WEBVTT

00:47.452 --> 00:50.913
‫[لیزی]

05:20.256 --> 05:23.240
‫[سخت است زنی را به چنین جرمی متهم کرد...
‫هرچند بزرگترین مجرمان تاریخ زن بودند]
‫[دادستان منطقه - هوسا ام کاولتون]

05:23.732 --> 05:26.490
‫[چنین کاری اخلاقا و جسما برای یک زن غیرممکن است]
‫[ای جی لنینگ - وکیل مدافع]

05:30.237 --> 05:33.885
‫[اگه فکر کردید کوچیکتر از اونید که تغییری ایجاد کنید. تاحالا با پشه نخوابیدید]
‫[لیزی بوردن]

05:34.313 --> 05:36.523
‫نفس بکش.

05:36.567 --> 05:38.861
‫و نفس رو بده بیرون.

05:39.902 --> 05:42.071
‫نفس بکش.
‫[چهار ماه قبل]

05:42.154 --> 05:43.530
‫نفس رو بده بیرون.

05:54.416 --> 05:55.417
‫بشین.
‫[آوریل]

05:58.712 --> 06:00.672
‫چون به مسائل رمانتیک علاقه کمی داری

06:00.756 --> 06:03.425
‫و اصلا آداب معاشرت بلد نیستی،

06:03.450 --> 06:07.412
‫برات توضیح می‌دم که مراسم
‫خواستگاری امشب چطور پیش می‌ره.

06:07.554 --> 06:08.555
‫بله؟

06:09.437 --> 06:10.521
‫ممنونم، خانم بوردن.

06:11.183 --> 06:13.102
‫من مادرت هستم، مگه نه؟

06:13.602 --> 06:14.728
‫بله، مادر.

06:17.356 --> 06:19.775
‫وقتی خواستگارت از راه رسید،

06:19.858 --> 06:21.610
‫دم در به استقبالش می‌ری.

06:29.493 --> 06:30.869
‫اسمش هیثه.

06:30.960 --> 06:33.129
‫قبلا همدیگه رو دیدید.

06:35.723 --> 06:37.141
‫بهش خوش‌آمد می‌گی.

06:45.426 --> 06:46.635
‫اون تعظیم می‌کنه.

06:51.682 --> 06:52.850
‫تو هم ادای احترام می‌کنی.

07:00.441 --> 07:04.027
‫تحت نظارت یه بزرگ‌تر
‫ به سالن پذیرایی برده می‌شید،

07:05.028 --> 07:06.655
‫که اون بزرگ‌تر منم.

07:11.326 --> 07:12.703
‫بعدش من اتاق رو ترک می‌کنم

07:12.786 --> 07:16.957
‫تا بتونید خصوصی با هم صحبت کنید.

07:18.750 --> 07:22.087
‫بعد، اون یک یادگاری بهت می‌ده.

07:22.112 --> 07:25.073
‫این دستمال‌گردن مال مادربزرگ مادرم بوده.

07:26.341 --> 07:27.384
‫چقدر دلنشین.

07:28.098 --> 07:30.517
‫و بعد تو هم یه چیزی بهش تقدیم می‌کنی.

07:31.039 --> 07:33.249
‫این توریه که خودم بافتم.

07:34.391 --> 07:38.562
‫از شکوفه‌های مسیر
‫درخت‌های گیلاسم الهام گرفته شده.

07:39.865 --> 07:41.450
‫متوجه می‌شی که عطرش...

07:42.312 --> 07:43.567
‫بوی گل می‌ده.

07:43.650 --> 07:44.735
‫بده ببینمش.

07:46.612 --> 07:49.531
‫از شکوفه‌ها الهام گرفته شده،
‫از مدل درخت‌های گیلاس...

07:49.556 --> 07:50.932
‫آره، خوبه، برام مهم نیست.

07:53.202 --> 07:57.623
‫بعدش، ازش دعوت می‌کنی
‫که روی کاناپه‌ی من بشینه.

07:58.715 --> 07:59.925
‫همونی که می‌دونی.

08:04.129 --> 08:09.051
‫اون کاناپه سه نسله که در خانواده‌ی منه.

08:09.952 --> 08:13.998
‫با دست از چوب ماهون کنگو تراشیده شده

08:15.124 --> 08:17.752
‫و با ابریشم توت سفید صدفی روکش شده،

08:18.268 --> 08:22.356
‫و از دورترین نقاط چین زرد با گاری آورده شده.

08:24.380 --> 08:25.464
‫بله.

08:27.402 --> 08:29.488
‫این تنها چیزیه که با خودتون به این ازدواج آوردید.

08:30.531 --> 08:32.282
‫داری زبون‌درازی می‌کنی، لیزی؟

08:32.943 --> 08:33.944
‫نه.

08:34.743 --> 08:35.702
‫نه، من...

08:36.828 --> 08:41.166
‫واقعا. این دقیقا تنها چیزیه
‫که وقتی با پدر ازدواج کردی آوردی.

08:43.152 --> 08:46.823
‫ادامه می‌دیم. روی کاناپه‌ی من می‌شینید.

08:48.929 --> 08:51.468
‫مشغول یه گفتگوی مؤدبانه می‌شید.

08:51.552 --> 08:53.470
‫امروز، بیرون بین درخت‌های گیلاس،

08:53.495 --> 08:56.080
‫یه مرغ مگس‌خوار با گلوی یاقوتی دیدم.

08:56.113 --> 08:59.241
‫یه همچین چیزی،
‫ولی با نظراتت بهش فشار نیار، لیزی،

08:59.316 --> 09:01.735
‫چون نظراتت سطحی و زننده‌ست.

09:02.868 --> 09:05.315
‫بعد از اینکه اراجیفت رو تحمل کرد...

09:07.025 --> 09:07.859
‫لیزی.

09:07.943 --> 09:12.739
‫...اون انگشت‌های کوچولوی
‫ورم‌کرده و سوسیسی‌ت رو...

09:12.764 --> 09:16.768
‫که رنگ کار رو هم به خودشون ندیدن
‫ می‌گیره و ازت خواستگاری می‌کنه.

