WEBVTT

00:05.171 --> 00:06.071
‫[آنچه گذشت...]

00:06.091 --> 00:08.381
‫رندی قراره شریک مدیریتی بشه

00:08.381 --> 00:09.631
‫کار و بارت رو درست کن

00:09.631 --> 00:11.681
‫می‌دونی، پلیس‌ها هیچی نشده اومدن بالا سرمون

00:11.681 --> 00:13.971
‫- نمی‌دونم چی بهشون بگم
‫- کلاً هیچی نگو

00:13.971 --> 00:17.271
‫می‌تونیم قضیه رو حل کنیم،
‫ولی فقط در صورتی که باهم هم‌نظر باشیم

00:17.271 --> 00:19.441
‫دارم درخواست میدم که تمام سوابق مالیت رو در بیارن

00:19.441 --> 00:21.351
‫- بده، داداش
‫- شاید گهی که تو و رندالف

00:21.351 --> 00:23.231
‫شبِ تصادف می‌خوردین رو هم بهشون بگم

00:35.661 --> 00:37.911
‫الک، قاضی دیگه تصمیم گرفته که ادامه بده

00:37.911 --> 00:43.631
‫قراره یه جلسه بذاریم که دهمِ ژوئن
‫صورت‌حساب‌های مالیت رو ارائه بدیم

00:44.501 --> 00:46.551
‫اگه می‌ذاشتی سوابق بانکیت رو یه نگاهی بندازه،

00:46.551 --> 00:49.171
‫واقعاً دنیا به آخر می‌رسید؟

00:50.821 --> 00:53.821
‫گرچه این سریال از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده]
‫[اما بخش‌های خاصی برای اهداف نمایشی تخیلی شدند

00:53.841 --> 00:55.841
‫[و قصد انعکاس هیچ شخص
‫یا نهاد واقعی را ندارند]

00:58.871 --> 01:04.151
‫[هفتمِ ژوئن سال ۲۰۲۱]
‫[ساعت ۱۰:۲۶ شب]

01:12.661 --> 01:14.121
‫ویسکی فاکس، ویسکی مایک

01:15.991 --> 01:17.531
‫تفنگ ندارم

01:17.541 --> 01:20.041
‫می‌شه برگردی لطفاً، آقا؟

01:20.041 --> 01:21.541
‫ممنون. یه لحظه

01:21.541 --> 01:22.791
‫تو من رو نمی‌شناسی. مسلح نیستم

01:23.961 --> 01:25.381
‫باشه. آره

01:26.211 --> 01:28.501
‫- آقا، این‌ها همسر و پسرتون هستن؟
‫- پسرم

01:36.601 --> 01:37.851
‫بده

01:39.471 --> 01:40.521
‫این...

01:42.441 --> 01:45.111
‫بده. نبض‌شون رو... گرفتم

01:51.991 --> 01:56.071
‫« مرداک: مرگ در خانواده »

01:56.091 --> 02:02.091
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:02.121 --> 02:09.121
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:18.071 --> 02:21.041
‫[ساحل اِدیستو، کارولینای جنوبی]

02:25.091 --> 02:28.111
‫[روزِ قبل]

02:30.621 --> 02:32.581
‫[الکس]

02:50.571 --> 03:00.571
‫« زیرنویس از: امیـرعـلی و سینا صداقـت »
‫::. SinCities & illusion .::

03:17.071 --> 03:20.071
‫[همپتون، کارولینای جنوبی]

03:22.541 --> 03:24.041
‫فکر کردم بازی‌شون دیروز بود

03:24.041 --> 03:25.661
‫بازی حذفی منطقه‌ایه، بابا

03:25.661 --> 03:27.461
‫...پای تلاش‌های کل فصل‌شون وسطه

03:27.461 --> 03:28.621
‫پرتاب ۰۲...

03:28.631 --> 03:31.501
‫برو بابا، چطوری می‌شه به اون ضربه زد؟

03:33.251 --> 03:36.091
‫هی، این شیشه‌ها دونه‌ای
دو سه هزار دلار نبودن؟

03:36.091 --> 03:37.221
‫والا...

03:37.221 --> 03:40.301
‫با تخفیف از یه مشتری
توی چارلستون خریدمـشون

03:40.301 --> 03:41.431
‫مطمئنم که همینطوره

03:41.431 --> 03:42.601
‫آره

03:47.231 --> 03:48.691
‫بابا؟

03:49.311 --> 03:51.061
‫نوشیدنیت رو می‌خوری یا نه؟

03:53.571 --> 03:55.151
‫بهم سردرد میده

04:01.121 --> 04:03.281
‫خوبی بابا؟ چیزی نیست

04:05.411 --> 04:07.371
‫سلام، مارگارت هستم

04:07.371 --> 04:09.211
‫برام پیغام بذارید

04:09.211 --> 04:11.961
‫سلام، منم، دوباره باهات تماس گرفتم

04:12.841 --> 04:13.921
‫من...

04:15.051 --> 04:17.091
‫خب می‌دونی، تو فکرتم

04:19.131 --> 04:20.431
‫داری... چی کار می‌کنی؟

04:20.431 --> 04:22.471
‫فقط به مگی زنگ می‌زنم

04:23.181 --> 04:26.141
‫- حالش چطوره؟
‫- خوبه، خوبه

04:26.141 --> 04:28.681
‫رفته خونه ساحلی که بازسازی انجام بده

04:28.691 --> 04:30.191
‫آره

04:31.311 --> 04:32.811
‫چند سالی می‌شه که نیومدم اینجا

04:32.811 --> 04:33.941
‫نه

04:33.941 --> 04:35.611
‫انگار هیچکس دیگه هم نیومده

04:36.691 --> 04:38.491
‫یالا، بیا. زودباش، بیا...

04:39.151 --> 04:40.361
‫یه نگاهی به این بنداز

04:41.781 --> 04:42.871
‫اوه

04:44.031 --> 04:45.741
‫- اولین گوزن نَرَم
‫- آره

04:45.741 --> 04:48.501
‫چهاردهم سپتامبر سال ۱۹۷۸

04:48.501 --> 04:50.411
‫لبخند جاکشانه رو ببین

04:50.421 --> 04:53.131
‫- آره
‫- خیلی به خودت افتخار می‌کردی

04:53.131 --> 04:55.001
‫منم همینطور

04:55.001 --> 04:57.001
‫ولی به خاطر اون خون یکم ترسیدی

04:57.011 --> 04:59.461
‫- چرا خالی می‌بندی، داداش؟
‫- نمی‌بندم

04:59.471 --> 05:01.091
‫مثل برگ می‌لرزیدی

05:01.091 --> 05:03.431
‫- شاید یکمی می‌لرزیدم
‫- آره، یکمی

05:03.431 --> 05:04.721
‫فقط یه نمه... کوچولو، می‌دونی

05:05.721 --> 05:07.601
‫با اون خون افتاده بودی دنبالم

05:07.601 --> 05:08.851
‫هوم

05:11.601 --> 05:13.481
‫دکترها واقعاً فکر می‌کنن بابا
می‌تونه دوباره سر حال بشه؟

05:14.611 --> 05:16.941
‫نمی‌دونم اونقدر خوش‌بینانه
‫باشه یا نه، ولی...

05:17.781 --> 05:20.401
‫اگه ذات‌الریه درمان بشه، احتمالاً

05:20.401 --> 05:22.111
‫شاید فرستادنش خونه که بمیره

05:23.781 --> 05:25.241
‫خب، فعلاً که اینجاست

05:26.531 --> 05:28.161
‫فقط باید نهایت استفاده رو ازش ببریم

05:31.711 --> 05:34.251
‫راستی توی شرکت داری عالی عمل می‌کنی

05:34.251 --> 05:36.921
‫- باشه الکس، این که...
‫- نه، جدی میگم داداش

05:37.751 --> 05:38.761
‫همینطوره

05:39.511 --> 05:41.381
‫و می‌خواستم بهت بگم

05:42.381 --> 05:44.801
‫بابا هرچی که شد،

05:45.301 --> 05:47.471
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم

05:47.471 --> 05:48.971
‫- باشه؟
‫- البته

05:48.971 --> 05:51.391
‫همیشه اولویت با خانواده است

05:51.391 --> 05:52.481
‫همیشه

05:58.071 --> 05:59.531
‫حالا یه چیزی...

