WEBVTT

00:03.021 --> 00:13.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.022 --> 00:23.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:27.795 --> 00:30.008
باید بریم، لیزی

00:30.926 --> 00:31.927
بریم

00:36.396 --> 00:38.040
روز بلندی در پیش داریم

00:38.065 --> 00:39.108
لیزی؟

00:39.734 --> 00:42.491
همه‌چی خیلی زودتر از چیزی که
فکرش رو بکنیم اتفاق میوفته

00:42.771 --> 00:44.833
باید طبق برنامه بریم جلو

00:44.857 --> 00:47.067
،باید حواسمون جمع باشه
وگرنه دار زده می‌شیم

00:48.360 --> 00:50.702
هر لحظه ممکنه برسن

01:25.965 --> 01:27.025
سلام

01:27.065 --> 01:29.151
خونه‌ی لیزی بوردن اینجاست؟

01:30.652 --> 01:32.737
ما اینجا یه اتاق رزرو کردیم

01:34.574 --> 01:40.667
« هیولا: داستان لیزی بوردن »
« فصل اول : قسمت ششم »

01:41.954 --> 01:45.017
.خوش اومدید. بفرمائید
.شرمنده بابت سر و صدای آژیر

01:45.042 --> 01:47.812
.مشکلی نیست
.ما که به‌هرحال زیرِ ذره‌بینیم

01:47.836 --> 01:49.939
!اینجا رو -
...یا خدا -

01:49.963 --> 01:51.941
!وای خدا

01:51.965 --> 01:54.384
!اینجا رو ببین

01:55.385 --> 01:57.155
گفتی اسمت چی بود؟ -
کارولین -

01:57.179 --> 01:58.781
!کارولین عزیز

01:58.813 --> 02:00.522
از آشنایی باهات خوشحالـم

02:01.626 --> 02:04.146
اجازه بدید چمدون‌ها رو براتون بیارم -
نه، خیلی ممنون -

02:04.185 --> 02:06.163
نه، نه. نیازی نیست

02:06.188 --> 02:07.749
چیزی زیادی همراهمون نیست

02:07.773 --> 02:10.192
فقط در حدِ چند دست لباس زیر

02:10.734 --> 02:12.045
!خدای من

02:12.302 --> 02:15.199
کارولین، کلی سؤال تو مغزمـه

02:15.237 --> 02:17.465
آره. لی از طرفدار‌های دوآتیشه‌ی لیزیـه

02:17.490 --> 02:19.259
هر دومون واقعاً دوستش داریم -
...آره، شلبی این

02:19.284 --> 02:22.055
.بهش گفتم این کتاب رو برام بخونه
اسمش چیه؟

02:22.079 --> 02:23.956
...اسمش

02:24.957 --> 02:26.976
«تصنیفی بر زندگی لیزی بوردن»

02:27.621 --> 02:30.104
سبک کلاسیک -
شما این خونه رو خریدید؟ -

02:30.128 --> 02:32.899
بله. خریدمش تا تخریبش نکنن

02:32.923 --> 02:34.400
یه ملک تاریخی محسوب میشه

02:34.424 --> 02:36.717
!باورم نمیشه

02:37.802 --> 02:39.404
همینجا اتفاق افتاد؟

02:39.429 --> 02:41.866
همینجا اون مادرجنده رو کشتن؟

02:41.890 --> 02:45.912
بله، جسد آقای بوردن رو همینجا پیدا کردن

02:45.936 --> 02:50.023
ولی، واقعاً کسی نمی‌دونه
اون روز چه اتفاقی افتاده

02:51.024 --> 02:53.026
من خوب می‌‌دونم چی شده

02:54.310 --> 02:57.481
.من همه‌چی رو می‌دونم
.خودم اون جهنم رو گذروندم

03:01.524 --> 03:02.769
ببخشید

03:02.847 --> 03:05.974
آیلین بودید، درستـه؟
ممنون میشم اگر بیرون سیگار بکشید

03:11.962 --> 03:13.982
شوخیت گرفته؟ -
بی‌خیال، لی -

03:14.006 --> 03:17.694
از همین اول قراره قیافه بگیری؟

03:17.718 --> 03:19.112
لعنتی، ما که تازه رسیدیم

03:19.136 --> 03:22.240
شرمنده! همش بخاطر ذوق و شوق خونه‌ست

03:22.271 --> 03:24.105
البته که باید بیرون سیگار بکِشه

03:25.149 --> 03:26.650
بحث سیگار نیست

03:27.435 --> 03:28.745
به تخمم نیست

03:28.770 --> 03:31.332
بحث اینه که لحظه‌ای که منتظرش بودم
رو خراب کردی

03:31.624 --> 03:34.835
همون مبلی که روش حسابی اون لاشی
رو کتک زده بود

03:34.860 --> 03:36.629
«و میای زر می‌زنی که «اینجا سیگار نکشید

03:36.653 --> 03:38.945
خب، می‌تونیم حداقل توی اتاقش بخوابیم؟

03:38.970 --> 03:43.553
چون بخاطر این اومدیم اینجا که
دلم می‌خواد یه کارایی توی اون اتاق انجام بدم

