WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:06.051 --> 00:13.521
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:13.910 --> 00:16.912
‫ام‌سی‌ای رو تحریم کنید!

00:16.913 --> 00:18.080
‫تبدیل به یکی از...

00:18.081 --> 00:20.832
‫پرتنش‌ترین درگیری‌های تاریخ سینما شده.

00:20.833 --> 00:23.710
‫فیلمش از دید منتقدان مذهبی مسیح رو...

00:23.711 --> 00:25.212
‫خیلی بیش‌ از حد به شکل
‫ یک انسان به نمایش گذاشته.

00:25.213 --> 00:27.756
‫چطوری می‌خوای با خدا روبرو بشی؟

00:27.757 --> 00:29.716
‫با این فیلم می‌خوای روبرو بشی؟

00:29.717 --> 00:31.510
‫نظرتون در مورد فیلم چیه؟

00:31.511 --> 00:33.263
‫هنوز ندیدمش. نمی‌دونم.

00:34.180 --> 00:35.974
‫تحریم! تحریم! تحریم!

00:36.221 --> 00:40.021
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»

00:46.818 --> 00:49.987
‫آخرین وسوسه مسیح رو سال ۱۹۷۱ خوندم.

00:49.988 --> 00:51.947
‫از دیدم مثل فیلم‌های دیگه نبود.

00:51.948 --> 00:54.158
‫مهم‌ترین فیلمی بود که باید می‌ساختم.

00:55.702 --> 00:58.829
‫بخاطر سابقه مذهبیم، بخاطر این که
‫ در واقع قرار بود کشیش بشم...

00:58.830 --> 01:02.375
‫چون کلیسا هرگز شخصیتم رو ترک نکرد
‫ و من هم ترکش نکردم.

01:03.084 --> 01:06.295
‫توی سیستمش بود، توی ذهنش بود...

01:06.296 --> 01:08.297
‫که یک روز قراره این فیلم رو بسازه.

01:08.298 --> 01:11.467
‫شخصا نمی‌خواستم که بسازدش،
‫چون می‌ترسیدم.

01:17.265 --> 01:20.559
‫چیزی که عامل خشم شده سکانسی
‫ در خواب هستش که در اون...

01:20.560 --> 01:23.438
‫مسیح با مریم مجدلیه عشق‌بازی می‌کنه.

01:24.022 --> 01:27.357
‫بزرگ‌ترین نمونه سواستفاده از هنر سینما...

01:27.358 --> 01:29.484
‫در تاریخ فیلمسازیه.

01:29.485 --> 01:33.197
‫فیلم به طرز شدیدی نسبت به احساسات افرادی
‫که باور دارن عیسی مسیح...

01:33.198 --> 01:35.365
‫پروردگار و ناجی اون‌هاست بی‌تفاوته.

01:35.366 --> 01:38.619
‫صرفا یه اکتشافه.
‫اکتشافی که بتونیم بهتر بشناسیمش.

01:38.620 --> 01:40.662
‫بهتر بشناسیمش، ایده‌هاش رو بهتر بشناسیم.

01:40.663 --> 01:42.080
‫ممکنه بتونیم ایده‌هاش رو زندگی کنیم.

01:42.081 --> 01:44.541
‫پس دارید به کاتولیک‌ها می‌گین که نبیننش؟

01:44.542 --> 01:49.296
‫فقط این نیست عزیزم،
‫ دارم به کاتولیک‌ها می‌گم...

01:49.297 --> 01:51.381
‫که اگه برن این فیلم رو ببینن...

01:51.382 --> 01:54.177
‫گناهی در حق روح‌القدس مرتکب شدن.

01:54.344 --> 01:58.264
‫[۴- سینمای محض.]

01:58.348 --> 02:02.100
‫تحریم! تحریم! تحریم!

02:02.101 --> 02:03.769
‫درست همزمان با...

02:03.770 --> 02:06.897
‫وقتی بود که راست‌های مذهبی توی کشور
‫به قدرت سیاسی دست یافته بودن.

02:06.898 --> 02:09.190
‫می‌خوایم به هالیوود بگیم
‫«دیگه از این کارها نکن.»

02:09.191 --> 02:11.568
‫هالیوود می‌خواد تحریک بکنه.

02:11.569 --> 02:16.198
‫می‌خوان هر چیزی که مربوط به
‫خداست رو از ما بگیرن.

02:16.199 --> 02:18.492
‫علاوه بر اون یهودی‌ها هم سرزنش شدن.

02:18.493 --> 02:21.245
‫مجسمه‌ای از مسیح که یه مسئول هالیوودی
‫به اون خون می‌مالید...

02:21.246 --> 02:26.041
‫جلوی منزل سخنگوی ام‌سی‌ای یعنی
‫ لو واسرمن مرکز توجه بود.

02:26.042 --> 02:28.126
‫لو واسرمن از پنجره به بیرون نگاه کرد...

02:28.127 --> 02:31.255
‫و مردی شبیه مسیح رو دید که
‫ به روی زمین پرتاب شده...

02:31.256 --> 02:34.132
‫و یه تاجر یهودی روش ایستاده
‫ و بهش شلاق می‌زنه.

02:34.133 --> 02:37.303
‫با تابلوهایی که نوشتن
‫ «یهودی‌ها این کار رو کردن.»

02:37.887 --> 02:42.057
‫با پول یهودی‌ها ساختنش!

02:42.058 --> 02:44.560
‫کارگردانش آقای اسکورسیزی، یهودیه؟

02:44.561 --> 02:47.271
‫نه نیست، ولی دو یهودی استخدامش کردن.

02:47.272 --> 02:49.607
‫انتظار مخالفت داشتیم.

02:50.233 --> 02:53.235
‫طبیعت مخالفت رو،
‫کیفیت زشتش...

02:53.236 --> 02:56.864
‫غافلگیرکننده و شوکه‌کننده و ناراحت‌کننده
‫ است، واقعا. به نظرم ناراحت‌کننده است.

02:56.865 --> 02:59.116
‫به نظرت چرا انقدر مردم ناراحتن؟

02:59.117 --> 03:00.951
‫خب ندیدنش.

03:00.952 --> 03:03.620
‫نسخه اولیه‌ی فیلمنامه‌ی شریدر رو دیدن...

03:03.621 --> 03:07.332
‫و فکر کردن فیلمی در مورد
‫عشق‌بازی مسیح و مریمه...

03:07.333 --> 03:11.378
‫یا همچین چیزی دیگه.
‫عمدا اشتباه فهمیدنش.

03:11.379 --> 03:13.046
‫آقای پنلند، شما فیلم رو دیدین؟

03:13.047 --> 03:17.384
‫نمی‌خوام این فیلم رو ببینم.
‫همچنین نمی‌خوام کوکائین هم مصرف کنم.

03:17.385 --> 03:20.178
‫چطوره صبر کنین که تدوین بشه
‫و آماده تماشا کردن باشه؟

03:20.179 --> 03:22.556
‫اون وقت نمی‌شه جلوی انتشارش رو گرفت.

03:22.557 --> 03:24.642
‫فیلم رو ندیدن.

03:25.226 --> 03:28.395
‫رئیس تولید بسیار شجاع یونیورسال...

03:28.396 --> 03:32.399
‫معتقد بود که بهترین راه کم
‫ کردن این جنجال انتشار فیلمه.

03:32.400 --> 03:36.069
‫ولی ما باید شبانه‌روزی کار می‌کردیم
‫ که فیلم رو تموم کنیم.

03:36.070 --> 03:40.282
‫احتمالا حاضر بودم بیشتر تدوینش کنم،
‫شکی در این نیست.

03:40.283 --> 03:44.661
‫ولی گفتن «باید فیلم رو منتشر کنیم.
‫پس هر چه زودتر تمومش کن.»

03:44.662 --> 03:46.873
‫و ما هم همین رو کردیم.
‫ماه اوت منتشرش کردیم.

03:47.916 --> 03:51.211
‫و مشخصا، فیلم شانس منصفانه‌ای نداشت.

03:51.961 --> 03:53.962
‫خشونت شدیدی شکل گرفت.

03:53.963 --> 03:56.965
‫یه نفر توی یه سینما در پاریس بمب‌گذاری کرد.

03:56.966 --> 03:58.759
‫و یه نفر مرد.

03:58.760 --> 04:02.179
‫و توی خیلی از شهرهای بزرگ
‫ این کشور اکران نشد.

04:02.180 --> 04:05.098
‫فیلم فروشی بلاک‌باستر قبول نکرد که بفروشش.

04:05.099 --> 04:08.811
‫فیلم‌های «اره‌برقی» رو داشتن،
‫ولی این رو نداشتن.

04:09.479 --> 04:13.190
‫دومین باری بود که اف‌بی‌آی مجبور شد
‫ از مارتی محافظت کنه.

04:13.191 --> 04:16.652
‫توی نامه‌هاش تهدید می‌شد، و افرادی
‫ نامه‌هاش رو بررسی می‌کردن که بمب نباشن.

04:16.653 --> 04:19.154
‫وای... وحشتناک بود.

04:19.155 --> 04:20.739
‫یه شب رفته بودم رستوران...

04:20.740 --> 04:24.451
‫پشت یه میز نشسته بودم که دیدم
‫سالندار خم شد سمت یکی از گارسون‌ها.

04:24.452 --> 04:27.455
‫بهش گفت «می‌بینم ضدمسیح
‫ هم که امشب پیشمونه.»

04:29.958 --> 04:30.792
‫آره.

04:32.126 --> 04:34.461
‫دیالوگی رو راجع به طبیعت
‫ مسیح شروع کرده بودم...

04:34.462 --> 04:39.592
‫ولی به جای این که جدی باشه
‫بیشتر احساسی بود.

04:40.468 --> 04:42.886
‫بعد فهمیدم بحث کردن دیگه فایده‌ای نداره.

04:42.887 --> 04:47.057
‫صرفا سعی می‌کردم سوال‌ها رو به بهترین
‫ نحو پاسخ بدم، تا جای ممکن صادقانه...

04:47.058 --> 04:50.436
‫و به سادگی...

04:51.229 --> 04:54.190
‫فراموشش کنم. بگذرم.

04:57.151 --> 04:59.362
‫متاسفانه دیالوگ... آره، باشه.

04:59.988 --> 05:01.655
‫وقتی «رنگ پول» رو ساختم...

05:01.656 --> 05:05.534
‫یادمه یه نقد از وایزگای به قلم
‫ نیک پیلجی رو خوندم.

05:05.535 --> 05:08.078
‫کتابش منتشر شد و خیلی هم موفق بود.

05:08.079 --> 05:10.164
‫مجله نیویورک روی جلدش چاپش کرد.

05:11.124 --> 05:14.084
‫و پیامی بهم رسید که نوشته بود «زنگ بزن به
‫مارتین اسکورسیزی.» و گفته بود...

05:14.085 --> 05:17.672
‫«مایلی این رو بسازی؟
‫می‌خوام با تو بنویسمش.»

05:18.464 --> 05:22.843
‫کتابش رو دوست داشتم.
‫ راجع به شخصیه که رئیس نیست.

05:22.844 --> 05:23.927
.هنوز به‌جایی نرسیده

05:23.928 --> 05:28.975
‫با این حال به تمام سطوح اون
‫ سبک زندگی دسترسی داره.

05:29.851 --> 05:32.020
‫نیک درکش می‌کرد. می‌شناختش.

05:32.687 --> 05:34.897
‫آخه هر دومون توی چنین محله‌هایی بزرگ شدیم.

05:34.898 --> 05:36.857
‫هرگز عاقبتمون چنین زندگی‌ای نشد.

05:36.858 --> 05:39.735
‫ولی با خیلی از افرادی که راجع
‫ بهشون نوشتم مدرسه می‌رفتم.

05:39.736 --> 05:41.821
‫تیر خوردم! کمک! کمک!

05:44.115 --> 05:46.825
‫- هنری، در رو ببند! در رو ببند!
‫- کات!

05:46.826 --> 05:50.455
‫خیلی‌خب، باید خیلی سریع‌تر باشه.
‫تا جای ممکن سریع پیش برو.

05:51.289 --> 05:54.708
‫من تخیلی نمی‌نویسم،
‫و فقط از افرادی یاد می‌گیرم...

05:54.709 --> 05:56.001
‫که واقعا در داستان حضور داشتن.

05:56.002 --> 05:59.588
‫و مارتی هم همین رو می‌خواست.
‫همیشه می‌گفت «واقعا چی شد؟»

05:59.589 --> 06:02.966
‫دائم همین رو می‌خواد بدونه.
‫که واقعا چی شد؟

06:02.967 --> 06:05.385
‫یعنی نیک متخصص مافیا بود...

