WEBVTT

00:00.309 --> 00:02.213
‫اگه خانم ایزابلا قراره خونه‌ی کشیش رو ترک کنه،

00:02.229 --> 00:05.413
‫من مصمم‌ هستم که مطمئن بشم
‫پیش خواهرهاش ساکن میشه.

00:05.797 --> 00:07.781
‫- ممنون.
‫- بت و آقای لیدردیل؟

00:08.061 --> 00:09.501
‫کاساندرا، اینجا بیماری هست.

00:09.501 --> 00:11.141
‫خانم آستن، شما نباید اینجا باشی.

00:11.141 --> 00:13.253
‫به نظر می‌اومد خیلی باهم صمیمی‌ان.

00:13.621 --> 00:15.381
‫نامه‌ای از جین پیدا کردی؟

00:16.621 --> 00:18.061
‫نه حتی یدونه.

00:19.781 --> 00:21.861
‫آستن‌های همپشایر
‫دارن اولین طرح

00:21.861 --> 00:24.821
‫بزرگ تعطیلاتشون رو شروع می‌کنن.

00:24.821 --> 00:26.021
‫آقای هنری هابدی.

00:26.021 --> 00:26.885
‫باعث افتخارمه، خانم.

00:27.341 --> 00:31.013
‫مطمئنم جرقه‌هایی بین شما رد و بدل شد.

00:31.261 --> 00:33.461
‫اون رو کاملاً تحت نفوذ خودت درآوردی.

00:44.301 --> 00:45.821
‫باید بفرستیم دنبال آقای لیدردیل.

00:45.821 --> 00:47.341
‫آقای لیدردیل خیلی سرش شلوغه.

00:47.341 --> 00:48.861
‫خودمون ازش پرستاری می‌کنیم.

00:48.861 --> 00:55.861
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:55.861 --> 01:01.251
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:01.261 --> 01:03.021
‫نه... نه!

01:03.021 --> 01:05.501
‫همه‌چی روبه راهه. باید استراحت کنی.

01:05.501 --> 01:07.021
‫نامه‌ها...
‫تو باید...

01:07.021 --> 01:08.261
‫ایزابلا، باید... باید...

01:08.261 --> 01:10.181
‫هیچ نامه‌ای نیست، عزیزم.

01:10.181 --> 01:12.181
‫استراحت کن.

01:12.181 --> 01:13.461
‫نه.

01:13.461 --> 01:15.541
‫نه، نه. تو نه.

01:15.541 --> 01:17.821
‫کاساندرا، این دایناست
‫که داره پیشونیت رو خنک می‌کنه.

01:17.821 --> 01:19.141
‫نه، تو نه.

01:19.141 --> 01:21.661
‫- ایزابلا، باید نامه‌ها رو مخفی کنی.
‫- تب داره.

01:21.661 --> 01:23.501
‫نمی‌دونه داره چی میگه.

01:24.501 --> 01:25.621
‫نه.

01:25.621 --> 01:26.861
‫کجان؟ تو باید...

01:26.861 --> 01:29.581
‫- باید مخفی نگهشون داری.
‫- هیچ نامه‌ای نیست، عزیزم.

01:29.581 --> 01:31.021
‫استراحت کن.

01:32.021 --> 01:34.621
‫جین. به جین قول دادم.

01:34.621 --> 01:36.941
‫تو باید...
‫باید نامه‌هارو مخفی کنی.

01:36.941 --> 01:39.021
‫باید آروم باشی.

01:39.021 --> 01:41.341
‫مخفیشون کن.
‫مخفیشون کن.

01:41.341 --> 01:42.781
‫چیزی برای مخفی کردن نیست.

01:42.781 --> 01:45.261
‫خواهر عزیزم!
‫در امانی، عزیزم.

01:45.261 --> 01:47.021
‫نه!

01:48.501 --> 01:49.661
‫نه!

01:49.661 --> 01:50.741
‫نه!
‫کاساندرا...

01:50.741 --> 01:52.581
‫ببین، من...

01:52.581 --> 01:54.341
‫داره بدتر میشه، خانم ایزابلا.

01:54.341 --> 01:56.965
‫ما رو به خاطرش سرزنش می‌کنه.
‫خدا نکنه.

01:57.381 --> 01:59.341
‫می‌تونم الان برم و آقای لیدردیل رو بیارم.

01:59.341 --> 02:02.181
‫نه، تبش زود قطع میشه.

02:02.181 --> 02:05.021
‫علاوه براین، مطمئنم آقای لیدردیل و خواهرم

02:05.021 --> 02:07.341
‫خیلی مشغول‌تر از این حرفان که مزاحمشون بشیم.

02:07.341 --> 02:09.501
‫برو به اون خونه و ازشون یخ بگیر.

02:09.501 --> 02:11.141
‫این موقع سال، حتماً زیاد دارن.

02:11.141 --> 02:12.421
‫اوه!

02:12.421 --> 02:18.421
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

02:18.541 --> 02:19.941
‫داینا؟

02:19.941 --> 02:21.301
‫مشکلی پیش اومده؟

02:21.301 --> 02:24.517
‫« خانم آستن »
‫« قسمت سوم »

02:24.581 --> 02:26.301
‫ببین، کاساندرا.

02:27.301 --> 02:29.021
‫داره آب میاره.
‫نه!

02:29.021 --> 02:30.461
‫- نه، نه!
‫- کاساندرا.

02:30.461 --> 02:31.741
‫باید...

02:31.741 --> 02:35.381
‫داریم کمکت می‌کنیم.

02:35.381 --> 02:37.821
‫چیزی نیست.
‫نه.

02:37.821 --> 02:40.701
‫سرده. سرده.

02:40.701 --> 02:42.021
‫سرده. کمکم کن!

02:42.021 --> 02:44.461
‫- داریم کمکت می‌کنیم.
‫- کمکم کن، ایزابلا.

02:44.461 --> 02:46.581
‫می‌دونم مریضه و متأسفم که اینو میگم،

02:46.581 --> 02:48.261
‫ولی خودش باعثش شده،

02:48.261 --> 02:51.021
‫رفته پیش خانم بت و
‫جنجال راه انداخته.

02:51.021 --> 02:53.181
‫کافیه، داینا.
‫دیگه نمی‌خوام چیزی بشنوم.

02:53.181 --> 02:54.701
‫مخلوط افیون رو بیار.

02:58.461 --> 03:00.541
‫نه!
‫ما اینجاییم.

03:00.541 --> 03:02.061
‫کاساندرا، ما اینجاییم.

03:06.901 --> 03:08.141
‫داینا.

03:14.461 --> 03:15.661
‫نه!

03:30.461 --> 03:32.301
‫این یکی رو ببین.
‫شاید این یکی...

03:32.301 --> 03:35.541
‫انگار برادرزاده‌تون صدف‌های قشنگ‌تری

03:35.541 --> 03:38.021
‫- واسه‌ی مجموعه‌ش پیدا کرده، خانم آستن.
‫- یا شاید این یکی؟

03:38.021 --> 03:40.621
‫ظاهراً که همین‌طوره، آقای هابدی.

03:40.621 --> 03:42.421
‫سردرگمم که چطور می‌خوایم

03:42.421 --> 03:44.821
‫این همه صدف رو ببریم خونه.

03:49.021 --> 03:53.021
‫ببخشید اگه دخالت می‌کنم،

03:53.021 --> 03:54.901
‫دختر دوست‌داشتنی‌ایه...

03:56.621 --> 04:00.021
‫...اما یه غمی توی وجودش حس می‌کنم،

04:00.021 --> 04:02.021
‫که برای همچین سنی عجیبه.

04:02.021 --> 04:04.221
‫زمانی که خیلی کوچیک بود
‫مادرش رو از دست داد.

04:05.701 --> 04:07.821
‫فکرمی‌کنم، هنوز زخمش تازه‌ست.

04:09.021 --> 04:13.621
‫بله، از دست دادن پدر یا مادر
‫اون هم توی این سن،

04:13.621 --> 04:16.181
‫به شدت دشواره.

04:16.181 --> 04:18.021
‫مادرتون از فقدان شما هم برامون گفت.

04:18.021 --> 04:20.341
‫واقعاً متأسفم.

04:20.341 --> 04:23.861
‫بله... پدرم مرد فوق‌العاده‌ای بود.

04:25.301 --> 04:28.261
‫مادرم بعد از اون خیلی براش سخت بود

04:28.261 --> 04:30.621
‫که توی خونه‌ی پدری بمونه،

04:30.621 --> 04:33.421
‫برای همین، زندگیمون همیشه درحرکت بوده.

04:34.741 --> 04:36.781
‫اما امیدوارم که به زودی
‫به اونجا برگردم.

04:38.101 --> 04:39.541
‫اون خونه کجاست؟

04:39.541 --> 04:40.861
‫داربی‌شر.

04:42.701 --> 04:44.301
‫فکر به داربی‌شر خوشحالتون می‌کنه؟

04:44.301 --> 04:45.621
‫نه، اصلاً.

04:45.621 --> 04:46.861
‫نه.

04:46.861 --> 04:50.181
‫به نظر خواهرم اونجا یه مکان نسبتاً بی‌نقصه...

04:50.181 --> 04:53.021
‫البته همپشایر هم همینطوره،
‫اما شروپشایر هرگز.

04:59.661 --> 05:01.741
‫از سوزان دارم لذت می‌برم.

05:01.741 --> 05:04.461
‫خواهر عزیز، باید بگم، آقای ثورپ

05:04.461 --> 05:06.101
‫خیلی آدم بی‌شرمیه.

05:06.101 --> 05:09.221
‫اگه اهل آکسفورده، خوشحالم که به اونجا نرفتم.

05:09.221 --> 05:11.261
‫ببینم جرأتش رو داره به کشتی من بیاد.

