WEBVTT

00:01.740 --> 00:05.740
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.673 --> 00:10.421
‫[ترغیب اثر جین آستن]

00:39.741 --> 00:43.021
‫نه خانم بتی، این صبحونه‌ی خانم هریت ـه.

00:43.021 --> 00:44.261
‫ادبت کجا رفته؟

00:46.501 --> 00:49.261
‫یه نامه براتون اومده، خانم آستن...

00:49.261 --> 00:52.101
‫- از کینتبری.
‫- کینتبری؟

00:52.101 --> 00:56.101
‫کاساندرای عزیزم،
‫این نامه را می‌نویسم تا شما را مطلع کنم

00:56.101 --> 00:59.901
‫پدرم، فولر، وقت زیادی ندارد.

00:59.901 --> 01:01.701
‫در مورد کشیش فاول ـه.

01:01.701 --> 01:03.341
‫در بستر مرگه.

01:03.341 --> 01:06.341
‫می‌دانم که این خبر ناراحت‌کننده
‫شما را عمیقاً نگران خواهد کرد

01:06.341 --> 01:08.141
‫ولی تحت بهترین مراقبت‌هاست

01:08.141 --> 01:10.181
‫و نیازی نیست که خود را با فکر آمدن

01:10.181 --> 01:12.141
‫به کینتبری به زحمت بیندازید.

01:15.901 --> 01:18.861
‫نانسی، چمدونم رو بیار.

01:21.261 --> 01:22.821
‫کجا می‌رید، خانم؟

01:22.821 --> 01:24.421
‫واضحه میرم کینتبری.

01:24.421 --> 01:27.661
‫مادر مرحومم، الایزا،
‫همیشه با عشق از خاطرات

01:27.661 --> 01:30.701
‫خوشی که شما و خواهرتان، جین اینجا داشتین
‫حرف می‌زد.

01:30.701 --> 01:32.661
‫اطمینان دارم که اکنون تمایل دارید یاری رسانید

01:32.661 --> 01:36.541
‫اما لطفاً از شما تمنا می‌کنم،
‫خود را با انجام سفر طولانی

01:36.541 --> 01:38.661
‫و دشوار به کینتبری به زحمت نیندازید.

01:38.661 --> 01:40.701
‫از وضع آسمون اصلاً خوشم نمیاد، خانم.

01:40.701 --> 01:43.221
‫- شاید بهتر باشه صبر کنید.
‫- اصلاً امکان نداره، نانسی.

01:43.221 --> 01:46.061
‫یه کار واجب تو کینتبری دارم.

01:46.061 --> 01:50.421
‫چندتا چیز شخصی اونجاست

01:50.421 --> 01:52.701
‫که باید بیارمشون.
‫مواظب بُزها باش.

01:52.701 --> 01:54.701
‫زیادی بهشون غذا نده.

01:54.701 --> 01:58.501
‫زمانی که آن لحظه‌ی اندوهناک فرا برسد،
‫دوباره برای شما خواهم نوشت.

02:03.536 --> 02:06.536
‫«خانم آستن»
‫«قسمت اول»

02:12.035 --> 02:15.035
‫:ترجمه و تنظیم
‫مریم سهرابی

02:59.381 --> 03:00.981
‫بالاخره یکی باز می‌کنه.

03:00.981 --> 03:02.741
‫همینطور زنگ بزن!

03:06.061 --> 03:08.181
‫- خانم، سرما می‌خورید!
‫- حالم خوبه.

03:08.181 --> 03:10.501
‫- چه عجب!
‫- این سر و صدا چیه؟

03:10.501 --> 03:11.901
‫یه نفر اینجا داره می‌میره!

03:11.901 --> 03:14.141
‫ببخشید که دیر رسیدم.

03:14.141 --> 03:16.301
‫اومدم به خانم ایزابل فاول کمک کنم.

03:16.301 --> 03:17.781
‫کاساندرا؟

03:17.781 --> 03:19.541
‫مگه نامه‌م به دستت نرسید؟

03:19.541 --> 03:21.541
‫چرا، رسید. واسه همین اومدم.

03:21.541 --> 03:23.981
‫اصلاً انتظار نداشتیم بیای.

03:23.981 --> 03:25.781
‫عذر می‌خوام، ایزابل،

03:25.781 --> 03:27.581
‫ولی وقت تنگه.

03:27.581 --> 03:31.021
‫بنده خدا پدرت. این آخرین کاریه که
‫می‌تونم برای مادر عزیزت انجام بدم.

03:31.021 --> 03:33.421
‫- بیا تو. اون بیرون وحشتناکه.
‫- آره.

03:33.421 --> 03:35.981
‫- چمدون چی؟
‫- بذار همینجا توی راهرو.

03:35.981 --> 03:37.421
‫خودمون بر می‌داریم.

03:41.021 --> 03:42.221
‫چقدر اینجا می‌مونه، خانم؟

03:42.221 --> 03:44.341
‫نمی‌دونم، داینا.

03:50.021 --> 03:51.061
‫خدا به دادمون برسه، خانم.

03:51.061 --> 03:53.181
‫خودمون گرفتاری کم نداریم!

03:53.181 --> 03:54.261
‫بیا بریم، عزیزم.

03:54.261 --> 03:56.421
‫باید این لباسای خیس رو عوض کنی.

03:58.341 --> 04:01.341
‫ممنون، ممنون، عزیزم.

04:01.341 --> 04:03.181
‫می‌دونم که رفتارم نشون نمیده،

04:03.181 --> 04:06.941
‫ولی هنوز می‌تونم یه روبان رو باز کنم.

04:10.621 --> 04:12.981
‫ببخشید، ولی باید برگردم پیش پدرم.

04:12.981 --> 04:15.861
‫داینا اتاقت رو نشونت میده.

04:15.861 --> 04:18.741
‫اگه اشکالی نداره،
‫می‌خوام همین الان فولر رو ببینم.

04:20.181 --> 04:21.221
‫خیلی‌خب.

04:21.221 --> 04:23.901
‫ولی فقط برای یه لحظه.

04:23.901 --> 04:27.741
‫آقای لیدردیل، جراح‌مون،
‫نمی‌خواد پدرم زیاد اذیت بشه.

04:54.581 --> 04:57.941
‫آقای لیدردیل، مهمون داریم.

04:57.941 --> 05:00.741
‫خانم کاساندرا آستن، دوست نزدیک خانوادگی.

05:00.741 --> 05:01.901
‫زیاد مزاحم نمی‌شه.

05:03.141 --> 05:04.861
‫آقای لیدردیل.

05:04.861 --> 05:07.021
‫خانم آستن.

05:07.021 --> 05:09.101
‫حالش چطوره؟

05:09.101 --> 05:11.341
‫همون‌طور که بود، خانم فاول.

05:11.341 --> 05:13.501
‫خواب و بیداره.

05:13.501 --> 05:14.941
‫برای دردش یه چیزی بهش دادم.

05:14.941 --> 05:16.501
‫الان راحت‌تر می‌تونه استراحت کنه.

05:27.021 --> 05:28.461
‫فولر...

05:29.861 --> 05:31.421
‫منم، کاساندرا.

05:32.741 --> 05:34.381
‫کاساندرا آستن.

05:37.141 --> 05:38.421
‫کَسی...

05:42.341 --> 05:45.901
‫ببخشید که نمی‌تونم
‫درست و حسابی ازت استقبال کنم.

05:45.901 --> 05:47.261
‫مهم نیست.

05:48.421 --> 05:50.581
‫ایزابلا خوب ازت مراقبت کرده...

05:51.821 --> 05:54.101
‫و منم اومدم کمکش کنم.

05:55.261 --> 05:56.741
‫خوبه.

05:57.941 --> 06:00.821
‫- ایزابلا؟
‫- بابا؟

06:00.821 --> 06:03.341
‫به این دکتر بگو بره.

06:03.341 --> 06:06.461
‫دیگه نیازی بهش ندارم.

06:06.461 --> 06:09.421
‫پس من فعلاً از خدمت مرخص میشم.

06:09.421 --> 06:12.541
‫- استراحت کنید، کشیش فاول.
‫- استراحت؟

06:12.541 --> 06:16.221
‫جایی که دارم می‌رم،
‫وقت برای استراحت زیاده.

06:19.141 --> 06:21.381
‫من بدرقه‌تون می‌کنم، آقای لیدردیل.

06:21.381 --> 06:24.021
‫- لازم نیست، خانم فاول.
‫- اختیار دارید.

06:35.181 --> 06:36.461
‫کَسی.

06:37.821 --> 06:40.381
‫حالا که اینجایی،
‫یه کاری باید برام انجام بدی.

06:41.781 --> 06:43.781
‫قول میدی؟

06:43.781 --> 06:46.821
‫- چی؟
‫- ایزابلا...

06:49.461 --> 06:52.061
‫باید پیش خواهراش زندگی کنه.

