WEBVTT

00:00.022 --> 00:06.485
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.486 --> 00:09.279
‫درمانگاه برای چنین کاری برنامه‌ریزی نشده.
‫باید دستی انجامش بدیم

00:09.280 --> 00:10.948
‫- بسپاریدش به من
‫- این چیه؟

00:10.949 --> 00:14.117
‫سیم‌های قطعه‌ی کنترل از راه دور.
‫باید درشون بیاریم
‫[ نرخ قابلیت اطمینان عملکرد: ۳۶ درصد ]

00:14.118 --> 00:17.079
‫فکر کنم نمُردم،
‫با اینکه تمام تلاشم رو کردم
‫[ کد مخرب شناسایی شد ]

00:17.080 --> 00:20.624
‫- اون رو پس می‌گیریم
‫- حالا، چطور به اینجا رسیدم؟

00:20.625 --> 00:22.292
‫- باید من رو بکشید
‫- نه

00:22.293 --> 00:23.377
‫اون کار رو نمی‌کنیم
‫[ در حال بازسازی... ]

00:23.378 --> 00:25.921
‫تا چند ثانیه‌ی دیگه همه‌تون رو می‌کشم.
‫من رو بکشید

00:25.922 --> 00:27.881
‫- این کار رو نکن
‫- نه، نه!

00:27.882 --> 00:28.967
‫متاسفم

00:28.968 --> 00:30.105
‫[ پایان فایل ]

00:30.635 --> 00:32.387
‫- نه!
‫- وای، نه!

00:33.429 --> 00:34.722
‫وای، آره

00:39.561 --> 00:42.479
‫واحد امنیتی؟ میگم...

00:42.480 --> 00:45.607
‫باید ببریمش به سکونت‌گاه.
‫ببینم قابل تعمیره یا نه

00:45.608 --> 00:49.069
‫من رو تعمیر کنید؟
‫پس چرا به خودم شلیک کردم؟

00:49.070 --> 00:50.904
‫- آره. من میارمش
‫- آره

00:50.905 --> 00:53.407
‫- این چیز خیلی سنگینه
‫- چیز نیست. یه آدمه

00:53.408 --> 00:55.158
‫- آره، می‌دونم
‫- ببخشید. نمی‌تونم

00:55.159 --> 00:57.077
‫فقط خیلی وحشتناکه

00:57.078 --> 01:00.664
‫آرادا، یه تفنگ بردار.
‫نمی‌دونیم چه موجوداتی اینجا هست

01:00.665 --> 01:03.792
‫- باشه
‫- باید از اینجا بریم

01:03.793 --> 01:05.295
‫بِکِشید

01:06.880 --> 01:08.298
‫یه چیزی داره میاد

01:12.677 --> 01:15.137
‫چیکار می‌کنی؟
‫لباس تیم دلت‌فال تنشه!

01:15.138 --> 01:17.598
‫وای، نه. خیلی... حالت خوبه؟

01:17.599 --> 01:20.476
‫- شلیک نکن. لطفاً کمکم کنید
‫- خیلی‌خب

01:23.980 --> 01:25.732
‫خوشحالم که حداقل یکی‌شون زنده‌ست

01:27.442 --> 01:29.277
‫ببخشید

01:29.819 --> 01:32.654
‫اون واحد امنیتی‌ای که الان لهش کردید

01:32.655 --> 01:36.743
‫دو تا از واحدهای ما رو کشت،
‫و یه بلایی سر اون یکی آورد

01:37.827 --> 01:40.705
‫و بعدش اون به سمت همه شلیک کرد

01:42.665 --> 01:44.584
‫واحد امنیتی‌مون سرکش شد

01:45.084 --> 01:46.001
‫صبر کن

01:46.002 --> 01:48.462
‫صبر کنید، اون زنده‌ست؟

01:48.463 --> 01:49.713
‫اون زنده‌ست؟

01:49.714 --> 01:53.300
‫نمی‌دونم، اما آسیبی بهت نمی‌رسونه

01:53.301 --> 01:54.801
‫مگر اینکه اونقدر احمق باشید

01:54.802 --> 01:57.305
‫که من رو به اتاقک ترمیمم ببرید
‫و آنلاینم کنید

01:59.307 --> 02:00.558
‫احمق‌ها

03:07.692 --> 03:10.528
‫« مـردربـات »

03:10.529 --> 03:14.529
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:14.530 --> 03:18.530
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

