WEBVTT

00:10.887 --> 00:12.805
‫خوش اومدید، آقای شرودینگر

00:12.881 --> 00:15.568
‫- ۱۰ سال گذشته…
‫- از زمان گم‌شدن‌تون

00:15.644 --> 00:17.018
‫اینها رو از کجا می‌دونید؟

00:17.060 --> 00:19.870
‫هر چیزی می‌خواید از خانم بپرسید

00:19.946 --> 00:20.930
‫« آنچه در خانم دیویس گذشت… »

00:21.005 --> 00:24.091
‫ماتیلدا داره جام رو
به یه پهنه‌ی آبی می‌بره

00:24.167 --> 00:26.653
‫این زن‌های کت و شلواری
‫دارن برای یه انتقال آماده میشن

00:26.728 --> 00:28.851
‫بهتره دردسر درست نکنی، کلارا

00:30.865 --> 00:32.571
‫- اینها رو از کجا آوردی؟
‫- خانم دیویس

00:32.646 --> 00:34.869
‫این برای همسفرته

00:34.911 --> 00:36.287
‫اون کفش‌ها رو از کجا آوردی؟

00:36.329 --> 00:38.206
‫همین‌که بهم بگی آزادت می‌کنم

00:38.247 --> 00:39.373
‫تو همچین آدمی نیستی

00:39.415 --> 00:41.265
‫می‌خوای بدونی من واقعاً کی‌ام؟

00:43.961 --> 00:46.255
‫پـشـمـام!

00:46.297 --> 00:47.423
‫می‌خوام یه زحمتی برام بکِشی

00:47.465 --> 00:48.591
‫اگه قبول نکنم چی؟

00:48.633 --> 00:49.801
‫اون‌وقت عهدهات رو می‌شکنی

00:49.842 --> 00:50.927
‫ایشون پاپه؟

00:50.968 --> 00:52.261
‫فیلیپ یه مقدار با شوهرت
‫به مشکل خورده؛

00:52.303 --> 00:54.847
‫چون به‌خاطر کلارا دَکِش کرده

00:54.889 --> 00:56.557
‫جِی بهم نگفته بود اونو می‌شناسه

00:56.599 --> 00:58.393
‫فقط گفتش که
‫آخرین بار جام دست اون بوده

00:58.434 --> 00:59.519
‫قضیه‌ی فیلم رو بهش بگو

00:59.560 --> 01:00.937
یه فیلم مرموز وجود داره

01:00.978 --> 01:02.855
‫که به جام مقدس ربط پیدا می‌کنه

01:02.897 --> 01:04.747
‫- زنِ مو قرمز
‫- صبر کن

01:06.234 --> 01:08.611
‫تبلیغـه؟

01:08.653 --> 01:09.654
‫این دیگه چه…

01:12.000 --> 01:18.000
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

01:18.500 --> 01:22.500
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

01:24.264 --> 01:25.507
‫جِی؟

01:31.718 --> 01:33.136
‫یعنی چی؟

01:33.177 --> 01:35.397
‫آهای. اینجا…

01:40.852 --> 01:43.187
‫سلام

01:43.229 --> 01:45.106
‫- یا خدا
‫- کتک خوردی؟

01:45.148 --> 01:46.399
‫نه، نه

01:46.441 --> 01:49.402
‫بذار ببینم

01:49.444 --> 01:51.112
‫با یکی درگیر شدم،

01:51.154 --> 01:53.448
‫منتها زورم بهش نرسید، آخه

01:53.489 --> 01:55.324
‫- من عاشقم،
‫- آهای، مراقب باش

01:55.366 --> 01:58.202
‫نه مبارز. متوجهی دیگه

01:58.244 --> 02:00.955
‫وایسا ببینم. صبر کن

02:00.997 --> 02:04.333
‫کار اون بوده؟ کارفرما زدت؟

02:04.375 --> 02:06.085
‫کارفرما منو نزد، سیمون

02:06.127 --> 02:09.130
‫من روبه‌راهم. چیزیم نیست

02:09.172 --> 02:11.340
‫حالم خوبه

02:11.382 --> 02:12.675
‫پس کی زدت؟

02:12.717 --> 02:14.510
‫چون دهنش رو صاف می‌کنم، آقا

02:14.552 --> 02:15.845
‫اصلاً پدرش رو درمیارم

02:15.887 --> 02:19.307
‫لطف داری، خانم.
‫ولی من خوبم

02:19.348 --> 02:21.184
‫جزئی از کارمه.
‫بهش عادت کردم

02:21.225 --> 02:22.560
‫«جزئی از کارته»؟

02:22.602 --> 02:24.687
‫آخه کی عیسی مسیح رو کتک می‌زنه؟

02:25.938 --> 02:27.899
‫همه‌جور آدمی به پستم می‌خوره

02:27.940 --> 02:30.068
‫ملت واسه درد و دل میان اینجا.
‫یه‌عده دلداری می‌خوان

02:30.109 --> 02:31.986
‫بعضی‌ها هم فقط می‌خوان
‫دمار از روزگار من دربیارن

02:32.028 --> 02:36.199
‫کلارا تو کدوم دسته‌ست؟

02:36.240 --> 02:37.700
‫زنِ مو قرمزی که

02:37.742 --> 02:39.911
‫آخرین بار جام دستش بوده

02:39.952 --> 02:41.871
‫و من کل این مدت دنبالش می‌گشتم

02:41.913 --> 02:43.706
‫جوری گفتی:
‫«گمونم اسمش کلاراست»

02:43.748 --> 02:45.541
‫که انگار قبلاً اینجا روی همین میز

02:45.583 --> 02:46.751
‫بهش عذا ندادی

02:49.796 --> 02:51.339
‫کی اینها رو بهت گفته؟

02:51.381 --> 02:53.049
‫وایلی

02:53.091 --> 02:56.386
‫از طریق پاپ

02:56.427 --> 02:58.638
‫خب، کلارا واسه چی میاد اینجا؟

02:58.679 --> 03:01.933
‫واسه کتک‌کاری؟ صحبت؟ دلداری؟

03:01.974 --> 03:03.309
‫سیمون، شرمنده

03:03.351 --> 03:05.561
‫بهت که گفتم؛
‫نمی‌تونم راجع‌به…

03:05.603 --> 03:07.063
‫رابطه‌های دیگه‌ت حرف بزنی.
‫آره، درجریانم

03:07.105 --> 03:09.982
‫منتها، چیزی که هست،
‫می‌تونی راجع‌به این رابطه‌ت صحبت کنی؛

03:10.024 --> 03:11.692
‫چون به صلاح زندگی مشترک‌مونه

03:11.734 --> 03:13.653
‫متوجهم، ولی واقعاً نمی‌تونم

03:13.694 --> 03:17.115
‫چرا؟ چون کارفرمات میاد بیرون
‫و بهم می‌توپه؟

03:17.156 --> 03:18.408
‫بیا ببینم چیکار می‌کنی!

03:20.410 --> 03:22.412
‫میشه هِی رعد و برق نزنی؟

03:22.453 --> 03:25.123
‫سیمون، خواهشاً دست بردار

03:25.164 --> 03:26.624
‫با کلارا هم ازدواج کردی؟

03:26.666 --> 03:28.000
‫اون چه‌جور سوگندهایی خورد؟

03:28.042 --> 03:29.794
‫خودت هم می‌دونی
‫نمی‌تونم درموردش صحبت کنم، خب؟

03:29.836 --> 03:30.753
‫عاشقشی؟

03:30.795 --> 03:33.756
‫من عاشق همه هستم!

03:35.675 --> 03:38.803
‫من عاشق همه‌ام

03:38.845 --> 03:40.430
‫خیلی‌خب

03:40.471 --> 03:44.559
‫ببخشید

03:44.600 --> 03:48.438
‫نمی‌خواستم صدام رو بلند کنم

03:48.479 --> 03:51.315
‫من همچین آدمی نیستم

04:06.247 --> 04:08.124
‫ببخشید

04:11.127 --> 04:14.756
‫من دوستت دارم، شوهرجان

04:14.797 --> 04:17.675
‫ولی چیزی نمونده خودم
‫کلارا رو پیدا کنم؛

04:17.717 --> 04:21.345
‫پس اگه لازمه قبلش

04:21.387 --> 04:24.891
‫چیزی بهم بگی،

04:24.932 --> 04:27.518
‫الان وقتشه

04:27.560 --> 04:29.520
‫وایسا، الان کجایی؟

04:31.814 --> 04:34.317
‫به‌خاطر یه گربه میرم دیدن یکی

04:54.273 --> 04:58.944
‫« خانم دیویس »

05:01.844 --> 05:04.430
‫الگوریتمه گفت اینجاست؟

05:10.436 --> 05:11.604
‫امیدوار شدم

05:16.984 --> 05:18.528
‫لعنتی!

05:18.569 --> 05:20.446
‫گفتم نمی‌خوام نجاتم بدید!

05:20.488 --> 05:21.531
‫گم‌شید!

05:21.572 --> 05:22.824
‫- هی، هی، خیلی‌خب!
‫- آهای!

05:22.865 --> 05:24.409
‫کسی نیومده نجاتت بده، جوون

05:24.450 --> 05:27.370
‫شمـ… شمشیر کوفتیت رو بنداز!

05:29.747 --> 05:32.125
‫خودت… اول چوبه رو بنداز

05:32.166 --> 05:33.209
‫با هم بندازیم؟

05:39.424 --> 05:40.633
‫یا خدا

05:40.675 --> 05:43.136
‫شما کی هستین؟
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

05:43.177 --> 05:46.723
‫ما دنبال کلارا می‌گردیم

05:46.764 --> 05:47.724
‫اسمشو هم نشنیدم

05:47.765 --> 05:49.308
‫نه، داری چرت میگی

05:49.350 --> 05:51.394
‫می‌دونیم که خبر داری اون کجاست

05:51.436 --> 05:53.896
‫توی فیلمه دیدیمت

05:53.938 --> 05:55.398
‫کدوم فیلم؟

05:55.440 --> 05:57.817
‫نشونش بده

06:09.579 --> 06:12.582
‫«تو این دوره‌زمونه
‫کون برگ‌برنده‌ی جدیده.

06:12.623 --> 06:15.376
‫با این ۱۵ تا تکنیک
‫جوری قلمبه میشه که کسی ندیده.»

