WEBVTT

00:40.021 --> 00:52.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:52.481 --> 00:54.321
‫شی‌یول، امکان نداره.‬

00:54.346 --> 00:57.186
‫می‌دونم. همه‌چیزو دیدم،‬
‫قرار نیست بمیری.‬

00:57.211 --> 01:02.471
‫پس انقدر نگرانم نکن‬
‫و لطفاً بیدار شو، باشه؟‬

01:03.411 --> 01:05.510
‫فشارِ خونِ مریض داره میفته.‬

01:06.997 --> 01:09.251
‫نه، شی‌یول.‬

01:10.184 --> 01:12.251
‫تو رو خدا، نجاتش بدید.‬

01:12.341 --> 01:14.841
‫هر کاری بگید می‌کنم، تو رو خدا.‬

01:14.921 --> 01:16.551
‫تو رو خدا.

01:16.631 --> 01:18.891
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

01:19.931 --> 01:21.181
‫شی‌یول.‬

01:21.857 --> 01:22.977
‫نه...‬

01:23.641 --> 01:25.481
‫خواهش می‌کنم، نه.‬

01:25.854 --> 01:27.184
‫نمی‌تونید بیاید تو.‬

01:52.631 --> 01:56.341
‫قسمت ۱۲‬
‫عشقِ بدونِ حسرت‬

01:56.421 --> 01:59.011
‫بیمارستانِ ووسونگ‬

02:06.641 --> 02:08.231
‫این چیه؟

02:09.771 --> 02:10.901
‫این مهره‌ی روباهه.‬

02:12.022 --> 02:12.982
‫بله؟‬

02:13.007 --> 02:16.177
‫گفتی اون جادوگر دنبالِ اینه.‬

02:17.781 --> 02:21.741
‫ممکنه ازم بگیرنش،‬
‫واسه همین می‌خوام یه مدتی پیشِ تو جاش امن باشه.‬

02:24.331 --> 02:27.831
‫اما واقعاً مشکلی نداره که این پیشِ من بمونه؟‬

02:29.251 --> 02:31.121
‫نباید خطرناک باشه،‬

02:31.724 --> 02:33.774
‫فقط درش رو باز نکن.

02:35.774 --> 02:38.274
‫شاید شبیه یه جعبه‌ی چوبیِ معمولی به نظر بیاد،‬

02:38.299 --> 02:41.759
‫اما یه روباهِ هشت‌دم از آخرین ذره‌ی
‫قدرتِ ماورایی‌ش استفاده کرده تا مهرومومش کنه.‬

02:42.861 --> 02:44.821
‫اینطوری اون جادوگرِ بدبخت‬

02:45.500 --> 02:48.920
‫نمی‌تونه انرژیِ مهره رو پیدا کنه،‬
‫چه برسه به خودِ روباهِ هشت‌دم.‬

02:49.367 --> 02:51.237
‫نه، منظورم این نبود.‬

02:51.262 --> 02:53.802
‫درسته که چنین چیز مهمی رو بسپاری به من؟

02:55.481 --> 02:56.781
‫چرا که نه؟‬

02:57.571 --> 02:59.071
‫خب، آخه...‬

03:00.651 --> 03:02.207
‫تو همه‌چیزو می‌دونی.‬

03:06.581 --> 03:08.541
‫می‌دونی من چه جور آدمیم،‬

03:09.411 --> 03:12.171
‫می‌دونی تهِ دلم واقعاً چطوری‌ام.‬

03:13.881 --> 03:15.211
‫خودتو تحویل نگیر.‬

03:15.711 --> 03:18.131
‫اونقدرها هم خاص نیستی.‬

03:18.761 --> 03:21.091
‫فکر کردی آدم‌ بده بودن کارِ راحتیه؟‬

03:21.517 --> 03:25.607
‫اعتقاد ندارم که آدما ذاتاً خوب باشن،‬

03:25.801 --> 03:30.561
‫اما فکر هم نمی‌کنم که کاملاً شرور یا خودخواه باشن.‬

03:32.061 --> 03:34.311
‫حتی اگه تهِ وجودت یه جنبه‌ی زشت هم داشته باشی،‬

03:34.820 --> 03:37.110
‫مطمئنم که همه‌ی وجودت اون نیست.‬

03:40.691 --> 03:42.611
‫راستش، نمی‌دونم.‬

03:42.701 --> 03:44.161
‫اولش،‬

03:44.951 --> 03:47.531
‫خودمم فکر نمی‌کردم آدمِ بدی باشم.‬

03:48.444 --> 03:50.994
‫اما از یه جایی به بعد،‬

03:51.121 --> 03:53.461
‫- فهمیدم که خیلی... -‬
‫- بدبخت شدی.‬

03:54.541 --> 03:56.131
‫همینه که هست.‬

03:56.156 --> 04:00.956
‫اگه با نشون دادنِ بدترین جنبه‌ی خودت زندگی کنی،‬
‫فقط بیشتر و بیشتر غرق می‌شی.‬

04:05.391 --> 04:06.601
‫نگرانِ این نباش.‬

04:07.221 --> 04:08.681
‫من مراقبشم.‬

04:09.391 --> 04:15.401
‫اما واقعاً راهی هست که من
‫و شی‌یول زندگیمون رو پس بگیریم؟‬

04:16.021 --> 04:17.861
‫نگران نباش. فقط روی بهتر شدنت تمرکز کن.‬

04:17.886 --> 04:20.176
‫اگه قبل از اینکه بتونم کاری کنم بمیری،‬

04:20.868 --> 04:23.838
‫اون‌وقت دیگه واقعاً هیچ راهی برای درست کردنش نیست.‬

04:25.197 --> 04:26.571
‫اون چیه؟‬

04:27.821 --> 04:30.201
‫اوه، چیزی نیست.‬

04:31.778 --> 04:33.081
‫حوصله‌ت سر نرفته؟‬

04:34.238 --> 04:36.041
‫چرا یکم تلویزیون نگاه نمی‌کنی؟‬

04:37.001 --> 04:40.921
‫قربانیِ تیراندازی به یکی از بیمارستان‌های‬
‫دانشگاهیِ به همان نزدیکی منتقل شد.‬

04:41.056 --> 04:43.396
‫پلیس هویتِ آقای لی، ‬
‫مردی سی و چند ساله رو، ‬

04:43.421 --> 04:46.471
‫به‌عنوانِ مظنونِ اصلی شناسایی کرده و در تعقیبشه.‬

04:46.496 --> 04:51.046
‫لی که نُه سال پیش به خاطر جرایمِ مختلف زندانی شده بود، ‬

04:51.181 --> 04:53.391
‫گفته می‌شه که وارثِ نسلِ چهارمِ گروهِ جی هست.‬

04:53.416 --> 04:56.286
‫اون ظاهراً بلافاصله بعد از آزادی،
‫این اقدامِ انتقام‌جویانه رو انجام داده، ‬

04:56.444 --> 04:57.734
‫که باعثِ شوکه شدنِ افکارِ عمومی شده.‬

05:01.488 --> 05:02.618
‫کِلی.‬

05:06.361 --> 05:07.611
‫انبرک گاز.

05:08.298 --> 05:10.451
‫- گره بزن، لطفاً.‬
‫- بله، دکتر.‬

05:23.881 --> 05:25.171
‫چی شد؟‬

05:26.721 --> 05:28.391
‫ما تمامِ تلاشمون رو کردیم،‬

05:28.416 --> 05:31.456
‫اما قبل از عمل هم خونریزیِ شدیدی داشت،‬

05:31.601 --> 05:34.561
‫و آسیبِ اعضای بدنش خیلی زیاد بود.‬

05:35.601 --> 05:38.731
‫فکر کنم باید خودتونو
‫برای بدترین اتفاق آماده کنید.‬

05:45.491 --> 05:49.321
‫شاید تا صبح دووم نیاره.‬

05:53.291 --> 05:57.331
‫بیدار شو. اصلاً شوخیِ قشنگی نیست.‬

06:00.711 --> 06:01.961
‫چرا آخه...‬

06:02.644 --> 06:04.474
‫به خاطرِ من...‬

06:06.091 --> 06:07.421
‫شی‌یول.‬

06:07.884 --> 06:10.384
‫تا حالا با چنین چیزی روبرو نشده بودم.‬

06:10.551 --> 06:12.601
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

06:13.497 --> 06:16.391
‫من باید چیکار کنم؟‬

06:18.941 --> 06:20.061
‫ترجیح می‌دم...‬

06:22.151 --> 06:24.821
‫ترجیح می‌دم خودم مجازات بشم.‬

06:24.901 --> 06:28.821
‫این همون چیزیه که شماها واقعاً می‌خواید.‬

06:28.901 --> 06:31.491
‫شی‌یول هیچ کارِ اشتباهی نکرده.‬

06:34.344 --> 06:36.264
‫باید چیکار کنم...‬

06:36.541 --> 06:37.831
‫چیکار از دستم برمیاد...‬

06:46.753 --> 06:49.583
‫زمانی می‌رسه که‬
‫باید انتخاب کنی.‬

06:49.608 --> 06:51.688
‫اینکه انسان بشی...

