WEBVTT

00:01.042 --> 00:04.003
‫این مرحله‌ی بعدی کار درمانی منه

00:04.004 --> 00:06.839
‫و می‌تونه یه پیشرفت خیلی بزرگ باشه

00:06.840 --> 00:09.718
‫این اولین باره که من دوست‌هایی دارم

00:11.303 --> 00:13.345
‫اجازه میدی یه جای دیگه ببرمت؟

00:13.346 --> 00:15.973
‫در تمام عمرم هیچوقت
‫همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم

00:15.974 --> 00:17.767
‫آدمای بیشتری باید تجربه‌ش کنن

00:17.768 --> 00:21.145
‫اون در آستانه دستاوردیه که می‌تونه
‫دنیا رو عوض کنه

00:21.146 --> 00:25.149
‫اگه کمکش رو قبول کنیم،
‫باید تاوان کاری که کرده رو پس بده

00:25.150 --> 00:28.819
‫کی می‌خوای بهش بگی؟
‫نمیشه تا ابد اینجوری بمونه

00:28.820 --> 00:30.696
‫خوشبختانه، من تا ابد وقت ندارم

00:30.697 --> 00:32.865
‫می‌خوام برگردم به بچگی

00:32.866 --> 00:34.617
‫نمی‌خوام تنها بری اونجا

00:34.618 --> 00:36.577
‫می‌تونی تو این سفر با دخترت همراه بشی

00:37.578 --> 00:38.913
‫هی. هی، هی

00:38.914 --> 00:41.373
‫- اون ای‌ال‌اس داره
‫- چی؟

00:41.374 --> 00:43.959
‫مارتین بر خلاف دستورات من عمل کرد

00:43.960 --> 00:47.171
‫نباید این تمرین رو تنهایی مدیریت می‌کردم

00:47.172 --> 00:48.672
‫اتفاقی که افتاد توجیه‌ناپذیره

00:48.673 --> 00:50.170
‫وقتی اومدی سراغم درهم‌شکسته بودی

00:50.182 --> 00:52.093
‫ولی فکر می‌کردم درستت کردیم

00:52.094 --> 00:53.469
‫اشتباه می‌کردم

00:53.470 --> 00:56.014
‫بسه! بسه! بسه!

00:56.264 --> 00:58.974
‫هلنا، تنهام نذار

01:04.398 --> 01:06.232
‫خواسته‌ی من اینه که

01:06.233 --> 01:09.235
‫شما دو نفر مسئولیت‌های
‫اینجا رو با هم تقسیم کنید

01:09.236 --> 01:10.528
‫برات مفیده مارتین

01:10.529 --> 01:12.321
‫خب، برای اینجا مفید نیست

01:12.322 --> 01:16.743
‫بس کن.
‫بس کن و باهاش کنار بیا، باشه؟

01:26.962 --> 01:29.296
‫خوبی؟

01:29.297 --> 01:31.590
‫آره، آره، آره، خوبم

01:31.591 --> 01:33.551
‫نمی‌خواستم عصبانیت کنم

01:33.552 --> 01:35.761
‫من خوبم!

01:37.806 --> 01:39.307
‫مادر، من...

01:40.350 --> 01:42.728
‫ازش خوشم نمیاد

01:47.274 --> 01:49.024
‫بهش اعتماد ندارم

01:49.025 --> 01:51.110
‫میرم آمریکا

01:51.111 --> 01:52.194
‫میارمش اینجا

01:52.195 --> 01:54.114
‫ولی فقط یه چیز رو بهم بگو،
‫اگه موفق نشه چی؟

01:54.656 --> 01:56.491
‫اگه اون شکست بخوره،
‫ما هم شکست می‌خوریم

02:02.581 --> 02:06.376
‫شکست نمی‌خوره،
‫چون شکست تو کارش نیست!

02:07.669 --> 02:09.795
‫برخلاف بعضی‌ها

02:58.553 --> 03:01.598
‫- حالش چطوره؟
‫- خوشحاله که اومدی

03:10.690 --> 03:13.401
‫خیلی به من لطف داری

03:13.402 --> 03:16.028
‫خیلی به من لطف داشتی

03:17.114 --> 03:20.784
‫و فقط خوشحالم که دوباره پیشتم...

03:21.952 --> 03:23.662
‫می‌تونم ازت مراقبت کنم

03:25.080 --> 03:28.749
‫می‌دونم دفعه پیش اینجا اینجوری نبود

03:28.750 --> 03:32.586
‫- منم اینجوری نبودم
‫- اینو بخور

03:34.756 --> 03:37.467
‫الانم بی‌نقصی

03:44.474 --> 03:46.268
‫می‌خوام دست تو باشه

03:47.686 --> 03:49.562
‫- چی؟
‫- زاوبروالد

03:49.563 --> 03:51.856
‫می‌خوام مال تو باشه

03:51.857 --> 03:54.692
‫ولی مارتین... پسرته

03:54.693 --> 03:56.945
‫- باید به اون برسه
‫- نه

03:58.321 --> 04:02.867
‫مارتین دانشمند بزرگیه،
‫منم بیشتر از جونم دوستش دارم

04:02.868 --> 04:04.326
‫- اینو می‌دونی
‫- البته

04:04.327 --> 04:07.037
‫و از نظر من نقص نداره

04:07.038 --> 04:11.500
‫ولی باید بی‌طرف هم باشم،
‫و وقتی بهش نگاه می‌کنم...

