WEBVTT

00:01.022 --> 00:11.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.023 --> 00:15.023
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

00:16.829 --> 00:18.789
‫خیلی‌خب. توی حالت ایستا و غیرفعاله

00:18.790 --> 00:21.167
‫دوربین‌های مداربسته‌ی
‫منطقه رو خاموش کردم

00:23.002 --> 00:24.420
‫به نظرم راه دیگه‌ای وجود نداره

00:25.547 --> 00:27.089
‫برای اینکه بفهمیم قضیه چیه،

00:27.090 --> 00:30.467
‫باید بریم به یکی از مناطق روی نقشه
‫که جاش خالی شده

00:30.468 --> 00:32.343
‫و «بریم» یعنی برم

00:32.344 --> 00:34.097
‫چرا تو؟

00:34.889 --> 00:37.516
‫چون توی زمینه‌ی
‫زمینی‌سازی تخصص دارم

00:37.517 --> 00:40.561
‫می‌تونم سریع برم نمونه‌برداری
‫و اندازه‌گیری کنم و برگردم

00:40.562 --> 00:43.356
‫رفتن به اون منطقه‌ها منطقیه،
‫اما امنیت چی؟

00:44.315 --> 00:45.524
‫اگه تو قراره بری، منم همراهت میام

00:45.525 --> 00:46.900
‫- گورا
‫- من با سلاح آموزش دیدم

00:46.901 --> 00:48.820
‫تو باید از توی محل سکونت نظارت کنی

00:49.445 --> 00:51.864
‫بارادواج یه زمین‌شیمی‌دانه.
‫اگه حالش خوب می‌بود، می‌تونست...

00:51.865 --> 00:53.699
‫ببخشید. باید واحد امنیتی رو ببری

00:53.700 --> 00:54.908
‫حرفش رو هم نزن

00:54.909 --> 00:56.994
‫اوه، فهمیدم.
‫برای همین توی وسیله‌ی نقلیه جمع شدیم

00:56.995 --> 00:59.121
‫- چون بهش اعتماد نداری
‫- درسته

00:59.122 --> 01:02.958
‫- آره، اما تو به هیچکس اعتماد نداری
‫- به تو اعتماد دارم. به این گروه اعتماد دارم

01:02.959 --> 01:06.336
‫فقط به هر چیزی یا هر کسی
‫که از طرف شرکت باشه اعتماد ندارم

01:06.337 --> 01:08.255
‫حق هم داری اعتماد نداشته باشی

01:08.256 --> 01:10.132
‫- درسته
‫- آره. دوستت داریم، گورا

01:10.133 --> 01:11.551
‫آره. واقعاً دوستت داریم، گوگو

01:12.927 --> 01:14.177
‫میشه روی کارمون تمرکز کنیم؟

01:14.178 --> 01:17.806
‫می‌خوام قبل از اینکه از حالت ایستا
‫خارج بشه مشکل رو حل کنم

01:17.807 --> 01:19.225
‫رفتم اونجا و باهاش صحبت کردم

01:20.852 --> 01:21.853
‫واقعاً؟

01:22.520 --> 01:24.688
‫می‌خواستم خودم نتیجه‌گیری کنم

01:24.689 --> 01:26.649
‫خب؟ به نظرت می‌تونیم
‫بهش اعتماد کنیم؟

01:28.109 --> 01:32.197
‫حس می‌کنم می‌تونیم، اما به نظرم...

01:33.489 --> 01:34.532
‫باید احتیاط کنیم

01:36.075 --> 01:38.493
‫انگار داره یه بحران رو پشت سر می‌ذاره

01:38.494 --> 01:40.913
‫- واحدهای امنیتی وارد بحران نمیشن
‫- می‌دونم، می‌دونم...

01:40.914 --> 01:42.748
‫فقط بقیه رو می‌کُشن
‫و ناقصشون می‌کنن

01:42.749 --> 01:45.000
‫و زمانی که معیوب میشن،
‫اونا رو ذوب می‌کنن و موادشون رو استفاده می‌کنن،

01:45.001 --> 01:47.127
‫و وقتی به بندر تجاری آزاد برگردیم

01:47.128 --> 01:49.922
‫توی اولین موقعیت اون رو ذوب می‌کنن

01:49.923 --> 01:52.133
‫خودم شخصاً پیگیری می‌کنم،
‫اما تا اون موقع...

01:53.968 --> 01:55.677
‫نباید سد راهش بشیم

01:55.678 --> 01:57.639
‫نمی‌خوام جوری باشه که...