06:05.386 --> 06:08.055
‫و مارتی هم بینشون زندگی کرده بود...

06:08.056 --> 06:11.225
‫و هر دوشون که اومدن کنار هم،
‫فیلمنامه باورنکردنی بود.

06:11.226 --> 06:15.522
‫یعنی تمام قاب‌های فیلمنامه توی فیلم هست.

06:16.356 --> 06:19.734
‫از جایی که یادم میاد دوست
‫ داشتم گنگستر باشم.

06:20.735 --> 06:22.569
‫واقعا به وضوح می‌دیدمش.

06:22.570 --> 06:25.405
‫روی صفحه نوشته شده بود.
‫می‌دیدم که دوربین قراره کجا باشه.

06:25.406 --> 06:29.993
‫اون زمان متوجه نبودم،
‫ولی اون از قبل فیلم رو دیده بود.

06:29.994 --> 06:32.496
‫فیلمی که شما دیدین، با موسیقی‌هاش...

06:32.497 --> 06:35.124
‫از قبل توی ذهن خوش ساخته بودش.

06:36.459 --> 06:39.378
‫تدوین‌هاش رو می‌دونستم.
‫قاب ثابت‌ها رو بلد بودم. همش بود.

06:39.379 --> 06:43.299
‫اون موقع بود که فهمیدم
‫زنده از فلوریدا برنمی‌گردم.

06:46.094 --> 06:48.845
‫سر صحنه صرفا یه بازنگری بود...

06:48.846 --> 06:51.015
‫چون همه‌اش رو قبلا با نیک ساخته بودیم.

06:52.183 --> 06:55.185
‫طوری که از صداگذاری استفاده می‌کنی،
‫به نظر خیلی آزادانه میاد.

06:55.186 --> 06:58.606
‫آره، واقعا، یه نفره که گوشه خیابون
‫داره داستانی رو تعریف می‌کنه.

06:59.232 --> 07:00.608
‫فیلم همینه.

07:03.236 --> 07:07.656
‫هر روز داشتم پول درآوردن رو یاد می‌گرفتم،
‫یه دلار اینجا، یه دلار اونجا.

07:07.657 --> 07:09.867
‫داشتم توی یه فانتزی زندگی می‌کردم.

07:09.868 --> 07:12.119
‫چهار سال با هنری حرف زدم.

07:12.120 --> 07:15.122
‫و با زنش و بچه‌هاش حرف زدم.

07:15.123 --> 07:17.332
‫و مارتی، وسطش...

07:17.333 --> 07:20.879
‫گفت «می‌دونی اصلا چیه؟
‫ چرا صدای کارن رو نیاریم؟»

07:21.421 --> 07:24.924
‫چنین ایده‌ای به ذهنش رسید.
‫چرا چندین دیدگاه نداشته باشیم؟

07:27.760 --> 07:30.721
‫می‌دونم زن‌هایی مثل دوست‌هام هستن که...

07:30.722 --> 07:32.139
‫به محض این که دوست‌پسرشون...

07:32.140 --> 07:35.601
‫اسلحه می‌داد دستشون که قایم کنن،
‫فرار می‌کردن.

07:35.602 --> 07:37.519
‫ولی من نکردم.

07:37.520 --> 07:40.022
‫باید اعتراف کنم که تحریکم کرد.

07:40.023 --> 07:42.399
‫آخرش توی دادگاهه،
‫رو به دوربین حرف می‌زنه.

07:42.400 --> 07:43.317
‫ولش کن.

07:43.318 --> 07:46.820
‫همه کار کردیم، به پلیس‌ها پول دادیم.

07:46.821 --> 07:49.406
‫تا جای ممکن قانون‌شکنی کردم.

07:49.407 --> 07:51.909
‫گفتم «باید ریسک کنیم و زیاده‌روی کنیم.»

07:51.910 --> 07:54.037
‫هر چیزی رو می‌تونستیم به دست بیاریم.

07:55.663 --> 07:57.289
‫و حالا دیگه تموم شده بود.

07:57.290 --> 08:01.293
‫مارتی نه تنها فیلم رو می‌دید،
‫بلکه موسیقیش رو هم می‌شنید.

08:01.294 --> 08:04.630
‫و یادمه یه سکانس رو تایپ می‌کردم
‫ و گفت «خامه رو بنویس.»

08:04.631 --> 08:07.467
‫نمی‌دونستم چی داره می‌گه.
‫گفت «فقط بنویسش.»

08:11.596 --> 08:14.431
‫سکانسی بود که باب دنیرو توی بار بود...

08:14.432 --> 08:16.516
‫داره نگاه می‌کنه و اخمش در هم می‌ره...

08:16.517 --> 08:19.311
‫و طرف داره به کشتن موری فکر می‌کنه.

08:19.312 --> 08:22.357
‫مارتی از قبل موسیقی توی ذهنش پخش بود.

08:23.441 --> 08:26.194
‫مشغول نوشتن که بودیم همین‌طوری
‫ واسه خودش تدوین می‌کرد.

08:29.781 --> 08:32.200
‫حس می‌کنم تدوینگر زاده شده.

08:33.618 --> 08:39.457
‫مارتی قبل فیلمبرداری می‌دونست
‫ که کی در صندوق بسته می‌شه...

08:43.169 --> 08:45.880
‫همون‌جا می‌خواست که موسیقی شروع بشه.

08:46.714 --> 08:50.968
‫و بعد که حادثه در شرف رخ دادنه...

08:50.969 --> 08:53.513
‫می‌خواست که استونز پخش بشه.

08:58.977 --> 09:00.728
‫«می‌خوامش، می‌خوامش، می‌خوامش.»

09:04.732 --> 09:06.234
‫و بعد اینجا د هو اینجا پخش می‌شه.

09:09.320 --> 09:10.697
‫و فیلمش هم همچنین...

09:12.073 --> 09:13.616
‫کاملا یه مونتاژ به نظر می‌رسه.

09:16.202 --> 09:20.706
‫بهم رحم کرد. بهم ده میلی‌گرم والیوم داد
‫ و فرستادم خونه.

09:20.707 --> 09:24.167
‫دائما مونتاژهای پشت هم سریعه که...

09:24.168 --> 09:26.128
‫کم‌وزن و ناچیزه.

09:26.129 --> 09:30.215
‫یعنی انگار که زبان جدیدی خلق کرد...

09:30.216 --> 09:34.511
‫که احساس... یعنی،
‫انگار که سینمای خالصه.

09:34.512 --> 09:36.055
‫سینمای محض بود.

09:36.556 --> 09:40.767
‫فیلمی با انرژی‌ای شدیده.
‫مثل یه قطار پرسرعت.

09:40.768 --> 09:43.729
‫باید گوشت و تیکه‌های خوک و گوساله رو...

09:43.730 --> 09:45.314
‫واسه سس گوجه می‌پختم.

09:45.315 --> 09:48.108
‫از عمدم می‌خواست کلی
‫ جامپ‌کات داشته باشیم...

09:48.109 --> 09:49.735
‫همه‌چیز خیلی تند و تیز باشه.

09:49.736 --> 09:52.863
‫پس یه ساعتی خونه بودم و...

09:52.864 --> 09:56.200
‫و این اون زمان خیلی غیرطبیعی بود.

09:56.201 --> 09:58.077
‫- درسته.
‫- الان همه انجامش می‌دن!

09:58.828 --> 10:02.581
‫از پنجره بیرون رو نگاه کردم
‫و دیدم که هلیکوپتر رفته.

10:02.582 --> 10:04.750
‫بی‌صبرانه منتظر صداگذاری بعدی هستی...

10:04.751 --> 10:07.044
‫چون به محض این که
‫ صدای ری لیوتا رو می‌شنوی...

10:07.045 --> 10:08.545
‫داستان قراره شدت بگیره.

10:08.546 --> 10:13.425
‫موسیقی رفقای خوب به اندازه‌ی
‫ فیلمنامه‌ی نیک پیلجی...

10:13.426 --> 10:14.844
‫به روایت سرعت می‌ده.

10:15.386 --> 10:16.511
‫وای، می‌بینمش!

10:16.512 --> 10:18.388
‫اکثر فیلم‌ها چهارتا دنده دارن.

10:18.389 --> 10:21.350
‫مارتی توی رفقای خوب چهارده‌تا دنده داره.

10:21.351 --> 10:24.479
‫دائم سرعتش بیشتر و بیشتر و بیشتر می‌شه.

10:34.572 --> 10:37.491
‫زندگی هنری بود.
‫ما صرفا چیزی که رخ داد رو نوشتیم.

10:37.492 --> 10:38.992
‫باید جایی باشی؟

10:38.993 --> 10:40.453
‫و همه‌اش واقعی بود.

10:43.206 --> 10:45.415
‫حرومزاده‌ی دروغگو! ازت متنفرم!

10:45.416 --> 10:48.877
‫هر بار که تماشاش می‌کردیم، تندتر و تندتر...

10:48.878 --> 10:50.296
‫و تیزتر و تیزترش می‌کردیم.

10:53.091 --> 10:56.385
‫تا لحظه ناگهانی‌ای که
‫همه‌چیز متوقف می‌شه...

10:56.386 --> 10:59.221
‫وقتی که بو دیتل اسلحه می‌گیره
‫سمتش و بازداشتش می‌کنه.

10:59.222 --> 11:02.057
‫پلیس! ایست! تکون نخور مادرقحبه...

11:02.058 --> 11:04.851
‫وگرنه مغزت رو می‌پاشم بیرون.
‫آروم ماشین رو خاموش کن.

11:04.852 --> 11:08.856
‫سوار فیلمنامه شده بودیم.
‫یعنی حس می‌کردم روی اسب نشستم.

11:08.857 --> 11:11.191
‫یه لحظه فکر کردم که مُردم.

11:11.192 --> 11:12.693
‫ولی وقتی صداها رو که شنیدم...

11:12.694 --> 11:15.821
‫فهمیدم که پلیسن.
‫فقط پلیس‌ها این مدلی حرف می‌زنن.

11:15.822 --> 11:17.364
‫تکون نخور.

11:17.365 --> 11:20.784
‫اگه مافیا بودن، اصلا چیزی نمی‌شنیدم.

11:20.785 --> 11:23.537
‫فیلمنامه رو داشتیم، و هر از گاهی هم...

11:23.538 --> 11:25.874
‫یه مقدار بداهه‌پردازی به‌وجود می‌اومد.

11:26.916 --> 11:30.752
‫از جو خواستم که توی فیلم باشه،
‫جو پشی رو می‌گم، و اون قبول نکرد.

11:30.753 --> 11:34.256
‫و در نهایت گفت
‫«اگه این سکانس رو واسم بذاری میام.»

11:34.257 --> 11:37.634
‫و این سکانس رو بازی کرد و گفتم «محشر بود.»

11:37.635 --> 11:40.762
‫چون واقعا واسش رخ داده بود.
‫گفتم «دقیقا می‌دونم کجای فیلم بذارمش.»

11:40.763 --> 11:43.099
‫یعنی توی فیلمنامه نبود،
‫ولی می‌دونستم کجا بذارمش.

11:43.975 --> 11:46.727
‫یکی از دلایلی که جو
‫مصاحبه نمی‌کنه اینه که...

11:46.728 --> 11:50.397
‫کسی درک نمی‌کنه سابقه‌اش چطوریه
‫ و چطوری بزرگ شده.

11:50.398 --> 11:53.567
‫خیلی بیشتر از من توی اون دنیا حضور داشته...

11:53.568 --> 11:55.444
‫و با اون افراد نشست و برخاست داشته.

11:55.445 --> 11:57.863
‫واقعا بامزه‌ای!

11:57.864 --> 12:00.407
‫یعنی چی که بامزه‌ام؟

12:00.408 --> 12:05.787
‫بامزه بود دیگه خب، داستان خوبی بود.
‫بامزه بود. آدم بامزه‌ای هستی.

12:05.788 --> 12:08.498
‫یعنی چی؟ بخاطر حرف زدنم می‌گی؟
‫هان؟

12:08.499 --> 12:10.500
‫صرفا این که، می‌دونی...

12:10.501 --> 12:12.712
‫بامزه‌ای. یعنی...

12:13.213 --> 12:15.464
‫نحوه داستان گفتنت رو می‌گم.

12:15.465 --> 12:18.217
‫چجور بامزه‌ای؟ چیش بامزه است؟

12:18.218 --> 12:21.929
‫و سر صحنه تصمیم گرفتم فیلمبرداری
‫ از نزدیکی نداشته باشیم.

12:21.930 --> 12:24.598
‫چون وقتی لحنشون اونجا عوض می‌شه...

12:24.599 --> 12:27.434
‫باید آدم‌های اطرافشون دیده بشن...