09:16.910 --> 09:17.911
‫با من ازدواج می‌کنی؟

09:17.995 --> 09:22.249
‫اونجاست که تو از حال می‌ری
‫و روی مبل می‌افتی.

09:29.047 --> 09:32.342
‫اونم با بوی یه دستمال معطر به هوشت میاره.

09:37.055 --> 09:39.516
‫و وقتی که کاملا
‫حالت جا اومد،

09:39.600 --> 09:41.018
‫بهش می‌گی...

09:41.101 --> 09:42.728
‫بله، عشق من.

09:43.465 --> 09:45.259
‫باهات ازدواج می‌کنم.

09:50.319 --> 09:52.779
‫فهمیدی، کودن؟

09:56.025 --> 09:57.276
‫بله، مادر.

10:48.960 --> 10:49.961
‫عصر به‌خیر.

10:52.714 --> 10:53.965
‫لیز؟

10:54.049 --> 10:55.801
‫- الیزابت؟
‫- لیزی.

10:56.301 --> 10:57.719
‫یا هر چی که خودتون دوست دارید.

11:06.395 --> 11:08.438
‫من... یه چیزی براتون دارم.

11:13.819 --> 11:17.280
‫این یه دستمال توریه که خودم دوختم.

11:18.287 --> 11:21.277
‫و یه دسته‌گل کوچک از گل مریم سفید.

11:24.079 --> 11:24.996
‫ممنونم.

11:30.627 --> 11:31.503
‫آیا...

11:32.254 --> 11:34.131
‫آیا شما هم یادگاری‌ای برای من داری؟

11:34.214 --> 11:35.215
‫نه، ندارم.

11:43.807 --> 11:45.267
‫اینم از سالن پذیرایی ما.

11:56.632 --> 11:58.951
‫و ببین،
‫این همون کاناپه‌ایه که باید روش بشینیم.

12:08.457 --> 12:13.670
‫امروز، توی مسیر درخت‌های گیلاسم،
‫یه مرغ مگس‌خوار با گلوی یاقوتی دیدم.

12:16.381 --> 12:18.717
‫- واقعا جالبه.
‫- این‌طور فکر می‌کنی؟

12:19.593 --> 12:20.886
‫من عاشق طبیعتم،

12:21.652 --> 12:23.487
‫مخصوصا الان که ماه آوریله.

12:24.143 --> 12:26.057
‫من واقعا عاشق فصل بهارم.

12:26.725 --> 12:28.769
‫همه‌چیز شکوفه می‌ده و...

12:32.731 --> 12:35.400
‫انگار که دنیا پر از احتمالات جدیده.

12:41.239 --> 12:42.491
‫یه لونه‌ی کبوتر هم دارم.

12:42.574 --> 12:44.534
‫می‌دونی اون چیه؟

12:44.559 --> 12:47.145
‫یه خونه‌ست برای کبوترها.

12:47.287 --> 12:49.998
‫بابام درستش کرده. اون نجاره.

12:50.081 --> 12:51.374
‫کبوترام رو دوست دارم.

12:52.235 --> 12:53.986
‫می‌دونی که، تا آخر عمر
‫با جفتشون می‌مونن.

13:02.990 --> 13:04.867
‫خب، چـ... چی شده؟

13:08.225 --> 13:10.143
‫حالت خوبه؟

13:12.608 --> 13:15.649
‫می‌دونم... می‌دونم امشب
‫چه انتظاری ازم دارن.

13:15.674 --> 13:17.968
‫خانواده‌م دارن بیچاره می‌شن.

13:18.109 --> 13:21.210
‫ولی نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫من... نمی‌تونم باهات ازدواج کنم.

13:21.537 --> 13:22.496
‫چرا نه؟

13:22.521 --> 13:26.150
‫چون صورتت مثل اسبه.
‫مردهای شهر، راست می‌گن.

13:26.175 --> 13:28.761
‫نگاه کردن به قیافه‌ی
‫معمولی و زشتت ناخوشاینده.

13:32.735 --> 13:34.737
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

13:37.838 --> 13:39.756
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!

13:51.893 --> 13:53.311
‫من یه جور...

13:54.159 --> 13:55.535
‫عادت ماهانه‌ی عجیب دارم.

14:40.025 --> 14:41.610
‫خواهرت... کجاست؟

14:43.820 --> 14:46.703
‫رفته شهر.
‫به رقص کتیلیون دعوت شده.

14:46.802 --> 14:48.929
‫این یکی رو
‫هیچ‌وقت دعوت نمی‌کنن.

14:49.020 --> 14:54.442
‫چقدر منتظر این نامزدی بودم
‫تا بالاخره از این خونه بری.

14:55.081 --> 14:57.125
‫تو همه‌ش توی رویاهاتی.

14:57.150 --> 15:00.061
‫تنها کاری که می‌کنی
‫اینه که پول پدرت رو به باد می‌دی.

15:00.086 --> 15:01.379
‫همین و بس.

15:01.404 --> 15:06.659
‫و مطمئن باش قضیه‌ی خونریزی‌ت
‫همین الانش کل شهر رو پر کرده.

15:08.637 --> 15:11.389
‫محض رضای خدا.

15:12.139 --> 15:14.017
‫من قاعدگی نامنظم دارم.

15:14.042 --> 15:16.587
‫نامنظم؟ یه فاجعه‌ی تمام‌عیارن.

15:16.612 --> 15:18.204
‫تو مایه‌ی سرافکندگی این خونه‌ای.

15:18.229 --> 15:20.607
‫می‌شه این جیغ و داد رو تموم کنی؟

15:20.690 --> 15:22.317
‫من از پا افتادم!

15:22.817 --> 15:27.030
‫تمام روز کار می‌کنم،
‫بعد که میام خونه با این صحنه روبرو می‌شم.

15:27.113 --> 15:29.908
‫چرنده! این شخصیت منه.

15:29.991 --> 15:33.787
‫من قوی‌ام. صاحب‌نظرم.
‫وقتی باهام ازدواج کردی اینو می‌دونستی.

15:34.955 --> 15:37.415
‫تو نمی‌دونی چه حسی داره

15:37.499 --> 15:41.836
‫که... توی یه خونه‌ی پر از زن گیر بیفتی.

