WEBVTT

00:41.312 --> 01:01.982
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:33.698 --> 01:35.199
‫این دیگه چه...‬

01:35.283 --> 01:37.201
‫توی کیسه که چیزی نیست.‬

01:42.081 --> 01:45.793
‫سه ماه تمامه که داری‬
‫کل این کوه رو زیر و رو می‌کنی.‬

01:45.877 --> 01:48.087
‫تو... کی هستی؟‬

01:48.171 --> 01:49.172
‫هانیانگ کجاست؟‬

01:49.922 --> 01:52.175
‫- چی؟‬
‫- باید همین امروز برسم به هانیانگ.‬

01:52.258 --> 01:55.094
‫خب بهم بگو. از کدوم طرفه؟‬

01:57.180 --> 02:00.350
‫هانیانگ از اون طرفه.‬

02:01.225 --> 02:03.102
‫آهان، از اون طرف؟‬

02:03.895 --> 02:06.606
‫ولی دست‌کم ۲۰ روز طول می‌کشه‬
‫تا برسی اونجا.‬

02:11.402 --> 02:12.403
‫چی؟‬

02:20.453 --> 02:21.913
داشت یادم می‌رفت.

02:24.540 --> 02:27.126
‫این رو از خاک دربیار و‬
‫نصف روز با دقت دَمش کن.‬

02:27.210 --> 02:29.087
‫برای بیماری مادرت خوبه.‬

02:29.837 --> 02:30.713
‫چی؟‬

02:44.602 --> 02:46.312
‫این یه افسانه‌ی قدیمیه.‬

02:47.563 --> 02:49.899
‫پیداش کردم!‬

02:50.400 --> 02:52.110
‫داستان یه روباه نُه‌دمه‬

02:52.193 --> 02:53.695
‫که آرزو داشت آدم بشه،‬

02:53.778 --> 02:57.407
‫و روزهاش رو توی کوهستان میوهیانگ‌سان‬
‫به تزکیه کردن می‌گذروند.‬

03:22.974 --> 03:25.143
‫می‌شه یه لحظه تنهامون بذارین؟‬

03:25.977 --> 03:27.437
‫چون‌شیم بمونه.‬

03:32.608 --> 03:34.026
‫چون‌شیم.‬

03:34.652 --> 03:35.903
اسمت اینه!‬

03:46.748 --> 03:48.249
‫با چون‌شیم چیکار کردی؟‬

03:49.959 --> 03:51.085
‫بله؟‬

03:52.128 --> 03:53.087
‫منظورتون...‬

03:54.005 --> 03:55.131
‫نگاه کن.‬

03:57.800 --> 03:59.260
‫خیلی ضایعه.‬

04:05.349 --> 04:08.644
‫کاملاً شبیه آدم‌ها به نظر می‌رسیدی،‬
‫ولی مکر و حیله‌ت دقیقاً مثل روباهه.‬

04:08.728 --> 04:09.604
‫از کجا فهمیدی؟‬

04:10.563 --> 04:11.689
‫از بوی تنت.‬

04:11.773 --> 04:13.858
‫بوی خاک می‌دی.‬

04:13.941 --> 04:17.153
‫بوی خاک کوهستان میوهیانگ‌سان‬
‫که قرن‌هاست می‌شناسمش.‬

04:18.404 --> 04:19.363
اوضاع خوب بوده؟‬

04:20.782 --> 04:25.495
‫بدون تو حوصلم سر رفته بود.‬

04:26.662 --> 04:28.748
‫راستی، نگران چون‌شیم نباش.‬

04:29.248 --> 04:31.209
‫شرط می‌بندم تو آشپزخونه خوابش برده.‬

04:31.751 --> 04:32.627
‫بسیار خب.‬

04:34.587 --> 04:35.505
‫چه حسی داری؟‬

04:36.172 --> 04:37.757
‫امروز همون روز عروسیته که منتظرش بودی.‬

04:39.509 --> 04:41.219
‫هنوز باورم نمی‌شه‬

04:41.928 --> 04:45.306
‫که آدم شدم و‬
‫قراره با عشقم ازدواج کنم.‬

04:46.599 --> 04:47.517
‫ای بابا.‬

04:48.142 --> 04:51.646
‫باشه، منو ول کن و‬
‫برو دنبال زندگی شاد خودت.‬

04:53.773 --> 04:56.359
‫بیا اینجا اون‌هو.‬
‫بذار بغلت کنم. خیلی وقت بود ندیده بودمت.‬

04:57.819 --> 04:59.320
‫گوم‌هو...‬

05:29.475 --> 05:31.727
‫معمولاً افسانه‌های قدیمی اینجا تموم می‌شن.‬

05:34.397 --> 05:38.067
‫اون بالاخره آدم شد و‬
‫با کسی که دوستش داشت ازدواج کرد.‬

05:39.235 --> 05:42.780
‫و این‌طوری شد که تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کردن.‬

05:43.906 --> 05:44.949
‫پایان.‬

05:47.827 --> 05:49.036
‫بیا اینجا!‬

05:51.789 --> 05:53.040
‫واو، فوق‌العاده‌ست.‬

05:55.209 --> 05:56.460
‫اینو نگاه کن.‬

05:56.544 --> 05:58.588
‫این سنجاق‌سرها باید جدید باشن.‬

05:58.671 --> 06:00.882
‫وای خدای من، خیلی قشنگن!‬

06:01.883 --> 06:03.009
‫بهم نمیان؟‬

06:07.013 --> 06:09.015
‫- اونی؟‬
‫- بله؟‬

06:12.226 --> 06:14.437
به چی این‌طوری زل زدی؟‬

06:23.279 --> 06:25.197
نگاش کن.‬

06:26.616 --> 06:28.284
‫چیه؟‬

06:29.619 --> 06:31.996
‫پس واسه همین بود که‬
‫می‌خواستی بیای بازار.‬

06:32.079 --> 06:33.873
‫یه نقشه‌ای زیر سرت داشتی.‬

06:35.291 --> 06:36.417
‫این‌طوری نیست.‬

06:36.500 --> 06:37.919
‫اگه بازارگردیت تموم شد، بیا بریم.‬

06:39.337 --> 06:40.463
‫بانوی من!‬

06:45.927 --> 06:47.845
دوباره همدیگه رو دیدیم.‬

06:49.347 --> 06:50.848
‫بله، سرورم.‬

06:51.474 --> 06:53.851
‫چه تصادف جالبی که بهتون برخوردم.‬

07:04.987 --> 07:06.864
‫خوشبخت باشی، اونی.‬

07:23.589 --> 07:25.800
‫ولی اون موقع نمی‌دونستم...‬

07:28.094 --> 07:29.303
‫از اون طرف!‬

07:29.929 --> 07:32.974
‫...که زندگی آدمیزاد بی‌نهایت شکننده است،‬

07:33.057 --> 07:36.060
‫و خوشبختی‌شون‬
‫خیلی راحت از هم می‌پاشه.‬

07:38.521 --> 07:42.566
‫اینکه زندگی سخته و‬
‫مرگ همیشه در کمینه.‬

07:44.151 --> 07:46.904
‫این همون آینده‌ای بود که در انتظارش بود.‬

07:48.864 --> 07:52.994
‫پس در نهایت،‬
‫گوم‌هو رنگ خوشبختی رو نمی‌دید.‬

07:54.203 --> 07:57.623
‫همه‌ش به خاطر اینکه عاشق یه آدم شد‬
‫و انتخاب کرد که آدم بشه.‬

07:59.792 --> 08:03.421
[زمان حال]

08:04.964 --> 08:07.550
‫و این‌طوری شد که من تبدیل به کسی شدم که امروز هستم.‬

08:08.759 --> 08:10.636
‫یه روباه نُه‌دم که‬
‫حاضر نیست عاشق آدم‌ها بشه‬

08:10.720 --> 08:12.471
‫و تلاشی هم نمی‌کنه که آدم بشه.‬

08:13.097 --> 08:14.098
‫من اینم.‬

08:20.396 --> 08:23.065
‫اصلاً چرا باید بخوام آدم بشم؟‬

08:23.149 --> 08:26.444
‫موجوداتی ناچیز، ناتوان، پیر و مریض،‬

08:26.527 --> 08:28.946
‫و در نهایت، محکوم به مرگ.‬

08:32.700 --> 08:34.160
‫همین‌جا و همین حالا،‬

08:35.661 --> 08:37.580
‫یه زندگی تموم می‌شه...‬

08:40.082 --> 08:42.043
‫و یکی دیگه شروع می‌شه.‬

08:45.546 --> 08:50.468
‫و این داستان از نه سال پیش شروع شد.‬

08:56.807 --> 09:01.145
‫قسمت اول‬
[یک اتفاق ناگزیر]

09:02.188 --> 09:03.647
‫اینجا! این طرف!‬

09:03.731 --> 09:04.940
‫دبیرستان سوسین‬

09:07.777 --> 09:09.070
[‫هیون وو سوک]

09:09.153 --> 09:10.279
‫پاس بده! اونجا!‬

09:10.362 --> 09:11.906
‫پوشش بده! دارم میام!‬

09:11.989 --> 09:12.948
[‫نه سال قبل]‬

09:13.032 --> 09:14.366
‫همینه!‬

09:15.326 --> 09:17.161
‫کارش خوبه، نه؟‬

09:17.244 --> 09:19.038
‫اون هیون وو سوکه.‬

09:19.121 --> 09:20.956
‫تازه سال آخر دبیرستان شده.‬

09:25.753 --> 09:28.464
‫از وقتی اولین بار برای تیم ملی زیر ۱۳ سال‬
‫انتخاب شد،‬

09:28.547 --> 09:31.258
‫تو تمام رده‌های سنی پایه،‬
‫مهاجم فیکس بوده.‬

09:35.888 --> 09:37.807
‫هی، وو سوک! پاس بده!‬

09:39.558 --> 09:41.769
‫- پاس بده!‬
‫- این طرفو پوشش بده!‬

09:41.852 --> 09:44.063
‫هی! احمق روانی!‬

09:44.146 --> 09:45.439
‫وو سوک خالی بود!‬

09:45.523 --> 09:47.942
‫مسخره‌بازی رو تموم کن‬
‫و فقط پاس بده!‬

09:49.151 --> 09:51.362
‫داره می‌پرسه اون بازیکن کیه.‬

09:51.445 --> 09:52.780
‫کدوم یکی؟‬

09:55.324 --> 09:56.408
‫- همون.‬
‫- هی!‬

09:56.492 --> 09:58.536
‫- هی، اون خطا بود!‬
‫- همونی که قبلش داشت مسخره‌بازی درمیاورد.‬

