WEBVTT

00:05.160 --> 00:08.750
<b><i>‫مایک، هم کاخ سفید و هم پنتاگون گرفته شدن.</i></b>

00:09.160 --> 00:09.900
<b>‫ها؟</b>

00:10.660 --> 00:12.110
<b>‫همه‌ش هم همین نیست.</b>

00:12.480 --> 00:13.830
<b><i>‫به اون نیروگاه آئوزا که جوزف تهدید می‌کرد منفجرش می‌کنه هم حمله شده.</i></b>

00:13.830 --> 00:15.000
<b>‫به اون نیروگاه آئوزا که جوزف تهدید می‌کرد منفجرش می‌کنه هم حمله شده.</b>

00:15.510 --> 00:17.480
<b>‫طبق گفته‌های شواهد عینی،</b>

00:17.550 --> 00:20.280
<b>‫به‌نظر می‌رسه که نینجاها پشت این قضیه‌ن.</b>

00:20.350 --> 00:21.510
<b>‫وایسا ببینم.</b>

00:21.600 --> 00:24.830
<b>‫واقعاً فکر می‌کنی جوزف جایی رو منفجر می‌کنه که نینجاها اونجان؟</b>

00:25.390 --> 00:26.710
<b>‫هنوز داریم اطلاعات جمع می‌کنیم.</b>

00:27.280 --> 00:30.030
<b><i>‫الان ازت می‌خوام تمرکزت روی تعقیب اون باشه.</i></b>

00:30.760 --> 00:31.710
<b>‫اطاعت.</b>

00:32.960 --> 00:34.030
<b>‫متأسفم مایک.</b>

00:34.960 --> 00:37.430
<b><i>‫وقتی همه‌ی این جریانا تموم شد با هم یه مشروب خوب می‌زنیم.</i></b>

00:37.520 --> 00:40.600
<b>‫منظورم یکی از اون خوبای گرونشه. 
‫از همون یامادا نیشکی.</b>

00:40.670 --> 00:42.350
<b>‫یادت نره.</b>

00:43.030 --> 00:44.960
<b>‫اینجا چه خبره؟ درگیری داخلی؟</b>

00:46.470 --> 00:47.390
<b>‫چی؟</b>

00:48.920 --> 00:50.150
<b>‫هی جیسون، چیزی دستگیرت شد؟</b>

00:50.880 --> 00:53.320
<b>‫من مخفیگاه جوزف رو پیدا کردم. 
‫هتل قصر آئوزا.</b>

00:53.840 --> 00:55.240
<b>‫در مورد پول حق با تو بود.</b>

00:55.320 --> 00:58.560
<b>‫حتی با یه مسیر فرار اضطراری کامل شده.</b>

00:58.640 --> 01:01.030
<b>‫طبق چیزی که می‌بینم، می‌شه گفت خروجیش به...</b>

01:01.600 --> 01:02.880
<b>‫ایستگاه بزرگراه نیل ختم می‌شه.</b>

01:03.640 --> 01:04.840
<b>‫یه ایستگاه از کار افتاده‌ست.</b>

01:05.680 --> 01:08.070
<b>‫جیسون، یه خواهش ازت دارم.</b>

01:09.510 --> 01:11.150
<b>‫پس همه‌ی این مدت نقشه‌ت این بود؟</b>

01:12.040 --> 01:13.480
<b>‫باعث شدی فکر کنیم نیروگاهات...</b>

01:13.560 --> 01:14.950
<b>‫به تقویت امکاناتی کلیدی دولتمون کمک می‌کنه.</b>

01:15.040 --> 01:17.840
<b>‫اما در واقع، داشتی یه پست فرماندهی برای نیروهات می‌ساختی...</b>

01:17.920 --> 01:20.400
<b>‫تا هرموقع نیاز داشتی بهمون حمله کنن.</b>

01:21.200 --> 01:23.870
<b>‫خب حالا چی؟ می‌خوای کشورو دست بگیری؟</b>

01:24.310 --> 01:28.640
<b><i>‫نه. مقاصد ما همون چیزی که 
‫ابتدای کار بوده، باقی می‌مونه.</i></b>

