WEBVTT

00:02.021 --> 00:03.581
‫- اومدم تا به خانم ایزابلا فاول کمک کنم.
‫- کاساندرا؟

00:03.581 --> 00:04.621
‫ما انتظار نداشتیم بیاین.

00:04.621 --> 00:07.501
‫ایزابلا باید با خواهراش زندگی کنه.
‫بهم قول بده.

00:07.501 --> 00:11.301
‫هیچ آرامشی تو این دنیا بالاتر از یه خواهر نیست.

00:11.301 --> 00:14.181
‫من و تو همیشه خواهر می‌مونیم.

00:14.181 --> 00:15.901
‫حتی وقتی که من خانم فاول باشم.

00:15.901 --> 00:17.981
‫محض اینکه دیگه برنگردم،
‫چیزهایی هست که

00:17.981 --> 00:19.661
‫باید قبل از رفتنم بهت بگم،.

00:19.661 --> 00:22.621
‫اگه نمی‌تونی با من ازدواج کنی، باید آزاد
‫باشی که با یه نفر دیگه ازدواج کنی.

00:22.621 --> 00:27.661
‫بهت قول میدم تام، که من هیچوقت
‫با مرد دیگه‌ای جز تو ازدواج نمی‌کنم.

00:28.701 --> 00:30.461
‫مطمئناً نامه‌هایی اینجا هست که

00:30.461 --> 00:31.781
‫انواع گنجینه‌ها رو نشون میده.

00:31.781 --> 00:34.381
‫هر چیزی که لازمه در مورد جین آستن بدونی

00:34.381 --> 00:37.421
‫داخل صفحات رمان‌هاش پیدا میشه.

00:37.421 --> 00:39.621
‫خبرهای بدی داریم، کسی.

00:39.645 --> 00:46.645
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:59.021 --> 01:02.021
«خانم آستن، قسمت دوم»

01:02.065 --> 01:07.065
ترجمه از رضا حضرتی
DeathStroke

01:23.701 --> 01:25.141
‫کدوم گوری بودی؟

01:25.141 --> 01:28.341
‫ببخشید، خانم. من با خانم ایزابلا
‫تو آشپزخونه بودم.

01:28.341 --> 01:30.101
‫خانم آستن چی؟

01:30.101 --> 01:32.101
‫تو اتاقشه، خانم.

01:32.101 --> 01:33.301
‫اونجا چیکار می‌کنه؟

01:33.301 --> 01:35.381
‫کاساندرا! کار داریم که باید انجام بشه.

01:39.021 --> 01:41.221
‫عزیزم مری.

01:41.221 --> 01:42.781
‫خب، اینجایی.

01:42.781 --> 01:44.461
‫خب، آره اومدم.

01:45.861 --> 01:50.221
‫به خاطر قرار چای با خانم بانبری
‫انتظار نداشتیم انقدر زود بیای.

01:50.221 --> 01:52.981
‫بله، به خاطر تو
‫یه اختلافی پیش اومده، کاساندرا.

01:52.981 --> 01:54.141
‫من؟

01:54.141 --> 01:56.301
‫خانم بانبری گفت که اومدنت به اینجا

01:56.301 --> 01:58.981
‫اونم بدون اطلاع قبلی من، لکه‌ای به آبروی منه.

01:58.981 --> 02:02.061
‫من یه دفاع خیلی قوی کردم،
‫اما اون مصمم بود.

02:02.061 --> 02:04.861
‫این کار درستی نیست، کاساندرا.

02:04.861 --> 02:06.901
‫ما باید خواهر باشیم.

02:06.901 --> 02:12.341
‫خب، من صمیمانه امیدوارم که رابطه با خانم بانبری

02:12.341 --> 02:14.661
‫خیلی زود به صمیمیت برگرده.

02:16.101 --> 02:18.741
‫داینا میگه که شروع به تمیز کردن
‫اتاق خواهر عزیزم کردی.

02:18.741 --> 02:20.141
‫می‌دونی که می‌خوام کمک کنم.

02:20.141 --> 02:22.381
‫نامه‌ای از جین پیدا کردی؟

02:22.381 --> 02:24.821
‫حتی یه دونه هم نه.

02:24.821 --> 02:26.981
‫چقدر عجیب.

02:26.981 --> 02:28.981
‫اونم با توجه به اینکه جین چقدر نامه می‌نوشت.

02:28.981 --> 02:30.501
‫مهم نیست.

02:30.501 --> 02:32.501
‫خودم پیداشون می‌کنم.

02:32.501 --> 02:35.061
‫خب، شاید برعکس من،
‫خوش شانس باشی.

02:37.181 --> 02:38.461
‫خانم.

02:38.461 --> 02:40.901
‫خانم آستن، می‌خواید اتاق خانم فاول رو براتون آماده کنم؟

02:40.901 --> 02:42.661
‫بله، بله! همین الان این کارو بکن.

02:42.661 --> 02:45.021
‫تا من بتونم مستقر بشم
‫و به تمیز کردنش برسم.

02:45.021 --> 02:48.941
‫کاری که با توجه به رابطه نزدیک من و الایزا،
‫ازش لذت نمی‌برم.

02:51.581 --> 02:53.341
‫خب، گفتم زود برو.

03:00.141 --> 03:02.621
‫بذارید من جمعش کنم، خانم.
‫خودتون رو زخمی می‌کنید.

03:02.621 --> 03:04.501
‫دلیلی نداره که بیشتر از

03:04.501 --> 03:06.501
‫اونچه که لازمه،
‫کار درست کنیم، ایزابلا.

03:06.501 --> 03:08.141
‫اتفاقی بود.

03:08.141 --> 03:11.421
‫خب، من شما رو به حال خودتون می‌ذارم.
‫بالا کار دارم.

03:11.421 --> 03:12.821
‫داینا، داینا.

03:12.821 --> 03:14.621
‫به محض اینکه آماده بودی بیا.

03:16.501 --> 03:18.621
‫کار خیلی زیاده.

03:18.621 --> 03:21.941
‫باید از آقای دانداس وقت بیشتری بگیرم.
‫من آماده نیستم.

03:21.941 --> 03:23.421
‫به موقع آماده نمیشم.

03:23.421 --> 03:24.941
‫ایزابلا...

03:24.941 --> 03:27.821
‫ایزابلا، من تو موقعیت تو بودم،

03:27.821 --> 03:31.781
‫و می‌دونم که این کار چقدر دلهره‌آور به نظر می‌رسه.

03:31.781 --> 03:35.741
‫اما اینم می‌دونم که چطور عدم اطمینان به آینده‌ات

03:35.741 --> 03:39.221
‫می‌تونه باعث بشه که این کار
‫خیلی بیشتر از حد معمول، سخت به نظر برسه.

03:39.221 --> 03:42.901
‫به همین دلیله که این مسئله
‫باید بدون تأخیر حل بشه.

03:42.901 --> 03:47.461
‫- اما من...
‫- به همین منظور، برام سواله که می‌تونیم

03:47.461 --> 03:50.661
‫- امروز یه سری به خواهرهات بزنیم یا نه؟
‫- ما هنوز اینجا خیلی سرمون شلوغه، کاساندرا.

03:50.661 --> 03:53.941
‫- مطمئناً میشه انداختش واسه یه وقت دیگه
‫- ایزابلا، من خیلی نگران

03:53.941 --> 03:56.741
‫این هستم که قراره چه بلایی سرت بیاد.

03:56.741 --> 04:00.421
‫دیگه نمی‌تونیم این تصمیم رو
‫بیشتر از این به تأخیر بندازیم.

04:00.421 --> 04:02.301
‫باید این کارو انجام بدیم.

04:02.301 --> 04:03.781
‫البته.

04:03.781 --> 04:05.341
‫اما...

04:05.341 --> 04:07.581
‫اما امروز نه.

04:07.581 --> 04:10.221
‫شاید فردا.

04:10.221 --> 04:12.461
‫به علاوه، من امروز صبح کارهایی دارم
‫که باید انجام بدم.

04:14.181 --> 04:15.661
‫بسیار خب.

04:15.661 --> 04:18.581
‫خب، در این صورت، شاید من...

04:18.581 --> 04:20.781
‫بهتر باشه شروع به تمیز کردن
‫اتاق غذاخوری کنم؟

04:20.781 --> 04:23.181
‫می‌تونم میز تحریر مادرت رو تمیز کنم.

04:23.181 --> 04:25.301
‫- خاله مری رو از زحمت بندازم.
‫- ممنون.

04:29.021 --> 04:31.461
‫من این چینی‌ها رو از بچگی دوست داشتم.

04:32.941 --> 04:35.661
‫حالا قراره همه‌شون به برادرم برسه.

04:38.581 --> 04:42.341
‫همه چیز درست میشه، ایزابلا.

04:42.341 --> 04:43.861
‫ازش مطمئنم.

05:19.661 --> 05:20.821
‫مامان!

05:22.181 --> 05:24.221
‫- برای من؟
‫- چی نوشته؟

05:24.221 --> 05:25.901
‫نوشته الایزا.

05:40.741 --> 05:42.901
‫الایزا...

06:07.581 --> 06:09.661
‫الایزای عزیزم.

06:09.661 --> 06:13.381
‫خبر خوشحال کننده‌ات، دل ما رو
‫اینجا تو استیونتون شاد کرد.

06:13.381 --> 06:16.381
‫مادر و پدر مطمئن نیستن که انتظار

06:16.381 --> 06:18.741
‫پسر داشته باشی یا دختر.

06:18.741 --> 06:21.581
‫به محض اینکه تصمیم بگیرن، بهت خبر میدم.

06:23.501 --> 06:26.981
‫کاش خبرهای شادتری از کسی داشتم.

06:26.981 --> 06:30.421
‫تو این مدت، اندوهش کم نشده.