03:21.347 --> 03:24.475
‫داشتن تمام تلاششون رو می‌کردن
‫که من دوباره آنلاین بشم،

03:26.019 --> 03:27.854
‫و کار خیلی احمقانه‌ای بود

03:29.022 --> 03:31.316
‫لحظه‌ای که چشم‌هام رو باز کنم،
‫همه‌شون رو می‌کُشم

03:32.567 --> 03:34.818
‫به‌خاطر وجود سیم‌های
‫قطعه‌ی کنترل نبرد

03:34.819 --> 03:37.363
‫سیستمم شروع به کار نمی‌کرد

03:38.072 --> 03:39.532
‫آره، اون بچه‌ها

03:40.450 --> 03:41.992
‫می‌تونم درشون بیارم

03:41.993 --> 03:44.494
‫- موفق باشی
‫- مطمئنی؟

03:44.495 --> 03:45.622
‫آره

03:46.414 --> 03:48.248
‫وای، گندش بزنن

03:48.249 --> 03:50.752
‫صبر کنید. اون دیگه کیه؟

03:52.629 --> 03:53.922
‫اسمت چیه؟

03:55.465 --> 03:56.673
‫لیبیبی

03:56.674 --> 03:58.675
‫- «لیبی»؟
‫- لیبیبی

03:58.676 --> 04:02.180
‫اوه، لیبیبی.
‫اسم خیلی قشنگی داری

04:06.643 --> 04:07.644
‫اهل کجایی؟

04:08.269 --> 04:10.522
‫ایستگاه صنعتی ۱۵۱۵۲۳

04:12.106 --> 04:13.315
‫چقدر خوب

04:13.316 --> 04:15.901
‫ببخشید که این سوال رو
‫می‌پرسم، اما نمی‌دونی

04:15.902 --> 04:19.112
‫اون واحد امنیتی‌ای که به سکونت‌گاهت
‫حمله کرد، متعلق به کی بوده؟

04:20.031 --> 04:21.366
‫نه. روحمم خبر نداره

04:22.242 --> 04:24.827
‫پس برای نجات دادن شما،

04:25.411 --> 04:28.121
‫واحد امنیتی‌تون به خودش شلیک کرد؟

04:28.122 --> 04:30.374
‫آره، خیلی قهرمانانه بود

04:30.375 --> 04:32.710
‫واحد امنیتی ما فقط...

04:40.385 --> 04:42.886
‫مثل یکی از قسمت‌های «جنگ سرکشی:
‫ردگیر ابدی: فاجعه»

04:42.887 --> 04:44.346
‫سریال وحشتناکیه

04:44.347 --> 04:46.014
‫سریال بی‌نظیریه

04:46.015 --> 04:49.060
‫تقصیر خود واحد امنیتی نبوده.
‫سرکش نشده

04:49.936 --> 04:55.817
‫مجبورش کرده بودن که به سکونت‌گاهتون
‫حمله کنه. سوال اینه که چرا؟

04:57.277 --> 04:58.486
‫نمی‌دونم

05:04.242 --> 05:06.493
‫نمی‌دونستم چهره دارن

05:06.494 --> 05:07.579
‫آره

05:08.162 --> 05:09.788
‫عجب

05:09.789 --> 05:13.918
‫راستش رو بخواید،
‫خیلی ناخوشایند نیست

05:14.752 --> 05:15.753
‫درسته

05:17.338 --> 05:19.007
‫به نظرتون دودول داره؟

05:21.301 --> 05:25.053
‫نمی‌دونم. فکر کنم شوکه شدی

05:25.054 --> 05:26.972
‫فکر کنم نیازی نداره

05:26.973 --> 05:28.390
‫ولی می‌تونید تصور کنید داشته باشه؟

05:28.391 --> 05:31.978
‫و می‌تونستی روی هر اندازه‌ای
‫که می‌خوای تنظیمش کنی

05:32.729 --> 05:34.355
‫می‌تونستی تخم‌ها رو فشار بدی
‫تا سریع بلرزه

05:35.064 --> 05:40.361
‫و می‌تونست مثل یه کرم بزرگ
‫به هر سمتی بره

05:41.279 --> 05:43.363
‫و تا جایی که می‌خواستی
‫جلو می‌رفت. نمی‌دونم

05:43.364 --> 05:47.201
‫چیزیه که می‌تونم تصورش کنم،
‫اما شما احتمالاً بهش فکر نکردید

05:47.202 --> 05:49.161
‫شاید هم فکر کردید. نمی‌دونم

05:49.162 --> 05:51.163
‫نه. فکر نکنم تا حالا
‫بهش فکر کرده باشم

05:51.164 --> 05:54.334
‫خیلی خوشحالم که بی‌هوش بودم
‫و این حرف‌ها رو نشنیدم

05:55.418 --> 05:58.420
‫مثل همیشه انسان‌ها
‫پریشون و احساساتی رفتار می‌کردن

05:58.421 --> 06:00.422
‫به نظرم اگه بچه‌دار بشیم،
‫باید اون اسم رو روش بذاریم

06:00.423 --> 06:01.632
‫کدوم اسم رو؟

06:01.633 --> 06:02.967
‫واحد امنیتی

06:05.345 --> 06:08.430
‫- واحد امنیتی؟
‫- آره، برای ادای احترام

06:08.431 --> 06:10.807
‫کی درمورد بچه‌دار شدن حرف زد؟

06:10.808 --> 06:13.518
‫باشه. این بخش یه‌کم جالب بود

06:13.519 --> 06:17.105
‫خیلی عجیب میشه. شما دو نفر
‫درمورد بچه‌دار شدن چه حسی دارید؟

06:17.106 --> 06:20.275
‫به‌خاطر تمام...
‫همه چیز، درسته؟

06:20.276 --> 06:21.486
‫باعث میشه آدم به فکر فرو بره

06:22.111 --> 06:25.989
‫آره، نه. باعث میشه به فکر فرو برم،
‫اما به تشکیل خانواده فکر نمی‌کنم