02:06.898 --> 02:08.649
‫سلام. سلام

02:09.901 --> 02:11.527
‫- بارادواج
‫- چی شده؟

02:11.528 --> 02:13.111
‫یه جلسه‌ی محرمانه‌ست؟

02:13.112 --> 02:14.988
‫من عاشق جلسه‌ی محرمانه‌ام

02:14.989 --> 02:17.074
‫- خیلی بهتر شدی
‫- حس خیلی خوبی هم دارم

02:17.075 --> 02:18.992
‫درمانگاه‌مون بی‌نظیره،

02:18.993 --> 02:21.411
‫- و محرک‌ها هم مؤثرن
‫- آره، همینطوره

02:21.412 --> 02:24.039
‫- کی... لباسم رو تعمیر کرده؟
‫- آره. من. من تعمیرش کردم

02:24.040 --> 02:25.290
‫اون تعمیرش نکرده. من تعمیرش کردم

02:25.291 --> 02:27.626
‫- خواهش می‌کنم
‫- عاشقشم. ممنون. ممنون

02:27.627 --> 02:29.836
‫ایول

02:29.837 --> 02:31.588
‫- من...
‫- بیا بغلم ببینم

02:31.589 --> 02:34.299
‫- آره. نه. هنوزم درد دارم. آره
‫- ببخشید

02:34.300 --> 02:36.677
‫- باشه. بهتره بشینیم
‫- قضیه چیه؟ چی شده؟

02:36.678 --> 02:39.513
‫- کسی آب همراهش نیست؟
‫- می‌ریم میاریم، باشه؟

02:39.514 --> 02:42.224
‫نقاط خالی روی نقشه.
‫باید بریم تحقیق کنیم

02:42.225 --> 02:44.227
‫عالیه. پایه‌ام

02:44.769 --> 02:46.646
‫فکر کنم من باید در لامصب رو ببندم

02:47.077 --> 02:52.077
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:54.267 --> 03:57.242
‫« مـردربـات »

04:02.863 --> 04:04.097
‫[ نرخ قابلیت اطمینان عملکرد: ۹۷ درصد ]

04:04.098 --> 04:05.557
‫توی اتاقک ترمیم بودم،

04:05.558 --> 04:08.770
‫منتظر بودم تا آخرین بخش‌های آلی
‫بدنم دوباره رشد کنن

04:09.479 --> 04:11.647
‫تمام شب توی حالت ایستا بودم،

04:11.648 --> 04:15.276
‫و کارفرماهام تصمیم گرفتن
‫بدون من برن یه سفر تحقیقاتی

04:15.277 --> 04:17.286
‫[ هشدار: وسیله‌ی نقلیه به پرواز درآمد ]

04:17.403 --> 04:19.906
‫انسان‌های بی‌شعورِ احمق

04:22.450 --> 04:23.910
‫امیدوارم کار احمقانه‌ای نکرده باشیم

04:27.664 --> 04:29.414
‫نباید اجازه می‌دادم تو بیایی.
‫هنوز در حال بهبودی هستی

04:29.415 --> 04:30.625
‫خوبم

04:31.292 --> 04:34.420
‫نه، من... این سفر خوبه،
‫اینکه دوباره از محل سکونت خارج میشم

04:40.969 --> 04:42.428
‫خیلی‌خب. داریم می‌رسیم

04:44.347 --> 04:46.099
‫پویشگر یه‌کم قاطی کرده

04:46.641 --> 04:48.433
‫پویشگرها زباله‌های شرکتی‌ان

04:48.434 --> 04:51.603
‫درست می‌گفت.
‫همه‌ی تجهیزاتشون زباله بودن

04:51.604 --> 04:53.273
‫آره. از جمله من

04:53.898 --> 04:55.190
‫اما می‌دونید چی مفید بود؟

04:55.191 --> 04:58.611
‫نرم‌افزار استخراج داده‌ها
‫که باعث شد همیشه زیر نظر داشته باشمشون

04:59.153 --> 05:03.824
‫هی، واحد امنیتی‌تون رو جا بذارید
‫و برید یه بی‌نظمی توی نقشه رو بررسی کنید

05:03.825 --> 05:07.578
‫با اینکه اخیراً نزدیک بود یکی‌تون
‫توسط یه هیولای دندون‌دار غول‌پیکر نصف بشه
‫[ امن است. حرکتی دیده نمی‌شود ]

05:07.579 --> 05:09.288
‫به نظر مشکلی نیست

05:09.289 --> 05:11.916
‫خوب شد واحد امنیتی رو نیاوردیم

05:12.625 --> 05:15.586
‫- آره. کار هوشمندانه‌ای بود
‫- آره. واقعاً هوشمندانه بود

05:15.587 --> 05:17.921
‫علائم حیاتی بارادواج
‫در حال افزایش بودن،

05:17.922 --> 05:19.923
‫و علائم حیاتی منزا هم
‫تقریباً همونقدر بالا بودن

05:19.924 --> 05:22.676
‫یادت باشه، واحد امنیتی هم
‫از طرف شرکت اومده،

05:22.677 --> 05:25.012
‫پس اگه غیر قابل اعتماد باشه...

05:25.013 --> 05:26.264
‫دقیقاً. آره

05:29.017 --> 05:30.101
‫باشه. ولی...

