WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
«« تقدیم به شما مردمان ایران زمین »»

00:10.621 --> 00:13.541
یه جورایی همه اینا، اسکالی واگ ها، جنگ ها

00:13.621 --> 00:15.301
فرانسه آزاد و کرلینگ

00:15.381 --> 00:17.541
دلیل اینن که آنتونی و نِد کشته شدن

00:17.661 --> 00:21.061
من این فرصتو پیدا کردم تا به روح های فراموش شده

00:21.141 --> 00:22.381
نشون بدم که کسایی هستن که اونارو دوس دارن

00:22.461 --> 00:24.421
حتی اگه اونا خودشونو دوس نداشته باشن

00:24.501 --> 00:26.621
باب مانکهوس یکی از بازیگرای مورد علاقمه

00:26.701 --> 00:29.861
ولی برای تو نه اره؟
پسر من فرهنگیه بابا

00:29.941 --> 00:31.341
این ماییم

00:31.421 --> 00:32.621
این تویی داری اسب میرونی؟

00:32.701 --> 00:34.421
اره، من همیشه اسب میروندم

00:34.501 --> 00:36.021
آنتونی بونس با یه چاقوی شکاری کشته نشد

00:36.101 --> 00:37.221
اون داره پوشش یکی رو میده

00:37.301 --> 00:39.261
پوشش نوه اش رو

00:39.341 --> 00:41.101
اگه برم پیش پلیس، سوالای زیادی ازم میپرسن

00:41.181 --> 00:42.941
پدرت توی جنگ مرد

00:43.021 --> 00:45.141
ولی مامانت زندس

00:45.581 --> 00:47.261
جوهر رجیسترار
(توی قسمت قبلی توضیحش دادم)

00:47.341 --> 00:49.301
حالا تنها کاری که باید بکنیم اینه که بفهمیم که کی دیگه از این جوهر استفاده میکنه

00:49.781 --> 00:51.941
وقتی به نیل نشونش دادم، گفت این فقط وقت تلف کردنه

00:52.021 --> 00:53.901
تو چی فکر میکنی؟

00:53.981 --> 00:55.181
یه چیزی اون پایین هست که من توجهی بهش نکردم

02:13.381 --> 02:14.661
اوه، نه

02:17.061 --> 02:18.221
ببخشید، خانوما

02:18.301 --> 02:20.861
ببخشید، ببخشید
ممنونم

02:23.781 --> 02:25.181
استلا؟

02:25.261 --> 02:27.101
وقتی پیداش کردم مرده بود

02:28.421 --> 02:29.901
ولی تو چرا اینجایی؟

02:29.981 --> 02:31.461
چون استلا یکی از اونایی بود که از اون جوهر برای نوشتن استفاده میکرد

02:31.541 --> 02:33.061
با اون حقهِ آبت فهمیدم

02:33.141 --> 02:35.781
و بعدش به خانوم برینز زنگ زدم تا ببینم درسته یا نه

02:35.861 --> 02:37.821
اون گفت که استلا هم جوهر رجیسترار داشته

02:37.901 --> 02:40.501
پس اومدم اینجا یه چند کلوم باهاش حرف بزنم

02:40.581 --> 02:41.621
خیلی دیر شده بود

02:41.701 --> 02:43.101
اون به قتل رسیده؟

02:43.181 --> 02:44.941
والا تا اونجایی که دیدم زخم عمیقی نداشت

02:45.021 --> 02:46.381
اگه منظورت اینه

02:46.461 --> 02:47.781
ولی یه چیزی پیدا کردم

02:47.861 --> 02:49.141
استلا کسی بود که

02:49.221 --> 02:50.741
چاپلوسی تورو پیش سرپرست کرده بود

02:50.821 --> 02:53.061
نامشو کنارش پیدا کردم

02:53.141 --> 02:54.861
کامل همه چیو توضیح داده بود

02:59.981 --> 03:02.621
فکر نمیکردم توام از اونایی باشی که به محل حادثه زل بزنه

03:02.701 --> 03:04.861
خب، از اونجایی که استلا یکی از اونایی بود که منو تهدید میکرد

03:04.941 --> 03:06.181
که مامانم فهمید

03:06.261 --> 03:07.701
وقتی که هیچکسی این کارو نمیکرد

03:07.781 --> 03:09.581
اره، اینو همین الان گفتی

03:09.661 --> 03:11.381
والا این بنظرم منو بیشتر از یه کسی که به محل حادثه زل میزنه نشون میده

03:11.461 --> 03:12.981
مگه نه؟

03:13.061 --> 03:15.141
ما داشتیم فکر میکردیم که آیا استلا آخرین قربانیه یا نه

03:15.221 --> 03:19.461
انگاری که نیست
بر اثر سکته قبلی مرده

03:19.541 --> 03:22.261
شما باید برید خونه و بذارید پلیس کار خودشو بکنه

03:22.285 --> 03:32.285
:::. Abolfazl_Fx / مترجم : ابوالفضل  :::.
:::. @PunsiferPV : کانال تلگرام :::.

03:47.821 --> 03:52.821
[ قتل قبل از شامگاه ]
[ فصل اول : قسمت آخر ]

03:55.581 --> 03:57.821
سکته قلبی؟
کصشره بابا

03:57.901 --> 03:59.421
استلا مثل چی سالم بود

03:59.501 --> 04:01.661
این چیزیه که پلیس گفته

04:01.741 --> 04:04.141
چون این چیزیه که از ما میخوان باور کنیم

04:04.221 --> 04:05.901
پس جای وحشتی نیست

04:05.981 --> 04:07.261
چون، میدونی

04:07.341 --> 04:10.261
اون قاتل میتونه هرجایی باشه

04:10.341 --> 04:11.901
خانوما، سلام

04:11.981 --> 04:13.981
خبرای بدی از استلا رسیده

04:14.061 --> 04:17.101
اوه، اره، واقعا شوکه کننده بود

04:17.181 --> 04:18.381
اصلا انتظارشو نداشتم

04:18.461 --> 04:19.701
دقیقا

04:22.461 --> 04:24.381
و این کارت شناسایی روی جسد بود؟

04:24.461 --> 04:26.021
ام

04:26.101 --> 04:28.381
خب من رفتم دوباره به پرونده نِد ثویت درباره کرلینگ یه نگاهی انداختم

04:29.141 --> 04:32.461
یه جایی همین جا دلیل اینکه نِد کشته شد هست

04:32.541 --> 04:33.981
این چیه؟

04:34.061 --> 04:35.581
اوه، نمیدونم والا

04:35.661 --> 04:37.461
اینجوری ناظرا گزارشاتشونو میفرستادن

04:38.261 --> 04:39.621
نمیفهمم

04:39.781 --> 04:41.021
اینو اینجا پیداش کردم

04:41.381 --> 04:43.581
این همون کتابیه که آنتونی داشت مینوشت

04:43.661 --> 04:45.301
درباره چمپ تون توی جنگ

04:46.021 --> 04:47.701
ببین، توی سال های اول جنگ

04:47.781 --> 04:50.341
طرح دفاع خونگی دوتا نگرانی داشت

04:50.421 --> 04:53.421
یکی اینکه، آلمانی ها میتونن با چتر نجات توی گروه های کوچیکی بیان