03:43.577 --> 03:45.620
ما واسه‌ی اون اتاق اومدیم اینجا

03:47.788 --> 03:49.224
بله

03:49.249 --> 03:53.479
طبق قرارداد، کل خونه در اختیارتون هست

03:53.503 --> 03:55.505
هر جایی که بخواید می‌تونید بخوابید

03:56.465 --> 03:57.466
خوبـه

04:02.124 --> 04:04.038
خب، میشه تنهامون بذارید؟

04:04.931 --> 04:07.267
چون قراره همین‌جا یه حالی به خودمون بدیم

04:36.403 --> 04:38.571
!همینـه

04:40.967 --> 04:43.654
خوشت میاد، نه؟ جنده‌‌ی شیطون

04:43.678 --> 04:45.406
آره، من یه جنده‌ی شیطون‌ام

04:45.430 --> 04:46.890
آره

04:47.474 --> 04:48.934
ای جنده‌ خانم شیطون

04:49.434 --> 04:50.602
دوباره بگو

04:56.858 --> 04:59.276
من یه جنده‌ی شیطون‌ام

05:06.034 --> 05:07.887
...وایسا، وایسا، وایسا
زودباش من رو ببوس

05:07.919 --> 05:11.046
من رو ببوس، بوسم کن -
لعنتی، نه. نوبت منـه -

05:21.515 --> 05:23.934
این دیگه کدوم خریـه؟

05:34.688 --> 05:36.582
ترسناکـه، نه؟

05:36.606 --> 05:41.862
فصل دوازدهم: «لیزی و مگی از
نقطه‌ی روبیکانِ خود گذشته بودند...‏

05:42.988 --> 05:44.090
از چی‌شون؟

05:44.114 --> 05:46.175
...آره، نمی -
روبیکان چه کوفتیـه؟ -

05:46.199 --> 05:47.385
نمی‌دونم

05:47.409 --> 05:49.011
...تن‌هایشان از خون پاک شده بود»

05:49.035 --> 05:52.056
ذهنشان هنوز از کاری که
به‌تازگی مرتکب شده بودند، در هیاهو بود

05:52.080 --> 05:54.058
دست در دست هم دادند»‏

05:54.082 --> 05:57.228
سپس برای آخرین بار، به نشانه‌ی خوش‌یمنی»
...یکدیگر را بوسیدند و

05:57.252 --> 06:01.923
سپس، نقشه‌ی شومشان را
«بر جهانیان آشکار کردند

06:16.021 --> 06:26.021
ترجمه از: مریم رحیمی و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & Mary_Rhimi

06:28.325 --> 06:30.075
یه اتفاقی برای پدر افتاده!‏

06:31.495 --> 06:33.205
مگی، پزشک رو خبر کن

06:33.872 --> 06:35.624
مگی به سمت شهر روانه شد»

06:36.166 --> 06:39.312
!کمک! آقای بوردن به کمک نیاز دارن

06:39.336 --> 06:43.670
!کمک! کمک کنید
!آقای بوردن به کمک نیاز دارن

06:43.695 --> 06:46.194
در حالی که لیزی در چمنزار جلوی منزلشان
«در تب و تاب بود

06:46.218 --> 06:49.113
!کمک! کمک! کمک

06:49.137 --> 06:50.740
!خواهش می‌کنم، کمک کنید

06:50.764 --> 06:53.493
!لطفاً کمک کنید

06:53.517 --> 06:54.952
لطفاً یکی کمک کنه

06:54.976 --> 06:59.077
بیشتر مأموران پلیس فال ریور
آن روز را در شهربازی می‌گذراندند

07:10.625 --> 07:13.336
!پدر، نه

07:19.863 --> 07:23.773
سرکار آلن بذارید دوشیزه بوردن کمی تنها باشن

07:23.797 --> 07:26.192
خیلی‌خب، همگی برید بیرون

07:35.725 --> 07:38.162
...صبر کنید. مادام بوردن

07:38.194 --> 07:39.904
بانو... مادام بوردن کجاست؟

07:42.023 --> 07:43.525
مادام بوردن؟

07:48.196 --> 07:49.698
!مادام بوردن

07:57.872 --> 07:59.665
دوشیزه بوردن از حال رفتن

08:07.340 --> 08:09.360
نه -
!دوشیزه بوردن -

08:09.384 --> 08:11.468
نه -
کجا می‌رید؟ -

08:13.888 --> 08:15.283
!لیزی

08:15.307 --> 08:17.618
دوشیزه، توی منزل تبر دارید؟

08:17.976 --> 08:19.078
!زیرزمین

08:19.102 --> 08:20.478
بهتون نشون میدم

08:23.023 --> 08:24.023
اینجا

08:24.941 --> 08:26.276
یه تبر گم شده

08:42.599 --> 08:44.351
این پارچه برای عادت ماهانه‌ی منـه

08:44.836 --> 08:46.022
!ببخشید؟

08:46.046 --> 08:47.671
برای دوران قاعدگیِ زنانه‌ام

08:50.425 --> 08:53.845
نظرت چیـه؟ -
ببین، چقدر سنگینـه -

08:54.679 --> 08:55.847
آره

08:56.806 --> 08:58.892
ببین چقدر جای ضربه داره

08:59.392 --> 09:00.828
بیشتر از ده ضربه

09:00.852 --> 09:02.830
از نظر من بیشتره

09:02.854 --> 09:05.082
نه، می‌دونی چی داره بهم میگه؟

09:05.106 --> 09:07.752
یه چیز که ازش مطمئنم

09:07.776 --> 09:10.153
که این قطعاً کارِ یه مرد بوده

09:11.863 --> 09:13.090
شاید هم دونفر

09:13.114 --> 09:15.325
مرد‌های قوی و هیکلی. عین کارگرهای روزمُزد

09:17.118 --> 09:18.804
آره

09:18.828 --> 09:20.622
امکان نداره کارِ یه زن باشه

09:21.122 --> 09:22.683
به نظرت طرف اهل پرتغالـه؟

09:22.707 --> 09:25.019
!حتماً شوخیت گرفته

09:25.043 --> 09:27.521
.نه، کتاب همین رو میگه
.منظورم اینـه که، حرفش رو باور کردن

