WEBVTT

00:00.104 --> 00:07.368
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.243 --> 00:19.747
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:22.626 --> 00:24.794
‫پدر کجاست؟ باید پدر رو ببینم!

00:24.795 --> 00:28.172
‫- دوشیزه بوردن، نمی‌تونید برید داخل
‫- باید پدر رو ببینم!

00:28.173 --> 00:29.258
‫صبر کن، وایسا!

00:31.260 --> 00:32.386
‫و یکی دیگه...

00:55.826 --> 00:57.161
‫نــه!

00:58.787 --> 01:01.039
‫پـدر!

01:02.332 --> 01:04.251
‫این رو هم نوشتید؟

01:33.155 --> 01:35.157
‫نــه!

01:45.542 --> 01:50.338
‫نکته‌ی خیلی مهم اینه که
‫به اندازه‌ی یه بند انگشت

01:50.339 --> 01:52.632
‫وسط هر شیرینی حفره ایجاد کنید

01:52.633 --> 01:54.009
‫این‌طوری

01:55.719 --> 01:59.680
‫بعد هم توش رو با هر مارمالادی
‫که بیشتر دوست دارید پر می‌کنید

01:59.681 --> 02:02.601
‫برای من، مارمالاد گیلاس‌های باغ خودمه

02:03.352 --> 02:04.477
‫لیزی؟

02:04.478 --> 02:06.604
‫- جان؟
‫- فکر کنم بهتره یه‌ذره استراحت کنی

02:06.605 --> 02:09.399
‫نه، ترجیح میدم سر خودم رو با کار گرم کنم

02:09.983 --> 02:14.737
‫و بعد هم هر کوکی رو با یه‌ذره مُربا پر می‌کنید

02:14.738 --> 02:16.239
‫و خیلی عالی پخته می‌شه

02:16.240 --> 02:17.991
‫ای وای...

02:20.869 --> 02:22.870
‫این‌ها رو هم می‌ذارم کنار یه‌کم خنک بشن

02:22.871 --> 02:26.874
‫تا هر کسی که دلش خواست چند تا برداره نوش جان کنه

02:26.875 --> 02:28.126
‫هر چقدر که دلـت...

02:34.091 --> 02:35.133
‫لیزی...

02:37.386 --> 02:38.553
‫خواهر

03:03.578 --> 03:06.038
‫چطور تونستی؟

03:06.039 --> 03:07.748
‫خانم‌ها بس کنید، خواهش می‌کنم!

03:07.749 --> 03:10.543
‫همه‌ش تقصیر توئه!

03:10.544 --> 03:12.295
‫چیکار می‌کنی اِما؟

03:12.296 --> 03:15.215
‫- جنده‌ی دروغگویِ حقه‌باز
‫- دوشیزه بوردن کافیه!

03:15.924 --> 03:19.176
‫تو هم همین‌طور! فتنه‌ی حیله‌گر

03:19.177 --> 03:22.430
‫پتیاره‌ی آلمانی-ایرلندیِ کثافت!

03:22.431 --> 03:25.975
‫- دوشیزه بوردن، خانم‌ها!
‫- دوشیزه بوردن، فکر کنم شوکه شدید!

03:25.976 --> 03:28.436
‫ثابتش می‌کنم! تو یه هیولایی!

03:28.437 --> 03:31.022
‫تا ثابتش نکنم آروم نمی‌گیرم!

03:31.023 --> 03:33.275
‫تو یه هیولایی!

03:49.959 --> 03:52.127
‫« لیزی بوردن بی‌گناهه »

04:45.680 --> 04:46.765
‫مراقب باشید

04:56.733 --> 04:57.818
‫از این طرف

05:15.127 --> 05:17.711
‫روز به‌خیر، دوشیزه بوردن. من خانم مید هستم

05:17.712 --> 05:20.172
‫سرپرست بخش زنان زندان تانتون

05:20.173 --> 05:21.883
‫من مسئول رسیدگی به شما خواهم بود

05:25.220 --> 05:26.263
‫سلام

05:31.560 --> 05:33.227
‫باید لباسم رو عوض کنم؟

05:33.228 --> 05:35.438
‫نه، اگه مایل باشید می‌تونید بپوشیدش

05:35.439 --> 05:37.565
‫از اونجا که هنوز جرمی ثابت نشده،

05:37.566 --> 05:40.235
‫تا فرایند محاکمه طی می‌شه می‌تونید
‫هر لباسی دلتون خواست بپوشید

05:44.364 --> 05:46.323
‫تا کِی اینجا می‌مونم؟

05:46.324 --> 05:49.161
‫ممکنه خیلی طول بکشه

05:50.120 --> 05:53.707
‫اما دوشیزه بوردن، از اونجایی که
‫شما یک خانم با اصل‌ونسب هستید،