04:53.501 --> 04:56.421
برای حمله به مناطق کلیدی و تهاجم به اینجا

04:56.501 --> 04:59.741
و دومم، خطر جاسوسان آلمانی

04:59.821 --> 05:02.861
خب، یه شبکه ای از ناظران ایجاد شد

05:02.941 --> 05:05.061
که از شهروند های عادی هم بود

05:05.141 --> 05:06.781
کسایی که میتونستن بدون اینکه توجه هارو جلب کنن پرسه بزنن، توی روستا؟

05:06.861 --> 05:08.221
اره

05:08.301 --> 05:10.101
بهشون میگفتن شاخه ماموریت های ویژه

05:10.181 --> 05:13.181
و اونا هرچیز غیر عادی ای رو که میدیدن گزارش میدادن

05:13.261 --> 05:16.501
منظورم اینه، تصور کن توی سراسر کشور ناظران

05:16.581 --> 05:18.301
و توی مرکز

05:18.381 --> 05:20.061
ایستگاه های رادویی

05:20.141 --> 05:21.941
چیز هایی که پیدا کردنو به ستاد ارسال میکردن

05:22.301 --> 05:25.221
خب، اون ناظران میتونستن گزارشاتشونو توی یه توپ تنیس مخفی کنن

05:25.301 --> 05:27.061
و اونارو توی یکی از چند تا

05:27.141 --> 05:28.861
نقاط مخفی ای که برای تخلیه بود رهاش کنن

05:28.941 --> 05:30.261
و وقتی که تهدید تهاجم

05:30.341 --> 05:32.181
فروکش میکرد، شبکه به کار خودش ادامه میداد

05:32.261 --> 05:35.221
چون که تهدیدات جاسوسا هیچوقت از بین نمیرفت

05:35.301 --> 05:36.661
اما انگاری خیلیم خوب نبودن

05:36.741 --> 05:38.221
چون اگه خوب بودن کرلینگ رو گم نمیکردن مگه نه؟

05:38.301 --> 05:39.621
اگه گمش نکرده باشن چی؟

05:39.821 --> 05:41.941
و اگه یکی از ناظرا بگه

05:42.021 --> 05:43.701
که دست کرلینگ رو خونده بودن چی؟

05:43.781 --> 05:45.341
ولی به جای نوشتن یه گزارش

05:45.421 --> 05:47.501
اونا تصمیم گرفته باشن که یه کاری باهاش بکنن

05:49.581 --> 05:50.981
نیل چطور؟

05:51.941 --> 05:54.301
اونو چیکارش میکنی؟
تو باید درباره جسد مرده بهش بگی

05:54.381 --> 05:56.021
چون یکی از چیزایی که براش خیلی باحاله

05:56.101 --> 05:57.741
!وقتی که حاضر باشم بهش میگم، دنیل

05:57.821 --> 05:59.501
خب، قضیه اینه که، حق با اون بود مامان

05:59.661 --> 06:03.221
من به یه چیزی بیشتر از اما و اگر نیاز دارم، و اون کاملا اینو برام روشن کرد

06:03.301 --> 06:05.661
که اگه قرار باشه اون همه این چیزارو جدی بگیره

06:05.741 --> 06:07.701
من به یه چیزی یا کسی نیاز دارم

06:07.781 --> 06:09.701
که به چیزی که 40 سال پیش رخ داده

06:09.781 --> 06:11.661
و چیزی که الان داره رخ میده ربط داشته باشه

06:17.021 --> 06:18.581
خب باشه، میتونی بری

06:20.501 --> 06:23.181
چی؟

06:23.261 --> 06:24.741
شنیدی دیگه

06:24.821 --> 06:25.821
چه اتفاقی افتاده؟

06:26.621 --> 06:29.661
ولخره تصمیم گرفتید که باور کنید دارم راستشو میگم؟

06:29.741 --> 06:32.701
آلکس د فلورس برات یه بهونه آورده که توی زمان وقوع جرم جای دیگه ای بودی

06:32.781 --> 06:34.101
اینجا رو ترک نکن

06:46.421 --> 06:48.421
حالت خوبه؟
رفتی بهش گفتی؟

06:48.501 --> 06:50.261
اره

06:50.341 --> 06:51.741
چی؟ همه چیو؟

06:51.821 --> 06:54.861
خب، مجبور بودم

06:54.941 --> 06:56.101
اونا محکومت که نکردن، کردن؟

06:56.181 --> 06:57.701
چون هیچ مدرکی ندارن

06:58.261 --> 07:00.341
دیگ تمومه

07:00.421 --> 07:02.021
اصلا نمیفهمی چی داری میگی نه؟

07:08.221 --> 07:11.421
بیاید به تیم پزشکی قانونی بگیم تا کلبه این چوپانو بررسی کنن

07:11.501 --> 07:14.461
اگه اون دوتا اونجا بوده باشن، حتما سرنخی به جا گذاشتن

07:14.541 --> 07:15.901
یه مدرکی چیزی

07:21.701 --> 07:23.941
هنوز اون یارو رو توی آزمایشگاه میبینی؟

07:24.021 --> 07:25.141
کم و بیش

07:25.221 --> 07:27.021
ببین که میتونه یه لطفی در حقمون بکنه یا نه

07:27.101 --> 07:30.101
من هرچه سریع تر یه گزارش مسمویت از استلا هارپر میخوام

07:30.181 --> 07:31.781
من فکر کردم بخاطر دلایل طبیعی بوده

07:31.861 --> 07:33.461
اره خب، ولی من باور نمیکنم

07:33.541 --> 07:35.501
دو قتل و یه حمله قلبی یهویی؟

07:35.581 --> 07:37.821
با عقل جور در نمیاد، نه؟

07:39.381 --> 07:41.741
اون پناهگاه باید کلید این ماجرا ها باشه

07:41.821 --> 07:43.461
چون قاتل میدونسته اون اونجا هست

07:43.541 --> 07:45.381
ولی اونا درباره اتاق رادیو هم خبر دارن

07:45.861 --> 07:48.661
من دارم یه چیزی رو از قلم میندازم

07:49.861 --> 07:52.341
آنتونی بونس کارش خیلی دقیق بود
اینو قبول دارم

07:52.421 --> 07:55.621
اون رفت از همه نوع آدمی مصاحبه کرد

07:55.701 --> 07:57.341
این یکی از مصاحبه هاش با یه معلم بازنشسته اس

07:57.421 --> 07:58.661
که اوپراتور رادیو بوده

07:58.741 --> 08:00.541
که سال پیش مرد

08:00.621 --> 08:03.101
این یه یارویی که یه چیزایی رو توی لونه مرغش قایم کرده بود

