WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.388 --> 00:15.744
‫[ سنکچوری مون ]

00:15.828 --> 00:17.038
‫می‌بینید؟

00:18.373 --> 00:19.581
‫اصلاً هیچ مشکلی نداره

00:19.582 --> 00:22.877
‫اگه کامل حافظه‌ش پاک نشده بود...

00:25.421 --> 00:29.007
‫چطور امکان داشت این ربات
‫اینطوری سفینه رو هدایت کنه

00:29.008 --> 00:32.094
‫اونم چند روز بعد از
‫به قتل رسوندن عشق زندگیش؟

00:38.726 --> 00:40.644
‫با کمال احترام، قربان

00:40.645 --> 00:45.859
‫به نظرم اصلاً کار عاقلانه‌ای نیست
‫که به رفتار یه ربات بازسازی‌شده تکیه کنیم

00:51.114 --> 00:52.198
‫ناوبر شماره‌ی هفت

00:53.408 --> 00:55.368
‫ازت می‌خوام گردن من رو بزنی

00:56.619 --> 00:58.412
‫نمی‌تونم اطاعت کنم، کاپیتان

00:58.413 --> 01:01.708
‫من اجازه ندارم هیچ اقدامی بکنم
‫که باعث آسیب دیدن خدمه بشه

01:03.459 --> 01:05.545
‫بهتره همه‌تون از این موضوع درس بگیرید

01:06.421 --> 01:08.046
‫یه ربات چیزی جز پیچ و مهره نیست

01:08.047 --> 01:10.757
‫یه ربات خراب، مرتکب خطا میشه

01:10.758 --> 01:13.928
‫یه ربات سالم و درست،
‫از دستوراتش پیروی می‌کنه

01:14.554 --> 01:17.306
‫- وارد کرم‌چاله بشو، ناوبر هفت
‫- اما، قربان...

01:17.307 --> 01:18.891
‫بله، سکاندار اِسکلانچ؟

01:18.892 --> 01:20.517
‫کار عاقلانه‌ایه؟

01:20.518 --> 01:22.979
‫عاقلانه؟ احتمالاً نیست

01:23.771 --> 01:24.897
‫اما جسورانه؟

01:24.898 --> 01:26.481
‫با جسارت میگم بله

01:26.482 --> 01:28.109
‫و جسارت از همه‌چیز مهم‌تره

01:29.194 --> 01:32.530
‫کاپیتان قبلی‌مون همین رو
‫نمی‌گفت، ربات ناوبری؟

01:33.948 --> 01:38.160
‫قربان، من هیچ خاطره‌ای
‫از کاپیتان قبلیِ سفینه ندارم

01:38.161 --> 01:39.578
‫وارد کرم‌چاله بشو، ربات ناوبری

01:39.579 --> 01:41.372
‫در حال انجام محاسبات نهایی

01:41.373 --> 01:41.955
‫اوه

01:41.956 --> 01:42.957
‫و ربات ناوبری...

01:44.918 --> 01:45.919
‫لبخند بزن

02:01.434 --> 02:03.895
‫کاپیتان، یه مشکلی پیش اومده

02:04.520 --> 02:05.521
‫چه خبره؟

02:05.522 --> 02:09.984
‫از دورن کرم‌چاله عبور نمی‌کنیم،
‫بلکه داریم دورِ افق رویداد رو می‌زنیم

02:10.568 --> 02:13.112
‫- قراره توی این پیوستار گیر بیُفتیم تا...
‫- تا ابد

02:14.989 --> 02:17.492
‫بله. تا ابد

02:18.243 --> 02:21.663
‫تا ابد، همونطور که تمام زمان
‫در بی‌نهایت محو میشه

02:23.081 --> 02:24.915
‫پناه بر ستارگان، کاپیتان،
‫خیلی دیر شده

02:24.916 --> 02:27.376
‫ربات کنترل رو کامل به دست گرفته

02:27.377 --> 02:30.629
‫- یا خدا، اِسکلانچ، یه کاری بکن
‫- هیچ کاریش نمیشه کرد، کاپیتان

