WEBVTT

00:18.400 --> 00:22.445
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:24.400 --> 00:27.445
‫- می‌دونیم. برای سانس ساعت 10:55 نیومدیم.
‫- باشه.

00:27.528 --> 00:30.615
‫- برای سانس ساعت 9:50 اومدیم!
‫- کسی هست که کارمون رو سریع‌تر راه بندازه؟

00:30.698 --> 00:33.117
‫- آقا، بهتون گفتم تعطیله.
‫- آره، آره، آره.

00:33.201 --> 00:36.120
‫گفتی بابا.
‫ولی بازم شراب سفید ‌سفارش دادم.

00:50.259 --> 00:52.011
‫یا خدا. کسی اینجا نیست.

01:54.574 --> 01:58.119
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.
‫اومدم خونه و پیداشون کردم.

02:00.163 --> 02:02.123
‫مامان و بابام.

02:10.423 --> 02:13.676
‫بشینید رو زمین!
‫کس دیگه‌ای تو خونه هست؟

02:13.759 --> 02:15.720
‫ما تلفن کردیم.

02:16.220 --> 02:18.100
‫- کس دیگه‌ای تو خونه هست؟
‫- نه. ما تماس گرفتیم.

02:18.139 --> 02:20.057
‫باشه. بریم. زود باشید.

02:21.184 --> 02:23.144
‫پلیس! دارم میایم داخل! پلیس!

02:23.227 --> 02:25.271
‫منو ببین. کاراگاه زولر هستم.

02:25.354 --> 02:27.607
‫ایشون هم کاراگاه لینهان. باشه؟

02:28.107 --> 02:29.775
‫- کسی رو ندیدی؟
‫- نه.

02:29.859 --> 02:32.403
‫رفتم تو خونه
‫و همه جا رو دود گرفته بود.

02:32.486 --> 02:35.507
‫- صحنۀ جرم امن شد! دو جسد پیدا کردیم.
‫- نمی‌دونی ممکنه کار کی باشه؟

02:35.531 --> 02:38.326
‫بابام یه تاجر خیلی خیلی بانفوذ بود.

02:38.409 --> 02:40.912
‫تو این سال‌ها مجبور بوده
‫با آدمای مشکوک طرف بشه.

02:40.995 --> 02:42.371
‫کار مافیا بوده!

02:42.455 --> 02:43.455
‫آره!

02:44.332 --> 02:45.249
‫آره، شاید...

02:45.333 --> 02:46.167
‫آنجل.

02:46.250 --> 02:49.128
‫سرکار آنجل شما رو می‌بره کلانتری
‫تا اظهاراتتون رو ثبت کنه.

02:49.212 --> 02:50.212
‫باشه؟

02:51.380 --> 02:52.380
‫آنجل، زود باش.

03:00.932 --> 03:03.392
‫چه خبره؟ چی شده؟ چی شده؟

03:03.476 --> 03:05.519
‫- یکی والدینمون رو کشته!
‫- چی؟

03:07.146 --> 03:08.356
‫وای خدای من.

03:22.912 --> 03:24.192
‫می‌خوای تو اول شروع کنی؟

03:24.247 --> 03:26.916
‫- چون من اول...
‫- نه. تو اول تعریف کن.

03:39.512 --> 03:42.348
‫- صدای تیراندازی رو تلویزیون ضبط شده؟
‫- آره.

03:43.891 --> 03:45.101
‫میشه خاموشش کنیم؟

04:07.123 --> 04:09.333
‫اولین چیزی که توجه‌م رو جلب کرد

04:10.543 --> 04:12.628
‫دودی بود که همه جا رو گرفته بود...

04:15.339 --> 04:18.926
‫و شروع کردم به فریاد زدن.

04:20.594 --> 04:21.595
‫اونا انگار...

04:23.848 --> 04:27.059
‫انگار واقعی نبودن.

04:30.271 --> 04:35.276
‫و دویدم طبقۀ بالا و به مربی تنیسم زنگ زدم.
‫دلیلش رو نمی‌دونم.

04:35.943 --> 04:37.778
‫ولی لایل به پلیس زنگ زد.

04:38.487 --> 04:39.822
‫دمای کبد چنده؟

04:39.905 --> 04:41.032
‫32 درجه.

04:41.991 --> 04:45.786
‫- پس زمان مرگ حوالی ساعت 9:30 بوده؟
‫- 10.

04:47.788 --> 04:49.415
‫تماس 911 چه ساعتی گرفته شده؟

04:51.000 --> 04:52.209
‫11:47.

04:52.835 --> 04:54.128
‫حدود دو ساعت بعدش.

05:16.484 --> 05:21.030
‫بابام تو کارش دوستان زیادی نداشت.

05:23.532 --> 05:27.203
‫همیشه می‌گفت مافیا قصد جونش رو داره.

05:28.371 --> 05:29.914
‫تمام پوکه‌ها رو برداشتن.

05:31.165 --> 05:34.335
‫امکان نداره بفهمیم ترتیب شلیک‌ها چطور بوده.

05:34.919 --> 05:37.713
‫اگه کار مافیا بود تر و تمیزتر بود، نه؟

05:37.797 --> 05:38.839
‫آخه با شاتگان؟

05:40.883 --> 05:42.510
‫اگه کار اونا بود به زنه کاری نداشتن.

05:49.934 --> 05:52.436
‫وایسا، واقعاً مُردن؟

05:54.188 --> 05:55.689
‫وای خدا، مُردن؟

06:25.177 --> 06:29.640
‫تا وقتی مشخص نشه
‫از خونه چیزی به سرقت رفته،

06:29.723 --> 06:32.768
‫پس به‌خاطر پدرم

06:32.852 --> 06:34.645
‫همچین اتفاقی افتاده.

06:36.439 --> 06:37.940
‫منظورت چیه؟

06:38.441 --> 06:43.070
‫برای آر‌سی‌ای رکوردز کار می‌کرد،
‫و مرد خیلی مهمی بود.

06:44.155 --> 06:45.948
‫پدر خیلی خوبی بود،

06:47.241 --> 06:50.244
‫ولی برای شرکت‌های کوچیک‌تر کار می‌کرد،

06:51.078 --> 06:53.080
‫و با گروه‌های خیلی بدنامی...

06:54.999 --> 06:56.834
‫در ارتباط بود.

07:01.464 --> 07:03.340
‫پدرم خیلی سخت‌گیر بود،

07:04.216 --> 07:07.761
‫و همیشه از آدم انتظار زیادی داشت.
‫تلاش بیشتر و بیشتر و بیشتر.

07:09.930 --> 07:12.391
‫مردی بود که نتیجۀ کار براش مهم بود.

07:24.069 --> 07:26.447
‫سرکار آنجل شما رو می‌رسونه خونه.

07:44.256 --> 07:46.592
‫یکی‌شون گفت وقتی اومده تو خونه

07:46.675 --> 07:50.054
‫پر از دود بوده،
‫اونم دو ساعت بعد از تیراندازی.

07:51.430 --> 07:53.098
‫با شیشه‌های شکسته؟

08:28.842 --> 08:30.052
‫من دخل مامان رو میارم.

08:47.903 --> 08:51.865
‫- ببخشید. نمی‌تونی بازش کنی.
‫- راکت تنیسم رو می‌خوام.

08:51.949 --> 08:55.661
‫- هی! لطفاً از ماشین فاصله بگیرید.
‫- کلاس تنیس داره.

08:55.744 --> 08:58.330
‫پسرها بیایید تو خونه.

08:58.414 --> 09:00.249
‫ببینید چیزی دزدیده نشده.

09:04.420 --> 09:05.420
‫باشه.

09:10.301 --> 09:12.344
‫تمام طلاهای مامانم سر جاشه.

09:43.167 --> 09:45.794
‫الان میام.
‫باید برم دستشویی.

10:01.310 --> 10:04.438
‫میگم کاراگاه گفت عیب نداره
‫ساک تنیسم رو بردارم.

10:30.214 --> 10:31.215
‫ممنون، سرکار.

10:48.649 --> 10:53.320
‫برای برگزاری مراسم یادبود روز جمعه
‫تئاتر دی‌جی‌ای رو رزرو کردیم

10:53.404 --> 10:57.950
‫که نشون بدیم پدرتون در شرکت «سرگرمی لایو»
‫چه آدم مهمی بوده.

10:58.033 --> 11:00.285
‫اگه اشکال نداره من و اریک
‫چند کلام حرف بزنیم.

11:00.369 --> 11:02.746
‫و ایده‌های خوبی دارم
‫که چطور تاثیرگذارتر باشه،

11:02.830 --> 11:04.289
‫با پخش موسیقی و غیره.

11:04.373 --> 11:05.373
‫البته.

11:05.416 --> 11:09.628
‫بچه‌ها، احتمالاً بایستی در خصوص پول حرف بزنیم.

11:09.712 --> 11:12.089
‫می‌دونم از بیمۀ عمر برخوردار می‌شید،

11:12.172 --> 11:16.635
‫و من از جزئیات وصیت‌نامۀ خوزه بی اطلاعم،

11:17.428 --> 11:21.181
‫تصور می‌کنم ارث زیادی بهتون می‌رسه.