06:01.441 --> 06:03.491
‫نخواستم برگشت به خونه‌ی بابا رو خراب کنم،

06:03.491 --> 06:06.451
‫ولی از رفیقم توی کلمبیا یه خبرهایی گرفتم

06:07.241 --> 06:09.831
‫انگار هیئت منصفه عالی ایالتی
‫داره درباره اعمالت

06:09.831 --> 06:11.871
‫بعد از تصادف قایق پال

06:11.871 --> 06:13.621
‫تحقیقات شروع می‌کنه

06:13.621 --> 06:15.251
‫کدوم اعمال؟

06:15.251 --> 06:16.831
‫یه لاپوشونی احتمالی

06:16.831 --> 06:19.381
‫فشار آوردن به همه که صداش رو در نیارن

06:20.591 --> 06:21.971
‫متأسفم الک

06:22.841 --> 06:25.971
‫ولی دارن از اخلال احتمالی
در روال قانون صحبت می‌کنن

06:25.971 --> 06:27.471
‫پسر، من باید...

06:27.471 --> 06:29.811
‫پنجشنبه یه جلسه دادرسی دارم

06:29.811 --> 06:32.141
‫درباره این‌که سوابق مالیم رو
‫برای شکایت مدنی در دسترس بذارم

06:32.141 --> 06:34.061
‫پرونده جنایی پال رو دارم

06:34.061 --> 06:35.851
‫ماجرای بابا رو دارم

06:35.851 --> 06:37.691
‫حالا هم تحقیقات هیئت منصفه عالی؟

06:37.691 --> 06:39.231
‫می‌دونم، خیلی سخته

06:39.231 --> 06:42.821
‫نه، دیگه داره یه جوری می‌شه
‫انگار توی یه اتاق... زندانی شدم

06:43.531 --> 06:45.321
‫و دیوارها هِی دارن نزدیک‌تر می‌شن، رندی

06:45.321 --> 06:49.701
‫نزدیک‌تر و نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شن

06:49.701 --> 06:51.371
‫و نمی‌تونم نفس بکشم

06:53.041 --> 06:54.661
‫اگه کاری ازم بر می‌اومد بگو

06:54.661 --> 06:56.171
‫هر چیزی

06:58.131 --> 07:00.921
‫می‌دونی داداش، حق با تو بود

07:02.211 --> 07:05.341
‫بیا فقط... امروز رو خراب نکنیم، خب؟

07:05.341 --> 07:06.721
‫- باشه
‫- بیا بغلم

07:08.181 --> 07:10.511
‫یه جکوزی می‌ذاریم اونجا روی ایوان

07:10.511 --> 07:12.061
‫واسه بِتی کوچولوها

07:12.061 --> 07:13.431
‫ابعادش رو هم در آوردم

07:13.431 --> 07:16.021
‫- فقط واسه تابستون؟
‫- ولی می‌شه بیشترش کرد

07:15.331 --> 07:17.331
‫[چارلستون، کارولینای جنوبی]

07:16.021 --> 07:17.311
‫بیخیال پسر

07:17.311 --> 07:19.731
‫اتاق خواب سومیه مال خودته

07:19.731 --> 07:20.981
‫آره، شاید

07:21.861 --> 07:24.571
‫مگ، به این احمق بگو
‫بیاد تابستون اینجا زندگی کنه

07:24.571 --> 07:26.821
‫نمی‌دونم، خیلی بچه روستاییه

07:26.821 --> 07:29.111
‫چراغ‌های پُرنورِ شهر ممکنه به وایبش نخوره

07:29.121 --> 07:30.571
‫وای!

07:30.581 --> 07:32.741
‫باشه، نذارید تو این شهر ول بچرخم

07:32.741 --> 07:35.201
‫یه هفته‌ای کل اینجا رو تحت کنترل در میارم

07:35.201 --> 07:37.661
‫حداقل دو هفته طول می‌کشه

07:37.671 --> 07:40.421
‫یک هفته و نیم، اون هم شاید، شاید

07:42.591 --> 07:44.591
‫آخرین ضربه، آخرین ضربه

07:44.591 --> 07:46.381
‫یالا گیم‌کاکس

07:50.141 --> 07:51.511
‫لعنت!

08:10.491 --> 08:12.621
‫ییگربمب. سه‌تا

08:14.701 --> 08:15.701
‫نه

08:17.911 --> 08:20.081
‫من نمی‌خورم داداش.
‫باید برگردم همپتون

08:20.081 --> 08:21.541
‫فردا قراره واسه عموم کار کنم

08:21.541 --> 08:25.591
‫فصل بیسبال‌مون الان با یه مرگ غم‌انگیز
و کُند مُرد، پسر

08:25.591 --> 08:28.381
‫- دست بردار!
‫- مال من رو بده به مگان خانم

08:35.811 --> 08:37.181
‫حال مامان و بابا چطوره؟

08:37.181 --> 08:40.101
‫امروز باهاشون حرف زدی؟ خوبـن؟

08:40.101 --> 08:41.691
‫مثل همیشه

08:41.691 --> 08:44.611
‫- سراغت رو گرفتن، پرسیدن چطوری
‫- تو چی گفتی؟

08:45.321 --> 08:47.691
‫گفتم تا جایی که می‌دونم،

08:47.691 --> 08:50.901
‫دقیقاً جاییه که می‌خواد باشه،
‫روی ساحل کاملاً خوشحاله

08:50.911 --> 08:54.281
‫می‌تونی حقیقت رو بگی.
‫اومدی عملیات شناسایی انجام بدی

08:55.081 --> 08:57.581
‫اومدم بفهمم حال خواهرم چطوره

09:02.041 --> 09:04.251
‫از وقتی از موزل رفتی
‫الک رو ندیدی؟

09:06.001 --> 09:09.631
‫دو هفته پیش، با پسرها رفتیم بازی بیسبال

09:09.631 --> 09:11.841
‫عجله داشتم که بیام اینجا

09:13.591 --> 09:14.681
‫می‌دونی...

09:16.311 --> 09:18.561
‫می‌تونی هر چقدر که می‌خوای
‫خونه رو دوباره دکور کنی،

09:19.311 --> 09:21.231
‫ولی اتفاقی که افتاده رو تغییر نمیده

09:22.311 --> 09:24.811
‫عیب نداره اگه هنوز نخوای
چیز بیشتری ازش برام بگی

09:25.611 --> 09:30.111
‫می‌دونی، فکر کنم بهتره
جزئیات شومش رو بهت نگم

09:30.111 --> 09:34.371
‫که کاش خودم هم نمی‌فهمیدم

09:35.121 --> 09:36.581
‫به وکیلی که برات فرستادم زنگ زدی؟

09:36.581 --> 09:39.701
‫نه، وقتش رو ندارم.
‫خیلی سرم شلوغه

09:39.701 --> 09:41.541
‫پال با مشکلات سلامتیش

09:41.541 --> 09:43.921
‫و باستر که از دانشکده حقوق اخراج شده

09:43.921 --> 09:45.831
‫هنوز نمی‌دونم چش شده

09:45.841 --> 09:47.841
‫مارگارت، به وکیله زنگ بزن

09:47.841 --> 09:50.341
‫نمی‌شه تا ابد اینجا مخفی بشی

09:50.341 --> 09:53.091
‫پنجشنبه قراره یه نقاش بیاد

09:53.091 --> 09:54.801
‫هنوز رنگ رو انتخاب نکردم

09:55.601 --> 09:58.471
‫حالا پاشو، تو سلیقه خوبی داری.
‫باهام بیا

10:01.391 --> 10:02.681
‫این یکی

10:02.691 --> 10:05.311
‫از این یکی خوشم اومد

10:06.191 --> 10:09.651
‫سبز سرزنده، فکر کنم اسمش اینه

10:10.191 --> 10:13.991
‫می‌دونی بر اساس نور خورشید...

10:15.321 --> 10:16.371
‫عوض می‌شن

10:17.741 --> 10:19.081
‫می‌دونم ترسناکه،

10:19.911 --> 10:22.951
‫ولی من و مامان و بابا تحت هر شرایطی
‫هوات رو داریم

10:22.961 --> 10:25.831
‫مرداک‌ها طلاق نمی‌گیرن، ماریان

10:25.831 --> 10:27.881
‫یه خانواده وکیل هستن

10:27.881 --> 10:30.631
‫وقتی کارشون باهام تموم بشه،
‫چیزی برام نمونده

10:30.631 --> 10:33.631
‫به وکیله زنگ بزن، مگی.
‫فقط یه مکالمه است

10:36.431 --> 10:39.141
‫می‌دونی، این اواخر یاد خاطرات اوایل آشناییم...

10:40.431 --> 10:42.771
‫با الک می‌افتم

10:43.681 --> 10:45.441
‫بهمون خوش می‌گذشت

10:49.731 --> 10:50.731
‫هوم

10:51.321 --> 10:54.531
‫خیلی هیجان داشتیم وقتی بچه‌ها تو راه بودن

10:54.531 --> 10:58.321
‫و از بیمارستان آوردیم‌شون خونه

10:58.321 --> 11:01.241
‫همون شب اولی که رفتیم خونه جدیدمون

11:05.961 --> 11:07.831
‫حالا که یادم می‌افته...