06:32.741 --> 06:36.781
‫تو ذات خواهرم نیست که عمق رنجش رو نشون بده،

06:36.781 --> 06:40.101
‫از ترس اینکه ما رو با غم و اندوهش
‫تحت فشار بذاره.

06:40.101 --> 06:42.261
‫یالا بچه‌ها. راه بیفتین.

06:42.261 --> 06:46.141
‫اما من می‌تونم ببینم که چقدر
‫قلبش هنوز برای تام درد می‌کشه.

06:57.781 --> 07:01.541
‫برادرمون ادوارد ازش دعوت کرده
‫که تو گادمرشام پارک،

07:01.541 --> 07:03.741
‫خونه‌اش تو کنت، بمونه.

07:05.581 --> 07:07.221
‫خیلی دلم براش تنگ میشه،

07:07.221 --> 07:10.021
‫هرچند امیدوارم این تغییر محیط

07:10.021 --> 07:12.141
‫بتونه اونو از ملال و اندوهش بیرون بیاره.

07:15.021 --> 07:17.701
‫شاید برات جالب باشه که بدونی دعوت ادوارد

07:17.701 --> 07:19.621
‫شامل من نشد.

07:21.261 --> 07:25.461
‫احتمالا من برای جامعه کنت،
‫بیش از حد غیرعادی هستم.

07:27.181 --> 07:29.941
‫جای تاسفه، چون مطمئناً می‌تونستم یه علاقه‌ای به

07:29.941 --> 07:33.021
‫هزاران هکتار زمین‌های تپه‌ایشون، کتابخونه وسیع

07:33.021 --> 07:36.181
‫و انبار شراب پرشون پیدا کنم.

07:41.741 --> 07:43.581
‫شاید همسر ادوارد، الیزابت،

07:43.581 --> 07:45.861
‫می‌ترسه که من خیلی راحت بشم

07:45.861 --> 07:47.341
‫و بیشتر از انتظار بمونم.

07:48.821 --> 07:53.341
‫با اینکه اون همیشه با ما آستن‌های
‫پایین رتبه، خیلی مؤدبانه رفتار می‌کنه،

07:53.341 --> 07:56.221
‫اعتراف می‌کنم کمی تعجب کردم که حاضره

07:56.221 --> 07:58.221
‫اصلاً میزبان یکی از ما باشه.

08:06.021 --> 08:08.621
‫به گادمرشام خوش اومدی.

08:08.621 --> 08:10.781
‫- خواهر عزیزم.
‫- ادوارد.

08:10.781 --> 08:12.741
‫چقدر خوشگل شدی.

08:12.741 --> 08:14.701
‫البته با توجه به...

08:14.701 --> 08:16.741
‫امیدوارم سفرت خوشایند بوده باشه.

08:16.741 --> 08:21.301
‫با اینکه شاید تو همچین...

08:21.301 --> 08:23.301
‫شرایطی، چیزی خوشایند نباشه.

08:23.301 --> 08:25.621
‫ممنون، برادر عزیزم.

08:25.621 --> 08:26.941
‫بیا.

08:30.501 --> 08:32.701
‫خب، می‌دونم که می‌خوای خودت رو جمع و جور کنی،

08:32.701 --> 08:35.101
‫اما بچه‌ها از خوشحالی نمی‌دونن چیکار کنن.

08:35.101 --> 08:38.941
‫اگه مستقیم نریم پیششون،
‫دیوونه میشن.

08:38.941 --> 08:41.541
‫اونا بهترین دارو برای جلوگیری از غم و...

08:41.541 --> 08:43.061
‫مشتاق دیدنشونم.

08:43.061 --> 08:44.501
‫یه جا وایستا. تکون نخور.

08:44.501 --> 08:46.141
‫سلام کنید، بچه‌ها. ببینید کی اینجاست.

08:46.141 --> 08:47.621
‫- ببینید کی اینجاست.
‫- کیه؟

08:47.621 --> 08:49.701
‫کسی!

08:49.701 --> 08:51.581
‫ببین چقدر بزرگ شدن!

08:51.581 --> 08:53.221
‫سلام!

08:54.501 --> 08:56.701
‫سلام.

08:56.701 --> 08:59.541
‫- سلام!
‫- دالی موشه! دالی موشه!

08:59.541 --> 09:01.901
‫بو!

09:01.901 --> 09:04.661
‫دیدی، بهت گفتم، کسی.
‫دیوونه می‌شدن.

09:06.941 --> 09:08.141
‫سلام.

09:08.141 --> 09:11.501
‫یه نفر با دیدگاه بدبینانه‌تر ممکنه
‫براش این سوال پیش بیاد

09:11.501 --> 09:16.421
‫که آیا الیزابت از حضور خاله کسی
‫تو گادمرشام چیزی به دست میاره یا نه؟

09:16.421 --> 09:20.101
‫این فکری نیست که هیچوقت
‫به ذهن من خطور کنه، الایزا...

09:20.101 --> 09:22.821
‫و مطمئناً چیزی نیست که بخوام بنویسمش.

09:22.821 --> 09:24.101
‫خانم.

09:38.781 --> 09:40.661
‫بیرون می‌رید، مگه نه؟

09:40.661 --> 09:42.621
‫خب، به نظر همینطور میاد.

09:44.541 --> 09:48.741
‫شاید تو راه یه سری به مری جین،
‫خواهر ایزابلا بزنم.

09:48.741 --> 09:50.741
‫منتظرن؟

09:50.741 --> 09:53.341
‫خانم مری جین دکستر
‫مهمون سرزده دوست نداره.

09:53.341 --> 09:55.661
‫مطمئنم که وقتی بدونه هدفم از سر زدن چیه

09:55.661 --> 09:58.621
‫خیلی هم خوشحال میشه منو ببینه.

09:58.621 --> 10:00.261
‫زمان خیلی مهمه.

10:01.541 --> 10:05.021
‫باید مطمئن بشیم که از ایزابلا مراقبت میشه.

10:10.101 --> 10:11.421
‫که اینطور؟

10:28.981 --> 10:30.461
‫کیه؟

10:30.461 --> 10:32.141
‫خانم دکستر؟

10:32.141 --> 10:35.021
‫مری جین، منم، کاساندرا آستن.

10:35.021 --> 10:36.781
‫اومدم به شما سر بزنم.

10:41.461 --> 10:42.901
‫بله، بیا تو، بیا تو.

10:49.061 --> 10:51.421
‫هر چی هم مراقب باشی کمه.

10:52.541 --> 10:54.421
‫بیا تو اتاق پذیرایی.

11:03.101 --> 11:05.221
‫چه اشیاء جالبی.

11:06.381 --> 11:09.221
‫چیزی که اینجا می‌بینی، مسرت‌های امپراتوریه.

11:10.421 --> 11:11.901
‫روزهای خوش.

11:14.261 --> 11:16.181
‫روزهای خوش.

11:16.181 --> 11:18.421
‫خب...

11:18.421 --> 11:19.861
‫بنشین.

11:25.221 --> 11:27.181
‫ایزابلا ازت مراقبت می‌کرده، مگه نه؟

11:27.181 --> 11:29.181
‫اوه، بله.

11:29.181 --> 11:30.701
‫بی‌عیب و نقص.

11:33.381 --> 11:36.101
‫ایزابلا قلبی قوی مثل گاو نر داره.

11:36.101 --> 11:38.141
‫شجاع‌تر از اونیه که فکر می‌کنی.

11:40.421 --> 11:43.181
‫اگرچه اون حتی یه روز هم
‫نمی‌تونست تنها زنده بمونه،

11:43.181 --> 11:45.621
‫پس خوبه که قراره با من زندگی کنه.

11:45.621 --> 11:47.781
‫پس، همه چیز قطعی شده؟

11:47.781 --> 11:49.541
‫معلومه که قطعی شده.

11:49.541 --> 11:52.021
‫مگه برای همین نیومدی؟
‫که مطمئن بشی؟

11:52.021 --> 11:56.141
‫بله. مسئله اینه که
‫به نظر میاد ایزابلا اینو نمی‌دونه.

11:56.141 --> 11:59.061
‫چیزی که باید در مورد خواهرم بدونی اینه که...

11:59.061 --> 12:03.581
‫اون فکر می‌کنه که می‌دونه چی می‌خواد،
‫اما نمی‌دونه.

12:07.501 --> 12:08.861
‫شیرینی؟

12:23.301 --> 12:24.541
‫خانم فاول.

12:24.541 --> 12:26.101
‫آقای لیدردیل.

12:26.101 --> 12:28.221
‫باید از شما عذرخواهی کنم.

12:28.221 --> 12:31.981
‫برای پرسیدن اینکه از اون موقع
‫حالتون چطور بوده، دیر کردم.

12:31.981 --> 12:34.581
‫من کاملاً خوبم، ممنون.

12:34.581 --> 12:39.261
‫در واقع، من مشغول آماده کردن
‫خانه کشیش برای کشیش جدید بودم.

12:39.261 --> 12:42.021
‫مطمئنم که باید کار خیلی سختی باشه.

12:43.821 --> 12:45.661
‫شما...

12:47.261 --> 12:48.541
‫اقامتگاه جدیدی پیدا کردید؟

12:48.541 --> 12:50.821
‫هنوز نه.

12:50.821 --> 12:53.061
‫اما همه چیز تحت کنترله.

12:53.061 --> 12:54.981
‫از شنیدن این خبر خوشحال شدم.

12:56.221 --> 13:00.541
‫هیچ چیزی ناراحت‌کننده‌تر از... ناامنی نیست.

13:00.541 --> 13:01.901
‫درسته.

13:04.021 --> 13:06.341
‫براتون آرزوی خوشحالی می‌کنم.

13:06.341 --> 13:07.941
‫واقعاً.

13:07.941 --> 13:09.501
‫خیلی لطف دارید.

13:10.741 --> 13:14.421
‫خب، اگه منو ببخشید،
‫یه کاری دارم که باید انجام بدم.

