WEBVTT

00:03.891 --> 00:07.001
‫تو کورو رو از کجا می‌شناسی، جیل-سان؟

00:07.771 --> 00:11.131
‫قدیما کورو شاگرد قبول می‌کرد.

00:11.581 --> 00:14.101
.مادر منم جزئی از اونا بود

00:14.101 --> 00:17.261
ولی تحمل تمرینات رو نداشت
.برای همین روح‌ و روانش بهم ریخت

00:17.651 --> 00:22.521
پدرمم که از خیلی قبل‌تر رفته بود
.تهش من موندم رو دست کورو-سان

00:22.771 --> 00:24.521
‫پس خیلی وقته که همدیگه رو می‌شناسین.

00:24.521 --> 00:28.351
‫آره. اون در واقع جای پدرمه،
.و منم همه‌چیزمو مدیون اونم

00:28.761 --> 00:31.151
.بلایی که سر مادرم اومد رو تقصیر اون نمی‌دونم

00:31.891 --> 00:36.161
،منم خیلی وقت نیست که می‌شناسمش
.ولی می‌تونم بگم آدم دل‌رحمیه

00:36.541 --> 00:40.661
...کورو-سان به آدمای زیادی کمک کرده
.که شامل خودتم میشه

00:41.101 --> 00:41.881
‫درسته.

00:42.681 --> 00:46.061
.تصمیمش با خودته که جبران کنی یا نه

00:46.061 --> 00:51.131
‫ولی امیدوارم زودتر تصمیمت رو بگیری، چون وقت زیادی براش نمونده.

00:52.751 --> 00:53.761
چطور پیش رفت؟

00:54.211 --> 00:56.751
‫تحقیقاتم تموم شد. نتایج رو گزارش میدم.

00:57.091 --> 01:03.681
‫این دستگاه‌ها رو نوچه‌های گرام کلاستر که
.یکی از اعضای خاندان سلطنتی‌ـه، کار گذاشتن

01:04.951 --> 01:08.521
‫هدفشون این بود که برنده‌های مسابقه رو زیر نظر بگیرن و ردیابی کنن،

01:08.521 --> 01:11.881
.که این بار میشه بانو آملیا

01:11.881 --> 01:13.361
‫می‌دونستم.

01:13.361 --> 01:16.481
‫شاید مجبور شم زودتر از چیزی که فکر می‌کردم تصمیم بگیرم.

01:16.991 --> 01:22.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:22.051 --> 01:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:49.901 --> 02:53.501
‫همون دستگاه‌هایی که توی قصر سلطنتی ریتیس دیدی؟

02:53.501 --> 02:56.751
‫آره، اونا فیلم ضبط می‌کنن.

02:57.161 --> 02:59.131
‫توی این دنیا بهش چی می‌گین؟

02:59.131 --> 03:00.381
‫دوربین.

03:00.381 --> 03:01.131
‫چی؟

03:01.131 --> 03:05.041
.‫یه قهرمان که قبلاً احضار شده بود، اینو وارد دنیای ما کرد

03:05.041 --> 03:08.451
‫ما با استفاده از جادو توی این دنیا بازتولیدش کردیم.

03:08.451 --> 03:11.141
‫به همین خاطر، ما هم از همون اسم استفاده می‌کنیم.

03:11.521 --> 03:13.681
‫از این جور چیزا بازم هست.

03:13.681 --> 03:18.541
‫مثلاً سرزمین یاماتو، هم معماری داره، هم غذا و هم مد.

03:18.541 --> 03:21.641
‫شبیه فرهنگ جایی که یه قهرمان قدیمی اومده بود.

03:22.121 --> 03:23.711
.دلم خواست ببینمش

03:24.481 --> 03:25.661
ما ‫برگشتیم.

03:32.181 --> 03:33.421
‫کیوسکه، قهرمان...

03:33.421 --> 03:35.041
‫آملیا، کورو...

03:35.431 --> 03:38.171
‫و جیل-سان، همراهم به اتاق پشتی بیاین.

03:38.781 --> 03:40.511
‫باید در مورد برنامه‌هامون صحبت کنیم.

03:41.981 --> 03:47.181
‫آکیرا، از اونجایی که گفتی ماهم بیایم،
یعنی از این به بعد با ما همراه میشی؟

03:47.181 --> 03:50.311
‫قبل از اون، یه چیزی هست که باید ازتون بپرسم.

