WEBVTT

00:09.067 --> 00:17.027
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:22.982 --> 00:24.842
‫نگاه، یه فروشگاه تی‌سی‌بی‌وایِ دیگه

00:26.110 --> 00:27.737
‫عینِ معدن طلاست

00:28.404 --> 00:31.115
‫این دقیقاً همون کاریه که می‌خوام
‫با مستر بوفالو انجام بدم

00:31.199 --> 00:34.327
‫هرجا که یه تی‌سی‌بی‌وای هست،
‫باید روبروش یه مستر بوفالو باشه.

00:35.369 --> 00:37.705
‫یعنی، غذای سالم، خدماتِ دوستانه

00:38.790 --> 00:41.459
‫یالا. پول پارو می‌کنیم.
‫ببین کِی گفتم، اریک.

00:41.542 --> 00:42.853
‫کاری که تی‌سی‌بی‌وای با ماست کرد

00:42.877 --> 00:47.131
‫دقیقاً همون کاریه که مستر بوفالو
‫قراره با بال سوخاری انجام بده

00:54.889 --> 00:56.641
‫میشه بزنی رادیو کیس-اف‌ام؟

00:56.724 --> 00:57.724
‫- لطفاً!
‫- لایل

00:58.476 --> 00:59.352
‫لعنتی!

00:59.435 --> 01:00.520
‫سخت نگیر

01:00.603 --> 01:02.855
‫احساس می‌کنم هر بار
‫باید به این کُس‌خل بگم!

01:04.315 --> 01:05.983
‫ممنون! مرسی

01:12.365 --> 01:13.866
‫من عاشق این یاروهام

01:13.950 --> 01:17.537
‫به جیمی گفتم وقتی این یاروها میان انجمن،
‫ما هم با کله میایم.

01:19.705 --> 01:21.065
‫و موزیک هم یه چیز دیگه‌ست

01:21.124 --> 01:24.961
‫مشتری مستر بوفالو میاد بال سوخاری بخوره
‫و حال کنه، درسته؟

01:26.003 --> 01:27.630
‫نقشِ بزرگی توش داره

01:27.713 --> 01:29.173
‫اونا کفش‌های بابان؟

01:30.174 --> 01:31.843
‫کفش‌های اون رو پوشیدی؟

01:32.802 --> 01:35.972
‫آره، الان قراره پا جای پاش بذاریم، درسته؟

01:36.556 --> 01:38.474
‫با خودم گفتم: «چه راهی بهتر از...»

01:38.558 --> 01:40.558
‫راستش، اینا آلدن 560 هستن،
‫پس یکم واسه پام تنگن.

01:40.601 --> 01:42.641
راستش باید سایز 42 اینا رو بخرم

01:49.360 --> 01:50.361
‫بس کن

01:51.195 --> 01:55.324
‫هی، اریک. اریک، به من گوش بده.
‫تو الان همچین غلطی نمی‌کنی.

01:55.408 --> 01:56.492
‫شرمنده.

01:56.576 --> 01:59.036
‫خودت رو جمع و جور کن
‫و مثل یه بی‌خایه رفتار نکن

01:59.120 --> 02:01.747
‫هی، چیزی نیست. چیزی نیست

02:02.331 --> 02:03.331
‫هی

02:04.292 --> 02:07.044
‫من دوستت دارم. دوستت دارم!

02:07.545 --> 02:09.046
‫- منم دوستت دارم
‫- چیزی نشده

02:09.964 --> 02:11.465
‫حالا همه چی به ما بستگی داره، درسته؟

02:12.091 --> 02:15.761
‫و اگه اونا بودن بهمون افتخار می‌کردن.
‫بهمون افتخار می‌کردن.

02:15.845 --> 02:18.097
‫دیروز چی گفتی؟
‫به من چی گفتی؟

02:19.140 --> 02:20.140
‫بهم بگو

02:21.684 --> 02:23.853
‫گفتم فکر می‌کنم اگه بودن
‫بهمون افتخار می‌کردن

02:25.188 --> 02:29.150
‫اریک، من مطمئنم که اگه بودن
‫بهمون افتخار می‌کردن

02:29.817 --> 02:30.817
هوم؟

02:40.161 --> 02:41.579
‫هی، همین‌جاست

02:42.288 --> 02:43.288
‫کُس‌خل

02:43.664 --> 02:46.709
‫هی! هی! هی! ماشینِ تخمی رو نگه دار!

02:46.792 --> 02:49.003
‫- قراره پشتِ ساختمون پیاده‌تون کنم
‫- نه، نه، نه!

02:49.086 --> 02:50.504
‫ما رو کنارِ خیابون پیاده می‌کنی

02:50.588 --> 02:53.132
‫- جمعیتِ زیادی جلوی سالن جمع شدن
‫- پس زیرشون کن لعنتی

03:05.478 --> 03:07.980
چه خبره؟ اونا قرار بود
توی محل بارگیری پیاده شن

03:09.649 --> 03:12.985
‫اریک! اریک، اریک،
‫مافیا پدر و مادرتون رو کشته؟

03:13.069 --> 03:14.069
‫چی؟

03:14.445 --> 03:15.571
نه، من لایلم

03:15.655 --> 03:18.658
‫نمی‌دونم. قطعاً اینطور به نظر میاد،
‫ولی این چیزیه که باید بفهمیم.

03:18.741 --> 03:20.868
‫می‌ترسید که مافیا سراغ شما هم بیاد؟

03:20.952 --> 03:22.703
‫آره. هی، دوربینت کجاست؟

03:23.621 --> 03:26.061
‫مافیا، بعد از چیزهایی که از سر گذروندیم،
‫می‌خوام تلاشتون رو ببینم.

03:26.123 --> 03:27.959
‫- باشه. باشه. بیا بریم
‫- این یه تهدیده؟

03:28.709 --> 03:30.044
‫شما هدف هستید، خب؟

03:30.127 --> 03:33.381
‫ما 24 ساعت هفته
‫براتون محافظ‌های تمام وقت میذاریم

03:38.469 --> 03:39.470
‫- پیتر
‫- هوم؟

03:39.971 --> 03:42.431
‫یه چیزی هست که واقعاً
‫می‌خوام امروز درستش کنی

04:09.166 --> 04:11.585
‫مطمئنی می‌تونه انجامش بده؟

04:12.086 --> 04:13.629
‫نگران نباش. اون بازیگرِ خیلی خوبیه

04:14.213 --> 04:16.048
‫یه بار یه مونولوگِ شکسپیر اجرا کرده

04:22.179 --> 04:23.014
‫عه...

04:23.097 --> 04:25.433
‫فکر کردم بهتره با به اشتراک گذاشتن
‫یه داستان شروع کنم

04:26.309 --> 04:27.643
‫عه...

04:29.395 --> 04:31.272
‫وقتی من و لایل کوچیک بودیم...

04:31.355 --> 04:33.395
‫یه پنجره‌ی بزرگ جلوی خونه بود

04:33.441 --> 04:35.943
‫یه پرنده‌هایی بودن که
‫همیشه پرواز می‌کردن،

04:36.485 --> 04:39.030
‫به پنجره می‌خوردن و می‌افتادن و زخمی می‌شدن

04:40.573 --> 04:43.743
‫و مامانم، پرنده‌ها رو جمع می‌کرد و...

04:44.660 --> 04:47.621
‫می‌آوردشون داخل و درمانشون می‌کرد،

04:47.705 --> 04:48.998
‫کمکشون می‌کرد بهتر بشن،

04:50.041 --> 04:52.126
‫و بعد آزادشون می‌کرد،

04:53.002 --> 04:54.337
‫و پروازشون رو تماشا می‌کرد

04:56.422 --> 04:59.300
‫فقط یکی از تصاویرِ مورد علاقه‌ام از مامانمه

05:00.676 --> 05:03.179
‫این که چقدر به پرنده‌ها اهمیت می‌داد

05:09.560 --> 05:11.604
‫گمونم چیزی که به اونا می‌گفتم اینه که،

05:12.605 --> 05:17.777
‫«شاید روزی، وقتی شما رو توی بهشت ببینم،

05:17.860 --> 05:20.488
‫می‌تونیم همه باهم توپ بازی کنیم»

05:22.448 --> 05:23.448
‫ممنون

05:29.372 --> 05:30.581
پسرهای حیوونکی

05:31.123 --> 05:34.502
لایل گیر داده که حتماً این آهنگه رو پخش کنیم

05:35.586 --> 05:42.468
[اتحادیه‌ی کارگردانان آمریکا]

05:45.596 --> 05:46.597
‫نماد

05:48.182 --> 05:49.182
‫اسطوره

05:50.851 --> 05:52.603
رهبرِ صنعت

05:54.230 --> 05:56.273
‫شوهر. مربیِ تنیس

05:56.357 --> 05:58.859
‫بیشتر مردها آرزو دارن فقط یکی از اینا باشن،

05:58.943 --> 06:00.736
‫ولی خوزه منندز همه‌ی اینا بود

06:02.363 --> 06:04.073
‫و همچنین پدرِ ما بود

06:08.494 --> 06:13.082
‫هرکس که پدرم رو می‌شناخت بهتون میگه
‫که اون آدمِ سرسختی بود

06:14.667 --> 06:19.672
‫فقط از هر داور خطی بپرسید که توی یکی
‫از بازی‌های تنیس من و اریک اشتباه کرده

06:26.262 --> 06:29.557
‫خب، بابا، اگه گوش میدی،
‫و می‌دونم که گوش میدی،

06:30.850 --> 06:34.103
‫می‌تونی آسوده خاطر باشی که من آماده‌ام
‫که راهت رو ادامه بدم

06:34.854 --> 06:36.564
‫و ستونِ این خانواده باشم

06:37.565 --> 06:40.359
‫و مامان...