06:25.990 --> 06:28.867
‫فقط منظورم اینه
‫که اون کار واحد امنیتی،

06:28.868 --> 06:30.661
‫باید مورد قدردانی قرار بگیره

06:30.662 --> 06:32.330
‫مشکلی برای واحد امنیتی پیش نمیاد

06:34.332 --> 06:35.542
‫دارم شروع می‌کنم

06:37.502 --> 06:40.171
‫شاید این هیپی واقعاً
‫کارش رو بلد بود

06:44.592 --> 06:48.220
‫یه سوالی دارم. فکر خوبیه؟
‫اگه آنلاین بشه و همه‌مون رو بکشه چی؟

06:48.221 --> 06:51.890
‫باید این خطر رو به جون بخریم.
‫این واحد امنیتی دوست ماست

06:51.891 --> 06:53.308
‫جای بحث داره

06:53.309 --> 06:56.312
‫آره، درسته.
‫من با یه واحد امنیتی دوستم

06:57.146 --> 07:00.233
‫تو اهل شرکت‌های ریمی،
‫پس احتمالاً درک نمی‌کنی، می‌دونی؟

07:01.901 --> 07:04.319
‫مطمئنیم داریم کار
‫درست رو انجام می‌دیم؟

07:04.320 --> 07:06.071
‫معلومه که کار درستیه

07:06.072 --> 07:08.241
‫اگه می‌خواید این خطر رو بپذیرید
‫که همه‌تون قتل‌عام بشید

07:12.161 --> 07:13.579
‫شما اهل کجایید؟

07:13.580 --> 07:15.372
‫اتحادیه‌ی نگهداری

07:15.373 --> 07:17.834
‫ما اهل یه سیاره‌ی غیرشرکتی هستیم
‫که توسط یه سیستم اجتماعی اداره میشه

07:19.127 --> 07:20.127
‫چه باحال

07:20.128 --> 07:21.963
‫توی این سیاره‌ی مزخرف چیکار می‌کنید؟

07:22.463 --> 07:25.257
‫مجوز بهره‌برداری از مواد معدنی
‫و داده‌های این قاره رو داریم

07:25.258 --> 07:28.386
‫درسته. رئیس‌های من توی تیم دلت‌فال
‫همیشه شما رو «تازه‌کار‌ها» خطاب می‌کردن

07:29.345 --> 07:31.598
‫خیلی حرف زشتی بوده،
‫اما خب اشتباه هم نمی‌گفتن

07:32.181 --> 07:35.142
‫فقط تازه‌کارها جونشون رو توی خطر می‌اندازن
‫تا یه واحد امنیتی رو نجات بدن

07:35.143 --> 07:36.810
‫بیا اینجا، عزیزم

07:36.811 --> 07:38.605
‫- همینه
‫- آخریه

07:41.399 --> 07:42.399
‫گرفتمش

07:42.400 --> 07:43.775
‫عالیه

07:43.776 --> 07:48.113
‫یادتون باشه قبل از اینکه من رو آنلاین کنید،
‫حتماً راه‌اندازی مجدد رو بزنید تا همه‌تون رو نکشم

07:48.114 --> 07:49.449
‫آماده‌ی راه‌اندازی مجدد

07:50.575 --> 07:53.118
‫گوراثین، ازت می‌خوام
‫وارد سیستمش بشی

07:53.119 --> 07:54.494
‫دنبال یه کد خراب بگرد

07:54.495 --> 07:57.164
‫اوه، نـ... اون می‌خواد انجامش بده؟

07:57.165 --> 07:58.582
‫لعنتی

07:58.583 --> 08:00.501
‫انگار زیادی خوشحاله

08:07.300 --> 08:09.134
‫وظیفه‌ی من اینه که اجازه ندم
‫شما صدمه ببینید

08:09.135 --> 08:12.013
‫- حس می‌کنم یه مشکلی هست
‫- آروم باش

08:15.498 --> 08:17.620
‫[ حالت آماده‌باش ]

08:19.979 --> 08:21.314
‫یه لحظه صبر کنید

08:21.898 --> 08:25.777
‫از درمانگاه خارج شدم
‫و اونا هنوز هم زنده‌ان. خوبه

08:26.986 --> 08:28.029
‫آنلاین شده

08:29.656 --> 08:33.618
‫وقتی قیافه‌های امیدوارشون رو دیدم،
‫خوشحال شدم که نکشتمشون

08:34.577 --> 08:35.578
‫تقریباً

08:37.079 --> 08:39.790
‫چرا تکون نمی‌خوره؟

08:39.791 --> 08:44.419
‫چون به هاب‌سیستم گفتم
‫از گردن به پایین فلجش کنه

08:44.420 --> 08:46.380
‫چرا؟ خطری نداره

08:46.381 --> 08:48.049
‫مشکل چیه، گوراثین؟

08:48.758 --> 08:49.841
‫همونطور که می‌دونید،

08:49.842 --> 08:52.719
‫من منتوجه شدم واحد امنیتی
‫یه ناهنجاری‌هایی داره

08:52.720 --> 08:53.804
‫ای وای

08:53.805 --> 08:56.306
‫- و وقتی وارد سیستمش شدم...
‫- ای وای

08:56.307 --> 08:59.018
‫...واحد از قبل سرکش شده بود

09:02.397 --> 09:03.857
‫کنترل‌گرش رو هک کرده بود

09:05.066 --> 09:06.066
‫سرکش شده؟

09:06.067 --> 09:07.943
‫توی شبکه‌های سرگرمی،

09:07.944 --> 09:10.529
‫توی این لحظه معمولاً میگن:
‫«وای، گندش بزنن»