06:52.061 --> 06:53.421
‫قول میدی؟

06:55.101 --> 06:56.341
‫نگران نباش.

06:57.661 --> 07:02.261
‫تو این دنیا هیچی
‫به اندازه‌ی داشتن خواهر آرامش‌بخش نیست.

07:03.541 --> 07:05.381
‫بریم، خانم.

07:05.381 --> 07:06.701
‫آقا باید استراحت کنه.

07:06.701 --> 07:08.141
‫اتاقتون رو نشون میدم.

07:10.541 --> 07:13.501
‫فردا دوباره سر می‌زنم، خانم فاول.

07:13.501 --> 07:18.261
‫ولی اگه حال پدرتون بدتر شد،
‫حتماً به من خبر بدید.

07:19.821 --> 07:22.261
‫حتماً. ممنونم.

07:29.541 --> 07:31.141
‫چقدر مونده...

07:32.421 --> 07:33.981
‫تا...؟

07:42.381 --> 07:45.741
‫مرگ، مثل تولد مسیر خودشو طی می‌کنه...

07:46.941 --> 07:49.141
‫ولی دیگه خیلی طول نمی‌کشه، ایزا...

07:51.261 --> 07:52.821
‫خانم فاول.

07:54.341 --> 07:57.541
‫تا فردا، آقای لیدردیل.

08:12.581 --> 08:15.141
‫اگه از قبل به خانم ایزابل خبر داده بودید، خانم،

08:15.141 --> 08:17.581
‫یه اتاق بهتر براتون آماده می‌کردیم.

08:17.581 --> 08:21.301
‫من اینقدر خسته‌م که
‫هر جا باشه خوابم می‌بره، داینا.

09:34.661 --> 09:36.261
‫کاری از دستم برمیاد، خانم؟

09:37.581 --> 09:40.221
‫وای، داینا!

09:40.221 --> 09:42.461
‫ببخشید. من...

09:42.461 --> 09:44.381
‫یه لحظه اصلاً نفهمیدم کجام.

09:44.381 --> 09:46.701
‫چیزی می‌خواستید، خانم؟

09:48.861 --> 09:52.781
‫می‌دونی؟ اصلاً یادم نمیاد
‫چرا از اتاقم بیرون اومدم.

09:52.781 --> 09:54.821
‫حتماً از خستگیه، خانم.

09:54.821 --> 09:56.381
‫بهتره برگردید به تختتون.

09:56.381 --> 09:59.581
‫اتاقتون اون طرفه، یادتونه؟

10:38.581 --> 10:42.901
‫ایزابلا، تسلیت میگم.

10:45.901 --> 10:49.381
‫حداقل آخرش آروم بود.

10:53.661 --> 10:57.341
‫اگه اجازه بدی
‫باید برم به یه سری کارها برسم.

10:57.341 --> 10:58.541
‫البته.

11:00.501 --> 11:02.341
‫اگه کاری از دستم برمیاد...

11:56.421 --> 11:59.061
‫تعجب می‌کنم که خواهرات بیشتر نموندن.

12:01.501 --> 12:03.581
‫این بهترین فرصت بود که

12:03.581 --> 12:06.981
‫سه‌تایی یه کم با هم صحبت کنید، نه؟

12:06.981 --> 12:08.261
‫ایزابلا؟

12:10.741 --> 12:13.421
‫به نظر میاد که خواهرم، بت،

12:13.421 --> 12:15.421
‫کارای مهم‌تری داره.

12:23.581 --> 12:24.941
‫راستش، خوشحالم

12:24.941 --> 12:27.621
‫که به ما زن‌ها اجازه ندادن کنار قبر بایستیم.

12:27.621 --> 12:30.781
‫که غم‌مون جلوی همه دیده بشه.

12:33.501 --> 12:37.581
‫خانم فاول، تسلیت قلبی منو بپذیرید.

12:37.581 --> 12:40.381
‫ممنونم، آقای داندس.

12:40.381 --> 12:44.021
‫اجازه بدید خاله‌م، مری آستن،
‫و دوست عزیزمون،

12:44.021 --> 12:45.981
‫خانم کاساندرا آستن رو معرفی کنم.

12:45.981 --> 12:48.981
‫آقای داندس کشیش جدید کینتبری هستن.

12:48.981 --> 12:51.621
‫برای این موقعیت خیلی افتخار می‌کنم.

12:53.261 --> 12:58.061
‫آستن؟ شما با خانم جین آستن،

12:58.061 --> 12:59.701
‫نویسنده‌ی بزرگ نسبتی دارید؟

12:59.701 --> 13:02.221
‫بله، باعث افتخاره که بگم دارم.

13:02.221 --> 13:05.061
‫اون خواهرم... بود.

13:05.061 --> 13:06.621
‫و خواهر شوهرم.

13:06.621 --> 13:12.141
‫من یکی از بزرگ‌ترین طرفداراشونم!

13:12.141 --> 13:16.421
‫نمی‌تونید تصور کنید چقدر ناراحت شدم
‫که اینقدر زود از بین ما رفتن.

13:16.421 --> 13:21.101
‫پس اجازه بدید بگم که از صمیم قلب متأسفم.

13:21.101 --> 13:22.741
‫نظر لطفتونه.

13:22.741 --> 13:25.301
‫همه‌ی کتاباشون رو خوندم.

13:25.301 --> 13:28.741
‫اون یکی که کشیش توش هست...

13:28.741 --> 13:31.821
‫- خب تو همه‌شون هست...
‫- «منسفیلد پارک»!

13:31.821 --> 13:33.341
‫آره، همونه.

13:33.341 --> 13:35.221
‫رمان محبوبمه.

13:35.221 --> 13:38.701
‫خانم آستن، چیزی که خیلیا
‫راجب خواهرتون نمی‌فهمن اینه که

13:38.701 --> 13:41.341
‫شناختشون از آدمای یه طبقه‌ی خاص

13:41.341 --> 13:46.341
‫انقدر عمیق بود
‫که تقریباً بی‌نظیر به نظر می‌رسید.

13:46.341 --> 13:48.421
‫حرفتون درسته.

13:48.421 --> 13:50.621
‫مایه‌ی تأسفه که نبوغ ایشون بیشتر

13:50.621 --> 13:52.981
‫مورد تقدیر عمومی قرار نگرفت.

13:52.981 --> 13:56.821
‫به نظر من،
‫شایسته‌ی یک زندگی‌نامه‌ی جامع و مفصله.

13:56.821 --> 14:00.901
‫شاید کسی که بتونه
‫«جین آستن واقعی» رو به تصویر بکشه.

14:00.901 --> 14:04.661
‫هر چیزی که باید از جین آستن دونست،

14:04.661 --> 14:06.901
‫در کتاب‌هاش هست.

14:06.901 --> 14:08.581
‫چیز دیگه‌ای وجود نداره.

14:08.581 --> 14:10.821
‫دست بردار، کاساندرا.

14:10.821 --> 14:12.901
‫می‌دونی که این درست نیست.

14:12.901 --> 14:15.581
‫زن برادرم کمی اغراق می‌کنه.

14:15.581 --> 14:17.861
‫چیز دیگه‌ای نیست که بدونیم.

14:17.861 --> 14:19.621
‫اگه شما اینطور می‌گی، عزیزم.

14:19.621 --> 14:22.581
‫ببخشید، ولی باید دفتر پدرم رو

14:22.581 --> 14:24.101
‫برای خوندن وصیت‌نامه‌ش آماده کنم.

14:24.101 --> 14:26.701
‫قبل از اینکه برید، خانم فاول...

14:30.021 --> 14:33.301
‫می‌خواستم به اطلاع برسونم
‫که من و همسرم دو هفته‌ی دیگه

14:33.301 --> 14:35.261
‫به صومعه نقل‌مکان می‌کنیم.

14:35.261 --> 14:36.501
‫دو هفته؟

14:36.501 --> 14:39.301
‫فکر می‌کنم دو هفته زمان کافی باشه
‫تا ترتیبات لازم

14:39.301 --> 14:42.221
‫- برای جابجایی‌ فراهم بشه؟
‫- نه، این...

14:42.221 --> 14:43.901
‫خیلی زوده.

14:43.901 --> 14:48.381
‫معمولاً خانواده‌ی کشیش قبلی
‫دو ماه فرصت دارن، آقای داندس.

14:48.381 --> 14:50.221
‫یه رسم قدیمیه.

14:50.221 --> 14:52.021
‫به قدمت خود کلیسا.

14:52.021 --> 14:54.861
‫اون رسم برای خانواده‌هاست، خانم آستن،

14:54.861 --> 14:58.701
‫ولی تو این مورد،
‫خانواده‌ای در کار نیست، فقط خود منم.

14:58.701 --> 15:02.421
‫و همسرم قراره ماه دیگه
‫چهارمین فرزندمون رو به دنیا بیاره.

15:02.421 --> 15:04.701
‫درسته که اول باید اون رو مستقر کنم.

