WEBVTT

00:06.220 --> 00:07.639
‫آنچه گذشت...

00:07.640 --> 00:09.140
‫به سلامتی مرداک‌ها

00:09.220 --> 00:11.641
‫بعد از مرگم، از اسم مرداک
‫چه آوازه‌ای می‌مونه؟

00:11.731 --> 00:14.732
‫احیاناً داروهای آقای الک رو ندیدی؟

00:14.812 --> 00:16.573
‫متأسفم، خانم مگی

00:16.653 --> 00:20.034
‫اصلاً میشه رو چیزی که آقای آلوارز
‫از دست داده، یه قیمت گذاشت؟

00:20.114 --> 00:21.551
‫پدرم از قدیم می‌گفت:

00:21.575 --> 00:24.666
‫«اینکه نمی‌خوای پرداخت کنی، معنیش
‫این نیست که سررسید بدهی‌ت نشده باشه.»

00:24.746 --> 00:26.917
‫- برو!
‫- رفیق، چطوری اینقدر سریع می‌خوری؟

00:26.997 --> 00:28.837
‫باید رانندگی کنی ها

00:28.917 --> 00:30.104
‫- پال، آروم‌تر!
‫- بهت که گفتم!

00:30.128 --> 00:31.184
‫آروم!

00:31.208 --> 00:32.695
‫- وای خدا
‫- چی شد؟

00:32.719 --> 00:34.629
‫- پیداش کردن؟
‫- کی رو؟

00:34.719 --> 00:36.219
‫یکی‌شون هنوز گم و گوره

00:36.220 --> 00:37.730
‫« گرچه این سریال از رویدادهای واقعی
‫الهام گرفته شده

00:37.731 --> 00:39.231
‫اما بخش‌های خاصی برای
‫اهداف نمایشی تخیلی شدند

00:39.232 --> 00:41.233
‫و قصد انعکاس هیچ شخص
‫یا نهاد واقعی را ندارند »

00:45.232 --> 00:47.063
‫یا خدا، آروم‌تر!
(ایالت کارولینای جنوبی)

00:47.153 --> 00:48.654
‫الک مرداک!

00:50.123 --> 00:52.626
« دانشگاه کارولینای جنوبی »

00:53.615 --> 00:56.076
‫فکر می‌کنید با چه سرعتی بتونم
‫هورس‌شو رو دور بزنم؟

00:56.077 --> 00:57.577
‫« مارس سال 1989 »

00:58.126 --> 00:59.627
‫هورا!

01:00.797 --> 01:02.628
‫وای، لعنتی

01:05.629 --> 01:08.009
‫اینا از آدمای شرمن هستن

01:10.390 --> 01:11.617
‫گوه توش

01:11.641 --> 01:13.601
‫بهتره گازشو بگیری.
‫بهتره گازشو بگیری!

01:14.182 --> 01:15.682
‫الک...

01:25.576 --> 01:27.246
‫الک!

01:34.708 --> 01:36.840
‫- آروم‌تر!
‫- بیخیال، دست بردار

01:42.891 --> 01:45.312
‫الک!

01:45.392 --> 01:47.852
‫الک! الک! بیخیال رفیق! بس کن!

01:51.864 --> 01:53.364
‫بزن کنار!

02:04.128 --> 02:06.129
شما ‫خوبید؟

02:06.629 --> 02:08.130
‫پسرم، صدامو می‌شنوی؟

02:10.010 --> 02:12.180
‫شبیه مهمونی جنگ داخلیـه، تمام

02:14.012 --> 02:15.512
‫دریافت شد

02:15.892 --> 02:18.183
‫به گای سگ رفتیم

02:18.273 --> 02:19.943
‫میفتیم زندان، الک؟

02:20.814 --> 02:22.484
‫نگران نباشید

02:23.614 --> 02:25.115
‫چیزی نمیشه

02:26.235 --> 02:29.206
‫هیچی نمیشه

02:31.037 --> 02:33.127
‫پدر و مادرم دخلم رو میارن، الک

02:36.839 --> 02:38.315
‫الک مرداک

02:38.339 --> 02:39.840
‫یالا، پسر

02:42.471 --> 02:44.261
‫تو نه، تن‌لش

02:49.353 --> 02:51.394
‫اونا چی؟

02:51.483 --> 02:53.234
‫فقط سفارش تو رو کردن

02:54.774 --> 02:57.986
‫مگه اینکه بخوای واسه همبستگی
‫اینجا پیش رفقات بمونی

02:58.866 --> 03:01.407
‫الک! آهای!

03:02.076 --> 03:04.877
‫ما چی؟ یعنی چی آخه؟

03:04.958 --> 03:06.459
‫اون برنمی‌گرده

03:08.209 --> 03:11.340
‫الک!

03:12.281 --> 03:21.283
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:21.284 --> 03:29.287
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:29.296 --> 03:31.087
‫« کارولینای جنوبی، بووفوت »

03:31.088 --> 03:33.788
‫خدایا، میشه اینقدر از من کسشعر نپرسید و
‫برید دوستام رو پیدا کنید؟

03:33.868 --> 03:36.355
‫پلیس داره دنبال دوستات می‌گرده،
‫ولی باید اینا رو ازت بپرسم...

03:36.379 --> 03:38.129
‫- این کوفتی رو از من باز کنید!
‫- آهای! آهای!

03:38.209 --> 03:39.709
‫پال، به حرف خانم گوش کن، خب؟

03:39.799 --> 03:42.800
‫فشار خونت 169 روی 117ئـه.
‫باید آروم باشی.

03:42.880 --> 03:44.237
‫از مالوری خبری نشده؟

03:44.261 --> 03:46.552
‫هنوز پیداش نکردیم.
‫زنگ زدی دافی؟

03:46.642 --> 03:47.908
‫براش پیغام گذاشتم

03:47.932 --> 03:50.472
‫اون رفیق جدیدت که توی
‫ادارۀ منابع طبیعی بود چی؟

03:50.563 --> 03:52.234
‫یه کارمند رده‌پایینـه.
‫کمکی ازش بر نمیاد.

03:52.314 --> 03:55.404
‫زنگ زدم به رابطم توی شهرستان بووفورت

03:55.484 --> 03:57.816
‫اینایی که اینجا می‌بینم زیاد آشنا نیستن

03:57.906 --> 03:59.212
‫خیلی بهتر می‌شد اگه

03:59.236 --> 04:01.236
‫اگه رفقامون از شهرستان همپتون اینجا بودن

04:01.326 --> 04:02.867
‫حالا که نیستن

04:02.947 --> 04:06.498
‫اینجا کسی برامون دل نمی‌سوزونه

04:07.538 --> 04:10.379
‫گوش کن، به این بچه‌ها و
‫والدین‌شون بگو که

04:10.459 --> 04:12.460
‫در مورد کل ماجرا هیچی نگن

04:12.550 --> 04:14.396
‫دارم سعی می‌کنم،
‫ولی پخش و پلا شدن

04:14.420 --> 04:17.181
‫پس بهتره جمع‌شون کنی یه جا،
‫وگرنه یکی سر از زندان در میاره

04:17.261 --> 04:18.802
‫یه نفر هم باید وثیقه‌ش رو تقبل کنه

04:19.602 --> 04:21.103
‫اون

04:23.063 --> 04:24.564
‫آهای

04:24.734 --> 04:26.815
‫آهای، خانم‌. مایلی

04:27.695 --> 04:30.155
‫خانم، می‌خوام ببینم حال پسرم چطوره

04:31.446 --> 04:32.632
‫حالش چطوره؟

04:32.656 --> 04:35.158
‫فکش شکسته، استخون‌هاش از
‫چند جا ترک خوردن. بدجور درد داره

04:35.248 --> 04:36.748
‫آره

04:37.038 --> 04:38.514
‫مایلی، حالت چطوره عزیزم؟

04:38.538 --> 04:39.975
‫نگران مالوری بودم

04:39.999 --> 04:42.460
‫آره. همه‌مون نگرانشیم، عزیزم

04:42.550 --> 04:44.026
‫ولی گوش کن. بیا اینجا

04:44.050 --> 04:46.591
‫بیا. گوش کن

04:47.261 --> 04:50.353
‫ممکنه همگی‌تون توی بد هچلی بیفتید

04:51.053 --> 04:52.619
‫- جناب...
‫- ما که دنبال دردسر نیستیم، مگه نه؟

04:52.643 --> 04:54.644
‫- جناب، خواهش می‌کنم
‫- اگه کسی سؤالی ازتون پرسید

04:54.724 --> 04:56.161
‫دهن‌تون رو بسته نگه دارید، خب؟

04:56.185 --> 04:58.655
‫بذارید من و آقای رندولف
‫ترتیبش رو بدیم، خب؟

05:01.656 --> 05:04.237
‫خوبه. خیلی‌خب. برید

05:09.579 --> 05:11.078
‫مارتی، الان کانر رو دیدم

05:11.578 --> 05:12.813
‫فاصله‌تون چقدره؟

05:12.837 --> 05:15.505
‫- میگه 15 ساعت
‫- حالش چطوره؟ خوبه؟

05:15.585 --> 05:17.061
‫سلام، کریستین. حالش خوب میشه

05:17.085 --> 05:19.424
‫فکش بدجور ترکیده، ولی...