06:40.943 --> 06:42.194
‫چی می‌تونم بگم؟ عه...

06:43.779 --> 06:45.322
‫اگه بابا بنیانِ خونه‌مون بود،

06:45.406 --> 06:49.160
‫خب، مامان تو حکمِ کاغذ دیواری
‫و اثاثیه‌ی زیبا رو داشتی

06:50.870 --> 06:54.540
‫می‌دونم که همیشه برات آسون نبود
‫که دو پسرِ سرکش داشتی،

06:54.623 --> 06:58.002
‫ولی تو هر ساختمونی رو که توش
‫زندگی می‌کردیم تبدیل به خونه می‌کردی

06:59.712 --> 07:02.631
‫پس، مامان، برای گفتن حرف‌های آخرم بهت،

07:02.715 --> 07:06.302
‫کارو به دو شاعری می‌سپرم که
‫خیلی بهتر از من بلدن انجامش بدن،

07:07.261 --> 07:10.347
‫به قول خودشون:
‫«دختر، دلم برات تنگ میشه»

07:13.851 --> 07:16.937
‫♪ از اولش می‌دونستم دلم رو می‌شکنی ♪

07:17.438 --> 07:20.107
‫♪ ولی بازم مجبور بودم ♪
‫♪ این نقش دردناک رو بازی کنم ♪

07:20.691 --> 07:23.861
‫♪ من رو تحتِ سلطه‌ی خودت در آوردی ♪

07:23.944 --> 07:25.654
‫♪ با لبخند جادوییت ♪

07:25.738 --> 07:29.533
‫♪ یه مدت من رو به صلیبِ عشق کشیدی ♪

07:30.117 --> 07:31.744
‫♪ من رو جادو کردی ♪

07:32.328 --> 07:33.704
‫♪ نفسم رو بند آوردی ♪

07:33.787 --> 07:37.583
‫♪ ولی هیچ کاری ازم برنمی‌اومد ♪
‫♪ که وادارت کنم بمونی ♪

07:38.083 --> 07:39.585
‫♪ دلم برات تنگ میشه ♪

07:39.668 --> 07:41.879
‫♪ تمام عشقی که بهت دارم ♪

07:42.755 --> 07:46.300
‫♪ هیچی نمی‌تونه نظرم رو عوض کنه ♪

07:47.009 --> 07:49.094
‫♪ وای، دختر ♪

07:49.178 --> 07:51.347
‫♪ دلم برات تنگ میشه، عزیزم ♪

07:52.181 --> 07:54.600
‫♪ ابراز تمام عشقی که بهت دارم ♪

07:55.267 --> 07:57.895
‫♪ نتونست نظرت رو عوض کنه ♪

07:57.978 --> 08:01.148
‫♪ داری میری ♪

08:04.860 --> 08:07.905
‫♪ حالا من اینجا نشستم ♪
‫♪ وقتم رو تلف می‌کنم ♪

08:08.447 --> 08:13.661
‫♪ اصلاً نمی‌دونم باید چیکار کنم ♪

08:15.996 --> 08:22.461
‫♪ برام خیلی غم‌انگیزه که ♪
‫♪ می‌بینم رویا تموم شده ♪

08:23.003 --> 08:26.590
‫♪ و هرگز روزی رو که آشنا شدیم یادم نمیره ♪

08:27.091 --> 08:30.469
‫♪ دختر، دلم برات تنگ میشه ♪

08:31.943 --> 08:41.331
« هیولاها »
« داستان لایل و اریک منندز »

08:41.355 --> 08:47.453
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

08:47.477 --> 08:50.615
‫[سال 1989]

08:52.616 --> 08:53.616
‫راست میگی

09:01.083 --> 09:05.588
‫بیش از دو ماه از قتلِ وحشیانه‌ی
‫خوزه و کیتی منندز

09:05.671 --> 09:07.339
‫در منزلشان در بورلی‌هیلز می‌گذرد

09:08.632 --> 09:12.845
‫اما تا کنون، به نظر نمی‌آید پلیس
‫به پیدا کردنِ قاتلشان نزدیک شده باشد

09:16.181 --> 09:20.185
‫یالا، اسکلِ بی‌خایه! ادامه بده

09:20.269 --> 09:24.189
‫گزارشات اولیه گمانه‌زنی می‌کردن
‫که شاید یک قتلِ مافیایی بوده باشه،

09:24.273 --> 09:27.067
‫احتمالاً مرتبط با مراوداتِ کاری خوزه منندز

09:27.151 --> 09:31.238
‫در صنعتِ رسانه‌ی خانگی،
‫به عنوان مدیر شرکتِ لایو انترتینمنت.

09:34.199 --> 09:37.202
‫اما کارآگاه لس زولر
‫از اداره‌ی پلیس بورلی هیلز

09:37.286 --> 09:41.332
‫اخیراً به خبرنگاران گفته که آن‌ها
‫هنوز تمام زوایای احتمالی را دنبال می‌کنند

09:42.416 --> 09:44.460
‫نمی‌تونم جزئیات زیادی ارائه کنم،

09:44.543 --> 09:48.589
‫اما می‌تونم بگم که این تحقیقات
‫هنوز به طور کامل در جریانه،

09:48.672 --> 09:50.507
‫و نیروهای ما آروم نمی‌گیرن

09:50.591 --> 09:54.428
‫تا هرکس که این قتل‌های بی‌رحمانه
‫و وحشتناک رو مرتکب شده

09:54.511 --> 09:57.806
‫بره پشتِ میله‌های زندان
‫و حکمِ اعدامش صادر شه

10:48.107 --> 10:49.149
‫اون چیه؟

10:57.366 --> 10:58.492
‫نه!

11:17.302 --> 11:19.342
‫باورتون میشه اون واقعاً گفته

11:19.388 --> 11:23.058
‫که این لباس‌ها رو انتخاب کرده
‫چون حس کرده می‌تونیم دوباره اونا رو بپوشیم؟

11:23.142 --> 11:25.310
‫من می‌تونم دوباره این رو بپوشم

11:25.394 --> 11:28.439
‫فقط وقتی که جهنم یخ بزنه
‫و به جشنِ اسکیت دعوت شم

11:37.531 --> 11:38.866
‫دکتر اوزیل هستم

11:38.949 --> 11:41.493
‫دکتر اوزیل، اریک منندز هستم

11:44.496 --> 11:45.496
‫اریک؟

11:45.539 --> 11:47.499
‫می‌دونم که خیلی لحظه‌ی آخریه،

11:47.583 --> 11:50.544
‫ولی، امکانش هست امروز شما رو ببینم؟

11:50.627 --> 11:51.837
‫مهمه

11:53.005 --> 11:57.318
‫عه... انگار ساعت 2 وقتِ خالی دارم،
‫اگه برات مناسب باشه.

11:57.342 --> 11:59.261
‫نه. اصلاً. من...

12:00.345 --> 12:02.139
‫می‌خوام آخرین وقتت رو بهم بدی

12:02.222 --> 12:04.850
‫نمی‌خوام هیچکدوم از بیمارهای دیگه‌ات
‫من رو ببینن

12:06.268 --> 12:07.728
‫خواهش می‌کنم؟ دکتر اوزیل؟

12:08.353 --> 12:10.856
‫عه... آره، ساعت 4 چطوره؟

12:10.939 --> 12:12.816
‫می‌تونیم هر چقدر که بخوای صحبت کنیم

12:13.400 --> 12:15.444
‫باشه. ساعت چهار. خوبه

12:15.527 --> 12:17.029
‫باشه. پس اون موقع می‌بینمت

12:27.623 --> 12:29.708
‫پشمام! دیدی، جیمی؟

12:29.792 --> 12:33.003
‫اون مثل یه دختربچه‌یی مدرسه‌ای جا خورد.
‫خیلی ضایع بود.