06:52.574 --> 06:55.864
‫یا برای همیشه نابود بشه.‬

07:06.521 --> 07:07.941
‫شی‌یول.‬

07:09.651 --> 07:11.151
‫چی شده؟‬

07:23.921 --> 07:25.421
‫صبر کن.‬

07:25.501 --> 07:26.841
‫دقیقاً داریم کجا می‌ریم؟‬

07:26.866 --> 07:29.076
‫چون گفتی، دنبالت اومدم،‬

07:29.101 --> 07:30.651
‫- ولی چرا اینجاییم...؟‬
‫- فقط...‬

07:31.471 --> 07:33.551
‫این‌جا برام ارزش خاصی داره.‬

07:34.859 --> 07:38.971
‫حداقل باید واسه لحظه‌ی آخرم
‫بتونم جا رو انتخاب کنم‬

07:41.601 --> 07:43.191
‫الان جدی داری اینو می‌گی؟‬

07:43.216 --> 07:46.176
‫گفتی‬
‫شی‌یول ممکنه تا صبح دووم نیاره.‬

07:52.781 --> 07:53.911
‫خب، ببین.‬

07:55.031 --> 07:58.281
‫اون یکی روباهِ نُه‌دم چی؟‬
‫نه، هشت‌دم بود؟‬

07:58.371 --> 08:00.291
‫اون نمی‌تونه کمکی کنه؟‬

08:00.911 --> 08:01.911
‫نمی‌تونه.‬

08:02.001 --> 08:05.921
‫نجات دادنِ یه آدمِ در حالِ مرگ‬
‫از توانِ اون خارجه.‬

08:05.946 --> 08:10.536
‫پس داری بهم می‌گی‬
‫فقط وایستم و مرگِ شی‌یول رو تماشا کنم؟‬

08:13.091 --> 08:15.341
‫فقط یه راه هست.‬

08:17.221 --> 08:18.681
‫ولی...‬

08:20.141 --> 08:22.021
‫به کمکت احتیاج دارم.‬

08:27.731 --> 08:28.821
‫چطوری؟‬

08:39.907 --> 08:42.327
‫این خنجرِ مناسک ساجینه.‬

08:43.711 --> 08:47.541
‫قدرتِ مقدسی داره‬
‫که می‌تونه سرنوشت رو تغییر بده.‬

08:49.501 --> 08:52.421
‫خب، من باید باهاش چیکار کنم؟‬

08:55.181 --> 08:56.431
‫بهم خنجر بزن.‬

08:59.221 --> 09:00.101
‫چی؟‬

09:01.061 --> 09:02.141
‫گفتم، بهم خنجر بزن.‬

09:02.971 --> 09:05.561
‫اون‌وقت من کاملاً‬
‫از این دنیا محو می‌شم،‬

09:06.384 --> 09:09.354
‫و هر چیزی که به‌خاطرِ من‬
‫پیچیده و دگرگون شده بود‬

09:09.951 --> 09:11.611
‫برمی‌گرده به حالتِ اولش.‬

09:12.441 --> 09:13.821
‫اون‌وقت شی‌یول...‬

09:16.924 --> 09:18.974
‫دیگه اینطوری الکی نمی‌میره.

09:24.331 --> 09:25.911
‫ولی بازم...‬

09:28.751 --> 09:30.461
‫وقتی واسه تردید نداریم.‬

09:30.486 --> 09:33.746
‫اگه شی‌یول همین‌طوری بمیره،‬

09:33.771 --> 09:36.061
‫دیگه واقعاً کاری از دستمون برنمیاد.‬

09:37.681 --> 09:39.591
‫و این یعنی تو هم می‌میری.‬

09:58.281 --> 10:01.241
‫این پایانِ منه. لحظه‌ی آخرم.‬

10:03.081 --> 10:07.121
‫حتی یه بار هم چنین پایانی رو تصور نمی‌کردم.‬

10:28.181 --> 10:29.941
‫اما خواهر، ‬

10:29.966 --> 10:32.176
‫فکر کنم بالاخره‬
‫حرفای آخرت رو فهمیدم.‬

10:32.201 --> 10:34.121
‫همونایی که یه عمر وقت گذاشتم‬
‫تا درکشون کنم‬

10:34.146 --> 10:36.306
‫و تا همین لحظه

10:37.571 --> 10:39.571
‫هیچ‌وقت ازش سر در نیاوردم‬

10:41.674 --> 10:45.304
‫پایانم اون چیزی نیست که می‌خواستم، ‬

10:46.491 --> 10:49.751
‫و لحظه‌ی آخرم ممکنه غم‌انگیز باشه.‬

10:53.961 --> 10:55.801
‫اما با این حال...‬

10:58.217 --> 11:01.637
‫منم مثلِ تو، زندگیِ خودم رو کردم.‬

11:07.061 --> 11:08.351
‫بدونِ هیچ پشیمونی‌ای.‬

12:36.351 --> 12:38.861
‫پس بالاخره این‌طوری تموم می‌شه.‬

12:47.951 --> 12:48.991
‫اون‌هو.‬

13:00.671 --> 13:02.841
‫اون‌هو!‬

13:05.431 --> 13:08.301
‫واقعاً من این کارو کردم...؟‬

13:09.011 --> 13:10.311
‫این‌طوری نیست.‬

13:11.264 --> 13:12.891
‫خودم اینو انتخاب کردم.‬

13:14.437 --> 13:15.787
‫فقط طاقت بیار.‬

13:15.908 --> 13:17.658
‫می‌رم کمک بیارم...‬

13:17.683 --> 13:19.223
‫نرو.‬

13:19.254 --> 13:21.554
‫پیشم بمون.‬

13:24.410 --> 13:26.790
‫زمانِ زیادی واسم نمونده.‬

13:29.161 --> 13:31.701
‫چرا این کارو کردی؟‬

13:33.268 --> 13:36.058
‫گفتی راهی رو انتخاب می‌کنی‬
‫که واسه هردومون خوب باشه.‬

13:37.534 --> 13:38.994
‫ولی این اون راه نیست.‬

13:42.301 --> 13:44.131
‫وقتی من برم،‬

13:45.261 --> 13:47.551
‫واقعاً نمی‌تونم تصور کنم‬

13:48.114 --> 13:50.364
‫اون دنیا چه شکلی می‌شه.‬

13:52.931 --> 13:55.181
‫ولی حداقل می‌تونم نجاتت بدم‬

13:56.271 --> 13:59.481
‫و زندگی‌ت رو بهت برگردونم.‬

14:01.941 --> 14:04.111
‫دیگه هیچ‌کدومِ اینا واسم مهم نیست.‬

14:05.524 --> 14:07.281
‫فقط می‌خوام پیشت باشم‬

14:07.951 --> 14:09.531
‫و یه زندگیِ معمولی داشته باشم.‬

14:10.717 --> 14:12.217
‫حتی اگه هیچی نداشته باشم،‬

14:12.991 --> 14:16.041
‫فقط می‌خوام با هم باشیم، باشه؟‬

14:17.081 --> 14:18.831
‫پس لطفاً نمیر.‬

14:19.501 --> 14:20.961
‫این‌طوری تنهام نذار.‬

14:26.511 --> 14:29.761
‫شی‌یول، یادت میاد

14:31.091 --> 14:32.761
‫چه شرطی بستیم؟‬

14:34.181 --> 14:37.311
‫گفتی یه آرزوم رو برآورده می‌کنی.‬

14:38.147 --> 14:41.067
‫آره. یادمه.‬

14:42.151 --> 14:44.271
‫وقتی همه چیز به حالتِ عادی برگشت،‬

14:45.441 --> 14:48.281
‫می‌خواستم خاطراتت رو پاک کنم.‬

14:50.071 --> 14:52.491
‫تا درد نکشی‬

14:54.121 --> 14:55.951
‫یا دلتنگم نشی.‬

14:57.371 --> 15:00.751
‫تا بتونی یه زندگیِ معمولی و شاد داشته باشی،‬

15:02.001 --> 15:05.001
‫درست مثلِ قبل.‬

15:06.801 --> 15:09.341
‫ولی دیگه اون قدرت رو ندارم.‬

15:10.841 --> 15:13.641
‫اون‌هو... لطفاً نکن.‬

15:13.721 --> 15:14.801
‫اون‌هو.‬

15:14.891 --> 15:17.431
‫پس لطفاً فراموشم کن.‬

15:19.101 --> 15:20.811
‫این آرزوی منه.‬

15:27.021 --> 15:29.361
‫اون‌هو، نه!‬

15:29.441 --> 15:32.071
‫نه... اون‌هو!‬

15:33.031 --> 15:34.281
‫اون‌هو...‬

15:41.371 --> 15:44.081
‫واقعاً نمی‌خواستم اینو بگم.‬

15:45.251 --> 15:47.251
‫می‌دونم نباید بگم...‬

15:49.577 --> 15:51.827
‫پس حرفی که می‌خوام بزنم رو هم فراموش کن.‬

15:54.051 --> 15:55.601
‫دوستت دارم، شی‌یول.‬

16:16.991 --> 16:18.331
‫اون‌هو...‬

16:19.451 --> 16:20.871
‫اون‌هو!‬

16:29.301 --> 16:31.341
‫اون‌هو!‬

16:35.261 --> 16:37.681
‫[رودخانه‌ی سه گذرگاه]

16:58.371 --> 17:01.201
‫همون‌طور که می‌بینی،‬
‫قایق امروز کار نمی‌کنه.‬

17:02.408 --> 17:05.318
‫نمی‌دونم اعصاب کی این‌قدر داغونه،‬

17:05.343 --> 17:06.673
‫ولی تا حالا ندیده بودم‬

17:06.698 --> 17:09.568
‫رودخانه‌ی سه گذرگاه
‫این‌طوری طغیان کنه.‬

17:19.154 --> 17:22.114
‫جواب آزمایش‌ها خوب نیست.‬

17:22.181 --> 17:23.141
‫با این وضعیت،‬

17:23.851 --> 17:26.641
‫فکر نکنم تا آخر سال دووم بیاری.‬

17:26.731 --> 17:29.651
‫فکر کنم بهتره خودت رو آماده کنی.‬

17:32.021 --> 17:33.321
‫متوجهم.‬

17:34.861 --> 17:36.071
‫چی شده؟‬

17:38.201 --> 17:39.161
‫خب...‬

17:39.821 --> 17:42.411
‫فکر کنم پرونده‌ی آقای کانگ قاطی شده.‬

17:43.121 --> 17:44.201
‫چی؟‬

17:46.371 --> 17:48.001
‫صبر کن، چطور این...‬

17:52.234 --> 17:54.644
‫اسکن مشکلی نداره.‬
‫هیچیت نیست.‬

17:54.681 --> 17:56.761
‫حتماً خیلی ترسیدی.‬

17:56.864 --> 17:57.864
‫واقعاً معذرت می‌خوام.‬

17:57.889 --> 18:00.809
‫هیچ‌وقت همچین اتفاقی نمی‌افته. نمی‌دونم چطور...‬

18:01.051 --> 18:02.561
‫واقعاً متأسفم.‬

19:00.151 --> 19:04.031
‫این‌همه بارِ سنگین رو دوشت باشه که چی بشه؟‬

19:04.056 --> 19:07.266
‫این‌قدر سنگینه که یه کشتی رو غرق می‌کنه، احمق.‬

19:07.894 --> 19:10.264
‫می‌خوای کی رو با خودت بکشی پایین؟‬

19:14.001 --> 19:16.671
‫بخور و همه‌چیز رو فراموش کن.‬

19:17.927 --> 19:20.104
‫چرا این‌قدر به این زندگی چسبیدی؟‬

19:41.651 --> 19:45.321
‫اون روز، یه زندگی به پایان رسید...‬
‫[یک سال بعد‬]

