WEBVTT

00:06.048 --> 00:08.801
‫پال مرداک به اتهام یک مورد قایقرانی در حالت مستی

00:08.884 --> 00:10.761
‫که منجر به مرگ شده، تحت پیگرد قرار گرفته

00:10.844 --> 00:11.905
‫دیکی کارش درسته

00:11.929 --> 00:13.949
‫قبل از اینکه کار بالا بگیره جمعش می‌کنیم

00:13.973 --> 00:16.559
‫مبلغ وثیقه رو ۵۰ هزار دلار تنظیم می‌کنم

00:16.642 --> 00:20.312
‫پول مطالعات‌تون رو میدم
‫اگه بذاری فوراً برگردم سر کار

00:20.396 --> 00:21.689
‫- قبوله؟
‫- بله

00:21.772 --> 00:23.065
‫- چندتا؟
‫- روزی دوتا

00:23.148 --> 00:24.441
‫بعد از این اگه مچت رو بگیرم...

00:24.525 --> 00:25.794
‫مارک شکارچی اومده

00:25.818 --> 00:27.712
‫شنیدی که نماینده رنه و فیلیپ بیچ شدم

00:27.736 --> 00:28.779
‫بله قربان، شنیدم

00:28.862 --> 00:31.156
‫شرمنده، ولی تصمیم گرفتن شکایت کنن

00:31.240 --> 00:32.533
‫حالا تاکوت رو میل کن

00:34.660 --> 00:37.538
‫یکی از قشنگ‌ترین چیزهای خدا

00:37.621 --> 00:39.623
‫اینه که اگه طلب بخشش کنی،

00:39.707 --> 00:41.292
‫می‌بخشتت

00:47.548 --> 00:49.717
‫مامان! گلوریا افتاد!

00:52.021 --> 00:56.021
‫گرچه این سریال از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده]
‫[اما بخش‌های خاصی برای اهداف نمایشی تخیلی شدند

00:56.045 --> 00:58.045
‫[و قصد انعکاس هیچ شخص
‫یا نهاد واقعی را ندارند]

00:58.069 --> 01:08.069
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:08.093 --> 01:18.093
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:20.247 --> 01:21.707
‫خدای من!

01:23.751 --> 01:26.503
‫- دهنت رو سرویس می‌کنم!
‫- بگیر بتمرگ ببینم!

01:34.345 --> 01:35.763
‫مامان، زنگ بزن ۹۱۱!

01:37.473 --> 01:39.141
‫خون داره از سرش میره!

01:40.559 --> 01:42.227
‫خون داره از سرش میره...

01:46.315 --> 01:48.651
‫بیمه حاضر نیست بیشتر از پونصد هزارتا تخ کنه

01:49.360 --> 01:51.546
‫ظاهراً به خاطر تصادفات دیگه‌ی پال
‫سقفم رو پُر کردم

01:51.570 --> 01:55.074
‫خب، شاید اگه پسره
‫هر دو ماه یک بار وسیله نقلیه‌ای رو نترکونده بود،

01:55.157 --> 01:57.576
‫هنوز می‌شد یه چیزی ازشون در آورد

01:58.869 --> 02:01.497
‫گوش کن، انگار تینزلی قراره ۱.۵ میلیون

02:01.580 --> 02:04.625
‫از پمپ بنزینی که به پال با کارت شناسایی قلابیش
‫آبجو فروخته بود، گیرش بیاد

02:05.209 --> 02:08.420
‫و حدوداً همونقدر از باری که قبل از تصادف توش توقف کردن

02:08.504 --> 02:10.464
‫- همه‌اش بیمه؟
‫- آره

02:11.006 --> 02:13.884
‫پس خانواده بیچ قراره ۱.۵ میلیون از بار،

02:13.967 --> 02:15.302
‫۱.۵ میلیون از...

02:15.386 --> 02:16.679
‫پمپ بنزین

02:16.762 --> 02:17.971
‫و پونصد هزارتا از بیمه من بگیره

02:18.055 --> 02:21.225
‫وقتی هم مسخره‌بازیت تموم شد،

02:21.308 --> 02:22.851
‫یه میلیون دیگه هم از جیبت می‌ذاری روش

02:22.935 --> 02:25.830
‫بابا، بقیه با همون پول بیمه قسر در میرن

02:25.854 --> 02:29.066
‫آخه من و مارک دوستیم. رفیقیم

02:29.149 --> 02:31.151
‫اگه اول اسم‌تون رو هم توی یه قلب بزرگ

02:31.235 --> 02:33.612
‫روی یه درخت بلوط قدیمی حک کرده باشید هم برام مهم نیست

02:33.696 --> 02:35.739
‫- یه دختر مُرده
‫- باشه

02:35.823 --> 02:38.075
‫۱.۵ میلیون میدم

02:39.868 --> 02:41.203
‫خوبه

02:41.286 --> 02:42.996
‫با دفترش تماس می‌گیرم

02:43.080 --> 02:44.915
‫رسمیش می‌کنیم

02:44.998 --> 02:47.376
‫روی مطالبه هم درخواست تجدیدنظر بزنیم

02:47.459 --> 02:48.877
‫بهتره کافی باشه

02:50.087 --> 02:52.464
‫آنت، می‌شه لطفاً بیای اینجا؟

02:52.548 --> 02:56.969
‫لونا آلوارز روی خط یکه.
‫می‌خواد مصالحه‌اش هم بررسی کنه

02:57.052 --> 02:59.722
‫فقط بهش بگو... چمی‌دونم،
‫بگو داره انجام می‌شه

03:01.265 --> 03:03.684
‫- پست هنوز نرسیده؟
‫- بعد از ناهار رسید

03:03.767 --> 03:06.895
‫- چیزی نیاز داری؟
‫- فقط منتظر دوتا چک هستم

03:06.979 --> 03:08.814
‫کدومه؟ می‌تونم مخارج رو بررسی کنم

03:08.897 --> 03:10.733
‫نه! نیاز نیست

03:12.276 --> 03:13.569
‫ناهارت رو میل کن

03:22.021 --> 03:27.021
‫« مرداک: مرگ در خانواده »

03:27.045 --> 03:34.845
‫« زیرنویس از: امیـرعـلی و سینا صداقـت »
‫::. SinCities & illusion .::

03:34.882 --> 03:37.050
‫مگی مرداک خانم رو ببین

03:37.593 --> 03:39.136
‫سلام خانم مگی!

03:42.181 --> 03:43.265
‫اوه!

03:43.348 --> 03:44.933
‫سلام برایان

03:45.017 --> 03:46.977
‫چند وقته اینجا کار می‌کنی؟

03:47.060 --> 03:48.645
‫الان دو هفته‌ای می‌شه

03:48.729 --> 03:50.647
‫درست قبل از زمین خوردنِ مامان

03:51.356 --> 03:53.817
‫باید برم بیمارستان ملاقاتش

03:55.194 --> 03:57.863
‫بعد از جراحی حالش خیلی خوب نیست

03:58.572 --> 04:01.408
‫چند روز پیش تلفنی باهاش حرف زدم

04:02.117 --> 04:03.243
‫به صداش می‌خورد که حالش خوبه

04:03.952 --> 04:07.414
‫بله خانم، درسته.
‫ولی عفونت پیدا کرده

04:09.124 --> 04:10.918
‫ولی می‌خوان بهترش کنن

04:11.001 --> 04:13.921
‫وای نه عزیزم. خیلی متأسفم

04:14.004 --> 04:16.381
‫خبر نداشتم. چه کاری از دست‌مون بر میاد؟

04:17.216 --> 04:18.342
‫براش دعا کنید

04:18.967 --> 04:20.511
‫و اگه تونستید بیاید ملاقات

04:21.261 --> 04:22.262
‫البته

04:23.680 --> 04:25.390
‫واسه بار زدن‌شون کمک نیاز داری؟

04:25.474 --> 04:27.226
‫نه عزیزدلم. خودم می‌برم، ولی...

04:27.309 --> 04:29.019
‫- باشه
‫- وایسا، وایسا، وایسا

04:34.608 --> 04:36.109
‫یه چیز کوچیکی از من بگیر

04:39.822 --> 04:41.031
‫ممنون خانم مگی

04:42.324 --> 04:43.617
‫خواهش می‌کنم

04:55.003 --> 04:58.632
‫خب، مطمئنی که خیلی به خودت فشار نمیاری

04:59.842 --> 05:03.178
‫باید اون پیچک‌ها رو از بین ببریم،
‫وگرنه مزرعه تا فصل شکار قمری دووم نمیاره

05:04.263 --> 05:05.889
‫ولی امسال خیلی رشد کردن

05:05.973 --> 05:08.976
‫چطوره صبرکنی تا باستر بیاد خونه
‫که بتونه کمکت کنه؟

05:09.059 --> 05:10.602
‫الان دارن خفه می‌شن

05:10.686 --> 05:12.646
‫اگه منتظر اون بمونم، کل زمین رو می‌گیرن

05:12.729 --> 05:14.565
‫از گلوریا خبری نیست؟

05:18.694 --> 05:21.488
‫راستش با برایان صحبت کردم

05:21.572 --> 05:23.156
‫الان توی فروشگاه کار می‌کنه

05:25.075 --> 05:27.452
‫گفت با تمام شرایط، حالش...

05:28.537 --> 05:29.663
‫حالش خوبه

05:31.373 --> 05:33.166
‫و بهت سلام می‌رسونه

05:34.001 --> 05:36.044
‫آره خب، حسابی سرسخته

05:38.839 --> 05:40.924
‫به خاطر اون همه دعا کردنشه، پسر

05:41.008 --> 05:43.176
‫عزیزم، شاید بهتره بریم ملاقاتش

05:45.262 --> 05:46.263
‫وای!

05:47.556 --> 05:49.016
‫زمین قمری رو درست کردی؟

05:49.099 --> 05:50.601
‫در تلاشم

05:51.435 --> 05:53.061
‫باید آتیشش بزنی

05:53.645 --> 05:56.023
‫آخه اینجوری دیگه فصلش که بشه در نمیاد

05:56.106 --> 05:58.150
‫می‌دونی چیه؟ چطوره به آنتونی زنگ بزنی؟

05:58.233 --> 06:01.403
‫وقتی شما دوتا روی اون زمین کار می‌کردین،
‫خیلی قشنگ شده بود

06:01.486 --> 06:03.326
‫فکر نکنم الان بخواد باهام صحبت کنه

06:03.405 --> 06:04.948
‫به نظرم فکر اشتباهیه

06:05.032 --> 06:06.241
‫شما صمیمی بودین

06:06.325 --> 06:07.951
‫شاید کانر

06:08.035 --> 06:10.454
‫خوب شده و حالش بهتره

06:10.537 --> 06:11.872
‫نمی‌دونم

06:11.955 --> 06:13.040
‫به مامان‌شون زنگ می‌زنم

06:13.123 --> 06:16.418
‫اون‌ها رو هم دعوت می‌کنم.
‫می‌تونیم پارتی آفتاب‌گردون بگیریم

06:16.501 --> 06:19.463
‫چیه؟ قرار نیست دیگه باهم حرف بزنن؟ بیخیال

06:19.546 --> 06:21.089
‫بابت ناهار ممنون

06:21.173 --> 06:22.466
‫نوش جان

06:23.300 --> 06:26.762
‫باید یه لطفی به خودت بکنی پسر
‫و کلاً از ریشه بسوزونیش

06:34.019 --> 06:36.563
‫ظاهراً گلوریا...