05:20.384 --> 05:22.752
‫با کیث یا بورلی حرف زدی؟

05:22.842 --> 05:24.147
‫می‌خواستم حال انتونی رو بپرسم

05:24.171 --> 05:26.340
‫رفتن صحنۀ تصادف

05:26.420 --> 05:28.509
‫تا مالوری رو پیدا نکنن، انتونی جایی نمیره

05:28.588 --> 05:30.838
‫باشه، ببین...
‫همه‌چی درست میشه

05:30.928 --> 05:33.217
‫فقط باید پشت همدیگه رو خالی نکنیم، خب؟

05:33.297 --> 05:35.216
‫من ترتیبش رو میدم

05:35.306 --> 05:36.780
‫خداحافظ

05:36.804 --> 05:39.223
‫احتمال میدم که نوه‌تون دچار
‫آسیب مغزی شده باشه

05:39.303 --> 05:42.472
‫خواهش می‌کنم سعی کنید آرومش کنید
‫وگرنه مجبوریم دست و پاش رو ببندیم

05:43.052 --> 05:44.720
‫من پشت فرمون نبودم که

05:44.810 --> 05:46.980
‫مگه اصلاً مهمـه؟
‫کمکی به پیدا کردنش نمی‌کنه که

05:47.060 --> 05:48.809
‫چه خبره؟

05:48.889 --> 05:50.388
‫داره اظهاراتم رو ثبت می‌کنه

05:51.147 --> 05:53.396
‫آقای رندولف، آستین پریچر هستم

05:53.476 --> 05:54.976
‫پسر دانی‌ام

05:55.066 --> 05:56.331
‫ثبت اظهارات و غیره نداریم

05:56.355 --> 05:58.523
‫ببخشید، آقای رندولف.
‫دارم با پال حرف می‌زنم.

05:58.603 --> 06:01.272
‫پسرم، من وکیلشم،
‫پس طرف‌حسابت منم

06:01.352 --> 06:04.651
‫من هم بهت میگم که اون
‫هیچ اظهاراتی ارائه نمیده

06:10.608 --> 06:13.367
‫خیلی‌خب، هر چه زودتر بهتر

06:13.447 --> 06:14.751
‫مرسی

06:14.775 --> 06:17.364
‫جان ماروین بود.
‫داره میره صحنۀ تصادف.

06:18.404 --> 06:20.493
‫ادارۀ منابع طبیعی؟
‫شاید یه کمکی ازشون بر بیاد

06:20.573 --> 06:23.661
‫مطمئن نیستم.
‫اون پسر دانی پریچره.

06:23.741 --> 06:25.910
‫می‌خواد اظهارات بچه‌ها رو ثبت کنه

06:25.990 --> 06:27.659
‫لعنتی. جدی؟

06:28.499 --> 06:29.803
‫شب بخیر

06:29.827 --> 06:31.417
‫لعنتی، چه دختری

06:31.497 --> 06:32.996
‫هر وقت تونستی یه نمونه ادرار بده

06:33.036 --> 06:34.666
‫آره، می‌خوای واسم نگهش داری پرش کنم؟

06:34.746 --> 06:36.140
‫خفه خون بگیر!

06:36.164 --> 06:37.833
‫طوری نیست! پال تری، خواهش می‌کنم

06:39.333 --> 06:42.332
‫«طوری نیست» و کوفت.
‫پسره سگ‌مست شده.

06:42.422 --> 06:43.960
‫بابا، فقط...

06:45.270 --> 06:55.265
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H1tmaN

06:59.762 --> 07:01.761
‫مورگان، دخترم، خوبی؟

07:03.261 --> 07:04.656
‫اوه

07:04.680 --> 07:06.639
‫وای، لابد خیلی درد داره

07:06.719 --> 07:08.074
‫شما پدرشون هستید؟

07:08.098 --> 07:10.307
‫نه، من وکیلشم.
‫هواش رو دارم.

07:10.387 --> 07:12.067
‫خیلی‌خب پس نه،
‫اجازه ندارید اینجا باشید

07:12.147 --> 07:15.314
‫نگران نباشید. من معاون دادستان
‫حوزه قضایی چهاردهمم

07:15.394 --> 07:16.740
‫- مسئولیت این بچه‌ها با منـه
‫- جناب...

07:16.764 --> 07:18.329
‫شرط می‌بندم قراره چندتا
‫بخیه بهش بزنی

07:18.353 --> 07:19.959
‫- جناب...
‫- یه لحظه. مورگان، عزیزم

07:19.983 --> 07:22.327
‫- نه، اون نخواسته کسی بیاد عیادتش
‫- مورگان، عزیزم، فقط...

07:22.351 --> 07:24.110
‫- صبر کن. یه لحظه وایسا...
‫- نه

07:24.190 --> 07:25.336
‫- مورگان، بهش بگو که با منی
‫- خیلی‌خب

07:25.360 --> 07:27.545
‫جناب، باید از اینجا برید.
‫دیگه درخواست نمی‌کنم.

07:27.569 --> 07:29.447
‫میشه لطفاً ایشون رو ببرید بیرون؟

07:29.487 --> 07:31.106
‫- جناب، کافیه
‫- وقت رفتنـه، جناب

07:31.196 --> 07:33.542
‫- باشه. بعداً میام پیشت
‫- جناب، لطفاً برید

07:33.566 --> 07:35.575
‫باشه، ولی ازش خوب مراقبت کنید

07:36.115 --> 07:37.613
‫ممنون

07:47.038 --> 07:48.538
‫لعنتی

07:50.367 --> 07:51.916
‫همسرمـه

07:51.996 --> 07:53.785
‫باید جواب بدم

08:06.095 --> 08:07.804
« مگی، تلفن همرا »

08:12.932 --> 08:14.598
« تماس بی‌پاسخ از مگی »

08:24.979 --> 08:27.355
« پیامک از مگی: چی شده؟ »

08:30.056 --> 08:31.976
‫من و مایلی...

08:32.635 --> 08:37.513
‫زیر پتو بودیم؛ واسه همین چیزی نمی‌دیدم

08:38.602 --> 08:41.181
‫زیر پتو بودید چون ترسیده بودید؟

08:46.478 --> 08:48.937
‫صدای مایلی رو شنیدم

08:49.027 --> 08:50.527
‫اون...

08:51.146 --> 08:53.445
‫داشت سر کانر داد می‌زد

08:53.525 --> 08:55.024
‫که...

08:57.983 --> 09:01.531
‫واسم سؤال شد که

09:02.450 --> 09:03.950
‫نکنه کانر پشت فرمون بوده

09:04.819 --> 09:08.527
‫پس وقتی قایق به پل خورده
‫احتمالاً کانر پشت فرمون بوده؟

09:09.237 --> 09:11.996
‫مدام با هم جر و بحث می‌کردن و

09:14.664 --> 09:18.702
‫پال داد می‌زد که قایق خودشـه

09:20.331 --> 09:23.459
‫رودخونه‌ هم ارث باباشـه

09:27.708 --> 09:30.915
‫آهای آستین. وایسا

09:33.215 --> 09:34.874
‫چی بهت گفت؟

09:34.964 --> 09:37.042
‫من طبق چهارچوب قانونی
‫جلو میرم، آقای الک

09:37.132 --> 09:40.381
‫- می‌دونم، ولی نگفت کی پشت فرمون بوده؟
‫- می‌خوام همین رو بفهمم

09:41.920 --> 09:43.420
‫متوجهم، ولی...

09:44.298 --> 09:46.927
‫به‌عنوان یه وکیل و دادیار،
‫این روال قانونی نیست

09:47.007 --> 09:51.346
‫قانوناً حق نداری تحت این شرایط
‫همچین سؤالاتی رو از این بچه‌ها بپرسی

09:51.426 --> 09:53.974
‫نه بدون حضور والدین یا وکیل‌شون

09:54.054 --> 09:55.553
‫یعنی اون اظهارات

09:55.593 --> 09:57.852
‫پشیزی ارزش ندارن

09:59.182 --> 10:01.180
‫مشخصـه تازه‌کاری

10:01.270 --> 10:02.770
‫چند وقتـه شروع کردی؟

10:03.639 --> 10:05.558
‫- حدوداً شش ماه
‫- شش ماه

10:05.648 --> 10:07.477
‫ببین، می‌فهمم. باور کن

10:09.226 --> 10:12.065
‫بچه‌ها آسیب دیدن.
‫یکی‌شون مفقوده.

10:12.145 --> 10:15.103
‫مدیریت و کنار اومدن با این مسئله
‫زیادی سنگینـه، درسته؟

10:15.733 --> 10:17.522
‫فقط می‌خوام هوات رو داشته باشم

10:23.899 --> 10:26.068
‫همگی داشتید توی قایق
‫مشروب می‌خوردید، درسته؟

10:27.487 --> 10:28.843
‫دخترها هم؟

10:28.867 --> 10:30.945
‫نترسید. اشتباهـه دیگه پیش میاد

10:32.614 --> 10:36.243
‫ما هم جوونی کردیم

10:37.871 --> 10:39.371
‫مگه نه، مارتی؟

10:40.660 --> 10:42.156
‫آره

10:42.575 --> 10:44.070
‫پال گفت...

10:44.109 --> 10:45.855
‫پال گفت هوا شدیداً مه‌آلود بوده

10:45.944 --> 10:47.440
‫درسته؟

10:48.646 --> 10:50.142
‫مایلی؟

10:51.019 --> 10:52.073
‫بله، جناب

10:52.096 --> 10:53.682
‫آفرین. خوبه، خوبه

10:53.762 --> 10:55.258
‫مایلی، چی دیدی، عزیزم؟

10:57.382 --> 10:58.996
‫فقط می‌خوام مالوری رو پیدا کنن

11:00.253 --> 11:01.749
‫خب...