11:21.265 --> 11:26.437
‫هر چیزی که تو زندگی‌ ممکن بود بخواید
‫براتون فراهم کردیم.

11:26.520 --> 11:27.938
‫به معنای واقعیِ کلمه همه چی.

11:28.021 --> 11:28.856
‫بیا.

11:28.939 --> 11:33.068
‫اونوقت می‌رید از خونۀ مردم دزدی می‌کنید.

11:33.152 --> 11:34.152
‫بابا، می‌تونم توضیح بدم...

11:34.194 --> 11:39.199
‫یه سری خط قرمز هست که نباید ازش رد بشید،
‫و اگه بشید عواقبی داره.

11:39.283 --> 11:40.576
‫باید از خونه برید.

11:40.659 --> 11:42.286
‫می‌دونید مشکل چیه؟

11:42.786 --> 11:45.456
‫مشکل اینجاست که همه چی
‫در اختیارتون می‌ذاریم ولی دیگه...

11:46.957 --> 11:48.375
‫دیگه تموم شد.

11:50.753 --> 11:53.547
‫چون هر دوتون رو... گوشتون با منه؟

11:53.630 --> 11:56.884
‫از ارث محروم کردم، نه؟

11:56.967 --> 11:59.094
‫و انجام شده.
‫پس موفق باشید، بچه‌ها.

11:59.636 --> 12:00.679
‫خودتون هستید و خودتون.

12:06.477 --> 12:09.855
‫عزاداریم. وقت نداشتیم به این چیزا فکر کنیم.

12:09.938 --> 12:12.649
‫خب، حرفم اینه که ممکنه خیلی طول بکشه.

12:12.733 --> 12:16.487
‫می‌دونم کارت اعتباری دارید،
‫نگرانی فعلی‌ تامین امنیت شماست.

12:16.570 --> 12:18.071
‫و این ممکنه گرون در بیاد.

12:18.989 --> 12:21.366
‫بفرمایید، آقایون این طرف.

12:22.576 --> 12:25.370
‫اگه کار مافیا باشه،
‫ممکنه سراغ شما بیان.

12:25.454 --> 12:29.750
‫پس شرکت لایو محافظت
‫24 ساعته براتون فراهم می‌کنه.

12:29.833 --> 12:31.084
‫برامون محافظ می‌ذارید؟

12:31.168 --> 12:34.046
‫آره، با توجه به شرایط فعلی مناسبه.

12:34.129 --> 12:37.841
‫- و برای رفت و آمد؟
‫- خب لیموزن در اختیارتونه.

12:38.342 --> 12:39.927
‫باشه، ولی برای هر دومون.

12:41.470 --> 12:45.182
‫- یه لیموزین دیگه می‌خواید؟
‫- آره، عالی میشه.

12:45.265 --> 12:47.768
‫یارو محافظ می‌تونه کارامون رو انجام بده،

12:47.851 --> 12:49.937
‫اگه لازم داشتیم بره پینک ‌دات یا...

12:50.020 --> 12:52.397
‫نه، اون وظیفۀ دستیاره.

12:52.481 --> 12:54.399
‫آره، دو دستیار هم خوبه.

12:56.902 --> 13:00.197
‫و کنجکاوم بدونم.

13:01.532 --> 13:04.910
‫پلیس با شما تماس گرفته یا سرنخ جدیدی...

13:04.993 --> 13:07.913
‫آره. نمی‌دونید ممکنه کار کی بوده؟

13:09.748 --> 13:12.626
‫خب، به نظر میاد سرنخ دارن.

13:15.087 --> 13:19.800
‫شب قتل یه هاچبک سفید دم خونه‌تون بوده،

13:19.883 --> 13:24.972
‫که با ماشینی که تو خونۀ
‫یه تهیه‌کننده پورن پیدا کردن مطابقت داره.

13:25.055 --> 13:27.516
‫نُه بار بهش شلیک شده.

13:32.813 --> 13:37.276
‫- عجب. پس پرونده بسته شد، درسته؟
‫- فکر نمی‌کنم اتفاقی باشه.

13:37.359 --> 13:40.988
‫پیتر، اگه مسئله اینه،
‫دیگه نمی‌تونیم تو خونه بمونیم. امن نیست.

13:41.071 --> 13:44.575
‫- من و اریک باید یه جای امن بمونیم.
‫- البته. ما...

13:44.658 --> 13:45.909
‫هتل بل‌ایر.

14:01.550 --> 14:04.344
‫سلام. می‌خواستم سرویس اتاق سفارش بدم.

14:04.845 --> 14:08.098
‫آره، پنیر گریل می‌خوام و...

14:10.183 --> 14:12.394
‫آره، نه. آب لوله‌کشی خوبه.

14:12.477 --> 14:13.812
‫چیزی می‌خوای؟

14:16.231 --> 14:17.983
‫بدش من.

14:18.066 --> 14:19.109
‫یه لحظه گوشی.

14:19.192 --> 14:21.486
‫الان پنیر گریل و آب لوله‌کشی سفارش دادی؟

14:22.070 --> 14:23.071
‫آره.

14:23.655 --> 14:28.118
‫چند تا شاه میگو دارید؟
‫تعداد واقعیش رو می‌خوام بدونم.

14:30.078 --> 14:32.831
‫چند تا خوراک میگو میشه باهاش درست کرد؟

14:33.332 --> 14:36.793
‫باشه. عالیه. 24 تا خوراک میگو می‌خوام،
‫بدون دم،

14:36.877 --> 14:40.213
‫و یه جعبه، بطری نه، یه جعبه شراب پریر.

14:40.297 --> 14:41.506
‫پریر دارید؟

14:42.382 --> 14:43.759
‫ایولا، دارید! باشه، عالیه!

14:43.842 --> 14:46.303
‫عجله کنید،
‫هزینه‌ش به کرایه اتاق اضافه کنید. ممنون.

14:46.887 --> 14:50.390
‫لایل، یه کم صرفه‌جویی بد نیست.

14:50.474 --> 14:52.243
‫- وصیت‌نامه چی؟
‫- تو حالیت نیست!

14:52.267 --> 14:55.646
‫حالیت نیست، اریک.
‫موفق شدیم. ترکوندیم بابا.

14:55.729 --> 14:58.023
‫باشه؟

14:58.523 --> 14:59.900
‫زندگی‌ سابقمون یه چیز بود،

15:00.651 --> 15:03.070
‫و تصمیم گرفتیم دیگه تحمل نکنیم.

15:03.153 --> 15:05.632
‫درسته؟ می‌خواستیم از زندگی لذت ببریم،
‫پس کاری رو کردیم که واجب بود.

15:05.656 --> 15:09.201
‫یه تصمیم کوفتی گرفتیم،
‫و الان به خواسته‌مون رسیدیم! اون مدل زندگی رو داریم.

15:09.284 --> 15:13.163
‫آره. دیگه عمراً به عقب نگاه کنیم.

15:13.246 --> 15:15.958
‫پس از الان شروع میشه،

15:17.584 --> 15:19.086
‫خواسته‌‌های زیادی از زندگی داریم.

15:19.169 --> 15:20.337
‫و این یعنی ولخرجی.

15:20.420 --> 15:24.883
‫و یعنی دیگه مجبور نیستی
‫آب لوله‌کشی تخمی بخوری، اریک!

15:26.051 --> 15:28.053
‫ما تو وصیت‌نامه هستیم؟
‫احتمالاً نه.

15:28.136 --> 15:30.097
‫پس وصیت‌نامه رو پیدا می‌کنیم
‫و از بین می‌بریم،

15:30.180 --> 15:32.891
‫ولی تا اون موقع،
‫کیف دنیا رو می‌کنیم.

15:34.184 --> 15:35.184
‫باشه؟

15:35.644 --> 15:37.980
‫و دیگه هیچ وقت به گذشته نگاه نمی‌کنیم.

15:38.772 --> 15:39.773
‫هیچ وقت.

16:14.641 --> 16:15.642
‫این یکی.

16:16.601 --> 16:19.062
‫این یکی و این یکی.

16:22.065 --> 16:23.400
‫منم این سه تا رو می‌خوام.

16:32.451 --> 16:34.536
‫ده تا از این، ده تا از اون،
‫و ده تا از این می‌خوام.

16:36.413 --> 16:37.247
‫بیشتر.

16:39.708 --> 16:40.708
‫بازم.

16:44.588 --> 16:46.590
‫آره، مادر جنده! ایول!

16:46.673 --> 16:48.759
‫تمام رنگ‌های این شلوار رو بگیر، داداش.

16:48.842 --> 16:50.218
‫این کوفتی رو می‌بینی؟

16:50.302 --> 16:51.344
‫هی!

16:51.928 --> 16:54.931
‫- مارک هفرمن هستم. از آشناییت خوشوقتم.
‫- آره. منم.

16:57.434 --> 16:58.435
‫خودشه!

