WEBVTT

00:00.221 --> 00:09.878
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:38.091 --> 00:39.149
‫سلام.

00:39.226 --> 00:40.685
‫سلام، چه خبر؟

00:40.686 --> 00:43.646
‫فعلاً هیچی.
‫نیم‌ساعتـه دارم نرمش می‌کنم.

00:43.647 --> 00:46.983
‫بهتره حداقل یه ورزش جدی بکنم.

00:46.984 --> 00:50.653
‫جفت‌مون می‌دونیم که اهل ورزش نیستی.
‫نظرت چیـه بیخیال شی؟

00:50.654 --> 00:54.324
‫خیلی قشنگ شدی، ولی ارزش نداره.
‫بعدش هم عملاً داری طرف رو می‌پایی.

00:54.325 --> 00:56.815
‫این پاییدن نیست، عزیزم
‫چون توی خونه‌ی خودم وایستادم.

00:56.994 --> 00:59.954
‫الهی بمیرم، منظورم
‫خونه‌ی خودم و نوآست.

00:59.955 --> 01:03.291
‫اگه این‌قدر نوآ رو دوست داری،
‫پس چرا روی تراویس قفلی زدی؟

01:03.292 --> 01:05.585
‫- می‌خوای برگشت بزنی؟
‫- خدا نکنه.

01:05.586 --> 01:08.160
‫یادتـه بهم گفت واقعاً بامزه‌ام؟

01:08.274 --> 01:11.724
‫می‌خوام بهم اعتراف کنه که خودش
‫گند زده و اون‌لحظه باید خوشگل باشم.

01:11.926 --> 01:13.927
‫آخرین بار،
‫شبیه بینا لباس پوشیده بودم.

01:13.928 --> 01:16.471
‫- وای، اصلاً بهت نمی‌اومد.
‫- باید برم.

01:16.472 --> 01:18.765
‫باشه... موفق و مؤید باشی.

01:25.731 --> 01:27.190
‫رفتی بدویی؟

01:27.191 --> 01:29.026
‫نه بابا... من و دویدن؟

01:29.469 --> 01:32.888
‫آخرین مزوزا رو پیدا کردید،
‫جناب خاخام ارشد؟

01:32.947 --> 01:36.407
‫چه عنوان گوش‌نوازیـه...
‫ولی نه، پیدا نکردم.

01:36.408 --> 01:39.452
‫اتاق‌مون هنوز لُختِ لُختـه.
‫هیچی حفاظتی نداره.

01:39.453 --> 01:44.165
‫نظرت چیـه آخرین مزوزا رو

01:44.166 --> 01:46.376
‫توی جشن خونه‌نویی‌مون نصب کنیم؟

01:46.377 --> 01:49.587
‫مهمونی‌مون رسماً حس‌وحال یهودی بگیره.

01:49.588 --> 01:51.172
‫توی کلاس بهم یاد دادن.

01:51.173 --> 01:57.638
‫اون‌وقت جشن‌مون تبدیل می‌شه
‫به یه «هانوییت بابایت» واقعی!
(«هانوییت بابایت»: اصطلاحی عبری به‌معنای «جشن خونه‌نویی»)

01:58.681 --> 02:01.057
‫- درست گفتم؟
‫- اصلاً، ولی برام مهم نیست.

02:01.058 --> 02:03.017
‫واقعاً می‌خوای
‫خونه‌نویی‌مون یهودی باشه؟

02:03.018 --> 02:05.645
‫اگه برات زیادی یهودیـه...

02:05.646 --> 02:08.189
‫قطعاً برام زیادیـه،
‫ولی به‌خاطر تو عیب نداره.

02:08.190 --> 02:11.818
‫خاخام ایدِن رو هم دعوت کردم،
‫ولی جواب پیامک‌هام رو نداده.

02:11.819 --> 02:14.362
‫حتی وقتی منصوب شدم، بهم تبریک نگفت.

02:14.363 --> 02:15.864
‫- چه عجیب.
‫- آره.

02:15.865 --> 02:19.409
‫احساس می‌کنم از اون‌هاست که
‫می‌خواسته نوآ همون آدم سابق بمونه.

02:19.410 --> 02:22.704
‫- آقای فیشر هم اسمی نیاورده بود.
‫- بَد به دلت راه نده.

02:22.705 --> 02:25.915
‫دیگه چی می‌خوایم؟
‫شراب نارنجی طبیعی هم خریدم.

02:25.916 --> 02:28.126
‫- آفرین!
‫- قربانت.

02:28.127 --> 02:31.212
‫فکر کنم باید به همسایه‌ها
‫بگیم که مهمونی داریم.

02:31.213 --> 02:34.466
‫آره، البته به تراویس نگفتی هم نگفتی.

02:36.020 --> 02:37.058
‫نگم؟

02:37.678 --> 02:41.014
‫راستی... بین شما دوتا چی شد؟

02:41.015 --> 02:42.891
‫دَه ماه من رو اسگلِ خودش کرد

02:42.892 --> 02:46.730
‫و کاری کرد دیوونه بشم.

02:46.755 --> 02:47.812
‫خب.

02:47.813 --> 02:52.192
‫فکر کنم بعداز
‫شیشمین جدایی‌مون، بهم گفت

02:52.193 --> 02:55.112
‫فقط ۲۰درصد از وجودش
‫می‌خواد با من باشه.

02:58.073 --> 03:00.200
‫خب به‌جاش ۱۰۰درصد
‫از من می‌خواد با تو باشه.

03:00.201 --> 03:02.702
‫بعدش هم من کسی رو اسگل نمی‌کنم.

03:02.703 --> 03:04.954
‫لیاقت شما یه عشق کاملـه.
‫نوش جان.

03:04.955 --> 03:06.789
‫زمان‌بندی‌ت حرف نداره، شیطون.

03:06.790 --> 03:07.832
‫دست خودم نیست.

03:07.833 --> 03:09.210
‫مادرزادی این‌طوری‌ام.

03:09.533 --> 03:10.544
‫به‌به.

03:12.588 --> 03:16.174
‫مقوله‌ی «غم»
‫از نگاه یهودیت پایانی نداره.

03:16.175 --> 03:18.051
‫بلکه تکامل پیدا می‌کنه.

03:18.052 --> 03:20.511
‫یعنی... تغییر ماهیت می‌ده.

03:20.536 --> 03:24.610
‫بعداز فوت ناگهانی پدرم،
‫این رو خیلی خوب فهمیدم.

03:24.725 --> 03:28.270
‫وای...
‫چه تأثیرگذار و غم‌انگیز بود.

03:29.313 --> 03:31.826
‫راستی دوستان،
‫توی گروه یه پیامی فرستادم

03:31.851 --> 03:34.108
‫و برای خونه‌نوییِ خودم
‫و نوآ دعوت‌تون کردم.

03:34.109 --> 03:37.320
‫فقط نفهمیدم اون لایک‌هایی
‫که فرستادین، معناش چی بود.

03:37.368 --> 03:40.452
‫آخه من و کریستینا
‫فردا قراره بریم دیزنی‌لند...

03:40.616 --> 03:44.035
‫شرمنده، جوئن‌جان.
‫آخه بلیت ماشین‌سواری هم خریدیم.

03:44.036 --> 03:46.287
‫- فدای سرت.
‫- من هم با وکیل آبجی‌م قرار دارم.

03:46.312 --> 03:47.389
‫به‌به.

03:47.456 --> 03:49.082
‫- فکر نکنم بیام.
‫- باشه.