09:58.619 --> 10:00.246
‫اون کانگ شی یوله.‬

10:00.329 --> 10:02.665
‫وای، این بچه واقعاً دیوونه‌ست.‬

10:02.748 --> 10:05.209
‫همه‌ش نمایشه و هیچی نیست.‬
‫اصلاً هم پاس نمی‌ده.‬

10:05.292 --> 10:07.336
‫می‌خواد همه‌ی کارارو خودش بکنه.‬

10:13.551 --> 10:16.512
‫هی، شی یول وروجک! فقط بزنش تو گل!‬

10:16.595 --> 10:18.222
‫خودنمایی نکن!‬

10:24.979 --> 10:26.272
‫لعنتی، این نیم‌وجبی...‬

10:27.690 --> 10:30.401
‫وو سوک، پاس گل قشنگی بود.‬

10:30.484 --> 10:32.153
‫پاس گل.‬

10:34.155 --> 10:38.033
‫فکر کردی حرف مربی شوخیه؟‬

10:38.117 --> 10:41.495
‫بهت گفتم هر وقت توپ بهت رسید‬
‫پاس بده به وو سوک.‬

10:41.579 --> 10:47.251
‫مربی جدید تیم ملی پایه امروز اومده بود‬
‫بازی وو سوک رو ببینه.‬

10:47.334 --> 10:49.461
‫کمترین کاری که می‌تونستی بکنی‬
‫این بود که به دوستت کمک کنی،‬

10:50.129 --> 10:51.547
‫نه اینکه سد راهش بشی.‬

10:54.383 --> 10:56.886
‫گل زدن من چطوری‬
‫سد راه وو سوک می‌شه؟‬

10:57.970 --> 11:01.140
‫اصلاً چرا باید گل می‌زدی؟‬

11:01.724 --> 11:04.101
‫بهت گفتم امروز دفاع بازی کن.‬

11:04.185 --> 11:06.729
‫کی بهت گفتم گل بزنی؟‬

11:07.646 --> 11:09.607
‫جوگیر شدی و خواستی خودنمایی کنی.‬

11:09.690 --> 11:10.816
‫درست رفتار کن.‬

11:15.613 --> 11:19.074
‫تو حتی شهریه‌ی باشگاهت رو هم‬
‫به موقع نمیدی،‬

11:19.658 --> 11:21.160
‫اون‌وقت واسه من قیافه هم می‌گیری.‬

11:24.288 --> 11:25.289
‫خسته نباشید.‬

11:25.372 --> 11:26.874
‫- هی، بچه‌ها.‬
‫- بخورید.‬

11:26.957 --> 11:28.876
‫پدر وو سوک مهمونمون کرده،‬

11:28.959 --> 11:30.920
‫پس قبل از اینکه شروع کنید به خوردن‬
‫حتماً ازش تشکر کنید.‬

11:31.003 --> 11:32.880
‫ای بابا مربی. واقعاً نیازی نبود.‬

11:35.591 --> 11:37.509
‫- بیا، باز هم بخور.‬
‫- هی، کانگ شی یول.‬

11:37.593 --> 11:38.677
[‫باشگاه فوتبال سو شین!]

11:38.761 --> 11:39.887
‫بابا، یه لحظه.‬

11:39.970 --> 11:41.305
‫- حتماً.‬
‫- اینو بگیر.‬

11:42.348 --> 11:44.892
‫- کانگ شی یول.‬
‫- خوبه. میل ندارم.‬

11:50.105 --> 11:51.357
‫مربی.‬

11:51.440 --> 11:53.567
‫بله، از دیدنتون خوشحالم.‬

11:53.651 --> 11:55.611
‫- بازی امروز عالی بود.‬
‫- اختیار دارید.‬

11:55.694 --> 11:58.989
‫بفرمایید، دفعه‌ی بعد با این بچه‌ها رو‬
‫ببرید یه شام خوب بخورن.‬

11:59.073 --> 12:00.991
‫مثل همیشه ممنونم، آقای هیون.‬

12:02.493 --> 12:04.286
‫- متشکرم.‬
‫- وظیفه‌ست.‬

12:06.038 --> 12:08.290
‫پیمانکار منطقه‌ی ۲ بانام،‬

12:08.374 --> 12:11.835
‫بزرگ‌ترین پروژه‌ی نوسازی کره،‬
‫امروز مشخص می‌شه.‬

12:11.919 --> 12:15.422
‫با رقابت سه شرکت ساختمانی تراز اول‬
‫برای این قرارداد،‬

12:15.506 --> 12:19.093
‫کارشناس‌ها می‌گن شرکت ساختمانی گوم‌سو‬
‫که درگیر رسوایی سوءاستفاده از قدرت شده،‬

12:19.176 --> 12:22.888
‫بعیده برنده بشه و دو شرکت دیگه‬
‫پیشتاز این رقابت هستن.‬

12:22.972 --> 12:24.098
‫در خبرهای دیگه...‬

12:25.766 --> 12:26.892
‫چرا خاموشش کردی؟‬

12:28.185 --> 12:29.728
‫داشتم گوش می‌دادم.‬

12:30.229 --> 12:32.606
‫معذرت می‌خوام آقای لی.‬
‫دوباره روشنش کنم؟‬

12:34.942 --> 12:39.363
‫مشکل اصلی سوءاستفاده از قدرت نیست.‬
‫مشکل زیردست‌هاییه که پاشون رو از گلیمشون درازتر می‌کنن.‬

12:39.446 --> 12:42.783
‫من بهت پول می‌دم که رانندگی کنی،‬
‫پس چرا حواست به رانندگی نیست؟‬

12:43.492 --> 12:44.994
‫آقای لی، اونطوری نیست که...‬

12:45.077 --> 12:46.495
‫گوشات تیز شده‬

12:47.454 --> 12:50.249
‫چون دارن توی رادیو از من بد می‌گن؟‬

12:50.332 --> 12:51.583
‫نه قربان.‬

12:51.667 --> 12:53.460
‫اصلاً اینطور نیست.‬

12:53.544 --> 12:54.420
‫چراغ قرمزه.‬

12:56.046 --> 12:56.952
‫این چه وضعیه؟‬

13:00.175 --> 13:02.094
‫جلوی پاتو نگاه کن!‬

13:04.096 --> 13:05.681
‫سئول ۲۰۱۶‬
‫طرح پروژه‌ی منطقه‌ی ۲ بانام‬

13:08.142 --> 13:10.477
‫افتاد. چه بدشانسی‌ای.‬

13:25.534 --> 13:29.413
‫به مجمع عمومی انتخاب پیمانکار‬
‫خوش آمدید‬

13:29.496 --> 13:31.165
‫خودتون تا اینجا رانندگی کردید؟‬

13:31.957 --> 13:33.292
‫آخراش خودم نشستم پشت فرمون.‬

13:34.001 --> 13:36.754
‫آقای لی، باید تصمیم هیئت‌مدیره رو هم‬
‫در نظر بگیریم.‬

13:36.837 --> 13:38.005
‫از این کار مطمئنید؟‬

13:38.088 --> 13:41.091
‫منظورت اون پیرمردهای خرفتن که‬
‫بهم می‌گن سر جام بشینم؟‬

13:41.175 --> 13:43.802
‫قربان، اصلاً نیازی نیست‬
‫شما دخالت کنید.‬

13:43.886 --> 13:46.680
‫از همون اول هم معلوم بود که بردن‬
‫این قرارداد کار سختیه.‬

13:46.764 --> 13:49.892
‫الان این ریسک وجود داره که‬
‫مجبور شی همه‌ی تقصیرها رو گردن بگیری.‬

13:49.975 --> 13:52.311
‫واسه همینه که تو فقط یه کارمندی.‬

13:56.482 --> 13:58.400
‫- فقط پیرهنت رو دربیار.‬
‫- بله قربان.‬

13:58.484 --> 14:00.944
‫- یه راننده‌ی جدید استخدام کنم؟‬
‫- آره، هر جور راحتی.‬

14:01.028 --> 14:03.739
‫فقط یکم پول بهش بده‬
‫که دهنش رو نبنده و جایی حرف نزنه.‬

14:03.822 --> 14:04.948
‫بله قربان.‬

14:12.039 --> 14:13.874
‫این پروژه مال منه.‬

14:13.957 --> 14:17.169
‫می‌خوام تک‌تک اون عوضی‌های دهاتی بدونن‬

14:17.252 --> 14:20.714
‫که لی یون از گروه گوم‌‌سو، شخصاً برنده‌ی‬
‫یه پروژه‌ی ۹.۵ تریلیون وونی شده.‬

14:20.798 --> 14:24.176
‫اون موقع دیگه اون پیرمردهای خرفت نمی‌تونن‬
‫بهم بگن آدم بی‌مصرف.‬

14:25.677 --> 14:26.678
‫آقای لی.‬

14:27.346 --> 14:29.890
‫الان زمان خیلی حساسیه،‬
‫بحث جانشینی گروه در میونه.‬

14:29.973 --> 14:31.558
‫اگه نتونید قرارداد رو ببرید...

14:31.642 --> 14:34.561
‫اون ضرب‌المثل رو شنیدی که می‌گه:‬
‫«چیزی نیست که نشه با پول خرید»؟‬

14:34.645 --> 14:36.814
‫فکر می‌کردم این فقط یه اصطلاحه.‬

14:37.356 --> 14:38.482
‫اما اشتباه می‌کردم.‬

14:38.565 --> 14:41.360
‫هیچ‌چیزی نیست که نشه با پول حلش کرد.‬

14:41.443 --> 14:44.321
‫جدی می‌گم، با پول هر کاری ممکنه.‬

14:51.453 --> 14:55.624
‫اعضای محترم اتحادیه‌ی‬
‫منطقه‌ی ۲ بانام،‬

14:56.250 --> 14:58.585
‫در ابتدا، ما،‬
‫تیم اجرایی شرکت ساخت‌وساز یونی،‬

14:58.669 --> 15:01.797
‫می‌خوایم مراتب احترام قلبی‌مون رو‬
‫به اعضای اتحادیه تقدیم کنیم.‬

15:02.714 --> 15:04.508
‫طرح پروژه‌ی ساخت‌وساز منطقه‌ی ۲ بانام‬

15:07.594 --> 15:09.596
‫چی، تعظیم نود درجه؟ بی‌خیال بابا.‬

15:12.808 --> 15:13.892
‫ساخت‌وساز یونی‬

15:21.483 --> 15:22.609
ببخشید قربان.‬

15:25.237 --> 15:26.864
‫هی، چیکار کردی؟‬

15:26.947 --> 15:28.907
‫- شروع نمی‌کنن؟‬
‫- چه خبره؟‬

15:30.868 --> 15:32.578
‫- ای بابا.‬
‫- دارن چیکار می‌کنن؟‬

15:33.954 --> 15:37.082
‫این چیه؟‬
‫باز یه سلبریتی دیگه استخدام کردن؟‬

15:37.166 --> 15:38.292
‫انسان‌های عزیز من.‬

15:38.375 --> 15:40.127
‫اجازه بدید یه لحظه وقتتون رو بگیرم.‬

15:40.210 --> 15:41.378
‫الان چه اتفاقی داره میفته؟‬

15:41.462 --> 15:42.754
‫- چی...‬
‫- اون کیه؟‬

15:42.838 --> 15:44.214
‫یه کم سروصدا زیاده.‬

15:44.840 --> 15:47.968
‫نترسید.‬
‫از همین الان، صداتون قطع می‌شه.‬

15:51.013 --> 15:52.973
‫حالا، همه روی من تمرکز کنید.‬

15:53.056 --> 15:54.183
‫به هیچ‌چیز دیگه‌ای فکر نکنید.‬

16:11.742 --> 16:14.578
‫می‌دونم همه‌تون خیلی گرفتارید،‬
‫پس زود تمومش می‌کنم.‬

16:15.245 --> 16:19.458
‫حتماً همه‌تون دارید حرص می‌خورید که به کی‬
‫رأی بدید تا پول بیشتری گیرتون بیاد.‬