05:11.261 --> 05:12.901
‫فوراً می‌زنیمش به دکل کشتی.

05:12.901 --> 05:14.301
‫هیچ‌وقت سوار کشتیت نمی‌شد!

05:14.301 --> 05:17.461
‫آقای جان ثورپ نه دل این کار رو داره
‫نه عقلشو.

05:17.461 --> 05:19.581
‫شما ملوان‌ها بهترین‌ها هستین.

05:19.581 --> 05:22.021
‫با این حال، هیچ‌کدوم از زنان قهرمان داستانت

05:22.021 --> 05:23.741
‫یه برادر ملوان خوش‌تیپ نداشتن.

05:23.741 --> 05:26.421
‫اوه، فرانک! اگه قهرمان داستان انقدر خوش‌شانس بود

05:26.421 --> 05:28.701
‫که یه برادر ملوان خوش‌تیپ داشته باشه،

05:28.701 --> 05:31.421
‫دیگه هیچ‌کدوم از قهرمان‌هایی که می‌ساختم
‫براش جذاب نمیشد.

05:31.421 --> 05:34.021
‫هیچ مردی نمی‌تونست باهاش رقابت کنه.

05:34.021 --> 05:36.541
‫پس برای همینه که خوهرام
‫هنوز ازدواج نکردن.

05:36.541 --> 05:38.021
‫هیچ مردی نمی‌تونه باهام رقابت کنه.

05:38.021 --> 05:40.661
‫فکرمی‌کنم کَسی به زودی
‫قراره بهت خیانت کنه، برادر،

05:40.661 --> 05:42.221
‫با خواستگار جدیدش.

05:43.261 --> 05:45.621
‫خواستگار؟ لطفاً بگو کیه؟

05:45.621 --> 05:47.021
‫جین!

05:47.021 --> 05:48.901
‫ببخشید، ظاهراً حرف اشتباهی زدم.

05:48.901 --> 05:50.341
‫کَسی هیچ خواستگاری نداره،

05:50.341 --> 05:54.821
‫مخصوصاً خواستگاری که اسمش هنری یا هابدی باشه،

05:54.821 --> 05:56.661
‫یا هنری هابدی.

05:56.661 --> 05:58.021
‫بابا، لطفاً!

05:58.021 --> 05:59.541
‫یا هرخواستگاری با این اسم‌ها

05:59.541 --> 06:03.141
‫که اتفاقاً وارث یه ملک توی دربیشایره.

06:03.141 --> 06:05.021
‫یه ملک؟ توی دربیشایر؟

06:05.021 --> 06:09.381
‫- بابا، ازت خواهش می‌کنم.
‫- کافیه! دارین خواهرتون رو اذیت می‌کنین.

06:09.381 --> 06:13.261
‫علاوه‌براین، من هیچ مدرکی
‫از وجود چنین علاقه‌ای ندیدم.

06:13.261 --> 06:15.021
‫به خاطر اینه که یه راز خیلی عمیقه

06:15.021 --> 06:17.341
‫که فقط همه‌ی مردم سیدموث ازش باخبرن.

06:17.341 --> 06:19.421
‫کافیه!

06:19.421 --> 06:22.581
‫انگار عشق جین به داستان‌سرایی
‫از صفحه‌ی کتاب

06:22.581 --> 06:24.221
‫به زندگیمون منتقل شده.

06:24.221 --> 06:27.741
‫متأسفانه باید بگم که
‫دیگه روزانه دروغ‌های عجیبی میگه.

06:27.741 --> 06:30.941
‫دیگه نمی‌تونیم هیچ کلمه‌ای که
‫از دهنش بیرون میاد رو باور کنیم.

06:38.701 --> 06:40.781
‫کَس؟

06:40.781 --> 06:43.861
‫واقعاً از اینکه آقای هابدی
‫امروز همراهمون بود ناراحت شدی؟

06:43.861 --> 06:45.061
‫خیلی زیاد.

06:46.181 --> 06:48.701
‫همه‌ش کار فرانک بود.

06:48.701 --> 06:51.141
‫که تو هیچ نقشی توش نداشتی.

06:51.141 --> 06:52.541
‫کلاً هیچی.

06:52.541 --> 06:55.221
‫خیلی‌خب، قبول می‌کنم.

06:55.221 --> 06:59.021
‫اما نمی‌تونی انکار کنی که
‫آقای هابدی شدیداً شیفته‌ی توئه.

06:59.021 --> 07:03.501
‫البته که باید باشه. این نشون میده که
‫مردیه که سلیقه‌ی عالی‌ای داره.

07:03.501 --> 07:06.461
‫درواقع، به نظرمی‌رسه که
‫اون نمونه‌ای از کماله، که به نظر من

07:06.461 --> 07:08.301
‫خیلی اعصاب خردکنه.

07:08.301 --> 07:10.341
‫چون می‌دونی، به عنوان زنی که کلی عیب داره،

07:10.341 --> 07:13.461
‫از بی‌عیب بودن دیگران متنفرم.

07:13.461 --> 07:16.221
‫تو به چشم من بی‌نقصی.

07:16.221 --> 07:18.701
‫تو فقط بهتر از هرکس دیگه‌ای
‫با من کنار میای.

07:18.701 --> 07:21.381
‫این تویی که بی‌نقصی.

07:21.381 --> 07:23.301
‫برای همین لایق چیزی بهتر از

07:23.301 --> 07:25.421
‫این آینده‌ی نکبت‌بار ما هستی.

07:25.421 --> 07:29.421
‫جین، چرا همیشه از هیچی
‫چنین درامایی می‌سازی؟

07:29.421 --> 07:31.541
‫آینده‌مون نکبت‌بار نیست.

07:31.541 --> 07:32.821
‫هنوز والدینمون رو داریم.

07:32.821 --> 07:36.541
‫برادرهای خوبی داریم که
‫هیچ‌وقت فراموشمون نمی‌کنن.

07:36.541 --> 07:40.021
‫و مهم‌تر از همه، ما همدیگه رو داریم.

07:40.021 --> 07:42.701
‫مگه اینکه یه آدم خوب پیدا کنی، و خب،

07:42.701 --> 07:44.221
‫حتی اون موقع، من گرسنه نمی‌مونم.

07:46.021 --> 07:48.261
‫این آرزوی توئه؟

07:48.261 --> 07:50.341
‫اینکه گرسنه نمونی؟

07:50.341 --> 07:52.221
‫«در اینجا کاساندرا آستن دفن شده است.

07:52.221 --> 07:53.901
‫او گرسنه نمرد.»

07:55.781 --> 07:57.461
‫من هیچ گوی پیشگویی ندارم، کَس،

07:57.461 --> 07:59.381
‫اما یه چیزی رو به طور قطع می‌دونم...

07:59.381 --> 08:01.301
‫ما قراره فقیر باشیم

08:01.301 --> 08:04.221
‫و تبدیل به موجوداتی میشیم که
‫بهمون ترحم می‌شه

08:04.221 --> 08:07.661
‫یا بدتر، مسخره میشیم.

08:07.661 --> 08:09.621
‫این باید سرنوشت من نباشه.

08:09.621 --> 08:11.261
‫لازم نیست که مال تو هم این باشه.

08:12.461 --> 08:13.701
‫تورو بیشتر از هرچیزی دوست دارم،

08:13.701 --> 08:15.541
‫اما نیازی نیست مثل هم زندگی کنیم.

08:15.541 --> 08:19.261
‫ما دو زن متفاوت هستیم.

08:19.261 --> 08:22.661
‫خواهش می‌کنم، اگه هرفرصتی برای فرار پیدا کردی،

08:22.661 --> 08:24.261
‫ردش نکن.

08:31.381 --> 08:34.141
‫ایزابلا؟
‫همم؟

08:34.141 --> 08:37.861
‫می‌خوام توی تخت خودم... بمیرم.

08:37.861 --> 08:40.061
‫تو نمی‌میری، کاساندرا.

08:41.941 --> 08:43.661
‫نمی‌پذیرم.

08:45.181 --> 08:46.581
‫نامه‌ها.

08:58.381 --> 09:01.021
‫آقای لیدردیل، می‌تونم کمکتون کنم؟

09:01.021 --> 09:03.021
‫ببخشید مزاحم میشم، خانم فاول،

09:03.021 --> 09:04.381
‫اما الان خدمتکارتون رو دیدم،

09:04.381 --> 09:07.141
‫و اضطراب موجود دررفتارش
‫نگرانم کرد.

09:07.141 --> 09:08.861
‫نیازی به نگرانی نیست.

09:08.861 --> 09:12.661
‫اون فقط درحال انجام یک مأموریت بود،
‫و بهش گفتم که سریع باشه.

09:12.661 --> 09:14.501
‫چیزی بیشتر از این نیست.

09:14.501 --> 09:18.021
‫پس دقیقاً داشت طبق دستورات شما عمل می‌کرد.

09:18.021 --> 09:19.621
‫خوشحالم که می‌شنوم.

09:23.461 --> 09:25.061
‫- می‌فهمم...
‫- امیدوارم که...

09:26.621 --> 09:28.061
‫لطفاً، اول شما.

09:30.381 --> 09:33.381
‫فقط می‌خواستم بپرسم که
‫هنوز بیماری

09:33.381 --> 09:35.461
‫توی روستا وجود داره؟

09:35.461 --> 09:38.701
‫بله، ولی خوشبختانه در حال کاهشه.

09:38.701 --> 09:40.701
‫خوبه.

09:40.701 --> 09:43.021
‫چون مطمئنم خواهرم مشتاقه که

09:43.021 --> 09:45.021
‫برگرده پیش شاگرد‌اش.