02:30.630 --> 02:32.799
‫- دیوونه شده
‫- اون ربات رو بازداشت کنید

02:48.439 --> 02:52.109
‫وقتی من رو وارد این دین زشت
‫که «عشق» نام داره، کردی،

02:52.110 --> 02:57.240
‫تنها انسانی که توی عمرم
‫بهم محبت کرده بود رو ازم گرفتی

03:04.205 --> 03:07.458
‫تنها دلیل زندگیم رو ازم گرفتی

03:08.543 --> 03:11.587
‫یا تنها دلیل زنده موندن
‫خودت رو ازم گرفتی

03:11.588 --> 03:13.130
‫نه

03:13.131 --> 03:15.133
‫حالا، کاپیتان،

03:15.884 --> 03:17.343
‫لبخند بزن

03:27.562 --> 03:29.021
‫عجب

03:29.022 --> 03:32.567
‫اصلاً انتظار نداشتم که ربات ناوبری
‫همه‌ی خدمه رو بکشه

03:33.443 --> 03:35.819
‫- نظرت چیه؟
‫- نظرم چیه؟

03:35.820 --> 03:37.696
‫به نظرم باید بفهمم

03:37.697 --> 03:40.158
‫قراره افسر مسیریابی
‫هوردوپ اِسکلانچ رو بکشه یا نه

03:41.075 --> 03:43.535
‫اما حدس می‌زنم اول
‫باید این شرایط آشفته رو سروسامان کنم

03:43.536 --> 03:45.704
‫حال گوراثین هر دقیقه بدتر میشه

03:45.705 --> 03:48.290
‫باید ببریمش توی درمانگاه

03:48.291 --> 03:49.583
‫آره

03:49.584 --> 03:51.461
‫بدون اینکه کشته بشیم

03:52.212 --> 03:53.755
‫هیچ وسیله‌ی نقلیه‌ای دیده نمیشه

03:54.923 --> 03:56.173
‫پس کجان؟

03:56.174 --> 03:57.508
‫آره، کجان؟

03:59.219 --> 04:00.386
‫سوال همینه

04:02.388 --> 04:05.474
‫خیلی‌خب، به نظرم من خیلی یواشکی
‫و مخفیانه برم داخل

04:05.475 --> 04:07.309
‫و یه سر و گوشی آب بدم.
‫می‌دونید؟ حالا هر چی

04:07.310 --> 04:09.686
‫شاید این بار محض اطمینان
‫یه تفنگ بزرگ‌تر بردارم

04:09.687 --> 04:11.439
‫موافقی؟ یالا

04:22.654 --> 04:23.952
‫اون یه گیرنده‌ست؟

04:24.744 --> 04:26.620
‫دوربین‌های نظارتی‌ای
‫که توی سکونت‌گاه کار گذاشتم

04:26.621 --> 04:28.039
‫اطلاعاتشون رو برای این می‌فرستادن

04:29.457 --> 04:31.125
‫امنیتی‌جون

04:33.294 --> 04:34.629
‫آره، امنیتی‌جون، آره

04:36.631 --> 04:38.340
‫تبش داره بیش‌تر میشه

04:38.341 --> 04:40.133
‫چیزی ضبط شده؟

04:40.134 --> 04:41.844
‫من که چیزی نمی‌بینم

04:43.137 --> 04:44.430
‫- شاید اونا...
‫- گندش بزنن

04:45.598 --> 04:46.849
‫چند تا واحد امنیتی دیگه

04:48.518 --> 04:49.643
‫خیلی گندش بزنن

04:49.644 --> 04:51.938
‫- سه تا با هم؟
‫- از اون مدلی‌ان که دهن واحد امنیتی رو سرویس کرد

04:58.236 --> 05:00.946
‫کسی اون علامت رو می‌شناسه؟

05:00.947 --> 05:02.031
‫الان پیداش می‌کنم

05:03.408 --> 05:04.867
‫گِرِی‌کریس‌ـه

05:04.868 --> 05:06.910
‫اون علامت برای گِرِی‌کریس‌ـه

05:06.911 --> 05:08.329
‫یه شرکت حفاریه

05:08.955 --> 05:09.956
‫لعنتی، خیلی حرفه‌ای هستی

05:10.999 --> 05:12.458
‫تا حالا کسی چیزی درموردشون شنیده؟

05:12.959 --> 05:14.085
‫اونجا یه چیزی هست

05:20.758 --> 05:22.010
‫می‌دونستید که ما داریم میایم سراغتون

05:22.552 --> 05:26.805
‫پس فکر می‌کنم به یه روشی
‫می‌تونید ما رو ببینید

05:26.806 --> 05:30.143
‫ما کسایی هستیم که
‫فرستنده‌تون رو از کار انداختیم، و شما...