17:09.446 --> 17:10.446
‫زود باش! زود باش!

17:11.198 --> 17:12.198
‫ایول!

17:34.554 --> 17:37.516
‫خب به کجای پرونده منندز رسیدیم؟

17:37.599 --> 17:39.684
‫چند تا مصاحبه دیگه باید انجام بدیم.

17:39.768 --> 17:41.770
‫از اعضای خانواده، دوستان خانواده.

17:41.853 --> 17:44.022
‫همکاران تجاری خوزه منندز...

17:44.106 --> 17:46.858
‫و چند تا سرنخ جدید رو دنبال می‌کنیم.

17:46.942 --> 17:49.444
‫به دستگیری قاتلان نزدیک شدیم؟

17:49.528 --> 17:52.072
‫نه. در حال حاضر نه، رئیس.

17:53.031 --> 17:54.908
‫خب این باید عوض بشه.

17:55.659 --> 17:57.911
‫متوجه هستید تو این شهر چه خبره؟

17:57.994 --> 18:01.164
‫یه زوج خوب تو خونۀ خودشون
‫تو یه عصر آروم یکشنبه

18:01.248 --> 18:03.208
‫قلع و قمع شدن.

18:03.875 --> 18:06.545
‫همچین اتفاقی نباید تو بورلی هیلز بیفته.

18:06.628 --> 18:08.046
‫کامپتون که نیست.

18:08.922 --> 18:12.717
‫بعد از کشتار‌‌ خانوادۀ منندز،
‫اهالی دچار وحشت شدن.

18:12.801 --> 18:16.847
‫بدبین شدن. احساس امنیت نمی‌کنن،
‫می‌ترسن که نفری بعدی باشن.

18:17.514 --> 18:19.641
‫تیم امنیتی استخدام می‌کنن

18:19.724 --> 18:22.602
‫چون می‌ترسن پلیس نتونه ازشون محافظت کنه.

18:22.686 --> 18:25.438
‫حالا این بماند، رسانه‌ها ازمون جواب می‌خوان.

18:25.522 --> 18:26.898
‫می‌دونم اینا رو می‌دونید.

18:27.566 --> 18:31.069
‫اخبار محلی، کشوری،
‫هارد کپی، اینساید ادیشن.

18:31.153 --> 18:33.780
‫و هر روز که این پرونده حل‌نشده باقی بمونه،

18:33.864 --> 18:38.160
‫فشار بیشتر و بیشتر میشه
‫و پرونده بزرگ‌تر میشه،

18:38.243 --> 18:41.371
‫و وجهه‌ی ما بدتر و بدتر میشه.

18:42.205 --> 18:45.584
‫در واقع رئیس گیتس باهام تماس گرفت.

18:46.710 --> 18:50.088
‫گفت مثل احمقا به نظر میایم.

18:51.381 --> 18:55.260
‫ازم پرسید چرا نمی‌تونیم
‫پرونده منندز رو حل کنیم،

18:55.343 --> 18:59.598
‫و با اینحال وقت داریم شخصا بریم
‫سراغ ژا ژا گیبور.

19:02.767 --> 19:04.519
‫از ماشین پیاده بشید، خانم گیبور.

19:05.729 --> 19:08.356
‫گواهینامه و کارت ماشین منقضی شدن.
‫پیاده بشید.

19:08.440 --> 19:11.109
‫خیلی مسخره‌س. به ناهارم دیر می‌رسم.

19:11.860 --> 19:13.111
‫گور بابات. من میرم.

19:13.195 --> 19:15.572
‫نمیشه برید.

19:15.655 --> 19:18.742
‫می‌دونید که رسانه‌های بین‌المللی
‫اخبارش رو پوشش دادن؟

19:19.701 --> 19:22.412
‫اسمش رو گذاشتن
‫«سیلی‌ای که در سراسر دنیا شنیده شد.»

19:23.496 --> 19:27.500
‫بین ژا ژا و قتل‌های منندز،
‫ما ناکارآمد به نظر میایم.

19:28.543 --> 19:32.130
‫اگه این روند ادامه پیدا کنه،
‫فقط مثل دلقک به نظر نمیایم.

19:32.214 --> 19:33.798
‫همگی اخراج می‌شیم.

19:35.217 --> 19:39.512
‫که یعنی باید پروندۀ منندز رو
‫به سرانجام برسونیم.

19:40.263 --> 19:41.263
‫همین حالا.

19:43.433 --> 19:44.433
‫فهمیدید؟

19:45.227 --> 19:46.227
‫بله.

19:47.437 --> 19:48.355
‫خوبه.

19:48.438 --> 19:49.438
‫برید.

19:53.985 --> 19:57.447
‫- مخارج‌تون از کنترل خارج شده.
‫- خب لازم داریم.

19:57.530 --> 20:00.116
‫میشه از کنترل خارج شده رو تعریف کنی؟
‫خیلی مبهمه.

20:00.200 --> 20:02.744
‫می‌دونی، والدینم که فوت شدن،

20:02.827 --> 20:06.456
‫جوری ما رو بار آوردن
‫که باید سبک زندگی معینی داشته باشیم.

20:06.539 --> 20:09.125
‫آره، ولی پولش باید از کجا تامین بشه؟

20:10.001 --> 20:11.253
‫شوخی می‌کنی؟

20:12.170 --> 20:14.370
‫از ارث‌مون،
‫که الان داریم خرجش می‌کنیم.

20:14.422 --> 20:15.622
‫مامان و بابام صریحاً گفتن

20:15.674 --> 20:17.842
‫هر چی دارایی داریم به ما می‌رسه.

20:19.177 --> 20:20.177
‫چی؟

20:20.595 --> 20:21.763
‫از این بابت مطمئنی؟

20:21.846 --> 20:24.224
‫- آره. البته، مطمئنم.
‫- مگه شک داری؟

20:24.307 --> 20:26.893
‫لازمه منتظر قرائت وصیت‌نامه بمونیم.

20:26.977 --> 20:29.938
‫ولی وصیت‌نامه دست شما نیست؟

20:30.021 --> 20:32.065
‫نه، خوزه یه جای دیگه نگه می‌داشت.

20:32.148 --> 20:34.359
‫کجا؟

20:34.442 --> 20:36.820
‫داریم دنبالش می‌گردیم.

20:36.903 --> 20:39.447
‫باید منتظر بمونیم تا عموتون،
‫که وصی شما...

20:39.531 --> 20:41.783
‫نمی‌دونم خاطرت هست یا نه...

20:43.660 --> 20:45.453
‫ولی والدینمون به قتل رسیدن.

20:48.373 --> 20:53.461
‫حق نداریم برای یه ذره خوشحالی پول خرج کنیم؟

20:55.088 --> 20:56.088
‫آره.

20:56.840 --> 20:57.841
‫آره، شاید.

20:58.925 --> 21:01.553
‫میشه سرزنشمون کرد؟

21:01.636 --> 21:03.013
‫تو صورتشون شلیک کرده بودن.

21:03.096 --> 21:07.392
‫متاسفم. نمی‌خواستم بی‌ملاحظه باشم.

21:08.184 --> 21:11.938
‫فقط... کمتر خرج کنید.

21:12.022 --> 21:16.443
‫وقتی عموتون بیاد
‫و وصیت‌نامه پیدا و خوانده بشه،

21:16.526 --> 21:18.069
‫بیشتر مطمئن می‌شیم.

21:18.570 --> 21:20.989
‫لباسا و ساعت‌ها مشکلی نیست.

21:22.032 --> 21:23.825
‫بعضی چیزا رو پس می‌دم.

21:32.334 --> 21:33.334
‫چیه؟

21:33.376 --> 21:35.045
‫بابا جدّی بود، لایل.

21:35.128 --> 21:37.964
‫وقتی وصیت‌نامه رو پیدا کنن
‫کوفتم بهمون نمی‌رسه.

21:38.048 --> 21:42.135
‫- قبلاً گفتی. حق با تو بود.
‫- میشه تمومش کنی؟ لطفا؟

21:43.553 --> 21:46.306
‫گوش کن.
‫من و تو هیچ مشکلی پیدا نمی‌کنیم.

21:47.098 --> 21:49.267
‫وصیت‌نامه برامون دردسر نمیشه.

21:49.351 --> 21:54.105
‫آره، ولی از کجا می‌دونی، لایل؟
‫حتی نمی‌دونیم کدوم گوریه.

21:56.358 --> 21:57.359
‫معلومه که می‌دونیم.

22:00.236 --> 22:02.572
‫یک، دو، سه، چهار.

22:05.784 --> 22:07.327
‫چهار...

22:07.410 --> 22:08.661
‫نه! نه، نکن.

22:08.745 --> 22:10.705
‫منظورت چیه؟
‫باید بازش کنیم.

22:10.789 --> 22:13.166
‫آره، چون کارت اصلاً مشکوک نیست، نه؟

22:13.249 --> 22:14.709
‫بُریدن گاوصندوق بابا؟

22:14.793 --> 22:17.420
‫- باید ذکاوت به خرج بدیم.
‫- باشه. باشه، اریک.