13:22.061 --> 13:25.901
‫الایزای عزیزم، خوشبختانه «کسی» به

13:25.901 --> 13:30.421
‫درخواست‌های مکرر من برای خبر از
‫گادمرشام پاسخ میده و مرتب نامه می‌نویسه.

13:30.421 --> 13:33.861
‫اگرچه به طرز مشکوکی چیز کمی
‫در مورد لذت‌ها و سرگرمی‌های

13:33.861 --> 13:36.061
‫حومه کنت می‌شنوم،

13:36.061 --> 13:38.661
‫در مورد بازی اسپیلیکنز

13:38.661 --> 13:41.061
‫با ساکنان کوچولوی مهدکودک بیشتر می‌شنوم.

13:48.901 --> 13:50.941
‫الیزابت، پیدات کردم.

13:50.941 --> 13:53.381
‫گفتم ببینم وقتی بچه خوابه

13:53.381 --> 13:54.981
‫می‌تونم یه چرخی تو باغ بزنم یا نه.

13:54.981 --> 13:56.861
‫اوه عزیزم، نه.

13:56.861 --> 14:00.941
‫بیرون خیلی گرمه.
‫اینجا بهترین جا رو داری.

14:00.941 --> 14:03.901
‫به علاوه، من اصلا نمی‌تونم اون بازی رو انجام بدم.

14:06.501 --> 14:08.981
‫ببین چقدر دوستت دارن.

14:08.981 --> 14:12.741
‫نمی‌دونی چقدر از اینجا بودنت خوشحالم.

14:12.741 --> 14:16.501
‫همه چیز خیلی خوب پیش رفته، مگه نه؟

14:16.501 --> 14:17.821
‫منظورم اینه که...

14:19.221 --> 14:22.261
‫- منظورم این نبود...
‫- می‌دونم منظورت چیه، عزیزم.

14:22.261 --> 14:24.501
‫من خیلی ممنونم که اینجا هستم.

14:24.501 --> 14:26.701
‫خوبه.

14:26.701 --> 14:28.581
‫خب، به نظرم قبل از اینکه خانواده‌ام برای شام برسن

14:28.581 --> 14:30.421
‫یه کم استراحت کنم.

14:34.341 --> 14:36.821
‫ببین، انجامش دادم.

14:36.821 --> 14:38.861
‫نوبت شماست، عمه کسی.

14:45.861 --> 14:47.581
‫ادوارد؟

14:47.581 --> 14:49.061
‫کجا میری؟

14:49.061 --> 14:50.581
‫ما مهمون برای شام داریم.

14:50.581 --> 14:53.261
‫فقط میرم اصطبل یه نگاهی به کره جدید بندازم.
‫زود برمی‌گردم.

14:53.261 --> 14:55.101
‫خب، متاسفانه باید بندازیش عقب.

14:55.101 --> 14:57.181
‫مادرم تا چشم به هم بزنیم می‌رسه،

14:57.181 --> 15:00.621
‫و اگه یه اسب مقدم باشه،
‫خوشحال نمیشه.

15:00.621 --> 15:01.781
‫نه.

15:01.781 --> 15:03.461
‫نه، اینجوری نمیشه.

15:03.461 --> 15:05.941
‫به کسی گفتی که ساعت چند باید پایین باشه؟

15:05.941 --> 15:07.621
‫اوه، عزیزم.

15:07.621 --> 15:10.821
‫فکر نمی‌کنم درست باشه که کسی به ما ملحق بشه.

15:10.821 --> 15:13.341
‫این یه شام خانوادگیه،
‫و کسی هم بالاخره جزو خونواده‌ست.

15:13.341 --> 15:15.861
‫اون هنوز تو عزاست، ادوارد.

15:15.861 --> 15:19.061
‫مناسب نیست که اون تو یه مهمونی شاد باشه.

15:20.341 --> 15:22.581
‫آشپز یه چیزی رو تو سینی براش می‌فرسته بالا.

15:27.221 --> 15:30.141
‫الایزا، باید ازت خواهش کنم که در رابطه با

15:30.141 --> 15:32.221
‫یه مسئله خیلی ضروری کمکم کنی.

15:33.861 --> 15:36.581
‫کسی تو مهدکودک گادمرشام گیر افتاده.

15:36.581 --> 15:39.421
‫خواهر خوب و وظیفه‌شناسم شکایت نمی‌کنه،

15:39.421 --> 15:43.581
‫اما برام واضحه که وضعیت خیلی جدیه.

15:45.781 --> 15:48.861
‫لطفاً فکر نکنی من بی‌ادبم که میگم

15:48.861 --> 15:51.061
‫هنوز دیر نیست.

15:51.061 --> 15:52.621
‫ازت خواهش می‌کنم، الایزا...

15:52.621 --> 15:54.181
‫ممنون.

15:54.181 --> 15:57.261
‫به کسی نامه بنویس و ازش بخواه که
‫موقع زایمانت پیشت باشه.

15:57.261 --> 15:59.941
‫الیزابت درخواست یه مادر نیازمند رو رد نمی‌کنه.

15:59.941 --> 16:03.621
‫و ادوارد هم هر چی بهش گفته بشه،
‫همون کارو می‌کنه.

16:04.981 --> 16:08.421
‫نباید اجازه بدیم کسی عزیزمون رو متقاعد کنه

16:08.421 --> 16:10.741
‫که تنها ارزش زندگیش تو نقش

16:10.741 --> 16:12.661
‫عمه مجرد خلاصه بشه.

16:12.661 --> 16:14.221
‫خداحافظ، عمه کسی!

16:14.221 --> 16:16.901
‫لطفاً به محض اینکه تونستی،
‫نامه بنویس.

16:16.901 --> 16:18.981
‫حسی به من میگه که دخالت ما

16:18.981 --> 16:21.421
‫باعث تسکینش میشه.

16:40.501 --> 16:42.741
‫هیس! آروم باش.

16:42.741 --> 16:45.901
‫بچه به زودی، سالم و سلامت به دنیا میاد.

16:45.901 --> 16:47.781
‫هیس! هیس...

16:47.781 --> 16:49.461
‫به لودانوم نیاز داره.

17:03.341 --> 17:04.821
‫الایزا؟

17:04.821 --> 17:06.581
‫خوابه، فولور.

17:06.581 --> 17:08.221
‫خسته‌ست.

17:08.221 --> 17:09.501
‫و شما یه دختر دارید.

17:10.941 --> 17:13.701
‫شیرین‌ترین و دوست داشتنی‌ترین
‫دختر کوچولوی ممکن.

17:15.541 --> 17:17.381
‫یه دختر دیگه.

17:29.701 --> 17:31.861
‫الایزای عزیزم.

17:31.861 --> 17:34.581
‫خوشحالیم که شنیدیم به سلامت زایمان کردی

17:34.581 --> 17:37.221
‫و ایزابلاکوچولو سالم و سرحاله.

17:44.261 --> 17:47.781
‫ایزابلا اسم فوق‌العاده‌ایه.

17:47.781 --> 17:51.781
‫شکی نیست که وقتی بزرگ بشه
‫یه قهرمان یا یه ملکه اسپانیایی میشه

17:51.781 --> 17:54.501
‫هرچند که من این سرنوشت رو براش آرزو نمی‌کنم.

17:54.501 --> 17:57.941
‫نه، ماجراهای اون باشکوه خواهد بود،

17:57.941 --> 18:01.781
‫و فقط به شهر بزرگ برکشایر محدود نخواهد بود.

18:02.941 --> 18:04.541
‫نگاه کن، ایزابلا.

18:06.781 --> 18:09.781
‫درخت دایی تام عزیز و شیرینت.

18:11.141 --> 18:13.261
‫درخت اون و من.

18:25.101 --> 18:27.141
‫۲۸.

18:28.381 --> 18:30.461
‫۵ ضربدر ۷ میشه...

18:31.981 --> 18:33.501
‫۳۵.

18:33.501 --> 18:35.541
‫آفرین، آرتور!

18:35.541 --> 18:37.901
‫حالا، ۶ ضربدر ۷ چند میشه؟

18:37.901 --> 18:41.341
‫۶ ضربدر ۷ میشه...

18:41.341 --> 18:43.501
‫۴۲.

18:43.501 --> 18:45.621
‫۷ ضربدر ۷ میشه...

18:48.181 --> 18:49.781
‫اینم می‌ترکونی؟

18:49.781 --> 18:53.061
‫- ۴۹!
‫- آفرین!

18:53.061 --> 18:55.101
‫می‌خوای جدول ضرب ۸ رو امتحان کنیم؟

18:55.101 --> 18:57.341
‫- می‌تونم امتحان کنم، خانم.
‫- خیلی خوبه.

19:01.261 --> 19:04.341
‫۱ ضربدر ۸ میشه... هشت.

19:04.341 --> 19:06.021
‫درسته.

19:06.021 --> 19:08.821
‫۲ ضربدر هشت میشه ۱۶.

19:11.381 --> 19:14.141
‫من همین الان خانم ایزابلا رو با یه شاگرد دیدم.

19:14.141 --> 19:16.461
‫اون معلم خیلی خوبیه.

19:16.461 --> 19:18.341
‫نمی‌دونستم.

19:18.341 --> 19:21.221
‫چیزهای زیادی در مورد خانم ایزابلا هست
‫که مردم نمی‌دونن.

19:21.221 --> 19:23.341
‫یا نمی‌خوان بدونن.

19:23.341 --> 19:27.901
‫حتما پدرش واسه اینکه اونجوری ازش
‫مراقب می‌کرد، بهش افتخار می‌کرده.

19:27.901 --> 19:30.381
‫خب اگه افتخار می‌کرد هم خانم،
‫هیچوقت بهش نگفته.

19:30.381 --> 19:32.621
‫هرچند که اون در مورد چیزهای دیگه ساکت نبود.