15:43.459 --> 15:45.545
‫چه مشاهده‌ی دقیقی، عزیزم.

15:45.715 --> 15:47.045
‫من که قطعا نمی‌دونم.

15:52.722 --> 15:55.725
‫کاش حداقل بهم یه پسر می‌دادی.

15:56.434 --> 15:57.352
‫چی گفتی؟

16:13.076 --> 16:16.496
‫و این احمق ایرلندی کله‌خر
‫هم مثل تو بی‌عرضه‌ست، لیزی.

16:16.997 --> 16:19.040
‫نمی‌تونه لکه رو پاک کنه، مگه نه؟

16:19.853 --> 16:21.897
‫نه خانم، با اینکه خیلی سعی کردم.

16:21.933 --> 16:24.519
‫نه، خب، نمی‌تونم بگم مقصر اونه.

16:24.579 --> 16:25.997
‫مغزش در حد یه سگه،

16:26.042 --> 16:29.337
‫و ازش انتظار می‌ره
‫یه گالن از آخرین پس‌مانده‌های

16:29.362 --> 16:31.631
‫رحم در حال مرگ یه پیردختر رو جمع کنه.

16:34.264 --> 16:37.767
‫اون ابریشم توت از اعماق چین بود!

16:37.792 --> 16:40.878
‫حالا باید بدم با پارچه‌ی ململ
‫دوباره روکشش کنن!

16:42.545 --> 16:44.631
‫باز هم معذرت می‌خوام، خانم بوردن.

16:47.796 --> 16:49.131
‫تمام تلاشمو کردم، خانم.

16:55.744 --> 16:56.828
‫این چه سوپیه؟

16:58.038 --> 16:59.080
‫سوپ سیب‌زمینی و تره‌فرنگی، خانم.

16:59.164 --> 17:00.040
‫چی؟

17:00.263 --> 17:01.890
‫من سوپ کرفس خواسته بودم.

17:05.378 --> 17:06.713
‫برو بیرون!

17:07.922 --> 17:09.299
‫اخراجی!

17:29.611 --> 17:30.862
‫خیلی خوشمزه‌ست.

17:33.323 --> 17:35.575
‫این ششمین خدمتکار توی یه سال بود.

17:35.600 --> 17:37.686
‫بله آقای بوردن، خب که چی؟

17:38.142 --> 17:40.269
‫فردا با هفتمی مصاحبه می‌کنیم.

17:45.055 --> 17:46.724
‫یالا لیزی، غذاتو بخور.

18:06.773 --> 18:08.650
‫یه چیزی برات آوردم.

18:11.146 --> 18:12.981
‫امروز چه هوای گرم و دلپذیریه.

18:15.865 --> 18:17.075
‫این شربت گیلاسه.

18:22.087 --> 18:23.755
‫اون چیه روش شناوره؟

18:25.792 --> 18:27.544
‫گل گاوزبونن.

18:28.294 --> 18:29.379
‫خوراکی‌ان.

18:31.284 --> 18:34.126
‫خوندم که سرخ‌پوست‌ها برای دل‌پیچه و نفخ ازشون...

18:35.844 --> 18:36.803
‫ببخشید.

18:36.828 --> 18:39.664
‫این موضوعی نیست که آدم
‫با غریبه‌ها درباره‌ش حرف بزنه.

18:39.806 --> 18:41.641
‫نه، این... این عالیه.

18:43.434 --> 18:44.352
‫ممنونم.

18:47.730 --> 18:49.440
‫لیزی.

18:51.276 --> 18:52.819
‫هنوز لکه پس میدی؟

18:53.403 --> 18:55.488
‫مثل یه گوزن زخمی پشت سرت رد خون می‌ذاری.

18:58.199 --> 19:03.413
‫- لکه؟
‫- این خانم قاعدگی‌های شدیدی داره.

19:03.555 --> 19:06.141
‫در واقع، کلمه‌ی «شدید» حق مطلب رو ادا نمی‌کنه.

19:06.166 --> 19:10.587
‫«طوفانی» توصیف مناسب‌تریه.
‫واقعا یه موجود عجیبیه.

19:10.678 --> 19:12.054
‫وقتی عادت ماهانه‌ش می‌رسه،

19:12.130 --> 19:15.133
‫طبقه بالا روی یه تخت با تخته‌های چوبی
‫و ملافه‌های ململ نگهش می‌داریم

19:15.158 --> 19:18.108
‫تا راحت بتونه با اون
‫لخته‌های متعفنش همه‌جا رو کثیف کنه.

19:20.223 --> 19:22.599
‫توی آگهیم گفته بودم یه دختر ایرلندی می‌خوام.

19:22.682 --> 19:24.517
‫لهجه‌ت شبیه ایرلندی‌ها نیست.

19:24.601 --> 19:28.980
‫من متولد ایرلندم،
‫و نیمی از خونم ایرلندیه.

19:29.661 --> 19:32.537
‫پدرم آلمانیه،
‫و من کل اروپا رو گشتم.

19:32.567 --> 19:34.652
‫یادم نمیاد
‫سفارش زندگی‌نامه داده باشم.

19:34.736 --> 19:37.030
‫این کار، خدمتکاری خونه‌ست.

19:38.114 --> 19:42.160
‫تمام وظایف معمول مثل آشپزی و نظافت رو داری،

19:42.250 --> 19:46.213
‫و یه سری کارهای اضافی
‫که مربوط به منه.

19:47.974 --> 19:51.336
‫ما خانواده‌ی مرفهی هستیم،
‫که از دسترنج نجاری من به اینجا رسیدیم.

19:51.419 --> 19:54.130
‫من مبلمان می‌سازم
‫و تابوت‌های اعلا درست می‌کنم،

19:54.155 --> 19:58.367
‫و وقتی میام خونه...
‫خب، باید به قول معروف استراحت کنم.

20:07.644 --> 20:11.272
‫اون‌وقت تو باید پاهام رو
‫با جوراب و دمپایی‌های تمیز بپوشونی،

20:11.356 --> 20:13.274
‫و یه جرعه ویسکی بدی دستم.