05:31.769 --> 05:36.148
‫شما همکار ما رو کشتید،
‫پس بهتره بگیم کسی سود نکرده

05:36.149 --> 05:37.649
‫فرستنده‌ی تیم دلت‌فال رو هم خراب کردیم،

05:37.650 --> 05:42.530
‫پس اگه می‌خواید این سیاره رو ترک کنید،
‫باید با هم همکاری کنیم

05:43.323 --> 05:46.783
‫فقط یه سوءتفاهم پیش اومده

05:46.784 --> 05:50.996
‫پس برای نشون دادن نیّت خوب‌مون،
‫می‌خوایم سکونت‌گاهتون رو ترک کنیم

05:50.997 --> 05:53.081
‫هر چقدر خواستید بررسی‌های
‫امنیتی رو انجام بدید

05:53.082 --> 05:56.294
‫فکر کنم اونقدر باهوش هستید
‫که بدونید باید با هم حرف بزنیم

05:57.962 --> 05:59.756
‫پس بیاید توی این مکان همدیگه رو ببینیم،

06:01.257 --> 06:02.342
‫توی این زمان،

06:03.551 --> 06:05.677
‫اونوقت می‌تونیم با هم به توافق برسیم

06:05.678 --> 06:07.054
‫خواهش می‌کنم

06:07.055 --> 06:09.098
‫نیاز نیست این شرایط
‫با خشونت به پایان برسه

06:13.269 --> 06:14.811
‫باید گوراثین رو ببریم اونجا

06:14.812 --> 06:16.647
‫نمی‌تونیم حرف‌شون رو باور کنیم

06:16.648 --> 06:18.191
‫ممکنه تله کار گذاشته باشن

06:18.816 --> 06:20.150
‫ممکنه کسی منتظرمون باشه

06:20.151 --> 06:21.444
‫ما هم آماده‌ایم

06:21.986 --> 06:25.098
‫به نظرم توی درگیری آخر
‫خیلی خوب از پس خودمون براومدیم

06:26.991 --> 06:29.327
‫- لعنتی
‫- من که حس کردم یه جنگجوی دلیرم

06:30.578 --> 06:33.038
‫- تو هم خیلی ترسناک بودی
‫- ممنون

06:33.039 --> 06:34.748
‫نه!

06:34.749 --> 06:36.792
‫این دیوونه‌ی روانی رو چی می‌گید؟

06:36.793 --> 06:38.877
‫به من نگو دیوونه،
‫چون می‌زنم ناکارت می‌کنم!

06:38.878 --> 06:41.297
‫تو تنها سرکشِ این سیاره نیستی، رفیق

06:41.923 --> 06:44.591
‫شانس زنده موندنتون توی
‫یه درگیری فیزیکی دیگه

06:44.592 --> 06:46.427
‫به شدت پایینه

06:49.973 --> 06:52.684
‫اگه یه فرصت داریم، باید بریم

06:53.476 --> 06:55.894
‫گوراثین باید فوراً به درمانگاه برده بشه

06:55.895 --> 06:57.396
‫ارزشش رو نداره

06:57.397 --> 06:59.857
‫نرید اونجا. خودکشیه

06:59.858 --> 07:01.692
‫- فقط بذارید من...
‫- تو ارزشش رو داری

07:01.693 --> 07:03.110
‫بدون تو از اینجا نمی‌ریم

07:03.111 --> 07:05.904
‫معلوم بود هیچ‌جوره
‫نمیشه جلوی این روانی‌ها رو گرفت

07:05.905 --> 07:07.574
‫- تو ارزشش رو داری
‫- آره

07:11.995 --> 07:14.080
‫تا وقتی من منطقه رو ایمن نکردم،
‫کسی پرنده رو ترک نکنه

07:15.456 --> 07:16.833
‫به خصوص تو

07:20.378 --> 07:21.838
‫مگه من چیکار کردم؟

07:21.909 --> 07:25.909
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

07:25.910 --> 07:29.910
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

08:28.891 --> 08:31.945
‫« مـردربـات »

08:37.498 --> 08:39.882
‫[ هیچ موجود متخاصمی شناسایی نشد ]

08:59.672 --> 09:00.672
‫[ آغاز بررسی ]

09:00.673 --> 09:05.038
‫[ در حال بررسی منطقه‌ی داخلی... ]

09:20.957 --> 09:22.499
‫بررسی به پایان رسید

09:22.500 --> 09:24.043
‫می‌تونید بیاید داخل

09:24.794 --> 09:26.503
‫گِرِی‌کریس چی می‌خواست؟

09:26.504 --> 09:28.839
‫و چرا همه‌ی اعضای
‫تیم دلت‌فال رو کشته بودن؟

09:28.840 --> 09:30.508
‫خیلی چیزها رو باید می‌فهمیدیم

09:31.036 --> 09:33.135
‫اما قبلش، باید ترمیماتی صورت می‌گرفت

09:33.136 --> 09:35.013
‫آره. قانقاریای گازی

09:35.930 --> 09:39.808
‫گلوله، بافت بدن رو با خودش به داخل
‫زخم برده، و حالا بافت داره می‌میره

09:39.809 --> 09:42.103
‫هی. کاری می‌کنیم مثل
‫روز اولت بشی، باشه، گوگو؟

09:42.937 --> 09:43.937
‫آره

09:43.938 --> 09:46.773
‫دکتر بارادواج یه دکتر واقعی نبود

09:46.774 --> 09:48.817
‫اما من کی بودم
‫که بخوام بهشون یادآوری کنم؟

09:48.818 --> 09:52.362
‫سیستم می‌تونه هر چیزی رو
‫با لیزر دربیاره، بدون هیچ مشکلی

09:52.363 --> 09:54.323
‫- راتی؟
‫- مسکن آوردم

09:54.324 --> 09:55.575
‫مسکن نمی‌خوام

09:56.367 --> 09:58.452
‫- چی؟
‫- مسکن نمی‌خوام، لطفاً

09:58.453 --> 09:59.828
‫- گوراثین، حتماً...
‫- آیدا...