22:17.504 --> 22:19.047
‫خب راه‌حل دیگه چیه؟

22:26.471 --> 22:27.347
‫الو؟

22:27.430 --> 22:29.265
‫بیلی، اریک منندز هستم.

22:30.016 --> 22:31.016
‫اریک؟

22:31.935 --> 22:34.521
‫وای خدای من.
‫چطوری؟ شنیدم...

22:34.604 --> 22:37.273
‫باشه. بابات هنوز وکیل انحصار وراثته؟

22:38.608 --> 22:39.818
‫آره.

22:39.901 --> 22:42.946
‫چطور؟ می خوای گوشی رو بهش بدم؟

22:43.029 --> 22:45.448
‫نه. الان می‌ریم شام بخوریم
‫و بعدش میاییم.

22:50.161 --> 22:51.721
‫گفتی همیشه این کار رو کردی.

22:51.746 --> 22:54.207
‫وقتی رمز گاوصندوق رو نمی‌دونی
‫آدم استخدام می‌کنی که بازش کنه.

22:54.290 --> 22:57.335
‫ولی شماها وصی ارث و میراث هستید؟

22:57.419 --> 23:00.922
‫- من مرد خونه‌م.
‫- عمومون وصی ـه.

23:01.005 --> 23:03.633
‫فردا با هواپیما میاد و همینطور بقیه خانواده.

23:03.716 --> 23:05.051
‫و اونطور که متوجه شدیم،

23:05.135 --> 23:08.430
‫برای باز کردن گاوصندوق
‫به دلایل قانونی حضور وکیل لازمه.

23:08.513 --> 23:10.233
‫- آره، واجبه.
‫- واسه همین به شما زنگ زدیم.

23:10.265 --> 23:12.350
‫باشه. بیا بهش زنگ بزنیم
‫و وکالت بدیم

23:12.434 --> 23:14.185
‫تا یه نفر رو استخدام کنه که بازش کنه.

23:14.269 --> 23:15.269
‫چی؟

23:15.812 --> 23:16.812
‫خب...

23:18.148 --> 23:21.151
‫بدون حضور وصی نمیشه.

23:21.234 --> 23:22.652
‫وگرنه ممنوع‌الوکاله میشم.

23:22.735 --> 23:25.155
‫باشه. پس قفل‌ساز خبر می‌کنم
‫که می‌خواستم همین کار رو بکنم،

23:25.238 --> 23:26.322
‫ولی تو نذاشتی.

23:26.406 --> 23:29.075
‫آره. چون اگه به زور باز بشه،
‫پای پلیس میاد وسط.

23:29.159 --> 23:32.162
‫- خودمون بازش می‌کنیم. ممنون.
‫- نمی‌تونم اجازه بدم.

23:33.830 --> 23:37.750
‫از نظر قانونی باید یه وصی بگم
‫چنین اتفاقی افتاده.

23:37.834 --> 23:41.171
‫در حقیقت، گاوصندوق امشب اینجا می‌مونه.

23:50.013 --> 23:52.599
‫نمی‌ذاری از جلو چشمت دور بشه.
‫فهمیدی؟

23:54.434 --> 23:58.146
‫- چرا من باید بمونم؟
‫- فکر خودت بود. اونم رفیقته.

23:58.229 --> 24:00.523
‫وایسا. کجا میری؟

24:00.607 --> 24:02.859
‫چیزکیک فروشی. با جیمی قرار دارم.

24:08.698 --> 24:10.738
‫مطمئنی اینجا راحتی؟

24:10.783 --> 24:13.077
‫خوبم. شب بخیر، خانم رایت.

24:42.607 --> 24:44.692
‫- گفتی گاوصندوق تو گاراژه؟
‫- آره.

24:47.278 --> 24:50.073
‫- ممنون که اومدی، کارلوس.
‫- تسلیت میگم، رفیق.

24:51.741 --> 24:54.369
‫غم آخرت باشه.

24:58.915 --> 25:00.375
‫دلم براتون تنگ شده بود.

25:01.167 --> 25:02.001
‫فداتون بشم.

25:10.134 --> 25:11.134
‫گاوصندوق بازه.

25:12.011 --> 25:13.011
‫خوبه.

25:14.055 --> 25:15.055
‫حاضرید؟

25:15.682 --> 25:16.682
‫بریم.

25:18.601 --> 25:20.937
‫نه، اول می‌خوام خودم برم.

25:21.020 --> 25:23.898
‫لایل، همه باید باشیم.

25:23.982 --> 25:26.234
‫آره. ببین من وصی دارایی‌هام...

25:26.317 --> 25:28.820
‫که نمی‌خواستم این طور باشه،
‫ولی کاریش نمیشه کرد.

25:29.404 --> 25:31.573
‫همه می‌دونیم پدرم دوست‌دختر زیاد داشت.

25:32.657 --> 25:35.285
‫و می‌خوام مطمئن بشم عکس زشتی چیزی

25:37.328 --> 25:38.955
‫اونجا نباشه.

25:39.038 --> 25:42.292
‫چون نمی‌خوام مادرم بیشتر از این
‫تحقیر بشه، عمو برایان.

25:43.585 --> 25:47.130
‫پس میرم اونجا و یه نگاه میندازم،

25:47.213 --> 25:49.757
‫و بعد یکراست میام بیرون، باشه؟

25:49.841 --> 25:51.467
‫- برو.
‫- باشه، آره.

26:17.201 --> 26:18.953
‫وصیت‌نامه‌ای توش نبود.

26:19.037 --> 26:20.038
‫- چی؟
‫- چی؟

26:21.372 --> 26:22.915
‫- مطمئنی؟
‫- آره. آره.

26:22.999 --> 26:26.252
‫خودتون برید ببینید،
‫ولی من چیزی ندیدم.

26:50.109 --> 26:51.194
‫- هی، فلور.
‫- لایل.

26:51.277 --> 26:53.237
‫- جیمی سوییشرت...
‫- اینو پیدا کردم.

26:59.118 --> 27:00.118
‫اریک!

27:00.620 --> 27:02.288
‫- چیه؟
‫- ببین فلور چی پیدا کرده.

27:02.372 --> 27:03.998
‫- چیه؟
‫- تو کمد بوده.

27:11.881 --> 27:12.965
‫همه چی به ما رسیده.

27:14.300 --> 27:15.551
‫همه چیز رو به ما بخشیدن.

27:32.026 --> 27:38.324
‫وصیت می‌کنم تمام اموالم
‫به همسرم مری لوییز منندز برسه،

27:39.033 --> 27:41.369
‫و در صورت مرگ وی،

27:42.912 --> 27:46.833
‫تمام اموال و دارایی‌هام به طور مساوی

27:47.875 --> 27:48.875
‫بین...

27:51.462 --> 27:52.462
‫پسرهام،

27:54.215 --> 27:59.762
‫جوزف لایل منندز و اریک گلن منندز تقسیم شود.

28:07.520 --> 28:12.859
‫این نامه‌ای که پدرم
‫همین چند وقت پیش برام نوشت.

28:14.819 --> 28:19.574
‫«لایل، همونطور که می‌دونی،
‫خانواده مهم‌ترین داراییِ زندگیمه،

28:20.950 --> 28:22.910
‫و امیدوارم مال تو باشه.»

28:22.994 --> 28:24.996
‫رستوران مستر بوفالو می‌تونه بزرگ باشه.

28:26.205 --> 28:27.540
‫بزرگ‌تر از تی‌سی‌بی‌وای.

28:28.708 --> 28:31.836
‫فقط 300 هزار تا
‫برای پیش‌پرداخت می‌خوام.

28:31.919 --> 28:33.796
‫منظرۀ اینجا بینظیره.

28:33.880 --> 28:35.506
‫عاشقش می‌شید.

28:35.590 --> 28:39.552
‫«تشویقت می‌کنم که زندگی کنی
‫و از ثمرۀ کارت لذت ببری.»

28:39.635 --> 28:41.363
‫خوبه، اریک.

28:41.387 --> 28:43.389
‫و از ثروتی که به ارث می‌بری.

28:43.473 --> 28:45.600
‫عالیه. خوبه.

28:46.267 --> 28:50.938
‫به فکر خانواده، کشورت، و هم‌وطنانت باش.

28:51.022 --> 28:54.567
‫منظرۀ لنگرگاه رو می‌بینید، نه اقیانوس.

28:55.318 --> 28:57.445
‫نه، می‌خوام میراث بابا رو ادامه بدم.

28:58.321 --> 29:00.573
‫کلی دستاورد هست
‫که خانواده‌مون می‌تونه بهش برسه.

29:02.950 --> 29:04.869
‫همینه، اریک.

29:06.621 --> 29:08.790
‫همینطوری. آره.

29:11.167 --> 29:12.167
‫باشه.

29:13.002 --> 29:14.420
‫- جدّی؟
‫- قبوله.

29:15.213 --> 29:18.216
‫تو الحق که پسر پدرت هستی.