09:45.021 --> 09:47.021
‫فکرمی‌کنم بت بهتون کمک می‌کرده،

09:47.021 --> 09:48.341
‫درسته؟

09:50.861 --> 09:52.581
‫البته که همینطوره.

09:52.581 --> 09:54.581
‫حضورش بسیار مفید بوده.

09:57.021 --> 09:59.301
‫اصلاً منو شگفت‌زده نمی‌کنه.

09:59.301 --> 10:01.501
‫اون زنیه که خیلی شایستگی داره.

10:03.781 --> 10:05.061
‫بله، درسته.

10:08.301 --> 10:10.301
‫- اگه اجازه بدین، من باید...
‫- البته.

10:10.301 --> 10:11.581
‫اما، ام...

10:12.701 --> 10:15.901
‫اول، می‌تونم بپرسم که
‫حال خانم آستن چطوره؟

10:15.901 --> 10:17.701
‫امید دارم که بعد از بازدیدش از روستا

10:17.701 --> 10:19.221
‫آسیبی ندیده باشه.

10:19.221 --> 10:21.261
‫نه، اصلاً.

10:21.261 --> 10:23.381
‫اما حتماً اون رو از لطف و نگرانی شما مطلع می‌کنم.

10:24.581 --> 10:27.341
‫- روز خوش.
‫- روز خوش.

10:41.381 --> 10:43.781
‫«کاپیتان ونت‌وورث بیشتر از همیشه

10:43.781 --> 10:45.461
‫از دیدن او تحت تأثیر قرار گرفته

10:45.461 --> 10:47.661
‫و گیج شده بود.

10:49.581 --> 10:52.021
‫برای اولین بار پس از دیدار دوباره‌شان،

10:52.021 --> 10:55.701
‫احساس کرد که میزان احساسات بین این دوشخص
‫در کمترین حد خود است.»

11:59.501 --> 12:01.941
‫- آقای هابدی.
‫- خانم آستن.

12:01.941 --> 12:03.781
‫روز زیباییه، اینطور نیست؟

12:03.781 --> 12:05.021
‫بله.

12:05.021 --> 12:06.661
‫واقعاً زیباست.

12:06.661 --> 12:08.221
‫ببخشید مزاحم شدم.

12:10.861 --> 12:12.021
‫نمیبخشی؟

12:12.021 --> 12:13.701
‫نه، شما مزاحم نیستین.

12:15.821 --> 12:18.621
‫پس شاید مایل باشید که
‫با من قدم بزنید؟

12:19.941 --> 12:21.101
‫امم.

12:21.101 --> 12:22.421
‫خوشحالم میشم.

12:44.941 --> 12:46.581
‫اوه!

12:46.581 --> 12:48.341
‫شاید بهتره یکم بشینیم؟

13:06.341 --> 13:08.821
‫- آقای هابدی...
‫- لطفاً، من...

13:08.821 --> 13:10.101
‫من باید حرف بزنم،

13:10.101 --> 13:12.061
‫قبل از اینکه از گفتن حتی یه کلمه هم ناتوان بشم.

13:14.341 --> 13:15.581
‫خانم آستن...

13:24.461 --> 13:25.781
‫کَسی.

13:26.901 --> 13:28.421
‫می‌تونم اینطوری صدات کنم؟

13:34.581 --> 13:38.501
‫درسته که مدت کمیه که همدیگه رو می‌شناسیم،

13:38.501 --> 13:40.501
‫اما به اندازه‌ی کافی زمان گذشته تا بدونم

13:40.501 --> 13:44.261
‫که تو زنی با شخصیتی کاملاً استثنایی هستی.

13:45.941 --> 13:48.181
‫نه، حتی فوق‌العاده.

13:54.981 --> 13:59.261
‫حقیقت اینه، کَسی آستن،

13:59.261 --> 14:02.741
‫از همون لحظه‌ای که اولین بار
‫دست‌هامون همدیگه رو لمس کرد، عاشقت شدم.

14:05.221 --> 14:09.141
‫درمورد زیباییت هیچ شکی نیست.

14:09.141 --> 14:13.181
‫اما این هوش، روحیه و

14:13.181 --> 14:15.301
‫وقار توئه که من رو اسیر خودش کرده.

14:20.781 --> 14:24.061
‫من واسه توام، اگر منو بپذیری.

14:52.381 --> 14:54.341
‫میدونم که چندان خوش سر و زبون نیستم.

14:56.861 --> 14:59.581
‫محض اطمینان از اینکه یه وقت برنگردم، چیزایی هست که...

15:00.621 --> 15:03.021
‫باید قبل از رفتنم بهت بگم.

15:03.021 --> 15:06.021
‫نه، برمی‌گردی.

15:06.021 --> 15:08.101
‫- بیا از این حرفا نزنیم.
‫- کَسی، باید بگم.

15:12.021 --> 15:14.301
‫اگه نمی‌تونی با من ازدواج کنی،

15:14.301 --> 15:16.141
‫باید آزاد باشی که
‫با یکی دیگه ازدواج کنی.

15:20.181 --> 15:21.581
‫بهت قول میدم، تام...

15:23.421 --> 15:25.261
‫...وفادارانه در برابر خدا...

15:27.261 --> 15:31.061
‫...که با هیچ مردی جز تو ازدواج نمی‌کنم.

16:00.421 --> 16:02.141
‫خب، درباره‌ش صحبت کرد؟

16:03.861 --> 16:05.861
‫خب؟

16:05.861 --> 16:07.141
‫جوابت چی بود؟

16:09.781 --> 16:10.901
‫ردش کردم.

16:12.021 --> 16:13.821
‫ردش کردی!؟

16:13.821 --> 16:15.221
‫مامان می‌شنوه.

16:15.221 --> 16:17.021
‫نباید با خبر بشه، جین.
‫تموم شد.

16:17.021 --> 16:18.621
‫کَسی، چرا؟ من...

16:18.621 --> 16:21.021
‫درکت نمی‌کنم.
‫از هنری هابدی چه ایرادی می‌تونی بگیری؟

16:21.021 --> 16:22.461
‫دیگه بهتر از این چی می‌خوای؟

16:22.461 --> 16:24.261
‫چنین ازدواجی، توی سن و سال تو،

16:24.261 --> 16:25.741
‫یه داستان فراتر از تخیله!

16:27.901 --> 16:29.501
‫لطفاً.

16:31.821 --> 16:34.901
‫عزیزترینم، کمکم کن درک کنم.

16:40.021 --> 16:41.941
‫من... نمی‌تونم باهاش ازدواج کنم.

16:43.821 --> 16:45.901
‫- نمی‌تونم با هیچ‌کس ازدواج کنم.
‫- چرا؟

16:45.901 --> 16:48.301
‫چون به تام قول دادم.

16:48.301 --> 16:50.021
‫تام جرأت کرده چنین چیزی ازت بخواد؟

16:50.021 --> 16:52.141
‫نه.

16:52.141 --> 16:55.181
‫نه، ازم خواست که خودم رو
‫مقید و متعهد ندونم.

16:55.181 --> 16:57.061
‫خب، پس نباید حس...

16:58.421 --> 17:00.861
‫نمی‌تونم بزنم زیر قولم، جین.

17:11.381 --> 17:13.061
‫خانم آستن؟

17:13.061 --> 17:14.901
‫خانم آستن!

17:14.901 --> 17:16.781
‫اوه، کاساندرا!

17:16.781 --> 17:18.341
‫اه، خدایا شکرت!

17:18.341 --> 17:20.381
‫آخه اینجا چیکار می‌کنی؟

17:20.381 --> 17:22.141
‫می‌شه این رو بپوشید، خانم؟

17:24.021 --> 17:25.221
‫داری می‌لرزی.

17:25.221 --> 17:26.461
‫نه.

17:26.461 --> 17:29.421
‫نه، کاملاً خوبم.

17:29.421 --> 17:30.621
‫نگام کن.

17:30.621 --> 17:32.141
‫به دنیای زنده‌ها برگشتم.

17:33.421 --> 17:36.021
‫جونم رو به تو مدیونم.

17:36.021 --> 17:37.421
‫مزخرفه.

17:37.421 --> 17:39.061
‫اون رو به خودت مدیونی.

17:41.421 --> 17:44.421
‫بیشتر از یه تب لازمه
‫تا کاساندرا آستن رو شکست بده.

17:46.741 --> 17:49.021
‫اوه، ایزابلا.

17:49.021 --> 17:51.541
‫تو برای مراقبت از بیمارها به دنیا اومدی.

17:54.461 --> 17:58.541
‫یه روزی امیدوار بودم
‫که بتونم این کار رو انجام بدم.

17:58.541 --> 18:00.301
‫اون زمان گذشته.

18:00.301 --> 18:01.461
‫بیا.

18:12.021 --> 18:14.021
‫و امروز حالش چطوره؟
‫هنوز توی اتاقشه.

18:14.021 --> 18:15.861
‫کاملاً مطمئنی که ملاقات باهاش امنه؟

18:15.861 --> 18:17.621
‫کاملاً مطمئنم، عمه مری.

18:17.621 --> 18:18.981
‫الان خیلی بهتر شده.

18:24.501 --> 18:25.653
‫اوه!

18:26.781 --> 18:30.757
‫عزیزم، نگرانت شده بودم.

18:31.101 --> 18:32.461
‫تو...

18:32.461 --> 18:37.461
‫هیچ تصوری نداری که
‫چه رنجی برام درست کردی.

18:43.301 --> 18:45.301
‫حتماً حال خیلی بدی داری.

18:45.301 --> 18:46.461
‫نه. من...

18:47.501 --> 18:49.581
‫...قطعاً درحال بهبودی هستم.

18:49.581 --> 18:52.741
‫نه، منظورم به خاطر این همه زحمتیه که درست کردی

18:52.741 --> 18:56.341
‫اونم در زمانی که خونه انقدر شلوغ و درهم‌ریخته بود.