06:15.418 --> 06:16.586
‫گندش بزنن.
‫وایسا ببینم، چی؟

06:16.627 --> 06:17.962
‫وایسا…

06:18.004 --> 06:18.921
‫نه

06:18.963 --> 06:22.550
‫نه، نه.
‫این… یه چیز دیگه‌ست

06:24.343 --> 06:26.554
‫- ضبط می‌کنه دیگه؟
‫- اینها کفش‌هاتن

06:26.596 --> 06:28.765
‫خیلی‌خب، میشه بگیریش سمت من؟

06:28.806 --> 06:29.849
‫این هم کلاراست

06:29.891 --> 06:32.310
‫پدر هانس زیگلر…

06:32.351 --> 06:33.978
‫این هم گربه‌ته

06:34.020 --> 06:36.814
‫تا الان فهمیدی
‫چیزی دست منه که…

06:36.856 --> 06:38.691
‫اینجا روی قلاده‌ش

06:38.733 --> 06:40.359
‫خیلی عاشقانه نوشته شده:

06:40.401 --> 06:44.113
‫«تحت محافظت و در آغوش پُرمِهرِ
‫دکتر آرتور شرودینگر»

06:44.155 --> 06:46.783
‫درسته؟

06:46.824 --> 06:49.535
‫این واسه من…

06:57.835 --> 06:59.962
‫کمکی از من برنمیاد. شرمنده

07:00.004 --> 07:01.589
‫آهای. آهای!

07:01.631 --> 07:04.133
‫آرتور، من مشغول یه مأموریت خیلی مهمم:

07:04.175 --> 07:06.386
‫می‌خوام جام مقدس رو پیدا کنم

07:06.427 --> 07:10.056
‫تا یه الگوریتم خطرناک قدرتمند رو،
‫که حتی می‌دونست تو اینجایی، از بین ببرم

07:10.098 --> 07:12.558
‫چون مثل اینکه…
‫خب، تو رو نجاتت دادن،

07:12.600 --> 07:14.185
‫ولی با پای خودت برگشتی اینجا؟

07:14.227 --> 07:15.978
‫البته… به من ربطی نداره.
‫هر کس نظر خودش رو داره

07:16.020 --> 07:18.606
‫ولی اگه کلارا رو می‌شناسی…
‫که می‌دونم این‌طوره…

07:18.648 --> 07:20.733
‫می‌تونی بهمون کمک کنی

07:20.775 --> 07:21.984
‫شوخیت گرفته؟ خداییش؟

07:22.026 --> 07:23.486
‫نمی‌دونم والا

07:23.528 --> 07:26.572
‫ولی، لیزی، به‌نظرم
‫بهتره بیخیالش بشیم، نه؟

07:26.614 --> 07:29.492
‫لیزی؟

07:29.534 --> 07:32.578
‫اسم کاملت الیزابته؟

07:32.620 --> 07:36.249
‫آره

07:36.290 --> 07:38.418
‫الیزابت اَبوت؟

07:38.459 --> 07:41.879
‫تو هم پرستون وایلی هستی؟

07:41.921 --> 07:43.923
‫تو اسم ما رو از کجا می‌دونی؟

07:43.965 --> 07:48.886
‫من می‌خواستم از دردسر خلاص‌تون کنم
‫ولی خودتون اومدید سراغم

07:48.928 --> 07:51.013
‫دردسر… نه، نه.
‫نمی‌خوایم ما رو از دردسر خلاص کنی

07:51.055 --> 07:53.391
‫فقط… بهمون بگو کلارا کجاست؛

07:53.433 --> 07:54.851
‫بعدش میریم پی کارمون

07:54.892 --> 07:58.229
‫کلارا از چیزی که خیال می‌کنید نزدیک‌تره

07:58.271 --> 08:02.525
‫ولی قبل از اینکه جای کلارا رو بهتون بگم،

08:02.567 --> 08:07.530
‫باید براتون توضیح بدم که کیه

08:07.572 --> 08:10.742
‫قبل از تعریف داستان کلارا،

08:10.783 --> 08:13.745
‫باید بهتون اخطار بدم

08:13.786 --> 08:17.915
‫اگه بخواید خودتون رو
‫درگیر این ماجرا کنید،

08:17.957 --> 08:19.834
‫عواقبش دامن‌گیرتون میشه

08:25.423 --> 08:28.259
‫مطمئنی دیگه؟

08:28.301 --> 08:29.635
‫آره، مطمئنم

08:29.677 --> 08:30.678
‫خیلی‌خب

08:30.720 --> 08:32.346
‫اگه بمونی، من هم می‌مونم

08:32.388 --> 08:34.015
‫باشه

08:36.934 --> 08:39.043
‫پس عواقبش پای خودتون

08:40.000 --> 08:45.500
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

08:49.576 --> 08:50.865
‫پروتئین‌ داره

08:51.071 --> 08:52.375
‫واسه کون هم مُفیده

08:55.036 --> 08:56.723
‫بپا نره تو گلوت…

08:58.385 --> 08:59.761
‫استخوونش

09:00.090 --> 09:01.106
‫روبه‌راهی؟

09:01.957 --> 09:03.944
‫اولین بار که کلارا رو دیدم،

09:04.020 --> 09:06.214
‫تازه از انجمن «خواهران سِکّه» جدا شده بود

09:06.255 --> 09:07.382
‫انجمن چی؟

09:07.423 --> 09:09.675
‫خواهران سکه

09:09.717 --> 09:12.387
،‫یه سازمان سِرّی

09:12.428 --> 09:15.431
‫محافظان عتیقه.
‫همون جام مقدس

09:15.473 --> 09:17.809
‫همون… زن‌های بانکدار

09:17.850 --> 09:19.352
‫- محض رضای سگ
‫- نه، نه

09:19.394 --> 09:20.812
‫- اصلاً تو باغ هستید؟
‫- چرا، زن‌های بانکدار رو می‌شناسیم

09:20.853 --> 09:23.053
‫- زن‌های بانکدار رو می‌شناسیم
‫- می‌شناسیم‌شو…

09:29.112 --> 09:31.362
‫چطوره از اول ماجرا شروع کنی؟

09:33.658 --> 09:36.494
‫روزی روزگاری،

09:36.536 --> 09:38.162
‫دختربچه‌ای بود که

09:38.204 --> 09:42.291
‫موهای قرمز و آتشینی داشت

09:46.467 --> 09:48.967
‫« سال ۱۹۸۲ »

10:04.105 --> 10:06.315
‫می‌دونم هنوز کوچیکه

10:06.357 --> 10:08.359
‫مزاحمتی درست نمی‌کنه

10:08.401 --> 10:09.986
‫باید بری تو

10:10.027 --> 10:11.863
‫منتظرن، ماتیلدا

10:15.700 --> 10:16.826
‫وایسا ببینم

10:16.868 --> 10:19.871
‫ماتیلدا هم موهاش قرمزه،

10:19.912 --> 10:21.873
‫پوستش معرکه‌ست و ‫چاقو داره؟

10:21.914 --> 10:23.040
‫ماتیلدا رو از کجا می‌شناسی؟

10:23.082 --> 10:24.125
‫لیزی زد ناکارش کرد

10:24.167 --> 10:26.586
‫نه، نکردم. من دنبالش می‌کردم؛

10:26.627 --> 10:28.171
‫به خیالم اون کلاراست

10:28.212 --> 10:31.340
‫نه. نه، اون کلارا نیست

10:31.382 --> 10:33.176
‫ولی ماتیلدا…

10:33.217 --> 10:34.260
‫مامان؟

10:35.970 --> 10:38.389
‫سرِ کار بهم نگو مامان

10:38.431 --> 10:41.142
‫ماتیلدا مادرشه؟
‫انتظار اینو نداشتم

10:41.184 --> 10:42.226
‫من داشتم

10:42.268 --> 10:44.520
‫ماتیلدا مادر کلارا هست،

10:44.562 --> 10:47.982
‫منتها رفتارش عین همه‌ی مادرها نبود

10:48.024 --> 10:50.401
‫کلارا، سر جات می‌شینی؛

10:50.443 --> 10:53.446
‫اصلاً و ابداً هم از اون درها رد نمیشی

11:01.579 --> 11:04.290
‫صد درصد از اون درها رد میشه

11:04.332 --> 11:06.334
‫آره، لیزی هم حریم خصوصی سرش نمیشه

11:06.375 --> 11:07.627
‫ماجرا یه‌جورایی واسه‌ش تکراریه

11:07.668 --> 11:08.961
‫تکراری؟

11:09.003 --> 11:10.922
‫دست خودت نیست.
‫درِ بسته؟

11:10.963 --> 11:12.382
‫- نه
‫- شوخی می‌کنی دیگه؟

11:12.423 --> 11:14.300
‫من که حتی کادوهاش رو
‫بسته‌بندی نمی‌کردم

11:14.342 --> 11:15.927
‫ایشون دزدکی نگاه می‌کنه

11:15.968 --> 11:18.096
‫چون هدیه‌هات همیشه‌ی خدا افتضاح بود

11:18.137 --> 11:19.597
‫از تمام هدیه‌هام هم بدت نمی‌اومد

11:19.639 --> 11:21.140
‫چی داری…

11:21.182 --> 11:22.732
‫- آره، شنیدی دیگه
‫- بس کن

11:24.394 --> 11:25.478
‫شرمنده

11:25.520 --> 11:26.854
‫لطفاً ادامه بده

11:26.896 --> 11:28.731
‫ممنون

11:32.110 --> 11:34.112
‫کلارا که اون روز طولانی تابستونی رو

11:34.153 --> 11:37.115
‫در محل کادر مادرش می‌گذروند،

11:37.156 --> 11:40.368
‫چیزهای عجیبی دید

11:47.166 --> 11:48.751
‫جام… دست اون زنه‌ست

11:48.793 --> 11:50.086
‫توی شکمِ قلابیش بود

11:50.128 --> 11:51.462
‫لب رودخونه اینو دیدم!

11:51.504 --> 11:52.755
‫پس جنابعالی حق اظهار نظر داری؛

11:52.797 --> 11:54.507
‫- ولی من باید خفه‌خون بگیرم؟
‫- بی‌زحمت جفت‌تون…

11:54.549 --> 11:57.677
‫می‌خوام اون چیزهای عجیب و غریب رو
‫توصیف کنم

11:57.719 --> 11:59.470
‫شرمنده. بفرما

12:11.858 --> 12:13.067
‫مامان؟

12:18.072 --> 12:21.451
‫خب، کلارا می‌تونست داد بزنه،

12:21.492 --> 12:23.578
‫تا مادرش بفهمه اونو با خودش نبُرده

12:23.619 --> 12:26.539
‫ولی آره، درست میگی

12:26.581 --> 12:30.001
‫از اون درهای کوفتی رد شد

12:30.043 --> 12:33.171
‫و چیزهایی که اون داخل دید

12:33.212 --> 12:37.008
‫زندگیش رو برای همیشه عوض کرد

12:55.860 --> 12:58.196
‫پایبندی به قوانین این‌قدر برات سخته؟

12:58.237 --> 13:00.087
‫بهت گفتم نیای این تو، کلارا!