09:27.545 --> 09:30.149
!کودن‌های احمق

09:30.173 --> 09:32.175
بخاطر همینـه که هیچ‌وقت دستشون به ما نمی‌رسه

09:32.967 --> 09:34.511
...مأمورها

09:35.011 --> 09:37.389
همیشه یه مشت احمقِ بی‌مغز بودن

09:39.724 --> 09:40.850
!یا خدا

09:42.435 --> 09:43.728
!خودشـه

09:44.979 --> 09:46.773
اتاق خودشـه

10:00.370 --> 10:03.474
وقتی نیروهای پلیس»
...از کشتیِ راکی پوینت

10:03.498 --> 10:05.685
،در شهربازی پیاده شدند

10:05.709 --> 10:08.712
جمعیتی را یافتند که عمارت بوردن را
«در میان گرفته بود

10:20.265 --> 10:23.225
«در این میان، لیزی آرام و قرار نداشت»

10:25.562 --> 10:27.981
«پزشک برایش بروموکافئین تجویز کرد»

10:28.565 --> 10:30.400
برای چی بهش کافئین دادن؟

10:31.101 --> 10:32.644
دکتر‌های لعنتی

10:33.236 --> 10:34.863
دکتر‌ها هیچی بارشون نیست

10:35.370 --> 10:38.457
اون دکتر کوفتی گفت چی دارم؟

10:39.200 --> 10:40.594
اسکیزوفرنی
(نوعی اختلال روانی)

10:40.618 --> 10:43.413
!دقیقاً. اسکیزوفرنی. مرتیکه‌ی روانی

10:46.945 --> 10:48.612
...هیچ‌چیز آرامش نمی‌کرد»

10:50.427 --> 10:53.589
پس پزشک سرنگی از مورفین پر کرد و»
«به او تزریق کرد

10:59.304 --> 11:00.388
!شوخی می‌کنی

11:02.432 --> 11:06.099
گذاشت اون دکتر لعنتی بهش مورفین بزنه؟

11:06.144 --> 11:08.521
!عاشق این زنیکه‌ی لعنتی‌ام

11:09.439 --> 11:11.167
!صبر کن. لی

11:11.191 --> 11:15.171
وایسا. باید اون آشغال رو پیدا کنم

11:15.195 --> 11:18.507
،آخرین مردی که کشتم
یه کیت کامل همراهش بود

11:18.531 --> 11:22.219
وایسا ببینم، می‌خوای مواد بزنی؟ -
معلومـه. لیزی زد. پس منم می‌زنم -

11:22.243 --> 11:25.413
و تو هم قراره نقش دکتر رو بازی کنی

11:34.589 --> 11:36.299
!لعنتی، خودشـه

11:37.926 --> 11:40.178
آره، جیگر

11:42.472 --> 11:45.724
عاشق این زنیکه‌ام

11:51.940 --> 11:56.945
لیزی بوردن، تو یه روانیِ نابغه‌ای

12:00.532 --> 12:03.993
راحت استراحت کن، دختر کوچولو

12:08.039 --> 12:09.999
یالا، بخون برام

12:11.709 --> 12:13.837
راستی، با لباسش چیکار کرد؟

12:15.004 --> 12:18.192
...همون لباسی که

12:18.216 --> 12:20.093
باهاش اون مرتیکه رو کشت

12:21.018 --> 12:24.230
باید سر تا پاش پر از خون و
تکه‌های مغز بوده باشه

12:25.473 --> 12:26.683
سوزوندش

12:45.375 --> 12:46.501
ممنون، عزیزم

12:57.839 --> 13:01.128
...دوشیزه بوردن، چیکار می
دارید لباس می‌سوزونید؟

13:03.136 --> 13:04.136
بله

13:05.054 --> 13:06.699
کاملاً خراب شده

13:06.723 --> 13:10.810
،رنگ ریخته بود روش پس
مجبور شدم بسوزونمش

13:13.247 --> 13:16.482
ممکنـه لطف کنید دوباره پزشک رو صدا بزنید؟

13:17.108 --> 13:21.279
فکر می‌کنم باز هم به همون چیزی که
بهم دادن نیاز دارم

13:37.128 --> 13:41.341
،نخستین کسی که انگشت اتهام به سویش نشانه رفت
جان مورس، دایی لیزی بود

13:45.427 --> 13:48.406
،اگه دارید من رو  به قتل متهم می‌کنید
من چنین کاری نمی‌کردم