11:02.407 --> 11:04.033
‫هوا شدیداً مه‌آلود بوده

11:04.112 --> 11:05.778
‫هیچی دیده نمی‌شده

11:05.867 --> 11:07.482
‫همه هم مست بودن

11:07.572 --> 11:09.776
‫وقتی قایق تصادف کرد،
‫کی پشت فرمون بود؟

11:17.673 --> 11:18.856
‫ولی قبل اینکه بگید

11:18.880 --> 11:22.330
‫حواس‌تون باشه که با قطعیت بگید

11:23.327 --> 11:26.029
‫چون جواب‌تون ممکنه یکی‌تون رو
‫راهی زندان کنه

11:26.119 --> 11:27.551
‫واقعاً امکانش هست؟

11:27.575 --> 11:29.190
‫بیست سال

11:29.280 --> 11:32.601
‫الی سی سال حبس، واسه هر کسی که
‫موقع تصادف داشته قایق رو می‌رونده

11:32.691 --> 11:34.185
‫بستگی داره

11:34.265 --> 11:35.761
‫به چی؟

11:36.469 --> 11:39.092
‫وضعیت اون دختر،
‫تازه اگه پیداش کنن

11:39.172 --> 11:40.877
‫هنوزم می‌تونن پیداش کنن؟

11:40.967 --> 11:42.671
‫تازه چند ساعت گذشته

11:43.668 --> 11:45.164
‫آره

11:45.334 --> 11:46.830
‫و هنوزم ممکنه پیداش کنن

11:48.405 --> 11:50.699
‫ولی بقیه‌ی این مسائل و دردسرها...

11:50.779 --> 11:52.483
‫یعنی، مصرف الکل زیر سن قانونی و

11:52.563 --> 11:55.016
‫اینکه کی موقع تصادف پشت فرمون بوده

11:55.106 --> 11:56.498
‫این موارد رو می‌تونیم ردیف کنیم

11:56.522 --> 11:59.802
‫ولی فقط به شرطی که همگی
‫حرف و نظرمون یکی بشه

11:59.882 --> 12:02.480
‫پلیس‌ها می‌خواستن باهامون حرف بزن.
‫نمی‌دونم چی بهشون بگم.

12:02.504 --> 12:04.748
‫پس، باید یه چیزی از خودمون ببافیم؟

12:04.838 --> 12:06.962
‫لازم نیست چیزی بگید

12:07.042 --> 12:10.780
‫هر کدوم از اون افراد ادارۀ
‫منابع طبیعی و شهرستان بووفورت

12:10.870 --> 12:12.865
‫هر سؤالی پرسیدن، هیچ جوابی ندید

12:12.944 --> 12:14.440
‫لام تا کام هیچی نگید

12:14.480 --> 12:17.103
‫به نظرم بهتره در این مورد
‫به حرف الک و آقای رندولف گوش کنیم

12:17.193 --> 12:20.473
‫اونا بلدن چطوری به این مسائل
‫رسیدگی کنن

12:22.507 --> 12:24.093
‫بهش فکر کنید

12:26.127 --> 12:29.287
‫تک‌تک بچه‌هامون تازه
‫کلی از عمر و زندگی‌شون مونده

12:30.125 --> 12:33.745
‫ما که نمی‌خوایم اوضاع رو بد و بدتر کنیم؟

12:34.902 --> 12:36.397
‫مگه نه؟

12:37.903 --> 12:40.765
‫پس بیاید تمرکزمون رو بذاریم و
‫مالوری رو صحیح و سالم برگردونیم خونه

12:41.772 --> 12:44.723
‫خیلی‌خب، همه‌چی رو بسپارید به ما

12:45.381 --> 12:48.293
‫- مورگان چی؟
‫- من با بیل و دایان حرف می‌زنم

12:49.589 --> 12:51.085
‫انتونی چی؟

12:53.996 --> 12:55.911
‫چرا اینقدر طول کشیده؟!

12:56.699 --> 13:00.030
‫خواهش می‌کنم.
‫میشه یه بار دیگه امتحان کنم؟

13:00.608 --> 13:02.891
‫- جدی میگم. چیزیم نیست!
‫- آروم باش. شل کن

13:02.981 --> 13:05.344
‫مالوری!

13:06.012 --> 13:07.598
‫مالوری!

13:07.757 --> 13:09.253
‫آروم باش، پسر

13:09.881 --> 13:11.376
‫مال!

13:15.215 --> 13:16.462
آروم باش

13:36.954 --> 13:38.947
‫- سلام
‫- وای خدا

13:39.825 --> 13:41.321
‫سلام، گلوریا

13:41.490 --> 13:43.235
‫سلام، مامان

13:43.315 --> 13:44.811
‫سلام

13:45.858 --> 13:47.040
‫خیلی‌خب

13:47.064 --> 13:48.560
‫بیا

13:50.185 --> 13:51.681
‫خیلی‌خب

13:52.140 --> 13:54.294
‫- از مالوری خبری نشد؟
‫- نه

13:55.847 --> 13:57.011
نوا

13:57.085 --> 13:58.517
‫من برمی‌گردم محل جستجو

13:58.541 --> 14:01.214
‫تو که کل شب اونجا بودی.
‫بیا یکم استراحت کن.

14:01.244 --> 14:02.780
‫من خوبم

14:02.869 --> 14:04.484
‫مراقب پال باشید

14:17.008 --> 14:18.504
‫اوه

14:20.080 --> 14:21.562
‫گوشیم رو گم کردم

14:21.586 --> 14:23.579
‫یکی جدیدش رو برات می‎گیرم

14:25.195 --> 14:26.860
‫مرسی، گلوریا

14:40.421 --> 14:41.917
‫خیلی‌خب

14:58.299 --> 15:00.174
‫بالاخره خوابید

15:00.254 --> 15:01.750
‫خدا رو شکر

15:03.794 --> 15:07.034
‫گلوریا می‌مونه پیشش.
‫من میرم اونجا.

15:07.124 --> 15:11.233
‫نمی‌دونم چه کمکی ازم برمیاد،
‫ولی حس می‌کنم باید یه کاری بکنم

15:11.323 --> 15:14.314
‫من هم باهات میام.
‫بد نیست یه نگاهی بندازم.

15:17.804 --> 15:20.057
‫تا چه حد توی مخمصه افتادیم؟

15:20.965 --> 15:23.797
‫قایق ماست خب

15:23.877 --> 15:25.880
‫قبلش توی مهمونی ما بودن

15:26.708 --> 15:28.204
‫واسه پال

15:29.082 --> 15:31.615
‫در اختیار داشتن مشروبات الکلی
‫توسط فرد زیر سن قانونی

15:31.704 --> 15:34.565
‫اگه پال موقع برخورد با پل،
‫پشت فرمون قایق بوده باشه،

15:34.655 --> 15:38.395
‫میشه «رانندگی تحت تأثیر الکل»
‫با «ایجاد صدمۀ بدنی».

15:39.023 --> 15:40.519
‫شایدم بدتر

15:41.636 --> 15:43.181
‫ممکنه بیفته زندان

15:44.637 --> 15:46.133
‫آره

15:48.416 --> 15:50.830
‫سعی کن دل‌شوره نزنی.
‫داریم تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم.

15:53.372 --> 15:55.027
‫باید پیداش کنن

15:56.114 --> 15:59.186
‫نباید ناامید بشیم

16:00.481 --> 16:01.977
‫هنوز به ته خط نرسیدیم

16:21.022 --> 16:23.067
‫- ببخشید، سرکار؟
‫- خانم؟

16:23.146 --> 16:25.061
‫ما پدر و مادر مالوری هستیم

16:25.929 --> 16:29.179
‫خواهش می‌کنم،
‫فقط می‌خوایم قایق رو ببینیم

16:29.757 --> 16:32.540
‫متوجهم، خانم.
‫ولی به ما دستور اکید دادن.

16:32.629 --> 16:34.833
‫فقط پرسنل مجاز می‌تونن برن پیش قایق

16:38.781 --> 16:40.317
‫شرمنده، خانم بیچ

16:50.437 --> 16:55.012
« روز اول جستجو »

17:22.117 --> 17:24.032
‫معاون شیلدز، میشه یه لحظه

17:24.111 --> 17:25.882
‫با پدر و مادرم برم اونجا تا...

17:25.906 --> 17:28.150
‫- باشه، حله
‫- مرسی

17:28.230 --> 17:29.733
‫مشکلی نیست

17:35.218 --> 17:38.767
‫جزر چند ساعت پیش تموم شد،
‫همینم یکم کار رو سخت کرده

17:38.857 --> 17:41.655
‫ولی مه برطرف شده که
‫خیلی کمک می‌کنه

17:41.735 --> 17:43.620
‫ولی زمان خیلی حیاتیـه

17:43.700 --> 17:47.129
‫افراد بووفورت با افراد همپتون و
‫منابع طبیعی آبشون توی یه جوب میره؟

17:47.219 --> 17:49.976
‫تا اینجا که خوب بوده.
‫با من بیاید.