03:49.083 --> 03:51.209
‫یهودی‌های مجرد هم هستن؟

03:51.210 --> 03:52.877
‫شاید یکی‌دوتا باشن.

03:52.878 --> 03:54.535
‫یکی هم کافیـه.
‫من می‌آم.

03:54.630 --> 03:58.049
‫خانم خاخام؟
‫فکر کنم پیام نوآ به دست شما نرسیده.

03:58.116 --> 04:02.078
‫ای وای... نمی‌تونم بیام.
‫با دخترخاله‌م قرار شام دارم.

04:03.152 --> 04:06.266
‫- برگردیم به موضوع فوت پدرم...
‫- بله.

04:06.267 --> 04:09.978
‫ما خیلی با هم صمیمی بودیم.
‫آخرین حرفی که بهم زد...

04:09.979 --> 04:12.647
‫- مگه دخترخاله‌ش چند روز می‌مونه؟
‫- موندن چیـه؟

04:12.648 --> 04:14.525
‫طرف توی لس‌آنجلس زندگی می‌کنه.

04:15.734 --> 04:17.986
‫دیدی گفتم یه چیزی شده.

04:18.676 --> 04:22.032
‫به نظرم باید مستقیم
‫ازش بپرسی فازش چیـه.

04:22.616 --> 04:24.534
‫یعنی ازش بپرسم
‫چرا باهام حال نمی‌کنه؟

04:24.535 --> 04:26.744
‫- آره.
‫- نه، مثل عقده‌ای‌ها می‌شم.

04:26.745 --> 04:30.456
‫آخه الان تو رئیس اون حساب می‌شی.
‫مقام اون ازت پایین‌تره.

04:30.457 --> 04:33.544
‫وقتی احضارش می‌کنی،
‫باید بهت احترام بذاره.

04:34.044 --> 04:38.966
‫آره، راست می‌گی.
‫الان بهش پیام می‌دم.

04:43.918 --> 04:44.930
‫عع...

04:51.395 --> 04:53.771
‫- سلام.
‫- عع، سلام.

04:53.772 --> 04:57.349
‫راستی ما فرداشب جشن خونه‌نویی داریم.

04:57.406 --> 04:59.444
‫خونواده و دوست‌های عزیزمون دعوت شدن

04:59.445 --> 05:03.425
‫و شاید توی محله خیلی سروصدا بشه.

05:03.450 --> 05:04.699
‫- راحت باشین.
‫- باشه.

05:04.700 --> 05:07.827
‫راستی هنوز با اون دختره مورگان رفیقـی؟
‫خیلی آس بود.

05:07.828 --> 05:09.038
‫اون هم می‌آد؟

05:09.538 --> 05:10.831
‫آره، خواهرمـه.

05:11.477 --> 05:12.505
‫عجب.

05:13.917 --> 05:16.919
‫اگه دوست داشتی، تو هم دعوتـی.

05:16.920 --> 05:21.216
‫حتماً حتماً...
‫اگه یادم بمونه، می‌آم.

05:22.612 --> 05:23.635
‫باشه.

05:27.431 --> 05:28.682
‫صبر کن ببینم.

05:29.183 --> 05:32.393
‫چی شد یه‌هو دعوتش کردی؟
‫گفتی باهاش حال نمی‌کنی.

05:32.394 --> 05:34.980
‫واسه همین می‌خوام
‫کاری کنم از حسادت بمیره.

05:35.481 --> 05:37.149
‫- حسادت...
‫- بله.

05:38.369 --> 05:40.134
‫چرا طرف این‌قدر برات مهمـه؟

05:40.361 --> 05:45.073
‫همین‌الانش هم توی
‫یه رابطه‌ی سالم با یه آدم درستـی.

05:45.074 --> 05:48.910
‫بله و می‌خوام همین رو
‫از نزدیک ببینه و حرص بخوره.

05:49.135 --> 05:51.913
‫کاملاً طبیعیـه که بخوای
‫حرص دوست‌پسر سابق رو دربیاری.

05:51.914 --> 05:55.375
‫مطمئنـی؟ به نظرت رفتار سالم‌تر
‫این نیست که نفرت رو فراموش کنـ

05:55.376 --> 05:57.334
‫مثل خاخام‌ها برام روضه نخون.

05:57.359 --> 05:59.837
‫عشق منـی، ولی چون مَردی،
‫این چیزها رو نمی‌فهمی.

05:59.838 --> 06:02.216
‫- از هر زن عاقلی بپرسی، باهام موافقـه.
‫- باشه.

06:02.716 --> 06:06.511
‫تراویس من رو توی بَدترین شرایط دیده
‫و حالا می‌خوام بهترین نسخه‌م رو ببینه.

06:06.512 --> 06:09.180
‫آها، همین نسخه‌ای که دنبال انتقامـه.

06:09.181 --> 06:10.098
‫- دقیقاً.
‫- باشه.

06:10.099 --> 06:11.224
‫بالاخره درکم کردی.

06:11.225 --> 06:13.508
‫اگه بیاد، فکر نکنی
‫عوضی‌بازی درمی‌آرم...

06:13.660 --> 06:16.037
‫ولی فاصله‌م رو حفظ می‌کنم.

06:16.105 --> 06:18.311
‫براش حدومرز می‌ذاری.
‫خوشم اومد.

06:18.418 --> 06:21.963
‫بعدش هم احتمالاً
‫فقط ۲۰درصد از وجودش می‌آد.

06:22.378 --> 06:23.530
‫جوکت رو زود گفتی.

06:24.488 --> 06:25.531
‫ایدِن جواب داد.

06:26.782 --> 06:29.325
‫«سعی می‌کنم بیام»... عجب.

06:29.326 --> 06:31.119
‫تو این‌قدر طولانی براش نوشتی.

06:31.120 --> 06:34.580
‫دو پاراگراف نوشتم دیگه.
‫وضعیت پارکینگ هم توضیح دادم.

06:34.581 --> 06:36.791
‫حتی گفتم دخترخاله‌ت رو بیار.

06:36.982 --> 06:38.692
‫«سعی می کنم بیام».
‫واقعاً که.

06:39.294 --> 06:41.637
‫شاید از همون‌هایی بوده
‫که نمی‌خواسته این کار گیرت بیاد.

06:42.631 --> 06:45.258
‫- فکر کنم دلیلش رو فهمیدم.
‫- با هم خوابیدین؟

06:45.259 --> 06:48.177
‫چی؟ نه بابا.
‫چرا همیشه به این چیزها فکر می‌کنی؟

06:48.178 --> 06:49.259
‫نمی‌دونم.

06:49.304 --> 06:50.304
‫ببین.

06:50.533 --> 06:54.120
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم
‫که از گفتنش شرم دارم.

06:54.643 --> 06:56.103
‫- باشه.
‫- آره.

06:57.396 --> 06:58.814
‫چند سال پیش...

07:01.191 --> 07:02.316
‫ایدِن اومد پیشم...

07:02.317 --> 07:04.652
‫- و لخت بود!
‫- نه!

07:04.653 --> 07:06.362
‫- نه.
‫- ببخشین. ادامه بده.

07:06.363 --> 07:07.614
‫اومد پیشم...

07:10.633 --> 07:11.926
‫و دید که من...

07:13.078 --> 07:15.288
‫توی یوم کیپور دارم قهوه می‌خورم.
(«یوم کیپور» یا «روز کیپور» مقدس‌ترین روز توی تقویم یهودی‌هاست
‫که باید همه‌شون به‌مدت ۲۵ ساعت روزه‌ی کامل بگیرن.)