04:11.501 --> 04:14.378
‫راستش رو بخوای،
‫اینجا فرش‌هایی داریم که جذاب‌ترن

04:14.379 --> 04:17.423
‫این چه حرفیه آخه

04:17.424 --> 04:19.383
‫- نه
‫- ببخشید عزیزم

04:19.384 --> 04:23.679
‫ولی من دیگه برای مودب بودن وقت ندارم

04:23.680 --> 04:27.141
‫اینجا می‌مونه
‫و خیلی بهت کمک می‌کنه

04:27.142 --> 04:30.561
‫ولی الان در دوران سختی
‫از تاریخ درازِ زابروالد هستیم

04:30.562 --> 04:32.897
‫و یه رهبر نیاز داریم

04:32.898 --> 04:34.691
‫رهبری که بینش داشته باشه

04:36.610 --> 04:39.529
‫اگه یه نفر باشه که بتونه
‫اینجا رو دوباره زنده کنه...

04:40.489 --> 04:43.282
‫اون تویی ماشا. تو

05:15.315 --> 05:16.483
‫مارتین؟

05:19.528 --> 05:22.155
‫مارتین، حالت خوبه؟

05:27.786 --> 05:30.414
‫خیلی وقته که کسی ازم این سوال رو نپرسیده

05:40.132 --> 05:41.299
‫حالا خوبی؟

05:43.051 --> 05:44.219
‫خب...

05:48.640 --> 05:52.059
‫همین الان یکی از بیمارهام
‫رو در خطر جدی انداختم

05:52.060 --> 05:55.020
‫دوست دارم بگم به خاطر اینه که
‫تو موقعیتی قرار داده شدم که موفقیتی درش نبود

05:55.021 --> 05:56.314
‫ولی واقعا...

05:58.358 --> 06:00.485
‫بخاطر اینه که از دستورات پیروی می‌کنم

06:04.239 --> 06:07.492
‫فکر کنم با بزدل بودن...

06:08.910 --> 06:13.206
‫برای خودم یه جهنم کوچیک درست کردم

06:15.208 --> 06:16.585
‫تو درگیر...

06:18.128 --> 06:20.964
‫بحران ایمان بودی؟

06:22.340 --> 06:23.507
‫آره؟

06:23.508 --> 06:25.844
‫میشه گفت

06:27.095 --> 06:28.679
‫چه حسی داشت؟

06:29.680 --> 06:30.974
‫عه...

06:36.646 --> 06:39.815
‫انگار زمینی که روش راه می‌رفتی

06:39.816 --> 06:42.527
‫ناگهان تبدیل به هوا بشه

06:43.779 --> 06:47.198
‫می‌فهمی هیچوقت سرپا نیستی
‫و راه نمیری

06:47.199 --> 06:49.867
‫داری... سقوط می‌کنی

06:49.868 --> 06:51.729
‫فقط یه چیز توخالی هستی
‫که سقوط می‌کنه

06:51.741 --> 06:53.663
‫و مدام داره از خودش دورتر میشه

06:55.707 --> 06:58.835
‫فکر کنم دارم بحران ایمان
‫رو تجربه می‌کنم خواهر

07:02.297 --> 07:04.465
‫- من آدم بدی‌ام؟
‫- مارتین...

07:04.466 --> 07:06.801
‫حس می‌کنم از انجام هر کار خوبی ناتوانم

07:06.802 --> 07:09.179
‫- اینطور نیست
‫- خب هیچ کار خوبی نکردم

07:10.055 --> 07:11.264
‫اینو مطمئنم

07:13.141 --> 07:16.395
‫می‌خوام این رو بفهمم که
‫آیا توانایی ارتکاب به شَر رو دارم؟

07:21.358 --> 07:22.359
‫سلام

07:23.735 --> 07:25.694
‫حال ویکتوریا خوبه؟

07:25.695 --> 07:29.741
‫ولی چرا یه تیم پزشکی کامل بالاسرشه؟

07:30.575 --> 07:34.120
‫داروی ویکتوریا بهش نساخته
‫و حالش بد شده

07:34.121 --> 07:37.665
‫وایسا ببینم. همون دارویی که
‫ما هم داریم مصرف می‌کنیم؟

07:37.666 --> 07:39.208
‫بله

07:39.209 --> 07:41.669
‫یعنی ما هم به مراقبت‌های ویژه پزشکی
‫نیاز پیدا می‌کنیم؟

07:41.670 --> 07:43.295
‫نمی‌دونم. کسی از شما

07:43.296 --> 07:46.465
‫بیماری جدی‌ای داره که به من نگفته باشه؟

07:46.466 --> 07:47.883
‫- خدای من
‫- چه خبره؟

07:47.884 --> 07:50.261
‫خلاصه‌ش اینه که مارتین خان
‫به یه زن مبتلا به بیماری لاعلاج