16:19.541 --> 16:22.503
‫ولی واقعاً مگه فرقی هم می‌کنه کی‬
‫آپارتمان‌های جدید بانام‌-دونگ رو بسازه؟‬

16:22.586 --> 16:24.421
‫زیاد بهش فکر نکنید.‬

16:25.964 --> 16:28.383
‫همه‌ی اونایی که سمت چپ هستید،‬
‫فقط به شرکت ساخت‌وساز گوم‌‌سو رأی بدید.‬

16:28.467 --> 16:30.886
‫بقیه‌تون هم که سمت راست هستید،‬
‫هر کاری دلتون می‌خواد بکنید.‬

16:31.637 --> 16:32.846
‫خب دیگه.‬

16:35.641 --> 16:36.517
‫آهان، راستی.‬

16:36.600 --> 16:37.976
‫راستش، یه کم عذاب وجدان دارم.‬

16:38.060 --> 16:41.897
‫یه ایده‌ی کلی دارم که شما انسان‌ها‬
‫چقدر عاشق آپارتمان‌هاتون هستید.‬

16:42.564 --> 16:45.484
‫ولی چیکار می‌تونم بکنم؟‬
‫منم باید پول دربیارم.‬

16:45.567 --> 16:47.819
‫مطمئنم همه‌تون درک می‌کنید،‬
‫چون همه‌مون عاشق پولیم.‬

16:47.903 --> 16:49.821
‫مگه نه؟ فعلاً خداحافظ.‬

16:58.539 --> 16:59.998
‫تو. دنبال من بیا.‬

17:35.033 --> 17:36.577
‫ای وای.‬

17:40.205 --> 17:41.331
‫ای بابا.‬

17:41.415 --> 17:42.916
‫- مامان‌بزرگ، بذار من بیارم.‬
‫- چی؟‬

17:44.668 --> 17:47.045
‫باشه، بیا بریم.‬

17:51.425 --> 17:52.801
‫امروز یه گل زدم.‬

17:53.385 --> 17:55.012
‫ای جانم، آفرین.‬

17:56.722 --> 17:58.932
‫- همین؟‬
‫- دیگه چی باید بگم؟‬

17:59.016 --> 18:01.143
‫دارم می‌گم «آفرین»‬
‫چون کارت خوب بوده دیگه.‬

18:01.226 --> 18:03.770
‫ای بابا، مامان‌بزرگ.‬

18:03.854 --> 18:06.940
‫اگه همین‌طوری ادامه بدی،‬
‫وقتی بزرگ شدم اصلاً تحویلت نمی‌گیرم‌ها.‬

18:07.941 --> 18:11.320
‫واسم مهم نیست.‬

18:11.403 --> 18:13.322
‫خب، واسه من مهمه.‬

18:13.405 --> 18:14.823
‫حالا ببین.‬

18:15.449 --> 18:18.827
‫راستی، کی باید شهریه‌ی‬
‫این ماه باشگاه فوتبال رو بدیم؟‬

18:20.329 --> 18:22.873
‫بهت گفتم نگران اون نباش.‬

18:24.499 --> 18:26.001
‫من از پرداخت شهریه معافم.‬

18:26.627 --> 18:27.794
‫آخه می‌دونی، من ستاره‌ی تیمم.‬

18:28.754 --> 18:31.632
‫بازم، این‌طوری درست نیست.‬

18:31.715 --> 18:34.593
‫مامان‌بزرگ، تا حالا چیزی درباره‌ی‬
‫بورسیه‌ی کامل نشنیدی؟‬

18:35.218 --> 18:37.679
‫لازم نیست حتی یه قرون هم پول بدیم.‬

18:38.347 --> 18:39.556
‫ای وای، واقعاً؟‬

18:39.640 --> 18:42.100
‫ای جانم، پسر کوچولوی من، بهت افتخار می‌کنم.‬

18:52.277 --> 18:54.196
‫- نوش جان. مراقب خودتون باشید.‬
‫- ممنون.‬

18:55.280 --> 18:56.740
‫بفرمایید. به سلامت!‬

19:01.161 --> 19:02.120
‫نوش جان.‬

19:02.204 --> 19:03.538
‫سرویس پیک سریع‬

19:11.296 --> 19:12.172
‫ممنون.‬

19:30.732 --> 19:32.818
‫این وقت شب داری چیکار می‌کنی؟‬

19:35.570 --> 19:38.031
خودت چیکار می‌کنی؟‬
‫این چه لباسیه پوشیدی؟‬

19:38.990 --> 19:41.159
‫دارم کار پاره‌وقت انجام می‌دم.‬

19:41.785 --> 19:43.745
‫- چی؟‬
‫- چشمم دنبال یه جفت کفش فوتباله.‬

19:44.788 --> 19:47.207
‫ای بابا، باید وقتت رو‬
‫صرف تمرین کنی.‬

19:47.290 --> 19:49.251
‫خب از مامان و بابات بخواه برات کفش بخرن.‬

19:58.093 --> 19:59.928
‫- هی، می‌خوای شرط ببندیم؟‬
‫- ای بابا.‬

20:03.807 --> 20:05.058
‫سر چی؟‬

20:36.840 --> 20:39.092
‫- هی، تابلو خطا بود!‬
‫- گل!‬

20:39.176 --> 20:40.802
‫باختی.‬

20:48.018 --> 20:49.186
‫گل!‬

20:49.811 --> 20:51.396
‫- چپ.‬
‫- راست.‬

20:58.779 --> 20:59.988
‫رفت تو، نه؟‬

21:01.406 --> 21:03.074
‫گل!‬

21:08.830 --> 21:09.915
‫ایول.‬

21:17.464 --> 21:21.301
‫داشتم فکر می‌کردم چرا طوری بازی می‌کنی‬
‫که انگار جونت بهش بنده.‬

21:21.384 --> 21:23.512
‫ولی همه‌ش همین؟ یه سینه‌ی مرغ؟‬

21:23.595 --> 21:25.263
‫اون‌طوری بازی نمی‌کردم.‬

21:25.347 --> 21:27.349
‫فقط با مهارت‌هام لهت کردم.‬

21:28.975 --> 21:31.353
‫چیه؟ بهت بر خورد؟‬

21:31.436 --> 21:33.563
‫هی، زود باش بخور دیگه.‬

21:33.647 --> 21:35.816
‫می‌خوام به چندتا سفارش دیگه هم برسم.‬

21:39.069 --> 21:42.322
‫چیه، این مدلته؟‬

21:42.405 --> 21:43.907
‫یه نابغه‌ی تنبل؟‬

21:44.741 --> 21:48.078
‫آخه به نظر نمی‌رسه مثل بقیه‬
‫کلاس خصوصی بری.‬

21:48.161 --> 21:49.830
‫این موقع شب هم داری کار پاره‌وقت می‌کنی.‬

21:51.790 --> 21:53.875
‫ولی وقتی بازیتو می‌بینم...‬

21:57.379 --> 21:58.839
‫مرتیکه‌ی عوضی!‬

22:00.173 --> 22:01.424
‫هی.‬

22:02.217 --> 22:03.593
‫یه نابغه‌ی فقیر.‬

22:04.302 --> 22:05.220
‫چی؟‬

22:05.303 --> 22:08.223
‫نابغه‌ بودنش رو درست گفتی،‬
‫ولی یه کم دستم خالیه.‬

22:09.140 --> 22:10.851
‫پدر و مادرم نیستن،‬

22:10.934 --> 22:12.352
‫مادربزرگم هم مریضه.‬

22:14.062 --> 22:15.063
‫که این‌طور.‬

22:15.146 --> 22:18.024
‫پس وقتی تو داری تمرین می‌کنی،‬
‫من باید بیرون دنبال پول درآوردن باشم.‬

22:18.650 --> 22:19.776
‫هی، نمی‌دونستم...‬

22:19.860 --> 22:21.945
‫ولی می‌دونی چی اینجا واقعاً مهمه؟‬

22:22.946 --> 22:26.908
‫با وجود همه‌ی اینا،‬
‫بدون هیچ‌کدوم از اون کلاس‌های خصوصی لعنتی،‬