13:48.431 --> 13:49.658
نه

13:49.682 --> 13:54.145
تمام اون روز پیش یکی از بستگانم در وودز کورنر بودم

13:55.688 --> 13:58.274
صبح زود رسیدم و حوالی ظهر برگشتم

13:59.108 --> 14:03.797
،بعد سوار تراموای ۳۳۴ شدم
شماره‌ی کلاه مأمور، اف ۵۶ بود

14:03.821 --> 14:06.216
همراه شش کشیش کاتولیک به فال ریور برگشتم

14:06.240 --> 14:07.509
و اسم تک‌تکشون رو پرسیدم

14:07.533 --> 14:10.554
،پدر مورفی، پدر شات
،پدر لوفتوس، پدر دومبروفسکی

14:10.578 --> 14:12.664
پدر مینی و پدر رادلین

14:13.206 --> 14:14.390
من حافظه‌ی تصویری دارم

14:14.415 --> 14:15.768
می‌تونید از همشون بپرسید؛

14:15.792 --> 14:17.811
حضور من در اونجا رو تأیید می‌کنن

14:17.835 --> 14:19.355
از شوهرخواهرم بیزار بودم

14:19.379 --> 14:22.775
،راستش، دلم می‌خواست بلایی سرش بیاد ولی
محال بود بخوام بکشمش

14:22.799 --> 14:25.426
...و مادام بوردن، تا جایی می‌دونم

14:25.927 --> 14:27.345
زن خوبی بود

14:27.844 --> 14:30.490
کسی که هیچ انگیزه‌ای برای
آسیب زدن بهش نداشتم

14:30.515 --> 14:32.558
میشه با خواهرزاده‌م حرف بزنم؟

15:02.088 --> 15:04.090
می‌دونم چیکار کردی، لیزی

15:04.716 --> 15:06.384
مثل روز روشنـه

15:07.593 --> 15:09.303
خودم قصابم، می‌دونی

15:10.004 --> 15:14.144
جنازه‌ها رو دیدم.‏ می‌دونم واسه‌ی
اون کار چه قدرتی لازمـه

15:20.648 --> 15:23.109
کاری که کردی از روی خصومت بود

15:26.186 --> 15:29.741
بدون کمک من، کارت تمومـه، لیزی

15:37.206 --> 15:39.709
اون پولی که پدرت بهم نداد رو بده به من

15:40.876 --> 15:43.604
کمکم کن قصابی رو راه بندازم و

15:43.629 --> 15:46.090
من هم بهت کمک می‌کنم تبرئه شی

15:47.008 --> 15:48.551
،اگه کار به اونجا بکشه

15:49.156 --> 15:52.430
حتی توی دادگاه هم به نفعت شهادت میدم

15:52.929 --> 15:53.929
باشه؟

15:59.055 --> 16:00.056
خوبـه

16:03.558 --> 16:04.558
...حالا

16:05.485 --> 16:08.112
بیا درباره‌ی چیز‌هایی که
قراره به پلیس بگی حرف بزنیم

16:08.696 --> 16:09.696
باشه؟

16:11.866 --> 16:13.493
به کمکت نیاز ندارم

17:08.328 --> 17:10.015
حالتون چطوره دوشیزه بوردن؟

17:10.333 --> 17:11.757
« آنچه در ادامه می‌آید، مستقیماً از متن برداشته شده است»

17:11.782 --> 17:12.782
یکم سرگیچه دارم

17:13.469 --> 17:17.032
ظاهراً اثر دارویی که
پزشک به من دادن هنوز نرفته

17:17.056 --> 17:20.935
می‌تونید وقایع امروز رو به یاد بیارید؟

17:21.417 --> 17:23.669
می‌تونید به یاد بیارید؟ -
بله -

17:24.545 --> 17:25.755
بدون شک

17:44.834 --> 17:48.683
امروز صبح حال همه بد بود، حتی خود من

17:50.006 --> 17:53.777
دیشب مقداری اره‌ماهی و
خوراک گوشت گوسفند خوردیم

17:53.815 --> 17:55.524
که ظاهراً فاسد شده بودن

18:00.391 --> 18:02.351
به همراه چند صدف نامرغوب

18:06.022 --> 18:11.277
،دایی‌ام، جان مورس، با ما شام نخورد
برای همین بیمار نشد

18:12.945 --> 18:16.824
حوالی صبح از خونه بیرون رفت تا
به دیدن یکی از آشنایانش در وودز کورنر بره

18:22.931 --> 18:26.934
حدود ساعت هشت دوباره بیدار شدم و
احساس بهتری داشتم

18:26.959 --> 18:30.254
من و مادام بوردن مشغول گردگیری مختصری شدیم

18:31.923 --> 18:34.484
ببخشید... فرمودید گردگیری!؟

18:34.508 --> 18:35.861
بله

18:35.885 --> 18:37.428
ایده‌ی خودم بود

18:37.970 --> 18:41.766
به نظرم هیچی مثل گردگیری
نمی‌تونه دل و روده‌ی به‌هم‌ریخته رو آرام کنه