19:45.411 --> 19:47.161
‫...و چندین فصل گذشت.‬

19:48.531 --> 19:51.411
‫کانگ شی‌یول که در حال حاضر‬
‫در دسته‌ی دوم انگلیس بازی می‌کنه، ‬

19:51.436 --> 19:57.106
‫یه گل پیروزی‌بخش دراماتیک زد‬
‫و باعث صعود مستقیم تیم تیمز شد.‬

19:57.131 --> 20:00.051
‫اون با رد کردن پیشنهادهای انتقال‬
‫از باشگاه‌های برتر جهان، ‬

20:00.076 --> 20:05.876
‫توی تیم سقوط‌کرده‌ش موند‬
‫و تعصب واقعیش رو به عنوان کاپیتان نشون داد.‬

20:06.066 --> 20:07.446
‫درست همون‌طور که قول داده بود، ‬

20:07.471 --> 20:11.061
‫فقط توی یک فصل‬
‫صعود زودهنگام تیم رو قطعی کرد، ‬

20:11.086 --> 20:13.256
‫و بازگشتی باشکوه‬
‫به لیگ برتر داشت.‬

20:13.391 --> 20:17.191
‫فکر کنم این بازی‬
‫به همه نشون داد ما کی هستیم.‬

20:17.474 --> 20:19.224
‫لحظات سخت‌تری هم داشتیم، اما...‬

20:21.191 --> 20:23.071
‫در اون جایی که زندگی به پایان رسید، ‬

20:23.151 --> 20:26.821
‫هر چیزی که پیچیده شده بود‬
‫به حالت عادی برگشت.‬

20:27.284 --> 20:30.409
‫دنیای آدما طوری به مسیرش ادامه داد‬
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.‬

20:37.597 --> 20:40.437
‫بعضی‌ها چیزایی که از دست داده بودن رو دوباره به دست آوردن.‬

20:44.561 --> 20:46.891
‫پیرتر شدن‬
‫ولی از بیماری در امان موندن.‬

20:55.691 --> 20:57.981
‫بعضی‌ها هیچ‌وقت نمردن...‬

21:00.916 --> 21:02.916
‫- و بعضی‌ها هیچ‌وقت عزادار نشدن.‬
‫- بابا!‬

21:02.941 --> 21:04.031
‫عزیزم!‬

21:04.111 --> 21:05.861
‫دلت برام تنگ شده بود؟‬

21:05.951 --> 21:07.661
‫- صبر کن بابا. این مهم نیست.‬
‫- چی؟‬

21:07.796 --> 21:09.926
‫می‌دونی همین الان کی رو توی فرودگاه دیدم؟‬

21:09.951 --> 21:12.581
‫کانگ شی‌یول! ازش امضا گرفتم!‬

21:12.661 --> 21:15.161
‫کانگ شی‌یول؟ چی؟‬

21:15.251 --> 21:17.251
‫گفتی به اسم من بنویسه؟‬

21:17.886 --> 21:19.646
‫هی، تو که اصلاً فوتبال دوست نداری.‬

21:19.671 --> 21:22.551
‫شاید فوتبال دوست نداشته باشم،‬
‫ولی کانگ شی‌یول رو دوست دارم.‬

21:25.591 --> 21:27.091
‫ولی حالا که فکرش رو میکنم،
‫[تقدیم به هه‌ریم، امیدوارم خوشبخت باشی‬]

21:27.188 --> 21:31.228
‫
‫فکر نکنم اسمم رو بهش گفته باشم.‬

21:31.253 --> 21:34.673
‫اسمت رو که گنده‬
‫روی چمدونت چسبوندی.‬

21:34.698 --> 21:38.618
‫وگرنه کانگ شی‌یول از کجا باید‬
‫اسم دخترم رو می‌دونست؟‬

21:38.811 --> 21:39.731
‫- جدی می‌گم.‬
‫- با این حال، ‬

21:39.951 --> 21:42.671
‫حتی اگه این‌طور به نظر می‌رسید‬
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، ‬

21:42.991 --> 21:45.411
‫معنیش این نیست که واقعی نبوده.‬

21:45.497 --> 21:48.217
‫اون دانش‌آموزی که توی فرودگاه بود رو می‌شناسی؟‬

21:49.111 --> 21:50.121
‫چی؟‬

21:50.207 --> 21:52.207
‫آخه به نظر می‌رسید از دیدنش خیلی خوشحال شدی.‬

21:52.281 --> 21:55.791
‫درسته، تو یادت نمیاد.‬

21:56.751 --> 21:57.751
‫چی؟‬

21:57.831 --> 21:59.291
‫منم می‌شناسمش؟‬

22:01.041 --> 22:02.131
‫نه.‬

22:03.671 --> 22:05.881
‫به هر حال، تازگی‌ها عجیب شدی.‬

22:05.971 --> 22:09.931
‫کم می‌خندی،‬
‫و انگار هیچی برات مهم نیست.‬

22:10.511 --> 22:14.771
‫حتی به نظر نمی‌رسه از اینکه‬
‫این فصل رو این‌قدر خوب تموم کردی، خوشحال باشی.‬

23:22.751 --> 23:26.801
‫دنیای تو واقعاً آشفته‌ست.‬

23:33.011 --> 23:36.471
‫وقتش نرسیده که بی‌خیال بشی؟‬

24:07.211 --> 24:09.631
‫[نُه سال بعد‬]

24:10.551 --> 24:11.881
‫کافه اچ‬

24:18.311 --> 24:20.311
‫امشب دیگه تعطیل کردیم.‬

24:21.181 --> 24:22.561
‫سلام، آقای هیون.‬

24:23.811 --> 24:24.922
‫تویی، شی‌یول.‬

24:25.561 --> 24:26.691
‫بیا تو.‬

24:27.771 --> 24:29.151
‫وو-سوک کجاست؟‬

24:29.231 --> 24:30.111
‫سلام.‬

24:33.661 --> 24:36.701
‫این وقتِ شب پیتزا سفارش می‌دی؟ ازت بعیده.‬

24:36.871 --> 24:39.581
‫هنوز به کسی اینو نگفتم،‬

24:40.371 --> 24:41.371
‫ولی دارم بازنشسته می‌شم.‬

24:43.291 --> 24:46.081
‫خب، خوش به حالت.‬

24:46.171 --> 24:49.131
‫با توجه به سنت،‬
‫باید خیلی وقت پیش این کارو می‌کردی.‬

24:49.631 --> 24:51.461
‫دیگه حسابی ازش کار کشیدی.‬

24:51.551 --> 24:52.721
‫مگه نه؟‬

24:56.051 --> 24:58.011
‫خب حالا چی؟ می‌خوای مربی بشی؟‬

24:58.761 --> 25:00.511
‫کارم با فوتبال تمومه،‬

25:00.827 --> 25:02.487
‫واسه همین سرِ فرصت بهش فکر می‌کنم.‬

25:04.610 --> 25:06.570
‫بگذریم، اوضاعِ اینجا چطوره؟‬

25:06.731 --> 25:08.441
‫هیچ‌وقت به فکرِ زدنِ‬
‫شعبه‌ی دوم افتادی؟‬

25:08.661 --> 25:10.461
‫تو؟ بیزنس راه بندازی؟‬

25:10.953 --> 25:12.913
‫نون درآوردن شوخی نیست‌ها.‬

25:13.457 --> 25:15.577
‫با این حال، به نظر خیلی خوش‌حال میای.‬

25:16.491 --> 25:19.281
‫خب، وقتی واقعاً شروع کردم،‬

25:19.371 --> 25:22.331
‫دیدم خیلی بهم می‌سازه.‬
‫آشپزی هم یه جورایی سرگرم‌کننده‌ست.‬

25:33.301 --> 25:35.733
‫می‌دونی، وقتی سرنوشت‌مون دوباره عوض شد...‬

25:36.193 --> 25:37.721
‫یعنی واقعاً ده سال گذشته؟‬

25:38.913 --> 25:40.431
‫راستش، قبلاً فکر می‌کردم‬

25:40.917 --> 25:45.547
‫اگه اون تصادف نبود،‬
‫منم الان زندگی‌ای مثلِ تو داشتم.‬

25:45.572 --> 25:49.992
‫ولی حتی وقتی اون تصادفِ لعنتی‬
‫واسم پیش نیومد،‬

25:50.771 --> 25:53.321
‫بازم زودتر از تو بازنشسته شدم.‬
‫خنده‌دار نیست؟‬

25:55.207 --> 25:57.627
‫ولی خب، خیلی خوب خودتو با شرایط وفق دادی.‬

25:59.911 --> 26:04.201
‫با پولِ بازنشستگیِ بابام‬
‫و پولی که از فوتبال درآوردم،‬

26:04.226 --> 26:07.516
‫همه‌اش رو ریختم پایِ اینجا.‬
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟‬

26:07.554 --> 26:08.974
‫جون کندم تا به اینجا برسه.‬

26:09.591 --> 26:13.091
‫ولی می‌دونی، در کمالِ تعجب،‬

26:13.171 --> 26:14.631
‫انگار واقعاً توی این کار استعداد دارم.‬

26:15.761 --> 26:16.631
‫چی؟‬

26:16.674 --> 26:18.384
‫فقط پیتزا نیست.‬

26:18.409 --> 26:20.369
‫حتی اگه چندتا سبزیجات رو‬
‫همین‌طوری قاطی کنم،‬

26:20.551 --> 26:22.337
‫بازم مزه‌اش عالی می‌شه.‬

26:22.551 --> 26:26.311
‫فکر کنم دستام‬
‫بهتر از پاهام کار می‌کنن.‬

26:28.014 --> 26:29.354
‫که این‌طور.‬

26:30.101 --> 26:32.401
‫پس باید بسکتبال بازی می‌کردی،‬
‫نه فوتبال.‬

26:32.481 --> 26:33.731
‫اذیت نکن دیگه.‬

26:34.981 --> 26:36.991
‫تا سرد نشده امتحانش کن.‬

26:51.711 --> 26:52.791
‫چطوره؟‬

26:55.001 --> 26:57.051
‫هی، این واقعاً خوش‌مزه‌ست.‬

26:57.131 --> 26:58.171
‫مگه نه؟‬

27:10.641 --> 27:12.441
‫خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم.‬