15:04.701 --> 15:08.781
‫به‌علاوه، خیلی مشتاقم
‫که زودتر کارم رو برای کلیسا شروع کنم.

15:24.261 --> 15:27.381
‫فکر کنم ایزابلا برای اسباب‌کشی
‫به کمک نیاز داشته باشه.

15:31.421 --> 15:34.101
‫اگه تنها باشه، اصلاً نمی‌دونه چی کار کنه.

15:34.101 --> 15:36.501
‫خوشحال می‌شم هر چقدر لازم باشه بمونم.

15:37.701 --> 15:40.061
‫خب، یه بار از دوش من برداشته شد.

15:43.981 --> 15:47.181
‫من می‌تونم کارها رو نظارت کنم،

15:47.181 --> 15:50.661
‫ولی تعهدات خانوادگی دیگه‌ای دارم
‫که وقتم رو می‌گیره. اما تو...

15:51.901 --> 15:53.461
‫ندارم.

15:54.861 --> 15:56.741
‫این آقای داندس...

15:58.381 --> 16:01.501
‫اصلاً قابل تحمل نیست.

16:01.501 --> 16:03.701
‫ولی حرفاش باعث شد فکر کنم،

16:03.701 --> 16:07.501
‫شاید واقعاً یه زندگینامه باید نوشته بشه.

16:07.501 --> 16:09.421
‫راجب جین؟

16:09.421 --> 16:14.101
‫نه فقط جین، بلکه درباره‌ی شوهر مرحومم،

16:14.101 --> 16:18.141
‫جیمز آستن هم.
‫خودت می‌دونی که اونم نویسنده‌ی بااستعدادی بود.

16:18.141 --> 16:21.101
‫البته که نوشته‌های جین هم
‫جزئی از این کار خواهد بود.

16:22.741 --> 16:26.381
‫ولی کی قراره این شاهکار رو بنویسه، مری؟

16:26.381 --> 16:28.621
‫حالا که هر دو نویسنده‌ی خاندان آستن از دنیا رفتن؟

16:30.021 --> 16:33.381
‫به نظرم پسرم، جیمز ادوارد،
‫گزینه‌ی مناسبیه.

16:33.381 --> 16:36.621
‫به نظر میاد استعداد پدرش رو به ارث برده.

16:36.621 --> 16:39.341
‫باید به ایزابل بگم که هیچ‌کدوم از نامه‌های

16:39.341 --> 16:43.261
‫خصوصی خواهرم رو دور نریزه.

16:43.261 --> 16:44.741
‫خودم رسیدگی می‌کنم.

16:44.741 --> 16:47.661
‫حتماً تو اتاق الیزا نامه‌هایی هست که

16:47.661 --> 16:48.901
‫اطلاعات باارزشی توشونه.

16:48.901 --> 16:52.141
‫هر چی نباشه، جین و الایزا
‫همیشه با هم مکاتبه داشتن.

16:55.741 --> 16:57.821
‫همون ‌طور که تو و الایزا هم داشتین.

16:59.421 --> 17:02.501
‫الان می‌خوای این کار رو انجام بدی، عزیزم؟

17:02.501 --> 17:05.501
‫بالاخره، امروز روز سختی بوده.

17:05.501 --> 17:07.781
‫درسته. درسته.

17:07.781 --> 17:10.141
‫خیلی خسته‌کننده بود.

17:12.941 --> 17:17.741
‫فردا بعد از استراحت،
‫می‌رم سراغ نامه‌های الایزا.

17:32.221 --> 17:34.501
‫خانم ایزابلا حالش چطوره، داینا؟

17:34.501 --> 17:35.981
‫رفته قدم بزنه، خانم.

17:35.981 --> 17:37.821
‫می‌گه هوای تازه حالش رو بهتر می‌کنه.

17:37.821 --> 17:40.901
‫تو جلسه‌ی خوندن وصیت‌نامه‌ی پدرش نبود؟

17:40.901 --> 17:44.061
‫این جور کارا مال مرداست، خانم،
‫یا حداقل این‌طور می‌گن.

19:13.261 --> 19:15.421
‫نامه‌های جین کجان؟

19:18.421 --> 19:21.021
‫مالی، اون سگ رو از اتاق آقا ببر بیرون

19:21.021 --> 19:22.221
‫و بذارش بیرون.

20:08.781 --> 20:10.101
‫جین.

20:55.301 --> 20:57.221
‫الایزای عزیزم،

20:57.221 --> 20:59.901
‫به ‌زودی در کینتبری پیش شما خواهیم بود.

21:00.861 --> 21:03.421
‫تو و فولر باید خود را

21:03.421 --> 21:05.221
‫برای یه خونه‌ پر از آستن‌ها آماده کنید.

21:05.221 --> 21:07.141
‫کَسی! الایزا!

21:07.141 --> 21:10.421
‫مادر و پدر همراه ما سفر خواهند کرد.

21:10.421 --> 21:12.781
‫همان ‌طور که می‌دونی،
‫عبور از مرز همپشایر به برکشایر

21:12.781 --> 21:15.781
‫ممکنه خیلی خطرناک باشد.

21:19.821 --> 21:23.941
‫کَسی همیشه باعث آرامش ماست،

21:23.941 --> 21:25.421
‫ولی می‌دانم بی‌صبرانه مشتاق

21:25.421 --> 21:27.821
‫دیدن برادر فولر، تام ـه.

21:32.221 --> 21:34.501
‫کسی، چقدر خوشگل شدی.

21:34.501 --> 21:35.981
‫داره میاد.

21:35.981 --> 21:37.301
‫ساکت، جین.

21:43.141 --> 21:44.821
‫کسی عزیزم.

21:46.061 --> 21:48.781
‫ممکنه... یه خواهشی بکنم

21:48.781 --> 21:50.621
‫و باهات خصوصی صحبت کنم؟

21:50.621 --> 21:53.061
‫خصوصی، تام فاول؟

21:53.061 --> 21:54.981
‫چه گفتگویی می‌تونه آنقدر مهم باشه

21:54.981 --> 21:57.061
‫که باید دور از بقیه گفته بشه؟

21:58.581 --> 22:01.581
‫- خب...
‫- به جین توجه نکن، تام.

22:01.581 --> 22:03.981
‫تو هر برخوردی یه ماجرای
‫احساسی و پرهیجان می‌بینه.

22:25.221 --> 22:27.181
‫کَسی عزیزم...

22:30.621 --> 22:32.821
‫می‌دونی چی می‌خوام بگم.

22:32.821 --> 22:35.341
‫- جدّی؟
‫- باید بدونی.

22:37.261 --> 22:41.821
‫خب، حتی اگه بدونم،
‫خیلی دلم می‌خواد از زبون خودت بشنوم.

22:43.501 --> 22:47.221
‫تمام سعیمو می‌کنم که درست بگم...

22:50.341 --> 22:52.061
‫کاساندرا آستن...

22:53.341 --> 22:56.781
‫من از زمانی...

22:58.781 --> 23:00.421
‫که...

23:00.421 --> 23:03.461
‫راستش دقیقاً یادم نمیاد، ولی...

23:05.781 --> 23:08.861
‫ولی تو

23:08.861 --> 23:10.981
‫تنها زنی هستی که...

23:12.141 --> 23:14.861
‫که می‌تونم باهاش...

23:16.261 --> 23:19.821
‫زندگیم رو تصور کنم.

23:21.621 --> 23:23.661
‫- پس...
‫- بله.

23:23.661 --> 23:26.061
‫بله، بله، بله!

23:31.061 --> 23:33.341
‫بالاخره! گفتم خواستگاری می‌کنه!

23:33.341 --> 23:36.021
‫آره! من همیشه تو این چیزا درست حدس می‌زنم.

23:36.021 --> 23:37.261
‫درسته.

23:37.261 --> 23:38.981
‫معلومه که گفتی بله، درسته؟

23:40.341 --> 23:41.501
‫آره، گفتم بله.

23:43.781 --> 23:48.181
‫با اینکه از شادی شما خوشحالم،
‫ولی نمی‌تونم نفس بکشم!

23:49.381 --> 23:53.461
‫کَسی، داری منو با مامان و بابا تنها می‌ذاری.

23:53.461 --> 23:55.381
‫تو، خواهر خودم.

23:55.381 --> 23:58.941
‫- من چی کار کنم حالا؟
‫- زیاد که دور نمی‌رم.

23:58.941 --> 24:01.821
‫من برکشایر می‌مونم،
‫تو هم یه استان اون‌طرف‌تری.

24:01.821 --> 24:03.861
‫همون‌قدر که همیشه منو می‌دیدی، بازم می‌بینی.

24:03.861 --> 24:06.741
‫- الان اینو می‌گی، ولی صبر کن وقتی شوهر و بچه بیاد.
‫- نه، جین.

24:06.741 --> 24:09.301
‫داره اذیتت می‌کنه، عزیزم.