06:37.481 --> 06:38.941
‫حالش خوب نیست

06:39.566 --> 06:41.652
‫بعد جراحی مشکل پیدا کرده

06:41.735 --> 06:43.445
‫گلوریا خیلی سرسخته. دوام میاره

06:43.528 --> 06:47.783
‫حتی دلش رو نداشتم که به اون بگم

06:48.492 --> 06:50.535
‫دوست‌هاش باهاش حرف نمی‌زنن

06:50.619 --> 06:52.287
‫مورگان باهاش کات کرده

06:54.164 --> 06:56.375
‫پسره به قدر کافی سختی کشیده

06:57.084 --> 06:58.377
‫فقط اون نکشیده

07:07.594 --> 07:09.388
‫برای هیئت‌منصفه‌ی آزمایشی فوق‌العاده باارزش بودن

07:14.476 --> 07:16.019
‫اون لباسه رو یادته؟

07:16.103 --> 07:18.855
‫کل تابستون هر روز می‌پوشیدش

07:18.939 --> 07:21.483
‫مجبور بودم وقتی خوابه
‫یواشکی بردارم بشورمش

07:21.566 --> 07:24.027
‫دختر من یه لباس‌خواب مینی ماوس داشت

07:24.111 --> 07:25.112
‫توش زندگی می‌کرد

07:28.031 --> 07:31.034
‫هیئت‌منصفه‌ی آزمایشی واسه پیشنهاد مصالحه این رو گفته

07:34.162 --> 07:36.415
‫الان دیگه یا باید معامله کنید یا خیر

07:36.999 --> 07:40.043
‫ما رقمش رو مشخص می‌کنیم.
‫اون تصمیم می‌گیره که بپذیره یا نه

07:41.169 --> 07:42.379
‫کل این قضیه...

07:43.422 --> 07:44.715
‫هنوز نگرانم می‌کنه

07:44.798 --> 07:47.443
‫بعد از اینکه اونجوری محل تصادف رو می‌گشتن
‫انگار اونجا رو خریدن،

07:47.467 --> 07:50.053
‫عملاً واسه پال فرش قرمز پهن کردن،

07:50.137 --> 07:51.722
‫و اون کیفرخواست کسشعر

07:51.805 --> 07:55.017
‫بعد فرار به یه جزیره
‫انگار دختر ما نمُرده؟

07:55.100 --> 07:56.518
‫باید تاوان بدن

07:56.601 --> 07:57.686
‫معلومه

07:58.395 --> 07:59.938
‫ولی اون‌ها خانواده‌ی مرداک هستن

08:00.022 --> 08:01.523
‫قصه‌هاشون رو که می‌دونید

08:01.606 --> 08:04.443
‫آدم‌هایی نیستن که بخوای باهاش چپ بیفتی

08:04.526 --> 08:08.363
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونن باهامون بکنن که نکردن؟

08:08.447 --> 08:10.866
‫بهش فکر کنید. منم فکر می‌کنم

08:10.949 --> 08:13.827
‫و قبل از جلسه‌ام با الک حلش می‌کنیم

08:29.885 --> 08:31.011
‫سلام داداش!

08:32.679 --> 08:35.307
‫هی، پیامکم رو دیدی؟
‫باهات تماس گرفتم جواب ندادی

08:36.600 --> 08:37.893
‫چرا اومدی اینجا، پال؟

08:38.727 --> 08:41.646
‫پسر، زمین قمری پر از پیچک شده و خواستم...

08:42.481 --> 08:45.734
‫می‌خوام با نزدیک شدن فصل تمیزش کنم و با خودم گفتم...

08:47.486 --> 08:49.237
‫گفتم شاید بتونی کمکم کنی

08:50.197 --> 08:51.281
‫مثل قدیم‌ها

08:56.828 --> 08:58.788
‫می‌دونی، اون شب حتی نمی‌خواستم برم بیرون

08:59.873 --> 09:03.043
‫خیلی هیجان داشتم که با همه قرار سه‌تایی گذاشتیم

09:06.004 --> 09:08.204
‫- نمی‌تونست بدونه، پسر
‫- نه، ولی من باید می‌دونستم

09:09.007 --> 09:10.634
‫چون می‌دونم تو چطوری هستی

09:11.468 --> 09:13.970
‫باید بهش می‌گفتم نه.
‫باید جلوت رو می‌گرفتم

09:14.054 --> 09:15.388
‫باید یه کاری می‌کردم

09:18.475 --> 09:21.394
‫حالا هم عذاب‌وجدانش تا ابد باهامه

09:22.270 --> 09:23.522
‫می‌دونم. می‌دونم داداش

09:23.605 --> 09:25.357
‫نه، هیچی نمی‌دونی پال

09:25.440 --> 09:27.692
‫حالا هم اومدی از پیچک حرف می‌زنی

09:32.739 --> 09:36.118
‫با تمام وجود دارم تلاش می‌کنم
‫که نزنم قیافه‌ات رو منفجر کنم

09:46.419 --> 09:47.629
‫عاشقش بودم، پسر

09:49.464 --> 09:50.799
‫باهاش ازدواج هم می‌کردم

09:52.843 --> 09:54.469
‫حالا چی کار کنم؟ هوم؟

09:57.639 --> 10:00.159
‫تو رو هم از دست دادم پسر.
‫مثل داداشم بودی

10:00.225 --> 10:01.768
‫نه، ولی من نمردم، داداش

10:01.852 --> 10:03.895
‫گفتم که، هیچی نمی‌دونی

10:05.188 --> 10:06.690
‫باید به حرف‌تون گوش می‌کردم

10:09.234 --> 10:10.402
‫باشه، من...

10:10.485 --> 10:12.529
‫آنتونی! پرچین‌ها رو یادت نره

10:12.612 --> 10:14.197
‫باشه. بله قربان، آره

10:17.409 --> 10:18.869
‫باید برگردم سر کار، پال

10:22.205 --> 10:23.707
‫خب، می‌دونم که دوست دارم داداش

10:23.790 --> 10:24.916
‫درسته؟

10:26.751 --> 10:27.919
‫می‌دونی

10:31.882 --> 10:33.133
‫منم دوست دارم پسر

10:35.468 --> 10:36.678
‫ولی دیگه تمومه

10:36.761 --> 10:37.762
‫رفاقتی بین‌مون نیست

10:49.941 --> 10:53.153
‫ظاهراً پال مرداک توسط اداره‌ی منابع طبیعی

10:53.236 --> 10:55.614
‫به خاطر داشتنِ الکل در سنِ پایین، متهم شده بوده

10:55.697 --> 10:58.033
‫این هم دو سال قبل از تصادف قایق بوده؟

10:58.116 --> 11:01.786
‫الک و یکی از رفقای وکیلش کوری فلمینگ وکیلش بودن

11:01.870 --> 11:04.372
‫پال محکوم به ترک اعتیاد به الکل شد

11:04.456 --> 11:06.583
‫و اتهام از سابقه‌اش پاک شد

11:06.666 --> 11:09.336
‫توی جلسه‌ی دادگاهش هم هیچ اشاره‌ای بهش نشد

11:09.419 --> 11:11.463
‫سابقه‌ی اتهامات مرتبط به الکل

11:11.546 --> 11:14.507
‫باید در کیفرخواست تصادف قایق مربوط به الکل لحاظ بشه

11:14.591 --> 11:17.928
‫خصوصاً در مورد شرایط وثیقه‌اش یا عدم وثیقه‌اش

11:18.011 --> 11:19.930
‫اونوقت از دادگاه صلح این‌ها رو فهمیدی؟

11:20.013 --> 11:22.807
‫اول که لکسیس‌نکسیس، بعدش دادگاه صلح

11:22.891 --> 11:24.935
‫منظورم اینه که چندتا قاضی از پرونده کنار کشیدن

11:25.018 --> 11:28.063
‫دادستان استون به خاطر روابط شخصی از پرونده کنار می‌کشه

11:28.146 --> 11:31.358
‫یعنی، همه‌ی این‌ها سوءاستفاده از قدرت و موقعیت احتمالی هستن

11:31.441 --> 11:32.901
‫در عمل داره اتفاق می‌افته

11:32.984 --> 11:34.569
‫ماجرای نظافتچی خونه رو بهشون بگو

11:34.653 --> 11:37.739
‫ظاهراً، نظافتچی خانواده‌ی مرداک

11:37.822 --> 11:40.116
‫توی خونه‌شون زمین می‌خوره و الان بیمارستانه

11:40.200 --> 11:42.040
‫شایعات زیادی درباره‌اش هست

11:42.077 --> 11:44.329
‫باشه، آسیاب به نوبت، بچه‌ها

11:44.412 --> 11:47.165
‫جریمه اعتیاد به الکل کشف خیلی خفنیه.
‫بیا پیگیریش کنیم

11:47.249 --> 11:48.541
‫ممنون پاتریک

11:51.503 --> 11:53.255
‫پیاده شو باهم بریم!