12:27.435 --> 12:31.523
‫زبان بدنشون عوض می‌شه،
‫چشم‌هاشون بیشتر...

12:33.483 --> 12:35.484
‫نگران می‌شه.

12:35.485 --> 12:38.404
‫منظورت چیه که بامزه‌ام؟ بامزه چیه؟
‫چجوری بامزه‌ام؟

12:39.614 --> 12:44.201
‫نمی‌دونم، صرفا... می‌دونی،
‫نحوه داستان تعریف کردنت دیگه. چیه مگه؟

12:44.202 --> 12:48.121
‫نه، نه، نمی‌دونم. خودت می‌گی.
‫من از کجا بدونم؟ تو می‌گی بامزه‌ام.

12:48.122 --> 12:51.625
‫چه کسشعری این وسط بامزه‌ است؟
‫کجای من کیری بامزه‌ است؟

12:51.626 --> 12:53.419
‫بگو. بگو چی بامزه است؟

12:59.259 --> 13:02.511
‫- ولمون کن بابا تامی.
‫- ای کسکش!

13:02.512 --> 13:04.638
‫باور کرده بود‌ها! باور کرده بود.

13:04.639 --> 13:07.307
‫دو سه بار ضبط کردیم و تموم شد.

13:07.308 --> 13:10.435
‫و خب سکانس‌هایی هم هستن
‫ که طراحیشون خیلی طولانیه...

13:10.436 --> 13:12.604
‫دقیقا. می‌خواستم لبه قاب باشن، انگار...

13:12.605 --> 13:14.691
‫انگار از فیلم پرت می‌شدن بیرون.

13:15.358 --> 13:17.484
‫- مرسی جناب.
‫- می‌بینمت. خداحافظ.

13:17.485 --> 13:18.569
‫چیکار می‌کنی؟

13:18.570 --> 13:22.155
‫عمل می‌تونست پشتت رخ بده.
‫همچنان ادامه داشت.

13:22.156 --> 13:25.576
‫تقریبا یه حس ماکسیمالیستی و باروک داره...

13:25.577 --> 13:28.120
‫- همین رو پذیرفتم...
‫- که درونت به وجود میاد.

13:28.121 --> 13:31.707
‫و به نحوی، تبدیل به سبکت می‌شه.

13:31.708 --> 13:33.459
‫همین رخ داد.

13:33.960 --> 13:36.420
‫معمولا از این سمت می‌رم،
‫از منتظر موندن بهتره.

13:36.421 --> 13:39.214
‫سکانس کوپا، اگه کتاب رو بخونی...

13:39.215 --> 13:42.050
‫حدودا سه چهار جمله است.

13:42.051 --> 13:46.598
‫ولی مارتی تصورش می‌کنه، می‌دونی،
‫یه سکانس شش دقیقه‌ای با دوربین استدی‌کمه.

13:51.853 --> 13:55.856
‫سخت‌ترین کار فکر کردن به طراحی یه فیلمه.

13:55.857 --> 14:00.194
‫که سکانس از لحاظ بصری چی نیاز داره.
‫چی توی قابه، چی توی قاب نیست.

14:00.195 --> 14:03.113
‫دوربین باید حرکت کنه؟
‫باید توی قاب حرکت کنن؟

14:03.114 --> 14:06.033
‫توی قاب باید حرکت باشه و
‫ خود قاب هم حرکت کنه؟

14:06.034 --> 14:09.203
‫دوربین به جلو یا عقب حرکت کنه؟
‫یا صرفا همین‌طوری بمونه.

14:09.204 --> 14:12.039
‫دوربین رو اصلا حرکت ندی.
‫صرفا نگهش داری. می‌فهمی؟

14:12.040 --> 14:15.542
‫اگه دختره یا پسره از قاب خارج شد،
‫دنبالش بری یا بذاری خودش بیاد؟

14:15.543 --> 14:17.712
‫دوست داشتم با همه‌اش بازی کنم.

14:19.130 --> 14:22.216
‫باید قبل رفتن سر صحنه فلسفه
‫ نما رو درک کنم.

14:22.217 --> 14:24.427
‫فلسفه این که اون نما یعنی چی.

14:26.304 --> 14:31.725
‫کوپا، به نوعی والهالای
‫ زندگی شبانه نیویورکیه.

14:31.726 --> 14:35.020
‫واقعا بهشتی از زندگی شبانه در نیویورکه.

14:35.021 --> 14:38.065
‫و دلیل این که اون سکانس باید
‫توی یه برداشت انجام می‌شد...

14:38.066 --> 14:40.651
‫از میان هزارتوی زیرزمینی دنیاشون...

14:40.652 --> 14:45.697
‫و این که مثل پادشاه و ملکه
‫در کانون توجه ظاهر بشن...

14:45.698 --> 14:48.618
‫این بود که بزرگ‌ترین آرزوی طرف همین بود.

14:49.202 --> 14:51.913
‫- ببخشید.
‫- سلام!

14:52.997 --> 14:55.082
‫- چطوری؟
‫- هنری، خوشحال شدم دیدمت.

14:55.083 --> 14:58.377
‫ولی اون از تجربه شخصی اومد.
‫ما قبلا با دوستم دومینیک...

14:58.378 --> 15:01.922
‫می‌رفتیم کوپا. پدرش بارتندر سالن بود.

15:01.923 --> 15:06.510
‫تونستیم سیناترا رو اونجا ببینیم،
‫هر کی که می‌اومد، سمی دیویس رو دیدیم.

15:06.511 --> 15:07.719
‫و هر وقت که می‌رفتیم...

15:07.720 --> 15:11.139
‫میزی که از نظرمون واسه تماشا
‫ی نمایش خوب بود رو انتخاب می‌کردیم.

15:11.140 --> 15:12.808
‫و بعد درست قبل شروع نمایش...

15:12.809 --> 15:15.727
‫میزها پر از آدم‌های مافیا می‌شد.

15:15.728 --> 15:18.439
‫و جلومون می‌نشستن و
‫ نمی‌تونستیم چیزی ببینیم.

15:19.899 --> 15:22.609
‫تونی، خیلی ممنون. لطف کردی. مرسی.

15:22.610 --> 15:24.528
‫سلام، چطورین؟ حالت چطوره؟

15:24.529 --> 15:26.738
‫- خوشحال شدم دیدمت.
‫- هنری، چطوری؟

15:26.739 --> 15:28.657
‫خوبم، خوبم. تو چطوری؟

15:28.658 --> 15:33.787
‫از دید مارتی تقریبا یه سکانس عاشقانه بود.
‫چون اونجا بود اغواش کرد...

15:33.788 --> 15:37.624
‫با کلی زرق و برق و...
‫یعنی چیزی که از دید خودشون زرق و برق بود.

15:37.625 --> 15:39.751
‫- درود.
‫- مرسی. درود.

15:39.752 --> 15:42.379
‫از دست رفت. روانی طرف شد.

15:42.380 --> 15:44.882
‫- شغلت چیه؟
‫- هان؟

15:44.883 --> 15:47.510
‫- شغلت چیه؟
‫- توی ساخت و سازم.

15:49.637 --> 15:52.097
‫رفتارشون باهات که این‌طوری نمی‌گه.

15:52.098 --> 15:53.600
‫نماینده اتحادیه‌ام.

15:55.184 --> 15:57.144
‫و حالا، خانم‌ها و آقایان...

15:57.145 --> 16:02.608
‫تکه خاصی از دستور زبانه،
‫و رفقای خوب...

16:02.609 --> 16:04.569
‫قدرت گنگسترهارو نشون می‌ده.

16:06.571 --> 16:09.171
...گنگستر به‌عنوان قهرمان آمریکایی، چون مردم نیابتاً

16:09.221 --> 16:12.850
از تماشای انجام‌شدن کارهایی که
.خودشون دوست دارن، لذت می‌برن

16:15.121 --> 16:16.914
‫ایر فرانس من رو ساخت.

16:16.915 --> 16:20.918
‫بدون استفاده از یه اسلحه 420 هزار دلار
‫به جیب زدیم.

16:20.919 --> 16:22.753
‫و کار درستی کردیم.

16:22.754 --> 16:25.255
‫ستاره‌ی فیلم خود سبک زندگیشونه.

16:25.256 --> 16:29.968
‫خبری از صورت‌زخمی نیست،
‫جیمز کاگنی توی «دشمن مردم»‌ نداریم.

16:29.969 --> 16:34.848
‫یه شخصیت نیست. گروهی از شخصیت‌هان.

16:34.849 --> 16:39.103
‫شخصیت واقعی فیلم سبک زندگی مردم اون دنیاست.

16:41.022 --> 16:44.399
‫به نظرم کارش، مخصوصا توی رفقای خوب...

16:44.400 --> 16:47.611
‫جذابیت مافیاست.

16:47.612 --> 16:49.696
‫و این که چقدر قدرتمنده.

16:49.697 --> 16:53.116
‫من با همین بزرگ شدم.
‫دائما می‌دیدمش.

16:53.117 --> 16:57.955
‫کسی رو می‌شناسین که این‌طوری
‫به خدمت یه خانواده در بیاد؟

16:57.956 --> 17:01.083
‫آره، قطعا. کاملا. خیلی‌ها.

17:01.084 --> 17:02.000
‫آره.

17:02.001 --> 17:05.003
‫واسه من، چیزی که دیدم محشر بود.

17:05.004 --> 17:08.214
‫یعنی، آدم‌هایی که لباس‌های خوب پوشیدن
‫ و ماشین‌های خوبی دارن.

17:08.215 --> 17:11.260
‫انگار که، زندگی همین بود،
‫چیزی که می‌خوای همین بود.

17:11.261 --> 17:13.887
‫یه جیپ پرپول داشتم.

17:13.888 --> 17:17.391
‫می‌دونی، کلی احترام بهم می‌ذاشتن...
‫چیز...

17:17.392 --> 17:19.810
‫دخترهای خوشگل پیشم بودن...

17:19.811 --> 17:23.647
‫می‌دونی، نمی‌تونم توضیح بدم.

17:23.648 --> 17:26.441
‫فقط... نمی‌تونم توضیح بدم.

17:26.442 --> 17:27.944
‫سلام مامان! نظرت چیه؟

17:30.071 --> 17:31.864
‫کفش‌هام رو ببین، خوب نیستن؟

17:31.865 --> 17:34.867
‫وای، شبیه گنگسترها شدی.

17:34.868 --> 17:39.329
‫شیوه‌ی زندگیشون توی فیلم اولش
‫ شدیدا رمانتیک و جذابه.

17:39.330 --> 17:43.959
‫ولی بعدش خب، آدم می‌فهمه
‫زندگیشون در مورد چیه.

17:43.960 --> 17:47.672
‫آره دیگه، بن‌بسته.
‫یه بن‌بست اخلاقی و روحانی.

17:48.715 --> 17:51.508
‫توی تجربه شخصی‌ام، بخاطر رفتار ‌آدم‌هاست.

17:51.509 --> 17:55.053
‫یه صدایی می‌شنوی. تا به خودت میای
‫ یه نفر مرده یا...

17:55.054 --> 17:56.430
‫من چنین احساسی داشتم.

17:56.431 --> 17:58.473
‫نوشیدنی کوفتیم کو؟ گفتم نوشیدنی می‌خوام.

17:58.474 --> 18:01.393
‫- نوشیدنی خواستی؟
‫- الان نوشیدنی خواستم.

18:01.394 --> 18:03.812
‫فکر کردم گفتی «مرسی اسپایدر.»

18:03.813 --> 18:04.730
‫نه، نه، نه.

18:04.731 --> 18:06.481
‫اون شخصیت بیچاره، اسپایدر.

18:06.482 --> 18:08.775
‫بر اساس یه بچه واقعیه. توی کتاب هست.

18:08.776 --> 18:10.777
‫فکر کردم یکی اسپایدر رو صدا زد...

18:10.778 --> 18:12.362
‫- اسپایدر، اسپایدر...
‫- فکر کردم هنری بود...

18:12.363 --> 18:14.865
‫مثل یه کسخل پچ‌پچ می‌کنی و بلد نیستی
‫حرف بزنی، می‌دونی دیگه؟

18:14.866 --> 18:16.910
‫خنده‌داره، خنده‌داره.

18:17.452 --> 18:18.453
‫ولی بعد به پاش شلیک می‌کنه.

18:24.334 --> 18:25.585
‫حالا راه افتاد!

18:26.878 --> 18:28.629
‫یه هفته بعدش برمی‌گرده.

18:28.630 --> 18:31.507
‫نکته همینه. سبک زندگیشون اینه.