07:15.424 --> 07:16.789
‫خودم می‌دونم اشتباهـه.

07:16.790 --> 07:18.332
‫- من... ببین جوئن...
‫- وای...

07:18.333 --> 07:21.544
‫- آخه بَدجور خمار کافئین بودم.
‫- یعنی دلیلش همینـه؟

07:21.545 --> 07:24.088
‫من رو به‌عنوان
‫خاخام ارشد قبول نداره.

07:24.089 --> 07:25.882
‫من هم باشم، قبول ندارم.

07:25.883 --> 07:26.979
‫خیلی‌خوب.

07:28.010 --> 07:31.722
‫ببخشین، ولی حالا که این رو می‌دونم،
‫باید دوباره ارزیابی کنم...

07:32.117 --> 07:33.117
‫درک می‌کنم.

07:33.155 --> 07:34.781
‫واقعاً دیگه نمی‌شناسمت.

07:34.850 --> 07:36.259
‫به خدا آدم بَدی نیستم.

07:36.435 --> 07:39.605
‫واقعاً نمی‌تونم...
‫من همچین کاری نمی‌کردم.

07:43.275 --> 07:46.736
‫- آهای...
‫- آخه کی الان...

07:46.737 --> 07:47.695
‫- عع.
‫- سلام.

07:47.696 --> 07:49.572
‫۳۷ دقیقه زودتر اومدی.
‫خجالت بِکش.

07:49.573 --> 07:51.657
‫- فکر کردم با هم توافق کردیم.
‫- خب آره دیگه.

07:51.658 --> 07:53.951
‫مثلاً دیگه مثل قدیم‌ها
‫غیبت تو رو نمی‌کنم.

07:53.952 --> 07:55.828
‫- عجب.
‫- امشب با همین لباسـی؟

07:55.829 --> 07:57.955
‫- بعله.
‫- عع... خیلی‌خوب.

07:57.956 --> 08:00.333
‫برات روغن زیتون آوردم.

08:00.334 --> 08:03.377
‫جالبـه وقتی یهودی هستی،
‫آدم‌ها مواد غذایی‌ت رو تأمین می‌کنن.

08:03.378 --> 08:08.826
‫وقتی یه یهودی می‌میره رو چی می‌گی؟
‫غذاها همین‌طور می‌آد.

08:08.851 --> 08:09.935
‫وای.

08:11.345 --> 08:15.224
‫بگذریم... خیلی خوش‌حالـم که شما دوتا
‫با همـین، ولی امشب نمی‌تونم بمونم.

08:15.807 --> 08:17.767
‫ببخشین، می‌دونم آدم بَدی‌ام.

08:17.768 --> 08:21.687
‫ولی من و ساشا دیگه
‫نمی‌تونیم جلوی همه ادا دربیاریم.

08:21.688 --> 08:22.772
‫زیاده‌روی می‌شه.

08:22.773 --> 08:25.775
‫کِی قراره به همه اعلام کنین؟

08:25.776 --> 08:28.528
‫فکر کنم... به زودی.

08:28.529 --> 08:30.988
‫می‌خوام اول واسه خودم هضم بشه.

08:30.989 --> 08:32.090
‫تو خوبـی دیگه؟

08:32.719 --> 08:35.077
‫- کلاً می‌پرسم.
‫- آره بابا.

08:36.161 --> 08:39.289
‫می‌دونم خیلی عجیبـه...
‫ولی حالم خوبـه.

08:39.790 --> 08:43.543
‫حداقل دیگه از روی زمین
‫حوله‌ی خیس بلند نمی‌کنم

08:43.544 --> 08:47.672
‫و توی کلاس‌های املاک
‫و مستغلات هم ترکوندم.

08:47.673 --> 08:48.839
‫به کسی نگی، ولی...

08:48.840 --> 08:51.842
‫حسابم توی نرم‌افزار
‫با سه‌تا مَرد جور شده

08:51.843 --> 08:54.804
‫که خوشبختانه
‫شبیه قاتل‌های سریالی نیستن.

08:54.805 --> 08:56.357
‫- عجب.
‫- آره.

08:56.390 --> 08:57.932
‫مثل خر ذوق کردم.

08:57.957 --> 08:59.267
‫خوش‌حالـم اومدی.

08:59.268 --> 09:00.643
‫وظیفه‌ست.

09:08.678 --> 09:10.254
‫حنوکا هاباییت مبارک!

09:12.698 --> 09:14.198
‫ممنون...

09:14.199 --> 09:16.075
‫- خواهش می‌شه.
‫- از هر دوتون...

09:16.076 --> 09:19.829
‫که یه دونه هدیه گرفتین،
‫بااین‌که خیلی وقتـه از هم جدا شدین.

09:19.830 --> 09:22.290
‫وقتی گُلدون رو دیدیم، یاد تو افتادیم.

09:22.291 --> 09:24.500
‫این گیاه فسقلی و خاردار
‫شما رو یاد من انداخت؟

09:24.501 --> 09:27.086
‫- شبیه نیست؟
‫- گُل لاله مثلاً مناسب بود.

09:27.087 --> 09:30.089
‫چون هزار بار بهتون گفتم
‫که گُل موردعلاقه‌مـه.

09:30.090 --> 09:32.216
‫عزیزم، اون‌قدر پُرحرف بودی
‫که اصلاً توجه نمی‌کردم.

09:32.217 --> 09:34.218
‫- من هم همین‌طور، پدرجان.
‫- عع؟

09:34.219 --> 09:35.136
‫- بیاین داخل.
‫- سلام.

09:36.847 --> 09:37.763
‫چطوری، داداش؟

09:37.764 --> 09:38.973
‫- نوآ.
‫- جان؟

09:38.974 --> 09:41.142
‫دروغ‌هایی که واسه
‫اِستر گفتم، ته کشیده.

09:41.143 --> 09:45.396
‫مگه یه آدم چند بار
‫با دوست‌هاش می‌ره سِدونا؟

09:45.397 --> 09:47.815
‫- مامان می‌فهمه دیگه.
‫- امشب نباید بفهمه.

09:47.816 --> 09:49.775
‫- جشن نابود می‌شه.
‫- آخه حواسش خیلی جمعـه.

09:49.776 --> 09:52.778
‫حتی وقتی اون خال کوچیک
‫روی شونه‌م رو برداشتم، فهمید.

09:52.779 --> 09:57.576
‫- اون کجاش کوچیک بود؟
‫- حقوق خاخام‌ها چقدره؟

09:58.160 --> 10:01.329
‫- به‌به، سباستین. خوش اومدی.
‫- سلام. مبارکـه.

10:01.330 --> 10:03.835
‫- ایشون برادرم ساشاست.
‫- سلام. ساشا هستم.

10:04.853 --> 10:05.875
‫سلام به خودت!

10:05.899 --> 10:07.775
‫- سلام.
‫- ایشون تانر، هم‌گروهی منـه.

10:07.800 --> 10:08.814
‫سلام.

10:12.299 --> 10:14.091
‫- چطوری هنوز ندیدیش؟
‫- چی رو؟

10:14.092 --> 10:15.760
‫«مجیورش کن» معروف شده!

10:15.761 --> 10:18.220
‫فرِیزر از برنامه‌ی «زیر عرشه» هم
‫درباره‌ش توییت زد.