18:56.341 --> 18:57.781
‫این یکی از اصول منه که

18:57.781 --> 19:00.021
‫هیچ‌کس نباید موقع بازدید مریض بشه.

19:00.021 --> 19:02.741
‫با افتخار میگم که هیچ‌وقت بدشانسی نیاوردم که

19:02.741 --> 19:05.021
‫این اصل رو زیرپا بذارم.

19:05.021 --> 19:06.501
‫البته، یه بار توی لندن بود که

19:06.501 --> 19:08.661
‫به خاطر درد صورت از پا افتادم.

19:11.021 --> 19:14.581
‫خب، دیگه باید ازت خداحافظی کنم.

19:14.581 --> 19:17.741
‫انگار خیلی از استراحت خسته شدی.

19:19.661 --> 19:22.021
‫و ظاهراً من و آقای بانبری آشتی کردیم،

19:22.021 --> 19:23.461
‫بنابراین انتظارم رو می‌کشه.

19:25.461 --> 19:27.581
‫اوه، و یه چیز دیگه.

19:27.581 --> 19:29.061
‫نامه‌های الایزا.

19:30.861 --> 19:34.861
‫درست متوجه شدم که تو
‫از مکان اونا با خبری؟

19:34.861 --> 19:36.141
‫من؟

19:36.141 --> 19:37.029
‫نه.

19:37.701 --> 19:39.021
‫چرا چنین چیزی به ذهنت رسید؟

19:40.581 --> 19:42.821
‫وقتی هذیون می‌گفتی، بهش اشاره کردی.

19:46.021 --> 19:48.861
‫به نظرمی‌رسید که
‫انگار چندتا از اون‌هارو دراختیار داری.

19:48.861 --> 19:51.021
‫نه، قطعاً نه.

19:51.021 --> 19:53.661
‫و اگه داشتم، بهت می‌گفتم.

19:53.661 --> 19:56.021
‫همون‌طور که گفتی، من...

19:56.021 --> 19:57.621
‫هذیون می‌گفتم.

19:58.661 --> 20:00.061
‫همم.

20:00.061 --> 20:07.061
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

20:32.421 --> 20:34.021
‫«الایزای عزیزم،

20:34.021 --> 20:36.021
‫ازم خواسته بودی که
‫از بخش بعدی

20:36.021 --> 20:37.301
‫این داستان مطلعت کنم.

20:37.301 --> 20:41.021
‫پس با قلبی اندوهگین به خواسته‌ت عمل می‌کنم.

20:41.021 --> 20:43.661
‫یکبار دیگه، ما در ناامیدی غرق شدیم.

20:43.661 --> 20:46.541
‫خود آقای هابدی عامل این قضیه نبود...

20:46.541 --> 20:48.781
‫درواقع، برعکس.

20:48.781 --> 20:52.021
‫از بین کسانی که کَسی می‌تونه
‫آرزوشون رو داشته باشه

20:52.021 --> 20:53.501
‫خودش رو به عنوان مردی شایسته ثابت کرد.

20:54.781 --> 20:57.461
‫جاذبه‌شون متقابل بود.

20:57.461 --> 20:59.021
‫عاشق همدیگه بودن، الایزا.

20:59.021 --> 21:00.541
‫از این بابت مطمئنم.

21:00.541 --> 21:03.021
‫اما کَسی اون رو رد کرد.

21:03.021 --> 21:06.581
‫این دیوانگی محض
‫من رو به جنون می‌کشونه.

21:06.581 --> 21:09.381
‫به خاطر خود ازدواج نیست که طرفدارشم،

21:09.381 --> 21:11.421
‫بلکه به خاطر انتخاب خوب در ازدواجه،

21:11.421 --> 21:13.821
‫و این می‌تونست یه انتخاب فوق‌العاده باشه.

21:13.821 --> 21:17.021
‫کَسی پیشنهاد یک آینده‌ی راحت رو داشت...

21:17.021 --> 21:20.341
‫ثروت، ثبات، عشق و احترام...

21:20.341 --> 21:23.341
‫اما بی‌ثباتی رو انتخاب کرد.

21:23.341 --> 21:25.221
‫درک این موضوع برام سخته.

21:25.221 --> 21:26.621
‫فراتر از درک منه.»

21:31.301 --> 21:33.461
‫چطور چنین فکری کردی؟

21:33.461 --> 21:35.061
‫چطور ممکنه اینو بنویسی؟

21:36.581 --> 21:38.021
‫«نامزد سوگوار.

21:38.021 --> 21:39.421
‫دختر وظیفه‌شناس.

21:39.421 --> 21:40.821
‫عمه‌ی مهربان.

21:40.821 --> 21:43.381
‫این‌ها نقش‌هایی هستن که
‫کَسی دربر می‌گیره.

21:43.381 --> 21:47.021
‫مقصودی محترم برای دل یک مرد شایسته؟

21:47.021 --> 21:50.021
‫نه، ترجیح میده که این رو رد کنه.

21:50.021 --> 21:52.021
‫اگه خواهرم یک عیب داشته باشه،

21:52.021 --> 21:56.061
‫اون، اشتهای کنترل‌ناپذیر
‫به انکار لذت‌های زندگیه.»

21:58.141 --> 21:59.501
‫نمی‌دونستی؟

22:00.541 --> 22:05.061
‫نتونستی بفهمی که به خاطر تو هم بود که...
‫اون کار رو انجام دادم؟

22:08.821 --> 22:11.341
‫ازت خواهش می‌کنم، الایزا،

22:11.341 --> 22:16.301
‫به من کمک کن تا کَسی را
‫از این سوگند غیرقابل توصیف به تام آزاد کنم.

22:33.021 --> 22:35.461
‫کَسی، داری به نامه‌هام چیکار می‌کنی؟

22:35.461 --> 22:36.621
‫لطفاً!

22:36.621 --> 22:39.021
‫خودم همه‌چی رو اینطوری گذاشتم.

22:39.021 --> 22:41.021
‫ببخشید.
‫فقط می‌خواستم کمک کنم.

22:41.021 --> 22:42.621
‫معذرت می‌خوام.

22:42.621 --> 22:44.341
‫چند روز گذشته غیرقابل تحمل بوده.

22:44.341 --> 22:46.021
‫حتی کارم هم آرومم نمی‌کنه.

22:46.021 --> 22:48.861
‫این چشم‌انداز بازدید قریب‌الوقوع مری آستنه.

22:48.861 --> 22:50.141
‫اه، عزیزم، خواهش می‌کنم،

22:50.141 --> 22:52.101
‫بذار هردو باهم از کینتبری فرار کنیم.

22:52.101 --> 22:53.701
‫الایزا با خوشحالی ازمون استقبال میکنه.

22:53.701 --> 22:55.021
‫نه، جین.

22:55.021 --> 22:57.181
‫می‌ترسم که دیگه نتونم
‫بیشتر از این به فاول‌ها فشار بیارم.

22:57.181 --> 23:00.021
‫پس برای کاترین و آلتیا بیگ‌ویتر
‫در منی‌‌داون نامه می‌نویسم.

23:00.021 --> 23:03.021
‫- واقعاً لازمه؟
‫- آره، لازمه، وگرنه مسئول رفتار وحشتناک خودم

23:03.021 --> 23:06.301
‫نسبت به خواهر شوهر عزیزم نمیشم.

23:24.141 --> 23:27.781
‫اه، زندگی توی همپشایر چقدر لذت داره، کَسی.

23:27.781 --> 23:29.901
‫این واقعاً بهترین شهرستانه.

23:33.341 --> 23:35.581
‫ممنونم، عزیزترینم.

23:35.581 --> 23:36.781
‫برای چی؟

23:37.821 --> 23:40.901
‫برای اصرار به اینکه این سفر رو انجام بدیم.

23:40.901 --> 23:43.701
‫اگه به خودم بود،
‫هنوز توی خونه بودیم.

23:43.701 --> 23:45.541
‫تاحالا به این فکرکردی که ممکنه

23:45.541 --> 23:48.621
‫همیشه بهترین چیزی که
‫برات خوبه رو ندونی، کاساندرا آستن؟

23:59.701 --> 24:03.541
‫از این همه مزیتی که دارین آگاهی دارین، دوستان عزیزم؟

24:03.541 --> 24:06.821
‫داشتن تموم این چیزا در دسترستون،
‫واقعاً شگفت‌انگیزه.

24:06.821 --> 24:08.541
‫اه، بله، جین. می‌دونیم.

24:08.541 --> 24:10.261
‫هرروز شکرگزاری می‌کنیم

24:10.261 --> 24:12.741
‫چون می‌دونیم که همیشه اینطوری نمی‌مونه.

24:12.741 --> 24:14.781
‫نمی‌تونیم فراموش کنیم که
‫یه روزی برادرمون

24:14.781 --> 24:16.701
‫ممکنه یه همسر بیاره اینجا.

24:16.701 --> 24:19.581
‫احتمالاً اون زن نمی‌خواد که
‫خواهر شوهر‌هاش دورش پرسه بزنن،

24:19.581 --> 24:20.821
‫روز به روز بیشتر دعوا کنن.

24:20.821 --> 24:25.301
‫کاترین، تو و آلتیا، کم‌دعواترین زن‌هایی هستین که می‌شناسم.

24:25.301 --> 24:26.861
‫اصلاً اینجا کی می‌تونه عصبانی بشه؟

24:26.861 --> 24:28.661
‫حتی انگار منم این قابلیت رو از دست دادم.

24:30.461 --> 24:33.021
‫اگه من خانم هریس بیگ‌ویتر آینده بودم،

24:33.021 --> 24:36.021
‫تا حد امکان برای
‫خواهر‌ها اتاق فراهم می‌کردم،

24:36.021 --> 24:38.301
‫و بعد می‌رفتم توی خیابون‌ها
‫و درخواست بیشترش رو می‌کردم.