05:54.291 --> 05:56.625
‫اقامت شما در اینجا در بهترین شرایط ممکن خواهد بود

05:56.626 --> 05:58.711
‫غذاتون از هتلِ شهر فرستاده می‌شه

05:58.712 --> 06:00.881
‫و روزنامه‌های روز هم براتون میارن

06:39.794 --> 06:41.963
‫پس قراره این‌طوری روزهام رو بگذرونم

06:57.205 --> 07:02.397
‫« هیولا: داستان لیزی بوردن »
‫« قسمت هفتم: محاکمهٔ قرن »

07:04.028 --> 07:11.295
‫ترجمه از «آیـــدا»
‫::. Ayda.NDR .::

07:12.369 --> 07:16.874
‫« ده ماه بعد »

07:20.252 --> 07:21.503
‫صبح به‌خیر

07:22.212 --> 07:23.922
‫از کِی بیدارید؟

07:24.881 --> 07:26.299
‫از طلوع آفتاب

07:31.429 --> 07:34.015
‫امروز چون جمعه‌ست، خوراک ماهی داریم

07:34.850 --> 07:36.018
‫« تکلیف لیزی بوردن هفته آینده مشخص می‌شود »

07:35.475 --> 07:38.186
‫خیلی هم خوب خانم مید، نوش جان‌تون

07:41.773 --> 07:44.317
‫یه پرنده‌ی سرخ روی اون درخت نشسته

07:45.318 --> 07:46.611
‫یه کاردینال

07:47.445 --> 07:49.489
‫همیشه زودتر از بقیه آواز خوندن رو شروع می‌کنه

07:51.908 --> 07:56.079
‫صداش طوریه انگار داره میگه
‫«شاد باشید! شاد باشید!»

08:02.127 --> 08:04.462
‫چه تابستون باشکوهی شده

08:07.424 --> 08:09.092
‫کاش می‌تونستم برم بیرون

08:09.718 --> 08:11.553
‫کنار درخت‌های گیلاسم

08:20.353 --> 08:23.815
‫بریجت سراغی از من نگرفته؟

08:25.442 --> 08:26.776
‫بریجت سالیوان؟

08:27.819 --> 08:29.696
‫مگی هم بهش میگن

08:31.114 --> 08:32.365
‫یا مارگارت

08:41.625 --> 08:42.542
‫نه

08:45.128 --> 08:47.922
‫ولی یه‌ نفر هست که می‌خواد شما رو ببینه

08:49.716 --> 08:52.427
‫« خانه فعلی لیزی بوردن زندان است »
‫« بازداشت بدونِ وثیقه »

09:15.116 --> 09:16.117
‫خانم‌ها

09:37.972 --> 09:40.350
‫برای آخرین بار ازت می‌پرسم

09:42.477 --> 09:43.561
‫کار تو بود؟

09:44.062 --> 09:46.231
‫می‌شه لطفاً درمورد یه‌چیز دیگه صحبت کنیم؟

09:46.731 --> 09:49.859
‫حرف‌هات اصلاً با عقل جور در نمیاد لیزی،
‫جواب بده!

09:51.277 --> 09:52.362
‫جواب بده!

09:54.948 --> 09:56.323
‫نه!

09:56.324 --> 09:57.409
‫کار من نبود

10:01.621 --> 10:03.957
‫یه بن‌بست فکری جلوم ظاهر شده

10:05.583 --> 10:09.170
‫چون هر چقدر هم که انکار کنی،
‫به هیچ عنوان باورم نمی‌شه

10:11.965 --> 10:13.967
‫به نظر من تو پدرمون رو کُشتی

10:14.593 --> 10:16.386
‫« خواهرش فکر می‌کنه لیزی، اندرو رو کشته »

10:18.847 --> 10:20.640
‫یه چیزی هست که هیچ‌وقت بهت نگفتم

10:22.142 --> 10:23.810
‫وقتی مامان داشت می‌مُرد،

10:24.686 --> 10:26.521
‫به من گفت بیا کنارم بشین

10:27.564 --> 10:29.023
‫یه قولی بهش دادم

10:29.858 --> 10:31.609
‫این‌که از تو مراقبت کنم لیزی

10:33.319 --> 10:35.237
‫و اومدم اینجا تا به قولم عمل کنم

10:35.238 --> 10:37.615
‫اما لیزی، داری کار رو خیلی سخت می‌کنی

10:38.199 --> 10:40.576
‫پیش وکلات بودم، پرونده‌ت افتضاحه

10:40.577 --> 10:41.952
‫جلسه‌ی بازجوییت فاجعه بود

10:41.953 --> 10:44.830
‫وکلات حتی نمی‌تونن از لابه‌لای حرف‌هات
‫یه دفاعیه‌ی درست سرهم کنن

10:44.831 --> 10:45.873
‫چرا؟

10:45.874 --> 10:49.084
‫چون هر بار یه داستان جدید سرهم کردی!