07:50.262 --> 07:51.595
‫مواد روان‌گردان قوی داده

07:51.596 --> 07:53.848
‫وایسا ببینم، ویکتوریا بیماری لاعلاج داره؟

07:53.849 --> 07:57.852
‫جریان از این قراره که ماشا
‫دیوونه‌خونه راه انداخته

07:57.853 --> 08:00.146
‫- اینو که می‌دونستیم
‫- و داره من

08:00.147 --> 08:02.773
‫و همه شما رو به خطر میندازه

08:02.774 --> 08:04.108
‫منظورت چیه؟

08:04.109 --> 08:06.652
‫شاید بهتر باشه از شریک تجاری آینده‌ش بپرسیم

08:06.653 --> 08:08.404
‫تو از کجا می‌دونی؟

08:15.370 --> 08:16.871
‫ماشا

08:16.872 --> 08:20.042
‫پیتر، فکر کردم پیش ویکتوریایی

08:21.293 --> 08:23.086
‫بودم. داره استراحت می‌کنه

08:24.880 --> 08:26.589
‫شنیدم که قراره با هم شریک بشیم

08:26.590 --> 08:28.341
‫من و تو و بابا

08:29.468 --> 08:31.802
‫با زبونش خوب آدم رو متقاعد می‌کنه، نه؟

08:31.803 --> 08:34.972
‫حس می‌کنی دلش با این کار نیست

08:36.683 --> 08:39.685
‫- تو جاسوسی ما رو کردی مارتین؟
‫- بحث رو عوض نکنیم

08:39.686 --> 08:41.562
‫دیوید می‌خواد زابروالد رو بخره

08:41.563 --> 08:45.775
‫دیوید و ماشا می‌خوان از چنگ خانواده‌ام درش بیارن

08:45.776 --> 08:48.611
‫من رو یاد بچگی میندازه

08:48.612 --> 08:50.238
‫عاشق شعبده‌بازی بودم

08:51.573 --> 08:54.784
‫اونقدر که پدر و مادرم شعبده‌باز
‫موردعلاقه‌ام رو آوردن

08:54.785 --> 08:57.162
‫که توی یکی از جشن تولدهام اجرا کنه

08:59.498 --> 09:02.416
‫عاشقش بودم،
‫یه جورایی برام بت شده بود

09:02.417 --> 09:03.877
‫می‌تونست کار‌های غیرممکن بکنه

09:05.253 --> 09:07.296
‫اما بعد از اجرا، پدرم کشیدش کنار

09:07.297 --> 09:11.176
‫و متقاعدش کرد که دفترچه شعبده‌ش
‫رو بهش بفروشه

09:12.177 --> 09:15.054
‫گفت گرفته که به من هدیه بده، ولی...

09:15.055 --> 09:17.098
‫فکر می‌کنم بیشتر برای خودش بود

09:17.099 --> 09:19.393
‫چون از شگفتیش متنفر بود

09:20.977 --> 09:26.148
‫از اینکه ندونستن چیزی، باعث میشه
‫کس دیگه‌ای دست بالا رو داشته باشه متنفر بود

09:26.149 --> 09:28.527
‫برای همین تبدیلش کرد به یه چیز خریدنی

09:29.569 --> 09:31.404
‫چیزی که بتونه صاحبش باشه

09:31.405 --> 09:33.739
‫این به اصطلاح «خلوتگاه»...

09:33.740 --> 09:36.283
‫هدفش اغوا کردن یه سرمایه‌گذار بوده

09:36.284 --> 09:38.661
‫راست میگه؟

09:38.662 --> 09:40.830
‫می‌دونی، بنظرم بهتره
‫با دکترم صحبت کنیم

09:40.831 --> 09:43.457
‫که یکم بنزودیازپین ملایم برای اضطرابت بهت بده

09:43.458 --> 09:46.628
‫یه چند تا داروی ضدروان‌پریشی
‫هم بهش اضافه کنیم بد نیست

09:47.019 --> 09:48.060
‫چه حال‌بهم‌زن

09:48.061 --> 09:50.111
‫دوست داری آلمانی صحبت کنیم دوست من؟

09:51.311 --> 09:53.411
‫با کمال میل این کارو برات می‌کنم

09:53.427 --> 09:54.969
‫باورم نمیشه

09:54.970 --> 09:58.140
‫می‌دونی، در حال حاضر پدرم
‫رو تحت تأثیر قرار دادی

09:59.349 --> 10:03.102
‫الانم مونده اینجا تا بالاخره
‫بهش بگی قلق کارت چیه

10:03.103 --> 10:05.814
‫و در ازاش همه‌چی بهت میده

10:06.732 --> 10:10.485
‫پول، توجه، عذرخواهی، حتی عشق

10:12.612 --> 10:15.573
‫اما باید بدونی که ازش دقیقا چی می‌خوای

10:15.574 --> 10:19.619
‫چون مطمئن باش،
‫زیاد پیش کسی نمی‌مونه

10:27.711 --> 10:30.004
‫ببین، واقعاً وقت یا تمایلی ندارم

10:30.005 --> 10:32.214
‫که اینجا بایستم و با دستیار ماشا بحث کنم

10:32.215 --> 10:33.799
‫درسته، بله، دستیار

10:33.800 --> 10:35.968
‫ترجیح میدی همینجوری وایسم اینجا و لبخند بزنم؟

10:35.969 --> 10:38.554
‫- چون کل کارم همینه؟
‫- خب چیزی جز دستیار به ذهنم نمیاد

10:38.555 --> 10:41.057
‫چون حقیقتش رو بخوای
‫نمی‌دونم کاربردت دقیقا اینجا چیه

10:41.058 --> 10:42.350
‫من اینجا هستم!

10:43.351 --> 10:47.105
‫من اینجا هستم چون اینجا
‫نسل‌ها متعلق به...

10:48.482 --> 10:50.483
‫خانواده‌ام بوده!

10:50.484 --> 10:55.237
‫و اگه ماشا مادرم رو در بستر مرگ فریب نداده بود

10:55.238 --> 10:57.364
‫الان من مسئول اینجا بودم

10:57.365 --> 11:00.409
‫من از مادرم در تمام مدت بیماریش مراقبت کردم

11:00.410 --> 11:04.163
‫بردمش دکتر،
‫تو این خراب‌شده ویلچرش رو جابه‌جا کردم

11:04.164 --> 11:07.124
‫بعد این خانم تو آخرین روزهای مادرم با عشوه...

11:07.125 --> 11:10.295
‫وارد خونه‌مون شد و جای من رو گرفت...

11:11.880 --> 11:13.547
‫شد فرشته نگهبانش

11:13.548 --> 11:16.550
‫مادرم هم که عاشق عزای ماشا بود

11:16.551 --> 11:18.094
‫اما پسر خودش

11:18.095 --> 11:20.888
‫کسی که همیشه با جدیت
‫مسیرش رو دنبال کرده

11:20.889 --> 11:24.517
‫عمراً نمی‌تونستم با بیماری
‫که مادرم درمانش کرده بود رقابت کنم

11:24.518 --> 11:27.311
‫- دارم تلاشم رو می‌کنم
‫- خب کافی نیست مارتین

11:27.312 --> 11:28.979
‫- حرفم اینه که...
‫- ساکت!