09:10.530 --> 09:13.449
‫- باشه
‫- همه‌مون رو می‌کشه. همه‌مون رو می‌کشه

09:14.325 --> 09:17.369
‫آروم باش. نمی‌تونه تکون بخوره

09:17.370 --> 09:21.833
‫احتمالاً همین‌الان ما رو زیر نظر داره
‫و حرکت بعدیش رو برنامه‌ریزی می‌کنه

09:22.792 --> 09:24.501
‫درسته

09:24.502 --> 09:25.752
‫یه جورایی

09:25.753 --> 09:27.714
‫نه، نه، نه. نمی‌خوام

09:29.215 --> 09:30.216
‫من دارم میرم

09:31.050 --> 09:33.594
‫باشه. دقیقاً چه معنی‌ای داره، گورا؟

09:33.595 --> 09:36.013
‫بذار خودم بهت بگم

09:36.014 --> 09:37.973
‫یعنی یا من باید بمیرم، یا شما

09:37.974 --> 09:39.850
‫مجبور نیست از دستورات ما پیروی کنه

09:39.851 --> 09:42.603
‫نمی‌تونیم رفتارش رو کنترل کنیم

09:42.604 --> 09:46.899
‫تمامی اطلاعاتم رو با بارادواج درمیون گذاشتم،
‫و اون هم کامل باهام موافقه

09:46.900 --> 09:49.651
‫بارادواج. بعد از اینکه نجاتت دادم؟

09:49.652 --> 09:51.028
‫من با گوراثین موافق نیستم

09:51.029 --> 09:52.571
‫ها!

09:52.572 --> 09:54.198
‫یعنی کنترل‌گرش هک نشده؟

09:54.199 --> 09:57.784
‫نه، قطعاً هک شده.
‫اختیارش دست خودشه

09:57.785 --> 09:59.453
‫همونطور که میگن، سرکش شده

09:59.454 --> 10:03.165
‫اما با این وجود برای حفظ جون ما
‫و مراقبت از ما عمل می‌کنه

10:03.166 --> 10:06.168
‫این خودش بهترین دلیل
‫برای ماست که بهش اعتماد کنیم

10:06.169 --> 10:09.213
‫مگه اعتراض اصلی ما از اول همین نبود؟
‫اینکه اراده‌ی آزاد نداشت؟

10:09.214 --> 10:12.674
‫- دقیقاً
‫- اراده‌ی آزاد برای انجام چه کاری؟

10:12.675 --> 10:14.968
‫از لحظه‌ای که پامون رو اینجا گذاشتیم
‫پشت سر هم داریم تخریب می‌شیم

10:14.969 --> 10:18.597
‫گزارش‌های خطر حذف شده.
‫بخش‌های گم‌شده‌ی نقشه

10:18.598 --> 10:22.559
‫و بهتون قول میدم که مظنون شماره‌ی یک
‫کسی نیست جز واحد امنیتی

10:22.560 --> 10:23.895
‫اصلاً منصفانه نیست

10:24.604 --> 10:28.315
‫احتمالاً همین اتفاق برای تیم دلت‌فال هم افتاده.
‫قطعاً یه جورایی به هم مرتبطن

10:28.316 --> 10:30.485
‫اوه، مزخرف نگو

10:31.152 --> 10:35.030
‫قطعاً یه نفر داره مزاحم‌مون میشه،
‫اما امنیتی‌جون ربطی به ماجرا نداشته

10:35.031 --> 10:36.114
‫امنیتی‌جون؟

10:36.115 --> 10:38.825
‫گفت یه قطعه‌ی کنترل نبرد بهش وصل شده.
‫بهمون گفت بکشیمش

10:38.826 --> 10:41.245
‫چرا؟ اگه می‌خواسته ما رو بکشه
‫چرا اون کار رو کرده؟

10:41.246 --> 10:44.331
‫اگه شرکت می‌خواست واحد امنیتی
‫ما رو بکشه، تا الان کشته بود

10:44.332 --> 10:46.918
‫شرکت نمی‌خواد شما رو بکشه

10:47.710 --> 10:51.046
‫ببینید کی می‌تونه حرف بزنه

10:51.047 --> 10:52.923
‫باید بعضی چیزها رو توضیح بدی

10:52.924 --> 10:54.341
‫واحد امنیتی، از کجا می‌دونی؟

10:54.342 --> 10:57.219
‫چون اگه می‌خواستن شما رو بکشن،
‫با استفاده از سیستم بازیافت