08:03.181 --> 08:06.341
و یه دکتر پیر توی بدسدل، که اونم مرده

08:06.421 --> 08:08.661
ایشون برای کسی که

08:08.741 --> 08:10.501
قسم خورده راز دار باشه، خیلی پر حرفه

08:10.581 --> 08:14.101
اون میگه، از ماها تعداد زیادی اونجا بود

08:14.461 --> 08:16.381
حتی یه پسرم توی خیابون چمپ تون بوده

08:16.461 --> 08:19.381
که با اسبش میرفته پیغام هارو تحویل میداده

08:19.461 --> 08:21.541
چون هیچکی فکر نمیکنه یه احمقی

08:21.621 --> 08:22.861
سوار اسب بشه، مگه نه؟

08:25.101 --> 08:27.021
اوه، خدای من

08:30.261 --> 08:31.461
برنارده

08:34.021 --> 08:36.661
خب میتونی این اصطبل هارو به چای خونه تبدیل کنی

08:36.741 --> 08:38.941
و این مغازه کادو فروشیم میتونه بره اونجا، بابا

08:39.021 --> 08:40.621
چه نوع کادو هایی؟
این چیه؟

08:40.701 --> 08:42.861
مربا و ترشی، هرچیزی که توی یه شیشه باشه

08:42.941 --> 08:44.141
باید یه چیزی بهت بگم

08:44.221 --> 08:45.781
و بهتره که از من بشنویش

08:45.861 --> 08:47.181
خب، نمیتونی یکمی وایسی؟
سرم شلوغه

08:47.261 --> 08:48.861
بخاطر ترشی؟ نه ناموسن

08:49.461 --> 08:52.141
نیتن امروز صبح آزاد شد، خب؟

08:52.221 --> 08:53.621
و خب کی قراره پول همه اینارو بده؟

08:53.701 --> 08:55.821
اونا گذاشتن برن چون من براش یه بهونه آوردم

09:00.341 --> 09:05.821
اولش مطمعن نبودم بهترین کاری که میتونم براش بکنم چیه

09:05.901 --> 09:07.621
ولی بعدش رفتم با دنیل حرف زدم

09:08.501 --> 09:11.541
...و
تو با دنیل حرف زدی؟

09:12.741 --> 09:16.741
خب شب قبل، من رفتم به اداره پلیس

09:16.821 --> 09:18.701
مطمعنم که کار درستی رو انجام دادم

09:18.781 --> 09:20.701
آلکساندر، منو بخاطر اینکه هیچی از حرفات متوجه نشدم ببخش

09:20.781 --> 09:22.581
داری بهم میگی که به پلیس دروغ گفتی؟

09:22.661 --> 09:25.821
نه، راستشو گفتم

09:27.621 --> 09:29.581
من بیشتر شبو پیشش بودم

09:33.741 --> 09:35.421
ما پیش هم بودیم

09:38.741 --> 09:40.901
تنها

09:51.221 --> 09:53.381
کانن کلمنت اینجاست تا تورو ببینه

09:53.461 --> 09:54.581
خیلی خب

09:59.621 --> 10:01.421
بابا، میخوای دربارش حرف بزنی؟

10:01.501 --> 10:02.901
نه، فکر نکنم ضروری باشه

10:08.341 --> 10:09.381
هی

10:11.381 --> 10:12.821
بیا اینجا

10:20.061 --> 10:21.421
دنیل

10:22.861 --> 10:24.181
چیکار میتونم برات بکنم؟

10:24.901 --> 10:26.461
در طول جنگ

10:26.541 --> 10:28.301
تو برای گروه وظایف ویژه یه ناظر بودی؟

10:30.901 --> 10:33.221
من یه عکسیو یادم میاد که تو و آنتونی وقتی بچه بودید توش بودید

10:33.301 --> 10:34.941
و داشتی یه اسبم میروندی

10:35.341 --> 10:37.301
اره خب، خیلی از آدمای اینجا میروندن

10:37.461 --> 10:39.781
اره، ولی توی عکس تو توپ تنیس دستت بود

10:40.181 --> 10:41.341
تو از تنیس متنفری

10:42.341 --> 10:44.861
اه، خیلی باهوشی نه؟

10:47.581 --> 10:51.261
همم

10:51.341 --> 10:54.261
من سال 1943 استخدام شدم

10:54.341 --> 10:56.901
یه چیزای کصشری رو بهمون دادن تا حفظشون کنیم

10:56.981 --> 10:58.541
ماشینا، نشانای آلمانی، و از همین کصشرا

10:58.621 --> 11:00.821
کار من این بود چشمو گوشمو باز کنم

11:00.901 --> 11:03.541
تا وقتی یه چیز غیر عادی ای رو دیدم، میدونی دیگه، سریع گزارش بدم

11:04.021 --> 11:05.821
و تو اینارو به

11:05.901 --> 11:08.061
آنتونی یا کس دیگه ای نگفتی؟
نه

11:08.141 --> 11:09.661
خب، من باید از قوانین اسرار رسمی اطاعت میکردم

11:09.741 --> 11:11.861
و اگه برات اهمیتی داره، من هنوزم هستم

11:14.661 --> 11:16.421
فیلیپ کرلینگ رو میشناختی؟

11:16.501 --> 11:18.381
نه زیاد، منظورم اینه فقط چشمی میشناختمش

11:18.461 --> 11:19.941
بیشتر روزا میدیدمش

11:20.021 --> 11:22.181
یا توی خونه یا توی اصطبل

11:22.261 --> 11:23.701
جایی که افسرا بودن

11:23.781 --> 11:25.101
جای دیگه چی؟

11:25.181 --> 11:26.821
اوه، محض رضای خدا دنیل، بیخیال دیگه

11:26.901 --> 11:29.261
تقریبا 40 سال ازش میگذره، نه، نه، بخدا یادم نیست

11:30.661 --> 11:32.621
این یه کپی از برگه گزارش توعه

11:32.701 --> 11:36.861
که بعد از اینکه کرلینگ توی سال 1944 غیبش زد به پلیس دادی

11:36.941 --> 11:38.101
اینو از کجا آوردی؟

11:38.181 --> 11:39.581
توی تحقیقات نِد ثویت بود

11:40.181 --> 11:42.621
توی این گزارش، تو گفتی که کرلینگ رو زمان سقوط هواپیما دیدی

11:42.901 --> 11:45.581
که اون چند ساعت قبل از اینکه هواپیما بلند بشه نزدیکش بوده

11:47.101 --> 11:48.141
خب، اگه اینطوری میگی که اره

11:48.221 --> 11:49.621
خب، این غیر عادی بود؟

11:49.701 --> 11:50.821
چی، اینکه اون اونجا بود؟

11:52.261 --> 11:53.421
نمیدونم، شاید

11:58.301 --> 12:00.021
کرلینگ از مامورای عالی رتبه بود

12:00.101 --> 12:02.181
کارش برنامه ریزی بود، اره خب بیشتر اوقات پشت میزش نشسته بود