03:50.311 --> 03:55.191
شماها می‌دونستین پشت‌پردۀ این جشنواره
داره قاچاق انجام میشه، و بازم ما رو دعوت کردین؟

03:56.771 --> 03:58.321
‫کِی فهمیدی؟

03:58.631 --> 04:00.191
‫من به یورو گفتم یه‌کم تحقیق کنه.

04:01.101 --> 04:03.081
‫ معذرت می‌خوایم که ازتون پنهون کردیم.

04:03.481 --> 04:08.991
‫ولی می‌خواستیم نشونتون بدیم که ما
‫فقط یه مشت سر بار نیستیم.

04:08.991 --> 04:12.331
.البته تهشم معلوم شد مالی نیستیم

04:12.641 --> 04:16.741
‫خودتون فکر کردین و جنگیدن رو انتخاب کردین.

04:16.741 --> 04:18.741
‫به نظر من همین کافیه.

04:19.151 --> 04:20.961
‫پس به ما ملحق میشی؟

04:21.411 --> 04:24.361
‫به هر حال، مقصد نهایی‌مون یکیه.

04:24.361 --> 04:26.841
‫ولی من اولویت‌های خودمو دارم.

04:28.691 --> 04:30.291
‫اول از همه گرام.

04:30.291 --> 04:32.811
.‫باید مطمئن شم که دیگه آملیا رو هدف نمی‌گیره

04:34.851 --> 04:38.921
‫پس مقصد بعدی ما پایتخت، شهر اوروک‌ـه.

04:38.921 --> 04:42.281
‫گرام اونجا گیلد ماجراجوها رو اداره می‌کنه.

04:42.621 --> 04:44.151
.‫البته که تو می‌شناسیش

04:44.751 --> 04:46.271
‫ما کمکت می‌کنیم.

04:46.271 --> 04:48.741
‫نه، خودم از پسش برمیام.

04:49.171 --> 04:52.461
‫اگه کاری که ازت خواستم رو انجام بدی،

04:52.461 --> 04:55.071
‫با کمال میل توی قلمروی شیاطین راهنماییت می‌کنم.

04:55.661 --> 04:59.131
‫داشتن یکی که اونجا رو بلد باشه خیلی کمک می‌کنه.

04:59.841 --> 05:01.161
‫بهش فکر می‌کنم.

05:02.541 --> 05:05.281
...‫در این صورت، گروه قهرمان‌ و من

05:05.281 --> 05:08.201
...‫به مرز قلمروی شیاطین می‌ریم

05:08.201 --> 05:11.511
‫و اونجا منتظرت می‌مونیم. چطوره، آکیرا-کون؟

05:13.101 --> 05:15.771
‫خب، کجا همدیگه رو ببینیم؟

05:16.541 --> 05:18.471
‫اینجا جای خوبی به نظر میاد.

05:18.471 --> 05:19.441
‫نه.

05:23.171 --> 05:24.991
‫آها، درسته.

05:24.991 --> 05:26.781
.من که نمی‌فهمم چی می‌گین

05:27.321 --> 05:29.561
.مادر کورو-سان اونجا زندگی می‌کنه

05:29.561 --> 05:31.641
‫جیل، دهنت رو ببند.

05:31.641 --> 05:33.291
‫اوه، ببخشید.

05:33.931 --> 05:37.871
.‫کورو بهم گفت دیگه داره حسابی پیر میشه

05:37.871 --> 05:39.681
‫چطور ممکنه مادرش هنوز زنده باشه؟

05:39.681 --> 05:42.291
‫خب، داستانش خیلی طولانیه.

05:42.621 --> 05:45.801
‫یه روز پیاده‌روی به سمت غرب از اینجا،

05:45.801 --> 05:49.301
‫یه کلبه هست که گروهمون قبلاً
‫به عنوان یه مخفیگاه امن استفاده می‌کرد.

05:49.581 --> 05:52.431
.پس اونجا رو می‌کنیم قرارگاه‌مون

05:52.771 --> 05:55.681
‫نقشه‌ها ردیف شدن. هر وقت آماده بودین حرکت کنین.

05:57.291 --> 06:00.081
‫خرید وسایل تموم شد؟

06:00.081 --> 06:01.821
.من که تمومم

06:01.821 --> 06:04.381
‫آکیرا هنوز تو کتاب‌فروشی داره می‌گرده.

06:04.381 --> 06:09.821
.با کالسکه پنج روز راهه
.یه چیزی برای سرگرمی لازمه

06:10.491 --> 06:14.081
.دو ساعت اینجا علاف نشدم که باهات گپ بزنم

06:14.701 --> 06:16.831
‫خب، چی می‌خوای بگی؟

06:17.571 --> 06:22.211
‫دو تا چیز. اول اینکه، دیگه به آکیرا استرس وارد نکن.