10:57.220 --> 10:58.720
‫مواد خوراکی‌تون رو مسموم می‌کردن

10:58.721 --> 11:02.349
‫زنده موندن شما برای شرکت
‫منافع مالی داره

11:02.350 --> 11:05.269
‫پول دیه‌ی مرگ شما خیلی زیاده

11:05.270 --> 11:08.398
‫گوراثین، بهشون بگو
‫چطور وقتش رو می‌گذرونه

11:09.065 --> 11:12.318
‫در اصل نگرانیت بابت همین بود، نه؟

11:13.444 --> 11:17.031
‫هزاران ساعت برنامه‌ی
‫سرگرمی دانلود کرده

11:17.824 --> 11:22.078
‫بیش‌تر سریال.
‫بیش‌تر یه سریال به اسم «سنکچوری مون»

11:23.079 --> 11:24.873
‫«سنکچوری مون» رو ندیدی؟

11:25.456 --> 11:26.875
‫من اون آشغال رو نگاه نمی‌کنم

11:27.750 --> 11:31.128
‫احتمالاً ازش استفاده می‌کنه تا پیام‌هایی رو
‫رمزگذاری کنه و برای شرکت بفرسته

11:31.129 --> 11:33.298
‫امکان نداره بدون اینکه ما بفهمیم
‫اونقدر سریال نگاه کنه

11:34.299 --> 11:36.091
‫هی، اون قسمت رو دیدی که مشاورشون

11:36.092 --> 11:39.344
‫سرپرست زمینی‌سازی که اهداکننده‌ی دوم
‫به فرزند کاشته‌شده بود رو کشت؟

11:39.345 --> 11:40.929
‫دروغه. اون نکشتش

11:40.930 --> 11:44.433
‫حسابدار ویت‌تنمارک واسش
‫پاپوش دوخته بود. اون مار حیله‌گر

11:44.434 --> 11:45.684
‫سریال رو می‌بینه

11:45.685 --> 11:47.811
‫- خیلی نکته‌ی جزئی و عمیقی بود
‫- خیلی عمیق بود

11:47.812 --> 11:49.605
‫فصل ۱۹، قسمت جهارم

11:49.606 --> 11:53.150
‫بگذریم، مهم نیست
‫بهش اعتماد می‌کنیم یا نه

11:53.151 --> 11:55.028
‫باید همینطوری فلج بمونه

11:55.820 --> 11:57.404
‫امکان نداره

11:57.405 --> 11:58.573
‫واقعاً؟

11:59.199 --> 12:01.116
‫- چرا؟
‫- بس کن!

12:01.117 --> 12:03.535
‫بس کن! تمومش کن!

12:03.536 --> 12:04.828
‫- ولش کن!
‫- واحد امنیتی

12:04.829 --> 12:07.623
‫چون من زنجیره‌ی کنترلِ
‫هاب‌سیستم رو هک کردم

12:07.624 --> 12:10.793
‫واحد امنیتی، گوراثین رو ول کن.
‫خواهش می‌کنم

12:12.837 --> 12:14.047
‫ازت خوشم نمیاد

12:16.424 --> 12:17.717
‫می‌بینید؟ می‌بینید؟

12:19.552 --> 12:21.304
‫دیگه اونجا کاری نداشتم

12:24.140 --> 12:29.603
‫متوجه شدم که مجبور نیستی
‫از دستورات ما و بقیه اطاعت کنی،

12:29.604 --> 12:32.982
‫اما از همون اول که اومدیم اینجا
‫همینطور بوده

12:41.449 --> 12:43.618
‫ازت می‌خوام عضوی
‫از گروهمون باشی

12:44.244 --> 12:47.120
‫حداقل تا وقتی که از این سیاره خارج شیم
‫و به یه جای امن بریم

12:47.121 --> 12:51.125
‫اون موقع می‌تونیم درمورد این حرف بزنیم
‫که خودت دوست داری چیکار کنی

12:54.128 --> 12:58.715
‫و قسم می‌خورم که به شرکت،

12:58.716 --> 13:03.846
‫یا هیچکس دیگه‌ای، چیزی درمورد تو
‫یا کنترل‌گرِ هک‌شده نمیگم

13:05.765 --> 13:07.517
‫البته، باید اونطور می‌گفت

13:10.478 --> 13:11.729
‫وگرنه می‌خواست چیکار کنه؟

13:14.190 --> 13:16.150
‫و منم جوابی که مجبور بودم رو دادم

13:17.694 --> 13:18.736
‫باشه

13:19.779 --> 13:21.447
‫پس اینطور شد، ها؟

13:22.115 --> 13:24.158
‫اتفاق نظر چی شد پس، منزا؟

13:25.743 --> 13:28.204
‫در نهایت همه به این نظر می‌رسیم

13:30.915 --> 13:33.792
‫واحد امنیتی، می‌خوام بهم قول بدی

13:33.793 --> 13:37.004
‫که به اندازه‌ی بقیه‌مون،
‫از گوراثین هم محافظت می‌کنی

13:37.005 --> 13:38.715
‫به محافظت اون نیاز ندارم

13:39.632 --> 13:43.802
‫چرا؟ هاب‌سیستم
‫همه چیز رو ضبط کرده

13:43.803 --> 13:46.014
‫هاب‌سیستم چیزی رو ضبط نکرده

13:46.973 --> 13:49.642
‫من فقط یه ساعت از فعالیت معمولی
‫از تاریخچه رو براش فرستادم