22:26.992 --> 22:29.536
‫بازم امروز تونستم حالت رو بگیرم.‬

22:29.619 --> 22:32.163
‫گلی که امروز سر تمرین زدم رو دیدی، نه؟‬

22:32.998 --> 22:34.916
‫آره دیدم، فسقلی.‬

22:35.959 --> 22:39.212
‫پس فقط چون توی تیم ملی هستی،‬
‫زیادی قیافه نگیر.‬

22:39.296 --> 22:42.883
‫وقتی دعوت بشی،‬
‫من جات رو به عنوان مهاجم می‌گیرم.‬

22:44.009 --> 22:47.596
‫وقتی برگردی، ممکنه ترکیب اصلی‬
‫کلاً عوض شده باشه.‬

22:47.679 --> 22:49.514
‫اصلاً چرا دارم با تو حرف می‌زنم؟‬

22:50.087 --> 22:51.016
‫ای بابا.‬

22:52.767 --> 22:53.852
‫پسر، خیلی چسبید.‬

22:55.854 --> 22:57.314
‫واقعاً یه کم نمی‌خوای؟‬

22:57.397 --> 22:58.857
‫من از این چیزا نمی‌خورم.‬

23:10.619 --> 23:12.078
‫چرا نمی‌خوری؟‬

23:13.204 --> 23:15.332
‫اون گاو بیچاره الکی جونش رو از دست داد.‬

23:15.415 --> 23:16.791
‫اشتها ندارم.‬

23:16.875 --> 23:19.085
‫بهت گفتم که،‬
‫چیزی برای نگرانی نیست.‬

23:19.711 --> 23:21.296
‫این برام مهمه.‬

23:22.923 --> 23:25.383
‫مطمئنم که هست.‬

23:26.009 --> 23:27.344
‫مثل یه آدم بی‌عار رفتار کردی،‬

23:27.427 --> 23:29.679
‫و حالا هم رابطه‌ت‬
‫با پدر پولدارت شکرآب شده.‬

23:29.763 --> 23:32.015
‫الان هم جایگاهت به عنوان وارث به خطر افتاده.‬

23:33.266 --> 23:35.477
‫انگار خیلی به مسائل آدمیزاد علاقه داری.‬

23:35.977 --> 23:37.729
‫چون ازت خوشم اومده.‬

23:38.438 --> 23:41.107
‫پولداری و به نظر می‌رسه دنبال دردسری.‬

23:41.191 --> 23:43.485
‫فکر کنم قراره مشتری همیشگیم بشی.‬

23:43.568 --> 23:45.362
‫حالا که حرفش شد،‬

23:46.613 --> 23:48.615
‫به جز من، مشتری‌های دیگه‌ت کی هستن؟‬

23:50.408 --> 23:53.244
‫انگار خیلی به مسائل‬
‫روباه‌های نُه‌دم علاقه داری.‬

23:56.081 --> 23:57.791
‫می‌تونم این یکی رو هم بخورم؟‬

24:01.127 --> 24:03.046
‫حدس می‌زنم این یه رازه.‬

24:06.091 --> 24:08.009
دقیقاً چه کارهایی ازت برمیاد؟‬

24:09.552 --> 24:11.972
‫با توجه به اینکه به پول نیاز داری،‬

24:12.055 --> 24:14.474
‫به نظر می‌رسه هر کاری که بخوای نمی‌تونی انجام بدی.‬

24:14.557 --> 24:18.061
‫نباید بدونم چیکار می‌تونی بکنی و چیکار نه،‬

24:19.270 --> 24:21.189
‫اگه قراره دوباره استخدامت کنم؟‬

24:21.898 --> 24:23.817
‫آدما همیشه همین‌طوری‌ان.‬

24:25.276 --> 24:27.904
‫باشه، بذار یه چیزی رو برات روشن کنم.‬

24:39.958 --> 24:40.917
‫این چیه؟‬

24:42.752 --> 24:43.962
‫من کجام؟‬

24:44.045 --> 24:47.298
‫فکر کنم اینکه بهت گفتم «مشتری»،‬
‫باعث شد اشتباه برداشت کنی.‬

24:47.382 --> 24:50.010
‫که اگه فقط بهم پول بدی، می‌تونی هر دستوری بهم بدی‬

24:50.093 --> 24:51.553
‫و هر چیزی که می‌خوای رو طلب کنی.‬

25:02.397 --> 25:03.606
‫ساده‌ش اینه که،‬

25:03.690 --> 25:06.234
‫کمتر به چشم درخواست دادن بهش نگاه کن‬
‫و بیشتر مثل دعا کردن ببینش.‬

25:07.193 --> 25:10.238
‫اینکه آرزوت رو برآورده کنم یا نه، دست منه.‬

25:10.321 --> 25:12.991
‫و اینکه چطوری برآورده‌ش کنم هم باز دست منه.‬

25:13.074 --> 25:15.410
‫اینکه چقدر بگیرم و چی رو به عنوان دستمزد بردارم،‬

25:15.493 --> 25:17.537
‫اونم مسلماً دست خودمه.‬

25:17.620 --> 25:20.331
‫اون کسی که سوال می‌پرسه منم، نه تو.‬

25:20.415 --> 25:24.294
‫حتی اینکه اجازه داری چی رو بدونی،‬
‫و چقدر بدونی هم دست منه.‬

25:26.588 --> 25:28.506
‫حالا فهمیدی؟‬

25:29.090 --> 25:31.509
‫دارم بهت می‌گم که قیافه نگیری.‬

25:32.135 --> 25:33.928
آدمیزاد کوچولوی حقیر.‬

25:38.516 --> 25:41.269
‫ولی حالا که حرفش شد،‬
‫یه چیزی رو بهت می‌گم.‬

25:41.352 --> 25:43.480
‫من فقط یه اصل دارم.‬

25:43.563 --> 25:45.774
‫از انجام دادن حتی کوچیک‌ترین کارهای خوب دوری می‌کنم‬

25:45.857 --> 25:47.692
‫و فقط از انجام کارهای بد بزرگ دوری می‌کنم.‬

25:50.987 --> 25:53.156
‫انگار نگرفتی چی شد.‬

25:53.239 --> 25:55.992
‫این مهمه، پس برات توضیحش می‌دم.‬

25:56.076 --> 25:59.162
‫من کار خوب انجام نمی‌دم.‬
‫فرقی نمی‌کنه چقدر ناچیز باشه.‬

25:59.788 --> 26:03.083
‫نمی‌تونم ریسک کنم که فضیلت بیشتری جمع کنم‬
‫و یهو تبدیل به آدم بشم.‬

26:03.166 --> 26:05.794
‫در مورد کارهای بد هم، فقط از بزرگ‌هاش دوری می‌کنم.‬

26:05.877 --> 26:07.879
‫چیزایی مثل...‬

26:09.422 --> 26:10.632
‫کشتن آدما.‬

26:11.466 --> 26:12.842
‫این تنها چیزیه که ازش دوری می‌کنم.‬

26:12.926 --> 26:16.638
‫دارم سعی می‌کنم آدم نشم،‬
‫نه اینکه بخوام قدرت‌های ماوراییم رو کم کنم.‬

26:19.599 --> 26:20.475
‫منشی چوی‬

26:25.271 --> 26:26.231
‫دیگه می‌تونی بری.‬

26:27.816 --> 26:31.069
‫نتایج رای‌گیری اومده.‬
‫باید بری عکس بگیری.‬

26:31.152 --> 26:33.154
‫واسه پز دادن، هیچی جای عکسو نمی‌گیره.‬

26:33.863 --> 26:37.200
‫راستی، من پولا رو از صندوق‌عقب ماشینت برداشتم.‬

26:37.283 --> 26:38.451
‫پس نگرانش نباش.‬

27:20.618 --> 27:24.622
‫زندگی آدما‬
‫مثل شنا کردن توی دریای رنجه.‬

27:26.583 --> 27:29.669
‫از لحظه‌ای که به این دنیای ناآشنا پرتاب می‌شن‬

27:29.752 --> 27:32.338
‫تا وقتی که بپوسن و نابود بشن،‬

27:32.422 --> 27:35.550
‫آدما حتی یه لحظه هم آرامش ندارن.‬

27:38.428 --> 27:40.889
‫زندگی یه رقابت همیشگیه.‬

27:43.766 --> 27:44.809
‫یه میدون جنگه‬

27:44.893 --> 27:47.520
‫که فقط با پایین کشیدن بقیه می‌تونن برن بالا.‬

27:50.940 --> 27:53.818
‫و مثل چرخ همستریه که هیچ‌وقت از چرخیدن نمی‌ایسته.‬

27:57.405 --> 28:00.909
‫خوشبختی آدما فقط یه توهم زودگذره،‬

28:00.992 --> 28:05.079
‫و این همون وضعیت بشریه که من صدها ساله دارم می‌بینم.‬

28:07.373 --> 28:10.627
ولی برخلاف اونا، زندگی من به عنوان یه روباه نُه‌دم‬

28:10.710 --> 28:13.087
‫مثل جشنواره‌ایه که تمومی نداره.‬

28:27.810 --> 28:28.811
‫هی.‬

28:30.897 --> 28:32.148
‫بله؟‬

28:32.232 --> 28:34.651
‫انگار همه‌ی بچه‌های این دوره زمونه مثل تو لباس می‌پوشن.‬

28:34.734 --> 28:37.195
‫من ۲۰ سال پیش اینطوری لباس می‌پوشیدم.‬

28:37.278 --> 28:40.031
‫- حدس می‌زنم دوباره مد شده.‬
‫- ببخشید؟‬

28:40.114 --> 28:41.032
‫تو.‬

28:41.115 --> 28:43.368
‫امروز با من بیا خرید.‬

28:44.118 --> 28:44.994
‫چرا باید بیام؟‬

28:45.078 --> 28:47.247
‫چون از طرز لباس پوشیدنت خوشم میاد.‬

28:47.872 --> 28:50.124
‫تازه، تنهایی خرید کردن حوصله‌سربره.‬

28:50.667 --> 28:53.795
‫اگه دوست داری، امروز خودت رو به چشم یه دوست ببین.‬

28:54.379 --> 28:56.047
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟‬

28:56.130 --> 28:57.799
‫عجب آدم عجیبیه.‬

29:00.301 --> 29:01.261
‫به حرفم گوش کن.‬

29:01.344 --> 29:04.055
‫تو امروز قراره با من وقت بگذرونی.‬

29:06.099 --> 29:07.058
چشم اونی.‬

29:08.768 --> 29:11.854
‫خب، پس داری می‌گی که یه روباه نُه‌دمی؟‬

29:11.938 --> 29:13.314
‫واقعاً؟‬

29:13.398 --> 29:15.817
‫بی‌خیال، روباه نُه‌دم؟‬

29:15.900 --> 29:18.069
‫اصلاً همچین چیزی وجود نداره.‬

29:18.152 --> 29:20.488
‫اگه جادو می‌کردم و دم‌هامو بهت نشون می‌دادم باورم می‌کردی،‬

29:20.571 --> 29:22.240
‫ولی حال و حوصله‌ش رو ندارم.‬

29:23.992 --> 29:26.494
‫فقط باور کن. من یه روباه نُه‌دمم.‬

29:27.537 --> 29:29.580
‫اوه، باشه.‬

29:31.457 --> 29:34.294
‫وای اونی! اینا هم خیلی بهت میان.‬

29:34.377 --> 29:35.670
‫این‌طور فکر می‌کنی؟‬

29:35.753 --> 29:36.796
‫اینارم برمی‌دارم.‬

29:39.048 --> 29:41.718
‫هی، یه سوال دارم.‬

29:41.801 --> 29:42.802
‫چی هست؟‬

29:42.885 --> 29:46.180
‫«مگه قرار نیست روباه‌های نُه‌دم جگر آدمارو بخورن‬

29:46.264 --> 29:49.267
‫و مردا رو گول بزنن تا جونشون رو بمکن؟»‬

29:49.350 --> 29:51.144
‫آره، تو از کجا می‌دونستی؟‬

29:52.145 --> 29:53.604
‫معلوم بود دیگه.‬

29:53.688 --> 29:57.025
‫فکر کردی اولین انسانی هستی که این سوالا رو ازم می‌پرسه؟‬

29:57.734 --> 30:00.361
‫می‌دونی مردم دوره‌ی چوسان چطوری حرف می‌زدن؟‬

30:01.904 --> 30:02.864
‫فکر می‌کنی مثلاً می‌گفتن...‬

30:02.947 --> 30:04.824
‫«اعلی‌حضرتا،»‬

30:04.907 --> 30:06.034
‫«چه گستاخی‌ای!»؟‬

30:06.909 --> 30:08.536
‫واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی؟‬

30:08.619 --> 30:09.537
‫این‌طوری نبودن؟‬

30:09.620 --> 30:12.498
این تلویزیونی‌ها از خودشون درآوردن.‬

30:13.624 --> 30:16.085
‫این‌طوری نیست که مثل من واقعاً توی اون دوره زندگی کرده باشن.‬