12:33.086 --> 12:34.505
‫عوضی‌بازی در نیار، لایل

12:34.588 --> 12:36.006
‫- سلام، اریک
‫- سلام، جیمی

12:36.089 --> 12:39.510
‫- جایی میری؟
‫- آره، باید برم یه کارهایی انجام بدم

12:40.219 --> 12:41.971
‫باشه. خب، زود برگرد

12:41.995 --> 12:44.365
‫من و جیمی کلی شکلاتِ هالووین آوردیم
‫که بینِ بچه‌ها پخش کنیم

12:44.389 --> 12:46.266
‫و جنسِ ارزون هم نخریدم.
‫جنسِ خوب خریدیم!

12:46.350 --> 12:48.519
‫- می‌دونی که چقدر هالووین رو دوست دارم!
‫- آره

12:48.602 --> 12:50.482
‫باید سنّتِ خانوادگی رو زنده نگه داریم، اریک

12:52.105 --> 12:53.273
‫اریک!

12:53.357 --> 12:55.359
‫لطفاً بیا تو. بشین

12:56.944 --> 13:00.280
‫فوق‌العاده به نظر میای.
‫خیلی از دیدنت خوشحالم، جَوون.

13:14.920 --> 13:16.213
‫اریک، بیا تو

13:26.348 --> 13:28.934
‫- خیلی خوشحالم که زنگ زدی
‫- آره، منم همینطور

13:29.560 --> 13:35.315
‫خب... چه احساسی داری؟

13:36.817 --> 13:41.446
‫آره، خب یه جورایی...
‫فکرِ خودکشی به سرم زده

13:42.906 --> 13:43.906
‫خیلی خب

13:46.285 --> 13:47.911
‫اریک، چطوره بیای بشینی؟

13:57.546 --> 13:58.546
‫عه...

13:59.506 --> 14:01.967
‫حرف‌هایی که اینجا می‌زنم،

14:03.135 --> 14:05.888
‫هیچکس که بهشون گوش نمیده، درسته؟

14:05.971 --> 14:08.640
‫- منظورم اینه ضبطش که نمی‌کنی؟
‫- نه

14:09.182 --> 14:11.268
‫و نمی‌تونی چیزهایی رو که بهت میگم
‫به کسی بگی؟

14:11.894 --> 14:17.625
‫خب، دفعه‌ی پیش که واسه محکومیتِ دزدی
‫اومدی پیشم،

14:17.649 --> 14:19.610
‫اون اتفاقاتِ مسخره که الان
‫کاملاً پشت سر گذاشتی،

14:19.693 --> 14:24.197
‫دادگاه من رو ملزم کرده بود که
‫به پدر و مادرت بگم از چی حرف زدیم

14:24.281 --> 14:25.866
‫ولی خب، الان...

14:27.117 --> 14:28.201
‫یعنی، اونا...

14:28.285 --> 14:30.913
‫به نظرت میشه بریم باهم قدم بزنیم؟

14:33.040 --> 14:36.001
‫آره، من یه کابوس‌هایی می‌بینم،

14:36.084 --> 14:39.463
‫یعنی، هر شب، در مورد مامان و بابام

14:39.546 --> 14:42.090
‫و توی این کابوس‌ها، اونا کشته میشن؟

14:42.174 --> 14:44.426
‫آره، بیشتر اوقات

14:45.052 --> 14:49.973
‫توی خوابم انگار اونجام
‫و دارم دوباره تجربه‌اش می‌کنم

14:50.682 --> 14:53.226
‫ولی همه چی صحنه‌ی آهسته‌ست

14:53.810 --> 14:55.854
‫و من اونجا وایسادم،

14:56.438 --> 14:59.900
‫و به شکمِ مادرم شلیک میشه
‫و بعدش هم به پاش

14:59.983 --> 15:01.944
‫چون زانوش کاملاً منفجر میشه

15:02.986 --> 15:04.571
‫- درسته؟
‫- آره

15:05.197 --> 15:09.368
‫و بازم بهش تیراندازی میشه،
‫ولی نمی‌میره.

15:09.451 --> 15:13.956
‫و صورتِ بابام منفجر میشه،
‫یعنی، دوباره و دوباره و دوباره.

15:14.039 --> 15:17.584
‫و صورتش نابود میشه
‫و همه جا رو دود می‌گیره

15:17.668 --> 15:20.837
‫- هر شب این خواب رو می‌بینی؟
‫- آره، تقریباً

15:20.921 --> 15:23.465
‫اوه، اون لباسِ تم «تریلر»ـه

15:24.299 --> 15:27.010
‫بچه‌ها لباس مایکل جکسون
‫توی موزیک ویدیوی «تریلر» رو می‌پوشن

15:29.012 --> 15:31.390
‫چرا می‌خوای خودکشی کنی، اریک؟

15:31.473 --> 15:33.308
‫یعنی، این چه مشکلی رو حل می‌کنه؟

15:46.738 --> 15:49.032
‫- هدیه بدید وگرنه شیطنت می‌کنیم!
‫- بیاید بریم. یالا

15:49.116 --> 15:50.200
‫خیلی خب!

15:50.701 --> 15:52.661
‫- هدیه بدید وگرنه شیطنت می‌کنیم
‫- بفرمایید!

15:52.744 --> 15:53.662
‫اوه!

15:53.745 --> 15:54.745
‫خدای من

15:54.788 --> 15:56.915
‫- شمشیرت رو انداختی، رفیق
‫- ممنون

15:56.999 --> 16:00.002
‫- بفرمایید
‫- ممنون. هالووین مبارک!

16:00.085 --> 16:02.671
‫- بفرمایید
‫- تو لباسِ چی رو پوشیدی؟

16:03.463 --> 16:04.589
‫چی؟

16:04.673 --> 16:06.133
‫من تام کروزم!

16:06.216 --> 16:07.551
‫از فیلمِ کوکتل

16:08.427 --> 16:09.845
‫فیلم خیلی خفنیه

16:10.470 --> 16:12.889
‫هی. این همون خونه‌ست
‫که اون پدر و مادر توش...

16:14.057 --> 16:15.057
‫توش چی شدن؟

16:15.517 --> 16:16.517
‫تیر خوردن؟

16:18.854 --> 16:21.356
‫خب، چرا نمیای تو و یه نگاهی نمیندازی؟

16:21.440 --> 16:23.567
‫چطوره گورت رو از ملکم گُم کنی

16:23.650 --> 16:29.781
‫قبل از این که اون شکلاتِ اسنیکرز رو
‫تا ته فرو کنم توی کونت، گاوچرون؟

16:39.416 --> 16:42.335
‫پدرم مرد بزرگی بود

16:42.419 --> 16:44.379
‫خیلی‌ها این رو نمی‌دونستن

16:44.921 --> 16:47.215
‫اون با کار کردن برای هرتز شروع کرده بود،

16:47.299 --> 16:49.718
‫و بعدش راهش رو به صنعتِ سینما پیدا کرد

16:49.801 --> 16:52.262
‫اون بیشتر پشتِ صحنه بود
‫و به امورِ مالی رسیدگی می‌کرد،

16:52.345 --> 16:57.100
‫ولی درست به اندازه‌ی اسپیلبرگ
‫یا اسکورسیزی تأثیرگذار بود

16:57.184 --> 16:58.101
‫البته، درسته

16:58.185 --> 17:01.146
‫پس فکر می‌کردم شاید باید یه کتاب
‫در موردش بنویسم،

17:01.229 --> 17:04.191
‫فقط چون، می‌دونی،
‫اون کلی هدف داشت

17:04.274 --> 17:05.859
‫و می‌خواست سناتور بشه

17:05.942 --> 17:07.110
‫این رو می‌دونستی؟

17:07.194 --> 17:10.864
‫اون می‌خواست اولین سناتورِ کوبایی-آمریکایی
‫توی فلوریدا بشه

17:11.573 --> 17:13.867
‫خب، ولی مجبور بود بره فلوریدا، درسته؟

17:13.950 --> 17:16.120
‫آره. قرار بود ما رو ببره اونجا

17:16.144 --> 17:18.014
‫قرار بود مثل خاندانِ کندی بشیم

17:18.038 --> 17:20.207
‫البته همه‌ی اینا رو توی کتاب می‌نویسم

17:22.626 --> 17:25.754
‫همچنین فکر می‌کرد که من و لایل...

17:27.089 --> 17:30.383
‫یه روزی می‌تونیم رئیس جمهور بشیم

17:31.009 --> 17:34.930
‫و برای همین برامون انقدر سخته،

17:37.808 --> 17:38.642
‫همیشه

17:38.725 --> 17:41.394
‫اون، فقط...

17:44.231 --> 17:45.231
‫واقعاً...

17:55.575 --> 17:56.910
‫چی شده، اریک؟

17:57.452 --> 17:58.452
‫عه...

17:59.496 --> 18:00.497
‫خب...

18:03.542 --> 18:05.168
‫ما اون کارو کردیم.
‫من و برادرم...

18:10.841 --> 18:11.842
‫شما به اونا شلیک کردید؟

18:16.096 --> 18:17.096
‫آره

18:20.433 --> 18:21.726
‫خیلی خب. عه...

