WEBVTT

00:06.048 --> 00:08.083
‫« آنچه گذشت »

00:06.048 --> 00:09.176
‫پنج مرگ اخیر رخ داده که به خانواده مرداک ربط داشته

00:09.260 --> 00:12.513
‫اون شب پیش تو و مامان بودم.
‫حدود ۴۵ دقیقه

00:12.596 --> 00:13.676
‫فکر می‌کنی اینقدر زیاد بودی؟

00:13.722 --> 00:15.724
‫پس قبل از اون موقع نرفتی به لونه‌ی سگ‌ها؟

00:15.808 --> 00:16.850
‫نه آقا

00:16.934 --> 00:19.436
‫داداش کوچیک دیوثم
‫نزدیک به ده سال

00:19.520 --> 00:22.064
‫داشته از موکل‌هاش دزدی می‌کرده

00:22.147 --> 00:25.109
‫پدرت تایر ماشین خودش رو سوراخ کرده
‫و خواسته کاری کنه تا آقای اسمیت...

00:25.192 --> 00:26.318
‫باید بهم شلیک کنی

00:26.402 --> 00:27.486
‫من به قرص اعتیاد دارم

00:27.570 --> 00:29.047
‫کمکت می‌کنم تا کمکی که نیاز داری برات فراهم بشه

00:29.071 --> 00:30.840
‫برو پاک شو، داداش کوچولو

00:30.864 --> 00:35.119
‫خبر داری چه خسارتی به این شرکت وارد کردی؟

00:35.202 --> 00:37.746
‫به خانواده‌مون، به آینده‌ی باستر؟

00:38.770 --> 00:41.770
‫گرچه این سریال از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده]
‫[اما بخش‌های خاصی برای اهداف نمایشی داستانی شدند

00:41.794 --> 00:43.794
‫[و قصد انعکاس هیچ شخص
‫یا نهاد واقعی را ندارند]

00:44.980 --> 00:45.980
‫[سپتامبر سال ۲۰۱۹]

00:46.005 --> 00:48.549
‫صاف خورد وسطش، رفیق

00:49.174 --> 00:50.467
‫نگاش کن

00:50.551 --> 00:53.137
‫اون داداشت که قرار بود آبجو بیاره کجا گیر کرد؟

00:53.220 --> 00:55.306
‫اینجا از سوراخ کون ابلیس هم گرم‌تره

00:55.389 --> 00:57.641
‫احتمالاً داره با راننده ماشین گلف شات می‌زنه

01:00.686 --> 01:02.438
‫خب دانشکده حقوق چطور پیش میره؟

01:02.521 --> 01:07.818
‫خوبه. دارم با زحمت یه مقاله درباره اخلاقِ حقیقت

01:07.901 --> 01:09.612
‫و قوانین حرفه‌ای رو برایِ…

01:09.695 --> 01:11.405
‫- وای رفیق
‫- برو بابا

01:11.488 --> 01:13.408
‫اولین تکلیف بزرگمه. حدود سی صفحه است

01:13.490 --> 01:15.701
‫فقط دارم اذیتت می‌کنم

01:17.077 --> 01:20.039
‫می‌دونی، بابای بابابزرگت باستر
‫یه ضرب‌المثلی درباره حقیقت می‌زد

01:20.122 --> 01:21.123
‫چی؟

01:21.915 --> 01:25.127
‫یه چیزهایی واقعیه، یه چیزهایی نیست،
‫کلی هم چیز مابینِ این دوتاست

01:26.003 --> 01:29.173
‫ولی تنها حقیقت واقعیِ این دنیا
‫اون چیزیه که می‌تونی برای بقیه جا بندازیش

01:31.050 --> 01:33.344
‫فکر نکنم بتونم این رو توی مقاله‌ام بیارم

01:33.427 --> 01:34.928
‫نه، نمی‌تونی

01:36.513 --> 01:39.099
‫ولی با اطمینان میگم که در طول عمرم
‫خوب به درد من خورده

01:45.898 --> 01:49.021
‫« مرداک: مرگ در خانواده »

01:49.045 --> 01:54.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:54.046 --> 01:57.010
‫[سپتامبر سال ۲۰۲۱]

01:58.035 --> 01:59.703
‫خب، آقای هارپوتلین،

01:59.787 --> 02:01.622
‫موکل شما، الک مرداک،

02:01.705 --> 02:05.459
‫ادعا می‌کنه به یکی پول داده
‫تا با تیر بزنتش

02:05.542 --> 02:09.129
‫تا پسرش بتونه ده میلیون دلار بیمه رو نقد کنه،

02:09.213 --> 02:10.673
‫ولی تیرانداز خطا زده؟

02:10.756 --> 02:12.633
‫خب، یه لحظه برگردیم عقب

02:12.716 --> 02:16.011
‫زن و پسرِ الک سه ماه پیش به قتل رسیدن،

02:16.095 --> 02:19.056
‫و اون فشار خیلی زیادی به آدم میاره

02:19.139 --> 02:21.642
‫در نظر بگیرید که پدرِ الک هم توی همون هفته

02:21.725 --> 02:22.768
‫به خاطر سرطان فوت کرد

02:25.479 --> 02:28.482
‫بعید می‌دونم کسی بتونه
این سختی‌ها رو تحمل کنه

02:28.565 --> 02:33.028
‫الک هم تونست با استفاده از داروهای مخدر
‫فقط زنده بمونه

02:34.238 --> 02:36.990
‫همین هفته پیش،
‫معلوم شد که الک شاید...

02:37.074 --> 02:38.826
‫خب، شاید که درست نیست

02:38.909 --> 02:43.038
‫الک از موکل‌هاش و شرکت حقوقیش
‫یکم پول گرفته بود،

02:43.122 --> 02:45.958
‫و اکثرش رو خرج داروهای مخدر بیشتر کرده بود

02:46.041 --> 02:48.210
‫می‌دونست اوضاع داره خیلی براش بد پیش میره

02:48.293 --> 02:51.338
‫و خب، تصمیم گرفت جون خودش رو بگیره

02:52.548 --> 02:56.468
‫فکر می‌کرد بیمه‌اش ده میلیون دلار بهش پول میده

02:56.552 --> 02:59.430
‫پس ترتیبی داد که یکی بهش شلیک کنه

03:00.764 --> 03:03.308
‫الک مرداک فقط می‌خواست
واسه پسرِ بازمانده‌اش باستر

03:03.392 --> 03:05.686
‫پول به جا بذاره

03:06.437 --> 03:10.232
‫گزارشاتی هست که میگه الک

03:10.315 --> 03:13.277
‫میلیون‌ها میلیون دلار از موکل‌هاش
و شرکت دزدی کرده

03:13.360 --> 03:16.822
‫ادعا می‌کنی با همه‌اش مواد خریده،

03:16.905 --> 03:18.699
‫یا یکمیش یه جای دیگه خرج شده؟

03:18.782 --> 03:20.784
‫طبق چیزی که فهمیدیم،

03:20.868 --> 03:22.911
‫اکثرش برای خرید داروهای مخدر استفاده شده

03:22.935 --> 03:28.035
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:37.509 --> 03:39.678
‫ای خدا

03:42.848 --> 03:44.892
‫- لعنتی
‫- الک مرداک

03:44.975 --> 03:47.895
‫به اتهام به‌دست آوردن اموال با وانمود و فریب

03:47.978 --> 03:50.773
‫در ارتباط با مرگ گلوریا ساترفیلد، بازداشت هستی

03:50.797 --> 03:57.497
« زیرنویس از امیـرعـلی و سینا صداقـت »
::. SinCities & illusion .::

03:57.571 --> 03:59.323
‫مراقب سرت باش

04:03.994 --> 04:06.121
‫دور از ذهن نیست که بیای

04:06.205 --> 04:09.541
‫به تیراندازیِ کنارِ جاده
‫که خودش ترتیبش رو داده بود،

04:09.625 --> 04:12.211
به قتل همسر و پسرش ربط بدی

04:12.294 --> 04:14.129
‫تنها ارتباطِ الک

04:14.213 --> 04:16.673
‫این بوده که به خاطر شرایطی
که داشته باهاش کنار می‌اومده

04:16.757 --> 04:18.091
‫فضای ذهنی به شدت افتضاحی داشته

04:18.175 --> 04:20.260
‫و بدجوری می‌خواسته یه نقشه بریزه

04:20.344 --> 04:23.305
‫که به باستر، پسرِ بازمانده‌اش کمک کنه

04:23.388 --> 04:25.682
‫و در این وضعیت افتضاح،

04:25.766 --> 04:28.060
‫نقشه‌ای که ریخته اون بوده

04:28.143 --> 04:31.313
‫ولی همسر و پسرش رو نکشته

04:46.829 --> 04:49.456
‫- هی، می‌شه کانال رو عوض کنی؟
‫- چی شده؟

04:50.666 --> 04:52.084
‫می‌شه کانال رو عوض کنی؟

04:53.877 --> 04:55.838
‫آره، البته

04:57.130 --> 04:58.632
‫بذار فقط برم کنترل رو پیدا کنم

04:59.842 --> 05:01.301
‫لعنتی

05:02.928 --> 05:05.013
‫میگن اون بوده که اون بچه گِی‌ـه رو کشته

05:08.225 --> 05:09.810
‫ببین

05:11.228 --> 05:12.437
‫چی شده؟

05:13.105 --> 05:14.398
‫هیچی. بیا...

05:15.774 --> 05:17.276
‫فقط بریم

05:20.529 --> 05:22.364
‫باباش هم کلی پول کِش رفته،

05:22.447 --> 05:24.283
‫بعدم مامان و داداشش رو کشته

05:24.366 --> 05:25.951
‫- اون نکشته‌شون
‫- چی؟

05:26.034 --> 05:27.661
‫خوب شنیدی چی گفتم.
گفتم کارِ اون نبوده

05:27.744 --> 05:29.121
‫- باستر، بیخیال
‫- باشه پسر

05:29.204 --> 05:30.289
‫هر چی تو میگی

05:30.372 --> 05:32.124
‫بیا بریم. مهم نیست

05:32.207 --> 05:33.208
‫ولش کن. می‌دونی،

05:33.292 --> 05:36.128
‫فقط می‌خواستیم یه مشروبی بخوریم.
‫چرا حتماً باید لاشی‌بازی در بیارید؟

05:38.130 --> 05:41.333
‫[جولایِ سال ۲۰۲۲]
‫[اداره اجرای قانونِ کارولینای جنوبی]

05:41.758 --> 05:45.429
‫خب، همونطور که همه می‌دونید،
‫از زمانِ قتل‌ها

05:45.512 --> 05:46.513
‫سعی داشتیم قفلِ گوشیِ پال رو باز کنیم

05:46.597 --> 05:48.640
‫بالأخره هم موفق شدیم

05:48.724 --> 05:49.892
‫و همونطور که می‌تونید تصور کنید،

05:49.975 --> 05:52.561
‫مدارک جدیدی در تحقیقات قتل ارائه کرد

05:52.644 --> 05:55.188
‫- خیلی طولش دادین
‫- چه نوع مدرکی؟

05:55.856 --> 05:59.443
‫فکر می‌کنیم بهتره که خودتون ببینید و بشنوید

06:00.319 --> 06:03.989
‫این فیلم حدوداً ده دقیقه
قبل از قتل‌ها گرفته شده

06:06.283 --> 06:08.535
‫برو عقب، برو عقب

06:09.620 --> 06:10.662
‫زودباش

06:11.371 --> 06:13.624
‫- چیزی نیست، بیا اینجا
‫- بابا!