13:01.824 --> 13:04.285
‫حالا باید بکُشمت

13:04.327 --> 13:06.162
‫- پشمام!
‫- وای! چی؟

13:06.204 --> 13:08.206
‫یعنی دختر خودش رو کُشت؟

13:08.247 --> 13:09.624
‫- اوضاع زود بهم ریخت
‫- نه. این که نشد

13:09.665 --> 13:10.917
‫- نه، نه، وایسا. دندون رو جیگر بذار
‫- واقعاً دخل بچه‌ی خودش رو…

13:10.958 --> 13:12.752
‫نه… نه، کلارا رو نکُشت

13:12.794 --> 13:15.713
‫اما بعدش، ماتیلدا مجبور شد که

13:15.755 --> 13:19.675
‫دخترش رو به دست سرنوشتی سیاه‌تر بسپاره

13:19.717 --> 13:22.178
‫من بانکدار نیستم، کلارا

13:22.220 --> 13:24.680
‫من جزو خواهران سکه‌ام

13:27.558 --> 13:30.395
‫عضو یه سازمان سِری زنانه‌ام که

13:30.436 --> 13:32.563
‫قرن‌ها در پوششِ کارمندان مؤسسات مالی

13:32.605 --> 13:34.690
‫مشغول به فعالیت بودن تا

13:34.732 --> 13:41.948
‫هدف‌شون، یعنی حافظت از عتیقه، برملا نشه

13:43.116 --> 13:45.952
‫عتیقه هزار سال پیش
‫به دست ما رسید؛

13:45.993 --> 13:48.329
‫اون زمان دو تا از حواریون

13:48.371 --> 13:51.541
‫که ادعای مالکیت جام رو داشتن،
‫تن به تن جنگیدن و

13:51.582 --> 13:53.459
‫هر دو کُشته شدن

13:53.501 --> 13:55.336
‫این‌طور شد که بیوه‌هاشون

13:55.378 --> 13:58.256
‫عتیقه رو به امانت نگه داشتن

13:58.297 --> 14:01.008
‫اونها شدن اولین خواهران؛

14:01.050 --> 14:04.095
‫بانکدارهایی که مسئول
‫مراقبت از عتیقه شدن

14:04.137 --> 14:06.347
‫آخه این که فقط یه کاسه‌ست

14:06.389 --> 14:08.349
‫چرا نیاز به مراقبت داره؟

14:08.391 --> 14:12.687
‫چون یه کاسه‌ی عادی نیست، کلارا

14:15.189 --> 14:17.275
‫خصلت خاصی داره

14:17.316 --> 14:21.070
‫اگر درست ازش محافظت نشه،

14:21.112 --> 14:23.906
‫اتفاق‌های بدی می‌افته

14:23.948 --> 14:28.077
‫پس آتش‌فشان پمپی
‫به‌خاطر جام فوران کرد؟

14:28.119 --> 14:30.455
‫خب، خواهران که همچین نظری داشتن

14:30.496 --> 14:34.625
‫گویا موقع فوران آتش‌فشان
‫جام همون دور و بر بوده

14:34.667 --> 14:37.879
‫برای همین اساسنامه‌ی حفاظت رو نوشتن

14:37.920 --> 14:41.632
‫قوانینی که باید رعایت بشن
‫تا کاسهه آروم بگیره

14:41.674 --> 14:43.926
‫پس عین یه بچه با اون کاسه رفتار می‌کنن؟

14:43.968 --> 14:45.386
‫حکم مادرش رو دارن

14:45.428 --> 14:47.138
‫دقیقاً

14:47.180 --> 14:48.931
‫به اعتقاد خواهران

14:48.973 --> 14:50.349
‫نقض اون قوانین،

14:50.391 --> 14:52.018
‫عواقب بدی داره

14:52.060 --> 14:56.481
‫پس اگر جام دائماً در حرکت نباشه،

14:56.522 --> 15:00.234
‫به‌عنوان مثال، بوی بدی ساطع می‌کنه

15:00.276 --> 15:03.237
‫عجب، پس جام‌کوچولو بهونه می‌گیره

15:03.279 --> 15:04.864
‫و باید ببریدش دور دور

15:04.906 --> 15:06.115
‫تا خراب‌کاری نکنه

15:06.157 --> 15:07.492
‫پسرجان، قوانین رو مسخره نکن،

15:07.533 --> 15:10.787
‫مخصوصاً مهم‌ترین قانون رو

15:10.828 --> 15:14.415
‫نوشیدن از جام ممنوع

15:14.457 --> 15:16.626
‫چرا این کارو می‌کنی، مامان؟

15:16.667 --> 15:19.712
‫چرا اون کاسه این‌قدر برات مهمه؟

15:19.754 --> 15:24.425
‫چون من هم عین مادرم سوگند خوردم

15:24.467 --> 15:26.677
‫چون خودم گفتم ازش محافظت می‌کنم

15:28.388 --> 15:30.223
‫کلارا، تو به‌درد عضویت توی انجمن نمی‌خوری

15:30.264 --> 15:31.474
‫آخه برای خدمت به عتیقه

15:31.516 --> 15:33.684
‫باید هر کاری لازمه بکنی

15:38.231 --> 15:40.066
‫ولی الان که این چیزها رو دیدی،

15:40.108 --> 15:42.527
‫ترجیح میدم نکُشمت؛

15:42.568 --> 15:45.530
‫الان دیگه چاره‌ای جز تعلیمت ندارم

15:45.571 --> 15:48.074
‫تو اساسنامه‌ی حفاظت رو می‌خونی

15:48.116 --> 15:50.993
‫و انجام قوانینش رو یاد می‌گیری،

15:51.035 --> 15:53.621
‫هرچند شک دارم این‌کاره باشی

15:53.663 --> 15:55.873
‫پس سوگند می‌خورم که

15:55.915 --> 15:58.334
‫بهت ثابت کنم دراشتباهی، مامان

15:58.376 --> 16:02.463
‫به هر قیمتی که شده

16:04.298 --> 16:06.259
‫کلارا ۷ سالِ بعد رو

16:06.300 --> 16:07.552
‫توی یه آکادمی ویژه

16:07.593 --> 16:10.972
‫آموزش دید تا توانمندترین عضو
‫انجمن خواهران سکه بشه

16:11.013 --> 16:12.932
‫- یه آکادمی ویژه
‫- چه باحال

16:12.974 --> 16:14.308
‫یه‌چیزی تو مایه‌های هاگوارتزِ جام
‫(مدرسه جادوگری در هری پاتر)

16:14.350 --> 16:16.227
‫صحیح، جسارتاً میشه بریم سراغِ

16:16.269 --> 16:17.186
‫وقتی که پای تبلیغ کفش

16:17.228 --> 16:19.021
‫به داستان باز میشه؟ خواهشاً؟

16:19.063 --> 16:20.940
‫خیلی‌خب

16:20.982 --> 16:22.066
‫حتماً

16:22.108 --> 16:25.069
‫آن دَم که از آسمان آتش می‌بارَد،

16:25.111 --> 16:27.488
‫خواهران می‌بایست عتیقه را،

16:27.530 --> 16:30.700
‫که بدان خدمت می‌کنیم،

16:30.742 --> 16:33.286
‫در اختیار داشته،

16:33.327 --> 16:36.247
‫با جان و دل مراقبش باشند و هیچ‌گاه

16:36.289 --> 16:37.957
‫رهایش نکنند

16:37.999 --> 16:40.084
‫خواهران، کدام قانون

16:40.126 --> 16:43.921
‫به هیچ وجه نباید نقض بشه؟

16:43.963 --> 16:48.050
‫نوشیدن از جام ممنوع

16:51.220 --> 16:54.432
‫قبل از بررسی درآمد ۳ ماه اخیرمون،

16:54.474 --> 16:59.270
‫خواهر ماتیلدا یه پیشنهاد داره

17:00.313 --> 17:01.898
‫همون‌طور که همگی مستحضرید،

17:01.939 --> 17:04.484
‫طبق بند ۱۳ اساسنامه‌ی حفاظت

17:04.525 --> 17:07.320
‫هر سال حداقل ۱٪ از جمعیت جهان

17:07.361 --> 17:09.363
‫باید جام رو ببینن،

17:09.405 --> 17:13.242
‫تا مبادا از آسمان آتش بباره و این چیزها

17:13.284 --> 17:15.953
‫اما جمعیت جهان
‫به‌سرعت رشد کرده،

17:15.995 --> 17:20.541
‫حالا باید تضمین کنیم که
‫چشم ۷۵ میلیون نفر در سال

17:20.583 --> 17:22.794
‫به جام بیفته

17:22.835 --> 17:27.215
‫ما هم همچنان جام رو
‫به اقصی‌نقاط دنیا می‌بریم

17:27.256 --> 17:29.467
‫تا به این مقدار برسیم

17:29.509 --> 17:32.387
‫حالا، اگه بهتون بگم که

17:32.428 --> 17:39.894
‫می‌تونیم در یک لحظه ۷۵ میلیون بیننده
‫داشته باشیم چی؟

17:42.730 --> 17:45.358
‫چرنده

17:45.400 --> 17:46.984
‫نه، خواهر

17:47.026 --> 17:48.903
‫چرند نیست

17:51.322 --> 17:55.785
‫یه تبلیغ در حین سوپر بول،
‫(مسابقه‌ی قهرمانی لیگ فوتبال آمریکا)

17:55.827 --> 17:58.496
‫که نه تنها وسط مسابقه،

17:58.538 --> 18:01.457
‫بلکه ماه‌ها و سال‌ها بعد هم

18:01.499 --> 18:03.668
‫در سراسر دنیا پخش،

18:03.710 --> 18:07.672
‫و به‌حدی فراگیر میشه
‫که توی خواب هم نمی‌بینیم

18:07.714 --> 18:11.759
‫ما عتیقه رو به‌نحوی
‫توی خود تبلیغ مخفی می‌کنیم

18:11.801 --> 18:16.889
‫برای این کار، یه برند جذاب پیدا کردم؛

18:16.931 --> 18:19.892
‫باحال‌ترین کفش ورزشی دنیا،

18:19.934 --> 18:22.603
‫برندی که قراره نمادین بشه

18:22.645 --> 18:25.356
‫و محبوبیتش سر به فلک بکِشه

18:25.398 --> 18:28.484
‫شوالیه‌های بریتانیا

18:28.526 --> 18:30.403
‫پیش‌بندپوش!