06:22.481 --> 06:28.221
‫استرس داشتن مشکل خودشه، نه من.

06:30.611 --> 06:31.971
‫موضوع بعدی چیه؟

06:33.111 --> 06:34.851
‫منو به شاگردی قبول کن.

06:34.851 --> 06:36.721
‫فکر کنم قبلاً ردت کردم.

06:37.231 --> 06:39.001
‫من هدف قرار گرفتم.

06:39.001 --> 06:43.981
‫آکیرا نباید بخاطر من آرمان‌هاشو زیر پا بذاره. هیچ‌وقت.

06:43.981 --> 06:48.361
‫و فکر می‌کنی با قوی شدن در حد اون، می‌تونی جلوی این کار رو بگیری؟

06:48.361 --> 06:49.321
‫آره.

06:50.761 --> 06:54.681
‫یه شاهدخت اِلفی که به عنوان ناجی کشورش
‫تو این سن و سال مورد تحسین قرار گرفته...

06:55.671 --> 06:58.121
‫ شرط می‌بندم که کم نمیاری.

06:58.761 --> 06:59.751
‫بهت قول میدم.

07:00.101 --> 07:01.501
‫من هیچ‌وقت کم نمیارم.

07:02.481 --> 07:03.761
.خب پس، می‌بینیمتون

07:03.761 --> 07:04.751
‫آره.

07:05.091 --> 07:06.881
.آه، راستی، آکیرا-کون

07:08.081 --> 07:09.511
‫یه چیزی رو جا گذاشتی.

07:09.941 --> 07:11.011
جا گذاشتم؟

07:11.271 --> 07:14.311
‫قبل از اینکه از قصر سلطنتی ریتیس فرار کنی،

07:14.311 --> 07:18.031
‫رفتی به اتاق فرمانده و چیزایی که برات گذاشته بود رو برداشتی، درسته؟

07:18.031 --> 07:20.201
‫ولی اینو جا گذاشتی.

07:20.631 --> 07:22.451
‫اصلاً متوجه نشدم.

07:22.451 --> 07:24.351
‫خب، این چیه؟

07:24.711 --> 07:27.811
‫نمی‌دونم. ولی فرمانده اینو برات گذاشته بود.

07:27.811 --> 07:29.431
‫مطمئنم به کارت میاد.

07:29.431 --> 07:30.271
‫آکیرا.

07:30.991 --> 07:34.951
آکیرا، تا روزی که دوباره ببینیمت
.تمام تلاش‌مونو می‌کنیم به سطح تو برسیم

07:34.951 --> 07:37.161
.پس لطفاً زنده برگرد

07:37.801 --> 07:38.951
.شما هم همینطور

07:44.931 --> 07:47.291
‫خیلی‌خب، ما هم باید بریم.

07:48.401 --> 07:51.551
.‫آخ، فکر نکنم دیگه مغزم بکشه

07:52.571 --> 07:55.551
‫یه کم استراحت کن. فردا ادامه‌شو انجام میدی.

07:55.551 --> 07:58.881
‫چشم، سنسی...

08:01.281 --> 08:03.811
‫باورم نمیشه اینقدر خسته شده.

08:03.811 --> 08:08.521
‫تا حالا شاگردی نداشتم که تو
‫سه روز اینقدر پیشرفت کنه.

08:09.151 --> 08:12.571
.‫بیخود نیست که انقدر تحسینش می‌کردم

08:13.121 --> 08:14.321
‫تو تحسینش می‌کردی؟

08:14.931 --> 08:18.201
‫من دربارۀ شاهدخت الفی که ورد‌های جدید می‌سازه شنیده بودم،

08:18.201 --> 08:23.151
‫هیولاها رو دور می‌کنه، و مرده‌ها رو زنده می‌کنه.

08:23.151 --> 08:25.581
‫قبل از اینکه دستور سکوت صادر بشه.

08:25.961 --> 08:27.981
.داستانش قهرمان‌گونانه‌ست

08:27.981 --> 08:32.461
‫اسمش تو ذهنم حک شده بود، و سال‌ها بعد،

08:32.461 --> 08:35.901
...‫وقتی ازم خواستن برای بچۀ همسایه اسم انتخاب کنم

08:35.901 --> 08:38.221
.یه بخش از اسم اونو گذاشتم

08:38.221 --> 08:39.221
‫لیا؟

08:39.221 --> 08:43.681
‫درسته. اسمش رو از روی اسم شاهدخت آملیا گذاشتم.