05:31.895 --> 05:33.313
‫جون من رو نجات داد

05:36.524 --> 05:37.942
‫نکته‌ی ظریفی بود

05:38.693 --> 05:40.528
‫گوراثین گفت بهترین کار اینه
‫که با خودمون نیاریمش

05:41.654 --> 05:43.739
‫واحد امنیتی، میشه لطفاً بیایی اینجا؟
‫[ دستور داده شد ]

05:43.740 --> 05:45.158
‫گوراثین

05:46.326 --> 05:48.411
‫الان دیگه چه مرگشه؟

05:49.537 --> 05:51.830
‫گوراثین بود، انسانِ ارتقاء یافته،

05:51.831 --> 05:54.124
‫که توانایی سیستمی داشت
‫تا نذاره من از همه چیز باخبر بشم

05:54.125 --> 05:55.793
‫لطفاً بمون همون‌جا، واحد امنیتی

05:57.295 --> 06:01.966
‫اوه. نگاهش کنید،
‫با تجهیزاتش شیک و پیک کرده

06:02.717 --> 06:04.259
‫اگه می‌خواستم یواشکی برم بالای سرش،

06:04.260 --> 06:07.095
‫می‌تونستم قبل از اینکه بفهمه من فعال شدم
‫برم گردنش رو بشکونم

06:07.096 --> 06:09.349
‫ترجیح میدم صورتت رو نشون بدی

06:09.933 --> 06:12.727
‫حالا که می‌دونم یه صورت داری،
‫دوست دارم ببینمش

06:34.249 --> 06:35.250
‫اوه، عالیه

06:35.917 --> 06:37.418
‫ارتباط چشمی

06:37.919 --> 06:39.962
‫از ارتباط چشمی متنفر بودم

06:39.963 --> 06:42.631
‫پس به جای ارتباط چشمی
‫از طریق دوربین‌های امنیتی نگاهش می‌کردم

06:42.632 --> 06:44.258
‫اینطوری کم‌تر عجیبه

06:44.259 --> 06:45.759
‫لطفاً بشین

06:45.760 --> 06:47.886
‫انسان‌ها هیچوقت ازت نمی‌خوان
‫که کنارشون بشینی،

06:47.887 --> 06:50.806
‫پس نشستن واقعاً
‫یه پیشنهاد راحت نیست

06:50.807 --> 06:52.307
‫سر پا راحتم. ممنون

06:52.308 --> 06:54.561
‫اصرار دارم. بشین

07:11.661 --> 07:13.787
‫فهمیدم که دکتر منزا و پروفسور بارادواج

07:13.788 --> 07:15.874
‫- الان توی وسیله‌ی نقلیه‌ان
‫- خودم باهاشون در ارتباطم

07:16.749 --> 07:18.834
‫تمام اقدامات احتیاطی لازم رو انجام میدن

07:18.835 --> 07:23.006
‫من یه اقدام احتیاطی لازمم، روانی

07:23.798 --> 07:26.175
‫متوجه شدم که با تماس چشمی مشکل داری

07:27.886 --> 07:29.177
‫چه تعبير عجيبی

07:29.178 --> 07:30.304
‫«تماس چشمی»

07:30.305 --> 07:34.308
‫انگار چشم‌هامون ساقه‌هایی‌ان
‫که از سرمون بیرون می‌زنن

07:34.309 --> 07:36.895
‫و با ساقه‌های چشم‌های دیگران
‫تماس پیدا می‌کنن

07:38.938 --> 07:40.523
‫باشه، خل و چل

07:42.066 --> 07:44.402
‫دکتر گوراثین، توصیه می‌کنم
‫من به تیم توی وسیله ملحق بشم

07:44.986 --> 07:48.280
‫یا اونا فوراً به اینجا برگردن.
‫سامانه‌ی ارزیابی تهدید من نشون میده که...

07:48.281 --> 07:50.782
‫عملکرد سیستمت
‫بعد از حمله‌ی دیروز چطوره؟

07:50.783 --> 07:53.035
‫اثربخشی ۹۷ درصده
‫و در حال افزایشه

07:53.036 --> 07:54.370
‫منظورم این نیست که...

07:57.375 --> 07:59.066
‫[ ارزیابی تهدید: ۱۷ درصد ]

07:59.067 --> 08:00.145
‫[ ارزیابی تهدید: ۱۸ درصد ]

08:01.002 --> 08:05.298
‫فکر کنم اطلاعات زیادی
‫درمورد واحد امنیتی ندارم

08:08.927 --> 08:10.136
‫یه واحد امنیتی بودن...

08:11.679 --> 08:12.680
‫چه حسی داره؟

08:17.644 --> 08:19.646
‫نمی‌دونم یه واحد امنیتی نبودن
‫چه حسی داره

08:21.064 --> 08:22.565
‫پس نمی‌تونم بگم بودنش چه حسی داره

08:26.402 --> 08:28.362
‫کَس دیگه‌ای رو پیدا نکرد
‫که مزاحمش بشه؟

08:28.363 --> 08:30.155
‫پین‌لی و آرادا دارن چیکار می‌کنن؟

08:30.156 --> 08:31.740
‫واقعاً برام ارزشمندی

08:31.741 --> 08:35.161
‫زندگی خیلی ارزشمنده

08:41.584 --> 08:43.711
‫دوست دارم تو همه چیز رو داشته باشی

08:44.963 --> 08:46.129
‫دوستت دارم

08:46.130 --> 08:48.423
‫- اون بدتر بود
‫- دوستت دارم

08:48.424 --> 08:50.842
‫- تیم امنیتی
‫- بله، دکتر گوراثین؟

08:50.843 --> 08:54.012
‫می‌دونی چرا به دکتر منزا توصیه کردم
‫که تو رو همراهش نبره؟

08:54.013 --> 08:55.138
‫چون آدم بی‌شعوری هستی؟

08:55.139 --> 08:57.433
‫- نه، دکتر گوراثین
‫- چون...