18:32.280 --> 18:34.532
‫سکانس اول‌مون توی فرانسه‌ست، قرن ۱۴؛

18:34.574 --> 18:36.868
‫یه اعدام پر آب و تاب،

18:36.909 --> 18:41.330
‫در حالی که شوالیه‌های معبد
‫طُعمه‌ی حریق مشعل فرانسوی‌ها میشن…

18:41.372 --> 18:42.874
‫لازم نیست.
‫خودمون تبلیغه رو دیدیم

18:42.915 --> 18:45.084
‫نمی‌خواد سیر تا پیاز
‫صحبت‌هاش رو بهمون بگی، رفیق

18:45.126 --> 18:46.377
‫آره. سؤال من اینه که…

18:46.419 --> 18:48.671
‫کی قراره پولش رو بده؟

18:48.713 --> 18:51.299
‫وفادارترین پیش‌بندپوش‌مون، هانس

18:55.261 --> 18:56.888
‫- من؟
‫- بله، هانس

18:56.929 --> 19:00.516
‫تو به واتیکان نفوذ می‌کنی،
‫کشیش میشی

19:00.558 --> 19:02.894
‫و هر چی که
‫برای ساخت این تبلیغ لازمه رو

19:02.935 --> 19:05.605
‫واسه‌مون مهیا می‌کنی

19:05.646 --> 19:08.900
‫پدر زیگلر،
‫اسم خوش‌آواییه، مگه نه؟

19:13.821 --> 19:18.242
‫من برای انجمن خواهری
‫هر کاری می‌کنم،

19:18.284 --> 19:19.744
‫ولی چرا واتیکان؟

19:19.786 --> 19:21.662
‫چون اون قرمساق‌ها نمیذارن

19:21.704 --> 19:23.873
‫زن‌جماعت توی کلیسا کاره‌ای باشه

19:23.915 --> 19:26.250
‫تازه، واتیکان یه عالمه زمین داره؛

19:26.292 --> 19:27.585
‫واسه همین وقتی

19:27.627 --> 19:29.754
‫بهترین جا برای فیلم‌برداری رو پیدا کنی،

19:29.796 --> 19:32.590
‫یا واسه کمک مالی به ما
‫پول‌هاشونو کِش بری، بویی نمی‌برن

19:32.632 --> 19:36.761
‫می‌خوای کشیش بشم
‫تا ازشون دزدی کنم؟

19:36.803 --> 19:40.598
‫می‌خوام ساکت و حرف‌گوش‌کن باشی

19:42.016 --> 19:47.063
‫ماتیلدا، این زنه توی تبلیغ خودتی؟

19:47.105 --> 19:51.109
‫برای اینکه خیال‌مون
‫از امنیت عتیقه راحت باشه،

19:51.150 --> 19:53.403
‫خودم باید نویسندگی، کارگردانی،

19:53.444 --> 19:57.115
‫و بازی توی تبلیغ رو به‌عهده بگیرم

19:57.156 --> 19:59.200
این کارها از سنت گذشته

20:00.827 --> 20:04.122
‫اگه این کفش شوالیه‌های بریتانیا
‫این‌قدر که میگی باحاله،

20:04.163 --> 20:05.832
‫قهرمان داستان باید جوان باشه

20:05.873 --> 20:10.294
‫ما دنبال فروش
‫کفش ورزشی نیستیم‌ها، خب؟

20:10.336 --> 20:11.836
‫- فقط یه روشه برای…
‫- ببخشید

20:20.346 --> 20:22.473
‫من توش بازی می‌کنم

20:22.515 --> 20:25.393
‫به هیچ وجه

20:25.435 --> 20:26.811
‫من جوانم

20:26.853 --> 20:29.939
‫می‌تونید عتیقه رو بسپارید به من؛

20:29.981 --> 20:33.609
‫این‌طوری می‌تونی
‫روی کارگردانیت تمرکز کنی

20:33.651 --> 20:35.945
‫خب، این‌طوری مشکل حل میشه

20:35.987 --> 20:39.615
‫ماتیلدا، به شرطی موافقت می‌کنیم

20:39.657 --> 20:41.284
‫که کلارا هنرپیشه‌ی تبلیغ باشه

20:48.458 --> 20:50.001
‫همه موافقن؟

20:59.218 --> 21:00.970
‫تعداد خط‌ها بیشتره

21:01.012 --> 21:03.056
‫تبلیغ رو ضبط می‌کنیم

21:28.351 --> 21:31.562
‫« پس از ۳ سال و
‫خرج ۱۸ میلیون دلار پولِ بی‌زبان… »

21:37.048 --> 21:38.216
‫مرسی

21:40.635 --> 21:42.637
‫برو! سرم شلوغه

21:42.678 --> 21:46.766
‫مامان، باید باهات صحبت کنم

21:46.808 --> 21:49.811
‫چند تا سؤال راجع‌به…

21:51.729 --> 21:54.107
‫برو کنار

21:59.112 --> 22:03.241
‫مامان، همه‌ش…

22:03.282 --> 22:05.701
‫۲ ثانیه طول می‌کِشه

22:05.743 --> 22:07.078
‫سرم بدجور شلوغه، کلارا

22:07.120 --> 22:08.830
‫وقت ندارم تر و خشکت کنم

22:12.834 --> 22:16.462
‫همیشه از بیرون داری داخل رو نگاه می‌کنی

22:16.504 --> 22:18.005
‫ببخشید؟

22:18.047 --> 22:20.049
‫حتماً پیش‌بندپوش مادرت رو یادت میاد

22:20.091 --> 22:23.970
‫۱۵ سال نوکری به این راحتی‌ها
‫از ذهن کسی پاک نمیشه

22:24.011 --> 22:26.305
‫هانس؟

22:26.347 --> 22:27.765
‫آره، معلومه که یادمه

22:27.807 --> 22:30.810
‫چند وقت گذشته،
‫با این لباس‌ها نشناختمت…

22:30.852 --> 22:33.146
‫ثمره‌ی زحمت‌هامه

22:33.187 --> 22:36.274
‫وقتی مادرت من رو
‫برای انجام دستوراتش فرستاد واتیکان

22:36.315 --> 22:39.944
‫اولش دلخور بودم

22:39.986 --> 22:41.779
‫ولی الان درک می‌کنم که
‫باید این کارو می‌کردم

22:41.821 --> 22:43.322
‫تا به قابلیت‌هام پی ببرم

22:43.364 --> 22:47.618
‫می‌دونی، زندگی پُر از دَره،
‫مثل همین در

22:48.703 --> 22:51.038
‫آدم‌ها کلاً‌ دو دسته‌ان:

22:51.080 --> 22:52.790
‫دسته‌ای که بیرونن،

22:52.832 --> 22:54.625
‫و دسته‌ای که داخلن

22:57.086 --> 22:58.713
‫خیلی‌خب

23:02.133 --> 23:04.010
‫هانس، چرا اینجا وایسادی؟

23:04.052 --> 23:05.511
‫اون لباس مسخره رو دربیار

23:05.553 --> 23:06.637
‫برام چایی بیار

23:06.679 --> 23:09.348
‫لباس نیست

23:09.390 --> 23:12.727
‫یالا، هانس

23:12.769 --> 23:15.104
‫اطاعت، خانم. الساعه، بانو

23:17.482 --> 23:22.487
‫همیشه کاری‌ترین زخم‌ها رو
‫از نزدیکان‌مون می‌خوریم، نه؟

23:27.408 --> 23:28.701
‫کات!

23:33.206 --> 23:34.582
‫چرا بازیت بی‌روحه؟

23:34.624 --> 23:36.542
‫انتظار من بالاتر از این حرف‌هاست، کلارا

23:36.584 --> 23:37.877
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم، مامان

23:37.919 --> 23:40.546
‫خب، تمام تلاشت کافی نیست

23:42.423 --> 23:44.175
‫بوی گَنده واسه چیه؟

23:44.217 --> 23:47.011
‫شاید مال بازیِ فاجعه‌ی دختر منه

23:54.268 --> 23:55.853
‫خب، عالی شد

23:55.895 --> 23:58.439
‫حالا عتیقه رو ناراحت کردی

23:58.481 --> 23:59.941
‫از سر صحنه برید!

23:59.982 --> 24:03.403
‫باید یه هوایی به سرم بخوره.
‫سردرد بدی گرفتم

24:09.659 --> 24:11.702
‫موقع غروب بیا دیدنم

24:14.414 --> 24:18.084
‫بازم اون نوشته‌ی مرموز قدیمیِ
‫«موقع غروب بیا دیدنم»

24:18.126 --> 24:20.253
‫از اون حرکت‌های قدیمیه؛
‫خوب شد فهمیدم که

24:20.294 --> 24:23.423
‫رفیق‌مون هانس از اولش
‫یه شخصیت دیوث مشکوک کلیشه‌ای بوده

24:23.464 --> 24:25.508
‫ولی به‌نظرت کلارا با کمک هانس
‫جام رو دزدیده؟

24:25.550 --> 24:29.762
‫می‌خواید هِی برای خودتون تِزهای بدید،

24:29.804 --> 24:31.806
‫یا بقیه‌ی داستان رو بگم؟

24:31.848 --> 24:33.307
‫بفرما

24:57.290 --> 24:59.417
‫ردیف اول، جعبه‌ی چهارم از سمت چپ

25:16.934 --> 25:18.311
‫اینو از کجا پیدا کردی؟

25:18.352 --> 25:20.104
پیداش نکردم

25:20.146 --> 25:21.981
‫ساختمش

25:22.023 --> 25:25.526
‫یه صنعتگر کور
‫درست طبق مشخصاتی که بهش داده بودم

25:25.568 --> 25:26.986
‫این جام بدلی رو برام ساخت

25:27.028 --> 25:28.988
‫نمیشه از جام اصلی تشخیصش داد

25:29.030 --> 25:30.323
‫می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

25:30.364 --> 25:32.200
‫قرار نیست من باهاش کاری کنم، کلارا

25:32.241 --> 25:35.870
‫جز تو کسی حق نداره
‫به جام اصلی دست بزنه؛

25:35.912 --> 25:38.790
‫تو جام‌ها رو جابه‌جا می‌کنی

25:38.831 --> 25:40.124
‫و اصلیه رو واسه‌م میاری

25:40.166 --> 25:42.126
‫چرا باید همچین کاری برات بکنم؟

25:44.253 --> 25:47.465
‫فقط واسه من نیست، کلارا

25:47.507 --> 25:49.300
‫واسه هردومونه

25:49.342 --> 25:52.220
‫ما همیشه دنبال نظر مثبتِ ماتیلدا بودیم،

25:52.261 --> 25:55.306
‫ولی به‌خاطر اون کاسه‌ی لعنتی
‫آرزومون رو به گور می‌بریم

25:55.348 --> 25:58.017
‫جام قدرت خارق‌العاده‌ای داره

25:58.059 --> 26:00.978
‫توی این چند قرن خیلی‌ها
‫تلاش کردن از بینش ببرن،

26:01.020 --> 26:04.524
‫ولی فقط واتیکان منابع لازم
‫برای نابودی دائمیش رو

26:04.565 --> 26:06.234
‫در اختیار داره

26:06.275 --> 26:08.194
‫با این کار،

26:08.236 --> 26:09.987
‫بار محافظت از جام هم از روی دوشِ

26:10.029 --> 26:11.364
‫ماتیلدا و خواهران برداشته میشه

26:11.406 --> 26:15.243
‫کلارا، اون‌وقت

26:15.284 --> 26:18.746
‫بالاخره جفت‌تون می‌تونیم
‫به محبتی که حق‌مونه برسیم

26:28.089 --> 26:30.091
‫چرا باید بهت اعتماد کنم؟

26:32.760 --> 26:37.557
‫کلارا، چون

26:37.598 --> 26:39.225
‫من پدرتم

26:43.020 --> 26:44.731
‫می‌دونستم‌ها!