13:51.603 --> 13:54.230
‫ممکنه هاب‌سیستم توسط
‫یه عامل خارجی هک شده باشه

13:54.898 --> 13:56.107
‫نمی‌تونید بهش اعتماد کنید

13:58.359 --> 14:00.862
‫توصیه می‌کنم وقتش رسیده
‫که وضعیت اضطراری اعلام کنیم

14:03.031 --> 14:05.533
‫آره. آره، آره. موافقم

14:10.496 --> 14:13.582
‫بازمونده‌ی تیم دلت‌فال
‫همه‌ش به طرز عجیبی نگاهم می‌کرد

14:13.583 --> 14:15.751
‫انگار یکی از شخصیت‌های
‫توی شبکه‌های سرگرمی بودم

14:15.752 --> 14:17.085
‫اینقدر بهم خیره نشو

14:17.086 --> 14:18.462
‫چی؟ خیره نشده بودم

14:18.463 --> 14:20.423
‫خیره نشده بودم.
‫تو اینقدر به من خیره نشو

14:21.090 --> 14:22.425
‫ربات پر افاده

14:23.218 --> 14:25.844
‫لیبیبی، دلت‌فال تلاش کرد
‫وضعیت اضطراری اعلام کنه؟

14:25.845 --> 14:28.264
‫دلت‌فال؟ نمی‌دونم

14:28.973 --> 14:30.432
‫خیلی به من اطلاعات نمی‌دادن

14:30.433 --> 14:32.559
‫حتماً خیلی اذیت می‌شدی

14:32.560 --> 14:34.686
‫توی دلت‌فال شغلت چی بود؟

14:34.687 --> 14:38.398
‫بیش‌تر مسئول نگهداری
‫و نظافت بودم، می‌دونید؟

14:38.399 --> 14:39.483
‫رخت‌شویی

14:39.484 --> 14:41.026
‫یکی رو همراه خودشون آورده بودن
‫برای رخت‌شویی؟

14:41.027 --> 14:43.028
‫- حال به هم زنه
‫- مگه نه؟

14:43.029 --> 14:45.197
‫من یه قرارداد هفت ساله
‫با شرکت «اینترتراو ماینینگ سلشون» دارم،

14:45.198 --> 14:46.907
‫و چون مدرکی ندارم،
‫نمی‌تونم کاریش بکنم

14:46.908 --> 14:48.784
‫- نمیگم تو حال به هم زنی
‫- نه

14:48.785 --> 14:50.911
‫شرکت‌های ریم رو گفتم،

14:50.912 --> 14:53.497
‫و کل سیستم برده‌داری و خدمت اجباری.
‫اون حال به هم زنه

14:53.498 --> 14:55.332
‫اون چیزیه که حال به هم زنه؟

14:55.333 --> 14:57.960
‫- لطفاً ساکت باشید
‫- ممنون

14:57.961 --> 15:00.129
‫نمی‌تونم به فرستنده
‫دسترسی پیدا کنم

15:01.339 --> 15:04.383
‫منم نمی‌تونستم، و اون خبر بدی بود
‫[ در حال تلاش برای اتصال... ]

15:04.384 --> 15:06.260
‫سعیت رو بکن، گورا.
‫سعیت رو بکن

15:06.261 --> 15:08.012
‫این فرستنده چطور کار می‌کنه؟

15:08.680 --> 15:12.247
‫به مدار پرتاب میشه و یه پالس الکترومغناطیسی
‫از طریق کرم‌چاله می‌فرسته و درخواست کمک می‌کنه

15:12.248 --> 15:13.934
‫در این مورد،
‫یه سفینه از شرکت میاد

15:13.935 --> 15:16.521
‫خب، معمولاً چقدر طول می‌کشه
‫تا به اینجا برسن؟

15:17.021 --> 15:18.188
‫معمولاً ۵ روز

15:18.189 --> 15:21.733
‫‏۵ روز؟ اما اگه کسی که اون ربات رو فرستاد
‫تا تیم دلت‌فال رو بکشه

15:21.734 --> 15:22.943
‫بفهمه خودمون کجاییم چی؟

15:22.944 --> 15:25.696
‫اقامت‌گاه دلت‌فال خیلی دوره،
‫پس مشکلی پیش نمیاد

15:25.697 --> 15:26.905
‫- اینجا در امانی
‫- باشه

15:26.906 --> 15:29.575
‫- سیگنال ارسال نمیشه
‫- من با پرنده به سمت فرستنده میرم

15:29.576 --> 15:30.869
‫و به صورت دستی فعالش می‌کنم

15:31.619 --> 15:34.788
‫تنهایی نمیری.
‫پرنده‌مون رو نمی‌دیم بهت

15:34.789 --> 15:36.415
‫- منم همراهش میرم
‫- آیدا

15:36.416 --> 15:37.584
‫من بهترین خلبان‌تونم

15:38.668 --> 15:40.168
‫خب واقعاً هستم

15:40.169 --> 15:42.296
‫همه‌ی وسایل لازم و آذوقه‌ی کافی
‫برای یک هفته رو جمع کنید