11:53.338 --> 11:54.839
‫دیگه حسابی داری میری رو مُخم

11:54.923 --> 11:56.091
‫فقط عذرخواهی کن

11:56.174 --> 11:57.884
‫بهم نگو چی بگم

11:57.968 --> 11:59.761
‫عزیزم، این خانم‌ها چرا باهم دعوا می‌کنن؟

11:59.844 --> 12:01.888
‫فکر کردم مثلاً دوستن

12:03.390 --> 12:05.600
‫اینقدر سوال نپرس

12:05.684 --> 12:08.186
‫فقط برنامه لامصب رو باهام ببین

12:13.483 --> 12:15.819
‫سلام دیکی اِچ. چطوری داداش؟

12:18.071 --> 12:20.657
‫رفیق، لابد شوخیت گرفته

12:20.740 --> 12:22.367
‫خب، کاری ازمون بر میاد؟

12:24.452 --> 12:25.662
‫آها

12:27.998 --> 12:29.416
‫باشه پس

12:29.499 --> 12:30.709
‫ممنون دیک

12:33.712 --> 12:35.088
‫چیه؟

12:35.171 --> 12:36.214
‫چی شده؟

12:36.298 --> 12:39.092
‫فردا قراره درباره اتهام الکل بچگی‌هات خبر منتشر کنن

12:39.175 --> 12:41.303
‫مال اون همه سال پیش؟

12:41.386 --> 12:43.680
‫فکر کردم همگی از سابقه‌اش پاک شدن

12:43.763 --> 12:45.640
‫ظاهراً به قدر کافی پاک نشدن

12:46.975 --> 12:49.311
‫همون خبرنگار زنه هم هست

12:49.394 --> 12:52.272
‫همون جنده‌خانم اهل پاکت؟

12:52.355 --> 12:53.857
‫خود خودش

13:07.704 --> 13:09.039
‫چی کار می‌کنی؟

13:09.622 --> 13:11.166
‫بارون تند شد

13:11.249 --> 13:13.251
‫آره. حسابی اوضاع خیطه

13:13.335 --> 13:15.337
‫نه، خوبه. خوبه

13:15.420 --> 13:16.963
‫اوه

13:17.756 --> 13:19.132
‫آره

13:19.215 --> 13:20.300
‫چی کار می‌کنی؟

13:20.383 --> 13:24.262
‫اومدم چندتا گل‌وحشی بچینم
‫و گفتم کمک کنم

13:24.346 --> 13:26.181
‫البته اگه بخوای

13:26.264 --> 13:28.433
‫اگه این بارون بیخیال ما بشه

13:28.516 --> 13:30.018
‫گمونم هرچی بیشتر بهتر

13:30.101 --> 13:33.688
‫ولی اینکه چقدر اوضاع پیچک بده دروغ نگفتی

13:33.772 --> 13:35.440
‫انگار تونستی حجم خوبی از کار رو در بیاری

13:35.523 --> 13:38.360
‫ولی نه به خوبی تو. پشمام

13:38.443 --> 13:40.570
‫کی بز می‌خواد وقتی مگی می اومده کار کنه؟

13:40.653 --> 13:43.740
‫داری مامانت رو با احشام مقایسه می‌کنی؟

13:43.823 --> 13:45.492
‫ولی کارت درسته

13:45.575 --> 13:46.951
‫کارت که درسته، بیخیال

13:50.872 --> 13:54.584
‫بعد از ظهر میرم ملاقات گلوریا

13:54.667 --> 13:57.462
‫من میرم. می‌خوای بیای؟

13:58.546 --> 14:00.090
‫اه...

14:00.173 --> 14:02.592
‫نه، ردیفم. دیگه نمیرم بیمارستان

14:02.675 --> 14:04.719
‫فکر کنم خیلی براش ارزش داره که تو رو ببینه

14:04.803 --> 14:05.804
‫به زودی می‌بینمش

14:13.311 --> 14:14.979
‫آره، می‌خواستم...

14:16.815 --> 14:18.566
‫مثل اون دعا کنم

14:21.528 --> 14:23.196
‫واسه چی دعا کنی؟ اون؟

14:25.281 --> 14:26.699
‫آره. واسه اون

14:27.575 --> 14:30.662
‫آره، و برای مالوری،

14:30.745 --> 14:32.497
‫که مردم من رو ببخشن

14:33.289 --> 14:34.749
‫همه‌اش. نمی‌دونم

14:34.833 --> 14:36.459
‫نمی‌دونم مفیده یا نه

14:39.045 --> 14:43.216
‫عزیزم، اون مقاله خبری و کامنت‌هایی که مردم...

14:43.675 --> 14:45.718
‫از تو و ما میگن

14:45.802 --> 14:48.346
‫- نه، عیبی نداره
‫- نه، داره

14:49.472 --> 14:52.225
‫عزیزم، اگه می‌خوای ازش حرف بزنی، من هستم

14:53.101 --> 14:54.144
‫باشه؟

14:57.105 --> 14:58.523
‫آره، ممنون

14:59.107 --> 15:01.568
‫من کار دارم و میرم یه دوش مجانی بگیرم

15:06.448 --> 15:08.158
‫من و مگی به خاطر حالی که خانواده بیچ دارن

15:08.241 --> 15:10.368
‫خیلی ناراحتیم

15:10.452 --> 15:13.705
‫مالوری در کل... زن جوان شگفت‌انگیزی بود

15:14.289 --> 15:15.999
‫خیلی لطف داری، الک

15:16.082 --> 15:17.333
‫کاملاً بود

15:18.168 --> 15:20.128
‫- خیلی‌خب بیلی
‫- باشه...

15:21.588 --> 15:23.214
‫خب...

15:23.298 --> 15:26.801
‫بیمه وسیله نقلیه الک حاضره پونصد هزار دلار رو پوشش بده

15:26.885 --> 15:28.428
‫و یکم زحمت داره،

15:28.511 --> 15:31.222
‫ولی یک میلیون دیگه هم خودش می‌ذاره

15:31.306 --> 15:32.932
‫آره، رک بگم مارک،

15:33.016 --> 15:34.660
‫الان یکم مشکل مالی دارم

15:34.684 --> 15:36.978
‫از شنیدنش متأسفم، الک

15:37.562 --> 15:39.564
‫پس ۱.۵ میلیون،

15:39.647 --> 15:42.692
‫با پولی که انگار داری از پمپ بنزین
‫و بار می‌گیری؟

15:42.775 --> 15:46.154
‫می‌شه جمعاً ۴.۵ میلیون

15:46.237 --> 15:48.031
‫کاملاً با مقیاس‌ها تعادل داره

15:48.114 --> 15:50.575
‫خب نظرت چیه، داداش؟

15:50.658 --> 15:55.121
‫بیا این ماجرا رو تموم کنیم
‫که همه هم مسیر التیام رو شروع کنن

15:57.790 --> 16:01.377
‫باید رک بگم، فکر نکنم کافی باشه، رد

16:01.461 --> 16:03.004
‫خب، نظر تو چقدره، مارک؟

16:03.087 --> 16:04.672
‫ده میلیون

16:06.382 --> 16:08.569
‫از جمله سه میلیونی که از مدعی‌علیه‌های دیگه می‌گیری؟

16:08.593 --> 16:10.261
‫نه، علاوه بر اون‌ها

16:10.345 --> 16:13.723
‫می‌خوای الک ده میلیون دلار بهتون پول بده؟

16:13.806 --> 16:17.810
‫می‌خوام مالوری بیچ زنده و سرحال باشه
‫که از این روز تابستونی زیبا لذت ببره

16:17.894 --> 16:19.354
‫الک باید ده میلیون دلار پول بده

16:19.437 --> 16:21.477
‫چون به خاطر اعمال پسرش، زنده نیست

16:22.524 --> 16:24.150
‫- جدی میگی؟
‫- آره

16:24.234 --> 16:27.403
‫الان بهت گفتم داداش.
‫وضعیت مالی حالت نرمال نداره

16:27.487 --> 16:29.656
‫یا زمانش خیلی خوبه یا خیلی بد،

16:29.739 --> 16:31.324
‫بستگی داره چطوری بهش نگاه کنی

16:31.407 --> 16:34.702
‫ولی ظاهراً زندگی راحت و مرفهی داری،

16:34.786 --> 16:37.163
‫و حدس می‌زنم دلت نمی‌خواد این پرونده به دادگاه بره

16:37.914 --> 16:40.333
‫نه با اخباری که داره از جریمه الکل‌خوری پال در میاد

16:40.416 --> 16:42.126
‫مادرجنده

16:42.210 --> 16:43.503
‫قضیه چیه داداش؟

16:43.586 --> 16:46.839
‫اصلاً ثابت نشده که الک اصلاً مسئولیتی داره

16:46.923 --> 16:49.175
‫آخه ۱.۵ میلیون هم از سر نجابت و احترامه

16:49.259 --> 16:51.594
‫بیلی، هیئت‌منصفه آزمایشی من شدیداً مخالفه

16:52.428 --> 16:55.390
‫مطمئنی هیئت‌منصفه آزمایشیت
‫تمام اطلاعات مربوطه رو داره؟

16:55.473 --> 16:56.891
‫از دید من، شانس آوردی

16:56.975 --> 16:58.935
‫که خودت با حبس مواجه نیستی

17:12.282 --> 17:13.324
‫اه!

17:13.408 --> 17:14.909
‫داره شلوغش می‌کنه

17:15.535 --> 17:18.830
‫می‌خواد سرِ یه مرداک رو

17:18.913 --> 17:20.248
‫کنار یکی از جگوارهاش به دیوار آویزون کنه

17:20.331 --> 17:22.458
‫پسره نشسته بود جلوم، بابا،

17:22.542 --> 17:25.712
‫جورابش رو از شورتش درآورد و گفت ده میلیون دلار

17:26.963 --> 17:29.674
‫دقیقاً کاری که هر کدوم از ما بودیم می‌کردیم اگه جاش بودیم

17:29.757 --> 17:31.217
‫ممنون

17:31.301 --> 17:36.472
‫بچه‌ها، تینزلی الان برای پرونده‌های منابع طبیعی از تصادف احضاریه داده

17:36.556 --> 17:38.016
‫اظهاریه گرفتن؟

17:38.099 --> 17:39.892
‫اظهاریه، گزارشات. هر چی که هست

17:39.976 --> 17:43.021
‫آقای تینزلی اومده بازی کنه

17:43.104 --> 17:44.897
‫کسی رو توی پاکت می‌شناسیم، بابا؟

17:44.981 --> 17:46.983
‫بیست سالی می‌شه که نه

17:47.984 --> 17:51.029
‫به هر حال خیلی دیر شده.
‫دیگه آتیش روشن شده

17:51.112 --> 17:55.742
‫الان مقابله کردن فقط یعنی
‫بخوای با نفت خاموشش کنی

17:55.825 --> 17:59.412
‫مارک احتمالاً به پنج شش میلیون راضی بشه

17:59.495 --> 18:01.080
‫شاید به صورت اقساطی

18:01.164 --> 18:02.749
‫هیچی گیرش نمیاد

18:02.832 --> 18:04.167
‫گیرش میاد الک

18:04.250 --> 18:05.668
‫میاد

18:05.752 --> 18:07.545
‫حسابی هم فشار میاره

18:09.088 --> 18:12.216
‫ولی نه اونقدری که به تو، پال، مگی و این شرکت فشار میاره،

18:12.300 --> 18:13.551
‫اگه بخوای کِشش بدی

18:13.635 --> 18:15.928
‫حتی ثابت نکردن که پال راننده بوده، رندی

18:16.012 --> 18:17.781
‫اصلاً پرونده‌شون از دستمال توالت لاغرتره

18:17.805 --> 18:18.890
‫بهش بگو، بیلی

18:18.973 --> 18:20.533
‫نمی‌دونیم توی اظهاریه‌ها چی گفتن

18:20.558 --> 18:22.453
‫درسته، اونوقت من باید تا قرون آخرش رو بدم؟

18:22.477 --> 18:25.396
‫من باید بدم؟

18:25.480 --> 18:26.856
‫نه رندی!