11:10.921 --> 11:12.671
‫اون همه خاطره

11:15.511 --> 11:17.721
‫اصلاً واقعی بودن؟

11:19.101 --> 11:21.011
‫ارزشی داشتن؟

11:21.891 --> 11:23.851
‫نصف عمرم بوده

11:28.311 --> 11:30.271
‫حالا کجا بذارمـشون؟

11:34.861 --> 11:35.941
‫هوم

11:35.951 --> 11:37.991
‫می‌دونی، اون همه عکس،

11:37.991 --> 11:41.081
‫واسه نقاش از دیوار برشون داشتم

11:44.451 --> 11:48.041
‫حالا نمی‌دونم بازم می‌تونم
بذارمـشون روی دیوار یا نه

12:07.941 --> 12:09.691
‫- سلام بلانکا
‫- سلام

12:09.691 --> 12:11.111
‫شام روی گازه

12:11.861 --> 12:13.861
‫الک، لطفاً یادت نره که غذا بخوری

12:13.861 --> 12:16.031
‫خانم مگی فکر می‌کنه بهت غذا نمیدم

12:16.031 --> 12:17.701
‫می‌خورم

12:18.201 --> 12:20.661
‫مطمئنی تنهایی اینجا مشکلی نداری؟

12:22.121 --> 12:23.451
‫فقط خسته‌ام، بی

12:23.991 --> 12:25.081
‫باشه

12:25.701 --> 12:28.161
‫خب، غذا بخور و یکم استراحت کن

12:28.161 --> 12:30.171
‫ممنون که مراقبمی

12:30.171 --> 12:31.331
‫خدا حفظت کنه

12:53.361 --> 12:54.361
‫روگن جون

12:54.361 --> 12:55.651
‫سلام، چطوری رفیق؟

12:56.651 --> 12:59.361
‫مستقیم. خودشه

12:59.361 --> 13:01.531
‫چیزی نمی‌شه.
‫ممنون که گذاشتی اینجا بمونه

13:01.531 --> 13:03.451
‫بیخیال روگن، کاری نکردم

13:03.451 --> 13:05.241
‫- خوشحالم کمک کردم
‫- ممنون. ممنون

13:06.831 --> 13:10.211
‫- غذایی چیزی براش نیاوردی؟
‫- نه. اونقدر لوس نیست

13:10.211 --> 13:11.871
‫می‌دونی. هر چی به بقیه‌شون میدی رو می‌خوره

13:11.871 --> 13:12.961
‫باشه پس

13:12.961 --> 13:15.341
‫ولی دُمش یه مشکلی داره

13:15.341 --> 13:17.001
‫- جدی؟
‫- آره، فقط یادت باشه

13:17.001 --> 13:18.881
‫حتماً مراقبم

13:18.881 --> 13:20.631
‫آره خب،

13:20.631 --> 13:22.801
‫این سگ‌ها همیشه یه چیزی‌شون هست دیگه

13:22.801 --> 13:25.551
‫- زودباش، بزن بره. بگیر
‫- نه، نه، نه!

13:25.551 --> 13:26.761
‫- الان نمی‌شه
‫- مطمئنی؟

13:26.761 --> 13:29.351
‫- بله قربان. ممنونم
‫- نمی‌ذارم حیف بشه

13:29.351 --> 13:30.431
‫وای پسر

13:30.431 --> 13:31.561
‫ردیفه

13:33.271 --> 13:34.731
‫خانم مگی کجاست؟

13:34.731 --> 13:37.151
‫رفته خونه ساحلی یکم بازسازی بکنه

13:37.151 --> 13:38.731
‫- باشه
‫- فقط...

13:39.441 --> 13:41.491
‫تو جریانت چیه؟
‫می‌خوای چندتا گراز شکار کنی؟

13:41.491 --> 13:43.111
‫- همین الان؟
‫- آره دیگه

13:43.111 --> 13:44.951
‫میریم برکه. ماهی خاردار داره

13:44.951 --> 13:46.161
‫به این بزرگی، آماده است
که با قلاب درش بیاری

13:46.161 --> 13:48.791
‫- بدم نمیاد، بدم نمیاد، اما...
‫- اما چی؟

13:48.791 --> 13:50.751
‫چند روزی دارم میرم خونه دوست‌دخترم

13:50.751 --> 13:53.331
‫اوه! پس چرا همین رو نگفتی، مشتی؟

13:53.331 --> 13:54.791
‫نذار من معطلت کنم

13:54.791 --> 13:58.551
‫- باور کن، معطلم نکردی
‫- می‌خوای یه عشق و حالی بکنی، ها؟

13:58.551 --> 14:00.921
‫- خیالت راحت
‫- آره

14:02.261 --> 14:04.881
‫می‌دونی، چطوره وقتی پال بی‌کار بود بریم؟

14:04.891 --> 14:06.891
‫- اون موقع می‌شه
‫- خوبه، خوشم اومد

14:06.891 --> 14:08.431
‫پایه‌ام، آره

14:08.431 --> 14:10.221
‫- ممنونم، آقای الک
‫- شب خوبی داشته باشی

14:10.221 --> 14:12.391
‫همچنین. تا بعد سلطان

14:49.051 --> 14:51.141
‫لعنتی!

14:55.601 --> 14:57.441
‫لعنتی

14:58.271 --> 15:00.111
‫نه، نه، نه

15:01.941 --> 15:04.191
‫نه، نه، نه، امکان نداره

15:08.451 --> 15:10.031
‫هی! هی، ببخشید!

15:10.031 --> 15:11.741
‫- کمک نیاز دارم
‫- چی شده؟

15:11.741 --> 15:13.661
‫پشت فرمون بودم
و یهو جلوم در اومد

15:13.661 --> 15:15.211
‫سعی کردم وایسم. بدجوری صدمه دیده

15:15.211 --> 15:16.921
‫تمام تلاشـمون رو می‌کنیم، باشه؟

15:16.921 --> 15:18.421
‫همینجا صبرکن

15:23.591 --> 15:24.591
‫اوه

15:27.801 --> 15:29.051
‫پسر

15:33.061 --> 15:34.061
‫بسه

15:34.981 --> 15:36.141
‫بسه دیگه

15:39.521 --> 15:40.941
‫خدای من!

15:48.821 --> 15:50.701
‫متأسفم! متأسفم! من...

15:53.661 --> 15:55.831
‫خیلی متأسفم

16:03.921 --> 16:06.301
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید

16:16.981 --> 16:18.891
‫بهش مسکن زدیم

16:19.561 --> 16:22.021
‫چندتا از دنده‌هاش شکسته،

16:22.021 --> 16:24.321
‫چندتا بخیه نیاز داشت
ولی حالش خوب می‌شه

16:24.321 --> 16:25.941
‫- صبر کن، جدی؟
‫- اوهوم

16:25.941 --> 16:27.531
‫- مطمئنی؟
‫- اوهوم

16:27.531 --> 16:28.651
‫میکروچیپ داره

16:28.651 --> 16:30.951
‫با صاحبش تماس گرفتیم که بهش بگیم

16:30.951 --> 16:33.661
‫کار خوبی کردی که
اینقدر سریع آوردیش اینجا

16:35.331 --> 16:36.541
‫ممنون

16:37.501 --> 16:38.961
‫آره، خیلی ممنون

16:52.011 --> 16:54.071
‫[ساعت ۷ صبح]

17:10.741 --> 17:13.871
‫[ناشناس - مراقب خودت باش پفیوزِ قاتل]

17:38.721 --> 17:40.021
‫بله؟

17:40.021 --> 17:42.851
‫سلام، عمو رندی می‌خواد
بابابزرگت رو برگردونه دکتر

17:42.851 --> 17:44.191
‫دیشب حالش بدتر شد

17:44.191 --> 17:45.611
‫خب، چقدر بد؟

17:46.731 --> 17:48.191
‫فعلاً نمی‌دونیم

17:48.191 --> 17:50.781
‫بعد از این‌که مغازه رو باز کردم
‫و کرایه‌های امروز رو مشخص کردم،

17:50.781 --> 17:51.901
‫میرم اونجا دیدنـشون

17:51.901 --> 17:53.951
‫- خب، من می‌تونم باز کنم
‫- نه، زحمت می‌شه

17:53.951 --> 17:56.741
‫نه بابا، تجهیزات رو کرایه میدم،
کار رو می‌چرخونم

17:56.741 --> 17:57.991
‫کاری نداره

17:59.161 --> 18:01.001
‫آره، البته، اذیت نمی‌شی

18:01.001 --> 18:04.541
‫هی، شاید بعد از کار بهتره
یه سر بری خونه بابابزرگ

18:04.541 --> 18:06.921
‫- ماشینم رو برداری
‫- آره. آره، ردیفش می‌کنم

18:07.921 --> 18:10.261
‫واقعاً به کارت افتخار می‌کنم، خروس کوچولو

18:11.551 --> 18:13.091
‫اوه...