19:32.621 --> 19:35.381
‫کشیش فاول قبلا خونه رو با حضورش پر می‌کرده،

19:35.381 --> 19:37.781
‫خدا بیامرزدش.

19:37.781 --> 19:39.501
‫من مدتی بود که ندیده بودمش،

19:39.501 --> 19:41.781
‫اما یادمه که اون مرد پرشوری بود.

19:43.181 --> 19:45.501
‫خب، شاید شما دوست دارید
‫با این صفت خطابش کنین.

19:45.501 --> 19:47.901
‫روزهای زیادی بود که می‌شنیدیم

19:47.901 --> 19:49.301
‫که تو روستا داد می‌زنه و اون...

19:49.301 --> 19:51.381
‫سر خانم ایزابلا غر می‌زد.

19:52.741 --> 19:54.101
‫غر می‌زد؟

19:54.101 --> 19:55.581
‫منظورت چیه، داینا؟

19:56.581 --> 19:57.941
‫هیچی، خانم.

19:57.941 --> 19:59.901
‫من نباید چیزی بگم.

19:59.901 --> 20:02.341
‫باید برم و بقیه ظروف شام رو بیارم.

20:03.901 --> 20:05.541
‫داینا؟

20:05.541 --> 20:07.661
‫خانم آستن هنوز استراحت می‌کنه؟

20:07.661 --> 20:09.421
‫بله، خانم.

20:09.421 --> 20:12.821
‫می‌خوام به خواهر دیگه خانم ایزابلا سر بزنم.

20:12.821 --> 20:15.821
‫مدرسه خانم بث رو کجا می‌تونم پیدا کنم؟

20:15.821 --> 20:17.821
‫پشت پلسترر آرمز.

20:50.381 --> 20:53.181
‫ببخشید، می‌تونی بگید خانم فاول رو
‫کجا می‌تونم پیدا کنم؟

20:53.181 --> 20:54.781
‫خونه خانم وینتربورن.

21:15.261 --> 21:16.621
‫ممنون.

21:18.701 --> 21:21.301
‫کاساندرا! اینجا بیماری هست.
‫باید فوراً بری.

21:21.301 --> 21:23.141
‫خانم آستن، شما نباید اینجا باشید.

21:23.141 --> 21:24.901
‫چه بیماری داره؟

21:24.901 --> 21:26.821
‫دیفتری.

21:26.821 --> 21:28.781
‫تو روستا پخش شده.

21:28.781 --> 21:32.661
‫اما در مورد بقیه... فقر، بدبختی.

21:32.661 --> 21:34.501
‫هیچ چیز نیست که من بتونم درمانش کنم.

21:34.501 --> 21:36.181
‫حالا، ازتون خواهش می‌کنم، برید.

21:36.181 --> 21:38.821
‫- اینجا امن نیست.
‫- بیا، کاساندرا.

21:38.821 --> 21:40.941
‫تا آخر روستا همراهیت می‌کنم.

21:49.541 --> 21:52.381
‫بث، باید باهات در مورد آینده ایزابلا صحبت کنم.

21:52.381 --> 21:54.061
‫آینده ایزابلا؟

21:54.061 --> 21:56.821
‫اون مکالمه بزرگی که هیچوقت تمومی نداره.

21:56.821 --> 21:58.821
‫قبلاً در موردش صحبت شده؟

21:58.821 --> 22:00.341
‫همیشه.

22:00.341 --> 22:03.261
‫حتی با وجود اینکه خیلی سعی می‌کنم از
‫سیاست‌های خانوادگی فاول دوری کنم،

22:03.261 --> 22:05.341
‫چون هیچ میلی به دخالت ندارم.

22:05.341 --> 22:07.421
‫خواهرت داره خونه‌اش رو از دست میده.

22:07.421 --> 22:09.541
‫ایزابلا یه زن بالغه.

22:10.701 --> 22:13.541
‫مطمئناً اون تواناییشو داره که
‫آینده خودش رو تضمین کنه،

22:13.541 --> 22:15.541
‫حالا هر آینده‌ای که می‌خواد باشه.

22:15.541 --> 22:18.701
‫ببخشید، اما باید برگردم.
‫آقای لیدردیل به من نیاز داره.

22:18.701 --> 22:20.781
‫وقتی مدرسه دوباره باز شد،
‫بیا و سر بزن.

22:20.781 --> 22:22.821
‫دوست دارم بهت نشون بدم
‫که اونجا چیکار می‌کنم.

22:22.821 --> 22:24.381
‫بث...

22:24.381 --> 22:26.101
‫بث!

22:35.221 --> 22:38.141
‫کجا بودی؟ ما خیلی نگران بودیم.

22:38.141 --> 22:39.421
‫اونم تو این هوا!

22:39.421 --> 22:40.901
‫ایزابلا!

22:40.901 --> 22:43.981
‫این سگ رو فوراً از جلو چشم من دور کن!

22:43.981 --> 22:47.221
‫- به نظر می‌رسه خاله مری از خواب بیدار شده.
‫- بله.

22:47.221 --> 22:49.461
‫اتاق مادرم رو کمی سرد دید.

22:57.821 --> 22:59.501
‫هنوز نامه‌ای نیست، مری؟

22:59.501 --> 23:02.101
‫نه. عجیبه.

23:02.101 --> 23:04.661
‫چون این میز تحریر خواهرمه.

23:06.061 --> 23:07.741
‫اینا رو میندازیم دور.

23:07.741 --> 23:10.941
‫الایزا همیشه خیلی احساساتی بود.

23:10.941 --> 23:13.341
‫چقدر احمقانه بود که تو این هوا
‫بیرون رفتی، کاساندرا.

23:13.341 --> 23:15.181
‫تو این سن و سال باید عاقل‌تر باشی.

23:17.581 --> 23:19.981
‫اون سگ وحشیه.

23:19.981 --> 23:21.701
‫باعث مرگ من میشه.

23:21.701 --> 23:24.101
‫باید فوراً از خونه بیرونش کنیم.

23:25.981 --> 23:28.381
‫چای بیار داینا...
‫تو اتاق پذیرایی.

23:28.381 --> 23:30.461
‫بیا، پیراموس. بیا.

23:31.661 --> 23:33.061
‫پسر خوب.

23:48.101 --> 23:50.381
‫این تنها چینی‌هایی هست که داریم؟

23:50.381 --> 23:53.381
‫بقیه رو بسته‌بندی کردیم، خاله مری.
‫طبق دستور شما.

23:53.381 --> 23:56.781
‫اوه خب، پس فکر کنم باید تحملش کنم.

23:56.781 --> 23:59.261
‫پام دوباره داره اذیتم می‌کنه.

24:02.461 --> 24:06.421
‫اون چای قبل از اینکه هیچکدوممون فرصتی
‫برای چشیدنش داشته باشیم، سرد میشه.

24:06.421 --> 24:08.741
‫ایزابلا، بالش دیگه داری؟

24:08.741 --> 24:10.261
‫پام باید بیشتر بالا باشه.

24:13.541 --> 24:15.221
‫- بیشتر بالا باشه
‫- بله.

24:16.501 --> 24:18.581
‫و شاید یه پتو؟

24:26.061 --> 24:27.461
‫بله.

24:27.461 --> 24:28.821
‫و چوب بیشتر تو شومینه.

24:34.341 --> 24:36.701
‫خب، حالا کجا بودی؟

24:36.701 --> 24:38.661
‫رفتم دیدن خانم بث.

24:38.661 --> 24:41.341
‫تو بالای روستا بیماری هست.

24:41.341 --> 24:43.501
‫اونجاست و داره به آقای لیدردیل کمک می‌کنه.

24:43.501 --> 24:46.301
‫آخ، بث و آقای لیدردیل.

24:46.301 --> 24:48.821
‫پس علاوه بر معلم یه پرستار هم هست؟

24:48.821 --> 24:51.181
‫به نظر می‌رسید که خیلی با هم صمیمی هستن.

24:51.181 --> 24:54.181
‫خب، این جای تعجب داره، مگه نه، ایزابلا؟

24:55.821 --> 24:58.261
‫باید منو ببخشید، خاله مری.

24:58.261 --> 25:00.301
‫کارهای زیادی دارم که باید انجام بدم.

25:00.301 --> 25:02.741
‫داینا، برای خانم آستن یه حمام آب گرم آماده کن.

25:02.741 --> 25:04.381
‫نمی‌خوایم مریض بشه.

25:10.421 --> 25:15.141
‫بث فاول چیزی جز دردسر برای این خانواده نبوده.

25:15.141 --> 25:18.741
‫با عناصر خاصی از جامعه رفیق میشه.

25:18.741 --> 25:20.541
‫پدرش قبولش نداشت.

25:20.541 --> 25:23.141
‫اون داشت از خانم وینتربورن مراقبت می‌کرد.

25:24.301 --> 25:26.781
‫باید شرایطی رو که اون زن بیچاره
‫توش زندگی می‌کنه، ببینی.

25:26.781 --> 25:28.901
‫بیا...

25:28.901 --> 25:30.781
‫به بدبختی فکر نکنیم.

25:30.781 --> 25:32.941
‫برو، برو. برو حمامت رو بکن.

25:34.861 --> 25:38.061
‫من یه کم دیگه استراحت می‌کنم
‫و بعدش می‌تونم شروع به مدیریت کنم.

25:38.061 --> 25:40.381
‫این خانواده به یه مدیریت قوی‌تر نیاز داره.

26:04.701 --> 26:05.981
‫داینا؟

26:10.301 --> 26:11.901
‫کاساندرا!

26:17.181 --> 26:18.781
‫کاساندرا!

26:25.261 --> 26:27.461
‫پس، الان اینجایی؟

26:27.461 --> 26:29.741
‫فکر کردما یه صدایی شنیدم.

26:29.741 --> 26:32.021
‫فکر کردم داری به پات استراحت میدی.

26:32.021 --> 26:34.541
‫اوضاع آتش تو اتاق پذیرایی افتضاحه.