18:46.229 --> 18:48.665
تصمیم گرفتم به شهر برم و

18:48.689 --> 18:51.877
،یادمـه که مادام بوردن داشت
روبالشی‌های تمیز رو

18:51.901 --> 18:54.338
روی تخت اتاق مهمان
در طبقه‌ی بالا می‌انداخت و

18:54.362 --> 18:56.048
:ازش پرسیدم

18:56.072 --> 18:58.217
همه‌چی مرتبـه مادام بوردن؟

18:58.241 --> 18:59.700
:و ایشون گفتن

19:00.276 --> 19:03.923
همین الان یه نامه از یکی از
دوستان بیمارم دریافت کردم

19:03.954 --> 19:06.641
،حالش خیلی بده
حالش اصلاً خوب نیست

19:10.670 --> 19:12.880
‫نگفت این دوستش کیه؟

19:14.882 --> 19:16.282
‫نگفت

19:18.636 --> 19:20.113
‫وقتی از خونه بیرون می‌رفتم،

19:20.137 --> 19:23.450
‫یادمـه شنیدم مادام بوردن
‫سرِ مگی داد زد

19:23.474 --> 19:26.912
‫مگی! می‌خوام همه‌ی
‫پنجره‌ها رو تمیز کنی

19:26.936 --> 19:29.039
‫«هم از داخل و هم از بیرون»

19:29.063 --> 19:31.750
‫توی شهر، از جلوی
‫فروشگاه سارجنت رد شدم و

19:31.774 --> 19:35.403
‫دیدم پارچه‌ی کالیکو رو حراج گذاشتن،
‫متری هشت سنت

19:35.903 --> 19:38.215
‫به همین خاطر با عجله برگشتم خونه
‫که به مگی بگم

19:38.239 --> 19:39.800
‫باورش نمی‌شد

19:39.824 --> 19:41.635
‫«گفتی متری هشت سنت؟»

19:41.659 --> 19:45.639
‫گفتم: «آره، هشت سنت.
‫باورت میشه؟»

19:45.663 --> 19:48.141
‫اون گفت: «بیا بریم چند متر بخریم»

19:48.165 --> 19:51.210
‫من هم گفتم: «اول می‌خوام
‫چندتا دستمال‌جیبی اتو کنم»

19:51.919 --> 19:54.088
‫چرا می‌خواستی دستمال‌جیبی‌هات رو اتو کنی؟

19:55.172 --> 19:56.572
‫به نظرم این کار آرامش‌بخشـه

19:58.634 --> 20:02.072
‫ولی خیلی طول کشید تا اتو داغ بشه

20:02.096 --> 20:04.908
‫واسه همین مشغول خوندن
‫مجله‌ی هارپرز شدم

20:04.932 --> 20:08.328
‫بعدش از آشپزخونه صدای در زدن شنیدم،

20:08.352 --> 20:11.915
‫فکر کردم شاید پدر باشه،
‫پس گفتم...

20:11.939 --> 20:13.583
‫پدر، تویی؟

20:13.607 --> 20:18.547
‫شنیدم که پدر داد زد:
‫«چرا این در قفلـه؟»

20:18.571 --> 20:20.321
‫بعدش شنیدم که مگی گفت...

20:20.322 --> 20:22.014
‫«پوف!»

20:22.408 --> 20:24.785
‫باعث شد خنده‌ام بگیره.
‫به نظرم خیلی بامزه بود.

20:25.369 --> 20:29.290
‫در حالی که از پله‌ها می‌رفتم طبقه‌ی پایین
‫تا به پدرم خوش‌آمد بگم، می‌خندیدم

20:30.041 --> 20:32.477
‫بدوبدو رفتی پایین؟

20:32.501 --> 20:33.901
‫بله

20:36.172 --> 20:39.359
‫گفتی داشتی اتو رو توی
‫آشپزخونه گرم می‌کردی

20:39.383 --> 20:41.135
‫آشپزخونه که پایینـه

20:44.555 --> 20:45.955
‫نه

20:46.140 --> 20:48.452
‫من بالا توی اتاقم بودم

20:48.476 --> 20:49.828
‫«پوف!»

20:49.852 --> 20:51.252
‫پوف؟

20:52.313 --> 20:55.542
‫به پدر کمک کردم کفش‌هاش رو در بیاره

20:55.566 --> 20:56.966
‫«ممنون، لیزی»

20:57.860 --> 20:59.880
‫«چه... دختر خوبی»

20:59.904 --> 21:03.216
‫اینم از دمپایی‌ها و کت پشمی‌ات، پدر

21:03.240 --> 21:05.951
‫«می‌خوام همینجا یه چُرتی بزنم»

21:07.036 --> 21:09.497
‫می‌خوای پرده‌ها رو بکِشم؟

21:10.039 --> 21:11.439
‫«لطف می‌کنی»

21:16.921 --> 21:18.321
‫اوه!

21:18.672 --> 21:21.193
‫می‌خواستم دوشنبه برم ماهیگیری

21:21.217 --> 21:23.552
‫میرم چندتا وزنه‌ی ماهیگیری پیدا کنم

21:24.261 --> 21:27.056
‫همون موقع بود که صدای ناله شنیدم

21:29.725 --> 21:31.125
‫ناله؟

21:31.560 --> 21:32.960
‫بله

21:33.062 --> 21:36.107
‫فریاد نبود، وگرنه
‫با عجله می‌رفتم به سمت صدا

21:37.108 --> 21:41.213
‫صدای یه ناله‌ی بلند از داخل خونه اومد

21:41.237 --> 21:44.657
‫همون موقع بود که دیدم در بیرونی بازه

21:52.957 --> 21:56.419
‫با خودم گفتم «لابد پدر بیدار شده»

21:58.254 --> 22:00.172
‫وقتی اومدم داخل...