18:26.939 --> 18:28.566
‫حتی با دوازده...

18:31.444 --> 18:34.781
‫عضو هیئت‌منصفه‌ی آشنا هم،

18:34.864 --> 18:36.741
‫با عکس اون دختربچه...

18:38.409 --> 18:39.702
‫یا خدا، بابا

18:39.786 --> 18:40.787
‫زنگ می‌زنم دکتر

18:48.670 --> 18:49.712
‫خوبم

18:51.339 --> 18:52.382
‫فقط ولم کنید

18:54.258 --> 18:55.718
‫حالم خوبه

19:14.779 --> 19:17.573
‫متأسفم خانم. نمی‌شه به آی‌سی‌یو گل ببرید

19:17.657 --> 19:19.325
‫خیلی متأسفم

19:19.409 --> 19:20.827
‫- چیزی نیست
‫- باشه

19:20.910 --> 19:22.370
‫چند وقته که...

19:23.788 --> 19:26.791
‫قلبش ایستاد.
‫باید احیاش می‌کردیم و دستگاه رو بهش وصل می‌کردیم

19:26.874 --> 19:30.002
‫فعلاً تا حد ممکن شرایطش رو راحت کردیم

19:30.753 --> 19:32.255
‫فعلاً؟

19:34.298 --> 19:35.967
‫هر چقدر نیازه وقت بذارید

19:52.024 --> 19:53.943
‫سلام. سلام

19:54.527 --> 19:57.572
‫سلام خانم خوشگله

19:58.614 --> 20:01.576
‫شرمنده اینقدر طول کشید که بیام

20:03.369 --> 20:07.081
‫اوضاع بدون تو توی خونه خیلی شلوغ بوده

20:08.374 --> 20:10.460
‫ولی نه که بخوام تو رو سرزنش کنم

20:12.462 --> 20:15.506
‫خدا می‌دونه چطوری دوام آوردی

20:24.807 --> 20:26.893
‫پسرت برایان رو دیدم...

20:28.311 --> 20:30.021
‫توی خواروبار فروشی

20:33.316 --> 20:37.403
‫مرد جوان خیلی خوبی ازش بار اومده

20:38.946 --> 20:41.908
‫پال دوست داشت بیاد ملاقاتت، ولی...

20:44.076 --> 20:48.414
‫فقط دلش رو ندارم که بهش بگم چقدر حالت بده

20:52.752 --> 20:53.836
‫یادته وقتی...

20:55.963 --> 20:58.591
‫سرم داد و فریاد می‌کرد

21:00.092 --> 21:01.803
‫وقتی بچه بود؟

21:03.304 --> 21:05.723
‫ولی دست تو هیچوقت گریه نمی‌کرد. هرگز

21:06.557 --> 21:10.228
‫نه، رابطه شما دوتا خاص بود

21:12.021 --> 21:14.524
‫منم بابتش قدردان بودم

21:16.484 --> 21:18.152
‫احساس خوش شانسی می‌کردم...

21:19.987 --> 21:21.906
‫که تو بودی وقتی...

21:24.283 --> 21:25.618
‫وقتی من...

21:29.914 --> 21:31.457
‫کلاً نمی‌تونستم

21:37.380 --> 21:39.340
‫ولی می‌دونستم حس می‌کنه که دوستش دارن

21:42.844 --> 21:45.429
‫و نمی‌دونم چطوری بابتش ازت تشکر کنم

21:47.640 --> 21:49.225
‫عذر می‌خوام. بعداً بر می‌گردم

21:49.308 --> 21:52.061
‫نه، نه، نه. عیب نداره.
‫چیزی نیست. ببخشید

21:52.144 --> 21:53.437
‫من دارم میرم

21:58.776 --> 22:00.111
‫متأسفم

22:00.194 --> 22:02.196
‫خیلی متأسفم

22:05.783 --> 22:07.451
‫خدا دوستت داره، گلوریا

22:07.535 --> 22:10.371
‫بیشتر از هرکسی که می‌شناسم

22:25.219 --> 22:27.930
‫باشه، شد دویست هزار دلار پرداخت به بانک

22:28.014 --> 22:30.308
‫صاف کردن وام کریسمس پارسال

22:30.391 --> 22:32.059
‫تو و مگی هم

22:32.143 --> 22:36.230
‫۱۶۵ هزار دلار بدهی کارت اعتباری دارید

22:36.314 --> 22:37.899
‫شهریه باستر هست

22:37.982 --> 22:40.276
‫باهاما ارزون نیست

22:40.359 --> 22:42.111
‫ولی حسابی خوش گذشت

22:43.613 --> 22:45.281
‫دیک هارپوتلین ارزون نیست

22:45.364 --> 22:49.285
‫نه لامصب، پونصدتا پیش گرفت
‫که فقط پال رو نندازن هلفدونی

22:50.202 --> 22:52.442
‫آخه بیخیال، باید یه چیزی باشه، داداش

22:54.248 --> 22:55.958
‫بیزنس عروس دریایی وضعش بهتره

22:56.042 --> 22:57.335
‫بوم. بفرما

22:57.418 --> 22:59.462
‫و تقریباً هفته‌ای ۱۵ هزار دلار درمیاری

22:59.545 --> 23:02.757
‫هزینه‌های ثابتت هفته‌ای ۸ هزار دلاره، پس بعد از ۱۴ هفته، می‌شه…

23:02.840 --> 23:05.843
‫پس چی، هیچی؟
‫حرفت اینه، هیچی ندارم؟

23:06.928 --> 23:08.679
‫خونه ساحلی ادیستو رو فروختین؟

23:08.763 --> 23:11.641
‫از وقتی خیلی سال پیش خریدینش
‫ارزشش دوبرابر شده،

23:11.724 --> 23:12.975
‫بازار هم داغه

23:13.059 --> 23:14.518
‫باشه، شدنی نیست بروس

23:14.602 --> 23:16.187
‫اونجا پناهگاه مگی‌ـه

23:16.270 --> 23:18.397
‫اگه می‌تونست می‌رفت اونجا زندگی کنه

23:18.481 --> 23:20.650
‫سندش به نام اونه، بروس

23:20.733 --> 23:23.152
‫حوصله ندارم سوال جوابم کنه

23:23.778 --> 23:27.114
‫بیخیال جدی. بریم تو کارش، باشه داداش؟

23:27.198 --> 23:28.958
‫این بانک چقدر قراره کمکم کنه؟

23:29.533 --> 23:31.827
‫تو رئیس اینجایی، مگه نه داداش؟

23:31.911 --> 23:33.496
‫آره، می‌دونم. هستم

23:34.163 --> 23:36.415
‫ولی حتی من هم بالاسری دارم، رد

23:37.375 --> 23:39.835
‫سری قبلی هم که کمکت کردم...

23:40.962 --> 23:44.674
‫خیلی بیشتر از چیزی که یکی‌مون
‫بخواد جواب بده سوال پرسیدن

23:45.633 --> 23:47.426
‫رابطه خوبی بین ماست، داداش

23:48.344 --> 23:50.805
‫تو هم توی ده سال گذشته
‫با مشتری‌های من

23:50.888 --> 23:51.973
‫زدوبندهای خوبی کردی

23:52.056 --> 23:54.517
‫دخترهای پلایلر استخر جدیدت رو ساختن

23:54.600 --> 23:58.020
‫بجر و پینکنی، یکی‌شون واسه دبی
‫یه آشپزخونه جدید ساخت

23:58.104 --> 24:01.224
‫راستیتش این رابطه خیلی بیشتر به نفع تو شده

24:01.273 --> 24:03.985
‫- باشه، گرفتم
‫- فکر نکنم بگیری، بروس

24:06.487 --> 24:08.572
‫واقعاً می‌خوای مارک تینزلی سرک بکشه،

24:08.656 --> 24:10.574
‫سوال بپرسه و اموراتت رو بررسی کنه؟

24:10.658 --> 24:12.368
‫بفهمه چی کار می‌کردی؟

24:12.451 --> 24:13.744
‫اگه نمی‌خوای، من باید بهش پول بدم

24:13.828 --> 24:17.873
‫پس فقط یه چیزی بذار تو جیبم.
‫یه کاری بکنیم این ببره ولـمون کنه

24:22.753 --> 24:24.296
‫شرمنده الک

24:25.715 --> 24:28.259
‫باید یه راه بهتری پیدا کنی

25:23.230 --> 25:25.191
‫بزن کلش رو بسوزون

25:25.274 --> 25:27.276
‫احتمالاً که وقتشه یه تغییر رویه براش پیش بیاد

25:28.277 --> 25:31.072
‫نه ممنون. داریم پیشرفت می‌کنیم، مگه نه پال؟

25:32.323 --> 25:33.908
‫هوم؟ بزن قدش

25:34.492 --> 25:35.743
‫حال گلوریا چطور بود؟

25:35.826 --> 25:37.244
‫آره، چطور بود؟

25:44.752 --> 25:46.128
‫عزیزم، حالش خوب نیست

25:48.172 --> 25:50.883
‫اون... مجبور شده دنده‌هاش رو جراحی کنه،

25:50.966 --> 25:53.177
‫و عفونت کرده و به خاطر...

25:54.386 --> 25:56.972
‫- مشکلات سلامتیش...
‫- وایسا ببینم. صبر کن

25:57.515 --> 25:58.891
‫گفتی خوبه که

25:58.974 --> 26:01.894
‫بود. فکر کردم هست

26:04.105 --> 26:05.481
‫کِی قراره برگرده؟

26:07.775 --> 26:10.027
‫فکر نکنم برگرده پال

26:10.903 --> 26:12.738
‫ولی الان بهش دستگاه ونتیلاتور وصل کردن،

26:12.822 --> 26:15.533
‫و می‌خوان تا حد ممکن شرایطش رو راحت کنن

26:15.616 --> 26:19.078
‫همه‌اش به خاطر اینکه از چندتا پله پرت شد

26:19.995 --> 26:21.163
‫واقعاً مایه‌ی تأسفه

26:21.247 --> 26:22.414
‫وحشتناکه

26:22.498 --> 26:23.791
‫پسرهای بیچاره‌اش

26:23.874 --> 26:25.709
‫الک، باید یه کاری براشون بکنیم

26:25.793 --> 26:28.170
‫جوری حرف نزن که انگار مُرده لامصب

26:28.254 --> 26:29.547
‫پسرم، هی. لازم نیست فحش بدی

26:29.630 --> 26:32.091
‫می‌دونم که... که چقدر برات مهمه

26:33.008 --> 26:34.510
‫تو هم براش خیلی مهمی

26:34.593 --> 26:37.346
‫تو رو مثل یکی از بچه‌های خودش دوست داره

26:37.429 --> 26:39.723
‫اگه می‌خوای بری باهاش خداحافظی کنی،
‫می‌تونیم بریم

26:40.349 --> 26:41.475
‫شماها هیچی حالیتون نیست

26:41.559 --> 26:43.060
‫اصلاً براتون مهم نیست

26:43.144 --> 26:45.104
‫- صبر کن ببینم...
‫- چی؟ این درست نیست

26:45.187 --> 26:46.480
‫کُس‌شعره!