15:42.297 --> 15:45.842
‫و وقتی که ما برمی‌گردیم،
‫توصیه می‌کنم بریم به یه منطقه‌ی مخفی‌تر

15:46.519 --> 15:48.519
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

15:49.387 --> 15:53.015
‫وسایلی که می‌خواید ببرید رو جمع کنید،
‫اما خیلی زیاد نباشن

15:53.016 --> 15:55.851
‫نمی‌دونیم سفینه‌ی نجات
‫چقدر وسیله رو می‌تونه حمل کنه

15:55.852 --> 15:57.978
‫همون اولش هم نتونستیم
‫وسایل زیادی رو بیاریم

15:57.979 --> 16:00.315
‫گوش کن، واقعاً فکر می‌کنی
‫کار عاقلانه‌ایه؟

16:01.816 --> 16:03.610
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم، نه؟

16:04.009 --> 16:05.740
‫[ وضعیت محیط اطراف: امن ]

16:09.324 --> 16:10.325
‫سلام

16:11.159 --> 16:12.410
‫حالت چطوره؟

16:14.037 --> 16:16.247
‫فقط می‌خواستم بگم...

16:19.209 --> 16:23.129
‫خیلی با بچه‌ها حرف زدم،
‫و به نظرم مهربونی

16:24.255 --> 16:25.757
‫و...

16:26.758 --> 16:30.845
‫خب، متاسفم که گفتم
‫می‌خوای همه‌مون رو بکشی

16:32.680 --> 16:35.140
‫فقط موضوع اینه که اعتماد کردن به آدم‌ها
‫بعضی‌وقت‌ها خیلی سخته

16:35.141 --> 16:38.060
‫چرا داشت اینقدر بهم نزدیک میشد؟

16:38.061 --> 16:39.187
‫به هر حال...

16:41.814 --> 16:43.775
‫مشکلی نیست. ببخشید

16:46.069 --> 16:47.904
‫برای خوش‌شانسی بود

16:51.658 --> 16:53.826
‫خدایا همین‌الان ذوبم کن
‫[ ‏۹۷ درصد اثربخشی - رو به کاهش ]

16:53.827 --> 16:54.827
‫[ ۹۲‏ درصد اثربخشی ]

16:58.831 --> 17:02.417
‫اگه من زنده برنگشتم...

17:02.418 --> 17:03.502
‫لطفاً این حرف رو نزن

17:03.503 --> 17:08.840
‫اگه من زنده برنگشتم،
‫پین‌لی در بین افراد برابر، نفر برتره

17:11.677 --> 17:12.887
‫فهمیدم

17:13.555 --> 17:18.016
‫اطلاعات قطعه‌ی کنترل نبرد رو
‫تجزیه و تحلیل می‌کنم،

17:18.017 --> 17:19.935
‫و هاب‌سیستم رو
‫مجدداً راه‌اندازی می‌کنم

17:19.936 --> 17:23.022
‫شاید بفهمم دلیل
‫همه‌ی این اتفاقات چیه

17:24.816 --> 17:26.276
‫ممنون، گورا

17:27.235 --> 17:30.571
‫خوشحالم که تو اینجایی

17:30.572 --> 17:31.865
‫منم همینطور

17:33.283 --> 17:34.283
‫به نظرم...

17:34.284 --> 17:36.368
‫- وقت رفتنه
‫- اوه، بیخیال

17:36.369 --> 17:37.453
‫باید بریم

17:38.288 --> 17:39.706
‫آره. باشه

17:58.349 --> 17:59.434
‫دلمون براشون تنگ میشه، نه؟

18:10.111 --> 18:12.197
‫- کمکی از من ساخته‌ست؟
‫- خیلی شک دارم

18:13.406 --> 18:16.575
‫خب، منظورم این بود که محرکی چیزی
‫از جعبه‌ی داروها نمی‌خوای؟

18:16.576 --> 18:18.035
‫- اینکه برات بازش کنم...
‫- نه

18:18.036 --> 18:20.580
‫نه، نه، ممنون

18:25.084 --> 18:26.418
‫این اطلاعات چی‌ان؟

18:26.419 --> 18:27.545
‫میشه بذاری کارم رو بکنم؟

18:28.379 --> 18:29.547
‫مشکلی نیست

18:44.479 --> 18:50.485
‫خیلی افتخار می‌کنم که اینقدر
‫بزرگ شدن و توی اجتماع هستن

18:51.319 --> 18:53.737
‫مخصوصاً کوچیک‌ترها، باعث میشن...

18:53.738 --> 18:57.325
‫نمی‌دونم چرا، ولی انسان‌ها
‫دوست داشتن درمورد بچه‌هاشون حرف بزنن

18:58.618 --> 19:00.452
‫حتی اگه سوالی هم نمی‌پرسیدی

19:00.453 --> 19:04.873
‫آخه اون... اونا...
‫از بقیه بیش‌تر دوست‌شون ندارم، البته،

19:04.874 --> 19:06.625
‫همه‌شون رو دوست دارم. و یه روز....