22:07.388 --> 22:10.057
‫اونجا بود که دیدم پدرم به قتل رسیده

22:10.641 --> 22:14.246
‫پس جنازه‌ی مادرت رو بعدش پیدا کردی؟

22:14.270 --> 22:15.670
‫اون مادرم نیست

22:17.148 --> 22:18.607
‫نامادریمـه

22:20.568 --> 22:22.153
‫مادرم وقتی خیلی کوچیک بودم فوت کرد

22:23.571 --> 22:24.971
‫ولی نه

22:26.532 --> 22:28.826
‫من و مگی بعداً جسدش رو پیدا کردیم

22:34.039 --> 22:36.167
دوشیزه بوردن، ممنون بابت اظهارات‌تون

22:36.667 --> 22:39.170
‫اگه از یه چیز مطمئن شده باشیم...

22:40.546 --> 22:42.631
‫این دختر کاملاً بیگناهـه

22:47.219 --> 22:49.281
‫خدا خیرت بده، دوشیزه بوردن

22:49.305 --> 22:50.866
‫بیگناه مثل یه طفل معصوم

22:50.890 --> 22:53.034
‫هار هار هار!

22:53.058 --> 22:54.911
‫پلیس‌های کیری!

22:54.935 --> 22:57.730
‫مرسی که اینقدر کسخل تشریف دارید!

22:58.522 --> 22:59.833
‫دیدی؟

22:59.857 --> 23:02.085
‫نگفتم؟

23:02.109 --> 23:04.087
‫پلیس‌های لعنتی

23:04.111 --> 23:06.882
‫واسه همین نباید ازشون بترسی

23:06.906 --> 23:08.508
‫من یکی که اصلاً نمی‌ترسم

23:08.532 --> 23:10.886
‫آره لعنتی

23:10.910 --> 23:12.310
‫پیتزا رسید!

23:15.789 --> 23:19.561
‫♪ سالگردت مبارک ♪

23:19.585 --> 23:22.272
‫شلبی، بیخیال.
‫می‌دونی که آهنگش این نیست.

23:22.296 --> 23:26.109
‫♪ سالگردت مبارک ♪

23:26.133 --> 23:28.594
‫شلبی، بس کن!
‫لعنت بهت!

23:33.766 --> 23:36.328
‫خدایا! یعنی... من دوستت دارما...

23:36.352 --> 23:39.831
‫ولی می‌دونی که بدم میاد متن آهنگی رو
‫عوض کنی و بخونی

23:39.855 --> 23:41.750
‫باشه، شرمنده، یادم رفته بود

23:41.774 --> 23:43.234
‫مشکلی نیست

23:44.693 --> 23:47.530
‫بذارش زمین.
‫فقط مواظب جنازه‌ها باش.

23:48.989 --> 23:50.258
‫چی گفتی؟!

23:50.282 --> 23:51.682
‫گفتم...

23:52.117 --> 23:55.579
‫پیتزا رو بذار بین ننه‌بابای لیزی

23:57.831 --> 23:59.708
‫عزیزم، هیچی اینجا نیست

24:07.132 --> 24:09.027
‫اوه

24:09.051 --> 24:10.451
‫لعنتی

24:12.555 --> 24:16.660
‫ولی مگه نگفتی که اونا
‫جنازه‌ها رو برگردوندن اینجا؟

24:16.684 --> 24:18.686
‫- چرا
‫- آره، پس ادامه‌اش رو بخون

24:21.438 --> 24:22.838
‫ایناهاشش

24:23.023 --> 24:29.463
‫اون شب، جسدها رو
‫روی میز غذاخوری گذاشتن و

24:29.487 --> 24:32.741
‫تا سه روز بعد همونجا موندن

24:51.051 --> 24:53.262
‫لیزی توی خونه تنها خوابید،

24:53.804 --> 24:57.182
‫در حالی که اجساد تکه‌تکه‌شده
‫ساکت روی میز افتاده بودن

24:59.021 --> 25:09.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

25:23.667 --> 25:25.419
‫حقت این نبود

25:29.173 --> 25:31.175
‫نمی‌دونم حقت چی بود

25:34.762 --> 25:36.513
‫ولی این نبود

25:56.367 --> 25:58.369
‫ولی تو...

25:59.912 --> 26:02.915
‫باید ضربات بیشتری بهت می‌زدم

26:05.167 --> 26:06.567
‫کونده

26:11.021 --> 26:14.611
‫اما کم‌کم انگشت اتهام به سمت
‫لیزی بوردن نشونه رفت

26:14.635 --> 26:16.738
‫نه! نه، لطفاً بذارید بیام اونجا.
‫خواهش می‌کنم!

26:16.762 --> 26:17.947
‫حق ندارید!