26:35.661 --> 26:37.061
‫چیزی پیدا کردی؟

26:38.341 --> 26:40.301
‫نه نه.

26:41.501 --> 26:44.661
‫فقط می‌خواستم ببینم هنوز می‌تونم
‫صدای دریا رو بشنوم یا نه.

26:46.221 --> 26:48.621
‫این داستان واسه بچه‌هاست، کاساندرا.

26:48.621 --> 26:50.741
‫هیچوقت نمی‌تونستی صدای دریا رو بشنوی.

26:52.541 --> 26:54.981
‫صدای دریا امروز خیلی آروم به نظر می‌رسه.

26:56.421 --> 26:58.621
‫مشتاقم تا تو سیدموث کنارش وایستم.

26:58.621 --> 27:00.461
‫وقتی بری، دلم برات تنگ میشه.

27:00.461 --> 27:01.941
‫فقط برای یه فصله.

27:01.941 --> 27:04.741
‫آستن‌های همپشایر در حال شروع اولین

27:04.741 --> 27:06.821
‫برنامه تعطیلات بزرگشون هستن.

27:06.821 --> 27:09.381
‫وقتی برگردیم، به سختی می‌شناسیمون.

27:09.381 --> 27:12.141
‫ایزابلا تا اون موقع خیلی بزرگ شده.

27:13.981 --> 27:16.061
‫برادر جیمز هست.

27:16.061 --> 27:17.941
‫و البته خواهر مری. رسیدن.

27:17.941 --> 27:19.621
‫چه خوب.

27:29.661 --> 27:31.501
‫آنا کجاست؟

27:33.541 --> 27:34.741
‫آنا!

27:38.301 --> 27:39.981
‫آنا.

27:39.981 --> 27:41.341
‫خاله جین!

27:43.381 --> 27:45.461
‫دلتنگت بودیم.

27:45.461 --> 27:47.141
‫بیا بریم بالا.

27:47.141 --> 27:49.541
‫بزرگ شدی، خانم آنا.

27:49.541 --> 27:51.221
‫من دو سایز کفش، بزرگتر شدم.

27:51.221 --> 27:52.621
‫دو تا؟!

27:52.621 --> 27:54.261
‫امیدواریم که زودتر دست از بزرگ شدن برداری،

27:54.261 --> 27:56.301
‫وگرنه هیچ کفشی تو کشور
‫جز کفش‌های غول‌ها

27:56.301 --> 27:57.861
‫پیدا نمی‌شه که بهت بخوره.

28:00.541 --> 28:02.341
‫بگیرش دم گوشت و گوش کن.

28:03.621 --> 28:05.301
‫می‌تونی صدای دریا رو بشنوی؟

28:06.301 --> 28:08.501
‫می‌تونم بشنومش، می‌تونم بشنومش!

28:08.501 --> 28:10.341
‫دریا چه شکلیه؟

28:11.581 --> 28:13.021
‫خب...

28:14.501 --> 28:16.461
‫به زودی می‌فهمی،

28:16.461 --> 28:19.541
‫چون ما سه تا داریم می‌ریم کنار دریا.

28:20.901 --> 28:22.781
‫چه فکر فوق‌العاده‌ای!

28:23.981 --> 28:26.181
‫چه ایده محشری.

28:26.181 --> 28:29.221
‫مطمئنم من و پدرت بدون تو
‫می‌تونیم از پسش بربیایم، آنا.

28:38.701 --> 28:42.501
‫ایزابلا عزیزم، لطفاً سعی کن
‫خودت رو جمع و جور کنی.

28:42.501 --> 28:44.061
‫مری.

28:44.061 --> 28:46.901
‫- مری، اون تازه پدرش رو از دست داده.
‫- می‌دونم.

28:46.901 --> 28:48.421
‫و این غم‌انگیزه.

28:48.421 --> 28:52.501
‫اما اون پیر بود و این عادیه.

28:52.501 --> 28:55.021
‫باید تحملش آسون‌تر باشه.

28:55.021 --> 28:57.341
‫اما هیچ جایی نوشته نشده
‫که به ما بگه

28:57.341 --> 28:59.141
‫چطور باید عزا رو تحمل کنیم.

29:03.061 --> 29:04.501
‫ایزابلا.

29:04.501 --> 29:07.621
‫شاید خوندن چند فصل از رمان خاله جین

29:07.621 --> 29:09.821
‫حواست رو پرت کنه.

29:09.821 --> 29:12.981
‫شما باهم دارین از رمان جین می‌خونید؟

29:14.101 --> 29:17.261
‫فکر می‌کردم پدرتون این کار رو
‫صراحتاً ممنوع کرده بود.

29:17.261 --> 29:21.541
‫همونطور که شما یادآوری کردید، خاله مری،
‫پدرم دیگه اینجا نیست.

29:21.541 --> 29:25.701
‫شاید می‌تونستم چند تا از
‫شعرهای عمو جیمز رو بخونم.

29:27.021 --> 29:28.661
‫خیلی لطف دارید.

29:28.661 --> 29:31.101
‫اما من از اینکه چقدر از «ترغیب» لذت می‌برم،

29:31.101 --> 29:33.301
‫خوشحال و غافلگیر شدم.

29:33.301 --> 29:36.181
‫آن الیوت یه شخصیت خیلی جالبه.

29:37.541 --> 29:39.461
‫یه آدم دوست داشتنی.

29:40.501 --> 29:41.901
‫معقول...

29:42.861 --> 29:44.821
‫هیچ درام خاصی هم در موردش نیست.

29:44.821 --> 29:47.221
‫و من خیلی مشتاقم
‫قبل از اینکه از این خونه بیرونم کنن

29:47.221 --> 29:49.141
‫پایان داستانش رو بشنوم.

29:50.901 --> 29:52.741
‫آیا اون پایان خوشی خواهد داشت؟

29:52.741 --> 29:55.821
‫خب، پس باید ادامه بدیم و بفهمیم.

29:57.341 --> 29:59.781
‫اوه، باید بدونم که ازدواج می‌کنه یا نه.

30:01.221 --> 30:03.661
‫این تنها نتیجه‌ای هست که
‫خوشحال کننده میشه؟

30:05.301 --> 30:07.621
‫- بله.
‫- اوه، ایزابلا.

30:08.941 --> 30:13.301
‫راه‌های خیلی زیاد دیگه‌ای برای زن‌هایی مثل ما
‫وجود داره که خوشبختی رو پیدا کنن.

30:13.301 --> 30:14.781
‫وجود داره؟

30:15.821 --> 30:17.901
‫ادامه بده. لطفاً کاساندرا.

30:19.981 --> 30:23.501
‫«از این به بعد، کاپیتان ونتورث و آن الیوت»

30:23.501 --> 30:26.341
‫«بارها و بارها در یه حلقه بودند.»

30:28.501 --> 30:32.141
‫«آنها هیچ مکالمه و مقاربتی با هم نداشتند،»

30:32.141 --> 30:34.461
‫«مگر چیزی که ادب عمومی ایجاب می‌کرد.»

30:35.421 --> 30:37.421
‫«زمانی برای همدیگر بسیار عزیز بودند!»

30:38.421 --> 30:40.181
‫«و حالا هیچی!»

30:41.621 --> 30:43.661
‫«حالا آنها مثل غریبه‌ها بودند.»

30:43.661 --> 30:45.901
‫«نه، بدتر از غریبه‌ها.»

30:47.381 --> 30:49.901
‫«چون آنها هیچوقت نمی‌توانستند با هم آشنا شوند.»

30:49.901 --> 30:51.541
‫اوه، کاساندرا،

30:51.541 --> 30:55.901
‫خواهر شما مسائل قلبی رو بهتر از هر کسی می‌فهمید.

30:56.941 --> 30:59.941
‫لطفاً بهم بگو. اون عشق رو شناخت؟

31:01.541 --> 31:04.101
‫نوشتن بزرگترین عشق جین بود.

31:05.301 --> 31:09.341
‫اون از قهرمان‌های کتاب‌هاش
‫خیلی دلگرمی می‌گرفت، اما...

31:10.501 --> 31:13.461
‫تو زندگی، هیچ مردی لیاقتش رو نداشت.

31:13.461 --> 31:16.701
‫ببخشید، عزیزم، اما فکر کنم حافظه‌ات یاری نمی‌کنه.

31:18.061 --> 31:20.941
‫مگه یه آقایی نبود که هر دوتون
‫تو سیدموث ملاقات کردید؟

31:22.061 --> 31:24.541
‫اون فصلی که اونجا گذروندید، یادته؟

31:24.541 --> 31:28.381
‫و حتی مگه رقابتی بین شما نبود؟

31:28.381 --> 31:29.741
‫رقابت؟

31:30.741 --> 31:32.301
‫تو عشق؟

31:34.301 --> 31:37.781
‫من نمی‌دونم خاله مری داره در مورد چی صحبت می‌کنه.

31:37.781 --> 31:42.501
‫اگه یادم باشه، این آقا خیلی جذب جین شده بود.

31:48.301 --> 31:50.141
‫ببخشید، خانم.

31:59.341 --> 32:00.941
‫چقدر رمانتیک.

32:01.981 --> 32:04.021
‫عاشق شدن کنار دریا.

32:08.461 --> 32:10.941
‫چه داستان شیرینی!

32:10.941 --> 32:14.101
‫خاله جین خیلی...

32:14.101 --> 32:18.221
‫خوشحال می‌شد که خودش رو قهرمان یه...

32:18.221 --> 32:20.141
‫یه مثلث عشقی ببینه.

32:23.181 --> 32:25.741
‫متاسفانه خیلی خسته شدم،

32:25.741 --> 32:27.061
‫و سرم درد می‌کنه.

32:28.821 --> 32:33.581
‫امیدوارم از گشت و گذار امروز سرما نخورده باشم.