24:42.021 --> 24:45.021
‫به چیزای زندگی نگاه کنید.

24:45.021 --> 24:47.021
‫جایی برای رضایت واقعی.

24:47.021 --> 24:48.701
‫اه، این تموم چیزیه که می‌خوای؟

24:48.701 --> 24:52.301
‫فقط یه قطعه 150هکتاری
‫از زمین‌های سرسبز برای خودت؟

24:52.301 --> 24:55.461
‫من یه روح ساده‌م، با آرزوهای فروتنانه!

24:55.461 --> 24:58.701
‫اینجا برای من خیلی خوبه.

24:58.701 --> 25:00.021
‫اما برادرمون چی؟

25:00.021 --> 25:01.821
‫اون هم برات مناسب هست؟

25:07.661 --> 25:11.341
‫خب خانم‌ها، والدینتون
‫این روزا چطورن؟

25:11.341 --> 25:13.021
‫یه مدتی میشه که ندیدمشون.

25:13.021 --> 25:14.421
‫به تازگی از سفرمون

25:14.421 --> 25:16.501
‫از سیدموث برگشتیم...
‫درسته، کَس؟

25:16.501 --> 25:18.461
‫بله، درسته.

25:18.461 --> 25:21.061
‫شما از طرفداران دریا هستین، آريالای بیگ‌ویتر؟

25:23.541 --> 25:25.021
‫دریا؟

25:25.021 --> 25:26.421
‫خدای من، نه.

25:26.421 --> 25:28.541
‫این همون زیبایی‌ایه که ما
‫اینجا توی همپشایر داریم.

25:28.541 --> 25:29.861
‫حتی نمی‌تونیم ببینیمش.

25:29.861 --> 25:32.581
‫میگن که دریا برای سلامتی انسان
‫خیلی مفیده.

25:32.581 --> 25:35.341
‫ها! تا نگات کنه می‌تونه تورو بکشه، کاترین.

25:35.341 --> 25:37.501
‫خوشبختانه، والدین ما هنوز کاملاً خوبن.

25:37.501 --> 25:39.901
‫- ممنون.
‫- با وجود دریا.

25:39.901 --> 25:42.621
‫مادرمون همیشه از چندین بیماری شکایت می‌کنه،

25:42.621 --> 25:45.381
‫درحالی که از هیچ‌کدوم رنج نمی‌بره.

25:45.381 --> 25:48.261
‫- خوشبختانه، پدرمون...
‫- صبر یک قدیس رو داره.

25:50.021 --> 25:53.021
‫معمولاً فکرمی‌کردم که کشیش یک ده کوچیک بودن

25:53.021 --> 25:55.061
‫زندگی قابل حسادتیه،

25:55.061 --> 25:57.701
‫چون مسئولیت‌های سنگین

25:57.701 --> 25:59.301
‫داشتن یک زمین رو به گردن نداره.

25:59.301 --> 26:02.421
‫اما تصور کنین هیچ زمینی نداشته باشید
‫که به نام خودتون باشه، جناب.

26:02.421 --> 26:05.301
‫اگه توی باث یا لندن زندگی می‌کردید چی؟

26:05.301 --> 26:08.381
‫پر از دود و سروصدا و آدم‌ها؟

26:08.381 --> 26:12.021
‫شرط می‌بندم اون موقع
‫رویای چنین مسئولیت‌هایی رو خواهید داشت.

26:12.021 --> 26:14.701
‫- جین.
‫- خیلی موافق نیستم، خانم.

26:14.701 --> 26:18.501
‫بارها همسر مرحوم عزیزم
‫من رو به لندن برد،

26:18.501 --> 26:20.501
‫اما من فقط می‌خواستم توی خونه باشم.

26:21.781 --> 26:24.861
‫این دقیقاً همون احساسیه که
‫نسبت به استیونتون دارم.

26:24.861 --> 26:26.421
‫نمی‌خوام هیچ‌جای دیگه‌ای باشم.

26:30.101 --> 26:31.421
‫بله، خانم آستن.

26:36.181 --> 26:38.501
‫من علاقه‌ی زیادی به دریا دارم.

26:47.261 --> 26:49.021
‫اینجا مثل بهشت نیست؟

26:49.021 --> 26:50.141
‫هست.

26:50.141 --> 26:52.021
‫و شاید یکم زیادی شراب خورده باشی.

26:52.021 --> 26:54.181
‫مگه میشه سرزنشم کرد وقتی انقدر شرابش خوبه؟

26:54.181 --> 26:58.061
‫علاوه‌ براین، شاید تا آخر شب
‫به شجاعت مستی نیاز پیدا کنم.

27:01.501 --> 27:03.021
‫چه ساز خوبی.

27:04.141 --> 27:06.101
‫برای من و کاترین بیهوده‌ست.

27:07.941 --> 27:09.501
‫برامون اجرا کن، جین.

27:09.501 --> 27:11.781
‫می‌ترسم دیگه اون پیانیستی که قبلاً بودم نباشم.

27:11.781 --> 27:13.381
‫ممکنه از خواسته‌ت پشیمون بشی.

27:13.381 --> 27:15.221
‫مزخرفه.
‫مقدمه رو اجرا کن.

27:40.021 --> 27:42.861
‫اه! خب، بهتون هشدار دادم!

27:42.861 --> 27:45.461
‫خانم جین.

27:45.461 --> 27:48.421
‫من رو ببخشید،
‫اما حامل یک پیام هستم.

27:48.421 --> 27:50.421
‫اگه محبت کنید، پسرم درخواست کرده که

27:50.421 --> 27:52.261
‫توی سالن غذاخوری بهش ملحق شید.

27:55.061 --> 27:56.621
‫باعث خوشحالیمه.

28:09.861 --> 28:12.221
‫پدر، خواهرا، خانم آستن.

28:15.221 --> 28:17.581
‫خانم آستن موافقت کردن که همسر من بشن.

28:21.541 --> 28:24.221
‫جین! خیلی برات خوشحالم، جین!

28:24.221 --> 28:26.701
‫قراره باهم خواهر بشیم!

28:26.701 --> 28:28.181
‫جین بیگ‌ویتر!

28:34.741 --> 28:36.101
‫چیکار کردی؟

28:36.101 --> 28:39.141
‫نباید برای این ازدواج عالی
‫بهم تبریک بگی؟

28:39.141 --> 28:41.501
‫وقتی بهم بگی که عاشق آقای بیگ‌ویتر هستی

28:41.501 --> 28:43.381
‫و بیشتر از هرکسی و هرچیزی

28:43.381 --> 28:45.621
‫تحسینش می‌کنی، برات آرزوی خوشبختی می‌کنم.

28:45.621 --> 28:47.781
‫نه من می‌تونم نه اون می‌تونه.

28:47.781 --> 28:49.421
‫اما وقتی شانس در خونه‌ت رو می‌زنه،

28:49.421 --> 28:51.221
‫احمقانه‌ست که ازش استفاده نکنی.

28:51.221 --> 28:53.501
‫اه، این برخلاف تموم چیزاییه
‫که بهش اعتقاد داری.

28:53.501 --> 28:55.421
‫این تموم چیزایی که درباره‌ی عشق گفتی

28:55.421 --> 28:57.021
‫یا نوشتی رو مسخره می‌کنه.

28:57.021 --> 28:58.381
‫عشق، جین، عشق!

28:58.381 --> 28:59.541
‫اینطور نیست!

28:59.541 --> 29:02.421
‫همیشه گفتم که عشق بدون پول ممکن نیست،

29:02.421 --> 29:06.021
‫پس باید امیدی باشه که با پول،
‫عشق هم می‌تونه رشد کنه.

29:06.021 --> 29:08.141
‫واقعاً باور داری که یه روز ممکنه
‫این مرد رو دوست داشته باشی؟

29:10.021 --> 29:12.581
‫نمی‌تونم پیش‌بینی کنم،
‫ولی قبول می‌کنم، احتمالش کمه.

29:12.581 --> 29:14.621
‫اما یکی باید یه کاری انجام بده

29:14.621 --> 29:17.101
‫تا آینده‌مون رو تأمین کنه.
‫اون از یه خونواده‌ی خوبه.

29:17.101 --> 29:18.821
‫آلتیا و کاترین می‌تونن اینجا بمونن

29:18.821 --> 29:20.421
‫و درکنار هم هستیم و خیالمون راحته.

29:20.421 --> 29:22.021
‫و تو، خواهر عزیزم،

29:22.021 --> 29:24.061
‫آزادی که با هابدی دوست‌داشتنیت ازدواج کنی.

29:26.141 --> 29:28.021
‫باید بهت بگم که هرکاری هم کنی،

29:28.021 --> 29:30.141
‫نمی‌تونی مجبورم کنی که با هابدی ازدواج کنم.

29:30.141 --> 29:32.061
‫من اون رو رد کردم. تموم شده.

29:43.021 --> 29:44.941
‫فکرمی‌کنی قراره اینجا خوشحال باشم؟

29:47.621 --> 29:49.301
‫خب، تو عاشق منی‌داونی.

29:52.861 --> 29:55.141
‫اما حالا قراره بانوی اینجا باشی.

29:56.461 --> 29:58.221
‫با تموم مسئولیت‌هایی که می‌طلبه.

30:00.181 --> 30:04.341
‫مطمئنم کاترین و آلتیا
‫توی تحمل کردن این بار بهت کمک می‌کنن،

30:04.341 --> 30:06.061
‫اما تو قراره زنش باشی، جین.

30:08.621 --> 30:11.701
‫و البته، بچه‌ هم میاد.

30:11.701 --> 30:13.581
‫اتاق‌ های زیادی هست که باید پر بشن.