30:16.169 --> 30:18.296
‫پس از کجا می‌خوان بدونن؟‬

30:18.379 --> 30:22.091
‫یه چیزی از خودت درمیاری و آدمام باورش می‌کنن.‬

30:23.426 --> 30:25.094
‫در مورد افسانه‌های روباه نُه‌دم هم همینه.‬

30:25.178 --> 30:27.138
‫خدای من، واقعاً شگفت‌انگیزه.‬

30:27.221 --> 30:30.850
‫ببین توی اون جعبه‌ی کوچیک چه اتفاقایی میفته.‬

30:30.933 --> 30:32.602
‫خدای من، چقدر جذابه!‬

30:33.561 --> 30:34.937
‫بازگشت افسانه‬
‫روباه نُه‌دم‬

30:35.021 --> 30:37.190
‫مردم قبل از اون «بازگشت افسانه»‌ی لعنتی‬

30:37.273 --> 30:39.400
‫این‌طوری درباره‌ی ما فکر نمی‌کردن.‬

30:51.537 --> 30:54.123
‫وای خدای من.‬
‫زهره‌ترکم کرد.‬

30:57.168 --> 30:59.712
‫وقتی آدما خودشون رو تزکیه می‌کنن، بهشون می‌گن عارف،‬

30:59.796 --> 31:01.923
‫ولی حیوونایی که این کارو می‌کنن می‌شن موجودات ماورایی.‬

31:02.006 --> 31:05.301
‫پس چرا با روباه‌هایی که برای آدم شدن تزکیه می‌کنن مثل هیولا رفتار می‌شه؟‬

31:05.385 --> 31:09.347
‫فکر می‌کنی تزکیه و تمرین کردن تا وقتی نُه تا دم دربیاریم کار راحتیه؟‬

31:09.430 --> 31:11.391
‫روباه‌های نُه‌دم تزکیه می‌کنن؟‬

31:11.474 --> 31:14.977
‫آره، دقیقاً همون‌طوری که عارفا برای نامیرا شدن تزکیه و تمرین می‌کنن،‬

31:15.061 --> 31:17.814
‫روباه‌های نُه‌دم هم باید برای آدم شدن تزکیه و تمرین کنن.‬

31:17.897 --> 31:18.773
‫بهش فکر کن.‬

31:18.856 --> 31:21.567
‫چرا یه روباه نُه‌دم که داره تزکیه می‌کنه و کارما جمع می‌کنه،‬

31:21.651 --> 31:23.069
‫باید جگر آدما رو شکار کنه؟ اگه این کارو می‌کردن،‬

31:23.152 --> 31:25.822
‫تمام قدرت معنوی‌ای که به دست آورده بودن رو از دست می‌دادن.‬

31:26.531 --> 31:28.658
‫آهان، که این‌طور.‬

31:29.784 --> 31:31.619
‫حتماً خیلی بهت ظلم شده که درکت نکردن.‬

31:32.370 --> 31:34.247
‫به هر حال، همه‌ی اینا مال گذشته‌ست.‬

31:34.330 --> 31:36.874
‫الان من تنها روباه نُه‌دم باقی‌مونده روی زمینم.‬

31:36.958 --> 31:40.837
‫دیگه هیچ میلی به آدم شدن ندارم، پس دلیلی هم برای تزکیه ندارم.‬

31:40.920 --> 31:42.713
‫سعی نمی‌کنی آدم بشی؟‬

31:42.797 --> 31:44.632
‫ولی تو یه روباه نُه‌دمی. چطور ممکنه؟‬

31:44.715 --> 31:46.759
‫چون عاشق سبک زندگی الانمم.‬

31:47.510 --> 31:49.804
‫بعضی وقتا آدما اشتباه فکر می‌کنن.‬

31:49.887 --> 31:53.141
‫فکر می‌کنن تا ابد زندگی کردن خسته‌کننده و کسالت‌آوره.‬

31:53.224 --> 31:56.352
‫ولی وقتی واقعاً تجربه‌ش کنی، هیچ‌وقت حوصله‌ت سر نمی‌ره‬

31:56.436 --> 31:58.521
‫چون دنیای آدما خیلی سریع تغییر می‌کنه.‬

31:59.397 --> 32:02.817
‫همیشه یه چیز جدید و باحال وجود داره.‬

32:04.318 --> 32:08.406
‫واکسی! واکسی!‬

32:08.489 --> 32:11.951
[‫سال ۱۹۳۰]

32:13.578 --> 32:14.495
‫واکسی!‬

32:14.579 --> 32:15.746
‫- انگلیسیه.‬
‫- توی آموزشگاه ما...‬

32:15.830 --> 32:18.291
[‫آموزشگاه یه‌جونگ]

32:18.374 --> 32:20.918
[‫انگلیسی]
[‫سلاح شما برای موفقیت!]

32:24.046 --> 32:26.799
‫پس غربیا این‌طوری می‌نویسن؟‬

32:28.009 --> 32:29.302
‫به نظر جالب میاد.‬

32:49.363 --> 32:51.365
‫اون غربی الان چی گفت؟‬

32:54.285 --> 32:55.703
‫هی، استاد.‬

32:55.786 --> 32:58.664
‫به زبون خودمون حرف بزن.‬
‫یه کلمه هم نمی‌فهمم.‬

33:01.626 --> 33:03.002
‫الان چی گفتی؟‬

33:03.085 --> 33:07.757
‫چطور شد که یهو دارم به زبون چوسان حرف می‌زنم؟‬

33:07.840 --> 33:09.383
‫خدای من!‬

33:10.384 --> 33:11.677
[‫سال ۱۹۷۰]

33:11.802 --> 33:12.929
[کمیک، رزمی، عاشقانه]

33:13.012 --> 33:15.515
‫گوسفند سیاه کنت‬
‫قسمت آخر‬

33:22.146 --> 33:23.606
‫پایان‬

33:23.689 --> 33:24.649
‫چی؟‬

33:25.483 --> 33:27.568
‫شخصیت اصلی می‌میره؟‬

33:30.947 --> 33:33.157
‫این دیگه چه جور پایانی بود؟‬

33:33.241 --> 33:34.575
‫هی، تو. کمیک‌نویس.‬

33:35.159 --> 33:36.202
‫هی، کمیک‌نویس!‬

33:39.914 --> 33:41.374
‫تو کی هستی؟‬

33:43.334 --> 33:44.544
‫این چه وضع پایان‌بندیه؟‬

33:44.627 --> 33:46.796
‫این نهایت هنرت بود؟‬

33:47.338 --> 33:48.548
‫دوباره بکشش!‬

33:51.342 --> 33:52.885
‫گوسفند سیاه کنت‬
‫قسمت آخر‬

33:59.058 --> 34:00.351
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟‬

34:05.189 --> 34:06.857
[‫پایان]

34:10.027 --> 34:11.988
[‫کلوپ فضایی]
[‫درشکه‌ی ماکولای]

34:12.071 --> 34:13.906
[‫سال ۱۹۹۰]

34:14.031 --> 34:16.242
[‫چهارمین دوره‌ی مسابقات کشوری بازی‌های ویدئویی]
[‫مرحله‌ی مقدماتی]

34:24.166 --> 34:27.670
‫هی، بس کن! دست از سرم بردار!‬

34:31.340 --> 34:33.509
‫عجب بازیکن کلک‌بازی هستی.‬

34:34.760 --> 34:36.596
‫بسه دیگه، اینقدر منو نبر.‬

34:37.263 --> 34:38.681
‫خواهش می‌کنم، فقط تمومش کن.‬

34:57.491 --> 35:00.453
‫هی، اینقدر ضایع بازی درنیار!‬
‫الان دیگه مزه نمیده.‬

35:00.536 --> 35:02.538
‫تمام تلاشت رو بکن، باشه؟‬

35:03.164 --> 35:05.207
‫بهتر بازی کن، ولی نه برای بردن.‬

35:05.833 --> 35:07.209
‫اینقدر سخته؟‬

35:07.293 --> 35:08.544
‫ولی جدی،‬

35:09.045 --> 35:11.130
‫واقعاً این‌طوری زندگی کردن حال می‌ده؟‬

35:12.006 --> 35:12.882
‫چی؟‬

35:12.965 --> 35:16.135
‫منظورم اینه، چیزی که داری می‌گی اینه‬
‫که توی تمام این مدت،‬

35:16.218 --> 35:18.387
‫هیچ‌وقت در واقع به هیچ‌چیزی‬
‫نرسیدی.‬

35:19.347 --> 35:20.890
‫این حرفت یعنی چی؟‬

35:20.973 --> 35:22.642
‫فکر می‌کنی من‬
‫به هیچ‌چیزی نرسیدم؟‬

35:22.725 --> 35:25.269
‫من همه چی یاد گرفتم‬
‫و هر بازی‌ای که فکرش رو بکنی انجام دادم.‬

35:25.353 --> 35:29.273
‫ولی هر چی هم که یاد گرفته باشی،‬
‫تا تهش نرفتی.‬

35:29.357 --> 35:32.151
‫اگه چیزی باشه که ازش خوشت نیاد،‬
‫فقط همه‌اش رو عوض می‌کنی.‬

35:32.234 --> 35:34.570
‫- یا کلاً بیخیالش می‌شی.‬
‫- این‌طوری نیست.‬

35:34.654 --> 35:36.989
‫و هیچ دوستی هم نداری‬
‫که باهاش بری خرید و گپ بزنی،‬

35:37.073 --> 35:38.574
‫واسه همین یه آدم رندوم رو برمی‌داری و...‬

35:38.658 --> 35:39.867
‫گفتم که این‌طوری نیست!‬

35:41.494 --> 35:42.870
‫هی، طرف منو بگیر.‬

35:42.953 --> 35:44.038
‫هر اتفاقی که افتاد.‬

35:46.624 --> 35:48.668
‫بهت حسودیم می‌شه.‬

35:48.751 --> 35:50.419
‫کاش می‌تونستم مثل تو زندگی کنم.‬

35:50.503 --> 35:54.799
‫فقط پول خرج کنی و خوش بگذرونی‬
‫بدون اینکه غمی تو دنیا داشته باشی.‬

35:56.050 --> 35:57.343
‫چی؟‬

35:57.927 --> 35:59.220
‫بله؟ چیه؟‬

36:00.304 --> 36:02.973
‫بیخیال. فقط غذات رو بخور.‬

36:03.683 --> 36:05.351
‫واقعاً آدم اشتباهی رو برای این کار انتخاب کردم.‬

36:06.268 --> 36:09.355
‫اصلاً نمی‌تونه جو رو درک کنه؟‬

36:28.082 --> 36:29.709
‫چی شده؟‬

36:29.792 --> 36:32.044
‫چرا آخر هفته منو کشوندی بیرون؟‬

36:32.920 --> 36:34.547
‫یکی رو انتخاب کن. هر کدوم رو که می‌خوای.‬

36:35.423 --> 36:36.340
‫چی؟‬

36:37.633 --> 36:40.052
‫خودت گفتی یه کفش استوکی هست‬
‫که می‌خوای بخری.‬

36:40.136 --> 36:43.013
‫با کار پاره‌وقتت پول پس‌انداز نکن.‬
‫همین الان انتخابشون کن.‬