18:14.051 --> 18:15.261
‫این از طرف مامانته

18:16.301 --> 18:17.551
‫جوراب فشاری

18:17.551 --> 18:20.221
‫حسابی نگران پای لامصبته

18:20.221 --> 18:23.311
‫آره خب، بدجوری ترکیدن

18:23.311 --> 18:26.151
‫خب، دلیلی نداره پسری به سن تو
‫مشکل فشار خون داشته باشه

18:26.151 --> 18:28.941
‫آره خب، اگه زیاد الکل بخوری پیش میاد

18:28.941 --> 18:30.901
‫خب، امیدوارم جوراب مفید باشه

18:30.901 --> 18:32.781
‫- سلام بابا
‫- سلام

18:33.821 --> 18:35.611
‫حال بابابزرگ خوب می‌شه؟

18:38.661 --> 18:39.991
‫خب، دختر عزیزم...

18:42.201 --> 18:43.541
‫دقیق نمی‌دونم

18:44.501 --> 18:46.871
‫ولی می‌دونی چه کاری ازمون بر میاد؟
‫می‌تونیم براش دعا کنیم

18:46.881 --> 18:48.541
‫چطوره؟

18:48.541 --> 18:49.671
‫خوبه؟

18:49.671 --> 18:51.171
‫باشه

18:58.181 --> 18:59.181
‫ای پدر آسمانی،

19:00.311 --> 19:04.851
‫در این روزهای سخت
ازت طلب لطف و یاری می‌کنیم

19:14.491 --> 19:16.611
‫- سلام بابا
‫- سلام پسر

19:16.611 --> 19:18.071
‫میگم گوش کن، زمین شکار قمری‌ها

19:18.071 --> 19:19.701
‫خیلی اوضاعش بی‌ریخت شده

19:19.701 --> 19:22.621
‫پسر، به اون متصدی زمین جدیده گفتم که،
اسمش سی‌بی بود؟

19:22.621 --> 19:25.371
‫گفتم وقتی نیستم بهش رسیدگی کنه

19:25.371 --> 19:27.961
‫- چی کار کرده؟
‫- خب، ظاهراً که کار خاصی نکرده

19:27.961 --> 19:30.081
‫بلانکا هم رخت‌هات رو گذاشته اینجا
که آماده‌ی برداشته

19:30.091 --> 19:33.501
‫باشه. خب عمو جان ازم خواست بعد از کار

19:33.511 --> 19:35.091
‫- ماشینش رو از آلمیدا بیارم
‫- باشه

19:35.091 --> 19:37.761
‫می‌خواستم یه مدت هم پیش مامان‌بزرگ اِم بمونم

19:38.431 --> 19:40.181
‫و آره، بعدش میام اونجا

19:40.181 --> 19:42.181
‫مشتاقم ببینمت، پسرم

19:42.681 --> 19:44.061
‫باشه. دوستت دارم

19:44.061 --> 19:45.481
‫منم همینطور، بابا

19:50.071 --> 19:53.071
‫[سوابق مالی رو یادت نره.]
‫[واسه دادرسی پنجشنبه نیازشون داریم]

20:57.211 --> 21:00.301
‫با شرکت حقوق خانواده مک‌نیل و شرکا تماس گرفتید

21:00.301 --> 21:02.681
‫لطفاً اسم، شماره و یک پیغام کوتاه بذارید،

21:02.681 --> 21:05.431
‫تا یکی در اسرع وقت باهاتون تماس بگیره

21:07.181 --> 21:10.941
‫بله، سلام، من مارگارت برنستتر هستم و...

21:11.981 --> 21:12.981
‫نه

21:14.061 --> 21:16.821
‫یه موکل جدید خواهم شد

21:17.941 --> 21:20.111
‫باهام تماس بگیرید

21:20.111 --> 21:21.571
‫۸۰۳...

21:22.571 --> 21:27.371
‫۶۷۶-۹۹۸۲

21:55.271 --> 21:56.861
‫هی الک، یه دقیقه وقت داری؟

21:56.861 --> 21:58.441
‫واسه مدیر ارشد مالی، آره

21:59.111 --> 22:02.151
‫جینِ عزیز، اتفاقاً می‌خواستم صدات بزنم

22:02.151 --> 22:05.281
‫گوش کن، می‌شه یه لطفی بهم بکنی؟
‫می‌شه سوابق مالیم رو در بیاری؟

22:05.281 --> 22:07.491
‫- می‌خوام برام جمعـشون کنی
‫- آره، می‌شه

22:07.491 --> 22:08.831
‫ممنون خانم دوست‌داشتنی

22:08.831 --> 22:10.661
‫واسه دادرسی وامونده پنجشنبه نیازشون دارم

22:11.331 --> 22:13.041
‫باید واسه قاضی آماده‌شون کنم

22:16.501 --> 22:19.171
‫- چیزی توی فکرته؟
‫- ببخشید که با وجود شرایط

22:19.171 --> 22:21.051
‫باید این رو مطرح کنم

22:21.051 --> 22:22.671
‫چی رو مطرح کنی؟

22:24.091 --> 22:27.141
‫خب، دارم با آنت حساب و کتاب‌ها رو تطبیق میدم،

22:27.141 --> 22:29.601
‫و دنبال یه چک از یکی از پرونده‌هاتم

22:29.601 --> 22:31.721
‫که به جایی نمی‌رسم

22:31.731 --> 22:33.981
‫باشه خب، کدوم پرونده؟

22:33.981 --> 22:35.311
‫کدوم چک؟

22:35.311 --> 22:39.691
‫پرونده آلوارز، ۷۵۰ هزار دلار

22:41.031 --> 22:43.401
‫- گفتی آلوارز؟
‫- اوهوم

22:43.401 --> 22:44.991
‫چکی که من فایلش نکردم

22:44.991 --> 22:46.661
‫فکر کنم شاید بدونی کجا رفته

22:46.661 --> 22:48.411
‫و بهمون نمیگی

22:50.371 --> 22:51.911
‫ببخشید، فقط می‌خوام کارم رو بکنم

22:51.911 --> 22:55.041
‫کارت اینه که بهم بگی یه چک رو دزدیدم؟

22:55.041 --> 22:56.921
‫مشکوکه، الک

23:04.841 --> 23:05.841
‫رندی؟

23:05.841 --> 23:08.261
‫سلام، با بابا اومدم دکتر

23:08.261 --> 23:09.891
‫متأسفانه خبر خوش ندارم

23:09.891 --> 23:11.181
‫منظورت چیه؟

23:11.181 --> 23:13.641
‫ذات‌الریه بدتر شده

23:13.641 --> 23:15.941
‫می‌خوان دوباره بفرستنش بیمارستان

23:15.941 --> 23:19.021
‫چی؟ یعنی اون... ولی تازه فرستاده بودنش خونه که

23:19.021 --> 23:20.111
‫داشت بهتر می‌شد

23:20.111 --> 23:21.771
‫آره، حالا داره بدتر می‌شه

23:21.781 --> 23:23.821
‫گفتن شاید آخر کار باشه، الک

23:23.821 --> 23:25.531
‫چیه؟

23:26.321 --> 23:28.491
‫وقتی بیمارستان چیز بیشتری گفت بهت میگم

23:28.491 --> 23:29.701
‫خب...

23:29.701 --> 23:30.781
‫لعنتی

23:33.501 --> 23:35.871
‫دکترها دارن بابا رو بر می‌گردونن بیمارستان

23:35.871 --> 23:37.161
‫گفتن شاید آخر راه باشه

23:37.171 --> 23:38.501
‫وای، خدا

23:39.251 --> 23:40.331
‫نه، من...

23:40.341 --> 23:41.881
‫خیلی متأسفم

23:41.881 --> 23:43.011
‫عه...