12:02.381 --> 12:03.861
اینو توی گزارشات روزانه ات هم اضافه میکردی؟

12:03.941 --> 12:05.381
اره فک کنم، اره

12:05.461 --> 12:06.901
من هرچیزی رو که حتی اگه یکمیم مشکوک بود اضافه میکردم

12:06.981 --> 12:08.461
میذاشتم بقیه تصمیم بگیرن که مهمه یا نه

12:08.541 --> 12:10.221
فکر کنم کارمون تمومه، مگه نه دنیل؟

12:10.821 --> 12:12.141
فکر میکنی چه اتفاقی برای دنیل افتاد؟

12:16.741 --> 12:18.621
میدونی دنیل، بنظرم بهتره روی چیزایی تمرکز کنی

12:18.701 --> 12:20.181
که نگرانت میکنن

12:20.261 --> 12:21.421
سرتو از تو کونه کار من بکش بیرون

12:21.501 --> 12:23.661
که شامل خانوادم هم میشه

12:23.821 --> 12:26.061
چی داری میگی؟
آلسکاندر بهم گفت

12:26.341 --> 12:27.941
بهم گفت چیکار کرده
و بهم گفت که

12:29.261 --> 12:32.381
بهم گفت که چطور آدمیه و اینکه درموردش با تو حرف زده

12:33.421 --> 12:34.621
از ما دور بمون

12:41.381 --> 12:43.901
احتمالا میدونی که امروز گذاشتم نیتن بره

12:43.981 --> 12:47.821
اره شنیدم
که یعنی من هیچ سرنخی ندارم

12:49.301 --> 12:52.741
که یعنی من الان به اندازه ای که حل این پرونده نزدیکم

12:52.821 --> 12:54.821
که اون شب همدیگرو دیدیم

12:55.621 --> 12:58.421
که توی یهو به طور خیلی عجیب ازم بخاطر

12:58.501 --> 13:00.461
اون خودکاری که ازش استفاده میکردم تعریف کردی

13:00.541 --> 13:02.421
همون پنتل پی 205

13:02.501 --> 13:05.461
اها، همون پنتله
اره

13:07.141 --> 13:09.621
در واقع، من شگفت زده شده بودم

13:10.581 --> 13:14.261
خب، هیچوقت قدرت لوازم تحریر رو دست کم نگیر

13:20.941 --> 13:23.661
من متاسفم

13:23.741 --> 13:25.301
من اشتباه میکردم

13:25.381 --> 13:28.621
من فکر میکنم اون پناهگاه و همه چی مربوط به جنگ جهانی دوم

13:28.701 --> 13:30.181
ارزش جستجو کردن رو داره

13:30.261 --> 13:31.501
این عالیه چون

13:31.581 --> 13:32.581
من ترتیب یه تیم پزشکی قانونی رو دادم

13:32.661 --> 13:33.621
تا فردا صبح بیان اونجا

13:33.701 --> 13:35.381
میخوام همه چیو بررسی کنن

13:37.301 --> 13:38.501
درسته

13:40.101 --> 13:43.661
درسته احتمالش کمه، ولی خب این بهترین چیزیه که الان داریم

13:50.301 --> 13:51.621
کجا میخوای بری؟

13:51.701 --> 13:53.421
من یه پسر عمو توی تاونتون دارم

13:53.861 --> 13:55.301
شاید یه شغلی توی ضایعات فروشیش گیرم بیاد

13:55.381 --> 13:56.741
دیگه داری کص میگیا

13:57.021 --> 13:57.981
واقعا؟

14:00.061 --> 14:01.261
خب، پلیسا رو چیکار میخوای کنی؟

14:01.341 --> 14:03.021
خب اگه خایشو دارن بیان بگیرنم

14:05.901 --> 14:07.981
لطفا، نیتن، این کارو نکن

14:09.341 --> 14:11.821
تو نباید بری
بنظرت میتونم اینجا بمونم، میتونم؟

14:13.901 --> 14:15.181
من چیکار باید بکنم؟

14:18.941 --> 14:20.581
تو قوی تر از اون چیزی هستی که فکر میکنی

14:38.741 --> 14:41.381
فکر کنم بدونم چطور باید جسد کرلینگ رو به قاتل ربط بدم

14:42.621 --> 14:44.421
از همون اولم

14:44.501 --> 14:46.101
همه این قضایا بخاطر این بوده که قاتل پناهگاه رو داشته

14:46.181 --> 14:48.141
و کرلینگ هم یه راز بوده

14:48.541 --> 14:50.901
و الانم، اونا نمیدونن که من پناهگاه رو پیدا کردم

14:50.981 --> 14:52.821
که بهم یه مزیتی میده

14:52.901 --> 14:54.461
از چه نظر؟

14:55.021 --> 14:56.661
اونا فکر میکنن جاشون امنه

14:56.741 --> 15:00.261
البته تا اونجایی که فکر کنن، من میتونم کاری کنم خودشونو نشون بدن

15:00.341 --> 15:01.741
چطور؟

15:01.821 --> 15:04.181
با دادن یه دلیل خوب بهشون تا چسدو جا به جا کنن

15:06.221 --> 15:07.821
ولی باید امشب این کارو انجامش بدم

15:07.901 --> 15:09.741
چرا؟

15:09.821 --> 15:11.661
خب، من میخواستم به نیل همه چیو بگم

15:11.741 --> 15:13.381
و بعدش اون گفت که میخواد پناهگاه رو به

15:13.461 --> 15:14.701
محل جرم تبدیل کنه

15:14.781 --> 15:16.261
ولی وقتی اون این کارو بکنه

15:16.341 --> 15:18.061
قاتل میفهمه که جاش لو رفته

15:18.141 --> 15:19.821
و ما هر مزیتی که داشتیم رو از دست میدیم

15:20.581 --> 15:23.501
پس میخوای قاتل رو بکشونیش بیرون؟

15:25.181 --> 15:27.781
و همه اینا با یه اعلامیه قبل از غروب آفتاب شروع میشه

15:29.221 --> 15:33.341
آنتونی بونس، نِد ثویت و الانم استلا هارپر

15:33.421 --> 15:37.221
رفقایی که به صورت خیلی غم انگیزی از پیش ما رفتن

15:37.301 --> 15:40.501
این احتمالا زمان خیلی سختی برای همه ماست

15:40.581 --> 15:43.541
و مطمعنم تاثیر خودشو گذاشته

15:43.621 --> 15:47.581
بنابراین من منتظر جشن فردای چمپتون در جنگ هستم

15:48.101 --> 15:50.501
که یادآور اهمیت

15:50.581 --> 15:54.661
دوستی و جامعه

15:55.261 --> 15:57.301
و قدرتیه که از اون سرچشمه میگیره

15:58.461 --> 16:00.221
همچنین، یه چند تا خبر خوبم دارم

16:00.301 --> 16:01.821
طرح های نوسازیمون تایید شده

16:01.901 --> 16:03.541
که شامل ساخت دستشویی جدید میشه

16:03.621 --> 16:05.141
و این کار از فردا آغاز میشه

16:05.221 --> 16:07.581
با برداشتن موقتیه

16:07.661 --> 16:08.981
ستون برای جا کردن لوله کشی

16:09.061 --> 16:10.981
فقط یه چند روز طول میکشه

16:11.061 --> 16:12.661
و امیدوارم تاثیر زیادی نداشته باشه

16:26.181 --> 16:28.061
سرپرست عزیز

16:28.141 --> 16:29.501
نمیدونستم شما دارید میاید

16:30.261 --> 16:34.181
بخاطر اینه که بهت چیزی نگفتم

16:34.261 --> 16:37.621
من درباره حرفایی که دیروز زدی خیلی فکر کردم

16:37.701 --> 16:40.061
و باید بگم که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