06:14.875 --> 06:16.376
‫یه پرنده توی دهنشه!

06:16.460 --> 06:17.753
‫- زودباش، بابا
‫- اون کیه؟

06:17.836 --> 06:19.796
‫- هیس!
‫- یه خوکچه است

06:19.880 --> 06:21.465
‫یه مرغه

06:21.548 --> 06:23.383
‫گرفتمش

06:23.467 --> 06:24.885
‫واسه چی اون کار رو کردی؟

06:31.433 --> 06:33.852
‫الک چند بار گفت

06:33.936 --> 06:35.496
‫که اون شب به لونه‌ی سگ‌ها نرفته

06:35.520 --> 06:37.439
‫پس درباره حضورش در اونجا دروغ گفته

06:38.649 --> 06:41.068
‫ظاهراً که بله، خانم

06:41.652 --> 06:43.654
‫یه صدای دیگه شنیدین؟

06:43.737 --> 06:46.114
‫فکر کنم یه صدای دیگه شنیدم.
‫دوباره پخشش کن

06:49.201 --> 06:50.243
‫برو عقب، برو عقب

06:50.327 --> 06:51.912
‫چیزی نیست، بیا اینجا

06:52.955 --> 06:54.665
‫خبر فوری در این ساعت به دست‌مون رسیده

06:54.748 --> 06:58.251
‫منابع میگن الک مرداک
‫قراره رسماً مورد اتهام

06:58.335 --> 07:01.630
‫قتل‌های همسرش مگی
و پسرش پال قرار بگیره

07:01.713 --> 07:03.757
‫مرداک، ملاقاتی داری

07:03.840 --> 07:05.258
‫چرا بهم نگفتی؟

07:07.094 --> 07:09.638
‫آخه چرا درباره‌اش به همه دروغ گفتی؟

07:13.517 --> 07:15.435
‫چون می‌دونستم چقدر بد به نظر میاد

07:16.895 --> 07:19.648
‫آخه مغزم به خاطرِ قرص‌ها
‫کلاً بهم ریخته بود، رفیق

07:19.731 --> 07:22.109
‫به خاطر چیزی که اون شب دیدم

07:23.235 --> 07:24.361
‫و ترسیدم

07:25.070 --> 07:26.947
‫نمی‌دونم دیگه چی بگم، باس

07:27.030 --> 07:29.408
‫وقتی اونجا پیشش بودی چی شد؟

07:30.033 --> 07:32.160
‫تازه فهمیده بودم بابابزرگ یه پاش لب گوره

07:32.244 --> 07:35.330
‫نخواستم تنها باشم،
‫پس رفتم اونجا که پیشش باشم

07:35.998 --> 07:37.624
‫که حواس خودم رو پرت کنم

07:37.708 --> 07:39.793
‫بابا دوست داره دنبال مرغ‌ها بیفته

07:40.335 --> 07:42.671
‫سعی کردم ازش بگیرمش
‫تا وامونده رو نکشته،

07:42.754 --> 07:45.424
‫ولی وقتی گرفتمش، خیلی دیر شده بود، و...

07:46.800 --> 07:48.635
‫بعدش چی شد؟ آخه...

07:49.761 --> 07:52.014
‫میگن چند دقیقه بعد از اون بوده

07:52.097 --> 07:53.932
‫بعدش رفتم

07:54.558 --> 07:55.684
‫آخه...

07:56.935 --> 07:58.645
‫زمین خیلی گِلی شده بود

07:58.729 --> 08:01.273
‫به خاطر اینکه دنبالِ سگِ کوفتی افتاده بودم
‫مثل گراز داشتم عرق می‌کردم

08:01.356 --> 08:03.275
‫برگشتم خونه، دوش گرفتم

08:03.358 --> 08:04.693
‫دراز کشیدم

08:04.776 --> 08:08.363
‫بیدار شدم و عملاً فوراً رفتم

08:08.447 --> 08:09.740
‫که مامان‌بزرگ اِم رو ببینم

08:11.324 --> 08:13.493
‫آخه باس، خودت فیلم رو دیدی، تو بگو

08:13.577 --> 08:16.038
‫به نظر میاد کسی بخواد کسی رو بکشه؟

08:20.042 --> 08:21.126
‫نه

08:24.546 --> 08:26.226
‫آخه انگار فقط داشتید...

08:27.215 --> 08:28.675
‫مثل همیشه باهم وقت می‌گذروندید

08:28.759 --> 08:30.427
‫چون اینجوری بود، باشه؟

08:30.510 --> 08:31.762
‫همینجوری بود

08:33.513 --> 08:35.557
‫واقعاً فکر کردی می‌تونستم اونجوری

08:35.640 --> 08:37.744
‫به مامان خوشگل‌تون و پسربچه‌ام شلیک کنم؟

08:37.768 --> 08:38.769
‫نه

08:40.562 --> 08:42.856
‫ولی دروغ گفتن درباره‌اش ظاهر خوبی نداره

08:42.939 --> 08:44.816
‫باید بهت می‌گفتم، باس

08:44.900 --> 08:46.485
‫می‌دونم، باشه؟

08:46.568 --> 08:47.861
‫متأسفم

08:48.904 --> 08:51.114
‫مثل خوره به جونم افتاده بود که نگفتم

08:53.075 --> 08:54.117
‫عیب نداره

08:54.201 --> 08:55.577
‫مطمئنی؟

08:55.660 --> 08:56.828
‫آره، می‌فهمم

08:57.412 --> 08:58.914
‫نمی‌تونم تو رو از دست بدم، باس

09:00.082 --> 09:02.167
‫الان تنها خانواده من تویی

09:08.215 --> 09:10.092
‫نگران محاکمه‌ای؟

09:10.175 --> 09:11.301
‫نه بابا

09:12.469 --> 09:14.596
‫نه، دیک و جیم بهترین وکلای ایالتـن

09:14.679 --> 09:18.141
‫حداقل تا وقتی تو دانشکده حقوقت تموم بشه، باشه؟

09:18.225 --> 09:20.268
‫- آره، اگه دوباره بتونم برم
‫- می‌تونی

09:20.352 --> 09:21.436
‫وقت تمومه

09:24.481 --> 09:26.191
‫هی، حتماً به عمو رندی بگو

09:26.274 --> 09:27.835
‫توی حساب فروشگاهم یکم پول بیشتر بریزه

09:27.859 --> 09:29.694
‫باشه، بهش میگم

09:29.778 --> 09:30.904
‫باشه

09:30.987 --> 09:32.572
‫دوستت دارم پسرم

09:33.615 --> 09:34.950
‫منم دوستت دارم بابا

09:54.469 --> 09:59.724
‫[محاکمه: روز اول]
‫[والتربورو، کارولینای جنوبی]

10:03.395 --> 10:05.564
‫- اومدش!
‫- دوربین رو بیار، سریع!

10:05.647 --> 10:06.815
‫دوربین!

10:58.533 --> 11:01.912
‫در شبِ هفتمِ ژوئن سال ۲۰۲۱،

11:01.995 --> 11:04.247
‫پال مرداک توی اتاق غذادهیِ کوچیکِ

11:04.331 --> 11:07.000
‫لونه سگی بود که خانواده مرداک توی ملک‌شون داشتن

11:07.083 --> 11:10.629
‫حدوداً ساعت ۸:۵۰ شب،

11:10.712 --> 11:13.548
‫پدرِ پال، مدعی علیه، الک مرداک،

11:13.632 --> 11:15.050
‫یه شاتگان ۱۲ گیج برمی‌داره،

11:15.133 --> 11:17.761
‫و با ساچمه به سینه و شونه پال شلیک می‌کنه

11:18.845 --> 11:20.805
‫یه شلیکِ دیگه به بالای سرش می‌خوره،

11:20.889 --> 11:23.975
‫که صدمه فاجعه‌آمیزی
‫به مغزش وارد می‌کنه و اون رو می‌کشه

11:25.477 --> 11:28.563
‫چند لحظه بعد، الک یه بِلَک‌اوت ۳۰۰ برمی‌داره...

11:28.647 --> 11:30.273
‫یه نوع مهماته...

11:30.357 --> 11:32.025
‫با یه رایفل سبک اِی‌آر،

11:32.108 --> 11:34.402
‫یکی از سلاح‌های متعددِ این‌چنینی که خانواده داشت،

11:34.486 --> 11:38.782
‫و به زنش مگی مرداک شلیک می‌کنه

11:40.158 --> 11:41.618
‫تق تق

11:42.244 --> 11:44.913
‫دو شلیک به شکم و پا باعث شد زمین بخوره

11:45.997 --> 11:47.832
‫بعدش دوتا شلیک دیگه به سر

11:48.583 --> 11:50.126
‫به سبک اعدام

11:51.211 --> 11:53.838
‫به سبک اعدام. مافیاست که این کار رو می‌کنه

11:55.173 --> 11:56.633
‫فوراً خانم رو می‌کشه

11:59.469 --> 12:02.514
‫حالا، الک مرداک به هرکسی
که گوشش بدهکار بود اعلام کرد

12:02.597 --> 12:04.432
‫که اون شب اصلاً توی لونه سگ‌ها نبوده،

12:04.516 --> 12:06.601
‫ادعایی که حالا می‌دونیم دروغ بوده

12:06.685 --> 12:09.354
‫به خاطر یه فیلم تلفنی ساده
‫که پال گرفته بودش

12:10.855 --> 12:12.607
‫می‌خوایم

12:12.691 --> 12:15.860
‫که فشار مالی بزرگی که روی دوشِ
آقای مرداک بوده رو در نظر بگیرید

12:15.944 --> 12:19.364
‫در ماه‌ها و روزهایِ منتهی به هفتمِ ژوئن ۲۰۲۱

12:19.447 --> 12:22.826
‫اینکه یه شکایت مدنی پُرهزینه

12:22.909 --> 12:26.037
‫به خاطر نقشِ پسرش پال در یک تصادف قایق دارای تلفات
‫داشت اذیتش می‌کرد

12:26.454 --> 12:30.583
‫که کلاهبرداری‌های فراوان
و دزدیدن پول موکل‌هاش

12:30.667 --> 12:32.419
‫قرار بود لو بره

12:33.503 --> 12:35.297
‫و اینکه پدرش رندالف،

12:35.380 --> 12:37.507
‫که مدت زیادی محافظِ قدرتمندش بوده،

12:37.590 --> 12:39.259
‫داشت به پایان عمرش نزدیک می‌شد،

12:39.342 --> 12:42.178
‫محافظتی که الک همیشه ازش بهره می‌برد رو
با خودش به گور می‌برد

12:42.887 --> 12:44.556
‫اینکه قتل مگی و پال

12:44.639 --> 12:47.309
‫باعث شد موشکافی درباره الک از بین بره

12:48.852 --> 12:50.395
‫اون یه واقعیتِ مهمه

12:55.984 --> 12:58.111
‫خانم‌ها و آقایون...

12:58.194 --> 13:00.655
‫یه توفان داشت به سمت مگی و پال می‌رفت،

13:00.739 --> 13:02.574
‫مثل همین توفانی که الان داره به سمت اینجا میاد

13:04.951 --> 13:08.455
‫اون توفان هم در هفتمِ ژوئن ۲۰۲۱ رسید

13:09.748 --> 13:10.957
‫اون توفان...