32:34.701 --> 32:36.581
‫نه، نه، می‌تونم از پسش بربیام.

32:36.581 --> 32:38.021
‫ممنون.

32:39.981 --> 32:41.421
‫شب بخیر.

33:18.101 --> 33:19.701
‫حالا بیا.

33:21.021 --> 33:22.861
‫جین!

33:22.861 --> 33:25.421
‫جین! بریم؟

33:27.501 --> 33:29.541
‫بیا، بذار برات ببندمش.

33:33.221 --> 33:36.981
‫- چرا فقط مشکی می‌پوشی، خاله کسی؟
‫- چون...

33:36.981 --> 33:38.821
‫بهم میاد.

33:40.261 --> 33:42.781
‫خاله جین اینجا خوشحاله.

33:42.781 --> 33:44.341
‫بیا بریم خرید.

33:44.341 --> 33:45.981
‫بله لطفاً.

34:03.261 --> 34:06.501
‫به اون زرده نگاه کن، خاله کسی، می‌بینیش؟

34:06.501 --> 34:08.781
‫با اون خیلی خوشگل می‌شدی.

34:08.781 --> 34:10.941
‫خیلی بهتر از اون مشکی قدیمی خسته کننده‌ست.

34:10.941 --> 34:13.221
‫خیلی دوست داشتنیه، عزیزم.

34:17.061 --> 34:20.381
‫به اون آبی نگاه کن، خاله کسی. رنگ دریاست.

34:21.821 --> 34:24.901
‫یا زرد رو بیشتر دوست داری که مثل خورشید هست؟

34:26.381 --> 34:27.901
‫درسته.

34:29.141 --> 34:31.461
‫بیا فردا برای خرید پارچه برگردیم.

34:31.461 --> 34:33.301
‫چه بچه بامزه‌ای.

34:33.301 --> 34:34.741
‫ممنون.

34:36.941 --> 34:38.861
‫ببخشید، خانم.

34:45.141 --> 34:47.221
‫بی‌ادبی منو ببخشید، خانم،

34:47.221 --> 34:49.861
‫اما این صدف خیلی خوبیه.

34:51.021 --> 34:52.541
‫بله، هست.

34:54.181 --> 34:56.141
‫مامان، آماده‌ای؟

34:56.141 --> 34:57.901
‫ممنون، عزیزم.

35:01.141 --> 35:03.021
‫روز خوش، خانم.

35:15.341 --> 35:18.341
‫اوه، من اینجا رو دوست دارم.
‫خیلی دوستش دارم.

35:18.341 --> 35:21.141
‫خب، از وقتی از ساحل اومدید،
‫چیکار کردید، عزیزای من؟

35:21.141 --> 35:23.341
‫امیدوارم که اینجا ننشسته باشید

35:23.341 --> 35:25.621
‫اونم وقتی که بیرون
‫کلی چیزهای شگفت‌انگیز هست.

35:25.621 --> 35:28.541
‫ببین، خاله جین، اینو برای کلکسیون پیدا کردم.

35:28.541 --> 35:31.301
‫اوه، چه خوشگله.

35:31.301 --> 35:34.341
‫کسی، فکر کنم دریا داره جادوی خودش رو نشون میده.

35:34.341 --> 35:37.381
‫یه کم رنگ تو صورت این دریاندیده می‌بینم.

35:37.381 --> 35:39.501
‫ما ازش یه دزد دریایی می‌سازیم!

35:40.461 --> 35:43.141
‫فکر کنم خاله کسی هم با وجود تمام تلاش‌هاش

35:43.141 --> 35:45.021
‫داره یه کم از طراوتش رو به دست میاره.

35:46.581 --> 35:48.301
‫بهتر به نظر می‌رسی.

35:48.301 --> 35:50.581
‫اون مرد خوبی که تو مغازه لباس فروشی ملاقات کردیم

35:50.581 --> 35:52.621
‫گفت که این صدف خیلی خوبیه.

35:52.621 --> 35:54.461
‫مرد خوب؟

35:54.461 --> 35:56.701
‫این مرد خوب کیه، میشه بگید؟

35:58.141 --> 36:00.141
‫من میرم ببینم مادر حالش چطوره

36:00.141 --> 36:02.701
‫و بعد می‌تونیم برای بقیه روز برنامه‌ریزی کنیم.

36:04.261 --> 36:05.861
‫مادربزرگ مریضه؟

36:05.861 --> 36:08.741
‫نه، عزیزم، مادربزرگ شما دوست داره هر وقت
‫به یه جای جدید می‌رسیم،

36:08.741 --> 36:10.701
‫بره تو تختش.

36:10.701 --> 36:13.221
‫اون می‌تونه تشک رو امتحان کنه،
‫با دکترها ملاقات کنه،

36:13.221 --> 36:15.741
‫داروهای داروخانه محلی رو امتحان کنه.

36:15.741 --> 36:17.741
‫اون اینجوری حس می‌کنه تو خونه است.

36:17.741 --> 36:20.741
‫مثل بقیه بیمارای جون سخت،
‫اون از همه ما بیشتر عمر می‌کنه.

36:20.741 --> 36:22.621
‫جین، این منصفانه نیست.

36:22.621 --> 36:25.221
‫مامان از وقتی رسیدیم، بی قراری معده داشته.

36:25.221 --> 36:26.821
‫سفر روش تاثیر می‌ذاره.

36:30.981 --> 36:32.821
‫اوه، خیلی قشنگن.

36:34.141 --> 36:36.941
‫روده‌هام بعد از اون تخلیه وحشتناک

36:36.941 --> 36:40.261
‫خیلی آروم‌تر شدن، کسی.

36:40.261 --> 36:42.661
‫اوه، خدا رو شکر.

36:42.661 --> 36:45.141
‫فکر کنم از این داروگر خوشم میاد.

36:45.141 --> 36:47.661
‫اون درک خوبی از سیستم من داره.

36:51.421 --> 36:53.101
‫عصر قشنگیه.

36:53.101 --> 36:55.141
‫بله. خیلی قشنگه.

36:56.221 --> 36:58.501
‫خانم جورج آستن هستم.

36:58.501 --> 37:01.021
‫آقای هنری هابدی هستم. خوشبختم، خانم.

37:02.181 --> 37:05.541
‫این دختر بزرگم هست، خانم آستن.

37:07.021 --> 37:10.181
‫بله، فکر کنم قبلاً با دخترتون آشنا شدم.

37:11.221 --> 37:12.421
‫خانم آستن.

37:13.581 --> 37:15.901
‫فقط یه برخورد گذرا تو یه مغازه بوده.

37:15.901 --> 37:17.501
‫درسته.

37:19.461 --> 37:23.541
‫و این دختر دیگرم هست، خانم جین آستن.

37:23.541 --> 37:25.421
‫- خوشبختم.
‫- همچنین.

37:26.621 --> 37:28.181
‫عصر خوشی داشته باشید.

37:31.421 --> 37:33.021
‫بیا.

37:33.021 --> 37:35.061
‫پدر و آنا منتظر هستن.

37:35.061 --> 37:37.021
‫بدون شک، بی‌صبرانه منتظرن.

38:00.581 --> 38:03.261
‫نمی‌خوام تا اون بالا برم، پدربزرگ.

38:03.261 --> 38:05.181
‫لازم نیست، عزیزم.

38:05.181 --> 38:08.661
‫به احتمال زیاد بین این صخره‌ها گنج پیدا کنیم.

38:08.661 --> 38:10.461
‫صبح بخیر، آقا.

38:10.461 --> 38:13.941
‫- روز خیلی خوبی برای شکار فسیل هست، مگه نه؟
‫- درسته، آقا.

38:15.421 --> 38:18.141
‫نوه من اعلام کرده که امروز روز خیلی خوبی

38:18.141 --> 38:20.901
‫برای کشف گنج‌های پنهان گذشته‌ست.

38:20.901 --> 38:23.501
‫خب، اون به جای درستی اومده.

38:23.501 --> 38:26.661
‫- خانم‌ها.
‫- من خانم نیستم. من خیلی کوچیکم.

38:26.661 --> 38:27.981
‫عذر می‌خوام.

38:29.821 --> 38:32.501
‫خب، شما یه شکارچی فسیل بزرگ هستید، مگه نه؟

38:32.501 --> 38:35.381
‫- بله.
‫- خب، من قبلاً چند نمونه عالی پیدا کردم

38:35.381 --> 38:37.221
‫که ممکنه بهشون علاقه‌مند باشید.

38:37.221 --> 38:40.021
‫- بذارید ابزار کار رو بهتون بدم.
‫- ممنون.

38:40.021 --> 38:42.981
‫خوشحالیم که همچین متخصصی رو با خودمون داریم.

38:42.981 --> 38:45.941
‫اوه، من متخصص نیستم.
‫بیشتر یه آماتور مشتاق هستم.

38:54.501 --> 38:58.101
‫رمز و راز زندگی باستانی،
‫تو همین صخره‌ها پنهان شده، آنا.

38:58.101 --> 39:01.021
‫به نظرتون یه هیولای دریایی پیدا می‌کنم، آقای هابدی؟

39:02.341 --> 39:05.621
‫خب، شاید هیولا نه،
‫بلکه مطمئنا یه موجود دریایی.

39:05.621 --> 39:09.061
‫فسیل‌های بعضی از موجودات دریایی
‫تو بالای کوه‌ها پیدا میشن.

39:09.061 --> 39:10.661
‫اینطور نیست؟

39:10.661 --> 39:11.981
‫راستش سال‌ها پیش،

39:11.981 --> 39:14.741
‫زمین تقریباً کاملاً با آب پوشیده شده بود.

39:14.741 --> 39:18.981
‫و بعد، به مرور زمان، اون آب‌ها عقب رفتن
‫و زمین زیرش رو نشون دادن.

39:26.981 --> 39:30.741
‫- فکر می‌کنید اینجا یه موجود دریایی پیدا کنم؟
‫- ممکنه پیدا کنید.