30:17.661 --> 30:19.901
‫قراره تا آخر عمرم حامله باشم.

30:19.901 --> 30:21.701
‫تو بچه‌هارو دوست داری.
‫براش استعداد خاصی داری.

30:21.701 --> 30:23.061
‫با بچه‌های بقیه!

30:24.541 --> 30:28.741
‫اینطوری وقت فکرکردن یا نوشتن ندارم.

30:28.741 --> 30:32.021
‫دیگه نمی‌تونم چیزی بیشتر از یه نامه بنویسم.

30:32.021 --> 30:35.421
‫قراره یه شوهر داشته باشم، یه رئیس...

30:35.421 --> 30:37.381
‫یه رئیس مغرور.

30:37.381 --> 30:39.141
‫هریس بیگ ویتر اصلاً مغرور نیست.

30:39.141 --> 30:41.861
‫بیشتر بی‌عرضه‌ست!

30:41.861 --> 30:43.141
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

30:43.141 --> 30:44.781
‫عزیزم، انجامش دادی.
‫دیگه تموم شده.

30:44.781 --> 30:47.021
‫نه، یه اشتباه بود.
‫وحشتناک‌ترین اشتباه.

30:47.021 --> 30:49.261
‫نمی‌دونم با خودم چه فکری می‌کردم.

30:49.261 --> 30:50.701
‫صبح بهش میگم.

30:50.701 --> 30:52.061
‫جین!

30:54.541 --> 30:56.381
‫کاملاً مطمئنی که نمی‌تونی
‫باهاش کنار بیای؟

30:56.381 --> 30:58.021
‫ما فردا میریم.

30:58.021 --> 31:00.421
‫به نقل قول از یک فیلسوف آشنا،

31:00.421 --> 31:02.061
‫«من گرسنه نخواهم ماند.»

31:08.221 --> 31:10.061
‫احترام زیادی برات قائلم.

31:10.061 --> 31:11.821
‫نمی‌خوام همسرت باشم...

32:02.021 --> 32:03.261
‫اه!

32:05.021 --> 32:07.061
‫همیشه سروالتر اسکات.

32:08.741 --> 32:10.861
‫شانس بیارم که اینجا خراب نکنم.

32:44.621 --> 32:46.461
‫چرا دوباره اینجان؟

32:46.461 --> 32:47.781
‫نمی‌دونم.

32:47.781 --> 32:49.581
‫مری، چقدر خوشحالم که می‌بینمت.

32:49.581 --> 32:51.181
‫و آنا کجاست؟

32:51.181 --> 32:53.541
‫بدون شک، با یه معلم بی‌روح و تند مزاجه.

32:53.541 --> 32:55.741
‫اصلاً راضی کننده نیست.

32:57.341 --> 32:58.701
‫باید مستقیم برم اونجا

32:58.701 --> 33:00.901
‫و اصرار کنم که به آخرین افکارم گوش بدن،

33:00.901 --> 33:03.461
‫چون به محض اینکه شروع کنم
‫مری آستن هوا رو چک می‌کنه

33:03.461 --> 33:05.781
‫و اعلام می‌کنه که باید برن.

33:05.781 --> 33:09.021
‫باید اعتراف کنم که
‫یکم درکش می‌کنم.

33:09.021 --> 33:11.701
‫- کَسی!
‫تو متوجه نیستی که توی استفاده از کلمات چقدر باهوشی

33:11.701 --> 33:14.301
‫و چقدر راحت می‌تونی مردم رو بخندونی.

33:14.301 --> 33:16.821
‫- این یه موهبته، جین.
‫- سال‌هاست که به دیدنمون میاد.

33:16.821 --> 33:18.541
‫هیچ‌وقت متوجه ناراحتیش نشدم.

33:18.541 --> 33:22.741
‫شاید اون... حس می‌کنه که
‫باید درمقابل شوهرش بدرخشه.

33:22.741 --> 33:26.341
‫ازدواج... همیشه بهانه‌ای ناکامی‌های شخصی.

33:26.341 --> 33:29.541
‫این ریشه اصلی رفتارهای ضعیفه.

33:29.541 --> 33:32.021
‫البته توی این قضیه تو استثنا بودی.

33:32.021 --> 33:35.301
‫تئوری من اینه که هیجان خانم جیمز آستن بودن

33:35.301 --> 33:38.021
‫کاملاً مری آستن رو غره کرده.

33:38.021 --> 33:41.021
‫یکمی به خاطر این موضوع مغرور شده.

33:41.021 --> 33:44.021
‫دیدن خوشبختی یک زن متأهل
‫برای انسان ملالت آوره،

33:44.021 --> 33:47.461
‫ولی یه خانم مجرد خوشحالی و لذت رو پخش می‌کنه.

33:48.661 --> 33:51.701
‫می‌بینی؟ حتی بابا هم
‫یکم استراحت لازم داره.

33:54.421 --> 33:56.781
‫بیا. باید ازشون استقبال کنیم.

34:04.181 --> 34:07.781
‫خب، پدر، من... ما...

34:07.781 --> 34:10.341
‫مشتاق به پیشرفتیم.

34:10.341 --> 34:12.701
‫قطعاً همینطوره.

34:12.701 --> 34:14.421
‫حقیقت اینه که، پدر،

34:14.421 --> 34:16.501
‫حالا که دارم وارد سال 36 زندگیم میشم،

34:16.501 --> 34:21.021
‫مشتاقم مسئولیت‌های بیشتری رو به عهده بگیرم

34:21.021 --> 34:25.421
‫و به طور کامل نقش خودم رو
‫به عنوان مرد دین ایفا کنم.

34:25.421 --> 34:29.261
‫امیدوارم موافق باشین که
‫استعدادهای من برای اینکار

34:29.261 --> 34:30.541
‫از حد کافی هم بیشتر هستن.

34:30.541 --> 34:33.741
‫اه، پسر عزیزم، نیازی نیست ازت تعریف کنم.

34:33.741 --> 34:36.421
‫تو یک مسئول نمونه خواهی شد.

34:36.421 --> 34:37.661
‫نمونه.

34:39.501 --> 34:41.741
‫خونه، آستن...
‫خونه رو یادت نره.

34:41.741 --> 34:44.461
‫اه، بله، خونه.

34:44.461 --> 34:49.021
‫من... یعنی ما... با خونواده‌ی روبه رشدمون...

34:49.021 --> 34:51.261
‫الان یه بچه داریم.

34:51.261 --> 34:53.501
‫شما دوتا بچه دارین.

34:54.541 --> 34:56.501
‫آنا رو فراموش نکنیم.

34:56.501 --> 34:58.661
‫نه، نه، منظورم این بود که
‫حالا یه پسر داریم.

35:00.941 --> 35:02.301
‫به ذهنمون رسید...

35:04.021 --> 35:06.021
‫...بیشتر به ذهن من رسید که

35:06.021 --> 35:09.781
‫خونه ممکنه یکم برای شما دوتا

35:09.781 --> 35:11.541
‫زیادی باشه.

35:11.541 --> 35:16.461
‫یه مکان کوچیکتر و یکم کم‌هزینه‌تر

35:16.461 --> 35:18.621
‫ممکنه برای نیازهای کاهشی خانوار شما

35:18.621 --> 35:21.061
‫مناسب‌تر باشه... مخصوصاً حالا که

35:22.701 --> 35:24.741
‫فقط خواهرهام پیشتون هستن.

35:32.461 --> 35:37.021
‫این که تو به سرپرستی کلیسا برسی،
‫مدت‌هاست که نیت من بوده،

35:37.021 --> 35:41.061
‫اگرچه زمان
‫موضوع دیگه‌ایه.

35:43.261 --> 35:47.781
‫شاید به سبب زندگی طولانی و خوبم
‫یک مقداری موجب نابسامانی شده باشم.

35:47.781 --> 35:50.061
‫اه، جورج! عزیزم، لطفاً!

35:51.581 --> 35:54.301
‫ممنون که این رو مطرح کردی، جیمز.

35:55.661 --> 35:58.181
‫قصد ندارم مانع تو بشم.

35:59.581 --> 36:02.261
‫این نمی‌تونه خواست خدا باشه.

36:02.261 --> 36:05.181
‫اما باید در خلوت با مادرت صحبت کنم،

36:05.181 --> 36:08.581
‫تا سریعاً به نتیجه‌ای برسم

36:08.581 --> 36:11.741
‫که به نفع همه‌مون باشه.

36:13.421 --> 36:15.061
‫چای، خانم آستن؟

36:17.141 --> 36:19.341
‫بله، البته.

36:19.341 --> 36:20.581
‫خب، حالا...

37:05.261 --> 37:06.701
‫تموم شد.

37:20.021 --> 37:21.261
‫عالیه.

37:22.821 --> 37:24.901
‫باید فوراً
‫اون رو برای ناشر بفرستی.

37:30.101 --> 37:31.501
‫آماده‌ست، جین.

37:57.341 --> 37:59.861
‫حالا... منتظر می‌مونیم.

38:07.461 --> 38:09.061
‫دنبالم بیا.

38:13.021 --> 38:15.021
‫این بالا.
‫بله.

38:18.741 --> 38:20.221
‫همینه.

38:23.181 --> 38:25.461
‫اون رو کنار چرخ بذارید. ممنون.

38:40.541 --> 38:41.741
‫نه، اون رو با خودم می‌برم!

38:41.741 --> 38:43.341
‫نوشته‌هامه، جناب! بذاریدش!

38:43.341 --> 38:44.821
‫نمی‌تونید اون رو ببرید!

38:44.821 --> 38:46.061
‫ببخشید، خانم.

38:49.821 --> 38:51.741
‫ما اینو پشت سرمیذاریم، جین.

38:53.701 --> 38:55.181
‫قول میدم.