24:12.101 --> 24:13.981
‫ما همیشه خواهر می‌مونیم.

24:13.981 --> 24:16.221
‫- ما سه تا.
‫- چهار تا!

24:16.221 --> 24:18.661
‫الایزا، چطور خواهرت مری رو یادت رفت؟

24:18.661 --> 24:21.181
‫آره، الایزا،
‫چطور تونستی مری رو فراموش کنی؟

24:22.701 --> 24:27.341
‫بیاید خواهران عزیز،
‫بریم نشون بدیم که بازی کنستا

24:27.341 --> 24:29.501
‫چطور باید بازی بشه و چطور بُرد!

24:34.661 --> 24:35.941
‫جین...

24:36.901 --> 24:38.741
‫بدون تو نمی‌تونیم بازی کنیم.

24:46.421 --> 24:48.821
‫خانم ایزابلا برگشته، داینا؟

24:48.821 --> 24:51.301
‫نه هنوز، خانم،
‫ولی فکر نکنم دیگه طول بکشه.

24:52.901 --> 24:54.621
‫پس شما هم به زودی می‌رید، نه؟

24:55.661 --> 24:57.581
‫دیگه کاری اینجا ندارید، خانم.

24:57.581 --> 24:59.341
‫نه، داینا.

24:59.341 --> 25:02.541
‫اگه قراره دوشیزه ایزابلا در دو هفته‌ی آینده
‫خونه‌ی کشیش رو تخلیه کنه،

25:02.541 --> 25:05.061
‫من بیشتر از همیشه اینجا به درد می‌خورم.

25:05.061 --> 25:08.461
‫تصمیم دارم مطمئن بشم که
‫اون پیش خواهراش مستقر بشه.

25:34.181 --> 25:36.261
‫معتقدم که منافع مالکان زمین

25:36.261 --> 25:38.501
‫- باید همیشه حفظ بشه.
‫- مطمئنم که درست می‌گید...

25:38.501 --> 25:41.421
‫ممنون، الایزای عزیز، منتظر این بودم.

25:41.421 --> 25:44.821
‫حکومت پادشاه باید حفظ بشه،
‫حتی اگه به قیمت...

25:44.821 --> 25:47.901
‫تام امروز یه کم ساکته،
‫با توجه به خبری که شنیده.

25:47.901 --> 25:51.661
‫شاید چون با برادرشه
‫و اصلاً فرصت حرف زدن پیدا نمی‌کنه.

25:51.661 --> 25:54.261
‫فرانک آستن جوان
‫ه‌خوبی با تکان‌های دریا کنار می‌آیی.

25:54.261 --> 25:56.941
‫مطمئنم که باعث افتخار خانواده‌ات خواهی شد.

25:56.941 --> 25:59.141
‫ولی فکر کنم به زودی

25:59.141 --> 26:01.501
‫تو هم یه رقیب دریانورد پیدا کنی.

26:01.501 --> 26:04.781
‫- درسته، تام؟
‫- لطفاً، فولر، ترجیح می‌دم درباره‌ش حرفی نزنیم.

26:05.861 --> 26:09.821
‫دوستان و خانواده‌ی عزیز،

26:09.821 --> 26:13.541
‫یه خبر خوش برای همه دارم.

26:13.541 --> 26:16.701
‫برادرم تام، برای خودش
‫مناسب‌ترین همسر رو برگزیده.

26:16.701 --> 26:19.061
‫کَسی عزیزمون.

26:19.061 --> 26:20.621
‫قراره ازدواج کنن،

26:20.621 --> 26:23.821
‫و ما فاول‌ها از این اتفاق بسیار خوشحالیم.

26:25.261 --> 26:29.301
‫کَسی، علاوه بر اینکه زن بااستعداد و شایسته‌اییه،

26:29.301 --> 26:31.141
‫دوست عزیز ما هم هست.

26:31.141 --> 26:33.701
‫به سلامتی تام و کسی!

26:33.701 --> 26:36.261
‫امیدوارم پیوندشون پر از خوشبختی باشه.

26:36.261 --> 26:37.901
‫به سلامتی تام و کسی!

26:39.261 --> 26:42.461
‫ولی جشن ما به همین‌جا ختم نمی‌شه.

26:42.461 --> 26:45.741
‫تام همچنین یه حامی برای خودش پیدا کرده.

26:45.741 --> 26:48.821
‫عالیجناب لرد کریون.

26:48.821 --> 26:52.741
‫و ایشون از کشیش جوان ما خواستن
‫در یک سفر ماجراجویانه

26:52.741 --> 26:54.741
‫باهاشون همراه بشه.

26:54.741 --> 26:57.501
‫مأموریت به جزایر وینوارد...

26:57.501 --> 27:00.101
‫در هند غربی.

27:01.501 --> 27:06.741
‫پس، لیواناتون رو برای
‫تام و همه‌ی ماجراجویی‌های دریایی‌اش بالا ببرید.

27:08.461 --> 27:10.901
‫- به سلامتی تام!
‫- به سلامتی تام!

27:21.301 --> 27:23.181
‫داری می‌لرزی.

27:26.821 --> 27:28.221
‫بیا.

27:35.821 --> 27:39.661
‫کسی عزیزم، می‌دونم این برای هر دومون سخته.

27:41.221 --> 27:43.861
‫من... این کار رو
‫برای خودمون انجام می‌دم.

27:45.021 --> 27:46.981
‫برای آینده‌مون.

27:52.541 --> 27:56.541
‫لرد کریون قول داده
‫که بعد از برگشت یه کلیسا به من بده.

27:58.141 --> 27:59.901
‫کلیسای خودم، کَسی.

27:59.901 --> 28:02.221
‫محل اقامت کشیشی خودمون.

28:03.461 --> 28:06.221
‫این همیشه رویامون بوده،
‫پس یه سال چه اهمیتی داره؟

28:06.221 --> 28:09.941
‫- یک سال؟
‫- حداقل تا یه سال دیگه نمی‌تونیم ازدواج کنیم.

28:09.941 --> 28:12.941
‫پیشنهاد داده که دستمزد سخاوتمندی بپردازه.

28:12.941 --> 28:15.061
‫خیلی بیشتر از چیزی که اینجا درمیارم.

28:16.941 --> 28:21.301
‫زندگی‌مون تا همیشه تامین خواهد بود، عشق من.

28:22.861 --> 28:24.341
‫فقط یه ساله.

28:25.701 --> 28:28.421
‫فکر نکردی که قبلش با من مشورت کنی؟

28:29.861 --> 28:32.261
‫خب... ازم خواست که زود جواب بدم.

28:33.701 --> 28:35.421
‫و می‌دونستم که تو موافقت می‌کنی.

28:37.781 --> 28:39.661
‫همون‌طور که همیشه با هم موافقیم.

28:43.301 --> 28:46.501
‫کشتی‌ـم دو هفته‌ی دیگه
‫از پورتسموث حرکت می‌کنه.

28:48.541 --> 28:50.221
‫تا اون موقع وقت داریم.

28:57.301 --> 28:58.781
‫وای، جین.

29:05.181 --> 29:08.141
‫با کشیش ساده‌مون خوشحال بودم.

29:10.621 --> 29:13.341
‫یه قهرمان ماجراجو نمی‌خواستم.

29:14.621 --> 29:18.221
‫من و تو به اندازه‌ی کافی رمان خوندیم
‫که بدونیم نجیب‌زادگان،

29:18.221 --> 29:21.101
‫هرچقدر هم که خوش‌مشرب باشن،

29:21.101 --> 29:23.501
‫همیشه قابل اعتماد نیستن.

29:23.501 --> 29:26.621
‫پس باید امیدوار باشیم
‫که این لرد مرد راستگویی باشه.

29:29.021 --> 29:32.781
‫تام این کار رو فقط برای
‫تأمین آینده‌ی تو داره انجام میده، عزیزم.

29:32.781 --> 29:35.621
‫تو برای عشق ازدواج می‌کنی،
‫و این یه نعمته.

29:35.621 --> 29:37.941
‫عشق هزینه داره.

29:37.941 --> 29:41.381
‫هیچ‌کدوم از شما ثروتی ندارید،
‫پس اون باید پول به دست بیاره.

29:45.021 --> 29:47.541
‫همه‌ چیز درست می‌شه.

29:47.541 --> 29:49.061
‫می‌دونم.

30:15.701 --> 30:17.661
‫یه سال تا چشم به هم بزنی تموم میشه.

30:18.621 --> 30:21.461
‫و تا وقتی که من نیستم
‫باید مرتب به کینتبری سر بزنی.

30:21.461 --> 30:22.941
‫الان اینجا خونه‌ی توئه.

30:24.141 --> 30:28.181
‫می‌تونم به الایزا تو نگهداری بچه‌ها کمک کنم.

30:28.181 --> 30:30.941
‫برای زمانی که خودمون بچه‌دار بشیم،
‫تمرین خوبیه.