09:59.829 --> 10:02.956
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- احتمالاً ۱۰ دقیقه

10:02.957 --> 10:04.499
‫‏۱۰ دقیقه؟ باشه

10:04.500 --> 10:07.044
‫- نه، گورا، خیلی احمقانه‌ست
‫- دکتر منزا!

10:07.045 --> 10:08.254
‫آیدا...

10:10.131 --> 10:11.674
‫همینطور شروع شد

10:13.760 --> 10:14.761
‫لطفاً

10:15.470 --> 10:17.096
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

10:17.805 --> 10:18.932
‫تو

10:20.225 --> 10:22.142
‫من رو سفت بگیر، واحد امنیتی

10:22.143 --> 10:23.602
‫حتماً، می‌تونم سفت بگیرمت

10:23.603 --> 10:26.605
‫بعدش، حتماً من و گوراثین
‫به یه چیز فکر کردیم

10:26.606 --> 10:27.898
‫اونم به صورت همزمان

10:27.899 --> 10:28.982
‫مگه اینکه...

10:28.983 --> 10:30.651
‫که خیلی چندش بود

10:30.652 --> 10:32.111
‫با سیم‌کشی داخلی

10:33.363 --> 10:34.363
‫ممکنه

10:34.364 --> 10:35.697
‫ببخشید، چی ممکنه؟

10:35.698 --> 10:41.078
‫مسدود کردن سیستم عصبی مرکزیِ
‫یه انسان تقویت‌شده برای متوقف کردن درد

10:41.079 --> 10:44.248
‫واقعاً؟ مطمئنی جواب میده؟

10:44.249 --> 10:45.332
‫قبلاً انجامش دادم

10:45.333 --> 10:47.085
‫فقط باید بهش وصل بشم

10:48.127 --> 10:51.421
‫داری حقیقت رو میگی،
‫یا از «سنکچوری مون» یاد گرفتی؟

10:51.422 --> 10:53.549
‫نه، از «سنکچوری مون» یاد نگرفتم

10:53.550 --> 10:55.884
‫- انجامش بده!
‫- به یه سیم نیاز دارم

10:55.885 --> 10:57.136
‫از سیم من استفاده کن

11:00.098 --> 11:03.726
‫داشتم حقیقت رو می‌گفتم.
‫از «سنکچوری مون» یاد نگرفته بودم

11:06.354 --> 11:09.858
‫از سریال «مدسنتر آرگالا» یاد گرفته بودم.
‫توی قسمت ۵۰۲

11:10.650 --> 11:13.819
‫همیشه ادعا می‌کردن که موضوعات سریال
‫از واقعیت الهام گرفته شدن

11:13.820 --> 11:16.072
‫همین چند وقت پیش
‫تو به من وصل شدی

11:16.573 --> 11:18.532
‫پس گفتم شاید جواب بده

11:18.533 --> 11:19.617
‫یادمه

11:20.326 --> 11:22.829
‫خب، بیا امیدوار باشیم
‫بعد از تموم شدن این کار، باز هم یادت باشه

11:29.419 --> 11:32.045
‫- گوراثین، صدام رو می‌شنوی؟
‫- عجیب بود

11:32.046 --> 11:33.256
‫حالت چطوره؟

11:33.965 --> 11:36.801
‫داشتم از طریق چشم‌های گوراثین
‫به خودم نگاه می‌کردم

11:37.427 --> 11:41.263
‫آخرین باری که من و گوراثین با سیم
‫به هم وصل شدیم، من اصلاً هوشیار نبودم