20:14.266 --> 20:17.895
‫از خدمتکارهای این خونه انتظار می‌ره
‫که خونه رو برق بندازن،

20:17.964 --> 20:23.052
‫و برای اینکه مطمئن بشم این کار رو می‌کنن،
‫هر روز یه جفت دستکش سفید دستم می‌کنم

20:23.076 --> 20:26.120
‫و انگشتام رو روی
‫هر سطحی که دلم بخواد می‌کشم،

20:26.204 --> 20:30.083
‫و هر گرد و خاک یا کثیفی‌ای که پیدا کنم،

20:30.108 --> 20:32.986
‫دستکش رو توی یه لیوان
‫آب جوش خیس می‌کنم

20:33.011 --> 20:35.848
‫و جلوم اون چای به‌دست‌اومده رو می‌خوری.

20:36.047 --> 20:37.340
‫بخورش.

20:46.975 --> 20:48.434
‫کاملا متوجه شدی؟

20:49.269 --> 20:50.103
‫کاملا.

20:52.105 --> 20:55.692
‫روزی ۵۰ سنت بهت حقوق می‌دیم،
‫و روزهایی که ازت خواسته بشه

20:55.775 --> 20:59.153
‫دخترخونده‌ی کُندذهنم رو
‫ببری شهر، یک دلار می‌گیری.

20:59.178 --> 21:04.141
‫خب، همراهی کردنش در ملاءعام
‫به معنای واقعی کلمه  عذابه.

21:04.742 --> 21:06.411
‫واقعا تحقیرآمیزه.

21:06.843 --> 21:08.344
‫و اسم شما چیه؟

21:10.226 --> 21:11.666
‫- بریجت.
‫- مگی.

21:11.749 --> 21:12.667
‫نه، بریجت.

21:12.692 --> 21:15.320
‫نه، مگی.
‫اسم خدمتکار قبلی مگی بود،

21:15.345 --> 21:18.307
‫و... من خودم رو مجبور نمی‌کنم
‫که اسم جدید یاد بگیرم.

21:18.332 --> 21:20.709
‫مشکلی نیست. همه‌چیز خوبه.

21:22.510 --> 21:24.554
‫منم خواسته‌های خودم رو دارم.

21:25.135 --> 21:27.179
‫من دستورات رو خیلی خوب اجرا می‌کنم،

21:27.807 --> 21:30.310
‫اما وقتی بحث بهداشت شخصیم می‌رسه،

21:30.393 --> 21:33.730
‫باید اجازه داشته باشم
‫اون‌طوری که دلم می‌خواد به خودم برسم.

21:33.755 --> 21:36.675
‫منظورت موهاته.
‫شبیه موهای زن‌های هرزه‌ست.

21:36.714 --> 21:37.840
‫مثل کاه می‌مونه.

21:38.026 --> 21:40.069
‫خودم این رنگی‌شون کردم.

21:40.941 --> 21:42.598
‫توی پاریس یاد گرفتم.

21:43.314 --> 21:44.273
‫پاریس؟

21:45.450 --> 21:49.078
‫برام مهم نیست چه شکلی هستی.
‫من سعی می‌کنم اصلا به خدمتکارها نگاه نکنم.

21:49.103 --> 21:50.771
‫تو برای من نامرئی خواهی بود.

21:52.067 --> 21:53.416
‫پس استخدام شدم؟

21:53.499 --> 21:54.584
‫نه.

21:55.055 --> 21:56.890
‫هنوز باید دخترهای زیادی رو ببینیم.

21:58.764 --> 22:00.183
‫خانم.

22:00.897 --> 22:01.981
‫لکه.

22:02.569 --> 22:04.177
‫من وسایل تمیزکاری خودم رو آوردم.

22:04.260 --> 22:06.429
‫می‌تونم امتحان کنم و پاکش کنم؟

22:06.454 --> 22:08.748
‫بیشتر از یک ساعت طول نمی‌کشه.

23:36.394 --> 23:37.770
‫خانم بوردن؟

23:37.854 --> 23:39.939
‫عادت نکن که
‫توی خونه داد بزنی.

23:39.964 --> 23:41.716
‫وگرنه با ترکه می‌زنم توی صورتت.

23:46.237 --> 23:47.697
‫عجب.

23:47.780 --> 23:48.948
‫بله.

23:48.973 --> 23:52.268
‫هنوز یه ذره نمداره،
‫اما لکه پاک شده.

23:57.055 --> 23:59.057
‫«پاک شو، لکه‌ی لعنتی.»

24:03.254 --> 24:04.422
‫استخدامی.

24:18.769 --> 24:20.480
‫مرد خوبی بود.

24:21.355 --> 24:23.733
‫به همون اندازه‌ای که قدبلند بود، خوب بود.

24:25.638 --> 24:27.695
‫و الحق هم قدبلند بود.

24:32.241 --> 24:36.287
‫این ارزان‌ترین پیشنهاد ماست.

24:37.147 --> 24:38.940
‫یه جعبه ساده از چوب کاجه.

24:38.965 --> 24:41.342
‫اما جلوی نفوذ آب رو نمی‌گیره.

24:41.367 --> 24:45.120
‫شوهرتون خودش تا یکی دو هفته‌ی دیگه
‫تبدیل به مایع می‌شه.

24:45.181 --> 24:50.061
‫وقتی خداوند برای قضاوت زنده‌ها و مرده‌ها برگرده،
‫چیزی ازش باقی نمی‌مونه.

24:50.086 --> 24:52.136
‫نه! نباید این‌طوری بشه.

24:52.996 --> 24:54.790
‫پدر مرد درستکاری بود.

24:56.098 --> 25:01.979
‫پس... من این نوع تابوت رو پیشنهاد می‌دم.

25:02.675 --> 25:04.343
‫از چوب ماهونه.

25:05.316 --> 25:07.568
‫با آستری از ساتن صورتی،

25:07.652 --> 25:10.821
‫و از همه مهم‌تر، ضدآبه.