08:44.271 --> 08:48.611
‫اگه واقعاً تحسینش می‌کنی، چرا انقدر باهاش سرد رفتار کردی؟

08:49.151 --> 08:54.441
.خب، تو واقعیت اونقدری که تصور می‌کردم تاثیرگذار نبود

08:55.001 --> 08:58.531
.حق میگی. اون یه قهرمان نیست

08:58.821 --> 09:02.591
‫ولی تواناییش در همگام شدن با تمرینات من خیلی عالیه.

09:02.591 --> 09:05.581
‫قهرمان افسانه‌ای تکنیکی داشت که من دوباره ساختمش.

09:05.881 --> 09:08.131
‫مهارت ویژه: معکوس.

09:08.131 --> 09:13.511
‫ به کاربر اجازه میده هر طلسمی رو که می‌بینه فوری کپی و خنثی کنه.

09:13.931 --> 09:15.671
‫چه مهارت عجیبی.

09:16.101 --> 09:19.301
.سختیِ به دست آوردنش هم به همون اندازه عجیبه

09:19.731 --> 09:23.281
.‫تسلط به زبان باستانی مطلقاً لازمه

09:23.281 --> 09:25.031
‫به طرز دیوانه‌واری پیچیده‌ست،

09:25.031 --> 09:29.191
‫و هر حرفش اونقدر قدرت داره که دیوونه‌ت کنه.

09:29.471 --> 09:32.361
‫اگه خیلی توش غرق شی، عقلت رو از دست میدی.

09:33.091 --> 09:38.411
‫شاهدخت آملیا با ساختن یک مهارت جدید
،به اسم درک مطلب، جلوشو گرفته

09:38.411 --> 09:41.091
‫ کاری که فقط از اون برمیاد.

09:41.091 --> 09:43.871
.موندم خودت چطوری یاد گرفتیش

09:44.161 --> 09:50.451
‫من زمان کافی داشتم. حیوان‌نماها تقریباً دو برابر آدما عمر می‌کنن،

09:50.451 --> 09:54.691
ولی چون مامانم وقتی منو باردار بود
،یه معجون عجیب‌وغریب خورد

09:54.691 --> 09:57.551
‫من دو برابر حالت عادی عمر کردم.

09:58.061 --> 09:59.911
،زیاد متوجه نمیشم

09:59.911 --> 10:02.761
.‫اما به گمونم مدیون طول عمر زیادتی

10:02.761 --> 10:05.521
‫آره، اگرچه هیچ فایده‌ای نداشته.

10:05.521 --> 10:08.641
‫به خودم می‌گفتم تا وقتی انتقام خواهرم رو نگیرم نمی‌تونم بمیرم،

10:08.641 --> 10:11.471
‫اما خیلی از من انرژی گرفت.

10:12.481 --> 10:14.151
‫آماده‌ام که دیگه تمومش کنم.

10:15.901 --> 10:20.161
‫نمی‌تونم خودمو جای تو بذارم چون من نهایتاً یه قرن زندگی می‌کنم.

10:20.781 --> 10:22.841
‫ولی می‌بینم که تو هم اوضاع سختی داری.

10:28.081 --> 10:31.681
.فکر کنم باز باید جاسوسی گیلد رو بکنم

10:31.681 --> 10:34.811
‫یا باید دولت محلی رو امتحان کنم؟

10:36.141 --> 10:38.171
لـ ـ لاتیسنیل-ساما؟

10:39.881 --> 10:43.511
عه‌وا؟ گربۀ سیـ... یعنی، یورو-کون، تویی؟

10:44.031 --> 10:47.771
مگه نگفتین تنهایی به یه سفر می‌رین؟

10:47.771 --> 10:52.281
‫درسته. ولی هنوز نمی‌دونم کجا دارم میرم.

10:52.281 --> 10:54.291
‫چرا تنهایی؟

10:54.291 --> 10:55.901
‫رفیقم و شاهدخت کجان؟

10:56.201 --> 11:02.661
.خب، آم... من دارم به دستور اربابم یه شناسایی مستقل انجام میدم

11:02.661 --> 11:05.801
‫هی، باحال به نظر میاد! بذار کمکت کنم!

11:05.801 --> 11:06.911
‫ها؟ صبر کنین!

11:06.911 --> 11:07.781
‫اوم...

11:07.781 --> 11:10.791
‫بزن بریم! هر چی بیشتر، بهتر!