01:28.710 --> 01:32.230
<b><i>‫ما باید برای این دینا صلح به ارمغان بیاریم. این وظیفه‌ی نینجاهاست.</i></b>

01:33.200 --> 01:35.000
<b>‫واقعاً؟ به این می‌گی صلح؟</b>

01:35.760 --> 01:37.430
<b>‫اگه صرفاً بخوایم تعادل قدرت رو...</b>

01:37.510 --> 01:40.260
<b>‫به شکلی که همیشه بوده حفظ کنیم، چیزی تغییر نمی‌کنه.</b>

01:41.700 --> 01:46.280
<b>‫نابرابری‌های زیادی توی گروه‌های قومی...
‫قلمروها، منابع و مذهب‌ها وجود داره.</b>

01:46.790 --> 01:49.000
<b>‫آدم‌ها هیچوقت نمی‌تونن از شر خشم و طمعی که...</b>

01:49.310 --> 01:50.870
<b>‫در نتیجه‌ی همون‌ها زاده شدن، خلاص بشن.</b>

01:51.710 --> 01:54.000
<b>‫بنابراین، همه‌ی اون‌ها باید کنار گذاشته بشن.</b>

01:54.640 --> 01:57.920
<b>‫و ما قدرت نهایی می‌شیم که با دقت دنیا رو تحت نظر می‌گیره.</b>

01:58.000 --> 02:00.070
<b>‫هرکسی که جرئت کنه صلح رو به‌هم بریزه تنبیه می‌کنیم.</b>

02:01.040 --> 02:03.280
<b>‫اولین قدم برای ما اینه که به پلتفرمی برسیم...</b>

02:03.350 --> 02:04.840
<b>‫که بتونیم اینو به همه اعلام کنیم.</b>

02:05.230 --> 02:07.000
<b>‫پس فکر کردی با داشتن کمک کشور ما...</b>

02:07.400 --> 02:09.400
<b>‫یه تغییر پارادایم جهانی شروع می‌شه؟</b>

02:09.960 --> 02:13.280
<b>‫ما فناوری و منابع آئوزا رو کاملاً تحت کنترل داریم.</b>

02:14.030 --> 02:16.750
<b>‫که شامل هرچیزی که به انرژی مربوطه هم می‌شه.</b>

02:17.870 --> 02:19.240
<b>‫شما کنترل آئوزا رو به دست گرفتین؟</b>

02:19.870 --> 02:23.560
<b>‫در حال حاضر، کاملاً از حرکات جوزف خبر داریم.</b>

02:24.470 --> 02:26.840
<b>‫به وقتش کار اون رو هم فیصله می‌دیم.</b>

02:27.590 --> 02:30.590
<b>‫درست به محض اینکه به حساب آخرین مشکلمون رسیدیم.</b>

02:38.680 --> 02:40.030
<b>‫دارم می‌رسم.</b>

02:40.800 --> 02:44.280
<b><i>‫سمت تو اوضاع چطوره؟ حله.</i></b>

02:45.150 --> 02:47.030
<b>‫مایک، چند دقیقه پیش،</b>

02:47.120 --> 02:50.560
<b><i>‫ماهواره‌ها ماشین جوزف رو که توی امتداد 
‫بزرگراه 86 به سمت شمال می‌رفت رو دیده،</i></b>

02:51.470 --> 02:52.870
<b>‫عالیه. دارم می‌رم اون‌جا.</b>

02:53.470 --> 02:55.590
<b>‫اونجا چیه؟ چرا داره می‌ره اونجا؟</b>

02:56.280 --> 03:00.680
<b>‫توی اون مسیر، چندتا مزرعه‌ی چرا برای خوک‌ها هست...</b>

03:00.750 --> 03:01.870
<b>‫و یکی از سایت‌های آزمایش آئوزا.</b>

03:02.430 --> 03:05.280
<b>‫همین الان نزدیک‌ترین مأمورهامون رو می‌فرستم اون‌سمت.</b>