27:13.861 --> 27:16.071
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، ‬

27:16.748 --> 27:18.918
‫فکر کنم همه‌اش یه حسرتِ موندگار بود.‬

27:19.701 --> 27:23.491
‫«اگه پام آسیب نمی‌دید،‬
‫الان این‌طوری زندگی نمی‌کردم.»‬

27:23.516 --> 27:26.486
‫همین فکرا باعث می‌شد‬
‫بیشتر توی خودم غرق بشم.‬

27:26.814 --> 27:29.394
‫همه‌اش با خودم می‌گفتم،‬
‫«قرار نبود زندگیِ من این‌طوری باشه.»‬

27:30.041 --> 27:35.341
‫همین هم باعث می‌شد درجا بزنم،‬
‫واسه همین نمی‌تونستم چیزِ دیگه‌ای رو ببینم.‬

27:43.971 --> 27:45.301
‫حرفم اینه که...‬

27:47.471 --> 27:49.851
‫تو هم باید بی‌خیال بشی.‬

27:51.351 --> 27:53.061
‫فراموشش کن.‬

27:53.691 --> 27:55.651
‫گفتی این آخرین خواسته‌ش بوده.‬

27:58.321 --> 27:59.781
‫واسه من...‬

28:01.597 --> 28:03.057
‫خیلی عجیبه‬

28:03.661 --> 28:09.291
‫که تنها آدمایِ باقی‌مونده‌ای که‬
‫اون‌هو رو یادشونه، من و توایم.‬

28:10.824 --> 28:13.624
‫ولی اگه واقعاً اون‌هو رو فراموش کنم،‬

28:14.371 --> 28:18.091
‫دیگه تقریباً کسی نمی‌مونه‬
‫که یادش باشه اون وجود داشته.‬

28:21.744 --> 28:23.584
‫گفتی اون خونه رو خریدی، درسته؟‬

28:24.721 --> 28:27.721
‫همون ساختمونی که‬
‫اتاقِ پشت‌بومِ قدیمی‌م توش بود.‬

28:28.217 --> 28:30.887
‫شنیدم اون محله داره نوسازی می‌شه.‬

28:31.101 --> 28:35.521
‫هرچقدر هم تلاش کنی،‬
‫اون ساختمون قراره تخریب بشه.‬

28:35.601 --> 28:37.861
‫و کلِ اون محله عوض می‌شه.‬

28:37.941 --> 28:39.941
‫هر کاری هم که بکنی،‬

28:40.007 --> 28:43.151
‫یه چیزایی از دستِ تو خارجه.‬

28:43.821 --> 28:44.951
‫می‌دونم.‬

28:48.031 --> 28:49.491
‫ولی وو‌سوک،‬

28:49.581 --> 28:52.451
‫حس می‌کنم اون‌هو یه جایی همین نزدیکی‌هاست.‬

28:54.791 --> 28:57.581
‫- شی‌یول...‬
‫- می‌دونم چقدر احمقانه به نظر می‌رسه.‬

28:58.211 --> 29:01.631
‫ولی انگار یکی مراقبمه و ازم محافظت می‌کنه.‬

29:02.261 --> 29:05.341
‫انگار دقیقاً کنارمه.‬

29:06.431 --> 29:09.931
‫گفتن قراره بمیرم،‬
‫ولی یهو وضعیتم عوض شد.‬

29:10.011 --> 29:10.891
‫یادت هست دیگه، نه؟‬

29:10.971 --> 29:13.521
‫اصلاً ممکن نبود.‬

29:14.641 --> 29:18.271
‫این اواخر هم همه‌چیز خیلی عجیب شده.‬

29:18.296 --> 29:22.666
‫پارسال که مصدوم شدم،‬
‫گفتن شش ماه طول می‌کشه تا خوب بشم.‬

29:22.886 --> 29:24.466
‫ولی کلاً توی دو هفته خوب شدم.‬

29:24.491 --> 29:26.451
‫ماهِ پیش، مطمئنم که پاسپورتم رو جا گذاشته بودم‬

29:26.476 --> 29:28.896
‫- و رفتم فرودگاه...‬
‫- شی‌یول.‬

29:30.661 --> 29:33.201
‫تو باید زندگیِ خودتو بکنی.‬

29:33.911 --> 29:36.251
‫این راهش نیست.‬

29:37.871 --> 29:39.461
‫این‌طوری فقط عذاب می‌کشی.‬

29:53.851 --> 29:55.181
‫نوسازی بدون رضایت ممنوع‬

29:56.891 --> 29:58.101
‫به دلیل نوسازی تعطیل است‬

30:17.711 --> 30:19.211
‫گشنمه.‬

31:18.271 --> 31:19.561
‫اون‌هو.‬

31:40.751 --> 31:42.041
‫اون‌هو.‬

31:42.121 --> 31:43.541
‫اونجایی، مگه نه؟‬

31:44.441 --> 31:45.741
‫واقعاً اونجایی دیگه؟‬

31:50.921 --> 31:53.221
‫نمی‌دونم دیوونه شدم یا چی،‬

31:54.511 --> 31:56.221
‫ولی هنوزم باورم نمی‌شه.‬

31:57.431 --> 31:59.521
‫درست جلوی چشمام غیبت زد...‬

32:02.061 --> 32:04.731
‫ولی حس نمی‌کنم که اونجا آخرش بود.‬

32:06.361 --> 32:07.771
‫حتی الانم،‬

32:09.427 --> 32:11.597
‫حس می‌کنم داری از یه جایی‬
‫نگاهم می‌کنی.‬

32:33.181 --> 32:34.591
‫باید مطمئن شم؟‬

32:51.231 --> 32:53.111
‫دارم چیکار می‌کنم؟‬

33:39.661 --> 33:41.791
‫بالاخره. فکر کردم‬
‫دیگه دارم دیوونه می‌شم.‬

33:57.801 --> 33:58.801
‫اون‌هو.‬

33:58.891 --> 34:00.761
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟‬

34:00.786 --> 34:02.826
‫واقعاً می‌خواستی بپری؟‬

34:04.311 --> 34:05.181
‫تو چطوری...‬

34:05.206 --> 34:07.456
‫بهت گفتم همه‌چیزو فراموش کنی.‬

34:07.481 --> 34:10.441
‫شناختنِ من چه خیری برات داشت؟‬
‫چرا هنوز اینطوری هستی؟‬

34:11.231 --> 34:13.231
‫می‌تونستی راحت زندگیتو بکنی.‬

34:15.031 --> 34:16.571
‫نمی‌تونم از پیشت برم...‬

34:18.470 --> 34:20.777
‫چون مدام این کارارو می‌کنی.‬

35:16.671 --> 35:18.591
‫چرا این کارو کردی؟‬

35:19.221 --> 35:23.181
‫سرنوشت ذاتاً دمدمی‌مزاجه.‬

35:23.206 --> 35:26.376
‫بعضی وقتا خیلی بی‌رحمه،‬

35:27.061 --> 35:30.271
‫ولی بعضی وقتا هم بی‌نهایت مهربونه.‬

35:30.981 --> 35:32.401
‫بهش اعتماد داری؟‬

35:33.611 --> 35:37.981
‫شنیدم یه دردسرسازِ کله‌شقه.‬

35:41.151 --> 35:44.531
‫هرچی می‌تونستم بهش یاد دادم.‬

35:45.621 --> 35:48.121
‫دیگه خودش راهشو پیدا می‌کنه.‬

35:48.547 --> 35:52.217
‫اینکه بارِ اونو به دوش بکشی‬
‫و جلوی خواسته‌ی خدا بایستی‬

35:54.041 --> 35:57.341
‫یعنی داری یه بارِ خیلی سنگین‌تر رو‬
‫برای خودت می‌خری.‬

36:01.421 --> 36:02.551
‫با این حال...‬

36:04.404 --> 36:07.234
‫بارون بند اومده.‬

36:15.191 --> 36:17.111
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ ‬

36:17.941 --> 36:19.571
‫خودمم درست نمی‌دونم.‬

36:19.651 --> 36:22.241
‫بعد از ناپدید شدنم چیز زیادی یادم نیست.‬

36:22.951 --> 36:25.661
‫فقط بارون شدیدی می‌بارید،‬

36:26.250 --> 36:28.540
‫و زمان زیادی گذشت.‬

36:29.371 --> 36:30.621
‫دلم خیلی گرفته بود.‬

36:31.581 --> 36:34.331
‫اون‌قدر که‬
‫حتی نمی‌تونستم یه قدم بردارم.‬

36:36.711 --> 36:39.171
‫به خودم که اومدم، دیدم برگشتم اونجا.‬

36:39.264 --> 36:41.381
‫نامسان. همون‌جایی که محو شدم.‬

36:45.221 --> 36:47.641
‫نمی‌دونم اونا چه فکری می‌کنن،‬

36:48.391 --> 36:51.891
‫ولی انگار از رودخونه‌ی «سه گذرگاه» برم گردوندن.‬

36:54.601 --> 36:55.561
‫یه لحظه صبر کن.‬

36:56.747 --> 37:00.207
‫پس تمام اون اتفاقای عجیبی که‬
‫این مدت دور و برم می‌افتاد‬