39:42.221 --> 39:45.141
‫با عمر هزارساله، آقای هابدی.

39:45.141 --> 39:46.781
‫چند هزار سال.

39:53.501 --> 39:56.021
‫- به چی نگاه می‌کنم؟
‫- شکل یه کرم هست.

39:56.021 --> 39:58.741
‫آقای هابدی میگه باید
‫هزاران سال قدمت داشته باشه.

39:58.741 --> 40:00.341
‫حتی چند هزار سال.

40:00.341 --> 40:03.261
‫این مدرکی از موجودی که حتی قبل از
‫انسان روی زمین زندگی می‌کرده‌ست.

40:05.581 --> 40:07.101
‫داری چی می‌کشی، عزیزم؟

40:07.101 --> 40:09.661
‫دخترم یه هنرمند با استعداد قابل توجهه.

40:09.661 --> 40:13.541
‫- بابا...
‫- ببین! اون تصویر شما رو خیلی خوب کشیده!

40:13.541 --> 40:15.381
‫میشه ببینم؟

40:15.381 --> 40:16.981
‫فقط یه طراحی ساده‌ست.

40:18.741 --> 40:22.301
‫خب، خانم کوچولو، بیا آقای هابدی رو راحت بذاریم.

40:26.261 --> 40:28.581
‫آقای هابدی خیلی باهوشه، خاله جین.

40:28.581 --> 40:30.701
‫- واقعاً؟
‫- اون همه چیز رو می‌دونه.

40:30.701 --> 40:34.181
‫- واقعاً؟
‫- خاله کسی یه نقاشی ازش کشید.

40:35.421 --> 40:36.861
‫واقعاً؟

40:36.861 --> 40:39.301
‫بله و خیلی شبیه بود.

40:39.301 --> 40:41.021
‫نه فقط از اون.

40:41.021 --> 40:44.901
‫وقتی که حوصله‌ام سر رفته بود و منتظر بودم که تموم کنن،
‫از هر سه تاشون نقاشی کشیدم.

40:44.901 --> 40:48.341
‫و نظر شما در مورد آقای هابدی چی بود، همسر؟

40:49.301 --> 40:51.581
‫خب، با توجه به اینکه ما خوب نمی‌شناسیم

40:51.581 --> 40:55.821
‫اون به نظر من به طور غیرمعمولی تو هر چیزی
‫که خوشاینده، با استعداد هست.

40:56.861 --> 41:00.741
‫و حالا کسی، بهم بگو...

41:00.741 --> 41:03.221
‫با نظر پدرت موافقی؟

41:04.781 --> 41:06.501
‫باید بگم که بله.

41:07.781 --> 41:11.181
‫اونقدر که فکر می‌کنم اون یه خواستگار ایده‌آل
‫برای جین هست.

41:12.461 --> 41:14.221
‫- برای من؟
‫- بله، تو.

41:14.221 --> 41:16.461
‫اون باهوشه. اون...

41:16.461 --> 41:18.101
‫اون با سواده.

41:18.101 --> 41:21.261
‫اون خیلی در مورد تاریخ بشریت می‌دونه.

41:21.261 --> 41:23.701
‫باید به آینده‌ات فکر کنی، جین.

41:23.701 --> 41:27.341
‫تا وقتی که یکی از شما باشه
‫مهم نیست کدومتون باشه.

41:36.421 --> 41:39.301
‫من هیچ قصدی برای خوردن چای
‫با خانم هابدی ندارم،

41:39.301 --> 41:41.181
‫یا هر کس دیگه‌ای.

41:41.181 --> 41:43.941
‫من خیلی سرم شلوغه.
‫یه فصل دارم که باید تمومش کنم.

41:45.301 --> 41:46.781
‫اما...

41:46.781 --> 41:48.621
‫خب، اگه اونجا باشه چی؟

41:48.621 --> 41:50.781
‫- اگه کی اونجا باشه چی؟
‫- آقای هابدی.

41:52.181 --> 41:53.421
‫تو...

41:54.381 --> 41:56.221
‫ممکنه ازش خوشت بیاد.

41:56.221 --> 41:58.301
‫من ازش خوشم نمیاد.

42:17.901 --> 42:19.501
‫یه لحظه.

42:22.461 --> 42:24.181
‫سردردت چطوره؟

42:24.181 --> 42:28.101
‫یه دفعه رفتی و گفتم یه سری بهت بزنم.

42:30.501 --> 42:32.421
‫به خاطر چیزی بود که من گفتم؟

42:32.421 --> 42:34.341
‫نه، نه، اصلا.

42:34.341 --> 42:37.541
‫حتی یادم نمیاد در مورد چی حرف می‌زدیم.

42:37.541 --> 42:40.341
‫- اتاق الایزا چطوره؟
‫- سرده.

42:40.341 --> 42:42.541
‫این خونه الان مثل قبره.

42:45.581 --> 42:48.221
‫- خب، شب بخیر. شب بخیر.
‫- خوب بخوابی، عزیزم.

43:01.181 --> 43:03.221
‫اوه، خانم آستن، من درک می‌کنم.

43:03.221 --> 43:05.061
‫من برای هوای دریا اینجا اومدم

43:05.061 --> 43:08.661
‫اما این بدن بدبخت من کل هفته نذاشته برم بیرون.

43:08.661 --> 43:10.261
‫چقدر وحشتناک.

43:10.261 --> 43:15.621
‫خب، به محض اینکه رسیدیم،
‫به خاطر بی قراری معده زمین گیر شدم.

43:15.621 --> 43:17.981
‫بعدش نوبت تخلیه‌هاش میشه.

43:17.981 --> 43:20.661
‫شاید زمین باز بشه و ما رو ببلعه.

43:20.661 --> 43:22.621
‫یه تسکین واقعی می‌شد.

43:22.621 --> 43:24.581
‫و آقای هابدی چی؟

43:24.581 --> 43:26.621
‫ما همسرم رو از دست دادیم.

43:26.621 --> 43:28.421
‫چهار سال پیش.

43:28.421 --> 43:30.501
‫از شنیدن این خبر متاسفم.

43:31.621 --> 43:33.621
‫چش بود؟

43:33.621 --> 43:35.261
‫یه تومور داشت.

43:35.261 --> 43:36.861
‫یه تومور؟

43:36.861 --> 43:40.301
‫ما بهترین دکترها رو دیدیم،
‫اما هیچ کاری نمی‌شد کرد.

43:42.141 --> 43:44.341
‫می‌بینم که دارین کتاب‌های ما رو مطالعه می‌کنین.

43:44.341 --> 43:46.421
‫رمان‌ها برای هر دوتون جالبه؟

43:46.421 --> 43:49.061
‫خیلی زیاد. شما اینجا چند تا از کتاب‌های
‫مورد علاقه ما رو دارید.

43:49.061 --> 43:50.741
‫من و خواهرم بدون اینکه
‫سر چارلز گرندیسون کنارمون باشه

43:50.741 --> 43:53.021
‫هیچ جا نمی‌ریم.

43:53.021 --> 43:56.461
‫اینا کتاب‌های پسر من هستن،
‫و اون هر شب برای من می‌خونه.

43:56.461 --> 43:59.141
‫شاید بهتره این کتاب بعدی ما باشه.

43:59.141 --> 44:02.541
‫پسر شما از آثار مادام بورنی و اجورث لذت می‌بره؟

44:02.541 --> 44:06.301
‫کسی فکر می‌کرد که اون بیشتر به علم علاقه داره.

44:06.301 --> 44:08.461
‫اون یه دانشمند و یه هنرمنده.

44:08.461 --> 44:11.621
‫یه فیلسوف و یه عاشق رمان.

44:11.621 --> 44:13.861
‫باور دارم اگه انقدر اصرار به مراقبت از

44:13.861 --> 44:15.701
‫مادر بیچاره و ناتوانش نداشت،

44:15.701 --> 44:18.501
‫می‌تونست دنیا رو تسخیر کنه

44:18.501 --> 44:20.941
‫کیک می‌خورید؟

44:20.941 --> 44:23.221
‫خب، گفته بودی اون بی‌نقصه ها.

44:23.221 --> 44:25.781
‫مطمئن نیستم که بدنم بتونه کیک رو تحمل کنه.

44:30.541 --> 44:35.141
‫اون کشیش به اندازه کافی خوش تیپ بود
‫و اونجوری که شنیدم، مجرد هم هست.

44:35.141 --> 44:38.581
‫- اما خطبه‌اش یه کم...
‫- وحشتناک بود، مامان؟

44:38.581 --> 44:40.261
‫خانم آستن.

44:41.421 --> 44:44.301
‫اوه! خب، چه تصادفی!

44:44.301 --> 44:47.941
‫و باید بگم، چه تصادف خوبی.

44:47.941 --> 44:50.341
‫- آقای هابدی. خانم هابدی.
‫- خانم آستن.

44:51.821 --> 44:54.221
‫نظرتون درمورد خطبه امروز چی بود، آقا؟

44:54.221 --> 44:56.741
‫اوه، به نظرم با توجه به اینکه کلیساش تقریبا خالی بود

44:56.741 --> 44:59.661
‫اون پسر جوون به اندازه کافی خوب عمل کرد.

44:59.661 --> 45:02.181
‫این باید هیجانش رو تو منبر توضیح بده.

45:02.181 --> 45:05.181
‫شاید امیدواره که شهرتش برای هیجان زیاد پخش بشه

45:05.181 --> 45:07.861
‫و مشتری‌های ساده‌لوح بیشتری رو
‫از خارج از شهر جذب کنه.

45:07.861 --> 45:11.221
‫جین عزیزم، اون حق داره به روش خودش موعظه کنه.

45:11.221 --> 45:14.821
‫پدرم داره مؤدبانه میگه.
‫اون خطبه به سلیقه ما نبود.