13:11.708 --> 13:13.376
‫الک مرداک بود

13:26.222 --> 13:27.974
‫الک، پاشو وایسا

13:29.434 --> 13:33.229
‫الک که اینجاست پدرِ ازخودگذشته و بامحبتِ پال‌ـه،

13:33.313 --> 13:35.523
‫شوهر بامحبتِ مگی

13:35.607 --> 13:38.026
‫و قراره خیلی از شهود بهتون بگن

13:38.109 --> 13:40.570
‫که الک و مگی چقدر همدیگه رو دوست داشتن

13:40.653 --> 13:45.033
‫پال هم نورِچشمیِ پدرش بود

13:49.954 --> 13:54.334
‫در مورد عذاب‌وجدان یا بی‌گناهیِ الک،

13:54.417 --> 13:57.337
‫خب، شماها باید تصمیم بگیرید
‫که مدارک چی میگه

13:57.420 --> 14:01.132
‫در ضمن، مدارکی که در بهترین
حالت تصادفی محسوب می‌شن

14:01.758 --> 14:05.095
‫شاهد عینی نیست، دوربین یا اثرانگشتی نیست

14:05.178 --> 14:08.181
‫جرم‌شناسی هیچ‌جوره نتونسته که اون رو
‫به جرمش ربط بده

14:09.140 --> 14:11.810
‫داده تلفن همراهی که ناکامله

14:11.893 --> 14:14.437
‫حتی نتونستن به داده‌ی جی‌پی‌اِس ماشینش

14:14.521 --> 14:16.189
‫دست پیدا کنن

14:17.524 --> 14:20.193
‫نمی‌تونن آلات قتاله رو پیدا کنن

14:20.902 --> 14:23.238
‫حالا می‌خوان جداً ازتون بخوان

14:23.321 --> 14:28.076
‫که باور کنید یه پدر می‌تونه زن و پسرش رو

14:28.159 --> 14:32.122
‫با دو تفنگ مختلف از فاصله نزدیک به قتل برسونه

14:32.205 --> 14:36.584
‫و یه جوری هیچ خونی روی لباسش نباشه؟

14:37.627 --> 14:39.212
‫خب...

14:39.295 --> 14:42.173
‫کلاً بحث مضحکیه، درسته؟

14:43.550 --> 14:44.592
‫ساده است

14:45.718 --> 14:47.595
‫به خاطر اینه که الک مرداک

14:47.679 --> 14:50.265
‫زن و پسرش رو نکشته

14:52.100 --> 14:53.852
‫کارِ اون نبوده

14:59.107 --> 15:01.067
‫می‌تونی بهمون بگی که خانواده‌ی مرداک

15:01.151 --> 15:02.569
‫برای مادرت گلوریا چه مفهومی داشتن؟

15:02.652 --> 15:05.238
‫خب، مادرم برای بیست سال گذشته

15:05.321 --> 15:06.698
‫خدمتکار خونه‌شون بوده

15:06.781 --> 15:10.326
‫پس می‌شه دو دهه.
‫خیلی براش ارزش داشت

15:10.410 --> 15:12.412
‫پال و باستر مثل پسرهای ناتنیش بودن

15:12.495 --> 15:14.706
‫پس وقتی مدعی علیه گفت از تو و برادرت

15:14.789 --> 15:16.332
‫مراقبت می‌کنه، چرا قبول کردی؟

15:17.208 --> 15:18.293
‫بهش اعتماد داشتیم

15:18.376 --> 15:19.669
‫آها

15:20.378 --> 15:23.006
‫رسیدی که روی نمایشگره رو ببین.
‫می‌شناسیش؟

15:23.089 --> 15:24.340
‫بله

15:24.424 --> 15:28.344
‫می‌تونی به هیئت‌منصفه بگی
‫چه چیزی این چکِ به‌خصوص رو به‌یادموندنی می‌کنه؟

15:28.928 --> 15:31.681
‫گابریل آلوارز موکلِ الک بود،

15:31.764 --> 15:34.767
‫ولی چکِ خسارت هیچوقت ثبت نشد

15:34.851 --> 15:37.770
‫الک بهم گفت نمی‌دونه
چه بلایی سرش اومده

15:37.854 --> 15:41.024
‫در نهایت، دستیارمون این رسید رو

15:41.107 --> 15:42.734
‫توی دفترِ الک پیدا کرد

15:56.414 --> 15:57.707
‫چیزی نیاز نداری؟

15:57.790 --> 16:00.585
‫نه، نه. زن‌عمو کریستی
حسابی راهم انداخت

16:03.755 --> 16:06.508
‫بابابزرگ واسه اون شاعره خیلی سودزا بوده، نه؟

16:06.591 --> 16:08.009
‫شوخی می‌کنی؟

16:08.843 --> 16:12.263
‫یادمه توی سه‌تا کریسمس پی‌درپی
‫به همه‌مون از این‌ها می‌داد

16:12.347 --> 16:14.057
‫آره

16:14.140 --> 16:18.311
‫یادآوریِ حرف‌های حکیمانه‌ای که باید بهشون عمل کرد،
هیچ‌وقت زیاد نیست

16:18.394 --> 16:20.438
‫خودش می‌گفت

16:20.522 --> 16:23.358
‫- معیار سختیه که بخوای بهش عمل کنی
‫- اوهوم

16:33.034 --> 16:34.994
‫می‌دونم حتماً از دستش عصبانی هستی

16:35.912 --> 16:37.413
‫که اون همه پول دزدیده

16:37.956 --> 16:39.582
‫فشاری که به شرکت آورده

16:40.333 --> 16:41.960
‫آره، هستم

16:44.128 --> 16:46.798
‫ولی همچنین برادرمه. پس...

16:47.465 --> 16:50.426
‫بهتره بگیم پیچیده است

16:52.887 --> 16:56.015
‫دیک و جیم می‌خوان به عنوان
شاهدِ شخصیت شهادت بدم

16:56.099 --> 16:58.118
‫فشار زیادیه.
‫با انجامش مشکلی نداری؟

16:58.142 --> 16:59.828
‫یکی باید از این بگه که از داخل

16:59.852 --> 17:01.354
‫برای خانواده‌مون چطوری بود

17:02.188 --> 17:04.065
‫خب، استراتژی درستیه

17:05.233 --> 17:06.818
‫به نظرت چقدر شانس داره؟

17:07.360 --> 17:11.030
‫من وکیل صدمه شخصی هستم

17:11.114 --> 17:13.741
‫بابات کارش پرونده‌های مجرمانه بود

17:13.825 --> 17:15.660
‫تو پسرِ رندالف مرداک سومی

17:17.161 --> 17:18.454
‫فقط باهام رک باش

17:18.538 --> 17:21.040
‫خب، دادستانی حسابی داره تأکید می‌کنه

17:21.124 --> 17:22.959
‫که بابات از خیلی‌ها

17:23.042 --> 17:25.878
‫پول زیادی دزدیده و قرار بوده

17:25.962 --> 17:28.131
‫به عنوان یه نوع انگیزه، لو بره

17:28.214 --> 17:29.215
‫آره

17:29.299 --> 17:32.844
‫رفتارش هم در شب مورد نظر...

17:33.970 --> 17:35.388
‫و بعدش...

17:36.889 --> 17:39.017
‫خیلی گناهکار نشونش میده

17:39.100 --> 17:40.893
‫منظورت رفتار

17:40.977 --> 17:42.687
‫یه شوهر و پدره

17:42.770 --> 17:45.815
‫که تازه فهمیده زن و پسرش رو
‫بی‌رحمانه کشتن

17:47.066 --> 17:48.776
‫پاسخ‌های تروما هم...

17:50.153 --> 17:52.113
‫منحصربه‌فردن، خصوصاً وقتی

17:52.196 --> 17:53.531
‫کسی مشکل سوءمصرف مواد داره

17:53.615 --> 17:55.575
‫آره، اون خوبه

17:55.658 --> 17:57.243
‫آلت قتاله پیدا نکردن

17:57.869 --> 17:59.495
‫هیچ مدرک دی‌ان‌ای وجود نداره

18:00.580 --> 18:03.666
‫آره، کاش درباره فیلمی که توی لونه سگ‌ها در اومد
‫دروغ نگفته بود

18:03.750 --> 18:06.794
‫- آره، اون جلوه بدی داشت
‫- آره خب، دروغگو قاتل نیست

18:06.878 --> 18:09.839
‫خب، این کاملاً درسته

18:11.341 --> 18:13.885
‫ببین، گفتم که... من وکیل صدمه شخصی هستم

18:14.844 --> 18:17.347
‫نمی‌دونم هیئت‌منصفه
چه تصمیمی قراره بگیره

18:18.556 --> 18:20.767
‫ولی همونطور که به همه موکل‌هام میگم...

18:21.851 --> 18:23.770
‫بهتره خودت رو آماده کنی...

18:25.438 --> 18:27.940
‫برای تمام نتایجی که ممکنه داشته باشه

18:28.816 --> 18:31.486
‫شهادتت قراره بهش کمک کنه

18:34.447 --> 18:36.240
‫تو پسر خوبی هستی، باستر

18:38.076 --> 18:39.786
‫و از داشتنت خوش‌شانسه

18:42.246 --> 18:44.707
‫دادستانی مارک تینزلی رو احضار می‌کنه

18:52.131 --> 18:55.093
‫ماجرای این حسابِ فورجِ جعلی رو نمی‌دونستم

18:55.176 --> 18:58.054
‫یا اینکه توی مصالحه‌ی ساترفیلد چی کار کرده

18:58.888 --> 19:02.183
‫ولی به محض اینکه مدارک
تحویل داده می‌شدن، می‌فهمیدم

19:03.059 --> 19:04.352
‫دادگاه هم همینطور

19:04.435 --> 19:07.855
‫که معنیش برملا شدن تمام کلاهبرداری‌هاش می‌شد

19:05.436 --> 19:06.879
‫[عجب دیوثی]

19:07.939 --> 19:10.400
‫هم مجرمانه و هم با شرکت حقوقی، درسته

19:11.567 --> 19:14.487
‫شما مصالحه‌ی دیگه‌ای
‫به مدعی علیه پیشنهاد کردین؟

19:14.570 --> 19:16.072
‫آره

19:16.155 --> 19:17.740
‫یه برنامه پرداخت قسطی

19:17.824 --> 19:20.410
‫میگی الان دستت خالیه؟ باشه

19:20.493 --> 19:22.036
‫قسط‌بندی کن

19:22.620 --> 19:24.330
‫پاسخ‌شون چی بود؟

19:24.414 --> 19:25.873
‫خب، الک نپذیرفت

19:26.916 --> 19:29.103
‫مارک، به هیئت‌منصفه بگو
قاضی کِی قرار بود رأی بده

19:29.127 --> 19:31.838
‫که الک اون اسناد مالی رو تحویل بده

19:31.921 --> 19:33.965
‫دهمِ ژوئن سال ۲۰۲۱

19:34.841 --> 19:39.137
‫سه روز بعد از قتل مگی و پال

19:39.220 --> 19:42.181
‫اون بهش فشار آورد؟
‫الک از این تاریخ باخبر بود؟

19:42.265 --> 19:44.142
‫کاملاً

19:44.225 --> 19:45.852
‫دقیقاً همین بود

19:45.935 --> 19:46.936
‫فشار

19:47.019 --> 19:49.063
‫الک نمی‌خواست اسناد رو تحویل بده

19:49.147 --> 19:51.816
‫پس اون از نظر من یه نقطه فشاره

19:51.899 --> 19:57.321
‫وظیفه منه به عنوان مدعی علیه
‫بیشترین فشار رو بهش وارد کنم