17:50.057 --> 17:52.864
‫بیا، مگی، بیا بریم قایق رو ببینیم

18:32.508 --> 18:34.012
‫قایق رو تفتیش کردید؟

18:34.764 --> 18:36.438
‫متخصص‌های صحنه‌ی جرم
‫به زودی می‌رسن اینجا

18:39.406 --> 18:41.160
‫بهتره وقتی رسیدن حکم داشته باشن

19:04.452 --> 19:06.604
‫تا این لحظه، از زمانی که
‫قایق حدود ساعت 2 بامداد

19:06.628 --> 19:08.271
‫با پل برخورد کرد، اون دختر گم شده

19:08.301 --> 19:10.096
‫- مالوری بیچ؟
‫- بله، خانم

19:10.187 --> 19:11.981
‫مست بودن؟

19:12.062 --> 19:14.368
‫ببخشید، گفتید کی هستید؟

19:14.448 --> 19:16.794
‫مندی متنی، سردبیر خبرهای فوری
‫روزنامه‌ی آیلند پکت

19:16.874 --> 19:18.645
‫- به وقتش اطلاعات بیشتری می‌دیم
‫- در مورد...

19:18.669 --> 19:21.135
‫باید این محدوده خالی باشه تا
‫خودروهای امدادی تردد کنن

19:21.226 --> 19:22.706
‫- اون مادرشـه؟
‫- لطفاً برید عقب

19:22.730 --> 19:23.789
‫- میشه یه لحظه باهاش صحبت کنم؟
‫- یالا

19:23.813 --> 19:25.462
‫- فقط یه لحظه
‫- شرمنده، نمیشه. ممنون

19:25.486 --> 19:26.990
‫خیلی ممنون

19:53.851 --> 19:57.407
« چه خبر؟ »

20:00.584 --> 20:02.299
« سلام »

20:07.359 --> 20:10.202
« چیکار می‌کنید؟ »

20:12.369 --> 20:14.044
‫یالا

20:16.183 --> 20:18.440
« مورگان: چیکار می‌کنید؟ »

20:25.090 --> 20:26.303
« باستر در حال نوشتن...‏ »

20:26.387 --> 20:27.598
« پیام از باستر »

20:27.682 --> 20:29.648
« حالت خوبه، رفیق؟ »

20:29.731 --> 20:32.784
« آره رفیق »

20:38.959 --> 20:40.463
« زدی به سیم آخر؟ »

20:40.981 --> 20:44.827
« تفریح شبانه »

20:45.907 --> 20:47.411
‫وای...

20:51.091 --> 20:52.595
‫چی؟

20:56.355 --> 20:57.795
‫آروم!

20:57.819 --> 20:59.413
‫بس کن!

20:59.493 --> 21:01.168
‫آره!

21:01.248 --> 21:02.396
‫داری منو می‌ترسونی، پال!

21:02.420 --> 21:04.426
‫آره!

21:22.673 --> 21:26.395
« روز دوم جستجو »

21:28.653 --> 21:30.626
‏« دختر نوجوان مفقود و پنج نفر
در برخورد قایق زخمی شدند »‏

21:30.654 --> 21:32.870
‫خیلی‌خب، ممنون. خداحافظ

21:32.951 --> 21:36.210
‫منابع طبیعی گفت هیچ نظری نداریم
‫جز اینکه «هنوز مشغول جستجو هستیم»

21:36.962 --> 21:39.518
‫نگفت چرا هیچ دستگاه تست الکلی
‫توی صحنه نبود؟

21:39.598 --> 21:42.446
‫نه. در ضمن نگفتن چرا هیچ خبری
‫درز نکرده و اسامی سرنشینان قایق اعلام نشده

21:42.526 --> 21:43.966
‫که خیلی عجیبـه

21:43.990 --> 21:45.494
‫چقدر مفید

21:45.584 --> 21:48.000
‫کاش منابع همپتون رو داشتم

21:48.090 --> 21:51.770
‫خدایا، می‌تونی تصورش رو بکنی که
‫اون خانواده‌ی طفلک الان دارن چی می‌کشن؟

21:51.850 --> 21:53.354
‫آره واقعاً

21:58.092 --> 22:00.978
« ‏- چه فاجعه‌ای...‏ »
« یکی از مرداک‌ها بپرسه!‏ »

22:01.054 --> 22:02.559
‫«مردازها» کی هستن؟

22:02.599 --> 22:04.103
‫«مرداک‌ها»

22:04.444 --> 22:06.739
‫«مرداک»؟ مگه میشه اینطوری
‫بنویسی و مرداک بخونیش؟!

22:06.819 --> 22:08.534
‫توی کانزاس اینطوری حرف نمی‌زنن؟

22:08.624 --> 22:10.590
‫نه. همینطور هیچ جای دیگه

22:10.670 --> 22:12.304
‫به هر حال

22:12.384 --> 22:15.692
‫توی بخش نظرات، کلی حرف و حدیثِ
‫بی‌نام و نشون در موردشون هست

22:15.773 --> 22:18.991
‫یه خانواده‌ی گردن‌کلفت
‫حقوقی‌-قضایی توی شهرستان همپتون

22:19.072 --> 22:20.877
‫از فرماندار جایزه گرفتن

22:20.957 --> 22:22.146
‫این مال همین آخر هفته‌ست

22:22.170 --> 22:23.673
‫جری خبرش رو کار کرده

22:26.180 --> 22:27.684
‫پشمام

22:28.446 --> 22:30.241
‫این یارو توی محل جستجو بود

22:30.321 --> 22:32.998
‫جدی؟ الک مرداک؟

22:37.778 --> 22:39.492
« الکس مرداک، وکیل، همپتون »

22:41.081 --> 22:43.883
« ریچارد مرداک، شریک اصلی »

22:51.446 --> 22:54.073
‫دیدمش. بروس، جلوی چشممـه

22:54.164 --> 22:56.089
‫بروس، بروس، گوش کن، خب؟

22:56.169 --> 22:59.267
‫آلوارزها قراره به ماجرا ورود کنن،
‫پس خیالت تخت

22:59.968 --> 23:02.024
‫من پروژه‌ی عروس دریایی رو اجرایی کردم

23:02.104 --> 23:05.574
‫پس فقط ازت یه وام
‫واسه کارت‌های اعتباری می‌خوام

23:06.456 --> 23:07.959
‫بقیه‌ش رو ردیف می‌کنیم

23:08.631 --> 23:11.679
‫نه، همه‌اش برمی‌گرده به خودت.
‫ممنون. خداحافظ.

23:16.161 --> 23:17.956
‫خیلی‌خب، بفرستیدشون داخل

23:21.394 --> 23:24.864
« مشاوره فورج - سرمایه‌گذاری روی آینده شما »

23:30.960 --> 23:33.847
‫تسویه‌حساب ساختاریافته
‫بین موکل‌هاتون مرسومـه؟

23:33.927 --> 23:35.431
‫اکثرشون

23:36.023 --> 23:37.698
‫یعنی، این بهترین راه برای

23:38.901 --> 23:40.956
‫محافظت از پول‌تون و سوددهی‌شـه

23:41.037 --> 23:45.097
‫این کار باعث میشه
‫کلی توی وقت‌تون صرفه‌جویی بشه و

23:45.177 --> 23:49.188
‫درگیر کاغذبازی‌های اداری و مزخرفات نشید

23:52.366 --> 23:55.093
‫راستش خودم هم برای
‫سرمایه‌گذاری از اینا استفاده می‌کنم

23:55.173 --> 23:56.717
‫خیلی از وکلای اینجا همینطور

24:02.863 --> 24:06.212
‫تو هر روز صبح از انجیل آیه‌ می‌فرستی

24:06.714 --> 24:09.520
‫چندتا آیه واسه ارسال به دوستان
‫انتخاب می‌کنم. مشکلی که نداره؟

24:09.601 --> 24:11.937
‫نه، نه، نه، نه.
‫ولی آیه‌ی امروزی رو میگم

24:13.150 --> 24:15.958
‫«اما اگر در نور گام برداریم،
‫همان‌گونه که او نور است،

24:16.790 --> 24:18.845
‫با یکدیگر مشارکت خواهیم داشت و

24:18.925 --> 24:22.184
‫خون عیسی، پسر او، ما را
‫از هر گناه پاک می‌سازد.»

24:23.026 --> 24:24.651
‫یوحنا، باب یک، آیه هفت

24:25.954 --> 24:27.457
‫ببینید،

24:29.333 --> 24:31.679
‫اگه این کار مفید نبود،
‫توصیه‌اش نمی‌کردم

24:33.604 --> 24:35.690
‫از سر دوستیـه، از ته دل و بی‌چشم‌داشت

24:36.611 --> 24:38.116
‫نظرتون چیه؟

24:41.715 --> 24:43.220
‫تهِ صفحه

24:46.738 --> 24:49.155
‫پایین صفحۀ سوم، اون تهش

24:49.245 --> 24:51.003
‫بقیه‌اش با من

24:55.164 --> 25:05.213
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

25:07.805 --> 25:10.105
‫می‌دونم گلوریا، ولی نمی‌دونم
‫دارم چیکار می‌کنم

25:10.185 --> 25:13.194
‫- حس می‌کنم دارم دیوونه میشم
‫- می‌خواد ماشینت رو ببره محل جستجو

25:13.274 --> 25:15.155
‫- نه
‫- به نظرم بهتره استراحت کنه

25:15.235 --> 25:16.341
‫از وقتی اومدم یه بند استراحت کردم

25:16.365 --> 25:18.655
‫من اون رودخونه رو بهتر از
‫پلیس‌های احمق می‌شناسم

25:19.234 --> 25:21.494
‫ببین، من درکت می‌کنم

25:22.534 --> 25:25.495
‫از اون تصادف وخیمت
‫هنوز دو روز هم نگذشته

25:25.574 --> 25:27.414
‫چیزی نمونده بود انگشت‌های مورگان قطع بشه

25:27.494 --> 25:29.140
‫ولی الان اونجاست،
‫بقیه هم هستن

25:29.164 --> 25:32.374
‫آهای! اگه تو هم بری اونجا
‫هیچ اتفاقی نمیفته

25:32.454 --> 25:34.414
‫فقط توجه بیشتری رو
‫به خودت معطوف می‌کنی

25:34.505 --> 25:36.004
‫بده من

25:38.544 --> 25:40.554
‫- نیازی به اجازه‌ات ندارم
‫- جدی؟

25:41.384 --> 25:43.134
‫چرا ماشین مامانت رو می‌بری؟

25:43.264 --> 25:45.684
‫مشکلی نیست،
‫من می‌برمش اونجا

25:45.764 --> 25:48.304
‫خیال می‌کنید جای بحث داره

25:49.054 --> 25:50.554
‫خب، نباید داشته باشه؟

25:57.153 --> 25:59.613
‫نبینم تن‌لشت رو برداشتی رفتی اونجا

25:59.733 --> 26:01.654
‫- نمیرم بابا!
‫- خوبـه، نرو!