26:44.772 --> 26:45.940
‫خب خودت داستان رو تعریف کن، چطوره؟

26:45.982 --> 26:47.108
‫- نه، نه، نه
‫- خیلی…

26:47.150 --> 26:48.860
‫کارش حرف نداره. ترکوندی

26:48.901 --> 26:50.111
‫کارت عالیه

26:51.946 --> 26:53.281
‫دروغ میگی

26:53.322 --> 26:57.994
‫مادر من هیچ‌وقت قانون
‫منعِ زِنا با پیش‌بندپوش‌ها رو دور نمی‌زنه

26:58.035 --> 27:00.747
‫اگه خیال کردی
‫من این‌قدر بی‌مسئولیتم

27:00.788 --> 27:02.540
‫که سوگند وفاداریم
‫به انجمن خواهری رو زیر پا بذارم،

27:02.582 --> 27:04.834
‫کور خوندی

27:04.876 --> 27:07.128
‫اگه با این جام بدلیت

27:07.170 --> 27:08.546
‫دور و برِ عتیقه ببینمت،

27:08.588 --> 27:11.632
‫بدون هیچ تعللی سرت رو می‌زنم

27:11.674 --> 27:13.760
‫حتماً خبر داری که

27:13.801 --> 27:16.429
‫مشغول تمرین بودم

27:25.335 --> 27:27.335
‫دخل این پتیاره‌ها رو بیارید!

27:37.158 --> 27:38.785
خیلی‌خب، شروع کنیم

27:40.536 --> 27:42.538
!حرکت

27:42.580 --> 27:44.290
‫باید ازش حفاظت کنی

27:44.332 --> 27:47.043
‫جام رو به دست خواهرهامون برسون
‫که اون طرف دریان…

27:47.085 --> 27:48.920
‫خودشون می‌دونن باهاش چیکار کنن

27:50.671 --> 27:52.465
بهم قول بده

27:53.007 --> 27:56.010
،از سر عشق و تعهدم نسبت به تو

27:56.052 --> 27:58.137
سوگند می‌خورم به خواسته‌ات عمل کنم

28:00.431 --> 28:01.557
!کات

28:02.850 --> 28:04.310
از اول

28:04.352 --> 28:05.394
!حرکت

28:05.395 --> 28:06.895
…از سر عشق و تعهدم -
!کات -

28:06.896 --> 28:08.314
…سوگند می‌خورم به -
!کات -

28:08.356 --> 28:09.640
…سوگند می‌خورم به

28:09.649 --> 28:11.109
!کات -
از اول -

28:11.150 --> 28:12.485
خدای من. از اول

28:12.527 --> 28:16.154
،از سر عشق و تعهدم نسبت به تو
سوگند می‌خورم به خواسته‌ات عمل کنم

28:16.155 --> 28:18.991
!نه، نه، نه، نه

28:19.033 --> 28:20.743
هنوزم باورم نمیشه

28:20.785 --> 28:24.038
چطوریـه که نمی‌تونی
احساسات واقعی نشون بدی؟

28:24.080 --> 28:25.456
این زن برات عزیزه

28:25.498 --> 28:28.334
چرا لحظات آخر عمرش
ازش مراقبت نمی‌کنی؟

28:28.376 --> 28:32.338
تو کی هستی که درباره‌ی
مراقبت کردن اُرد بدی؟

28:34.924 --> 28:37.260
صحنه رو خالی کنید

28:37.301 --> 28:38.678
همتون

28:38.720 --> 28:40.430
جز تو

28:42.265 --> 28:44.165
به نظرم کارت عالیـه

28:55.820 --> 29:00.700
نمی‌دونم دیگه چقدر می‌تونم اینو تحمل کنم

29:00.742 --> 29:03.828
من هم محدودیت‌های خودمو دارم

29:03.870 --> 29:05.580
جدی میگم

29:13.755 --> 29:15.423
دارم می‌میرم

29:16.716 --> 29:18.176
چی؟

29:22.138 --> 29:27.060
من…یه سری سردرد داشتم

29:27.101 --> 29:31.314
پس…رفتم دیدن یه دکتر

29:31.355 --> 29:36.194
یه متخصص که یه سری آزمایش کرد

29:36.235 --> 29:38.780
…متأسفانه نتایجش

29:42.533 --> 29:46.496
خب، کار زیادی نمی‌تونن بکنن

29:46.537 --> 29:51.959
…به‌خاطر وضعیتم مجبور شدم

29:52.001 --> 29:55.546
به وظیفه‌ام فکر کنم

29:55.588 --> 29:59.092
همینطور به میراثم

29:59.133 --> 30:01.594
میراثم تویی، کلارا

30:19.237 --> 30:20.696
یه لحظه وقت می‌خوای؟

30:24.075 --> 30:26.119
نه

30:26.160 --> 30:27.328
ضبط کنیم

30:29.080 --> 30:32.041
ضبط می‌کنیم

30:32.083 --> 30:34.377
!و…حرکت

30:34.669 --> 30:37.755
‫باید ازش حفاظت کنی

30:37.797 --> 30:41.092
‫جام رو به دست خواهرهامون برسون
‫که اون طرف دریان…

30:41.134 --> 30:44.137
‫خودشون می‌دونن باهاش چیکار کنن

30:44.178 --> 30:45.638
بهم قول بده

30:45.680 --> 30:50.810
،از سر عشق و تعهدم نسبت به تو

30:51.978 --> 30:54.522
سوگند می‌خورم به خواسته‌ات عمل کنم

31:03.114 --> 31:04.407
خیلی‌خب، خوبـه

31:04.449 --> 31:06.743
ادامه بدیم

31:10.955 --> 31:14.500
…بریم سر

31:16.252 --> 31:18.880
،کلارا، این پلتفرمی که ساختیم

31:18.921 --> 31:21.174
زیر آب ادامه داره

31:21.215 --> 31:24.677
پس فقط باید اینجا بدوئی

31:24.719 --> 31:27.263
ولی از اینجا به بعد میری زیر آب

31:27.305 --> 31:28.389
سؤالی نداری؟

31:28.431 --> 31:31.350
نه. من…آماده‌ام

31:31.392 --> 31:32.977
!همه به جای خود

31:33.019 --> 31:35.229
!سریع، سریع، سریع، سریع

31:36.731 --> 31:37.940
کجاست؟

31:37.982 --> 31:39.484
چی کجاست؟

31:39.525 --> 31:41.527
بدلی که بهت نشون دادم، نیستش

31:41.569 --> 31:43.780
فقط هم تو می‌دونستی
کجا قایمش کردم

31:43.821 --> 31:46.074
بدلت رو می‌خوام چیکار؟

31:46.115 --> 31:48.326
من یه خواهر سکه‌ی وفادارم

31:48.367 --> 31:51.079
،ولی اگه حس می‌کنی دارایی‌هات رو دزدیدن

31:51.120 --> 31:54.373
بهتره الساعه به حراست خبر بدی

31:54.415 --> 31:55.875
!همین الان پسش بده

31:55.917 --> 31:57.335
!هی، هانس

31:57.377 --> 32:01.589
انقدر حواس بازیگرم رو پرت نکن و
برام چایی بیار. ارل گری باشه

32:01.631 --> 32:02.590
!خودت بیارش

32:08.596 --> 32:10.223
چی؟

32:13.267 --> 32:17.105
من همه‌ی اینا رو ممکن کردم

32:17.146 --> 32:18.981
من سال‌ها توی واتیکان موندم و

32:19.023 --> 32:22.360
کلی پول جابجا کردم تا خرج
این تبلیغ رو داشته باشی

32:22.402 --> 32:23.778
من اینجا رو بین دارایی‌های

32:23.820 --> 32:25.905
مخفی‌شون پیدا کردم و اونوقت اینطوری

32:25.947 --> 32:27.240
بابت نوکری‌هام تشکر می‌کنی؟

32:27.281 --> 32:29.826
نه، من الان کشیشم و

32:29.867 --> 32:33.621
برمی‌گردم جایی که احترامی که
حقمـه رو برام قائل میشن

32:36.040 --> 32:37.917
حراست

32:39.794 --> 32:41.587
،نمی‌دونم نقشه‌ات چیـه ولی وقتی عملیش کردی

32:41.629 --> 32:43.756
با تمام قدرت واتیکان میام دنبالت

32:43.798 --> 32:45.883
!سوگند می‌خورم

32:45.925 --> 32:47.802
!ولم کنید

32:50.430 --> 32:51.973
!همه برگردید سر کارتون

32:52.014 --> 32:54.058
!داریم نور رو از دست میدیم

32:56.227 --> 32:57.770
مرسی

33:03.735 --> 33:05.319
سکوت رو رعایت کنید

33:05.361 --> 33:07.488
کلارا، آماده‌ای؟

33:09.157 --> 33:11.659
ضبط کنید

33:11.701 --> 33:13.870
سه، دو، یک

33:13.911 --> 33:17.165
!حرکت

33:35.016 --> 33:36.017
!کات

34:03.669 --> 34:05.338
خوبـه

34:05.380 --> 34:06.730
گرفتیم. تمومـه

34:21.896 --> 34:24.607
،جام رو زیر آب با بدلش عوض کرد

34:24.649 --> 34:26.150
مگه نه؟ -
معلومـه دیگه -

34:26.192 --> 34:30.321
شماها نمی‌تونید عین آدم گوش کنید، نه؟

34:32.532 --> 34:36.536
،پس بعد ۲۶ روز

34:36.577 --> 34:39.247
،سه جراحت جدی
دوتا طراح تولید و

34:39.288 --> 34:43.501
…هجده میلیون دلار پول واتیکان -
عجب -

34:43.543 --> 34:46.337
ماتلیدا و خواهران سکه موفق شدن

34:46.379 --> 34:50.466
بلندپروازانه‌ترین تبلیغ تاریخ رو تکمیل کنن

34:53.261 --> 34:54.762
بله؟

34:54.804 --> 34:56.404
چرا تابحال کسی ندیدتش؟

34:58.141 --> 35:01.269
خب، تابلو نیست؟

35:01.310 --> 35:02.937
نه

35:02.979 --> 35:04.981
نه؟

35:05.022 --> 35:06.441
بگم؟

35:07.900 --> 35:09.527
می‌خوایم بدونیم

35:13.281 --> 35:17.231
‫جام رو به دست خواهرهامون برسون که اون طرف دریان.
.خودشون می‌دونن باهاش چیکار کنن