19:57.989 --> 20:00.199
‫حالا بعد از قتل مگی و پال

20:00.283 --> 20:01.909
‫چه اتفاقی برای شکایت مدنیِ تصادف قایق افتاد؟

20:01.993 --> 20:04.370
‫خب، کلاً پرونده برعلیه الک رو مختومه کرد

20:05.621 --> 20:08.332
‫ببین، من مگی رو شخصاً می‌شناختم

20:08.416 --> 20:10.460
‫پال رو از وقتی بچه بود می‌شناختم

20:11.294 --> 20:14.589
‫پس الک و باستر رو درک می‌کردم

20:14.672 --> 20:16.507
‫و توی یه پرونده مدنی مثل این،

20:16.591 --> 20:19.469
‫اگه الک الان بشه قربانیِ
‫یه جرمی به این وحشتناکی،

20:19.552 --> 20:22.013
‫خب، هیئت‌منصفه دلش براش می‌سوزه

20:22.096 --> 20:24.474
‫بعیده که علیهش حکمی صادر کنن

20:24.557 --> 20:28.478
‫پس قتل‌های مگی و پال
‫در واقع به نفع الک شد،

20:28.561 --> 20:30.980
‫حداقل در مورد فشارِ شکایت مدنی؟

20:31.063 --> 20:33.691
‫اعتراض دارم جناب قاضی.
‫توصیف نادرسته

20:33.775 --> 20:35.610
‫وارده

20:35.693 --> 20:37.945
‫آقای واترز، لطفاً همون حقایق رو بگید

20:38.029 --> 20:39.489
‫البته

20:39.572 --> 20:42.658
‫به عنوان وکیل، وظیفه آدم اینه که
‫توی یک پرونده

20:42.742 --> 20:43.826
‫دلسوزی و احساسات مردم رو برانگیخته کنه

20:43.910 --> 20:46.579
‫کاری که وقتی الک مرداک وکیل بود،
‫خوب انجامش می‌داد؟

20:46.662 --> 20:47.747
‫درسته؟

20:48.790 --> 20:50.792
‫در مورد اینکه بدونی
‫رگِ خواب مردم چیه...

20:51.918 --> 20:53.336
‫کاری کنی تا حرفت رو باور کنن...

20:54.337 --> 20:55.797
‫هیچکس از الک بهتر نیست

21:14.607 --> 21:16.234
‫حالت خوبه؟

21:16.317 --> 21:19.278
‫آره، آره. بروکلین رفت برامون غذا بیاره

21:23.866 --> 21:25.243
‫چی شده؟

21:26.953 --> 21:27.995
‫اه...

21:35.002 --> 21:37.964
‫دفتر دادستانی اومد سراغم

21:38.965 --> 21:40.299
‫می‌خوان شهادت بدم

21:41.259 --> 21:42.343
‫برعلیه بابا؟

21:42.426 --> 21:46.222
‫خب، می‌دونی، قبل از ماجراها
‫با مامانت یکم وقت گذروندم

21:47.056 --> 21:49.308
‫اون روز هم تلفنی باهاش حرف زدم

21:50.184 --> 21:52.478
‫فکر کنم فقط می‌خوان یه تصوری

21:52.562 --> 21:54.480
‫از اتفاقاتِ منجرشونده به اون حادثه پیدا کنن

21:55.356 --> 21:56.816
‫پس قراره شهادت بدی؟

21:56.899 --> 21:58.985
‫خب عزیزم، حس می‌کنم مجبورم

21:59.068 --> 22:01.153
‫ولی خواستم اول بدونی

22:02.321 --> 22:04.198
‫می‌خوان ازش بدگویی کنی؟

22:04.699 --> 22:07.368
‫مثل هر دوست دیگه‌ای که احضارش کردن

22:09.328 --> 22:10.454
‫تو عضو خانواده‌ای

22:12.707 --> 22:14.959
‫آدم مهربون و بامحبتی هستی،

22:15.042 --> 22:17.545
‫همین باعث می‌شه براش ده برابر بدتر بشه

22:20.339 --> 22:22.216
‫بعد از تمام اتفاقاتی که افتاده...

22:24.760 --> 22:26.262
‫به نظرِ تو چه اتفاقی افتاده؟

22:26.345 --> 22:28.639
‫فکر می‌کنم یکی از پال کینه داشته،

22:29.599 --> 22:31.601
‫یا از بابا، به خاطر اون همه پولی که دزدیده،

22:31.684 --> 22:33.811
‫واسه انتقام گرفتن اون کار رو کرده

22:37.273 --> 22:38.733
‫به نظرِ تو چی شده؟

22:39.400 --> 22:41.235
‫من دیگه نمی‌دونم چی فکر کنم

22:42.320 --> 22:44.614
‫فقط کاش یه مدرک دیگه داشتن

22:44.697 --> 22:46.592
‫آره خب، شاید می‌داشتن
‫اگه فقط دنبالش می‌گشتن

22:46.616 --> 22:48.367
‫به جای اینکه از همون اول به بابا گیر بدن

22:53.998 --> 22:55.499
‫کاری که لازم می‌دونی رو بکن

22:57.251 --> 22:59.503
‫بقیه که دیگه علیه ما شدن

23:02.673 --> 23:04.759
‫هیچکدوم‌مون نباید الان اینجا باشیم

23:07.011 --> 23:10.348
‫ولی خواهشاً بدون که من هرگز

23:10.431 --> 23:13.976
‫و هیچوقت برعلیه تو نمی‌شم

23:28.032 --> 23:30.117
‫مگی عاشق خانواده‌اش بود،

23:30.201 --> 23:31.494
‫عاشق پسرهاش بود

23:31.577 --> 23:34.372
‫باستر و پال، تمام دنیاش بودن

23:34.455 --> 23:35.790
‫اون فقط یه...

23:36.832 --> 23:38.584
‫آدم خیلی خیلی خوب بود

23:40.378 --> 23:42.546
‫با شکار یا ماهیگیری بزرگ نشده بود،

23:42.630 --> 23:45.383
‫ولی همیشه با نهایت توانش
‫سعی می‌کرد حاضر بشه

23:45.466 --> 23:48.010
‫قدیم‌ها به این می‌خندیدیم
که با مجله سادرن لیوینگش

23:48.094 --> 23:50.179
‫می‌رفت توی پایه‌ی درختی شکارچیان،

23:50.262 --> 23:52.807
‫پسرها هم می‌گفتن وقتی ورق می‌زنه

23:52.890 --> 23:53.933
‫زیادی سروصدا می‌کنه

23:55.351 --> 24:01.065
‫پس در حالی که به هفتمِ ژوئن سال ۲۰۲۱ نزدیک می‌شیم،

24:01.148 --> 24:06.028
‫خانواده یه پیش‌بینی بد
‫درباره جناب رندالف دریافت کرد، درسته؟

24:06.112 --> 24:07.279
‫بله

24:07.363 --> 24:09.615
‫مگی مشغول تغییر دکور خونه بود،

24:09.699 --> 24:11.993
‫آقای رندالف هم اصلاً حالش خوب نبود

24:12.618 --> 24:15.496
‫الک هم بدجوری می‌خواست اون شب بره خونه

24:15.579 --> 24:19.000
‫مگی برنامه‌اش رو نداشت،
‫ولی الک می‌خواست بره خونه،

24:19.083 --> 24:21.377
‫پال هم قرار بود باشه

24:21.460 --> 24:23.212
‫مگی دقیق نمی‌دونست باید چی کار کنه

24:23.295 --> 24:26.590
‫واقعاً می‌خواست بمونه
‫و کارِ خونه ساحلی رو تموم کنه

24:29.260 --> 24:30.970
‫ولی من گفتم «خب...

24:33.180 --> 24:34.432
‫مگی،

24:34.515 --> 24:37.143
‫الک و باباش خیلی صمیمی هستن، پس...

24:40.730 --> 24:42.523
‫احتمالاً باید بری»

24:53.659 --> 24:55.161
‫ببخشید

24:58.205 --> 25:01.000
‫اون آخرین باری بود که با خواهرت حرف زدی؟

25:01.083 --> 25:02.251
‫بله، درسته

25:03.085 --> 25:05.087
‫بعد از واقعه،

25:05.171 --> 25:07.381
‫درباره اتفاقی که افتاده با الک حرف زدی؟

25:08.716 --> 25:09.884
‫زدم، بله

25:09.967 --> 25:12.428
‫ازش پرسیدم،

25:12.511 --> 25:14.722
‫خبر داره کار کی بوده؟

25:15.765 --> 25:17.683
‫گفت نمی‌دونه،

25:17.767 --> 25:20.311
‫ولی حس می‌کنه کارِ هرکی که بوده

25:20.394 --> 25:21.979
‫مدت زیادی توی فکرش بوده

25:23.397 --> 25:25.357
‫این حرف براتون عجیب بود؟

25:27.651 --> 25:29.403
‫فقط نمی‌دونستم معنیش چیه

25:34.575 --> 25:38.829
‫اون شهادت تا اینجا بیشتر از بقیه
از نظر احساسی قانع‌کننده بوده

25:38.913 --> 25:40.664
‫ولی تهش چی؟

25:40.748 --> 25:41.957
‫بیخیال دیگه

25:42.041 --> 25:43.709
‫مگی زن فوق‌العاده‌ایه

25:43.793 --> 25:44.835
‫پال هم بچه خیلی خوبیه

25:44.919 --> 25:47.004
‫آخه اگه من رو بذاری توی جایگاه شاهد،

25:47.088 --> 25:48.380
‫منم همین رو میگم

25:48.464 --> 25:51.342
‫کرایتون جوری نشون داد
‫انگار با فریب‌کاری برشون گردوندی، رِد

25:51.425 --> 25:53.552
‫می‌خواستم وقتی بابام داره می‌میره
‫زن و پسرم اونجا باشن

25:53.636 --> 25:56.236
‫که در ضمن باید بیشتر
براشون یادآوریش کنید

25:56.263 --> 25:59.141
‫خب، لابد من یه احمق تمام‌عیارم
‫که وکیل رو به‌عنوان موکل گرفتم

25:59.225 --> 26:01.894
‫خب، هر وقت بخوای حاضرم
‫جام رو باهات عوض کنم، داداش

26:02.895 --> 26:04.188
‫هوم

26:04.772 --> 26:06.357
‫جیمی جی، چرا انقدر گرفته‌ای؟

26:06.440 --> 26:08.317
‫بقیه‌ی سوابق تماس‌های موبایل

26:08.400 --> 26:10.986
‫و داده‌های جی‌پی‌اس از سابربنتت

26:11.654 --> 26:13.948
‫چیز دیگه‌ای هست
‫که باید بدونیم، الک؟

26:14.824 --> 26:17.493
‫یک اتفاق جنجالی توی دادگاه مرداک

26:17.576 --> 26:22.665
‫وقتی دادستانی به داده‌های موبایل و جی‌پی‌اس
‫که قبلاً دسترسی نداشت، رسید

26:22.748 --> 26:25.459
‫مأمور اداره اجرای قانون دیوید اوون
‫امروز به جایگاه شهود میره

26:25.543 --> 26:28.295
‫تا نشون بده این داده‌ها
‫درباره‌ی اون شب سرنوشت‌ساز چی می‌گن