10:18.221 --> 10:21.223
‫طرف همیشه یه چیزی می‌گه.
‫اَندی کوهن هم توییتش رو بازنشر کرده.

10:21.224 --> 10:22.350
‫- دروغ می‌گی!
‫- به خدا.

10:22.351 --> 10:24.352
‫- یعنی اَندی کوهن اسمم رو می‌دونه؟
‫- آره.

10:24.353 --> 10:26.604
‫باباجون!
‫اَندی کوهن من رو می‌شناسه!

10:26.605 --> 10:29.482
‫به‌به، پس قراره با اَندی کوهن
‫رفت‌وآمد داشته باشیم.

10:29.483 --> 10:31.150
‫- خیلی هم عالی.
‫- وای آره.

10:31.151 --> 10:33.819
‫عزیزم، بهت افتخار می‌کنیم
‫که این‌قدر معروف شدی.

10:33.820 --> 10:35.363
‫می‌خوام به همه بگم.

10:35.364 --> 10:37.031
‫خیلی جالبـه.

10:37.032 --> 10:39.492
‫ولی فقط توی شبکه‌ی براوو دیده شده.

10:39.493 --> 10:41.243
‫در اون حد معروف نیست.

10:41.244 --> 10:42.787
‫نه، اتفاقاً ترکونده.

10:42.788 --> 10:45.247
‫آمار مخاطب‌های
‫قسمت «مجبورش کن» رو گرفتم.

10:45.248 --> 10:47.833
‫موفق‌ترین قسمتی بوده
‫که تا حالا داشتیم.

10:47.834 --> 10:49.377
‫- شوخی نکن!
‫- باور کن.

10:49.378 --> 10:50.878
‫- وای!
‫- آره.

10:50.879 --> 10:52.797
‫- خیلی عجیبـه.
‫- باریکلا.

10:52.798 --> 10:54.048
‫من هم گوش دادم.

10:54.049 --> 10:56.384
‫انگار اصلاً نمی‌فهمیدی
‫داری چی می‌گی...

10:56.385 --> 10:58.135
‫ولی خوش‌حالـم مردم استقبال کردن.

10:58.136 --> 10:59.720
‫الان منظورت چیـه؟

10:59.721 --> 11:02.941
‫منظورم اینـه که تو
‫هیچ فلسفه‌ی مشخصی نداری.

11:03.017 --> 11:04.684
‫- خیلی هم دارم.
‫- آره.

11:04.685 --> 11:06.894
‫- معلومـه که دارم.
‫- خب چیـه؟

11:07.047 --> 11:08.105
‫«مجبورش کن».

11:08.346 --> 11:09.429
‫کی رو مجبور کنه؟

11:09.564 --> 11:11.073
‫- همون‌ها دیگه.

11:11.441 --> 11:12.808
‫مجبور به چی کنه؟

11:12.837 --> 11:14.193
‫کم‌کم به ذهنش می‌رسه...

11:14.194 --> 11:16.237
‫یه‌کم زمان می‌بره
‫تا فکرم سر جاش بیاد...

11:16.238 --> 11:17.988
‫آخه تعداد آدم‌های توی ذهنم زیاده.

11:17.989 --> 11:20.825
‫باشه، تو فعلاً فکر کن.
‫من هم برم جیش کنم.

11:20.826 --> 11:23.869
‫باشه، حتماً برگرد
‫تا برات تعریف کنم، جنده‌خانم.

11:23.870 --> 11:27.957
‫ولش کن. سعی کن تمرکز کنی.
‫الان یه اتفاق خوب برات افتاده.

11:27.958 --> 11:30.710
‫- چی می‌گی تو؟
‫- پتانسیل موفقیت داری.

11:30.939 --> 11:32.482
‫من می‌شم مدیر برنامه‌هات.

11:32.838 --> 11:34.922
‫مدیر برنامه هم بودی و ما نمی‌دوستیم؟

11:34.923 --> 11:38.008
‫خودم هم نمی‌دونستم،
‫ولی می‌شه راحت مدیر شد.

11:38.009 --> 11:39.093
‫- پسرم.
‫- مامان‌جون.

11:39.094 --> 11:41.721
‫سنجاق‌سینه‌ت خیلی قشنگـه.
‫دوستش دارم.

11:41.722 --> 11:44.473
‫قربونت.
‫راستی... اِستر کجاست؟

11:44.474 --> 11:46.892
‫اِستر... خونه‌ست.
‫حالش خوب نبود، نیومد.

11:46.893 --> 11:49.311
‫زنت مریضـه و تو تنهاش گذاشتی؟

11:49.312 --> 11:51.397
‫مریض نیست.
‫فقط سرش درد می کنه.

11:51.398 --> 11:53.399
‫درد خفیفـه یا نه؟

11:53.400 --> 11:55.818
‫گیج‌گاه‌هاش درد می‌کنه
‫یا فقط یه طرفِ سرش؟

11:55.819 --> 11:57.820
‫اگه یه طرف باشه، شاید تومور مغزیـه.

11:57.821 --> 12:00.072
‫ای وای، سریع به دکتر کتز زنگ بزن.

12:00.073 --> 12:02.700
‫تومور نیست.
‫گوشی‌م همراهم نیست...

12:02.701 --> 12:05.161
‫یعنی چی که همراهت نیست؟
‫خودم بهش زنگ می‌زنم.

12:05.162 --> 12:07.354
‫- این رو بگیر، ایلان.
‫- مثلاً بچه بزرگ کردیم.

12:11.251 --> 12:12.418
‫- الو؟
‫- سلام.

12:12.419 --> 12:14.336
‫- همسایه رو دید می‌زنی؟
‫- نه، ببخشین.

12:14.337 --> 12:16.172
‫- روی مهمونی تمرکز کن.
‫- باشه.

12:16.173 --> 12:18.549
‫- این جشن ماست.
‫- باشه. راست می‌گی.

12:18.550 --> 12:21.553
‫ایول!
‫اومد اومد...

12:24.765 --> 12:25.848
‫آهای.

12:25.849 --> 12:29.018
‫به‌به، سلام!
‫بالاخره اومدی.

12:29.019 --> 12:31.228
‫تبریک می‌گم.
‫خونه‌ی قشنگیـه.

12:31.229 --> 12:32.313
‫ممنون. لطف داری.

12:32.314 --> 12:34.231
‫- این برای توئـه.
‫- به‌به.

12:34.232 --> 12:35.483
‫- عع...
‫- چه زیبا.

12:35.484 --> 12:37.651
‫گفتم مضمون کتاب
‫با خونه‌نویی هم‌خوانی داره

12:37.652 --> 12:40.196
‫چون درباره‌ی تقدیس
‫فضای خونه و زندگیـه.

12:40.197 --> 12:42.907
‫آره آره... عالیـه.
‫خیلی دوستش دارم.

12:42.908 --> 12:47.244
‫خاخام کوهن هم دوستش داشت
‫و واسه همین بهم هدیه دادش.

12:47.245 --> 12:48.496
‫پس هدیه‌ی دوباره‌ست.

12:48.497 --> 12:51.249
‫- آره، به نوشته‌ی صفحه‌ی اول توجه نکن.
‫- باشه.

12:51.842 --> 12:53.167
‫دلم برای اون مَرد تنگ شده.

12:53.168 --> 12:55.127
‫- بله.
‫- اسطوره بود.

12:55.252 --> 12:56.260
‫- بله.
‫- ای بابا.

12:57.005 --> 12:58.672
‫برای معبدمون فقدان بزرگی بود.