08:59.727 --> 09:00.979
‫وقتی بهت نگاه می‌کنم...

09:09.320 --> 09:12.824
‫حس می‌کنم یه مشکلی داری

09:15.535 --> 09:16.619
‫وای، گندش بزنن

09:29.299 --> 09:31.509
‫- به نظرم تو باید همین‌جا بمونی
‫- چی؟

09:32.343 --> 09:35.929
‫- به هیچ وجه. به یه زمین‌شیمی‌دان نیاز داری
‫- توی زمینی‌سازی مدرک دارم

09:35.930 --> 09:39.392
‫آره، اما می‌دونی...
‫اون زمینی‌سازیه

09:41.311 --> 09:42.687
‫زمینی‌سازی چه ایرادی داره؟

09:43.396 --> 09:46.024
‫هیچی. فقط اینکه زمین‌شیمی نیست

09:46.608 --> 09:48.359
‫- اینکه مشخصه
‫- پس...

09:49.152 --> 09:50.194
‫بارادواج، باید اینجا بمونی

09:50.195 --> 09:52.780
‫برای وقتی که من فرار می‌کنم
‫و نیازه سریع پرواز کنیم بریم

09:53.281 --> 09:56.742
‫می‌تونی با نظارت روی حسگرهای
‫این پرنده، مراقب من باشی

09:56.743 --> 09:59.411
‫گوراثین صدای پای یکی
‫از این موجودات رو ضبط کرده

09:59.412 --> 10:01.581
‫اگه صدای پاشون رو شنیدی،
‫حتماً بهم خبر بده

10:02.498 --> 10:03.499
‫باشه

10:05.668 --> 10:06.669
‫آره

10:10.590 --> 10:12.007
‫مطمئنی؟

10:12.008 --> 10:14.218
‫مطمئنم، فکر کنم

10:14.219 --> 10:16.220
‫با اینکه آخرین رابطه‌ی سه نفره‌مون
‫خوب پیش نرفت؟

10:16.221 --> 10:18.640
‫آره. خب، قضیه از این قراره.
‫اولاً، دختره دیوونه بود

10:21.017 --> 10:22.560
‫غیرعادی بود

10:23.269 --> 10:24.646
‫و دوماً،

10:25.939 --> 10:28.440
‫هیچ قراردادی بین‌مون نبود،
‫پس هرج‌ومرج به وجود اومد

10:28.441 --> 10:30.902
‫اما من... الان یه برنامه ریختم

10:32.237 --> 10:35.822
‫گفتی احساس یکنواختی می‌کنی،
‫و بعد از حمله‌ی اون موجود، من فقط...

10:35.823 --> 10:38.492
‫- زندگی خیلی کوتاهه
‫- ممنون. آره!

10:38.493 --> 10:41.996
‫- ممنون، ممنون، ممنون
‫- باشه

10:43.248 --> 10:44.457
‫به نظرم عالی میشه

10:45.166 --> 10:46.876
‫آره. منم همینطور فک می‌کنم

10:47.919 --> 10:49.295
‫من میرم سراغش

10:50.004 --> 10:52.257
‫عالی میشه. خیلی خیلی خوشحالم

10:53.591 --> 10:55.593
‫خیلی خوشحاله

10:56.177 --> 10:58.763
‫منم خوشحالم که اون خوشحاله

10:59.931 --> 11:00.932
‫گوراثین می‌دونست

11:02.016 --> 11:03.476
‫قطعاً می‌دونسته

11:05.019 --> 11:07.856
‫در حالی که داشت غذا چاپ می‌کرد،

11:08.982 --> 11:10.941
‫من فرصت فرار پیدا کردم

11:10.942 --> 11:13.068
‫ما توی اتحادیه‌ی نگهداری
‫چیزی به اسم واحد امنیتی نداریم

11:13.069 --> 11:14.153
‫می‌دونستی؟

11:15.572 --> 11:16.905
‫نمی‌تونستم تحملش کنم،

11:16.906 --> 11:19.908
‫اما شیوه‌ی بازجوییش
‫خیلی تحسین‌برانگیز بود

11:19.909 --> 11:22.494
‫اتحادیه‌ی نگهداری توی قلمرو
‫شرکت ریم نیست

11:22.495 --> 11:23.997
‫قطعاً نیست

11:26.040 --> 11:29.711
‫فلسفه‌ی حاکم بر اتحادیه‌ی
‫نگهداری اینه که...

11:31.296 --> 11:33.381
‫سازه‌ها، هوش‌های مصنوعی، انسانن

11:35.592 --> 11:37.176
‫می‌دونم. خیلی...

11:39.178 --> 11:40.471
‫فکر کردن بهش عجیبه

11:41.389 --> 11:42.599
‫من هم...