10:49.085 --> 10:53.714
‫صدای ناله شنیدم و دویدم پایین

10:53.715 --> 10:56.050
‫- ولی گفتید توی حیاط پشتی بودید
‫- بله

10:56.843 --> 11:01.389
‫از صبح حالت تهوع داشتم و بالا می‌آوردم
‫همه‌مون همین‌طور بودیم. هیچی توی معده‌م بند نمی‌شد

11:02.849 --> 11:04.642
‫پس رفتید میوه چیدید

11:06.102 --> 11:09.147
‫- بله
‫- و توی اون گرما وایستادید تا میوه رو بخورید؟

11:11.441 --> 11:12.357
‫بله

11:12.358 --> 11:17.655
‫البته به جز اون باری که رفتم حیاط
‫تا دنبال قلاب و وزنه بگردم. فکر کنم...

11:18.406 --> 11:20.783
‫قبلاً بهتون گفته بودم

11:20.784 --> 11:24.203
‫واسه ماهی‌گیری‌ای که حتی نخش رو هم نداشتید،

11:24.204 --> 11:28.082
‫یهو به سرتون زد برید دنبال وزنه‌ی ماهی‌گیری بگردید؟

11:30.960 --> 11:31.920
‫بله

11:33.213 --> 11:34.755
‫بگو کار اون دختره‌‌ی همجنسگرای ایرلندی بوده،

11:34.756 --> 11:37.258
‫تا برات یه مدرک عدم حضور جور کنم و جونت رو نجات بدیم

11:40.470 --> 11:41.887
‫نمی‌تونم

11:41.888 --> 11:43.389
‫لیزی ازت خواهش می‌کنم

11:44.015 --> 11:46.017
‫باید یه دستاویزی داشته باشم

11:46.726 --> 11:49.312
‫بگو کار اون بوده تا بریم پِی کارمون

11:53.066 --> 11:54.484
‫نه کار من بود

11:56.069 --> 11:57.654
‫نه کار اون

11:58.196 --> 12:01.199
‫از کجا می‌دونی؟ اگه کار تو نبوده پس کار اون بوده دیگه!

12:01.741 --> 12:05.203
‫- بگو کار اون بوده تموم شه!
‫- نه، قبول نمی‌کنم

12:06.371 --> 12:07.288
‫هرگز

12:19.133 --> 12:21.093
‫مطمئن باش پشیمون می‌شی

12:21.094 --> 12:24.556
‫حتی اگه قیمت جونم هم تموم بشه،
‫کاری می‌کنم مثل سگ پشیمون بشی

13:12.770 --> 13:14.897
‫متوجه نمی‌شم

13:14.898 --> 13:18.400
‫چون تو حسابی افتادی سر زبون‌ها لیزی،
‫اگه کسی حرف‌هات رو بشنوه

13:18.401 --> 13:21.988
‫ممکنه بره بذره کف دست روزنامه‌ها

13:22.530 --> 13:25.908
‫واسه همین من با قاضی صحبت کردم و ایشون موافقت کرد

13:25.909 --> 13:28.745
‫یه جای خلوت‌تر با وکلات ملاقات کنی

13:35.335 --> 13:36.294
‫ممنونم

13:38.922 --> 13:42.050
‫هر کسی که چشم داشته باشه
‫راحت می‌فهمه تو بی‌گناهی!

13:59.275 --> 14:02.487
‫دوشیزه بوردن، وکلاتون تقریباً یک ساعت دیگه تشریف میارن

14:23.466 --> 14:24.926
‫از این سمت. بفرمایید

14:28.054 --> 14:31.224
‫قراره توی جهنم بپوسی لیزی، تو جهنم می‌پوسی!

16:31.010 --> 16:32.385
‫دوشیزه اونیل!

16:32.386 --> 16:33.678
‫دوشیزه اونیل!

16:33.679 --> 16:36.598
‫ممنونم، روز همگی به‌خیر

16:36.599 --> 16:37.974
‫ای وای!

16:37.975 --> 16:39.059
‫اینجا رو ببین!

16:39.060 --> 16:41.521
‫نمایش «حیف که فاحشه‌‌ست»!

16:45.191 --> 16:46.609
‫از نظر من‌ که حیف نیست

16:53.658 --> 16:55.076
‫ممنون جناب افسر

17:05.169 --> 17:08.256
‫اگه مایل باشید، می‌تونید در جایگاه شهود حاضر بشید

17:08.965 --> 17:13.135
‫مگه این‌که بالای صفحه‌ی دو...

17:13.136 --> 17:14.262
‫اینجا...