11:28.980 --> 11:31.149
‫که عذر می‌خوام مامان

11:36.530 --> 11:39.448
‫ماشا بعد از مرگ دخترش

11:39.449 --> 11:41.242
‫برای درمان به اینجا اومد

11:41.243 --> 11:43.077
‫مطلقاً خرد شده بود

11:43.078 --> 11:46.705
‫برای همین مادرم به خودش افتخار می‌کرد
‫وقتی فکر می‌کرد درمانش کرده

11:46.706 --> 11:48.374
‫اما مادرم باهاش کار نکرد

11:48.375 --> 11:50.772
‫من دارم باهاش کار می‌کنم، پس باید

11:50.784 --> 11:53.796
‫به این اشاره کنم که حالش اصلا بهتر نشده

11:53.797 --> 11:55.464
‫اصلا نظر من اینه که دیوونه‌ست

11:55.465 --> 11:56.535
‫و باید بهش اشاره کنیم که...

11:56.547 --> 11:57.883
‫مارتین، یه نفس بکش

11:57.884 --> 11:58.968
‫خیلی‌خب. شماها رو نمی‌دونم

11:58.969 --> 12:01.220
‫ولی من الان دقیقا می‌دونم چرا مادرت

12:01.221 --> 12:02.430
‫نمی‌خواسته تو اینجا رو اداره کنی

12:02.431 --> 12:04.974
‫- جانم؟
‫- من دکتر نیستم

12:04.975 --> 12:07.476
‫اما می‌دونم که یه متخصص
‫بهداشت روان واقعی

12:07.477 --> 12:10.229
‫هرگز یه زن داغدار رو دیوونه خطاب نمی‌کنه

12:10.230 --> 12:12.022
‫سابقه محرمانه بیمار رو هم

12:12.023 --> 12:13.858
‫که قطعا فاش نمی‌کنه

12:13.859 --> 12:15.860
‫اونم برای اینکه بی‌شرمانه بدنامش کنه

12:15.861 --> 12:18.780
‫بنظرم مادرت خوب می‌دونسته
‫داره چیکار می‌کنه

12:23.368 --> 12:25.536
‫تنها اشتباهش...

12:25.537 --> 12:27.956
‫اینه که بهت اجازه داده اینجا
‫به عنوان دستیار ماشا بمونی

12:29.040 --> 12:31.251
‫چون معلومه حتی این کارم
‫از سرت زیادیه

12:40.927 --> 12:42.595
‫خدایا

12:42.596 --> 12:44.681
‫پشمام

12:54.399 --> 12:56.567
‫- بهت که گفتم
‫- الان نه

12:56.568 --> 12:58.652
‫- باشه؟
‫- من نوستراداموس زمانه‌ام لامصب

12:58.653 --> 13:00.821
‫- ای خدا
‫- می‌دونستم

13:00.822 --> 13:02.323
‫چی می‌خوای؟
‫مدال می‌خوای الان؟

13:02.324 --> 13:04.241
‫خیلی دلم مدال می‌خواد.
‫بهم مدال بدن واقعا عالی میشه

13:08.455 --> 13:10.332
‫- مارتین
‫- هوم؟

13:13.919 --> 13:15.796
‫با خودت مهربون باش

13:18.256 --> 13:19.466
‫هوم

14:48.388 --> 14:50.181
‫چرا بهم نگفته؟

14:50.182 --> 14:51.849
‫ایموجن، مادرت رو می‌شناسی

14:51.850 --> 14:54.894
‫اینکه اعتراف کنه پرستار نیاز داره
‫یعنی مریضه

14:54.895 --> 14:56.812
‫چیزی که ازش متنفره

14:56.813 --> 14:59.732
‫باعث میشه براش دلت بسوزه

14:59.733 --> 15:01.817
‫از این که دیگه بیشتر هم بدش میاد

15:01.818 --> 15:04.154
‫برای همین میگیم که من معشوقشم...

15:05.447 --> 15:06.907
‫که حقیقتش هم همینه

15:08.533 --> 15:12.036
‫ولی اولش پرستارش بودم

15:12.037 --> 15:14.747
‫نه، فقط... نمی‌فهمم چرا به من نگفته

15:14.748 --> 15:16.707
‫سال گذشته چقدر با مادرت...

15:16.708 --> 15:18.584
‫حرف زدی؟

15:18.585 --> 15:20.379
‫چه‌می‌دونم، نمی‌شمرم که

15:22.631 --> 15:24.007
‫سه چهار بار

15:26.009 --> 15:28.511
‫اگه پیام دادن هم حساب کنی

15:28.512 --> 15:31.931
‫خب قطعا می‌تونست بحثش رو پیش بکشه

15:31.932 --> 15:35.017
‫«راستی، شاید بهتره بیشتر همدیگه رو ببینیم

15:35.018 --> 15:38.271
‫چون انگار دارم می‌میرم»

15:41.566 --> 15:42.859
‫گفتم که

15:44.403 --> 15:46.196
‫فکر کرده نمی‌تونم هضمش کنم

15:48.532 --> 15:51.118
‫نمی‌خواسته تصورت ازش عوض بشه

16:40.667 --> 16:43.211
‫نگران مارتینم

16:44.379 --> 16:47.381
‫- جدی؟
‫- یه چیزی بهم گفت

16:47.382 --> 16:49.925
‫براش سوال بود می‌تونه شرارت کنه یا نه

16:49.926 --> 16:51.011
‫چی؟

16:53.638 --> 16:55.556
‫خب، یعنی چی؟

16:55.557 --> 16:58.852
‫اصلا نمی‌دونم، ولی دوباره
‫حالم رو خراب کرد

16:59.770 --> 17:02.605
‫- منظورت چیه؟
‫- خیلی مراقب بودم

17:02.606 --> 17:04.568
‫که خودم رو در موقعیتی قرار ندم

17:04.580 --> 17:06.442
‫که کسی بهم تکیه کنه، و...