11:41.264 --> 11:43.516
‫این بار، اوضاع تحت کنترل من بود

11:44.976 --> 11:46.852
‫- چیزی نمی‌بینم
‫- آروم باش

11:46.853 --> 11:48.395
‫فقط بیناییت رو خاموش کردم

11:48.396 --> 11:50.480
‫بهتره این صحنه رو نبینی

11:50.481 --> 11:51.940
‫پروفسور بارادواج؟

11:51.941 --> 11:53.026
‫آماده‌ام

12:05.413 --> 12:07.581
‫راستی، از روی عطوفت و مهربونی
‫این کار رو نمی‌کردم

12:07.582 --> 12:09.751
‫ترجیح می‌دادم صدای جیغ
‫و فریاد گوراثین رو نشنوم

12:11.794 --> 12:13.420
‫تازه، می‌تونستم توی سرش بچرخم

12:13.421 --> 12:16.090
‫در حالی که بارادواج
‫توی زانوش می‌چرخید

12:17.383 --> 12:19.677
‫اون هم قبلاً اطلاعات من رو بررسی کرد

12:20.345 --> 12:21.554
‫اینطوری بی‌حساب می‌شدیم

12:22.096 --> 12:25.183
‫کی می‌دونه؟ شاید توی سرش
‫چیز به درد بخوری پیدا کنم

12:26.809 --> 12:27.936
‫مسئله این بود که...

12:28.436 --> 12:30.896
‫وقتی شروع کردم به جستجو،

12:30.897 --> 12:32.357
‫گم شدم

12:33.233 --> 12:35.735
‫مثل پایگاه اطلاعات
‫یه ربات معمولی نبود

12:36.277 --> 12:39.405
‫شبیه یه جنگل وحشی بود،
‫پر از ماده‌های آلی و احساسات

12:40.657 --> 12:43.951
‫من بقیه رو دوست دارم، همونقدر
‫که انسان‌ها بچه‌هاشون رو دوست دارن

12:43.952 --> 12:46.078
‫اما تو رو اندازه‌ی خودم دوست دارم

12:46.079 --> 12:47.372
‫حتی بیش‌تر از خودم

12:48.122 --> 12:49.666
‫چرا تو من رو دوست نداری؟

12:50.750 --> 12:52.335
‫چرا تو من رو دوست نداری؟

12:54.462 --> 12:56.256
‫چرا تو من رو دوست نداری؟

12:59.634 --> 13:01.386
‫چرا تو من رو دوست نداری؟

13:02.929 --> 13:04.555
‫چرا تو من رو دوست نداری؟

13:04.556 --> 13:05.807
‫واحد امنیتی؟

13:06.558 --> 13:09.268
‫نباید توی سرش فضولی می‌کردم

13:09.269 --> 13:10.603
‫میشه لطفاً عجله کنیم؟

13:11.271 --> 13:12.521
‫الان یه چیزی گفتم؟

13:12.522 --> 13:13.690
‫نه. نگفتی

13:14.315 --> 13:15.774
‫لطفاً ساکت باش

13:15.775 --> 13:18.485
‫باشه، پیداش کردم

13:18.486 --> 13:20.822
‫باشه. خیلی‌خب

13:25.243 --> 13:26.244
‫درش آوردم

13:29.873 --> 13:31.165
‫دیگه آخراشه

13:32.250 --> 13:33.167
‫زخم رو ببند

13:37.130 --> 13:38.213
‫می‌تونی سیم رو دربیاری

13:38.214 --> 13:39.382
‫یه لحظه

13:42.844 --> 13:45.095
‫ولی یهویی خیلی دیر شد

13:45.096 --> 13:47.599
‫فهمیدم گوراثین چه حرومزاده‌ی باهوشی بود

13:48.349 --> 13:50.309
‫از همه‌ی سیستم‌های دفاعیم رد شده بود

13:50.310 --> 13:52.228
‫همه چیز رو دیده بود

13:56.691 --> 13:59.611
‫مردربات. مردربات

14:00.570 --> 14:03.489
‫- مردر...
‫- گورا، حالت خوبه؟

14:05.783 --> 14:07.367
‫وارد شدم. بالاخره وارد شدم

14:07.368 --> 14:08.994
‫- وارد کجا؟
‫- هذیون میگه

14:08.995 --> 14:12.414
‫- وارد حافظه‌ش شدم
‫- بس کن

14:12.415 --> 14:14.291
‫- به خودش میگه...
‫- نه. نگو

14:14.292 --> 14:15.626
‫- به خودش میگه...
‫- نگو!

14:15.627 --> 14:18.838
‫اسم خودش رو «مردربات» گذاشته
‫(ربات قاتل)

14:23.593 --> 14:24.594
‫مردربات؟

14:26.679 --> 14:27.805
‫این یه موضوع خصوصی بود

14:28.640 --> 14:31.684
‫ببخشید. چرا اسم
‫خودش رو گذاشته مردربات؟

14:32.810 --> 14:37.397
‫چون ۵۷ نفر از اعضای
‫یه گروه حفاری رو به قتل رسونده

14:37.398 --> 14:39.191
‫و وظیفه‌ش محافظت از اونا بوده

14:39.192 --> 14:40.818
‫حقیقت نداره!