17:16.514 --> 17:17.682
‫ننس؟

17:21.477 --> 17:23.062
‫این آقایون وکلای من هستن

17:24.939 --> 17:26.440
‫- سلام
‫- سلام خانم

17:27.066 --> 17:31.070
‫آقایون، مطمئنم خودتون می‌دونید،
‫ایشون ننس اونیل هستن

17:34.907 --> 17:39.078
‫آقایون امکانش هست من و دوشیزه بوردن
‫رو چند لحظه تنها بذارید؟

17:41.205 --> 17:42.165
‫حتماً

17:44.083 --> 17:45.751
‫فردا ادامه می‌دیم

17:48.504 --> 17:49.422
‫لیزی؟

17:50.882 --> 17:52.049
‫روز خوش خانم

18:06.230 --> 18:09.734
‫این‌ها قلمه‌های درخت گیلاسن؟

18:10.401 --> 18:11.360
‫آره

18:12.320 --> 18:17.200
‫خواهر عقده‌ایم همه‌شون رو قطع کرد،
‫ولی دارم شکوفه‌هاشون رو به زور زنده نگه می‌دارم

18:18.117 --> 18:19.493
‫نجاتشون میدم

18:32.089 --> 18:33.424
‫باید صحبت کنیم

18:35.343 --> 18:36.219
‫« ورموث »

18:45.269 --> 18:46.270
‫آخ!

18:48.481 --> 18:51.692
‫لیزی من بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
‫درباره‌ی پرونده‌ت اطلاعات دارم

18:53.402 --> 18:54.653
‫چطوری؟

18:54.654 --> 18:56.322
‫به مأمور دادگاه دادم!

19:02.787 --> 19:06.958
‫لیزی، بدجوری توی دردسر افتادی،
‫جلسه‌ی بازجوییت یه افتضاح محض بوده

19:07.625 --> 19:10.460
‫اون مأمور سیری‌ناپذیر همه‌چی رو موبه‌مو واسه‌م تعریف کرد

19:10.461 --> 19:12.922
‫هر چی که می‌خواستم بدونم رو گفت،

19:13.506 --> 19:15.132
‫هرچیزی که لازم بود بدونم

19:16.676 --> 19:19.970
‫اگه وقتی پدرتون برگشته طبقه بالا تشریف داشتید،

19:19.971 --> 19:23.223
‫محاله تونسته باشید بدون رد شدن
‫از کنار جنازه‌ی مادرت برید پایین

19:23.224 --> 19:27.060
‫ندیدمش چون اون موقع پایین توی آشپزخونه بودم

19:27.061 --> 19:31.983
‫ولی خودتون گفتی وقتی دیدید پدرت اومده
‫از طبقه بالا اومدید پایین!

19:32.942 --> 19:33.776
‫بله

19:34.527 --> 19:37.238
‫پس طبقه‌ی بالا بودید دیگه!

19:38.614 --> 19:40.657
‫نه پایین بودم

19:40.658 --> 19:42.284
‫خب من واقعاً حواسم سر جاش نبود

19:42.285 --> 19:44.786
‫برای آروم شدن اعصابم بهم دارو داده بودن

19:44.787 --> 19:48.164
‫تازه با جسد سلاخی‌شده‌ی پدر و نامادری‌م روبه‌رو شده بودم...

19:48.165 --> 19:50.376
‫به من دروغ نگو لیزی!

19:52.378 --> 19:54.005
‫شاید بهت دارو داده باشن،

19:55.464 --> 19:57.675
‫اما حواست کاملاً سر جاش بوده

19:59.635 --> 20:01.345
‫بازیگر خیلی بدی هستی

20:02.346 --> 20:03.888
‫منظورت چیه؟

20:03.889 --> 20:06.267
‫مشخص نیست؟ باور نمی‌کنم

20:07.768 --> 20:08.936
‫می‌دونم کار خودت بوده

20:10.980 --> 20:13.691
‫و می‌دونم که دلایل قانع‌کننده خودت رو داشتی

20:15.192 --> 20:17.403
‫با چشم خودم دیدم چطوری باهات رفتار می‌کنن

20:18.321 --> 20:20.740
‫اون نامادریِ دیوصفتت

20:22.283 --> 20:24.659
‫اون پدر دائم‌الخمرت...

20:24.660 --> 20:29.123
‫و از نظرم همین‌ها برای کُشتن‌شون خیلی کافی بوده

20:32.126 --> 20:35.920
‫به محض این‌که دیدمت، خشم رو توی وجودت حس کردم

20:35.921 --> 20:39.633
‫همین بود که من رو مجذوبت کرد

20:41.469 --> 20:44.888
‫می‌دونی از کی الگو گرفته بودم که اون‌طوری

20:44.889 --> 20:50.102
‫توی اون نمایش باشکوه اسکاتلندی
‫در نقش لیدی ام غوغا کردم؟

20:51.395 --> 20:55.024
‫می‌دونی نقشم رو بر چه اساسی بازی کردم؟

20:56.776 --> 20:57.610
‫تـو!