29:20.009 --> 29:23.054
‫باور دارم که تو و اریت می‌تونید
‫تاثیرگذار باشید.

29:25.223 --> 29:26.766
‫و باور دارم که این کار رو می‌کنید.

29:29.480 --> 29:31.480
‫[دو ماه بعد]

29:39.862 --> 29:40.863
‫هی.

29:42.406 --> 29:45.827
‫می‌خوام از پینک دات چیز بخرم.
‫تو چیزی نمی‌خوای؟

29:47.078 --> 29:48.079
‫اریک؟

29:50.748 --> 29:51.958
‫نمی‌تونم، لایل.

29:53.751 --> 29:54.919
‫- باشه.
‫- نه.

29:55.002 --> 29:57.713
‫- اگه چیزی نمی خوای...
‫- نه. منظورم اوزیل ـه.

29:58.422 --> 29:59.422
‫نمی‌تونم...

29:59.799 --> 30:00.799
‫نمی‌تونم بکشمش.

30:01.592 --> 30:03.052
‫نمی‌تونم.

30:03.886 --> 30:06.681
‫اگه تو می‌خوای بکشیش،
‫می‌تونی بکشیش ولی من...

30:06.764 --> 30:09.183
‫گوش کن چی میگم.
‫خیال می‌کنی من دلم می‌خواد؟

30:09.267 --> 30:11.352
‫هر چی تعداد بیشتری بدونن
‫چه اتفاقی افتاده،

30:11.435 --> 30:14.313
‫احتمال گیر افتادن ما بیشتر میشه.

30:18.234 --> 30:21.320
‫فکر می‌کردم اگه از شرشون خلاص بشیم
‫و به پول برسیم

30:21.404 --> 30:23.447
‫حالم بهتر میشه.

30:23.531 --> 30:25.241
‫چون تو گفتی بهتر میشه.

30:25.324 --> 30:28.452
‫ولی بعد از خوندن وصیت‌نامه،
‫بدتر شدم.

30:29.203 --> 30:30.705
‫واسه همین رفتم پیش دکتر اوزیل.

30:30.788 --> 30:32.933
‫می‌دونم نباید این کار رو می‌کردم
‫و شرمنده که کردم،

30:32.957 --> 30:34.709
‫ولی نمی‌تونم بکشمش، لایل.
‫نمی‌تونم.

30:34.792 --> 30:36.043
‫چیزی نیست. عیب نداره.

30:36.919 --> 30:38.254
‫مجبور نیستیم بکشیمش.

30:39.672 --> 30:40.672
‫چیزی نیست.

30:46.345 --> 30:49.307
‫ولی باید نزدیک خودمون نگه‌ش داریم.
‫باهاش در ارتباط باشیم.

30:49.390 --> 30:51.893
‫باید مطمئن بشم که لومون نمیده،

30:51.976 --> 30:54.770
‫چون قضیه خیلی خیلی جدّیه، اریک.

30:54.854 --> 30:55.730
‫می‌دونم.

30:55.813 --> 30:58.107
‫دیگه به چیزی اعتراف نمی‌کنی، خب؟

30:59.609 --> 31:01.777
‫وگرنه مجبور میشم خودتو بکشم.

31:06.908 --> 31:10.661
‫هی، شوخی می‌کنم. شوخی بود.

31:14.373 --> 31:15.374
‫دوستت دارم.

31:16.292 --> 31:17.835
‫همیشه ازت محافظت می‌کنم.

31:19.045 --> 31:20.045
‫می‌دونم.

31:21.923 --> 31:22.924
‫منم دوستت دارم.

31:28.721 --> 31:29.805
‫ببخشید.

31:33.517 --> 31:36.646
‫فردا یادداشت‌هام از
‫اعتراف اریک رو بر می‌دارم،

31:36.729 --> 31:38.648
‫تو صندوق امانات می‌ذارم.

31:38.731 --> 31:40.524
‫کلیدش رو به تو میدم.

31:40.608 --> 31:42.985
‫اگه اتفاقی برام افتاد،
‫می‌خوام به وکیلم زنگ بزنی.

31:43.069 --> 31:46.280
‫- نه، جر، باید بری پیش پلیس.
‫- نمی‌تونم برم پیش پلیس!

31:46.364 --> 31:48.491
‫فعلاً نه. اونا بیمارم هستن.

31:48.574 --> 31:52.036
‫مگه محرمانگی اطلاعات بیمار
‫و این اراجیف مهمه؟

31:52.119 --> 31:53.329
‫جونت رو تهدید کردن!

31:53.412 --> 31:55.539
‫چی؟ این سنگ چیه دستت گرفتی؟

31:56.415 --> 31:59.502
‫تورمالت سیاه برای حفاظت معنویه.

32:00.711 --> 32:04.924
‫باشه. یه کم وقت لازم دارم، خب؟

32:07.551 --> 32:10.221
‫لارل و دختره تا کِی نیستن؟

32:10.763 --> 32:13.808
‫یه هفته دیگه بیرون از شهر نگه‌شون می‌دارم،

32:13.891 --> 32:17.561
‫فکر کنم تا اون موقه بتونیم
‫یه سیستم امنیتی بهتر واسه خونه پیدا کنم.

32:17.645 --> 32:20.022
‫شاید محافظ استخدام کنم؟

32:21.065 --> 32:23.526
‫جر، من می‌ترسم.

32:24.068 --> 32:26.529
‫شاید بهتره یه مدت بیام پیش شماها بمونم؟

32:28.114 --> 32:29.657
‫فکر خوبی نیست.

32:29.740 --> 32:32.326
‫منم تو خطرم. لایل منو دید.

32:32.410 --> 32:35.371
‫نمی‌دونی بیمارم هستی.
‫نمی‌دونه کجا زندگی می‌کنی.

32:35.454 --> 32:38.040
‫باشه. شاید تا آپارتمانم تعقیبت کرده باشه.

32:38.124 --> 32:40.668
‫خودت گفتی. این پسرها روانپریشن!

32:40.751 --> 32:44.505
‫جودلان، من متاهلم.
‫نمی‌تونی پیش ما زندگی کنی.

32:45.965 --> 32:47.466
‫سنگ کوارتز دودیم رو می‌خوام.

32:51.595 --> 32:55.641
‫اگه از خودت می‌پرسی،
‫«چرا؟ چرا جودلان کوارتز دودی می‌خواد؟»

32:55.725 --> 32:58.310
‫خیلی واضح و ساده جوابت رو میدم، دکتر.

32:58.394 --> 33:01.272
‫چون این... منو امن نگه می داره.

33:01.355 --> 33:02.481
‫چون تو نمی‌تونی.

33:02.565 --> 33:07.069
‫از زنت محافظت می‌کنی،
‫ولی منو بی‌دفاع اینجا گذاشتی؟

33:07.153 --> 33:09.780
‫- وای خدا، می‌خوای بذاری اونا منو بکشن.
‫- کسی تو رو نمی‌کشه...

33:09.864 --> 33:13.659
‫می‌دونی چیه؟ وقتی منو کشتن،
‫بالاخره از شرم خلاص میشی،

33:13.743 --> 33:17.204
‫که مطمئنم یه نفس راحت می‌کشی!

33:17.288 --> 33:20.082
‫پس چی شد که قرار بود با هم زندگی کنیم؟

33:20.166 --> 33:22.626
‫تا کِی باید منتظر بمونم؟

33:22.710 --> 33:26.630
‫تا اینکه یکی از پسرهای منندز با شاتگان
‫مغزم رو بپاشه بیرون؟

33:26.714 --> 33:29.383
‫- جودلان، نکن.
‫- نه، لطفاً...

33:31.302 --> 33:33.095
‫وای خدا.

33:33.679 --> 33:37.058
‫نمی‌تونم نفس بکشم.
‫اون طور شدم که نفسم بالا نمیاد.

33:37.141 --> 33:38.601
‫باشه، خیلی خب. باشه.

33:39.143 --> 33:40.853
‫ببین...

33:41.854 --> 33:43.397
‫بذار با لارل حرف بزنم.

33:43.481 --> 33:45.816
‫بهش میگم بیمارم هستی،

33:45.900 --> 33:48.527
‫و دوران سختی رو می‌گذرونی،

33:48.611 --> 33:52.490
‫و ازش خواهش می‌کنم
‫که اجازه بده واسه دو سه شب

33:53.074 --> 33:54.742
‫تو اتاق مهمون بمونی، باشه؟

33:54.825 --> 33:56.368
‫باشه.

33:57.495 --> 33:59.205
‫ترکش می‌کنی، درسته؟

34:00.581 --> 34:02.708
‫واسه همیشه و تا ابد عاشقمی؟

34:05.044 --> 34:09.590
‫آره. به محض اینکه زمانش برسه،
‫و این قضایا تموم بشه،

34:09.673 --> 34:11.509
‫دربارۀ رابطه‌مون بهش میگم.

34:11.592 --> 34:13.094
‫و آره، هنوز عاشقتم.

34:14.011 --> 34:15.638
‫برای همیشه و تا ابد.