18:23.353 --> 18:26.982
‫نظرت چیه؟ شاید بهتر باشه
‫برگردیم مطب و در موردش حرف بزنیم

18:27.065 --> 18:30.026
‫باشه. باشه

18:34.156 --> 18:38.160
‫بعد از این که بهم گفتی
‫احساس بهتری داری؟

18:38.994 --> 18:40.579
‫- یکم
‫- خیلی خب

18:42.831 --> 18:43.831
‫اریک،

18:44.749 --> 18:47.919
‫می‌خوام بهم توضیح بدی چه اتفاقی افتاد،
‫البته اگه می‌تونی.

18:48.879 --> 18:51.423
‫خیلی خب، ولی اینا رو ضبط نمی‌کنی

18:51.506 --> 18:52.966
‫اینا رو ضبط نمی‌کنم

18:53.842 --> 18:55.594
‫ولی چرا می‌خوای این رو بدونی؟

18:57.429 --> 18:59.931
‫- فقط نیاز دارم احساساتم رو بیان کنم
‫- آره

19:00.015 --> 19:04.019
‫و بهترین راه برای انجام دادنش
‫اینه که بهم بگی چه اتفاقی افتاد

19:07.981 --> 19:10.609
‫گمونم نقشه وقتی شروع شد

19:10.692 --> 19:14.487
‫که داشتم فیلمِ «باشگاه پسران میلیاردر» رو می‌دیدم

19:15.113 --> 19:17.324
‫اون ترسیده بود، واقعاً ترسیده بود

19:17.407 --> 19:20.827
‫در مورد بچه‌هاییه که والدینِ ثروتمندی دارن
‫و اونا رو می‌کشن

19:20.911 --> 19:21.745
‫بچه‌ها می‌کشنشون

19:21.828 --> 19:23.580
‫و من رو به فکر فرو برد

19:23.663 --> 19:28.752
‫چون دقیقاً شبیه زندگیِ ما بود.
‫زندگیِ من و لایل.

19:28.835 --> 19:32.380
‫- فرانک به پشتِ سرش شلیک کرد
‫- لایل، این رو ببین

19:32.464 --> 19:34.216
‫خون جاری شده بود،

19:34.299 --> 19:36.635
‫پس سریع پیچیدمش لای لحاف

19:36.718 --> 19:38.178
‫و بردیمش توی ماشین

19:38.261 --> 19:42.432
‫پس شروع به حرف زدن راجع بهش کردیم

19:42.515 --> 19:48.521
‫مثلاً این که اگه این نیروی منفی و کنترل‌گر رو
‫از زندگی‌هامون حذف کنیم چجوری میشه؟

19:49.981 --> 19:51.524
‫پس سریع یه نقشه کشیدم

19:51.608 --> 19:55.278
‫من می‌خواستم زودتر انجامش بدیم،
‫قبل از این که جرأتِ انجامش رو از دست بدیم.

19:55.362 --> 19:58.698
‫ولی لایل می‌خواست وقت بذاره
‫و حسابی براش نقشه بکشه

19:59.199 --> 20:02.577
‫پس توافق کردیم تقریباً یه هفته بعد
‫و احتمالاً روزِ یکشنبه انجامش بدیم

20:02.661 --> 20:06.456
‫- و چرا یکشنبه؟
‫- خب، آخرهفته‌ها خدمتکارمون نبود

20:08.959 --> 20:10.126
‫وای، همین؟

20:11.795 --> 20:13.088
‫فقط یه فیلم دیدی،

20:13.171 --> 20:15.799
‫و تصمیم گرفتی پدر و مادرت رو بکشی، اریک

20:18.301 --> 20:19.386
‫چرا؟

20:21.012 --> 20:22.012
‫چرا چی؟

20:24.099 --> 20:26.977
‫- چرا انجامش دادیم؟
‫- آره، اریک

20:28.144 --> 20:31.648
‫قتلِ والدین یه اقدام خیلی جدّیه
‫و به این آسونی نیست

20:32.232 --> 20:33.275
‫قتلِ والدین چیه؟

20:34.359 --> 20:35.777
‫وقتی پدر و مادرت رو می‌کشی

20:37.279 --> 20:38.279
‫اوه!

20:38.613 --> 20:41.992
‫و البته، اریک، بی‌سابقه نیست

20:42.742 --> 20:44.160
‫پیش میاد

20:44.244 --> 20:47.205
‫یکی از هر چهار قتل شامل یه عضو خانواده میشه

20:47.289 --> 20:48.289
‫واقعاً؟

20:48.707 --> 20:50.792
‫وای. خیلی خب

20:50.875 --> 20:52.877
‫همه‌ی این موارد باهم فرق دارن،

20:54.004 --> 20:58.341
‫ولی علتِ بیشترشون...
‫وجود شرایط آزاردهنده‌ست

20:58.425 --> 21:00.468
‫آره، خب، اونا واقعاً آزاردهنده بودن

21:01.219 --> 21:05.223
‫نه، منظورم وجود سوءاستفاده‌ست

21:06.850 --> 21:09.936
‫وجود اختلافاتِ مالیه

21:12.188 --> 21:16.359
‫پدرت خیلی کنترل‌گر بود.
‫من و تو در موردش حرف زدیم.

21:19.654 --> 21:23.283
‫اریک، تو یه فیلم دیدی
‫و تصمیم گرفتی پدر و مادرت رو بکشی

21:23.366 --> 21:27.037
‫بیشترِ آدم‌ها چنین کاری نمی‌کنن

21:29.289 --> 21:30.289
‫آره

21:33.335 --> 21:35.003
‫خب، اونا بابام رو نمی‌شناسن

21:44.346 --> 21:46.723
‫گیم. اوکانل پنج بر یک جلوست

21:46.806 --> 21:49.351
‫این چه وضعشه؟!
‫چه غلطی کردی؟

21:49.434 --> 21:50.894
داری چه گُهی می‌خوری، اریک؟

21:51.478 --> 21:53.355
‫خدایا! پسره‌ی آشغال!

21:53.980 --> 21:56.524
‫پس ما روی چی کار می‌کردیم؟!

21:56.608 --> 21:58.401
‫- لعنتی!
‫- آقای منندز!

21:58.485 --> 22:00.153
‫نه! به من دست نزن عوضی!

22:00.236 --> 22:03.782
‫25 هزار دلار حرومت کردم!
‫گورت رو گُم کن. اخراجی.

22:03.865 --> 22:06.117
‫- بس کن. میشه بس کنی...
‫- اریک!

22:06.993 --> 22:08.870
‫جایگاهت رو حفظ کن!

22:11.373 --> 22:15.627
‫پدرت خشونتِ فیزیکی هم به خرج می‌داد، اریک؟

22:20.548 --> 22:22.217
‫واشنگتن

22:23.343 --> 22:24.344
‫المپیا

22:25.011 --> 22:26.011
‫هوم؟

22:27.555 --> 22:30.392
‫داکوتای جنوبی. داکوتای جنوبی

22:30.475 --> 22:32.811
‫پاس

22:32.894 --> 22:34.062
‫داکوتای جنوبی!

22:35.188 --> 22:36.439
‫کیرِ خر!

22:36.523 --> 22:37.774
‫کیرِ خر! کیرِ خر!

22:38.316 --> 22:39.609
‫عزیزم. واو!

22:39.692 --> 22:42.737
‫کُس‌خلِ بی‌شعور. پی‌یره!

22:43.488 --> 22:44.489
‫پی‌یر!

22:45.782 --> 22:48.493
‫باورم نمیشه توی پرینستون درس می‌خونی.
‫باورم نمیشه.

22:48.576 --> 22:50.703
‫باورم نمیشه توی پرینستون درس می‌خونی

22:57.043 --> 22:59.212
‫نه. نه زیاد

22:59.295 --> 23:00.935
‫این آخرین فرصتت بود، کُس‌خل

23:00.964 --> 23:02.507
‫می‌شنوی چی میگم؟
‫بهت چی گفتم؟

23:02.590 --> 23:05.093
‫- مثل یه بی‌خایه ریدی توی بازی!
‫- بس کن. بس کن، بابا

23:05.176 --> 23:06.845
‫- اون فقط یه تصمیمِ بد بود
‫- تصمیمِ بد؟

23:06.928 --> 23:09.305
‫- پشتِ خط بود!
‫- تصمیمِ بدت رو گاییدم! سوار شو!

23:09.389 --> 23:10.389
‫درو ببند

23:12.058 --> 23:13.058
‫فقط...

23:14.352 --> 23:16.855
‫خیلی سلطه‌گر بود

23:17.689 --> 23:18.690
‫خیلی خب

23:22.485 --> 23:24.154
‫و چرا مامانتون رو کشتید؟

23:27.907 --> 23:29.742
‫عه...