30:31.981 --> 30:33.861
‫چند تا بچه خواهیم داشت؟

30:33.861 --> 30:36.061
‫چهار تا. نه، پنج تا.

30:36.061 --> 30:38.541
‫نه، شش تا،
‫نمی‌شه تعدادشون فرد باشه!

30:39.821 --> 30:41.781
‫اسمشون رو چی بذاریم؟

30:41.781 --> 30:44.621
‫جین، اگه اولی دختر باشه.

30:44.621 --> 30:46.381
‫فولر، اگه پسر باشه.

30:46.381 --> 30:50.261
‫جدی؟ به نظرم برای یه پسر کوچیک
‫اسم خیلی سنگینیه.

30:50.261 --> 30:53.101
‫خب، بالاخره یه روز مرد می‌شه.

30:53.101 --> 30:55.981
‫عزیزم، تو می‌دونی که من

30:55.981 --> 30:57.821
‫از هر اسمی که داشته باشن راضیم.

30:58.781 --> 31:00.141
‫ولی...

31:01.101 --> 31:04.141
‫قبل از رفتنم، باید یه چیزایی بهت بگم،

31:04.141 --> 31:06.061
‫محض احتیاط اگه برنگشتم.

31:06.061 --> 31:09.821
‫نه، برمی‌گردی.

31:09.821 --> 31:12.141
‫- نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنیم.
‫- کَسی، باید حرف بزنیم.

31:15.221 --> 31:18.621
‫وصیت‌نامه‌ای نوشتم و
‫بیشتر پولم رو برای تو گذاشتم.

31:21.421 --> 31:24.181
‫- این حرف رو نزن.
‫- می‌خوام مال تو باشه.

31:25.541 --> 31:27.061
‫تو به من قول دادی،

31:27.061 --> 31:29.101
‫پس باید تحت حمایت باشی، اگه من...

31:30.621 --> 31:32.061
‫اگه برنگشتم...

31:32.061 --> 31:35.781
‫نه. ما نامزدیم، این انتخاب منه.

31:35.781 --> 31:37.981
‫این یه کم امنیت برات میاره.

31:40.261 --> 31:43.261
‫کَسی، ازت می‌خوام قول بدی این ارثیه

31:43.261 --> 31:45.101
‫باعث نشه که اسیر یاد من بشی.

31:46.901 --> 31:49.461
‫اگه نمی‌تونی با من ازدواج کنی،

31:49.461 --> 31:51.541
‫باید این حق رو داشته باشی
‫که با کس دیگه ازدواج کنی.

31:55.021 --> 31:56.861
‫بهت قول میدم، تام...

31:58.421 --> 32:00.861
‫از صمیم قلب، اینجا در حضور خدا...

32:02.221 --> 32:06.341
‫که با هیچ مرد دیگه‌ای
‫جز تو ازدواج نمی‌کنم.

32:43.781 --> 32:45.981
‫امروز سخت‌تر از چیزی بود

32:45.981 --> 32:47.621
‫که تصور می‌کردم.

32:49.581 --> 32:53.181
‫اول، از دست دادن مادر عزیزت
‫و حالا پدرت هم...

32:54.301 --> 32:58.781
‫و مطمئنم که خبر
‫غیرمنتظره‌ی امروز آقای داندس هم کمکی نکرد.

32:59.941 --> 33:02.301
‫کاملاً غیرمنتظره بود.

33:02.301 --> 33:05.021
‫خب، حالا که وصیت‌نامه‌ی پدرت خونده شده،

33:05.021 --> 33:08.221
‫می‌تونی کارهای اسباب‌کشی رو انجام بدی.

33:08.221 --> 33:09.661
‫به نظر می‌رسه که همین‌طوره.

33:09.661 --> 33:14.141
‫ما فاول‌ها سه نسل تو این خونه زندگی کردیم.

33:14.141 --> 33:17.941
‫از پدر به پسر منتقل شده.

33:19.061 --> 33:21.781
‫و حالا باید تنها خونه‌ایه
‫که تا حالا می‌شناختم رو ترک کنم.

33:24.501 --> 33:27.141
‫اولین بار تو زندگیم تنها خواهم بود.

33:27.141 --> 33:31.261
‫نه، ایزابلا، تو تنها نخواهی بود.

33:31.261 --> 33:33.261
‫میری پیش خواهرهات.

33:33.261 --> 33:36.061
‫هنوز کاملاً قطعی نشده.

33:36.061 --> 33:38.541
‫پدرت می‌خواست با اونا زندگی کنی.

33:38.541 --> 33:40.861
‫این خواسته‌ش خیلی واضح بود.

33:40.861 --> 33:43.341
‫می‌دونم که خواسته‌ش چی بود.

33:43.341 --> 33:45.461
‫رو این موضوع خیلی حساس بود،

33:45.461 --> 33:47.981
‫ولی خب در مورد همه‌ چیز حساس بود.

33:51.821 --> 33:54.101
‫من هیچ‌وقت کاری نکردم که ناراحتش کنم،

33:54.101 --> 33:56.581
‫ولی احساسات من چی؟

33:58.221 --> 34:00.181
‫اونا چی می‌شن؟

34:00.181 --> 34:02.661
‫ولی اونا خواهرات هستن.

34:02.661 --> 34:05.981
‫هیچ رابطه‌ای نزدیک‌تر از این نیست.

34:05.981 --> 34:08.101
‫باید بابتش شکرگزار باشی.

34:09.981 --> 34:12.861
‫- شکرگزار؟
‫- بله.

34:12.861 --> 34:16.981
‫و خیالت راحت خواهد بود،

34:16.981 --> 34:19.341
‫وقتی بدونی که داری

34:19.341 --> 34:21.461
‫طبق خواسته‌ی پدرت زندگی می‌کنی.

34:24.541 --> 34:27.381
‫احساس می‌کنم یه‌دفعه خیلی خسته شدم.

34:27.381 --> 34:29.021
‫آماده‌م که بخوابم.

34:38.261 --> 34:39.901
‫الایزای عزیزم،

34:39.901 --> 34:42.301
‫امیدوارم بزرگواری کنی

34:42.301 --> 34:44.061
‫و تأخیر مرا در پاسخ به نامه‌ات ببخشی.

34:45.221 --> 34:47.821
‫- خیلی قشنگن، جین، نه؟
‫- بله، مامان.

34:48.941 --> 34:51.301
‫ما برگشتیم استیونتون.

34:51.301 --> 34:54.501
‫اما حقیقت اینه که منزل کشیشی آرام ما

34:54.501 --> 34:57.781
‫چنان در هیاهوی جشن غرق شده

34:57.781 --> 34:59.901
‫که پیدا کردن مکانی آرام برای نوشتن دشواره.

34:59.901 --> 35:01.901
‫من اونجا رو ترجیح می‌دم...

35:01.901 --> 35:05.061
‫آنقدر شادی و هیجان در جریانه

35:05.061 --> 35:07.221
‫که احساس ناخوشی و گناه می‌کنم.

35:07.221 --> 35:10.541
‫مامان؟ اینو ببین!

35:10.541 --> 35:13.341
‫دقیقاً به خاطر نمیارم
‫که در روزهای پیش از نامزدی خواهرم

35:13.341 --> 35:15.141
‫چگونه وقتمان رو می‌گذراندیم.

35:19.381 --> 35:21.981
‫جین!

35:21.981 --> 35:24.341
‫نظرت چیه؟

35:25.621 --> 35:27.621
‫خیلی زیبا...
‫هم کَسی، هم تورش.

35:27.621 --> 35:30.021
‫فقط امیدوارم

35:30.021 --> 35:31.661
‫تا روز عروسی از مد نیفته.

35:33.101 --> 35:35.341
‫بیا مامان، بذار جین تو آرامش بمونه.

35:35.341 --> 35:39.381
‫همیشه می‌دونستیم که اونا برای هم ساخته شدن.

35:39.381 --> 35:42.421
‫فقط نمی‌دونستیم تام کِی پیشنهاد میده.

35:42.421 --> 35:44.621
‫خب، آدم محتاطیه، مامان.

35:44.621 --> 35:46.341
‫منم دقیقاً همینجوری می‌خواستمش.

35:46.341 --> 35:49.221
‫خب، هیچ مردی نمی‌تونست
‫بهتر از تو رو انتخاب کنه.

35:49.221 --> 35:52.301
‫چنین دختر بااستعدادی برای هر مردی

35:52.301 --> 35:54.901
‫یه نعمته.

35:54.901 --> 35:59.821
‫- ولی جین بیچاره!
‫- نمی‌دونیم سرنوشتش چی می‌شه.

35:59.821 --> 36:01.901
‫مامان! جین همین ‌جاست.

36:01.901 --> 36:07.301
‫فقط می‌گم که در حالی که تو خیلی شایسته‌ای،

36:07.301 --> 36:08.981
‫کاساندرای عزیزم،

36:08.981 --> 36:11.501
‫خواهر جونت یه کم کمتر...