26:28.379 --> 26:30.172
‫این داده‌ها به ما اجازه می‌ده

26:30.256 --> 26:31.841
‫یه جدول زمانی و نقشه بسازیم

26:31.924 --> 26:34.844
‫از تمام کارهایی که همه
‫در شب قتل‌ها انجام می‌دادن

26:34.868 --> 26:37.313
‫[محاکمه: روز هفدهم]

26:35.761 --> 26:37.388
‫سرعت رانندگی متهم،

26:37.471 --> 26:39.098
‫زمان و مکان روشن کردن ماشین،

26:39.181 --> 26:43.018
‫و زمان تماس‌هایی که
‫از موبایل قربانی‌ها و متهم گرفته شدن

26:43.102 --> 26:46.897
‫ویدئوی لونه‌ی سگ روی موبایل پال
‫چه ساعتی ضبط شد، مأمور اوون؟

26:46.981 --> 26:48.315
‫۸:۴۶ شب

26:48.399 --> 26:53.362
‫و در ابتدا، پزشک قانونی
‫زمان مرگ رو حدود ۸:۵۶ تخمین زد

26:53.386 --> 26:55.197
‫یعنی حدود ده دقیقه بعد

26:55.281 --> 26:58.325
‫ولی موبایل پال و مگی چه ساعتی
‫برای همیشه خاموش شد؟

26:58.826 --> 27:00.661
‫هر دو موبایل ساعت ۸:۴۹ قفل شدن

27:01.787 --> 27:06.542
‫سه دقیقه بعد از زمانی که تأیید شده
‫الک اونجا بوده، کشته شدن

27:07.751 --> 27:11.755
‫مأمور اوون، نقشه‌ی اسلاید ۱۸ رو توضیح بده

27:11.839 --> 27:13.424
‫بله قربان

27:13.507 --> 27:16.844
‫این نقشه‌ی جاده‌ی موزله،
‫دقیقاً بیرون ملک

27:16.927 --> 27:18.679
‫- خب
‫- نقطه‌ی نارنجی

27:18.762 --> 27:22.349
‫جاییه که موبایل مگی مرداک پیدا شده،
‫درست کنار مرزِ درخت‌ها

27:22.433 --> 27:24.685
‫به وضوح از صحنه‌ی جرم برداشته شده

27:24.768 --> 27:28.731
‫همون مسیری که متهم به سمت
‫خونه‌ی والدینش رفته، ساعت ۹:۰۸

27:28.814 --> 27:31.609
‫با سرعت حدود ۷۰ کیلومتر در ساعت
‫از اینجا رد شده

27:32.109 --> 27:35.070
‫بعد از رد شدن از جایی
‫که موبایلش پیدا شد،

27:35.154 --> 27:37.239
‫آیا ماشین متهم سرعت گرفت؟

27:37.740 --> 27:41.368
‫به حداکثر سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت رسید

27:41.452 --> 27:44.455
‫بیشتر از هر سرعتی که اون روز
‫حین رفت و آمد به محل کارش داشته

27:44.538 --> 27:47.249
‫پس متهم همون‌جایی سرعت کم کرده

27:47.333 --> 27:49.043
‫جایی که موبایلش پیدا شده

27:49.126 --> 27:50.669
‫و بعد سریع دور شده

27:51.378 --> 27:52.755
‫درسته

27:56.383 --> 27:57.843
‫دادستانی صحبت دیگه‌ای نداره، جناب قاضی

28:48.060 --> 28:49.311
‫بپرس

29:04.576 --> 29:05.661
‫ادامه بده

29:10.249 --> 29:12.001
‫ادامه بده و بپرسش

29:12.751 --> 29:14.295
‫چی رو بپرسم؟

29:14.378 --> 29:16.630
‫سؤالی که می‌خوای جوابش رو بدونی

29:18.632 --> 29:21.635
‫با تمام وجودت بپرسش

29:24.471 --> 29:25.681
‫یالا، پسرم

29:28.100 --> 29:29.268
‫ادامه بده، پسرم

29:32.646 --> 29:34.189
‫ادامه بده، پسرم

29:40.446 --> 29:43.073
‫باستر، می‌دونی که من وقتی تازه وکیل شده بودم

29:43.157 --> 29:45.784
‫توی همین دادگاه با پدرجدّت
‫روی یه پرونده کار کردم؟

29:46.618 --> 29:48.454
‫- جدی؟
‫- اوه

29:48.537 --> 29:51.498
‫اون مرد آدمِ گردن کلفتی بود،
‫بذار بهت بگم

29:51.582 --> 29:53.042
‫و خودش هم خوب می‌دونست

29:53.125 --> 29:54.251
‫آره

29:57.421 --> 29:59.214
‫الک می‌خواست بدونی

29:59.298 --> 30:02.009
‫خیلی بهت افتخار می‌کنه
‫که امروز به خاطرش شهادت دادی

30:02.843 --> 30:04.553
‫خانم‌ها و آقایان هیئت منصفه،

30:04.636 --> 30:06.430
‫این عکس از خانواده‌ی مرداک

30:06.513 --> 30:09.016
‫توی یه بازی بیسبال، فقط چند هفته
‫قبل از قتل‌ها گرفته شده

30:09.933 --> 30:11.935
‫باستر، از اون روز چی یادت میاد؟

30:13.270 --> 30:16.023
‫عه، برادرم پال، عه...

30:14.146 --> 30:17.316
‫[محاکمه: روز هجدهم]

30:16.106 --> 30:17.941
‫همه رو می‌خندوند، مثل همیشه

30:18.942 --> 30:19.985
‫و یادمه که...

30:21.612 --> 30:25.407
‫مامانم خیلی به کاری که
‫روی خونه‌ی ساحلی کرده بود افتخار می‌کرد

30:26.533 --> 30:29.661
‫وقتی با هم بودین خیلی خوشحال بودین، نه؟

30:29.745 --> 30:31.038
‫آره

30:31.789 --> 30:35.042
‫یعنی، لحظه‌های خودمون رو داشتیم، می‌دونید؟

30:35.709 --> 30:37.878
‫مثل همه‌ی خانواده‌ها، فکر کنم. آره

30:37.961 --> 30:41.173
‫ولی، بله قربان. می‌گم که...
‫می‌گم که خوشحال بودیم

30:41.256 --> 30:43.759
‫یکم درباره‌ی برادرت پال بگو

30:45.636 --> 30:46.804
‫عه...

30:47.763 --> 30:49.515
‫خب، اون...

30:50.557 --> 30:53.352
‫عاشق ماهیگیری و شکار بود

30:54.603 --> 30:56.897
‫کارهای بیرون زیاد می‌کرد

30:56.980 --> 30:58.774
‫من و اون و بابا، خب...

30:58.857 --> 31:01.276
‫خیلی وقتا با هم این کارها رو می‌کردیم

31:03.112 --> 31:04.613
‫هیچ‌وقت با هم دعوا می‌کردین؟

31:05.406 --> 31:08.242
‫خب، من هیچ جفت برادری رو نمی‌شناسم
‫که دعوا نکنن

31:08.325 --> 31:09.993
‫پس، بله قربان

31:10.077 --> 31:11.370
‫بله قربان، دعوا می‌کردیم

31:11.453 --> 31:12.663
‫ولی ما...

31:12.746 --> 31:16.083
‫می‌دونی، خیلی هم با هم خوش می‌گذروندیم

31:19.002 --> 31:20.170
‫شرط می‌بندم همین‌طور بوده

31:21.755 --> 31:23.340
‫ممنون، باس

31:29.346 --> 31:33.559
‫تو از مشکلات مالی بابات خبر نداشتی، نه؟

31:34.184 --> 31:36.019
‫نه قربان، خبر نداشتم

31:37.271 --> 31:39.940
‫مامانت عاشق اون خونه‌ی ساحلی بود، نه؟

31:40.023 --> 31:43.277
‫بله قربان. اون... عاشق دریا بود

31:43.360 --> 31:46.822
‫قبل از هفتم ژوئن
‫بیشتر وقتش رو اونجا می‌گذروند؟

31:47.489 --> 31:50.534
‫همون‌طور که گفتم،
‫داشت روی خونه کار می‌کرد

31:50.617 --> 31:52.786
‫پس، بله، فکر کنم همین‌طور بود

31:53.412 --> 31:55.706
‫این‌که بیشتر وقتش رو اونجا می‌گذروند

31:55.789 --> 31:59.460
‫ربطی داشت به این‌که جامعه
‫بعد از حادثه‌ی قایق چطور با خانواده‌تون رفتار کرد؟

32:00.085 --> 32:02.129
‫احساس می‌کرد طرد شده؟

32:02.212 --> 32:03.547
‫آره، همین‌طور بود

32:04.840 --> 32:07.217
‫این باعث ایجاد استرس توی خانواده شد؟

32:08.093 --> 32:09.678
‫زمان پراسترسی بود

32:10.471 --> 32:11.597
‫ولی، عه...

32:12.681 --> 32:15.601
‫می‌دونی، فقط سعی کردیم
‫از همدیگه حمایت کنیم

32:21.106 --> 32:22.941
‫ممنون از وقتت. سؤال دیگه‌ای ندارم

32:45.255 --> 32:46.965
‫«باستر مرداک روی جایگاه رفت،

32:47.049 --> 32:50.135
‫ولی نتونست شواهد جی‌پی‌اس
‫و موبایل دادستانی رو خنثی کنه»

32:50.219 --> 32:53.013
‫خب، شهادت دادن تو حماقتِ محضه، الک

32:53.096 --> 32:56.183
‫برگِ دیگه‌ای برای رو کردن داری، دیک؟
‫سراپا گوشم

32:58.393 --> 33:00.979
‫خدا باستر رو خیر بده،
‫ولی کار زیادی از دستش برنمیاد

33:01.063 --> 33:03.273
‫یعنی، این...

33:03.357 --> 33:04.608
‫داره از دستمون در می‌ره، بچه‌ها

33:04.691 --> 33:06.568
‫نوبت کارشناسان ماست، الک

33:06.652 --> 33:08.028
‫اوه، واقعاً، جیم؟

33:08.111 --> 33:12.032
‫هی، چیزی دارن که بتونه
‫داده‌های موبایل و جی‌پی‌اس رو خنثی کنه؟

33:12.115 --> 33:13.992
‫نه، فکر نمی‌کردم داشته باشن

33:14.868 --> 33:17.704
‫من این کارو نکردم، باشه؟
‫تو می‌دونی، من می‌دونم

33:17.788 --> 33:19.708
‫ولی تنها راهی که هیئت منصفه بفهمه، دیک

33:19.748 --> 33:21.333
‫اینه که مستقیم از دهن من بشنون

33:21.416 --> 33:23.335
‫کل چیزی که این هیئت منصفه
‫توی این دادگاه شنیده

33:23.418 --> 33:25.671
‫اینه که تو به همه درباره‌ی همه چی دروغ گفتی

33:25.754 --> 33:29.883
‫به موکل‌هات، به پلیس،
‫به دوستات و خانواده‌ات

33:29.967 --> 33:33.178
‫اعتبارت الان ته چاه فاضلابه

33:34.930 --> 33:36.640
‫پس دروغ‌هام رو گردن می‌گیرم

33:37.641 --> 33:39.977
‫آره، من ازشون فرار نمی‌کنم، دیک.
‫مستقیم می‌رم سمتشون

33:41.019 --> 33:43.855
‫شدیداً توصیه می‌کنم این کارو نکنی

33:43.939 --> 33:47.901
‫می‌دونی من کی‌ام، داداش؟
‫نه، می‌دونی خانواده‌ی من کیا هستن؟

33:48.569 --> 33:51.822
‫پس تا حدودی می‌دونی توی بچگی‌ام
‫چقدر توی این دادگاه وقت گذروندم

33:51.905 --> 33:55.450
‫بالا، پشت میز دادستانی،
‫وقتی بابام و پدربزرگم

33:55.534 --> 33:58.412
‫قاتل‌ها، متجاوزها و خلافکارها رو می‌فرستادن زندان

33:58.495 --> 34:00.205
‫خب، کارشناس صحنه‌ی جرم داری

34:00.289 --> 34:02.332
‫کارشناس اسلحه داری، جیم، باشه

34:02.416 --> 34:04.209
‫هر کاری می‌خوای بکن!