11:43.975 --> 11:47.603
‫حدوداً ۶ سال پیش
‫به نگهداری ملحق شدم

11:47.604 --> 11:49.564
‫با دکتر منزا دوست بودم

11:50.106 --> 11:52.232
‫چرا داشت این حرف‌هام رو بهم می‌گفت؟

11:52.233 --> 11:54.194
‫نمی‌دونم چرا دارم
‫این حرف‌ها رو بهت میگم

11:55.069 --> 11:56.529
‫اما می‌دونم که...

11:57.530 --> 12:00.699
‫تو توی شرکت ریم
‫تجهیزات محسوب میشی،

12:00.700 --> 12:03.410
‫و باید کاری که بهت
‫می‌گیم رو انجام بدی

12:03.411 --> 12:05.412
‫مگه اینکه خودت توی خطر بیُفتی، آره

12:05.413 --> 12:07.748
‫مثلاً من سرت رو بذارم بین دست‌هام
‫و فشارش بدم

12:07.749 --> 12:13.629
‫باشه. خب، ازت می‌خوام...

12:13.630 --> 12:17.967
‫که باهام ارتباط چشمی برقرار کنی
‫و اون ارتباط رو حفظ کنی

12:37.904 --> 12:40.532
‫آفرین. خیلی بد نیست

12:41.199 --> 12:43.576
‫خیلی خیلی بد بود

13:02.804 --> 13:04.888
‫منزا، اوضاع چطوره؟

13:04.889 --> 13:07.516
‫خیلی‌خب. بعضی‌وقت‌ها
‫پیدا کردن جای پا سخته

13:07.517 --> 13:09.226
‫به نظر میاد طوفان به تأخیر افتاده

13:09.227 --> 13:12.187
‫با پهپاد دارم می‌بینمت.
‫هیچ تهدیدی شناسایی نشده

13:12.188 --> 13:13.605
‫تا جایی که من می‌دونم،

13:13.606 --> 13:16.567
‫واحدهای امنیتی طوری طراحی نشدن
‫که به کارفرماها وابستگی پیدا کنن

13:16.568 --> 13:18.902
‫- درسته؟
‫- درسته. بله

13:18.903 --> 13:22.656
‫سازه‌هایی وجود دارن
‫که برای چنین هدفی طراحی شدن،

13:22.657 --> 13:24.825
‫یا برای تظاهر به صمیمیت، درسته؟

13:24.826 --> 13:26.827
‫واحدهای تسلی‌بخش. آره

13:26.828 --> 13:29.330
‫«تسلی‌بخش» یعنی...

13:33.084 --> 13:34.460
‫رابطه‌ی جنسی

13:36.504 --> 13:38.630
‫اونا برای روابط جنسی
‫با انسان‌ها طراحی شدن

13:38.631 --> 13:42.260
‫تو برای رابطه‌ی جنسی
‫با انسان‌ها طراحی نشدی

13:47.932 --> 13:48.933
‫نه

13:50.059 --> 13:51.686
‫یا هیچ نوع وابستگی عاطفی‌ای

13:52.937 --> 13:54.146
‫ولی...

13:54.147 --> 13:58.984
‫دیروز وقتی داشتی با دکتر آرادا
‫پروفسور بارادواج رو به سمت پرنده می‌بردی

13:58.985 --> 14:01.778
‫خیلی رفتار دلسوزانه‌ای داشتی

14:01.779 --> 14:05.366
‫بهم بگید، دکتر آرادا،
‫شما در اصل اهل کدوم سیاره هستید؟

14:07.660 --> 14:09.787
‫بچه دارید؟ اسم‌شون چیه؟

14:10.288 --> 14:11.998
‫پس سوالم اینه که...

14:13.208 --> 14:14.250
‫چطور چنین چیزی ممکنه؟

14:15.335 --> 14:17.878
‫یه واحد پردازش آسیب‌های روانی
‫برای کمک به کافرماها دارم

14:17.879 --> 14:20.215
‫با پرسیدن سوال درباره بچه‌هاشون؟

14:21.049 --> 14:23.258
‫باشه، از قسمت ۵۳۷

14:23.259 --> 14:24.968
‫سریال طلوع و افول سنکچوری مون
‫اون جملات رو یاد گرفتم

14:24.969 --> 14:26.179
‫من رو ترک نکن، فریس

14:27.722 --> 14:28.806
‫اهل کدوم سیاره‌ای؟

14:30.141 --> 14:35.562
‫یه سیاره‌ی کوچیک
‫به اسم سنکچوری مون

14:35.563 --> 14:37.856
‫- بچه داری؟
‫- آره

14:37.857 --> 14:39.107
‫اسم‌شون رو بگو

14:39.108 --> 14:41.860
‫من برنامه‌ریزی شدم تا
‫از روابط بین‌فردی الگوبرداری کنم

14:41.861 --> 14:43.195
‫یه ویژگی جدیده

14:43.196 --> 14:44.738
‫- تو که جدید نیستی
‫- خوش‌بینانه‌ترین توصیفه

14:44.739 --> 14:46.699
‫بهم گفتن تو بازسازی شدی

14:48.117 --> 14:50.035
‫چرا بازسازی شدی؟

14:50.036 --> 14:51.538
‫سیستم‌های تسلیحاتی

14:52.872 --> 14:54.082
‫یا جایگزینی اندام‌های آلی؟

14:57.085 --> 14:58.294
‫یا کنترل‌گرت؟

15:03.341 --> 15:05.134
‫کاش می‌تونستم بهتون بگم، دکتر گوراثین

15:07.220 --> 15:09.013
‫اما حافظه‌م پاک شده

15:11.975 --> 15:15.687
‫باشه. ببین، قضیه از این قراره

15:17.188 --> 15:22.110
‫من آدم خیلی محتاطی‌ام،
‫و دوست‌هام خیلی برام مهمن

15:22.610 --> 15:25.737
‫پس اگه ایرادی داشته باشی...