23:30.702 --> 23:33.204
‫اون به بابامون معتاد بود

23:35.540 --> 23:36.749
‫بابام یه رابطه‌ی مخفیانه داشت

23:37.876 --> 23:41.296
‫و در نتیجه مامانم زیاد مشروب می‌خورد
‫و یه سری قرص می‌خورد

23:42.505 --> 23:45.091
‫اون... افکارِ خودکشی داشت

23:47.177 --> 23:50.805
‫پس فکر کردیم این یه نشونه‌ست
‫که زندگیش هیچ ارزشی نداره

23:50.889 --> 23:52.724
‫و ما در واقع یه جورایی...

23:55.351 --> 23:57.145
‫اون رو از رنج و عذابش خلاص می‌کردیم

23:59.063 --> 24:01.649
‫یه اتفاقی هم افتاد

24:04.360 --> 24:08.239
‫لایل خونه بود. به خاطر سرقتِ ادبی
‫از پرینستون اخراج شده بود

24:08.323 --> 24:10.176
‫- کثافتِ آشغال منفور!
‫- باشه، باشه!

24:10.200 --> 24:13.077
‫- بچه کونی!
‫- می‌خوای چیکار کنی، بابا؟

24:13.161 --> 24:16.956
‫می‌خوای من رو بزنی؟ اصلاً یه چیزی!
‫می‌خوام همین الان من رو بزنی!

24:17.040 --> 24:18.291
‫خفه خون بگیر!

24:18.374 --> 24:21.127
‫- به من دست نزن!
‫- نشون بده، پیرمرد. یالا!

24:21.211 --> 24:25.089
‫اونا بس نمی‌کردن.
‫و بعد مامانم درگیر شد.

24:25.173 --> 24:27.675
‫من دوستش دارم.
‫و به نظرم باید درک کنی، مامان.

24:27.759 --> 24:30.553
‫تو 20 سالته. ازدواج نمی‌کنی

24:30.637 --> 24:31.513
‫امکان نداره. عمراً

24:31.596 --> 24:34.390
‫چرا باید به حرفِ شما دوتا گوش بدم
‫وقتی دقیقاً توی سنِ من ازدواج کردید؟

24:34.474 --> 24:37.060
‫- دختره جنده‌ست! دنبال پولته بدبخت!
‫- ببین تهش عاقبتم چی شد!

24:37.143 --> 24:38.353
‫زندگی مشترکِ شادم رو ببین

24:38.436 --> 24:40.772
‫تو یه آدمِ دورویی.
‫و حرفت برام مهم نیست!

24:40.855 --> 24:43.255
‫- من باهاش ازدواج می‌کنم!
‫- دورو؟ به من نگو دورو!

24:43.316 --> 24:46.236
‫اون خانواده‌ی خوبی نداره
‫و تو باهاش ازدواج نمی‌کنی

24:46.319 --> 24:47.713
‫- به هیچ وجه
‫- بابا! بابا!

24:47.737 --> 24:49.572
‫- من سعی دارم نجاتت بدم
‫- نه

24:49.656 --> 24:52.742
‫تو حق نداری چیزی بگی چون دقیقاً
‫وقتی هم‌سنِ من بودی ازدواج کردی، مامان!

24:52.825 --> 24:55.662
‫- دورو تویی! این رو چی میگی؟
‫- اوه!

25:00.041 --> 25:03.253
‫اوه. اوه. آی آی آی!

25:06.923 --> 25:09.133
‫اون رو بده به من. بذارش روی سرت

25:10.802 --> 25:12.011
‫خیلی خب، پسر

25:12.595 --> 25:13.638
‫چیزی نیست

25:20.687 --> 25:21.729
‫وای، وای، وای

25:36.869 --> 25:38.288
‫لایل!

25:45.503 --> 25:48.089
چند وقته که اون روی سرته؟

25:50.842 --> 25:54.846
‫فکر کنم از سه چهار سال پیش

25:54.929 --> 25:56.931
‫من این رو نمی‌دونستم؟
‫چرا من این رو نمی‌دونستم؟

25:57.015 --> 25:59.577
‫چون نمی‌خواستم بدونی!
‫هدف هم همینه، اریک!

25:59.601 --> 26:00.641
‫هیچکس نباید بدونه!

26:04.522 --> 26:06.024
‫حتی جیمی هم نمی‌دونه

26:10.403 --> 26:14.365
‫توی مرکزِ پروتز مو توی ویلشر گذاشتم

26:16.951 --> 26:21.956
‫دیدنِ برادرم توی اون وضع داغونم کرد

26:24.459 --> 26:26.461
‫اون کسی بود که تحسینش می‌کردم، خب؟

26:28.004 --> 26:33.426
‫کسی بود که همیشه ازم محافظت می‌کرد

26:36.471 --> 26:39.974
‫و طاقت نداشتم توی اون حالِ زار ببینمش

26:44.604 --> 26:47.398
‫اون به سرت پیچ میشه؟

26:49.150 --> 26:52.779
نه... یه جور قالب داره
که بهش وصل میشه

26:57.158 --> 26:58.201
‫بابا مجبورم کرد

27:02.580 --> 27:03.831
‫من برادرم رو دیدم

27:06.501 --> 27:09.272
‫و ناگهان متوجه شدم اتفاقاتی
‫که توی اون خونه می‌افتاد

27:09.296 --> 27:11.131
‫چقدر بی‌رحمانه بودن

27:11.297 --> 27:12.298
‫و عه...

27:15.093 --> 27:16.386
‫بالأخره بهش گفتم

27:18.971 --> 27:19.971
‫چی؟

27:26.354 --> 27:27.939
‫بهش چی گفتی؟

27:37.031 --> 27:41.244
فقط این که... دوستش دارم

27:44.163 --> 27:47.709
‫و از اون لحظه به بعد همیشه
‫برادرم رو به پدر و مادرم ترجیح میدم

27:50.002 --> 27:52.922
‫توی اون لحظه بود که
‫همه چی برات تغییر کرد؟

27:53.923 --> 27:56.217
‫آره. و اون موقع بود که فیلمه رو دیدم

27:57.051 --> 27:59.971
‫و توی اون لحظه،
‫می‌دونستم که قراره اتفاق بیفته.

28:00.471 --> 28:02.598
‫می‌دونستم که قراره انجامش بدیم

28:02.682 --> 28:07.520
‫حتی لازم نبود چیزی در موردش بگیم.
‫جاذبه‌ی خاص خودش رو داشت.

28:08.479 --> 28:11.607
‫پس رفتیم یه اسلحه‌فروشی
‫توی غرب لس‌آنجلس

28:11.691 --> 28:13.985
‫برای خرید سلاح کمری،
‫باید دو هفته منتظر بمونید.

28:14.068 --> 28:16.988
‫- صبر کن، چی؟ امکان نداره
‫- ولی این حقِ منه

28:17.071 --> 28:19.782
‫منم عینِ خودت شاکی‌ام.
‫اگه اعتراض داری برو سراغ جری براون.

28:19.866 --> 28:23.786
‫همون که قانونِ محدودیت سلاح کالیفرنیا رو
‫به مجلس ارائه کرد. کُس‌شعرِ محضه

28:23.870 --> 28:25.955
‫لعنتی!

28:26.038 --> 28:28.791
‫خب تنها چیزی که می‌خوام
‫گواهینامه‌ی کالیفرنیاست

28:28.875 --> 28:30.715
‫پس رفتیم یه جای دیگه توی اورنج کانتی

28:30.793 --> 28:33.171
‫هرکدوم باید گواهینامه‌تون رو نشونم بدید
‫و بعدش تفنگ‌ها رو می‌گیرید

28:33.171 --> 28:35.173
‫کیر توش! این غیرقانونیه!

28:36.466 --> 28:39.469
‫من یه شهروند آمریکام
‫و شهروند آمریکا حقوق خاصی داره

28:40.845 --> 28:42.346
‫این توی قانونِ اساسی نوشته شده!

28:42.430 --> 28:46.017
‫مشکل این بود که گواهینامه‌ی لایل به خاطر
‫جریمه‌های سرعت غیرمجازش باطل شده بود

28:46.100 --> 28:48.561
‫و من گواهینامه‌ی واقعی‌ام پیشم نبود
‫فقط جعلیه رو داشتم

28:48.644 --> 28:49.479
‫لعنتی!

28:50.813 --> 28:53.524
‫- و اینا در برابر دزدها جواب میدن؟
‫- اوه، چه جورم!