36:11.501 --> 36:16.101
‫کارآمده؟
‫فکر کنم این همون کلمه‌ایه که دنبالش می‌گردی، مامان.

36:16.101 --> 36:17.981
‫بیا دیگه، خانم آستن،

36:17.981 --> 36:21.101
‫ما دو دختر فوق‌العاده داریم.

36:21.101 --> 36:25.141
‫حتی اگه استعدادشون
‫به شکل‌های متفاوتی باشه.

36:26.261 --> 36:28.621
‫هر مردی خوش‌بخت خواهد بود
‫که یه کدومشون نصیبش بشه.

36:28.621 --> 36:31.941
‫پدر، بابت این تعریف پرشور سپاسگزارم

36:31.941 --> 36:33.381
‫ولی مامان راست می‌گه.

36:33.381 --> 36:35.581
‫کسی مثل یه هلوی رسیده‌ست،

36:35.581 --> 36:38.221
‫و تام فاول خوش‌شانس‌ترین مرد دنیاست.

36:38.221 --> 36:41.661
‫حالا، همسر عزیزم،
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

36:44.661 --> 36:48.141
‫اگه تنها ایرادی در این نامزدی باشد

36:48.141 --> 36:51.221
‫اینه که باید یاد بگیرم
‫چطور بدون اون زندگی کنم.

36:52.461 --> 36:56.061
‫من هنوز آماده‌ی خداحافظی
‫با خواهر عزیزم نیستم.

36:58.861 --> 37:00.741
‫کارش تموم شد.

37:02.021 --> 37:04.701
‫این پارچه‌ی ابریشمی فوق‌العاده‌ست، کَسی.

37:04.701 --> 37:07.261
‫شاید بهتر باشه بذاریش کنار، مامان،
‫که قبل از اینکه کَسی بپوشه

37:07.261 --> 37:09.101
‫خراب نشه.

37:09.101 --> 37:11.301
‫من کاملاً معتقدم، جین،

37:11.301 --> 37:14.501
‫که همیشه آماده بودن بهتر از آماده نبودنه.

37:14.501 --> 37:17.901
‫مامان راست می‌گه، جین.
‫می‌خوام همه ‌چیز آماده باشه.

37:17.901 --> 37:19.941
‫خب، آنا، اول کدوم رو درست کنیم؟

37:19.941 --> 37:23.141
‫- عروس!
‫- یعنی من؟

37:23.141 --> 37:25.621
‫- نه.
‫- خب، کی پس؟

37:25.621 --> 37:27.461
‫عروس پدر.

37:28.421 --> 37:30.581
‫می‌خوای پسرم دوباره ازدواج کنه، آنا؟

37:32.661 --> 37:34.461
‫پس همین‌طور میشه.

37:34.461 --> 37:38.181
‫- چرا یه عروسی، وقتی می‌تونیم دو تا داشته باشیم؟
‫- بله!

37:38.181 --> 37:40.181
‫من و عمه‌هات یکی رو براش پیدا می‌کنیم.

37:40.181 --> 37:41.821
‫فکر فوق‌العاده‌ایه!

37:41.821 --> 37:44.101
‫- کَسی.
‫- چرا که نه؟

37:44.101 --> 37:46.141
‫می‌خوام همه مثل من خوشحال باشن.

37:46.141 --> 37:47.541
‫حتی تو، جین عزیزم.

37:47.541 --> 37:50.301
‫حاضر نیستم تو دسیسه‌های ازدواجی
‫شما دخیل باشم.

37:50.301 --> 37:53.901
‫نظرتون درباره‌ی خواهر الایزا، مری لوید چیه؟

37:53.901 --> 37:56.101
‫برای برادر جیمز؟ مامان!

37:56.101 --> 38:00.021
‫فکر نمی‌کنم کسی بهتر از اون باشه.
‫تو چی، کَسی؟

38:01.141 --> 38:02.501
‫کسی بهتر نیست.

38:02.501 --> 38:04.261
‫کاملاً مناسبه.

38:04.261 --> 38:07.661
‫پس انجام می‌شه.
‫حالا باید دو تا عروس درست کنیم، آنا.

38:07.661 --> 38:09.941
‫باید از عمه جین کاغذ بیشتری بگیری.

38:09.941 --> 38:14.461
‫بله، الایزا، مامانم دوباره افتاده تو فکر شوهر دادن!

38:14.461 --> 38:19.181
‫مصممه که خواهرت، مری رو
‫به عقد برادرمان جیمز در بیاره.

38:19.181 --> 38:21.101
‫نظرت چیه، آنا؟

38:21.101 --> 38:25.061
‫از مادرم اینجور نقشه‌چینی‌ها انتظار میره،

38:25.061 --> 38:28.581
‫ولی نقش کَسی تو این بازی خیلی تعجب‌آوره.

38:28.581 --> 38:31.381
‫فقط می‌تونم اینو به موقعیت جدیدش

38:31.381 --> 38:33.861
‫به عنوان یه زن نامزدشده نسبت بدم.

38:33.861 --> 38:36.541
‫خوشبختانه هنوز
‫کَسی قصد شوهر دادن منو نداره،

38:36.541 --> 38:40.741
‫پس می‌تونم با خیال راحت نقش سرنوشت‌سازم رو
‫به عنوان یه دختر ترشیده‌ی بدخلق ادامه بدم...

38:42.101 --> 38:44.061
‫...اگه کسی اجازه بده.

38:45.301 --> 38:49.541
‫راستش کَسی، تو و مامان
‫انگار یه جورایی تسخیر شدید.

38:49.541 --> 38:51.101
‫چت شده؟

38:51.101 --> 38:52.781
‫خواهر من کجاست؟

38:52.781 --> 38:54.301
‫چیزیم نشده.

38:54.301 --> 38:56.701
‫من کَسی آستن هستم،
‫که به زودی کسی فاول می‌شه،

38:56.701 --> 38:59.301
‫خوشحال‌ترین زن دنیا.
‫و اگه من اینقدر خوشحالم،

38:59.301 --> 39:01.061
‫پس می‌خوام همه‌ی اطرافیانم هم خوشحال باشن.

39:01.061 --> 39:05.141
‫خوشبختی مثل سرماخوردگی نیست
‫که بشه به بقیه منتقلش کرد.

39:05.141 --> 39:08.501
‫- از دستم ناراحتی؟
‫- نه، ناراحت نیستم.

39:08.501 --> 39:09.981
‫فقط تعجب کردم.

39:09.981 --> 39:11.581
‫مری لوید و جیمز؟

39:11.581 --> 39:13.903
‫حتی تو هم باید در این مورد
‫یه ذره تردید داشته باشی.

39:13.903 --> 39:16.653
‫- وقتی تو اتاقه نگاه جیمز همیشه دنبالش می‌چرخه.
‫- این که عشق نیست.

39:16.654 --> 39:17.654
‫پس چیه؟

39:17.621 --> 39:19.901
‫کنجکاوی مؤدبانه.

39:19.901 --> 39:22.901
‫تو که همیشه عاشقانه فکر می‌کردی.

39:22.901 --> 39:25.341
‫- نه، تنها مشکلی که ممکنه برامون پیش بیاد...
‫- برامون؟

39:25.341 --> 39:27.381
‫برادر جیمز خاطرخواه‌های خودش رو داره.

39:27.381 --> 39:30.901
‫- مثلاً خانم هریسون.
‫- خب، اونم یه معماست. چطور یه مرد بیوه

39:30.901 --> 39:34.861
‫- که خیلی هم شوخ نیست، انقدر انتخاب داره؟
‫- چون مَرده.

39:36.061 --> 39:38.141
‫متأسفم اگه مخالفی، جین، ولی هر چی بشه،

39:38.141 --> 39:39.581
‫جیمز باید دوباره ازدواج کنه.

39:39.581 --> 39:42.301
‫- اون بچه‌ی بیچاره مادر می‌خواد.
‫- آخه مری؟

39:42.301 --> 39:44.661
‫مطمئنی خانم هریسون اونجا نیست؟

39:44.661 --> 39:46.581
‫تو که می‌دونی برادرت چقدر تحسینش می‌کنه، کَسی.

39:46.581 --> 39:49.701
‫مزخرفه. اون از جیمز بلندتره.

39:49.701 --> 39:52.021
‫هیچ مردی زنی رو نمی‌خواد
‫که از خودش بلندتر باشه.

39:52.021 --> 39:54.421
‫به‌علاوه، شنیدم که از کشور رفته.

39:54.421 --> 39:56.821
‫خواهر عزیزم، اون فقط چشمش دنبال توئه،

39:56.821 --> 39:58.941
‫و فقط تو.
‫درسته، جین؟

40:11.181 --> 40:14.061
‫رقص سالانه‌ی شهر قراره محل اجرای

40:14.061 --> 40:16.661
‫این نقشه‌ی عاشقانه باشد.