12:58.673 --> 13:00.508
‫هنوز واسه مشکلاتم بهش زنگ می‌زنم.

13:00.509 --> 13:04.220
‫هر وقت مسئله‌ای پیش می‌آد،
‫فقط به اون خاخام زنگ می‌زنم.

13:04.221 --> 13:08.307
‫اتفاقاً کوهن... من رو یه‌جورهایی
‫شاگرد خودش می‌دونست.

13:08.308 --> 13:11.352
‫پس اگه یه‌وقت مسئله‌ای بود
‫یا مشاوره خواستی...

13:11.353 --> 13:13.029
‫من در خدمتـم...

13:15.106 --> 13:17.942
‫بگذریم. خوش‌حالـم که اومدی.
‫از خودت پذیرایی کن.

13:17.943 --> 13:20.569
‫- خونه‌ی خودتـه.
‫- نمی‌تونم زیاد بمونم.

13:20.570 --> 13:22.947
‫- باید به قرار شام برسم.
‫- عجب...

13:22.948 --> 13:25.991
‫آره، یا غذای تایلندی می‌خوریم
‫و یا می‌ریم رستوران جدیده...

13:25.992 --> 13:28.035
‫یه رستوران مدیترانه‌ای.

13:28.036 --> 13:30.996
‫- حتی رزرو نکردین.
‫- کلاً سخت نمی‌گیریم.

13:30.997 --> 13:33.791
‫- پس شُل می‌گیرین.
‫- ولی می‌خوام یه‌کم بمونم.

13:33.792 --> 13:36.085
‫بسیار خوب... شما آزادی هر کاری بکنی.

13:36.086 --> 13:37.461
‫- اینجا کی رو می‌شناسم؟
‫- عع...

13:37.462 --> 13:39.088
‫- بچه‌ها.
‫- آره.

13:39.089 --> 13:41.340
‫- شما هم هستین؟
‫- شُل بگیر.

13:41.341 --> 13:44.635
‫«مجبورش کن» خیلی ترکونده. خواهرزاده‌ی
‫۱۲ساله‌م هم یه کلیپ ازش برام فرستاد.

13:44.636 --> 13:46.679
‫- بچه‌ها هم من رو می‌شناسن؟
‫- بله.

13:46.680 --> 13:50.224
‫- هیچی بهتر از تأییدیه‌ی بچه‌ها نیست.
‫- چطوری به ذهنت رسید؟

13:50.225 --> 13:53.519
‫مورگان یه فلسفه‌ی
‫کامل روی این موضوع داره.

13:53.520 --> 13:56.397
‫آره آره... راست می‌گه.
‫واقعاً دارم.

13:56.398 --> 14:00.901
‫فلسفه‌ی «مجبورش کن»
‫در واقع پنج مرحله داره.

14:00.902 --> 14:04.196
‫اولین مرحله...
‫البته اگه می‌خوای توضیح بدم...

14:04.197 --> 14:07.741
‫- بله لطفاً.
‫- اول مجبورش می‌کنی متوجهت بشه.

14:07.742 --> 14:08.754
‫درستـه.

14:09.019 --> 14:13.189
‫بعدش مجبورش می‌کنی تو رو ببینه.
‫می‌گیری چی می‌گم؟
(«مجبورشون می‌کنی درکت کنه»)

14:13.248 --> 14:17.543
‫توی مرحله‌ی سوم...
‫مجبورش می‌کنی حرف‌هات رو بشنوه.

14:17.544 --> 14:22.175
‫بعدش... می‌رسیم به چهارمی...
‫مجبورش می‌کنی برات ارزش قائل باشه.

14:22.200 --> 14:23.257
‫این رو هستم.

14:23.258 --> 14:24.258
‫- خوشت اومد؟
‫- چجورم.

14:24.259 --> 14:28.846
‫و مرحله‌ی آخر هم مجبورش می‌کنی
‫گوش‌به‌فرمان تو باشه.

14:28.847 --> 14:31.265
‫- آفرین.
‫- مثل پنج فصل یه کتاب می‌مونه.

14:31.266 --> 14:33.601
‫راستی می‌گی.
‫مثل کتابـه.

14:33.602 --> 14:35.811
‫یه عمه دارم که ناشر کتابـه.

14:35.812 --> 14:38.397
‫یه‌کم روانیـه،
‫ولی اعتبار زیادی داره.

14:38.398 --> 14:39.523
‫- چه عالی.
‫- آره.

14:39.524 --> 14:41.525
‫مورگان، تو برو یه نوشیدنی بزن.

14:41.526 --> 14:42.568
‫- آها.
‫- الان نوبت منـه.

14:42.569 --> 14:43.778
‫باشه.

14:44.362 --> 14:45.426
‫رفتم.

14:46.448 --> 14:49.659
‫یادم رفت بگم...
‫من مدیر برنامه‌هاشـم.

14:50.243 --> 14:53.788
‫دوستان، زیربشقابی هم داریم‌ها.
‫استفاده کنین.

14:56.613 --> 14:58.614
‫وای، چه قدی داری.

14:58.710 --> 15:00.294
‫فکر کنم بسکتبالت خوبـه.

15:00.295 --> 15:04.131
‫آره، ولی وقتی شب‌ها توی خیابون
‫پشت‌سر خانم‌ها می‌افتم، ازم می‌ترسن.

15:04.132 --> 15:05.466
‫قد بلند همیشه خوب نیست.

15:05.524 --> 15:08.235
‫من که خیلی شجاعـم.
‫اصلاً نمی‌ترسم.

15:08.803 --> 15:11.388
‫- از هیچی نمی‌ترسی؟
‫- نوآجون.

15:11.389 --> 15:12.806
‫نوآ؟

15:12.807 --> 15:14.433
‫- نوآ، عزیزم؟
‫- جان؟

15:14.434 --> 15:15.487
‫یه سؤال.

15:16.311 --> 15:19.189
‫اون دختره چرا داره
‫ساشا رو با چشم‌هاش می‌خوره؟

15:21.691 --> 15:23.150
‫- راستی مامان...
‫- چیـه؟

15:23.151 --> 15:26.278
‫مامان مامان... نون خالایی که
‫فریدرها آوردن رو امتحان کردی؟

15:26.279 --> 15:27.905
‫- چی؟
‫- کشمش هم داره.

15:27.906 --> 15:29.073
‫- خب داشته باشه.
‫- کشمش!

15:29.074 --> 15:30.616
‫چرا ساشا هم داره بهش لبخند می‌زنه؟

15:30.617 --> 15:33.452
‫من برم به جوئن کمک کنم
‫که به همه خوش‌آمد بگه.

15:33.453 --> 15:34.495
‫چی؟

15:34.496 --> 15:35.663
‫سلام‌علیکم.

15:35.664 --> 15:37.247
‫- سلام.
‫- می‌بینی تو رو خدا؟

15:37.248 --> 15:39.875
‫آره، اصلاً از زیربشقابی
‫استفاده نمی‌کنن.

15:39.876 --> 15:44.088
‫نه، ایدِن رو می‌گم. مهمونی ما رو
‫یه پیش‌برنامه در نظر گرفته.

15:44.089 --> 15:45.631
‫آره...

15:45.632 --> 15:47.250
‫انگار داره از ما سوءاستفاده می‌کنه.

15:47.801 --> 15:50.219
‫راستی تا نرفته،
‫بیا آخرین مزوزا رو نصب کنیم.

15:50.220 --> 15:51.595
‫باشه.