28:53.608 --> 28:56.194
‫و بالأخره یه فروشگاه بیگ فایو
‫توی سن‌دیگو پیدا کردیم

28:56.277 --> 28:58.362
‫که می‌شد فقط با یه کارت شناسایی شاتگان خرید

28:58.446 --> 29:00.698
‫خیلی خب، فقط باید کارت شناسایی‌تون رو ببینم

29:00.782 --> 29:03.993
‫و توی بیگ فایو، برای نقد کردن چک
‫دو جور کارت شناسایی لازمه،

29:04.076 --> 29:05.870
‫ولی برای خرید شاتگان فقط یکی لازمه

29:06.454 --> 29:08.206
‫پس از کارت شناسایی جعلی‌ام استفاده کردم

29:08.664 --> 29:11.542
‫♪ تو گذاشتی بره ♪

29:11.626 --> 29:14.587
‫♪ حالا دیگه هیچی مثل قبل نیست ♪

29:14.670 --> 29:17.131
‫♪ باید یه مقصر پیدا کنی ♪

29:17.215 --> 29:19.467
‫♪ باید یه مقصر پیدا کنی ♪

29:20.468 --> 29:25.223
‫♪ بارونی رو که می‌بارید مقصر بدون ♪

29:25.723 --> 29:30.269
‫بعدش، عذرِ موجه رو با رفیقِ لایل
‫پری برمن هماهنگ کردیم

29:34.774 --> 29:35.774
‫الو

29:36.984 --> 29:38.528
‫سلام، چه خبر، کله‌کیری؟

29:40.363 --> 29:43.282
‫معلومه که توی «تیست آو ال.ای» می‌بینمتون.
‫سال‌هاست که اونجا نرفتم.

29:44.909 --> 29:46.619
‫پس، همه چی ردیف شده بود

29:48.204 --> 29:49.455
‫و یکشنبه بود

29:51.207 --> 29:52.583
‫پس باید انجامش می‌دادیم

30:20.862 --> 30:22.488
‫واقعاً قراره این کارو بکنیم؟

30:28.244 --> 30:29.244
‫آره

30:32.540 --> 30:33.416
‫آره

30:33.499 --> 30:35.042
‫باشه

30:36.544 --> 30:38.546
‫- باشه
‫- باشه. این کارو می‌کنیم

30:39.630 --> 30:40.798
‫این کارو می‌کنیم

30:41.674 --> 30:45.177
‫این کارو می‌کنیم. این کارو می‌کنیم.
‫این کارو می‌کنیم. این کارو می‌کنیم!

30:52.518 --> 30:54.478
‫خیلی خب. بیا بریم قال قضیه رو بکنیم

31:57.708 --> 32:00.044
‫خیلی خب. تو باید اول شلیک کنی،
‫تا یه وقت جا نزنی.

32:00.628 --> 32:01.462
‫چی؟

32:05.091 --> 32:06.091
‫باشه

32:07.551 --> 32:08.552
‫دوستت دارم، اریک

32:10.096 --> 32:11.097
‫دوستت دارم

33:11.782 --> 33:14.118
‫توی 24 ساعت گذشته
‫یه کلمه هم حرف نزده

33:14.201 --> 33:15.745
‫چیکار می‌کنی؟ اون چیه؟

33:18.164 --> 33:19.498
‫اوه!

33:23.919 --> 33:25.880
‫نه!

33:44.356 --> 33:45.983
‫اوه!

34:16.472 --> 34:17.681
‫من کارِ مامان رو تموم می‌کنم

35:45.352 --> 35:46.770
‫پوکه‌ها رو جمع کن

36:06.332 --> 36:07.833
‫بیا اینجا. یالا

36:11.086 --> 36:13.631
‫- لایل، می‌تونی رانندگی کنی؟
‫- فکر نکنم بتونم رانندگی کنم

36:19.553 --> 36:20.679
‫بیا از خیابون کلدواتر بریم

37:16.986 --> 37:19.071
‫درست نمی‌شنوی دارم چی میگم؟

37:19.154 --> 37:21.240
‫اکرانِ ساعت 9:50 فیلم بتمن

37:21.323 --> 37:22.950
‫آره، ولی الان ساعت 10:40 است

37:23.033 --> 37:25.828
‫می‌دونم، ولی ما می‌خوایم اون رو ببینیم.
‫میشه کمکم کنی؟

37:25.911 --> 37:27.246
‫دوست دخترم اونجاست

37:27.329 --> 37:28.956
‫بهش بگو نصفِ آخرش خیلی خوبه

37:29.039 --> 37:32.167
‫شنیدیم نصفِ اول فیلم افتضاحه
‫و بقیه‌اش رو هم خراب می‌کنه

37:32.251 --> 37:34.753
‫پس، می‌خوایم نصفِ آخرش رو ببینیم

37:34.837 --> 37:37.756
‫این قانونِ سینماست. نمی‌تونیم
‫بعد از 15 دقیقه بلیت بفروشیم.

37:37.840 --> 37:39.967
‫- خیلی خب، باشه. کیر توش!
‫- کیر توش

37:40.050 --> 37:41.593
‫لطفاً جلوی من فحش ندید

37:41.677 --> 37:44.805
‫باشه. دوتا بلیت واسه ساعت 10:55 بهم بده

37:52.062 --> 37:53.063
‫لطفاً یواش‌تر

37:55.899 --> 37:57.901
‫- مرسی
‫- از فیلم لذت ببرید

37:59.278 --> 38:03.240
‫می‌دونی چیه؟ هی، اریک، اریک، اریک!
‫کیر توش، بیا بریم کافه «تیست آو ال.ای»

38:04.825 --> 38:06.452
‫لایل، چیکار می‌کنیم؟

38:07.328 --> 38:08.968
‫فقط سوار شو، اریک

38:08.996 --> 38:11.290
‫اون بلیت‌ها الان به درد نمی‌خورن.
‫فقط بیا بریم.

38:17.796 --> 38:18.881
‫اومم!

38:20.466 --> 38:21.466
‫وای!

38:22.009 --> 38:23.010
‫به‌به!

38:25.012 --> 38:26.680
‫ببخشید. ببخشید

38:27.181 --> 38:28.098
‫این پنیرِ ایدامه؟

38:28.182 --> 38:29.725
‫آره، ایدامِ دودیه

38:31.185 --> 38:32.811
‫خیلی خامه‌ایه

38:32.895 --> 38:34.563
‫بیا اریک، امتحانش کن

38:42.154 --> 38:44.782
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫بهتر بود با شرابِ شبلی سروش نمی‌کردید.

38:44.865 --> 38:46.825
‫لایل، فکر کنم دیگه باید بریم

38:46.909 --> 38:49.995
‫- میشه یه لحظه آروم باشی؟
‫- ما خیلی دیر رسیدیم. پری اینجا نیست

38:50.079 --> 38:52.790
‫که چی؟ من دارم از شرابِ ناب
‫و پنیرِ ناب لذت می‌برم،

38:52.873 --> 38:55.209
‫و دارم مطمئن میشم
‫که مردم ما رو ببینن

38:56.418 --> 38:58.921
‫چون ما الان تقریباً چهار ساعته که اینجاییم

38:59.546 --> 39:02.758
‫می‌دونی که چی میگن،
‫«توی کافه تیست زمان مثل برق و باد می‌گذره!»

39:27.116 --> 39:28.117
‫هیچکس اینجا نیست

39:45.968 --> 39:49.304
‫- خدماتِ اضطراری بورلی هیلز
‫- بله. پلیس، عه...

39:49.388 --> 39:50.514
‫لایل!

39:52.099 --> 39:54.476
‫- مشکل چیه؟
‫- یه...

39:54.560 --> 39:55.960
‫مشکل چیه، آقا؟

39:56.019 --> 39:57.688
‫یکی پدر و مادرم رو کشته

39:57.771 --> 39:58.772
‫ببخشید؟

39:59.273 --> 40:00.983
‫یه نفر پدر و مادرم رو کشته!

40:01.066 --> 40:02.276
‫مامان!

40:04.236 --> 40:05.404
‫حالت چطوره؟

40:07.823 --> 40:09.700
‫خوب نیستم. عه...

40:12.578 --> 40:15.873
‫اریک، اریک، فقط از اون شب برام بگو

40:17.791 --> 40:19.668
‫نه. نه

40:20.335 --> 40:24.590
‫تو دیگه چجور تراپیستی هستی؟
‫من اومدم اینجا حالم بهتر شه.

40:24.673 --> 40:26.800
‫پس چطور می‌تونم باعث شم
‫احساس بهتری پیدا کنی، اریک؟

40:26.884 --> 40:29.386
‫من اومدم اینجا که تو بهم بگی
‫آدمِ بدی نیستم

40:31.346 --> 40:32.931
‫بهم بگو من آدمِ بدی نیستم

40:33.015 --> 40:35.100
‫تو مامان و بابات رو کشتی، اریک

40:35.184 --> 40:37.227
‫می‌دونم. می‌دونم

40:39.104 --> 40:40.104
‫ولی...