17:06.443 --> 17:08.569
‫اگی، گوش کن.
‫خیلی وقت نیست که تو رو می‌شناسم

17:08.570 --> 17:12.198
‫و ببخش اگه دارم پام رو از گلیمم دراز می‌کنم

17:12.199 --> 17:15.409
‫ولی من غریزه‌ام تو شناخت آدم‌ها قویه

17:15.410 --> 17:19.038
‫و حاضرم جونم رو به تو بسپرم

17:19.039 --> 17:21.874
‫چیه؟ حرف بدی زدم؟

17:21.875 --> 17:24.585
‫نه، نه، نه. خیلی لطف داری. ممنون

17:24.586 --> 17:26.962
‫- نه، نه، انگار حرف بدی زدم
‫- فقط اینکه افرادی

17:26.963 --> 17:29.925
‫جونشون رو به من سپردن،
‫و بعضی‌هاشون مردن

17:37.224 --> 17:39.059
‫فکر کنم نیاز دارم یکم تنها باشم

17:43.146 --> 17:45.022
‫- باشه. نه
‫- می‌خوام یکم تنها باشم که فکر کنم

17:45.023 --> 17:47.150
‫البته، البته

18:14.136 --> 18:16.847
‫اینم آب‌گرم‌درمانیه؟

18:25.230 --> 18:27.440
‫خب، برنامت چی بود؟

18:27.441 --> 18:30.234
‫می‌خواستی ماهی یه بار بهم زنگ بزنی
‫و بگی اروپاگردی

18:30.235 --> 18:33.447
‫چقدر خوبه، ولی در واقعیت داشتی
‫تو آسایشگاه جون می‌دادی؟

18:37.159 --> 18:38.702
‫چقدر وقت داری؟

18:40.912 --> 18:45.624
‫شاید چند سال،
‫اگه خوش‌شانس و خیلی مراقب باشم

18:45.625 --> 18:47.918
‫آره، دیدم چقدر با دقت شرابت رو انتخاب می‌کنی

18:47.919 --> 18:49.212
‫نشونه‌ی خوبیه

18:51.840 --> 18:53.258
‫متاسفم ایمی

18:55.218 --> 18:57.303
‫هیچوقت نتونستم صادق باشم

18:57.304 --> 18:58.388
‫من...

18:59.556 --> 19:02.350
‫آخه خیلی دردناک و سخته

19:04.561 --> 19:08.440
‫- هضمش خیلی سخته
‫- اوهوم. قطعا همینطوره

19:11.651 --> 19:14.905
‫من تو جلسه، برگشتم به روزی که بابا مُرد

19:16.281 --> 19:18.532
‫خیلی سخت بود

19:18.533 --> 19:21.702
‫و حقیقتاً نمی‌دونم
‫چطوری قراره تو رو هم از دست بدم

19:21.703 --> 19:26.083
‫عزیزم، گوش کن، گوش کن چی میگم

19:28.585 --> 19:31.670
‫بخش بزرگی از وجود من همینجاست

19:31.671 --> 19:34.132
‫همینجا، تو وجود تو

19:35.509 --> 19:38.594
‫بخوای نخوای،
‫هیچوقت منو از دست نمیدی

19:38.595 --> 19:40.012
‫تا وقتی که زنده‌ای

19:40.013 --> 19:41.972
‫خدایا، از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم

19:44.184 --> 19:47.061
‫عزیزم، ما زیاد زمان نداریم

19:47.062 --> 19:50.523
‫ولی یکم زمان رو داریم

19:50.524 --> 19:54.110
‫پس بیا ازش نهایت استفاده رو ببریم

19:54.111 --> 19:56.571
‫هر چقدرم زمان داشته باشیم برام غنیمته

20:00.367 --> 20:03.412
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫خیلی شبیه ایوا گاردنر هستی؟

20:04.579 --> 20:07.623
‫تو، هروقت می‌خوای تو دل من جا باز کنی

20:12.754 --> 20:15.631
‫خب، میشه دکتر معاینه‌ش کنه؟

20:15.632 --> 20:16.883
‫البته

20:19.469 --> 20:20.971
‫یکم استراحت کن، باشه؟

20:36.069 --> 20:37.237
‫راستش...

20:38.238 --> 20:40.906
‫تو مخیله‌ام هم نمی‌گنجه
‫که چقدر این قضیه افتضاحه

20:40.907 --> 20:43.245
‫اینجوریه که میریم پایین شام بخوریم

20:43.257 --> 20:45.745
‫یهو می‌بینیم نورمن بیتس

20:45.746 --> 20:48.164
‫داره سر آقای کلین داد می‌زنه

20:48.165 --> 20:50.709
‫واقعا... حتی تو فیلم‌ها هم اینجوری نیست

20:54.546 --> 20:56.964
‫- عزیزم
‫- هوم؟

20:56.965 --> 20:58.258
‫عزیزم؟

21:01.511 --> 21:03.847
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫چرا اونجایی؟

21:05.182 --> 21:06.266
‫دارم کتاب می‌خونم

21:23.450 --> 21:24.701
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی

21:26.453 --> 21:27.495
‫چی؟

21:27.496 --> 21:31.582
‫من تو رو پس می‌زدم،
‫حالا نوبت توئه که منو پس بزنی

21:32.583 --> 21:34.418
‫اوکیه

21:34.419 --> 21:36.046
‫ولی میشه...