11:12.311 --> 11:13.681
.الان می‌تونین ببینینش

11:17.931 --> 11:19.401
‫وای!

11:19.401 --> 11:21.651
‫پس اینجا شهر اوروک‌ـه.

11:28.761 --> 11:31.341
‫من میرم اقامتگاه رو ردیف کنم.

11:31.341 --> 11:33.521
.‫شما دوتا هم تو این فاصله برین مناظر دیدنی رو ببینین

11:33.811 --> 11:36.361
‫ولی من هیچی دربارۀ اینجا نمی‌دونم.

11:36.361 --> 11:40.681
‫به لیا خبر دادم. تا یک ساعت دیگه می‌رسه اینجا.

11:40.681 --> 11:41.701
...جای فوارهٔ مرکزی

11:42.041 --> 11:43.941
.دور هم جمع می‌شیم

11:44.431 --> 11:46.871
‫غروب آفتاب اونجا باشین.

11:47.371 --> 11:49.241
.یه نفر رو از مسافرخونه می‌فرستم

11:52.281 --> 11:55.871
‫می‌تونیم از مسیر خوش‌منظره بریم.
.به عنوان یک قرار آروم در شهر قدم بزنیم

11:55.871 --> 11:56.381
‫باشه!

11:59.821 --> 12:01.511
.‫آکیرا، من دلم از اونا می‌خواد

12:01.511 --> 12:04.081
‫باشه. هر چقدر که دلت می‌خواد بخور.

12:04.081 --> 12:07.181
‫باید هر روز بعد از خوندن زبان باستانی جشن بگیری.

12:08.811 --> 12:12.431
.خوشمزه‌ست! من تا حالا جشن نگرفتم

12:12.881 --> 12:13.891
‫جدی میگی؟

12:13.891 --> 12:14.751
‫آره.

12:15.271 --> 12:19.111
هر چی نباشه، سلطنتی‌ها باید برای مردم
.جشن بگیرن، نه برعکسش

12:19.391 --> 12:23.201
گرفتم. مطمئنی می‌خوای اولین تجربه‌ت با من باشه؟

12:23.471 --> 12:25.551
.‫آره، از خدامه

12:25.551 --> 12:28.661
.می‌خوام هر روز برم سر قرار و جشن بگیرم

12:28.661 --> 12:30.051
.باشه پس

12:31.651 --> 12:32.411
‫ولی...

12:32.921 --> 12:34.771
‫آملیا، چی میشه اگه من...

12:34.771 --> 12:36.791
‫نه، بیخیال.

12:39.731 --> 12:40.841
.عیبی نداره

12:41.301 --> 12:44.211
‫من خیلی قوی‌تر میشم.

12:44.211 --> 12:46.551
.‫انقدر قوی که دیگه لازم نباشه کاری انجام بدی

12:48.391 --> 12:49.931
‫زیاد به خودت فشار نیار.

12:51.431 --> 12:53.681
‫اگه بخاطر تو باشه، از پسش برمیام.

12:55.101 --> 12:56.761
.پرخوری کردیا

12:56.761 --> 12:58.371
.‫آره، هشت پرس غذا خوردم

12:58.371 --> 12:59.281
خدایی؟

12:59.281 --> 13:01.861
!آملیا-ساما! آکیرا-ساما

13:02.151 --> 13:03.361
‫خیلی وقته ندیدمتون!

13:03.661 --> 13:05.521
.‫خوشحالم که حالت خوبه

13:05.521 --> 13:06.401
‫آره، آره.

13:06.401 --> 13:09.411
.‫لحظه‌شماری می‌کردم برای روزی که دوباره ببینمتون

13:09.791 --> 13:11.661
.بیاین اطرافو نشون‌تون بدم

13:12.641 --> 13:14.411
‫وای، چه همه قایق.

13:14.911 --> 13:17.181
.‫اوروک شهر آب‌ـه

13:17.181 --> 13:20.671
.اگه سوار قایق نشی، نصف لذتش رو از دست میدی

13:23.001 --> 13:24.761
!‫خیلی خوشمزه‌ست

13:24.761 --> 13:27.221
‫پس مثل ونیزه.

13:27.221 --> 13:28.821
‫البته من تا حالا نرفتم.

13:31.631 --> 13:32.931
‫اونجا یه قلعه‌ست؟

13:32.931 --> 13:35.641
.‫آره. اونجا قصر سلطنتی‌ـه

13:35.641 --> 13:38.461
‫خانواده‌م برای دیدن شما دوتا خیلی مشتاقن.