03:05.360 --> 03:07.120
<b>‫حواست باشه توجه جلب نکنن.</b>

03:07.870 --> 03:09.120
<b>‫روت حساب می‌کنم اما.</b>

03:09.870 --> 03:12.310
<b>‫الان دیگه همه‌چیز به سیستم هکینگ تو بستگی داره.</b>

03:12.400 --> 03:15.080
<b>‫جیسون! کونتو از اونجا جمع کن و بیا کمکم.</b>

03:15.150 --> 03:19.400
<b>‫باید صبر کنی! من الان دارم یه ماهواره جابه‌جا می‌کنم.</b>

03:20.240 --> 03:22.520
<b>‫گویا کسایی که تعقیبمون می‌کردن 
‫دارن می‌رن سمت سایت آزمایش.</b>

03:22.840 --> 03:24.000
<b>‫درست طبق برنامه.</b>

03:24.080 --> 03:28.400
<b>‫بله. پرواز توی هواپیما با یه دسته خوک تجربه‌ی منحصربه‌فردی می‌شه.</b>

03:30.430 --> 03:32.120
<b>‫دفعه‌ی دیگه که پا توی این کشور بذارم...</b>

03:32.710 --> 03:34.870
<b>‫بعد از وقتی می‌شه که دنیا کله‌پا شده.</b>

03:45.520 --> 03:46.430
<b>‫چه خبره؟</b>

04:15.560 --> 04:17.430
<b>‫گورتو گم کن، پیرمرد.</b>

04:34.240 --> 04:35.430
<b>‫از کجا فهمیدی من اینجام؟</b>

04:36.000 --> 04:37.830
<b>‫اندازه‌ی من این شغلو انجام بده،</b>

04:38.680 --> 04:41.360
<b>‫اونوقت تو هم می‌فهمی خلافکارا چه غلطی می‌خوان بکنن.</b>

04:41.920 --> 04:44.720
<b>‫مثلاً از یکی از اعضای واحد مبارزه با مواد مخدر شنیدم</b>

04:45.160 --> 04:48.160
<b>‫که یه یارویی با جاساز کردن مواد تو شکم خوک‌ها</b>

04:48.750 --> 04:51.170
<b>‫می‌خواسته به کشور قاچاق‌شون کنه.</b>

04:52.820 --> 04:55.120
<b>‫پس فقط غریزه‌مو دنبال کردم و رسیدیم اینجا.</b>

04:56.240 --> 04:58.510
<b>‫دیگه همه‌چی تمومه. تسلیم شو.</b>

05:05.630 --> 05:06.260
<b>‫نه!</b>

05:07.230 --> 05:08.230
<b>‫وایسا!</b>

05:21.600 --> 05:22.660
<b>‫چه مرگشه؟</b>

05:22.950 --> 05:24.580
<b>‫خوشت اومد، آشغال؟</b>

05:29.240 --> 05:30.630
<b>‫اختلال سیگنال، ها؟</b>

05:31.510 --> 05:35.000
<b>‫خدایی شما دوتا لنگه ندارین.</b>

05:41.310 --> 05:43.680
<b>‫اعتراف می‌کنم که ممکنه یه نابغه باشی.</b>

05:44.390 --> 05:47.950
<b>‫با این‌حال، اگه پلیس زوار در رفته‌ای
‫ مثل من بتونه بگیرتت،</b>

05:48.040 --> 05:50.240
<b>‫دیر یا زود به بن‌بست می‌خوردی.</b>

05:51.900 --> 05:55.930
<b>‫کلمه‌ی «بن‌بست» توی دایره لغات من وجود نداره.</b>

05:56.560 --> 05:58.750
<b>‫در مسیر پیشرفت، اشتباهات کوچیک اجتناب‌ناپذیرن.</b>

05:59.070 --> 06:02.870
<b>‫افتادن پشت میله‌های زندان 
‫به‌نظرم همچین کوچیک نیست.</b>

06:03.630 --> 06:05.990
<b>‫خبر داری چند نفر توی این دنیا...</b>

06:06.240 --> 06:08.360
<b>‫دنبال مهارت منن؟</b>

06:09.430 --> 06:11.270
<b>‫طولی نمی‌کشه بیرون بیام.</b>

06:11.830 --> 06:16.070
<b>‫در واقع، اشتباه واقعی این بود که
‫ وقتی فرصتشو داشتم نکشتمت.</b>