18:34.928 --> 18:36.721
‫چون کجا می‌خواد بره؟ پاریس؟

18:39.682 --> 18:41.808
‫- بفرما.
‫- مرسی اسپایدر.

18:41.809 --> 18:45.646
‫هی اسپایدر، بانداژ روی
‫ پات از کله‌ات گنده‌تره.

18:45.647 --> 18:48.273
‫باید احتیاط کنی. هر روز باید احتیاط کنی.

18:48.274 --> 18:50.776
‫دنبال دلسوزی بودی عزیزم؟

18:50.777 --> 18:52.695
‫کس‌شعر نگو تامی.

18:57.158 --> 19:00.410
‫الان درست شنیدم؟ باورم نمی‌شه چی شنیدم!

19:00.411 --> 19:03.205
‫اگه پسر آدم کله‌گنده‌ای نبودی یا چیزی...

19:03.206 --> 19:05.457
‫مجبور بودی احتیاط کنی.

19:05.458 --> 19:08.794
‫- سقوط توش خیلی راحته.
‫- آره.

19:08.795 --> 19:11.922
‫که قاطی ماجرایی بشی که دوست نداری بشی.

19:11.923 --> 19:14.091
‫می‌خوای بذاری کسکش بره پی کارش؟

19:14.092 --> 19:16.427
‫چه مرگته؟ چه وضعشه؟

19:20.265 --> 19:22.766
‫وضعش اینه. حالا نظرت چیه؟

19:22.767 --> 19:24.726
‫چطوره؟ خوبه؟

19:24.727 --> 19:28.064
‫یه پیش‌نمایش داشتیم، شمردم،
‫بیرون ایستادم و...

19:28.940 --> 19:31.985
‫32 نفر توی بیست دقیقه اول رفتن بیرون.

19:33.069 --> 19:34.737
‫مردم از فیلم متنفر بودن.

19:35.572 --> 19:39.199
‫اعتماد‌به‌نفس استودیو رو از بین برد.

19:39.200 --> 19:41.953
‫کلی فشار بود که چیزهایی رو ازش حذف کنیم.

19:43.121 --> 19:44.622
‫خدایا.

19:45.290 --> 19:47.207
‫پیش‌نمایش‌ها جالبن، چون ایده‌هایین
‫ که از قبل بهشون دادن...

19:47.208 --> 19:49.293
‫قبل این که بیان فیلم رو ببینن،
‫که باید به شیوه خاصی پیش بره.

19:49.294 --> 19:52.462
‫خب برن فیلم‌های دیگه‌ای ببینن.
‫از من چی می‌خوان؟

19:52.463 --> 19:54.048
‫از من چی می‌خوان؟

19:54.549 --> 19:57.175
‫جلسه بعد پیش‌نمایش‌ها خیلی بد بود.

19:57.176 --> 20:00.220
‫کلی فشار بود که قسمت‌هایی رو حذف کنیم.

20:00.221 --> 20:02.306
‫و باید مقابله می‌کردیم.

20:02.307 --> 20:07.311
‫باید توی دفتر تری سمت و باب دلی
‫ از برادران وارنر جلسه می‌ذاشتیم.

20:07.312 --> 20:11.481
‫فحش‌هاش زیاد بود، خیلی طولانی بود.
‫باید بیست دقیقه آخرش رو حذف می‌کردیم.

20:11.482 --> 20:13.734
‫که سکانس تحت‌تاثیر کوکائین بود.

20:13.735 --> 20:15.861
‫گفتن اگه سکانس کوکائین رو حذف کنن...

20:15.862 --> 20:18.114
‫فیلم موفق می‌شه.

20:20.116 --> 20:23.118
‫چیزه... باید مواظب باشی...

20:23.119 --> 20:25.704
‫چون چیزهایی قربانی می‌شن که نباید بشن...

20:25.705 --> 20:28.582
‫و باید مقابله کنی، همون‌طور که مارتی کرد.

20:28.583 --> 20:32.085
‫در این جور موارد خیلی سرسخته، چون...

20:32.086 --> 20:36.174
‫نمی‌دونم چطور می‌کنه،
‫من دو تا فیلم کارگردانی کردم و...

20:37.717 --> 20:39.052
‫ولی مارتی...

20:42.013 --> 20:43.806
‫اون کنار نمیاد.

20:44.599 --> 20:47.142
‫بهم گفت «من با افراد قدرتمند بزرگ شدم.

20:47.143 --> 20:51.230
‫می‌دونم حرفشون چیه.
‫و احتمالا می‌دونم چطور...

20:51.231 --> 20:55.151
‫برم داخل و کاری کنم که گوش کنن.

20:56.110 --> 20:59.696
‫در شرایط سخت باید، باید بتونی...
‫اگه احساس خطری کردی...

20:59.697 --> 21:02.658
‫یا باید راهی پیدا می‌کردی که خودت رو...

21:02.659 --> 21:05.869
‫بدون هیچ دردسری ازش خلاص کنی...

21:05.870 --> 21:08.790
‫یا ازش بگذری...

21:09.332 --> 21:11.626
‫و طوری رفتار کنی که انگار یکی از اون‌هایی.

21:12.418 --> 21:13.253
‫می‌دونی؟

21:14.337 --> 21:17.130
‫به طرز جالبی، مقدار زیادی...

21:17.131 --> 21:20.051
‫به اعتقادات بقیه احترام می‌ذاره.

21:20.718 --> 21:25.180
‫یعنی وقتی اکران فاجعه‌ی رفقای خوب رخ داد...

21:25.181 --> 21:29.226
‫مارتی عالی رفتار کرد.
‫با تمام حرف‌هاشون موافقت کرد.

21:29.227 --> 21:31.938
‫چیزی بهشون نگفت، باهاشون هم موافقت کرد!

21:32.438 --> 21:35.566
‫و بعد بالاخره تسلیم شدن،
‫ولی یکی از چیزهایی که از دست دادیم...

21:35.567 --> 21:37.860
‫این بود که قرار بود توی
‫ ۱۶۰۰ سینما اکران کنیم.

21:37.861 --> 21:40.864
‫توی ۸۰۰ سینما اکران کردن.
‫برادران وارنر، بهمون پشت کردن.

21:41.990 --> 21:43.949
‫و بعد نقدها منتشر شد.

21:43.950 --> 21:45.868
‫همه عاشق مافیاها شدن.

21:45.869 --> 21:48.161
‫رفقای خوب؟ فیلمی محشر.

21:48.162 --> 21:51.290
‫توی هفته اولش پرفروش‌ترین فیلم گیشه شد.

21:51.291 --> 21:53.834
‫فیلم محشریه.

21:53.835 --> 21:57.379
‫اسکورسیزی در اوج کارگردانیشه.
‫هیچ کارگردانی از اون بهتر نیست.

21:57.380 --> 21:59.172
‫به نظرت من بامزه‌ام؟

21:59.173 --> 22:01.258
‫- در واقع آره.
‫- سرگرم‌کننده‌ام واست؟

22:01.259 --> 22:03.302
‫نه، جدی می‌گم، به نظرم بامزه‌ای.

22:03.303 --> 22:07.264
‫جو پشی خیلی عصبانی می‌شه و می‌گه
‫ «به نظرت دلقکم؟

22:07.265 --> 22:10.100
‫اومدم که بخندونمت؟ یعنی چی که بامزه‌ام؟»

22:10.101 --> 22:12.604
‫آره، نه، یادمه.

22:15.565 --> 22:17.399
‫عالی بود.

22:17.400 --> 22:20.194
‫مرسی. مرسی. مرسی.

22:20.195 --> 22:24.032
‫فقط اون فیلم شناخته نشد،
‫گاو خشمگین هم همون سال شناخته شد.

22:24.574 --> 22:28.285
‫بهترین فیلم‌های دهه هشتاد؟
‫گاو خشمگین شماره یک بود.

22:28.286 --> 22:31.288
‫اولین فیلم لیستم؟ گاو خشمگین
‫ مارتین اسکورسیزی.

22:31.289 --> 22:33.123
‫هیچ شکی توی ذهنم نیست.

22:33.124 --> 22:35.626
‫بعد رفقای خوب، تنگه وحشت.
‫موفقیت بزرگی بود.

22:35.627 --> 22:37.169
‫از فیلم‌های موردعلاقه‌‌ی خودم نیست...

22:37.170 --> 22:40.465
‫ولی عناصر جالبی از ترس
‫رو توشون امتحان کردیم.

22:40.965 --> 22:43.092
‫لباس‌هات رو در بیار و زانو بزن!

22:44.761 --> 22:46.511
‫نه!

22:46.512 --> 22:48.430
‫نکن!

22:48.431 --> 22:51.475
‫تونست آخرش... نمی‌دونم توی کدوم گیشه بود.

22:51.476 --> 22:52.769
‫خیلی خوب بود.

22:54.854 --> 22:58.440
‫یهویی همه برگشتن و گفتن «صبر کن، آره!»

22:58.441 --> 23:02.486
‫فیلم‌هاش خام و خشن و به نحوی هر کدوم...

23:02.487 --> 23:03.779
‫بیوگرافی هستن.

23:03.780 --> 23:06.657
‫مردم رو جاهای دیگه کشتن و آوردن
‫انداختنشون اینجا.

23:06.658 --> 23:08.242
‫- همین‌جا؟
‫- به وضوح یادمه.

23:08.243 --> 23:10.035
‫زمانه‌ی کلا متفاوتی بود.

23:10.036 --> 23:13.205
‫پدر و مادرم همون‌طور که گفتم زنده بودن،
‫و ازش لذت بردن.

23:13.206 --> 23:14.831
‫کدوم دانشگاه رفته بود؟

23:14.832 --> 23:15.916
‫دانشگاه نیویورک.

23:15.917 --> 23:17.000
‫درسته، دانشگاه نیویورک.

23:17.001 --> 23:21.588
‫و در اون زمان، شهریه خیلی ارزون بود.

23:21.589 --> 23:24.007
‫بازی می‌کردیم، تفریح می‌کردیم.

23:24.008 --> 23:25.968
‫و حالا واسه درست کردن خمیر
‫ باید از اولش شروع کرد؟

23:25.969 --> 23:28.720
‫- من از اولش شروع می‌کنم، درسته.
‫- سس رو خودتون درست کردین؟

23:28.721 --> 23:30.431
‫- مواظب پیرهنت باش.
‫- باشه. نمی‌خوام کثیف بشه...

23:32.392 --> 23:34.476
‫پخشش کن. آره، خوبه. خیلی پخش نکن.

23:34.477 --> 23:37.646
‫خیلی نزن، سنگینه. بسه.

23:37.647 --> 23:39.982
‫رابرت دنیرو میاد این پیتزا رو بخوره؟

23:39.983 --> 23:43.986
‫رابرت دنیرو عاشقشه. می‌گه من
‫ بهترین پیتزای دنیا رو درست می‌کنم.

23:43.987 --> 23:47.448
‫- چرا با پیتزاهای دیگه فرق داره؟
‫- چون من درستش کردم.

23:51.494 --> 23:53.871
‫محشر بود. خب توی فیلم‌ها دیدینش.

23:53.872 --> 23:56.790
‫- آره.
‫- و واقعا هم مارتین کارگردانیش نمی‌کرد.

23:56.791 --> 23:58.208
‫صرفا بهش می‌گفت شروع کنه.

23:58.209 --> 24:02.170
‫یعنی رسما می‌گفت «مامان، شروع کن.»

24:02.171 --> 24:04.172
‫نمی‌خوام بیدارش کنم.

24:04.173 --> 24:07.009
‫- اوه...
‫- ببین کی اومده! ببین کی اومده.

24:07.010 --> 24:09.428
‫- سلام مامان، چرا بیداری؟
‫- چیکار می‌کنی؟

24:09.429 --> 24:10.929
‫- چی شده؟
‫- هیچی هیچی.

24:10.930 --> 24:15.143
‫مثلا وقتی خون روی پیراهن
‫ جو پشی رو می‌بینه...

24:15.894 --> 24:18.104
‫واکنشش صادقانه است.

24:19.022 --> 24:21.607
‫- و؟
‫- خب امشب تا دیروقت بیرون بودیم.

24:21.608 --> 24:25.527
‫رفتیم یه دوری بزنیم...
‫خارج شهر و زدیم به یه گوزن.

24:25.528 --> 24:29.198
‫خون از اونجا اومده. گفتم دیگه.
‫جیمی هم بهت گفت.

24:29.199 --> 24:31.074
‫خوب شد یادم افتاد مامان،
‫این چاقو رو لازم دارم.

24:31.075 --> 24:34.536
‫فقط همیشه با جمله اول راهم می‌اندازه.
‫همین.

24:34.537 --> 24:35.871
‫فقط همون رو بهم می‌گه.