15:51.596 --> 15:54.348
‫دوستان، توجه کنین.

15:54.349 --> 15:58.103
‫می‌خوایم آخرین مزوزا رو نصب کنیم.
‫بدویین بیاین.

16:08.446 --> 16:09.905
‫- مبارکـه.
‫- مبارکـه.

16:09.906 --> 16:11.281
‫- نوآ.
‫- این هم از این.

16:11.282 --> 16:13.075
‫خونه رسماً تطهیر شد.

16:13.076 --> 16:14.284
‫- از همگی ممنونـم.
‫- زنده باد.

16:14.285 --> 16:17.246
‫دوستانی که دست‌خالی اومدن،
‫امیدوارم هدیه رو بعداً برامون پست کنن.

16:17.247 --> 16:18.539
‫عع...

16:18.540 --> 16:23.469
‫جدا از شوخی، خیلی خوش‌حالـیم
‫که این لحظه رو با شما شریک شدیم.

16:27.841 --> 16:30.829
‫آخه رابطه‌ی من و نوآ...

16:31.110 --> 16:35.238
‫مقدس و فرازمینیـه...

16:35.519 --> 16:37.517
‫رابطه‌ای بسیار عمیق...

16:38.018 --> 16:41.646
‫مخصوصاً به‌لحاظ جنسی.

16:42.304 --> 16:43.316
‫خدا مرگم.

16:43.341 --> 16:44.551
‫- چی؟
‫- بله.

16:45.608 --> 16:46.693
‫رابطه‌ای عاشقانه...

16:47.527 --> 16:48.604
‫و مقدس.

16:48.862 --> 16:51.363
‫و حتی می‌شه گفت تقدس این خونه...

16:51.364 --> 16:53.323
‫درست مثل رابطه‌مون...

16:53.324 --> 16:56.618
‫بسیار عمیقـه.

16:56.619 --> 16:57.953
‫- خیلی عمیقـه.
‫- آره.

16:57.954 --> 16:59.705
‫- به عمق رابطه‌ی دونفر.
‫- بله.

16:59.706 --> 17:01.248
‫منظورش رابطه‌ی معنویـه.

17:01.249 --> 17:04.209
‫منظورم رابطه‌ی جنسی هم هست.
‫به هرجای خونه که نگاه می‌کنم...

17:04.210 --> 17:05.461
‫لبخند روی لب‌هام می‌آد...

17:05.462 --> 17:08.422
‫چون می‌دونم اون نقطه رو
‫آب‌پاشی کردیم و غسل تعمید دادیم.

17:08.423 --> 17:12.176
‫- نه نه نه...
‫- توی پذیرایی، آشپزخونه...

17:12.177 --> 17:15.471
‫«غسل تعمید» اصطلاح درستی نیست.

17:15.472 --> 17:21.310
‫این خونه در نوع خودش
‫یه معبد یهودیـه و آشپزخونه هم...

17:21.311 --> 17:22.394
‫فکر کنم چیزی مصرف می‌کنن.

17:22.395 --> 17:23.562
‫فضای مقدس و حلالیـه...

17:23.563 --> 17:25.939
‫حتی مراسم شبات اونجا برگزار می‌شه.

17:25.940 --> 17:26.857
‫بعله.

17:26.858 --> 17:29.068
‫البته اگه یوم کیپور باشه...

17:29.069 --> 17:30.778
‫وارد آشپزخونه نمی‌شیم.

17:30.779 --> 17:31.987
‫وقت غذاست!

17:35.158 --> 17:37.722
‫- من با هم آشناشون کردم. باید بهم هدیه بدن.
‫- ایول، بِرند «فرِت»ـه.

17:47.629 --> 17:49.964
‫پسرها، می‌دونستم
‫یه نیم‌کاسه‌ای زیر کاسه‌ست.

17:50.548 --> 17:53.133
‫به ایرینا زنگ زدم
‫چون از همه‌چی خبر داره...

17:53.134 --> 17:55.135
‫و ایرینا گفت از یِلنا شنیده

17:55.136 --> 17:57.055
‫که از ریوکا شنیده اِستر

17:57.847 --> 18:01.100
‫امروز اپیلاسیون برزیلی کرده.

18:01.101 --> 18:03.770
‫اینجا چه خبره، پسرم؟

18:03.884 --> 18:04.896
‫شرمنده.

18:05.647 --> 18:09.025
‫نمی‌خواستم این‌طوری
‫خبرش بهتون برسه...

18:10.819 --> 18:13.112
‫ولی من و اِستر جدا شدیم.

18:13.160 --> 18:14.235
‫ای وای.

18:14.731 --> 18:16.065
‫ای وای. ای وای!

18:21.955 --> 18:24.414
‫- بابا؟
‫- چیـه؟ چی می‌خوای؟

18:24.415 --> 18:25.581
‫یه کمکی بکن.

18:25.606 --> 18:28.275
‫نه، می‌خوام آنلاین قمار کنم.

18:29.087 --> 18:30.088
‫آرومم می‌کنه.

18:34.830 --> 18:36.290
‫ساشا.

18:37.202 --> 18:39.328
‫آخرین سال‌های عمرم رو نابود کردی.

18:39.472 --> 18:41.307
‫چطور دلت اومد باهام این کار رو بکنی؟

18:42.267 --> 18:43.318
‫با توئـم.

18:46.354 --> 18:49.356
‫اون ماجرای تراویس
‫یه‌کم زیاده‌روی شد.

18:49.357 --> 18:52.109
‫آره، تقصیر من بود.
‫یه‌هو خودم رو گم کردم.

18:52.110 --> 18:54.945
‫وقتی جلوی ملت از سکس
‫توی آشپزخونه حرف می‌زنی...

18:54.946 --> 18:57.614
‫چطوری باید احترام ایدن رو
‫به‌عنوان رئیسش جلب کنم؟

18:58.992 --> 19:01.703
‫عع، من دیگه می‌رم...

19:05.123 --> 19:06.748
‫خاخام ایدِن.
‫خاخام ایدِن.

19:06.786 --> 19:08.454
‫یه‌لحظه وایستا.

19:08.543 --> 19:09.835
‫مشکلی پیش اومده؟

19:09.836 --> 19:11.962
‫احساس می‌کنم اصلاً نمی‌خواستی بیای.

19:11.963 --> 19:13.422
‫شاید هم من اشتباه می‌کنم.

19:13.423 --> 19:16.049
‫شاید از رفتارت سوءبرداشت کردم.

19:16.050 --> 19:17.068
‫عع...

19:17.969 --> 19:21.555
‫نه... واقعاً یه مشکلی هست.

19:21.556 --> 19:25.517
‫ببین، من هم می‌دونم نباید
‫توی یوم کیپور قهوه می‌خوردم.

19:25.518 --> 19:29.479
‫ولی تا حالا شده از خماری
‫سردرد شدید بگیری؟

19:29.480 --> 19:30.842
‫باور کن بدون قهوه نمی‌شد.

19:30.867 --> 19:33.358
‫ولی به‌عنوان خاخام ارشد،
‫بهت قول می‌دم...

19:33.359 --> 19:36.028
‫چی می‌گی، نوآ؟

19:36.029 --> 19:40.742
‫توی یوم کیپور قهوه خوردی؟
‫من بَدتر از این هم انجام دادم.

19:41.743 --> 19:45.704
‫پس مشکل چیـه؟
‫از وقتی منصوب شدم، هیچی نگفتی.