06:17.120 --> 06:20.800
<b>‫اگه نقشه درست پیش می‌رفت، 
‫توسط اون نینجاهای نفهم منفجر شده بودی.</b>

06:22.430 --> 06:23.480
<b>‫ولی اشکالی نداره.</b>

06:24.360 --> 06:28.000
<b>‫این بازی بدون داشتن چندتا 
‫دشمنِ رو اعصاب اصلاً حال نمی‌ده.</b>

06:52.870 --> 06:58.120
<b>‫دلیل اصلی‌ای که اون زمان نمردی، 
‫هنر مخفی‌ت نبود، درسته؟</b>

06:59.160 --> 07:00.070
<b>‫ماری بود.</b>

07:00.480 --> 07:01.750
<b>‫به لطف اون هنوز زنده‌ام.</b>

07:02.830 --> 07:07.240
<b>‫آرزوی قلبی‌ای که ما نینجاها بیش از 600 ساله
‫ در دل خودمون داریم،</b>

07:07.240 --> 07:09.160
<b>‫الان در آستانه‌ی تحقّقه.</b>

07:09.670 --> 07:12.680
<b>‫قطعاً اهمیتش رو درک می‌کنی، هیگان.</b>

07:13.430 --> 07:15.920
<b>‫اون دیگه به من هیچ ربطی نداره.</b>

07:16.800 --> 07:19.160
<b>‫الان تنها دلیلی که اینجام</b>

07:19.160 --> 07:21.360
<b>‫پایان دادن به چرخه‌ی کشتاریه که درست کردین.</b>

07:22.240 --> 07:24.270
<b>‫اینجا نینجاها منقرض می‌شن.</b>

07:24.870 --> 07:27.260
<b>‫نینجاها هرگز منقرض نمی‌شن.</b>

07:27.800 --> 07:30.850
<b>‫تمام حقایقِ قبیله به‌زودی توی دنیا برملا می‌شه.</b>

07:31.310 --> 07:33.560
<b>‫بیشتر از این نمی‌تونی توی سایه‌ها زندگی کنی.</b>

07:35.870 --> 07:37.870
<b>‫انگار اصلاً شرایط رو درک نمی‌کنی.</b>

07:38.720 --> 07:41.070
<b>‫من دارم نینجاها رو به روشنایی میارم.</b>

07:41.700 --> 07:44.270
<b>‫هدف ما هیچ‌وقت نمی‌تونه در سایه به نتیجه برسه.</b>

07:44.720 --> 07:47.560
<b>‫به همه ثابت می‌کنم مقابل ما ناتوانن،</b>

07:47.560 --> 07:50.630
<b>‫و با استفاده از اختیارات‌مون، 
‫صلح رو در دنیا حفظ می‌کنیم.</b>

07:51.190 --> 07:53.420
<b>‫جدی؟ و نقشه‌تون چطور پیش می‌ره؟</b>

07:54.920 --> 07:57.240
<b>‫این وضعیتی نیست که بهش امیدوار بودم.</b>

07:57.680 --> 07:58.950
<b>‫برای همین اینجام.</b>

08:00.630 --> 08:03.360
<b>‫تا با دستای خودم بهش فیصله بدم.</b>

09:35.600 --> 09:36.670
<b>‫زای...</b>

09:41.360 --> 09:46.360
<b>‫هیگان، تنها زندگی‌ای که می‌تونم داشته باشم، 
‫زندگی یه نینجاست.</b>

10:04.240 --> 10:07.390
<b>‫دریاچه آرام در خورشید صبگاهی می‌درخشد...</b>

10:07.750 --> 10:10.440
<b>‫بدون موج هیچ قایقی در افق.</b>

10:14.150 --> 10:16.120
<b>‫هنر مخفی: آرامش!</b>

10:22.080 --> 10:24.120
<b>‫پس این هنر مخفی‌ته؟</b>

10:29.750 --> 10:33.870
<b>‫واقعاً فکر کردی این برای از پا درآوردنم کافیه؟</b>

10:34.790 --> 10:38.270
<b>‫می‌تونی به وقوع پیوستن هدف‌مون رو
‫ از قعر جهنم تماشا کنی.</b>