35:39.015 --> 35:42.560
،گاهی، در پایان راه

35:42.602 --> 35:45.605
،وقتی به ظاهر امیدی وجود ندارد

35:45.646 --> 35:48.149
معجزه می‌شود

35:59.827 --> 36:03.039
خیلی…تحسین‌برانگیز بود

36:03.081 --> 36:06.667
ولی یکم گیج شدم

36:06.709 --> 36:08.169
چطور مگه؟

36:08.211 --> 36:11.839
من یه شاهکار تحویل شوالیه‌های بریتانیا دادم و

36:11.881 --> 36:15.343
شما فقط باید وسط «سوپر بول» پخشش کنید

36:15.385 --> 36:16.469
ولی مسئله اینـه

36:16.511 --> 36:18.096
ما شما رو برای این کار استخدام نکردیم

36:18.137 --> 36:20.848
این اولین باریـه که شما رو می‌بینیم

36:20.890 --> 36:23.017
بله، ولی من با یکی
توی دفترتون صحبت کردم

36:23.059 --> 36:25.895
ایشون خیلی مشتاق این پروژه بودن

36:25.937 --> 36:28.731
فکر کنم اسمشون…برایان بود

36:39.992 --> 36:41.285
برایان کارآموز ماست

36:45.706 --> 36:49.001
ولی من از جونم مایه گذاشتم

36:49.043 --> 36:51.546
.همینطوری هم بهتون میدمش
.هدیه‌ست. رایگانـه

36:51.587 --> 36:53.589
شرمنده. نمی‌تونیم قبول کنیم

37:05.351 --> 37:09.355
ازشون اجازه نگرفتی؟

37:09.397 --> 37:12.191
…اگه هر بار توی عمرم اجازه می‌خواستم

37:12.233 --> 37:14.736
بس کن، ماتیلدا

37:14.777 --> 37:19.073
حماقتت برامون خیلی گرون تموم شده

37:19.115 --> 37:23.494
ولی یه نفر هم قرار نیست
عتیقه رو ببینه

37:23.536 --> 37:26.998
این یعنی باید سه برابر
تلاش کنیم تا دیده بشه

37:31.210 --> 37:34.005
این ماجرا باید فراموش بشه

37:34.047 --> 37:38.051
تک‌تک کفش‌های لعنتی رو چال کنید

37:38.092 --> 37:44.724
اگر هم دنیا یه فریم از این
،تلاش مضحک رو ببینه

37:44.766 --> 37:50.146
مطمئن میشم از این انجمن تبعید شی

38:03.242 --> 38:07.121
،از سر عشق و تعهدم نسبت به تو
سوگند می‌خورم به خواسته‌ات عمل کنم