19:45.705 --> 19:48.415
‫حسودیم می‌شه.
‫راضی شدی؟

19:48.416 --> 19:51.753
‫واقعاً نمی‌فهمی حسودیم می‌شه؟

19:52.712 --> 19:54.504
‫نمی‌خواستم رفتار عجیبی داشته باشم.

19:54.505 --> 19:58.383
‫کمی زمان می‌بره تا باهاش کنار بیام.

19:58.532 --> 20:02.555
‫دوست داشتم من خاخام ارشد بشم،
‫ولی تو به‌جاش شدی.

20:02.764 --> 20:07.392
‫الان هم دارم از خجالت می‌میرم...

20:07.393 --> 20:09.770
‫واسه همین نمی‌خواستم بیام

20:09.771 --> 20:12.356
‫که مجبور نباشم جلوت تظاهر کنم.

20:12.357 --> 20:13.386
‫عجب.

20:14.525 --> 20:16.193
‫پس حسودیت شده بود؟

20:16.194 --> 20:19.488
‫من... حتی به فکرم نرسیده بود.

20:19.489 --> 20:21.823
‫شرمنده‌ام.
‫اصلاً متوجه نشدم.

20:21.824 --> 20:24.118
‫بعدش هم خجالت نداره...

20:24.619 --> 20:27.955
‫من هم وقتی کار رو اول دادن
‫به اون‌یکی نوآ، دیوونه شدم...

20:27.956 --> 20:29.873
‫- واقعاً؟
‫- اصلاً رد دادم.

20:29.874 --> 20:32.918
‫ما خاخام‌ها خودمون
‫درس زندگی به همه می‌دیم...

20:32.919 --> 20:36.135
‫ولی وقتی سر خودمون می‌آد...

20:36.391 --> 20:38.048
‫راحت فراموش می‌کنیم.

20:38.334 --> 20:42.970
‫ممنون که این حرف رو زدی
‫و عذر می‌خوام که بَد رفتار کردم.

20:42.971 --> 20:44.096
‫نه بابا این چه حرفیـه.

20:44.097 --> 20:46.556
‫و تبریک می‌گم که خاخام ارشد شدی.

20:46.557 --> 20:48.517
‫- بیخیال.
‫- عع...

20:48.518 --> 20:49.727
‫تو...

20:51.249 --> 20:52.876
‫خاخام خیلی خوبی می‌شی.

20:54.621 --> 20:55.695
‫لطف داری.

20:56.401 --> 20:59.111
‫ولی ماجرای قهوه رو به همه می‌گم

20:59.112 --> 21:01.863
‫چون باید خودم رو یه‌جوری خالی کنم

21:01.864 --> 21:04.283
‫وگرنه شب‌ها خوابم نمی‌بره.

21:04.284 --> 21:05.489
‫پس هدیه‌ی من به تو.

21:06.744 --> 21:08.954
‫عمراً به رستوران مدیترانه‌ای برسی.

21:09.002 --> 21:10.482
‫اصلاً دخترخاله ندارم.

21:15.169 --> 21:16.086
‫چطوری؟

21:16.087 --> 21:16.963
‫خوبـم.

21:18.006 --> 21:19.715
‫شرمنده عصبانی شدم.

21:19.716 --> 21:21.591
‫نه بابا... درک می‌کنم.

21:21.592 --> 21:24.261
‫حق با تو بود.
‫زیاده‌روی کردم.

21:24.262 --> 21:26.472
‫یه‌هو شروع کردم به چرت‌وپرت گفتن.

21:27.140 --> 21:30.643
‫الان هم فهمیدم که
‫خاخام ایدِن بهم حسودی می‌کنه.

21:37.275 --> 21:41.111
‫بهش گفتم جفت‌مون مادریـم
‫و این چیزها پیش می‌آد دیگه.

21:41.112 --> 21:44.031
‫خوشش نیومد.
‫سعی کردم باهاش هم‌دردی کنم

21:44.032 --> 21:45.741
‫و گفتم هر دو یهودی هستیم.

21:45.742 --> 21:47.034
‫باز هم خوشش نیومد.

21:47.035 --> 21:49.870
‫مادرت چقدر خوب شده.
‫دکترش کیـه؟

21:49.871 --> 21:52.247
‫می‌خوام یه چیزهایی‌م رو تغییر بدم.

21:52.248 --> 21:55.042
‫نمی‌دونم فهمیدی یا نه،
‫ولی اینجای سرم رو قبلاً کاشته بودم

21:55.043 --> 21:56.668
‫و دو بار عمل کردم تا درست شد.

21:56.669 --> 21:58.296
‫عفونت شدیدی گرفتم.

22:00.256 --> 22:02.632
‫از من هم عصبانیـه که
‫چرا زودتر بهش نگفتم.

22:02.633 --> 22:05.260
‫حالا چرا اتاق من رو بهش دادی؟
‫اتاق مهمون هم داریم.

22:05.261 --> 22:07.513
‫خونه‌ت جدیده، داداش.
‫نمی‌دونم چی کجاست.

22:09.891 --> 22:11.808
‫داشتیم به نتیجه می‌رسیدیم‌ها...

22:11.809 --> 22:13.977
‫ولی فلسفه‌ی «مجبورش کن» هم
‫محدودیت‌هایی داره.

22:13.978 --> 22:16.396
‫حداقل این رو فهمیدم.

22:16.397 --> 22:17.815
‫من چه غلطی بکنم؟

22:18.775 --> 22:20.025
‫خودت خوب می‌دونی.

22:22.889 --> 22:25.155
‫این‌یکی رو باید یادم بمونه.

22:25.156 --> 22:26.837
‫ببخشین.
‫با اجازه.

22:27.450 --> 22:29.368
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫مگه قرار نداشتی؟

22:29.369 --> 22:32.788
‫داشتم، ولی مرتیکه
‫هیچ سؤالی از من نپرسید.

22:32.789 --> 22:37.626
‫البته تا دلت بخواد چیزمیز درباره‌ی
‫مسابقات حذفی فوتبال یاد گرفتم.

22:37.627 --> 22:40.128
‫مثل این‌که قوانینش
‫با دوره‌ی عادی فرق داره.

22:40.129 --> 22:43.840
‫من هم تازه فهمیدم.
‫بازی‌های مقدماتی تساوی نداره.

22:43.841 --> 22:46.051
‫برام مهم نیست، عزیزم...

22:46.052 --> 22:48.261
‫ولی مثل این‌که تو هم طرف‌دارشـی.

22:48.262 --> 22:50.389
‫- آها، پس بیخیال.
‫- بینا داره گریه می‌کنه؟

22:50.390 --> 22:54.101
‫- بهتره من...
‫- آره آره برو.

22:54.102 --> 22:55.602
‫به کارِت برس...

22:55.603 --> 22:56.686
‫ساعت ۵:۳۰...

22:56.687 --> 22:58.021
‫- پرواز داری؟
‫- آره.

22:58.022 --> 22:59.857
‫- ممنون که اومدی.
‫- راستی، داداش...

23:00.558 --> 23:01.584
‫جان؟

23:01.609 --> 23:03.152
‫یه توصیه‌ی دوستانه: دختره روانیـه.

23:04.229 --> 23:05.896
‫- چی؟
‫- جوئن رو می‌گم.

23:06.170 --> 23:08.657
‫ببین، واسه من که مهم نیست...

23:08.658 --> 23:10.826
‫ولی مطمئنـی می‌خوای
‫تا ابد باهاش باشی؟

23:10.827 --> 23:11.828
‫ببین...