13:38.461 --> 13:39.401
‫ها؟

13:39.401 --> 13:43.341
‫اعلیحضرت، پدرخوانده‌م، شاه ایگسام لاگون...

13:43.341 --> 13:47.381
.‫یه ناهار ترتیب داده تا از شاهدخت آملیا استقبال کنه

13:48.401 --> 13:51.121
‫راستی، بذار دوباره ازت تشکر کنم.

13:51.121 --> 13:53.571
‫تو واقعاً دفعهٔ پیش جون‌مون رو نجات دادی.

13:53.571 --> 13:56.291
‫قابلی نداشت. خوشحالم که تونستم کمک کنم.

13:57.071 --> 13:59.871
اون مهارت «سپر روح معکوس» چی بود؟

13:59.871 --> 14:01.881
مثل مهارت معکوس کوروـه؟

14:01.881 --> 14:04.821
‫اوه، شبیه‌ان ولی کاملاً متفاوتن!

14:04.821 --> 14:07.591
‫مهارت من فقط یه توسعه از تکنیک‌های سپره.

14:07.591 --> 14:09.971
.‫جادوهای قوی‌تر می‌تونن بشکننش

14:09.971 --> 14:14.141
.معکوس کورو-ساما با دیدن فعال میشه، هیچ‌جوره نمیشه رو دستش زد

14:14.731 --> 14:17.761
...‫ولی، آره، من اونو بر اساس مهارت کورو-ساما ساختم

14:17.761 --> 14:19.151
‫واقعاً؟

14:19.151 --> 14:21.521
‫آملیا داره الان اونو از کورو یاد می‌گیره.

14:21.521 --> 14:23.311
‫چی؟!

14:23.311 --> 14:24.721
‫خیلی سخته.

14:24.721 --> 14:28.211
.برای همین گفتم شاید بتونی یه‌کم راهنماییش کنی

14:28.211 --> 14:32.241
مـ ـ محاله... یعنی کورو-ساما معکوس رو آموزش میده؟

14:32.241 --> 14:33.441
‫مشکلی هست؟

14:33.441 --> 14:34.911
.نـ ـ نه

14:35.231 --> 14:39.391
.راستی، شما هم اونجا خیلی تحسین‌برانگیز بودی، آکیرا-ساما

14:39.391 --> 14:42.921
.تا حالا اصلاً اسم جادوی سایه رو نشنیده بودم

14:43.801 --> 14:48.561
.‫خب... راستش اون دقیقاً من نبودم

14:49.671 --> 14:52.481
.اون کاملاً از کنترل من خارج بود

14:53.281 --> 14:55.861
.نباید اینجوری بی‌احتیاط ازش استفاده کنم

14:59.311 --> 15:01.561
‫به غذا رسیدیم!

15:03.771 --> 15:06.361
...خوشحالم که تشریف آوردین

15:06.361 --> 15:08.941
.آملیا-دونو، اودا-دونو

15:09.451 --> 15:11.361
.مشتاق دیدارتون بودیم، پادشاه ایگسام

15:11.671 --> 15:17.281
.‫ناهار به زودی سرو میشه، پس بیاین زود بحثو تموم کنیم

15:17.281 --> 15:22.931
.‫اول از همه، ممنونم که به دخترخوانده‌م کمک کردی

15:23.581 --> 15:26.671
.اون قضیه همه‌ش تقصیر دزدیده شدن من بود

15:26.671 --> 15:31.591
.‫در ضمن، آکیرا و کورو به لیا کمک کردن، نه من

15:31.591 --> 15:34.971
.‫پس حتماً از کورو هم تشکر می‌کنم

15:35.281 --> 15:37.991
منم که اینجا برگ چغندرم، هان؟

15:37.991 --> 15:41.521
.‫خب، حالا دومین موضوعی که می‌خواستم راجع‌بهش صحبت کنم... اودا-دونو

15:42.201 --> 15:46.651
.تو در قضیهٔ احضار قهرمان به این دنیا اومدی، یه خواهشی ازت دارم

15:46.931 --> 15:48.681
‫قبول می‌کنی؟

15:48.681 --> 15:50.031
.‫بستگی به جزئیاتش داره

15:50.611 --> 15:53.151
!عوضی، جایگاه خودتو بدون

15:53.151 --> 15:56.281
.هی، آروم باش. جزئیات رو بهت میگم

15:56.561 --> 15:58.741
.ازت می‌خوام یکی رو بکشی

15:58.741 --> 16:02.411
.‫در عوض، امنیتت تو این کشور تضمین میشه

16:02.411 --> 16:03.291
.قبول نمی‌کنم

16:04.631 --> 16:06.741
.‫یه پاداش درست و حسابی هم بهت میدم

16:06.741 --> 16:10.051
.‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که از شر اون گرام خبیث خلاص بشی