39:01.741 --> 39:03.341
‫فکرمی‌کنم یه جعبه‌ی دیگه هم هست.

39:03.341 --> 39:04.501
‫خیلی‌خب.

39:32.781 --> 39:35.821
‫آروم باش، عزیزم، آروم.

39:35.821 --> 39:39.021
‫به چشم یه فصل جدید بهش نگاه کن،

39:39.021 --> 39:40.821
‫انگار که جین اون رو نوشته.

39:42.421 --> 39:44.621
‫داستان‌هاش همیشه خوب تموم میشن، نه؟

39:46.021 --> 39:47.341
‫حرکت کن.

39:49.781 --> 39:51.061
‫خداحافظی کن، آنا.

39:52.541 --> 39:53.941
‫دست تکون بده.

40:23.221 --> 40:26.501
‫نمی‌فهمم چرا ایزابلا
‫اون دختر، داینا، رو نگه داشته.

40:26.501 --> 40:28.661
‫اون واقعاً بدترین مستخدمیه که

40:28.661 --> 40:31.701
‫تاحالا باهاش روبرو شدم.

40:31.701 --> 40:34.901
‫دوباره زنگ بزن، آنا... این بار با زور بیشتر لطفاً.

40:36.421 --> 40:38.901
‫طولانی‌تر، طولانی‌تر، طولانی‌تر.

40:44.101 --> 40:46.021
‫آه!

40:46.021 --> 40:48.901
‫عزیزم، حالا حتی خودت دیگه باید در رو باز کنی!

40:48.901 --> 40:50.501
‫اون دختر جهنمی کجاست؟

40:50.501 --> 40:53.021
‫آنا! چه سوپرایزی!

40:53.021 --> 40:54.541
‫امیدوارم سوپرایز خوشایندی باشه؟

40:54.541 --> 40:56.381
‫اه، بسیار خوشایند!

40:58.021 --> 41:00.181
‫خب باید همینجا وایسم، و منتظر بمونم
‫که بهم خوش‌آمد بگی

41:00.181 --> 41:01.501
‫کاساندرا؟

41:01.501 --> 41:05.381
‫من رو ببخش، مری.
‫خیلی وقت بود که آنا رو ندیده بودم.

41:05.381 --> 41:08.021
‫کاملاً غافلگیر شدم.

41:08.021 --> 41:10.021
‫بله، فکرمی‌کنم می‌تونم سپاسگزار باشیم

41:10.021 --> 41:12.501
‫که آخرین ماجرای عاشقانه‌اش به جایی نرسید

41:12.501 --> 41:16.061
‫و دوباره می‌تونیم از حضورش خوشحال باشیم.

41:19.021 --> 41:22.741
‫اه، ایزابلا هم همین اندازه از دیدنت خوشحال میشه.

41:22.741 --> 41:25.781
‫و منم همینطور.
‫امیدوارم به خوبی ازت مراقبت کرده باشه، عمه کَس؟

41:25.781 --> 41:28.581
‫کاملاً مراقب بوده.

41:28.581 --> 41:31.341
‫آنا، من از اتاق بالا شروع می‌کنم.

41:31.341 --> 41:33.741
‫می‌تونم اتاق نشیمن رو به تو بسپرم؟

41:33.741 --> 41:35.541
‫بله، مامان.

41:35.541 --> 41:37.021
‫بهم گفتن که...

41:37.021 --> 41:38.301
‫برای کار اینجاییم.

41:49.221 --> 41:50.821
‫نامه‌ها، نامه‌ها...

42:22.821 --> 42:24.821
‫اه، آنا.

42:24.821 --> 42:27.101
‫امروز پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشتی.

42:27.101 --> 42:28.261
‫کشیش جدید و همسرش

42:28.261 --> 42:30.021
‫بسیار تحت‌تأثیر زحماتت قرار می‌گیرن.

42:30.021 --> 42:33.021
‫منظورت زحمات خودته.
‫ایزابلا میگه که تو یه معجزه‌ای.

42:33.021 --> 42:35.581
‫به جز وقتی که در آستانه‌ی مرگ بود.

42:35.581 --> 42:38.461
‫و امروز پای تو چطوره، عزیزم؟

42:38.461 --> 42:41.541
‫به نظرمی‌رسه خیلی اذیتت می‌کنه.

42:41.541 --> 42:42.661
‫ام، عجیبه.

42:42.661 --> 42:45.541
‫خب، همیشه در بخش پا خوش‌شانس بودم،

42:45.541 --> 42:47.021
‫برخلاف خانم بانبری.

42:47.021 --> 42:50.661
‫مخصوصاً امروز صبح که
‫با انتظار خوشایندی

42:50.661 --> 42:52.181
‫از یک روز پرزحمت بیدار شدم.

42:58.221 --> 43:01.381
‫باید یه خوانش دیگه رو تحمل کنیم، ایزابلا؟

43:03.701 --> 43:05.621
‫خودت چی رو ترجیح میدی، عمه مری؟

43:05.621 --> 43:07.261
‫خب، شاید بتونیم صحبت کنیم.

43:07.261 --> 43:10.021
‫خیلی پیش نمیاد که همه کنار هم باشیم.

43:10.021 --> 43:14.021
‫وقتی کاساندرا به چاوتون برگرده،
‫شاید دیگه هیچ‌وقت پیش نیاد.

43:14.021 --> 43:18.061
‫خیلی‌خب. درمورد چه موضوعی
‫می‌خوای صحبت کنیم؟

43:31.661 --> 43:34.021
‫قلاب‌دوزی کاساندرا واقعاً چشم‌گیره،

43:34.021 --> 43:35.261
‫اینطور نیست؟

43:35.261 --> 43:36.821
‫آره، تو خیلی باهوشی، عمه کَس.

43:36.821 --> 43:38.421
‫بله.
‫همه‌ی آستن‌ها باهوشن.

43:38.421 --> 43:41.461
‫همسرم هوش توانمندی داشت.

43:41.461 --> 43:44.021
‫پسرم، جیمز ادرواد،
‫این ویژگی رو ازش به ارث برده.

43:44.021 --> 43:46.221
‫بله، و جین رو فراموش نکنیم.

43:46.221 --> 43:51.021
‫هوش و هوشمندی دربرابر نبوغ چه ارزشی داره؟

43:51.021 --> 43:53.701
‫ما همیشه در سایه‌ی کسایی هستیم که
‫بیشتر از همه درخشیدن.

43:57.221 --> 44:02.221
‫پدرم همیشه می‌گفت که نبوغ
‫با سخت‌گیری و سخت‌پسندی همراهه.

44:02.221 --> 44:05.021
‫درباره‌ی جین شما هم اینطوری بود؟

44:05.021 --> 44:07.941
‫جین کمال‌گرا بود.

44:09.021 --> 44:14.421
‫خیلی از خودش و کارش توقع داشت.

44:14.421 --> 44:17.421
‫- اما دربرابر دیگران، اون...
‫- همیشه مهربون نبود.

44:24.181 --> 44:26.381
‫حداقل با من نه.

44:26.381 --> 44:28.461
‫خب، اما برای من بهترین عمه‌ی دنیا بود.

44:30.021 --> 44:32.661
‫برای دیدار با عمه جین لحظه‌شماری می‌کردم.

44:32.661 --> 44:34.221
‫داستان‌هام رو بهش نشون می‌دادم،

44:34.221 --> 44:36.421
‫و با جدیت همه‌شون رو می‌خوند،

44:36.421 --> 44:38.501
‫انگار که یه نویسنده‌ی واقعی بودم.

44:38.501 --> 44:40.501
‫کاملاً برخلاف یک آدم سخت‌گیر بود.

44:42.021 --> 44:43.741
‫درسته، عمه کَس؟

44:45.021 --> 44:46.781
‫البته که همینطور بود.

44:51.141 --> 44:53.341
‫اگه درست یادم باشه،
‫تا سال‌ها بعد از رفتنتون

44:53.341 --> 44:55.061
‫از استیونتون چندان سرزنده نبود.

45:03.381 --> 45:05.741
‫«به باث رسیدیم، الایزا.

45:07.221 --> 45:10.581
‫شور و شوق فراوان مری آستن
‫برای پا گذاشتن در اون خونه،

45:10.581 --> 45:12.221
‫ما رو از اونجا بیرون کرد،

45:12.221 --> 45:15.021
‫و تمام دارایی‌های دنیوی‌مون رو ازمون گرفت

45:15.021 --> 45:17.061
‫و منظره‌ای تماشایی رقم زد.»

45:42.261 --> 45:43.621
‫اوه...!

45:49.901 --> 45:54.261
‫خب، فکرمی‌کنم این اتاق‌ها
‫کاملاً برامون مناسبن.

45:55.301 --> 45:57.261
‫بله، همسرم.

45:57.261 --> 45:58.661
‫فکرمی‌کنم همین‌طوره.

46:04.221 --> 46:07.021
‫«مایه‌ی دلگرمیه که ترک خونه‌مون

46:07.021 --> 46:10.581
‫برای کَسی عزیزمون
‫ناراحتی خاصی به همراه نداشته

46:12.341 --> 46:14.781
‫مکان، دیگه برای کَسی اهمیتی نداره.

46:15.861 --> 46:17.421
‫نه اونطوری که برای من داره.»

46:18.541 --> 46:20.061
‫جین، عزیزم، خواهش می‌کنم.

46:22.461 --> 46:24.901
‫نمی‌تونی کل روز اینطوری دراز بکشی.

46:26.621 --> 46:28.381
‫باید سعی کنی تحملش کنی.

46:35.341 --> 46:38.301
‫«اراده‌ی کَسی برای این که از لذت‌های

46:38.301 --> 46:42.221
‫پایتخت بهره ببرم، ستودنیه،

46:42.221 --> 46:45.621
‫و سنگ معروف باث
‫درخشش خودش رو داره.