40:16.661 --> 40:19.941
‫باید اعتراف کنم که تا حدی با مردان مجرد

40:19.941 --> 40:21.861
‫احساس همدردی می‌کنم.

40:21.861 --> 40:24.861
‫با خودم فکر می‌کنم که برادرم جیمز
‫چه احساسی خواهد داشت اگه بداند

40:24.861 --> 40:27.901
‫که موضوع چنین گمانه‌زنی‌های پرشوری شده،

40:27.901 --> 40:31.541
‫و چقدر نگاه‌های کنجکاو بِیزینگ‌استوک

40:31.541 --> 40:34.101
‫به دقت بر او متمرکز خواهد شد.

40:35.461 --> 40:38.661
‫می‌دونستم، برادرت حتی یه بارم نگاهم نکرد.

40:38.661 --> 40:41.701
‫- از لحظه‌ای که وارد شدیم.
‫- فقط داره با دوستاش حرف می‌زنه.

40:41.701 --> 40:44.181
‫زیاد غیرمنطقی نیست که با بقیه معاشرت کنه.

40:44.181 --> 40:46.941
‫بالاخره، این یه مهمونی اجتماعیه.

40:48.061 --> 40:49.941
‫نباید امیدوار می‌شدم.

40:49.941 --> 40:53.781
‫چرا یه مرد مثل جیمز آستن باید به من نگاه کنه؟

40:53.781 --> 40:56.701
‫کَسی، کاش منم مثل تو ظریف و خوش‌پوش بودم.

40:56.701 --> 40:59.861
‫تا حالا تو رو به این ظرافت ندیده بودم، مری.

40:59.861 --> 41:01.781
‫در واقع، حتی می‌تونم بگم

41:01.781 --> 41:04.941
‫- که تو امشب واقعاً می‌درخشی.
‫- خواهر عزیز، این آبی روشن

41:04.941 --> 41:07.381
‫چقدر بهت میاد.
‫کاش منم یه رنگ پیدا می‌کردم

41:07.381 --> 41:09.341
‫که به پوستم اینقدر بیاد.

41:09.341 --> 41:13.061
‫تو همه رنگی بهت میاد، الایزای عزیزم،
‫نه فقط آبی.

41:13.061 --> 41:14.981
‫من یکی که قصد ندارم تمام شب رو

41:14.981 --> 41:16.541
‫به پشت برادرم خیره بشم.

41:16.541 --> 41:17.981
‫بیا، کَسی،

41:17.981 --> 41:19.301
‫بریم یه دوری بزنیم.

41:19.301 --> 41:20.701
‫با من می‌رقصید؟

41:22.341 --> 41:24.781
‫وای نه، خانم هریسون اومده!

41:24.781 --> 41:27.501
‫کَسی، تو گفتی که از کشور رفته!
‫نابود شدم!

41:27.501 --> 41:28.821
‫مزخرف نگو.

41:28.821 --> 41:31.981
‫- کاری می‌کنیم که برادرم بدونه تو اینجایی.
‫- نه!

41:31.981 --> 41:34.141
‫کسی... چرا یه لحظه اینجا نمی‌شینیم؟

41:34.141 --> 41:36.061
‫فکر می‌کنی این کار درسته؟
‫جیمز کاملاً راضی به نظر می‌رسه

41:36.061 --> 41:37.301
‫از اینکه با خانم هریسون می‌رقصه.

41:37.301 --> 41:39.741
‫ممکنه این‌طور به نظر برسه،
‫ولی خودش نمی‌دونه

41:39.741 --> 41:41.701
‫که شاید با مری خوشبخت‌تر هم بشه.

41:41.701 --> 41:44.581
‫شبیه مامان حرف می‌زنی.
‫نباید بذاریم جیمز

41:44.581 --> 41:46.221
‫خودش سرنوشتش رو انتخاب کنه؟

41:46.221 --> 41:49.741
‫همین کار رو می‌کنه،
‫با کمی کمک از خواهران عزیزش.

41:49.741 --> 41:52.261
‫مطمئن نیستم مری لوید انتخاب درستی باشه.

41:52.261 --> 41:54.381
‫خواهرا‌ن لوید دوستان نزدیک ما هستن.

41:54.381 --> 41:56.341
‫الایزا، آره، ولی مری نه.

41:56.341 --> 41:58.821
‫چرا همیشه ازش ایراد می‌گیری؟

41:58.821 --> 42:02.261
‫مری اعتمادبه‌نفس نداره...
‫ولی وقتی ازدواج کنه شکوفا می‌شه.

42:08.501 --> 42:10.221
‫وای، فاجعه‌ست.

42:12.301 --> 42:13.741
‫بیا.

42:18.661 --> 42:19.821
‫زیبایی.

42:22.141 --> 42:23.581
‫کَ...

42:42.101 --> 42:43.261
‫برادر.

42:45.661 --> 42:47.981
‫شب خوشی بوده، نه؟

42:47.981 --> 42:49.381
‫بله.

42:49.381 --> 42:51.381
‫به نظر می‌رسه که موفق بوده.

42:52.461 --> 42:55.741
‫دیدم که داشتی می‌رقصیدی.
‫واقعاً استعداد خوبی داری.

42:55.741 --> 42:57.901
‫- جدّی می‌گی؟
‫- بله.

42:57.901 --> 43:01.421
‫من و مری لوید هم
‫دقیقاً در همین مورد حرف می‌زدیم.

43:01.421 --> 43:04.181
‫شاید بد نباشه یکم بهش توجه نشون بدی،

43:04.181 --> 43:07.021
‫مخصوصاً که انقدر تحسینت می‌کنه.

43:14.221 --> 43:15.501
‫دوشیزه لوید.

43:15.501 --> 43:17.541
‫آقای آستن.

43:17.541 --> 43:19.701
‫مایلید این رقص بعدی رو با من برقصید؟

43:25.581 --> 43:30.661
‫البته که آرزوی خوشبختی بی‌نهایت
‫برای مری و جیمز دارم، الایزا،

43:30.661 --> 43:34.301
‫ولی نمی‌تونم نگران این نباشم
‫که نکنه در این نقشه‌چینی‌ها

43:34.301 --> 43:36.661
‫برادرزاده‌ی عزیزمون، آنا فراموش بشه.

43:36.661 --> 43:39.061
‫نقشه‌چینی؟ چی...؟

43:39.061 --> 43:40.941
‫من که هیچ نقشه‌ای نکشیدم.

43:40.941 --> 43:42.901
‫من فقط نگران آنا بودم!

43:55.941 --> 43:58.381
‫می‌دونم که مری خواهرته، الایزا،

43:58.381 --> 44:01.741
‫ولی سخته تصور کنم
‫که قادر باشه نقش یه مادر رو بپذیره.

44:03.021 --> 44:05.461
‫شاید همه‌ رو غافلگیر کرد.

44:12.221 --> 44:14.781
‫کَسی، دوست داری جدیدترین فصل رو بشنوی؟

44:14.781 --> 44:15.981
‫تموم شد.

44:15.981 --> 44:17.421
‫- درباره‌ی ضیافته؟
‫- بله.

44:17.421 --> 44:19.301
‫بالاخره!

44:21.421 --> 44:24.141
‫مری بنت حتماً باید اسمش مری باشه؟

44:24.141 --> 44:26.861
‫غیرقابل‌تحمله.
‫اگه زن‌برادرمون مری بفهمه،

44:26.861 --> 44:29.341
‫خیلی خوشش نمیاد.

44:29.341 --> 44:32.621
‫نمی‌فهمه.
‫سلیقه‌ ادبی محدودی داره.

44:32.621 --> 44:35.261
‫اگه جیمز ننوشته باشه،
‫پس ارزش خوندن نداره.

44:39.701 --> 44:43.061
‫دیدن کَسیِ عزیزم در چنین روحیه‌ی شادی
‫مایه‌ی خوشحالیمه.

44:44.421 --> 44:47.901
‫یک سال کامل منتظر معشوقش مانده.

44:49.061 --> 44:51.901
‫- برای کی نامه می‌نویسی؟
‫- الایزا.

44:51.901 --> 44:54.501
‫حتماً اونم مثل ما بی‌صبرانه منتظر دیدن تام ـه.

44:54.501 --> 44:57.301
‫دلشوره دارم.

44:59.061 --> 45:01.821
‫باید اعتراف کنم منم دلشوره دارم، الایزا،

45:01.821 --> 45:06.181
‫چون لحظه‌ای فرا رسیده
‫که باید از کسی جدا شوم،

45:06.181 --> 45:09.861
‫و بایست نقش دختر مجرد خانواده رو قبول کنم.

45:09.861 --> 45:14.421
‫این جدایی را نمی‌پسندم
‫اما چاره‌ای جز پذیرش آن ندارم.