37:01.321 --> 37:03.951
‫واقعاً کارِ تو بود.‬

37:05.031 --> 37:06.111
‫چی؟‬

37:08.031 --> 37:11.041
‫خب، همه‌اش هم کارِ من نبود.‬

37:11.066 --> 37:12.776
‫یه مقدارش فقط توهماتِ خودت بود.‬

37:12.911 --> 37:14.961
‫پس کی برگشتی؟‬

37:16.291 --> 37:17.631
‫خب...‬

37:18.541 --> 37:21.301
‫مثلاً... یه سال پیش.‬

37:21.381 --> 37:23.381
‫چی؟ یه سال؟‬

37:23.471 --> 37:25.591
‫یه ساله برگشتی و‬
‫اصلاً خودتو نشون ندادی؟‬

37:25.760 --> 37:28.380
‫فقط نشستی و تماشا کردی که‬
‫چقدر داغون و بدبختم؟‬

37:29.551 --> 37:31.971
‫خب، اون‌قدرها هم بدبخت نبودی.‬

37:33.391 --> 37:35.891
‫اینکه فصل قبل رو بدون باخت بردی‬
‫واقعاً معرکه بود.‬

37:35.981 --> 37:37.691
‫و اون عکاسیِ ماه پیش هم‬
‫خیلی--‬

37:37.716 --> 37:40.006
‫چیز دیگه‌ای ندیدی؟‬

37:42.281 --> 37:44.821
‫حتی وقتی اون جام رو بردم بالا...‬

37:46.494 --> 37:49.364
‫ندیدی که از خودم بدم می‌اومد‬
‫که چرا خوشحالم؟‬

37:49.389 --> 37:51.523
‫از خوردن گرفته تا خوابیدن،‬
‫تک‌تکِ لحظه‌ها،‬

37:51.548 --> 37:53.638
‫ندیدی که به زور‬
‫خودمو سرِ پا نگه داشته بودم؟‬

37:55.711 --> 37:57.541
‫ندیدی که دلم برات تنگ شده بود؟‬

37:59.751 --> 38:01.715
‫حس می‌کردم تو از این دنیا‬
‫محو شدی‬

38:03.091 --> 38:04.841
‫اونم به خاطرِ من.‬

38:06.931 --> 38:09.091
‫حس می‌کردم همه‌اش تقصیرِ منه.‬

38:09.181 --> 38:12.141
‫چون به خاطرِ نجات دادنِ من‬
‫اونطوری شدی،‬

38:13.168 --> 38:15.644
‫سعی کردم تا جایی که می‌تونم‬
‫خوب زندگی کنم.‬

38:19.521 --> 38:20.861
‫چرا این کارو کردی؟‬

38:21.981 --> 38:23.481
‫چرا؟‬

38:26.651 --> 38:27.741
‫چون ترسیده بودم.‬

38:31.281 --> 38:33.411
‫می‌ترسیدم که دوست داشتنت‬
‫عوضم کنه.‬

38:35.041 --> 38:36.291
‫چی؟‬

38:38.121 --> 38:40.961
‫ده سال گذشته،‬
‫ولی مثل دیروز یادمه.‬

38:44.211 --> 38:47.471
‫اون حسی که موقعِ جون دادنت داشتم.‬

38:50.301 --> 38:52.261
‫اگه فقط می‌تونستم نجاتت بدم،‬

38:53.060 --> 38:56.150
‫دیگه برام مهم نبود چه بلایی سرِ خودم میاد.‬

38:57.351 --> 38:59.731
‫داشتم محو می‌شدم،‬

39:00.351 --> 39:02.811
‫و تو شدی تمامِ دنیای من.‬

39:02.901 --> 39:06.111
‫ولی این درست نیست.‬

39:06.136 --> 39:08.186
‫- اون‌هو--‬
‫- می‌خوام برای خودم زندگی کنم.‬

39:08.321 --> 39:09.491
‫می‌خوام برای خودم زندگی کنم،‬

39:09.571 --> 39:11.991
‫و حتی اگه بمیرم،‬
‫می‌خوام به عنوانِ خودم بمیرم.‬

39:12.016 --> 39:14.726
‫اگه پیشت بمونم، اگه دوباره عاشقت بشم،‬

39:16.291 --> 39:18.331
‫خودمو برای همیشه گم می‌کنم.‬

39:18.411 --> 39:21.121
‫پس نباید برات مهم می‌بود‬
‫که زنده می‌مونم یا می‌میرم.‬

39:21.211 --> 39:23.171
‫وقتی مریض بودم یا صدمه دیده بودم،‬

39:23.881 --> 39:25.801
‫باید فقط نادیده‌ام می‌گرفتی.‬

39:27.050 --> 39:28.510
‫از این به بعد همین کارو می‌کنم.‬

39:29.341 --> 39:34.051
‫خودمو از خاطراتت پاک می‌کنم‬
‫و دیگه هیچ‌وقت خودمو بهت نشون نمی‌دم.‬

39:34.851 --> 39:36.141
‫حتی اگه صدمه ببینی.‬

39:37.227 --> 39:40.357
‫حتی اگه مریض بشی یا در حالِ مرگ باشی.‬

39:44.271 --> 39:46.231
‫می‌خوام نادیده بگیرم.‬

39:50.321 --> 39:52.531
‫این واقعاً پایانِ کارِ ماست.‬

39:58.661 --> 40:01.831
‫نه. این کارو نمی‌کنی.‬

40:02.541 --> 40:04.171
‫می‌شناسمت.‬

40:04.251 --> 40:06.961
‫اگه با پاک کردنِ حافظه‌ام مشکلی نداشتی،‬

40:07.051 --> 40:12.181
‫تا حالا انجامش داده بودی‬
‫چون خیلی درد می‌کشیدم.‬

40:12.261 --> 40:13.891
‫نه به خاطرِ خودت.‬

40:14.511 --> 40:16.431
‫به خاطرِ من پاکش می‌کردی.‬

40:20.431 --> 40:21.941
‫یه بار بهم قول دادی.‬

40:22.021 --> 40:24.101
‫که تا آخرین لحظه،‬

40:25.231 --> 40:27.361
‫سعی کنی بهترین راهو‬
‫واسه هردومون پیدا کنی.‬

40:28.571 --> 40:30.071
‫اون لحظه الانه.‬

40:30.631 --> 40:32.631
‫آخرین لحظه‌ی ما.‬

40:33.281 --> 40:34.741
‫پس بهم بگو.‬

40:34.821 --> 40:36.871
‫این بهترین راهیه که پیدا کردی؟‬

40:37.016 --> 40:40.306
‫این‌که حافظه‌ام رو پاک کنی و مثل غریبه‌ها زندگی کنیم؟‬

40:40.331 --> 40:43.041
‫پس من باید چیکار کنم؟‬

40:43.121 --> 40:46.251
‫حتی اگه عاشقِ هم باشیم،‬
‫می‌دونیم تهش چی می‌شه.‬

40:46.881 --> 40:49.501
‫هیچ تمایلی ندارم که دوباره آدم بشم.‬
‫حتی یه ذره.‬

40:49.526 --> 40:52.606
‫و وقتِ تو هم روز به روز داره تموم می‌شه.‬

40:52.761 --> 40:54.591
‫آخرش خداحافظیه.‬

40:55.221 --> 40:56.341
‫مگه این اشتباهه؟‬

40:56.971 --> 41:02.141
‫اگه تهش به خداحافظی ختم می‌شه،‬
‫یعنی لحظه‌هایی که با هم داریم هیچ ارزشی ندارن؟‬

41:04.771 --> 41:07.061
‫تو به عنوانِ خودت زندگی می‌کنی،‬

41:07.151 --> 41:09.191
‫و منم به عنوانِ خودم به زندگی ادامه می‌دم.‬

41:10.271 --> 41:14.031
‫من آدمم،‬
‫پس پیر می‌شم و آخرش می‌میرم.‬

41:14.217 --> 41:16.967
‫تو تا ابد همین‌طوری که هستی زندگی می‌کنی.‬

41:18.491 --> 41:20.331
‫پس یه روزی،‬

41:21.581 --> 41:23.411
‫یه خداحافظیِ دردناک خواهیم داشت...‬

41:24.840 --> 41:27.247
‫اما لحظه‌هایی که با هم می‌گذرونیم‬

41:27.307 --> 41:29.604
‫وقتی تنها بمونی،‬
‫واست دردناک نخواهند بود.‬

41:30.381 --> 41:32.091
‫چون من حواسم به این موضوع هست.‬

41:43.021 --> 41:44.351
‫بهت گفتم، مگه نه؟‬

41:45.184 --> 41:47.064
‫من واسه هر کاری که تصمیم بگیرم انجام بدم، تمامِ تلاشمو می‌کنم.‬

41:48.901 --> 41:51.151
‫از ده سال پیش شروع کردم.‬

41:52.151 --> 41:53.531
‫و هنوز تموم نشده.‬

41:55.451 --> 41:56.651
‫پس...‬

41:59.371 --> 42:00.871
‫فرار نکن.‬

42:41.321 --> 42:42.991
‫زیاده‌روی کردم؟‬

42:50.421 --> 42:52.291
‫اینم خوب نیست.‬

43:09.561 --> 43:11.601
‫چرا هیچی ندارم بپوشم؟‬

43:11.691 --> 43:15.611
‫نمی‌دونم واسه اولین قرارمون بعد از ده سال‬
‫چی بپوشم.‬

43:20.401 --> 43:21.571
‫اون‌هو.‬

43:24.691 --> 43:25.821
‫خیلی منتظر بودی؟‬

43:26.451 --> 43:28.121
‫می‌خواستم قبل از تو اینجا باشم.‬

43:28.334 --> 43:29.844
‫نه، همین الان رسیدم.‬

43:33.304 --> 43:34.644
‫بیا.‬

43:34.711 --> 43:38.971
‫فهمیدم که تا حالا واقعاً‬
‫بهت گل نداده بودم.‬

43:41.431 --> 43:42.391
‫واو.‬

43:48.471 --> 43:49.731
‫ای بابا.‬

43:50.231 --> 43:52.851
‫چطوری یه خبرنگار به این زودی پیدامون کرد؟‬

43:53.481 --> 43:55.441
‫اون‌هو، بیا بریم یه جای خلوت‌تر--‬

43:55.466 --> 43:58.846
‫اون خبرنگار نیست.‬
‫عکاسیه که من استخدام کردم.‬

44:00.821 --> 44:01.821
‫چی؟‬

44:01.901 --> 44:04.071
‫ما کلاً فقط یه عکس با هم گرفتیم.‬

44:04.161 --> 44:06.531
‫همون هم وقتی سرنوشتت برگشت،‬
‫غیب شد.‬

44:07.301 --> 44:08.881
‫این همیشه اذیتم می‌کرد.‬

44:10.147 --> 44:11.871
‫ولی این چه ربطی داره به...‬

44:13.041 --> 44:15.421
‫کلی وقتِ دیگه،‬

44:16.171 --> 44:18.631
‫حداقل به یه چیزِ دیگه نیاز دارم‬
‫که باهاش یادت بیفتم.‬

44:23.831 --> 44:28.541
‫تازه، شنیدم جوونای این دوره زمونه‬
‫توی قرارهاشون کلی عکس می‌گیرن.‬