26:46.564 --> 26:50.192
‫شما تا حد مرگ ازش کار کشیدید.
‫تعجبی نداره که افتاد

26:50.276 --> 26:52.027
‫این... این تقصیر شماهاست

26:57.908 --> 27:00.411
‫- معلومه که تقصیرِ ما بود
‫- نمی‌تونم. نمی‌تونم

27:00.494 --> 27:02.538
‫این آخرین چیزیه که اون الان لازم داره

27:02.621 --> 27:05.207
‫عزیزم، انتظار داری چه واکنشی نشون بده؟

27:05.291 --> 27:06.750
‫می‌دونی که اون زن رو دوست داره

27:06.834 --> 27:07.877
‫آره، می‌دونم

27:07.960 --> 27:10.337
‫و حالا قراره اونم مثل بقیه‌ی دوستاش از دست بده

27:10.421 --> 27:12.339
‫می‌دونی چیه؟ اون کمک لازم داره، باشه؟

27:12.423 --> 27:13.632
‫کمپ ترک اعتیاد لازم داره

27:13.716 --> 27:15.801
‫باید تا الان می‌فرستادیمش کمپ

27:15.885 --> 27:16.886
‫- کمپ؟
‫- آره

27:16.969 --> 27:20.639
‫می‌دونی، سرِ مشروب خوردنش ازمون شکایت شده

27:21.432 --> 27:24.059
‫لعنتی، جریمه‌های دو سال پیشش
‫تیتر تمام روزنامه‌ها شده

27:26.020 --> 27:27.188
‫اون پسر درِ کونی لازم داره

27:28.397 --> 27:30.149
‫خودت درِ کونی لازم داری!

27:30.232 --> 27:32.193
‫مگ؟ یعنی چی؟

27:34.862 --> 27:37.281
‫یالا. اون گراز‌ها کجان، هان؟

27:38.782 --> 27:40.159
‫لعنتی

27:41.035 --> 27:42.620
‫بگیرش بلو. یالا

27:44.205 --> 27:46.207
‫به‌به، داگ از اداره‌ی منابع طبیعی

27:46.290 --> 27:48.250
‫- سلام، الکس
‫- چه خبر، داداش؟

27:48.334 --> 27:51.045
‫دارم میرم شکارِ گراز.
‫کِی می‌خوای باهام بیای؟

27:51.128 --> 27:53.255
‫حتماً باید یه روز براش برنامه بریزیم

27:53.339 --> 27:56.675
‫ببین، الک، کلی تماس و سؤال داشتیم

27:56.759 --> 27:57.968
‫راجع به اون سانحه‌ی قایق

27:58.719 --> 28:00.554
‫اون خبر رو توی روزنامه دیدی، نه؟

28:03.182 --> 28:04.850
‫برای چی زنگ زدی، داگ؟

28:04.934 --> 28:06.227
‫برای تجارت عروسِ دریایی‌ات

28:08.395 --> 28:09.772
‫دارید تعطیلش می‌کنید

28:09.855 --> 28:12.441
‫با این اوضاع، نمی‌تونیم جلوه‌مون رو خراب کنیم

28:12.524 --> 28:14.026
‫البته می‌تونیم مطالعه رو ادامه بدیم

28:14.109 --> 28:16.528
‫ولی باید بذاریمش برای سال بعد

28:16.612 --> 28:17.988
‫باید فعلاً عملیاتت رو متوقف کنم

28:18.072 --> 28:20.032
‫واقعاً متأسفم، الک

28:20.532 --> 28:21.784
‫آره، منم همین‌طور

28:25.955 --> 28:27.122
‫ریدم توش

28:37.758 --> 28:42.596
‫و حالا گلوریا راهش رو به سوی ملکوتِ خدا پیدا کرده

28:43.973 --> 28:47.518
‫چون همه‌مون می‌دونیم
‫هر روز طبق کلام خدا زندگی می‌کرد

28:47.601 --> 28:51.230
‫امیدوارم عزیزانش تسلّی خاطر پیدا کنن
‫با آگاهی از این که اون مقامِ رفعیش رو

28:51.313 --> 28:53.315
‫بین درستکاران و قدیسان کسب کرده

28:54.441 --> 28:58.487
‫امیدوارم وقارش در وجود همه‌ی شما زنده بمونه

28:58.570 --> 29:00.572
‫- آمین
‫- آمین

29:18.090 --> 29:19.216
‫بسپرش به من

29:35.274 --> 29:38.444
‫فکر کردن بهش عجیبه که
‫یه عمر جلوی ما زندگی کرد، مگه نه؟

29:39.862 --> 29:41.155
‫اون همیشه کنارمون بود

29:42.323 --> 29:43.699
‫حالا از دنیا رفته

29:52.791 --> 29:54.335
‫باید به ملاقاتش می‌رفتم

29:57.463 --> 29:58.672
‫فکر می‌کردم...

30:01.091 --> 30:02.343
‫باید می‌رفتم

30:06.513 --> 30:09.141
‫مامان گفت روی مزرعه‌ی کبوتر کار می‌کردی

30:11.518 --> 30:12.853
‫باهم بهش می‌رسیم، هان؟

30:14.438 --> 30:16.398
‫یا شاید بریم چندتا گراز شکار کنیم؟

30:25.491 --> 30:28.577
‫اگه این همه دعا کمکی بهش نکرد...

30:31.372 --> 30:32.664
پس به چه دردی می‌خوره؟

30:45.761 --> 30:47.930
‫ببین، ولی با شناختی که از گلوریا داشتم،

30:48.013 --> 30:51.475
‫احتمالاً الان اون بالا کنارِ خدا نشسته
‫و چای شیرین می‌خوره

30:51.558 --> 30:55.145
‫و به خاطر اون مدیحه‌ای
‫براش خوندید به خودش می‌باله

30:55.229 --> 30:56.814
‫ممنون، آقای الک

30:56.897 --> 30:58.690
‫مامانتون عضو خانواده‌ی ما بود،

30:58.774 --> 31:00.943
‫که شما پسرها رو هم عضو خانواده‌ی ما می‌کنه

31:01.026 --> 31:02.152
‫باشه؟

31:02.236 --> 31:04.655
‫می‌خوام شماها رو به دوستم کوری معرفی کنم

31:04.738 --> 31:06.490
‫بیا این طرف

31:06.573 --> 31:08.325
‫بچه‌ها، ایشون کوری فلمینگه

31:08.409 --> 31:10.786
‫- خوشوقتم
‫- کوری، اینا تونی و برایان هستن

31:10.869 --> 31:13.539
‫چند بار توی موزل خانم گلوریا رو دیدم

31:13.622 --> 31:15.207
‫نورِ وجودش فضا رو پر می‌کرد

31:15.916 --> 31:17.459
‫بله، همینطور بود

31:17.543 --> 31:19.378
‫حالا کوری یه وکیله

31:19.461 --> 31:21.922
‫اون به خوبیِ من نیست،
‫ولی کارش خیلی درسته

31:23.590 --> 31:25.134
‫خیلی خب، گوش کنید،

31:25.217 --> 31:27.636
‫من و بچه‌ها و مگی،

31:27.719 --> 31:29.471
‫می‌خوایم حقِ شما رو ادا کنیم

31:31.098 --> 31:32.975
‫با افتادن مادرتون توی موزل، خب،

31:33.058 --> 31:36.145
‫بیمه‌ی صاحب‌خانه‌مون می‌تونه
‫صورتحساب‌های پزشکی‌تون

31:36.228 --> 31:38.439
‫و هزینه‌های خاکسپاری‌تون رو بده و خب

31:38.522 --> 31:40.774
‫حتی تهش یکم پول تو جیبی براتون بمونه

31:40.858 --> 31:42.651
‫- بیمه؟
‫- درسته

31:43.485 --> 31:45.446
‫یعنی، من نمی‌تونم از خودم شکایت کنم

31:46.029 --> 31:48.407
‫ولی کوری می‌تونه به وکالت از شما شکایت کنه

31:48.490 --> 31:50.576
‫نه، آقا، ما نمی‌خوایم از شما شکایت کنیم

31:50.659 --> 31:51.785
‫چیزی نیست بابا

31:51.869 --> 31:53.787
‫خدا خیرت بده، تونی

31:54.496 --> 31:57.124
‫نه. شما ازم شکایت نمی‌کنید

31:57.207 --> 31:59.168
‫از شرکتِ بیمه‌ام شکایت می‌کنید

31:59.251 --> 32:00.752
‫و الک تقصیر رو قبول می‌کنه

32:01.378 --> 32:02.421
‫آره، قبول می‌کنم

32:03.755 --> 32:05.048
‫ما باید چیکار کنیم؟

32:05.132 --> 32:06.592
‫خب، لازم نیست کاری بکنید

32:07.259 --> 32:09.553
‫یعنی، فقط یه مشت چرندیاتِ حقوقیه،

32:09.636 --> 32:11.430
‫- و کوری برای همین اینجاست
‫- آره

32:12.598 --> 32:15.392
‫روی چیزی که از دست دادید
‫نمیشه هیچ قیمتی گذاشت

32:15.476 --> 32:18.270
‫می‌دونید، حداقل اینجوری،
‫می‌تونیم یه چیزی براتون بگیریم

32:18.353 --> 32:21.440
‫بابتِ از دست دادن اون مادر خوشگلتون

32:23.108 --> 32:24.401
‫ردیفه؟

32:27.779 --> 32:30.199
‫- خدا خیرتون بده
‫- اوه، بیخیال. بیا اینجا ببینم

32:30.282 --> 32:31.408
‫بیا بغلم

32:34.077 --> 32:36.455
‫می‌دونی، مادرتون یه نعمت الهی بود. می‌شنوی؟

32:38.081 --> 32:40.042
‫[آگهی ترحیم: گلوریا هریت]