25:11.447 --> 25:14.283
‫این‌طوری وقتی حضرت عیسی دوباره برگردن،

25:14.308 --> 25:18.896
‫عزیز شما از داخل این تابوت
‫بلند می‌شه،

25:18.921 --> 25:21.272
‫در حالی که جسم و روحش سالمه.

25:23.209 --> 25:24.418
‫همون رو برمی‌داریم.

25:24.804 --> 25:26.639
‫به نظر زیاد بلند نمیاد.

25:26.664 --> 25:28.666
‫قد پدر ۲۰ وجب بود.

25:28.738 --> 25:29.613
‫نه، نه.

25:29.924 --> 25:33.177
‫نه، من و شاگردم، استیون...

25:33.202 --> 25:35.245
‫- سلام کن استیون.
‫- سلام.

25:35.270 --> 25:39.046
‫می‌تونیم تغییرات لازم رو انجام بدیم.

25:41.143 --> 25:43.020
‫بهتون اطمینان می‌دم که درش جا می‌شن.

26:02.797 --> 26:04.466
‫ممنون، دیگه عرضی نیست.

26:20.099 --> 26:21.392
‫آقای بوردن؟

26:24.395 --> 26:25.980
‫آقای بوردن؟

26:28.649 --> 26:29.984
‫بله.

26:32.194 --> 26:33.487
‫روز به‌خیر، مارگارت.

26:33.512 --> 26:34.846
‫بریجت هستم، آقا.

26:36.949 --> 26:38.117
‫مگی.

26:38.951 --> 26:43.539
‫از اونجایی که بگیم در
‫امور خانه‌داری متخصصی،

26:43.564 --> 26:46.900
‫با خودم فکر کردم شاید بتونم
‫چندتا وظیفه‌ی دیگه به لیستت اضافه کنم.

26:48.053 --> 26:50.347
‫برای همین امروز صدات کردم اینجا.

26:52.048 --> 26:53.174
‫بفرمایید.

27:03.517 --> 27:05.102
‫این تبرها رو می‌بینی؟

27:05.936 --> 27:06.937
‫همون‌طور که...

27:07.980 --> 27:11.067
‫همون‌طور که می‌دونی،
‫من یه صنعتگرم، نجارم.

27:11.092 --> 27:14.846
‫این‌ها فقط ابزار کارم نیستن،
‫بلکه به نوعی بچه‌های من هستن.

27:14.871 --> 27:16.748
‫در واقع،
‫بیشتر از بچه‌هام دوست‌شون دارم.

27:16.781 --> 27:21.661
‫اونا تنها عشق واقعی منن،
‫تنها لذت بیهوده‌ی من،

27:21.744 --> 27:23.376
‫و با این حال شاگردم،

27:23.678 --> 27:24.971
‫که آدم ساده‌لوحیه،

27:24.996 --> 27:28.541
‫نمی‌تونه اون چنان که من می‌خوام
‫ازشون نگهداری کنه.

27:29.183 --> 27:33.479
‫گفتم شاید بتونی رسیدگی به اونا رو
‫به لیست کارهای روزانه‌ت اضافه کنی.

27:33.504 --> 27:36.423
‫تیز و براق نگهشون دار.

27:36.676 --> 27:37.802
‫البته، آقا.

27:37.902 --> 27:40.179
‫تبرهای خوبی هستن.

27:41.472 --> 27:43.891
‫اسم این یکی «فریداست.»

27:47.144 --> 27:48.521
‫یه تبر وایکینگیه،

27:48.604 --> 27:53.359
‫که از کلکسیون شخصی
‫«چارلز ششم» سوئد کش رفته شده.

27:53.442 --> 27:54.819
‫نذاشتید حرفم تموم بشه، آقا.

27:56.737 --> 28:00.533
‫من از تبرهاتون مراقبت می‌کنم،
‫و خوب هم ازشون مراقبت می‌کنم.

28:00.616 --> 28:03.244
‫همون‌طور که می‌دونید،
‫من در اجرای دستورات مهارتم خوبه.

28:04.849 --> 28:06.768
‫اما باید بهم دستمزد بدید.

28:06.883 --> 28:08.385
‫هفته‌ای یک دلار.

28:11.085 --> 28:12.503
‫بسیار خب.

28:14.338 --> 28:16.132
‫می‌خوای دستت بگیریش؟

28:18.100 --> 28:19.018
‫اوم...

28:20.636 --> 28:21.512
‫این...

28:22.870 --> 28:23.787
‫خونه؟

28:23.814 --> 28:25.977
‫می‌تونی بوی... بوی آهن رو حس کنی.

28:26.792 --> 28:29.228
‫دستتون رو بریدید یا...؟

28:29.300 --> 28:31.105
‫چرا روی تبرتون خونه؟

28:31.130 --> 28:34.175
‫بیشتر زن‌ها با دیدنش غش می‌کنن.

28:34.200 --> 28:37.078
‫خب، من نه. آدم رو سر حال میاره.

28:37.155 --> 28:39.120
‫قدیما مردم درش حموم می‌کردن.

28:40.614 --> 28:41.490
‫عجب.

28:42.616 --> 28:43.743
‫چه ترسناک.

28:45.583 --> 28:46.793
‫دستور دیگه‌ای نبود آقا؟

28:48.196 --> 28:50.616
‫فردا صبح زود برمی‌گردم.

28:54.503 --> 28:55.546
‫تا اون موقع.

28:59.435 --> 29:00.394
‫شب‌به‌خیر.

29:18.944 --> 29:21.447
‫- گرد و خاکی هست، خانم بوردن؟
‫- هنوز کارم تموم نشده.

29:31.499 --> 29:35.002
‫گرد و خاکی هست،
‫یا می‌تونم برم سر کارم؟

29:37.588 --> 29:39.215
‫اونجا. اون چیه؟

29:41.050 --> 29:43.260
‫اون جای پای خودتونه، خانم بوردن.

29:43.344 --> 29:46.138
‫براتون تمیزش می‌کنم،
‫اما بابتش تنبیه نمی‌شم.

29:47.807 --> 29:51.143
‫مال وقتیه که چند دقیقه پیش
‫از اون در اومدید داخل،

29:51.242 --> 29:53.187
‫بعد از اینکه در باغ سر لیزی داد زدید.