36:45.349 --> 36:47.560
‫اگه انتخاب کنم چی؟‬
‫می‌خوای برام بخریشون؟‬

36:47.643 --> 36:49.270
‫نه.‬

36:50.312 --> 36:52.940
‫از قضا من با این برند‬
‫یه قرارداد اسپانسرینگ دارم.‬

36:53.023 --> 36:55.067
‫یه قرارداد اسپانسرینگ‬
‫۲۰ میلیون وونی در ساله،‬

36:55.151 --> 36:57.570
‫ولی به هر حال خودم نمی‌تونم‬
‫همه‌اش رو تنهایی استفاده کنم.‬

36:58.320 --> 36:59.447
‫قرارداد اسپانسرینگ؟‬

37:00.114 --> 37:01.615
‫ولی تو که حتی حرفه‌ای هم نیستی.‬

37:02.783 --> 37:06.454
‫پسر، من یکی از استعدادهای برتر‬
‫تیم ملی جوانانم.‬

37:07.663 --> 37:10.040
‫چند سال پیش باهام قرارداد بستن.‬

37:12.835 --> 37:14.837
‫بالاخره یکی رو انتخاب می‌کنی یا نه؟‬

37:14.920 --> 37:16.088
‫فکر کردی من گدام؟‬

37:17.757 --> 37:18.841
‫چی؟‬

37:19.508 --> 37:20.634
‫لازم ندارم.‬

37:22.678 --> 37:23.763
‫من رفتم.‬

37:25.931 --> 37:26.974
‫هی...‬

37:27.600 --> 37:30.914
[‫رستوران چینی سونگ‌وون‌گاک]

37:31.061 --> 37:33.397
‫واقعاً خوشمزه بود.‬

37:33.481 --> 37:34.440
‫آره، فکر کنم تو...‬

37:39.153 --> 37:42.656
‫انسان‌ها به طرز رقت‌انگیزی ضعیفن.‬

37:48.621 --> 37:50.414
‫بلند شو. جاییت نشکسته؟‬

37:51.373 --> 37:52.541
‫نه...‬

37:55.085 --> 37:56.754
‫نه، موضوع اون نیست.‬

37:59.006 --> 38:00.257
‫چی شد؟‬

38:00.341 --> 38:02.885
تو حالت خوبه؟‬

38:02.968 --> 38:05.179
‫خیلی بد به هم خوردیم.‬

38:05.262 --> 38:08.474
‫باید به جای اینکه فقط سرت تو کتاب باشه،‬
‫یه کم ورزش کنی.‬

38:08.557 --> 38:09.975
‫نسبت به هیکلت خیلی ضعیفی.‬

38:10.059 --> 38:11.101
برو ببینم.‬

38:16.774 --> 38:18.150
معذرت می‌خوام.‬

38:33.916 --> 38:34.792
[‫کینگ رامیون‬]

38:45.761 --> 38:46.971
‫چقدر جالب.‬

38:47.596 --> 38:48.514
‫چی؟‬

38:49.139 --> 38:50.474
‫اون آدمو می‌بینی.‬

38:50.558 --> 38:53.686
‫فکر کنم در آینده‌ی نزدیک‬
‫خیلی مشهور بشه.‬

38:54.562 --> 38:56.105
‫مشهور؟‬

38:56.605 --> 38:57.565
‫کدوم یکی از اون دوتا؟‬

38:57.648 --> 38:58.941
‫اون یکی که اونجاست.‬

39:02.611 --> 39:03.779
‫که این‌طور.‬

39:03.863 --> 39:06.782
‫ولی این چیزا رو از کجا می‌دونی؟‬

39:06.866 --> 39:08.158
‫همین‌طوری می‌دونم.‬

39:08.784 --> 39:11.412
بعضی وقت‌ها تیکه‌هایی از آینده رو می‌بینم.‬

39:12.037 --> 39:13.747
‫هر وقت دلم بخواد نمی‌تونم ببینمشون.‬

39:13.831 --> 39:18.419
‫نمی‌دونم کی، چرا، یا چی قراره ببینم،‬

39:19.378 --> 39:22.214
ولی هر چی که می‌بینم حتماً اتفاق میفته.‬

39:31.265 --> 39:32.600
‫از اون طرف!‬

39:36.312 --> 39:39.815
‫حتی منم نمی‌تونم کاری برای عوض کردنش بکنم.‬

39:43.193 --> 39:46.530
‫به هر حال، اون یارو یه زمانی پولدار‬
‫و مشهور می‌شه.‬

39:47.156 --> 39:48.741
‫پس ممکنه بشه یکی از مشتری‌های من.‬

39:48.824 --> 39:49.950
‫آه، درسته.‬

39:50.034 --> 39:54.705
‫گفتی آرزوهای آدم‌های پولدار رو برآورده می‌کنی‬
‫و در قبالش پول می‌گیری، مگه نه؟‬

39:55.331 --> 39:57.333
‫اون‌وقت، شاید بتونی آرزوی منم برآورده کنی؟‬

39:58.834 --> 39:59.960
‫فکر کردی من همچین کاری می‌کنم؟‬

40:00.044 --> 40:03.339
‫تو حتی نزدیک به شرایط‬
‫مشتری من شدن هم نیستی.‬

40:03.422 --> 40:06.300
‫ولی از امروز، ما با هم دوستیم.‬

40:06.383 --> 40:09.136
‫تخفیفی چیزی واسه دوست و آشنا نداری؟‬

40:10.137 --> 40:11.764
‫آدما همیشه ناامیدم می‌‌کنن.

40:12.932 --> 40:16.310
‫دقیقاً واسه همینه که حوصله‌ی‬
‫روابط دردسرساز انسانی رو ندارم.‬

40:16.393 --> 40:17.394
‫قبلاً بهت گفتم.‬

40:17.478 --> 40:19.563
‫تو فقط امروز دوستمی.‬

40:19.647 --> 40:20.522
‫چی؟‬

40:20.606 --> 40:22.399
‫منظورم اینه که...‬

40:24.526 --> 40:25.486
هر کاری که امروز با من کردی،

40:25.569 --> 40:28.030
‫هر چیزی که درباره‌ش حرف زدیم رو فراموش می‌کنی.

40:28.113 --> 40:31.742
حتی فراموش می‌کنی من وجود دارم.

40:31.825 --> 40:33.118
‫فهمیدی؟‬

40:33.202 --> 40:34.453
‫بله، فهمیدم.‬

40:34.536 --> 40:36.622
‫به هر حال، امروز بهم خوش گذشت.‬

40:36.705 --> 40:37.957
‫تو هم دیگه باید بری.‬

40:49.385 --> 40:50.386
‫هی، بچه‌ها.‬

40:52.513 --> 40:53.806
اینارو واسم بیارید.

41:12.908 --> 41:15.202
‫تو یه هیولای خودساخته‌ای.‬

41:15.285 --> 41:17.454
‫آخه اینجا چه غلطی می‌کنی؟‬

41:35.764 --> 41:36.765
‫هی.‬

41:38.684 --> 41:39.810
‫واقعاً عصبانی‌ای؟‬

41:42.771 --> 41:45.983
‫ببین، به خاطر این نبود که‬
‫دلم برات سوخت.‬

41:48.402 --> 41:49.361
‫هی، بی‌خیال دیگه.‬

41:53.032 --> 41:54.033
‫معذرت می‌خوام.‬

41:55.242 --> 41:59.872
‫فکر کنم الان که بهش فکر می‌کنم،‬
‫واقعاً دلم برات سوخت.‬

42:01.165 --> 42:04.585
‫ولی نه به خاطر اینکه فکر کنم‬
‫از تو بهترم یا چیزی.‬

42:04.668 --> 42:08.756
‫بعد از اون چیزایی که بهم گفتی،‬
‫فقط می‌خواستم بهت کمک کنم.‬

42:10.716 --> 42:11.675
‫هی.‬

42:12.301 --> 42:14.678
‫- چیه؟‬
‫- می‌خوای یکم فوتبال بازی کنیم؟‬

42:14.762 --> 42:16.138
‫چی؟‬

42:17.222 --> 42:18.724
[‫مدرسه‌ی ابتدایی]

42:21.060 --> 42:22.644
‫حتماً، ببینم چی کاره‌ای.‬

42:32.071 --> 42:34.490
‫توی کافه‌ها، هر نفر باید‬
‫یه نوشیدنی سفارش بده.‬

42:34.573 --> 42:36.825
‫این روزا قانون دنیای آدما اینطوریه.‬

42:37.367 --> 42:38.827
‫من...‬

42:40.412 --> 42:44.833
‫موجودی هستم که خیلی فراتر از‬
‫هر قانونیه که آدما وضع کردن.‬

42:44.917 --> 42:46.335
‫حتماً همینطوره.‬

42:46.418 --> 42:48.837
‫هر چی نباشه،‬
‫تو خدای دب اکبر هستی.‬

42:50.839 --> 42:54.760
‫یهو چی شد اومدی اینجا و‬
‫اینطوری مزاحم سرگرمی من شدی؟‬

42:54.843 --> 42:58.055
‫به این می‌گی سرگرمی؟‬

42:58.138 --> 43:02.101
‫معلومه. هیچ‌چیزی انسانی‌تر و‬
‫لذت‌بخش‌تر از پول خرج کردن نیست.‬

43:06.605 --> 43:09.108
‫اگه انقدر از زندگی مثل آدما لذت می‌بری،‬

43:09.191 --> 43:13.320
‫چرا در حالی که داری سر سرنوشت رو کلاه می‌ذاری،‬
‫نمیای واقعاً آدم بشی؟‬

43:14.321 --> 43:16.573
‫اصلاً متوجه منظورم نشدی.‬

43:16.657 --> 43:18.575
‫کی گفته من می‌خوام مثل آدما زندگی کنم؟‬

43:18.659 --> 43:20.661
‫چپیدن توی مترو واسه سر کار رفتن‬

43:20.744 --> 43:22.746
‫و بیش از ده ساعت کار کردن در روز،‬

43:23.372 --> 43:25.374
‫که فقط از خستگی زیاد‬
‫بیهوش بشی و بخوابی.‬

43:25.457 --> 43:29.711
‫حتی اگه اونطوری چندرغاز پول دربیاری،‬
‫وقتی واسه خرج کردنش نداری.‬

43:30.337 --> 43:32.756
‫آدم بودن یعنی این.‬

43:32.840 --> 43:36.176
‫یه لحظه شیرینی،‬
‫و یه عمر تلخی.‬

43:38.345 --> 43:42.850
‫ولی زندگی به عنوان یه روباه نُه‌دم مثل اینه که‬
‫توی یه بازی پولی، کلی خرج کنی تا ببری.‬

43:42.933 --> 43:46.353
‫می‌تونی از تمام چیزای باحال لذت ببری‬
‫بدون اینکه هیچ سختی‌ای بکشی.‬

43:47.604 --> 43:51.400
‫بعید می‌دونم کله‌گنده‌های اون بالا‬
‫اصلاً بفهمن من چی می‌گم.‬