26:01.734 --> 26:03.244
‫میرم پیشش

26:04.703 --> 26:06.533
‫اونجوری نگاهم نکن

26:08.454 --> 26:09.679
‫حالت خوبـه؟

26:09.703 --> 26:11.373
‫خوبم

26:11.453 --> 26:13.253
‫رنگت پریده

26:17.833 --> 26:19.333
‫خیسِ عرقی

26:20.383 --> 26:21.883
‫گرمـه خب

26:34.063 --> 26:35.539
‫جستجوها برای یافتن

26:35.563 --> 26:39.603
مالوری بیچِ 19 ساله ‫در شهرستان بووفورت،
‫وارد چهارمین روزِ خود شد

26:39.693 --> 26:44.232
‫غواص‌ها، بالگردها و ‫قایق‌های گشتی
‫به‌صورت شبانه‌روزی در حال جستجو هستند

26:44.322 --> 26:47.322
‫سخنگوی ادارۀ منابع طبیعی

26:47.402 --> 26:51.452
ضمن تأکید بر ‫اینکه همچنان امیدوار هستند،
اعلام کرد ادامۀ عملیات جستجو

26:51.532 --> 26:53.992
‫در نهر آرچرز و مناطق اطراف آن،

26:54.082 --> 26:56.042
‫محلی که بیچ و پنج تن از دوستانش...

26:56.122 --> 26:58.422
‫هنوز رسماً اسامی اعلام نشده،
‫ولی 99 درصد مطمئنیم که

26:58.502 --> 27:00.292
‫بقیۀ مسافرها اینهان

27:00.382 --> 27:02.251
‫مِن‌جمله پال مرداک

27:02.342 --> 27:03.688
‫اینها رو از فضای مجازی پیدا کردی؟

27:03.712 --> 27:05.212
‫فیس‌بوک، اسنپ‌چت

27:05.302 --> 27:06.802
‫پروفایل بعضی‌هاشون خصوصی بود،

27:06.882 --> 27:08.841
‫اما میشه فهمید قضیه از چه قراره

27:08.931 --> 27:10.738
‫به همه‌شون پیام دادیم باهاشون صحبت کنیم

27:10.762 --> 27:12.237
‫مخصوصاً مورگان

27:12.261 --> 27:15.312
‫عالیـه. جستجو چطور پیش میره؟

27:15.391 --> 27:17.431
‫خبر رسمی نداریم، ولی منبعم توی منابع طبیعی

27:17.522 --> 27:19.601
‫میگه عملیات دیگه حول محور جستجوی جسده

27:20.351 --> 27:22.692
تنها چیزی که از منبعم عایدم شد

27:22.771 --> 27:26.072
گزارش شب تصادفـه که
‫تا خرخره سانسورش کردن

27:27.321 --> 27:28.797
‫فرضیه‌ات چیـه؟ لاپوشونی؟

27:28.821 --> 27:31.701
‫شاید. یه‌کم در مورد خانوادۀ پال تحقیق کردم

27:31.781 --> 27:33.781
‫پدربزرگِ پدربزرگش دادستان بود

27:34.491 --> 27:35.767
‫باستر مرداک، آره

27:35.791 --> 27:39.121
‫سال 1956، سر یه توطئۀ قاچاق مشروبات الکلی
‫فدرال پیگیرش شده بود و

27:39.211 --> 27:41.171
جز اون، بقیه محکوم شدن

27:41.251 --> 27:44.961
‫پدر پال، الک هم ماجراهای خودش رو داره

27:45.051 --> 27:47.421
این هم ‫یه پرینت دیگه. از حقوقم کم کن

27:47.511 --> 27:50.840
‫چرا یه وکیل باید هشت‌تا شرکت مسئولیت‌محدود
داشته باشه و تعدادش هم روزبه‌روز بیشتر بشه؟

27:50.930 --> 27:54.051
‫اسم یکیش هم عروس‌های دریایی کارولیناست

27:58.730 --> 28:00.230
‫چیـه؟

28:00.521 --> 28:03.560
‫کم پیش میاد اینجور سوژه‌ها
سر از حوزۀ کاری تو دربیارن

28:03.650 --> 28:05.150
‫ببین، من می‌فهمم

28:05.230 --> 28:07.360
‫تو جوونی، اون هم جوونـه

28:07.440 --> 28:11.490
‫ولی ربطِ قاچاق مشروب و ‫شرکت‌های
مسئولیت‌محدود رو به تصادف یه قایق نمی‌فهمم

28:11.570 --> 28:13.490
‫ولی اگه پای مرداک‌ها وسط باشه،
‫قضیه مربوط به همپتونـه

28:13.570 --> 28:14.636
روزنامۀ اونجا دستِ خودشونـه

28:14.660 --> 28:16.790
ما ‫شنبه ‫مراسم اهدای جوایزشون رو پوشش دادیم

28:16.870 --> 28:18.390
‫فقط به خاطر اینکه فرماندار اونجا بود

28:18.450 --> 28:20.330
‫ولی تصادف اینجا اتفاق افتاده

28:20.410 --> 28:22.120
‫تازه، روزنامۀ همپتون گاردین کلاً

28:22.209 --> 28:25.250
‫یه نفره که هر هفته
یه نسخۀ چاپی منتشر می‌کنه

28:27.090 --> 28:30.669
‫نمیشه که بر اساس اطلاعات فیس‌بوک و
‫شرکت‌های مسئولیت‌محدود مطلب منتشر کرد

28:30.759 --> 28:32.509
‫خصوصاً مطلبی که کُفر یکی از

28:32.590 --> 28:35.140
بانفوذترین خانواده‌های حقوقیِ
‫کل ایالت رو بالا میاره

28:35.220 --> 28:38.179
‫عملاً انگار تیتر روزنامه رو زدی:
‫«اینقدر از ما شکایت کنید که

28:38.269 --> 28:39.769
‫جون‌تون درآد»

28:40.019 --> 28:41.519
‫یه دختر گم شده

28:41.599 --> 28:42.995
‫این مسئلۀ مهمیـه

28:43.019 --> 28:44.416
‫معلومـه که آره

28:44.440 --> 28:45.939
‫بگرد منبع موثق پیدا کن

28:52.778 --> 28:54.529
‫کارم داشتی، بابا؟

29:00.949 --> 29:02.385
‫این چیـه؟

29:02.409 --> 29:04.249
‫«دافی استون، دادستان حوزۀ چهارم،

29:04.328 --> 29:07.249
‫بدینوسیله خود را از تحقیقات پروندۀ
‫تصادف قایق معاف...»

29:07.339 --> 29:08.838
‫خودش رو معاف کرده؟

29:09.628 --> 29:13.008
‫چرا همچین کرده؟
‫ناسلامتی قرار بود کمک‌مون کنه

29:13.758 --> 29:15.064
‫به خاطر روابط شخصی

29:15.088 --> 29:17.429
‫خب، معلومـه که همینـه.
‫تو خودت دستش رو اونجا بند کردی.

29:17.509 --> 29:20.428
‫- آخه داف عین خانواده‌مونـه
‫- عین خانواده‌ست، نه خودِ خانواده

29:24.558 --> 29:26.188
‫لعنت بهش

29:27.938 --> 29:29.438
‫باشه، خیلی‌خب

29:30.028 --> 29:32.898
‫خیلی‌خب، اقلاً به نظر میاد
‫همه خفه‌خون گرفتن

29:33.528 --> 29:35.028
‫فعلاً، آره

29:35.948 --> 29:38.828
‫هر چی ماجرا ادامه‌دارتر بشه،
‫صدای آدم‌های بیشتری درمیاد

29:41.328 --> 29:44.658
‫خیلی‌خب، دیگه باید چیکار کنیم که
‫این قضیه ختم به خیر بشه؟

29:44.748 --> 29:46.248
من چرا؟

29:47.377 --> 29:50.087
‫من که مسیح نیستم
دختره رو زنده کنم، پسرجان

29:53.047 --> 29:54.548
‫بابا، تو قبلاً...

29:55.677 --> 29:59.347
‫آخه همیشه منو از هر منجلابی بیرون می‌کشیدی

29:59.427 --> 30:01.967
‫یادم نمیاد اصلاً اینقدر
‫داستان‌دار شده باشه...