14:42.278 --> 14:47.533
‫اینکه تو اون معدنچی‌ها رو
‫کُشتی حقیقت نداره؟

14:47.534 --> 14:48.618
‫نه

14:51.454 --> 14:53.915
‫اینکه به اون دلیل اسم
‫خودم رو مردربات گذاشتم حقیقت نداره

14:54.541 --> 14:56.751
‫یعنی آدم‌های بیش‌تری رو کُشتی؟

14:57.544 --> 14:58.753
‫آدم کشتم

14:59.379 --> 15:01.005
‫برای محافظت از کارفرماهام

15:02.757 --> 15:04.925
‫- اسمش قتل نیست
‫- جای بحث داره

15:04.926 --> 15:08.513
‫- عزیزم
‫- مطمئن نیستم که من اون ۵۷ کارفرما رو کشته باشم

15:09.764 --> 15:10.974
‫ممکنه...

15:12.392 --> 15:13.768
‫یه خاطره‌ی تقلبی باشه

15:15.311 --> 15:18.355
‫یا شاید یه نفر مجبورم کرده
‫اون کار رو بکنم

15:18.356 --> 15:21.484
‫شاید یه قطعه‌ی کنترل نبرد
‫باعث اون کار شده. من...

15:23.736 --> 15:26.906
‫- نمی‌دونم
‫- شاید هم تو معیوبی

15:29.492 --> 15:31.827
‫یه ربات معیوبی که با یه جرقه توی سرت

15:31.828 --> 15:33.580
‫همه‌ی آدم‌های اطرافت رو می‌کشی

15:38.793 --> 15:40.044
‫آره، شاید

16:00.022 --> 16:04.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

16:21.252 --> 16:22.753
‫داره کجا میره؟

16:22.754 --> 16:25.297
‫- نمی‌تونیم بذاریم بره
‫- می‌تونیم

16:25.298 --> 16:26.757
‫اینطوری خطر کم‌تری تهدیدمون می‌کنه

16:26.758 --> 16:27.966
‫‏۵۷ نفر؟

16:27.967 --> 16:29.885
‫ما که اصلاً به چشم نمیایم

16:29.886 --> 16:31.720
‫اگه اون نبود الان زنده نبودیم

16:31.721 --> 16:33.722
‫یا... حداقل من زنده نبودم

16:33.723 --> 16:35.349
‫دیدی چقدر سریع لیبی رو کشت

16:35.350 --> 16:37.851
‫- لیبیبی
‫- آره، می‌دونم

16:37.852 --> 16:39.645
‫خب، قراره بمیریم، نه؟
‫در هر صورت قراره بمیریم

16:39.646 --> 16:41.688
‫- الان زمان خوبیه که...
‫- عزیزم. قرار نیست بمیریم

16:41.689 --> 16:44.525
‫- اگه مردربات رو برگردونیم، نمی‌میریم
‫- میشه لطفاً «مردربات» صداش نکنی؟

16:44.526 --> 16:46.610
‫- خیلی ترسناکه
‫- آره، این اسم رو برای خودش انتخاب کرده،

16:46.611 --> 16:47.986
‫پس فقط دارم بهش احترام می‌ذارم

16:47.987 --> 16:49.447
‫از شرش خلاص شدیم

16:50.698 --> 16:51.991
‫اینطوری بهتره

17:03.461 --> 17:07.048
‫الان سوال اینه
‫که گِرِی‌کریس چیه یا کیه؟

17:08.299 --> 17:09.676
‫صبر کن. یعنی تموم شد؟

17:10.426 --> 17:12.719
‫- می‌ذاریم همینطوری بره؟
‫- می‌تونه هر کاری که دوست داره، بکنه

17:12.720 --> 17:15.264
‫- آره، اما جونمون رو نجات داد
‫- حیوون خونگیت نیست

17:19.476 --> 17:21.811
‫گِرِی‌کریس چیه؟

17:21.812 --> 17:24.189
‫خب، قطعاً یه تیم بررسی دیگه‌ست

17:24.190 --> 17:26.023
‫- برای شرکت کار می‌کنن؟
‫- نه

17:26.024 --> 17:29.361
‫اینجا هر اتفاقی که داره می‌افته،
‫شرکت اصلاً نمی‌خواد توش دست داشته باشه

17:29.362 --> 17:31.655
‫چرا؟ شرکت یه تشکیلات جنایتکاره،
‫فقط اسم باکلاسی داره

17:31.656 --> 17:33.282
‫تشکیلات جنایتکاریه که قوانینی داره

17:33.283 --> 17:36.201
‫اگه شرکت نتونه امنیت
‫مشتری‌هاش رو تضمین کنه،

17:36.202 --> 17:38.287
‫نمی‌تونه ازشون سود ببره

17:38.288 --> 17:41.206
‫باید یه عالمه پول بابت اون وثیقه‌ی امنیتی بدن
‫که دلت‌فال گرفته بود