26:17.971 --> 26:20.933
‫تصمیم گرفتن اجساد رو کالبدشکافی کنن

26:21.475 --> 26:23.852
‫تا محتویات معده‌شون رو بررسی کنن

26:25.437 --> 26:26.706
‫اینجا رو باش

26:26.730 --> 26:31.276
‫کارآگاه‌ها عزاداری ِلیزی توی مراسم
‫خاکسپاری رو باورپذیر نمی‌دونستن

26:33.362 --> 26:35.823
‫پس اونا جسد والدینش رو بردن

26:40.494 --> 26:42.722
‫و سرشون رو قطع کردن

26:42.746 --> 26:44.974
‫- چه غلطا؟
‫- می‌دونم

26:44.998 --> 26:47.977
‫پزشک قانونی می‌خواست نگاه
‫دقیق‌تری به جراحت‌ها بندازه،

26:48.001 --> 26:53.233
‫بنابراین سرها رو به هاروارد برد و با
‫جوشوندن، بافت‌های گوشتی رو جدا کرد

26:53.257 --> 26:56.236
‫تا مشخص بشه چه مدل تبری
‫به کار رفته بوده و

26:56.260 --> 26:59.680
‫چند ضربه وارد شده و این چیزها

27:01.014 --> 27:04.143
‫داشت کار برای لیزی بوردن
‫سخت‌تر و سخت‌تر می‌شد

27:10.524 --> 27:11.924
‫ببخشید، عزیزم

27:12.443 --> 27:14.337
‫بدجور خسته‌ام، خب؟
‫باید برم بخوابم

27:14.361 --> 27:16.947
‫می‌دونم، می‌دونم. یه عالمه خوندی

27:19.408 --> 27:22.828
‫این بهترین سالگردی بود که
‫تابحال داشتم، شلبی

27:23.954 --> 27:25.354
‫دوستت دارم

27:26.832 --> 27:28.232
‫الان برمی‌گردم

27:28.625 --> 27:30.252
‫باید برم بشاشم

28:26.391 --> 28:27.791
‫سلام؟

28:31.647 --> 28:33.047
‫کی اونجاست؟

29:29.913 --> 29:31.498
‫یا خدا

29:34.084 --> 29:35.484
‫لیزی

29:36.253 --> 29:37.880
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

29:40.716 --> 29:42.116
‫من...

29:43.927 --> 29:48.098
‫نمی‌دونم. گمونم همیشه...
‫یکی از طرفدارهات بودم

29:49.933 --> 29:54.104
‫از وقتی هم داستانت رو شنیدم
‫ازت خوشم اومده

29:58.191 --> 30:00.027
‫داستانم رو از کجا می‌دونی؟

30:02.070 --> 30:03.947
‫تو لیزی بوردن هستی

30:05.574 --> 30:06.974
‫مشهوری

30:08.619 --> 30:10.019
‫مشهور؟

30:10.162 --> 30:11.562
‫آره

30:11.747 --> 30:13.332
‫تو...

30:15.417 --> 30:19.463
‫زنی هستی که
‫نذاشتی کسی بهت زور بگه

30:21.465 --> 30:22.865
‫نه

30:23.383 --> 30:25.677
‫کاری رو کردی که لازم بود

30:27.220 --> 30:29.198
‫کاری که کردی خشن بود،

30:29.222 --> 30:33.143
‫اگه هم شباهتی به من داشته باشی،
‫مطمئنم برات لذت‌بخش نبوده

30:34.811 --> 30:36.211
‫ولی تو...

30:36.939 --> 30:41.193
‫تقریباً مجبور شدی انجامش بدی و
‫بعدش اون کار رو کردی

30:42.194 --> 30:43.737
‫تو آدم کُشتی؟

30:45.572 --> 30:46.972
‫آره

30:49.117 --> 30:51.286
‫پدر و نامادریت رو؟

30:52.412 --> 30:53.812
‫نه

30:55.791 --> 30:57.191
‫یعنی

30:57.793 --> 30:59.294
‫کاش می‌کُشتم

31:03.256 --> 31:04.800
‫کل خانواده‌ام رو

31:06.510 --> 31:07.910
‫تک‌تک‌شون رو

31:08.804 --> 31:12.140
‫یا کتکم می‌زدن، یا بهم تجاوز می‌کردن

31:19.272 --> 31:20.672
‫برادرم

31:27.864 --> 31:29.533
‫حتی پدربزرگم

31:31.410 --> 31:33.662
‫بابابزرگ کیری‌ام بهم تجاوز کرد

31:36.331 --> 31:39.459
‫بعد منِ احمق می‌خواستم خودم رو بکُشم

31:41.128 --> 31:43.439
‫به شکم خودم شلیک کردم

31:43.463 --> 31:46.717
‫در حالی که باید اون مادرسگ‌ها رو می‌کُشتم

31:48.677 --> 31:50.780
‫حتی یکی‌شون رو هم نکُشتم

31:50.804 --> 31:54.975
‫اما تک‌تکشون حقشون بود یه گلوله وسط
‫دهنِ کثیف‌شون خالی بشه

31:55.517 --> 31:56.917
‫ببخشید

31:59.980 --> 32:01.481
‫یا بدتر

32:04.609 --> 32:06.111
‫کی رو کُشتی؟

32:06.695 --> 32:08.321
‫خب...

32:10.991 --> 32:12.951
‫اکثرشون جَلَب‌ بودن

32:13.577 --> 32:14.977
‫جَلَب؟

32:18.331 --> 32:19.791
‫چطوری بگم...