23:13.271 --> 23:14.344
‫داداش...

23:14.765 --> 23:19.977
‫اولاً دیگه نشنوم درباره‌ی
‫جوئن این‌طوری حرف می‌زنی.

23:20.002 --> 23:23.922
‫ثانیاً، خدا رو شکر ریدی به رابطه‌تون
‫تا بتونم با این فرشته زندگی کنم.

23:23.923 --> 23:25.216
‫دارم لذت می‌برم.

23:25.892 --> 23:26.909
‫خیلی‌خوب.

23:26.968 --> 23:27.988
‫آره.

23:28.783 --> 23:31.054
‫قوطی‌های آبجوت هم
‫از روی زمین خونه‌مون جمع کن.

23:31.055 --> 23:32.057
‫باشه.

23:33.516 --> 23:35.017
‫باریکلا!

23:36.227 --> 23:38.896
‫- حال کردی؟
‫- بعله.

23:39.418 --> 23:40.479
‫ما اینـیم.

23:46.154 --> 23:48.488
‫چُرت افسردگی می‌زنه؟

23:48.489 --> 23:50.115
‫نه بابا، بیداره.

23:50.258 --> 23:53.547
‫فقط می‌گه نمی‌خواد چشمش به من بیُفته.

23:53.828 --> 23:55.997
‫می‌شه تو بهش توضیح بدی؟

23:59.385 --> 24:00.441
‫حتماً.

24:04.828 --> 24:06.174
‫بیناجون.

24:06.966 --> 24:08.675
‫چه لباسی پوشیدی، اِستر.

24:08.988 --> 24:10.886
‫ممنون.
‫می‌خواستم...

24:10.887 --> 24:11.890
‫چیـه؟

24:12.221 --> 24:14.599
‫می‌خواستم عذرخواهی کنم

24:15.475 --> 24:18.269
‫و بگم تصمیم‌مون اصلاً آسون نبود.

24:18.936 --> 24:21.022
‫خیلی سعی کردم ادامه بدم،
‫ولی نتونستم.

24:22.899 --> 24:25.985
‫یعنی... توی زندگی‌م خوش‌حال نبودم.

24:28.654 --> 24:31.114
‫کسی نگفته ازدواج آسونـه.

24:31.466 --> 24:33.593
‫- بله.
‫- یادت رفته بچه داری؟

24:34.535 --> 24:38.371
‫نباید سریع ناامید بشین.
‫باید کنار هم سختی بِکشین.

24:38.372 --> 24:39.570
‫خوشبختی می‌خوای؟

24:39.790 --> 24:43.980
‫خوشبختی نصیب هرکسی نمی‌شه،
‫درست مثل اپیلاسیون برزیلی‌ت.

24:44.504 --> 24:46.421
‫خوشبختی کیلو چنده، دخترجان؟

24:46.422 --> 24:48.423
‫- مامان، بس کن.
‫- چیـه؟

24:48.424 --> 24:50.644
‫تقصیر منـه، نه اِستر.

24:50.825 --> 24:53.410
‫اِستر از زندگی‌ش ناراضی بود.

24:53.554 --> 24:55.847
‫از رفتارش می‌فهمیدم،
‫ولی توجه نمی‌کردم.

24:55.848 --> 24:58.600
‫و وقتی اومدم جبران کنم،
‫دیگه دیر شده بود.

24:58.601 --> 24:59.685
‫مقصر منـم.

25:03.231 --> 25:05.690
‫می‌آی با ما زندگی می‌کنی، پسرجان.

25:05.691 --> 25:07.192
‫- خدایا.
‫- بس کن، مامان.

25:07.193 --> 25:09.538
‫سنی ازم گذشته.
‫خجالتم نده.

25:12.490 --> 25:14.157
‫جشن خوبی شدها.

25:14.158 --> 25:15.992
‫آره، زیادی خوب شد.

25:15.993 --> 25:17.578
‫دیگه وقتشـه برن خونه‌ها‌شون.

25:18.829 --> 25:21.207
‫راستی دیدمت با تراویس حرف زدی.

25:21.791 --> 25:23.291
‫چی گفت؟
‫حرف بَدی زد؟

25:23.292 --> 25:25.086
‫عع...

25:26.295 --> 25:28.714
‫می‌خواستم چیزی نگم...

25:30.633 --> 25:31.644
‫ولی...

25:32.468 --> 25:34.554
‫گفت هنوز به تو فکر می‌کنه.

25:35.054 --> 25:36.514
‫- البته حق داره!
‫- وای خدا.

25:36.900 --> 25:38.693
‫- باورم نمی‌شه.
‫- آره.

25:38.808 --> 25:40.184
‫وای...

25:41.686 --> 25:44.939
‫- یه‌هو احساس قدرت می‌کنم.
‫- خوبـه. آفرین.

25:45.731 --> 25:49.052
‫- همین خوبـه.
‫- این دوتا مرغ عشق رو ببین.

25:50.152 --> 25:52.779
‫- مرگت حتمی شد.
‫- وا.

25:52.780 --> 25:55.661
‫قراره با عمه‌م «اِلنور» ملاقات
‫داشته باشی. هنوز از شهر نرفته.

25:55.950 --> 25:59.160
‫فقط حواست باشه گند نزنی.
‫عمه‌م خیلی ترسناکـه.

25:59.161 --> 26:02.455
‫یعنی حرف نداری!
‫جوئن اشتباه قضاوتت کرده بود.

26:02.456 --> 26:05.542
‫عیب نداره!
‫به‌خاطر خواهر گُلش می‌بخشم.

26:05.543 --> 26:06.663
‫مرسی.

26:08.254 --> 26:09.672
‫- خدافظ.
‫- باز هم ممنون.

26:11.048 --> 26:12.632
‫پسره حرف نداره.

26:12.633 --> 26:15.135
‫حالا واسه جلسه‌ی کتاب چی بپوشم؟

26:15.136 --> 26:16.595
‫باید قبلش کتاب زیاد بخونم؟

26:16.596 --> 26:18.722
‫- دوستان، الان چی شد؟
‫- باید تمرکز کنیم.

26:18.723 --> 26:21.673
‫فردا می‌ریم خرید.
‫می‌خوام شبیه جوآن دیدیون بشی.
(«جوآن دیدیون»: نویسنده‌ی آمریکایی)

26:21.767 --> 26:23.435
‫آره... حالا کی هست؟

26:23.436 --> 26:25.687
‫مهم نیست، ولی باید سیگاری بشی.

26:25.688 --> 26:28.481
‫- دنیا رو زیرورو می‌کنیم، دختر.
‫- رسماً استخدام شدی.

26:28.482 --> 26:31.735
‫دوستان، می‌شه من هم در جریان بذارین؟

26:31.736 --> 26:34.321
‫- باید با چندنفر تماس بگیرم.
‫- برو برو زنگ بزن.

26:34.322 --> 26:37.325
‫فکر کنم دارم با درخت حرف می‌زنم.

26:38.492 --> 26:39.451
‫چی شده؟

26:39.452 --> 26:43.455
‫سباستین یه قرار ملاقات گذاشته
‫واسه کتاب «مجبورش کن».

26:43.456 --> 26:45.708
‫قراره یه نویسنده‌ی کتاب بشم!

26:49.587 --> 26:50.880
‫باورم نمی‌شه!

26:57.027 --> 27:01.021
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

27:01.051 --> 27:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

27:06.051 --> 27:16.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