24:35.872 --> 24:37.789
‫می‌گه «باید بداهه‌پردازی کنی.»

24:37.790 --> 24:40.792
‫می‌گم «چی بگم؟»
‫می‌گه «خودت می‌دونی چی بگی.

24:40.793 --> 24:43.212
‫به محض این که شروع کنی ضبط می‌کنیم.»

24:43.213 --> 24:47.591
‫- چرا واسه خودت یه دختر خوب جور نمی‌کنی؟
‫- من که هر شب یه دختر خوب میارم مامان.

24:47.592 --> 24:50.469
‫آره، ولی یه دختری بیار که باهاش
‫ سر و سامون بگیری.

24:50.470 --> 24:53.222
‫هر شب سر و سامون می‌گیرم،
‫ولی فرداش دوباره آزادم.

24:53.223 --> 24:55.307
‫عاشق توئم. می‌خوام پیش تو باشم.

24:55.308 --> 24:58.143
‫مشخص می‌شه که توی صندوق ماشین جنازه است.

24:58.144 --> 24:59.895
‫مارتی بهش نگفته.

24:59.896 --> 25:03.440
‫وقتی فهمید دنبالش کرد که بزنه توی سرش.

25:03.441 --> 25:05.317
‫چون حس می‌کرد...

25:05.318 --> 25:08.862
‫اگه می‌دونست توی صندوق یه جنازه هست...

25:08.863 --> 25:10.865
‫واسشون صبحونه درست نمی‌کرد.

25:12.033 --> 25:14.326
‫می‌دونیم که مادرت توی فیلم‌ کوتاهات بوده.

25:14.327 --> 25:16.912
‫مجبور بود که باشه. هر دانشجوی سینمایی...

25:16.913 --> 25:18.956
‫اولین کسی که واسه ضبط می‌ره سراغش والدینشن.

25:18.957 --> 25:22.126
‫مجبورم کرد ساعت چهار و نیم صبح
‫ اسپاگتی درست کنم.

25:22.919 --> 25:24.837
‫توی خیابون‌های پایین‌شهر بودم.

25:26.130 --> 25:28.632
‫مجبورم کرد اون سکانس رو 22 بار ضبط کنم.

25:28.633 --> 25:31.635
‫و فرداش هم باید می‌رفتم سرکار.
‫ساعت دو صبح شده بود!

25:31.636 --> 25:33.595
‫و همچنان داشتم اون سکانس رو ضبط می‌کردم.

25:33.596 --> 25:37.307
‫و بهش گفتم «بسه دیگه مارتی.
‫فردا باید برم سرکار.»

25:37.308 --> 25:40.269
‫گفت «برو اون گوشه و تا بهت نگفتم نیا!»

25:40.270 --> 25:43.230
‫حین ضبط ایتالیایی- آمریکایی، خیلی...

25:43.231 --> 25:45.900
‫جلوی دوربین تمرکز داشت.
‫انگار دوربین وجود نداشت.

25:46.484 --> 25:49.069
‫چند قاشق گوجه برمی‌داری...

25:49.070 --> 25:53.116
‫و می‌اندازی اینجا که کوفته‌هات نرم بمونن.

25:54.409 --> 25:57.119
‫نه مثل اون کوفته‌هایی که بیرون می‌خوری.

25:57.120 --> 25:59.121
‫- وقتی یه جایی دعوتی.
‫- آره؟

25:59.122 --> 26:01.498
‫کوفته می‌خوری و می‌بینی خیلی سفته.

26:01.499 --> 26:03.793
‫پرتش کنی سمت دیوار،
‫دیوار ترک می‌خوره.

26:05.712 --> 26:09.256
‫صرفا به عنوان چیزی که قانع‌کننده است
‫ باهاش همذات‌پنداری دارم.

26:09.257 --> 26:12.051
‫خوشم نمیاد توی فیلمی ازم استفاده می‌کنه
‫ و بعد حذفش می‌کنه.

26:13.136 --> 26:13.969
‫خب...

26:13.970 --> 26:15.888
‫منصفانه نیست. خیلی سخت تلاش می‌کنم.

26:15.889 --> 26:19.349
‫از راننده تاکسی حذف شد.
‫اولین مسافر تراویس بود.

26:19.350 --> 26:21.602
‫- درسته.
‫- و کیسه خرید داشت.

26:21.603 --> 26:23.729
‫از این کیسه خریدهایی که توی
‫ماشین جا نمی‌شن...

26:23.730 --> 26:25.272
‫خیلی سنگین بودن! گفتم...

26:25.273 --> 26:27.567
‫مامان، یه چیزی باید حذف بشه.
‫تو باید حذف بشی. ختم کلام.

26:32.947 --> 26:36.283
‫می‌شه گفت والدینم از ارزیابی مجدد...

26:36.284 --> 26:38.785
‫من و آثارم لذت می‌بردن.

26:38.786 --> 26:43.291
‫ولی خب، توی اسکار حضور داشتن،
‫و اسکار خیلی واسشون مهم بود.

26:44.000 --> 26:48.128
‫وقتی واسه اسکار نامزد شدین
‫ مارتی هیجان‌زده شد؟

26:48.129 --> 26:49.923
‫یادمه پشت میز نشسته بودم...

26:51.382 --> 26:52.591
‫پشت میز نامزدان.

26:52.592 --> 26:55.969
‫یه عضو قدیمی اسکار سر میز بود.

26:55.970 --> 26:59.807
‫و خم شد سمتم و گفت
‫ «سعی کن مودبانه حرف بزنی.»

27:00.683 --> 27:04.269
‫واقعا فکر می‌کرد که...

27:04.270 --> 27:08.774
‫من مثل توی فیلم حرف می‌زدم.
‫ما اهل نیویورک بودیم.

27:08.775 --> 27:10.901
‫در اون حد بودیم.

27:10.902 --> 27:13.905
‫احساس تعلق نداشتیم. و حسش می‌کردیم.

27:16.658 --> 27:21.411
‫به نظرم رفقای خوب یه کار عجیبی
‫ توی حرفه اسکورسیزی انجام داد...

27:21.412 --> 27:26.917
‫که این بود که به مردم اجازه داد
‫به عنوان «سازنده فیلم خلافکاری» بشناسنش.

27:26.918 --> 27:30.546
‫ولی به نظر من همیشه مسخره بود،
‫چون فقط یه عنصر نداره.

27:30.547 --> 27:35.551
‫عنصر دنیاهان،
‫فرهنگ‌های خاص و بسته...

27:35.552 --> 27:40.013
‫فرقی نمی‌کنه که جرائم سازماندهی‌شده
‫ در رفقای خوب باشه...

27:40.014 --> 27:43.850
‫یا دنیای جامعه‌ی نیویورک در عصر معصومیت.

27:43.851 --> 27:46.104
‫که رمانی از ایدیت وارتونه.

27:49.774 --> 27:52.776
‫موضوع عصر معصومیت علاقه‌ام بود،
‫نه به تاریخ...

27:52.777 --> 27:55.405
‫بلکه به انسان‌شناسی شاید.

27:55.947 --> 27:58.824
‫وقتی آرچر اولین بار وارد
‫ منزل بوفورت می‌شه...

27:58.825 --> 28:02.077
‫واسه یه مراسم بزرگه،
‫یه میز هست که روش دستکش گذاشتن.

28:02.078 --> 28:05.831
‫این در مورد رسمی از اون دورانه،
‫وقتی می‌رفتی مراسمی، اگه آقا بودی...

28:05.832 --> 28:09.084
‫همراهت چند دستکش می‌بردی،
‫و هر بار که با زنی می‌رقصیدی...

28:09.085 --> 28:12.004
‫دستکش‌هات رو عوض می‌کردی.
‫این توی فیلم بهش پرداخته نشده...

28:12.005 --> 28:14.299
‫ولی هست و بخشی از ماجراست.

28:14.924 --> 28:17.342
‫شوکه شده بودم، چون مثل اکثر ملت...

28:17.343 --> 28:21.180
‫تصور نمی‌کردم مارتین چنین فیلمی بسازه.

28:21.973 --> 28:24.892
‫تا این که بعدتر، کاملا منطقی شد.

28:24.893 --> 28:26.227
‫یعنی چی؟

28:27.061 --> 28:29.272
‫خب بخاطر وحشی‌گری‌ای که توش بود.

28:30.523 --> 28:33.525
‫رسم نبود که توی مهمانی‌های نیویورک...

28:33.526 --> 28:36.862
‫یه خانم بلند بشه و از پیش آقایی بره...

28:36.863 --> 28:39.490
‫تا پیش آقایی دیگه بشینه.

28:40.283 --> 28:43.244
‫ولی کنتس از این قانون پیروی نکرد.

28:46.414 --> 28:49.666
‫در دنیایی هستیم که اشتیاق رام شده...

28:49.667 --> 28:52.502
‫به شرایط و دنیایی که درونشه.

28:52.503 --> 28:54.213
‫و این جالبه.

28:54.214 --> 28:57.799
‫عاشق بودن اشتباهه؟
‫نه. پسره عاشقه.

28:57.800 --> 29:00.260
‫دختره هم عاشقه. ولی طرف زن داره.

29:00.261 --> 29:02.512
‫به نظرم باید به واقعیت ماجرا نگاه کنیم،
‫نه خیال‌پردازی‌هامون.

29:02.513 --> 29:05.766
‫- من فقط می‌خوام با هم باشیم.
‫- نمی‌تونم زنت باشم نیولند.

29:05.767 --> 29:08.227
‫می‌گی باید به عنوان معشوقت کنارت باشم؟

29:08.228 --> 29:09.771
‫من...

29:10.313 --> 29:12.398
‫یه جورهایی می‌خوام باهات فرار کنم و...

29:12.982 --> 29:15.943
‫دنیایی رو پیدا کنم که
‫ چنین کلماتی وجود ندارن.

29:15.944 --> 29:19.655
‫توی اون دنیا... محدودیت‌هایی وجود داره.

29:19.656 --> 29:22.282
‫اون کشور کجا هست؟
‫تا حالا اونجا رفتی؟

29:22.283 --> 29:24.911
‫همون داستان قدیمی «انجام کار درست» هست.

29:25.495 --> 29:28.122
‫کار درست تحت این شرایط چیه؟

29:29.499 --> 29:32.751
‫یه چیزهایی رو توی عمرم تجربه کرده بودم
‫و درک کرده بودم...

29:32.752 --> 29:37.090
‫که ماهیت طاقت‌فرسای این عشق
‫ به نتیجه نمی‌رسه.

29:39.467 --> 29:40.385
‫الن...

29:41.302 --> 29:44.722
‫دست‌ها، نحوه استفاده کردن از
‫دست‌ها در عصر معصومیت.

29:45.348 --> 29:48.517
‫چیزیه که خیلی بهش فکر کرده باشی،
‫یا همین‌طوری رخ داد؟

29:48.518 --> 29:50.310
‫آره. آره.

29:50.311 --> 29:51.479
‫آره.

29:52.146 --> 29:53.815
‫یعنی... شدتش...

29:54.649 --> 29:57.067
‫بهترین کاری که می‌تونستم بکنم این بود که...

29:57.068 --> 30:00.237
‫حداقل خب، الکتریسیته رو حس کنن...

30:00.238 --> 30:04.616
‫یعنی، به ندرت هم رو لمس کنن،
‫و می‌تونستی الکتریسیته بین انگشتان...

30:04.617 --> 30:06.910
‫- شخصی و شخص دیگه رو حس کنی.
‫- آره.

30:06.911 --> 30:10.455
‫می‌دونی دیگه، یعنی می‌دیدیش
‫و لمس رو تصور می‌کردی.

30:10.456 --> 30:13.418
‫محشره. لمسشون واقعا معنایی داشت. می‌بینی؟

30:14.127 --> 30:17.796
‫پس این خیلی خاص بود، اون لمس.

30:17.797 --> 30:22.218
‫تقریبا مثل یه لحظه شهوانی پایدار بود...

30:23.011 --> 30:25.138
‫که به تکمیل نمی‌رسید.

30:25.763 --> 30:28.223
‫ولی یه لحظه شهوانی پایداره.

30:28.224 --> 30:29.809
‫فکرمون همین بود.

30:32.228 --> 30:35.231
‫لحظات شهوانی‌ای که خیلی ادامه دارن.

30:37.817 --> 30:38.817
‫و بعد در نهایت...

30:38.818 --> 30:42.447
‫در لحظه آخر مشخص می‌شه که اون گیر کرده.

30:43.031 --> 30:44.698
‫من گفتم توی یه سکانس نشونش بدیم.

30:44.699 --> 30:47.951
‫آزادی خاصی رو از رفقای خوب
‫ به دست آورده بودم.