40:41.565 --> 40:42.816
‫من آدمِ بدی نیستم

40:44.234 --> 40:45.234
‫نیستم

40:47.029 --> 40:48.780
‫میشه فقط این رو بگی؟

40:48.864 --> 40:51.116
‫تو آدمِ بدی نیستی، اریک

40:55.496 --> 40:58.874
‫من شب‌ها کابوس می‌بینم
‫و نمی‌تونم بخوابم

40:59.541 --> 41:03.253
‫و توی خونه‌ای زندگی می‌کنم
‫که توش به پدر و مادرم شلیک کردم

41:04.004 --> 41:07.758
‫و خوابم نمی‌بره و هر شب کابوس می‌بینم

41:08.258 --> 41:10.677
‫و هر شبی که توی اون خونه‌ام،

41:10.761 --> 41:15.098
‫کابوس می‌بینم که بهشون شلیک می‌کنم
‫و اونا نمی‌میرن

41:15.724 --> 41:17.017
‫و کابوس‌هام تموم نمیشن

41:17.559 --> 41:20.312
‫فقط وقتی تموم میشن
‫که به خودم شلیک می‌کنم

41:20.395 --> 41:22.439
‫♪ بارونی رو مقصر بدون... ♪

41:31.365 --> 41:34.493
‫فقط وقتی می‌تونم بخوابم
‫که به سرِ خودم شلیک می‌کنم

41:34.576 --> 41:35.577
‫خیلی خب

41:38.580 --> 41:39.581
‫اریک

41:40.916 --> 41:44.211
‫اریک، تو در امانی.
‫تو اینجا در امانی، باشه؟

41:46.588 --> 41:49.341
‫من به شدت پیشنهاد می‌کنم یه کاری بکنیم

41:50.842 --> 41:53.713
‫به نظرم باید به لایل زنگ بزنیم
‫و به نظرم اون باید همین الان بیاد اینجا.

41:53.737 --> 41:54.888
‫- باشه
‫- باشه؟

41:55.681 --> 41:56.682
‫- آره
‫- باشه

42:01.562 --> 42:02.664
‫هدیه بدید وگرنه شیطنت می‌کنیم

42:02.688 --> 42:04.314
‫آره. بفرمایید

42:07.901 --> 42:09.570
‫هی، میشه یکی دیگه هم بهم بدی؟

42:10.529 --> 42:13.574
‫واسه چی داری زر می‌زنی؟
‫اونا اسنیکرزهای گُنده‌ان.

42:13.657 --> 42:16.535
‫- می‌دونی این چقدر سخاوتمندانه‌ست؟
‫- خدایا. فقط پرسیدم

42:17.744 --> 42:18.745
‫مادرسگ!

42:19.288 --> 42:23.750
‫چطوره برگردی ون نایزِ خراب شده
‫کثافتِ آشغال فقیر؟

42:23.834 --> 42:25.877
‫- واقعاً؟ کونِ لقت!
‫- کونِ لق خودت!

42:25.961 --> 42:28.714
‫چه لباسِ بنجل قشنگی پوشیدی، بی‌خایه!

42:30.465 --> 42:32.175
‫بچه‌های تخمِ سگ!

42:40.350 --> 42:41.430
‫- الو؟
‫- لایل

42:42.394 --> 42:46.106
‫دکتر اوزیل هستم. می‌خوام بیای مطبم.
‫اریک اینجاست.

42:46.189 --> 42:47.274
‫چی؟

42:47.357 --> 42:50.027
‫لایل، اون همه چی رو بهم گفته

42:51.153 --> 42:52.404
‫چی؟ نه، گوشی رو بده بهش!

42:52.487 --> 42:56.241
‫نه، همین الان بیا مطبم
‫و می‌تونیم در موردش حرف بزنیم

42:56.325 --> 42:58.827
‫همین الان گوشی رو به برادرِ کُس‌خلم

42:58.910 --> 43:01.204
‫نه، من این کارو نمی‌کنم، لایل

43:01.288 --> 43:03.832
‫پاشو بیا مطبم
‫و می‌تونی از نزدیک باهاش حرف بزنی

43:03.915 --> 43:04.750
‫این مهمه

43:04.833 --> 43:05.833
‫لعنتی...

43:05.876 --> 43:07.252
‫کیرم توش!

43:07.961 --> 43:11.882
‫فکر کنم راه افتاده داره میاد

43:13.050 --> 43:15.552
‫اریک، تو کارِ درستی کردی که بهم گفتی

43:16.136 --> 43:18.472
‫حالا، باید ازت بخوام همین‌جا بمونی

43:18.555 --> 43:22.643
‫باید برم یه قهوه بگیرم
‫چون حس می‌کنم قراره شبِ درازی بشه

43:22.726 --> 43:25.812
‫فقط... فقط نرو. من زود برمی‌گردم

43:47.292 --> 43:49.670
‫اوه، یالا! یالا! یالا!

43:59.471 --> 44:01.264
‫- الو؟
‫- جودلان، فقط به من گوش کن

44:01.348 --> 44:04.393
‫- پاشو بیا مطب
‫- اوه، تو فکر کردی کی هستی؟

44:04.476 --> 44:06.561
‫- دوباره داری به زنت می‌خوابی
‫- لعنتی

44:06.645 --> 44:09.356
‫«متأسفم. بیا زندگیِ مشترک بهتری داشته باشیم»

44:09.439 --> 44:12.526
‫«بیا باهم بخوابیم
‫و به جودلان میگم همه چی تمومه»

44:12.609 --> 44:15.529
‫- خب، کونِ لقت، جری!
‫- خفه شو و گوش کن!

44:15.612 --> 44:18.031
‫اریک الان به قتل‌ها اعتراف کرد

44:18.115 --> 44:19.783
‫لایل هم توی راهه

44:19.866 --> 44:21.368
‫شاید جونم در خطر باشه

44:21.451 --> 44:23.954
‫می‌خوام بیای اینجا تا شاهد باشی

44:24.037 --> 44:26.456
‫- نه. من نمیام اونجا
‫- چرا، میای

44:26.540 --> 44:29.376
‫- اوه، تا بتونن منم بکشن؟
‫- نه! این کارو نمی‌کنه!

44:29.459 --> 44:32.963
‫هیچکس تو رو نمی‌کشه!
‫فقط همین الان بیا اینجا.

44:34.131 --> 44:35.131
‫چی؟ جری!

44:35.632 --> 44:36.466
‫چی؟

44:36.550 --> 44:38.885
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

44:41.596 --> 44:43.056
‫یالا! یالا! یالا!

44:43.140 --> 44:45.767
‫کیرم دهنت! مادر جنده! برو!

44:46.601 --> 44:47.769
‫برو جلو!

45:51.500 --> 45:53.794
‫خیلی وقته که منتظری؟

45:56.797 --> 45:58.423
به هر حال دکتره دیگه، آره؟

46:07.307 --> 46:08.600
‫تو بهش چی گفتی؟

46:08.683 --> 46:11.686
‫- لایل، بیا بشین
‫- خفه خون بگیر. من با تو حرف نمی‌زنم

46:11.770 --> 46:14.523
‫چی براش تعریف کردی؟
‫بهش چی گفتی؟ هان؟

46:14.606 --> 46:16.983
‫در مورد چی؟ در مورد مامان و بابا؟

46:17.067 --> 46:19.319
‫چون ما نمی‌دونیم کی اونا رو کشته

46:20.362 --> 46:21.822
‫من همه چی رو بهش گفتم

46:22.739 --> 46:24.741
‫باشه. همه چی در مورد چی؟

46:24.825 --> 46:28.328
‫این که احتمالاً کارِ مافیا بوده؟
‫این که احتمالاً اراذل کشتنش؟

46:28.912 --> 46:33.917
‫لایل، کابوس‌هایی که می‌دیدم...
‫باید به یکی می‌گفتم.

46:35.961 --> 46:37.128
‫اون همه چی رو بهم گفت

46:37.212 --> 46:39.631
‫خیلی خب، نمی‌دونم منظورت چیه که
‫«اون همه چی رو بهم گفت!»

46:39.714 --> 46:41.091
‫نمی‌دونم «همه چی» چه کوفتیه

46:41.174 --> 46:43.134
‫چون اون گفته،
‫به این معنا نیست که حقیقت داره!

46:43.635 --> 46:44.678
‫لایل...

46:45.303 --> 46:47.639
‫من می‌ترسیدم... می‌ترسیدم خودکشی کنم

46:47.722 --> 46:48.723
‫لایل، خواهش می‌کنم

46:48.807 --> 46:51.643
‫میشه لطفاً خفه خون بگیری؟
‫دارم با برادرم حرف می‌زنم!

46:52.602 --> 46:53.602
‫ما اونا رو کشتیم

46:54.729 --> 46:55.729
‫ما بهشون شلیک کردیم

47:03.613 --> 47:05.615
‫- اون زنیکه کی بود؟
‫- چی؟

47:05.699 --> 47:06.867
‫اون زنیکه کدوم خری بود؟

47:06.950 --> 47:08.285
‫نمی‌دونم

47:08.368 --> 47:10.662
‫این مطب عایقِ صداست

47:10.745 --> 47:13.498
‫میشه لطفاً بشینی، لایل؟
‫اشکالی نداره.

47:13.582 --> 47:15.417
‫- اشکالی نداره؟
‫- میشه فقط بشینی؟

47:15.500 --> 47:16.626
‫بهم بگو چطور اشکالی نداره.