10:38.750 --> 10:42.040
<b>‫در این زندگی که توسط خدایان تعیین شده،</b>

10:42.630 --> 10:46.390
<b>‫هنر مخفیِ اون می‌تونه ذهن حریف رو دستکاری کنه.</b>

10:46.960 --> 10:50.000
<b>‫فقط تو می‌تونی منو وادار کنی
‫ زندگی طولانی‌ای داشته باشم.</b>

10:50.750 --> 10:53.270
<b>‫بیا محض رضای هدف بزرگ‌مون، در کنار هم نابود شیم.</b>

10:53.750 --> 10:56.150
<b>‫هنر مخفی: اراده خدا.</b>

11:07.440 --> 11:11.840
<b><i>‫برای من... پیوندهایی که باهم بستیم،
‫ از خون هم محکم‌تره.</i></b>

11:12.630 --> 11:17.960
<b><i>‫برای انجام کار ضروری، زندگی‌مونو
‫ به‌خطر میندازیم. این پیمان‌مون بود...</i></b>

11:18.720 --> 11:20.660
<b>‫که زندگی‌مونو به‌دست همدیگه بسپریم!</b>

11:22.270 --> 11:23.960
<b>‫ولی خیلی حس عجیبی داره.</b>

11:24.720 --> 11:27.240
<b>‫نینجا بودن تنها سبک زندگی‌ایه که بلدم.</b>

11:27.910 --> 11:30.510
<b>‫ولی انگار الان باید پدر بودن هم یاد بگیرم.</b>

11:31.320 --> 11:33.390
<b>‫فکر می‌کنی از پسش برمیام؟</b>

11:34.090 --> 11:36.910
<b>‫بیا کنار همدیگه، پدر و مادر این بچه بشیم.</b>

11:39.510 --> 11:41.270
<b>‫بابا...</b>

12:01.150 --> 12:02.060
<b>‫بابا!</b>

12:12.200 --> 12:14.420
<b>‫چرا نجات‌مون ندادی؟</b>

12:14.600 --> 12:15.510
<b>‫متأسفم.</b>

12:16.080 --> 12:17.240
<b>‫متأسفم!</b>

12:29.480 --> 12:32.790
<b>‫ماری... رن... متأسفم.</b>

12:34.550 --> 12:38.840
<b>‫ما برای هدف والاتر جنگیدیم 
‫و پس از تحمل خیانت‌های بی‌شمار</b>

12:39.240 --> 12:41.080
<b>‫راه خودمون رو گم کردیم.</b>

12:41.870 --> 12:43.750
<b>‫ولی راه و رسم نینجاها تغییر می‌کنه.</b>

12:44.490 --> 12:48.510
<b>‫ما مسیر آشکاری به آینده داریم،
‫و اجازه نمی‌دم تو جلومونو بگیری.</b>

12:49.080 --> 12:50.670
<b>‫از «آینده» منظورت چیه؟</b>

12:51.580 --> 12:52.720
<b>‫هنوز مطمئن نیستم.</b>

12:53.550 --> 12:55.870
<b>‫ولی یه‌روز، فکر کنم ازش سر دربیارم.</b>

12:57.320 --> 12:58.390
<b>‫پس شاید...</b>

13:01.270 --> 13:03.720
<b>‫درحالی که بدترین سرنوشت ممکن رو تجربه می‌کنی</b>

13:04.360 --> 13:07.000
<b>‫به زندگی رقت‌بارت پایان می‌دم.</b>

13:12.390 --> 13:13.750
<b>‫بدرود.</b>

13:24.000 --> 13:28.670
<b>‫فکرشو می‌کردم، به‌خاطر نیازمندی‌ت به دوست،
‫ قلبت مسموم‌شده بود.</b>