38:10.666 --> 38:12.752
دیالوگم رو حذف کردی

38:17.173 --> 38:18.591
حرف‌هاتو باور نکردم

38:18.633 --> 38:21.010
ولی من حرف‌های تو رو کردم

38:23.805 --> 38:27.141
واقعاً رو به مرگ نیستی، مگه نه؟

38:27.183 --> 38:29.560
به هر قیمتی که شده

38:46.369 --> 38:47.495
استعفا نامه‌ام

38:52.625 --> 38:55.336
قبولش نمی‌کنم

38:55.378 --> 38:57.797
تو اخراجی، کلارا

38:57.839 --> 39:00.842
از اینجا برو، دیگه هم پیدات نشه

39:03.052 --> 39:07.849
،از سر عشق و تعهدم نسبت به تو

39:07.890 --> 39:11.060
سوگند می‌خورم به خواسته‌ات عمل کنم

39:15.231 --> 39:16.691
خداحافظ، مامان

39:23.906 --> 39:26.743
،پس جام رو عوض کرد تا مادرش رو دور بزنه

39:26.784 --> 39:28.703
،ولی مادرش نفهمید عوضش کرده

39:28.745 --> 39:32.373
پس اصلاً چرا زحمت کشید دورش بزنه؟

39:32.415 --> 39:33.416
آها، آره

39:33.458 --> 39:34.792
مسائل مادری

39:34.834 --> 39:36.210
مادر لیزی با تیرکمون زدش

39:36.252 --> 39:37.503
یجورایی هنوز سرش مشکل داره

39:37.545 --> 39:38.463
باشه، باشه، باشه

39:38.504 --> 39:39.547
نمی‌خوام درباره‌ی خودم حرف بزنم

39:39.589 --> 39:42.050
تو کِی وارد این قصه میشی؟

39:44.177 --> 39:46.345
آها، آره

39:46.387 --> 39:51.392
وقتشـه که من و آپولو وارد صحنه بشیم

40:08.701 --> 40:10.161
ساعت کاری تموم شده

40:10.203 --> 40:13.289
متأسفانه باید فردا برگردی

40:13.331 --> 40:15.374
…آم

40:15.416 --> 40:18.419
من از دانشجوهاتون نیستم، پروفسور

40:18.461 --> 40:20.963
اسمم کلاراست

40:21.005 --> 40:24.300
من دختر ماتیلدا لافلر هستم

40:26.094 --> 40:27.929
…و اینکه

40:27.970 --> 40:30.932
دختر شما هستم

40:30.973 --> 40:33.434
!می‌دونستم -
یعنی چی؟ -

40:33.476 --> 40:34.602
می‌دونستم -
چی؟ -

40:34.644 --> 40:35.937
نمی‌دونستی -
می‌دونستم -

40:35.978 --> 40:37.688
وقتی کشیشـه هم گفت پدرشـه همینو گفتی

40:37.730 --> 40:39.190
اونو هم می‌دونستم -
نمی‌دونست -

40:39.232 --> 40:42.944
،اینو هم می‌دونستم که کشیش دروغ گفت

40:42.985 --> 40:46.948
می‌دونی، چون جناب ریشو پدر واقعیشـه

40:46.989 --> 40:48.991
باورم نمیشه پدرشی

40:49.033 --> 40:50.952
…آره. من باورم میشه، ولی

40:50.993 --> 40:55.104
آره، خب، من خودم اونموقع
خبر نداشتم، مگه نه؟

40:55.180 --> 40:57.834
باور کنید کشف مهمی هم بود

40:57.910 --> 41:00.788
اصلاً کلارا از کجا می‌دونست کجایی؟

41:01.796 --> 41:03.965
نامه‌هات رو پیدا کردم

41:04.006 --> 41:06.551
،مادرم قایمشون کرده بود

41:06.592 --> 41:09.804
ولی بچه که بودم، پیداشون کردم

41:09.846 --> 41:12.849
بعید می‌دونم درباره‌ی من
بهت چیزی گفته باشه

41:14.684 --> 41:16.436
نگفته

41:16.477 --> 41:17.979
مسئله شخصی نبوده

41:18.020 --> 41:22.150
داشتن رابطه با یه غریبه بی‌احتیاطی بوده

41:22.191 --> 41:24.527
انجمن خواهران ممنوعش کرده

41:24.569 --> 41:26.112
انجمن خواهران؟

41:26.154 --> 41:28.906
خواهران سکه؟

41:28.948 --> 41:31.576
…اونا یه -
سازمان مخفی‌ان -

41:31.617 --> 41:33.494
قسم خوردن از عتیقه حفاظت کنن

41:33.536 --> 41:35.788
دیدی؟ حواس‌مون هست

41:35.830 --> 41:37.749
چرا اومد سراغ تو، آرتور؟

41:40.084 --> 41:43.087
چون دانشمندم

41:43.129 --> 41:45.923
اگه انقدر که توی نامه‌هات نوشتی
،مادرم رو دوست داشتی

41:45.965 --> 41:48.092
حق داری بدونی چرا غیبش زد

41:48.134 --> 41:52.013
،اون توانایی عشق ورزیدن به کسی رو نداره

41:52.055 --> 41:55.266
نه تا وقتی این وجود داره

41:58.770 --> 42:01.397
عتیقه‌ی بدنام -
آره -

42:01.439 --> 42:04.525
تنها چیزی که تابحال برای
ماتیلدا لافلر مهم بوده

42:04.567 --> 42:09.030
کل زندگیش حول محور حفاظت از این می‌چرخه

42:09.072 --> 42:11.783
واسه همین باید کمکم کنی نابودش کنم

42:11.824 --> 42:13.785
…من…نمیـ

42:13.826 --> 42:15.369
نمی‌فهمم کمک منو می‌خوای چیکار

42:15.411 --> 42:16.704
چکش رو امتحان کردی؟

42:16.746 --> 42:18.915
عملاً همه چی رو امتحان کردم

42:18.956 --> 42:20.750
این یه کاسه‌ی معمولی نیست

42:20.792 --> 42:25.046
چون جام مقدسـه

42:25.088 --> 42:30.218
آزمایشگاه فیزیک این دانشگاه
یه لیزر هرکول داره، درستـه؟

42:30.259 --> 42:31.969
بله

42:32.011 --> 42:36.974
ما لیزر رو می‌گیرم روی عتیقه

42:37.016 --> 42:40.186
،اگه یه خراش روش ایجاد کرد

42:40.228 --> 42:42.897
دیگه من رو نمی‌بینی

42:42.939 --> 42:47.485
،ولی اگه کاسه چیزیش نشد

42:47.527 --> 42:52.448
باید عهد کنی که کمک می‌کنی
جام رو نابود کنم

42:52.490 --> 42:59.414
دختر عزیز، اون لیزر
کاسه‌ات رو سوراخ می‌کنه

42:59.455 --> 43:00.790
پس عهد کن

43:06.963 --> 43:09.549
باشه. چرا که نه؟

43:09.590 --> 43:14.595
من عهد می‌کنم کمکت کنم
،جام مقدس رو نابود کنی

43:14.637 --> 43:19.058
به هر قیمتی که شده

43:19.851 --> 43:22.645
به هر قیمتی که شده

43:27.775 --> 43:29.527
پس بیا شروع کنیم

43:46.044 --> 43:48.880
عینکت رو بزن

44:28.002 --> 44:31.047
یعنی چی؟

44:38.054 --> 44:40.223
خیلی‌خب، رسیدیم

44:40.264 --> 44:42.392
اتاقت اینجاست

44:46.354 --> 44:48.523
خیلی گربه دوست داری

44:50.274 --> 44:52.735
نه، نه، راستش علاقه‌ای به گربه‌ها ندارم

44:52.777 --> 44:55.113
همکارهام فکر می‌کنن خیلی بامزه‌ست که

44:55.154 --> 44:57.407
…بهم چیزای گربه‌ای

45:00.576 --> 45:02.745
اون آپولوئـه

45:02.787 --> 45:04.789
اون هم هدیه‌ست

45:04.831 --> 45:06.958
یه چیزی یادم اومد

45:09.252 --> 45:12.422
اینا رو بعد تبلیغ بهم دادن

45:12.463 --> 45:15.758
سایز من نیستن ولی شاید برای تو اندازه باشن

45:16.926 --> 45:19.095
…آم

45:23.015 --> 45:24.767
…ببین، کلارا، من

45:24.809 --> 45:28.146
من…توی زندگی حرفه‌ایم
بدون اینکه هیچ وابستگی‌ای

45:28.187 --> 45:32.650
مانعم بشه…به اینجا رسیدم

45:33.901 --> 45:36.237
بدون خانواده

45:36.279 --> 45:38.573
الان هم قصد ندارم جلوی پیشرفتم رو بگیرم

45:38.614 --> 45:42.368
من فقط به‌خاطر کنجکاوی یادگیری و

45:42.410 --> 45:46.497
فرصت تحقیقات علمی دعوتت کردم بمونی

45:46.539 --> 45:48.124
فقط همین

45:48.166 --> 45:49.542
البته

45:49.584 --> 45:50.793
من هم همینطور

45:50.835 --> 45:53.755
من فقط تو رو راهی برای
رسیدن به هدفم می‌بینم

45:53.796 --> 45:55.757
تا کمکم کنی جام رو نابود کنم

45:55.798 --> 46:00.636
این یه همکاری کاملاً حرفه‌ایـه

46:00.678 --> 46:02.305
فقط همین

46:02.346 --> 46:04.557
خب، خوبـه. خوبـه

46:09.395 --> 46:11.647
بابت کتونی‌ها ممنون

46:11.689 --> 46:15.526
راستش می‌خواستم یه جفت
برای خودم بخرم

46:15.568 --> 46:17.278
…آم

46:17.320 --> 46:19.447
شاید بهتر باشه در ملأ عام نپوشی‌شون

46:19.489 --> 46:21.699
یه کشیش پلید هست که دنبالمـه و

46:21.741 --> 46:24.410
اون کفش‌ها رو می‌شناسه

46:24.452 --> 46:28.081
آره، معلومـه که کفش‌ها رو می‌شناسه

46:28.122 --> 46:31.292
،حتماً وقتی فکر کردن مُرده‌ام
دادن‌شون بره

46:31.334 --> 46:35.004
آره، گفتی واتیکان احتمالاً دنبالتـه

46:35.046 --> 46:36.756
نقشه‌ای برای این داری؟

46:39.384 --> 46:44.305
…یه نسخه از تبلیغ رو دزدیدم و

46:44.347 --> 46:47.683
به عنوان اخطار می‌فرستمش برای اون لاشی

46:47.725 --> 46:50.353
فقط باید یه چیزی بهش اضافه کنم

46:53.356 --> 46:55.775
اون دوربین کار می‌کنه؟

46:55.817 --> 46:57.860
اون‌موقع فیلمـه رو گرفت

46:57.902 --> 46:59.404
،اگه سعی کنی پیدام کنی

46:59.445 --> 47:02.323
…یا اگه کوچکترین بویی ازت ببرم

47:02.365 --> 47:08.204
خب، شاید یه کوچولو اخاذی کرده باشیم

47:08.246 --> 47:11.249
جام رو نابود کردید؟

47:13.292 --> 47:16.087
واقعاً هر چی می‌شد رو امتحان کردیم

47:16.129 --> 47:20.925
،دریل پنوماتیک، گرمای شدید، سرمای شدید

47:20.967 --> 47:22.677
،سرما و بعد گرما
،گرما و بعد سرما

47:22.719 --> 47:27.223
انداختیمش زیر پای فیل‌های کنیا

47:27.265 --> 47:28.933
ولی هیچی جواب نداد

47:28.975 --> 47:31.310
عجب. چقدر…سعی کردید

47:31.352 --> 47:33.646
چند وقت این کارها رو کردید؟

47:36.065 --> 47:37.734
ده سال

47:37.775 --> 47:41.446
سال‌ها با دخترت دنیا رو گشتی

47:41.487 --> 47:44.407
،وقتی هنوز مقام دانشگاهیم رو داشتم

47:44.449 --> 47:49.120
من و کلارا ماهی یه بار همدیگه رو
می‌دیدیم تا یه تئوری جدید رو امتحان کنیم