23:44.131 --> 23:45.801
‫ببین، فقط بیخیال این قضیه شو

23:45.801 --> 23:47.841
‫- ببین، می‌تونی فقط...؟
‫- آره، آره

23:49.851 --> 23:50.931
‫مرسی

24:20.961 --> 24:23.421
‫به اسم باستر مرداک ثبت شده

24:23.421 --> 24:26.511
‫- باشه
‫- یه نسخه برای داروی دوپیلومابه

24:26.511 --> 24:29.221
‫خیلی خب، بذار ببینم

24:29.221 --> 24:30.801
‫عه... هوم

24:30.801 --> 24:33.471
‫شرمنده، خانم. آمپول‌ها رو داریم،

24:33.471 --> 24:35.431
‫ولی به نظر نمیاد تمدید نسخه داشته باشه

24:35.431 --> 24:37.271
‫دختره هم پشت تلفن همین رو گفت

24:37.271 --> 24:39.311
‫فقط باید به دکترش بگه
‫برای تمدید نسخه تماس بگیره

24:39.311 --> 24:41.021
‫اون‌وقت ما می‌تونیم
براتون انجامش بدیم

24:41.021 --> 24:44.771
‫خب، دکترش رفته تعطیلات
‫و اون به داروش نیاز داره

24:44.781 --> 24:46.901
‫واسه همین این همه راه
تا اینجا رانندگی کردم

24:46.901 --> 24:48.571
‫خیلی خب، می‌فهمم،

24:48.571 --> 24:51.031
‫ولی نمی‌تونم بدون مجوز
نسخه رو تمدید کنم

24:51.031 --> 24:53.451
‫می‌دونید، شاید بتونه
‫یکی از کرم‌های موضعی رو امتحان کنه...

24:53.451 --> 24:56.701
‫این تنها چیزیه که براش جواب میده
‫الان یه حمله‌ی شدید پوستی داره

24:56.701 --> 24:59.211
‫باید چی‌کار کنه؟ خودش رو
تا حد مرگ بخارونه؟

24:59.211 --> 25:02.671
‫خب، من... متأسفم،
‫ولی کاری از دستم برنمیاد

25:03.501 --> 25:06.591
‫ببین، من مامان این پسرم

25:06.591 --> 25:08.461
‫اون به داروش نیاز داره

25:08.471 --> 25:11.131
‫اگه فکر می‌کنی بدون دارو
‫از این داروخانه می‌رم بیرون،

25:11.131 --> 25:14.051
‫پس من رو با یکی دیگه اشتباه گرفتی

25:16.391 --> 25:18.141
‫[الکس]

25:22.311 --> 25:23.941
‫بله؟

25:23.941 --> 25:26.231
‫اوه، خدایا شکرت. مگی؟

25:26.231 --> 25:27.651
‫اوهوم

25:27.651 --> 25:29.031
‫کلی بهت زنگ زدم

25:30.861 --> 25:32.111
‫آره، دیدم

25:33.281 --> 25:35.911
‫خب، مگز... خب، مگز، اوضاع خرابه

25:35.911 --> 25:37.291
‫خیلی بد شده

25:38.451 --> 25:40.791
‫یعنی، بابا دوباره راهی بیمارستان شده

25:40.791 --> 25:42.041
‫حالش بدتر شده

25:42.671 --> 25:44.251
‫صبر کن، الان بیمارستانه؟

25:44.251 --> 25:47.211
‫آره. نمی‌دونن... نمی‌دونن چقدر وقت داره

25:47.211 --> 25:48.881
‫ببین، گوش کن، اون فقط...

25:49.381 --> 25:50.381
‫خیلی مریضه

25:50.381 --> 25:53.471
‫خیلی نحیف و ضعیفه
‫و خیلی دوستت داره

25:53.471 --> 25:56.101
‫ببین، می‌تونی... می‌تونی برگردی خونه؟

25:56.101 --> 25:57.891
‫یعنی پال هم داره برمی‌گرده خونه

25:57.891 --> 26:00.981
‫و ما می‌تونیم... همه‌مون با هم بریم ملاقاتش

26:00.981 --> 26:04.311
‫الان تو خونه کلی کار دارم.
‫نقاش‌ها قراره بیان

26:04.311 --> 26:06.361
‫می‌خواستم به باس هم زنگ بزنم

26:06.361 --> 26:07.441
‫خواهش می‌کنم؟

26:08.651 --> 26:10.191
‫نمی‌دونم. چی...

26:10.191 --> 26:12.781
‫ساعت ملاقات بیمارستان چه موقعه؟

26:12.781 --> 26:16.991
‫من الان به خانواده‌ام نیاز دارم، مگز.
‫جدی میگم. بهت نیاز دارم، لطفاً

26:17.621 --> 26:18.951
‫نمی‌دونم باید چی‌کار کنم

26:20.291 --> 26:21.661
‫اون داره می‌میره، مگی

26:22.461 --> 26:23.581
‫بابا داره می‌میره

26:23.581 --> 26:25.671
‫نمی‌تونم با این مصیبت تنها باشم. نمی‌تونم

26:25.671 --> 26:28.751
‫می‌دونی، خیلی برام مهمه که تو اینجا باشی

26:28.751 --> 26:29.961
‫نمی‌دونم

26:30.841 --> 26:32.131
‫بهش فکر می‌کنم

26:33.931 --> 26:36.221
‫باشه، نه، باشه. عزیزم، باشه، خیلی خب؟

26:36.221 --> 26:39.431
‫فقط... فقط، می‌دونی،
‫فقط بهم خبر بده، خواهش می‌کنم

26:40.271 --> 26:41.931
‫دوستت دارم. واقعاً

26:42.771 --> 26:43.771
‫خیلی خب

26:52.281 --> 26:53.861
‫می‌خواد امشب بیای؟

26:53.861 --> 26:56.821
‫آره. آره. گفت به خانواده‌اش نیاز داره

26:58.241 --> 26:59.741
‫شاید بهتر بود قبلش بهش فکر می‌کرد...

26:59.741 --> 27:00.831
‫ماریان!

27:01.701 --> 27:03.751
‫شاید دیدن پال حالت رو خوب کنه

27:03.751 --> 27:05.161
‫آره، دلم براش تنگ شده

27:05.171 --> 27:08.541
‫ولی الان خیلی درگیرم
‫و نمی‌خوام الک رو ببینم

27:08.541 --> 27:11.171
‫من رو یاد همه‌ی چیزهایی میندازه
‫که سعی دارم پشت سر بذارم

27:11.171 --> 27:14.091
‫خب، من فقط واقعاً دلم واسه رندولف می‌سوزه

27:14.091 --> 27:15.591
‫معلومه که می‌سوزه

27:15.591 --> 27:18.051
‫آره، همیشه باهام خوب بود

27:18.051 --> 27:20.561
‫شوخی‌های ریز خودمون رو داشتیم

27:21.221 --> 27:22.891
‫تو براش خیلی مهمی

27:22.891 --> 27:27.391
‫فقط دلم می‌سوزه که گندکاریِ الک
‫همه چی رو سخت‌تر کرده

27:27.401 --> 27:29.861
‫فکر می‌کنم باید تمرکز کنی
‫روی چیزی که برات مهمه

27:29.861 --> 27:32.521
‫اگه دیدن پال برات مهمه، باید بری

27:32.531 --> 27:35.861
‫اگه بودن کنار رندولف برات مهمه، باید بری

27:36.401 --> 27:38.911
‫به الک اجازه نده
‫نذاره کاری رو که باید انجام بدی

27:38.911 --> 27:40.701
‫مرسی

27:40.701 --> 27:42.331
‫یه فکری براش می‌کنم

27:43.121 --> 27:44.121
‫باشه

27:45.581 --> 27:47.831
‫- بعداً حرف می‌زنیم عزیزم
‫- دوستت دارم

27:52.091 --> 27:55.191
‫[لطفاً بهم زنگ بزن. می‌دونم گند زدم.]
‫[قرص‌ها وادارم می‌کنن کارهای احمقانه بکنم.]

27:55.211 --> 27:57.211
‫[دیگه تکرار نمیشه. میای؟ لطفاً جواب بده.]

28:07.561 --> 28:09.731
‫لعنتی

28:13.071 --> 28:14.401
‫اینجا رو ببین

28:14.401 --> 28:16.241
‫می‌دونم، آره؟

28:16.241 --> 28:19.071
‫سلام، شنل قرمزی برگشته

28:20.571 --> 28:22.911
‫- بیشتر شبیه گرگ بدجنسه
‫- اوه

28:23.581 --> 28:28.291
‫تو که زیاد دور و بر نبودی،
‫رسیدگیِ لازم رو نگرفته

28:28.291 --> 28:30.581
‫اشکالی نداره، دوباره درستش می‌کنیم

28:30.581 --> 28:32.001
‫آره

28:32.001 --> 28:34.301
‫امیدوارم مامانت زودتر برگرده خونه

28:36.511 --> 28:37.591
‫خب...

28:38.971 --> 28:40.801
‫تا اون موقع دوست داری چی‌کار کنی؟

28:42.431 --> 28:43.681
‫بوم

28:45.271 --> 28:47.431
‫یالا، ببین چطوری انجامش می‌دن

28:50.691 --> 28:52.481
‫بوم!