20:59.362 --> 21:04.367
‫لیدی امِ من، پر از خشمی خاموش، سوزان و سرکش بود

21:06.202 --> 21:10.747
‫چاره‌ای جز این‌که شوهرش رو وادار به جنایت کنه نداره،

21:10.748 --> 21:14.959
‫چون به عنوان یک زن در این دنیای
‫مردسالار چنان تحت فشار قرار گرفته

21:14.960 --> 21:19.632
‫که خودش با تمام وجود تشنه‌ی خون ریختنه

21:27.223 --> 21:29.892
‫اگه چند تا تکنینک بازیگری بهت یاد ندم،

21:32.061 --> 21:33.562
‫فاتحه‌ت خونده‌ست

21:36.023 --> 21:38.401
‫و من نمی‌خوام همچین بلایی سرت بیاد

21:40.236 --> 21:41.946
‫نمی‌خوام همچین بلایی سرم بیاد

21:44.824 --> 21:47.993
‫تو الان معروف‌ترین زن دنیایی،

21:49.161 --> 21:51.664
‫و منم می‌خوام درست به اندازه‌ی تو معروف بشم

21:53.833 --> 21:55.251
‫اگه جونت رو نجات بدم،

21:56.168 --> 21:57.670
‫کمکم می‌کنی معروف بشم؟

21:59.046 --> 22:00.464
‫ازم حمایت می‌کنی؟

22:01.549 --> 22:02.883
‫من رو می‌بری زیر بال و پرت؟

22:12.935 --> 22:13.978
‫آره

22:21.485 --> 22:22.945
‫درس اول!

22:23.654 --> 22:27.241
‫باید یاد بگیری که چطور وارد بشی

22:27.867 --> 22:29.784
‫وقتی وارد اون دادگاه میشی،

22:29.785 --> 22:33.664
‫سالنی که قراره شاهدِ بزرگ‌ترین محاکمه‌ی قرن باشه،

22:34.206 --> 22:38.043
‫بذار در نگاه اول یک بانوی واقعی رو ببینن

22:38.752 --> 22:43.756
‫در شأنـت نیست که اونجا باشی،
‫ولی باید خوشحال باشی که این فرصت رو داری

22:43.757 --> 22:47.594
‫تا به تمامی مردان، زنان و کودکان حاضر نشون بدی

22:47.595 --> 22:51.223
‫یک بانوی اصیل چه هیبتی داره

22:53.767 --> 22:54.768
‫شروع کن

22:57.354 --> 22:58.314
‫آفرین

23:00.608 --> 23:01.692
‫دوباره

23:06.280 --> 23:08.448
‫مجرم به نظر رسیدی! نـه!

23:08.449 --> 23:09.325
‫دوباره!

23:09.950 --> 23:11.869
‫لطفاً برگرد توی نقشت

23:14.163 --> 23:16.706
‫مظهری از داغداری و اندوه،

23:16.707 --> 23:19.168
‫اما همراه با شهامتی که استوار نگه‌ش داشته

23:19.710 --> 23:21.003
‫بهتر، دوباره!

23:33.349 --> 23:34.725
‫سر پایین

24:12.471 --> 24:15.307
‫بهتر شد لیزی، خیلی بهتر

24:16.767 --> 24:18.351
‫وقتی می‌خوای بشینی روی صندلی

24:18.352 --> 24:21.689
‫جوری بشین که انگار به تخت سلطنتی تکیه زدی

24:22.606 --> 24:23.899
‫کمرت رو صاف بگیر

24:28.612 --> 24:31.907
‫پاها روی هم، بعد جمعشون کن

24:34.243 --> 24:35.786
‫یه‌ذره مچ پات هم معلوم باشه

24:55.681 --> 24:57.766
‫و وقتی که دیگه نشستی...

24:59.018 --> 25:00.644
‫به هیچ‌کس نگاه نمی‌کنی

25:01.395 --> 25:05.357
‫نه به افراد حاضر، نه به قاضی

25:06.483 --> 25:08.110
‫فقط به...

25:09.445 --> 25:10.738
‫هیئت منصفه نگاه می‌کنی

25:14.575 --> 25:16.827
‫تو خیلی مشهوری لیزی

25:18.037 --> 25:20.164
‫تو از جنس این آدم‌ها نیستی،

25:21.206 --> 25:22.416
‫خودشون هم این رو می‌دونن

25:24.209 --> 25:26.794
‫بهشون بفهمون که از سر لطف،

25:26.795 --> 25:30.299
‫مانند یک الهه، پا به جهان فانی‌ها
‫گذاشتی تا بهشون افتخار حضور بدی

25:33.093 --> 25:34.094
‫بهشون نگاه کن

25:37.890 --> 25:39.058
‫لبخند بزن

25:44.855 --> 25:45.981
‫بعد روت رو برگردون

25:50.611 --> 25:51.987
‫و دیگه تحویل‌شون نگیر

25:52.946 --> 25:54.709
‫اون‌ها سرشون شلوغه

26:05.709 --> 26:07.211
‫درس دوم

26:07.920 --> 26:13.925
‫دارن جمجمه‌ی پدر و نامادریت رو به
‫عنوان مدرک جرم آماده می‌‌کنن لیزی

26:13.926 --> 26:15.302
‫مأموره بهم گفت

26:16.011 --> 26:19.597
‫گوشت و خونِ روشون رو پاک کردن

26:19.598 --> 26:23.602
‫تا شدت ضربات تبر رو نشون بدن

26:28.440 --> 26:29.316
‫لیزی

26:30.901 --> 26:33.112
‫به محض این‌که چشمت به جمجمه‌ها افتاد،

26:34.029 --> 26:35.406
‫باید غش کنی!