13:36.240 --> 13:37.270
<b>‫زای!</b>

14:01.120 --> 14:02.550
<b>‫چرا صلح رو پس می‌زنی؟</b>

14:03.030 --> 14:05.270
<b>‫یعنی انقدر تشنه‌ی مبارزه‌ای؟</b>

14:05.630 --> 14:09.120
<b>‫فقط با تکیه به زور بازوی نینجاها، 
‫هیچ‌وقت به صلح نمی‌رسی.</b>

14:10.080 --> 14:12.790
<b>‫پس پیشنهاد خودت رو بهم بگو،</b>

14:13.240 --> 14:13.940
<b>‫هیگان.</b>

14:34.910 --> 14:37.670
<b>‫تو نتونستی در مسیر نینجایی دووم بیاری،</b>

14:38.240 --> 14:41.420
<b>‫و هیچ توجیهی هم برای رها کردن
‫ هدف بزرگ‌مون به زبون نمیاری.</b>

14:41.600 --> 14:44.550
<b>‫هرگز قلب آهنینِ نینجایی مثل من رو درک نمی‌کنی.</b>

14:46.320 --> 14:47.870
<b>‫تو یه کرم ناچیزی!</b>

14:47.960 --> 14:51.080
<b>‫هیچ‌وقت قدرت کافی رو برای شکستم پیدا نمی‌کنی.</b>

14:53.120 --> 14:56.670
<b>‫حالا قدرتی که در اختیار دارم رو نظاره کن.</b>

15:18.030 --> 15:19.790
<b>‫بذارید کاملاً واضح بهتون بگم.</b>

15:20.700 --> 15:21.920
<b>‫اگه به خواسته‌ام نرسم،</b>

15:21.920 --> 15:24.870
<b><i>‫هر امیدی برای این دنیا از بین خواهد رفت.</i></b>

15:36.320 --> 15:37.320
<b>‫ماری...</b>

15:38.480 --> 15:41.200
<b>‫اینجا برام آخر خطه.</b>

15:42.270 --> 15:43.750
<b>‫قلبت بهت چی می‌گه؟</b>

15:44.240 --> 15:46.150
<b>‫روحت که هنوز سرشار از زندگیه.</b>

15:47.240 --> 15:49.240
<b>‫چه بخواد مملو از خشم و نفرت،</b>

15:49.630 --> 15:51.440
<b>‫یا چه بخواد در حسرت نومیدی غوطه‌ور باشه،</b>

15:52.240 --> 15:54.360
<b>‫قلب نحیف انسان می‌تونه به‌راحتی تکه‌تکه بشه.</b>

15:54.960 --> 15:56.360
<b>‫ولی این برای تو صدق نمی‌کنه،</b>

15:56.440 --> 15:58.790
<b>‫چون الانشم به همه‌ش غلبه کردی.</b>

16:00.030 --> 16:02.270
<b>‫فلسفه نینجاییم رو یادت باشه.</b>

16:02.910 --> 16:06.120
<b>‫به سردی آتش، و به گرمی یخ باش،</b>

16:07.270 --> 16:09.320
<b>‫فقط با فریب دادن ذهنت.</b>

16:25.630 --> 16:28.910
<b><i>‫این لباس مستقیماً به اراده و حرکاتِ کاربرش پاسخ می‌ده.</i></b>

16:29.630 --> 16:35.240
<b>‫به سردی آتش، و به گرمی یخ باش،
‫فقط با فریب دادن ذهنت.</b>

16:35.790 --> 16:38.390
<b>‫و این تبدیل به سلاحت می‌شه.</b>

16:41.360 --> 16:44.630
<b>‫حتی درمقابل آذرخشی که آسمان‌ها رو درهم می‌شکنه...</b>

16:45.600 --> 16:46.510
<b>‫غیرممکنه.</b>

16:46.910 --> 16:48.200
<b>‫اون هنر مخفی منه.</b>

16:48.630 --> 16:51.000
<b>‫...هیچ شکوهی والاتر از امروز نخواهد بود.</b>

16:51.670 --> 16:54.670
<b>‫اما هر نینجا فقط باید بتونه 
‫از یدونه هنر مخفی استفاده کنه.</b>