15:25.738 --> 15:27.615
‫اگه یه واحد امنیتی معیوب باشه،

15:28.491 --> 15:31.076
‫برای همه‌ی افراد درگیر
‫خیلی خطرناک خواهد بود

15:31.077 --> 15:32.245
‫از جمله خود واحد امنیتی

15:33.538 --> 15:34.831
‫از جمله خود واحد امنیتی

15:38.418 --> 15:40.837
‫- باید برم منطقه رو بگردم
‫- منطقه هیچ مشکلی نداره

15:41.921 --> 15:43.922
‫گول کلمه‌ی «منطقه» رو نخورد

15:43.923 --> 15:45.799
‫گوراثین خیلی سمج بود

15:45.800 --> 15:50.178
‫و می‌تونستم حس کنم داره
‫به آرشیوهای اخیرم نفوذ می‌کنه

15:50.179 --> 15:52.848
‫پس تصمیم گرفتم
‫یه چیز دیگه رو نشونش بدم

15:52.849 --> 15:56.268
‫یه چیزی که توی محل سکونت
‫داشت اتفاق می‌افتاد

15:56.269 --> 15:57.978
‫واقعاً باعث افتخارمه

15:57.979 --> 15:59.689
‫آره، ما... باعث افتخار ماست

16:00.440 --> 16:02.025
‫- کاملاً. آره
‫- آره

16:13.620 --> 16:15.246
‫آمیزش جنسی انسان‌ها

16:16.581 --> 16:19.083
‫اما این بخشیه که موقع تماشای
‫فیلم و سریال ردش می‌کنم

16:20.418 --> 16:23.045
‫مشخص بود که گوراثین هم
‫زیاد ازش لذت نمی‌برد

16:23.046 --> 16:24.255
‫دکتر گوراثین؟

16:25.256 --> 16:26.424
‫حالتون خوبه؟

16:27.342 --> 16:28.342
‫آره

16:28.343 --> 16:31.387
‫دیگه به این زودی‌ها
‫وارد آرشیو من نمیشه

16:32.889 --> 16:34.139
‫دیگه نیاز نیست بهم نگاه کنی

16:34.140 --> 16:37.100
‫فکر کنم می‌خواستم بگم که
‫دوست‌هام برام مهمن

16:37.101 --> 16:39.020
‫و اگه اونا تحت هر گونه خطری باشن

16:40.730 --> 16:41.730
‫یا کسی تهدیدشون کنه...

16:41.731 --> 16:42.941
‫البته، دکتر گوراثین

16:44.567 --> 16:46.861
‫هر چیزی که تهدیدآمیز باشه
‫باید از بین بره

16:48.321 --> 16:50.907
‫امیدوارم از خدماتم راضی بوده باشید

16:51.227 --> 16:52.227
‫[ توجه ]

16:52.283 --> 16:54.202
‫- صبر کنید
‫- چرا صبر کنیم؟

16:55.078 --> 16:57.247
‫الان از داده‌های سیستم
‫نظارتی پرنده پیغامی دریافت کردم

16:58.623 --> 16:59.916
‫یه اتفاقی داره می‌افته

17:06.673 --> 17:10.342
‫بارادواج. بارادواج؟ صدام رو می‌شنوی؟

17:13.555 --> 17:16.432
‫آم... حسگرهام...

17:18.393 --> 17:20.810
‫انگار یه‌کم به هم ریختن

17:20.811 --> 17:24.773
‫یه چیزی باعث اختلال تجهیزات شده

17:25.817 --> 17:28.694
‫آره. انگار... چیزی... میشه

17:28.695 --> 17:29.779
‫گندش بزنن

17:34.158 --> 17:35.702
‫دوباره دچار وحشت‌زدگی شده بود

17:37.203 --> 17:38.788
‫اما اونقدر لجباز بود
‫که حاضر نبود برگرده

17:41.207 --> 17:42.208
‫باشه

17:45.545 --> 17:47.589
‫اگه صدام رو می‌شنوی، بارادواج،

17:48.673 --> 17:53.386
‫پهپاد فضاپیما رو با به اندازه‌ی کافی
‫بالا بفرست تا منطقه رو بررسی کنه