28:52.481 --> 28:54.901
‫یه داک هالیدی واقعی همین‌جاست، بچه‌ها

28:56.361 --> 28:58.281
‫آره، کی می‌ریم دیدن بابابزرگ؟

28:58.281 --> 29:00.111
‫می‌خوام اول یه فرصت بدم مامانت برسه

29:00.111 --> 29:01.491
‫تا همه‌مون خانوادگی بریم

29:01.491 --> 29:03.121
‫ولی باید بهت هشدار بدم،

29:03.121 --> 29:04.831
‫حالش خیلی بده

29:04.831 --> 29:05.911
‫برای بُرد

29:08.161 --> 29:10.041
‫واسه همین باید بریم، واقعاً

29:10.041 --> 29:12.331
‫می‌دونی، نمی‌دونم دوباره
‫فرصت دیدنش پیش بیاد یا نه

29:17.381 --> 29:19.551
‫فکر می‌کردم دیگه اون آشغال‌ها رو نمی‌خوری

29:20.381 --> 29:22.471
‫انتظار ندارم درک کنی، پسرم

29:22.471 --> 29:23.721
‫یالا

29:26.471 --> 29:28.641
‫شاید من از همه بهتر درک کنم، بابا

29:28.641 --> 29:30.481
‫منم کلی گند زدم

29:30.481 --> 29:31.691
‫معلومه که بدجوری گند زدی

29:32.561 --> 29:35.191
‫پنجشنبه دادگاه دارم که یادم بندازه

29:35.191 --> 29:37.441
‫بزن، دوباره امتحان کن

29:40.071 --> 29:41.821
‫ولی این دفعه تیرت خطا نره

29:45.371 --> 29:46.951
‫می‌دونم، خیلی زیاد بوده

29:46.951 --> 29:48.331
‫گندهایی که زدم

29:48.331 --> 29:49.621
‫همینطور بوده

29:51.661 --> 29:53.631
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم تو اون وضعیت قرارت بدم

29:54.501 --> 29:55.841
‫اشکالی نداره، پسرم

29:57.881 --> 29:59.671
‫گمونم عواقبش اجتناب‌ناپذیره

29:59.671 --> 30:00.971
‫آره

30:02.841 --> 30:04.381
‫این لامصب خیلی سخته، بابا

30:04.391 --> 30:05.511
‫چی؟

30:05.511 --> 30:07.561
‫زندگی. زندگی سخته

30:09.391 --> 30:11.181
‫نمی‌تونیم فقط...

30:12.811 --> 30:15.311
‫نمی‌دونم، فقط باید
‫از چیزی که بودیم بهتر باشیم

30:16.611 --> 30:18.691
‫از چیزی که بودیم بهتر رفتار کنیم، می‌دونی؟

30:20.441 --> 30:22.111
‫نباید بذاریم دفن‌مون کنه

30:31.251 --> 30:32.501
‫از کتونی‌هات خوشم میاد

30:32.501 --> 30:34.081
‫اوه، مرسی

30:36.751 --> 30:40.001
‫خب، یه مدت بود ندیده بودمت.
‫اوضاعت چطوره؟

30:40.001 --> 30:42.421
‫اوه، پدرشوهرم...

30:43.221 --> 30:46.051
‫حالش بده و دیگه وقت زیادی براش نمونده

30:47.601 --> 30:50.141
‫و شوهرم می‌خواد برگردم خونه پیشش باشم

30:50.141 --> 30:53.231
‫اوه، خیلی مهربونی که
این‌طور هواش رو داری

30:54.731 --> 30:57.271
‫خب، راستش دنبال طلاقم هستم

30:58.521 --> 30:59.651
‫هوم

31:00.191 --> 31:02.651
‫مهربون بودن سخته

31:02.651 --> 31:04.861
‫خب، از شنیدنش متأسفم

31:04.861 --> 31:06.531
‫مرسی

31:06.531 --> 31:10.241
‫ولی امیدوارم همه چی به بهترین شکل پیش بره

31:16.711 --> 31:18.581
‫[به زودی میام خونه...]

31:20.251 --> 31:23.721
‫[به زودی میام خونه می‌بینمت]

32:12.931 --> 32:15.181
‫[ساعت ۸:۱۵ شب]

32:16.141 --> 32:18.641
‫بالأخره اومدی! دیگه وقتش بود. بیا اینجا

32:18.651 --> 32:20.021
‫اوه، پسرم اینجاست!

32:20.021 --> 32:21.441
‫آره

32:21.441 --> 32:23.861
‫- اوه، بذار یه نگاه بندازم بهت
‫- قدت کوتاه‌تر شده

32:23.861 --> 32:25.611
‫- خوشگل شدی، عزیزم
‫- چی؟ چی؟ تو هم

32:25.611 --> 32:27.821
‫- دلم برات تنگ شده بود
‫- منم دلم برات تنگ شده بود

32:27.821 --> 32:29.611
‫تو چی، هان؟ دلت برام تنگ شده بود؟

32:29.611 --> 32:31.531
‫- دلت تنگ نشده بود. باشه
‫- معلومه که شده بود

32:31.531 --> 32:34.791
‫نه، تنها رفته بود ساحل، تنهای تنها

32:36.161 --> 32:38.211
‫چقدر از دیدنت خوشحالم!

32:39.251 --> 32:40.581
‫بیا اینجا ببینم

32:47.011 --> 32:48.091
‫کی گرسنه‌ست؟

32:48.761 --> 32:49.971
‫لعنتی، من که دارم از گشنگی می‌میرم

32:49.971 --> 32:53.181
‫آره، می‌دونم اون گشنه‌ست.
‫اونجا چی بهت داده بود بخوری، جلبک دریایی؟

32:53.181 --> 32:55.061
‫بیا کمکم کن، پسر

32:55.061 --> 32:56.641
‫یالا، مگز

33:00.441 --> 33:02.981
‫اوه، نه. نه مرسی. دارم کمتر می‌خورم

33:04.401 --> 33:05.901
‫خب، پس به من بیشتر می‌رسه

33:10.451 --> 33:12.071
‫خیلی ممنون

33:12.071 --> 33:15.081
‫وایسا ببینم. کجا می‌ری؟
‫بیا بشین پیشمون

33:15.081 --> 33:17.411
‫- کلی کار عقب‌افتاده دارم
‫- چه کار عقب‌افتاده‌ای؟

33:17.411 --> 33:18.501
‫مالیات‌هات؟

33:18.501 --> 33:21.621
‫خب، یالا. بشین.
‫بیا یه شام خانوادگی درست حسابی بخوریم

33:21.621 --> 33:24.711
‫هفته‌ها نبودم. کلی کار دارم، باشه؟
‫شما خوش باشید

33:38.521 --> 33:41.061
‫خب، از رندولف چه خبر؟

33:41.061 --> 33:43.771
‫خب، ساعت ملاقات رو از دست دادیم

33:43.771 --> 33:46.981
‫دارن سعی می‌کنن دردش رو کنترل کنن

33:48.901 --> 33:50.451
‫باهاش حرف زدی؟

33:50.951 --> 33:52.031
‫نه

33:53.111 --> 33:54.701
‫وقتی زنگ زدم خواب بود

33:56.241 --> 33:58.451
‫رندی گفت ظاهراً دکترها...

34:05.171 --> 34:07.381
‫ظاهراً دیگه کار زیادی
‫از دستشون برنمیاد

34:08.761 --> 34:10.471
‫اوه، رندولف

34:11.511 --> 34:14.221
‫خیلی متأسفم، الک. واقعاً متأسفم

34:15.761 --> 34:17.761
‫دیدنت خوشحال‌کننده‌ست

34:23.851 --> 34:26.691
‫فکر نمی‌کنم بتونم بدون تو
‫باهاش روبه‌رو بشم، مگز

34:27.611 --> 34:28.651
‫فقط...

34:30.401 --> 34:33.321
‫دیدن درد کشیدنش خیلی وحشتناکه

34:33.321 --> 34:37.201
‫این‌که اون‌قدر ضعیف و مریضه

34:37.911 --> 34:40.121
‫نصف مواقع دیگه نمی‌شناسمش

34:41.411 --> 34:43.791
‫و وقتی بره، نمی‌دونم بعدش چی میشه. یعنی...

34:43.791 --> 34:46.711
‫من هنوز آماده نیستم که بره. نیستم.
‫همه‌مون هنوز بهش نیاز داریم

34:46.711 --> 34:48.001
‫من هنوز بهش نیاز دارم

34:49.301 --> 34:51.841
‫می‌دونی، من هنوز آماده‌ی رفتنش نیستم عزیزم.
‫من فقط...