44:28.761 --> 44:30.731
‫ما فقط باید بریم سرِ قرارمون،‬

44:31.467 --> 44:33.967
‫و اونا خاطراتمون رو واسمون ثبت می‌کنن.‬

44:35.854 --> 44:39.644
‫ولی چطوری قرار بذاریم؟‬
‫خیلی ضایعه.‬

44:39.781 --> 44:41.071
‫نگرانش نباش.‬

44:42.163 --> 44:45.154
‫جادوشون کردم،‬
‫واسه همین هیچی یادشون نمی‌مونه.‬

44:45.361 --> 44:46.701
‫پس ما‬

44:47.331 --> 44:49.241
‫حتی اگه بخوایم می‌تونیم همدیگه رو ببوسیم.‬

44:51.871 --> 44:52.911
‫چی؟‬

44:53.066 --> 44:55.396
‫اوه، راستی. حداقل باید‬
‫با عکاس سلام و علیک کنیم.‬

44:55.421 --> 44:56.961
‫شماها قبلاً همدیگه رو دیدین، مگه نه؟‬

44:57.041 --> 44:58.251
‫هی، تو. آقایِ عکاس!‬

44:59.421 --> 45:01.801
‫سلام، شی‌یول! خیلی وقته ندیدمت.‬

45:01.826 --> 45:04.036
‫آقایِ اوه! شما چطوری--‬

45:04.061 --> 45:05.431
‫من واقعاً خوشم اومد‬

45:05.456 --> 45:07.326
‫که اون عکاسیِ ماهِ پیشت‬
‫انقدر خوب از آب دراومد.‬

45:07.351 --> 45:10.192
‫واسه همین مخصوصاً اونو واسه‬
‫عکاسیِ دونفره‌مون استخدام کردم.‬

45:10.971 --> 45:12.561
‫صبر کن...‬

45:12.586 --> 45:15.546
‫آقایِ اوه داره از قرارِ ما عکس می‌گیره؟‬

45:15.571 --> 45:17.321
‫ولی اون توی کارِ خودش بهترین عکاسه.‬

45:20.321 --> 45:21.571
‫این دیگه واسه چیه؟‬

45:21.651 --> 45:24.531
‫یه تیمِ فیلم‌برداری هم صدا کردم.‬

45:25.201 --> 45:28.171
‫عکس خوبه،‬
‫اما ویدیو حس و حال رو یه جورِ دیگه ثبت می‌کنه.‬

45:28.196 --> 45:30.156
‫از این به بعد، تمامِ لحظه‌های قرارهامون‬

45:30.181 --> 45:32.351
‫توسطِ بهترین کادرِ این حرفه ضبط می‌شه.‬

45:32.621 --> 45:35.541
‫ای بابا، واقعاً همه‌ی اینا لازمه؟‬

45:35.741 --> 45:38.291
‫با کارگردان هم سلام کن.‬
‫قراره زیاد ببینیش.‬

45:39.501 --> 45:41.091
‫- آقایِ کارگردان!‬
‫- بله!‬

45:41.591 --> 45:44.171
‫سلام، آقایِ کانگ!‬

45:44.261 --> 45:45.841
‫سلام.‬

45:45.931 --> 45:48.891
‫اون جشنواره کن رفته و اسکار هم برده.‬

45:49.601 --> 45:51.431
‫فکر کردم برای فیلم‌برداری از قرارهامون گزینه‌ی خوبی باشه،‬

45:51.511 --> 45:52.811
‫واسه همین مخصوصاً اونو رزرو کردم.‬

45:52.891 --> 45:55.141
‫چون صورتت درست معلوم نیست،‬

45:55.231 --> 45:57.021
‫چطوره ماسکت رو برداری؟‬

45:57.101 --> 45:59.561
‫درسته. حتماً، آقای کارگردان.‬

45:59.651 --> 46:00.941
‫دوربین‌ها دارن ضبط می‌کنن.‬

46:01.027 --> 46:02.947
‫دیدی؟ کارش رو بلده.‬

46:03.611 --> 46:04.611
‫بریم.‬

46:13.041 --> 46:14.081
‫اون‌هو.‬

46:26.551 --> 46:28.881
‫خوشمزه‌ست.

46:50.201 --> 46:52.031
‫یه لحظه. صبر کن.‬

46:52.886 --> 46:56.056
‫پس‌زمینه اینجا عالیه.‬
‫می‌شه شما دوتا همون‌جا بایستید؟‬

46:56.081 --> 46:58.831
‫واقعاً؟ فکر می‌کنی جای خوبی برای عکس گرفتن باشه؟‬

46:58.911 --> 47:00.541
‫عالیه!‬

47:00.621 --> 47:02.751
‫شی‌یول، لبخند بزن!‬

47:03.751 --> 47:05.341
‫سعی کن طبیعی به نظر بیای!‬

47:08.011 --> 47:10.261
‫می‌شه یه ژست دیگه بگیرید؟‬

47:10.761 --> 47:11.801
‫یه ژست دیگه؟‬

47:13.221 --> 47:14.561
‫مثلاً همو ببوسید یا یه همچین چیزی.‬

47:15.261 --> 47:17.481
‫آخه اینجا خیلی شلوغه.‬

47:18.329 --> 47:19.959
‫کسی یادش نمی‌مونه.‬

47:19.984 --> 47:22.114
‫خیالت راحت، نمی‌ذارم‬
‫هیچ خبری تو رسانه‌ها پخش بشه.‬

47:23.151 --> 47:24.151
‫بیا.‬

47:31.111 --> 47:33.241
‫خب، عالی بود.‬

47:42.711 --> 47:44.881
‫امروز خیلی خوش گذشت، نه؟‬

47:45.671 --> 47:46.591
‫آره.‬

47:47.801 --> 47:51.011
‫وایسا، بذار موهات رو درست کنم.‬

47:51.091 --> 47:52.341
‫باشه.‬

47:55.221 --> 47:57.061
‫حالا چیکار کنیم؟‬

47:57.141 --> 47:58.721
‫خب...‬

48:00.061 --> 48:01.311
‫داشتم فکر می‌کردم‬

48:02.231 --> 48:04.901
‫شاید بهتر باشه بریم یه جایی‬
‫که این‌قدر شلوغ نباشه.‬

48:07.321 --> 48:08.731
‫چی؟‬

48:09.281 --> 48:12.411
‫کلی عکس و فیلم گرفتیم،‬
‫واسه همین دلم می‌خواد باهات تنها باشم.‬

48:13.071 --> 48:14.821
‫فقط خودمون دوتا؟‬

48:18.951 --> 48:20.251
‫اگه این‌طوریه،‬

48:22.291 --> 48:24.131
‫می‌خوای بریم خونه‌ی من؟‬

48:25.711 --> 48:26.961
‫چی؟‬

48:42.521 --> 48:43.601
‫بیا تو.‬

48:47.061 --> 48:51.031
‫وای. پس اینجا واقعاً کره‌ی شمالی‌یه.‬

48:51.651 --> 48:53.361
‫دفعه‌ی قبل که اینجا بودم اینو نمی‌دونستم.‬

48:54.611 --> 48:56.571
‫خب، اینجا کوهستان میوهیانگ‌سانه.‬

48:59.241 --> 49:01.541
‫پسر، خیلی وقته اینجا نیومدم.‬

49:02.161 --> 49:03.831
‫یه بار ده سال پیش اومدم اینجا.‬

49:11.261 --> 49:14.971
‫یعنی تمام این مدت تو این جای به این بزرگی‬
‫تنهایی زندگی می‌کردی؟‬

49:15.631 --> 49:16.681
‫تمام این مدت؟‬

49:21.271 --> 49:22.351
‫آره.‬

49:22.981 --> 49:23.891
‫ظاهراً.‬

49:34.151 --> 49:35.201
‫این چیه؟‬

49:36.741 --> 49:37.821
‫هیچی، فقط‬

49:38.571 --> 49:40.331
‫با خودم فکر کردم حتماً خیلی تنها بودی.‬

49:51.211 --> 49:52.511
‫هی، اومدی خونه.‬

49:55.511 --> 49:56.381
‫هی!‬

49:56.471 --> 49:59.431
‫وقتی من خونه نبودم‬
‫تو تو خونه‌ی من چیکار می‌کنی؟‬

49:59.511 --> 50:01.181
‫عه، بهم بر خورد.‬

50:01.681 --> 50:02.811
‫خیلی وقته ندیدمت.‬

50:02.836 --> 50:05.716
‫آره، خیلی وقته.‬

50:07.651 --> 50:12.731
‫نمی‌دونم چرا،‬
‫ولی حس می‌کنم کلاً عوض شدی.‬

50:12.756 --> 50:15.256
‫درسته، اونم یه روباه نُه دم شد.‬

50:15.401 --> 50:16.361
‫اون روز، ده سال پیش.‬

50:17.531 --> 50:19.394
‫وقتی خودش رو فدای تو کرد،‬

50:19.419 --> 50:21.379
‫مهره‌ی روباه من‬
‫کلی قدرت معنوی جذب کرد.‬

50:22.791 --> 50:24.081
‫که این‌طور.‬

50:28.581 --> 50:31.041
‫در ضمن، لازم نیست ازم تشکر کنی.‬

50:31.841 --> 50:32.711
‫ببخشید؟‬

50:32.736 --> 50:35.986
‫من کسی بودم که درمانت کرد، شی‌یول.‬

50:36.841 --> 50:38.341
‫هی!‬

50:40.181 --> 50:42.351
‫چیه؟ حقشه که بدونه.‬

50:43.261 --> 50:45.641
‫ده سال پیش، ازم یه خواهشی کرد؛‬

50:45.666 --> 50:49.086
‫همون موقعی که گفت به‌خاطر اون عوضی‌ها،‬
‫مهره‌ی روباه منو قایم کرده.‬

50:50.811 --> 50:53.521
‫اگه یه روزی از این دنیا رفتم‬

50:54.071 --> 50:58.111
‫و دیگه نتونستم از شی‌یول محافظت کنم...‬

50:59.321 --> 51:00.201
‫چی؟‬

51:01.781 --> 51:03.281
‫اگه اون روز برسه،‬

51:04.451 --> 51:05.911
‫ازت می‌خوام بیای وسط‬

51:06.987 --> 51:09.157
‫و شی‌یول رو برام نجات بدی.‬

51:12.291 --> 51:15.671
‫من تازه روباه نُه دم شده بودم،‬
‫واسه همین قدرت معنوی زیادی نداشتم.‬