17:54.679 --> 17:55.679
‫آهای؟

17:55.680 --> 17:57.389
‫دکتر منزا، واحد امنیتی هستم

17:57.390 --> 17:59.975
‫یه تهدید احتمالی رو
‫توی منطقه شناسایی کردم

17:59.976 --> 18:02.436
‫باید ازتون خواهش کنم
‫که دیگه ادامه ندید

18:02.437 --> 18:04.521
‫و به پرنده برگردید

18:04.522 --> 18:07.608
‫واحد امنیتی، حالت چطوره؟

18:07.609 --> 18:10.485
‫از دست این آدم‌ها

18:10.486 --> 18:12.321
‫دکتر منزا، گوراثین حرف می‌زنه

18:12.322 --> 18:13.822
‫من اینجا کنار واحد امنیتی‌ام

18:13.823 --> 18:16.283
‫برای برقراری ارتباط
‫از ماهواره‌ها کمک می‌گیره

18:16.284 --> 18:19.245
‫عالیه. یه کار تیمیه

18:20.205 --> 18:22.414
‫خیلی زیبا و عالیه

18:22.415 --> 18:25.022
‫خیلی‌خب، به نظر می‌رسه

18:25.023 --> 18:29.213
‫دارم به نمایی از مرکزِ ناحیه‌ی خالی
‫توی نقشه نزدیک میشم

18:29.214 --> 18:32.341
‫به زودی می‌رسم

18:32.342 --> 18:35.636
‫دکتر منزا، لطفاً فوراً
‫به درون پرنده برگردید

18:35.637 --> 18:36.762
‫آره

18:36.763 --> 18:37.888
‫برگرد

18:37.889 --> 18:40.683
‫تا اینجا اومدم. الان دیگه...

18:41.726 --> 18:42.976
‫شنیدی؟

18:42.977 --> 18:44.478
‫باشه، به جهنم. دارم برمی‌گردم

18:44.479 --> 18:46.647
‫پروفسور بارادواج، وضعیت چطوره؟

18:46.648 --> 18:48.190
‫دارم لرزشی مطابق

18:48.191 --> 18:50.067
‫با الگوی حمله‌ی اول
‫اون حیوون رو دریافت می‌کنم

18:50.068 --> 18:53.445
‫تکرار می‌کنم، دارم لرزشی مطابق
‫با الگوی حمله‌ی اول اون حیوون رو دریافت می‌کنم

18:53.446 --> 18:56.740
‫آره. برگرد. بر...
‫همین‌الان برگرد! آیدا!

18:56.741 --> 18:59.244
‫آره... مثل...

19:16.177 --> 19:17.178
‫لعنتی

19:29.649 --> 19:33.027
‫عجب. تصاویر پهپاد رو می‌بینید؟

19:57.218 --> 19:58.719
‫چه چیزی باعث چنین اتفاقی میشه؟

19:58.720 --> 20:00.179
‫نمی‌دونم. من اونجا نبودم

20:01.848 --> 20:03.600
‫دکتر منزا داره به سمت پرنده برمی‌گرده

20:04.434 --> 20:05.852
‫منم می‌خوام برم
‫منطقه رو بررسی کنم

20:07.103 --> 20:08.104
‫اگه اجازه بدید

20:10.440 --> 20:11.608
‫اجازه میدم

20:16.446 --> 20:17.447
‫واحد امنیتی

20:20.742 --> 20:23.453
‫سعی کن اون خاطره رو
‫بازیابی کنی، باشه؟

20:24.704 --> 20:25.830
‫همون خاطره‌ی بازسازی

20:26.956 --> 20:29.416
‫همون داده‌ای که
‫از توی حافظه‌ت پاکش کردن

20:29.417 --> 20:32.085
‫یا... می‌دونی چیه؟
‫خودم تلاشم رو می‌کنم

20:32.086 --> 20:34.464
‫- نه
‫- نه؟

20:35.256 --> 20:38.343
‫منظورم اینه که خودم تلاش می‌کنم

21:00.532 --> 21:01.907
‫سلام

21:01.908 --> 21:05.410
‫منزا، فقط می‌خواستم بگم
‫قصد دارم بلافاصله

21:05.411 --> 21:06.704
‫سیستم ارتباطی پرنده رو تعمیر کنم

21:07.830 --> 21:12.751
‫همچنین خیلی متاسفم که اصرار کردم
‫واحد امنیتی توی ماموریت همراهت نیاد

21:12.752 --> 21:14.003
‫من...

21:15.088 --> 21:18.049
‫و همچنین می‌خواستم بگم
‫خیلی خوشحالم که برگشتی

21:21.844 --> 21:22.971
‫گورا

21:25.848 --> 21:27.100
‫فقط باید یه دوشی بگیرم

21:36.317 --> 21:38.569
‫کسی تا حالا چنین چیزی دیده؟

21:38.570 --> 21:40.405
‫قارچ‌ها اینطوری به صورت دایره‌ای
‫می‌تونن رشد کنن

21:41.155 --> 21:43.699
‫یا حداقل زمین‌ساقه‌هاشون به صورت دایره‌ای
‫از سطح زمین بیرون می‌زنن،

21:43.700 --> 21:45.701
‫و ساختار ریشه‌ای پیچیده‌ی
‫زیرشون رو نشون میدن

21:45.702 --> 21:48.412
‫- در واقع خیلی جالبه اگه... نه؟
‫- نه. نه، نمی‌خوام...