16:40.421 --> 16:45.021
خیلی حرفات پرشور بود

16:45.101 --> 16:47.981
ما همیشه میتونیم از شور و اشتیاق استفاده کنیم

16:48.061 --> 16:51.621
البته اگه توی راه درستش باشه

16:51.701 --> 16:52.941
بله بله قطعا

16:53.021 --> 16:59.181
خب، من تصمیم گرفتم

16:59.261 --> 17:02.061
که دیگه این موضوع رو دنبال نکنم

17:05.501 --> 17:06.821
ممنونم

17:06.901 --> 17:09.661
تو گفتی که میخوای یه تغییری ایجاد کنی

17:11.101 --> 17:12.461
اره خب، تلاشمو میکنم

17:13.461 --> 17:14.901
بله که میکنی

17:15.621 --> 17:17.821
برای همین

17:17.901 --> 17:21.901
اینجا چند تا کمیته هست

17:21.981 --> 17:23.701
که باید عضوشون بشی

17:25.221 --> 17:27.861
باید کار های خوبو بین همه سرپرستا انجام بدی

17:31.181 --> 17:32.501
میفهمم

17:32.581 --> 17:35.221
این یه فرصت بی نظیره

17:35.301 --> 17:38.301
همچنین مسئولیت بیشتری هم میطلبه

17:38.381 --> 17:42.181
که البته به ساعات کاری زیادی هم نیاز داره

17:42.261 --> 17:46.421
که باید برای بقیه کارات وقت کمتری بذاری

17:47.301 --> 17:49.581
ولی این بخاطر اینه که میخوای تغییر ایجاد کنی

17:50.181 --> 17:52.061
خب

17:52.141 --> 17:56.421
وقتی اینو اینجوری جلو روم میذاری، بنظرت چاره دیگه ای دارم؟

17:59.301 --> 18:00.701
هیچی

18:09.141 --> 18:11.821
آلکساندر، میشه بیام داخل؟

18:16.581 --> 18:19.261
نیازی نیست نگران باشی، میدونی

18:19.341 --> 18:21.301
رابطه منو نیتن تموم شده

18:21.541 --> 18:24.541
خب، تو دیگه در امانی

18:25.141 --> 18:28.381
دیگه من خطری ندارم که باعث خجالت زده شدنت بشه

18:29.301 --> 18:31.541
اه، نه بیشتر از کارایی که کردم

18:36.661 --> 18:38.141
راستش، داشتم فکر میکردم که اون نقاشی ای که

18:38.221 --> 18:39.461
بابت آنتونی کشیده بودی رو داری؟

18:41.621 --> 18:44.061
ام اره

18:45.661 --> 18:47.061
یه جایی همینجاست

18:47.341 --> 18:48.461
درسته

19:05.061 --> 19:07.381
اره خب، فکر کردم که میتونم اینو توی اتاق مطالعم آویزونش کنم

19:13.741 --> 19:16.461
درسته، خب ام

19:18.621 --> 19:20.061
باید لاک زده بشه

19:20.741 --> 19:22.661
اره، خب ام

19:22.741 --> 19:24.661
و این کارو میتونی انجام بدی؟

19:25.381 --> 19:26.821
البته

19:28.141 --> 19:29.661
چقدر عالی

19:30.381 --> 19:31.461
بابا، من

19:53.221 --> 19:54.381
خیلی خب پس

20:07.981 --> 20:09.781
قرصامو ندیدی؟

20:09.861 --> 20:11.661
قرص سوزش معده؟ نه قرص استرس

20:11.741 --> 20:12.861
من تورو مقصر میدونم

20:18.101 --> 20:20.981
راستشو بخوای، خیلی از این خوشم نمیومد

20:21.261 --> 20:22.501
من متاسفم

20:22.581 --> 20:24.141
باید حواست به این یارو کرگان باشه

20:24.221 --> 20:27.541
یکی ممکنه هی بهت لبخند بزنه ولی یه آدم شرور باشه

20:27.621 --> 20:29.501
مکبت میدونست داره درباره چی حرف میزنه

20:29.581 --> 20:31.181
هملت
حالا هرچی

20:31.261 --> 20:32.901
میدونستم از خانواده سلطنتی خارجیه

20:32.981 --> 20:34.021
!اه

20:36.701 --> 20:39.421
ام، تو سریعا باید بری

20:40.101 --> 20:41.541
واقعا فکر میکنی اونا میان؟

20:42.101 --> 20:43.421
روش حساب باز کردم

20:44.141 --> 20:45.861
خب، مراقب باش حله؟

21:43.181 --> 21:44.581
یه حسی بهم میگفت که داری میای اینجا

21:49.661 --> 21:51.301
خب بیا از اول شروع کنیم باشه؟

22:08.021 --> 22:11.021
[ چمپ تون، سال 1944 ]

22:17.581 --> 22:23.181
♪ زیر درخت سیب با هیچکس جز من نشین ♪

22:23.261 --> 22:28.101
♪ هرکس دیگه ای غیر من، هر کس دیگه از غیر من ♪

22:28.181 --> 22:30.501
♪ نه، نه، نه، نشین ♪

22:30.581 --> 22:32.021
تنهایید خانوم جوان؟

22:33.181 --> 22:35.101
با خواهرم اومدم

22:35.181 --> 22:36.701
دورا، همون خواننده عه

22:40.261 --> 22:43.101
خیلی زیبا میخونه

22:43.181 --> 22:44.981
همیشه اینو بهش میگم

22:45.061 --> 22:48.501
من هروم، هرو گاشِت

22:49.861 --> 22:51.741
کت شرمن هستم

22:53.141 --> 22:56.701
هرو یکی از خوشتیپ ترین مردایی بود که دیده بودم

22:59.141 --> 23:01.461
اون از ارتش فرانسه آزاد بود

23:02.261 --> 23:07.101
اون بعد از عملیات جنگ جهانی دوم از فرانسه فرار کرد و عضو سازمان اداره عملیات ویژه شد

23:07.501 --> 23:10.821
بعد از اون، چند باری هی به فرانسه رفت و برگشت

23:10.901 --> 23:12.621
و به جبهه مقاومت کمک میکرد

23:13.541 --> 23:14.901
آدم شجاعی بود

23:19.301 --> 23:22.461
من عضو واحد وظایف ویژه بودم

23:23.141 --> 23:25.181
دورا هم همینطور

23:25.261 --> 23:26.301
و تنها کسی که میدونست

23:26.381 --> 23:28.901
هرو بود

23:29.381 --> 23:32.821
شبی که اون نقاشی رو بهم نشون داد بهش گفتم

23:34.101 --> 23:36.101
اون برای تو کشیده بودتش، مگه نه؟

23:36.781 --> 23:39.581
تو اون زنی هستی که پشتش به ماست و داره میرقصه

23:40.701 --> 23:42.901
تو از کجا میدونی؟

23:42.981 --> 23:45.541
صومعه نوتردام دو سنانک

23:45.621 --> 23:48.541
این توی نقاشیه هست، و یادمه داشتم

23:48.621 --> 23:51.741
یه گزارشی درباره اون سقوط میخوندم که

23:51.821 --> 23:53.701
هرو اهل بومونت بود

23:53.781 --> 23:56.261
یه روستای کوچیکیه که فقط چند مایل از صومعه فاصله داره

23:57.221 --> 23:59.701
اون روستایی رو که عاشقش بود رو کشیده بود

24:00.661 --> 24:02.021
و اینجا جاییه بود که دفن شد

24:04.901 --> 24:06.381
ما بهم دیگه قول دادیم

24:09.981 --> 24:11.021
بعد از جنگ

24:12.381 --> 24:15.661
که بریم اونجا زندگی کنیم، یه زندگی جدید رو شروع کنیم

24:18.461 --> 24:20.021
فکر میکردم که ما مورد رحمت خداوندیم

24:23.261 --> 24:25.261
اون جوک قدیمی چی بود؟

24:25.341 --> 24:27.581
اگه میخوای خدارو بخندونی

24:27.661 --> 24:29.061
بهش برنامه هات رو بگو

24:31.461 --> 24:36.101
چند ماه بعد، از فرانسه پیغامی گرفتیم که

24:36.181 --> 24:38.421
که آلمانی ها کل شبکه

24:38.501 --> 24:41.381
سازمان عملیات ویژه و اعضای جبهه مقاومت رو از بین برده

24:42.141 --> 24:43.941
اونا همشون تیر خورده بودن

24:44.261 --> 24:45.821
بهشون خیانت شده بود

24:47.621 --> 24:50.741
اولش، نمیدونستیم که کی خیانت کرده

24:50.821 --> 24:55.021
ولی بعدش، هرو از یکی توی فرانسه شنید

24:55.101 --> 24:56.821
که گفت یه خیانت کار

24:56.901 --> 25:00.061
توی رده های بالای سازمان عملیات ویژه، اینجا توی چمپ تون بوده