51:15.696 --> 51:18.416
‫پس مجبور شدم از تمام ذره‌ذره‌ی قدرتم استفاده کنم‬

51:18.441 --> 51:20.731
‫تا نذارم به‌خاطر اون بیماری قلبی بمیری.‬

51:20.931 --> 51:23.181
‫به‌خاطر همین موضوع سال‌ها زجر کشیدم.‬

51:24.221 --> 51:26.141
‫واقعاً نمی‌خوای بری خونه‌ت؟‬

51:26.166 --> 51:28.256
‫دیگه دست از سر اینجا بردار!‬

51:29.317 --> 51:32.327
‫تمام این مدت داشتی منو بغل می‌کردی،‬

51:32.352 --> 51:35.692
‫و زارزار گریه می‌کردی،‬
‫همه‌اش چون دلتنگ شی‌یول بودی.‬

51:35.788 --> 51:38.078
‫و حالا داری می‌گی‬
‫دیگه بهم احتیاج نداری؟‬

51:38.748 --> 51:39.788
‫خونه‌ی خودت هم که خیلی بزرگه.‬

51:39.861 --> 51:41.201
‫به خدا که...‬

51:41.281 --> 51:43.991
‫می‌شه لطفاً خفه شی؟‬

51:44.531 --> 51:45.911
‫نگاهش کن!‬

51:49.501 --> 51:50.501
‫نمی‌خوامش.‬

51:57.461 --> 51:59.921
‫وای، به زور از دستش خلاص شدم.‬

52:01.344 --> 52:04.924
‫از وقتی یه دم دیگه درآورده،‬
‫بدجوری به یه روباه مکار تبدیل شده.‬

52:05.101 --> 52:07.391
‫جدی دیگه نمی‌تونم از پسش بربیام.‬

52:08.061 --> 52:09.271
‫واقعاً؟‬

52:09.351 --> 52:11.891
‫راستش من از دیدنش خیلی خوش‌حال شدم.‬

52:12.561 --> 52:14.271
‫خاطرات قدیمی رو برام زنده کرد.‬

52:14.361 --> 52:18.031
‫اگه فکر می‌کنی مثل قبله، باید خیلی مراقب باشی.‬

52:18.111 --> 52:21.611
‫فکر کنم اخلاقش حتی از منم بدتر شده.‬

52:22.241 --> 52:23.361
‫نه بابا.‬

52:23.991 --> 52:25.411
‫غیرممکنه.‬

52:25.491 --> 52:26.831
‫جدی می‌گم.‬

52:27.451 --> 52:30.411
‫ده سال پیش فقط زندگی تو و ووسوک نبود که به حالت قبل برگشت.‬

52:31.161 --> 52:33.791
‫به خاطر من، اون رماله، جانگ دوچول یا هر کوفت دیگه‌ای،‬

52:33.871 --> 52:37.631
‫به خاطر پس‌زدنِ انرژیِ روحانی،
‫ عملاً یه مرده‌ی متحرک بود.‬

52:37.711 --> 52:39.301
‫اما اونم دوباره زنده شد.‬

52:53.101 --> 52:55.851
‫حدس می‌زنم چون یه ذره قدرت روحانی داشت،‬

52:55.934 --> 52:59.144
‫انگار وقتی بیدار شده،‬
‫همه چیزو یادش بوده.‬

52:59.231 --> 53:00.401
‫خب؟‬

53:00.426 --> 53:04.686
‫باید به چشم یه فرصت دوباره بهش نگاه
‫می‌کرد و سرش به کار خودش می‌بود،‬

53:04.821 --> 53:07.201
‫اما دوباره رفت دنبال مهره‌ی روباه.‬

53:07.281 --> 53:08.781
‫احمقِ بی‌ملاحظه.‬

53:35.441 --> 53:39.111
‫رفت به کوهستان سوراکسان، دنبال
‫یه روباه هشت‌دمِ بی‌دردسر می‌گشت،‬

53:40.191 --> 53:42.861
‫اما به جاش به پستِ یه روباه نُه‌دمِ عصبانی خورد.‬

53:43.991 --> 53:47.911
‫اینطوری شد که به همون سرنوشت
‫شومی دچار شد که توی زندگی قبلیش داشت.‬

53:49.281 --> 53:50.911
‫که اینطور.‬

53:51.741 --> 53:52.791
‫آهان، راستی.‬

53:53.581 --> 53:57.621
‫پس چه بلایی سر لی یون اومد، همون
‫پسره که بهم شلیک کرد؟‬

53:58.501 --> 54:01.001
‫توی اخبار دیدم که زندانه.‬

54:01.091 --> 54:03.171
‫اونم کارِ این روباهه بود؟‬

54:03.761 --> 54:06.431
‫- نه، کارِ گوم‌هو نبود.‬
‫- هی، ولم کن!‬

54:06.566 --> 54:08.236
‫خودش این بلا رو سر خودش آورد.‬

54:08.261 --> 54:10.261
‫ما دقیقاً می‌دونیم کی هستی.‬
‫واسه همین اینجاییم.‬

54:10.351 --> 54:11.891
‫بیا بی‌سر و صدا بریم.‬

54:12.561 --> 54:13.681
‫لعنتی!‬

54:13.706 --> 54:16.166
‫نه گوم‌هو و نه من، هیچ‌کدوم کاری نکردیم.‬

54:16.191 --> 54:18.731
‫خودش یه کاری کرد که پاش به زندان باز بشه.‬

54:22.731 --> 54:24.941
‫اما... «گوم‌هو»؟‬

54:25.901 --> 54:28.201
‫آره، یه دم دیگه درآورد.‬

54:28.226 --> 54:31.476
‫چون سخت بود هی بهش بگیم
‫روباه هشت‌دم، براش یه اسم گذاشتم.‬

54:32.531 --> 54:34.911
‫تو هم می‌تونی گوم‌هو صداش کنی.‬

54:37.081 --> 54:39.081
‫بگذریم، بیا حالا درباره‌ی تو حرف بزنیم.‬

54:39.571 --> 54:42.611
‫فکر کردی بعد از بازنشستگی می‌خوای چیکار کنی؟‬

54:44.567 --> 54:45.551
‫آره.‬

54:46.664 --> 54:49.044
‫به عنوان بازیکن به اندازه‌ی کافی تلاش کردم،‬

54:49.451 --> 54:52.331
‫واسه همین دارم فکر می‌کنم
‫ یه مدتی مالک باشگاه باشم.‬

54:52.511 --> 54:53.681
‫جدی می‌گم.‬

54:54.351 --> 54:55.221
‫مالک باشگاه؟‬

54:56.101 --> 54:57.231
‫راستش،‬

54:58.271 --> 55:00.601
‫ده سال پیش یه تیم خریدم.‬

55:02.901 --> 55:03.771
‫پسر.‬

55:04.571 --> 55:06.781
‫مربی، بازی داره شروع می‌شه.‬

55:06.861 --> 55:08.861
‫این خبر خیلی مهمی که می‌گفتی چیه؟‬

55:08.951 --> 55:10.241
‫چی شده؟‬

55:10.266 --> 55:12.856
‫چرا هیچی نمی‌گی و ما رو تو خماری گذاشتی؟‬

55:12.881 --> 55:15.011
‫هی، یه کم صبر کن، باشه؟‬

55:22.581 --> 55:24.671
‫- این دیگه چیه...؟‬
‫- وای خدای من.‬

55:25.551 --> 55:26.511
‫عجب.‬

55:26.591 --> 55:27.591
‫- هی!‬
‫- ببخشید.‬

55:27.671 --> 55:30.431
‫- غریبه‌ها نمی‌تونن همین‌طوری بیان اینجا...‬
‫- چیسو، صبر کن!‬

55:30.511 --> 55:33.181
‫اون... کانگِ...‬

55:33.261 --> 55:34.971
‫- کانگ...‬
‫- چی داری می‌گی؟‬

55:35.061 --> 55:37.021
‫واو!‬

55:37.101 --> 55:39.981
‫کانگ... شی‌یول؟‬

55:40.467 --> 55:44.887
‫یه کف مرتب بزنید واسه بازیکنی که
‫همین الان تیممون رو خریده، کانگ شی‌یول...‬

55:45.021 --> 55:45.901
‫نه، صبر کنید.‬

55:45.981 --> 55:48.941
‫یه کف مرتب بزنید واسه
‫مالک باشگاهمون، کانگ شی‌یول!‬

55:53.951 --> 55:55.701
‫صبر کن...‬

55:56.241 --> 55:59.251
‫پس... آقای کانگ شی‌یول،‬

55:59.331 --> 56:01.621
‫- باورم نمی‌شه.‬
‫- من یکی از طرفدارای پر و پا قرصتونم.‬

56:01.711 --> 56:04.751
‫و شما... الگوی من هستید.‬

56:05.631 --> 56:06.751
‫واقعاً؟‬

56:06.841 --> 56:10.471
‫اصلاً فکر نمی‌کردم اینطوری
‫درباره‌ام فکر کنی، سو بوم.‬

56:11.091 --> 56:12.301
‫چی؟‬

56:12.381 --> 56:13.681
‫وای خدای من.‬

56:13.761 --> 56:15.681
‫اسم منو از کجا می‌دونید؟‬

56:16.851 --> 56:17.851
‫معلومه که می‌دونم.‬

56:19.141 --> 56:20.641
‫ما دیگه توی یه تیم هستیم.‬

56:21.691 --> 56:24.651
‫خب، بقیه این روزا چیکار می‌کنن؟‬

56:25.151 --> 56:26.151
‫خب،‬

56:26.231 --> 56:29.151
‫بوم هنوز داره با تیم کار می‌کنه.‬

56:29.231 --> 56:30.821
‫اون مدیر کلِ ماست.‬

56:31.554 --> 56:33.264
‫خودت که می‌دونی حساب‌کتابش چقدر دقیقه.‬

56:33.803 --> 56:36.093
‫فکر کنم توی این کار از دوران بازیکنیش هم بهتره.‬

56:38.241 --> 56:39.581
‫و بقیه؟‬

56:40.201 --> 56:43.581
‫کیونگ‌هون بالاخره جایگاه دروازه‌بان اصلی رو گرفت،‬

56:43.606 --> 56:47.276
‫جونگ‌به زود بازنشسته شد
‫و رستوران خونوادگیشون رو چرخوند.‬