16:10.551 --> 16:11.921
‫بازم گرام؟

16:11.921 --> 16:13.261
راجع‌بهش می‌دونی؟

16:14.961 --> 16:17.081
.خب پس کارم راحت‌تر شد

16:17.081 --> 16:22.351
‫من مقامش رو از وزیر به رئیس گیلد تنزل دادم
،تا از کارهای عمومی دورش کنم

16:22.351 --> 16:25.021
‫ولی مزدور استخدام کرده و داره تو پادشاهی من آشوب به پا می‌کنه.

16:25.421 --> 16:29.111
‫اگه جلوش گرفته نشه، آبروی سلطنت رو می‌بره.

16:29.111 --> 16:31.281
.‫برای همین ازت کمک می‌خوام

16:31.281 --> 16:33.901
‫این مشکل خودته. به من ربطی نداره.

16:34.441 --> 16:37.121
.‫شنیدم اهل یه سرزمین صلح‌خیز هستی

16:37.121 --> 16:40.291
‫نباید تأمین امنیت خودت اولویت اولت باشه؟

16:40.751 --> 16:43.141
‫من خیلی خوب می‌تونم از خودم محافظت کنم.

16:43.141 --> 16:47.101
‫ضمن اینکه نیازی به محافظت در برابر آدمای ضعیف‌تر از خودم ندارم.

16:47.101 --> 16:48.561
...ببین بچه

16:49.081 --> 16:53.101
!فکر نکن چون بهت میگن قاتل خاموش یا هیولا‌کُش می‌تونی انقدر مغرور بشی

16:53.101 --> 16:55.931
تعریف و تمجید مردم باعث شده انقدر خودتو دست‌بالا بگیری؟

16:56.341 --> 16:58.391
.من این شایعات رو راجع‌به خودم نساختم

16:58.391 --> 16:59.641
‫حرفتو پس بگیر.

16:59.641 --> 17:02.311
!‫چطور جرأت می‌کنی به آکیرا توهین کنی و بگی دروغگوـه؟

17:04.811 --> 17:05.811
.صبر کن، صبر کن

17:06.941 --> 17:11.381
.می‌تونم ثابت کنم که نه دروغ میگم و نه غرور برم داشته

17:11.381 --> 17:12.851
.اینجوری بهتره

17:12.851 --> 17:14.571
.اگه تو میگی، پس باشه

17:16.201 --> 17:18.481
!‫اعلیحضرت، لطفاً یه دوئل باهاش ترتیب بدین

17:18.481 --> 17:20.371
!‫خواهش می‌کنم این کارو نکنین، پدر

17:20.791 --> 17:22.111
.خیلی‌خب

17:22.111 --> 17:26.641
.‫خیلی وقته که مهارت‌های فرماندهٔ شوالیه‌هام رو از نزدیک ندیدم

17:26.641 --> 17:27.871
‫نه...

17:45.071 --> 17:46.391
.بی‌زحمت نگهشون دار

17:48.831 --> 17:52.231
‫می‌خوای دست خالی بجنگی؟ عقلتو از دست دادی؟

17:52.231 --> 17:56.131
.نه والا، به سبک آدم‌کش‌ها از ابزارم استفاده می‌کنم

17:56.991 --> 17:57.991
‫شروع کنید!

18:15.051 --> 18:17.671
‫اون قدرت و سرعت داره.

18:19.431 --> 18:20.931
.ولی چیز جدیدی نیست

18:22.301 --> 18:23.221
!‫حقه‌های مسخره

18:30.151 --> 18:32.201
.خب دیگه بازی بسه

18:54.631 --> 18:57.101
به گمونم برنده مشخص شد، نه؟

19:00.711 --> 19:05.001
.‫حالا فهمیدین؟ دیگه هیچ‌وقت به آکیرا نگین که چیکار کنه

19:05.911 --> 19:09.601
.باشه. ولی از رفتارت خیلی تعجب کردم

19:10.511 --> 19:15.411
!شاهدخت اِلف‌ها با یه آدمیزاد عشق‌بازی کنه؟ چه کار کثیفی

19:15.411 --> 19:17.981
‫می‌دونی که تو خیلی بیشتر از اون عمر می‌کنی.