43:51.483 --> 43:53.360
‫چون اونا خیلی مقدس و این حرفان.‬

43:54.153 --> 43:55.946
‫هنوزم بدجنس و بی‌ادبی.‬

43:56.572 --> 43:58.699
‫اوه، بی‌خیال.‬

43:58.782 --> 44:01.285
‫به هر حال، فکر نمی‌کنم رابطه‌مون‬
‫انقدر خوب باشه که بشینیم گپ بزنیم.‬

44:01.368 --> 44:04.872
‫بیا بریم سر اصل مطلب،‬
‫ارباب پاگون.‬

44:04.955 --> 44:05.998
‫خب؟‬

44:07.249 --> 44:08.667
‫می‌خوای همین الان آدم بشم؟‬

44:08.750 --> 44:11.211
‫داری می‌پرسی چرا من هنوز اینطوری‌ام‬

44:11.295 --> 44:13.714
‫در حالی که بقیه‌ی روباه‌های نُه‌دم‬
‫دیگه آدم شدن،‬

44:13.797 --> 44:16.216
‫زندگی‌شون رو کردن و مُردن؟‬

44:19.386 --> 44:20.679
‫قبول نمی‌کنم.‬

44:20.762 --> 44:23.140
‫اگه حرفت تموم شده، دیگه می‌تونم برم، نه؟‬

44:23.223 --> 44:25.851
‫می‌خوام برم خونه و‬
‫وسایل جدیدم رو آنباکس کنم.‬

44:25.934 --> 44:27.394
‫کفه‌ی ترازوت

44:28.061 --> 44:29.563
‫داره سنگین می‌شه.‬

44:38.030 --> 44:38.947
‫امکان نداره.‬

44:40.157 --> 44:43.327
‫من کلی زحمت کشیدم‬
‫تا اون تعادل رو حفظ کنم.‬

44:43.994 --> 44:47.789
‫حتی خودم پول درمیارم‬
‫فقط برای اینکه شماهارو اون بالا راضی نگه دارم.‬

44:48.332 --> 44:49.875
‫پس چطور ممکنه ترازو کج بشه؟‬

44:49.958 --> 44:53.003
‫زمانی می‌رسه که‬
‫باید انتخاب کنی.‬

44:53.670 --> 44:55.672
‫اینکه آدم بشی‬

44:56.298 --> 44:59.760
‫یا برای همیشه نابود بشی.‬

45:04.348 --> 45:05.849
‫منو نخندون.‬

45:05.933 --> 45:09.269
‫شاید خدا باشن،‬
‫ولی چطور جرئت می‌کنن منو تهدید کنن؟‬

45:12.147 --> 45:13.649
‫بذار امتحان کنن.‬

45:14.650 --> 45:18.654
‫اونا هنوز فکر می‌کنن من همون‬
‫روباه ساده‌لوحی‌ام که هر چی‬

45:18.737 --> 45:20.656
‫بالایی‌ها می‌گفتن رو باور می‌کرد؟‬

45:21.198 --> 45:22.741
‫به خواسته‌شون نمی‌رسن.‬

45:22.824 --> 45:26.453
‫حتی شماها هم واقعاً از چیزی که بهش می‌گید‬
‫قانون آسمان، سر در نمیارید، مگه نه؟‬

45:26.536 --> 45:29.331
‫چون خیلی مبهم و داغونه.‬

45:29.414 --> 45:32.376
‫خب، یه چیز رو‬
‫مطمئنم.‬

45:32.459 --> 45:35.504
‫«تور بهشت پهناور و وسیعه،‬
‫اما هیچ‌چیزی ازش در نمی‌ره.»‬

45:36.797 --> 45:39.716
‫شاید فکر کنی‬
‫خارج از نفوذ بهشتی،‬

45:39.800 --> 45:41.802
‫اما هیچ‌چیزی از دید مخفی نمی‌مونه.‬

45:44.388 --> 45:45.389
‫هه!‬

45:45.889 --> 45:47.766
‫موعظه نکن.‬

45:55.857 --> 45:57.901
‫در واقع این آموزه‌ی تائوئیسم بود.‬

46:02.572 --> 46:03.448
‫ببخشید.‬

46:05.242 --> 46:06.868
‫- بلند شو!‬
‫- بلند شو!‬

46:06.952 --> 46:08.203
‫آقای لی!‬

46:08.287 --> 46:10.122
‫- دوستت داریم!‬
‫- دوستت داریم!‬

46:10.205 --> 46:12.082
‫شما تنها رئیس مایی، قربان!‬

46:14.293 --> 46:17.546
‫- لی یون!‬
‫- لی یون!‬

46:17.629 --> 46:19.589
‫چی گفتین؟ صداتون رو نمی‌شنوم.‬

46:19.673 --> 46:20.757
‫بلندتر!‬

46:20.841 --> 46:26.596
‫- لی یون!‬
‫- لی یون!‬

46:26.680 --> 46:28.348
‫همگی، بنوشید!‬

46:28.432 --> 46:30.225
‫- بنوشید!‬
‫- بنوشید!‬

46:56.376 --> 46:57.586
‫هی، حالت خوبه؟‬

46:59.212 --> 47:00.839
‫ای بابا، دیگه بسه برای امروز.‬

47:00.922 --> 47:02.632
‫هی، ولی نوبت منه.‬

47:05.093 --> 47:06.219
‫لعنتی.‬

47:08.055 --> 47:09.056
‫باشه.‬

47:15.937 --> 47:17.773
‫باورنکردنیه.‬

47:17.856 --> 47:20.484
‫باورم نمی‌شه تو این سن هنوزم‬
‫می‌خوان بهم دستور بدن.‬

47:20.567 --> 47:21.860
‫امروز همین‌طوری داره بدتر می‌شه...

47:24.071 --> 47:25.614
‫چی؟ کار کی بود؟‬

47:33.663 --> 47:35.791
‫واو، مثل موشک بود.‬

47:35.874 --> 47:39.294
‫هی، من می‌رم توپ رو پیدا کنم.‬
‫تو برو.‬

47:39.378 --> 47:41.880
‫- منم باهات میام.‬
‫- نه ردیفه. تو برو.‬

47:42.464 --> 47:43.590
‫فعلاً.‬

47:51.056 --> 47:52.682
‫پسر، کجا رفت؟‬

47:55.310 --> 47:56.645
‫کار تو بود؟‬

47:59.398 --> 48:01.274
‫صاحب این توپ تویی؟‬

48:01.358 --> 48:02.442
‫بله، منم.‬

48:02.526 --> 48:03.944
‫ممنون.‬

48:07.072 --> 48:09.116
‫- صبر کن.‬
‫- نیازی به تشکر نیست.‬

48:14.746 --> 48:17.624
‫- هی...
‫- برو. کارمون تمومه.‬

48:17.707 --> 48:18.959
‫ببخشید!‬

48:22.546 --> 48:24.923
‫وایسا، تو همون پسره‌ای که قبلاً دیدمش.

48:25.006 --> 48:28.135
‫چون بهت گفتم ورزش کن، داری این وقت شب‬
‫توپ‌بازی می‌کنی؟‬

48:28.218 --> 48:30.804
‫بهت نمیاد،‬
‫ولی خیلی حرف‌گوش‌کنی.‬

48:30.887 --> 48:32.305
‫چی بلغور می‌کنه؟

48:32.389 --> 48:35.308
‫در هر صورت، نباید بزنی
‫توپ بقیه رو بترکونی.‬

48:35.392 --> 48:37.477
‫خب، نمی‌تونستم سر تورو بترکونم، می‌تونستم؟‬

48:37.561 --> 48:39.187
‫چون من یه هیولای خودساخته‌م.‬

48:39.271 --> 48:40.814
‫باورنکردنیه.‬

48:43.525 --> 48:44.568
‫یه لحظه صبر کن.‬

48:44.651 --> 48:46.403
‫اینا معمولاً به این راحتی نمی‌ترکن.‬

48:46.486 --> 48:48.029
‫آخه بادکنک که نیست...

48:48.113 --> 48:50.740
‫واسه اینه که تو یه آدم ضعیفی.‬

48:50.824 --> 48:52.200
‫چی گفتی؟‬

48:52.284 --> 48:54.786
‫وایسا ببینم، به کی هی می‌گی ضعیف؟‬

48:55.328 --> 48:56.955
‫از قیافه‌م معلوم نیست؟‬

48:57.038 --> 48:57.956
‫من ورزشکارم.‬

48:58.957 --> 49:00.041
‫این‌طوریه؟‬

49:00.125 --> 49:01.460
‫شاید الان چیزی نباشم،‬

49:01.543 --> 49:04.629
‫ولی چند سال دیگه،‬
‫یه ورزشکار خیلی معروف می‌شم.‬

49:04.713 --> 49:05.964
‫باشه.‬

49:07.215 --> 49:08.592
‫من که این‌طور فکر نمی‌کنم.‬

49:09.092 --> 49:10.969
‫- چی؟‬
‫- معروف؟‬

49:11.776 --> 49:13.054
‫کدومشون؟‬

49:13.638 --> 49:14.973
‫اون یکی که اونجاست.‬

49:16.433 --> 49:18.310
‫شاید دوستت بشه، ولی تو نه.‬

49:18.393 --> 49:19.561
همونی که باهات بود.

49:20.103 --> 49:21.271
‫چی داری...

49:21.354 --> 49:23.690
‫دوستت قراره خیلی معروف بشه.‬

49:23.773 --> 49:26.359
‫یه بازیکن در سطح جهانی می‌شه‬
‫و کلی هم پول درمیاره.‬

49:26.443 --> 49:30.322
‫مطمئنم. آینده بعد از اینکه‬
‫من می‌بینمش، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه.‬

49:30.405 --> 49:32.115
‫اما در مورد تو…‬

49:37.871 --> 49:39.039
‫اصلاً چیزی نمی‌بینم.‬

49:39.998 --> 49:42.375
‫تو کی هستی که این حرفا رو می‌زنی؟‬

49:42.459 --> 49:44.211
هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی!‬

49:44.753 --> 49:47.380
‫تو فقط یه آدم معمولی می‌شی.‬

49:47.464 --> 49:51.718
‫ممکنه یه بازیکن متوسط بشی‬
‫که هیچ‌کس یادش نمی‌مونه،‬

49:51.801 --> 49:53.386
‫ولی هر موفقیتی فراتر از اون…‬

49:55.096 --> 49:56.932
‫اصلاً توی آینده‌ت نیست.‬

49:57.641 --> 50:00.393
‫پس الکی امیدوار نباش‬
‫و رویاهای بزرگ نباف.‬

50:00.477 --> 50:02.187
‫این‌طوری آسیب نمی‌بینی.‬

50:02.270 --> 50:03.480
‫این…‬

50:03.563 --> 50:05.649
‫این زن کاملاً دیوونه‌ست.‬

50:05.732 --> 50:06.858
‫بی‌رحمانه‌ست، می‌دونم.‬

50:08.568 --> 50:11.238
‫ولی زندگی آدما همین‌طوریه.‬

50:11.321 --> 50:13.657
‫این‌طور نیست که زندگی‬
‫فقط با تو بی‌رحم باشه.‬

50:13.740 --> 50:15.075
‫پس زیاد به خودت سخت نگیر.‬

50:19.871 --> 50:23.458
‫پسر، انجامش دادم! لعنتی!‬

50:24.167 --> 50:27.170
‫من لی یونم. کی می‌خواد جلوی منو بگیره؟‬

50:30.966 --> 50:32.884
‫برین کنار! لعنتی!‬

50:54.906 --> 50:57.200
‫- شنیدی چی شد؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