30:02.058 --> 30:03.557
‫چون پای تو وسط نبود

30:04.977 --> 30:06.477
‫ای خدا

30:08.307 --> 30:10.067
‫حداقل با تموم گندکاری‌هات،

30:10.147 --> 30:12.317
‫اونقدر عقل‌رس بودی که نذاری یه دختر جوون و

30:12.397 --> 30:13.897
‫رعنا گم بشه

30:17.567 --> 30:19.067
دخترک طفلی

30:20.617 --> 30:22.907
‫با اون همه جزر و مد، دمِ اقیانوس

30:22.987 --> 30:24.537
‫به نظرت پیداش می‌کنن؟

30:25.747 --> 30:27.248
‫زنده‌؟

30:28.247 --> 30:29.747
کلاً؟

30:35.257 --> 30:39.088
‫اگه پیداش نکنن،
تشکیل پروندۀ جنایی سخت‌تر میشه

30:46.108 --> 30:48.569
‫« بهم زنگ بزن. یعنی دیگه باهام حرفی نداری؟ »

30:49.862 --> 30:51.280
‫« مورگان »

30:57.028 --> 30:59.607
‫- گلوریا! گلوریا
‫- چی می‌خوای، عزیزم؟

30:59.697 --> 31:01.577
‫ماشینت رو می‌خوام

31:02.278 --> 31:04.367
‫- نه‌جانم
‫- چرا؟

31:04.447 --> 31:06.223
‫بابات گفته نری دنبال دختره بگردی

31:06.248 --> 31:08.007
‫نه، اونجا نمیرم. اونجا نه

31:08.618 --> 31:10.117
‫تو رو خدا، قول میدم

31:10.208 --> 31:12.497
‫خواهش می‌کنم، تو رو خدا

31:25.637 --> 31:27.307
‫برید بگیریدش!

31:36.687 --> 31:38.187
‫بذار ببینم

31:41.278 --> 31:43.197
‫شرط می‌بندم جای زخمت خداست

31:45.078 --> 31:46.617
‫مثل سگ درد دارم

31:52.458 --> 31:56.838
‫یعنی دیگه قرار نیست باهام حرف بزنید؟

31:57.957 --> 31:59.458
‫الان داریم حرف می‌زنیم دیگه

32:01.048 --> 32:03.217
‫من دلم می‌خواد برم واسه جستجو

32:04.218 --> 32:06.467
‫واقعاً میگم. زورم رو زدم. اجازه نمیدن

32:06.557 --> 32:08.888
‫اوه، چه حرف‌گوش‌کن شده آقا

32:08.978 --> 32:11.348
‫چی؟ چی؟ نه، مور...

32:11.438 --> 32:12.938
‫چی؟ مورگان. حرفت رو بزن

32:14.647 --> 32:16.227
‫خودت اونجا بودی. خودت بهتر می‌دونی

32:16.317 --> 32:19.988
‫همه التماست رو می‌کردیم آروم‌تر بری،
‫قشنگ به پات افتاده بودیم،

32:20.068 --> 32:22.408
‫منتها جنابعالی بدتر گاز می‌دادی...

32:22.488 --> 32:25.777
‫صبر کن ببینم، یعنی موقع تصادف
‫من پشت فرمون بودم؟

32:25.868 --> 32:28.038
‫من نمی‌دونم کی پشت فرمون بود

32:28.748 --> 32:31.498
‫دارم میگم تقصیر توئـه که
‫تو همچین موقعیتی قرار گرفتیم

32:31.578 --> 32:33.707
‫منظورت چیـه؟
‫همه پایه بودن بریم جشن

32:33.787 --> 32:36.918
‫- همه داشتیم مشروب می‌خوردیم
‫- ما داشتیم می‌خوردیم، جنابعالی مست بودی

32:36.998 --> 32:39.798
‫وای، خدا. کانر هم مست بود.
‫تصادف بود، لعنتی.

32:41.257 --> 32:43.048
‫سلام، مورگان

32:43.128 --> 32:46.678
‫همون‌طور که بابام گفت،
‫فعلاً باید ساکت بمونیم

32:46.758 --> 32:48.518
‫- درست میشه
‫- درست؟

32:49.178 --> 32:51.558
‫ای خدا، چی قراره درست بشه؟

32:51.638 --> 32:54.098
‫ملت به امید پیدا شدنِ جسد...

32:54.188 --> 32:56.478
‫بابا منظورم این نبود، خودت خوب می‌دونی!

32:56.558 --> 32:58.228
‫میشه بس کنی؟

32:58.318 --> 33:01.148
‫واسه همینـه باهات حرف نمی‌زنم ها

33:01.238 --> 33:03.504
‫چیـه خب؟ توقع داری وایسم
‫هر چی دلت خواست بارم کنی؟

33:03.528 --> 33:05.174
‫- باید...
‫- من چی بارت کردم؟

33:05.198 --> 33:07.198
‫خودت پرسیدی چرا کسی محلت نمیذاره

33:07.278 --> 33:10.498
‫- من هم حقیقت رو گفتم. دلیل‌شون همینـه
‫- خیلی‌خب، باشه، پس گور بابای همه

33:10.578 --> 33:11.684
‫- خدایا
‫- اگه تو هم قراره...

33:11.708 --> 33:13.918
‫نه، اگه قراره این کارها رو بکنی،
‫پس تو هم برو بمیر

33:16.838 --> 33:20.548
‫نه، دست از سرم بردار. لعنتی...
‫این دفعه دیگه واقعاً گمشو

33:20.628 --> 33:22.128
‫دست از سرم بردار

33:24.258 --> 33:25.888
‫نه، مورگان، وایسا

33:39.617 --> 33:43.245
‫« آیلند پاکت »

33:45.080 --> 33:46.290
‫« مورگان داوتی »

33:46.373 --> 33:48.751
‫« سلام، مورگانم. هنوز هم می‌خوای بدونی
‫توی تصادف چی شد؟ »

34:04.008 --> 34:06.968
‫ادارۀ منابع طبیعی یا
پلیس بیوفورت اینو دیده؟

34:09.298 --> 34:10.798
‫نمی‌دونم

34:11.258 --> 34:12.758
‫من که نشون‌شون ندادم

34:15.189 --> 34:17.348
‫این فیلم مال قبل از آتیشِ لب ساحلـه

34:17.438 --> 34:19.608
‫آره، ولی، خب...

34:20.979 --> 34:24.278
‫بعدش نشست پشت فرمون و
‫بدجور مست بود

34:26.738 --> 34:28.908
‫پسر خیلی مهربون و

34:30.238 --> 34:31.738
‫بانمکیـه، منتها...

34:33.369 --> 34:35.039
‫تو مستی...

34:35.618 --> 34:38.668
‫هیولای درونش بیدار میشه.
‫مخصوصاً نسبت به مورگان.

34:40.498 --> 34:43.209
‫گفته بودی کانر هم پشت فرمون نشست

34:43.299 --> 34:44.799
‫آره

34:45.338 --> 34:47.429
‫ولی همه آتیش‌ها از گور پال بلند شده بود

34:50.468 --> 34:53.678
‫این فیلم رو برام می‌فرستی؟

34:54.429 --> 34:57.439
‫نمی‌ترسی؟

34:59.688 --> 35:03.188
‫مرداک‌ها بهتون گفتن
‫با من حرف نزنید؟

35:04.068 --> 35:06.358
‫مهم اینـه که الان اینجاست

35:06.858 --> 35:08.358
‫درستـه

35:08.818 --> 35:10.818
‫هیچ اسمی ازتون نمی‌برم

35:10.908 --> 35:13.828
‫نمی‌خوام رنج و اضطرابت رو بیشتر کنم

35:14.449 --> 35:16.329
‫اون هم با همچین حال و روزی که داری

35:16.998 --> 35:22.459
‫درستـه که مالوری رو نمی‌شناختم،
‫ولی دختر نازنینی به نظر میومد

35:24.958 --> 35:26.458
‫آره

35:27.379 --> 35:29.468
‫تا حقش رو نگیریم، بیخیالش نمیشیم

35:33.848 --> 35:35.348
‫خب...

35:36.308 --> 35:38.809
پیداش که نمی‌کنن، می‌کنن؟

35:40.309 --> 35:41.809
‫آخه، دیگه...

35:42.268 --> 35:43.938
‫شیش روز گذشته

35:46.609 --> 35:48.279
‫خیلی ترسیده بود

35:50.489 --> 35:51.989
‫نمی‌دونم

35:52.529 --> 35:54.029
‫کاش می‌دونستم

35:56.039 --> 35:57.869
‫فکر کنم دیگه کافیـه

35:57.949 --> 35:59.619
‫ببخشید، موافقم

35:59.709 --> 36:01.209
‫از جفت‌تون ممنونم

36:08.669 --> 36:09.814
‫مراقب باش

36:09.839 --> 36:12.179
‫این جماعت زورشون خیلی زیاده

36:29.779 --> 36:31.279
وامونده

36:33.249 --> 36:37.753
‫« جستجو: روز هشتم »

36:44.999 --> 36:46.499
‫گندش بزنن

36:52.259 --> 36:53.315
‫سلام

36:53.339 --> 36:54.888
‫چی شده؟

36:56.638 --> 36:58.888
‫نمی‌دونم. تو بگو، مگز. چی شده؟

37:00.927 --> 37:04.936
‫خب، الان تو اخبار دیدم
‫از مردم خواستن برای جستجو

37:05.017 --> 37:06.242
‫داوطلب بشن

37:06.266 --> 37:07.766
‫آها، آره

37:09.775 --> 37:11.525
‫راستش، من در مورد یه پسری خونده بودم که

37:11.605 --> 37:14.735
‫پنج هفتۀ تموم توی کوهستان سردرگم بود تا

37:14.814 --> 37:16.614
‫اینکه نجاتش دادن

37:19.484 --> 37:21.443
‫- الک...
‫- اینجا کوهستان نیست، خب؟

37:21.534 --> 37:23.259
آدم که اونجوری شبونه نمی‌زنه تو دل آب

37:23.282 --> 37:26.622
‫لعنتی، حتم دارم یه لحظه هم
تو آب دووم نیاورده

37:27.122 --> 37:30.292
‫خب، پس باید تموم این مدت رو
‫می‌رفتیم دنبالش می‌گشتیم

37:30.371 --> 37:32.871
‫می‌شد جای این که دست رو دست بذاریم،
‫یه کاری بکنیم

37:33.711 --> 37:35.710
نه که یه جا بشینیم و منتظر بمونیم

37:35.791 --> 37:37.380
‫عه؟ می‌خوای چیکار کنی، مگی؟

37:37.460 --> 37:40.549
‫با قایق کوچیکت بری و
‫آبراه‌ها رو بگردی؟

37:40.629 --> 37:42.195
‫آره؟ می‌خوای...