45:14.821 --> 45:18.101
‫مبتذل و بیش از حد بود.
‫شما چی فکر کردید، آقای هابدی؟

45:18.101 --> 45:20.421
‫جین، نباید وقتی که انقدر از نظرت مطمئنی

45:20.421 --> 45:22.461
‫نظر آقای هابدی رو بپرسی.

45:23.581 --> 45:26.221
‫خواهرم رو ببخشید، آقای هابدی.

45:26.221 --> 45:29.181
‫اون معمولاً انقدر رک نیست.

45:29.181 --> 45:31.941
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم
‫که قطعاً هست، آقای هابدی.

45:31.941 --> 45:35.301
‫خب خوشبختانه، من کاملاً با خانم آستن موافقم.

45:35.301 --> 45:38.581
‫اون به سلیقه من هم نبود.
‫از سیدموث خوشتون میاد؟

45:38.581 --> 45:40.461
‫خیلی دوستش دارم.

45:40.461 --> 45:43.741
‫به نظر می‌رسه که ما دوباره دقیقاً هم‌عقیده هستیم.

45:43.741 --> 45:47.541
‫باید سرعت‌مون رو بیشتر کنیم، دخترا.
‫پسر ما فرانک امشب برمی‌گرده.

45:47.541 --> 45:51.421
‫می‌دونستید که برادر ما با ناپلئون
‫تک به تک جنگیده، آقای هابدی؟

45:52.901 --> 45:55.021
‫من خیلی از آقای هابدی تو خوشم میاد.

45:56.301 --> 45:58.061
‫اون آقای هابدی من نیست.

45:59.341 --> 46:01.741
‫در واقع، فکر کردم تو روش
‫خیلی تاثیر گذاشتی.

46:01.741 --> 46:04.261
‫- من دوست داشتنی بودم؟
‫- نه، وحشتناک بودی.

46:04.261 --> 46:06.381
‫به وحشتناکی که برای آقای بلکال بودم؟

46:07.421 --> 46:09.061
‫هیچکس تو تاریخ تعاملات اجتماعی

46:09.061 --> 46:12.261
‫به اندازه تو برای آقای بلکال وحشتناک نبوده.

46:12.261 --> 46:15.821
‫پس امروز صبح رو مثلاً، نصف یه بلکال تخمین می‌زنی؟

46:17.101 --> 46:19.141
‫فکر کنم یه سوم.

46:20.821 --> 46:23.421
‫- و اون آقای هابدی من نیست.
‫- واقعاً؟

46:23.421 --> 46:26.141
‫پس متوجه نگاه کردنش به خودت نشدی.

46:26.141 --> 46:28.701
‫چرنده. اون تو هر فرصتی که پیش میاد
‫منو نادیده می‌گیره.

46:28.701 --> 46:30.901
‫اون به همه خیلی بیشتر توجه می‌کنه.

46:30.901 --> 46:32.821
‫- بابا، آنا، تو.
‫- دقیقاً.

46:32.821 --> 46:34.821
‫و این مدرکه.

46:34.821 --> 46:38.021
‫من یه جورایی متخصص مسائل عاشقانه هستم

46:38.021 --> 46:41.301
‫و کاملاً مطمئنم که جرقه‌هایی رو بین شما دیدم.

46:41.301 --> 46:43.061
‫فکر کنم یکی‌شون حتی به کلاه من هم خورد.

46:43.061 --> 46:45.581
‫به خاطر شیرین‌زبونی تو
‫ممکن بود من دود بشم.

46:47.141 --> 46:48.581
‫کسی.

46:48.581 --> 46:50.501
‫چطور می‌تونی انقدر کور باشی؟

46:50.501 --> 46:53.461
‫- اون رو تو چنگت گرفتی.
‫- چنگی ندارم.

46:53.461 --> 46:55.181
‫اوه، داری، عزیزم.

46:55.181 --> 46:58.861
‫و اینکه ازشون بی‌خبری، یعنی قوی‌تری.

47:00.181 --> 47:02.621
‫آقای هابدی عاشق تو شده، کسی.

47:04.421 --> 47:06.221
‫خب، پس من براش متاسفم.

47:07.341 --> 47:09.541
‫من تنها مردی رو که می‌تونستم
‫باهاش ازدواج کنم، از دست دادم.

47:09.541 --> 47:11.741
‫من هیچ علاقه‌ای به آقای هابدی ندارم.

47:15.901 --> 47:18.061
‫- کجا می‌ری؟
‫- بنویسم.

47:32.781 --> 47:35.781
‫جین، دیگه چی گفتی؟

47:37.141 --> 47:41.541
‫الایزا، ماجراجویی سیدموث ما
‫خیلی سرگرم کننده‌تر از چیزی هست

47:41.541 --> 47:43.781
‫که حتی من می‌تونستم تصور کنم.

47:43.781 --> 47:45.781
‫یه نقشه مخفی در حال انجامه،

47:45.781 --> 47:49.741
‫و من قراره همدست خواهرزاده کوچیکم آنا باشم.

47:49.741 --> 47:53.701
‫فقط کسی از غافلگیری ما سود می‌بره، نه کس دیگه‌ای.

48:04.221 --> 48:06.261
‫لطفاً بگو که دوستش داری.

48:17.261 --> 48:19.661
‫- اینم پتو برای ساحل.
‫- ممنون، فرانک.

48:37.581 --> 48:39.661
‫حالا قدرتت رو می‌بینی؟

48:57.981 --> 48:59.461
‫چیه؟

48:59.461 --> 49:01.621
‫فقط منتظر یه نفر هستم.

49:12.741 --> 49:14.341
‫خانم آستن.

49:14.341 --> 49:15.941
‫آقای هابدی.

49:17.901 --> 49:19.781
‫زرد بهتون میاد.

49:39.621 --> 49:42.301
‫شاید فراموش کرده باشم که بگم چقدر از شنیدن

49:42.301 --> 49:44.341
‫عزای شما متاسف شدم.

49:46.061 --> 49:48.021
‫خیلی لطف دارید، آقای هابدی.

49:50.061 --> 49:51.661
‫اعتراف می‌کنم، من...

49:52.621 --> 49:55.101
‫من اولش خیلی ناراحت بودم.

49:56.501 --> 49:58.261
‫و حالا؟

49:59.541 --> 50:01.061
‫حالا...

50:02.221 --> 50:04.261
‫اونقدر شدید نیست.

50:11.941 --> 50:13.661
‫الایزای عزیزم.

50:13.661 --> 50:16.341
‫این نامه با فوریت زیاد به دستت می‌رسه.

50:16.341 --> 50:20.341
‫باید با تو در میون بذارمش،
‫هرچند راز من نیست که بگم.

50:21.861 --> 50:25.181
‫خواهر من،
‫خواهر عزیزم، کسی...

50:26.421 --> 50:28.061
‫عاشق شده.

50:41.301 --> 50:42.741
‫کاساندرا!

50:43.941 --> 50:46.181
‫تو این موقع شب اینجا چیکار می‌کنی؟

50:47.501 --> 50:50.381
‫یه صدایی شنیدم.
‫خیلی ترسیدم!

50:50.381 --> 50:52.181
‫نمی‌دونم چطور اومدم اینجا.

50:52.181 --> 50:54.261
‫مریضی؟ حتماً مریضی.

50:54.261 --> 50:56.341
‫نه، اگه مریضی، نزدیک نیا.

50:56.341 --> 50:58.981
‫لطفاً. لطفاً، فقط بذار برم.

50:58.981 --> 51:00.781
‫مطمئنی؟

51:39.821 --> 51:41.461
‫خانم آستن؟

51:42.741 --> 51:46.101
‫خانم آستن؟ خدابه دادمون برسه.
‫نگو که افتاده و مرده.

51:46.101 --> 51:49.181
‫- کاساندرا. کاساندرا، منم، ایزابلا.
‫- ایزابلا؟

51:49.181 --> 51:51.621
‫- حال اون خوبه؟
‫- بدنش خیلی داغه.

51:51.621 --> 51:53.421
‫باید آقای لیدردیل رو خبر کنیم.

51:55.221 --> 51:57.821
‫خانم ایزابلا...
‫آقای لیدردیل خیلی سرش شلوغه.

51:57.821 --> 51:59.621
‫خودمون ازش مراقبت می‌کنیم.

51:59.621 --> 52:02.741
‫- خانم ایزابلا...
‫- می‌دونم دارم چیکار می‌کنم، داینا.

52:08.101 --> 52:09.741
‫روز قشنگیه، مگه نه؟

52:09.741 --> 52:10.941
‫خیلی قشنگه.

52:10.941 --> 52:13.741
برام سوال بود که ممکنه یه پیاده‌روی
‫با من داشته باشید؟

52:19.461 --> 52:20.981
‫نامه‌های الایزا.

52:20.981 --> 52:24.581
‫باید اینجوری فکر کنم که
‫از محل نگهداری اونها اطلاع داری؟

52:24.581 --> 52:26.461
‫اصلاً چرا باید همچین فکری کنی؟

52:26.461 --> 52:28.981
‫اگه من خانم هریس بیگ‌ویتر آینده بودم،

52:28.981 --> 52:32.061
‫برای تعداد بیشماری خواهر جا باز می‌کردم.

52:32.061 --> 52:34.741
‫شما طرفدار کنار دریا هستید، آقای بیگ‌ویتر؟

52:35.901 --> 52:38.421
‫واقعاً فکر می‌کنی که می‌تونی
‫یه روزی عاشق این مرد بشی؟

52:38.421 --> 52:41.581
‫وقتی نعمت از بهشت نازل میشه،
‫احمقانه‌ست که ازش استفاده نکنی.

52:43.501 --> 52:47.181
‫- کتابم قراره چاپ بشه!
‫- به زودی یه نویسنده رسمی میشی!

52:47.205 --> 52:54.205
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

52:54.229 --> 53:01.229
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