21:37.547 --> 21:40.550
‫میشه بی‌خیال شیم
‫و برگردیم به حالت عادی لطفا؟

21:42.344 --> 21:44.137
‫قصدم اصلا این نیست عزیزم

21:53.063 --> 21:56.023
‫«قصدم این نیست» و زهرمار

22:11.790 --> 22:13.834
‫- سلام
‫- سلام

22:15.711 --> 22:17.253
‫اینجا چه کار می‌کنی؟

22:17.254 --> 22:19.756
‫راستش، منتظر تو بودم

22:20.799 --> 22:22.216
‫منتظر من؟

22:22.217 --> 22:24.308
‫آره، می‌خواستم ببینم حالت چطوره

22:24.320 --> 22:26.303
‫و... حال مادرت رو بپرسم

22:26.304 --> 22:29.473
‫اما خیلی مراقبم که خلوتت رو بهم نزنم

22:29.474 --> 22:31.313
‫و می‌دونستم بالاخره...

22:31.325 --> 22:33.394
‫میای بیرون یه هوایی بخوری

22:33.395 --> 22:36.480
‫آتیش خیلی خوبی درست کردی

22:36.481 --> 22:39.483
‫باید پنج دقیقه پیش می‌دیدیش

22:39.484 --> 22:42.696
‫خیلی آتیش مردونه‌ای بود

22:48.618 --> 22:52.121
‫خب، تونستی وقت خوبی رو...

22:52.122 --> 22:53.999
‫با باباجونت بگذرونی؟

22:55.625 --> 22:57.711
‫می‌دونی، حالا که بهش فکر می‌کنم

23:00.464 --> 23:02.032
‫باید اون زن فوق‌العاده‌ای رو انتخاب می‌کردم

23:02.044 --> 23:03.799
‫که می‌خواست با من وقت بگذرونه

23:03.800 --> 23:06.428
‫نه اون مرد مزخرف...

23:07.512 --> 23:09.848
‫که نمی‌خواست

23:12.017 --> 23:14.394
‫واقعاً فکر می‌کنی آدم خیلی مزخرفیه؟

23:17.481 --> 23:18.815
‫راستش، آره

23:22.277 --> 23:24.362
‫می‌دونی، من بیشتر عمرم رو...

23:25.447 --> 23:29.451
‫دنبال ذره‌های عشق و توجهِ اون گشتم

23:32.621 --> 23:36.374
‫و فکر کردم اومدن به اینجا
‫یه جوری درستش می‌کنه

23:38.126 --> 23:39.252
‫ولی نکرده

23:44.674 --> 23:46.635
‫می‌دونی دلیل واقعی اومدنش چیه؟

23:47.636 --> 23:52.140
‫بخوام همینجوری حدس بزنم
‫میگم اومده اینجا رو خصمانه تصاحب کنه

23:55.852 --> 23:58.122
‫یعنی، یه ذره هم شرافت

23:58.134 --> 24:00.065
‫تو وجود اون آدم نمونده، نه؟

24:04.152 --> 24:05.153
‫خب...

24:06.154 --> 24:11.033
‫نظرت درباره یه مادرِ از نظر عاطفی آزارگر

24:11.034 --> 24:14.788
‫که سرگرمیش پنهان کردن بیماری لاعلاجشه چیه؟

24:17.499 --> 24:19.793
‫خدای من، ایموجن، خیلی متاسفم

24:28.760 --> 24:31.304
‫ما هم قراره با بچه‌هامون اینقدر مزخرف رفتار کنیم؟

24:33.473 --> 24:36.100
‫البته بچه‌های فرضی‌مون.
‫اگه اصلاً بچه‌دار بشیم

24:36.101 --> 24:39.270
‫- چه جداگونه چه با هم
‫- باشه

24:39.271 --> 24:41.022
‫ممنون که موضوع رو روشن کردی

24:47.112 --> 24:49.864
‫البته باید قبول کنی که...

24:49.865 --> 24:51.867
‫خیلی ناز می‌شدن، مگه نه؟

24:54.993 --> 24:56.246
‫بسه

25:17.476 --> 25:19.061
‫ای خدا

25:21.396 --> 25:23.565
‫- خوابت نمی‌بره؟
‫- یا خدا!

25:24.649 --> 25:27.568
‫فکر کردم گذاشتمت سرجات

25:27.569 --> 25:29.487
‫اون تو رو دوست ندارم

25:29.488 --> 25:31.238
‫مثل تابوته

25:31.239 --> 25:34.909
‫آره، خب، تو یه شیء بی‌جونی

25:34.910 --> 25:36.244
‫باهاش کنار بیا

25:37.496 --> 25:39.414
‫داری به حرفی که اگنس بهت زد فکر می‌کنی

25:41.500 --> 25:42.709
‫شاید

25:44.419 --> 25:46.004
‫به تو چه مربوطه؟

25:47.297 --> 25:49.965
‫داری به این فکر می‌کنی که آیا واقعا واقعا
‫خوب میشی یا نه

25:49.966 --> 25:52.718
‫اومدی حالم رو بهتر کنی، جسی خرسه؟

25:52.719 --> 25:55.346
‫یا یه اهریمن کوچولوی نفرت‌انگیز باشی؟

25:55.347 --> 25:57.431
‫همش به این فکر می‌کنی که
‫آخر چی به سر اون بچه‌ای که

25:57.432 --> 25:59.100
‫جلوش از کوره در رفتی، اومده

25:59.101 --> 26:01.143
‫و هزاران بچه دیگه

26:01.144 --> 26:03.687
‫- که تو رو قدیس می‌دونستن
‫- بسه دیگه!

26:03.688 --> 26:08.442
‫احتمالا براشون سالم‌ترم هست
‫که از من بت نسازن

26:08.443 --> 26:10.903
‫بالاخره که باید می‌فهمیدن که...

26:10.904 --> 26:12.530
‫بابانوئل هم واقعی نیست

26:12.531 --> 26:14.605
‫خب، تو بابانوئل نیستی برایان

26:14.617 --> 26:16.534
‫و هیچوقت هم التیام پیدا نمی‌کنی

26:16.535 --> 26:18.619
‫همیشه اون خشم تو وجودت می‌مونه

26:18.620 --> 26:20.329
‫همیشه دوباره زخمت تازه میشه

26:20.330 --> 26:23.624
‫چون یه لاشیِ رقت‌انگیزِ غمگینِ عصبانی هستی!