32:38.749 --> 32:41.335
‫این خیلی بده. چطور چنین چیزی مشکوک نیست؟

32:41.418 --> 32:44.963
‫منبع تریسا توی بیمارستان بهش گفت
‫ساترفیلد گفته حادثه بوده

32:45.047 --> 32:46.924
‫- ولی این باورنکردنیه
‫- درسته؟

32:47.007 --> 32:48.300
‫سلام، دخترها

32:48.383 --> 32:49.551
‫سلام، جری

32:50.219 --> 32:53.055
‫خب آماده‌اید من رو در جریان
‫اخبار مربوط به مرداک بذارید؟

32:53.722 --> 32:54.723
‫چطور؟

33:08.445 --> 33:09.988
‫ولی اصلاً هدفش چیه؟

33:10.072 --> 33:13.659
‫ما کونمون رو پاره کردیم،
‫این همه اطلاعات گیر آوردیم،

33:13.742 --> 33:16.078
‫کارِ تحقیقاتی خوب انجام دادیم
‫و تهش چی؟

33:16.161 --> 33:18.247
‫این که اون برگرده و بگه «کونِ لقتون»

33:18.330 --> 33:20.958
‫و به یه مرد معمولی تحویلش بده

33:22.668 --> 33:24.086
‫- لعنتی
‫- می‌دونم

33:24.169 --> 33:25.629
‫خیلی بده

33:25.712 --> 33:28.882
‫ولی این فراتر از ذهنیتِ زن‌ستیزانه‌شه، درسته؟

33:28.966 --> 33:31.009
‫پس ما از قواعد احمقانه‌اش پیروی می‌کنیم،

33:31.093 --> 33:32.636
‫ولی به کارِ خودمون ادامه می‌دیم

33:33.595 --> 33:35.222
‫ببینیم تهش به کجا می‌رسیم

34:03.667 --> 34:05.502
‫دفتر پزشکی قانونی شهرستان همپتن

34:05.586 --> 34:08.213
‫به‌طور رسمی مرگ استیون اسمیت ۱۹ ساله رو

34:08.297 --> 34:09.798
‫تصادفِ رانندگی و فرار اعلام کرده

34:09.881 --> 34:11.550
‫اما مادرش، سندی اسمیت،

34:11.633 --> 34:13.385
‫هنوز باور داره پسرش به قتل رسیده

34:13.468 --> 34:17.180
‫به گفته‌ی اون هیچ قطعه‌ی ماشین
‫یا خونی در صحنه نبوده

34:17.264 --> 34:20.559
‫اون گفته: «از جایی که ماشینش بود
‫تا جایی که جسدش افتاده بود راه رفتم

34:20.642 --> 34:22.519
‫و هیچی پیدا نکردم»

34:30.485 --> 34:33.280
‫می‌دونی عزیزم، داشتم فکر می‌کردم
‫شاید بهتره این قرص‌ها رو قطع کنم

34:34.823 --> 34:36.325
‫می‌دونی، به‌خاطر گلوریا

34:36.408 --> 34:38.327
‫ولی به نظرت کار درستیه؟

34:38.410 --> 34:41.997
‫با اون شکایت حقوقی
‫و اتهام پال و دادگاه؟

34:42.080 --> 34:44.082
‫- کلی دردسر داریم
‫- نمی‌دونم

34:44.708 --> 34:46.084
‫به نظرم وقتِ مناسبیه

34:46.710 --> 34:48.086
‫می‌تونم قوی بشم

34:48.754 --> 34:50.839
‫یعنی می‌خوای یهویی قطعش کنی؟

34:51.673 --> 34:53.634
‫می‌دونی که این برات جهنم میشه

34:53.717 --> 34:55.260
‫و واسه منم جهنم میشه

34:56.053 --> 34:58.805
‫و حالا که گلوریا نیست،
‫من باید مراقبت باشم...

34:58.889 --> 35:00.349
‫حق با توئه. حق با توئه

35:01.350 --> 35:03.810
‫اگه فقط برسونمش
‫به یکی در روز چی؟

35:03.894 --> 35:04.895
‫بعد...

35:04.978 --> 35:06.688
‫بعد کامل ترکش کن

35:06.772 --> 35:08.774
‫- به نظرم فکر خوبیه
‫- باشه

35:15.739 --> 35:17.991
‫این سگ‌های لعنتی باز دارن چیکار می‌کنن؟

35:36.635 --> 35:40.681
‫[شعله‌افکن]

36:09.418 --> 36:13.505
‫[پاییز ۲۰۱۹]

36:14.965 --> 36:18.611
‫[زمستان ۲۰۱۹]

36:18.635 --> 36:20.095
‫اداره‌ی بهداشت عمومی

36:20.178 --> 36:23.140
‫به تازگی پنج مورد جدید
‫ابتلا به کووید-۱۹ اعلام کرده

36:20.262 --> 36:22.597
‫[بهار ۲۰۲۰]

36:23.223 --> 36:25.600
‫سه ماه از شروع همه‌گیری کرونا گذشته

36:24.224 --> 36:27.124
‫[تابستان ۲۰۲۰]

36:25.684 --> 36:27.477
‫و کارولینای جنوبی دوباره
‫رکورد روزانه زده...

36:27.561 --> 36:29.271
‫دادگاه‌های هیئت منصفه
‫از دوشنبه شروع میشن،

36:29.187 --> 36:32.190
‫[پاییز ۲۰۲۰]

36:29.354 --> 36:31.189
‫ولی بعضی دادگاه‌های شهرستانی میگن

36:31.273 --> 36:33.984
‫با انباشت پرونده‌های نزدیک
‫به شش ماه روبه‌رو هستن

36:32.899 --> 36:35.193
‫[دسامبر ۲۰۲۰]

36:36.027 --> 36:37.863
‫«آقای فلمینگ عزیز،

36:37.946 --> 36:41.366
‫در پرونده‌ی حادثه‌ی ناگوار
‫که برای گلوریا ساترفیلد رخ داد،

36:41.450 --> 36:43.577
‫شرکت بیمه‌ی کاتالیست غرامتی
‫پرداخت می‌کند به مبلغ...

36:43.660 --> 36:46.830
‫صبر کن. هی داداش، یه لطفی بهم بکن

36:46.913 --> 36:49.124
‫عینکم همراهم نیست. می‌تونی
‫اون عدد پایین رو برام بخونی؟

36:49.124 --> 36:50.667
‫همون پایین صفحه؟

36:53.170 --> 36:55.839
‫- سه ممیز هشت میلیون...
‫- میلیون دلار، داداش!

37:00.510 --> 37:02.721
‫چشم‌هام کاملاً سالمه
‫چون منم همین رو خوندم

37:04.306 --> 37:07.434
‫لعنت بهش، این یه هدیه‌ی حسابی
‫واسه جوراب کریسمسه

37:07.517 --> 37:09.019
‫کریسمس همه‌مون مبارک

37:09.102 --> 37:11.229
‫واقعاً کریسمس مبارک لامصب

37:11.313 --> 37:12.814
‫مرسی، بروس

37:15.025 --> 37:16.651
‫یکی واسه خودمون

37:16.735 --> 37:17.736
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

37:18.904 --> 37:21.990
‫هی، بیلی، گوش کن،
‫زنگ بزن به مارک تینزلی خودمون

37:22.073 --> 37:25.619
‫بگو بیاد اینجا.
‫می‌خوایم یه جلسه فوری ترتیب بدیم

37:25.702 --> 37:26.745
‫خیلی خب، حله

37:34.127 --> 37:36.505
‫پرونده‌ی تصادف و فرار ۲۰۱۵ که دنبالش بودی؟

37:37.088 --> 37:38.590
‫استیون اسمیت

37:39.925 --> 37:41.051
‫چی توشه؟

37:41.134 --> 37:42.260
اسناد پرونده

37:42.344 --> 37:44.971
‫منبعم توی گشت بزرگراه بالأخره جواب داد

37:45.055 --> 37:47.641
‫پشمام! جدی میگی؟

37:48.892 --> 37:53.855
‫بیش از یه ساله دارم تلاش می‌کنم
‫که حتی یه سرنخ کوچیک ازش پیدا کنم

37:53.939 --> 37:56.483
‫سعی دارم به خانواده‌ی استیون کمک کنم
‫جواب بگیرن

37:58.109 --> 37:59.903
‫مادرش خیلی خوشحال میشه

37:59.986 --> 38:03.198
‫خب، اینم یه هدیه‌ی کریسمس
‫از یه دوست به یه دوست دیگه

38:04.616 --> 38:05.742
‫و اگه بخوای،

38:06.409 --> 38:07.828
‫از یه همکار به همکار دیگه

38:09.913 --> 38:11.665
‫ولی من می‌دونم توی اون پرونده‌ها چیه

38:12.541 --> 38:15.085
‫و من می‌دونم پاتریک بیکر
‫تو روزنامه‌ی آیلند پکت

38:15.168 --> 38:19.214
‫میذاره یه داستان عالی
‫و یه خبرنگار بااستعداد

38:19.297 --> 38:20.549
‫به فراموشی سپرده بشن

38:20.632 --> 38:23.218
‫خوشحال می‌شیم بیای فیتس‌نیوز

38:28.807 --> 38:30.267
‫با سه میلیون شروع می‌کنیم

38:30.350 --> 38:32.519
‫اگه مجبور بشیم، تا پنج می‌ریم، سقفش همینه

38:32.602 --> 38:34.729
‫- همین دیگه
‫- کاملاً منصفانه‌ست

38:34.813 --> 38:38.066
‫این خوبه، الک. یعنی می‌تونی
‫همه چی رو پشت سر بذاری

38:38.149 --> 38:39.401
‫ورق رو برگردونی

38:39.484 --> 38:40.777
‫- دقیقاً
‫- می‌دونی؟

38:40.861 --> 38:43.196
‫- تمومش کن
‫- کار رو جمع کن، رفیق

38:43.280 --> 38:45.115
‫- اینجا رو ببین!
‫- هی!