47:16.710 --> 47:19.270
‫اگه من و اریک پدر و مادرمون رو کشته باشیم،
‫این چطور اشکالی نداره؟

47:19.337 --> 47:23.091
‫لایل، تو که تفنگ نداری، مگه نه؟

47:23.967 --> 47:26.344
‫خیلی خب، این جلسه محرمانه‌ست

47:26.428 --> 47:28.847
‫هرچی که اینجا بگی، محرمانه‌ست

47:29.347 --> 47:33.727
‫هرچی که به من یا برادرت بگی،
‫نمی‌تونم به کسی بگم،

47:33.810 --> 47:35.729
‫پس اشکالی نداره اگه فقط...

47:35.812 --> 47:38.690
‫- اگه چیکار کنم؟
‫- اگه فقط بهم بگی چی تو جیبته!

47:38.773 --> 47:40.901
‫- لطفاً این کارو نکن
‫- تو بتمرگ سرِ جات، اریک!

47:40.984 --> 47:44.237
‫اصلاً نمی‌دونم الان باید باهات چیکار کنم!
‫دیگه اصلاً نمی‌دونم کی هستی!

47:44.321 --> 47:45.739
‫من برادر ندارم!

47:45.822 --> 47:47.657
‫فقط نیاز داشتم به یکی بگم

47:47.741 --> 47:50.785
‫خب، پس به من بگو کُس‌خل!
‫به منِ کُس‌کش بگو!

47:50.869 --> 47:54.706
‫آخه کیرم دهنت! چرا همچین قصه‌ای
‫از تو کونت در آوردی، اریک؟

47:54.789 --> 47:58.752
‫من دروغ نگفتم، لایل.
‫ما انجامش دادیم!

48:00.378 --> 48:02.464
‫لایل، بهم بگو چی توی جیبته

48:02.547 --> 48:04.382
‫یه شکلات اسنیکرزِ گُنده‌ست، باشه؟

48:04.466 --> 48:06.843
‫یکم پیش 300 تا از اینا رو
‫جلوی خونه‌مون پخش کردم

48:06.927 --> 48:09.012
‫بچه‌ها عاشق خونه‌ی مان.
‫ما آدم‌های خوبی هستیم.

48:15.644 --> 48:18.063
‫تو شبِ مورد علاقه‌ام
‫از سال رو خراب کردی

48:19.397 --> 48:22.859
‫با این دروغ‌هایی که گفتی

48:22.943 --> 48:25.528
‫- اینا دروغ نیست
‫- میشه خفه خون بگیری؟

48:25.612 --> 48:28.156
‫- دکتر اوزیل نمی‌تونه بگه...
‫- خفه خون بگیر و بذار فکر کنم

48:35.580 --> 48:38.416
‫چون اگه واقعاً انجامش داده بودیم،
‫اون وقت همین‌جا می‌کشتیمت.

48:38.500 --> 48:40.043
‫- لایل
‫- مگه نه؟

48:41.920 --> 48:43.463
‫فکر نکنم این فکرِ خوبی باشه

48:51.096 --> 48:53.264
‫- تو می‌ترسی، دکتر اوزیل؟
‫- لایل!

48:56.267 --> 48:58.186
من به انتخاب خودم
با ترس زندگی نمی‌کنم

48:58.687 --> 48:59.980
‫بابام هم نمی‌ترسید

49:03.942 --> 49:06.194
‫فقط چون برادرم یه چیزی بهت میگه،

49:06.903 --> 49:09.447
‫باعث نمیشه حقیقت داشته باشه، دکتر اوزیل

49:11.783 --> 49:15.620
‫لایل، دکتر اوزیل نمی‌تونه به کسی بگه.
‫چرا نمی‌تونی این رو بفهمی؟

49:15.704 --> 49:18.456
‫هیچکس قرار نبود
‫بفهمه چیکار کردیم، اریک!

49:18.540 --> 49:20.458
‫هیچکس قرار نبود بفهمه، کُس‌خل!

49:21.084 --> 49:22.836
‫اون جنایتِ بی‌نقص بود

49:22.919 --> 49:25.296
‫و حتی اگه بابا زنده بود
‫بهمون افتخار می‌کرد

49:25.380 --> 49:28.591
‫حتی اونم بهمون افتخار می‌کرد.
‫خودت این رو گفتی.

49:38.393 --> 49:40.562
‫هیچکس قرار نیست بفهمه، درسته؟

49:42.105 --> 49:46.026
‫هرچی اینجا بگیم، نمی‌تونه برای متهم کردنمون
‫توی دادگاه استفاده شه، پس اشکالی نداره

49:46.526 --> 49:49.404
‫و می‌تونیم فقط بگیم اون داشته...
‫چیکار می‌کرده؟

49:50.363 --> 49:51.614
‫یه ورزشِ ذهنی می‌کرده؟

49:51.698 --> 49:53.283
‫- آره
‫- آره

49:53.366 --> 49:56.453
‫کاملاً درسته. من نمی‌تونم به هیچکس بگم

49:57.328 --> 49:58.328
‫هیچکس

50:01.708 --> 50:04.044
‫فقط نیاز داشتم با یکی حرف بزنم

50:07.756 --> 50:09.340
‫لایل، لطفاً بشین

50:16.097 --> 50:21.227
‫فکر کنم شاید این بتونه چیز خوبی باشه

50:21.311 --> 50:22.311
‫چی؟

50:22.353 --> 50:25.065
‫بیاید یه لحظه فرض کنیم
‫که شما محکوم بشید

50:25.148 --> 50:27.192
‫- صبر کن، تو گفتی که...
‫- من قرار نیست به کسی بگم...

50:27.275 --> 50:30.779
‫من نمی‌تونم به کسی بگم، خب؟
‫این قضیه روشنه؟

50:30.862 --> 50:33.698
‫اگه گیر بیفتید،
‫من باعثش نخواهم بود.

50:34.240 --> 50:39.287
‫ولی اگه... بر فرض یه شاهدی باشه...

50:46.795 --> 50:48.088
‫من می‌تونم ناجیِ شما بشم

50:49.380 --> 50:50.423
‫چطوری؟

50:51.007 --> 50:55.553
‫چون می‌دونم واقعاً چه اتفاقی افتاده،
‫البته اگه همه چی رو بهم بگید.

50:56.262 --> 50:59.390
‫می‌تونم توی دادگاه شهادت بدم شما می‌ترسیدید

50:59.974 --> 51:03.728
‫دیگه نمی‌تونستید پدرِ کنترل‌گرتون رو تحمل کنید

51:04.562 --> 51:07.690
‫قتل‌ها انواع مختلفی دارن، می‌دونید؟

51:07.774 --> 51:11.778
‫جرائم ناشی از خشم رو داریم
‫که طرف یهویی از کوره در میره

51:12.987 --> 51:16.574
و البته در مقابل جنایتی
که از قبل بهش فکر شده

51:16.658 --> 51:21.830
‫جنایتی با انگیزه‌ی قبلی...
‫مثل یه قتلِ جامعه‌ستیزانه.

51:23.081 --> 51:26.793
‫خب به نظرت کدوم یکیه؟

51:30.088 --> 51:31.840
‫ما جامعه‌ستیزیم، دکتر اوزیل؟

51:32.340 --> 51:37.262
‫خب، نه، برای همین فکر می‌کنم
‫باید بیاید و کل داستان رو برام تعریف کنید

51:37.345 --> 51:38.513
‫پس اینطور فکر می‌کنی، هان؟

51:39.639 --> 51:40.557
‫آره، اینطور فکر می‌کنم

51:40.640 --> 51:42.284
‫- اریک، یالا
‫- واقعاً نظرم اینه

51:42.308 --> 51:45.353
‫واقعاً فکر می‌کنم باید برگردید.
‫به نظرم می‌تونم کمکتون کنم.

51:45.436 --> 51:49.732
‫راستش... الان قراره چیکار کنی؟

51:50.817 --> 51:54.237
‫- قراره به دایان سایر زنگ بزنی؟
‫- چی؟

51:54.320 --> 52:00.160
‫ازت می‌پرسم الان قراره
‫با این اطلاعات چیکار کنی

52:01.661 --> 52:02.661
‫هیچی

52:05.498 --> 52:07.750
‫میرم با زنم شام می‌خورم

52:14.299 --> 52:15.300
‫باشه

52:20.263 --> 52:21.264
‫خیلی خب

52:22.807 --> 52:24.517
‫موفق باشی، دکتر اوزیل

52:39.074 --> 52:49.074
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

53:01.512 --> 53:02.639
‫[ساختمان پزشکان بدفورد]

53:06.059 --> 53:07.227
‫ماشینم توی خیابون رکسفورده

53:11.481 --> 53:12.649
‫باشه

53:12.732 --> 53:14.108
‫می‌رسونمت

53:46.432 --> 53:49.227
‫- شرمنده، لایل
‫- نه. نه

53:56.317 --> 53:57.318
‫اشکالی نداره

54:02.532 --> 54:05.285
‫- حالا می‌دونیم باید چیکار کنیم
‫- چی؟

54:09.122 --> 54:10.614
‫باید اون رو بکشیم