32:20.751 --> 32:22.627
‫چطوری منظورم رو برسونم؟

32:24.129 --> 32:25.756
‫من تن‌فروشی می‌کنم

32:27.758 --> 32:29.158
‫جنده هستم

32:31.720 --> 32:33.120
‫فاحشه

32:34.139 --> 32:37.577
‫مردهایی هم که بهشون تن‌فروشی می‌کنم،
‫بعضی‌هاشون بد نیستن،

32:37.601 --> 32:41.980
‫ولی بعضی‌هاشون خیلی بی‌ناموس و
‫چندش‌آور هستن

32:43.315 --> 32:48.153
‫از حرومزادگی‌شون هر چی بگم کم گفتم

32:50.113 --> 32:54.868
‫بعد از کاری هم که با من کردن، حس می‌کنم
‫لایق زندگی کردن نیستن

32:59.372 --> 33:03.061
‫اما کینه‌ام فقط از اون جَلَب‌ها نبود

33:03.085 --> 33:04.961
‫از همه‌چیز و همه‌کس شاکی بودم

33:06.755 --> 33:08.340
‫از هر کسی که بهم زخم زده بود

33:09.549 --> 33:11.593
‫مثل آشغال باهام رفتار کرده بود

33:15.472 --> 33:16.872
‫و...

33:18.850 --> 33:20.602
‫بهم تجاوز کردن

33:24.648 --> 33:27.067
‫مجبور کردن از خیرِ بچه‌ام بگذرم

33:36.243 --> 33:38.912
‫من هم با خودم گفتم «خیلی‌خب،

33:40.997 --> 33:44.126
‫اما این عروسکِ جنسی‌تون
‫میگه گور بابای همه‌تون»

33:45.836 --> 33:47.587
‫عین خودت

33:49.339 --> 33:51.883
‫گفتی «گور باباتون»

33:52.384 --> 33:57.097
‫باید خودم سینه سپر کنم، چون هیچ
‫بی‌ناموس دیگه‌ای قرار نیست به دادم برسه

34:00.308 --> 34:02.102
‫واسه همینـه که خیلی دوستت دارم

34:05.647 --> 34:07.047
‫دوستم داری؟

34:16.825 --> 34:19.202
‫من تو رو درک می‌کنم، لیزی بوردن

34:22.622 --> 34:24.124
‫ازت هم ممنونم

35:05.916 --> 35:07.316
‫لی؟

35:23.391 --> 35:24.791
‫لی؟

35:42.953 --> 35:44.829
‫عجیب‌غریب بود

35:51.753 --> 35:53.153
‫انگار واقعی بود

35:54.923 --> 35:56.817
‫بهم نگو که دیوونه‌ام، شلبی

35:56.841 --> 35:58.241
‫نمیگم

35:58.927 --> 36:00.679
‫با هم درد دل کردیم

36:02.472 --> 36:06.035
‫چقدر حس خوبی داره
‫با یکی حرف بزنی که درکت می‌کنه

36:06.059 --> 36:08.186
‫به نظرم محتاجِ یه دوست بود

36:08.687 --> 36:10.087
‫آره

36:10.939 --> 36:12.357
‫خیلی‌خب...

36:13.149 --> 36:15.402
‫باید حدوداً یک ساعت دیگه بریم، پس...

36:16.653 --> 36:18.989
‫قبلش باید یه چیزی رو ببینم

36:20.615 --> 36:22.015
‫بیا

36:23.021 --> 36:33.021
‫کاری از: مریم رحیمی و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & Mary_Rhimi

36:35.964 --> 36:37.549
‫خودشـه

36:40.093 --> 36:42.429
‫این همون لونه‌ی پرنده‌هاست

36:48.893 --> 36:50.293
‫لیزی؟

37:08.246 --> 37:10.248
‫گمونم بهتره من برم

37:12.000 --> 37:13.400
‫فعلاً

37:16.004 --> 37:17.589
‫از پسش بر میای

37:19.215 --> 37:20.842
‫هیچ ردی به جا نذاشتیم

37:22.635 --> 37:24.596
‫اگه داستان‌مون رو عوض نکنیم

37:26.806 --> 37:28.600
‫مشکلی پیش نمیاد

37:34.981 --> 37:36.441
‫قول میدی؟

37:41.654 --> 37:43.054
‫آره

37:50.205 --> 37:51.873
‫نمی‌خوام بری

37:58.922 --> 38:00.322
‫فکر کن

38:01.174 --> 38:04.070
‫وقتی پول رو بگیریم،
‫می‌تونیم با هم زندگی کنیم

38:04.094 --> 38:05.494
‫من و تو

38:07.972 --> 38:09.766
‫می‌تونیم با همدیگه باشیم

38:29.077 --> 38:30.745
‫باهام می‌رقصی؟

38:33.540 --> 38:34.940
‫واسه آخرین بار؟

38:45.135 --> 38:46.535
‫آره

38:58.021 --> 39:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

41:01.062 --> 41:02.772
‫« آیلین ورنوس، فلوریدا »

41:02.856 --> 41:05.525
‫« تخت‌خواب راحت بود!
‫صاحب‌خونه زنی سلیطه‌ایـه! »

41:56.868 --> 41:59.579
دوشیزه بوردن، با کمال تأسف باید
‫به اطلاع‌تون برسونم که بازداشتید

42:00.830 --> 42:03.017
‫می‌تونیم بهتون مهلت بدیم تا
‫وسایل‌تون رو جمع کنید

42:03.041 --> 42:04.977
‫ولی باید با ما بیاید

42:05.001 --> 42:06.401
‫مشکلی نیست

42:07.086 --> 42:08.486
‫قبلاً وسایلم رو جمع کردم

43:04.021 --> 43:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