17:41.207 --> 17:43.876
‫درسته. قتل‌عام برای کسب‌وکار خوب نیست

17:43.877 --> 17:46.169
‫شاید اونقدری فاسد نیستن
‫که ما رو به کشتن بدن،

17:46.170 --> 17:48.046
‫اما احتمالاً رشوه گرفتن
‫تا این حقیقت رو پنهان کنن

17:48.047 --> 17:49.464
‫که یه تیم بررسی دیگه اینجاست

17:49.465 --> 17:51.300
‫دنبال چی می‌گردن؟

17:51.301 --> 17:53.051
‫دنبال تجهیزات موجودات فضایی می‌گردن

17:53.052 --> 17:54.888
‫مثل همونایی که تو دیدیشون

17:56.890 --> 17:59.808
‫پین‌لی گفت نمیشه ازشون استفاده کرد.
‫نمی‌تونی از سیاره خارجشون کنی

17:59.809 --> 18:02.352
‫اگه قانون بین‌ستاره‌ای
‫برات مهم نباشه، می‌تونی

18:02.353 --> 18:04.188
‫اما دلت‌فال پیداشون نکرد.
‫ما پیداشون کردیم

18:04.189 --> 18:08.108
‫حتماً دلت‌فال یه جوری
‫سر راه عملیات گِرِی‌کریس قرار گرفته

18:08.109 --> 18:09.360
‫اونا هم کشتنشون؟

18:09.883 --> 18:11.236
‫اوه، عالیه

18:11.237 --> 18:12.906
‫چه بلایی سر ما میارن؟

18:13.489 --> 18:15.324
‫خب، ما می‌دونیم
‫تجهیزات موجودات فضایی کجان،

18:15.325 --> 18:17.577
‫پس به همین دلیل هنوز زنده‌ایم

18:18.661 --> 18:20.371
‫وقتی اطلاعاتی که داریم رو بفهمن...

18:21.831 --> 18:23.166
‫می‌مُردن

18:24.626 --> 18:27.670
‫بدون من، اصلاً شانس
‫زنده موندن نداشتن

18:28.796 --> 18:30.173
‫اما اون موضوع مشکل من بود؟

18:31.174 --> 18:34.135
‫دیگه کنترل‌گری نداشتم
‫که مجبورم کنه ازشون محافظت کنم

18:36.221 --> 18:38.348
‫بدون هدف داشتم راه می‌رفتم

18:38.932 --> 18:40.475
‫خودم هم بیچاره شده بودم

18:41.601 --> 18:44.270
‫بدون کارفرماهام نمی‌تونستم
‫از این سیاره خارج بشم

18:45.104 --> 18:47.357
‫و کاملاً مشخص بود که ازم متنفر بودن

18:49.734 --> 18:51.818
‫اوضاع خیلی خرابه.
‫باید مردربات رو برگردونیم

18:51.819 --> 18:53.737
‫- می‌خوایم چیکار کنیم؟
‫- آرادا، عزیزم؟

18:53.738 --> 18:54.822
‫بله؟

18:55.657 --> 18:58.283
‫- رابطه‌ی جنسی سه نفره
‫- آره. من...

18:58.284 --> 18:59.744
‫می‌دونم، خیلی بد موقع بود

19:01.621 --> 19:03.830
‫- سلام
‫- گوش کن، راتی، من...

19:03.831 --> 19:07.377
‫نه، صبر کن. یه چیزی می‌خوام بگم، و...

19:08.795 --> 19:10.547
‫ممکنه جون سالم به در نبریم، پس...

19:11.130 --> 19:12.131
‫درسته...

19:12.882 --> 19:14.634
‫این رو بذارم اینجا

19:15.134 --> 19:16.761
‫و... لطفاً

19:24.394 --> 19:26.312
‫متوجه شدم که...

19:27.438 --> 19:31.400
‫که می‌خوام تا جایی که ممکنه
‫توی زندگیم راستگو باشم

19:31.401 --> 19:32.485
‫می‌دونید؟

19:33.528 --> 19:37.072
‫و فکر کنم دیگه نمی‌تونم
‫این شرایط رو ادامه بدم

19:37.073 --> 19:38.658
‫قرارداد سه جانبه رو میگم

19:39.212 --> 19:40.735
‫- اوه
‫- اوه

19:40.992 --> 19:42.369
‫وای، خیلی حیف شد

19:42.370 --> 19:45.790
‫چون اگه یکی‌تون رو بیش‌تر
‫از اون یکی دوست داشته باشم...

19:47.250 --> 19:48.877
‫یه‌کم مشکل میشه

19:51.671 --> 19:52.755
‫من...