26:48.127 --> 26:53.340
‫غش کردن معصومانه‌ترین و ترحم‌برانگیزترین
‫واکنشیه که یه زن می‌تونه نشون بده

26:53.966 --> 26:57.511
‫توی ذهن هیئت منصفه این‌طور جا میندازه که تو بی‌گناهی

26:58.178 --> 27:02.933
‫وقتی تحمل دیدن چنین چیزی رو نداری،
‫چطور ممکن بوده اون موقع چنین جنایتی کرده باشی؟

27:03.475 --> 27:06.437
‫چطور ممکن بوده بتونی بارها با اون تبر ضربه بزنی؟

27:29.126 --> 27:30.251
‫نه!

27:30.252 --> 27:31.878
‫خیلی مصنوعی بود

27:31.879 --> 27:33.422
‫باید

27:34.339 --> 27:35.299
‫واقعی به‌نظر برسه

27:40.262 --> 27:42.096
‫وقتی یکی غش می‌کنه

27:42.097 --> 27:46.477
‫بندبند وجودش سست می‌شه

27:47.352 --> 27:48.312
‫دوباره!

27:51.315 --> 27:52.191
‫دوباره!

27:53.776 --> 27:54.984
‫نه!

27:54.985 --> 27:57.987
‫زانوهات باید مثل عروسک خیمه‌شب‌بازی

27:57.988 --> 28:01.283
‫که نخش بریده شده و می‌افته رو زمین شل بشه

28:02.618 --> 28:03.993
‫بهتر

28:03.994 --> 28:05.370
‫بنگ!

28:10.584 --> 28:11.709
‫آفرین!

28:11.710 --> 28:12.920
‫این شد یه چیزی

28:24.973 --> 28:27.935
‫بابت چیزی که قراره ببینید پوزش می‌طلبم

28:28.477 --> 28:29.811
‫ولی بهتون اطمینان میدم

28:29.812 --> 28:33.690
‫نمایش این مورد در دادگاه برای پرونده بنده شدیداً حیاتیه

28:36.109 --> 28:37.903
‫اعضای محترم هیئت منصفه...

28:42.449 --> 28:45.285
‫این شاهکار این خانمه!

28:52.209 --> 28:53.751
‫برید عقب!

28:53.752 --> 28:55.253
‫اون یه قاتله!

28:55.254 --> 28:56.838
‫سکوت!

28:56.839 --> 29:00.758
‫لیزی بوردن یه دروغگوئـه!
‫تقاضا دارم حکم اعدامش رو صادر کنید!

29:00.759 --> 29:02.718
‫سکوت!

29:02.719 --> 29:06.514
‫نباید اجازه داد این زن آزاد بچرخه و دوباره آدم بکشه!

29:06.515 --> 29:07.431
‫سکوت!

29:07.432 --> 29:10.309
‫ما بدون ذره‌ای شک و تردید ثابت کردیم

29:10.310 --> 29:13.105
‫که لیزی بوردن والدین‌ش رو توی خونه‌ی خودش به قتل رسونده!

29:13.147 --> 29:14.523
‫« لیزی بوردن غش کرد »

29:14.690 --> 29:17.359
‫- خواهش می‌کنم!
‫- سکوت! سکوت!

29:18.026 --> 29:22.238
‫- مادام؟ دورش رو خلوت کنید
‫- ببخشید قربان اما اون یه دروغگوئـه!

29:22.239 --> 29:24.657
‫- اینجا دکتر نداریم؟
‫- باید اعدام بشه!

29:24.658 --> 29:25.825
‫حالتون خوبه؟

29:25.826 --> 29:27.535
‫خوبم. خوبم

29:27.536 --> 29:30.121
‫کسی اینجا دکتر نیست؟

29:30.122 --> 29:34.167
‫درس سوم لیزی، که خیلی هم مهمه

29:36.169 --> 29:38.297
‫پات نباید به جایگاه شهود باز بشه

29:39.131 --> 29:42.259
‫پس باید حتی برای یک‌بار هم که شده بهشون نشون بدی

29:43.510 --> 29:46.096
‫که تو هم انسانی و احساس داری

29:48.891 --> 29:51.059
‫باید گریه کنی لیزی

29:54.479 --> 29:55.439
‫باشه، حتماً

30:02.779 --> 30:03.906
‫نه!

30:05.032 --> 30:08.035
‫انگار که یک نفر با تبر افتاده به جونت

30:09.036 --> 30:10.996
‫و سینه‌ت رو از وسط شکافته!