34:51.841 --> 34:53.921
‫برای رفتنش آماده نیستم، می‌دونی؟

34:53.931 --> 34:55.011
‫معلومه که نیستی

34:55.011 --> 34:56.891
‫- اوه، الک
‫- من...

34:57.511 --> 35:00.391
‫از دست دادن پدر خیلی سخته. افتضاحه

35:01.271 --> 35:02.811
‫اوه، مگزِ من

35:08.361 --> 35:09.771
‫حلقه‌ات کو؟

35:14.031 --> 35:16.151
‫عزیزم، منظوری نداشتم، مگز،
‫منظوری نداشتم

35:16.161 --> 35:17.321
‫متأسفم، من...

35:39.141 --> 35:41.931
‫فکر می‌کنی کارهای ادیستو چقدر طول می‌کشه؟

35:41.931 --> 35:44.141
‫نمی‌دونم، هرچقدر که لازم باشه

35:44.981 --> 35:46.811
‫باید چندتا چیز بردارم ببرم اونجا

35:46.811 --> 35:48.231
‫اینجا دلمون برات تنگ شده

35:48.231 --> 35:51.571
‫آره، خب، با بلانکا که هستی خیالم راحته

35:53.781 --> 35:56.451
‫می‌دونی، هرچقدر زمان لازم داری
‫واسه این بازسازی بذار

35:56.451 --> 35:58.911
‫می‌دونی، وقتی همه چی کامل شد
‫و باب میلت شد...

36:00.071 --> 36:01.531
‫می‌دونم چقدر رو این چیزها حساسی

36:01.531 --> 36:05.661
‫اون‌وقت می‌تونیم آخر تابستون
‫یه مهمونی ساحلی حسابی بگیریم برای جشن گرفتن

36:05.661 --> 36:06.831
‫نظرت چیه؟ اون‌وقت...

36:06.831 --> 36:08.751
‫سپتامبر که شد، برت می‌گردونیم موزل

36:08.751 --> 36:11.381
‫نه، از این بابت مطمئن نیستم

36:14.211 --> 36:15.761
‫از چی مطمئن نیستی؟

36:18.631 --> 36:19.891
از برگشتن

36:24.021 --> 36:26.221
‫تو مگز منی. معلومه که برمی‌گردی

36:26.231 --> 36:30.731
‫- منظورت چیه؟
‫- بذار اول قضیه‌ی بابات رو پشت سر بذاریم، خب؟

36:30.731 --> 36:33.571
‫ببین، مگی، ببین، ببین. می‌دونم
‫کمک لازم دارم، واقعاً می‌دونم

36:33.571 --> 36:36.401
‫می‌دونم، باشه؟ و حاضرم که...

36:36.401 --> 36:39.031
‫نه، حاضر نیستم. من می‌خوام، عزیزم

36:39.031 --> 36:41.361
‫می‌خوام همه‌ی اینا رو تموم کنم

36:41.371 --> 36:44.581
‫می‌خوام دیگه نذارم این قرص‌ها کنترلم کنن

36:44.581 --> 36:47.251
‫این بار جدی‌ام. می‌خوام درستش کنم

36:47.251 --> 36:48.871
می‌خوام برم کمپ ترک اعتیاد

36:48.871 --> 36:51.041
‫و فقط...

36:51.041 --> 36:53.881
‫می‌خوام بدونی بابت همه‌ی سختی‌هایی
‫که بهت تحمیل کردم متأسفم

36:53.881 --> 36:55.711
‫همه‌ی سختی‌هایی که به بچه‌ها تحمیل کردم

36:56.921 --> 36:59.221
‫هر روز باهاش زندگی می‌کنم، لامصب

36:59.221 --> 37:01.551
‫مثل خوره به جونم افتاده، مگی.
‫داره جونم رو می‌گیره

37:01.551 --> 37:05.101
‫یعنی، از درونم هیچی نمونده
‫از بس بابت اون اتفاق داغون شدم

37:08.101 --> 37:09.851
‫می‌دونم بهت آسیب زدم

37:11.401 --> 37:13.061
‫و باور کن، خیانت...

37:16.571 --> 37:18.071
‫من عهد و پیمانم رو باهات شکستم

37:18.071 --> 37:19.401
‫می‌دونم که شکستم

37:19.401 --> 37:22.111
‫و نمی‌دونم واست معنایی داره یا نه،

37:22.111 --> 37:24.321
‫ولی واسه من هیچ معنایی نداشت،
‫هیچ معنایی نداشت

37:24.331 --> 37:25.791
‫و من...

37:27.161 --> 37:29.501
‫ولی می‌دونستم اشتباهه.
‫مسئولیتش رو می‌پذیرم

37:29.501 --> 37:31.541
‫مسئولیتش رو می‌پذیرم.
‫می‌دونستم اشتباهه

37:31.541 --> 37:34.461
‫چطور ممکنه من رو ببخشی؟
‫واقعاً نمی‌دونم

37:34.461 --> 37:35.671
‫ولی حاضرم، عزیزم

37:35.671 --> 37:38.841
‫حاضرم هر کاری لازم باشه بکنم
‫تا دوباره اعتمادت رو به دست بیارم

37:38.841 --> 37:41.841
‫چون هیچی، هیچی تو این زندگی

37:41.841 --> 37:43.841
‫واسه من مهم‌تر از این خانواده نیست

37:43.851 --> 37:45.141
‫هیچی

37:50.311 --> 37:53.851
حتی یه کلمه از حرف‌هات رو باور نمی‌کنم

37:53.861 --> 37:57.321
‫تنها چیزی که می‌شنوم سر و صداست

38:14.171 --> 38:16.711
‫این پسره دیوونه‌ست.
‫ببین، براش آب‌دهنش راه افتاده

38:16.711 --> 38:18.551
‫ساحل که بودین، باهاش بازی نکردی؟

38:18.551 --> 38:22.721
‫اوه، گولش رو نخور.
‫هر روز صبح اونجا با هم بازی می‌کردیم

38:22.721 --> 38:25.141
‫- یالا، پسر. آفرین پسر خوب
‫- ببین چطوری می‌دوه

38:25.141 --> 38:26.971
‫رفیق

38:26.971 --> 38:29.181
‫آره، داره پاهاش رو نرمش میده.
‫چه جورم

38:29.181 --> 38:33.391
‫چند روز پیش فیلم «ستاره‌ای متولد شده» رو دیدم

38:33.391 --> 38:35.601
‫- اوه، نسخه‌ی جدیدش؟
‫- آره، با بازی بردلی کوپر

38:35.611 --> 38:38.111
‫اوه، باید برم ببینمش

38:39.071 --> 38:40.691
‫دیگه اوضاع چطوره؟

38:40.691 --> 38:43.321
‫آره، کار با عمو جی‌ام خوب پیش میره، فکر کنم

38:43.321 --> 38:44.571
‫و عه...

38:45.991 --> 38:46.991
‫آره، من...

38:46.991 --> 38:49.831
‫داشتم فکر می‌کردم شاید با چندتا از رفیقام
‫تو چارلستون یه خونه بگیرم

38:49.831 --> 38:52.501
‫- اوه، عالیه
‫- آره

38:52.501 --> 38:53.661
‫اوه

38:53.661 --> 38:55.041
‫آره، خوش می‌گذره

38:55.041 --> 38:57.211
‫پا‌هات هنوز ورم داره؟

38:57.211 --> 39:00.461
‫- اون جوراب‌هایی که فرستادم رو گرفتی؟
‫- اوه، همون پوست سوسیس‌ها؟

39:00.461 --> 39:01.961
‫آره، گرفتم

39:01.961 --> 39:03.471
‫امروز سر کار پوشیدمشون، مرسی

39:03.471 --> 39:06.051
‫اوه، باید مراقب خودت باشی

39:06.051 --> 39:08.051
‫آره، دارم تلاش می‌کنم، مامان

39:08.051 --> 39:09.391
‫دارم تلاش می‌کنم

39:10.851 --> 39:12.641
‫سخت‌تر از اونیه که به نظر می‌رسه، نه؟

39:12.641 --> 39:14.101
‫همین رو بگو

39:14.101 --> 39:16.601
‫روز به روز پیش می‌ریم،
‫تا بالأخره بهش برسیم

39:16.601 --> 39:18.651
‫- آره
‫- آره

39:20.231 --> 39:21.281
‫فکر می‌کنی...