25:00.141 --> 25:02.621
و کل عملیات به خطر افتاد

25:03.021 --> 25:07.861
هرو تصمیم گرفت بره فرانسه تا باهاش ملاقات کنه

25:09.101 --> 25:12.301
و بعدش، من فهمیدم که باردارم

25:12.861 --> 25:14.941
سعی کردم قبل از اینکه هرو بره بهش بگم

25:15.021 --> 25:18.181
ولی چون هرو اینقدر سرش شلوغ بود فرصت نشد بهش بگم

25:19.301 --> 25:20.861
من به خودم قول دادم

25:20.941 --> 25:24.181
که وقتی برگشت سوپرایزش کنم

25:30.221 --> 25:32.101
ایشالا خدا تورو برگردونه خونه

25:41.181 --> 25:42.461
...توی یه لحظه

25:44.141 --> 25:45.861
آینده ام ازم گرفته شد

25:48.941 --> 25:50.381
ولی تو بازم ادامه دادی

25:51.661 --> 25:53.181
یه جنگی بود که باید پیروز میشدیم

25:53.421 --> 25:55.581
اینجوری بود که فهمیدی

25:55.661 --> 25:57.261
کرلینگ نزدیک هواپیما بوده

25:58.141 --> 26:00.461
برنارد د فلورس یکی از اعضای شما بود

26:01.181 --> 26:02.581
میدونستی؟

26:02.701 --> 26:06.421
نه والا نمیدونستم

26:06.501 --> 26:08.901
اون شب اون کرلینگ رو دیده بود

26:08.981 --> 26:10.781
و اینو توی گزارشش هم نوشت

26:11.221 --> 26:12.661
ولی اون متوجه اهمیتش نبود

26:12.741 --> 26:16.501
ولی تو این کارو کردی، مگه نه؟

26:17.501 --> 26:22.341
میدونستم کرلینگ یه خرابکاری توی هواپیما کرده

26:22.421 --> 26:24.461
تا از خودش محافظت کنه

26:24.541 --> 26:25.861
اون خیانت کار بود

26:25.941 --> 26:27.261
و یه قاتل

26:27.901 --> 26:30.021
و من میخواستم اینو ثابت کنم

26:33.101 --> 26:36.781
صبر کردم تا ببینم تا دیر وقت کار میکنه

26:36.861 --> 26:39.301
و بعدش وارد خونش شدم جایی که زندگی میکرد

26:45.181 --> 26:46.861
ولی اون زودتر برگشت

26:46.941 --> 26:48.901
اه، پس تو فهمیدی

26:48.981 --> 26:50.741
که تو یه خیانت کاری

26:50.821 --> 26:52.381
بستگی داره توی کدوم جبهه باشی، نه؟

26:52.461 --> 26:54.101
گوشی زنگ خورد و حواسشو پرت کرد

26:54.181 --> 26:56.221
چراغ مطالعشو پرت کردم سمتش

27:01.421 --> 27:02.781
چراغو گرفتم

27:03.661 --> 27:05.581
و زدم تو سرش

27:08.501 --> 27:11.701
من کشتمش

27:11.781 --> 27:13.461
نمیدونستم باید چیکار کنم

27:15.421 --> 27:17.461
و بعد به این مکان فکر کردی

27:18.141 --> 27:20.221
نزدیک بود همه چی از هم بپاشه

27:21.101 --> 27:23.021
اسکالی واگ ها همینطوریشم از قبل از بین رفته بودن

27:23.101 --> 27:25.381
شبکه ناظران هم داشت تعطیل میشد

27:27.461 --> 27:29.701
این مکان ممکن بود خیلی زود تخلیه بشه

27:29.781 --> 27:31.661
و هیچکسم متوجه اش نمیشد

27:32.261 --> 27:34.181
و اون تئوری ای که کرلینگ فرار کرده چی؟

27:34.661 --> 27:36.061
خیلی سخت نبود

27:37.581 --> 27:39.741
من اسمشو به دفترچه پرواز ماموریت اضافه کردم

27:39.821 --> 27:41.541
که شبی که اون مرد پرواز کرد و رفت

27:41.701 --> 27:44.021
ولی قطعا اونا ناپدید شدنشو بررسی کردن

27:44.101 --> 27:45.621
میخواستم که این کارو بکنن

27:46.021 --> 27:48.621
چون بعدش حقیقت مشخص میشد

27:48.941 --> 27:52.221
اگه میتونستم رادیوشو پیدا کنم، اونام میفهمیدن

27:52.701 --> 27:54.101
که فهمیدن

27:54.701 --> 27:57.021
و همه داستان

27:57.101 --> 27:59.261
جاسوس بودن کرلینگ رو باور کردن

27:59.981 --> 28:01.501
چون که حقیقت داشت

28:02.421 --> 28:06.021
و فقط یه هل کوچیک بس بود تا باور کنن فرار کرده

28:07.861 --> 28:10.501
سال ها گذشت

28:10.581 --> 28:12.821
و خاطرات جنگ هم ناپدید شد

28:14.341 --> 28:19.461
سر انجام هم، یجوری شد که اون چند روز توی سال 1944 مثل یه رویا بودن

28:20.661 --> 28:22.901
تا زمانی که آنتونی بونس اومد اینجا

28:24.941 --> 28:29.141
اون شروع کرد به گشتن اینجا

28:29.221 --> 28:31.581
و درباره اسکالی واگ ها سوال میپرسید

28:31.661 --> 28:34.861
اون میدونست که اینجا یا نزدیک کلیسا یه پناهگاه هست

28:35.981 --> 28:38.101
...میدونستم که داره به پیدا کردنش نزدیک میشه

28:39.221 --> 28:43.421
که اگه اون این مکانو پیدا میکرد، جسد هم پیدا میکرد

28:45.101 --> 28:46.901
و منم به زندون میوفتادم

28:48.341 --> 28:50.821
اونا همه اون سال ها به ما آموزش داده بودن

28:50.901 --> 28:52.661
مبارزه یک به یک رو

28:54.781 --> 28:56.661
!اه اه

28:58.261 --> 29:00.861
اما ماجرا همینجا تموم نشد نه؟

29:01.941 --> 29:06.061
نِد ثویت داشت یه مطلبی درباره کرلینگ مینوشت

29:06.941 --> 29:09.381
«« تنها کسی که فرار کرد »»