34:17.264 --> 34:18.264
‫جر...

34:29.276 --> 34:34.073
‫می‌دونید، پسرها
‫چطور کل قضیه رو بندازیم گردن

34:34.824 --> 34:36.158
‫فیدل کاسترو

34:37.159 --> 34:38.661
‫و تمومش کنیم بره. هان؟

34:38.744 --> 34:39.787
‫خیلی باهوشی.

34:41.580 --> 34:42.580
‫باشه.

34:42.957 --> 34:48.671
‫خب فرضیه‌ها رو مرور کنیم.

34:48.754 --> 34:51.507
‫فرضیه اول. به دست مافیا کشته شدن

34:51.590 --> 34:55.636
‫چون خوزه احتمالاً تو کار ساخت
‫فیلم‌های بزرگسالان بوده.

34:55.719 --> 34:56.929
‫فرضیه پورن.

34:59.932 --> 35:02.226
‫فرضیه دوم. به دست کارتل کشته شده

35:02.309 --> 35:06.856
‫چون خوزه مخفیانه از آمریکای جنوبی
‫مواد مخدر وارد می‌کرده.

35:08.232 --> 35:11.485
‫چون یه مرد کوبایی مثل
‫خوزه منندز چطور می‌تونه تو آمریکا پولدار بشه

35:11.569 --> 35:13.654
‫جز قاچاق مواد مخدر؟

35:14.238 --> 35:15.614
‫فرضیه سوم.

35:15.698 --> 35:19.743
‫به دست دار و دستۀ سان فرناندو کشته شدن
‫که اریک باهاشون خصومت داشته

35:19.827 --> 35:21.829
‫و مرتباً تهدیدش می‌کردن.

35:23.080 --> 35:24.680
‫هیچ کدومشون منطقی نیست.

35:24.707 --> 35:26.458
‫نشانی از ورود اجباری نیست.

35:26.542 --> 35:29.420
‫بر طبق شواهد، اثری از درگیری نیست.

35:30.171 --> 35:31.505
‫انگار که...

35:31.589 --> 35:34.675
‫خوزه و کیتی منندز مهاجمان رو می‌شناختن.

35:34.758 --> 35:38.262
‫درسته. که می‌مونه تنها تئوری محتمل واقعی.

35:38.345 --> 35:41.390
‫ببینید. می‌دونم می‌خواید قتل‌ها رو
‫به پسرها ربط بدید...

35:41.473 --> 35:44.560
‫ربط بدیم؟
‫چرا جواب تماسامون رو نمیدن، تام؟

35:44.643 --> 35:47.062
‫مدرک کافی علیه‌شون نداریم.

35:47.146 --> 35:50.482
‫حتی نمی‌خوان بدون وکیل با ما حرف بزنن.

35:50.566 --> 35:53.903
‫بیخیال. این رفتار کسیه که بیگناهه؟

35:53.986 --> 35:54.987
‫نه. می دونم.

35:55.070 --> 35:57.781
‫باورم نمیشه شب جنایت دستشون رو

35:57.865 --> 35:59.158
‫برای باقیمونده باروت چک نکردیم.

36:00.034 --> 36:01.202
‫حسابی ریدیم.

36:01.285 --> 36:02.328
‫کاریه که شده.

36:03.621 --> 36:06.540
‫ولی اگه بخوایم دستگیرشون کنیم،
‫مدرک لازم داریم.

36:06.624 --> 36:10.544
‫باید یه چیزی پیدا کنیم
‫چون از غیب برامون نمی‌رسه.

36:10.628 --> 36:12.213
‫بله؟

36:12.963 --> 36:15.466
‫هی، لس؟ الان یه تماس داشتی.

36:15.549 --> 36:17.968
‫ظاهراً دوست نزدیک اریک منندزه.

36:23.307 --> 36:24.808
‫به گورم خندیدم.

36:30.147 --> 36:33.025
‫در مورد کشتن والدینمون فیلمنامه نوشتی؟

36:35.277 --> 36:37.947
‫خیلی خری. این...

36:38.030 --> 36:39.073
‫اتهام‌برانگیزه.

36:39.156 --> 36:41.784
‫لطفاً حرف تو دهن من نذار.
‫بله، بهمون اتهام می‌زنن.

36:41.867 --> 36:44.662
‫باید تک تک کپی‌های فیلمنامه تخمی رو
‫پیدا کنی و آتیشش بزنی.

36:44.745 --> 36:47.015
‫تخمی نیست. راستش خیلی هم خوبه.

36:47.039 --> 36:48.749
‫پسرها، تمرکز کنید.

36:48.832 --> 36:51.072
‫«دوستان» چیزیه که من
‫و کریک کلی براش زحمت کشیدیم.

36:51.126 --> 36:53.963
‫تو حتی نخوندیش.
‫پس نگو تخمی. چون نیست.

36:54.046 --> 36:56.548
‫- اسمش «دوستان» ـه؟
‫- آره، اسمش همینه.

36:57.216 --> 37:00.469
‫مسخره‌ترین اسمیه که به عمرم شنیدم.
‫تعجب نداره اگه فروش نکنه.

37:00.552 --> 37:02.638
‫تو که به کریک نگفتی چی کار کردیم، نه؟

37:03.555 --> 37:05.432
‫نه. معلومه که نه.

37:06.809 --> 37:10.062
‫می‌خوام برگردیم سر این سوال که

37:10.145 --> 37:14.650
‫چرا احساس کردید
‫که باید والدینتون رو بکشید.

37:14.733 --> 37:16.944
‫و میگم که بدونید،

37:17.820 --> 37:20.906
‫یادداشت‌های جلسه قبلی رو گذاشتم تو صندوق امانات.

37:20.990 --> 37:22.866
‫- صندوق امانات؟
‫- یعنی چی؟

37:22.950 --> 37:25.619
‫بهتون گفتم پیش پلیس نمیرم.

37:25.703 --> 37:28.914
‫ولی اگه بلایی سرم بیاد،

37:28.998 --> 37:31.458
‫براتون بد تموم میشه.

37:34.420 --> 37:36.588
‫تهدیدمون می‌کنی، اوزیل؟

37:36.672 --> 37:38.757
‫نه. نه.

37:38.841 --> 37:40.843
‫ولی به نظرم از الان به بعد،

37:40.926 --> 37:45.347
‫باید جلساتمون رو ضبط کنیم.

37:45.431 --> 37:47.599
‫نه. امکان نداره.

37:47.683 --> 37:51.937
‫بهتون اطمینان‌خاطر میدم کسی
‫به نوارها دسترسی نداره.

37:52.938 --> 37:55.065
‫ولی اگه قراره به کارمون ادامه بدیم

37:55.149 --> 37:57.443
‫باید کمک‌تون کنم مشکلاتی که شما رو

37:57.526 --> 38:01.030
‫به کشتن والدینتون سوق داده رفع کنم،
‫و تضمین می‌خوام.

38:01.113 --> 38:03.991
‫باید بدونم همه‌مون با همیم.

38:04.074 --> 38:09.330
‫راستش دکتر، من دیگه مشکلی ندارم
‫که بخوام رفعش کنم،

38:09.413 --> 38:12.416
‫چون دو تا از بزرگ‌ترین «مشکلات» ـم مُردن.

38:15.627 --> 38:18.130
‫درسته. خوبه، لایل.

38:19.506 --> 38:23.635
‫به زبون آوردن کاری که کردی
‫بخشی از پروسۀ بهبوده.

38:23.719 --> 38:27.181
‫و حرفی که تو این مطب زده میشه،

38:28.891 --> 38:29.975
‫همینجا باقی می‌مونه.

38:30.059 --> 38:31.393
‫قول میدم.

38:40.069 --> 38:43.447
‫دوستان. چه عنوان خزی.

38:46.033 --> 38:50.454
‫بعد از جنایت،
‫اریک اعتراف کرد که والدینش رو کشته.

38:50.537 --> 38:53.165
‫صاف نیومد بگه که،
‫«من مامان و بابام رو کشتم.»

38:53.248 --> 38:56.585
‫ولی بگی‌نگی اقرار کرد.

38:57.878 --> 38:59.838
‫به نظرت چرا به تو گفته؟

39:00.547 --> 39:04.927
‫خب، اریک بهترین دوستمه.
‫همه چیو به همدیگه می‌گیم.

39:08.680 --> 39:09.680
‫و...

39:11.266 --> 39:15.562
‫پارسال، با هم یه فیلنامه نوشتیم.

39:15.646 --> 39:19.108
‫که از فیلم «کلوپ پسران میلیاردر»
‫الهام گرفتیم.

39:19.191 --> 39:23.445
‫«پدرم مردی نبود که احساساتش رو نشون بده.»

39:24.154 --> 39:28.117
‫«گاهی بهم می‌گفت لیاقت ندارم
‫که پسرش باشم.»