34:04.293 --> 34:07.504
‫ولی اگه بخوان من رو به همچین جرم وحشتناکی
‫توی زمین خانواده‌ام محاکمه کنن؟

34:07.588 --> 34:09.256
‫امکان نداره، داداش!

34:09.798 --> 34:11.842
‫باشه؟ نه بدون این‌که اول از من بگذرن

34:11.925 --> 34:13.844
‫حالا من رو بفرستین پشتِ اون جایگاه لعنتی

34:14.928 --> 34:19.641
‫متهم ریچارد الکساندر مرداک
‫می‌خواد پشت جایگاه شهود حاضر شه

34:25.731 --> 34:28.358
‫قسم می‌خورید و تأیید می‌کنید
‫که شهادتی که امروز می‌دید

34:28.358 --> 34:31.358
‫[محاکمه: روز بیستم]

34:28.442 --> 34:30.878
‫حقیقت باشه، تمام حقیقت
‫و نه چیزی جز حقیقت؟

34:30.902 --> 34:32.529
‫- بله خانم
‫- ممنون

34:35.449 --> 34:36.808
‫من الک مرداک هستم

34:36.992 --> 34:39.703
‫م-ر-د-ا-ک

34:40.203 --> 34:41.580
‫صبح بخیر

34:41.663 --> 34:42.831
‫صبح بخیر

34:46.668 --> 34:47.711
‫آقای مرداک...

34:48.879 --> 34:51.965
‫در هفتم ژوئن ۲۰۲۱...

34:53.175 --> 34:56.970
‫این اسلحه یا هر اسلحه‌ی مشابهی رو برداشتید

34:57.596 --> 35:00.015
‫و به سینه‌ی پسرتون پال شلیک کردید

35:00.098 --> 35:02.809
‫توی اتاق خوراک حیوانات
‫در ملک‌تون کنار جاده‌ی موزل؟

35:04.936 --> 35:06.521
‫نه، این کارو نکردم

35:09.107 --> 35:11.985
‫این اسلحه یا مشابهش رو برداشتید...

35:13.028 --> 35:14.905
‫و مغز پسرتون رو متلاشی کردید

35:15.697 --> 35:18.784
‫در هفتم ژوئن، یا هر روز و هر زمان دیگه؟

35:18.867 --> 35:21.161
‫نه، این کارو نکردم

35:27.376 --> 35:28.418
‫آقای مرداک...

35:30.337 --> 35:34.508
‫یه بلک‌آوت ۳۰۰ مثل این برداشتید،

35:34.591 --> 35:39.930
‫و به پا، بالاتنه یا هر جای دیگه
‫از بدن همسرتون مگی شلیک کردید؟

35:42.766 --> 35:44.309
‫نه، این کارو نکردم

35:44.393 --> 35:49.690
‫آقای مرداک، شما با این اسلحه به سر مگی
‫شلیک کردید و باعث مرگش شدید؟

35:49.773 --> 35:53.652
‫آقای گریفین، من هیچ‌وقت
‫به زن یا پسرم شلیک نکردم

35:56.822 --> 36:03.078
‫آقای مرداک، آیا واقعاً ساعت ۸:۴۴ شب
‫کنار لونه‌ی سگ‌ها بودید

36:04.121 --> 36:06.498
‫شبی که مگی و پال کشته شدن؟

36:07.249 --> 36:08.333
‫بله، اونجا بودم

36:09.292 --> 36:14.005
‫و آیا واقعاً اون شب بارها
‫به پلیس دروغ گفتید؟

36:14.089 --> 36:15.849
‫شبی که مگی و پال به قتل رسیدن

36:15.924 --> 36:17.092
‫بله، دروغ گفتم

36:19.428 --> 36:23.682
‫وقتی اعتیادم با گذر زمان شدیدتر شد...

36:25.183 --> 36:28.061
‫می‌افتادم توی موقعیت‌هایی، شرایطی

36:28.145 --> 36:31.523
‫که ذهنم پر از افکار پارانویید می‌شد

36:32.149 --> 36:33.942
‫اون شب، هفتم ژوئن...

36:35.193 --> 36:36.528
‫بعد از پیدا کردنِ...

36:40.615 --> 36:41.825
‫مگز و پال...

36:41.908 --> 36:43.034
‫پا-پا

36:44.828 --> 36:50.000
‫یه معاون کلانتر از دست‌هام ‫تست باروت گرفت

36:50.792 --> 36:55.005
‫نشسته بودم توی ماشین پلیس با دیوید اوون

36:55.088 --> 36:59.092
‫و ازم درباره‌ی رابطه‌ام با زن و پسرم می‌پرسید

37:00.552 --> 37:02.804
‫و همه‌ی اون چیزها،

37:02.888 --> 37:05.557
‫همراه با اتفاقات بعد از پیدا کردنشون،

37:05.640 --> 37:08.685
‫و همراه با بی‌اعتمادی‌ام
‫به اداره اجرای قانون

37:09.561 --> 37:12.481
‫باعث شد فکرهای پارانوییدی بهم حمله کنه

37:12.564 --> 37:14.775
‫معمولاً...

37:14.858 --> 37:16.618
‫وقتی این فکرهای پارانوییدی سراغم می‌اومد،

37:16.651 --> 37:20.363
‫یه نفس عمیق می‌کشیدم، سریع، می‌دونید؟

37:21.114 --> 37:23.867
‫بهش فکر می‌کردم و منطقی جلو می‌رفتم

37:23.950 --> 37:25.535
‫و زود ازش رد می‌شدم

37:27.537 --> 37:29.039
‫ولی در هفتم ژوئن...

37:33.126 --> 37:34.836
‫واضح فکر نمی‌کردم

37:36.254 --> 37:38.131
‫فکر نمی‌کنم قادر به تفکر منطقی بودم

37:42.469 --> 37:44.387
‫و دروغ گفتم که اونجا نبودم

37:47.557 --> 37:49.810
‫و... خیلی متأسفم که این کارو کردم

37:54.439 --> 37:56.483
‫از پسرم باستر معذرت می‌خوام

37:57.734 --> 37:59.611
‫از مادربزرگ و پاپا-تی معذرت می‌خوام

38:01.738 --> 38:04.741
‫از هر دو خانواده‌مون معذرت می‌خوام

38:06.159 --> 38:07.577
‫ولی بیشتر از همه...

38:10.539 --> 38:13.917
‫از مگز و پال معذرت می‌خوام

38:16.586 --> 38:20.590
‫هیچ‌وقت عمداً کاری نمی‌کردم

38:20.674 --> 38:22.634
‫که به هیچ‌کدومشون آسیب بزنه

38:25.929 --> 38:26.972
‫هیچ‌وقت

38:29.432 --> 38:30.517
‫هرگز

38:31.142 --> 38:33.144
‫چرا بعدش هم به دروغ گفتن ادامه دادی

38:33.228 --> 38:36.106
‫وقتی رفتی، وقتی هوشیار بودی؟

38:36.189 --> 38:38.275
‫نمی‌دونم، می‌دونید...

38:42.779 --> 38:44.823
‫«چه تار درهم‌تنیده‌ای از دروغ‌ها می‌بافیم»

38:46.074 --> 38:48.535
‫وقتی یه دروغ گفتم، به خانواده‌ام...

38:51.913 --> 38:53.331
‫مجبور شدم به دروغ گفتن ادامه بدم

39:07.387 --> 39:10.799
‫[الکس مرداک پشت جایگاه شهود حاضر شد]

39:21.735 --> 39:22.944
‫ببخشید

39:23.028 --> 39:25.155
‫اشکالی نداره، عزیزم.
‫خوابت نمی‌بره؟

39:31.828 --> 39:33.955
‫لازم نیست پیشم بمونی

39:34.581 --> 39:35.999
‫چی داری می‌گی؟

39:36.833 --> 39:39.711
‫نباید بمونی، واقعاً

39:45.717 --> 39:47.427
‫این ماجراها حقت نیست

39:47.510 --> 39:49.512
‫این همه دیوونگی

40:02.692 --> 40:04.444
‫حق تو هم نیست

40:06.404 --> 40:07.405
‫باشه؟

40:20.001 --> 40:24.589
‫پس می‌خوای باور کنیم که
‫سریع رفتی سمت لونه‌ی سگ‌ها،

40:22.253 --> 40:25.207
‫[محاکمه: روز بیست و یکم]

40:24.673 --> 40:26.841
به مرغ مُرده رسیدگی کردی
‫و سریع برگشتی

40:26.925 --> 40:30.845
‫نه قربان. نه سریع رفتم اونجا،
‫نه سریع برگشتم

40:32.055 --> 40:35.266
‫بعد از این‌که مگی ازم خواست برم اونجا
‫و نرفتم، برگشتم خونه

40:35.350 --> 40:38.228
‫دراز کشیدم. احساس حماقت کردم.
‫فکر کردم «دارم چیکار می‌کنم؟»

40:38.311 --> 40:40.563
‫پس بلند شدم، سوار گلف‌کار شدم

40:40.647 --> 40:41.731
‫رانندگی کردم و رفتم اونجا

40:42.691 --> 40:44.943
‫کاری که باید کردم.
‫مرغ رو از دهن بابا گرفتم

40:45.026 --> 40:47.696
‫و خیلی زود گفتم، عه...

40:47.779 --> 40:50.115
‫«من دیگه می‌رم، یکم دیگه می‌بینمت»

40:50.198 --> 40:51.616
‫یا چیزی شبیه به این

40:52.492 --> 40:54.786
‫بعد سوار گلف‌کار شدم و برگشتم خونه

40:54.869 --> 40:56.389
‫این شبیه زندگی واقعی به نظر میاد؟

40:56.454 --> 40:58.557
‫که سریع رفتی اونجا و سریع برگشتی،
‫آقای مرداک؟

40:58.581 --> 41:01.435
‫آقای واترز، قبلاً گفتم نه سریع رفتم اونجا
‫و نه سریع برگشتم

41:01.459 --> 41:03.920
‫- دلیل این‌که باید...
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن

41:04.004 --> 41:05.356
‫- انقدر ریز بشی؟
‫- یه لحظه...