38:45.198 --> 38:47.033
‫- این رو ببین
‫- نگاهش کن

38:47.117 --> 38:49.202
‫فقط هم ننشستم کنارش عکس بگیرم

38:49.286 --> 38:51.788
‫خودم شکارش کردم،
‫با تفنگ موزر ۷ در ۵۷

38:51.872 --> 38:55.250
‫لعنتی! باید یه سفر برم بوتسوانا

38:55.333 --> 38:56.710
‫این گربه‌ی لعنتی خیلی گنده‌ست

38:56.793 --> 38:58.837
‫دیگه می‌ذارم شماها به کارتون برسین، باشه؟

38:58.920 --> 39:00.297
‫رفتنی یه سر بهم بزن

39:00.380 --> 39:01.756
‫باشه، خوشحال شدم دیدمت، رندی

39:06.761 --> 39:09.723
‫فکر می‌کردم تنها چیزی که
‫دوباره از شماها می‌شنوم تعویق باشه

39:10.724 --> 39:13.852
‫فقط، می‌دونی، دیوانگی‌های این یه سال گذشته

39:13.935 --> 39:16.396
‫و یه سری چیزها که باید از طرف ما حل میشد

39:16.479 --> 39:18.607
‫ولی همه‌شون حل شدن

39:18.690 --> 39:20.108
‫درسته، الک؟

39:20.692 --> 39:23.194
‫از شنیدنش خوشحالم.
‫فیلیپ و رنه هم خوشحال شدن

39:23.278 --> 39:24.779
‫خوبه

39:24.863 --> 39:28.658
‫خب، برای این‌که محترمانه وارد بشیم

39:28.742 --> 39:30.243
‫با توجه به این‌که کریسمسه و این حرفا

39:30.327 --> 39:32.996
‫می‌خواستم با پیشنهاد یه طرح پرداخت شروع کنم

39:33.079 --> 39:35.081
‫- طرح پرداخت؟
‫- آره، خب

39:35.832 --> 39:38.418
‫این، عه... پیشنهاد جالبیه

39:38.501 --> 39:41.588
‫فکر کردم پرداخت تدریجی
‫شاید فشار قضیه رو کمتر کنه

39:46.885 --> 39:48.053
‫یه جور...

39:48.136 --> 39:51.181
‫...خیریه‌ی مسیحی برای تعطیلات

39:53.099 --> 39:54.476
‫حتماً

39:57.103 --> 39:58.521
‫یک و نیم

39:59.731 --> 40:01.399
‫الک، داری چیکار می‌کنی؟

40:02.192 --> 40:03.234
‫چی گفتی؟

40:03.860 --> 40:05.904
‫این پیشنهادمه. یک و نیم میلیون

40:08.114 --> 40:09.324
‫شوخیت گرفته؟

40:09.407 --> 40:10.992
‫اینجا هیچ‌کس نمی‌خنده، داداش

40:11.076 --> 40:13.620
‫همینه، یک و نیم میلیون.
‫بهترین و آخرین پیشنهاده

40:13.703 --> 40:16.831
‫بیلی، گفتی این یه جلسه‌ی حسن‌نیت برای توافقه

40:16.915 --> 40:18.708
‫قبول می‌کنی بکن، نمی‌کنی نکن

40:18.792 --> 40:20.543
‫تو این‌همه وقت تلف کردی... صبر کن

40:20.627 --> 40:22.521
‫تو این‌همه وقت با تعویق و تأخیر قضیه رو

40:22.545 --> 40:24.506
‫یه سال و نیم کِش دادی
‫تا این حرکت رو بزنی؟

40:24.589 --> 40:27.175
‫- همون مبلغ لعنتی؟
‫- ما حرکتی نمی‌زنیم

40:27.258 --> 40:29.052
‫ندارم، داداش. می‌تونی جیب‌هام رو بگردی

40:29.135 --> 40:30.762
‫جیب‌هات رو بکن توی شلوارت، الک

40:31.513 --> 40:33.556
‫- هی...
‫- خب، باشه...

40:34.474 --> 40:36.726
‫- مارک
‫- واقعاً می‌خوای این‌جوری پیش بری، الک؟

40:38.103 --> 40:39.521
‫با چیزی که این آدم‌ها از دست دادن؟

40:41.523 --> 40:43.358
‫باشه، حالا من این کارو می‌کنم

40:43.441 --> 40:44.609
‫اول وقت دوشنبه صبح

40:44.693 --> 40:46.361
‫درخواست الزام به ارائه‌ی سوابق مالی‌ات رو ثبت می‌کنم

40:46.444 --> 40:47.779
‫- هر کاری دوست داری بکن، داداش
‫- اگه قاضی هال موافقت کنه

40:47.862 --> 40:49.656
‫می‌فهمیم این جیب‌ها واقعاً چقدر خالی‌ان

40:49.739 --> 40:50.448
‫- خوبه
‫- آره

40:50.472 --> 40:53.326
‫شاید بهش بگم شبِ حادثه
‫تو و رندولف چه گُهی می‌خوردید

40:53.410 --> 40:55.203
‫اوه، تینزلی شکارچی، گُنده گوزی می‌کنه

40:55.286 --> 40:57.497
‫- ببین...
‫- فکر می‌کردم از این باهوش‌تری

40:57.580 --> 40:59.541
‫چیکار می‌کردیم، مارک؟
‫فکر می‌کردم با هم دوستیم، داداش

40:59.624 --> 41:02.002
‫آره. ولی به این معنا نیست
‫که خونه‌ات رو آتیش نمی‌زنم

41:02.085 --> 41:03.586
‫هیچ‌کس قرار نیست... مارک...

41:03.670 --> 41:06.172
‫- بیرون می‌بینمت، الک
‫- البته که من رو می‌بینی، مارک

41:06.256 --> 41:07.882
‫- مطمئن باش
‫- الک، خواهش می‌کنم

41:09.175 --> 41:10.635
‫الک، چه غلطی بود کردی؟

41:10.719 --> 41:12.595
‫نظرم عوض شد، همین

41:12.679 --> 41:14.889
‫مارک، یه لحظه صبر کن، رفیق

41:14.973 --> 41:16.182
‫مارک؟

41:36.661 --> 41:39.080
‫مارگارت کندی برنستتر

41:39.164 --> 41:41.583
‫پاک عقلت رو از دست دادی

41:41.666 --> 41:43.251
‫خودم ردیفش می‌کنم

41:43.334 --> 41:45.003
‫ممکن بود گردنت بشکنه

41:45.086 --> 41:46.337
‫بفرما

41:47.839 --> 41:51.509
‫پال، بیا این درخت رو ببین

41:54.637 --> 41:56.264
‫اوه، بلانکا همین الان اون کف رو شسته

41:56.347 --> 41:57.724
‫اشکالی نداره

41:59.059 --> 42:00.727
‫اوه. لعنتی

42:00.810 --> 42:03.104
‫- ببخشید، بلانکا
‫- اشکالی نداره

42:03.188 --> 42:04.939
‫فقط برو جایی که می‌رفتی

42:11.279 --> 42:13.656
‫دارم میام سمتت، بابا. بفرما، بابا

42:13.740 --> 42:17.285
به‌به، این حالِ خوش توی لیوانه

42:17.368 --> 42:21.289
‫اینی که دستته دابل اوکه، بابا.
‫یعنی دوبار تو بشکه خوابوندنش

42:21.372 --> 42:22.457
‫زیاده روی نکن، بابا

42:22.540 --> 42:24.542
‫دکتر گفته با داروهات
‫نباید مشروب بخوری

42:24.626 --> 42:25.835
‫بیخیال، جان ماروین

42:25.919 --> 42:28.630
‫یه مشت لوله تو دماغمه
‫و نصف ریه‌ام رو از دست دادم

42:28.713 --> 42:30.757
‫هر چی دلم بخواد می‌خورم

42:30.840 --> 42:32.383
‫ایول!

42:32.467 --> 42:34.177
‫خب، باسی. نوبت توئه، رفیق

42:35.345 --> 42:36.805
‫یالا، برو تو کارش

42:37.555 --> 42:39.390
‫یالا. بپرید سرش، بچه‌ها

42:43.603 --> 42:46.231
‫- اوه، لعنتی
‫- آره، درسته

42:46.314 --> 42:47.982
‫چندتا گراز‌کش حرفه‌ای

42:48.066 --> 42:50.610
‫این شیطون‌ها سفارشی هستن

42:50.693 --> 42:51.861
‫چقدر برات آب خوردن؟

42:51.945 --> 42:53.738
‫دونه‌ای ۴,۵۰۰ دلار

42:53.822 --> 42:56.282
‫ایول. هی، پسر، پسر.
‫بیخیال. کریسمسه

42:56.366 --> 42:58.118
‫سنگ تموم نذاریم که نمیشه!

42:58.201 --> 43:00.078
‫یالا، جانی. تو هم باید یکی از اینا بگیری

43:00.161 --> 43:01.621
‫یالا، یه دستی بهش بزن، هان؟

43:01.704 --> 43:04.499
‫- دوربینِ حرارتی روش رو ببین
‫- داره. خوشت اومد؟

43:04.582 --> 43:05.583
‫لعنتی، آره

43:05.667 --> 43:07.001
‫دوستش داری؟

43:08.002 --> 43:11.297
‫به این فکر کردی که می‌خوای
‫با تینزلی چیکار کنی؟

43:12.090 --> 43:14.425
‫تینزلی فکر کرده که
‫می‌خواد با من چیکار کنه؟

43:15.093 --> 43:16.469
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم

43:16.553 --> 43:17.929
سعی کنم نرمش کنم

43:18.721 --> 43:21.349
‫و چرا باید بخوام تو این کارو بکنی،
‫داداش بزرگه؟

43:21.432 --> 43:23.226
‫چون اون یه دوسته

43:23.309 --> 43:26.354
‫و چون به نظر میاد شما دوتا
‫دارید باهم کل‌کل می‌کنید،

43:26.437 --> 43:28.940
‫و اگه تمومش نکنین،
همه به فنا می‌ریم

43:30.441 --> 43:33.903
‫بیلی رو بفرست بره پیشش
‫و طرح پرداخت رو قبول کنه و قضیه رو تموم کنه

43:33.987 --> 43:36.698
‫اون الکی هارت و پورت می‌کنه.
‫میذارم جوش بزنه

43:37.448 --> 43:38.825
‫می‌شنوی چی میگه، بابا؟

43:38.908 --> 43:40.201
‫آره، چیه؟

43:40.285 --> 43:42.245
‫رندی فکر می‌کنه
‫اون رو شریک مدیریتی کردی، بابا،

43:42.328 --> 43:43.746
‫و داره ادای تو رو درمیاره

43:43.830 --> 43:45.748
‫- ولی توی این کار افتضاحه!
‫- هاها!

43:45.832 --> 43:48.543
‫خب، هیچی به اصلش نمی‌رسه

43:48.626 --> 43:49.794
‫باید این رو بدونی

43:49.878 --> 43:51.462
‫سلامتیِ یگانه و بی‌نظیر

43:51.546 --> 43:54.382
‫باید این قضیه رو حلش کنی
‫به خاطر خودت و خانواده‌ات

43:54.465 --> 43:56.551
‫وگرنه اوضاع خیلی بدتر میشه، الک

43:56.634 --> 43:59.012
‫انگشتت رو از توی کون من در بیار، رندی

44:00.346 --> 44:02.557
‫چه غلطی می‌کنی؟
‫اون کوفتی رو سمت من نگیر!