37:42.219 --> 37:44.678
‫می‌خوای زنجیرهای سنگین رو
‫تو آب بکشی؟

37:44.759 --> 37:46.194
می‌تونم تصورش کنم

37:46.218 --> 37:48.468
‫اوه، ایناهاش، مگز داره
‫با زنجیرهای سنگینش میاد

37:48.547 --> 37:49.784
‫وایسید، اول باید حلقۀ الماسش رو دربیاره

37:49.807 --> 37:51.073
‫اسیر که نگرفتی

37:51.097 --> 37:53.896
‫- کاش یه لقمه غذا برام درست می‌کردی
‫- من نگران پسرمونم!

38:02.026 --> 38:03.735
‫بیا آماده شو

38:04.855 --> 38:06.354
‫چیکار می‌کنی؟

38:08.734 --> 38:12.323
‫پاشو بریم دنبالش بگردیم.
‫تا الان هم خیلی معطل کردیم.

38:12.404 --> 38:15.112
‫دیگه دیره. احتمالاً تا حالا
‫آب بردتش توی اقیانوس

38:15.203 --> 38:17.072
‫خب، شاید، ولی ما میریم

38:17.162 --> 38:18.662
‫بابا گفت نریم اونجا

38:19.452 --> 38:20.927
‫چتـه...

38:20.951 --> 38:23.410
‫همیشه حق با بابات نیست

38:45.726 --> 38:47.936
‫ای خدا! نه!

38:48.016 --> 38:49.516
‫بچه‌ام...

38:52.065 --> 38:53.251
‫خانم مرداک

38:53.275 --> 38:54.775
‫نه، خواهش می‌کنم

38:55.395 --> 38:56.710
‫پیداش کردیم

38:56.734 --> 39:00.153
‫جسدش 8 کیلومتر اون‌ورتر پیدا شده

39:00.234 --> 39:01.733
‫ای وای

39:03.233 --> 39:05.032
‫چندتا از داوطلب‌ها پیداش کردن

39:05.822 --> 39:08.032
‫من... واقعاً متأسفم

39:17.250 --> 39:19.919
‫پال، گورتو گم کن برو، خب؟

39:22.669 --> 39:24.709
‫لعنت بهت، پال!
‫گفتم برو گم شو!

39:26.218 --> 39:27.718
‫یالا!

39:49.104 --> 39:50.604
‫پال، عزیزم

40:12.289 --> 40:13.999
‫پال!

40:14.088 --> 40:17.669
‫نه! بس کن! بسـه، عزیزم! نه! بسـه

40:18.718 --> 40:20.217
‫باشه؟

40:53.371 --> 40:55.080
‫عزیزم

40:55.161 --> 40:57.041
‫قربونت برم

41:10.338 --> 41:12.677
‫اون شب که اولین بار

41:12.757 --> 41:15.506
‫از بیمارستان برگشتید

41:15.597 --> 41:17.096
‫پیش خودم گفتم...

41:17.846 --> 41:19.766
‫چشمم که بهش افتاد، گفتم:

41:19.846 --> 41:22.475
‫«وای، خدا رو شکر، اون نیست»

41:28.354 --> 41:31.234
‫عجب آدم وحشتناکی‌ام

41:37.652 --> 41:39.152
‫نه، نیستی. بیا

41:40.152 --> 41:41.377
‫بیا، بیا بغلم

41:41.401 --> 41:43.871
‫اون هم یکی از بچه‌هاتـه، خب؟

41:54.539 --> 42:00.168
‫باید این غائله رو ختمش کنی

42:01.337 --> 42:03.047
‫باید حل و فصلش کنی

42:04.757 --> 42:06.597
‫نباید بره زندون

42:06.676 --> 42:09.806
‫پسرم نباید بره زندون

42:10.425 --> 42:12.515
‫باشه، مگز، خب؟ نمیره

42:12.596 --> 42:14.095
‫خب؟

42:17.054 --> 42:18.160
‫چیـه؟

42:18.184 --> 42:19.683
‫باورم نمیشه

42:19.774 --> 42:22.484
‫ای بابا، بس کن، مگز.
‫گفتم نمیره دیگه، خب؟

42:22.563 --> 42:25.192
‫اون میره. من نمیرم.
‫یعنی، اون نمیره.

42:26.063 --> 42:27.732
‫نه

42:32.451 --> 42:34.031
‫خیلی‌خب، آقای مرداک

42:34.112 --> 42:35.781
‫چندتا؟

42:35.870 --> 42:37.411
‫- نه
‫- قرص

42:38.201 --> 42:40.790
‫خیال کردی نمی‌فهمم؟

42:42.580 --> 42:44.055
‫فقط دوتا

42:44.079 --> 42:45.579
‫پس فقط دوتا؟

42:46.378 --> 42:48.628
‫روزی دوتا. به‌خدا، مگز

42:48.709 --> 42:49.854
‫چند وقتـه؟

42:49.878 --> 42:51.378
‫یه چندماهی میشه

42:53.167 --> 42:54.667
‫ای مگز

42:56.136 --> 42:58.176
‫باز درد زانوم شروع شده

42:59.096 --> 43:00.926
‫آخه، می.. ببین...

43:01.016 --> 43:02.976
‫غرق کارم، هزارجور گرفتاری دارم

43:03.936 --> 43:05.595
‫می‌دونم باید می‌رفتم دکتر

43:05.684 --> 43:08.224
‫نرفتم، منتها، آخه، ببین، من...

43:08.305 --> 43:10.314
‫می‌دونم، عزیزم، می‌دونم. من...

43:11.104 --> 43:13.233
‫عزیزم، باید بهت می‌گفتم. باید می‌گفتم

43:13.313 --> 43:15.063
‫ولی نگفتی

43:15.813 --> 43:17.312
‫عوضش...

43:18.063 --> 43:20.362
‫یه کیسه پُر از مخدر رو

43:20.442 --> 43:22.782
‫زیر تخت‌مون قایم کردی

43:23.402 --> 43:25.861
‫آره، خیلی به مغزت فشار آوردی، نه؟

43:27.111 --> 43:28.620
ظاهراً نه

43:31.200 --> 43:32.699
‫چیکارشون کردی؟

43:33.039 --> 43:34.225
‫ریختم‌شون توی توالت

43:34.250 --> 43:35.645
‫نه، باور نمی‌کنم

43:35.669 --> 43:37.248
‫مگز، چیکارشون کردی؟

43:41.167 --> 43:42.668
‫ای خدا

43:43.168 --> 43:45.677
‫دفعۀ قبل هم همین‌طوری شد

43:46.427 --> 43:47.903
‫آره

43:47.926 --> 43:50.346
‫اوهوم. همون موقع که بهم خیانت می‌کردی

43:51.555 --> 43:53.716
‫خب، دیگه چی هست که
‫من ازش خبر ندارم؟

43:53.805 --> 43:55.846
‫مگز، کوتاه بیا. باز شروع کردی؟

43:55.935 --> 43:57.743
‫- نکنه دلت هواشو کردی؟
‫- حالم از خودم به هم می‌خوره

43:57.767 --> 43:59.357
‫واقعاً داری این بحث رو پیش می‌کشی؟

43:59.437 --> 44:01.937
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟ برو پیش همون

44:02.017 --> 44:04.398
‫نه، منِ خر دیگه سراغش نرفتم!
‫فهمیدی، مگز؟ خیالت راحت شد؟

44:04.488 --> 44:05.834
‫نرفتم! نه!

44:05.859 --> 44:08.949
‫خب، اصلاً همون زنیکه بیاد بالا سرت
‫وقتی نقش زمین شدی و

44:09.029 --> 44:10.925
‫- خودت رو خیس کردی و به سگ‌لرز افتادی...
‫- تو چی می‌دونی که من چی کشیدم؟

44:10.949 --> 44:12.449
‫تو دورۀ ترکت

44:12.490 --> 44:14.791
‫تو نمی‌فهمی چقدر تحت فشارم

44:14.870 --> 44:16.977
‫- مثل سگ نسخی!
‫- سعی می‌کنم پول در بیارم که

44:17.000 --> 44:19.762
‫وضع و زندگی‌مون اینطوری باشه،
‫تا خانم بتونی صدف‌خورون راه بندازی یا

44:19.832 --> 44:21.858
‫- برات کیلوکیلو طلاجواهر بخرم...
‫- حالا وقتشـه برگردونیمت کمپ

44:21.881 --> 44:23.383
‫بس کن، مگز

44:23.422 --> 44:25.173
‫فکر کردی من خوشم میاد از این وضع؟

44:25.262 --> 44:27.973
‫اون مهمونی رو برای بابات راه انداختم، خب؟

44:28.054 --> 44:31.264
‫خیال کردی خوشم میاد کونم پاره بشه؟
مگه به خاطر خودم بود؟

44:31.354 --> 44:33.935
‫نخیر! به خاطر جنابعالی بود!