26:23.625 --> 26:24.750
‫به خاطر همینه که به من نیاز داری

26:24.751 --> 26:26.669
‫- چون انقدر بگایی...
‫- چرا داری این کارو با من می‌کنی؟

26:26.670 --> 26:28.380
‫نمی...

26:28.922 --> 26:31.632
‫نمی‌فهمم چرا همیشه بهم حمله می‌کنی

26:31.633 --> 26:33.551
‫دیگه... دیگه نمی‌تونم

26:33.552 --> 26:35.094
‫دیگه نمی‌تونم

26:35.095 --> 26:37.221
‫گوش نمیدم. نمی‌خوام بشنوم

26:37.222 --> 26:39.014
‫حالا گمشو برو!

26:39.015 --> 26:40.558
‫گوش نمیدم!

26:40.559 --> 26:42.894
‫لا، لا، لا، لا، لا، لا! بسه!

27:47.084 --> 27:49.001
‫مامان، لطفا بیا پیشم

28:35.674 --> 28:38.092
‫هلنا، بیا پیشم

28:41.471 --> 28:42.973
‫بیا پیشم

28:44.516 --> 28:46.351
‫بیا پیشم

29:04.196 --> 29:05.506
‫ول نمی‌کنی!

29:05.807 --> 29:08.097
‫مامان، منم! مارتین کوچولو!

29:08.290 --> 29:09.791
‫مامان، بهت نیاز دارم، خواهش می‌کنم!

29:09.792 --> 29:11.471
‫چقدر داره خوش می‌گذره!

29:17.011 --> 29:19.501
‫داری سقوط می‌کنی!
‫تو خوب نیستی! خوب نیاز ندارم!

29:19.502 --> 29:20.502
‫تا ابد، خوب!

29:25.140 --> 29:28.559
‫من احساسات دارم!

29:37.903 --> 29:39.446
‫می‌تونم بیام تو؟

30:14.231 --> 30:15.356
‫سلام

30:15.357 --> 30:17.067
‫من رو خواسته بودی؟

30:19.486 --> 30:21.488
‫- حالت خوبه؟
‫- من خوبم

30:22.864 --> 30:24.157
‫بقیه چطورن؟

30:25.575 --> 30:27.201
‫حال ویکتوریا چطوره؟

30:27.202 --> 30:30.997
‫همشون... حالشون خوبه

30:34.334 --> 30:35.419
‫اون چیه؟

30:40.465 --> 30:43.592
‫چای منه. هر روز می‌خورم

30:43.593 --> 30:47.639
‫یه دوز خیلی دقیق و کنترل شده‌ست

30:51.351 --> 30:54.270
‫دریچه‌ای رو باز می‌کنه

30:54.271 --> 30:57.607
‫تا بتونم با کسایی که
‫از دست دادم ارتباط برقرار کنم

30:59.109 --> 31:03.070
‫گذشته و حال رو، خاطره و واقعیت
‫رو به هم وصل می‌کنه

31:03.071 --> 31:05.906
‫گذشته‌ام رو زنده نگه می‌داره.
‫آروم آروم میارتم به زمان حال

31:05.907 --> 31:08.284
‫و کمک می‌کنه کمتر احساس تنهایی کنم

31:08.285 --> 31:12.748
‫خب، بهت کمک کرده شکل جدیدی
‫از درمان رو توسعه بدی

31:13.665 --> 31:16.876
‫فکر کنم نمی‌دونی که این قضیه
‫چقدر می‌تونه بزرگ و مهم باشه

31:16.877 --> 31:19.253
‫می‌تونیم اینجا تو زابروالد شروع کنیم

31:19.254 --> 31:20.964
‫این می‌تونه برنامه آزمایشی‌مون باشه

31:22.049 --> 31:24.633
‫می‌تونم اینجا رو از اون وروجک اتریشی بخرم

31:24.634 --> 31:26.719
‫می‌تونم مالکیت کامل بهت بدم

31:26.720 --> 31:28.804
‫پس اگه به این شراکت اعتقاد داری

31:28.805 --> 31:30.514
‫اگه واقعا بهش اعتقاد داری

31:30.515 --> 31:32.808
‫پس چرا بقیه کارت رو ول نمی‌کنی؟

31:32.809 --> 31:36.062
‫پیمان‌کاری نظامی،
‫امپراتوری رسانه‌ای

31:36.063 --> 31:38.064
‫و همه اون کارایی که می‌کنی

31:38.065 --> 31:40.357
‫می‌تونی مستقیماً روی این کار تمرکز کنی

31:40.358 --> 31:42.109
‫- جدی که نمیگی؟
‫- البته که جدی‌ میگم

31:42.110 --> 31:43.694
‫چرا جدی نگم؟

31:43.695 --> 31:45.488
‫خب، چون چیزایی که الان گفتی

31:45.489 --> 31:47.239
‫هسته اصلی کسب و کارم هستن

31:47.240 --> 31:48.700
‫پول کافی نداری؟

31:50.160 --> 31:51.327
‫خب، اونا پولسازن

31:51.328 --> 31:53.455
‫بخاطر هموناست که من می‌تونم ریسک کنم

31:54.998 --> 31:58.502
‫تا روی چنین برنامه‌های نوع‌دوستانه‌ای
‫سرمایه‌گذاری کنم

31:59.795 --> 32:02.464
‫ببین، اگه نگران وجهه‌ی عمومیش هستی...