30:47.952 --> 30:50.370
‫و تا عصر معصومیت ادامه‌اش دادم.

30:50.371 --> 30:52.706
‫و از صداگذاری واسه آزادانه
‫ عمل کردن استفاده کردی.

30:52.707 --> 30:53.832
‫آره، دقیقا. آره.

30:53.833 --> 30:56.501
‫یه سرآشپز استخدام شده بود،
‫دو خدمتکار...

30:56.502 --> 30:58.587
‫رزها رو از هندرسون خریده بودن...

30:58.588 --> 31:00.923
‫توسط اشیای یادگارانه احاطه شده بودن...

31:00.924 --> 31:04.676
‫که هویتشون رو براشون حفظ کنه،
‫و فرهنگشون رو.

31:04.677 --> 31:09.015
‫ذهنم از تمام اون اشیاه گذشت و
‫می‌بینی که همه هستن...

31:10.183 --> 31:12.601
‫که اون رو سر جاش حفظ کنن.

31:12.602 --> 31:16.189
‫پس انجام چنین کاری طبیعیه.
‫مثل یه زندانه.

31:17.106 --> 31:20.692
‫آرچر تمام مردم به ظاهر
‫ بی‌خطر رو دور میز دید...

31:20.693 --> 31:23.237
‫که مثل یه گروه دسیسه‌چین ساکت بودن...

31:23.238 --> 31:26.198
‫زبان خودشه، توی کتاب هست.
‫مال خود ایدیت وارتونه.

31:26.199 --> 31:29.536
‫و خودش و الن در مرکز دسیسه‌هاشون بودن.

31:30.078 --> 31:32.955
‫این فرهنگی که خودش رو اسیرش می‌بینه...

31:32.956 --> 31:35.832
‫که نمی‌تونه ازش رها بشه.
‫از پسش برنمیاد.

31:35.833 --> 31:37.961
‫خیلی موضوع مارتی‌پسندیه.

31:39.337 --> 31:42.923
‫با مارتین، دوربین همیشه در خدمت...

31:42.924 --> 31:46.510
‫چیزی غریزی از هویت اونه.

31:46.511 --> 31:48.262
‫یه چیزی توی شکمش.

31:48.263 --> 31:52.183
‫واسه همین جواب می‌ده.
‫واسه همینه که صرفا زیبا نیست...

31:53.184 --> 31:54.394
‫بلکه معنا هم داره.

31:57.146 --> 31:59.314
‫واقعا ترکیب جالبی از چیزهاست...

31:59.315 --> 32:04.070
‫چون به نظرم یه حس‌گراست،
‫ولی مثل کارگر معدن کار می‌کنه.

32:07.240 --> 32:10.660
‫و حرفه‌ی یه مذهبی رو داره.

32:13.246 --> 32:18.251
‫و در زمینه مارتی،
‫می‌فهمی که این درواقع حرفه‌اش بوده.

32:21.421 --> 32:24.965
‫بابا، شنیدم که...

32:24.966 --> 32:26.383
‫در مورد حرفه حرف می‌زد.

32:26.384 --> 32:30.638
‫که همچنین به این معناست
‫ که وقتی در اون دنیاست...

32:31.598 --> 32:33.099
‫در همون دنیاست.

32:34.559 --> 32:37.394
‫واسه همین رابطه‌ام با بابام...

32:37.395 --> 32:41.065
‫در مورد ورودم به دنیاییه که اون توشه.

32:41.983 --> 32:47.113
‫و این شادترین خاطراتم با پدرمه.

32:47.655 --> 32:50.657
‫عاشق بازیگرهاشه...

32:50.658 --> 32:55.621
‫و به نحوی تجربه محشری بود که...

32:55.622 --> 32:58.749
‫واردش بشم و...

32:58.750 --> 33:00.251
‫حسش کنم.

33:01.002 --> 33:03.337
‫عه، نمی‌خواستم مزاحمتون بشم.

33:03.338 --> 33:06.423
‫شما خانم بلنکر هستید؟
‫من نیولند آرچر هستم.

33:06.424 --> 33:08.592
‫بله، خیلی در مورد شما شنیدم.

33:08.593 --> 33:12.137
‫پدرم بین برداشت‌ها از نمایشگر دور می‌شد...

33:12.138 --> 33:14.223
‫و یه جورهایی ساکت می‌شد و می‌گفت...

33:14.224 --> 33:16.308
‫«آره، عالی بود. خیلی‌خب.»

33:16.309 --> 33:19.728
‫و تشویق می‌کرد و می‌گفت،
‫«آره، می‌دونی، جالبه.

33:19.729 --> 33:22.147
‫بیاین یه کار دیگه هم بکنیم.»

33:22.148 --> 33:24.733
‫علاقه و اهمیتش رو احساس می‌کردی.

33:24.734 --> 33:28.153
‫درمیان شدت و توجه‌اش به جزئیات.

33:28.154 --> 33:32.282
‫نوعی امنیت بود...

33:32.283 --> 33:33.868
‫که...

33:35.453 --> 33:37.413
‫دیدنش اونجا جالب بود.

33:39.207 --> 33:43.126
‫تمرکز و شدتش و خوش‌روییش...

33:43.127 --> 33:46.965
‫مثل نور محشر یه فانوسه.

33:47.715 --> 33:51.843
‫اگه داره روی فیلم کار می‌کنه،
‫همون‌جاست، مشغول فیلمه.

33:51.844 --> 33:57.349
‫و بعد، اگه توی گوی نور نباشی...

33:57.350 --> 34:01.187
‫گاهی‌اوقات... می‌تونی نبودش رو احساس کنی.

34:04.190 --> 34:07.192
‫و می‌دونم وقتی یه همکار پیدا می‌کنه...

34:07.193 --> 34:09.361
‫یعنی یه همکار واقعی...

34:09.362 --> 34:12.698
‫همکارها حتی بیشتر مثل خانوادن.

34:12.699 --> 34:13.992
‫می‌دونین؟

34:15.075 --> 34:18.996
‫وقتی رفقای خوب رو ضبط کردم،
‫نه سالی بود که با باب کار نکرده بودم.

34:18.997 --> 34:22.624
‫از زمان «سلطان کمدی.»
‫کاملا مسیرهای متفاوتی رو رفته بودیم.

34:23.084 --> 34:25.419
‫اون مسیر خودش رو رفت و من هم مسیر خودم.

34:25.420 --> 34:28.213
‫ولی با رفقای خوب، همش برگشت.

34:28.214 --> 34:30.507
‫عشق هنوز هست، علاقه هست،
‫همچنان هستن.

34:30.508 --> 34:32.635
‫آخه واسه نمایش چه جای بهتری هست؟

34:33.510 --> 34:35.846
‫و بعد توی تنگه وحشت، عالی بود.

34:35.847 --> 34:38.181
‫ولی در نقطه‌ای واسم خوب روشنش کرد...

34:38.182 --> 34:39.933
‫که ترجیح می‌ده بیشتر
‫ باهام فیلم‌هایی بسازه...

34:39.934 --> 34:43.103
‫که در مورد دنیاهای زیرزمینی آمریکاست.

34:43.104 --> 34:45.063
‫آره. گفتم «باشه.»

34:45.064 --> 34:48.150
‫یه داستان در مورد وگاس داشتم، «کازینو».

34:48.151 --> 34:52.947
‫گفتم «شاید خب، بتونم این رو انجام بدم.»

34:53.531 --> 34:57.534
‫می‌شه عموما گفت که ژانر دنیای زیرزمینی...

34:57.535 --> 35:00.496
‫نزدیک‌ترین جایی که می‌شه گفت
‫به روی زمین میاد در وگاسه.

35:01.748 --> 35:05.167
‫کازینو، من با مارتی نوشتمش.
‫اون شخصیت‌ها واقعی بودن.

35:05.168 --> 35:07.711
‫لفتی روزنتال، شخصیت باب دنیرو...

35:07.712 --> 35:10.172
‫من چندین سال با لفتی بودم،
‫بهم می‌گفت...

35:10.173 --> 35:15.010
‫که چطوری بود که جو پشی و
‫ تونی اسپیلترو دوست‌هاش باشن.

35:15.011 --> 35:17.846
‫کی قراره حرف زدن پشت سرم رو...

35:17.847 --> 35:19.890
‫- تموم کنی؟
‫- هان؟

35:19.891 --> 35:21.808
‫چیه فکر کردی خبردار نمی‌شم؟

35:21.809 --> 35:23.435
‫یه ایده داشتم که بهشت رو بهشون داده بودن...

35:23.436 --> 35:25.646
‫و مثل آدم و حوا از بهشت بیرون شده بودن.

35:25.647 --> 35:28.357
‫و بهشتی شیطانی داشتن. و حتی اونجا...

35:28.358 --> 35:31.069
‫انقدر شرور بودن که از بهشت بیرون شدن.

35:34.072 --> 35:36.533
‫ولی توی کازینو تا لبه پیش بردمش.

35:37.158 --> 35:38.784
‫تماشاش می‌کنی و با خودت می‌گی...

35:38.785 --> 35:42.079
‫«مثل بقیه فیلم‌هایی که توی عمرم دیدم نیست.»

35:42.080 --> 35:44.456
‫واقعا ساختار منحصربه‌فردی داره.

35:44.457 --> 35:48.294
‫می‌تونی ارتباطش به رفقای خوب رو ببینی،
‫ولی انگار یه قدم جلوتره.

35:51.214 --> 35:54.008
‫من اسم این رو گذاشتم سکانس
‫ کوه راشمور مارتی.

35:56.803 --> 35:59.846
‫توی وگاس همه باید حواسشون به بقیه باشه.

35:59.847 --> 36:02.015
‫معمولا مارتی از آدم‌های
‫ واقعی استفاده می‌کنه.

36:02.016 --> 36:07.062
‫پس همه افراد توی سکانس‌های قمار،
‫دلال‌های و مسئولین واقعی بودن.

36:07.063 --> 36:09.314
‫دلال‌ها حواسشون به بازیکن‌ها هست.

36:09.315 --> 36:10.608
‫شیش!

36:11.526 --> 36:14.486
‫مسئولین حواسشون به دلال‌هاست.

36:14.487 --> 36:16.572
‫همه‌اش باید به دقت برنامه‌ریزی می‌شد.

36:16.573 --> 36:21.076
‫به کدوم سمت دوربین رو می‌چرخونیم؟
‫به سمت راست می‌چرخونیم یا چپ؟

36:21.077 --> 36:23.704
‫من بیشتر به چیز علاقه داشتم...
‫نمی‌دونم...

36:23.705 --> 36:26.540
‫به افراد اطراف میز. افراد مشغول بازی.

36:26.541 --> 36:29.543
‫و خود دلال‌ها، می‌دونی؟ دلال‌ها.

36:29.544 --> 36:33.338
‫ما، یه داستانی داریم که پیش می‌ره،
‫ولی داستان‌های دیگه هم هستن.

36:33.339 --> 36:35.424
‫مدیر کازینو حواسش به روسای شیفت‌هاست.

36:35.425 --> 36:40.889
‫من حواسم به مدیر کازینوئه.
‫و چشم توی آسمون هم حواسش به همه‌ی ماست.

36:45.184 --> 36:48.770
‫تازه، یه گروه آدم هم اون بالا داریم،
‫که اکثرا متقلب‌های سابقن...

36:48.771 --> 36:50.857
‫که تمام حقه‌ها رو بلدن.

36:52.692 --> 36:55.736
‫احتمالا شخصیت موردعلاقه
‫مونثم از فیلم‌های اسکورسیزی...

36:55.737 --> 36:57.655
‫جینجره، شخصیت شارون استون.

36:58.239 --> 37:00.783
‫واقعا چیزیه که زندگی لفتی بهش نیاز داره.

37:02.410 --> 37:05.078
‫- امشب چطوری؟
‫- خوبم. تو چطوری؟

37:05.079 --> 37:07.915
‫- خسته.
‫- جینجر زحمت‌کش بود.

37:07.916 --> 37:10.334
‫- یکی واسه خودت.
‫- مرسی.

37:10.335 --> 37:14.630
‫بلد بود چطور هوای ملت رو داشته باشه.
‫توی وگاس همه‌چیز همینه.

37:14.631 --> 37:17.883
‫دختر خیابونیه... خیلی تحصیل‌کرده نیست.

37:17.884 --> 37:21.512
‫دوست ندارم از اصطلاح «دختر خیابونی»
‫استفاده کنم. پول در میاورد.

37:25.225 --> 37:27.310
‫جینجر زحمت‌کش بود.

37:27.936 --> 37:30.521
‫متوجه منظورم هستین؟ کارش بود.