56:48.197 --> 56:50.947
‫آره، «گالبی»هاشون واقعاً خوشمزه‌ست.‬

56:51.421 --> 56:56.091
‫چیسو هم انتقالی گرفت و رفت دسته‌ی دوم.‬

56:56.116 --> 56:58.517
‫و الان داره توی «کی‌لیگ» بازی می‌کنه.‬

56:59.217 --> 57:00.637
‫حتی به تیم ملی هم رسید.‬

57:01.101 --> 57:04.601
‫خب، انتخاب شدنش غافلگیرکننده بود‬
‫و کلاً یه بازی کرد.‬

57:05.441 --> 57:06.861
‫تحسین‌برانگیزه.‬

57:10.861 --> 57:12.821
‫خوب می‌شه یه وقت ببینمشون،‬

57:12.901 --> 57:14.991
‫هرچند احتمالاً اصلاً منو یادشون نیست.‬

57:17.201 --> 57:19.871
‫بیا بعدا با هم یه غذا بخوریم.‬

57:20.871 --> 57:21.871
‫باشه.‬

57:50.941 --> 57:52.441
‫حتماً خیلی خسته بوده.‬

58:18.511 --> 58:22.311
‫آرامگاه ابدی کانگ سی-یول‬
‫۱۰ ژوئن ۱۹۹۸ - ۲۰ مارس ۲۰۹۶‬

58:22.391 --> 58:23.521
‫اون‌هو.‬

58:26.441 --> 58:27.731
‫چی شده؟‬

58:29.351 --> 58:31.521
‫نه... چیزی نیست.‬

58:32.181 --> 58:34.851
‫فکر کنم آینده‌ی دورمون رو دیدم.‬

58:36.611 --> 58:37.901
‫آینده‌ی بدیه؟‬

58:39.531 --> 58:42.911
‫نه واقعاً، فقط یکم غم‌انگیزه.‬

58:46.161 --> 58:47.711
‫زیاد نگران نباش.‬

58:47.791 --> 58:50.041
‫تصمیم گرفتم دیگه با این‌جور چیزا‬
‫به هم نریزم.‬

58:50.577 --> 58:52.457
‫همون‌طور که قبلاً بهت گفتم،‬

58:52.497 --> 58:54.787
‫اولین باری که دیدمت، آینده رو دیدم.‬

58:55.711 --> 58:57.591
‫اولش دیدم که دوستت موفق می‌شه،‬

58:57.671 --> 59:00.301
‫بعد توی همون آینده،‬
‫این تو بودی که موفق شدی.‬

59:02.557 --> 59:03.517
‫اون موقع،‬

59:04.282 --> 59:06.431
‫فکر کردم شاید اشتباه دیدم،‬

59:06.521 --> 59:08.641
‫و بی‌خیالش شدم.‬

59:09.601 --> 59:12.401
‫ولی وقتی به تمام چیزایی که‬
‫از سر گذروندیم فکر می‌کنم...‬

59:14.821 --> 59:17.321
‫اون آینده‌ای بود که واقعاً اتفاق افتاد.‬

59:18.957 --> 59:20.827
‫چون من توی سرنوشتت دخالت کردم‬

59:21.284 --> 59:24.324
‫و برای مدت کوتاهی‬
‫سرنوشتت رو با دوستت عوض کردم.‬

59:28.501 --> 59:32.001
‫پس از همون لحظه‌ای که ۱۹ سال پیش همدیگه رو دیدیم،‬

59:33.501 --> 59:36.211
‫سرنوشتمون این بود که به اینجا برسیم.‬

59:37.881 --> 59:39.051
‫آره.‬

59:44.301 --> 59:46.681
‫پس این آینده‌ی غم‌انگیزی که الان دیدی‬

59:47.601 --> 59:49.771
‫بالاخره یه روزی اتفاق می‌افته، درسته؟‬

59:50.391 --> 59:52.981
‫و تو واقعاً باهاش مشکلی نداری؟‬

59:59.111 --> 01:00:00.451
‫مشکلی ندارم.‬

01:00:01.111 --> 01:00:03.871
‫فقط چون یه لحظه از آینده رو می‌دونم‬

01:00:03.951 --> 01:00:06.121
‫و می‌تونم نتیجه رو حدس بزنم،‬

01:00:06.201 --> 01:00:09.541
‫یاد گرفتم که معنیش این نیست که‬
‫از مسیر یا مفهومش خبر دارم.‬

01:00:10.871 --> 01:00:15.711
‫پس توی عشق و زندگی‌مون، هر پایانی که بیاد،‬

01:00:17.211 --> 01:00:18.761
‫فقط باهاش روبرو می‌شم.‬

01:00:20.591 --> 01:00:24.931
‫فقط وقتی می‌فهمم‬
‫اون پایان واقعاً چه معنایی برام داره‬

01:00:25.011 --> 01:00:28.561
‫که همه‌اش رو زندگی کرده باشم.‬

01:00:54.081 --> 01:00:55.381
‫تو چی فکر می‌کنی؟‬

01:00:56.591 --> 01:00:57.501
‫قشنگه.‬

01:00:57.591 --> 01:01:00.051
‫خودمون دوتا توی یه جزیره‌ی متروکه.‬

01:01:00.131 --> 01:01:01.131
‫یه جورایی رمانتیکه.‬

01:01:02.814 --> 01:01:03.984
‫مگه نه؟‬

01:01:05.264 --> 01:01:07.304
‫دارم اونجا یه خونه‌ی دو طبقه می‌سازم،‬

01:01:07.511 --> 01:01:09.181
‫ولی فعلاً دارم نقشه‌های‬
‫طبقات رو اصلاح می‌کنم.‬

01:01:09.261 --> 01:01:11.391
‫قرار بود یه ویلای اختصاصی برای خودم باشه،‬

01:01:11.471 --> 01:01:13.231
‫ولی چون حالا قراره با هم زندگی کنیم،‬

01:01:13.311 --> 01:01:15.151
‫نقشه‌اش خیلی تغییر کرد.‬

01:01:15.237 --> 01:01:17.487
‫اوه، اونجا؟‬

01:01:18.821 --> 01:01:20.191
‫می‌تونیم الان بریم ببینیمش؟‬

01:01:20.281 --> 01:01:21.401
‫البته.‬

01:01:24.111 --> 01:01:25.451
‫بریم.‬

01:01:29.991 --> 01:01:32.291
‫اگه چیزی لازم داشتی، فقط بهم بگو.‬

01:01:32.371 --> 01:01:34.001
‫حتماً توی نقشه میارمش.‬

01:01:34.464 --> 01:01:37.594
‫خب، از چیزایی که شنیدم، به نظر می‌رسه همه‌چی ردیفه.‬

01:01:39.421 --> 01:01:40.631
‫تازه،‬

01:01:41.711 --> 01:01:43.671
‫من فقط تورو کنارم نیاز دارم.‬

01:01:45.681 --> 01:01:47.091
‫بسه دیگه.‬

01:01:49.051 --> 01:01:53.021
‫راستی، اسکله قراره کجا باشه؟‬

01:01:53.811 --> 01:01:54.771
‫چی؟‬

01:01:55.351 --> 01:01:56.851
‫اسکله.‬

01:01:56.941 --> 01:01:58.401
‫برای رفت‌وآمد قایق‌ها.‬

01:01:59.811 --> 01:02:01.021
‫چرا به اون نیاز داریم؟‬

01:02:02.281 --> 01:02:04.991
‫می‌تونی همین‌طوری دستم رو بگیری‬
‫و این‌طوری رفت‌وآمد کنی.‬

01:02:05.071 --> 01:02:06.821
‫این‌طوری خیلی سریع‌تر و راحت‌تره.‬

01:02:07.491 --> 01:02:08.871
‫نه، ولی باز هم...‬

01:02:10.031 --> 01:02:11.741
‫وقتی اینجا نیستی چیکار کنم؟‬

01:02:11.831 --> 01:02:14.331
‫بهم زنگ بزن. کارت ویزیت رو بسوزون.‬

01:02:14.411 --> 01:02:16.671
‫اوه، در مورد اون...‬

01:02:17.251 --> 01:02:18.581
‫چطوری بگم؟‬

01:02:19.111 --> 01:02:21.661
‫می‌دونم احتمالاً زیاد پیش نمیاد،‬

01:02:21.921 --> 01:02:24.091
‫ولی اگه با هم دعوامون بشه چی،‬

01:02:24.171 --> 01:02:28.341
‫یا اگه از دستم عصبانی بشی؟‬
‫هر اتفاقی ممکنه بیفته.‬

01:02:28.366 --> 01:02:31.576
‫اون‌وقت تا وقتی آروم بشی‬
‫توی این جزیره گیر می‌افتم؟‬

01:02:32.261 --> 01:02:33.271
‫البته.‬

01:02:33.351 --> 01:02:36.311
‫فکر کردی قرار گذاشتن با یه روباه نُه دم‬
‫به همین راحتی‌هاست؟‬

01:02:38.278 --> 01:02:39.448
‫چی؟‬

01:02:42.361 --> 01:02:43.401
‫شوخی می‌کنم.‬

01:02:44.071 --> 01:02:46.441
‫اسکله رو اونجا می‌سازم.‬

01:02:47.321 --> 01:02:49.531
‫یه قایق تفریحی هم سفارش دادم.‬

01:02:51.241 --> 01:02:53.241
‫اوه، که این‌طور.‬

01:02:53.951 --> 01:02:55.041
‫خیالم راحت شد.‬

01:02:57.001 --> 01:03:00.001
‫الان واقعاً قیافه‌ت شبیه آدمای بی خیاله.‬

01:03:01.001 --> 01:03:03.591
‫نه، اصلاً هم این‌طور نیست.‬

01:03:04.341 --> 01:03:05.301
‫نگران نباش.‬

01:03:05.381 --> 01:03:07.631
‫داشتن قایق معنیش این نیست که‬
‫نمی‌تونم اینجا نگهت دارم.‬

01:03:07.721 --> 01:03:09.801
‫اوه، بی‌خیال، تمومش کن.‬

01:03:09.881 --> 01:03:11.591
‫واقعاً منو می‌ترسونه.‬

01:03:12.225 --> 01:03:15.021
‫پس فقط باهام درست رفتار کن،‬
‫اون‌وقت چیزیت نمی‌شه.‬

01:03:18.101 --> 01:03:19.691
‫چه خوبه.‬

01:03:20.481 --> 01:03:23.731
‫حس می‌کنم چیزی جز خوش‌بختی‬
‫پیشِ رومون نیست.‬

01:03:23.821 --> 01:03:24.771
‫مگه نه؟‬

01:03:26.321 --> 01:03:28.901
‫آره. باهات خوب می‌مونم.‬

01:03:38.291 --> 01:03:39.371
‫چه خوبه.‬

01:03:39.395 --> 01:03:59.395
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