30:12.581 --> 30:17.501
‫اول با یه گریه ریز شروع کن، مثل غازی زرین

30:17.502 --> 30:21.465
‫که در دریایی از آتش فرو افتاده!

30:24.051 --> 30:28.680
‫دادستان اما بوردن رو به جایگاه شهود احضار کردن

30:37.189 --> 30:38.231
‫دوشیزه بوردن

30:39.733 --> 30:43.695
‫شما با خواهرتون قهر هستید، درست نمی‌گم؟

30:56.833 --> 30:58.085
‫دوشیزه بوردن؟

31:00.337 --> 31:01.546
‫درست نمی‌گم؟

31:27.280 --> 31:29.032
‫دوشیزه بوردن،

31:29.741 --> 31:31.118
‫شما با خواهرتون

31:31.994 --> 31:34.746
‫قهر هستید درسته؟

31:58.103 --> 32:00.105
‫این حقیقت نداره

32:00.981 --> 32:03.608
‫هیچ‌کس توی این دنیا به اندازه‌ی من به خواهرم نیست

32:04.443 --> 32:05.861
‫و اون بی‌گناهه!

32:08.071 --> 32:09.864
‫- جنابِ قاضی!
‫- سکوت!

32:09.865 --> 32:12.575
‫امکان نداره اون پدرم و دوشیزه بوردن رو کُشته باشه

32:12.576 --> 32:14.368
‫اجازه هست چند لحظه با موکلم صحبت کنم؟

32:14.369 --> 32:17.455
‫یک هفته قبل از قتل یه مرد قصد
‫داشت به زور بیاد توی خونه‌مون

32:17.456 --> 32:20.458
‫یه مرد رنگ‌پریده و مخوف که تبر دستش بود!

32:20.459 --> 32:23.419
‫روز حادثه هم دو تا بچه‌ی خردسال اون مرد رو دیده بودن!

32:23.420 --> 32:24.962
‫اون بچه‌ها کجـان؟

32:24.963 --> 32:27.214
‫به جای این‌که قربانی‌های جنایتِ اون مرد رو به صلابه بکشید

32:27.215 --> 32:29.341
‫چرا اون‌ها رو به این دادگاه نمیارید؟

32:29.342 --> 32:31.385
‫جنابِ قاضی خواهش می‌کنم

32:31.386 --> 32:35.014
‫درباره‌ی اون وزنه‌ها هم،
‫من پیشنهاد داده بودم بریم ماهی‌گیری

32:35.015 --> 32:36.015
‫اما این، این...

32:36.016 --> 32:39.352
‫من خودم همون هفته به لیزی
‫اصرار کردم که دوتایی بریم ماهی‌گیری

32:40.270 --> 32:43.564
‫خودم بهش گفته بودم و ازش خواهش کردم

32:43.565 --> 32:46.942
‫لطف کنه و بره بیرون دنبال اون وزنه‌های
‫ماهی‌گیری که می‌دونستم توی حیاطه بگرده

32:46.943 --> 32:48.070
‫اما، نـه!

32:49.196 --> 32:52.823
‫این حرف‌ها با اعترافات خواهرتون توی بازجویی در تناقضه!

32:52.824 --> 32:54.992
‫به خواهرم دارو داده بودن

32:54.993 --> 32:57.078
‫اون اعترافات رو مرفین تحویل داد، نه خواهرم!

32:57.079 --> 32:59.163
‫چرا بهش تهمت می‌زنی؟

32:59.164 --> 33:02.041
‫اصلاً معلوم هست چی می‌گی؟

33:02.042 --> 33:04.711
‫جناب قاضی، یه لحظه اجازه هست...

33:07.172 --> 33:11.093
‫این اصلاً چیزی نبود که با هم هماهنگ کرده بودیم

33:13.512 --> 33:17.014
‫سکوت!

33:17.015 --> 33:19.392
‫جناب قاضی، ممکنه تنفس اعلام بفرمایید؟

33:56.513 --> 33:58.932
‫خب دفاعیات هر دو طرف رو شنیدیم

33:59.558 --> 34:01.685
‫ببینیم نظرات به کدوم سمته

34:02.519 --> 34:04.354
‫کی به مجرم بودنش رأی میده؟

34:06.982 --> 34:07.858
‫تبرئه؟

34:09.317 --> 34:11.735
‫به هیچ عنوان امکان نداره که
‫این زن مرتکب این جرم شده باشه

34:11.736 --> 34:12.653
‫بله

34:12.654 --> 34:15.489
‫من که میگم کار اون پرتغالیه‌ست؛ شک ندارم

34:15.490 --> 34:17.367
‫کی بریم مشروب بزنیم بر بدن؟

34:19.202 --> 34:23.790
‫خب، درست نیست که به این سرعت
‫تصمیم‌مون رو به قاضی اعلام کنیم