39:28.909 --> 39:31.829
‫وقتی تحقیرم می‌کرد،
‫باعث می‌شد بیشتر تلاش کنم،

39:32.329 --> 39:35.749
‫فراتر برم،
‫تا بهش ثابت کنم لیاقت دارم،

39:35.833 --> 39:39.086
‫تا بتونم این جمله رو ازش بشنوم،
‫«دوستت دارم، پسرم.»

39:39.586 --> 39:42.214
‫«جنگجویی که والدینش رو از دست داده

39:43.257 --> 39:45.008
‫هنوز جنگجوئه.»

39:47.302 --> 39:49.555
‫لعنتی، خیلی خوبه.

39:49.638 --> 39:50.514
‫واقعاً میگم.

39:50.597 --> 39:53.684
‫صبر کن. یعنی تو و اریک

39:53.767 --> 39:56.186
‫در مورد یه بچه پولدار که والدینش رو می‌کشه
‫فیلمنامه نوشتید؟

39:56.270 --> 39:59.857
‫می‌دونم. وقتی می‌نوشتیمش
‫می‌دونستیم که داستان خیلی دیوونه‌واریه.

40:00.441 --> 40:02.359
‫ولی فقط یه فیلم بود.

40:03.444 --> 40:06.572
‫و الان بعد از چیزی که بهم گفت...

40:08.991 --> 40:10.367
‫نتونستم ساکت بمونم.

40:11.785 --> 40:14.746
‫نه، خیلی شهامت داشتی
‫که پا پیش گذاشتی، کریگ.

40:15.998 --> 40:17.416
‫کار درستی کردی.

40:17.916 --> 40:20.127
‫ببینید، فکر نمی‌کنم اریک باید بیفته زندان.

40:20.210 --> 40:21.545
‫به نظرم کمک لازم داره.

40:21.628 --> 40:23.547
‫اون و لایل.
‫کمک روانی لازم دارن.

40:24.131 --> 40:27.426
‫چون اگه این کار رو کرده باشن،
‫معلومه حسابی قاطی داشتن.

40:29.219 --> 40:31.763
‫یعنی الان دستگیرش می‌کنید؟

40:31.847 --> 40:34.391
‫متاسفانه چیزی که بهمون گفتی

40:34.475 --> 40:37.936
‫برای حکم دستگیری کافی نیست.

40:38.020 --> 40:40.272
‫شهادت بر مسموعات حساب میشه.

40:40.355 --> 40:43.817
‫شهادت بر مسموعات. می‌دونم یعنی چی.
‫از این لغت زیاد تو قانون ال‌ای استفاده می‌کنن.

40:47.112 --> 40:50.657
‫هر چند اگه بخوای به اریک کمک کنی

40:50.741 --> 40:53.285
‫و در تحقیقات به ما کمک کنی،

40:53.368 --> 40:55.204
‫یه کاری می تونی بکنی.

40:57.873 --> 41:01.251
‫واقعاً موثره.
‫22 کیلو بیشتر پرس سینه می‌زنم.

41:01.335 --> 41:03.837
‫باعث بهبود عملکردم تو زمین شده.

41:03.921 --> 41:04.755
‫ایول.

41:04.838 --> 41:09.468
‫و با یه دختری آشنا شدم.

41:11.178 --> 41:13.055
‫تازه از اسکی از یوتا برگشتیم.

41:13.555 --> 41:14.555
‫عه.

41:14.890 --> 41:15.933
‫جذابه؟

41:18.727 --> 41:21.647
‫رفیق. خیلی جذابه.

41:24.816 --> 41:28.278
‫باید بیای خونۀ جدیدمون. خیلی قشنگه.

41:28.362 --> 41:30.656
‫زمین تنیس خصوصی داره.

41:30.739 --> 41:33.158
‫خیلی بازی کردی،
‫آخرش منو می‌کشی.

41:33.242 --> 41:34.952
‫یادم دادی که...

41:35.035 --> 41:36.262
‫تولدت مبارک...

41:36.286 --> 41:38.247
‫تو یادم دادی چطور تنیس بازی کنم.

41:38.330 --> 41:41.166
‫تولدت مبارک...

41:41.250 --> 41:43.126
‫صداشون رو نمی‌شنوم.
‫تو می‌شنوی؟

41:43.710 --> 41:44.545
‫گندش بزنن!

41:46.964 --> 41:50.425
‫- خب به نظر میاد حال و وضعت خوبه.
‫- آره.

41:52.386 --> 41:55.806
‫فکر نکنم بابام می‌خواست یللی تللی کنم.

41:55.889 --> 42:01.311
‫می‌دونی، می‌خواست حتی بیشتر از اون

42:01.395 --> 42:03.522
‫تو زندگی موفق باشم.

42:04.356 --> 42:06.149
‫سناتوری کسی بشم.

42:06.650 --> 42:09.903
‫«جنگجویی که والدینش رو از دست داده
‫هنوز جنگجوئه.»

42:12.656 --> 42:15.534
‫- دیالوگ فیلمنامه‌مونه؟
‫- جداً؟

42:20.539 --> 42:24.501
‫حالا که حرفش شد، دوباره خوندمش.

42:25.002 --> 42:27.879
‫- می‌خواستم ببینم در چه حده؟
‫- واقعاً؟

42:28.630 --> 42:29.630
‫خب؟

42:30.007 --> 42:32.801
‫یه جاهایی داستانش تناقض داره
‫و بعضی از دیالوگ‌هاش بیمزه‌س.

42:32.884 --> 42:34.970
‫ولی به نظرم خیلی خوبه.

42:35.470 --> 42:39.516
‫به نظرم با چند بار ویرایش،
‫بتونم بفروشیمش.

42:39.600 --> 42:40.726
‫آره. شاید.

42:40.809 --> 42:43.979
‫و الان می‌تونی باورپذیرتر بنویستی.

42:44.646 --> 42:46.565
‫می‌دونی؟ چون...

42:49.151 --> 42:50.151
‫زود باش.

42:51.194 --> 42:52.446
‫چون چی؟

42:52.946 --> 42:56.450
‫شخصیت‌هاش هنوز تخیلی بمونن.

42:56.533 --> 42:59.870
‫دقیقاً شبیه اتفاقی که افتاد نمی‌نویسیم...

43:00.662 --> 43:02.039
‫کاری که تو و لایل کردید.

43:02.122 --> 43:04.041
‫کریگ. چه مرگته؟

43:04.124 --> 43:07.127
‫میشه جزئیاتش رو تغییر بدیم.
‫همیشه تو فیلم‌ها می‌کنن.

43:07.210 --> 43:10.505
‫نه، حتی اصلاً شوخیش زشته.

43:11.089 --> 43:12.341
‫زود باش، کریگ.

43:13.091 --> 43:15.052
‫بیخیال. اریک، اخه...

43:16.553 --> 43:18.096
‫قبلاً بهم گفتی اون کار رو کردی.

43:24.686 --> 43:29.399
‫گفتم حتی شوخیش هم زشته.

43:29.941 --> 43:32.736
‫- شنیدی؟ ختی شوخیش هم زشته.
‫- آره...

43:32.819 --> 43:36.156
‫امکان نداره کار ما باشه،
‫خصوصاً اون طور که اتفاق افتاده.

43:38.075 --> 43:40.035
‫ولی به نظرت ممکنه کار لایل باشه؟

43:40.118 --> 43:41.370
‫نه، کار لایل نبود.

43:41.453 --> 43:43.872
‫- کسی رو اجیر کرده باشه؟
‫- کل شب من پیشش بودم.

43:43.955 --> 43:46.458
‫شبیه کاراگاه‌ها شدی.
‫فکر می‌کنن کار ماست.

43:46.541 --> 43:48.460
‫- شرمنده حرفش رو...
‫- چرا؟

43:48.543 --> 43:51.046
‫چون مثل شماها می‌خوام بدونم کار کی بوده.

43:51.129 --> 43:52.631
‫پلیسا باهات حرف زدن؟

43:55.342 --> 43:56.342
‫چی؟

43:58.053 --> 44:00.889
‫پلیسا برای تحقیقاتشون باهات تماس گرفتن؟

44:06.311 --> 44:07.396
‫آره.

44:11.817 --> 44:13.836
‫- بهشون چی گفتی؟
‫- هیچی نگفتم.

44:13.860 --> 44:16.488
‫باشه. چون حرفی نیست بگی.

44:16.571 --> 44:17.489
‫باشه.

44:17.572 --> 44:20.158
‫چون من و لایل والدینمون رو نکشتیم.

44:20.242 --> 44:22.369
‫البته که نه.
‫آره، کار شماها نیست.

44:22.452 --> 44:24.329
‫باشه. عمراً این کار رو می‌کردیم.

44:26.373 --> 44:27.373
‫ممنون.

44:33.547 --> 44:34.923
‫خوشحال شدم دیدمت، رفیق.

44:35.549 --> 44:38.510
‫هفته آینده بازم بیا حرف بزنیم.

44:38.593 --> 44:39.511
‫باشه.

44:39.594 --> 44:40.594
‫ممنون.

44:48.228 --> 44:49.855
‫شرمنده، دوستان.