39:24.531 --> 39:27.491
‫فکر می‌کنی شاید بابا هم
‫آماده باشه که یه تلاشی بکنه؟

39:28.701 --> 39:32.121
‫شاید اون قرص‌ها رو ترک کنه
‫و خودش رو جمع‌وجور کنه؟

39:36.081 --> 39:39.001
‫اگه یه چیز تو این زندگی یاد گرفته باشم،

39:39.001 --> 39:41.631
‫اینه که باید اول یاد بگیری
‫از خودت مراقبت کنی

39:41.631 --> 39:44.511
‫قبل از این‌که بخوای
‫از یکی دیگه مراقبت کنی

39:45.761 --> 39:46.971
‫آره

39:46.971 --> 39:48.681
‫و تو دوستش داری

39:49.601 --> 39:50.851
‫می‌دونم که داری

39:50.851 --> 39:52.851
‫و هیچی این رو عوض نمی‌کنه

39:56.271 --> 39:57.351
‫ولی عزیزم...

39:58.441 --> 40:00.481
‫ما نمی‌تونیم درستش کنیم

40:04.281 --> 40:05.321
‫آره

40:10.031 --> 40:12.911
‫وقتی با بابات آشنا شدم خیلی جوون بودم

40:12.911 --> 40:15.331
‫از تو هم جوون‌تر

40:15.331 --> 40:17.921
‫هیچی از هیچی نمی‌دونستم

40:18.921 --> 40:23.551
‫و قطعاً نمی‌دونستم قراره تو زندگی
‫چی پیش بیاد، ولی...

40:24.341 --> 40:28.761
‫اونجا بودم و یه تصمیم گرفتم

40:30.851 --> 40:34.021
‫تصمیم گرفتم زندگیم رو با اون بسازم

40:36.021 --> 40:37.681
‫و پشیمون نیستم

40:37.691 --> 40:39.231
‫هیچ‌وقت هم نمی‌شم

40:39.231 --> 40:42.151
‫چون تو و باستر رو دارم

40:44.191 --> 40:47.401
‫و همیشه بابتش شکرگزارم

40:49.991 --> 40:52.321
‫ولی باید بهت بگم که من...

40:52.321 --> 40:54.541
‫عزیزم، متأسفم

40:55.201 --> 40:56.791
‫واسه چی متأسفی؟

41:04.631 --> 41:06.881
‫من این زندگی رو انتخاب کردم. تو نکردی

41:08.841 --> 41:12.641
‫تو پسرِ بابات به دنیا اومدی، عزیزم

41:15.431 --> 41:20.021
‫و یه چیزی تو وجودت هست
‫که واقعاً خوبه

41:20.601 --> 41:23.561
‫و مطمئن نیستم اونم اون رو داشته باشه

41:23.561 --> 41:26.521
‫مامان، لازم نیست...
‫لازم نیست بابتش عذرخواهی کنی...

41:27.611 --> 41:29.241
‫اینجا دارین چی‌کار می‌کنین؟

41:29.241 --> 41:30.611
‫فقط داشتیم حرف می‌زدیم

41:34.241 --> 41:37.121
‫پال، میری واسه روگن
‫یه سر به کش توی لونه‌سگ بزنی؟

41:37.121 --> 41:39.251
‫اوه، آره، آره. پشت سر هم پیام می‌داد

41:39.251 --> 41:41.461
‫- آره، می‌داد
‫- آره، میرم

41:41.461 --> 41:43.291
‫اوه، نگران سگِ کوچولوشه

41:43.291 --> 41:45.961
‫آره. می‌خوای باهام بیای پایین،
‫سگ‌ها رو ببینی؟

41:45.961 --> 41:47.841
‫چرا که نه، معلومه که می‌خوام

41:47.841 --> 41:50.591
‫آره. خوبه. تو میای؟

41:51.971 --> 41:55.761
‫عه، می‌خوام یکم چشمام رو ببندم
‫قبل این‌که برم پیش مامان بشینم

41:55.761 --> 41:58.181
‫- شما برید
‫- فکرِ خوبیه

41:58.181 --> 41:59.931
‫- خیلی خب پس
‫- بیا بریم

42:00.811 --> 42:03.231
‫خیلی خب. اول تو برو

42:03.231 --> 42:05.361
‫- ممنون، آقا
‫- اوهوم

42:05.361 --> 42:07.401
‫اون سگه کو؟ بابا!

42:07.401 --> 42:09.151
‫بابا، عزیزم، یالا

42:09.151 --> 42:10.321
‫بابا! هی

42:28.021 --> 42:29.271
‫گرسنه‌ای، کش مانی؟

42:29.271 --> 42:31.281
‫آره؟ آره؟ بیا یه چیزی بخوریم

42:31.281 --> 42:32.781
‫اوه، یادم رفت بهت بگم

42:32.781 --> 42:34.901
‫که اتاقت رو تو خونه‌ی ساحلی بازسازی می‌کنم

43:01.711 --> 43:03.291
‫اگه چیزی مدنظرت هست...

43:04.211 --> 43:06.631
‫تو اتاق مهمون خاله الیزابت
‫خیلی خوب می‌خوابیدم

43:06.631 --> 43:08.291
‫همه‌ی طرح‌های گل‌دار رو بهم بده

43:09.631 --> 43:11.511
‫هی، وسوسه‌ام نکن

43:49.961 --> 43:51.881
‫آره، این واسه تو نیست

43:52.591 --> 43:54.761
‫خیلی خب، کش مانی، آره

43:54.761 --> 43:57.761
‫آره، برات جنسِ خوب آوردم.
‫یالا. آره، خودشه

43:57.761 --> 44:00.221
‫چه خوشگل شدید

44:00.221 --> 44:01.561
‫اوه

44:29.881 --> 44:30.961
‫پال؟

44:42.141 --> 44:43.471
‫چه خبره؟

44:45.021 --> 44:46.391
‫بابا؟

44:49.441 --> 44:50.441
‫پال؟

44:51.901 --> 44:52.901
‫آخ!

44:54.901 --> 44:56.281
‫خدایا...

44:56.281 --> 44:57.361
‫آخ!

45:32.061 --> 45:35.071
‫...مبلغ سقوط آزاد ۲۰۰٬۰۳۰ دلار بود

45:35.071 --> 45:36.731
‫کریس سه تا سؤال رو درست جواب داد،

45:36.741 --> 45:39.151
‫یعنی برای هر کدوم ۲۰٬۰۰۰ دلار

45:39.151 --> 45:41.201
‫پس اگه قرارداد رو امضا کنه،

45:41.201 --> 45:44.621
‫یعنی با ۲۶۰٬۰۳۰ دلار میره خونه

45:47.871 --> 45:50.421
‫خانم لیبی، بفرمایید

45:51.541 --> 45:53.461
‫چرا یه کاسه برنمی‌داری، بشینی باهامون؟

45:53.461 --> 45:55.501
‫نه، آقای الک

45:55.501 --> 45:57.171
کلی کار دارم

46:00.221 --> 46:01.381
‫تو کی هستی؟

46:06.721 --> 46:08.141
‫من الکم، مامان

46:23.071 --> 46:24.281
‫مگی؟

46:32.251 --> 46:33.421
‫پال؟

46:43.011 --> 46:44.721
‫سلام، من مارگارت هستم

46:44.721 --> 46:45.841
‫لطفاً پیام بذارید

46:45.851 --> 46:48.391
‫سلام مگز، سعی دارم با تو و پال تماس بگیرم

46:48.391 --> 46:50.021
‫بهم زنگ بزن، خونه‌ام

47:35.771 --> 47:37.271
‫ویسکی فاکس، ویسکی مایک

47:39.071 --> 47:40.651
‫من... من اسلحه ندارم

47:40.651 --> 47:42.781
‫می‌شه برگردی لطفاً، آقا؟

47:42.781 --> 47:44.151
‫- البته
‫- ممنون

47:44.151 --> 47:45.911
‫- فقط یه لحظه
‫- من رو نمی‌شناسی. مسلح نیستم

47:46.821 --> 47:48.491
‫باشه. باشه، آره

47:49.781 --> 47:51.831
‫- قربان، اینا همسر و پسرتون هستن؟
‫- و پسرم

48:00.001 --> 48:01.171
‫اوضاع خیلی بده

48:05.381 --> 48:08.471
‫خیلی بده. من... نبض‌شون رو گرفتم

48:09.801 --> 48:13.721
پسرم چند ماه پیش
تو یه سانحه‌ی قایق بود

48:13.731 --> 48:16.191
‫و از اون موقع تهدید می‌شد.
‫ما جدی نگرفتیمش

48:16.191 --> 48:18.311
‫ولی من فقط... می‌دونم یکی...

48:18.311 --> 48:20.861
‫می‌دونم که... می‌دونم که
‫به اون قضیه مربوطه...

48:25.281 --> 48:33.281
« زیرنویس از امیـرعـلی و سینا صداقـت »
::. SinCities & illusion .::

48:33.301 --> 48:41.301
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

48:41.331 --> 48:49.331
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