34:25.000 --> 34:27.586
‫برای همین بیاید ورق‌بازی کنیم دوستان

34:29.129 --> 34:30.297
‫یه ساعت

34:49.399 --> 34:51.818
‫آیا هیئت منصفه به رأی نهایی رسید؟

34:55.739 --> 34:57.324
‫بله جنابِ قاضی

35:02.078 --> 35:07.000
‫وقتی که می‌خوان حکم رو اعلام کنن،
‫دقیقاً این کارهایی که میگم رو انجام بده

35:07.792 --> 35:10.295
‫دوشیزه بوردن، لطفاً بایستید

35:23.391 --> 35:25.976
‫در پرونده‌ی ایالت مشترک‌المنافع ماساچوست

35:25.977 --> 35:28.730
‫علیه لیزی اندرو بوردن،

35:30.857 --> 35:34.194
‫رأی هیئت منصفه در خصوص متهم چیست؟

35:42.577 --> 35:46.872
‫بگذار باد پیروزی در بادبان‌هایت به جریان بیفتد،

35:46.873 --> 35:50.669
‫و غبار هر کینه‌ای را با خود بزداید

35:51.711 --> 35:55.924
‫باید باوقار و باشکوه به‌نظر برسی

35:57.509 --> 35:59.344
‫از نظر ما متهم...

36:14.526 --> 36:15.777
‫بی‌گناه است

36:51.563 --> 36:53.356
‫و به سمت هیئت منصفه نگاه می‌کنی

36:54.357 --> 36:57.861
‫لحن صدات رو عوض کن و بگو

36:58.820 --> 37:00.405
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم

37:01.406 --> 37:03.325
‫«براتون» آرزوی موفقیت می‌کنم

37:10.707 --> 37:11.958
‫برای آرزوی، «موفقیت» می‌کنم

37:14.085 --> 37:15.378
‫«براتون» آرزوی موفقیت می‌کنم

37:18.173 --> 37:19.799
‫برای آرزوی، «موفقیت» می‌کنم

37:21.426 --> 37:22.802
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم

37:33.271 --> 37:35.357
‫برای آرزوی، «موفقیت» می‌کنم

37:37.108 --> 37:38.360
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم

37:39.861 --> 37:40.945
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم

37:49.621 --> 37:51.539
‫چطوری این لطفت رو جبران کنم؟

37:53.124 --> 37:55.585
‫با جبران کردن

38:14.479 --> 38:16.481
‫جلسه‌ی دادگاه خاتمه یافت

38:31.038 --> 38:32.706
‫« اعدامش کنید »

38:32.789 --> 38:33.707
‫« خون »

38:33.790 --> 38:34.433
‫« بی‌گناه »

38:34.499 --> 38:36.500
‫لیزی بوردن باید به طناب دار آویخته بشه!

38:36.501 --> 38:38.253
‫این حکم اشتباهه! اشتباهه!

38:38.837 --> 38:41.172
‫امکان نداره! همه‌ش دروغه!

38:48.388 --> 38:49.389
‫برید کنار

38:51.683 --> 38:53.226
‫راه رو باز کنید

38:58.606 --> 38:59.690
‫اون چیه؟

38:59.691 --> 39:01.776
‫پودر نـور برای عکاسی؛ دارن ازت عکس می‌گیرن

39:02.360 --> 39:04.320
‫- از من؟
‫- آره

39:05.280 --> 39:08.365
‫دوشیزه بوردن فقط برای چند سوال کوتاه فرصت دارن

39:08.366 --> 39:10.368
‫- چه حسی دارید؟
‫- الان می‌خواید چیکار کنید؟

39:18.209 --> 39:20.879
‫می‌خوام از همه تشکر کنم

39:22.130 --> 39:26.342
‫از این‌که امروز عدالت اجرا شد،
‫بسیار خرسند و خوشحالم

39:27.135 --> 39:30.263
‫بلایی که بر سر خانواده‌م اومد هرگز جبران‌شدنی نیست

39:31.931 --> 39:36.144
‫اما شاید حالا من و خواهرم بتونیم مرهمی بر زخم‌هامون بذاریم

39:37.312 --> 39:38.813
‫و مهربانی را از نو آغاز کنیم

39:39.397 --> 39:41.274
‫هم برای انسان‌ها و هم برای حیوانات

39:44.736 --> 39:46.404
‫فعلاً قصدم همینه

39:47.822 --> 39:52.284
‫این‌که قلبم، روحم و خانه‌ام را پناهگاهی کنم

39:52.285 --> 39:55.455
‫که هیچ جانداری در آن طعم ترس را نچشد

40:03.671 --> 40:04.631
‫از همه‌تون سپاسگزارم

40:06.299 --> 40:07.258
‫لیزی!

40:10.304 --> 40:17.571
‫ترجمه از «آیـــدا»
‫::. Ayda.NDR .::

41:04.107 --> 41:05.316
‫لیزی!

41:32.594 --> 41:40.098
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

42:21.268 --> 42:24.187
‫« هیولا: داستان لیزی بوردن »