45:14.421 --> 45:15.901
‫جین؟

45:17.541 --> 45:20.781
‫من و تو همیشه خواهر خواهیم بود،

45:20.781 --> 45:22.701
‫حتی وقتی که خانم فاول بشم.

45:23.901 --> 45:26.341
‫تو برای همیشه با من خواهی بود.

45:30.941 --> 45:33.741
‫اوایل عجیبه،

45:33.741 --> 45:38.261
‫ولی... این چیزیه که اکثر خواهرها باید تجربه کنن.

45:38.261 --> 45:40.101
‫اکثر خواهرها.

45:40.101 --> 45:42.541
‫واقعاً این ‌طوری به خودمون فکر می‌کنی؟

45:42.541 --> 45:45.541
‫پس اشتباه فکر می‌کردم جایگاه خاص‌تری دارم.

45:45.541 --> 45:48.341
‫- جین، می‌دونی که...
‫- البته که می‌دونم.

45:49.581 --> 45:51.701
‫ما مثل اکثر خواهرها نبودیم.

45:55.781 --> 45:58.261
‫ما مثل اکثر خواهرها نبودیم.

46:11.221 --> 46:13.021
‫ببخشید، خانم.

46:13.021 --> 46:15.141
‫داشتم شومینه رو مرتب می‌کردم.

46:15.141 --> 46:16.581
‫برای بدکاران، هیچ آسایشی وجود ندارد.

46:16.581 --> 46:18.501
‫بذار باشه.

46:18.501 --> 46:20.101
‫همین ‌طوری خوبه.

46:21.301 --> 46:25.021
‫شروع کردم به جمع کردن وسایل خانم فاول.

46:25.021 --> 46:27.981
‫دیگه وقت زیادی نداریم.

46:27.981 --> 46:29.661
‫امر امر شماست، خانم.

46:33.981 --> 46:37.941
‫خانم مری آستن قراره به زودی برسن، خانم.

46:53.701 --> 46:54.941
‫مری.

47:03.301 --> 47:04.621
‫الایزای عزیزم.

47:05.701 --> 47:09.581
‫به محض اینکه نامه‌ات رسید،
‫به سمت استیونتون راه افتادیم.

47:09.581 --> 47:12.021
‫با اینکه از انجام این کار لذت نمی‌بردم،

47:12.021 --> 47:15.341
‫فکر کردم که باید با صبر و حوصله انجامش بدم.

47:16.381 --> 47:19.421
‫در حقیقت احساس می‌کردم که توانایی انجامش را دارم.

47:19.421 --> 47:21.661
‫چون حالا یک زن متأهل هستم،

47:21.661 --> 47:24.341
‫با یک شوهر کنارم،

47:24.341 --> 47:26.301
‫و من جزو خانواده‌ام.

47:26.301 --> 47:28.021
‫یه آستن هم هستم.

47:30.061 --> 47:31.621
‫وقتی تو سالن بودیم،

47:31.621 --> 47:34.981
‫صدای خنده‌ی کَسی و جین رو از طبقه‌ی بالا می‌شنیدم.

47:37.581 --> 47:39.741
‫می‌شد حدس زد همون‌جایین که همیشه بودن،

47:39.741 --> 47:41.661
‫تنها، ولی با هم.

47:41.661 --> 47:43.861
‫مثل انجمن خواهری مخفی دو نفره.

47:43.861 --> 47:46.821
‫درشون به روی بقیه‌ی دنیا بسته بود.

47:46.821 --> 47:49.581
‫و حتی لیدیا آن قدر خسته بود که بیشتر از

47:49.581 --> 47:53.501
‫یک جمله‌ی کوتاه نگفت:
‫«خدایا، چقدر خسته‌ام!،»

47:53.501 --> 47:56.221
‫همراه با یک خمیازه‌ی بلند.

47:56.221 --> 47:59.541
‫به نظر می‌رسد که بیش از حد می‌خندن.

47:59.541 --> 48:02.861
‫چی می‌تونه اینقدر براشون خنده‌دار باشه؟

48:02.861 --> 48:04.861
‫قبلاً برام مهم نبود، ولی اخیراً،

48:04.861 --> 48:06.981
‫خیلی آزاردهنده‌ست.

48:08.861 --> 48:10.381
‫مامان هیچ‌وقت در نمی‌زنه.

48:15.981 --> 48:19.581
‫به محض اینکه کَسی چهره‌ی منو دید،
‫فهمید برای چی اومدم.

48:21.221 --> 48:23.901
‫بهتر دیدم که تنها باهاش صحبت کنم،

48:23.901 --> 48:25.781
‫بدون حضور خواهرش.

48:25.781 --> 48:27.541
‫جین، می‌شه ما رو تنها بذاری؟

48:27.541 --> 48:29.061
‫نه، هیچ جا نمی‌رم.

48:29.061 --> 48:31.021
‫خواهش می‌کنم، جین.

48:39.021 --> 48:40.301
‫کاساندرا...

48:40.301 --> 48:42.661
‫خبر بدی داریم، کَسی.

48:42.661 --> 48:44.101
‫باید خودتو آماده کنی.

48:45.981 --> 48:47.701
‫بی‌مقدمه سر اصل مطلب رفتم.

48:48.861 --> 48:52.061
‫تام به خاطر تب زرد از دنیا رفته بود،

48:52.061 --> 48:55.501
‫و دو ماه گذشته رو در دریا دفن شده بود.

49:04.661 --> 49:06.141
‫کَسی، عزیزم...

49:07.101 --> 49:09.821
‫یه چیز دیگه هم هست که باید بهت بگیم.

49:09.821 --> 49:11.341
‫چیزی که باید بدونی.

49:12.461 --> 49:15.261
‫نباید لرد کریون رو
‫به خاطر بردن تام سرزنش کنی.

49:15.261 --> 49:17.461
‫از نامزدی شما بی‌خبر بود.

49:17.461 --> 49:19.341
‫تام این موضوع رو ازش مخفی کرده بود،

49:19.341 --> 49:22.341
‫چون می‌دونست اگه بفهمه،
‫هرگز یه مرد نامزددار رو با خودش نمی‌بره.

49:23.581 --> 49:26.501
‫میل رفتنش اونقدر قوی بود که...

49:26.501 --> 49:28.461
‫کسی، حرفش رو باور نکن!

49:28.461 --> 49:30.381
‫واقعیت داره. تو بگو، جیمز.

49:34.301 --> 49:36.141
‫تصمیم خود تام بود.

49:37.381 --> 49:40.341
‫واکنش کاساندرا کاملاً ناامیدانه بود.

49:40.341 --> 49:43.701
‫روی زمین افتاد و دچار حمله‌ی عصبی شد.

49:45.701 --> 49:47.981
‫تا به حال چنین ناله و شیونی نشنیده بودم.

49:47.981 --> 49:49.781
‫هیچ‌کس نمی‌تونست آرومش کنه.

49:51.301 --> 49:52.461
‫چی؟

49:53.781 --> 49:56.101
‫حتی یه کلمه هم نمی‌تونست بگه.

49:56.101 --> 49:59.581
‫حتماً برای هر دوی شما خیلی سخت بوده، پس...

50:00.541 --> 50:01.741
‫ممنونم.

50:03.621 --> 50:07.061
‫این غم و اندوه چه اندازه ملال‌آور و تلخه؟

50:07.061 --> 50:09.581
‫یعنی سرنوشت من اینه
‫که با دردسرهای تمام‌نشدنی

50:09.581 --> 50:13.741
‫خواهران جدیدم سر و کار داشته باشم؟
‫جایگاهی نیست که خوشایندم باشد.

50:13.741 --> 50:17.861
‫ولی زمانی که اتفاق بدی می‌افته،
‫بایستی حقیقت گفته شود.

50:42.981 --> 50:44.541
‫تو دروغ گفتی.

51:19.941 --> 51:21.781
‫اصلاً نامه‌ای از جین پیدا کردی؟

51:25.621 --> 51:27.421
‫یه دونه هم پیدا نکردم.

51:32.581 --> 51:35.621
‫بچه‌ها از هیجان دیوانه شدن.

51:35.621 --> 51:37.861
‫ولی خواهرت داره خونه‌ش رو از دست میده.

51:37.861 --> 51:39.501
‫ایزابل یه زن بالغه.

51:39.501 --> 51:40.981
‫آستن‌های همپشایر

51:40.981 --> 51:44.261
‫اولین برنامه‌ی بزرگ سفرشون رو شروع کردن.

51:44.261 --> 51:46.381
‫همون آقای محترمی نبود
‫که هر دو در سیدموث دیدیم؟

51:46.381 --> 51:49.581
‫چقدر عاشقانه،
‫عاشق شدن کنار دریا!

51:49.581 --> 51:52.741
‫اصلاً نمی‌دونم خاله مری ـت از چی حرف می‌زنه.

51:52.742 --> 51:58.742
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

51:58.743 --> 52:01.743
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
