بی‌خیال‌تر شدی.‬
‫کلاً عوض شدی‬

23:08.908 --> 23:10.368
‫اون فال‌گیر تاروت چی گفت؟‬

23:11.119 --> 23:12.662
‫خب...‬

23:13.454 --> 23:17.500
‫گفت من یه نویسنده‌ی واقعی‌ام‬
‫و از پسش برمیام، پس...‬

23:17.524 --> 23:18.817
‫- آره‬
‫- آره؟‬

23:18.842 --> 23:19.961
‫می‌دونستم‬

23:19.986 --> 23:21.646
‫آره، می‌دونستی‬

23:21.671 --> 23:23.020
‫بعد، توی راه خونه،‬

23:23.045 --> 23:25.901
‫پشت‌سرهم ایده‌های خیلی خوبی به ذهنم رسید‬

23:25.925 --> 23:28.719
‫فکر کنم فهمیدم چطور طرح کتابم رو درست کنم‬

23:29.345 --> 23:31.389
‫آره، حس می‌کنم اوضاعم خوبه‬

23:33.141 --> 23:35.017
‫ولی فکر کنم باید یه‌کم بخوابم‬

23:35.101 --> 23:36.769
‫- باشه‬
‫- راستی!‬

23:36.853 --> 23:38.521
‫یه چیزی برات آوردم‬

23:38.604 --> 23:40.273
‫- چه باحال‬
‫- اینه‬

23:40.898 --> 23:41.899
‫هوم‬

23:42.942 --> 23:48.030
‫- این یعنی چی؟ چرا برای من آوردی؟‬
‫- نمی‌دونم. فقط دزدیدمش، پس...‬

23:48.054 --> 23:50.129
‫سلام، مامان. دیر اومدی خونه‬

23:50.283 --> 23:51.430
‫اوه!‬

23:51.742 --> 23:53.995
‫مهمونی انگار تمومی نداشت‬

23:54.078 --> 23:56.038
‫- بینا یه‌کم...‬
‫- آدم سختیه؟‬

23:56.122 --> 23:59.292
‫آره، آره، تازه یه‌کم هم...‬

23:59.316 --> 24:00.410
‫عین کابوسه؟‬

24:00.435 --> 24:02.604
‫راستش، واسه همینه که دوستش دارم‬

24:02.628 --> 24:05.339
‫- خب، می‌رم بخوابم. دوستت دارم‬
‫- دوستت دارم، عزیزم‬

24:05.423 --> 24:07.300
‫- شب به‌خیر‬
‫- شب به‌خیر‬

24:07.800 --> 24:09.010
‫اون چیه؟‬

24:09.093 --> 24:12.096
‫یه کارته که مورگان از فال‌گیر تاروت گرفته‬

24:12.180 --> 24:13.764
‫کارت دو جامه‬

24:13.848 --> 24:17.310
‫قوی‌ترین کارت عشق توی کل دسته‌ست‬

24:17.393 --> 24:19.770
‫خب، چرا داده به من؟‬

24:19.854 --> 24:21.481
‫وای خدا، اون...‬

24:22.690 --> 24:25.496
‫ساشا، باید خودم برات دو دوتا چهارتا کنم؟‬

24:25.985 --> 24:30.031
‫می‌دونم از مورگان خوشت میاد. می‌دونم‬

24:33.743 --> 24:35.912
<i>‫♪ هوم ♪‬</i>

24:35.995 --> 24:37.830
‫الکی انکارش نکن‬

24:38.664 --> 24:39.874
<i>‫♪ هوم ♪‬</i>

24:39.898 --> 24:41.209
‫باشه‬

24:41.821 --> 24:42.899
‫انکار نمی‌کنم‬

24:42.923 --> 24:46.021
‫تـرجـمـه از:‬
‫« پـارسـا سـرپـرسـت »‬

24:46.051 --> 24:51.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

24:51.051 --> 24:58.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

24:58.392 --> 25:01.187
<i>‫♪ وقتی فقط ده درصد شارژ برام مونده ♪‬</i>

25:01.270 --> 25:03.564
<i>‫♪ تو دوباره بهم جون می‌دی ♪‬</i>

25:03.648 --> 25:07.401
<i>‫♪ حالا وقتی هواپیما می‌شینه،‬
‫دیگه کسی نیست بهش پیام بدم ♪‬</i>

25:07.485 --> 25:10.279
<i>‫♪ یا موقع پرواز بهش زنگ بزنم ♪‬</i>

25:10.363 --> 25:14.617
<i>‫♪ راست، چپ، قدم‌های کوچیک ♪‬</i>

25:14.700 --> 25:17.620
<i>‫♪ خودم تکیه‌گاه خودم می‌شم ♪‬</i>

25:17.703 --> 25:20.623
<i>‫♪ این آخر راه نیست. تازه دارم خودم رو می‌سازم ♪‬</i>

25:20.706 --> 25:22.542
<i>‫♪ راست، چپ ♪‬</i>

25:23.209 --> 25:27.964
<i>‫♪ فعلاً دارم قدم‌های کوچیک برمی‌دارم ♪‬</i>

25:29.507 --> 25:33.344
<i>‫♪ قدم‌های کوچیک ♪‬</i>

25:33.427 --> 25:38.140
<i>‫♪ قدم‌های کوچیک ♪‬</i>

25:39.183 --> 25:43.271
<i>‫♪ قدم‌های کوچیک ♪‬</i>

25:44.647 --> 25:48.025
<i>‫♪ قدم‌های کوچیک ♪‬</i>