19:20.641 --> 19:21.931
!پدر

19:26.881 --> 19:29.641
.تا اسکله همراهی‌شون کنین

19:29.641 --> 19:30.371
!چشم

19:30.371 --> 19:31.501
‫پدر!

19:41.191 --> 19:42.971
.یه مدته که تو خودتی

19:44.361 --> 19:46.471
.خیلی خفن بودی آکیرا

19:46.771 --> 19:47.891
‫واقعاً؟

19:47.891 --> 19:51.771
.خوشحالم که فکر نمی‌کنن داری با یه دروغگو می‌پلکی

19:52.441 --> 19:53.461
‫من...

19:53.951 --> 19:56.911
‫خیلی خوشحالم که می‌تونم با تو باشم.

19:56.911 --> 20:00.111
.‫ممنون که دنیا رو بهم نشون میدی

20:00.111 --> 20:01.991
‫من باید ازت تشکر کنم.

20:01.991 --> 20:07.341
.تو بودی که سفر با من رو به موندن پیش خانواده‌ت ترجیح دادی

20:09.371 --> 20:16.581
میگم... چطوری همیشه حرفایی رو می‌زنی که دلم می‌خواد بشنوم؟

20:18.761 --> 20:20.421
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

20:21.501 --> 20:22.621
.نمی‌دونم

20:23.751 --> 20:24.831
.هوی، هوی

20:25.451 --> 20:28.881
.‫اگه تو بمیری، منم خودمو می‌کشم

20:30.171 --> 20:32.531
این حرفای ترسناک چیه که می‌زنی؟

20:36.461 --> 20:39.571
.باز یه هتل گرون‌قیمت دیگه

20:39.571 --> 20:44.451
‫صاحب اینجا خیلی به من بدهکاره. لازم نیست نگران هزینه باشی.

20:44.781 --> 20:47.401
!‫تختش خیلی بزرگ و نرمالوئه

20:47.401 --> 20:49.621
‫آکیرا، تا شام وقت داریم.

20:49.621 --> 20:51.201
.بیا روش غلت بزنیم

20:51.501 --> 20:52.611
.نه، ممنون

20:57.721 --> 21:01.291
.تو منو یاد یکی که قبلاً می‌شناختمش می‌ندازی

21:01.691 --> 21:04.401
.اونم خیلی دنبال دانش بود

21:04.401 --> 21:06.991
.هروقت فرصت گیر میاورد، مطالعه می‌کرد

21:07.681 --> 21:10.351
‫من و اون می‌تونستیم دوستای خوبی بشیم.

21:10.751 --> 21:13.961
.دانشی رو فرا می‌گرفت که شاید هیچ‌وقت به‌دردش نمی‌خوردن

21:13.961 --> 21:17.421
.‫در نهایت، به عنوان یه حکیم معروف شد

21:17.421 --> 21:19.481
.‫اون هم جادو بلد بود و هم شمشیرزنی

21:19.481 --> 21:21.901
.‫هم قلم بهش روی آورده بود هم شمشیر

21:22.691 --> 21:23.991
‫اسمش چی بود؟

21:24.481 --> 21:25.991
.‫ساران میثرای

21:27.171 --> 21:32.541
.‫اون فرماندهٔ شوالیه‌های سرزمین جیل بود تا اینکه اربابش کشتش

21:32.791 --> 21:37.751
.درسته، فکر کنم وقتی احضار شدی اون هنوز زنده بود

21:39.181 --> 21:42.831
‫من خیلی بهش مدیونم. یه روزی انتقامشو می‌گیرم.

21:42.831 --> 21:44.301
.خیلی هم عالی

21:44.811 --> 21:45.801
‫چطور مگه؟

21:46.071 --> 21:48.931
‫کی ساران رو کشت؟

21:49.391 --> 21:53.361
.‫فکر کنم آدم‌کش‌های شخصی شاه، کلاغ‌های شب

21:53.951 --> 21:55.141
.‫این چیزیه که جیل-سان گفت

21:55.691 --> 21:58.901
.شاه اون گروه رو از گرام استخدام کرده بود

22:01.811 --> 22:06.911
.به عبارتی اگه گرام نبود، ساران الان زنده بود

22:07.991 --> 22:10.071
قسمت 9
آدم‌کش مناظر را می‌بیند

22:10.071 --> 22:14.021
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

22:14.051 --> 22:19.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:19.051 --> 22:27.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:49.051 --> 23:50.051
قسمت 10
آدم‌کش به رودخانه خیره می‌شود