44:50.439 --> 44:53.859
‫- به گمونم کمک زیادی نکرد، هان
‫- خدا لعنتش کنه.

44:56.820 --> 44:57.820
‫پس...

44:59.281 --> 45:00.407
‫فکر می‌کنی

45:01.908 --> 45:03.952
‫مادرت حقش بود بمیره؟

45:04.703 --> 45:06.623
‫فکر نمی‌کنم از این زاویه
‫بهش فکر کرده باشیم.

45:06.705 --> 45:07.622
‫آره. بیشتر این جور بود،

45:07.706 --> 45:13.378
‫«اگه قراره بابامون رو بکشیم،
‫احتمالا باید مامانمون رو هم بکشیم.»

45:15.130 --> 45:18.967
‫ممکنه یه کدوم از شما
‫در مورد قتل مادرتون حس متفاوتی داشته؟

45:19.050 --> 45:20.302
‫نه، مطلقاً نه.

45:21.720 --> 45:24.765
‫امکان نداشت بدون رضایت اریک
‫تصمیم بگیریم

45:24.848 --> 45:26.308
‫که مادرم رو بکشم.

45:26.892 --> 45:29.102
‫حتی نخواستم روش تاثیر بذارم.

45:29.603 --> 45:32.147
‫فقط گفتم چند روز فکراشو بکنه.

45:33.690 --> 45:34.690
‫باشه. اریک؟

45:35.567 --> 45:36.568
‫آره.

45:36.651 --> 45:37.778
‫مجبور بودیم بکشیمش.

45:39.279 --> 45:41.615
‫- کاملاَ بهش وابسته بود.
‫- کاملاً وابسته.

45:41.698 --> 45:43.575
‫و این تنها راه گریز براش بود.

45:45.952 --> 45:50.332
‫متوجه هستید که قتل هر دو والد
‫چه اقدام افراطی و شدیدیه؟

45:52.250 --> 45:55.796
‫تو این تصمیم پول نقش داشت؟

45:56.296 --> 45:57.296
‫نه.

45:57.756 --> 46:01.760
‫پس ابائی نداشتید که از ارث محروم بمونید؟

46:02.302 --> 46:05.597
‫نشد این مسئله رو مدنظر بگیرید
‫که تنها با کشتن خوزه،

46:05.680 --> 46:07.390
‫تمام ثروت به کیتی می‌رسه،

46:07.474 --> 46:09.518
‫و کنترل کامل روش ندارید تا اینکه...

46:09.601 --> 46:11.603
‫واسه پول بی‌صاحب والدینمون رو نکشتیم.

46:11.686 --> 46:13.522
‫باشه. اریک، حرفت رو باور می‌کنم.

46:13.605 --> 46:15.440
‫مشکل اصلاً پول نبود.

46:16.024 --> 46:18.568
‫بلکه لطف و محبت به مادرم بود.

46:18.652 --> 46:20.529
‫در نهایت این طور می‌شد.

46:20.612 --> 46:23.365
‫باید کشته می‌شد
‫چون تنها راه گریز براش بود.

46:23.448 --> 46:24.825
‫- برای همه‌مون!
‫- کافیه.

46:24.908 --> 46:29.621
‫اریک، چرا؟
‫بگو چرا مجبور بودید بابا و مامانتون رو بکشید؟

46:29.704 --> 46:31.373
‫چرا این تنها راه نجات

46:31.456 --> 46:34.167
‫برای آزای مادرت و تو
‫و برادرت از این وضعیت بود؟

46:34.251 --> 46:36.002
‫مجبور نیستی جواب بدی.

46:36.086 --> 46:37.504
‫بگو، اریک، دلیلش چی بود؟

46:37.587 --> 46:40.924
‫هی، گفتگومون تموم شد.
‫اونم حرف نداره.

46:41.007 --> 46:42.384
‫- لایل...
‫- تموم شد.

46:43.093 --> 46:44.386
‫جنایت بی‌نقصی بود.

46:44.469 --> 46:46.096
‫پلیس کوفتم دستش نیست.

46:46.179 --> 46:49.975
‫تنها کسایی که می‌دونن
‫واقعاً چه اتفاقی افتاد تو این اتاق هستن.

46:50.058 --> 46:53.103
‫و محض‌خاطر خودت، دکتر
‫به نفعته همینطور باقی بمونه.

46:54.104 --> 46:56.940
‫هی. پاشو. بریم.

46:57.816 --> 46:58.816
‫پسرها.

46:59.818 --> 47:00.694
‫صبر کنید.

47:00.777 --> 47:02.362
‫بیخیال، بچه‌ها.

47:03.697 --> 47:05.824
‫ما تو این قضیه با همیم.

47:05.907 --> 47:06.907
‫درسته؟

47:07.951 --> 47:09.786
‫قبل از اینکه برید، اینو بگیرید.

47:11.079 --> 47:12.330
‫اتومکس چیه؟

47:12.414 --> 47:15.000
‫یه شرکت کوچیکه
‫که تو تاسیسش کمک کردم.

47:15.083 --> 47:19.004
‫به نظرم فرصت سرمایه‌گذاری عالی برای شماست.

47:19.087 --> 47:24.134
‫فکر کنم بتونم بیشتر از روانشناستون باشم.

47:24.217 --> 47:26.678
‫باید شرکای تجاری باشیم.

47:30.640 --> 47:33.018
‫آره. آره، باشه.

47:33.602 --> 47:34.722
‫بهش نگاه میندازم.

47:34.769 --> 47:36.104
‫- آره.
‫- ممنون، دکتر.

47:36.187 --> 47:37.188
‫باشه، حتماً.

47:53.955 --> 47:56.374
‫سلام. برات خوراکی آوردم.

47:56.458 --> 47:58.877
‫مامان میگه قبل از شام نباید شیرینی بخورم.

47:58.960 --> 47:59.960
‫عه.

48:10.513 --> 48:13.975
‫این چند ماه خیلی بهم خوش گذشت.

48:14.059 --> 48:16.937
‫زندگی با تو و خواهرت و بابات.

48:18.229 --> 48:21.066
‫می‌دونی، اگه مامانت بودم،

48:21.149 --> 48:23.693
‫اجازه می‌دادم هر وقت دلت می‌خواد
‫شیرینی بخوری.

48:26.363 --> 48:28.531
‫نه. نه، نه، جر، خواهش می‌کنم.
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

48:28.615 --> 48:30.700
‫خوبم می‌تونم.

48:30.784 --> 48:34.037
‫به اندازه کافی دیوونگیات رو تحمل کردیم.

48:34.120 --> 48:37.666
‫اصلاً نباید راهت می‌دادم اینجا.
‫مسخره بود.

48:37.749 --> 48:39.668
‫- این کار رو کردی چون دوستم داری.
‫- نه.

48:39.751 --> 48:43.213
‫این کار رو کردم چون مستاصل، مجنون و وحشت‌زده بودی،

48:43.296 --> 48:45.507
‫و دلم برات سوخت.

48:46.508 --> 48:49.386
‫حتی زنم رو راضی کردم.

48:50.428 --> 48:51.846
‫ولی هیچ وقت این کار رو نمی‌کردم

48:51.930 --> 48:54.766
‫اگه می‌دونستم قراره ما رو اسیر خودت بکنی!

48:54.849 --> 48:59.437
‫تهدیدات، تغییرات خلقی،
‫تغییر دکوراسیون!

48:59.521 --> 49:05.110
‫و حالا به دخترم میگی
‫می‌خوای جای مادرش رو بگیری.

49:05.193 --> 49:06.695
‫زده به سرت؟

49:06.778 --> 49:08.905
‫گفتی می‌خوای ترکش کنی، باشه؟

49:08.989 --> 49:11.616
‫- خودت گفتی!
‫- آره. خب، ترکش نمی‌کنم! باشه؟

49:11.700 --> 49:13.284
‫ترکش نمی‌کنم.

49:15.078 --> 49:16.663
‫از این کارت پشیمون میشی.

49:17.831 --> 49:21.668
‫چیزایی می‌دونم،
‫و می‌دونی که من یه چیزایی می‌دونم.

49:22.836 --> 49:23.837
‫جودلان.

49:24.421 --> 49:25.755
‫لوس نشو، جودلان.

49:25.839 --> 49:27.048
‫برو به درک، جر!

49:27.132 --> 49:32.012
‫جود! به‌خاطر خودت،
‫برای امنیت خودت،

49:32.095 --> 49:37.851
‫در مورد پروندۀ منندز با کسی صحبت نکن،
‫خصوصاً نوارها.

49:38.768 --> 49:41.479
‫باید اون سنگ یاغوتی
‫که برات گرفتم رو بندازی.

49:41.563 --> 49:43.773
‫چاکرای چشم سومت مشکل داره.

49:55.326 --> 49:56.995
‫- کاراگاه زولر؟
‫- بله؟

50:01.541 --> 50:05.545
‫در خصوص پروندۀ منندز اطلاعاتی دارم
‫که فکر می‌کنم شما می‌خواید بشنوید.

50:08.950 --> 50:14.950
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