30:23.467 --> 30:25.886
‫مثل فرشته‌ها!

30:25.970 --> 30:27.429
‫سلام.

30:28.973 --> 30:29.849
‫بیا اینجا.

30:41.485 --> 30:43.028
‫صدای اون پرنده‌ها رو خفه کن!

30:56.959 --> 30:59.211
‫اون کبوترهای کثیف لعنتی!

30:59.236 --> 31:00.779
‫چقدر ازشون متنفرم!

31:02.172 --> 31:04.592
‫از خروس هم بدترن، با اون بغ‌بغوی بی وقفه.

31:04.617 --> 31:07.245
‫الان تنها چیزی که می‌شنوم... بغ‌بغوئه.

31:10.264 --> 31:12.766
‫فکر کنم فصل جفت‌گیریه،
‫خانم بوردن.

31:13.893 --> 31:14.768
‫بهاره.

31:15.311 --> 31:17.521
‫صبر کنید. می‌گذره.

31:19.591 --> 31:20.967
‫قدیما،

31:21.605 --> 31:26.443
‫معتقد بودن کبوترها واسطه‌ی
‫بین انسان‌ها و خداها هستن.

31:27.405 --> 31:29.658
‫شاید این‌طوری بشه بهش نگاه کرد.

31:30.138 --> 31:32.223
‫ممکنه کمک کنه اعصابتون آروم بشه.

32:12.493 --> 32:14.620
‫بدنت هیچ مشکلی نداره،

32:14.703 --> 32:16.914
‫خون هم هیچ مشکلی نداره.

32:16.997 --> 32:18.207
‫خون یعنی آزادی.

32:18.232 --> 32:22.904
‫چون معنیش اینه که
‫نطفه‌ی هیچ مردی بسته نشده.

32:27.466 --> 32:28.676
‫چایت رو بخور.

32:29.765 --> 32:31.058
‫چای قاصدکه.

32:32.077 --> 32:34.705
‫خونت رو رقیق می‌کنه
‫و برای لخته‌ها کمک می‌کنه.

32:45.693 --> 32:47.611
‫ببین، من... من دکتر نیستم،

32:47.636 --> 32:50.055
‫اما زیاد سفر کردم و چیزهای زیادی دیدم.

32:50.906 --> 32:51.907
‫و...

32:52.759 --> 32:58.056
‫یکی از خانم‌هام، برای مشکلات مشابه
‫پیش یه متخصص رفت،

32:58.081 --> 33:02.502
‫و اون چیزی رو تجویز کرد
‫که بهش می‌گن «تشنج هیستریک».

33:03.415 --> 33:04.962
‫یا بهش می‌گن «مرگ کوچک».

33:04.987 --> 33:06.322
‫تا حالا دربارش شنیدی؟

33:08.298 --> 33:09.299
‫نه.

33:12.136 --> 33:13.887
‫این رو از آمستردام خریدم.

33:15.495 --> 33:18.957
‫بهش می‌گن لرزاننده‌ی وندی.

33:21.311 --> 33:24.898
‫می‌گیریش جلوی واژنت و این رو می‌چرخونی.

33:25.277 --> 33:27.529
‫مثل وقتی که تخم‌مرغ می‌زنی،
‫دسته‌ش رو می‌چرخونی.

33:29.778 --> 33:31.030
‫چه حسی داره؟

33:34.867 --> 33:35.826
‫دستت رو بده به من.

34:04.229 --> 34:05.105
‫اوه...

34:11.028 --> 34:11.987
‫خب...

34:13.947 --> 34:15.282
‫اوم...

34:16.496 --> 34:19.117
‫وقتی روی نقطه‌ی درست نگهش داری،

34:20.024 --> 34:22.818
‫باعث می‌شه بلرزی و به رعشه بیفتی،

34:22.847 --> 34:24.139
‫اما به حالت خوب.

34:24.917 --> 34:28.378
‫پس وقتی اون «مرگ کوچک» از راه می‌رسه،
‫این‌طوری صداش می‌کنن،

34:29.254 --> 34:31.048
‫کل بدنت رو فرا می‌گیره.

34:31.131 --> 34:33.801
‫و بعد از اون، اصلا...

34:34.386 --> 34:35.512
‫دوباره متولد می‌شی

34:36.261 --> 34:40.265
‫و خیس عرق می‌شی،
‫انگار که توی دشت‌ها دویده باشی،

34:40.349 --> 34:42.476
‫و واقعا حس خیلی خوبی داره.

34:43.352 --> 34:45.020
‫و من می‌خوام تو حسش کنی.

34:47.356 --> 34:48.232
‫بگیرش.

34:51.652 --> 34:52.528
‫بگیرش.

35:07.084 --> 35:08.877
‫باشه. هر وقت خودت خواستی.

35:17.553 --> 35:18.554
‫لیزی.

35:20.951 --> 35:23.537
‫همه‌ی کتاب‌هات... توسط مردا نوشته شدن.

35:23.668 --> 35:25.336
‫«زنان کوچک» که همون‌جاست.

35:25.361 --> 35:27.572
‫نه، به کتاب‌هایی نیاز داری که توی پاریس می‌خونن.

35:28.397 --> 35:29.690
‫یکی برات میارم.

35:37.948 --> 35:38.824
‫چی؟

35:49.209 --> 35:51.211
‫فقط می‌خوام بهت کمک کنم.

35:53.079 --> 35:55.498
‫این... خونه.

35:56.309 --> 35:58.770
‫این آدما... تو...

35:58.795 --> 36:00.630
‫برام مثل یه معما می‌مونید.

36:00.679 --> 36:03.390
‫تو هم برام مثل یه معمایی.
‫تا حالا کسی رو مثل تو ندیده بودم.

36:03.473 --> 36:05.266
‫-منظورت اینه که ساده‌م؟
‫-نه.

36:06.426 --> 36:08.640
‫تو هر چیزی هستی جز ساده، لیزی.

36:10.022 --> 36:12.649
‫نمی‌دونم چرا
‫اونطوری تحقیرت می‌کنه.