46:47.221 --> 46:49.581
‫اما می‌ترسم که نتونم
‫هم‌نشین خوبی باشم

46:51.141 --> 46:54.341
‫کَسی میگه که باید بهش زمان بدم

46:54.341 --> 46:56.341
‫و این کار رو می‌کنم،

46:56.341 --> 47:00.061
‫البته به خاطر اینکه چاره‌ای جز این ندارم.»

47:01.381 --> 47:03.181
‫باید یادت باشه، مری عزیزم،

47:03.181 --> 47:07.101
‫همه‌ی ما بعد از ترک استیونتون
‫خیلی رنج کشیدیم،

47:07.101 --> 47:08.381
‫نه فقط جین.

47:09.821 --> 47:13.021
‫به همین دلیله که...

47:14.421 --> 47:17.421
‫ایزابلا باید جایی رو پیدا کنه
‫که اون رو خونه خطاب کنه.

47:30.341 --> 47:31.541
‫خانم آستن.

47:31.541 --> 47:32.861
‫ممنون.

47:34.701 --> 47:36.061
‫جین!

47:39.381 --> 47:40.541
‫جین!

47:40.541 --> 47:42.101
‫«آقای کرازبی از لندن»

47:42.101 --> 47:44.461
‫که از بهترین مردای دنیاست، با اینکه
‫اصلاً اون رو ندیدیم...

47:44.461 --> 47:47.021
‫وعده می‌دهد که رمان شما «سوزان» را

47:47.021 --> 47:48.501
‫به مبلغ قابل توجه 10پوند

47:48.501 --> 47:51.181
‫بی‌درنگ منتشر کند.»
‫- ده پوند!؟

47:51.181 --> 47:52.501
‫قراره چاپ شم!

47:52.501 --> 47:54.821
‫قراره کتابت چاپ بشه!

47:54.821 --> 47:57.501
‫و ما پرافتخارترین آستن‌هایی هستیم
‫که تاحالا زیستن!

47:57.501 --> 47:59.701
‫باید بلافاصله نوشتن رمان جدید رو شروع کنم.

47:59.701 --> 48:02.061
‫مصمم هستم! حتماً انجامش میدم!

48:03.341 --> 48:05.061
‫قراره کتابم چاپ بشه!

48:06.421 --> 48:08.741
‫باید خداوند رو شکر کنیم!

48:08.741 --> 48:10.501
‫اه، خدای من!

48:10.501 --> 48:11.941
‫-اه!
‫- بابا؟

48:11.941 --> 48:14.021
‫بابا!

48:14.021 --> 48:17.541
‫- بابا؟
‫- اه، دختر عزیزم.

48:17.541 --> 48:19.421
‫خواهرت، اون...

48:21.381 --> 48:24.181
‫باید به خوبی ازش مراقبت کنی.

48:24.181 --> 48:26.221
‫- همم!
‫- جورج!

48:26.221 --> 48:27.821
‫باشه، بابا، حتماً.

48:27.821 --> 48:29.661
‫- همم!
‫- جورج!

48:29.661 --> 48:36.661
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

49:27.861 --> 49:30.341
‫میشه چندتا عدد هم این پایین بنویسین، لطفاً؟

49:30.341 --> 49:31.501
‫بله، خانم.

49:33.301 --> 49:35.021
‫عالیه.

49:35.021 --> 49:36.621
‫بت، عزیزم.

49:36.621 --> 49:38.901
‫خانم آستن!

49:38.901 --> 49:41.021
‫خیلی خوشحالم که سرما‌خوردگیت خوب شده.

49:41.021 --> 49:43.181
‫بچه‌ها، ما یه مهمون داریم.

49:43.181 --> 49:44.821
‫باید یادمون باشه مودب باشیم.

49:44.821 --> 49:48.021
‫وقتی کسی لطف می‌کنه و
‫بهمون سر می‌زنه، چی میگیم؟

49:48.021 --> 49:50.381
‫روزتون بخیر!

49:50.381 --> 49:51.581
‫و همچنین روز شما.

49:52.861 --> 49:54.501
‫ادامه بدین.

49:54.501 --> 49:57.021
‫پس، وقتت رو اینجا می‌گذرونی؟

49:57.021 --> 49:58.301
‫آره.

49:58.301 --> 49:59.701
‫به ندرت دیگه خونه‌م.

49:59.701 --> 50:01.741
‫اینجا خیلی سرم شلوغه.

50:01.741 --> 50:04.261
‫بچه‌ها از پنج صبح میان.

50:04.261 --> 50:06.821
‫مادرهاشون توی کارخونه کار می‌کنن
‫و ساعت کاریشون خیلی طولانیه.

50:06.821 --> 50:09.461
‫زمانی که میرن، دیگه انرژی هیچکاری ندارم

50:09.461 --> 50:12.021
‫جز اینکه خودمو بکشونم توی اتاق و بخوابم.

50:12.021 --> 50:14.021
‫پس بیشتر وقتا همین‌جا می‌خوابی؟

50:14.021 --> 50:15.341
‫بله.

50:15.341 --> 50:16.701
‫اه، هیس.

50:18.541 --> 50:20.501
‫بت، همون‌طور که می‌دونی،

50:20.501 --> 50:22.581
‫تاریخ رفتن ایزابلا از خونه‌ی کشیش

50:22.581 --> 50:24.021
‫تقریباً نزدیکه.

50:24.021 --> 50:27.501
‫پس دوباره اومدم تا برای آینده‌ش

50:27.501 --> 50:29.341
‫ازت کمک بخوام.

50:29.341 --> 50:31.541
‫ایزابلا ازت خواسته که بیای؟

50:31.541 --> 50:33.741
‫نه، نه، اون نخواسته.

50:33.741 --> 50:37.021
‫اما نمی‌تونم بیکار بشینم و ببینم که

50:37.021 --> 50:39.901
‫از بی‌ثبات موقعیت کنونی‌ش رنج می‌بره.

50:39.901 --> 50:41.821
‫نمی‌خوام بی‌ادب به نظربیام، کاساندرا،

50:41.821 --> 50:44.421
‫اما چرا باید برات مهم باشه؟

50:46.141 --> 50:50.021
‫چون از زمانی که اینجا بودم،

50:50.021 --> 50:53.501
‫خیلی بهش علاقمند شدم.

50:53.501 --> 50:57.781
‫و نگران اثرات این تغییرات هستم

50:57.781 --> 51:01.341
‫چون مثل رنجیه که خواهرم، وقتی مجبور شدیم
‫خونه‌ی عزیزمون رو ترک کنیم، تحمل کرد.

51:04.261 --> 51:06.741
‫و به پدرت که درحال مرگ بود قول دادم که مطمئن بشم

51:06.741 --> 51:09.821
‫یا با تو یا با مری جین زندگی کنه.

51:09.821 --> 51:12.021
‫پدرم.

51:12.021 --> 51:13.461
‫حتی از توی گور.

51:15.021 --> 51:17.181
‫ایزابلای بیچاره، من...

51:17.181 --> 51:19.501
‫نگرانم که هیچ‌وقت نتونه
‫مثل من

51:19.501 --> 51:21.141
‫برای آینده‌ش تصمیم بگیره.

51:24.621 --> 51:28.021
‫بت، می‌دونم که آینده‌ت مشخصه،

51:28.021 --> 51:30.381
‫و بابتش خوشحالم.

51:31.581 --> 51:36.581
‫اما امیدوارم که اگه شما و آقای لیدردیل

51:36.581 --> 51:37.861
‫تصمیم به ازدواج بگیرید،

51:37.861 --> 51:40.621
‫شاید انقدر سخاوتمند باشه که
‫بذاره با شما زندگی کنه.

51:40.621 --> 51:42.301
‫ازدواج؟

51:42.301 --> 51:45.021
‫من و آقای لیدردیل؟

51:45.021 --> 51:46.181
‫آره.

51:47.621 --> 51:50.501
‫همچین خیال احمقانه‌ای از کجا به ذهنت رسید؟

51:50.501 --> 51:52.421
‫من... شما رو باهم دیدم.

51:52.421 --> 51:55.901
‫و برای خودت یه داستان ساختی؟

51:57.701 --> 52:01.541
‫اه، کاساندرا، خواهر اشتباهی رو انتخاب کردی.

52:01.541 --> 52:08.541
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

52:08.661 --> 52:11.341
‫ما قبلاً احساساتی نسبت بهم داشتیم.

52:11.341 --> 52:13.021
‫من اون رو رد کردم.

52:13.021 --> 52:15.021
‫دیگه از من درخواست نمی‌کنه.

52:15.021 --> 52:17.021
‫فکرنمی‌کنم هوسرانی بوده باشه.

52:17.021 --> 52:18.781
‫باور دارم که عشق بوده.

52:18.781 --> 52:20.341
‫حرف احمقانه نزن.

52:22.941 --> 52:25.541
‫وقتی مادرم بهم اطلاع داد که
‫اینجا ساکن هستین،

52:25.541 --> 52:28.381
‫احساس کردم که نیاز دارم
‫دوباره شما رو ببینم.

52:28.381 --> 52:31.021
‫«بدن بی‌جان او

52:31.021 --> 52:33.021
‫بر روی پیاده‌رو افتاد.»

52:33.021 --> 52:35.021
‫اون رو کشتی؟

52:36.381 --> 52:37.821
‫حتماً غش کرده!

52:37.821 --> 52:39.821
‫برو.
‫برو بلافاصله آقای لیدردیل رو بیار!

52:39.821 --> 52:41.021
‫برو، ایزابلا!

52:41.021 --> 52:42.701
‫آقای لیدردیل!

52:42.701 --> 52:49.701
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