29:09.861 --> 29:11.301
کاش فقط همین بود

29:13.221 --> 29:14.541
ازت درباره این پرسید؟

29:14.861 --> 29:16.261
این توی پوشه هاش بود

29:18.141 --> 29:21.221
این گزارش پروازیه که میگه کرلینگ

29:21.301 --> 29:24.901
رفته به سمت فرانسه زمانی که اینجا بود، اما مرده

29:27.021 --> 29:29.021
اسمش با یه دستگاه دیگه ای تایپ شده بود

29:29.181 --> 29:32.501
میبینی؟
این حرف ال کجه

29:36.381 --> 29:38.301
هیچی رو از دست ندادی، نه؟

29:39.981 --> 29:44.221
خب، نِد هم همینطور

29:45.981 --> 29:50.381
این به قدری بد بود که اون تونسته بود دفترچه پرواز واقعی رو پیدا کنه

29:50.461 --> 29:53.261
ولی بعدش متوجه شد که دستکاری شده

29:53.941 --> 29:55.861
اون روزنامه نگار خیلی خفنی بود

29:57.541 --> 29:59.781
من میترسیدم مشکل فقط زمان باشه

30:00.621 --> 30:05.581
پس بعدش، من بهش زنگ زدم

30:05.661 --> 30:07.981
بهش گفتم یه چیز جالب پیدا کردم

30:09.301 --> 30:10.741
ترتیب ملاقات باهاشو چیدم

30:18.141 --> 30:19.381
خیلی آرومیا

30:20.141 --> 30:21.941
انگاری داری فکر میکنی

30:22.021 --> 30:23.861
فکر نمیکنم که تو بخوای منو بکشی

30:25.101 --> 30:26.261
چرا که نه؟

30:26.341 --> 30:27.901
چون من نوشته هایی رو گذاشتم

30:27.981 --> 30:30.381
که هر تحقیقی رو مستقیم به سمت تو میفرسته

30:35.501 --> 30:37.901
میدونی که باید به پلیس تحویلت بدم، اره؟

30:42.701 --> 30:46.181
دورا جونمو نجات داد

30:46.261 --> 30:49.221
...بعد از هرو، من فقط

30:49.301 --> 30:52.221
نمیتونستم هیچ چیزی رو بفهمم

30:53.541 --> 30:57.101
وقتی تشخیص دادن اون سرطان داره

30:57.181 --> 30:59.381
میدونستم که نوبت من رسیده

30:59.461 --> 31:03.181
یه شانسی برام تا همه چیو رو به راه کنم

31:03.261 --> 31:05.941
من میدونستم اگه آنتونی موفق بشه

31:06.021 --> 31:08.621
آخرای زندگی دورا هم بگا میره

31:08.701 --> 31:10.621
با دستگیری و محاکمه شدن من

31:11.021 --> 31:13.221
درست وقتی که اون بیشترین نیاز رو به من داره

31:13.301 --> 31:15.141
من ممکن بود بیوفتم پشت میله های زندان

31:16.101 --> 31:18.421
نمیتونستم بذارم این اتفاق بیوفته، میتونستم؟

31:23.621 --> 31:26.581
هرکاری بخوای میکنم

31:26.661 --> 31:29.701
کامل اعتراف میکنم

31:29.781 --> 31:34.061
ولی اول، بذار برم دورا رو ببینم

31:34.901 --> 31:37.661
کت، نمیتونم این کارو بکنم

31:37.741 --> 31:38.861
لطفا

31:39.221 --> 31:40.581
این تمام چیزیه که میخوام

32:05.941 --> 32:06.861
صبح بخیر

32:08.541 --> 32:11.141
هوای خوبیه، نه؟

32:16.981 --> 32:18.661
من هرو هستم

32:19.381 --> 32:20.381
از آشنایی با شما خوشحالم

32:28.501 --> 32:29.781
بجنب، کت

32:29.861 --> 32:31.581
دنیل؟

32:36.541 --> 32:37.741
کاراگاه ونلو؟

32:38.101 --> 32:39.781
آدری کلمنت

32:39.861 --> 32:42.621
گوش کن، یه چیزی هست که باید بدونی

32:45.821 --> 32:46.861
کت

32:49.101 --> 32:50.501
!اوه

32:50.581 --> 32:52.381
تقریبا مثل نسخه واقعیشه

32:52.461 --> 32:53.901
سلاممم

32:55.021 --> 32:56.981
اوخودوووو

32:58.461 --> 33:01.061
میشه بغلش کنم؟
البته

33:03.421 --> 33:05.101
اوه، اینو ببین

33:08.181 --> 33:09.541
!اووه

33:09.621 --> 33:10.781
!اوه

33:14.381 --> 33:15.421
کت

33:18.021 --> 33:19.341
خداحافظ کوچولو موچولو

33:27.261 --> 33:28.941
بجنب، بیا

33:39.421 --> 33:40.461
!خدای من

33:42.261 --> 33:43.781
کورین

33:44.581 --> 33:45.741
!همین الان

33:45.821 --> 33:46.941
خیلی خب، ممنونم

33:47.021 --> 33:48.061
ممنونم

33:53.301 --> 33:54.781
اون همه چیو میدونه

34:03.701 --> 34:05.301
آزمایشگاه زنگ زده بود، حق با تو بود

34:05.381 --> 34:07.221
استلا هارپر مسموم شده بود

34:07.301 --> 34:09.101
اونا رد هایی از بادامچه پیچ پیدا کردن

34:09.901 --> 34:12.061
این یه درخچه اس، ظاهرا سریع رشد میکنه

34:12.221 --> 34:13.461
لطفا بهم نگو که

34:13.541 --> 34:15.221
داخل کیک بوده؟
نه

34:15.301 --> 34:16.501
داخل چایی بوده

34:30.621 --> 34:31.901
خب پس تو میدونی دیگه اره؟

34:33.461 --> 34:34.781
شب پیش

34:34.861 --> 34:36.621
بهش گفتم چه اتفاقی افتاده

34:37.741 --> 34:40.021
من میخواستم که جسد کرلینگ رو جا به جا کنم

34:40.981 --> 34:44.781
میفهمم
وگرنه اون بی گناهه

34:53.741 --> 34:56.021
فقط یه چیز هست که متوجه اش نمیشم

34:57.541 --> 34:59.981
خب، تو گفتی که به سر کرلینگ ضربه زدی

35:00.061 --> 35:01.301
با یه چراغ مطالعه

35:02.061 --> 35:03.181
امم

35:04.381 --> 35:06.221
اون میخواست بهم شلیک کنه

35:06.781 --> 35:08.701
فقط اینکه، تو گفتی که چراغو سمتش پرتاب کردی

35:08.781 --> 35:10.701
وقتی شروع کردی باهاش دعوا بگیری

35:10.781 --> 35:12.901
چطور تونستی دوباره بگیری دستت و بکشیش؟
(عجب مغزیه این نویل جون)