36:12.733 --> 36:15.360
‫اون بی‌رحم‌ترین زنیه که تا حالا دیدم.

36:15.444 --> 36:17.237
‫از اولش اینطوری نبوده.

36:19.698 --> 36:20.866
‫هیچ‌کس اینطوری نیست.

36:29.820 --> 36:32.906
‫حتی دو سالم هم نبود
‫که مادر واقعیم مُرد.

36:36.048 --> 36:37.716
‫اصلا یادم نمیادش.

36:43.805 --> 36:46.225
‫مامان...

36:53.315 --> 36:56.526
‫پدرم خیلی جوون بود،
‫اون... به یه زن نیاز داشت

36:57.143 --> 36:59.154
‫تا از من و خواهرم مراقبت کنه.

36:59.821 --> 37:05.369
‫شنیده بود زنی هست
‫که خانواده‌ش بدبخت شده بودن.

37:05.394 --> 37:09.064
‫هر سه تا برادرش رو
‫توی جنگ از دست داده بود.

37:09.206 --> 37:13.293
‫و از شدت غصه،
‫مادرش خودش رو کشته بود.

37:19.675 --> 37:23.262
‫دخترش رو تنها و با کلی بدهی رها کرد.

37:28.698 --> 37:30.242
‫اسمش «ابی دورفی گری» بود.

37:52.082 --> 37:55.335
‫پدرم و اون فقط مدت کوتاهی
‫قبل از ازدواج با هم بودن.

37:57.671 --> 37:59.923
‫فقط چند هفته از دفن مادرم گذشته بود.

38:00.370 --> 38:03.040
‫اما پدرم خیلی خوشحال بود.

38:04.511 --> 38:06.763
‫یه عروس زیبا داشت.

38:06.847 --> 38:07.848
‫دوباره احساس زنده بودن می‌کرد.

38:07.931 --> 38:10.058
‫و می‌تونست دوباره برگرده سر کار.

38:12.102 --> 38:14.146
‫اما من بچه‌ی لجبازی بودم.

38:14.229 --> 38:17.774
‫و خانم بوردن از پسش برنمی‌اومد.

38:23.322 --> 38:25.699
‫ساکت باش! ساکت باش!

38:27.075 --> 38:29.077
‫منو توی یه اتاق زندانی می‌کرد.

38:35.792 --> 38:38.378
‫فهمید که هیچ‌وقت
‫نمی‌تونه خودش بچه‌دار بشه.

38:39.421 --> 38:41.840
‫برای همین شروع کرد به نوشیدن.

38:42.424 --> 38:44.384
‫دچار افسردگی ناشی از الکل شد.

38:49.014 --> 38:51.183
‫هر چیزی که دم دستش بود رو می‌خورد.

38:52.781 --> 38:54.227
‫فرمالدهید.

38:54.311 --> 38:55.437
‫آمونیاک.

38:57.060 --> 38:58.270
‫تینر رنگ.

39:02.027 --> 39:03.612
‫یاد گرفتم که ساکت باشم.

39:04.703 --> 39:09.583
‫دوست دارم با پرنده‌ها
‫و حیوانات و طبیعت تنها باشم.

39:12.913 --> 39:14.915
‫همه فکر می‌کنن من احمقم.

39:16.458 --> 39:17.542
‫اما نیستم.

39:20.921 --> 39:22.214
‫تو احمق نیستی.

39:32.349 --> 39:33.600
‫دختر خوب.

40:33.452 --> 40:34.578
‫بیا تو.

40:42.127 --> 40:43.211
‫داری چیکار می‌کنی؟

40:44.796 --> 40:45.797
‫اوم...

40:46.339 --> 40:49.301
‫دارم به یقه‌م پودر آرسنیک می‌زنم.

40:51.970 --> 40:53.889
‫اومدم برای کتاب تشکر کنم.

40:54.848 --> 40:57.434
‫خواهش می‌کنم. خوندیش؟

40:58.014 --> 40:59.682
‫نه، همه‌ش فرانسویه.

41:05.150 --> 41:08.528
‫اسمش... الیزابتا بود.

41:08.612 --> 41:10.155
‫کنتس خون.

41:11.446 --> 41:12.741
‫کنتس خون‌خوار.

41:18.038 --> 41:19.456
‫۳۰۰ سال پیش،

41:19.539 --> 41:22.501
‫اون توی دورترین نقطه‌ی
‫پادشاهی مجارستان زندگی می‌کرد،

41:22.584 --> 41:24.669
‫انتهای کوه‌های کارپات،

41:24.753 --> 41:26.046
‫توی ترانسیلوانیا.

41:29.716 --> 41:32.135
‫ثروتمندترین زن پادشاهیش بود.

41:33.975 --> 41:35.347
‫و حوصله‌ش سر رفته بود.

41:39.851 --> 41:43.104
‫زیباییش
‫زبانزد خاص و عام بود.

41:43.188 --> 41:46.858
‫اما ترس از دست دادن اون زیبایی
‫دیوونه‌ش کرد.

41:48.568 --> 41:51.530
‫برای همین خدمتکاراش رو صدا می‌زد و می‌گفت...

41:54.991 --> 41:56.326
‫«شیر کجاست؟»

42:24.453 --> 42:25.274
‫بازم شیر بریز

42:37.829 --> 42:39.227
‫عالیه.

42:40.620 --> 42:42.289
‫توی شیر حموم می‌کرد؟

42:42.372 --> 42:43.456
‫آره.

42:44.291 --> 42:45.834
‫شیر اسید داره.

42:46.751 --> 42:48.545
‫پوست رو صاف و شفاف می‌کنه.

42:51.532 --> 42:53.576
‫منم اینو توی گیلاس‌هام متوجه شدم.

42:53.800 --> 42:55.093
‫ببخشید؟

42:56.761 --> 43:00.807
‫موقع برداشت،
‫وقتی آب گیلاس روی پوستت می‌مونه...

43:05.353 --> 43:06.646
‫کل زمستون می‌درخشه.

43:08.523 --> 43:12.527
‫حتما توی گیلاس‌ها هم اسید هست،
‫درست مثل شیر الیزابتا.