47:49.162 --> 47:52.123
فقط داشتم به عهدم وفا می‌کردم

47:52.165 --> 47:55.877
پس وقتی تو و کلارا مشغول
،اکتشافات علمی بودید

47:55.918 --> 47:57.920
اساسنامه‌ی حفاظت چی شد؟

47:57.962 --> 48:00.465
…خب، اکثرشون

48:00.506 --> 48:03.009
کاملاً شر و ور و خرافاتـه

48:03.051 --> 48:04.761
در واقع همه جز یکی

48:04.802 --> 48:07.263
،معلوم شد جام باید مدام جابجا بشه

48:07.305 --> 48:11.726
وگرنه بوی خیلی بدی ساطع می‌کنه

48:11.768 --> 48:14.270
بعد این ده سال چی شد؟

48:14.312 --> 48:17.940
خب، همه چی ۳۱اُمِ اکتبر ۲۰۰۱ تموم شد

48:17.982 --> 48:21.778
ناسا در حال پرتاب یه موشک
توی صحرای کالیفرنیا بود و

48:21.819 --> 48:24.405
از اونجایی تابحال جام رو زیر سوختِ موشکِ

48:24.447 --> 48:28.201
در حال احتراق نذاشته بودیم، رفتیم اونجا

48:28.242 --> 48:31.037
ولی مثل راه‌های دیگه
با شکست مواجه شد

48:31.079 --> 48:35.374
یه قانون توی اساسنامه‌ی حفاظت بود که

48:35.416 --> 48:37.585
هنوز امتحان نکرده بودیم

48:37.627 --> 48:42.006
مهم‌ترین قانون مسخره‌ی خواهران

48:42.048 --> 48:44.050
می‌خوام باهاش نوشیدنی بخورم

48:44.092 --> 48:45.426
چیـه؟

48:45.468 --> 48:49.555
«.نوشیدن از جام ممنوع»
.مقدس‌ترین قانون

48:49.597 --> 48:51.140
چرا؟

48:51.182 --> 48:53.726
چون شاید با نوشیدن ازش نابود میشه

48:53.768 --> 48:56.646
عملاً تنها چیزیـه که امتحان نکردیم

48:56.687 --> 48:58.147
خب، نه

48:58.189 --> 49:00.274
آتش‌فشان چی؟

49:00.316 --> 49:03.027
می‌تونیم توی هاوایی یه جایی اجاره کنیم

49:03.069 --> 49:04.904
تو هم می‌تونی موج‌سواری یاد بگیری

49:04.946 --> 49:07.824
من هم می‌تونم غواصی کنم

49:07.865 --> 49:09.909
می‌خوای عتیقه رو نابود کنی یا بری تعطیلات؟

49:09.951 --> 49:12.703
نه، معلومـه که می‌خوام نابودش کنم

49:12.745 --> 49:17.375
فقط…فقط دوست دارم
با تو وقت بگذرونم

49:22.964 --> 49:24.632
امتحانش می‌کنم

49:24.674 --> 49:26.968
وایسا، وایسا -
بعدش…بعدش چی؟ -

49:27.009 --> 49:29.512
ازش نوشیدنی بخوری و بعدش؟

49:29.554 --> 49:31.889
یهو پودر میشه میره هوا؟

49:31.931 --> 49:33.891
خیالات جادویی برت داشته، کلارا

49:33.933 --> 49:36.853
…تو یه عهدی بستی

49:36.894 --> 49:38.730
که کمکم کنی نابودش کنم

49:46.988 --> 49:48.322
باشه

49:48.364 --> 49:50.658
ولی من ازش نوشیدنی می‌خورم

49:50.700 --> 49:52.326
نه

49:52.368 --> 49:54.203
اصلاً و ابداً

49:54.245 --> 49:55.997
فکر خودمـه

49:56.038 --> 49:59.751
،آره، و با توجه به عواقب احتمالیش

49:59.792 --> 50:01.044
فکر خطرناکیـه

50:02.503 --> 50:05.882
فکر می‌کنی منو می‌کُشه

50:05.923 --> 50:08.551
الان کیو خیالات جادویی برداشته؟

50:08.593 --> 50:10.178
کلارا، کوتاه بیا

50:10.219 --> 50:11.554
،تو هم به اندازه‌ی من ترسیدی

50:11.596 --> 50:14.307
وگرنه چند سال پیش ازش نوشیدنی می‌خوردی

50:14.348 --> 50:16.309
نه

50:16.350 --> 50:19.729
نمی‌ترسم

50:19.771 --> 50:22.732
فقط نمی‌خواستم تنهایی اینکار رو بکنم

50:28.404 --> 50:31.532
خیلی‌خب

50:31.574 --> 50:33.201
سنگ، کاغذ، قیچی

50:33.242 --> 50:34.911
یه دست بازی می‌کنیم و
برنده نوشیدنی می‌خوره

50:34.952 --> 50:38.623
پیش پیش هم میگم که سنگ بازی می‌کنم

50:40.041 --> 50:42.502
ولی الان فقط باید کاغذ بازی کنم و می‌برم

50:42.543 --> 50:43.836
آره، درستـه

50:43.878 --> 50:45.963
چون صد درصد سنگ بازی می‌کنم

50:46.005 --> 50:48.508
وایسا، پس می‌خوای من ازش نوشیدنی بخورم؟

50:48.549 --> 50:51.636
چون می‌دونی که می‌خورم

50:53.304 --> 50:55.598
…ازت می‌خوام

50:55.640 --> 50:59.102
هر کاری حس می‌کنی لازمـه بکنی

50:59.143 --> 51:00.603
در جواب به سنگِ من

51:00.645 --> 51:02.605
باشه. باشه. داره به مغزم فشار میاد

51:02.647 --> 51:04.690
خیلی‌خب، بسه دیگه. دست‌ها بالا

51:04.732 --> 51:05.775
آماده؟

51:07.527 --> 51:08.945
سنگ، کاغذ، قیچی

51:14.242 --> 51:15.827
چی بازی کرد؟

51:18.454 --> 51:19.705
قیچی

51:33.010 --> 51:34.095
دروغ گفتی

51:44.188 --> 51:47.191
به سلامتی خیالات جادویی

52:12.717 --> 52:16.179
خب، واقعاً ارزش امتحان کردن رو داشت

52:30.318 --> 52:34.989
بعدش یه نگاهی توی چشم‌هاش نشست

52:35.031 --> 52:39.077
…یه حس راحتی و آرامشِ

52:39.118 --> 52:42.455
مطلق

52:42.497 --> 52:43.998
تابحال همچین چیزی ندیده بودم

52:44.040 --> 52:46.542
…انگار که

52:46.584 --> 52:48.336
انگار رفتش یه جای دیگه

52:52.799 --> 52:56.052
می‌دونم کجا رفت

52:56.094 --> 52:57.512
و پیش کی بود

52:57.553 --> 53:01.474
…خب، هر جا که بود، برگشت و

53:06.896 --> 53:10.108
بهم لبخند زد

53:10.149 --> 53:12.276
…بعدش گفت

53:12.318 --> 53:14.237
به هر قیمتی که شده

53:25.123 --> 53:27.375
کله‌اش ترکید؟

53:27.417 --> 53:28.876
وایلی، بس کن. نکن

53:28.918 --> 53:31.087
!خدای من -
وایلی، بس کن -

53:31.129 --> 53:32.213
وایسا، وایسا. صبر کن

53:32.255 --> 53:33.381
تو بهمون دروغ گفتی

53:33.423 --> 53:35.633
گفتی که کلارا…اینجاست

53:38.261 --> 53:41.848
اینجا نه

53:41.889 --> 53:43.391
اینجاست

53:48.312 --> 53:50.940
و اینجا

53:50.982 --> 53:51.816
چی؟

53:51.858 --> 53:55.653
،به محض اینکه کلارا مُرد

53:55.695 --> 54:00.533
فهمیدم باید کبدش رو
اهدا کنم به یکی دیگه

54:03.494 --> 54:05.455
اون گربه رو می‌بینید؟

54:06.831 --> 54:11.085
در واقع ۳۵ سالشـه

54:11.127 --> 54:14.547
،یه روزی، وسط یکی از آزمایش‌هامون

54:14.589 --> 54:17.467
جام رو توی آزمایشگاهم ول کردیم و

54:17.508 --> 54:21.554
یه موش اتفاقی ازش یه مایعی خورد

54:21.596 --> 54:23.848
موشـه مُرد

54:23.890 --> 54:27.477
بعدش آپولو موشـه رو خورد

54:27.518 --> 54:29.312
گربه کاملاً سالم بود

54:29.353 --> 54:32.940
بعدش توی آزمایش‌های خون
مشخص شد که اعضای بدنش

54:32.982 --> 54:37.570
کاملاً سالمن و هیچ آسیبی بهشون وارد نشده

54:37.612 --> 54:39.614
چی داری میگی؟

54:39.655 --> 54:41.991
خب، من یه فرضیه داشتم که

54:42.033 --> 54:44.827
یه میکرو سم داخل روکاریِ جامـه و

54:44.869 --> 54:46.996
احتمالاً بوش هم به‌خاطر همینـه

54:47.038 --> 54:49.874
هر چی که هست، باعث مرگ موشـه شده

54:49.916 --> 54:51.959
،ولی وقتی آپولو اون موش رو خورد

54:52.001 --> 54:56.672
،یجور مصونیت پیدا کرد
یجور تأثیر واکسن‌طور

54:56.714 --> 54:58.925
پس بعد مرگ کلارا، تنها راه انتقال

54:58.966 --> 55:03.012
مصونیت احتمالی، پیوند عضو بود

55:03.054 --> 55:06.891
سم‌زداترین عضو بدن هم چیـه؟

55:06.933 --> 55:09.018
لعنتی -
کبد -

55:09.060 --> 55:10.061
آره

55:10.103 --> 55:12.855
،پس کبد کلارا به هر کی رسیده باشه

55:12.897 --> 55:16.317
در تئوری می‌تونه از جام نوشیدنی بخوره

55:16.359 --> 55:19.028
،نه تنها سم روش اثر نمی‌کنه

55:19.070 --> 55:22.573
بلکه احتمالاً می‌تونه
واکنش متقابل نشون بده و

55:22.615 --> 55:25.201
،طبق فرضیه‌ی اولیه‌ی کلارا

55:25.243 --> 55:28.162
می‌تونه جام رو نابود کنه

55:28.204 --> 55:31.833
…خدایا

55:31.874 --> 55:36.295
…ولی وقتی شما دوتا رو دیدم، فقط

55:36.337 --> 55:38.881
بچه بودید

55:38.923 --> 55:40.800
تو توی بیمارستان بودی

55:44.303 --> 55:45.388
اسمت چیـه؟

55:45.430 --> 55:46.764
لیزی

55:46.806 --> 55:47.932
اسم تو چیـه؟

55:47.974 --> 55:50.560
وایلی

55:50.601 --> 55:51.769
همون لحظه بود که فهمیدم

55:51.811 --> 55:54.480
خیلی درگیر این عهد شده بودم و

55:54.522 --> 55:58.818
عمل بهش می‌تونه بقیه رو به خطر بندازه

55:58.860 --> 56:01.821
من نمی‌تونستم جام رو نابود کنم

56:01.863 --> 56:04.949
پس باید از شرش خلاص می‌شدم

56:07.618 --> 56:09.704
،باید مدام در حال حرکت باشه

56:09.746 --> 56:11.164
وگرنه بو می‌گیره

56:11.205 --> 56:16.419
خوشبختانه من چندتا زیست‌شناس دریایی
می‌شناختم که بهم مدیون بودن

56:16.461 --> 56:19.255
اونا منو بردن روی کشتی تحقیقاتی‌شون و

56:19.297 --> 56:23.259
…جام رو

56:29.223 --> 56:32.685
دادم یه نهنگِ عنبر بخوره

56:32.727 --> 56:35.188
گفتی نهنگ؟

56:35.229 --> 56:36.439
آره

56:36.481 --> 56:38.357
آره، همین رو گفتم

56:38.399 --> 56:41.986
،متأسفانه بعد بلعیدن عتیقه

56:42.028 --> 56:44.614
نهنگ کمی دیوونه شد و

56:44.655 --> 56:47.700
کشتی‌مون رو نابود کرد

56:47.742 --> 56:55.833
اینطوری شد که من و آپولو
سر از این جزیره در آوردیم

56:55.875 --> 56:59.754
،هر چی بیشتر اینجا موندیم

56:59.796 --> 57:03.132
،دیدم کمتر به نابود کردن جام فکر می‌کنم

57:03.174 --> 57:06.469
،تا اینکه بالاخره

57:06.511 --> 57:08.638
کاری کردم بیان نجاتم بدن و

57:08.679 --> 57:12.850
بعدش با الگوریتم آشنا شدم

57:12.892 --> 57:16.354
گفتش می‌تونم هر چی که می‌خوام ازش بپرسم

57:16.396 --> 57:18.481
،به محض اینکه اینو گفت

57:18.523 --> 57:20.108
فهمیدم هنوز درگیر عهدمم

57:20.149 --> 57:24.028
فهمیدم یه ذره هم از میل و انگیزه‌ام برای
،امتحان فرضیه‌ام کم نشده بود

57:24.070 --> 57:29.409
چون ازش پرسیدم الیزابت ابوت و
پرستون وایلی کجان

57:29.450 --> 57:32.870
باید با میلم برای گشتن دنبال شما می‌جنگیدم

57:32.912 --> 57:36.582
تنها راه برای تضمین امنیت شما

57:36.624 --> 57:40.503
این بود که برای همیشه برگردم به این جزیره

57:40.545 --> 57:42.422
،ولی الان

57:42.463 --> 57:46.300
شما با پای خودتون اومدید و پیدام کردید

57:46.342 --> 57:49.345
،چه کار سرنوشت باشه، یا اتفاقی باشه

57:49.387 --> 57:50.930
،یا کار الگوریتم

57:50.972 --> 57:52.974
من…روحم هم خبر نداره

57:53.015 --> 57:54.600
،ولی تنها چیزی که می‌دونم

57:54.642 --> 57:58.938
اینـه که یه نشونه‌ست

57:58.980 --> 58:02.900
یه ردیاب به اون نهنگ وصلـه

58:02.942 --> 58:04.485
می‌تونیم پیداش کنیم و

58:04.527 --> 58:08.865
من می‌تونم بالاخره جام مقدس رو نابود کنم

58:08.906 --> 58:12.827
پس می‌خوای جام مقدس رو

58:12.869 --> 58:15.621
،از یه نهنگ کیری بکشیم بیرون

58:15.663 --> 58:18.291
تا یکی‌مون بتونه ازش نوشیدنی بخوره و

58:18.332 --> 58:21.461
احتمالاً مغزمون منفجر بشه؟

58:24.130 --> 58:27.341
در کل همین، آره

58:34.807 --> 58:36.184
لیزی

58:36.225 --> 58:37.810
بیخیال

58:37.852 --> 58:40.021
جوابت چیـه؟

58:40.063 --> 58:42.440
این دیوونگیـه

58:42.482 --> 58:44.734
جوابت چیـه؟

58:44.776 --> 58:47.445
نه. نه، نه

58:47.487 --> 58:48.696
نه، نه

58:48.738 --> 58:50.615
جوابت چیـه؟

59:08.800 --> 59:10.676
به هر قیمتی که شده

59:12.000 --> 59:20.000
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

59:20.500 --> 59:24.500
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