19:06.626 --> 19:08.628
‫‏۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه با فرستنده فاصله داریم

19:13.841 --> 19:17.971
‫می‌دونی چیه؟ اگه شرکت
‫تیم دلت‌فال رو از بین نبرده،

19:18.680 --> 19:20.598
‫حتماً یه گروه سومی وجود داره

19:21.307 --> 19:22.559
‫آره

19:23.226 --> 19:25.852
‫اما چطور بدون اطلاع شرکت
‫روی این سیاره هستن؟

19:25.853 --> 19:28.606
‫شرکت ترتیب مرگ شما رو نمیده

19:29.274 --> 19:31.442
‫اگه مشتری‌هاشون بمیرن
‫اعتبارشون خدشه‌دار میشه

19:32.277 --> 19:34.945
‫اما ممکنه یه نفر رشوه بگیره
‫تا وجود گروه سوم

19:34.946 --> 19:36.947
‫روی سیاره رو پنهان کنه

19:36.948 --> 19:38.157
‫چرا؟

19:39.075 --> 19:41.619
‫چون بیش‌تر انسان‌ها
‫حرومزاده‌های حریصی هستن

19:43.621 --> 19:44.956
‫بحثی توی این موضوع نیست

19:45.582 --> 19:47.332
‫این نحوه‌ی مکالمه عجیب بود

19:47.333 --> 19:51.336
‫اینطور نبود که فقط حقیقت‌ها رو بگم
‫و دستورها رو دریافت کنم

19:51.337 --> 19:56.217
‫همیشه توی سریال‌ها اینطور حرف می‌زدن.
‫فقط قبلاً خودم تجربه‌ش نکرده بودم

19:58.303 --> 20:01.556
‫هیچ نشونه‌ای از ورود اجباری
‫به سکونت‌گاه دلت‌فال وجود نداشت

20:02.640 --> 20:05.852
‫شاید اون گروه سوم رو می‌شناختن،
‫وگرنه چرا راهشون دادن داخل؟

20:08.563 --> 20:09.939
‫شما هم اونطور کاری می‌کنید

20:11.107 --> 20:13.776
‫اگه یه گروه دیگه از دانشمندها
‫بیان جلوی در سکونت‌گاه،

20:14.444 --> 20:17.822
‫بگن تازه وارد سیاره شدن
‫و تجهیزاتشون خراب شده،

20:18.948 --> 20:23.369
‫بدون کوچیک‌ترین سوالی
‫در رو براشون باز می‌کنید

20:24.245 --> 20:25.788
‫حتی اگه من خلافش رو بگم

20:27.874 --> 20:32.128
‫آره. یه‌کم ساده‌لوح هستیم

20:33.755 --> 20:35.298
‫حتماً خیلی عصبانی‌کننده‌ست

20:40.428 --> 20:42.931
‫وقتی رفتن سراغ دلت‌فال،
‫بهشون گفتن تیم ما هستن

20:43.890 --> 20:48.853
‫آدم‌های توی دلت‌فال فکر کردن
‫دارن به ما کمک می‌کنن

20:51.940 --> 20:53.066
‫آره

20:53.650 --> 20:56.778
‫خودشون رو جای شما جا زدن
‫تا بتونن وارد بشن و همه رو بکشن

20:58.404 --> 20:59.781
‫منم باشم همون کار رو می‌کنم

21:10.083 --> 21:11.292
‫اون فرستنده‌ست

21:16.214 --> 21:18.340
‫سعی می‌کنم با یه ارتباط
‫سریع فعالش کنم

21:18.341 --> 21:20.468
‫همین فاصله رو حفظ کن
‫[ در حال فعال کردن فرستنده... ]

21:29.727 --> 21:33.314
‫کار نمی‌کنه.
‫باید به صورت دستی فعالش کنیم

21:33.982 --> 21:35.190
‫می‌تونیم اون کار رو بکنیم؟

21:35.191 --> 21:36.317
‫آره

21:37.193 --> 21:40.863
‫اون نزدیکی‌ها فرود بیا.
‫بهش وصل میشم و فعالش می‌کنم

21:40.864 --> 21:43.907
‫خیلی‌خب. بریم برای فرود

21:43.908 --> 21:45.076
‫و آماده باش

21:46.494 --> 21:49.581
‫‏۴ دقیقه فرصت داریم
‫که قبل از پرتاب شدنش فرار کنیم

21:53.459 --> 21:58.172
‫واحد امنیتی، می‌خوام درمورد
‫اتفاقی که بین تو و گوراثین افتاد، حرف بزنیم

22:00.842 --> 22:03.260
‫- تا حالا به یکی از کارفرماهات صدمه زدی؟
‫- صبر کن
‫[ ارزیابی تهدید: ۸۷ درصد ]

22:03.261 --> 22:04.784
‫می‌تونیم درموردش حرف بزنیم
‫[ ارزیابی تهدید: ۹۹ درصد ]

22:04.785 --> 22:06.222
‫همین‌الان دور بزن

22:14.683 --> 22:18.683
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

22:18.684 --> 22:22.684
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:22.685 --> 22:32.685
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