44:03.766 --> 44:05.435
‫اونجا همه چی روبراهه؟

44:05.518 --> 44:06.811
‫خوبیم

44:08.188 --> 44:10.106
‫آروم باش، داداش. پر نیست

44:10.190 --> 44:12.650
‫می‌خوای بذاری راحت در بره؟
‫یالا، بیا بگیریمش!

44:12.734 --> 44:15.278
‫بیا ببریمش پایین. یالا.
‫یالا، حسابش رو برس

44:17.030 --> 44:19.032
‫و شما چی، خانم لیبی؟

44:19.115 --> 44:20.325
‫ببخشید؟

44:20.408 --> 44:22.702
‫می‌پرسه شما و بابا چطور با هم آشنا شدین

44:24.954 --> 44:27.040
‫شرمنده، یادم نمیاد

44:29.626 --> 44:32.754
‫یه بار بود که آگهی فوت خودم رو تو روزنامه دیدم

44:32.837 --> 44:36.799
‫اوه، خدای من،
‫اون نمی‌خواد این چیزها رو بشنوه

44:36.883 --> 44:40.136
‫مردم گل فرستادن، زنگ زدن خونه

44:40.220 --> 44:43.556
‫می‌گفتن خیلی متأسفیم
که شنیدیم فوت کردی

44:47.268 --> 44:49.896
‫تا حالا فرصت کردی درخت رو ببینی، خانم لیبی؟

44:49.979 --> 44:52.023
‫مگی سنگ تموم گذاشته

44:53.316 --> 44:55.026
‫- بیا، مامان
‫- خیلی خاصه

44:55.109 --> 44:57.487
‫خدایا. از پارسالیه بزرگ‌تره

44:57.570 --> 45:00.406
‫خیلی خوشگله. و تزئینات تو هم روشه

45:00.490 --> 45:03.076
‫منظورش چیه که آگهی فوتش تو روزنامه بوده؟

45:03.159 --> 45:05.662
‫اوه، این یه داستان قدیمیه

45:05.745 --> 45:07.956
‫مال وقتی که الک و بقیه بچه بودن

45:09.290 --> 45:13.002
‫آقای رندولف دور از چشمِ خانم لیبی با یکی بود

45:15.338 --> 45:16.589
‫یعنی داشت بهش خیانت می‌کرد

45:18.091 --> 45:20.218
‫خب، اون با چهار تا بچه
‫توی خونه گیر افتاده بود

45:20.301 --> 45:21.803
‫و حسابی ازش خسته شده بود

45:21.886 --> 45:23.596
‫گفت: «می‌دونی چیه؟

45:23.680 --> 45:25.390
‫اگه همین‌جوری ادامه بدی،

45:25.473 --> 45:28.059
‫من این بچه‌ها رو برمی‌دارم
‫و ازت طلاق می‌گیرم»

45:28.142 --> 45:30.395
‫چند روز بعد،

45:30.478 --> 45:32.313
‫یکی در زد

45:32.397 --> 45:33.940
‫و گل آوردن

45:34.983 --> 45:36.693
‫و بعد تلفن زنگ زد

45:36.776 --> 45:39.988
‫گفتن: «اوه، خیلی متأسفیم
‫که خبرِ خانم لیبی رو شنیدیم»

45:40.071 --> 45:43.491
‫و اون گفت: «چیزی برای متأسف بودن نیست

45:43.574 --> 45:45.034
‫چرا زنگ زدید؟»

45:46.577 --> 45:49.038
و بعد اون رو توی روزنامه دید

45:49.122 --> 45:50.540
‫آگهی ترحیمش

45:53.459 --> 45:55.586
‫الیزابت الکساندر مرداک

45:56.963 --> 46:00.508
‫همسر و مادرِ محبوب

46:02.552 --> 46:05.722
‫به روزنامه زنگ زد و گفتن
‫یکی زنگ زده سفارشش رو داده

46:05.805 --> 46:06.848
‫کی؟

46:08.683 --> 46:10.518
‫اون. رندولف

46:11.811 --> 46:13.521
‫آقای رندولف

46:14.272 --> 46:15.732
‫و چرا همچین کاری کرد؟

46:18.318 --> 46:20.820
‫گفت فکر می‌کرد بامزه‌ست

46:20.903 --> 46:22.780
‫و کجاش بامزه‌ست؟

46:23.489 --> 46:25.908
‫واسه من همیشه شبیه یه هشدار بود

46:29.454 --> 46:34.334
‫اوه، یه پلیور کریسمسی دارم
‫که تن تو ناز میشه

46:34.417 --> 46:37.712
‫واسه من کوچیکه.
‫خوشحال میشم بدمش بهت

46:37.795 --> 46:39.297
‫اوه، مرسی. باشه

46:39.380 --> 46:40.882
‫این رو میدی به بچه‌ها؟

46:40.965 --> 46:42.759
‫قراره شبیه یه پری کوچولوی کریسمسی بشی

46:48.681 --> 46:50.433
‫بفرما. فقط یکی بردار

46:50.516 --> 46:52.310
‫شیطنت نکن، باشه؟

46:53.936 --> 46:57.940
‫خب، لازم نبود روز کریسمس
‫این‌همه راه بیای اینجا، عزیزم

46:58.024 --> 47:00.234
‫و شیرینی‌های مخصوص
‫تعطیلات خانم سندی رو از دست بدم؟

47:01.569 --> 47:05.198
‫فقط متأسفم که انقدر طول کشید
‫تا یه کاری براتون بکنم

47:05.281 --> 47:11.412
‫مندی عزیزم، تو همین یه سال گذشته
‫بیشتر از چهار سالِ من کار کردی

47:12.538 --> 47:16.292
‫و از وقتی با هم آشنا شدیم
‫خیلی زحمت کشیدی

47:18.461 --> 47:20.129
‫بعضی از این تصاویر خیلی دل‌خراشن

47:21.381 --> 47:23.841
‫- مطمئنی می‌خوای ببینیش؟
‫- معلومه که می‌خوام

47:26.427 --> 47:28.096
‫اون پسر کوچولوی منه

47:47.698 --> 47:49.367
‫می‌تونیم ادامه ندیم

47:50.910 --> 47:52.578
‫نه، اشکالی نداره

47:56.707 --> 47:58.709
‫اوه، این رو ببین

47:58.793 --> 48:02.505
‫به نظر می‌رسه همون شایعه‌ای که تو شنیدی
‫اونا هم شنیده بودن

48:06.884 --> 48:08.678
‫فقط چون استیون همجنس‌گرا بود

48:08.761 --> 48:10.346
‫دلیل نمیشه که حقش بود بمیره

48:10.430 --> 48:13.558
‫ولی یه چیزی رو مطمئنم،
‫ماشین بهش نزده

48:14.392 --> 48:16.436
‫می‌دونم که مرداک‌ها کله‌گنده‌ان

48:16.519 --> 48:18.438
‫و بعضیا میگن قدرتِ زیادی دارن

48:18.521 --> 48:21.315
‫ولی اسمشون واسه من هیچ ارزشی نداره

48:36.747 --> 48:38.374
‫اون دورغگوی آشغال

48:38.458 --> 48:40.376
‫مگی می!

48:40.460 --> 48:43.421
‫مگی می، بیا بیرون.
‫باید باهات حرف بزنم

48:46.466 --> 48:47.592
‫مگی می!

48:47.675 --> 48:50.386
‫میشه لطفاً سریع بیای پایین؟

48:58.060 --> 48:59.312
‫بفرما عزیزم

48:59.395 --> 49:01.731
‫- بیا ببینم
‫- اینا دیگه چیه؟

49:01.814 --> 49:04.484
‫بیا اینجا، بیا اینجا.
‫باید چشمات رو ببندی

49:04.567 --> 49:07.403
‫پری کوچولوی من گفته
‫یکی اینجا دختر خوبی بوده

49:07.487 --> 49:09.822
‫- اوه
‫- آره، آماده‌ایم؟

49:09.906 --> 49:11.699
‫یالا، برو بریم

49:11.782 --> 49:13.910
‫برو بریم. زیرچشمی نگاه نکن. یالا

49:13.993 --> 49:16.412
‫یالا. یالا

49:16.496 --> 49:18.247
‫خیلی خب

49:18.331 --> 49:19.540
‫خیلی خب

49:21.792 --> 49:23.294
‫یالا، صف بکشین. بجنبین

49:24.921 --> 49:26.005
‫هی، نکن...

49:27.256 --> 49:29.050
‫- چی شده؟
‫- ای وای

49:29.133 --> 49:31.177
‫یالا. همه اینجان؟ زود باشید دیگه!

49:31.260 --> 49:33.304
‫- آماده‌ایم، رد
‫- همه آماده‌ان؟

49:33.387 --> 49:34.847
‫- من آماده‌ام
‫- آماده‌ایم؟

49:34.931 --> 49:36.766
‫- آره، من آماده‌ام
‫- آماده‌ایم

49:40.770 --> 49:42.730
‫اوه، آره

49:45.733 --> 49:49.028
‫هان؟ سخت‌ترین قسمتش
‫پیدا کردن اون روبان گنده بود

49:49.052 --> 49:51.673
‫[تونی ساترفیلد]

49:51.697 --> 49:53.616
‫الک هستم. پیام بذارین

49:53.699 --> 49:56.369
‫عه، آقای الک، تونی ساترفیلد هستم

49:56.452 --> 49:59.622
‫یه نفر از بانک اومده
‫می‌خواد ما رو بیرون کنه

49:59.705 --> 50:00.915
‫فقط...

50:00.998 --> 50:03.459
‫میشه لطفاً باهام تماس بگیرین، قربان؟

50:04.335 --> 50:05.545
‫مرسی

50:06.629 --> 50:08.089
‫لطفاً قربان، ما...

50:08.172 --> 50:09.757
‫قرار بود یکی بیاد کمکمون

50:16.305 --> 50:20.268
‫معمولاً گشت بزرگراه پرونده‌ی قتل بررسی نمی‌کنه

50:20.351 --> 50:22.937
‫و این دقیقاً یه پرونده‌ی قتله

50:23.688 --> 50:27.441
‫و باستر مرداک قطعاً تو لیست بازجویی ماست

50:29.443 --> 50:30.820
‫خب چرا این کارو نکردن؟

50:34.240 --> 50:35.616
گلنگدنش خیلی سبکه

50:36.325 --> 50:38.327
‫هیچوقت همچین گلنگدنی گیرت نمیاد

50:39.745 --> 50:41.414
‫ایرودینامیکش خیلی خفنه

50:41.438 --> 50:47.657
‫« زیرنویس از: امیـرعـلی و سینا صداقـت »
‫::. SinCities & illusion .::

50:47.681 --> 50:53.681
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:53.705 --> 51:00.705
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