32:03.548 --> 32:05.513
‫بخاطر ارتباط با سخت‌افزارهای نظامی

32:05.525 --> 32:08.095
‫و این چیزا...
‫کاری نداره

32:09.471 --> 32:13.307
‫می‌تونم راحت یه شرکت صوری راه بندازم

32:13.308 --> 32:15.226
‫و از طریق اون سرمایه‌گذاری کنم

32:15.227 --> 32:18.438
‫لازم نیست کسی بدونه کی ازت حمایت می‌کنه

32:20.732 --> 32:21.817
‫ماشا؟

32:24.194 --> 32:25.487
‫یالا دیگه، حرف بزن باهام

32:27.197 --> 32:30.534
‫- چیه؟
‫- می‌خوام یه کاری باهام بکنی

32:32.494 --> 32:33.495
‫چه کاری؟

32:35.872 --> 32:37.749
‫می‌خوام تو رو بهش معرفی کنم

32:39.918 --> 32:42.546
‫- به کی، به دخترمون؟
‫- آره

32:43.547 --> 32:46.132
‫می‌خوام ببینیش

32:46.133 --> 32:49.219
‫- چطوری؟
‫- با هم یه دوز مصرف می‌کنیم

32:51.179 --> 32:54.098
‫یه دوز خیلی زیاد و کنترل‌شده

32:54.099 --> 32:57.519
‫منم از دریچه ردت می‌کنم
‫که ملاقاتش کنی

32:58.061 --> 33:00.689
‫با هم می‌بینیمش و باهاش حرف می‌زنیم

33:04.693 --> 33:07.529
‫- چجوری میشه؟
‫- بهم اعتماد داری؟

33:08.739 --> 33:11.450
‫ها؟ داری؟

33:18.707 --> 33:19.958
‫بهت اعتماد دارم

33:21.418 --> 33:22.586
‫عالیه

33:31.386 --> 33:34.513
‫آماده‌ای؟

33:34.514 --> 33:36.975
‫آره. تو چی؟

33:38.935 --> 33:42.314
‫- مضطرب بنظر میای
‫- هیجان‌زده‌ام

33:43.523 --> 33:45.316
‫منم همین‌طور

33:50.072 --> 33:52.324
‫این دوز سنگین‌تر...

33:53.867 --> 33:56.077
‫از اونیه که بهش عادت داری

34:06.380 --> 34:09.090
‫آسون نخواهد بود،
‫شاید دردناک باشه،

34:09.091 --> 34:11.051
‫اما موجب رشدت خواهد شد

34:15.305 --> 34:16.807
‫چشمات رو ببند

34:23.230 --> 34:25.314
‫دم و بازدم کن

34:58.348 --> 35:01.017
‫پس قراره انجامش بدیم؟
‫شاهکار نهاییت؟

35:09.157 --> 35:11.877
‫اون روس روانی این دفعه دیگه رد داده

35:12.378 --> 35:14.248
‫چیکار داریم می‌کنیم؟
‫چی تو سرشه؟

35:14.249 --> 35:18.079
‫کی می‌دونه؟
‫اینجا کلا بگا رفته

35:18.080 --> 35:21.950
‫من سوال نمی‌پرسم.
‫کارت رو بکن

35:25.751 --> 35:27.002
‫چی؟

35:30.047 --> 35:31.839
‫همه لطفاً پایین به من ملحق شید

35:31.840 --> 35:34.925
‫- برای یک جلسه اضطراری
‫- پاشو!

35:34.926 --> 35:36.552
‫دلیلی نداره که هول کنید

35:36.553 --> 35:37.720
‫- پایین به من ملحق شید...
‫- حالت خوبه؟

35:37.721 --> 35:39.597
‫- برای یک جلسه اضطراری
‫- آی!

35:39.598 --> 35:42.349
‫- ساعت چنده؟
‫- آی

35:42.350 --> 35:43.809
‫این چیه؟

35:43.810 --> 35:46.145
‫تکرار می‌کنم

35:46.146 --> 35:48.898
‫پایین به من ملحق شید
‫برای یک جلسه اضطراری

35:51.526 --> 35:52.861
‫یعنی چی؟

36:04.998 --> 36:06.373
‫تکرار می‌کنم

36:06.374 --> 36:09.377
‫پایین به من ملحق شید
‫برای یک جلسه اضطراری

36:09.378 --> 36:11.420
‫چه خبر شده؟

36:21.348 --> 36:22.808
‫چه خبره؟

36:48.959 --> 36:49.960
‫آهای؟

36:51.128 --> 36:53.754
‫- آهای؟
‫- هوا چه خراب شده

36:53.755 --> 36:56.425
‫چند دهه‌ست همچین آب و هوایی ندیدم

36:57.884 --> 36:59.052
‫سلام

37:01.096 --> 37:02.305
‫دلم برات تنگ شده بود

37:14.735 --> 37:16.486
‫داستان چیه؟

37:19.740 --> 37:21.867
‫چرا همه دارن به من نگاه می‌کنن؟

37:23.827 --> 37:25.162
‫شب خوش دیوید

37:26.538 --> 37:31.250
‫از همه شما هم ممنونم
‫که در این ساعت به ما پیوستید

37:35.255 --> 37:39.425
‫جریان چیه؟ محاکمه‌ست؟

37:39.426 --> 37:41.428
‫محاکمه، جلسه رسیدگی

37:42.429 --> 37:44.639
‫جلسه تمرینی

37:45.640 --> 37:47.976
‫تجربه توهم ‌جمعی

37:49.352 --> 37:50.729
‫صدور حکم

37:53.523 --> 37:55.274
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم

37:55.275 --> 37:57.319
‫پس دلیلی برای نگرانی نداری

37:58.570 --> 38:01.156
‫ممنونم که در این جلسه شرکت می‌کنی

38:04.284 --> 38:07.412
‫آسون نخواهد بود
‫و ممکنه دردناک باشه

38:09.623 --> 38:11.415
‫اما موجب رشدت خواهد شد

38:12.416 --> 38:18.416
‫تــرجمه از « حسین رضایی »
‫.::: H o s s e i n T L :::.

38:19.417 --> 38:24.417
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

38:24.418 --> 38:29.418
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