43:16.323 --> 43:19.284
‫اما الیزابتا
‫با شیر راضی نمی‌شد.

43:19.367 --> 43:20.410
‫براش کافی نبود.

43:20.435 --> 43:21.737
‫کنتس؟

43:22.591 --> 43:24.599
‫خدمتکارم رو صدا کن.

43:31.478 --> 43:35.315
‫مردم شهر به خدمتکاراش
‫می‌گفتن «فیوری‌ها».

44:00.909 --> 44:04.329
‫برای همین، اونا
‫سپیده‌دم به شهر هجوم می‌بردن

44:04.412 --> 44:07.248
‫تا زیباترین دخترایی که
‫می‌تونستن رو پیدا کنن.

44:28.728 --> 44:30.355
‫همه‌شون باید باکره می‌بودن.

44:31.523 --> 44:35.944
‫به خانواده‌هاشون می‌گفتن که کنتس
‫دخترا رو به شامی مجلل دعوت کرده...

44:37.846 --> 44:41.267
‫چیزهایی که
‫دیگه هیچ‌وقت به چشم نمی‌دیدن.

45:06.391 --> 45:11.020
‫گوشت گراز، آهو، دل و جگر،
‫شراب قرمز تیره کارپات،

45:11.045 --> 45:14.048
‫همه‌ش برای اینکه خونشون پر از آهن بشه.

45:23.616 --> 45:27.120
‫به این دخترای روستایی قول
‫زمین و مقام می‌داد.

45:27.662 --> 45:29.873
‫دعوتشون می‌کرد که شب رو بمونن

45:29.898 --> 45:32.526
‫در لباس‌های ابریشمی سفید سمرقندی.

45:52.687 --> 45:56.232
‫و بعد می‌بردشون طبقه پایین
‫به یه اتاق خاص.

45:56.259 --> 45:57.814
‫اینجا چه خبره؟

45:57.854 --> 45:59.480
‫یه اتاق که کفش راه آب داشت.

46:00.987 --> 46:03.072
‫و بعد فیوری‌ها رو صدا می‌زد.

46:59.170 --> 47:03.007
‫هشت تا دختر باکره لازم بود
‫تا یک وان پر از خون بشه.

47:20.483 --> 47:27.198
‫وقتی کنتس باتوری از وان بیرون می‌اومد،
‫پوستش مثل بچه، سفید و شفاف شده بود.

47:28.283 --> 47:30.326
‫کاملا جوون شده بود.

47:31.077 --> 47:33.830
‫چون... خون یعنی زندگی.

47:40.044 --> 47:41.963
‫این داستان قدیما دیوونم می‌کرد.

47:43.089 --> 47:45.049
‫نمی‌تونستم از فکرش بیام بیرون.

47:46.593 --> 47:48.428
‫داستان واقعی که نیست، هست؟

47:50.346 --> 47:53.349
‫به همون اندازه‌ واقعیه
‫که من و تو توی این اتاق نشستیم.

48:00.023 --> 48:01.524
‫توی این نور، فضا خیلی وهم‌آوره.

48:02.775 --> 48:03.818
‫ترسیدی؟

48:06.195 --> 48:07.405
‫نه.

48:09.532 --> 48:11.367
‫ولی یه چیزایی حالیش بود.

48:12.577 --> 48:13.828
‫خون یعنی قدرت.

48:43.553 --> 48:44.721
‫آقای بوردن؟

48:46.662 --> 48:48.080
‫آقای بوردن؟

48:51.866 --> 48:52.951
‫آقای بوردن؟

48:56.454 --> 48:57.455
‫مگی.

48:58.289 --> 49:01.084
‫با این تبرها
‫کارت حرف نداشت.

49:01.167 --> 49:03.461
‫امیدوارم خیلی به زحمت نیفتاده باشی.

49:03.544 --> 49:05.463
‫اصلا زحمتی نبود، آقای بوردن.

49:06.503 --> 49:08.296
‫البته با توجه به دستمزدی که می‌گیرم.

49:16.391 --> 49:21.270
‫مگی، هزینه‌ی اتاق و غذات که داده شده.

49:22.825 --> 49:25.559
‫با این همه پول می‌خوای چیکار کنی؟

49:28.695 --> 49:31.614
‫خب، پس‌اندازش می‌کنم، آقای بوردن.

49:32.198 --> 49:34.575
‫چون یه روزی،
‫منم یه خونه مثل مال شما خواهم داشت،

49:34.659 --> 49:36.119
‫و مثل شما زمین‌دار می‌شم.

49:36.869 --> 49:39.706
‫واسه دختری مثل من، خواستن
‫این چیزا احمقانه نیست، مگه نه؟

49:41.340 --> 49:42.967
‫اصلا هم احمقانه نیست.

49:45.378 --> 49:50.341
‫راستش، پول واسه من
‫خیلی ارزش داره، آقای بوردن.

49:50.425 --> 49:52.135
‫خجالت هم نمی‌کشم که بگم.

49:52.218 --> 49:56.806
‫فکر کنم تو این دنیا کاری نباشه
‫که در ازای یه قیمت خوب انجامش ندم.

50:00.518 --> 50:01.519
‫مثلا چی؟

50:13.156 --> 50:14.449
‫قبوله.

50:22.206 --> 50:23.291
‫خب، سلام.

50:23.374 --> 50:24.375
‫سلام.

50:26.044 --> 50:27.503
‫یه چیزی دارم که باید بهت نشون بدم.

50:28.921 --> 50:31.007
‫نمی‌تونم از فکرش بیام بیرون.

50:32.258 --> 50:33.342
‫کی؟

50:34.510 --> 50:35.344
‫کنتس.

50:58.701 --> 50:59.827
‫لیزی.

51:01.496 --> 51:02.622
‫حمام خون.

51:07.543 --> 51:08.711
‫آره.

51:25.228 --> 51:27.146
‫چهار تا سبد بزرگ گیلاسه.

51:32.527 --> 51:34.821
‫عقلت رو از دست دادی.

52:27.081 --> 52:29.041
‫کاشکی اینا خون بود.

52:29.161 --> 52:32.833
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

52:33.166 --> 52:37.393
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