41:05.380 --> 41:07.716
‫جناب قاضی، باید اجازه داشته باشه
‫جوابش رو کامل بده

41:07.799 --> 41:09.235
‫قبل از این‌که سؤال بعدی مطرح بشه

41:09.259 --> 41:10.260
‫بله قربان

41:10.343 --> 41:14.597
‫قبول داری که من حق دارم
‫سؤالاتم رو ازت بپرسم، قربان؟

41:14.681 --> 41:16.599
‫کاملاً، و همه‌شون رو جواب می‌دم

41:16.683 --> 41:18.601
‫فقط مشکل دارم

41:18.685 --> 41:21.146
‫با این‌که داری حرف‌هایی رو توی دهنم می‌ذاری

41:21.229 --> 41:22.480
‫که من استفاده نکردم

41:22.564 --> 41:24.149
‫مخالفی که این یه داستان جدیده؟

41:24.232 --> 41:25.710
‫با این توصیف مخالفی؟

41:25.734 --> 41:26.943
‫بله

41:27.027 --> 41:30.113
‫این اولین باره که علناً در موردش صحبت می‌شه

41:32.365 --> 41:34.617
‫وقتی مسئولیت میاد سراغت، آقای مرداک،

41:34.701 --> 41:36.244
‫اتفاقات بد می‌افته، درسته؟

41:36.327 --> 41:38.329
‫منظورت چیه، آقای واترز؟

41:38.413 --> 41:41.833
‫برای اولین بار توی زندگی پرامتیاز و پرآوازه
‫و سرشار از ثروتت

41:41.916 --> 41:43.293
‫با مسئولیت روبه‌رو شدی

41:43.376 --> 41:46.921
‫ناگهان قربانی شدی و همه به کمکت اومدن

41:48.048 --> 41:49.799
‫احتمال لکه‌دار شدن میراثت

41:49.883 --> 41:53.720
‫برای تو یه تحریک فوق‌العاده‌ست، نیست؟

41:54.429 --> 41:57.849
‫تا اینجا یه حرفه‌ی خیلی موفق داشتی، نه؟

41:58.600 --> 42:00.810
‫فکر می‌کنی زندگی پرامتیازی داشتی؟

42:00.894 --> 42:02.479
‫فکر کنم می‌شه گفت آره

42:03.897 --> 42:07.192
‫در ژوئن ۲۰۲۱، از اعتیاد به مواد رنج می‌بردی

42:07.275 --> 42:08.485
‫پدرت مریض بود

42:08.568 --> 42:11.237
‫به نقطه‌ی بحران مالی نزدیک می‌شدی

42:11.321 --> 42:13.907
‫- درسته؟
‫- مشکلات مالی داشتم، بله

42:13.990 --> 42:16.159
‫- درسته
‫- مشکلاتی که در موردشون به پدرت دروغ گفتی

42:17.202 --> 42:18.953
‫- مطمئنم یه وقتایی این کارو کردم
‫- هوم

42:19.037 --> 42:20.538
‫به برادرهات دروغ گفتی؟

42:22.332 --> 42:23.517
‫درباره‌ی مسائل مالی، آره

42:23.541 --> 42:25.919
‫به خواهرزنت، ماریان پروکتور دروغ گفتی؟

42:26.002 --> 42:27.253
‫آره، به اون دروغ گفتم

42:27.337 --> 42:30.298
‫به همکارا و شرکای حقوقی‌ات
‫در پی‌ام‌پی‌دی دروغ گفتی؟

42:30.381 --> 42:32.217
‫- آره
‫- به موکل‌هات دروغ گفتی؟

42:32.300 --> 42:33.301
‫به بعضیاشون

42:33.384 --> 42:35.303
‫به تونی و برایان ساترفیلد دروغ گفتی

42:35.386 --> 42:38.014
‫که مادرشون گلوریا سال‌ها
‫خدمتکار خونه‌ات بود؟

42:38.098 --> 42:39.474
‫بله، دروغ گفتم

42:41.518 --> 42:42.936
‫آقای مرداک...

42:44.604 --> 42:46.815
‫تو نابودکننده‌ی خانواده هستی؟

42:47.690 --> 42:50.485
‫من هیچ‌وقت به مگی مرداک آسیب نمی‌زدم

42:51.528 --> 42:55.115
‫هیچ‌وقت به پال مرداک آسیب نمی‌زدم

42:55.198 --> 42:57.408
‫تحت هیچ شرایطی

42:57.492 --> 43:00.411
‫این رو می‌گی. ولی به مگی دروغ گفتی، نه؟

43:01.121 --> 43:02.705
‫بله، بهش دروغ گفتم

43:02.789 --> 43:03.915
‫به پال دروغ گفتی

43:07.710 --> 43:08.795
‫بله

43:09.629 --> 43:13.508
‫پس اگه قبول داری
‫به همه‌ی این آدم‌ها دروغ گفتی،

43:14.467 --> 43:16.511
‫چرا باید باور کنیم الان راست می‌گی؟

43:23.852 --> 43:26.062
‫می‌دونی چرا مردم دروغ می‌گن، آقای مرداک؟

43:27.397 --> 43:29.691
‫چون می‌دونن کار اشتباهی کردن

43:46.374 --> 43:47.917
‫و خبر فوری امشب،

43:48.001 --> 43:50.086
‫هیئت منصفه در دادگاه قتل الک مرداک

43:50.170 --> 43:54.340
‫به نظر می‌رسه بعد از تنها دو ساعت و نیم
‫مشورت به حکم رسیده

44:13.568 --> 44:15.820
‫هیئت منصفه متهم...

44:15.904 --> 44:18.489
‫ریچارد الکساندر مرداک را...

44:19.407 --> 44:21.659
‫مجرم به قتل اعلام می‌کند

44:32.837 --> 44:34.005
‫باستر

44:37.634 --> 44:39.427
‫خیلی متأسفم، عزیزم

44:41.679 --> 44:42.805
‫من فقط...

44:44.724 --> 44:46.184
‫فقط مامانم رو می‌خوام

44:49.145 --> 44:50.688
‫اوه!

44:52.732 --> 44:53.900
‫می‌دونم می‌خوای

44:56.236 --> 44:57.403
‫می‌دونم می‌خوای

45:01.074 --> 45:03.326
‫سؤال اینه، آقای مرداک...

45:03.409 --> 45:05.161
‫دروغ‌ها کی تموم می‌شن؟

45:06.579 --> 45:10.541
‫فقط درون روح خودت می‌تونی جواب بدی

45:12.043 --> 45:16.756
‫و می‌دونم شب‌ها باید پال و مگی رو ببینی

45:16.839 --> 45:18.549
‫وقتی می‌خوای بخوابی

45:19.968 --> 45:21.886
‫مطمئنم میان سراغت

45:23.304 --> 45:25.390
‫هر روز و هر شب

45:25.473 --> 45:27.392
‫و همین‌طور ادامه می‌دن

45:27.475 --> 45:30.311
‫وقتی به آخرین نگاهشون
‫به چشمات فکر می‌کنی

45:32.188 --> 45:35.233
‫برای قتل همسرت، مگی مرداک،

45:35.316 --> 45:38.903
‫تو رو به حبس تا پایان عمر طبیعی‌ات
‫محکوم می‌کنم

45:40.655 --> 45:43.157
‫برای قتل پال مرداک،

45:43.241 --> 45:45.451
‫که احتمالاً خیلی دوستش داشتی...

45:47.245 --> 45:51.040
‫تو رو به حبس تا پایان عمر طبیعی‌ات
‫محکوم می‌کنم

46:01.718 --> 46:02.844
‫چی شده؟

46:06.264 --> 46:07.932
‫اصلاً در موردش احساس گناه نمی‌کنی؟

46:09.851 --> 46:12.979
‫مثلاً اگه فشار زیادی بهش نمی‌آوردیم چی؟

46:14.147 --> 46:15.690
‫شاید اون‌ها رو نمی‌کشت؟

46:18.318 --> 46:22.363
‫صدتا کار هست که آرزو می‌کنم
‫می‌تونستم یه جور دیگه انجام بدم

46:22.447 --> 46:24.532
‫اگه می‌شد برگردم و دوباره انجامش بدم

46:27.493 --> 46:29.454
‫ولی آیا احساس گناه می‌کنم؟

46:31.497 --> 46:32.665
‫نه

46:34.500 --> 46:37.378
‫نه بابت این‌که دنبال کسی رفتم

46:37.462 --> 46:39.630
‫که همه‌ی اون کارها رو می‌کرد

46:40.882 --> 46:42.592
‫و تو هم نباید بکنی

46:43.468 --> 46:46.095
‫شاید اگه انقدر فشار نمی‌آوردم،
‫پیشنهادش رو قبول می‌کردم

46:46.179 --> 46:49.432
‫تو پولی رو برای خانواده‌ی بیچ گرفتی
‫که بابت از دست دادن ملوری حقشون بود

46:50.600 --> 46:52.060
‫- آره
‫- ما به ساترفیلدها کمک کردیم

46:52.143 --> 46:53.579
‫برای از دست دادن مادرشون همین کارو کنن

46:53.603 --> 46:55.396
‫- می‌دونم
‫- اگه تو نبودی،

46:55.480 --> 46:59.359
‫هنوز بیرون بود
‫و از قربانی‌های بیشتری می‌دزدید

47:02.528 --> 47:04.822
‫ولی شاید مگی و پال هنوز زنده بودن

47:06.532 --> 47:09.619
‫کاری که کرد پای خودش بود و فقط خودش

47:10.578 --> 47:12.205
‫آره، عقلم می‌گه حق با توئه

47:15.124 --> 47:18.294
‫ولی لعنتی، هنوز حس می‌کنم
‫دست‌هام کثیف شدن

47:21.631 --> 47:23.132
‫باشه

47:24.592 --> 47:25.885
‫در تماس باش، مندی

47:27.887 --> 47:28.971
‫ممنون، مارک

47:37.313 --> 47:39.690
‫نامه به رئیس دانشگاه رو پیگیری کردی؟

47:39.774 --> 47:40.775
‫نه، هنوز نه

47:40.858 --> 47:43.403
‫پس، باس، باید زودتر اقدام کنی
‫اگه می‌خوای برگردی

47:44.153 --> 47:46.072
‫یعنی، بیخیال، پسر. می‌دونم...

47:46.155 --> 47:48.199
‫می‌دونم دادگاه همه چی رو برات عقب انداخت

47:48.282 --> 47:50.118
‫ولی وقت داره تلف می‌شه، پسر

47:50.701 --> 47:52.745
‫نمی‌دونم می‌خوام برگردم یا نه

47:53.746 --> 47:55.123
‫یعنی چی که نمی‌دونی؟

47:55.206 --> 47:57.875
‫نمی‌دونم دیگه این کاریه
‫که می‌خوام بکنم یا نه

47:57.959 --> 48:00.378
‫اوه، بیخیال. این حرفای دیوونگیه.
‫معلومه که می‌خوای

48:01.003 --> 48:03.172
‫بابا، مدت‌هاست می‌خواستم
‫یه چیزی ازت بپرسم

48:03.256 --> 48:04.841
‫باشه. چی؟

48:05.633 --> 48:08.428
‫چرا اون روز ازم نخواستی بیام خونه؟

48:09.679 --> 48:10.721
‫چی؟

48:10.805 --> 48:13.850
‫خب، همون روزی که مامان و پال...

48:15.685 --> 48:17.687
‫چرا ازم نخواستی اون روز بیام خونه؟

48:17.770 --> 48:19.188
‫منظورت چیه؟

48:19.272 --> 48:21.732
‫از پال خواستی بیاد خونه
‫و گل‌های آفتابگردون رو ببینه

48:21.816 --> 48:22.817
‫و...