16:56.750 --> 16:58.910
<b>‫هنر مخفی: غرش رعد.</b>

17:27.790 --> 17:30.830
<b>‫اون یه نینجای واقعیه.</b>

18:31.070 --> 18:32.000
<b>‫اینو بدون:</b>

18:32.720 --> 18:34.510
<b>‫نینجاهای دیگه‌ای وجود دارن...</b>

18:35.720 --> 18:37.830
<b>‫که مأموریت من رو به سرانجام می‌رسونن.</b>

18:39.030 --> 18:43.680
<b>‫حتی اگه من اینجا کشته بشم، 
‫درآخر هدف بزرگمون تحقق پیدا می‌کنه.</b>

18:59.790 --> 19:01.070
<b>‫ببینید کِی گفتم.</b>

19:04.720 --> 19:06.310
<b>‫تا وقتی نیازمند اتکا به دیگران باشیم</b>

19:06.960 --> 19:10.110
<b>‫هیچگاه صلحی در این دنیا جای نخواهد داشت.</b>

19:15.680 --> 19:19.440
<b>‫تو وظیفه خودتو انجام دادی...
‫تونستی صلح رو از بقیه بدزدی.</b>

19:21.070 --> 19:23.110
<b>‫و به‌نظر من، تنها حقیقت مهم...</b>

19:24.200 --> 19:25.270
<b>‫همونه.</b>

19:39.680 --> 19:42.160
<b>‫حواست باشه، عوضی!</b>

19:42.240 --> 19:43.680
<b>‫می‌دونی با کی طرفی؟!</b>

19:57.160 --> 20:01.070
<b>‫هرچقدر دلت می‌خواد از زندان بزن بیرون،
‫چون هروقت بیای...</b>

20:01.720 --> 20:04.000
<b>‫قراره یه‌مشت بخوابونم وسط صورتت.</b>

20:04.790 --> 20:06.240
<b>‫آشغال عوضی.</b>

20:10.640 --> 20:14.310
<b>‫هی، بهمون خبر رسیده که
‫ تمام مأمورین دولتی که گرفته بودیم، آزاد شدن.</b>

20:14.790 --> 20:17.030
<b>‫جدی می‌گی؟
‫مگه یهو چی شد؟</b>

20:17.110 --> 20:19.400
<b>‫خب، درحال‌حاضر جزئیات دقیقی نداریم.</b>

20:22.400 --> 20:25.480
<b>‫ای اردک بی‌صاحاب، رفتی کار خودتو کردی.</b>

20:43.670 --> 20:44.780
<b>‫زای!</b>

20:44.780 --> 20:46.240
<b>‫ولم کن!</b>

20:46.310 --> 20:48.580
<b>‫هر نینجایی که به سردسته‌ش حمله کنه، لیاقتش همینه.</b>

20:48.720 --> 20:50.440
<b>‫دیگه نینجایی وجود نداره.</b>

21:05.310 --> 21:11.310
<b>‫متوجه شدم توسط باورهایی که
‫ بین افراد مختلف مشترک بوده، زنده موندم.</b>

21:12.640 --> 21:13.920
<b>‫برای تو هم همینطوره.</b>

21:14.590 --> 21:17.400
<b>‫حالا جفتمون مسئولیتی داریم که زنده بمونیم</b>

21:17.480 --> 21:21.070
<b>‫و برای جبران کارشون راهی پیدا کنیم
‫ و یادآورشون باشیم.</b>

21:30.160 --> 21:35.640
<b>‫داری می‌گی هنوز برام مسیری برای دنبال‌کردن باقی مونده؟</b>

21:41.750 --> 21:43.920
<b>‫بیشتر از یه‌مکان برای زندگی برامون هست.</b>

21:56.310 --> 21:57.400
<b>‫و مهم نیست کجا بری...</b>

21:58.270 --> 22:00.240
<b>‫بی‌شک افق‌های جدیدی انتظارتو می‌کشن.</b>

22:05.140 --> 22:08.020
<b>‫Film2Media</b>

22:05.140 --> 22:08.020
<b>‫HADAD</b>

22:05.140 --> 22:08.020
<b>‫SAYAKA</b>