21:48.413 --> 21:50.998
‫فکر نکنم اون موجودات
‫زیر سطح به هم وصل باشن

21:50.999 --> 21:53.292
‫و قطعاً زنده نیستن.
‫حداقل دیگه زنده نیستن

21:53.293 --> 21:54.877
‫یه چیزی زیر سطح وجود داره

21:54.878 --> 21:56.963
‫یه چیزی که اونا رو به سمت خودش
‫کشیده و اونا رو کشته

21:58.840 --> 22:00.465
‫- چیه؟
‫- بقایای بیگانه‌ها

22:00.466 --> 22:04.219
‫- بیگانه‌ها؟ مثل یکی از سریال‌هات؟
‫- نه، مثل یکی از سریال‌هام نه

22:04.220 --> 22:06.305
‫مثل میلیون‌ها سال پیش

22:06.306 --> 22:09.266
‫بعضی‌وقت‌ها با بررسی‌ها، مصنوعات
‫یا منابع انرژی قدیمی متعلق به بیگانه‌ها پیدا میشن

22:09.267 --> 22:11.226
‫این می‌تونه جای خالی
‫توی نقشه‌ها رو توضیح بده؟

22:11.227 --> 22:15.899
‫آره. مصنوعات بیگانه‌ها می‌تونن ماهواره‌های
‫بررسی رو دچار اختلال کنن

22:16.482 --> 22:18.442
‫خب، پهپاد خودمون رو
‫که توی آسمون منفجر کرد

22:18.443 --> 22:21.278
‫اگه یه وسیله‌ی فضایی قدیمی باشه،
‫پس بیچاره شدیم

22:21.279 --> 22:24.448
‫باید فوراً بررسی کردن رو متوقف کنیم
‫که مزاحم‌شون نشیم

22:24.449 --> 22:26.617
‫آره. چون خیلی خطرناکن

22:26.618 --> 22:28.285
‫یا اونقدر ارزشمندن،

22:28.286 --> 22:30.913
‫که شرکت نمی‌خواد
‫کَس دیگه‌ای توش سهیم باشه

22:30.914 --> 22:32.664
‫بهره‌برداری ازشون غیرقانونیه

22:32.665 --> 22:34.751
‫غیرقانونی بودن جلوی خیلی‌ها رو نمی‌گیره

22:35.919 --> 22:38.087
‫اما صد البته خودمون رو نمیگم

22:38.880 --> 22:41.089
‫یه گروه دیگه اون طرف سیاره‌ست

22:41.090 --> 22:44.176
‫تیم بررسی «دلت‌فال». باید بهشون پیغام بدیم
‫و اطلاعات رو رد و بدل کنیم، درسته؟

22:44.177 --> 22:47.930
‫- آره
‫- خوبه. باشه. پیغام می‌دیم. حالت خوبه؟

22:47.931 --> 22:49.598
‫انسان‌های احمق

22:49.599 --> 22:52.976
‫انسان‌های بی‌شعور احمق
‫تمام تلاش‌شون رو می‌کنن که کشته بشن

22:52.977 --> 22:55.855
‫و بعداً کی رو مقصر می‌دونن؟
‫کی رو از رده خارج می‌کنن؟

22:57.690 --> 22:58.733
‫من رو

22:59.442 --> 23:02.320
‫وقتی که خودتون تنهایید
‫خودتون رو به کشتن بدید

23:02.776 --> 23:04.328
‫[ هاب‌سیستم ]
‫[ برقراری ارتباط ]

23:04.329 --> 23:06.616
‫[ ارتباطات ماهواره‌ای ]
‫[ ارتباطات برقرار شده ]

23:06.658 --> 23:08.492
‫تیم بررسی دلت‌فال،

23:08.493 --> 23:10.953
‫من منزا هستم،
‫رئیس تیم بررسی «پریزرویشن‌آکس»

23:10.954 --> 23:12.038
‫لطفاً جواب بدید

23:14.374 --> 23:17.125
‫تیم بررسی دلت‌فال،
‫تیم بررسی پریزرویشن‌آکس هستیم

23:17.126 --> 23:18.836
‫لطفاً جواب بدید

23:20.463 --> 23:21.965
‫گروه بررسی دلفت‌فال...

23:23.383 --> 23:26.510
‫تیم بررسی دلت‌فال،
‫تیم بررسی پریزرویشن‌آکس هستیم

23:26.511 --> 23:27.679
‫لطفاً جواب بدید

23:31.724 --> 23:33.893
‫تیم بررسی دلت‌فال،
‫لطفاً جواب بدید

23:41.276 --> 23:44.195
‫جواب نمیدن. فکر کنم
‫سیستم ارتباطی‌شون قطع شده

23:45.280 --> 23:46.447
‫باید بریم اونجا رو بررسی کنیم

23:47.282 --> 23:50.117
‫این بار واحد امنیتی رو هم
‫همراه خودمون می‌بریم. باشه؟

23:50.118 --> 23:53.329
‫حتماً. مگه چه اتفاق بدی می‌تونه بیُفته؟

23:54.208 --> 23:58.208
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

23:58.209 --> 24:02.209
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:02.210 --> 24:17.210
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