37:30.522 --> 37:33.525
‫کار من این بود که بیام ازش کار بکشم.

37:39.906 --> 37:43.325
‫وقتی به کازینو نگاه می‌کنم،
‫بیشتر از هر چیزی...

37:43.326 --> 37:48.247
‫نیاز به داشتن زنیه که بهش جذب می‌شی
‫چون وحشیه...

37:48.248 --> 37:52.377
‫و ازت فراتره و این چیزیه که خیلی پیش میاد.

37:53.419 --> 37:56.505
‫توی راننده تاکسی هم با
‫سبیل شفرد همچین وضعیه.

37:56.506 --> 38:00.426
‫ایده‌آل‌سازی زنی که قابل دسترس نیست.

38:01.052 --> 38:02.302
‫سلام.

38:02.303 --> 38:04.764
‫کتی موریارتی در گاو خشمگین.

38:05.557 --> 38:06.474
‫خوشوقتم.

38:07.976 --> 38:10.060
‫توی سلطان کمدی هم دوباره پیداش می‌شه.

38:10.061 --> 38:15.274
‫دوستت دارم. می‌خوام کمکت کنم زندگیت
‫ رو عوض کنی، اگه فقط یه شانسی بهم بدی.

38:15.275 --> 38:19.028
‫توی کازینو به نظرم به شدیدترین شدتش می‌رسه.

38:21.406 --> 38:23.741
‫می‌خوام سر و سامون بگیرم. خانواده می‌خوام.

38:24.200 --> 38:26.743
‫اومدی پیش دختر اشتباهی، سم.

38:26.744 --> 38:29.997
‫ازش درخواست ازدواج می‌کنه
‫اونم می‌گه «دوستت ندارم.»

38:29.998 --> 38:33.500
‫من رو نمی‌شناسی. دو سه ماهه من رو می‌شناسی.
‫چی می‌دونی آخه؟

38:33.501 --> 38:35.669
‫ولی نه، می‌خواد کاری کنه که عاشقش بشه.

38:35.670 --> 38:38.547
‫بهتر از چیزی که فکرش رو بکنی بهت می‌رسم.

38:38.548 --> 38:41.217
‫- چی داری می‌گی؟
‫- همینی که گفتم.

38:42.176 --> 38:46.472
‫واسه باقی زندگیت تامینی. بهت قول می‌دم.

38:51.102 --> 38:52.687
‫می‌خوای یه شانسی بهم بدی؟

38:53.521 --> 38:54.938
‫شوکه‌کننده است...

38:54.939 --> 38:58.108
‫و همچنین احساس واقعیت داره.
‫انگار، حس این رو داره که، آره، این...

38:58.109 --> 39:01.361
‫تصویر یه احمقه.

39:01.362 --> 39:04.573
‫کثافت! عوضی! حالم ازت بهم می‌خوره!

39:04.574 --> 39:07.326
‫ناسلامتی نیکی سانتورو ام! درست شنیدی!

39:07.327 --> 39:10.329
‫اسپانسرمه! این چطوره؟

39:10.330 --> 39:12.414
‫احمق! به چی نگاه می‌کنی؟

39:12.415 --> 39:15.500
‫با مارتی مخالفت و بحثی هم داشتی؟

39:15.501 --> 39:19.963
‫اومدم سرکار و اولین چیزی که ضبط کردیم...

39:19.964 --> 39:22.007
‫یه سکانس توی هتل بود.

39:22.008 --> 39:24.677
‫و بدون من تصمیمش رو گرفتن.

39:25.845 --> 39:28.681
‫و بعد من رو بردن که فیلمبرداری کنم.

39:29.515 --> 39:32.393
‫طبیعتا سوالش این بود که «چه خبره؟»

39:33.061 --> 39:34.312
‫و با خودم گفتم «وای.

39:35.104 --> 39:38.607
‫مردها قراره نقش کلیدی داشته باشن...

39:38.608 --> 39:41.652
‫و من رو مثل گلدون جابه‌جا کنن.»

39:41.653 --> 39:44.738
‫می‌دونی، گروهن، تیمن، واحدن.

39:44.739 --> 39:47.366
‫کل زندگیشون هم رو می‌شناختن.

39:47.367 --> 39:52.246
‫و مارتی هر روز صبح می‌رفت
‫ توی تریلر پیش باب...

39:52.247 --> 39:55.958
‫یا جو پشی، و با هم بحث‌های طولانی می‌کردن.

39:55.959 --> 39:57.584
‫این یکی چی یا آبیه؟

39:57.585 --> 40:00.505
‫یکم روشنه، یکم راه‌راهه می‌دونی.

40:01.673 --> 40:03.840
‫- با خرمایی.
‫- با درز، این درز مشکی داره.

40:03.841 --> 40:06.134
‫خیلی‌خب پس. این کامل آبیه چطوره؟

40:06.135 --> 40:08.720
‫خوبه. آبی فرانسوی هم خوبه.

40:08.721 --> 40:12.517
‫باید بگم، اون شخصیت‌ها، پشی، دنیرو،
‫همه کلی زمان بردن.

40:13.309 --> 40:14.560
‫- درسته.
‫- خیلی‌خب.

40:14.561 --> 40:17.813
‫واسه من خبری نبود. و با خودم گفتم «وای.»

40:17.814 --> 40:22.025
‫و بعد همین‌طوری مارتی رو دنبال می‌کردم
‫و می‌گفتم «مارتی! مارتی!

40:22.026 --> 40:23.360
‫مارتی! مارتی؟

40:23.361 --> 40:25.654
‫مارتی؟ مارتی!»

40:25.655 --> 40:28.448
‫و اون هم این‌طوری بود که
‫«الان یکم چیزم می‌دونی...»

40:28.449 --> 40:30.409
‫دو ساعت دیگه آفتاب طلوع می‌کنه.

40:30.410 --> 40:32.828
‫و بالاخره برگشت و گفت...

40:32.829 --> 40:36.290
‫«چی می‌خوای شارون، چی می‌خوای؟»

40:36.291 --> 40:39.293
‫اونم گفت «صبح اولین کاری که می‌کنی
‫اینه که می‌ری با باب حرف می‌زنی.

40:39.294 --> 40:41.378
‫بعدش می‌ری با جو حرف می‌زنی.

40:41.379 --> 40:42.880
‫پس من چی؟»

40:42.881 --> 40:45.090
‫گفتم «می‌خوام صبح بیای تریلرم...

40:45.091 --> 40:46.633
‫مثل وقتی که می‌ری دیدن باب و جویی.»

40:46.634 --> 40:50.179
‫فکر می‌کرد ما پسرها کلوپ مردونه‌ای
‫چیزی داریم.

40:51.681 --> 40:52.931
‫«خب آره.

40:52.932 --> 40:54.975
‫آره، ولی تو هم اینجا نقش کلیدی‌ای هستی.»

40:54.976 --> 40:57.269
‫«پس همین رو می‌خوای؟»

40:57.270 --> 40:59.354
‫گفتم «آره مارتی، همین رو می‌خوام.»

40:59.355 --> 41:02.065
‫بعد فهمیدم که نه،
‫باید، وقت گذروند.

41:02.066 --> 41:03.942
‫«صبح میام تریلرت.»

41:03.943 --> 41:05.944
‫گفتم «صبحونه چی می‌خوری مارتی؟

41:05.945 --> 41:08.906
‫صبحونه چی دوست داری و قهوه‌ات چطوری باشه؟»

41:08.907 --> 41:12.201
‫اونم گفت «خب می‌دونی،
‫ چربی کم می‌خورم و این‌طوری...

41:12.202 --> 41:15.747
‫و قهوه‌ام رو این‌طوری می‌خورم.»
‫من هم گفتم «قبوله مارتی.»

41:17.665 --> 41:21.335
‫داشتیم یه سکانس ضبط می‌کردیم
‫ که من توی تخت نشئه‌ام.

41:21.336 --> 41:24.129
‫فقط می‌خواستم کمکش کنم!

41:24.130 --> 41:27.841
‫- با یارو که نمی‌خوابم!
‫- آره، من از کجا بدونم؟

41:27.842 --> 41:31.511
‫سکانس رو ضبط کردیم، و دستیار
‫ کارگردان اولمون به مارتی گفت...

41:31.512 --> 41:34.348
‫«می‌خوام اون یکی سکانس دیگه
‫ رو هم امروز اینجا بگیرم.»

41:34.349 --> 41:37.059
‫مارتی گفت
‫«مطمئن نیستم، از شارون خواسته‌ی زیادیه.»

41:37.060 --> 41:39.895
‫چون واقعا کار سختی بود.

41:39.896 --> 41:44.525
‫که توی نقش و باتلاق اون نشئه بودن...

41:44.526 --> 41:47.028
‫فرو برم.

41:48.488 --> 41:50.113
‫ولی گفتم «از پسش برمیام.»

41:50.114 --> 41:53.493
‫و مارتی پیشم نشست و دستم رو گرفت توی دستش.

41:54.410 --> 41:57.246
‫و سرش رو گذاشت روی سرم، و گفت...

41:57.247 --> 42:01.292
‫«تا جایی که آماده بودی پیشت می‌مونم،
‫که تمرکزت رو از دست ندی.»

42:02.085 --> 42:04.044
‫و همون‌جا نشست و...

42:04.045 --> 42:07.423
‫در آغوشم گرفت. برام فضا رو حفظ کرد.

42:08.883 --> 42:10.759
‫و سکانس بعدی رو ضبط کردیم.

42:10.760 --> 42:12.470
‫همینه، اون...

42:13.930 --> 42:15.932
‫دقیقا همون‌جاست.

42:20.687 --> 42:23.398
‫مشخصا از بودجه و وقتمون گذشته بود.

42:25.608 --> 42:28.652
‫این فیلم تبدیل به یه حماسه شده بود.

42:28.653 --> 42:32.615
‫و اون روزها فیلم‌های بلاک‌باستری
‫ زیاد بازی کرده بودم.

42:33.157 --> 42:37.703
‫و رئیس بخش اقتصادی
‫ استودیو بهم زنگ زد...

42:37.704 --> 42:41.832
‫و گفت «خیلی زیاده‌روی کردی. از وقتش گذشته.»

42:41.833 --> 42:45.085
‫بخش من قرار بود پنج هفته طول بکشه.
‫من پنج ماه مونده بودم.

42:45.086 --> 42:46.963
‫«بی‌خیالش بشیم؟»

42:47.881 --> 42:53.344
‫و گفتم «کارگردانم سلطان فیلمسازیه.

42:54.095 --> 42:57.097
‫داریم یه شاهکار خلق می‌کنیم.
‫و هزینه‌اش هر چقدر که باشه...

42:57.098 --> 42:59.809
‫و هر چقدر هم که طول بکشه،
‫نباید بی‌خیالش بشین.»

43:04.230 --> 43:06.690
‫و وقتی این حرکت رو زدن...

43:06.691 --> 43:10.152
‫من هم کارهای خودم رو توی وگاس کردم
‫ که کسی به فکرش نرسیده بود بکنه.

43:10.153 --> 43:13.530
‫واسه این که حواسم به اوضاع باشه،
‫برادر کوچیکم دامینیک رو آوردم...

43:13.531 --> 43:16.910
‫می‌خواستم به اون فیلم
‫ یه ساختار موزیکال بدم.

43:18.411 --> 43:20.913
‫اگه فرضا یهویی وسط پرده اول وارد بشیم چی...

43:20.914 --> 43:24.708
‫و بعد اوج می‌گیریم و موسیقی‌ای
‫ میاد و می‌ری یه جای دیگه.

43:24.709 --> 43:27.002
‫مثل دوران قدیم بود.

43:27.003 --> 43:29.964
‫و من جواهرفروشی خودم رو افتتاح کردم.
‫گلدراش.

43:31.090 --> 43:33.967
‫گاهی‌اوقات واسه تفریح می‌رفتم سرقت.

43:33.968 --> 43:38.764
‫توی کازینو احتمالا هفت‌تا تخته
‫ توی اتاق تدوین داشتیم...

43:38.765 --> 43:40.682
‫همراه با کلی موسیقی.

43:40.683 --> 43:44.519
‫واقعا خیلی بزرگ بود...
‫تقریبا اندازه این دیوار بود.

43:44.520 --> 43:49.900
‫و مثلا نوشته بود «سکانس هفتاد»،
‫و پنج قطعه موسیقی بود.

43:49.901 --> 43:52.194
‫یه سری می‌گن که استفاده شما از موسیقی...

43:52.195 --> 43:54.446
‫در فیلم بیش از حده.

43:54.447 --> 43:56.281
‫من موسیقی رو دوست دارم.