44:34.024 --> 44:36.526
‫مگه من ازت خواستم برام دستبند بخری؟

44:36.605 --> 44:38.172
‫آره، راست میگی.
معلومـه خوشت نیومده که

44:38.196 --> 44:39.816
‫حتی یه لحظه هم نتونستی ازش دل بکَنی، مگز

44:40.606 --> 44:42.107
‫صد مدل پرونده رو دستمـه

44:42.157 --> 44:43.697
کار و بارهام رو باید ردیف کنم

44:43.778 --> 44:46.474
‫- کلاً یه پرونده داری، آقای مرداک. طبقۀ بالاست
‫- حالا هم... حالا، دقیقاً

44:46.497 --> 44:49.015
‫- باید پسرمون رو جمع کنم نیفته زندون!
‫- تو هیچ وظیفه‌ای نداری جز

44:49.038 --> 44:50.855
‫- اینکه نذاری پسرت بیفته زندون!
‫- منم که باید این کار رو بکنم!

44:50.878 --> 44:52.759
‫- نه تو! من، من، من!
‫- نذار بیفته زندون!

44:54.840 --> 44:56.316
‫کجا؟

44:56.340 --> 44:58.277
‫- نه، نه، نه، کجا؟ وایسا
‫- کجان؟

44:58.300 --> 44:59.801
‫وایسا ببینم. صبر کن

44:59.881 --> 45:02.181
‫وایسا سر جات!

45:03.392 --> 45:04.892
‫من بهت احتیاج دارم

45:06.473 --> 45:08.393
‫خدای بزرگ

45:18.326 --> 45:20.206
‫وای...

45:27.297 --> 45:30.718
‫فقط تا بعدِ این ماجراها

45:30.799 --> 45:33.799
‫کافیـه یه بار دیگه مچت رو بگیرم...

45:36.429 --> 45:38.720
‫خودت خوب می‌دونی پشتم به تو گرمـه

45:41.061 --> 45:42.731
‫این روزها هم می‌گذرن

45:44.021 --> 45:45.521
‫ما خانواده‌ایم

45:46.902 --> 45:48.402
‫بیا

45:50.033 --> 45:51.533
‫آروم باش

45:57.164 --> 45:58.955
‫تو رو خدا منو ببخش

46:19.690 --> 46:21.610
‫عه، سلام، موقشنگ

46:21.690 --> 46:23.491
‫بگیر. فکِت چطوره؟

46:24.201 --> 46:25.701
‫داروهات چطورن؟

46:27.161 --> 46:28.258
‫آها، فهمیدم

46:28.282 --> 46:30.242
‫نمی‌تونی حرف بزنی

46:33.583 --> 46:36.714
‫می‌دونی من و بابات قدیم‌ها
‫با همدیگه قهرمانی ایالت رو بُردیم؟

46:37.334 --> 46:41.015
‫توی خط حمله
‫عین بولدوزر میفت به جون بقیه، مگه نه، رفیق؟

46:41.555 --> 46:44.266
‫داشتم با کانر دربارۀ روزهای اوج‌مون

46:44.345 --> 46:46.347
‫توی فوتبال می‌گفتم

46:50.107 --> 46:52.147
‫مالوری از دست رفت، نه؟

46:53.778 --> 46:55.279
‫وحشتناکـه

46:55.909 --> 46:58.489
‫- آره
‫- آره، دختر نازنینی بود

47:01.870 --> 47:04.790
‫می‌دونستی بابات یه روز بعدِ قهرمانی‌مون
‫دستگیر شد؟

47:04.871 --> 47:08.131
‫به خاطر اینکه دوست‌پسر جدیدۀ
‫زیدش رو لت‌وپار کرده بود

47:08.211 --> 47:10.422
‫- الک...
‫- عه، خبر نداری؟

47:11.092 --> 47:12.228
‫سوم دبیرستان

47:12.252 --> 47:15.223
‫استیسی بیلی به خاطر
‫یه چُس‌ترم ولش می‌کنه

47:16.014 --> 47:17.514
‫قلب بابای طفلیت می‌شکنه

47:18.724 --> 47:22.775
‫منتها بابات آقای چُس‌ترم رو پیدا و
‫جوری سیاه و کبودش می‌کنه که

47:22.855 --> 47:24.645
‫یه ترم کامل از دانشگاه عقب میفته

47:24.735 --> 47:26.855
‫- بیخیال
‫- خیلی‌خب، بسـه دیگه. الک...

47:26.946 --> 47:30.566
‫فکِ کدوم‌شون داغون‌تر شده، مارتی؟
‫اون حرومی یا کانر؟

47:30.657 --> 47:32.157
‫ها؟

47:33.908 --> 47:36.498
‫تو برو تو، به مامانت بگو الان برمی‌گردم

47:38.668 --> 47:40.379
‫خوب استراحت کن، موقشنگ

47:45.420 --> 47:47.090
‫دردت چیـه، رد؟

47:48.011 --> 47:49.511
‫خواستم یادت بیاد...

47:50.511 --> 47:53.142
‫چطوری بابام و بابابزرگم
‫تو رو از اون ماجرا

47:53.222 --> 47:54.852
‫نجات دادن

47:54.933 --> 47:57.523
‫بعلاوۀ اینکه قراره همون کار رو
‫در حق کانر بکنیم

47:58.354 --> 47:59.854
‫منظورت چیـه؟

47:59.944 --> 48:01.774
‫خودت خوب می‌دونی، مارتی

48:03.114 --> 48:05.155
‫منظورت اینـه که کانر تقصیر رو گردن بگیره؟

48:05.235 --> 48:07.655
‫- نه. محالـه، نه...
‫- من هم دلم به این کار نیست، رفیق

48:07.746 --> 48:10.536
‫ولی اگه کانر راننده بوده باشه،

48:10.616 --> 48:12.416
‫راحت‌تر میشه سر و تهش رو هم آورد

48:12.497 --> 48:14.627
‫گفتی کسی لام تا کام حرف نزنه،

48:14.708 --> 48:16.708
‫خودتون قضیه رو حل می‌کنید و
‫همه چی ختم به خیر میشه

48:16.757 --> 48:18.257
‫می‌دونم. آره

48:18.378 --> 48:19.735
‫دارم همین کار رو می‌کنم دیگه

48:19.759 --> 48:21.719
‫قضیۀ من و پال یه‌کم پیچیده‌تره؛

48:21.798 --> 48:23.445
‫به خاطر تضاد منافع و
‫جوری که ما زیر ذره‌بینیم

48:23.470 --> 48:24.946
‫ولی کانر چیزیش نمیشه

48:24.970 --> 48:26.720
‫اصلاً مگه برای خودت بد تموم شد؟

48:27.730 --> 48:30.271
‫ببین، ما خیلی وقتـه با هم رفیقیم

48:30.351 --> 48:31.417
‫درستـه

48:31.441 --> 48:33.732
‫با کاری که آقای رندولف و
‫آقای باستر در حقم کردن،

48:33.811 --> 48:35.613
‫زندگی امروزم رو مدیون اونهام

48:35.692 --> 48:37.403
‫- درستـه
‫- هنوز هم بهشون مدیونم

48:37.482 --> 48:39.573
‫ولی خواهش می‌کنم، الک،
‫پای پسرم درمیونـه

48:39.653 --> 48:41.140
میدون اونهایی؟

48:41.164 --> 48:42.664
‫آره

48:43.204 --> 48:44.784
‫حالا یه سؤال، مارتی

48:45.535 --> 48:48.586
‫خیال کردی اصلاً کی ازشون خواست که
‫بهت کمک کنن؟

48:49.295 --> 48:50.795
‫ها؟

48:54.886 --> 48:56.387
‫در موردش فکر کن

49:19.122 --> 49:20.683
‫زدمش. هیچی ازش باقی نموند

49:20.753 --> 49:22.253
‫بلو، یالا، برو بیارش

49:27.214 --> 49:28.715
‫چی تو فکرتـه، رفیق؟

49:35.146 --> 49:36.807
‫کانر چی میشه حالا؟

49:42.358 --> 49:44.739
‫بهش فکر نکن، خب؟

49:45.318 --> 49:47.780
‫یا اون بود یا تو دیگه، خب؟

49:48.529 --> 49:50.159
‫اون یا تو

49:55.581 --> 49:57.672
‫موفق شدم!

49:58.542 --> 50:00.212
‫یه شکار گنده نصیبم شد

50:03.883 --> 50:05.383
‫چیـه؟

50:05.407 --> 50:15.398
‫‫کاری از: امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H1tmaN

50:15.422 --> 50:25.412
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:31.222 --> 50:34.600
‫« آیلند پاکت »

50:34.684 --> 50:37.938
‫« پای خانوادۀ پُرنفوذ مرداک در تصادف قایقی که
‫منجر به مرگ یک دختر 19 ساله شد، به میان آمد »

50:37.962 --> 50:47.965
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