50:57.284 --> 50:58.702
‫شاید تصادفی چیزی شده.‬

50:59.494 --> 51:01.204
‫به من ربطی نداره.‬

51:10.422 --> 51:13.133
‫وای نه، وای نه… چی…‬

51:18.972 --> 51:21.308
‫باید بزنم به چاک.‬

51:25.770 --> 51:28.273
‫هی!‬

51:28.356 --> 51:30.650
‫وایسا! گفتم وایسا!‬

51:31.568 --> 51:32.819
‫لعنتی.‬

51:33.403 --> 51:35.238
‫گفتم وایسا!‬

51:42.412 --> 51:43.496
‫وو سوک!‬

51:44.205 --> 51:45.415
‫وو سوک!‬

51:47.500 --> 51:49.044
‫وو سوک.‬

51:59.304 --> 52:00.472
[‫اتاق عمل]

52:03.266 --> 52:04.684
‫نمی‌تونید وارد بشید.‬

52:14.277 --> 52:15.945
[‫لطفاً زباله‌ها رو اینجا بریزید]

52:16.029 --> 52:17.197
‫لعنتی.‬

52:18.490 --> 52:19.616
‫ای بابا.‬

52:23.244 --> 52:24.954
‫جدی جدی.‬

52:27.540 --> 52:29.751
‫حالا چیکار کنم؟‬

52:40.303 --> 52:41.971
‫احتمالاً چیزی نمی‌شه.‬

52:48.895 --> 52:51.898
‫انگار مست بود.‬
‫موقع راه رفتن تلوتلو می‌خورد.‬

52:52.649 --> 52:56.152
‫پس شک داری که مست بوده.‬

52:56.695 --> 52:59.239
‫خب، ما درخواست بازبینی تمام‬
‫دوربین‌های مداربسته‌ی منطقه رو دادیم،‬

52:59.322 --> 53:01.574
‫پس به‌زودی صاحب خودرو رو شناسایی می‌کنیم.‬

53:08.248 --> 53:10.750
‫- چطور می‌تونم کمکتون کنم؟‬
‫- خب، من...‬

53:11.376 --> 53:12.585
‫دیروز، من...‬

53:15.964 --> 53:16.881
‫با ماشین به یه نفر زدم.‬

53:20.510 --> 53:22.679
‫بونگ‌چانگ همین الان رفت که خودشو معرفی کنه.‬

53:24.514 --> 53:26.891
‫برای شما مشکلی پیش نمیاد، قربان.‬

53:29.686 --> 53:31.062
‫اون نیست.‬

53:31.146 --> 53:32.480
‫کار این آقا نبود.‬

53:32.564 --> 53:33.982
‫من دیدمش.‬

53:35.316 --> 53:36.484
‫- آقا.‬
‫- بله؟‬

53:37.152 --> 53:39.112
‫مطمئنید خودتون پشت فرمون بودید؟‬

53:39.821 --> 53:43.950
‫بله. یواشکی ماشین شرکت رو برداشتم،‬

53:44.033 --> 53:46.619
‫- و یه اشتباهی کردم...‬
‫- داری دروغ می‌گی.‬

53:46.703 --> 53:49.289
‫تو نبودی که‬
‫باعث تصادف شدی.‬

53:49.372 --> 53:51.124
‫من همه‌چیزو دیدم!‬

53:51.207 --> 53:53.835
‫چرا دروغ می‌گی؟ واقعاً که!‬

53:53.918 --> 53:55.503
‫ولم کنید!‬

53:55.587 --> 53:57.255
‫قربان، یه مشکلی پیش اومده.‬

53:57.338 --> 53:59.466
‫بونگ‌چانگ همین الان زنگ زد.‬

54:00.592 --> 54:04.220
‫گفت وجدانش اجازه نمی‌ده دروغ بگه‬
‫و پرسید می‌شه معامله رو فراموش کنیم‬

54:04.304 --> 54:06.681
‫در عوض تمام پولی که بهش دادیم رو برگردونه.‬

54:06.765 --> 54:09.267
‫چی می‌گی؟‬
‫چرا یهو نظرش عوض شد؟‬

54:09.350 --> 54:10.477
‫گفت یه شاهد وجود داره.‬

54:14.981 --> 54:16.858
‫اون عوضی رو همین الان بیار اینجا.‬

54:20.195 --> 54:22.614
‫- یه چیز دیگه هم هست...‬
‫- این دفعه دیگه چیه؟‬

54:22.697 --> 54:24.991
‫از اداره‌ی پلیس بهم زنگ زدن.‬

54:25.617 --> 54:29.245
‫گفتن شما هم باید به عنوان شاهد‬
‫برای بازجویی بیاید، قربان.‬

54:37.128 --> 54:38.797
‫چطور ممکنه تو...‬

54:41.007 --> 54:42.342
‫لعنتی!‬

54:43.510 --> 54:45.053
‫چطور تونستی این‌قدر بد ماست مالیش کنی؟‬

54:46.721 --> 54:47.680
‫معذرت می‌خوام، قربان.‬

54:54.062 --> 54:55.438
‫برو بیرون.‬

54:56.773 --> 54:57.899
‫بله؟‬

54:59.275 --> 55:01.110
‫از این به بعدش با من.

55:01.194 --> 55:02.278
‫برو بیرون.‬

55:11.913 --> 55:13.248
‫ای بابا.‬

55:27.512 --> 55:29.931
[‫آرزوت رو برآورده می‌کنم]

55:51.995 --> 55:53.079
عجب.

55:55.123 --> 55:56.332
‫باز که تویی.‬

56:04.382 --> 56:08.052
‫پولدار بودن باید حس خوبی داشته باشه،‬
‫که بعد از یه روز دوباره منو احضار کردی.‬

56:08.136 --> 56:10.305
‫شاید دیروز به اندازه‌ی کافی‬
‫ازت پول نگرفتم.‬

56:13.266 --> 56:17.145
‫این دفعه یه کار خیلی ساده‌ست.‬
‫ولی فوریه.‬

56:17.854 --> 56:18.855
‫چه حیف.‬

56:18.938 --> 56:21.858
‫داشتم فکر می‌کردم یه ده سالی استراحت کنم.‬

56:23.693 --> 56:26.905
‫یه پیرمرد رو اعصاب‬
‫این اواخر بدجور پیله کرده بهم.‬

56:28.072 --> 56:30.408
‫واسه همین، درخواستت رو رد می‌کنم.‬

56:31.451 --> 56:34.495
‫دو برابر چیزی که‬
‫دیروز بهت دادم رو می‌دم.‬

56:36.331 --> 56:38.124
‫خب انگار بعد از اینکه سریع‬
‫این رو ردیف کردم، استراحت می‌کنم.‬

56:38.207 --> 56:39.125
‫موضوع چیه؟‬

56:39.208 --> 56:44.505
[‫بیمارستان اوری گارام]

57:09.530 --> 57:11.074
‫تو کی هستی؟‬

57:15.370 --> 57:16.245
‫بازم تو؟‬

57:16.329 --> 57:18.665
‫انگار سرنوشتمون بدجوری به هم گره خورده.‬

57:20.083 --> 57:22.001
‫همونی هستی که توپم رو خراب کرد، درسته؟‬

57:24.087 --> 57:25.672
‫ولی از کجا می‌دونستی من اینجام؟‬

57:25.755 --> 57:26.756
‫درسته.‬

57:29.092 --> 57:31.427
‫اومدم یه ذره حافظه‌ت رو دست‌کاری کنم.‬

57:31.511 --> 57:32.637
‫چی؟‬

57:32.720 --> 57:35.473
‫مستقیم به من نگاه کن. چشمت رو بر ندار.‬

57:41.688 --> 57:43.773
‫در مورد چیزی که دیشب دیدی...‬

58:07.422 --> 58:08.965
‫یه لحظه صبر کن.‬

58:09.048 --> 58:10.842
‫این نباید اتفاق بیفته.‬

58:16.681 --> 58:17.682
‫غیرممکنه.‬

58:19.475 --> 58:21.728
‫سرنوشت‌شون با هم عوض شده؟‬

58:26.691 --> 58:28.359
‫این دیگه چیه؟‬

58:28.443 --> 58:30.486
‫هنوزم بدجنس و بی‌ادبی.‬

58:33.281 --> 58:34.490
‫کفه‌ی ترازوت‬

58:35.033 --> 58:36.784
‫داره سنگین میشه.‬

59:30.021 --> 59:50.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:00:01.077 --> 01:00:03.371
‫گفتم که بخش بزرگی از‬
‫قدرت معنویم رو از دست دادم.‬

01:00:03.454 --> 01:00:05.289
‫تو قراره بهم کمک کنی.‬

01:00:05.373 --> 01:00:07.250
‫می‌گم، تو دقیقاً چی هستی؟‬

01:00:07.333 --> 01:00:08.626
‫این همه زیبایی. و این همه رمز و راز.‬

01:00:08.709 --> 01:00:10.503
‫- یه دیو؟‬
‫- یه روباه نُه دم!‬

01:00:10.586 --> 01:00:13.464
‫ولی هرچقدر بهش فکر می‌کنم،‬
‫اصلاً نمی‌فهمم.‬

01:00:13.548 --> 01:00:15.091
‫مگه چیکار کردم که انقدر اشتباه بود؟‬

01:00:15.174 --> 01:00:17.802
‫یه آدم مرده. به‌خاطر تو.‬

01:00:19.303 --> 01:00:21.180
‫کانگ سی‌-یول.‬
‫واقعاً چقدر درمی‌آره؟‬

01:00:21.264 --> 01:00:23.808
‫ظاهراً،‬
‫هفته‌ای ۵۰۰ میلیون وون درمی‌آره.‬

01:00:23.891 --> 01:00:25.852
‫خیلی به خودم افتخار می‌کنم.‬

01:00:25.935 --> 01:00:27.270
‫خیلی وقته ندیدمت، سی‌-یول.‬

01:00:27.353 --> 01:00:29.397
‫جدی‌جدی منو نشناخت؟‬

01:00:30.773 --> 01:00:34.110
‫می‌خوای اون راننده‌ی فراری رو بگیری‬
‫و به سزای کارش برسونی، درسته؟‬

01:00:34.652 --> 01:00:36.863
‫من یه نفرو کشتم!‬

01:00:36.946 --> 01:00:39.448
‫- وای!‬
‫- خب، بهم بگو. هر چی که هست.‬

01:00:39.532 --> 01:00:40.741
‫آرزوت چیه؟‬