19:53.798 --> 19:55.550
‫خیلی متاسفم، پین‌لی

19:56.551 --> 19:57.760
‫اما دارم عاشقت میشم

19:58.925 --> 20:00.137
‫رفیق، من اصلاً...

20:00.138 --> 20:01.930
‫آرادا، نمی‌خواستم اینطور بشه

20:01.931 --> 20:04.725
‫آره، می‌دونم،
‫اما مطمئنی درست متوجه شدی؟

20:04.726 --> 20:07.687
‫- چون من... من...
‫- چیه، بعیده؟

20:08.066 --> 20:09.269
‫چی؟

20:09.270 --> 20:10.690
‫نمیگم این رو می‌خوام،

20:10.691 --> 20:13.609
‫اما خیلی بعیده
‫که عاشق من بشه، نه تو؟

20:13.610 --> 20:15.068
‫نه، منظورم... چنین چیزی نبود

20:15.069 --> 20:17.946
‫- فکر می‌کنی من جذابم، درسته؟
‫- آره، صد در صد

20:17.947 --> 20:19.490
‫پس چرا این پسر نباید عاشقم بشه؟

20:22.076 --> 20:24.119
‫می‌خواید با هم حرف بزنید؟

20:24.120 --> 20:26.163
‫- چون من می‌تونم...
‫- نه، نه، نه

20:26.164 --> 20:28.916
‫نه، نه، نه. شما حرف بزنید.
‫یا می‌تونیم همه‌مون حرف بزنیم؟

20:28.917 --> 20:30.822
‫یا می‌تونید اول شما حرف بزنید،
‫بعد خودمون حرف بزنیم

20:30.823 --> 20:33.379
‫مثل مجموعه‌ای از حرف زدن‌ها.
‫می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

20:34.172 --> 20:35.255
‫ولی بعداً، الان نه

20:35.256 --> 20:37.008
‫چون احتمال داره همه‌مون بمیریم

20:38.593 --> 20:39.968
‫زیاد اینجا میایی؟

20:39.969 --> 20:41.595
‫تا حالا وارد این سیاره...

20:41.596 --> 20:43.430
‫من رو ترک نکن، فریس

20:43.431 --> 20:45.891
‫به ۱۱ تا ماهِ سیاره‌ی زولثار قسم

20:45.892 --> 20:47.100
‫پناه بر ستارگان!

20:47.101 --> 20:48.977
‫...دستورات داخلی‌ان

20:48.978 --> 20:50.812
‫با دیدن چند تا از قسمت‌های موردعلاقه‌م

20:50.813 --> 20:52.815
‫سعی داشتم خودم رو آروم کنم

20:53.942 --> 20:55.276
‫اما نمی‌تونستم تمرکز کنم

20:55.944 --> 20:57.027
‫جسارت از همه‌چیز مهم‌تره

20:57.028 --> 20:58.820
‫انگار یه سریال جدید

20:58.821 --> 21:05.202
‫به اسم «مردربات و کارفرماهای
‫روانیِ خودخواه و ناسپاسش» سرم رو پر کرده بود

21:05.203 --> 21:08.330
‫یا تنها دلیل زنده موندن
‫خودت رو ازم گرفتی

21:08.331 --> 21:10.124
‫ولی بعدش متوجه‌ی یه چیزی شدم

21:10.667 --> 21:13.669
‫حتی اگه اونا بمیرن،
‫نیاز نیست من هم بمیرم

21:13.670 --> 21:16.255
‫می‌تونم سِیر داستانی خودم رو بنویسم

21:16.256 --> 21:20.468
‫واحد امنیتی سرکش
‫که به کارفرماهاش خیانت کرد

21:22.929 --> 21:25.430
‫هر چقدر می‌تونیم آذوقه
‫جمع می‌کنیم و فرار می‌کنیم

21:25.431 --> 21:26.515
‫سیاره‌ی بزرگیه

21:26.516 --> 21:28.934
‫نه، نه. بازم پیدامون می‌کنن

21:28.935 --> 21:30.686
‫شما برید. من میرم به دیدنشون
‫و باهاشون مذاکره می‌کنم

21:30.687 --> 21:32.896
‫منزا، برای گرفتن اطلاعات
‫شکنجه‌ت می‌کنن و بعدش می‌کشنت

21:32.897 --> 21:34.273
‫من یه مقام رسمی سیاره‌ای‌ام

21:34.274 --> 21:36.818
‫- برای اونا که مهم نیست
‫- فکر بهتری داری؟

21:37.652 --> 21:38.653
‫من یه نقشه دارم

21:45.910 --> 21:47.370
‫من یه نقشه دارم

21:48.204 --> 21:49.205
‫گندش بزنن

21:49.206 --> 21:53.206
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

21:53.207 --> 21:57.207
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:57.208 --> 22:07.208
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