35:19.741 --> 35:21.701
کار تو بود، مگه نه؟

35:25.341 --> 35:28.221
کت بهم گفت که اون شب میخواست بره خونه کرلینگ

35:29.581 --> 35:32.821
من نگرانش بودم پس دنبالش کردم

35:32.901 --> 35:34.701
!اوه

35:48.261 --> 35:50.781
دو قتل

35:50.861 --> 35:53.901
و همه اینا برای محافظت از دورا بود، نه تو

35:55.501 --> 35:56.381
سه تا

35:56.461 --> 35:58.021
چی؟

35:59.621 --> 36:00.901
سه تا قتل

36:02.061 --> 36:03.301
استلا هم همینطور؟

36:04.741 --> 36:06.181
تقصیر اون نبود

36:07.301 --> 36:09.661
ادجی بهش تهدیدش کرد

36:09.901 --> 36:12.021
شبی که نِد کشته شد

36:12.341 --> 36:14.941
خب، اون به ما زنگ زد

36:15.021 --> 36:17.781
دورا رفت پیشش تا ببینه حالش خوبه یا نه

36:18.621 --> 36:21.381
اون برنامه ریخته بود پیش پلیس

36:21.461 --> 36:23.181
و همه چیو بهشون بگه

36:23.261 --> 36:27.981
فقط اینکه من قبلا به پلیس گفته بودم

36:28.061 --> 36:30.381
که ما دوتامون اون شب خونه بودیم

36:31.701 --> 36:34.821
استلا متوجهش نشد، ولی

36:34.901 --> 36:36.861
اگه اون میرفت پیش پلیس

36:37.501 --> 36:39.501
اون بهونه منو از بین میبرد

36:46.381 --> 36:47.661
من این کارو برای تو کردم

36:51.061 --> 36:52.621
عاشقتم

36:55.421 --> 36:57.301
منم عاشقتم

36:58.341 --> 37:01.461
چاییتو بخور، قبل اینکه سرد بشه

37:07.341 --> 37:08.781
اول میریم کلیسا

37:08.861 --> 37:10.301
اگه اونجا نباشن حتما توی شارمنن

37:14.101 --> 37:16.861
همیشه ما دربراربر دنیا بودیم، مگه نه؟

37:16.941 --> 37:19.861
اره، والا

37:22.261 --> 37:23.621
اینجوری بهتره

37:47.701 --> 37:48.861
چیکار کردی؟

37:59.941 --> 38:01.101
یکی از شما دوتا دم دروازه بمونه

38:01.181 --> 38:02.261
چشم، قربان

38:08.981 --> 38:11.061
نگران نباش

38:11.141 --> 38:13.661
ماله تورو جدا درست کردم

38:15.541 --> 38:17.461
هیچکاری نمیتونی بکنی

38:18.821 --> 38:20.181
خوشحالم که اینجایی

38:27.301 --> 38:28.861
داری وقتت رو تلف میکنی

38:30.381 --> 38:32.901
قبل اینکه کسی برسه اینجا همه چی تمومه

38:33.461 --> 38:34.901
سلام، اینجا اورژانسه، مشکلتون چیه؟

38:34.981 --> 38:36.861
نمیتونم پاهامو حس کنم

38:39.661 --> 38:41.421
زیاد طول نمیکشه

38:45.741 --> 38:47.501
برامون دعا کن، دنیل

38:47.581 --> 38:48.661
میکنی؟

38:49.461 --> 38:53.461
برای گناهامون و بخششمون دعا کن

38:58.421 --> 39:00.461
میفهمم

39:03.181 --> 39:04.861
پس پیشمون بمون، باشه؟

39:07.221 --> 39:08.861
نمیتونی حداقل این کارو بکنی

39:11.821 --> 39:13.781
پناهگاه خالیه بجنب بیا

39:17.621 --> 39:19.461
این پایین

39:27.261 --> 39:29.461
اوه، گوش کن

39:53.101 --> 39:56.101
به دستان تو، ای ناجی مهربون

39:56.181 --> 40:03.101
ما خدمتگزارای شما، کت و دورا رو ستایش میکنیم

40:05.261 --> 40:08.181
اونارو توی آغوش رحمتت قبول کن

40:34.301 --> 40:35.861
مثل همیشه

40:39.101 --> 40:41.021
مثل همیشه

40:45.461 --> 40:46.821
!پلیس، درو وا کنید

40:53.021 --> 40:54.381
اونا اینجان

40:55.101 --> 40:56.461
برو

41:06.901 --> 41:07.901
دنیل

41:10.181 --> 41:11.821
چرا بهم نگفتی کار کت بوده؟

41:13.341 --> 41:15.061
اگه بهت میگفتم باور میکردی؟

41:50.181 --> 41:55.421
شنیدم چه اتفاقی افتاده

41:59.341 --> 42:01.781
...میدونی

42:01.861 --> 42:04.261
آخرش کت ازم خواست براش دعا کنم

42:06.341 --> 42:07.821
...ولی برای یه مدتی من

42:13.701 --> 42:16.061
...بعد از اینکه آنتونی مرد، من

42:17.261 --> 42:18.581
جلوی همه ایستادم

42:18.661 --> 42:22.141
و از رحم نسبت به قاتل حرف زدم

42:22.221 --> 42:26.141
حتی به نیل گفتم به انتقام باور ندارم

42:27.221 --> 42:29.501
من حتی برای سرپرست درمورد عشق خدا سخنرانی کردم

42:29.581 --> 42:31.101
و گفتم که عشق برای همه اس

42:31.181 --> 42:33.381
بدون هیچ قضاوتی و سرزنشی

42:36.261 --> 42:40.981
ولی وقتی نوبت به کت رسید، نمیخواستم بخشنده باشم

42:42.901 --> 42:45.061
من فقط میخواستم مجازاتش کنم

42:45.901 --> 42:47.621
تنها راهی بود که میتونستم

42:51.221 --> 42:53.381
ولی این کارو نکردی، کردی؟

42:57.381 --> 42:58.501
نه

43:00.941 --> 43:02.621
ولی یه لحظه ای بود

43:03.901 --> 43:11.701
قضاوت و سرزنش همه چیزی بود که براش میخواستم

43:12.901 --> 43:14.581
اون چی دربارم میگه؟

43:30.861 --> 43:32.861
بیخیال

43:34.301 --> 43:36.261
بعضی وقتا فکر میکنم

43:36.341 --> 43:37.821
بهتر بود اگه گذشته همون گذشته میموند

43:38.341 --> 43:40.101
مطمعن نیستم که این ممکن باشه ها

43:40.181 --> 43:41.861
یا حتی بشه به دستش آورد

43:42.501 --> 43:45.341
بعضی وقتا مواجه شدن با گذشته چیز خوبیه

43:45.421 --> 43:47.141
حتی اگه توی درد و رنج باشه؟

43:47.221 --> 43:49.141
اره، حتی اگه درد و رنج باشه

43:49.261 --> 43:51.861
لطفا نگو که
ما اینجوری بزرگ میشیم

43:51.941 --> 43:54.061
یه چیزی مثل همین

43:54.141 --> 43:56.301
پیر شدن اجباریه

43:56.381 --> 43:59.541
ولی بزرگ شدن اختیاری

43:59.621 --> 44:00.861
چی؟

44:00.941 --> 44:02.221
تو تنها کسی نیستی که

44:02.301 --> 44:03.901
میتونه یه نقل قول خوب رو وقتی نیاز داری پیدا کنه

44:04.101 --> 44:06.301
نه، والا ازش خوشم اومد

44:07.141 --> 44:09.021
از اسکار وایلد بود؟

44:09.101 --> 44:10.141
نه از باب مانکهوس بود

44:10.165 --> 44:25.165
«« پایان فصل اول سریال »»
«« امیدوارم لذت برده باشید »»

44:25.189 --> 44:55.189
:::. Abolfazl_Fx / مترجم : ابوالفضل  :::.
:::. @PunsiferPV : کانال تلگرام :::.