43:56.282 --> 44:00.537
‫نمی‌دونم، آخه یه سری هم می‌گن دوربین
‫خیلی حرکت می‌کنه. شاید همین‌طوره.

44:01.996 --> 44:04.624
‫کسی اونجا انتظار همچین آدمی رو نداشت.

44:06.376 --> 44:09.254
‫واسه نیکی، لاس وگاس مثل غرب میانه بود.

44:09.921 --> 44:12.798
‫آره، به نظرم خیلی نوآورانه بود...

44:12.799 --> 44:17.094
‫استفاده مکرر از موسیقی راک،
‫توی فیلمی که...

44:17.095 --> 44:20.055
‫در مورد موسیقی یا موسیقیدان‌ها نیست.

44:20.056 --> 44:21.849
‫اکثرا راجع به گنگسترهاست.

44:23.017 --> 44:26.061
‫و استفاده ازش در سکانس‌های خیلی کلیدی،
‫می‌دونین...

44:26.062 --> 44:29.064
‫جایی که یا معرفی یه شخصیته...

44:29.065 --> 44:30.567
‫یا قتلی رخ می‌ده.

44:34.904 --> 44:38.658
‫و به نحوی هم انتخاب موسیقی خیلی غیرمعموله.

44:41.327 --> 44:42.995
‫- آره، نه تا گذاشتم.
‫- هشت تا بود.

44:42.996 --> 44:45.873
‫ولم کن بابا. نه تا بود. نه تا گذاشتم.

44:45.874 --> 44:47.082
‫یه سکانسی هست...

44:47.083 --> 44:50.669
‫که از آهنگ خیلی عجیبی به اسم
‫ «خیلی خیلی وقت» استفاده می‌کنن.

44:50.670 --> 44:53.006
‫و همون‌جا با مداد می‌زنه توی چشمش.

45:02.015 --> 45:04.725
‫استفاده از چنین آهنگی عجیبه.
‫عملا یه تصنیفه.

45:04.726 --> 45:08.062
‫و صرفا از آخرش استفاده کردن
‫ که من یکم دارم فریاد می‌زنم.

45:13.568 --> 45:15.861
‫موسیقی به نحوی یه شخصیته.

45:15.862 --> 45:18.155
‫بزرگ که می‌شدم موسیقی دائما
‫همه‌جا پخش می‌شد...

45:18.156 --> 45:21.034
‫و اکثرا در خلاف با اتفاقاتی بود
‫ که داشت رخ می‌داد.

45:24.037 --> 45:27.123
‫یادمه برادرم یه ماشین داشت.
‫توی بوری دور می‌زدیم.

45:28.791 --> 45:32.252
‫صدای آهنگ رو زیاد می‌کردیم و
‫«وقتی قایق رویاهام برمی‌گرده خونه»...

45:32.253 --> 45:34.087
‫از فتس دامینو گوش می‌کردیم. عالی بود.

45:34.088 --> 45:38.175
‫عالی بود. سمت راستم رو نگاه می‌کردم
‫و دو تا بیچاره بودن.

45:38.176 --> 45:41.638
‫یکی سر اون یکی رو نگه داشته بود
‫ و اون یکی داشت بالا می‌آورد.

45:42.430 --> 45:45.849
‫در واقع یکی از لطیف‌ترین چیزهایی
‫ بود که دیده بودم.

45:45.850 --> 45:47.185
‫با این موسیقی.

45:49.979 --> 45:53.483
‫حال‌بهم‌زن بود، ولی انسانی بود
‫و تحت‌تاثیر قرار می‌گرفتی.

45:54.651 --> 45:59.239
‫بخشی از تجربه‌ام از زندگیم بود،
‫ از هر نقطه‌ایش.

46:00.281 --> 46:01.616
‫زندگی در اونجا.

46:02.784 --> 46:03.867
‫فکر کنم خوبه.

46:03.868 --> 46:05.911
‫فکر کنم، بیا سر و دم‌هاش رو ببینیم.

46:05.912 --> 46:08.497
‫یادمه مارتی داشت کازینو رو تدوین می‌کرد.

46:08.498 --> 46:13.001
‫زنگ زد بهم و گفت «اسپایک، بیا دفترم،
‫ می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.»

46:13.002 --> 46:17.339
‫سکانسیه که کله یارو توی گیره است.

46:17.340 --> 46:20.717
‫گوش کن آنتونی. سر کوفتیت رو کردم توی گیره.

46:20.718 --> 46:24.471
‫اگه اسمی بهم نگی سرت رو مثل
‫ یه گریپ‌فروت تخمی له می‌کنم.

46:24.472 --> 46:27.683
‫و یارو این‌طوری می‌کنه
‫ و تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شه.

46:27.684 --> 46:30.061
‫مجبورم نکن این کار رو بکنم،
‫لطفا. بگو.

46:30.812 --> 46:32.396
‫مجبورم نکن آدم بدی باشم. زود باش.

46:32.397 --> 46:34.231
‫می‌گه «مجبورم نکن آدم بدی باشم.»

46:34.232 --> 46:36.358
‫- کس مادرت!
‫- مادرجنده رو...

46:36.359 --> 46:40.238
‫«نمی‌خوام این کار رو بکنم.» یعنی،
‫اگه اطلاعات رو گیر نیاره...

46:41.239 --> 46:42.865
‫سر بعدی که می‌ره توی گیره سر خودشه.

46:42.866 --> 46:46.619
‫کس مادر من؟ مادرجنده؟
‫کس ننه‌ی من؟

46:47.412 --> 46:49.288
‫آکادمی اسکار از فیلم خوشش نیومد.

46:49.289 --> 46:51.207
‫خیلی خشن بود. توی روزنامه‌ها گفتن.

46:52.292 --> 46:55.127
‫ولی درک کنین که این سکانس‌ها
‫ همه واقعی بودن.

46:55.128 --> 46:56.378
‫از خودمون در نیاوردیم.

46:56.379 --> 46:58.088
‫به نیک پیلجی نگفتم...

46:58.089 --> 47:02.342
‫«بیا یه سکانس ضبط کنیم که نیکی سانتورو
‫ سر یه بدبختی رو می‌ذاره لای گیره...

47:02.343 --> 47:04.429
‫و سرش رو توی گیره فشار می‌ده.»
‫اون رخ داده.

47:05.930 --> 47:09.016
‫آدمی که لاس‌ وگاس رو می‌گردونه همچین آدمیه.

47:09.017 --> 47:13.062
‫و هر چی طلای بیشتری توی فیلم ببینی،
‫خون بیشتری هم باید ببینی.

47:14.022 --> 47:17.066
‫ایالات متحده‌ی آمریکا بر اساس خشمه.

47:18.026 --> 47:19.652
‫اساسشه.

47:20.737 --> 47:24.240
‫یه سری می‌خوان صورتشون
‫ رو بپوشونن یا برگردن.

47:25.325 --> 47:26.451
‫انتخاب با خودشونه.

47:27.160 --> 47:30.747
‫من همین مارتی رو دوست دارم.
‫اون برنمی‌گرده.

47:31.581 --> 47:33.249
‫واسه همینه که رفیقمه!

47:37.962 --> 47:41.548
‫به نظرم مارتی قوانین اخلاقی قوی‌ای داره.

47:41.549 --> 47:44.385
‫خیلی باوجدانه.

47:45.595 --> 47:47.972
‫به نظرم از من آدم بهتریه.

47:48.473 --> 47:51.433
‫چون به قول زنم با همچین افرادی
‫ خیلی سروکله می‌زنم...

47:51.434 --> 47:54.479
‫«با هر کسی حرف می‌زنی.
‫ با قاتل‌ها شام می‌خوری.»

47:54.938 --> 47:56.271
‫و ازش لذت می‌برم.

47:56.272 --> 47:58.191
‫اون این‌طوری نیست.

47:59.067 --> 48:02.904
‫جستجوش برای معنویت همیشگی بود.

48:03.947 --> 48:07.116
‫و با بالا رفتن سنش قوی‌تر و قوی‌تر هم شد.

48:17.502 --> 48:19.253
‫مدیربرنامه‌هام بهم زنگ زد و گفت...

48:19.254 --> 48:21.463
‫«مایلی در مورد دالای‌ لاما چیزی بسازی؟»

48:21.464 --> 48:22.631
‫گفتم «آره، می‌سازم.»

48:22.632 --> 48:24.341
‫چرا فورا قبول کردی؟

48:24.342 --> 48:26.510
‫چون در طول سال‌ها...

48:26.511 --> 48:27.844
‫به اون بخش دنیا علاقه‌مند شده بودم.

48:27.845 --> 48:31.265
‫من کاتولیکم. بودایی نیستم.
‫ولی به تشابه‌های...

48:31.266 --> 48:33.851
‫ادیان مختلف دنیا علاقه دارم.

48:34.811 --> 48:38.773
‫در موردش کنجکاوم. کنجکاوم بدونم
‫ پاسخشون به مرگ و زندگی چیه.

48:39.524 --> 48:42.818
‫و این همچنین دیدگاه مسیحیت
‫و کاتولیک‌ها هم هست.

48:42.819 --> 48:45.779
‫که این درکه که هیچ‌چیز دوام نمیاره.

48:45.780 --> 48:47.949
‫و از دیدگاه بودایی هم ناپایداریه.

48:49.701 --> 48:54.371
‫در جامعه تبتی چیزی به اسم
‫ رسم بازیگری وجود نداره.

48:54.372 --> 48:59.835
‫هر کسی که توی کوندان هست،
‫جز سه بازیگر چینی...

48:59.836 --> 49:01.837
‫قبلا اصلا بازیگری نکرده.

49:01.838 --> 49:05.424
‫یه بار دیگه. الان یکم سریع‌ شد.
‫«فقط یه انسانه...»

49:05.425 --> 49:07.634
‫«فقط یه انسان دیگه مثل خودم...»
‫خیلی سریعه.

49:07.635 --> 49:10.804
‫وقت بذار. حاضری؟ خب... ضبط می‌کنیم.

49:10.805 --> 49:14.224
‫و این توانایی اون رو می‌رسونه...

49:14.225 --> 49:15.934
‫تواناییش در کار کردن با مردم...

49:15.935 --> 49:19.771
‫و به اجرا گرفتن افرادی که
‫تا حالا چنین کاری نکردن.

49:19.772 --> 49:21.481
‫آلوی جدید می‌خوام.

49:21.482 --> 49:23.108
‫لامو، چیزی نمی‌شه.

49:23.109 --> 49:25.360
‫کی گفته می‌تونی اونجا بشینی؟

49:25.361 --> 49:27.739
‫و بعد آبنبات رو گرفتی، بازش کن.

49:28.489 --> 49:31.409
‫آروم‌تر، فهمیدی؟
‫چون قرار نیست به اون بدی.

49:34.495 --> 49:37.874
‫فیلم در ۱۹۹۷ منتشر شد،
‫حین تعطیلات.

49:39.083 --> 49:41.294
‫و اساسا خب، بازخورد خوبی نداشت.

49:43.129 --> 49:44.213
‫و بعد فیلمی درست کردم...

49:44.214 --> 49:46.632
‫به اسم «احیای مردگان»،
‫راجع به پرستارهای اورژانس...

49:46.633 --> 49:48.842
‫که شبانه توی خیابان مردم رو نجات می‌دن.

49:48.843 --> 49:52.513
‫- زنده می‌مونم؟
‫- زنده می‌مونی.

49:53.097 --> 49:54.474
‫مثل قدیس‌های دنیای مدرن هستن.

49:55.350 --> 49:57.100
‫فرشته‌های وحشی رحیم...

49:57.101 --> 50:00.188
‫که عقلشون رو از زجری که اطرافشون
‫می‌بینن از دست می‌دن.

50:00.897 --> 50:03.066
‫و به نظرم واقعا زیبا بود.

50:05.360 --> 50:08.738
‫ولی گمونم در زمینه گیشه موفق نبود.

50:10.448 --> 50:12.115
‫اون واقعا کارم رو تموم کرد.

50:12.116 --> 50:14.118
‫- باز هم مردن.
‫- باز هم مردن!

50:14.702 --> 50:16.788
‫باز هم مردن. ولی...

50:17.369 --> 50:22.021
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»

50:27.799 --> 50:30.008
‫یهویی، توی سن کمی...

50:30.009 --> 50:33.720
‫کسی شدم که می‌تونستم روی
‫ پروژه‌های خودم سرمایه‌گذاری کنم.

50:33.721 --> 50:36.474
‫نمی‌دونستم قراره که فرصت
‫ کار کردن با مارتی گیرم بیاد.

50:37.267 --> 50:38.518
‫ولی همیشه می‌دونستم که باید باهاش کار کنم.

50:40.021 --> 50:45.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

50:45.051 --> 50:53.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