48:24.277 --> 48:27.697
‫به مامان گفتی باید به‌عنوان خانواده
‫کنار هم باشین چون...

48:28.656 --> 48:30.658
‫پدربزرگ خیلی مریض بود و...

48:32.034 --> 48:33.703
‫ولی از من نخواستی بیام خونه

48:34.412 --> 48:36.539
‫چرا الان داری اینو ازم می‌پرسی؟

48:37.415 --> 48:39.017
‫ها؟ فکر می‌کنی اگه اونجا بودی،

48:39.041 --> 48:41.085
‫می‌تونستی کاری بکنی؟

48:41.169 --> 48:43.369
‫- این کارو با خودت نکن، پسرم
‫- نه، منظورم این نیست

48:46.007 --> 48:47.258
‫فقط مدتیه توی ذهنمه

48:53.639 --> 48:56.058
‫تازه کارت رو شروع کرده بودی، نه؟

48:57.768 --> 49:00.146
‫- آره
‫- توی راک‌هیل بودی با...

49:00.229 --> 49:01.898
‫با بروکلین و خانواده‌اش

49:02.607 --> 49:03.983
‫راه طولانی بود

49:04.066 --> 49:06.319
‫من همیشه اون مسیر رو می‌رفتم، بابا

49:08.488 --> 49:10.448
‫می‌دونی چیه؟ دیگه چیزی برای گفتن ندارم

49:11.824 --> 49:13.659
‫گمونم نخواستم نگرانت کنم

49:14.368 --> 49:16.287
‫و می‌دونی چیه؟ خدا رو شکر نکردم

49:16.370 --> 49:21.125
‫چون اگه کرده بودم، شاید کسی که این کارو کرد
‫همین بلا رو سر تو هم می‌آورد، می‌دونی؟

49:29.842 --> 49:30.885
‫باید برم

49:30.968 --> 49:32.637
‫کار داری، نه؟

49:32.720 --> 49:34.180
‫می‌فهمم، می‌فهمم

49:34.889 --> 49:36.682
‫حالا گوش کن، می‌تونی مطمئن بشی

49:36.766 --> 49:38.893
‫که عمو رندی اون پول رو
‫به حساب زندانم می‌ریزه؟

49:38.976 --> 49:39.977
‫آره

49:40.061 --> 49:42.188
‫آره، بهت زنگ می‌زنم. صحبت می‌کنیم

49:44.232 --> 49:45.274
‫آره؟

49:46.234 --> 49:47.902
‫دوستت دارم، پسرم. واقعاً

50:24.647 --> 50:29.610
‫[۷ ژوئن سال ۲۰۲۱]
‫[ساعت ۸:۴۳ شب]

50:42.623 --> 50:44.000
‫نتونستم آروم بگیرم

50:44.625 --> 50:47.003
‫- چیکار می‌کنین؟
‫- دارم با روگان حرف می‌زنم

50:47.503 --> 50:49.171
‫اوه، خیلی نگران شده

50:49.255 --> 50:51.382
‫آره، داداش، یه ویدئو می‌گیرم.
‫ولی خوب به نظر میاد

50:52.133 --> 50:53.944
‫- آره، خوبه
‫- کجا میری، مگز؟

50:53.968 --> 50:55.529
‫اوه، می‌رم یه سر به گل‌های وحشی بزنم

50:55.553 --> 50:57.597
‫اون پایینن. واقعاً قشنگن

51:00.558 --> 51:02.101
‫برو عقب. برو عقب

51:06.772 --> 51:08.107
‫یه پرنده توی دهنشه!

51:08.190 --> 51:10.401
‫بابا، بیا، بابا. بیا

51:10.484 --> 51:12.570
‫- یه مرغ مرواریدیه
‫- یه مرغ معمولیه

51:12.653 --> 51:15.031
‫آه، آه، آه. بیا، گرفتمش

51:15.114 --> 51:16.949
‫حالا چرا این کارو کردی؟

51:18.117 --> 51:19.452
‫- مُرده
‫- پسر خوب

51:19.535 --> 51:22.038
‫خیلی وقت کنار ساحل بوده. باید شکار کنه

51:22.121 --> 51:24.624
‫بیا، بابا. بیا. بیا، بابا

51:24.707 --> 51:26.083
‫بیا، برو توی لونه

51:26.167 --> 51:27.501
‫آفرین. برو تو

51:28.586 --> 51:30.588
‫چیکار می‌کنی؟ این لونه‌ی اون نیست

51:30.671 --> 51:33.090
‫می‌دونم، ولی بیشتر نگران این مرغ‌ها هستم

51:33.174 --> 51:36.218
‫گرسنه‌ای، کش‌مانی؟ آره؟
‫بیا غذا بخوریم

51:36.302 --> 51:39.805
‫اوه، یادم رفت بگم دارم اتاق خوابت رو
‫توی خونه‌ی ساحلی دوباره طراحی می‌کنم

51:39.889 --> 51:41.390
‫پس اگه درخواستی داری

51:41.474 --> 51:44.518
‫عه، توی اتاق مهمون خاله الیزابت
‫خیلی خوب می‌خوابیدم

51:44.602 --> 51:46.604
‫همه‌ی طرح‌های گل رو بهم بده

51:46.687 --> 51:47.772
‫اوه

51:47.855 --> 51:49.565
‫هی، وسوسه‌ام نکن

52:11.253 --> 52:13.547
‫روگان گفت خیلی گرسنه نیست، پسر

52:15.841 --> 52:17.885
‫گفت هر چی اونجاست بهش بده، پسر

52:18.844 --> 52:21.222
‫- آره، دارم کیسه‌ی آبی رو می‌دم
‫- خیلی خب

52:21.305 --> 52:23.224
‫آره، برای تو نیست

52:23.974 --> 52:26.102
‫خیلی خب، کش‌مانی، آره؟

52:26.185 --> 52:27.937
‫آره، بهترین غذا رو برات آوردم

52:29.939 --> 52:31.565
‫این خوشگل‌ها رو ببین

52:51.711 --> 52:53.003
‫پال؟

53:04.557 --> 53:05.725
‫پال!

53:07.476 --> 53:08.644
‫الک!

53:11.939 --> 53:13.190
‫چی شده؟

53:16.694 --> 53:18.028
‫بابا؟

53:21.782 --> 53:22.783
‫پال؟

53:39.133 --> 53:40.134
‫الک...

55:01.824 --> 55:04.518
‫[مگی می]
‫[الکس]

57:07.049 --> 57:08.384
‫عزیزم؟ اینو ببین

57:08.467 --> 57:10.135
‫نظرت درباره‌ی اینا چیه؟

57:10.219 --> 57:12.054
‫اوه، قشنگه

57:29.488 --> 57:30.781
‫ببخشید

57:33.742 --> 57:34.952
‫می‌شه...؟

57:36.620 --> 57:39.289
‫ببخشید، برچسب قیمت روش نیست

57:39.373 --> 57:42.084
‫می‌دونید... می‌دونید چنده؟

57:42.167 --> 57:44.044
‫عه، می‌دونید چیه؟ این یکی، عه...

57:50.259 --> 57:52.177
‫می‌دونید چیه، جناب؟
‫می‌تونید برش دارید

57:52.845 --> 57:54.221
‫اوه

57:54.304 --> 57:55.431
‫ممنون

58:01.603 --> 58:03.188
‫چهار، هفت...

58:10.154 --> 58:13.073
‫این آشغال چهار ساعت تلویزیون نیست،
‫به زور دو ساعته

58:13.157 --> 58:14.658
‫دفعه‌ی قبل همین بود

58:14.742 --> 58:15.826
‫لنس، داداش، بیخیال

58:15.909 --> 58:17.453
‫بهش بگو، لنس. دفعه‌ی قبل همین بود!

58:17.536 --> 58:19.180
‫به من نگاه نکن. نمی‌دونم چیکار می‌کنین

58:19.204 --> 58:21.999
‫دفعه‌ی قبل مال همون دفعه بود.
‫این دفعه فرق داره

58:22.082 --> 58:23.751
‫باید حسابش رو بدی، برادر

58:24.960 --> 58:26.253
‫لعنتی، عجب عوضی‌ای هستی...

58:27.546 --> 58:29.339
‫- مشتری سختی هستی
‫- هوم

58:30.966 --> 58:33.135
‫- خب، همینه
‫- برگه گوشت داری؟

58:34.428 --> 58:36.764
‫نه، همین بود، رفیق. آخری و تهش بود

58:37.765 --> 58:39.183
‫فقط همین رو دارم

58:39.266 --> 58:41.560
‫خیلی خب. چهار ساعت

58:41.643 --> 58:45.272
‫ولی وقتی گیم‌کاکس‌هاتون شکست بخورن،
‫وقت تلویزیون تمومه

58:45.355 --> 58:47.649
‫خیلی خب، من برای شروع بازی برمی‌گردم

58:47.733 --> 58:49.276
‫اوه، پس داری ازم نگه می‌داری؟

58:50.486 --> 58:51.945
‫می‌خوای سرم کلاه بذاری، هان؟

58:52.029 --> 58:53.906
‫فقط وقتی تقلبه که گیر بیفتی، داداش

58:55.324 --> 58:56.575
‫خیلی کثافتی، رد

58:57.459 --> 59:06.460
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

59:08.962 --> 59:17.546
‫« زیرنویس از امیـرعـلی و سینا صداقـت »
‫::. SinCities & illusion .::

59:17.570 --> 59:26.605
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

59:26.889 --> 59:30.359
‫[الکس مرداک در حال حاضر به دو حبس ابد متوالی
‫به جرم قتل مگی و پال مرداک محکوم است.]

59:30.383 --> 59:34.383
‫[الکس همچنان روی بی‌گناهی خود اصرار دارد.]

59:34.407 --> 59:37.866
‫[وکلای او نسبت به محکومیت‌هایش به دیوان عالی
‫کارولینای جنوبی درخواست تجدیدنظر داده‌اند.]

59:38.028 --> 59:42.028
‫[در سال ۲۰۲۳، الکس پس از اعتراف به ۲۲ جرم مالی فدرال
‫به جرم سرقت ۱۲ میلیون دلار...]

59:42.052 --> 59:46.052
‫[که ۶ میلیون دلار آن هنوز مفقود است
‫به ۴۰ سال زندان دیگر محکوم شد.]

59:46.076 --> 59:49.586
‫[آلات قتاله‌ی استفاده شده
‫برای قتل مگی و پال هرگز پیدا نشدند.]

59:49.610 --> 59:56.610
‫[پرونده‌ی بی‌سرانجام استیون اسمیت در سال ۲۰۲۱ بازگشایی
‫و در سال ۲۰۲۳ به عنوان تحقیقات قتل طبقه‌بندی شد.
‫این پرونده تا نوامبر ۲۰۲۵ همچنان مفتوح است.]

59:56.634 --> 01:00:03.225
‫[خانواده استیون برای هرگونه اطلاعاتی
‫که منجر به دستگیری مجرم شود،
‫۵۰ هزار دلار جایزه تعیین کرده‌اند.]

01:00:04.268 --> 01:00:07.396
‫[باستر و بروکلین در ماه مه ۲۰۲۵
‫در کارولینای جنوبی ازدواج کردند.]

01:00:07.420 --> 01:00:10.481
‫[بروکلین در حال حاضر به عنوان وکیل کار می‌کند.]

01:00:10.505 --> 01:00:14.778
‫[باستر هنوز به دانشکده حقوق بازنگشته است.]
